0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Zohreh Abotalebiyan
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۵ ۰۹:۴۸
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 573 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      سلام استادگرامی
      چرامن چاق هستم
      قبلاهزارویک دلیل براچاقیم داشتم
      قبلاهمه درچاق شدن من دخالت داشتندواونامقصرچاقیم بودندنه خودم
      قبلابرابرطرف کردن چاقیم ولاغرشدن هرکاری بگیدانجام دادم ولی باورم این بودکه لاغرشدن خیلی سخته وزجر میکشیدم که چرابه این راحتی وبه قول معروف مثل آب خوردن چاق میشم ولی حالابایدبراچندکیلووزن کم کردن اینقدرزجربکشم
      قبلاموقع غذاخوردن به جای لذت بردن فقط دلهره واضطراب داشتم که دیدی ایناخوردم حالادوباره چاق میشم واین همه رژیم گرفتم بای مهمونی همه چیز خراب شد
      قبلا باورماینبودویابهتربگم مطوئنبودم چاقی من ارثی است که ازمادرم بهم رسیده بارهااین سوال براپیش اومده بودکه چرادوتاازخواهرام متناسبندولی من ویه خواهردیگم چاقیم ومادرم همیشه به مادوتامیگفتندکه مناحلال کنیدچون مندربارداری شمادوتا ازآمپول وقرص هورمونی استفاده کردم براهمینه که شماچاقیدولاغرهم نمیشید
      یادم وقتی رژیمای سختی میگرفتم ودرروزچندین ساعت پیاده روی میکردم به محض پیداشدن کوچکترین علائم لاغری پدرم میگفتن دوباره رژیم گرفتی چرااینقدرخودتااذیت میکن توکه لاغرنمیشی واین حرف تمام انرژی مناازبین میبردباورتون نمیشه باشنیدن این حرف زانوهام سست میشدوسرم چنان داغ میشدکه انگاردر یه کوره آتتیش قرارگرفتم قلبم تندتندمیزد وبه حال خودم گریم میگرفت که چرامامانم دربارداری من اینقدرقرص وآمپول هورمونی استفاده کرده خوب بازم که بچه داشت حالاوقتیم که من سقط میشدم مگه چی میشدبهترازاین وضع کنونی من بود
      چون صورتم شبیه مادرم بودهمه این باوراداشتندوبه منم تلقین کرده بودند که منم مثل مامان چاق میشم یادم یه روزی مادرم به خونه ماآمدندوچون بیماربودندپادردواضافه وزن وقتی میخواستندازدوتاپله برندبالانمیتونستندوازدستاشون کمک گرفتندوچهاردستوپا رفتنددرحالی که شوهرم کمکشون میکردوخواهرم به من گفت زهره مامانا ببین آینده توست توهم درآینده همین میشی پس یه فکری براخودت بکن گفتم چکارکنم منکه هرکاری میکنم فائده ای نداره گفت رژیم بیشتری بگیرورزش بیشتری بکن نمیدونم هرکاری میدونی بکن چون آینده توهم همینه.
      حالاباعنایت پروردگارم وکمک استادخیلی چیزائ یادگرفتم
      چاقی محصولمجموع عادتهای ماست وعادت یه فکرساده استکه هی تکراروتکرار میشه وتبدیل به باورمامیشه
      حالامیدونم عادتهاازکجاشکل میگیرند
      عادتهاازباورماشکل میگیرندکسی که
      باوردارهژنتیکوارث نقش زیادی دراضافه وزن ماداره خوب مطمئنا چاق خواهدشد
      باورمجموعافکاروحرفهائی استکه ازاطراف شنیده ایم وباورهای ماناخودآگاه عادتهای ما میشندوجسم مابراساس باورها وبوسیله عادتهاتغییر میکند
      پسبنابراین راه درست اینه که باورهاموناتغییر بدیم.به هراندازه که باورهاموناتغییربدیم عادتهامونم تغییرمیکنه درنتیجه جسم ماهم تغییرخواهدکرد

      پس بایدباورهای اشتباه راشناسائی کنم وباورهای درست راجایگزینش کنم تابه این ترتیب عادتهای اشتباه راکناربزارم تاعادتهای درستصورت بگیردودرنتیجه شاهدتغییرجسمم باشم وبه آرزوم وتناسب اندام برسم
      من به کمک خداوآموزشهای استاد موفق خ اهم شداینا مطمئنم وبهش ایمان دارم وتمام سعی وتلاش خودم راخواهم کردونتیجه مثبت میگیرم
      من به آرزوم( رسین به تناسب اندام) قول رسیدن دادم نه فوری ولی حتمی

      ببخشیداستادسرتونادردآوردم
      یه دنیاتشکروخداراشکرکه شماهستیدوخداهمیشه وهمیشه نگهدارخودتون وخانواده گرامیتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nooshinnn1360
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۳ ۱۳:۳۱
      مدت عضویت: 2353 روز
      امتیاز کاربر: 224 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام براستاد و همه دوستان
      عادات بد غذایی من
      با چاییم حتما یه چیز شیرین میخورم
      ریزه خواری
      چون کمرو هستم تو مهمونیا تمام بشقابم میخورم البته تصمیم گرفتم عادتموترک کنم
      خوردن ته دیگ با غذا حتما
      چون یه فرد گوشی هستم هرماده غذایی رو که همه بگن میخورم که اینم با قاطعیت ازبینش میبرم
      به خاطر استرسام خیلی به غذا روی میارم
      ولی از امروز متعد میشوم که تمام عادتهای بد غذایییم و زندگیم رو ازبین ببرم و تبدیل به یک فرد مثبت اندیش بشم و خیلی خوشحالم که با شما استادعزیزاشناشدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tehraniran1356
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۳ ۰۹:۱۹
      مدت عضویت: 2354 روز
      امتیاز کاربر: 215 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیزم
      استاد عزیز راستش من تقریبا دو ساله با آموزشهای آقای عباس منش و آقای شریفی و دیگر اساتید عزیز روی ذهنم کار می کنم و مطمئن هم بودم باوری اشتباه در ذهن من باعث چاقی شده که با آموزشهای عالی شما این باورها رو پیدا می کنم و باورهای لاغری رو جایگزین می کنم
      عادتهای من :
      عادت دارم که هر روز حتما یه چیز شیرین بخورم
      عادت دارم که همیشه هنگام فیلم دیدن تنقلات بخورم
      عادت دارم به محض اینکه بیرون میریم تنقلات بخورم
      عادت دارم غذایم را تا تهش بخورم
      عادت دارم هر کی هر چی می خوره منم در کنارش حتما بخورم در واقع همیشه میل به خوردن دارم و با واژه میل ندارم آشنا نیستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار bagary67
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۲ ۱۶:۰۶
      مدت عضویت: 2375 روز
      امتیاز کاربر: 315 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی
      خدارو شکر که با دوره شما آشنا شدم وقدم درمسیری گذاشتم که می‌دونم حتما به نتیجه ای که دلم میخواد میرسم .
      این سخن شما درنوردید عادتها واقعا عالیه من فکر میکنم این عادتهای اشتباه هستن که منو وادار به چاق شدن میکنن ودیگه اینکه کلمه میل ندارم یا اشتهاندارم اصلا برام آشنا نیستن واصلا استفاده نکردم .ودیگرعادات بدنت این است که فرارو تندتندمیخورم واصلا نمی.جووم ومزه غذارواحساس نمیکنم.ودیگه اینکه وسط غذا نوشیدنی میخورم وبا اینکه سیرشدم ولی بازم میخورم تاجایی که میخام بترکم واحساس سنگینی دارن وبعدشم دراز میکشم .
      عادت دیگرم اینه که هرچی میخورم نگرانم که دارم چاق میشم یاهروقت جلوی آیینه میرم میگم باز چاق شدم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌از امرو زتمرین میکنم که این عادتهای اشتباه رواز زندگیم حذف کنم وبا لطف پروردگار و راهنمایی شما استاد عزیز حتما میتونم میتونم .ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tarlan370
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۵ ۱۰:۵۳
      مدت عضویت: 2402 روز
      امتیاز کاربر: 342 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      سلام به استاد و دوستان
      من خودم چون با عباس منش چند سال با محصولاتشون کار می کردن و به این نتیجه رسده بودم که همه چیز اط ذهن و باورهای ماست، امسال که توی قرنطینه داشتم با شدت بیشتری کار میکردم روی ذهنم و یکی از اهداف سال جدید من داشتن اندامی متناسب بود وقتی دلشتم مینوشتم دلیل داشتن اندام متنتسب رو برای خودم و هدفم رو برای خودم واضح میکردم این سوال برام پیش می اوند که اگه لاعری هم به باورهای من مربوط باشه چجوری میشه درستش کرد و راهش چیه، و من به این نتیجه رسیده بودم که یه سری باور مخرب دارم و داشتم خودم رو بازمانی که مجرد و متناسب بودم مقایسه میکردم و اولین باوری که به دهنم رسید همین مساله ازدواج ادمها رو چاق می کنه بود و این سوالات و درخواست من باعث شد با شما و این دوره آشنا بشم…ولی خوب قبول کردن یک مسئله با باور کردنش فرق می کنه و زمان میخواد
      عادت های رفتاری من در خوردن؛
      ۱.من هنگام دیدن فیلم حتما باید دهنم بجنبه و هیجان فیلم رو اینجوری تخلیه کنم که اکثرا تخمه ست و میوه
      من هرچی میگردم عادت رفتاری خاصی ندارم که مضر باشه من فقط وعده های اصلی غذا میخورم و میان وعده کم پیش میاد بخورم مگه اینکه خیلی احساس ضعف کنم،من فک کنم باور های چاقی خیلی روم اثر داره که دارم خودم کم کم بهشون پی میبرم و یکی از اخلاق های من در خوردن اینه که تا زمانی که تنهام چیزی نمیخورم و زمانی میرم مهمونی ویا کنار کسی هستم همش احساس گشنگی میکنم که طبق گفته مادرم از بچگی همینطور بودم و اون موقع ها هم من لاغر بودم ولی نمیدونم این جز باور محسوب میشه یا عادت چون من هفته ای یه بار بیشتر مهمونی نمیرم ولی خوب شبا همسرم میاد بازم همونجوریه،به نظرتون استاد این یه باور اشتباهه؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد صادق
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ ۲۲:۴۲
      مدت عضویت: 2374 روز
      امتیاز کاربر: 1024 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      سلام به هم فرکانسی های عزیزم
      نکاتی که از این فایل دریافت کردم:
      چاقی حاصل یک سری عادت های اشتباهه
      مقدار غذا و تنوع غذایی مهم نیست بلکه مهم عادت هاست
      عادت یک فکر سادست که تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت
      عادت ها از باورها بوجود می آیند یعنی اگر من چیزی رو باور کنم خود به خود در من عادت هایی شکل میگیره که وضعیت جسم من رو تبدیل به باورم کنه
      فردی که از بچگی این و میشنوه و باور میکنه که چاقیش به خاطر خانواده اش یا ژنتیکش هست – یعنی چیزی که بیرون از اونه – این باور با فرد چی کار میکنه؟ یواش یواش عادت هایی بواسطه این باور درش بوجود میاد که اضافه وزن پیدا میکنه و چاق میشه. اولش اینطور نیست و فقط باور کرده اما این باور در طی یک مسیر اون رو به سمت عادت هایی هدایت میکنه که باعث میشه اضافه وزن پیدا کنه

      باورها افکار تکرار شونده ای هستند که مرتب میشنویم، به خاطر میاریم، تجسم میکنیم، و وقتی یک باور شکل گرفت ذهن ناخودآگاه ما وارد میشه و عادت هایی رو ایجاد میکنه که در مورد مثال چاقی جسم ما رو به چاق شدن هماهنگ میکنه.

      باور ها چطور ایجاد میشوند؟‌ با توجه به موضوعات و چیزهایی که میشنویم. با توجه کردن به اونها و فکر کردنشون ما باورها رو بوجود میاوریم. سپس ذهن ناخودآگاه عادت هایی بر اساس اون باورها بوجود میاره و در نهایت جسممون تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون بوسیله ی عادت هامون

      در روند های قبلی ما میخواستیم چاقی رو که نتیجه ی عادات نامناسب که حاصل باورهای نادرست هست رو تغییر بدیم. پس ما میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و به همین دلیل هم نتیجه نگرفتیم. چون سر منشا و اصل رو تغییر ندادیم و رفتیم سراغ نتیجه که هیچ تاثیری بر روند چاق شدن ما نداره. ما باید بریم سراغ اصل و سر منشا ای که باعث میشه عادت ها و نتیجه بوجود بیاد، یعنی بریم سراغ باورها.

      باور درست: چاق شدن غیر طبیعی ایست. لاغری و تناسب اندام طبیعی ایست

      دلیل تفاوت نتایج افراد از دوره ها به دلیل تفاوت در میزان باور کردن باورهای متناسب کننده اونهاست. چون به اندازه ای که باورها تغییر کنه عادت ها تغییر میکنه و نتیجه تغییر میکنه. به همین دلیل در لاغری با ذهن ما دستور ورزشی و دارو و رژیمی نداریم چون نمیخواهیم نتیجه رو تغییر بدیم بلکه میخواهیم اصل رو تغییر بدیم. باورها رو تغییر بدیم که اون خودش عادت ها و نتیجه رو تغییر میده.

      خیلی اوقات شده ما تصمیم میگیریم که فلان کار رو بکنیم یا نکنیم بعد میبینیم که بعد از مدتی نمیتونیم بر اساس اون تصمیم پیش بریم. دلیل این موضوع اینه که باورها هستند که عادت ها رو بوجود میارن و چون باورها تغییر نکرده و ما داشتیم با ذهن مبارزه میکردیم خسته شدیم و نتونستیم از پسش بر بیایم و در نهایت ول کردیم چون این باورها هستند که عادات ما رو کنترل میکنن. پس تصمیم بگیریم باورها رو تغییر بدیم که این هم نیاز داره به اینکه باور کنیم با کنترل ذهن میشه متناسب شد و برای باور کردن این موضوع هم کافیه نتیجه رضا عطار روشن رو ببینیم که و به خودمون بگیم پس جواب میده و کامنت های دوستان رو بخوانیم.

      پاسخ به تمرین:
      میل ندارم رو شروع میکنم.
      عادت های غذایی من:
      من معمولا در صبحانه از نان استفاده میکنم
      من معمولا با خورشت نان میخورم
      من برنج و خورشت میخورم
      من علاقه زیادی به میوه دارم و دوست دارم همیشه میوه مصرف کنم
      در وعده های غذایی خانوادگی ما برنج همیشه هست
      من بعد از غذا آب میخورم
      من خیلی دوست دارم با غذا ترشی بخورم
      من علاقه زیادی به طعم و مزه ی ترش دارم
      من بعد از غذا علاقه دارم یک چیز شیرین بخورم و معمولا شکلات رو انتخاب میکنم
      مواد غذایی غالبی که برای صبحانه مصرف میکنم شامل پنیر، شیر، تخم مرغ، مربا، عسل، و مقدار خیلی خیلی کم و در مواقع نادر چایی هست. گه گداری هم ممکنه خامه و عسل مصرف کنم.
      ناهار غالب من شامل برنج، خورشت، سبزی هست. در یک ماه یا دو ماه شاید سوسیس یا .. مصرف کنم
      برای تنقلات از چیپس، پفک هم استفاده میکنم (در سه ماه شاید دو سه مورد باشه) یا خودم کیک درست میکنم.
      شام من معمولا غذایی هست که از ناهار باقی مانده.
      در ماه رمضان هم من افطار میخورم و قبل از خواب یا برای سحر بلند میشم و یک چیزی میخورم و من روزه رو با نیت ایجاد اراده و تسلط بر نفس البته نه به صورت وسواسی انجام میدم. دلایل دیگه ام هم استراحت دادن به بدن، نزدیکی به خداوند هست.
      یک باوری که در هنگام پخش شدن این فایل در ذهنم اومد این بود که من باور دارم چاق شدن آسان تر از لاغر شدنه.

      باور درست: لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
      در ضمن وقتی من از لاغری صحبت میکنم تو ذهنم انگار که دارم در مورد یک بیماری صحبت میکنم. فکر میکنم اینو از مادرم گرفتم که میگفت چاق بشو لاغر نمون.

      برای همه ی دوستانم آرزوی تناسب اندام و زیبایی اندام و احساس خوب و اتفاقات عالی رو دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ssba7303
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۹ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 2391 روز
      امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,057 کلمه

      سلام استاد . گفته بودید در مورد عادت ها بنویسیم و سعی کنیم بگیم میل ندارم .
      من عادت دارم که همیشه با سالاد سس بخورم کمتر موقعی پیش میاد که سالاد رو بدون سس بخورم اگه سس نباشه معمولا نمیخورم
      عادت دارم قبل یا وسط غذا یک لیوان آب معمولا بخورم حالا یا قبلش یا بین غذا یا بعدش و گاهی هر سه بار یا اگر نوشیدنی بجز آب باشه اون رو میخورم و در حقیقت خودم این عادت رو ایجاد کردم و میدونم چجوری ایجاد شده وقتی سریال های ژاپنی رو میدیدم همیشه موقع غذا توی رستوران یا توی خونه با هر نوع غذایی حتی سوپ یه لیوان آب یا نوشیدنی کنار دستشون بود و میخوردن و چون من کلا عاشق هر چیزی هستم که به ژاپن ربط پیدا کنه این حرکتشون خیلی روم تأثر گذاشت خیلی دقت کردم بهش و انجام دادنش انگار منو شبیه میکرد توی ذهنم به ژاپنی ها و خیلی حس خوبی بهم میده و الانم عادت کردم و همیشه کنار دستم یه لیوان آب هست .
      صبحا برای صبحانه شیر رو بدون چی پف (سریال صبحانه ) نمی خورم نمیدونم از کی ولی از وقتی یادم میاد این عادت رو داشتم .
      عادت دارم همیشه تا ته بشقابم رو بخورم وقتی کوچیک بودم یادمه همه بهم میگفتن که تا ته بشقابم رو تموم کنم و بخورم و کلا هر کسی که تا ته بشقابش رو بخوره یا حتی بیشتر ، بیشتر دوستش دارن و اگه کسی نخوره میگن داره کلاس میزاره و همین فکر میکنم باعث این شده و عادت کردم تا ته بشقابم رو بخورم .
      عادت کردم موقع غذا خوردن تلوزیون رو روشن کنم و کارتون ببینم نمیدونم چرا ولی اگه تلوزیون جلوم روشن باشه به سختی میتونم بهش نگاه نکنم نا خود آگاه حواسم میره به اون و فکنم دلیلش این باشه که وقتی کوچیک بودم یادمه یجایی مرد روانشناس میگفت از تک تم لحظاتتون بیشترین لذت رو ببرین و مثال زد که اگه چیزی دارین میخورین سعی کنید با تمام لذت بخورین و از این کار بیشترین لذت رو ببرین و خب من بچه بودم فکر میکنم اشتباه منظورشو فهمیدم ولی بعد از اون همیشه بستنی یا یه چیز خوشمزه ای که داشتم نگه میداشتم موقع کارتون دیدن اون رو بخورم و این خودش باعث یه عادت دیگه شد اونم اینکه موقع فیلم یا انیمیشن دیدن دلم میخواد یچیزی باشه بخورم اگه باشه حتما میخورم ولی اگه نباشه هم تا آخری انگار احساس گشنگی دارم البته نه همیش و خب موقعی به سینما هم میریم معمولا فیلم های اجتماعی ایرانی رو دوست ندارم در واقع متنفرم و وقتی با خانواده میریم سینما من خوراکی میخرم و تمام طول فیلم فقط میخورم
      عادت بعدیم اینکه من ظهر ها که میخوابم یا حتی اگه نخوابم بعدش باید حتما یچیزی بخورم حتی شده خیلی کم در حد لیوان قهوه و این عادت هم از پدر و مادرم یاد گرفتم اونا هم همیشه اینکارو میکنن و جالبه که اونا هم از والدینشون یاد گرفتن چون تمام عمه و خاله و مادربزرگ های من همین عادت رو دارن!
      عادت کردم صبحانه خیلی کم میخورم در حد یه لقمه کوچیک سیر میشم ولی اگه نخورم صبحانه همون قدر کم رو حالت تهوع میگیرم .
      عادت کردم همیشه قهوه رو شیرین بخورم و کلی شکر میریزم .
      عادت کردم موقعی سالاد الویه درست میکنم همیشه از خیار شور ها بخورم خیلی چیزای ترش و شور دوست دارم وهمیشه یه ناخونکی میزنم اگه باشه البته بیشتر از ناخونک میشه ولی وقتی غذا درست میکنم مثلا پنج تا خورد میکنم دو تا میخورم .
      عادت کردم غذاهای فست فود یا کلا غذاهایی رو که از بیرون میخریم تا تهش بخورم انگار اگه نخورم دارم توهین میکنم پس مهم نیس چقدر پرم همیشه تا ته تهش رو میخورم و ازدلم نمیاد نصفش کنم و باقیش رو بزارم برای بعدا .
      عادت کردم تند غذا میخورم این عادت رو فکنم از پدرم یاد گرفتم البته اون دو برابر من تند میخوره ولی بازم من نسبت به بقیه تند میخورم .
      میوه نمیخورم نمیدونم چرا ولی عادت کردم نخورم همه هم توی خونه هم توی فامیل هم توی دوستان عاشق میوه اند و همش میوه میخورن نمیدونم چرا من اصلا نمی خورم یا نمیخوام بخورم بهم حس خوبی نمیدهاز میوه هم بدم نمیاد ولی فکنم سالی یکی دو بار بیشتر میوه نمیخورم .
      اگه خوراکی یا شیرینی تو خونه باشه حتما باید در اسرع وقت خورده بشه ! نه تنها من بلکه همه تو خونه همین جورن و خب انگار نمیشه بزارم بمونه برای هفته بعد یا حتی ماه بعد آروم آروم تمومش کنم باید تا آخر همون هفته تموم بشه مگر اینکه خیلی زیاد باشه که در اون صورت بیشتر میمونه ولی بازم نه بیشتر از سه هفته!
      در طول روز حتما باید یه چیز شیرین یا شکلاتی بخورم عادت کردم!
      برای تغذیه تو مدرسه همیشه چیزای شملاتی میبرم خیلی کم پیش میاد تو وعده ی من تو مدرسه شکلات نباشه!
      گفتن همین یه جمله کوتاه میل ندارم واقعا سخته و خنده داره که نمیتونم بگم . آخه واقعا میل دارم یه چیزی تو مغزم بهم میگه تو که میل داری چرا بگی میل ندارم اصن خنده داره آدم خندش میگیره بگه میل ندارم اببته فکنم این راجب چاق ها صدق میکنه .
      دوستم فاطمه خیلی لاغره و قد بلنده کم میخوره و هر وقت میخواییم بریم بیرون من به فکر یه جایی مثل کافه ای رستورانی جایی ام که بشینیم بخوریم اما اون دوست داره قدم بزنیم و حرف بزنیم و میتونم بگم خیلی خیلی از جمله میل ندارم استفاده میکنه منم گاهی کنارش احساس پاندا بودن میکنم! من که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و بگم میل ندارم اولش فکردم آسونه ولی واقعا نیست و نمیدونم چطور بعضیا خیلی راحت میگن . و امیدوارم منم یه روز به جای اینکه به فکر خوردن باشم به فکر قدم زدن باشم !
      استاد ببخشید یه سوالم داشتم!! من خیلی دوست دارم لاغر بشم و به اون اندامی که توی ذهنمه برسم لاغر و بلند و کشیده ولی راستش میترسم لاغر بشم ولی به اون اندامی که میخوام نرسم! منظورم اینه که زیادی استخونی بشم که دیگه بدنم زیباییش رو از دست بده من خیلی دوست دارم بدنم صاف و کشیده باشه ولی توی ذهنم یکم میترسم که اون شکلی نشم ! من در هر صورت میخوام لاغر بشم تا سبک و آزاد بشم ! ولی یکم از زشت تر شدن میترسم! یکمم اعتماد بنفسم زیادی پایینه! اگه میشه بگید چیکار کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ssba7303
        ۱۳۹۹/۰۲/۰۹ ۲۰:۴۵
        مدت عضویت: 2391 روز
        امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 201 کلمه

        سلام استاد خیلی ممنون از جوابتون جواب های شما واقعا به من انرژی میده و امیدوار تر میشم خیلی ممنونم از شما ?
        چشم حتما سعی میکنم که بجای توجه به ترس هام روی نکات مثبت توجه کنم مرسی از راهنماییتون
        و راجب خرید محصول واقعا واقعا دوست دارم که به صورت اصولی یاد بگیرم و ادامه بدم و واقعا هم علاقه هم انرژی رو براش دارم و از ته قلبم دوست دارم محصولتون رو تهیه کنم ولی نکته ای که وجود داره اینه که من فقط ۱۷ سال دارم هنوز شاغل نشدم و پولی به این مقدار اصلا ندارم و والدین من هم حاضر به پرداخت این هزینه نیستند چون برای اون ها هزینه زیادی هست! خیلی دوست داشتم که محصآلتون رو تهیه کنم و میدونم ارزشش رو داره ولی متاسفانه این مقدار پول رو ندارم ! حتی خیلی از دوره های آموزشی استاد عباسمنش هست که دوست دارم تهیه کنم ولی نمیتونم در وضع فعلیم! بازم خیلی خیلییی ممنونم از راهنماییتون از جواب هاتون خیلی برام مهمن خیلی بهم انگیزه میدن! من دوره رایگان شمارو استفاده میکنم و امیدوارم که باعث بشه ب تناسب اندام برسم! با تشکر از شما و سایت خوبتون استاد عزیز! ?

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
          ۱۴۰۰/۰۲/۲۱ ۰۲:۰۶
          مدت عضویت: 2092 روز
          امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          احسنت دوست عزیز خدا رو شکر برای تغییر نگاهتون به زندگی وتغییر عادت های چاق کننده عالی بود 🌹🌹🌹🌹6

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faridehhasani5455
          ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۱۱:۴۶
          مدت عضویت: 2527 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 112 کلمه

          آفرین به دوست ۱۷ ساله ای که به موقع آموزش های ذهنیو شروع کردی ،حتما به تناسب اندام مورد دلخواهت میرسی ،نوشته شمارو خوندم وچقدر خوب با جزئیات عادت های خودتو متوجه شدی ،برای داشتن دوره ها هم فقط کافیه از خداوند این انرژی قدرتمند بخواهی وبه داشتنشون باور داشته باشی ،بعد میبینی خدا به چه راحتی تو رو و دوره هارو در مسیر هم قرار میده ،من به خیلی موارد مورد دلخواهم براحتی رسیدم وخداوند همه کارهارو انجام داده ،برای داشتن فایل و دوره که دیگه ۱۰۰درصد ایمان دارم ،بصورت شگفت انگیزی بهم میرسونه
          حتما تو مسیر تناسب فکری واندام موفق میشی به خودت وخدا اعتماد کن وبسپر بهش

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ssba7303
            ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۱۳:۲۰
            مدت عضویت: 2391 روز
            امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
            محتوای دیدگاه: 27 کلمه

            ممنون از اینکه خوندید! ممنونم که تجربه خودتون رو با من به اشتراک گذاشتید !
            خداوند منو یاری میکنه و تناسب اندام میرسم ممنونم از شما!! ??

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ssba7303
          ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۰۸:۰۱
          مدت عضویت: 2391 روز
          امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 82 کلمه

          استاد واقعا واقعااااااا واقعااااااااا ازتون ممنونم نمیدونم چطوری میتونم حسی درونم دارم ابراز کنم ولی واقعا ازتون ممنونم و از خدا هم سپاسگذارم که منو ب اینجا هدایت کرده من دو ماه هست که هدایت شدم به سمت سایت استاد عباسمنش و حالا اینجا و کلی چیزای فوق العاده برام اتفاق افتاده و داره میافته و واقعا شما استاد خیلی خوبی هستید ممنونم واقعا ممنونم از شما حتما بهترین تلاشتم رو میکنم تا نا امیدتون نکنم و موفق میشم ممنونم ممنونم ??

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار پونه عدل تهرانی
          ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۰۴:۱۷
          مدت عضویت: 2620 روز
          امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          دوست عزیز دوره رایگان به طور فوق العاده ای تاثیر گذار است من با همین شروع کردم ولی هر تمرینی که بود همه رو انجام دادم به کسی هم نگفتم ! حتما ادامه بدید و هی مرور کنین چون هر بار یه چیز جدیدی کشف می کنین !
          موفق باشین در پناه خدا

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ssba7303
            ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۱۳:۱۷
            مدت عضویت: 2391 روز
            امتیاز کاربر: 321 سطح ۱: کاربر مبتدی
            محتوای دیدگاه: 45 کلمه

            ممنونم از شما حتما ادامه میدم و و حتما دوباره در محصولات هم با استاد خواهم بود این همه انرژی که به من داده شد دیگه عمرا نمیشه بهش نرسم! هر جور شده از شگفتی سازان خواهم شد مطمعنم ممنونم از شما ??

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mahrooz_m1985
      ۱۳۹۹/۰۱/۳۱ ۱۳:۳۸
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 312 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      عادتهای غذا خوردن من :
      ۱- همیشه موقع غذا خوردن هولم و تند تند میخورم مثل اینکه قراره غذا رو از دستم بگیرن، یا ایستاده غذا خوردن مثل اینکه عجله دارم و باید زود برم.
      ۲- از غذا خوردنم لذت نمیبرم ، همش استرس چاقی دارم. و بعد از خوردن هر چیزی عذاب وجدان میگیرم که چرا خوردم
      ۳-ریزه خواری بعد از سیر شدن، مخصوصا توی مهمانی ها بخاطر تنوع غذایی تا حد خفه شدن غذا میخورم حتی با اینکه دیگه جایی برا دسر ندارم ولی با زور میخورم
      ۴- دراز کشیدن بلافاصله بعد از وعده غذایی البته اگه سرکار نباشم ،مخصوصا توی خونه شب ها و ظهر جمعه رسما بعد غذا میخوابم
      ۵- کمتر جویدن غذا که اکثرا تو گلوم گیر میکنه و مجبور میشم یه لیوان آب بخورم
      ۶- تماشای تلویزیون یا چک کردن گوشی موقع غذا خوردن، اکثرا خودمو با چیزی مشغول میکنم و توجه و تمرکزی روی نوع ،طعم و مقدار غذایی که میخورم ندارم حتی اگه کسی از من طعم غذا رو بپرسه شاید اون لحظه متوجه نشم.
      ۷- همین که از سر کار میام خونه اول مستقیم میرم سر یخچال و دنبال خوراکی میگردم حتی اگه گرسنه نباشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیدا ظهوررحمتی
        ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۰۹:۵۰
        مدت عضویت: 2619 روز
        امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 356 کلمه

        این تقریبا مشکل تمام افراد چاق هست. من یک سال بیشتر هست که دو دوره از محصولات رو تهیه کردم دوره ورود به سرزمین لاغریها رو یک بار تموم کردم ولی باورش نکردم دومین بار تا درس سه یا چهار انجام دادم و دوره پیشرفته هم تهیه کردم فکر کردم شاید تو اونیکی دوره اون معجزه ایی که میخواستم اتفاق بیوفته بازم نشد. و هر دوره رو ول کردم الان حدود یک سال هست که دوره ها داره خاک میخوره. چون من در این دوره دنبال معجزه بودم و پیغمبر که نه دوره ها قرآن بودن و نه جناب عطار روشن پیغمبر. ولی الان به خودم آمدم نمی تونم هنوز 100%”بگم بیدار شدم نه حدود دو سه ماهی هست چیزی تو وجودم داره من رو دوباره به سمت دوره ها و استاد میکشونه و حس میکنم تو درسها راهنمایهای خوبی هست و استاد رو هم به عنوان کسی که تجربه ایی داشته و غول چاقی رو شکست داده قبول دارم. و این فکر میکنم قدم اولی است که هر کس باید برداره. اول دنبال معجزه نباشه. معجزه منم و ذهن من که بتونم اون هفتاد در صد وجودیم رو بیدار کنم و استاد یک راهنمای بینهایت مهربان هستند که میشه بهشون اطمینان کرد و دوم اینکه اگر حرفی باید به کسی بزنم اگر کاری باید انجام بدم اگر و اگر و اگرهایی که ما انجام نمی دیم و به وجودمون فشار میاریم این اگرها را باید از سر راه برداریم وگرنه ذهنم ما درگیر اگرها میشه و باز هم راه اصلی که خودت و قدرت خودت هست را فراموش میکنی. در واقع خوردنهای عصبی طغیان روح بر علیه وجود ماست. طغیان بر علیه زبانمون که چرا به موقع حرفت را نزدی طغیان به چشمت که بی مورد چیزی را دید و نظرش را نگفت طغیان بر رفتار دیگران و خودم که چرا میگذاری با این رفتار با تو سخن بگویند.
        به هر حال اگر میخواهیم به آرامش برسیم نه هایی که در ذهنمون هست را باید شناسایی کنیم. بعد هم راه حلی برای درست انجام دادنشون و بعد ذهن درگیر آرامش پیدا میکنه و در صلح با وجود میرسه و بعد خرابیها را آباد خواهد کرد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدامین سهرابی
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۹ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 2577 روز
      امتیاز کاربر: 618 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 409 کلمه

      سلام
      من این قسمت ها رو خلاصه برداری کردم تا الان خودم دارم میل به غذا خوردنم و کوچک شدن شکمم رو حس میکنم حس میکم که خیلی سبکتر شدم چندین بار فقط این جلسه رو گوش دادم و خیلی راحت تر درکشون کردم و حتی جلسات رو خلاصه برداری صوتی کردم و توی گوشی تلفنم هر جا وقت کنم گوش میدم ولی البته باید جلسات بعدی رو هم این کار رو کنم.
      همه چی برمیگرده به این که ما باید باورهامون رو در مورد چاقی تغییر بدیم این باعث شد ی نگاه به اطرافم بندازم و عادت های رفتاری لاغرها رو یادم بیاد اونها خیلی راحت غذا می خورند و از غذاها ترسی ندارند وقتی سیر میشن دست از غذا می کشن با لذت غذا می خورن و به آرامی.
      ولی من خودم همیشه انگار که قراره ازم غذا رو بگیرن تند تند غذا می خوردم و با عجله و هیچ وقت مزه غذا رو متوجه نمی شدم و وقتی لاغرها با جزئیات خیلی ریز طعم های غذاها رو توضیح میدادند من تعجب میکردم از این به بعد خودم متعد کردم که آروم آروم غذا بخورم و سعی کنم طعم ها رو حس کنم و از خوردن لذت ببرم تا اینکه از غذا خوردن ترس داشته باشم. باید غذا رو به آرامی بخورم غذا رو بجوم.
      هروقت پشت لب تاب میشینم ریزه خواری هام شروع میشه ولی از این به بعد می خوام به جاش از میوه ها اتفاده کنم و همیشه از خودم بپرسم ببینم که آیا واقعا گرسنه هستم یا نه و اگر گرسنه نبودم یه لیوان آب بخوذم.
      عادت های رفتاری که در خودم دارم و باید اونها رو اصلاح کنم
      1- تند تند غذا خوردن و نجویدن غذا
      2- کلا چای رو به خاطر اینکه بیکار نباشم می خورم و با اون کلی قند و شیرینی اگر باشه میخورم
      3- جدیدا عادت کرده بودم که حتما با غذا نوشابه باشه
      4- تا خفه نمی شدم دست از غذا نمیکشیدم
      4- همیشه باید بشقابم رو خالی میکردم حتی اگر بمیرم باید بشقاب خالی تحویل می دادم مخصوصا تو مهمونی ها
      5- نزدیک وعده های غذایی به جای اینکه به فکر وعده های غذا باشم و نهار یا شام درست کنم شروع میکردم به ریزه خواری و بعدش نهار هم می خوردم در صورتی که می شد خیلی راحت وعده غذا رو بخورم بدون اینکه ریزه خواری کنم یعنی نذارم به جایی برسه که بخوام با ولع غذا بخورم
      6- دیروقت غذا خوردن و اینکه اجازه هضم غذا به معده نمیدادم و زود می رفتم توی تخت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار almanmasoud1380
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۸ ۰۰:۰۳
      مدت عضویت: 2391 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام استاد عزيز شب شما بخير سوالي داشتم از خدمتون من تا اينجا فايل ها رو چند بار گوش دادم تمرينات رو هم تو خونه در دفتري انجام دادم ميل و اشتياقم خيلي به اين فايلها زياده ولي يكم نگرانم بابت اينكه چرا هنوز هر كاري انجام ميدم باز هم فكر رژيم در ذهنم خيلي وجود داره با اينكه اين چهار روز كمي ذهنم راحتر شده ولي باز اين فكر رژيم و ميزان غذا و تنقلات مدام در ذهنم وجود داره لطفا كمكم كنيد كه ايا تا اينجا اين مشكل طبيعيه . با سپاس فراوان از لطف شما . فاطمه هستم 47 سالمه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم