اگه میخوای واقــعاً مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو شروع کنی، باید یه چیز مهم رو بدونی:
📍 این جلسه ادامه گام ۳۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
فقط دوست داشتن لاغر شدن کافی نیست ❌ تو باید عاشقِ لاغر شدن باشی! 😍💃🏻
آدمهایی که فقط میخوان لاغر بشن، یه مدت رژیم میگیرن یا ورزش میکنن ولی بعدش دوباره برمیگردن به همون نقطه قبلی… چون هنوز عاشق مسیر نشدهن.
اما تو، اگه با دل و جون عاشق لاغر شدن با ذهن و نگرش مثبت باشی، این مسیر برات نهتنها سخت نیست، بلکه لذتبخشه ❤️☀️
در این جلسه میآموزیم:
فرق دوست داشتن با عاشق بودن در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت 💖⚖️
۳۵ سال از زندگیم با چاقی گذشت… سالهایی که هر روزش یه مبارزه پنهان بود بین ظاهر لبخنددارم و درون آشفتهم.
ولی چند سالیه به لطف خدای مهربون 💛 در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی میکنم.

حالا دیگه با همه وجودم دنیای چاقها رو میفهمم، چون ازش عبور کردم… و دنیای لاغرها برام غریبه نیست، چون باهاش زندگی میکنم.
در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت، هدفم اینه که افکاری رو منتشر کنم که ساده، قابل فهم و در عین حال متحولکننده باشن ✨.
باورهایی که مثل نور خورشید، کمکم ولی پیوسته، لایههای تاریک ذهنمون رو روشن میکنن ☀️
میخوام این آگاهیها رو با آدمهایی به اشتراک بذارم که نه فقط “دوست دارن” لاغر شن… بلکه عاشقِ لاغر شدن هستن! 😍
فرق دوست داشتن و عاشق بودن، مثل فرق نور شمع با نور خورشیده!
📌 دوست داشتن یعنی: «خوبه اگه بشه… ولی اگه نشد هم خب، زندگی ادامه داره.»
📌 عاشق بودن یعنی: «من بدون این خواسته، کامل نیستم. هرطور شده، میرم سمتش!»
🌱 مثل کسی که آواز رو دوست داره، هفتهای یهبار میخونه و منتظره معجزهای بشه…
در مقابل، یه نفر که عاشق آوازه، شب و روز تمرین میکنه، به صدای خودش گوش میده، یاد میگیره، اشتباه میکنه، بلند میشه و آخرش میدرخشه… مثل استاد شجریان 🎤
⚽️ خیلیها فوتبال رو دوست دارن، اما عاشقش که باشی، میشی مثل مسی یا رونالدو… چون عشق، تو رو از تلاشهای سطحی عبور میده و به عمق تعهد میرسونه.
در مورد کاهش وزن، همین قاعده حاکمه:
خیلیها فقط دوست دارن لاغر بشن. پس چی میشن؟
- 🔁 هی رژیم میگیرن، رها میکنن
- 🔁 هی ورزش میرن، خسته میشن
- 🔁 هی شروع میکنن، اما ته دلشون باور ندارن که قراره واقعاً لاغر شن
در مقابل، اونی که عاشقِ لاغر شدنه، متفاوت فکر میکنه…
- اون با خودش قرار میذاره، نه با ترازو
- اون از دیدن غذا نمیترسه، با ذهنش حرف میزنه
- اون مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو با عشق میره، نه اجبار 💫
💥 جالبه بدونی افرادی که چاق هستن ولی ناخواسته افکار عاشقانهای نسبت به چاقی دارن – مثلاً احساس امنیت یا دیده شدن یا راحتی – خودشون هم نمیدونن که عاشق چاقی شدن و ناخودآگاه بدنشون رو در همون مسیر نگه میدارن.
و از اون طرف، لاغرهایی هستن که دوست دارن یه کم پرتر شن، اما هیچوقت نمیشن… چون اون خواسته فقط در حد دوستداشتنه، نه عشق واقعی ❤️
اگر میخوای لاغر شی، از خودت بپرس:
واقعاً عاشقِ لاغری هستی؟ حاضری برای این عشق، طرز فکرتو تغییر بدی؟ ذهن و بدنتو با هم آشتی بدی؟
حاضری هر روز براش یک ساعت وقت بذاری؟!

🧠 تأثیر نگرش مثبت بر کاهش وزن
تحقیقات علمی نشان دادهاند که کاهش وزن با نگرش مثبت و سلامت روانی قوی برای دستیابی و حفظ اهداف لاغری ضروری هستند. 📊
استرس و مشکلات روانی میتوانند منجر به پرخوری احساسی و تصمیمگیری ضعیف در مورد افکار و رفتارهای روزمره شوند. در مقابل، پذیرش یک نگرش مثبت و خوش احساس میتواند شانس موفقیت را افزایش دهد. 💡
افرادی که این نگرش را دارند، بیشتر احتمال دارد که شکستها را به عنوان فرصتهای یادگیری ببینند تا شکست، که به آنها کمک میکند تا به اهداف کاهش وزن خود پایبند بمانند.
علاوه بر این، سلامت روانی ضعیف میتواند منجر به اختلالات خواب، انرژی کم و کمبود انگیزه شود که همه اینها میتوانند تلاشهای کاهش وزن را مختل کنند.
در عوض، اقدام کردن برای کاهش وزن با نگرش مثبت داشتن از طریق دورههای لاغری با ذهن میتوانند تأثیر مثبتی بر سلامت روانی داشته باشند.
فعالیت بدنی اندورفین ترشح میکند که خلق و خو را بهبود میبخشد و علائم افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد. 💪

اهمیت عاشق لاغر شدن بودن 💖🍃
🌱 دوست داشتن فقط توی ذهن ما اتفاق میافته… اما عاشق بودن تا عمق وجودمون میره، میشینه توی دل ناخودآگاهمون و میشه موتور محرک تغییر 💫
🧠 کسی که فقط موفقیت رو دوست داره، از همون اول هدف میذاره، برنامهریزی میکنه و تلاشش رو شروع میکنه.
ولی… گاهی وسط راه خسته میشه، جا میزنه یا وقتی به یه حدی رسید، متوقف میشه.
💓 اما کسی که عاشق موفقیته، سقف تعیین نمیکنه! اون فقط پیش میره و پیش میره، چون با عشق راه میره، نه با اجبار.
موفقیت برای اون یه نقطه پایان نیست، یه سبک زندگیه ✨
در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت هم دقیقاً همین قاعده برقراره…
👥 افرادی که اضافه وزن دارن، دو دسته هستن:
- اونایی که فقط دوست دارن لاغر بشن
- اونایی که واقعاً عاشق لاغر شدن هستن
✳️ گروه اول، شاید رژیم بگیرن، شاید ورزش کنن، شاید کتاب بخونن…
اما ته دلشون هنوز اون “عشق به لاغری” شعلهور نیست، پس مسیر براشون سخت و ناپایدار میشه.
✳️ گروه دوم، با دل و جون وارد میشن.
اونا میفهمن که لاغر شدن فقط تغییر عدد ترازو نیست، یه تحول در طرز فکر، احساس، باور و نگاه به خودشه 💎
برای همینم با عشق و انگیزه ادامه میدن، حتی وقتی چالش هست، حتی وقتی نتیجه دیر بیاد.
🧭 حالا نوبت توئه که از خودت بپرسی:
🔹 من جزو کدوم گروهم؟
🔸 فقط دوست دارم لاغر بشم؟
🔹 یا واقعاً عاشق لاغر شدنم و حاضرم برای خودِ جدیدم وقت بذارم، فکرمو تغییر بدم و از درون متحول بشم؟
✅ یادت باشه، مسیری که در راستای کاهش وزن با نگرش مثبت انتخاب میکنی، سرنوشت بدنتو تغییر میده.
با نگرش مثبت، عشق، و تعهد به خودت، میتونی به بدنی برسی که عاشقش باشی… نه فقط برای چند روز، برای همیشه 💫💚.

تفاوت دوست داشتن با عاشق لاغر شدن 💡💖
💡 اگه میخوای این نگرش عاشقانه رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم توی خودت بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این تفاوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۴۱ سراغ «چگونه فقط با تغییر ذهنم لاغر شدم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم
منم تجربه عاشق شدن و به هدف رسیدن را در مورد ورزش داشتم یادمه وقتی انقلاب شد مدارس و دانشگاهها تعطیل شد. منم سال آخر دبیرستان بودم و آماده ورود به دانشگاه با معدل بسیار بالا و از مدرسه تاپ تهران مدرسه هدف که تمام استادان مدرسه استاد دانشگاه بودند رشته من تجربی بود و قرار بود برای دانشگاه پزشکی شرکت کنم فکر میکردم عاشق رشته پزشکی هستم و هر طور باشه میخونم بعد از تعطیلی دانشگاهها. و سرخورده شدن ما دانشجو ها سعی کردم برم خارج از کشور ادامه بدم اما متاسفانه مادرم بسیار وابسته و دلشوره آیی بود هر کاری کردم نگذاشت با این که پدرم راضی بود. خلاصه نتونستم برم مجبور به ازدواج شدم. گفتم اشکال نداره چون عاشق رشته پزشکی هستم میخونم تا دانشگاهها باز بشه اما اگر واقعا عاشق بودم دست نمی کشیدم کم کم به مرور سرد شدم بستن دانشکاهها سه سال طول کشید و من نتونستم در رشته پزشکی قبول بشم حالا دیگر بچه دوم را هم باردار بودم که بعد از زایمان چاق شدم کلاس ورزش پیش ی خانم فلیپینی رفتم از بچگی واقعا عاشق ورزش بودم انگار عشق واقعی من پیدا شد ادامه دادم با تمام مشکلات داشتن دوتا بچه کوچک کنکور دادم رشته تربیت بدنی قبول شدم کارم را از خونه شروع کردم روزی 8ساعت کلاس میچرخوندم کلی شاگرد چذب کردم بارها مادرم میخواست جلوی کار منو بگیره تمام آگهی های را که به دیوارها میزدم برای کلاس ورزش توی خونه مادرم میترسید کسی بلایی سرم بیاره یواشکی پاره میکرد. تا کسی نیاد خونه اما من هر روز با پشتکار بیشتر ادامه میدادم یادمه ی روز به پدر و مادرم گفتم نمیدونم چه کسی دشمن کنه هر چی آگهی میزنم میره پاره میکنه پدرم خندید گفت مادرته خلاصه مامان ام راضی کردم بهش اطمینان دادم که سد راه من نشو من عاشق این کار هستم با تمام سختی ها باشگاه زدم گفتم اولین باشگاه بانوان در غرب شاید سال 67بیشتر از سه تا باشگاه تو تهران برای بانوان نبود خیلی موفق بودم خیلی شاگرد داشتم چون که عاشق کارم بودم. استاد با تمام این تعاریف میخواستم بگم اگر من عاشق پزشکی واقعا بودم با هر سختی ادامه میدادم پس من پزشکی را فقط دوست داشتم ولی عاشقش نبودم اما کار مربی بودن را بیشتر عشق داشتم که توانستم در آن موفق شوم الان هم که حدود 5ساله که بطور مستمر در سایت تناسب فکری هستم حتما هم که عاشق این مسیر هستم خیلی ها منو مسخره کردن این چه روشیه خودتو گول میزنی مگه میشه با ذهن لاغر شد هیچ کدوم از اطرافیانم قبول نداشتند. فقط خودم به این مسیر و شما اعتماد کردم الان هم شکر خدا نصف اضافه وزنم را ازدست دادم ولی به جای آن کلی آگاهی بدست آوردم ممنونم از زحمات شما استاد خوبم
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد گرامی
با دیدن فایل و تحلیل های شما در مورد دوست داشتن یا عاشق بودن لاغری به این نتیجه رسیدم که من واقعا عاشق لاغری بودم
در گذشته وقتی شروع میکردم برای یه روش جدید برای لاغری در حد تمام و کمال انجامش میدادم و اراده قوی داشتم برای اون کار حتی صبر حوصله خوبی هم داشتم و لی نتیجه نمیگرفتم واین دقیقا همون راه اشتباه بود که میرفتم وبه نظر من اگر کسی الان در این سایت هست و داره فایل گوش میده و تمرین انجام میده صددر صد عاشق لاغری هست چون تمام راه ها رو رفته و به این مسیر هدایت شده
ومطمعنا به نتیجه میرسه
من وقتی به این راه هدایت شدم و دوره رو شروع کردم حتی یه روز هم نشده که تمریناتم انجام ندم اصلا اولویت زندکی من شده انجام دادن این کار و بعد مشغول شدن به مراحل بعدی زندگی من عاشق لاغر شدن هستم و راه درست رو پیدا کردم پدر نتیجه به هدفم میرسم
عشق به هر کاری میتونه رمز موفقیت اون کار باشه
ترس از چاق شدن و اعتقاد به افزایش سایز با افزایش سن و مسایل مربوط به بارداری و پرخوری از مهمترین موانع لاغر شدن من بودن که خدا شکر روز بروز کمرنگ تر میشن.
این سوال خیلی ذهنم رو درگیر کرده،اما هرچی فکر میکنم جوابی برای پیدا نکردم .امیدوارم در فایلهای بعدی و با خواندن کامنت دوستان به جواب برسم.
بله من توی فایلهای قبلی هم گفتم زمانی که تازه عروس بودم واقعا عاشق لاغری بودم .
اما در این چند سال اخیر یه جورایی از لاغری ناامید شده بودم و چون اعتقاد داشتم از یه سنی به بعد چربی زیر پوست انباشته میشه ،فکر میکردم دیگه باید با تناسب خداحافظی کنم و تسلیم چاقی شده بودم.
اما همیشه دوست داشتم لاغر بشم و دنبال یه راه ساده برای لاغر شدن بودم که با سایت آشنا شدم و چون امیدوار شدم به لاغری ، با محتوی بعضی فایلها کم کم دارم شیفته لاغری میشم.
سلام و درود
سخت نگیزید
به هر اندازه برداشت کنید عالیه
فقط باید ادامه بدی که مهارت و دریافت شما عمیق تر بشه.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
آموزشها و تکرار درسهای اشتباه از بچگی و دیدن الگوهای غلط و باور های اشتباه
در صورتی که برای همین چاق شدن ما پدر معده و زانوهامون و همه چی بیماریو آنهاست درآوردیم تا به این مرحله ناخودآگاه رسیدیم تازه چون عاشق مزه غذا بودیم ادامه دادیم عاشق غیر مستقیم چاقی از طریق غذاها شدیم ،گول خوردیم ،
ولی الان لاغری با آگاهی جرات میخواد دل میخواد نظم میخواد تمرکز میخواد میخوای یک صفحه نقاشی رو که مالکش چافی قبلی تو بودن آرام بیاریش از دیوار مقاوم ذهنت پایین و لابلاش بدون اینکه مقاومت کنه باهات نقاشی ها و رنگهای زیبا اضافه کنی و دوباره نصبش کنی منتهی ایندفعه ادامه آنقدر باید بدهی تا نقاشی قبلی بره عقب پاک بشه نقش جدید لاغری تو نمایان بشه ،
مثالی مثل رفتن یک مربی جدید به قفس شیری که با مربی جدید دوست نیست آشنا نیست تو مربی جدید با ترفندهای ریز آرام هر روز و هر لحظه اونو کم کم با خودت دوست و آشنا میکنی و این شیر رام تو میشه جلوت زانو میزنه البته گاهی وحشی میخواد بشه اما تا میاد وحشی بشه بدون اینکه تفنگوبرداری بکشیش بهش میگی شیر مهربونم آروم باش چیزی نیست و اینطوری ادامه میدی عاشقی میکنی باهاش ادامه میدی که کاملا آرام میشه .
این همون فرازو نشیب مسیر که خواستمون باید باش.
استفاده از روش های لاغری مختلف باعث شده است که عاشق لاغری شوید یا احساس تنفر از لاغری در شما ایجاد کرده است.
به نام خداوند مهربان و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت خیر برکت ثروت مادی و معنوی لذت سعادت دو جهان هدایت نور هدایت و آگاهی طول عمر با عزت و طولانی و سلامتی و آرامش و آسایش شادی و نگاه و خشنودی خدا نثار هر لحظه زندگی پر از صدقات و معرفت و آموزشهای عالی پر از الماس شما،
استاد گرامی و ارجمند من دوست دارم از خوبیهای کامل و مطلق این مسیر بگم
از تغییراتی که کردم و ممکن بود اگر واقعا مصمم نبودم میرفتم اما به قول شما عاشقم از درون ذهنم با تمام وجودم خوشبختی رو میخوام میخوامزندگی کنم سالیان سال طولانی لباسهای زیبا بخرم رستورانهای عالی برم زیبا و به اندازه بخورم و درست رفتار کنم و تفریحات خوبی کنم ،کل دنیارو ببینم لذت ببرم با زمین و نعمتهایش همراه همسرم ،
استاد ارجمند منم همین الان همین امروز نه بهمن یکشنبه هزارو چهار صدو دو ،
خیلی مسائل برام هست اما چون قبلا راه های قبلی رو رفتم و نتیجه نگرفتم و تسلیم خدا شدم
و چون خداوند کاملا خودش مرا به این سایت الماس و در و گوهر راهنمایی و هدایت کرد تا آموزشهای شما انسان هدایت شده آگاه و محترم را پیدا کنم و ببینم،
دیگر هیچ شکی ندارم تماما سر تا پا یادگیری هستم بخواد هر چقدر طول بکشه فهمیدم لیاقتشو دارم که الان اینجا هستم چرا هم به دلایل بالا هم به دلایلی که دوست ندارم بگم چون شرایط ناهنجار برای هر کسی در زندگیش فرق میکنه اما نباید درد دل کرد و شاهد جمع کردم باید فقط مستمر متمرکز با قدمهای کوچک و پیوسته و با آرامش و شادی جلو رفت
خداروشکر میکنم اینجا هستم و دارم یاد میگیرم خداروشکر میکنم من تغییر کردم بسیار سریع و عالی البته اشتباه هم دارم اما با او در صلح رفتمطبق اموزش استاد گرامی،شاید برای من زود اتفاق افتاد چون
خیلی وقت بود که بستر لاغری برای من فراهم شده از قبل و الآنم حتما حقم هست و زمانش الان بوده بسیار قدردان خدا و شما و اموزشهاتون هستم بی نظیییییر بی نظیییییر
گاهی سئوال میکنم اونم میدونمنا آگاهم اما نا امید نشدم خیلی فرق دارن نا آگاهی با نا امیدی
من دوست دارم در این مسیر آگاهتر از هر لحظه تا آخر عمرم باشم و امیدوار و شاد و حال خوب الانمو و تغییرات درونیمو بخاطر آموزشهای عالی استاد با هیچ رژیم و ورزشی که به نیت لاغری باشند رو عوض نمیکنم،
هر کسی هم که عاشق لاغری الان موقعش شده اقدام کنه و پا پس نکشه چرا چون عقب گرد کنی راه قبلی رو نتیجه اشو دیدی میدونیش پس قدرتمند جلو بیا قلبت همگواه که این مسیر واقعا درست و حق مطمئن باش ،
خدایا شکرت خدایا ممنونم
استاد ممنونم استاد تشکر
به نام خداوند بی نیازم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات عاشق لاغر شدن باشید
استاد چقدر بازگشت به گامهای قبلی و حل تمرینات تاثیر خوبی در احساس و عملکردم داشته
خداوند و شاکرم که من و به این سمت هدایت کرد با گوش دادن مجدد فایلهای قبل و تلفیق آموخته های جدید و دانسته های قبلی منو به درک عمیقتری رسونده الحمدلله
ممنونم ازتون که وقت میزارید و کامنتها و تمرینات ما رو میخونید و بازخورد میدید براتون از درگاه خداوند بی نیازم سراسر خیر و خوشی خواستارم تمام امواج و فرکانسهای مثبت من از این آموزشها زندگی منو در جهت زیبایی به حرکت در آورده که بابت تمام اونها از شما استاد بزرگوارم و خداوند بینظیرم که اسباب این یادگیری ها رو برام فراهم کرده سپاسگزارم
برای چاقتر شدن طی سالها تجربه کسب کرده ایم و کلی اطلاعات و داده وارد مغزمان کرده ایم همین چیزهایی که امروز متوجه شدیم اسمشان مانع لاغری است مجموعه ای از اطلاعات وارد شده در طی سالهای چاقی است
وقتی میخواهیم وارد جریان لاغری شویم تمام این اطلاعات اشتباه ذهن چاق مانند یک مانع جلوی مسیر جریان لاغری ما را گرفته و ما باید آنها را رفع کنیم برای همین در مسیر لاغری مانع لاغری داریم
تا به حال من واقعا عاشق لاغری بودم و به هر دری میزدم تا به این آرزو برسم اما چون مسیر درست را نمیدانستم مدام به بیراهه میزدم و در این بی راهه ها کلی صدمات جسمی و روحی خوردم ولی با وجود تمام این صدمات باز هم دست از عشق به لاغری برنمیداشتم و دوباره به محض پیدا کردن راه جدید فورا به سراغ آن میرفتم و دل به دریا میزدم و راه جدید را طی میکردم و این راه یا من را مقطعی لاغر میکرد یا نمیکرد در هر حال نمیتوانستم دست از خواسته و آرزوی لاغری ام بردارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 40 : عاشق لاغرشدن باشید
گوش دادن فایل امروز باعث شد که من برای چند دقیقه به گذشته برم و این نکته واقعا نظرم رو جلب کرد که من هم عاشقی رو تجربه کردم هم دوست داشتن رو .
اولین باری که من فهمیدم خیلی چاق شدم که اونم بعد از ازدواجم بود و اطرافیانم بهم گفتن که داری چاق میشی و من تصمیم به لاغری گرفتم و شروع کردم به تحقیق که چطوری میتونم شروع کنم و تصمیم گرفتم با رژیم و ورزش و پیاده رویی برای لاغری تلاش کنم که حدوداً یکسال طول کشید تا من 20 کیلو وزن کم کردم و به وزن آیده الم رسیدم و در این مدت چندین رژیم و روش مختلف رو امتحان کردم و با تموم شدن هرکدوم عاشقانه به دنبال روش دیگه میرفتم و عین 365 روز رو به عشق لاغری رژیم گرفتم و ورزش کردم و پیاده رویی کردم بدون اینکه خسته بشم و به محض تموم شدن دوره یک رژیم به سراغ رژیم دیگه میرفتم و با انرژی شروع کردم و تا آخرش میرفتم . تا اینکه من دیگه به وزن آیده الم رسیدم و رژیم و ورزش رو رها کردم و به علت اشتباه بدون روش لاغریم به سرعت برق و باد زحمت یکساله م بر باد رفت و یواش یواش وزنم برگشت نه تنها به وزن قبل برگشتم بلکه چند کیلویی نسبت به قبل وزنم بیشتر شد و چقدر حالم بد شد وقتی وزن 89 رو وزنه دیدم با اینکه شاهد روند این اضافه وزن بودم و میدونستم که وزنم داره اضافه میشه ولی این عدد 89 خیلی برام سنگین بود و باعث شد به شدت از این عدد متنفر باشم . دوباره تصمیم گرفتم که رژیم و ورزش رو شروع کنم و به روال قبل دوباره وزن خودم رو کم کنم و اصلا به این توجه نمیکردم که آدم عاقل اگه اون روش ها درست بود که دفعه قبل برات میموند ولی انگار چشم و گوشم بسته بود و اصلا به این موضوع توجه نمیکردم . شروع کردم به رژیم و ورزش ولی ایندفعه مثل دفعه قبل اینقد مسمم نبودم و چند روزی رژیم میگرفتم دوباره رها میکردم و بارها اینکار رو کردم شروع میکردم رها میکردم و …. و همش این سوال برام پیش میمود که چرا مثل دفعه قبل نمیتونم با اراده باشم و همش این جواب میومد توی ذهنم که من دیگه انرژی مو واسه دفعه قبل گذاشتم دیگه اراده مو از دست دادم یا اینکه بدن من دیگه به رژیم عادت کرده و دیگه براش تأثیری نداره و این چرخه باطل هی تکرار میشد تا جایی که دیگه واقعا از این حالت خسته شدم و از خدا کمک خواستم و به این سایت هدایت شدم . الان میفهمم که من دفعه اول عاشق لاغری بودم و یکسال بدون وقفه برای به دست آوردنش تلاش کردم ولی افسوس که عشق مو جای بدی صرف کردم و جواب عشقمو نگرفتم ولی بعد از اینکه دوباره چاق شدم دیگه عاشق لاغری نبودم و فقط دوست داشتم لاغر بشم بخاطر همین زود خسته میشدم و جا میزدم درواقع شکست عشقی خورده بودم و اینگونه من هم عاشقی رو تجربه کردم هم دوست داشتن رو. کاش اون عشق رو صرف لاغری با ذهن میکردم !!!!!!!
تا اینجا که در سایت تناسب فکری بودم خداروشکر با وجود افکاری که سراغم میاد ولی باز ادامه میدم انگار یه نیرویی بهم میگه فقط ادامه بده امیدوارم این همون عشق باشه و من دوباره بتونم عاشقی کنم
سلام خدای مهربونم
خداوندا عشق رو در دلم شعله ور کن
سلام استاد عزیز و دوستان عاشق لاغری
دوست داشتن در هر مسیری با عشق فرق میکنه
همه افراد چاق دوست دارن لاغر بشن ولی فقط افرادی که عاشق لاغرین به نتیجه میرسن و ادامه میدن
مقلا من تار رو دوست دارم و از صداش لدت میبرم و تا الان نتونستم یاد بگیرم چون مانع مالی رو بهونه میکردم در صورتی که خیلی وقتها پول اندازه خرید تار در حدیادگیری داشتم ولی برادرم عاشق تار و یادگیری اونه یادمه در سن دبیرستان با یک قوطی روغن نباتی و چند سیم و چوب یک تار برا خودش ساخت و شروع به زدن کرد و الان اینقد عاشقه که کوچکتربن زمان رو در حال زدن تاره و همه بهش میگن پنجه طلا پس من عاشق نبودم و فقط تار دوست داشتم و باید بیام تو لاین عاشقا تا بتونم در این مسیر موفق بشم
پس باید در مسیری اول عاشق باشی
دوم با شور و اشتیاق ادامه بدیم تا موفق بشین
وقتی عاشقی هیچ چیز تو رو از مسیر خارج نمیکنه و حتی کوهها رو با دست خالی میکنی تا به عشقت برسی و عیچ چیز اونقدر برات بزرگ نیست که مانعی برای نشستنت بشه و با رد شدن از هر مانع بزرگ و بزرگتر میشی
مثلا من عاشق لاغریم و وقتی با این دوره اسنا شدم میخواستم دوره ورود به سرزمین لاعرها رو بخرم و عید ۱۴۰۱بود که استاد تخفیف گذاشتن و من ۳تومن داشتم و پول مسافرتم بود ولی به عشق لاغری این دوره رو خریدم و به مسافرت ترجیح دادم و به لطف خدا پول مسافرت هم رسید
من در این مسیر کرونا مادرم بود و مشکلات دخترم و مساعل کارم و اسباب کشی داشتم و خیلی از کارهای ریز و درشت سر راهم بود و من ادامه دادم به عشق لاغری ادامه دادم و الان برای چهارمین باره که دوره رو شروع کردم و همه جا سرک میکشم و سعی میکنم اوقات بیکاری رو در این سایت بچرخم به جای بودن در کارهایی که سطح منو پایین میکشه وقتمو نمیزارم
من عاشق تغییر حالم هستم به بهترین حال
من این نسیرو با عشق که در مسیر داشتم رها نکردم و در این مدت همش در سایت پرسه میزن و در دوره هام هستم
پس موانع برای رشد من هستن نه برای توقف من
انسانها دو دسته اند
چاق
لاغر
و چاقها دو دسته اند
کسایی که دوست دارن لاغر بشن
افرادی که عاشق لاغر شدن هستن
من انتخابمو کردم و وارد دوره شدم من در لاین عاشقها حرکت میکنم و ادامه میدم
افرادی که یک چیزی رو دوست دارن نیمه کاره اونو رها میکنن
افراد عاشق اگر راهی برای ادامه داشته باشن تا انتها ادامه میدن
پس برای موفقیت در هر چیزی در دنیا باید در لاین عاشقان حرکت کنم تا در اون مسیر و هدف موفق باشم
و نکته مهم در عشق ریا نیست و عمیق هست ولی کسیکه چیزی رو دوست داره فقط ادا در میاره و عمیق در مسیر حرکت نمیکنه و با کوچکترین مانعی عقب نیکشه و رها میکنه
خداوندا یاریم کن تا عاشقانه به لاغری برسم
تا عاشقانه در زندکیم به تمام ارزوهام برسم
در پناه خدا باشیم
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
من چندسال پیش دلم خاست که هنر آرایشگری رو یاد بگیرم و زمانی که رفتم پیش یک دوستی هیچی بلدنبودم واقعا هیچی .
حتی کار با یک نخ ساده رو بلد نبودم وخانمهایی اومده بودند که بعد من وارد این حرفه شدن و بعد یه مدت کوتاه یک ماهه کار با نخ رو سریع بلد شدن ولی من هیجی .
ومن به خودم گفتم اگه بتونم کاربا نخ رو یادبگیرم بقیه مراحل رو سریع یاد میگیرم .
من بعد سه چهارماه تازه تونستم آرام آرام با نخ کار کنم اما آرایشگره جرات نمیکرد مشتری رو به من بده .
من هیچ وقت نومید نشدم وهیچ وقت خودم رو مقایسه نکردم و به خودم برچسب نزدم .
تو خونه آرام ارام تمرین میکردم وبعد کم کم مهارتم بالاتر رفت و بقیه مهارتها رو زود یاد گرفتم و قبل اینکه امتحان آرایشگری بدم کمتر از یکسال با دوستم شراکتی آرایشگاه باز
کردم وکلی مشتری میومد و تا دوسال من داشتم کارمیکردم .
تازه اون خانمی که برای شراکت آورده بودم فقط چون دیپلم آرایشگری داشت واتحادیه گیر نده اون رو آوردم واونهم اولین بارش بود وارد این کارشد وتخصصی نداشت .
چون من وقتی کاری رو شروع میکنم با جون ودل براش زحمت میکشم وقت میزارم و نامید نمیشم واصلا برام مهم نبود چقدر یادگیری این مهارت زمان میبره فقط میخاستم خوب یاد بگیرم تا بعد بتونم از پس کارها بربیام .
وکلی هم مطالعه میکردم در مورد ترکیب رنگها و….
منم وقتی وارد سایت شدم وآموزشها رو باجدیت میخاستم دنبال کنم بهترین زمان رو بهش اختصاص میدادم وهمون گام ۱ که دلیل چاقی تون رو بنویسید و گام ۲ که بیاین همشو با دلیل رد کنید نه تنها به تمارین سایت اکتفا نمیکردم .بلکه هر
وقتی به هردلیلی درجمعی قرار میگرفتم یا محیطی . قبلش به خودم میگفتم من که مثلا دارم میرم بانک یا پیش دکتر بیام تمرین گام ۱ و ۲ رو عملی انجام بدم .
مثلا دندانپزشکی که میرفتم این دکتره ساعت ۹ صبح میومد تا ۱۰ شب ومرتب سرش شلوغ بود و اون روی صندلی چرخ دار قل میخورد و دندانها رو رسیدگی میکرد .
وقتی منتظرمیشدم نوبتم بشه یا موفع رسیدگی کارم تو دلم میگفتم استاد راست میگفت اون کلا کم تحرکه . نگاه متناسبه مایل به لاغره . تازه وضع مالیش عالیه . امکانات رفاهی بیشتر . خورد وخوراک بهتر چقدر متناسبه .
خداشاهده یبار حالم خیلی بد بود رفتم پیش متخصص .نسخه ام رو که نوشت یه لحظه خاستم بهش بگم آقای دکتر شما چه باوری راجب به تناسب اندام دارید که اینقدر تناسبتون عالیه . و واقعن لذت میبردم از اینکه اینم تو این اجتماع بزرگ شد و چقدر فرمولهای ذهنیش دست نخورده هست ومتناسب .
وتو دلم میگفتم نگاه اینم کم تحرکه . وضع مالی عالی . زندگی لاکچری اما متناسب کامل .
اما مادرم پیشم بود و میدونستم بریم خونه آش منو می پزه که ای خدا تو آبروم رو بردی وچرا اینو به دکتر گفتی من سکوت کردم .
یا داخل تاکسی مبشستم میگفتم ای بابا این راننده صبح تاغروب داره رانندگی میکنه وکم تحرکه پس چرا متناسبه .
یا کارگر شهرداری رو میدیدم تو گرمای تابستان داشت خیابان جارو میکرد اما مایل به چاق بود وشکم داشت .میگفتم نگاه این باید طبق تصوراتم لاغر باشه اما چاقه .
هنوز که هنوزه هم همینطوره و روی باورهام کارمیکنم .
چون به قول استاد نمیتونم این کار رونکنم از بس این کارها رو کردم الان ناآگاهانه این کار رومیکنم انگاری خوشم میاد بیشتر بدونم .
بله من عاشق لاغری بودم و هستم وخواهم بود .
خواهرام که منومسخره میکردن اوایل مسیر . میگفتن تو برو با لاغری باذهنت لاغر شو . تو شدی ما میایم . البته اشتباه خودم بود ومیخاستم به زور اونها رو وارد مداری کنم که آمادگیشو نداشتند .
وهمون الان اونها بهم میگن خوش به حالت لاِغری . ومن سکوت میکنم
مامانم میگه ازاین بیشتر لاغر نشو بسه خوبه .
ولی من میخام به تناسب فکری برسم .
نمیگم نجواها نبود . نزدیکترین دوستانم بدجوری واکنش میدادند . خواهرم که همش میومد خونمون بااینکه خودش چاق بود همچین میگفت مامان منم مثل این چاقیم بدجوره از پشت .
خواهرزادم میگفت شترمرِغ.
ولی من ادامه دادم . وکم کم تغییرات بیشتر وبیشتر شد .و من همچنان ادامه میدم .الانا لذت میبرم .
وخداشاهده باهمین تمرینات استاد من تونستم کلی از مسایل زندگیمو که پزشکان نتونستند حلش کنند حلش کنم .
وهمیشه خدا رو شکر میکنم بابت هدایتم به این سایت .
وهمین جا دوباره ازشون تشکر میکنم بابت انتشار این آگاهیهای فوق العاده که زندگی رو بر ای ما لذت بخش تر کرد ..