0

عادت‌ های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

خیلی‌ها وقتی دلیل چاقی‌شون رو می‌پرسیم، سریع می‌گن: «ارثیه دیگه! از مامان‌بابام بهم رسیده!»

اما واقعیت اینه که یکی از اصلی‌ترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژن‌ها، بلکه عادت‌ های چاق‌ کننده‌ایه که کم‌کم، بی‌صدا، از دلِ سبک زندگی‌مون رشد کردن.

این عادت‌ها، نتیجه‌ی یه‌سری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی می‌برن که وزن‌مون رو بالا و بالاتر می‌برن.

😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟

تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری می‌گن:

🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمی‌شه کرد!»

اما یه سوال ساده:

🧐 واقعاً چاقی ارثیه‌ست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

منطق ذهن چاق

بلکه از همون عادت های چاق کننده‌ای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل می‌شن!

💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمی‌شم؟!» یه نکته عالی گفته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

💡 این نشون می‌ده چاقی خیلی وقتا نتیجه‌ی اون باورهاییه که باعث شکل‌گیری عادت های چاق کننده می‌شن.

پس اگه من می‌خوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.

✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:

«اگه اینو بخورم، چاق می‌شم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمی‌بینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…

📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنی‌مون رو از چاق‌کننده به لاغرکننده تغییر بدیم.

🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعی‌تر از همیشه‌ست!

هنوز خیلیا باور نمی‌کنن که می‌شه با قدرت ذهن لاغر شد!

تا بهشون می‌گی «با ذهنت لاغر شو»، یه‌جوری نگات می‌کنن انگار گفتی:

🍲 «با فکر کردن قرمه‌سبزی درست کن!» 😄

ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!

مطالعه‌ای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به این‌که فعالیت‌های ساده‌مون (مثل خونه‌داری یا پیاده‌روی) نوعی ورزشه، می‌تونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲

🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر می‌ذاره!

چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهن‌مون تکرار می‌شه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی می‌سازه…

حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:

🤷‍♀️ اگه قدرت ذهنی همه‌مون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟

🧩 پاسخ ساده‌ست: چاقی، نتیجه‌ی عادت های چاق کننده‌ست!

همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمی‌کنیم…

مثل چی؟

  • 🍿 خوردن بی‌اختیار موقع تماشای سریال
  • 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
  • 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
  • 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات

🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!

💡 ولی خبر خوب اینه که همون‌طور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، می‌تونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

عادت های چاق کننده

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همه‌چی از ذهن شروع می‌شه

ما معمولاً فکر می‌کنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگه‌ست!

🎯 چاقی از ذهن شروع می‌شه.

همه‌چی از اون لحظه‌ای شروع می‌شه که یه‌سری افکار پنهونی، آروم‌آروم تو ذهن‌مون جا خوش می‌کنن.

🧠 افکاری که کم‌کم تبدیل می‌شن به تصاویر ذهنی چاقی

مثلاً خودتو تو آینه تصور می‌کنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال می‌گردی، یا همیشه احساس می‌کنی اضافه‌وزنت زیاده.

اینجاست که یه اتفاق مهم می‌افته:

ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهن‌مون ثبت می‌کنیم 😕

و ذهن، برای اثبات این انتظار، یه‌سری رفتار طراحی می‌کنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.

  • 🍪 خوردن بدون گرسنگی
  • 😣 ریزه‌خواری موقع استرس
  • 🍕 پرخوری از ترس این‌که “شاید دیگه گیرم نیاد!”
  • 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی می‌شه!

با دقت به نکات این جلسه، متوجه می‌شی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…

و مهم‌تر از اون:

چطور می‌تونی آروم‌آروم، این عادت‌ها رو با عادت‌های متناسب‌کننده جایگزین کنی 💚

خطاهای مغز چاق

دلیل اصلی چاقی

چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاق‌کننده هستند. 🤔

این رفتارها به واسطه افکار چاق‌کننده‌ای شکل می‌گیرند که نگرش‌های ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد می‌کنه. 💭

در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:

۱. نگرش ضعیف‌کننده 💔

۲. نگرش قدرت‌دهنده 💪

وقتی به هر دلیلی فکر می‌کنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونی‌تون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔

یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون می‌گیرید و به غذا می‌دید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل می‌گیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف می‌کنیم، تعیین‌کننده وضعیت جسمی ماست.” 😞

اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمی‌تونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷‍♀️

همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمی‌تونن به اندازه‌ای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕

حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور می‌تونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨

قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔

تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر

تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آن‌ها درباره خودشان است. 🧐

هیچ انسان لاغری به خودش نمی‌گوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچ‌کدام از آن‌ها عقیده ندارند که غذایی که می‌خورند باعث چاقی‌شان خواهد شد. 🍽️

نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شده‌اند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را می‌شناسیم که به مراتب بیشتر از ما می‌خورند و حتی فعالیت روزانه آن‌ها کم‌تر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی می‌مانند. 🤔

این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشان‌دهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفت‌های زیاد بشر در زمینه‌های مختلف، هنوز نگرش‌های اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡

این تفاوت‌های ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرش‌ها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌

تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن

برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.

باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامه‌های رژیمی و ورزش‌های سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهم‌ترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠

مهم‌ترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡

وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنش‌های رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪

این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، به‌طور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما می‌شوند. 🔄✨

⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌ های چاق‌ کننده

آگاهی از تفاوت عادت‌های خود با افراد متناسب به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی ساده‌تر و منطقی‌تر خواهد شد.

مرحله اول:

برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.

  • عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟
  • عادت های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟
  • لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.

به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاق‌کننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاق‌کننده تبدیل می‌شود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمی‌توانم لاغر شوم.

بعنوان مثال من عادت داشتم با وعده‌های غذایی نان می‌خوردم و تصور می‌کردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود می‌دانستم.

مرحله دوم:

نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده می‌کنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر می‌توانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟

اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می‌کنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی می‌کنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.

چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می‌کنند اما شما از این عبارت استفاده نمی‌کنید؟

سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانی‌ها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.

ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 287 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11424
413 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام به همه ی عزیزان و استاد بزرگوار که این آموزش‌ها رو بدون هیچ چشم داشتی در اختیار ما قرار دادن راستش من سال گذشته با این آموزش‌ها به طور خیلی شگفت انگیزی تو سه ماه بدون اینکه تلاشی کنم ۸ کیلو کم کردم منی که ۲۰۰  گرم به زور کم میکردم ولی متأسفانه ادامه ندادم استاد درست میگن واقعا باید مستمر تو این مسیر با اطمینان قدم برداشت باوری که تو این یک سال باعث‌ شد برگردم این بود که فک میکردم وقتی درس میخونم چاق میشم و این اتفاق افتاد و خودشو به صورت عادت بد ریزه خواری نشون داد این چند روز که آگاهانه به رفتارم دقت میکنم ریزه خاریم کنترل شده و دوباره دارم نقطه ی سیری رو بیدا میکنم من لایق اندام و هیکلی زیبا و عزت نفس بالایی هستم بس ایندفعه با قدرت و استمرار بیشتری به مسیرم ادامه میدم تا رسیدن به هدف 

      با آرزوی موفقیت روزافزون در مسیر تناسب فکری برای همه ی زیباجویان عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم ش
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۵ ۲۲:۳۶
      مدت عضویت: 525 روز
      امتیاز کاربر: 7895 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام با سپاس از خداوند بزرگ که مرا به راه هدایت کرد

      وتشکر از استاد گرامی

      عادت به کارهایی که ما بدون تفکر انجام می دهیم بیان میشه اونها بوسیله خودمون که مرتب کاری رو انجام می دادیم بوجود آمده مثل عادت دیر خوابیدن عادت تند راه رفتن

      تند غذا خوردن ….من عادت تند غذا خوردن رو عاملی در چاقی خودم می دونم و همچنین اینکه هر غذایی که برایم بزارن نه نمی‌گم ومی خورم خوش غذا هستم و از هیچ غذایی نمی‌گذرم 

      اما وقتی سیر هستم خدایی هیچ غذایی نمی خورم وهر چه اصرار کنند می گویم میل ندارم آخرین بار تازه صبحانه خورده بودم دوستانم در کوهنوردی هر چقدر اصرار کردن به خوردن صبحانه نپذیرفتم حس خوبی داری یک حس سبکی و اعتماد بنفس م وقتی فکر می کنی کاری بیهوده انجام ندادی وبه بدنت احترام گذاشتی خدارو شکر میگی الهی شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ماهی
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۴ ۱۰:۱۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      سلام ۱۵ روزیه با مطالب آشنا شدم و هر روز گوش میکنم و در موردش مینوسم 

      خودمو آدمه موفقی میدونم و خب واقعا هم موفقم همیشه چیزهایی که میخواستم را رو کاغذ آوردم و مسیرش را برای خودم مشخص کردم اما هیچ وقت به تناسب اندام به عنوان موفقیت فکر نکرده بودم به نظرم تناسب اندام همیشه تو ذهنم شکست زندگی من بود الان که به خودم نگاه میکنم خیلی هم متناسبم ولی با وزن ۷۵ یا نهایتا ۸۰ همیشه خودمو نا متناسب دونستم حتی وقتی ۶۰ کیلو بودم هم برای خودم نامتناسب بودم به شروع داستان زندگی نامتناسب خودم فکر کردم جریان ازون جایی شروع شد که وقتی دست به هر کاری میزدم موفق بودم به نسبت بقیه کم تر تلاش میکردم ولی جلو تر بودم البته این نظر اون ها بود چون تلاش منو نمیدیدن اونوقت کافی بود یک جایی ویژه نباشم تا بهم بگن خدا به همه که همه چیز نمیده 

      این جمله را راجع به دوتا موضوع تو زندگیم باور کردم یکی حافظه است مدام از دیگران مخصوصا مادرم لین دلداری را شنیدم که تو نابغه ای حالا یکم حافظه نسبت به بقیه کم تر فعاله و این باور باعث شد من به سمت حفظ کردن هم نرم حتی کد ملی هم تا ۲۵ سالگی حفظ نبودم چهار پنج سال پیش فهمیدم من از عموم جامعه میتونم حافظه بهتری داشته باشد فقط این باور اجازه نمیداد ازش استفاده کنم دلیل به وجود اومدن این باور را گفته اطرافیان نمیدونم حرف اونا فقط بهش دامن میزد به نظرم قوتم توی تهلیل و رسیدن به اهداف باعث شده بود که فکر کنم حافظه ام مشکلی داره در حالی که باور بود که مشکل را ایجاد کرد

      این تجربه را راجع به حافظه ام داشتم ولی هیچ وقت به تناسب اندام اینطور فکر نکرده بودم ولی دقیقا از همین جا شروع شد تو بچگی خیلی لاغر بودم و همش اینو میگفتن که نگران نباش بزرگ میشه تپل میشه خدا که به همه همه چیز نمیده اصلا متناسب بودن یادم نمیاد بزرگ شدن از لاغری ناگهان چاق شدم و تغییر رفتارم را تو ۱۳ سالگی یادمه ، به افراد خوش اندام غبطه میخوردم و مامانم میگفت تو مامان و بابا خوب و ذهن خوب و موفقیت داری فلانی مامان نداره خدا بهش اندام خوب داده و من عرض مدت یک سال۱۸ کیلو اضافه کردم چون باور داشتم یا باید لاغر باشم یا چاق و من متناسب نخواهم بود.

      الان سه روزه اینو فهمیدم و از اول فایل ها رو شروع کردم و تصمیم گرفتم به سبک همه ی موفقیت های زندگیم عمل کنم نه باوری که از روی کج فهمی جامعه به وجود اومده 

      به نظرم میاد باوری در وجودم تغییر کرده یا حد اقل بهش آگاه شدم پس تصمیم گرفتم رفتارم را با باور صحیح تنظیم کنم تا باور صحیح در وجودم محکم تر بشه و رفتار های صحیح دیگه را به وجود بیاره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۱۶:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 368 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم، من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.

      اینکه در طول روز به چه موضوعاتی دقت می کنیم خیلی مهمه. اگر دغدغه اصلی ماها که اضافه وزن داریم، متناسب شدن نباشه، قطعا در این مسیر شکست میخوریم.

      یه بار برای همیشه باید تصمیم گرفت و لاغر شد. یا لاغری یا مُردن. 

      حس خوب در این مسیر زمانی سکل میگیره که از منفی ها و دغدغه های بی سرانجام پرهیز کرد.

      حس خوب زمانی شکل میگیره که، زمانی که سیری بگی میل نداری و اضافه نخوری

      حس خوب زمانی شکل میگیره که اضافه چای ات رو دور بریزی

      حس خوب زمانی شکل میگیره که با تعارف بقیه، مجبور نشی با زور یه چیزی بخوری.

      حس خکب زمانی شکل میگیره که ماهها نوشابه نخورده باشی

      حس خوب زمانی که خوراکی های رنگی رنگی نخری رو توی خونه انبار نکنی‌.

      وقتی حست خوب باشه، احساس لاغری می کنی. با مرور زمان و تکرار چنین رفتارهایی، نتیجه میشه لاغری و تناسب اندام…..

      از دیشب تصمیم گرفتم تمام تمرکزم رو بزارم روی سایت و این مسیر رو پر قدرت تر ادامه بدم. یه موضوعی بین افرادی که اضافه وزن دارن اینه که ماها خیلی با اراده هستیم. بارها زمین خوردیم و ادامه دادیم. بارها راه اشتباه رو رفتیم و خسته نشدیم.

      سرزمین لاغری خیلی قشنگه. این روزها که متناسب شدم از درون حالم خوبه. لباسهام همه اندازم شدن. نگران نیستم کسی نگام کنه. قبلن لباسهای گشاد و تیره میپوشیدم ولی این روزها علاوه بر روحم به جسمم هم میرسم. هر روز روحم از سایت تغذیه می کنه و جسمم لباسهای خوشگل میپوشه. خیلی دوست داشتم یه روزی لاغری برام آسون بشه. اون زمان ها همیشه فکر میکردم هر روز چاق و چاق تر میشم. ولی الان میدونم هر روز لاغر و لاغرتر میشم. من حتی الان لباس نمیخرم چون میدونم تا ماه بعد لاغرتر و متناسب تر میشم. فعلا دست نگه داشتم.

      ممنونم از شما جناب استاد عطار روشن. همیشه برام سواله با اینکه اون زمان کسی نبوده و این ایده از خودتون بوده، چطور ادامه دادین. چطور خسته نشدین. داخل فایل ها هم گفتین بعد از چندین ماه نتیجه گرفتین. من فقط می تونم از شما تشکر کنم و برای سلامتی خودتون و خانوادتون دعا کنم 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ✨یکتا✨
        ۱۴۰۳/۱۲/۱۴ ۰۵:۴۶
        مدت عضویت: 788 روز
        امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        سلام گلی خانم🥰

        از خواندن دیدگاهتون بسیار لذت بردم🥲

        و اکثز اون حال های خوبی که مثال زدید رو در خودم دیدم و این باعث شد بیشتر احساس توانمندی و لاغری کنم 😊

        این که بیان کردید متناسب شدید هم به من انگیزه داد🙂

        ممنونم بابت این دیدگاه بسییییارر زیباتون که حالمو خوب کرد😇

        امید وارم در مسیر زیبایی و متناسب شدن پایدار بمانید و هر لحظه بهتر از قبل بشید 

        خدانگهدارتون😇

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ۲۳:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 721 کلمه

      عادت های که خودم باعث تغییرشون‌شدم و باعث چاقیم شد 

      1. من بعداز خوردن غذا هیچ موقع میوه یا چایی و شیرینی نمی‌خوردم ولی بعد از ۱۷سالگی که چاق شدم اینکارو‌کردم‌یا بعداز غذام خیلی هله هوله میخورم
      2. من اصلا با غذام نون نمی‌خوردم و تو چاقیم باغذام کلی نون می‌خورم
      3. از نوشابه به شدت تنفر داشتم اصلا نمی‌خورم مگه تو مهمونی چقدر اصرار میکردن فقط تو لیوانم خالی میکردم تو موارد خیلی نادر یه قلوب می‌خوردم و تو چاقیم با معده خالی میرم سر یخچال و می‌خوردم
      4. از ماست موسیر و بادمجون و لوبیا و مرغی که خیلی رگ و… داشته باشه مثل رون مرغ یا چربی گوشت اصلا لب نمی‌ زدم حالت تهوع می‌گرفتم ولی وقتی چاق شدم اصلا برام اهمیتی نداشت اینا رو میخورم و این تغییر اون عادتس که ذهن من باور کردکه چاق بشه به خاطر افکارم و حرفا و حالا هر چی میاد دم دستم خب بخورم مهم نیست چیه اصلا دوسش دارم یا نه
      5. من مخصوصا بعد از شام دیگه چیزی نمی‌خوردم و بعدچند ساعت هم می‌خوابیدم تا صبح ولی تو چاقیم من بعد از شام کلی میوه و کیک و چایی وخرما و…. می‌خوردم تازه ساعت ۲شب میگم عه چقدر گرسنمه و غذا میخورم
      6. من چایی دوست نداشتم بیشتر وقتا میشد که یک هفته بود چایی نخوردم حتی مهمونیا .دیگه خیلی تعارف میکردن برمیداشتم خیلی کم از چاییم می‌خوردم یادمه همیشه میگفتم پس تو نصف چاییت مونده و میگفتم نمیتونم  بخورم ممنون ولی الان که چاقم حتما روزی ۴تا چایی رو باید بخورم  با شیرینی یا نبات یا خرما یا بیسکویت
      7. من خیلی آروم غذا می‌خوردم یعنی ناهارم شاید ۵۰دقیقه طول می‌کشید و خیلی آروم و در آخر هم هیچ نوشیدنی نمی‌خوردم حتی آب ولی تو چاقیم تو صدم ثانیه کلی غذا میخورم و کلی آب و دلستر و نوشابه پشت سرش تند تند غذاخوردنم جای آروم غذاخوردنم رو گرفت
      8. حبوبات نمی‌خوردم .سیر ،پیاز سرخ شده درشت، ماهی ولی الان که چاقم اصلا چیزی به عنوان دوست داشتن نیست فقط به این فکرم که بخورم فرقی نمیکنه حبوباته سیره،ماهی یا هر چیزی که قبلاً نمی‌خوردم
      9. همیشه غذا آخرین گزینم بود یا در حال کار بودم یا رقص رو خیلی دوست دارم میرقصیدم گاهی وقتا به ۳ساعتم می‌کشید خیلی فرز بودم . ولی تو چاقیم اولین کارم غذاست اولین انتخابم غذاست اگرم بخوام فعالیتی داشته باشم مثل رقص تو این فکرم که باهاش لاغر بشم و چاقی باعث شده نتونم مثلاً قبلاً فرز باشم زود به تنگی نفس میافتم یا هی بهونه میارم حالا امروز ولش کن حالا بعداز انجامش میدم.یادم‌نمیاد کی رقصیده باشم حس و حالشو دیگه ازم پریده و قبلاً که تناسب داشتم بدون استثنا هر روز برای خودم موزیک میذاشتم و میرقصیدم و الان نه
      10. من خیلی بد دل بودم به جوری بود موقع خوردم غذا اگه مستند حیوانات میذاشتن دیگه غذا نمی‌خوردم یا یه چیزی تعریف میکردن که اسم سوسکی یا …. سریع میکشیدم کنار و میگفتم دیگه نمی‌خورم حالم بد شدیادمه یکی از فامیلامون میدونست من بد دلم و یه هفته ای اومدن خونمون و میذاشت سر سفره که من شروع میکردم به خوردن یه چیزی تعریف میکرد که دعواشده زدم تو صورت فلانی پر خون شده یا …..که من نخوردم و من واقعا نمیتونستم ادامه بدم و میشدم کنار و می‌خندید می‌گفت افیش نذاشتم غذا بخوری ولی بعد از چاقیم یادم نمیاد به خاطر چیزی از غذا دست کشیده باشم حتی اگه تهوع آور ترین چیزرو هم تلویزیون نشون میده یا چیزی تعریف کنن اصلا من به خوردم ادامه میدم با سرعت

       در مورد میل نداشتن که اصلا نمیتونستم بگم و بعد از گوش دادن به فایل های آموزشی و تکرار عبارت میل ندارم خیلی کمک کرده بتونم در موقعی پرخوری دیگه نخورم و بگم میل ندارم و واقعا هم نداشتم نه اینکه بگم نمی‌خورم ولی چشمم دنبالش باشه ای وای چرا نخوردم و اینا نه واقعا نتونستم بخورم  من خیلی بیسکویت میخورم با چایی ولی چند وقته نمیتونم دیگه بخورم با اینکه تو خونه دارم  ولی میلی ندارم به خوردنش و چایی هم خیلی وقته خالی میخورم و خیلی کم میخورم وخوردن تنقلات و میوه بعداز غذا یک ماهی میشه که میل ندارم بعداز غذا چیزی بخورم و به راحتی از کنارش رد میشم 

      با سپاس از استاد گرامی ممنون ازتون بابت این آموزش ها من الان در عالی ترین حالت ممکن هستم چون ۴ماه که دوره ها رو شروع کردم تو وزن ایده آل خودم هستم واین حس خوب رو مدیون شما هستم مچکرم

       خداوندا سپاسگزارم برای هدایتم به این سایت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام و درود
        به شما دوست عزیز تبریک میگم و خوشحالم احساس بهتری داری😊
        با انگیزه و اشتیاق ادامه بدید.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ۲۳:۰۴
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      سلام به استاد گرامی 

      من به لطف شما و خدای مهربان به تناسب اندام رسیدم ولی همچنان در مسیرم که شگفتی ساز بشم و به ایده آل خودم برسم 

      من تا ۱۷سالگی تناسب داشتم حتی کمبود وزن هم داشتم و دقیق یادمه که خودم با ذهنم وبا تغییر ضمیر ناخودآگاهم چاق شدم و عادت هامو عوض کردم شروع کردم به : 

      1. پرخوری
      2. ساعت ۱۲شب به بعد غذا خوردن به خاطر اینکه قبول داشتم که غذا موقع خواب باعث چاق شدنم میشه جذب میشه
      3. ریزه خواری
      4. خوردن نوشیدنی های گاز دار که تا ۱۷سالکی دوست نداشتم اما روزا ۲دلستر می‌خوردم و شبا نوشابه
      5. چربی غذا ها رو می‌خوردم میگفتم اینا چاقم می‌کنه
      6. با خودم تکرار میکردم که حتی آب هم میخورم چاق میشم
      7. غذاهایی که دوست نداشتم می‌خوردم
      8. نان با غذا می‌خوردم
      9. خوردن تنقلات زیاد از حد

      من خیلی کارا کردم که چاق بشم و در عرض دوماه چاق شدم اما بعد از اون دیگه داشت بیشتر میشد وزنم و من نمیخاستم که عادت بد تند تند غذا خوردنم بهش اضافه شد باور ازدواج و بارداری و ارث هم بهش اضافه شد 

      نمی‌دونم با اینکه میدونستم من خودم با ضمیر ناخودآگاهم چاق شدم اما نمی‌تونستم دوباره با تغییرش لاغر بشم استاد تو فایل هاش کمکم کرد که بفهمم از اون مسیری که اومدم باید برمیگشتم نه با تحت فشار دادن جسمم و الان به کمک استاد تونستم با قدرت ذهن ناخودآگاهم عادت هاموبه فابریک قبلش برگردونم و موفق بودم و الان از تناسب اندام لذت میبرم  

      با پوشیدن هرلباسی که قشنگ به تنم میشینه با پوشیدن لباس های که آرزوی پوشیدنش رو داشتم با فرز شدنم با سبک بودنم با پوست عالی که این روش برام به ارمغان آورد که تو روش های دیگه حتما نیاز به بوتاکس خیلی چیزهایی دیگه بود اما الان نه افتادگی پوستی هیچی تازه شاداب تر شدم واقعا خوشحالم و هر بار که خودم رو میبینم یا کسی تعریف می‌کنه که چه لاغر شدی و خوب شدی یاد استاد میافتم و ازش ممنونم و دعاگوتون هستم استاد 

      به قول استاد ماها که چاق بودیم یه حس خاص و زیبا رو تجربه میکنیم با تناسب انداممون و کسایی که همیشه متناسب هستن این حس رو درک نمیکن یه ذوق خاصی داره این حس رو برای دوستانی که در این مسیر هستم آرزو میکنم 

      من میل ندارم 

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست

      با سپاس از استاد عزیز ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار رها
        ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ ۱۱:۵۵
        مدت عضویت: 749 روز
        امتیاز کاربر: 9042 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        با سلام و درود ثنا خانم گرامی 

        از خواندن دیدگاهتون لذت بردم و از اینکه توانستید به نتیجه برسید و لذت بدست اوردن تناسب  را بچشید خوشحال شدم .🌸

        امیدوارم، منم  مثل شما حس و لذت بدست اوردن تناسب  را ببرم و اینجا از این حس و حالم بنویسم 🙏

        براتون بهترینها را آرزومندم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جوانه
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۷ ۰۶:۱۷
      مدت عضویت: 1187 روز
      امتیاز کاربر: 1357 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      به نام خدا

      تمرین میل ندارم روز هفتم و هشتم و نهم:

      دیشب بعد از شام تولد دوستم بود. سهم کیکم رو نخوردم چون سیر بودم و میل نداشتم. 

      موقع صبحانه فقط یه کف دست نون سنگک خوردم بیشتر از اون میل نداشتم. 

      عصر پرتقال و نارنگی پوست کندم ولی فقط تونستم نارنگی بخورم. 

      مثل این چند روز گذشته حجم برنجی که می‌خورم کمتر شده چون میلی به خوردنش ندارم.

      احساس قدرت دارم و دیگه میتونم وقتی سیر هستم، غذا نخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جوانه
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۴ ۰۰:۵۰
      مدت عضویت: 1187 روز
      امتیاز کاربر: 1357 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      به نام خدا

      تمرین میل ندارم، روز سوم و چهارم و پنج و ششم: 

      طی ۴ روز گذشته رفته بودم اردو و اونجا هر سه وعده به ما غذا می‌دادن و دو وعده میان‌وعده داشتیم.

      من چون میلی به خوردن کامل نون صبحانه نداشتم، نصف آن را با پنیر می‌خوردم و حلوا شکری رو اصلا باز نمی‌کردم.

      وعده های ناهار یا شام رو هم برای اینکه زیاد بود، به دوستم پیشنهاد دادم که دو نفری بخوریم، چون میدونیم یه غذای کامل رو قطعا نمی‌خوریم. و اینطوری اسراف هم نمیشه.

      حتی نوشابه یا دلستر رو هم نصف می‌کردیم.

      توی کل دوره فقط سه بار میلم کشید که آبمیوه بخورم. طعم هلو یا انبه رو هم که می‌دادن، چون اصلا دوست نداشتم، نمی‌خوردم.

      کیک هم فقط بعضی وقتها که میلم می‌شد با دوستم دو نفری می‌خوردیم.

      از اینکه میلم نمی‌شد تمام چیزایی که توی اردو میدن رو بخورم، در پوست خودم نمی‌گنجیدم! 

      این رفتارهای جدیدم خیلی جالب بود برام، چون وقتی دقت کردم دیدم افراد متناسبی که توی اون دوره هستن، دقیقا همین‌طوری غذا می‌خورن. چون میدونن همه پرس رو نمی‌خورن، با دوستاشون غذا رو نصف می‌کنند و اگر نیاز بود، چند قاشق بیشتر از پرس غذای دوم می‌خوردن تا اسراف هم نشه.

      قبلا همیشه توی اردو  فکر و ذکرم درگیر خوردن غذا بود. چون فکر می‌کردم همیشه چیزای خوشمزه ای میدن که توی خونه‌ی خودمون گیرم نمیاد و مامانم نمیذاره همچین چیزی بخورم، پس تا اینجا هستم باید بخورم.

      اتفاقا تابستون سال اولی که رفتم خونه، وقتی می‌خواستم غذا درست کنم، مامانم یه سری غذا ها مثل ناگت یا ماکارونی رو نمی‌ذاشت درست کنم یا بخورم چون فکر می‌کرد هرچی توی اون چند ماه کم کردم برمی‌گرده. در صورتی که من همون غذا ها رو می‌خوردم و توی ۵ ماه ۲۰ کیلو کم کرده بودم. و همین رفتار مامانم باعث شد که از سال بعد نسبت به خوردن غذاهای سلف هم حرص و ولع بگیرم و توی خوابگاه هرچی که نمی‌تونم خونه بخورم رو به مقدار زیاد بخورم، با اینکه کیفیت غذای سلف همچین جالب هم نیست ولی من میل زیادی به خوردنش پیدا کرده بودم. برای همین من توی اون تابستون و سال تحصیلی دوم دوباره ۱۰ کیلو برگشت داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghanbarimahbobe92
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۳ ۲۱:۴۰
      مدت عضویت: 2139 روز
      امتیاز کاربر: 9458 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      باسلام به دوستان عزیزم و استاد گرانقدرم دکتر عطار روشن

      عادتهای من اینکه هر غذایی هر جا ببینم میگم حیف بخور گیرت نمیاد و به حد درد شکم میرسن و غذات تا ته باید بخوری اسرافه دور نریز خدا خوشش نمیاد.

      نقطه ی سیری رو هنوز تشخیص نمیدم و غذاهها رو تند تند و با ولع زیاد میخورم .

      هر فرصتی رو غنیمت شمردن برای سود و منفعت خودم 

      اصطلاح میل ندارم تا حالا نشده به کار ببرم و از این بعد سعی و حواسم رو جمع میکنم خودم رو در موقع مواد غذایی که اگر سیر هستم بگم میل ندارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها یاری
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۳ ۱۷:۰۱
      مدت عضویت: 749 روز
      امتیاز کاربر: 9042 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      با سلام و درود خدمت استاد و همراهان

      از گوش دادن به این فایل 

      یاد یک ضرب المثل افتادم

      قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

      از این فایل دریافتم که اطلاعات که از محیط میگیریم بر اثر تکرار از طریق ذهن خوداگاه و منطق به ذهن ناخوداگاه ارسال میشه در اثر تکرار ذهن ناخوداگاه می پذیره

      و به باور ما تبدیل میشه و بصورت فرمول عمل می کنه و دستور به مغز میده و موجب  واکنش و رفتار  ما میشه و در اثر تکرار  این رفتار به یک عادت تبدیل میشه

      و در نتیجه این عادت موجب شخصیت ما میشه

      و

      شنیدیم  ترک عادت هم موجب مرض  هست 

      و قبل از اینکه عادتها را شناسایی کنیم و فرمولهایی که باعث رفتار را شناسایی کنیم

      دنبال تغییرات از بیرون هستیم با ورزش  رژیم  و …که نتیجه داعم نداره 

      چون علت از درون ما نشات گرفته  

      برای ترک عادت نیاز هست ،اطلاعات درست  را از طریق آموزش دیدن فایلها را گوش دادن از  منطق و ذهن خوداگاه وارد ،قسمت ذهن ناخوداگاه بکنیم

      و در اثر تکرار ،باور جدید ساختن و جایگزین باورهای غلط و قدیمی بشه و دستور جدید به مغز و دستور رفتار درست و با تکرار رفتارهای درست ،عادتهای غلط را ترک کنیم 

      تا به لاغری داعمی برسیم

       عادتهای غلطی که در من شکل گرفته بود 

      یکیش این بود که بشقابم را تمیز کنم وگرنه غذا اسراف نشه و گناهه

      مهمانی میرم  ،دور همم هستیم  این یکدفعه بی خیال ،بزار خوش بگذره

      موقعی که خانواده گرسنه شده ، سفره میندازم و  عادت به دور همی و کنار هم غذا خوردن 

      عادت این یکدفعه را بی خیال بخور و خوش بگذرون   و عادت حیف نشه و غذا اسراف نشه  و تند تند غذا خوردن و پرخودی  بدترین عادتی بود که متاسفانه 

      نگذاشته به پیام گرسنگی واقعی و سیریم توجه کنم

      و باعث شده بیشتر از نیازم غذا بخورم

      و با فشار معدم و احساس پر و سنگینی

      و احساس گناه و سرزنش 

      دست از خوردن بکشم 

      عادت ریزه خواری و ناخونک زدن 

      بعد به خودت میای میبینی همش بهانه ای داری برای خوردن 

      و دیگه نمی تونی دست از خوردن اضافی بکشی

      و در اطرافم افراد متناسب و لاغر اندام میبینم

      تا گرسنه نباشن لب به هیچی نمیرنن

      نمیگن بی خیال فقط این یکدفعه خوش بگذرون 

      نمیگن حیفه غذا  اسراف نشه

      نمیگن این غذا را از دست میدن پس بیشتر بخورم و لذت ببرن 

      نمیگن

      حیفه این شیرینی خیلی خوشمزه بود  را از دست ندم 

      بلکه اگر سیر باشند و یا دوست نداشته باشند

      به راحتی میگن میل ندارم

      و لب نمیزنن

      و هر چی که دوست دارند و می خورند و تا احساس سیری کنن دست از خوردن می کشن

      و قبل از درد و فشار معده دست از خوردن می کشند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا