اگه میخوای واقــعاً مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو شروع کنی، باید یه چیز مهم رو بدونی:
📍 این جلسه ادامه گام ۳۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
فقط دوست داشتن لاغر شدن کافی نیست ❌ تو باید عاشقِ لاغر شدن باشی! 😍💃🏻
آدمهایی که فقط میخوان لاغر بشن، یه مدت رژیم میگیرن یا ورزش میکنن ولی بعدش دوباره برمیگردن به همون نقطه قبلی… چون هنوز عاشق مسیر نشدهن.
اما تو، اگه با دل و جون عاشق لاغر شدن با ذهن و نگرش مثبت باشی، این مسیر برات نهتنها سخت نیست، بلکه لذتبخشه ❤️☀️
در این جلسه میآموزیم:
فرق دوست داشتن با عاشق بودن در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت 💖⚖️
۳۵ سال از زندگیم با چاقی گذشت… سالهایی که هر روزش یه مبارزه پنهان بود بین ظاهر لبخنددارم و درون آشفتهم.
ولی چند سالیه به لطف خدای مهربون 💛 در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی میکنم.

حالا دیگه با همه وجودم دنیای چاقها رو میفهمم، چون ازش عبور کردم… و دنیای لاغرها برام غریبه نیست، چون باهاش زندگی میکنم.
در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت، هدفم اینه که افکاری رو منتشر کنم که ساده، قابل فهم و در عین حال متحولکننده باشن ✨.
باورهایی که مثل نور خورشید، کمکم ولی پیوسته، لایههای تاریک ذهنمون رو روشن میکنن ☀️
میخوام این آگاهیها رو با آدمهایی به اشتراک بذارم که نه فقط “دوست دارن” لاغر شن… بلکه عاشقِ لاغر شدن هستن! 😍
فرق دوست داشتن و عاشق بودن، مثل فرق نور شمع با نور خورشیده!
📌 دوست داشتن یعنی: «خوبه اگه بشه… ولی اگه نشد هم خب، زندگی ادامه داره.»
📌 عاشق بودن یعنی: «من بدون این خواسته، کامل نیستم. هرطور شده، میرم سمتش!»
🌱 مثل کسی که آواز رو دوست داره، هفتهای یهبار میخونه و منتظره معجزهای بشه…
در مقابل، یه نفر که عاشق آوازه، شب و روز تمرین میکنه، به صدای خودش گوش میده، یاد میگیره، اشتباه میکنه، بلند میشه و آخرش میدرخشه… مثل استاد شجریان 🎤
⚽️ خیلیها فوتبال رو دوست دارن، اما عاشقش که باشی، میشی مثل مسی یا رونالدو… چون عشق، تو رو از تلاشهای سطحی عبور میده و به عمق تعهد میرسونه.
در مورد کاهش وزن، همین قاعده حاکمه:
خیلیها فقط دوست دارن لاغر بشن. پس چی میشن؟
- 🔁 هی رژیم میگیرن، رها میکنن
- 🔁 هی ورزش میرن، خسته میشن
- 🔁 هی شروع میکنن، اما ته دلشون باور ندارن که قراره واقعاً لاغر شن
در مقابل، اونی که عاشقِ لاغر شدنه، متفاوت فکر میکنه…
- اون با خودش قرار میذاره، نه با ترازو
- اون از دیدن غذا نمیترسه، با ذهنش حرف میزنه
- اون مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو با عشق میره، نه اجبار 💫
💥 جالبه بدونی افرادی که چاق هستن ولی ناخواسته افکار عاشقانهای نسبت به چاقی دارن – مثلاً احساس امنیت یا دیده شدن یا راحتی – خودشون هم نمیدونن که عاشق چاقی شدن و ناخودآگاه بدنشون رو در همون مسیر نگه میدارن.
و از اون طرف، لاغرهایی هستن که دوست دارن یه کم پرتر شن، اما هیچوقت نمیشن… چون اون خواسته فقط در حد دوستداشتنه، نه عشق واقعی ❤️
اگر میخوای لاغر شی، از خودت بپرس:
واقعاً عاشقِ لاغری هستی؟ حاضری برای این عشق، طرز فکرتو تغییر بدی؟ ذهن و بدنتو با هم آشتی بدی؟
حاضری هر روز براش یک ساعت وقت بذاری؟!

🧠 تأثیر نگرش مثبت بر کاهش وزن
تحقیقات علمی نشان دادهاند که کاهش وزن با نگرش مثبت و سلامت روانی قوی برای دستیابی و حفظ اهداف لاغری ضروری هستند. 📊
استرس و مشکلات روانی میتوانند منجر به پرخوری احساسی و تصمیمگیری ضعیف در مورد افکار و رفتارهای روزمره شوند. در مقابل، پذیرش یک نگرش مثبت و خوش احساس میتواند شانس موفقیت را افزایش دهد. 💡
افرادی که این نگرش را دارند، بیشتر احتمال دارد که شکستها را به عنوان فرصتهای یادگیری ببینند تا شکست، که به آنها کمک میکند تا به اهداف کاهش وزن خود پایبند بمانند.
علاوه بر این، سلامت روانی ضعیف میتواند منجر به اختلالات خواب، انرژی کم و کمبود انگیزه شود که همه اینها میتوانند تلاشهای کاهش وزن را مختل کنند.
در عوض، اقدام کردن برای کاهش وزن با نگرش مثبت داشتن از طریق دورههای لاغری با ذهن میتوانند تأثیر مثبتی بر سلامت روانی داشته باشند.
فعالیت بدنی اندورفین ترشح میکند که خلق و خو را بهبود میبخشد و علائم افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد. 💪

اهمیت عاشق لاغر شدن بودن 💖🍃
🌱 دوست داشتن فقط توی ذهن ما اتفاق میافته… اما عاشق بودن تا عمق وجودمون میره، میشینه توی دل ناخودآگاهمون و میشه موتور محرک تغییر 💫
🧠 کسی که فقط موفقیت رو دوست داره، از همون اول هدف میذاره، برنامهریزی میکنه و تلاشش رو شروع میکنه.
ولی… گاهی وسط راه خسته میشه، جا میزنه یا وقتی به یه حدی رسید، متوقف میشه.
💓 اما کسی که عاشق موفقیته، سقف تعیین نمیکنه! اون فقط پیش میره و پیش میره، چون با عشق راه میره، نه با اجبار.
موفقیت برای اون یه نقطه پایان نیست، یه سبک زندگیه ✨
در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت هم دقیقاً همین قاعده برقراره…
👥 افرادی که اضافه وزن دارن، دو دسته هستن:
- اونایی که فقط دوست دارن لاغر بشن
- اونایی که واقعاً عاشق لاغر شدن هستن
✳️ گروه اول، شاید رژیم بگیرن، شاید ورزش کنن، شاید کتاب بخونن…
اما ته دلشون هنوز اون “عشق به لاغری” شعلهور نیست، پس مسیر براشون سخت و ناپایدار میشه.
✳️ گروه دوم، با دل و جون وارد میشن.
اونا میفهمن که لاغر شدن فقط تغییر عدد ترازو نیست، یه تحول در طرز فکر، احساس، باور و نگاه به خودشه 💎
برای همینم با عشق و انگیزه ادامه میدن، حتی وقتی چالش هست، حتی وقتی نتیجه دیر بیاد.
🧭 حالا نوبت توئه که از خودت بپرسی:
🔹 من جزو کدوم گروهم؟
🔸 فقط دوست دارم لاغر بشم؟
🔹 یا واقعاً عاشق لاغر شدنم و حاضرم برای خودِ جدیدم وقت بذارم، فکرمو تغییر بدم و از درون متحول بشم؟
✅ یادت باشه، مسیری که در راستای کاهش وزن با نگرش مثبت انتخاب میکنی، سرنوشت بدنتو تغییر میده.
با نگرش مثبت، عشق، و تعهد به خودت، میتونی به بدنی برسی که عاشقش باشی… نه فقط برای چند روز، برای همیشه 💫💚.

تفاوت دوست داشتن با عاشق لاغر شدن 💡💖
💡 اگه میخوای این نگرش عاشقانه رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم توی خودت بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این تفاوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۴۱ سراغ «چگونه فقط با تغییر ذهنم لاغر شدم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
من چندسال پیش دلم خاست که هنر آرایشگری رو یاد بگیرم و زمانی که رفتم پیش یک دوستی هیچی بلدنبودم واقعا هیچی .
حتی کار با یک نخ ساده رو بلد نبودم وخانمهایی اومده بودند که بعد من وارد این حرفه شدن و بعد یه مدت کوتاه یک ماهه کار با نخ رو سریع بلد شدن ولی من هیجی .
ومن به خودم گفتم اگه بتونم کاربا نخ رو یادبگیرم بقیه مراحل رو سریع یاد میگیرم .
من بعد سه چهارماه تازه تونستم آرام آرام با نخ کار کنم اما آرایشگره جرات نمیکرد مشتری رو به من بده .
من هیچ وقت نومید نشدم وهیچ وقت خودم رو مقایسه نکردم و به خودم برچسب نزدم .
تو خونه آرام ارام تمرین میکردم وبعد کم کم مهارتم بالاتر رفت و بقیه مهارتها رو زود یاد گرفتم و قبل اینکه امتحان آرایشگری بدم کمتر از یکسال با دوستم شراکتی آرایشگاه باز
کردم وکلی مشتری میومد و تا دوسال من داشتم کارمیکردم .
تازه اون خانمی که برای شراکت آورده بودم فقط چون دیپلم آرایشگری داشت واتحادیه گیر نده اون رو آوردم واونهم اولین بارش بود وارد این کارشد وتخصصی نداشت .
چون من وقتی کاری رو شروع میکنم با جون ودل براش زحمت میکشم وقت میزارم و نامید نمیشم واصلا برام مهم نبود چقدر یادگیری این مهارت زمان میبره فقط میخاستم خوب یاد بگیرم تا بعد بتونم از پس کارها بربیام .
وکلی هم مطالعه میکردم در مورد ترکیب رنگها و….
منم وقتی وارد سایت شدم وآموزشها رو باجدیت میخاستم دنبال کنم بهترین زمان رو بهش اختصاص میدادم وهمون گام ۱ که دلیل چاقی تون رو بنویسید و گام ۲ که بیاین همشو با دلیل رد کنید نه تنها به تمارین سایت اکتفا نمیکردم .بلکه هر
وقتی به هردلیلی درجمعی قرار میگرفتم یا محیطی . قبلش به خودم میگفتم من که مثلا دارم میرم بانک یا پیش دکتر بیام تمرین گام ۱ و ۲ رو عملی انجام بدم .
مثلا دندانپزشکی که میرفتم این دکتره ساعت ۹ صبح میومد تا ۱۰ شب ومرتب سرش شلوغ بود و اون روی صندلی چرخ دار قل میخورد و دندانها رو رسیدگی میکرد .
وقتی منتظرمیشدم نوبتم بشه یا موفع رسیدگی کارم تو دلم میگفتم استاد راست میگفت اون کلا کم تحرکه . نگاه متناسبه مایل به لاغره . تازه وضع مالیش عالیه . امکانات رفاهی بیشتر . خورد وخوراک بهتر چقدر متناسبه .
خداشاهده یبار حالم خیلی بد بود رفتم پیش متخصص .نسخه ام رو که نوشت یه لحظه خاستم بهش بگم آقای دکتر شما چه باوری راجب به تناسب اندام دارید که اینقدر تناسبتون عالیه . و واقعن لذت میبردم از اینکه اینم تو این اجتماع بزرگ شد و چقدر فرمولهای ذهنیش دست نخورده هست ومتناسب .
وتو دلم میگفتم نگاه اینم کم تحرکه . وضع مالی عالی . زندگی لاکچری اما متناسب کامل .
اما مادرم پیشم بود و میدونستم بریم خونه آش منو می پزه که ای خدا تو آبروم رو بردی وچرا اینو به دکتر گفتی من سکوت کردم .
یا داخل تاکسی مبشستم میگفتم ای بابا این راننده صبح تاغروب داره رانندگی میکنه وکم تحرکه پس چرا متناسبه .
یا کارگر شهرداری رو میدیدم تو گرمای تابستان داشت خیابان جارو میکرد اما مایل به چاق بود وشکم داشت .میگفتم نگاه این باید طبق تصوراتم لاغر باشه اما چاقه .
هنوز که هنوزه هم همینطوره و روی باورهام کارمیکنم .
چون به قول استاد نمیتونم این کار رونکنم از بس این کارها رو کردم الان ناآگاهانه این کار رومیکنم انگاری خوشم میاد بیشتر بدونم .
بله من عاشق لاغری بودم و هستم وخواهم بود .
خواهرام که منومسخره میکردن اوایل مسیر . میگفتن تو برو با لاغری باذهنت لاغر شو . تو شدی ما میایم . البته اشتباه خودم بود ومیخاستم به زور اونها رو وارد مداری کنم که آمادگیشو نداشتند .
وهمون الان اونها بهم میگن خوش به حالت لاِغری . ومن سکوت میکنم
مامانم میگه ازاین بیشتر لاغر نشو بسه خوبه .
ولی من میخام به تناسب فکری برسم .
نمیگم نجواها نبود . نزدیکترین دوستانم بدجوری واکنش میدادند . خواهرم که همش میومد خونمون بااینکه خودش چاق بود همچین میگفت مامان منم مثل این چاقیم بدجوره از پشت .
خواهرزادم میگفت شترمرِغ.
ولی من ادامه دادم . وکم کم تغییرات بیشتر وبیشتر شد .و من همچنان ادامه میدم .الانا لذت میبرم .
وخداشاهده باهمین تمرینات استاد من تونستم کلی از مسایل زندگیمو که پزشکان نتونستند حلش کنند حلش کنم .
وهمیشه خدا رو شکر میکنم بابت هدایتم به این سایت .
وهمین جا دوباره ازشون تشکر میکنم بابت انتشار این آگاهیهای فوق العاده که زندگی رو بر ای ما لذت بخش تر کرد ..
نشان های دریافت شده
به نام خدا
خودم که فکر میکنم منم عاشق لاغری بودم من تحت فشار شدید حرفهای خواهرم که هرموقع منو میدید میگفت تو خیلی بد چاق میشی . مامان این چرا اینطوری شد و فلان و.و من بااینکه تازه وارد دوره شده بودم تو دلم میگفتم بالاخره منم نتیجه میگیرم اینو میبینی .
وموقع غذا خوردن اکثر اوقات دعوام میشد ولی من سکوت میکردم .
بارها چشمم به شگمم میافتاد میدیدم تکون نمیخوره اما امیدوار بودم .
خواهرزادم بهم میگفت بیا زیردست من . تمریناتی که بهت میگم رو انجام بده لاغرمیشی . ولی من راه خودم رو میرفتم .
حواسم به مسیری بود که میرفتم .
استاد که دیگه هرچالشی که قراربود باهاش برخورد کنیم میگفت و گوشزد میکرد .
نجواهای شیطانی که مثل بارون میومد اما من فقط ادامه دادم .
مثل یه فرد عاشق پیشه که هرکاری میکنه تا به عشقش برسه من همون طور ادامه دادم و البته خیلی برام جالب بود که باقدرت ذهن میشه چه کارهایی کرد و خداوند ما رو به چه نیرویی مجهز کرد .
یک عمر شنیدیم وداریم میشنویم که کم تحرکی وپشت میز نشینی بابت چاقی هست و الان داریم میشنویم همش پوچ و بی اساس هست .
واین حرفها برام خیلی تازه وجالب بود ویه جورایی خاستم ببینم واقعیت داره یا نه . البته مطمن بودم این راه درسته وفقط میخاستم تجربه شیرینش رو با ذهن خودم بچشم ..
و این طرز فکر ومسیر و قدرت ذهن خودم رو امتحان کنم .
و چقدر خوب بود والان چقدر از خودم تشکرمیکنم که به این مسیر اعتماد کردم و مزه متناسب شدن رو دارم میچشم .
واقعن این مسیر عاشقی میخاد که تا آخرش بریم .و مثل عاشق پروپاقرص پاش وایستیم و طعم متناسب شدن رو به خودمان هدیه بدهیم .
نشان های دریافت شده
سلام بر عاشقان متناسب شدن
افراد برای رسیدن به هدفشون دو دسته هستند:
دسته اول راههای متفاوتی لاغری رو امتحان میکنند بعدمدتی دنبال بهانه هایی هستند و کم کم رها میکنن و این نشون میده این عده فقط دوست دارند که متناسب شن .و همون اول دنبال نتیجه هستند .
دسته دوم راههای متفاوتی رو امتحان میکنند و به طور دقیق و منظم هر روشی رو انجام میدن منتها چون روش غلط هست نتیجه نمیگیرن باز روش دیگری رو امتحان میکنند و همینطور دقیق انجام میدن و نتیجه نمیگیرن تا اینکه تو مسیر دوره لاغری با ذهن قرار میگیرند و گام های این دوره رو با شور وشوق و منظم و دقیق انجام میدن و بالاخره نتیجه میگیرن و به شگفت انگیزان دوره لاغری با ذهن می پیوندند.
من خودم یه خواهرزاده دارم که کاملا متناسب هستش و ۲۰ سالشه واون هم برای زیبایی اندام باشگاه میره منتهی ببینیم چی جوری ؟
صبح میره سرکار بعدش ساعت ۴ تعطیل میکنه سریع ۵ میره باشگاه تا۹ شب بعدش دانشجو هست و کتابش میخونه .یادم میاد چند باری دستش آسیب دید البته نه تو باشگاه . و دکترش گفت تا ۲۰ روز تو گچ باشه . اون ده روز نشده تا یه کم دردش خوابید سریع خودش گچ رو وا کرد و رفت باشگاه .
یا موقع کرونا که باشگاه تعطیل بود یه مدتی .پول تو جیبیشو که کار میکرد البته شاگردی میکرد جمع میکرد و خصوصی میرفت باشگاه . مهمونی ها که اکثرا بعد شام میومد . جالبه که با اینکه به درس خوندن علاقه ای نداشت ولی رشته تربیت بدنی قبول شد .
پولش رو جمع میکرد میداد دکتر تغذیه براش رژیم غذایی بنویسه و مو به مو انجامش میداد. تمام فکر وذهنش به زیبایی اندام هستش .
اون عاشق به تمام معنای زیبایی اندام بود و هست.
حالا من اگه خودم یه کم از اون الگو بگیرم البته در پشتکار و اشتیاق حالا که ۱۵ کیلو که سهله اگه ۵۰ کیلو اگه اضافه وزن داشته باشم میتونم متناسب شم .