0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

📍 این جلسه ادامه گام ۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی‌شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغری
ترس از خوردن

💡 اگه می‌خوای این باورهای پنهان چاقی رو با راهنمای کامل و تمرین‌های عملی شناسایی و اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ ترس از خوردن؛ در ادامه هم توی گام ۷ سراغ «انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 384 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 225 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10012

384 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amirrezahafezi6@gmajl.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۴ ۱۶:۳۰
      مدت عضویت: 1993 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام الان حجم خوردن من کم شده وهمین که احساس میکنم نیازم برطرف شده از خوردن دست میکشم ولی وسوسه خوردن دارم هنوز حالا نمیدونم کم کم این وسوسه ازبین میره یا نه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        سعی کنید بیشتر بنویسید
        شرح دادن تمرکز شما رو افزایش میده
        و همیشه به تغییراتت توجه کن نه چیزی که باید تغییر کنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farideh.ganjoortehrani@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ ۰۲:۱۰
      مدت عضویت: 2172 روز
      امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      با سلام به استادعزیز ودوستان گرامی، 

      بدون مقدمه می خوام برم سر اصل موضوع ،امروز راستش صبح رفته بودم واکسن بزنم ونشد به فایل امروز گوش بدم البته میثاق نامه که یه جورایی به جونم وصله طبق معمول هرروز صبح مقابل آینه اجراش کردم وهمچنین به فایل بانشاط صبحگاهی هم گوش دا م ونشد بقیه فایل گوش بدم تا الان که چقدر جالب بود انگار استاد پیشگو باشند سخن از دل ما گفت ، من با اینکه واقعا تمرینات هرروز انجام می دم وهمچنین فایلها رو احساس کردم کمی چاق شدم البته تا دوسه روز پیش این احساسو نداشتم وبیشتر زمانی متوجه خودم شدم که همسرم باخنده به من گفت خوبه که داری لاغری با ذهن را کار می کنی والا چی میشدی ،منهم با خنده گفتم حالا می بینی ، اما یه کم بعدش منو تو فکر فرو برد ،خوب اشکال کار من کجاست ،کمی که بررسی کردم توجه من بیشتر به انجام تمرینات بوده ویا نوشتن ولی در عمل کوتاهی کردم ، اینکه مثلا موقع خوردن غذا طبق عادت گذشته ورژیم گرفتنهای متناوب واقعا این فرمول بد ترس از خوردن کاملا در من از بین نرفته وگاهی بی اختیار بعد از خوردن غذا به خودم میگم دیدی بازم زیاده روی کردی! در صورتیکه واقعا من زیاد غذا نمی خورم ،ویا گاهی که چشمم به غذایی می خوره بی آنکه گرسنه باشم از طریق کانالهای بینایی تحریک میشم ومی خورم ،ویا اینکه طبق عادت‌های گذشته وقتی یک سریال می بینم بی اختیار کمی تنقلات می خورم، وفکر کردم باخودم که من الان ۶۲ سالمه علت اینکه می گفتند سن آدم بره بالا آدم خود بخود چاق میشه درست نیست ولی چیزی که کار را سخت می کنه به تعداد اعداد سن باورها والگوها ی ذهنی من بیشتر جاخوش کرده توذهنم ومن باید بیشتر رو ذهنم کار کنم ، وبا گوش دادن به این فایل پی بردم کهرژیمهای مختلفی که گرفتم  در طی این سالها چه اثرات وباورهای مخربی روی من گذاشته ولی بهر حال کاری که می کنم بر روی غذاخوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه خوردن غذا آدمو چاق می کنه  باید خوب تکیه کنم ومرتب تکرارش کنم ودیگر اینکه علت غذاخوردن بررسی کنم یه مدتی خوب حواسم بود ولی کمی که غافل میشم باز سریع اون عادت‌ها ی گذشته برمیگرده ودیگر اینکه از استاد ممنونم برای دستورالعمل این کار جدید که درهنگام فقط گرسنگی کامل غذا بخورم وهرگز به مقدار غذا توجهی نکنم ومهمتر از همه اینکه احساس رضایتمندی در خودم ایجاد کنم ،اینهارو اینجا نوشتم که دوباره به خودم ودوستان که مثل من هستند یعنی به خودمون یادآوری کنیم که به چه چیزهایی باید توجه کنیم ودرضمن اشغال خوری هم نکنیم ، من در هرحال که باشم طبق تعهدی که به خودم دادم با شور واشتیاق این مسیر را ادامه میدم واز تلاش هم دست بر نمی دارم وایمان دارم که به لطف خدای مهربان به تناسب اندام همیشگی دست پیدا می کنم،  ودر آخر استاد هرچی نوشتم همه آن اتفاقهایی بود که برام افتاده بود وبسیار از شما سپاسگزارم که  این فایل مهم را برای ما گذاشتید وجان تازه ای به من یکی دادید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sana.motalebikhah@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۲۰:۵۰
      مدت عضویت: 2055 روز
      امتیاز کاربر: 372 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤️

      سلام و درود 😊

      این داستان شرح کلمه ای ترسناک به نام رژیم…

      این فایل منو برد به یه خاطره توی دوران دانشجویی ام که توی حیاط نشسته بودم و درس می‌خواندم و یه خانومی با دختر پنج شش سالشون دقیقا رو به روی من نشسته بودن…صداشون رو می‌شنیدم…

      👧مامان من گشنمه…

      👩نه تو صبحونه خوردی،رژیمی…

      👧ولی بازم گشنمه…

      👩رژیمی…

      و اون دختر پنج ساله و اون قیافه مظلوم و با حسرتش…

      👧مامان توروخدا من دلم خوراکی میخواد😭😭😭

      👩میگم رژیمیییییی…

      و بعد اصرار دختر کوچولو،مادر یه دونه ساقه طلای درآورد بهش داد و منم ناظر کم کم خوردن دختر کوچولو که خوراکیش تموم نشه…

      👧مامان توروخدا یه دونه دیگه بده ،فقطططط یه دونه…

      👩نههههههههه رژیمی…

      و داستانی که با حسرت و بقض اون فرشته کوچولو تموم شد…

      واقعا این کلمه چند نفر رو وارد حسرت و بقض و ترس و تنهایی کرده نمی‌دونم واقعا نمی‌دونم…چند رو وادار کرده که با خودشون لج کنن و انقد بخورم که دل درد بگیرن نمیدوووونم…ولییییی واقعا کلمه ای که هیچ حرفی نمیتونم در موردش بزنم…شاید ماهیت کلمه بد نباشه ولییییی اطرافیان و جامعه یه قول ازش ساختن،یه قول وحشتناک که شبانه روز مغز مارو باهاش شست و شو دادن…

      واییییی چاق شدی رژیم بگیر…..آخییییی رژیمی….نخور مگه تو رژیم نبودی…..بخور رژیم چیه و کلیییییی از این جمله ها.

      واقعا یه انسان با این همه توانایی چرا باید از یه کلمه بترسه و تسلیمش بشه که اون بتونه این همه اضافه وزن ایجاد کنه…واقعا فایل چاقی هیچ نیست استاد منو متحول کرد…یه انسان چهل ساله در طول چهل سال چهل تن غذا میخوره…چطور میتونم همرو دفع یا به انرژی تبدیل کنه ولی این چند کیلو اضافه وزن رو نه…این ذهن ما هستش که این اضافه وزن رو ایجاد کرده…وگرنه ما سیستم بدنی سالم و طبیعی داریم .

      این ذهن ما هستش که تسلیم کلمه رژیم شده و هزاران بار در روز بهش فکر می‌کنه…رژیم بگیرم…چاق نشم…لاغر بشم…زیاد خوردم…کم خوردم و…

      ولییی بازم خدارو صدهزار مرتبه شکر که خدا هدایتم کرد و بهم نشون داد که ببین تو با این همه توانایی تسلیم چی شدی،تسلیم کلمه رژیم…تسلیم حرف مردم…تسلیم باورهای اشتباه…

      ولی نه من هدایت شده خدا هستم 😇من موفق و پیروز میشم و شکستش میدم و مطمئن هستم روزی میرسه این کلمه رو با آغوش باز میپذیرم و دوستای صمیمی میشیم باهم😊

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که هر روز روی خودم کار میکنم و موفق و موفق تر میشوم 💪🌟💪🌟💪

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز هستم💪😊💪🌟💪🌟💪

      جمعه 1400/2/17❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا آرام
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۱۳:۴۵
      مدت عضویت: 2207 روز
      امتیاز کاربر: 548 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      سلام به همه دوستان و عزیزان

      به نظر من بدترین کار دنیا رژیم غذاییه! 

      رژیم گرفتن یعنی من بدنم رو عذاب میدم! یعنی تصمیم گرفتم خودم رو شکنجه کنم! غذاهای محدود خوردن و نخوردن خوراکی هایی که دوست داری، این واقعا چه معنایی به جز شکنجه و عذاب داره؟؟؟

      به نوزادی که تازه متولد شده فکر کنید: هر بار گرسنه باشه مادرش بهش شیر می ده. بهش نمیگه بسه! تو نیم ساعت قبل شیر خوردی!! تا موقعی که نوزاد داره شیر می خوره مادر اینقدر صبر می کنه تا خود نوزاد دست از خوردن برداره! این یعنی تا وقتی سیر بشوم می خورم. نوزادی که گریه می کنه ممکنه گرسنه نباشه و مثلا خسته باشه. اون موقع اگر مادرش بخواد بهش شیر بده نوازاد نمی خوره! بازم گریه می کنه! این یعنی تا وقتی گرسنه نیستم غذا نمی خورم.  این یعنی ما از بدو تولد بلد بودیم چه کار کنیم! چقدر بخوریم و چه موقع بخوریم!

      رفته رفته رفتارهای خانواده و تاثیرات محیط و اجتماع میر ما رو تغییر داده. حالا یه نفر در مسیر درست و یکی در مسیر نادرست قرار گرفته اما در درون همه ما موجودی به نام ذهن داره زندگی می کنه که ما باید کنترلش کنیم مثل زمانی که تازه به دنیا اومده بودیم.

      حالا من هم مثل یک نوزاد تازه متولد شده به خودم قول می دم تا زمانی که گرسنه نیستم چیزی نخوردم و به محض دریافت احساس سیری دست از خوردن بردارم.

      برای همه دوستان آرزوی سلامتی و اندامی متناسب دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۹ ۲۳:۱۴
      مدت عضویت: 2078 روز
      امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز وهم مسیریهای عریز

      من از روزهای آخر شهریور ۹۹ وارد این مسیر شدم و بقول جناب روشن هدایت شدم وخدا رو شکر میکنم

      زیرا واقعا نجات دهنده بود وبرام درک شرایط وآرامش وآگاهی بهمراه داشت بطوری که به فرمولهای اشتباه ذهنم پی بردم وبا سعی واستمرار در

      این مسیر مشغول تلاش کردن برای ثبت فرمولهای 

      درست در ذهن ومتعاقب آن افکار ورفتار وپدیدار شدن در جسم وزندگیم هستم.

      باید عرض کنم که اینجانب بعد سه سزارین بسیار متناسب بودم واصلا درکی از اضافه وزن نداشتم.

      ولی بعد از یک عمل وتذکر دکتر که بعد عمل اضافه وزن پیدا میکنی ومنم قبول کردم دچار اضافه وزن شدم که مثل همه ورزش وترس از موادغذایی که 

      هیچ کدوم کار ساز نبود تا بالاخره با رژیم سخت و

      بادی رب ،تقریبا به تناسب اندام رسیدم یعنی فقط

      یه کوچولو شکمم صاف نشده بود..وبا ورزش روزانه

      پیلاتس وزومبا ورژیم اون وزن رو حفظ کردم.یعنی

      خیلی روی خوردنم دقت میکردم همش نگران وزنم

      بودم هر روز ترازو..ترس از مواد غذایی ..تا به لطف

      خدا با تناسب فکری آشنا شدم.چقدر از درک این 

      فایلها هم تعجب زده وهم هیجانی شدم.خلاصه دیگه اساسی چسبیدم به فایلها…هر روز بیشتر وقتم

      با گوش کردن ودیدن فایلهای استاد وخواندن نوشتهای بچه های گروه وتمرین در دفتر میگذرد

      چقدر خیالم آسوده شد که غذا چاق کننده نیست.و

      عمل جراحی که انجام دادم  باعث اضافه وزن نمیشد.

      لازم نبور اینهمه ورزش کنم ویا ساعتها هرروز پیاده روی کنم..باید فرمولهای صحیح رو به ذهنم بسپرم ودر راستای اون پیش برم..بگذریم که چند کیلو به وزنم هم اضافه شد ونگرانم کرد.ولی با اطمینان به این فرامین همچنان پیش رفتم وکم کم احساس کردم که تغییرات شروع شده …برای بار دوم گامهای

      صدروزه را با مکث فراوان شروع کردم وخدایی امروز

      از این فایل جاخوردم .ممنونم استاد عزیزم واقعا با

      توضیح شما متوجه اشکال کار خودم شدم.

      من با ایمان به صحت ودرستی این مسیر در حال 

      پیشروی هستم ومطمئنم که به نتیجه مطلوب میرسم.بسیار از جناب روشن تشکر میکنم که واقعا برای تفهیم ما تحمل زحمت میکنند.نکات مهم را عالی توضیح میدهند واز همه مهمتر اینکه همواره 

      تحت راهنمائیها و بر طرف کردن ابهامات واشکالات از جانب ایشان هستیم…

      برای من این خیلی ارزشمنده که در این راستا از فکر وخیال بیهوده راجع به یه کوچولو شکمم رها شده وچشمم به افکار وآگاهیهای جدید باز شد.

      در آخر اینطور براتون بگم که صبحها وقتی بیدار میشم صدای جناب عطار روشن…وسط روز …آخر شب صدا ی جناب روشن…طوری که همسرم میگه

      از شنیدن این حرفها خسته نشدی😃😆

      ومن نه تنها خسته نشدم بلکه هرروز از روز پیش بیشتر طالب آموختن ودرک مطالب جدید واز همه مهمتر سر لوحه قراردادن مطالب جدید برای ذهنم هستم..جناب روشن براتون آرزومند سلامتی وموفقیتهای روز افزون هستم.

      وهمینطور برای بچه های گروه تناسب اندام وپیشرفت در تمامی مراحل زندگی را از خداوند خواستارم..

      به امید رسیدن به اهداف برای تک تکمون🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم احساس بهتری دارید
        احساس شما نمایانگر موافقت ذهن و قرار گرفتن در مسیر صحیح است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۱۲:۰۴
      مدت عضویت: 2217 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 754 کلمه

      بنام خدا.🙏

      رژیم :کلمه ی آزاردهنده ای که باعث ناامیدی احساس شکست عدم لیاقت و توانمندی وعدم احساس ارزشمندی میشه . درطی این سالها من به عنوان یک آدم چاق زندگی کردم وچاق بودم وکلی ازخرفهاونصیحتهای دیگرانوشنیدم وتحمل کردم وهمه نظرشون این بود که:رژیم بگیر😤

      برای اونهاگفتنش آسون بود ولی برای من سخت و طاقت فرساوکلی احساس محرومیت وتنهابودن وفرق داشتن .

      توزمان نوجوانی مدام به خاطر چاقی حرف شنیدم وکلی نصیحت وحرفهای آزاردهنده که هممون میدونیم چی هست ونیازبه دوباره مطرح کردنش نیست.اماوقتی لاغرمیشدم وچاق میشدم یک احساس نابودی وشکسته شدن و خردشدن ازسرتاپار واحساس میکردم .منتظربودم تاکسی چیزی بگه وذهن من شروع میکردبه تحلیل کردن هرکسی اندازه ی غذای منوبرام تعیین میکزدانقدربخوراینوبخوراینونخوروهمه بدون درنظر گرفتن حضورمن برام تعیین میکردن ومن همیشه ناراحت وغمگین بودم .رژیم به من هیچ کمکی نکردوفقط بعداز رژیم من حریص تر میشدم برای خوردن بیشتراصلاموضوع لاغری نبودند فقط خسته شده بودم ازح فهاوسرزنشهاوبه اجباررژیم می‌گرفتم که سکوت کردن بقیه رو تجربه کنم توی ذهنم خیلی حرفهامرورمیشدبعدازچاق شدن دوباره تونمیتونی توبی اراده ای توعرضه نداری توچاقی وتواستعدادلاغری نداری وهمین باعث میشدمن ازرژیم وازچاقیم وازادمهای اطرافم که این حرفوبه من زدن وازخودم نفرتم بیشتربشه ازکساییکه لاغرن بدم بیادوتوی جمع ادعای لاغرنباشم وازاینکه دوباره منومسخره کنن حالم بدمیشد .توذهن همه یاونهاوحتی آدمهای لاغراطرافم رژیم بهترین روش برای لاغرشدن ولاغرموندن بود درحالیکه من هرزمان که اسم رژیم میومد تمام بدنم وتمام وجودم احساس بی لیاقتی وشکست میکردم من هربارکه لاغرمیشدم وتجربه ی لاغری روبدست میاوردم همه ی ادمهاشر وع میکردن به تعریف و تمجید وزمانی که چاق میشدم جهنم روتجربه میکردم هم درذهنم وهم درعالم واقعییت واین بیشترباعث میشدکه حتی قیدلاغری روبزنم .ولی الان می‌دونم که در مسیر درست هستم و ادامه خواهم دادتااخرین روزعمرم. 

      من درتمام سالهاچاقیویادگرفتم وهیچ وقت معنای سیرشدن ویاگرسنه شد ن رودرک نکردم اماچرا گرسنگی رویه جاهایی دررژیم های سخت تجربه کردم و هیچ وقت هم بعداز اینکه بهش رسیدم وغذاخوردم معنای سیری رودرک نکردم این یادنگرفتن  معنای سیری به زمانهای خیلی قبل برمیگرده زمانی که من بچه بودم و آموزشهای اشتباه خانوادم به شکل صحیح واردذهنم شدودراون تثبیت شدیک نمونه مثال واضح اینکه: برنجوباهاش نون بخور تاسیربشی چون مثلامیخوام ازناهار برای شام نگه دارم ویاینکه بخورکه سیربشی ودرفکرمن رسیدن به اون احساس فیزیکی و دردمساوی بودبااحساس سیری هرچقدربیشترمیخوردم سیرترمیشدم وزمانیکه کم میخوردم وبه اون فشارنمیرسیدم یعنی من هنوزسیر نشده بودم موضوع اینجاست که دررژیم همه ی اون غذاخوردن هایی که من داشتم اینکه بیشتربخورم که سیربشم تبدیل میشدبه این مقدارونهی کردن ازخوردن اون مقدارموادغذایی وبه همین خاطرهم هست که من وسایردوستان رهاکردیم چون روش رژیم ازاول اشتباهه واین طریق لاغری  پایدارنیست وبعدازمدتی به چاقی برمیگردیم چاقی درذهن منه نه درجسمم بیشترین مشکلی  که چاقی داره مشکل افکاره ودرگیری ذهنی نه درگیری جسمی ومن کاملا شاهدبودم درطی این مدتی که چاق شدم . چاق شدن به خاطرافکارهست .افکاری که باعث میشهدرزمان خوردن زیاده روی بشه چون لذتی که درافکاروجودداره یانفرتی یاه چیزی که زیادوحکم بی نهایت رودرذهن تداعی کنه درعالم واقعییت وفیزبکی نمیشه اون لذت روبالذت ذهنی تطبیق دادوذهن تمام تلاششومیکنه برای رسوندن به وضعیتی که درذهن ساخته ومهم نیست علاقه باشه ترس باشه و یانفرت وچیزهای دیگه باشه وحتی خوردن باشه .درطی این مدت هم که من تغییرکردهبودم ازنظرغذایی واحساس سیری روخوب درک میکردم اما همچنان درگیراین فکربودم که نکنه فکرکنن دارم رژیم میگیرم و نکنه دارم دوباره به این رفتارخودم که بیشترازحدلزوم میخورم بال وپرمیدم وزمانی که سیرمیشدم دوباره میخوردم وبه فایل استادکه رسیدم تصمیم گرفتم که اون تمرینی که گفتن روانجام بدم وبراساس افکاروعوامل بیرونی احساس گرسنگی و سیری روتشخیص ندم بلکه بااحساس درونی خودم پیش برم و به احساس اولم اطمینان کنم و باورکنم که سخت نیست باخودم ارتباط برقرار کردن وصلح کردن باخودم  چون رژیم باعث میشه که من بیشترازخودم وازارتباطم باحساسم فاصله بگیرم و به خاطر همین بود که من دچارپرخاشگری واحساس ضعف و ناراحتی وخشم شدید میکردم .درطی این دوره من یادگرفتم که حتمااستمرارداشته باشم و انتظار نتیجه رودارم ومیدونم که لاغرمیشم ولاغرمیمونم واین باربه خاطرخودم نه هیچ کس وهیچ حرفوسخنی وحرفهای دیگران دیگه منوازارنمیده که چراچاق شدی چراخودتونگه نداشتی وبه خاطرهمسرم مدام بهم گوشزدمیکنن که توبرای خاطرهمسرتم که شده بایدلاغرکنی وحرفهای این چنینی وامروزهمین حرفهابهم دوباره زده شدومن سکوت کردم و چیزی نگفتم. بااینکه قبلا گاردمبکرفتم وناراحت میشدم و یادفایل جدیدی که استاداماده کردن افتادم وهمش توذهنم حرفای استادمرورمیکردم که چاقی من هیچ چیز نیست هیچ چیز نیست وبه این باوررسیدم که تفاوت من باادم لاغرتنهافقط فرمول‌های ذهنیمونه ومن به خاطر تربیت چاقی به ذهنم چاق شدم امروزمن آرامش عجیبی داشتم بااینکه داشتن درموردم باخودم بحث میکردن اماسکوت کرده بودم ولبخندی داشتم خیلی کوتاه ودرذهنم باصدای بلندحرفای استادمرورمیشدوبه اطمینان قلبی وعقلی رسیدم که منم میتونم برای تمام عمرم لاغربمونم.نه اینکه فقط لاغربشم خدایاشکرت .،🙏⁦❤️⁩⁦❤️⁩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این نوشته عالیه ولی به دلیل رعایت نکردن فاصله بین کلمات به راحتی خونده نمیشه
        لطفا در نوشتن دقت کنید که استفاده از محتوای نوشته شما امکانپذیر باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار niki_pr2000@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ۰۰:۴۴
      مدت عضویت: 2138 روز
      امتیاز کاربر: 8195 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام دوستان عزیز

      خیلی خوشحالم که میخوام از امروز فقط وقتی که واقعا احساس گرسنگی می کنم غذا بخورم، با گوش دادن به این فایل عالی به این نتیجه رسیدم که اشتباه من در این سال ها همین بوده که هله هوله خور بودم ولی زیاد غذا نمی خوردم الان  فکر می کنم وقتی که گرسنه نیستم چیزی نخورم کم کم به تناسب خواهم رسید 

      همیشه با رژیم داشتن فقط به بدنم و روحیه ام صدمه زدم که هیچ نتیجه ای هم نداشته و به سرعت به وزن قبل یا حتی  چاق شدن بیشتر از قبل از رژیم رسیدم

      خیلی هیجان زده هستم که می خوام روش جدید رو امتحان کنم و فقط در حین گرسنه گی غذا بخورم و فکر می کنم برای  این که اون حرص خوردن رو در خودم کمتر کنم هروقت که هوس خوردن کردم با چایی یا اب سر خودم رو گرم کنم 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار asmagazban
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۱۲:۲۴
        مدت عضویت: 2217 روز
        امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        باسلام.خدمت استاد گرامی.

         ازتوجه وحمایت  بی دریغ شما دراین  مسیر  سپاسگزارم  و از این  به بعد  سعی  میکنم  که در نوشتن  دیدگاه  عجله  نداشته باشم .و درست انجام بدم .باتشکر ازشماو دوستان  هم مسیرم .🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Labkhande zemestan
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۰۹:۵۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      سلام خدمت عزیزان 

      اولین چیزی ک بعد اژ شنیدن جمله ی «باز دوباره چاق شدی » ب ذهنم خطور میکرد رژیم بود ، وقتی لباس میپوشیدم و‌میدیدم ک تنگ تر شده انگاری غم عالم میومد برام ک باید رژیم رو شروع کنم بعنی هیچ شنیه ای برام یاد اور خوبی نبود چون باید یا ورزشو شروع میکردم یا رژیم یا هر دو ☹️ و‌آخر هفته ای ک از شنبه اش قرار بود رژیم شروع بشه اونقد میخوردم ک خودمو خفه کنم و‌دلیلم این بود ک باز قراره ی مدت محدودیت داشته باشم بس بزا الان ی دل سیر بخورم و چشمم نمونه در حالی ک بدتر میموند 😅 مدت زمان هایی ک در رژیم بودم چقد برام عذاب آور بود من‌خودم ب شخصه در اون‌مدت بیشتر از اونی ک ب این موضوع فک‌کنم ک این رژیم قراره منو لاغر و‌متناسب کنه فکر کنم  در گیر این بودم ک رژیم کی تموم میشه تا من راحت باز بتونم تا حد خفگی از هر چی دلم میخواد بخورم ، سالها رژیم غول زندگی من بود ک هر چند وق ی بار باید باهاش دست و پنجه نرم میکردم و اغلب اوقاتم شکست و‌مقلوب شدن  با من بود ؛ مدت رژیم برام پر بود از محدودیت ها و‌ذهنم نا ارام بود هر چیو‌ک‌ میدیدم افسوس و‌حسرت ک چرا من الان نمیتونم ازش بخورم و البته ک رژیم های من مدت  کوتاهی دوام داشت و‌تمام اون مدت فکر و ذکر‌من پیش خوردنی ها بود ، شاید چند بار من در روز در یخچال و‌کابینت رو باز میکردم و‌با حسرت ب مواد غذایی و‌حوراکی ها نگاه میکردم و‌قوش و بد بیراه ب زمین و‌زمان و سرنوشت چاقم میدادم چرا این جوری شده ، تمام این ها ب این دلیل بود م من قدرت چاق کنندگی ب مواد غذایی داده بودم ،من با باورها و فرمول هام‌قدرت چاق کنندگی و انباشه شدن ب صورت چربی رو ب اغلب غذاها داده بودم و‌نرس از خوردنشون و‌وقتی میخوردم ب شدت عذاب وجدان میومد برام ک‌الان مثلا دوقاشف برنج خوردم صد گرم ب چربی هام اضافه میشه و‌فکر کنید وقتی ک شیرینی و‌ نون خامه ای کوچولو رو  میخوردم بهش قدرت افزایش ی کیلو دنبه و‌جربی رو در بدنم می‌دادم 😅 و‌ساعت ها خودمو مورد معاخضه قرار میدادم ک چراااا؟؟؟ برا جی خوردی ؟؟؟؟ و همه ی اینها باعث‌میشد خودمو ناتوان بدونم در حالی ک‌تمام مواد غذایی فقط انرژی ب بدن میدن و‌چیزی ب نام انباشته شدن وجود نداره ، ک در دیدگاه یه فایل فاطمه سادات عزیز خیلی خوب توضیح داده بودن و‌مثال زده بودن «ورودی و‌خروجی ما یکیه » بس این نگرانی و‌ترس کاملا بی مورده ؛ هنوزم توی خونه ی ما قدرت چاق کنندگی رو میدن ب برنج و‌نون و روغن ها و شیرینی جات و …… بی نهایت مواد دیگه ،چون‌نمیتونن این اعتقاد و باور چندین سالشونو کنار بزارن و‌حرفای منم تاثیری نداشت بس دیگه اصراری نکردم و فقط ب خودم و باورهای جدیدم توجه میکنم . چند‌ماه قبل ک‌این فایلو گوش دادم هنوز ترس داشتم ،هنوز زیر چشمی اندازه و نوع غذایی رو‌ک میخوردمو‌‌ نگاه میکردم ولی دیگه اطمینان کردم ب گفته استاد و‌انجام دادن روش تشخیص پیغام های سیری و گرسنگی خیلی کمکم کرد ، برعکس رژیم ک مدام درگیر بودم م وقت میان وعده و غذا بشه و‌مابین نشون مدام حس میکردم ک چون کم‌خوردم الان ضعف دارم و‌بیحالم ، در مورد دریافت پیغام ها اینگونه نبود چون‌موقع خوردن ترسی نبود و‌لذت بود و‌یه لحظه حس میکردم ک دیگه نیاز ب ادامه غذا ندارم و همون لحظه حتی اگه لقمه دستم بود با اختیار و‌اراده خودم دست از خوردن میکشیدم و همین کار هم حس لذت بخشی بهم دست میداد و‌یعدش آرامش داشتم ک‌ من به اندازه نیاز  بدنم غذا خوردم و‌دیگه ذهنم درگیر این نبود ک تو کم خوردی ، الان یکم بگذره باز گرسنت میشه و دیگه از این افکار نداشتک برای همین خیلی راحت ب کارهام می رسیدم و ساعت ها بعد با دل ضعفه و صدای معده متوجه پیغام گرسنگی میشدم نه مثل قبل با ساعت ک الان وقت نهاره ،وقت شامه ، و یا الان چند ساعته ک‌من چیزی نخوردم و ……

      چقدر لذت بخشه درک این حس ها 🥰 و بعد از ی مدت تمرین من دیگه کامل و‌اغلب اوقات با پیغام گرسنگی غذا میخوردم و ب راحتی هم متوجه پیغام سیری میشم  ولی الان ک باز این فایلو‌ گوش دادم دوست دارم بازم انجام بدم و لذت ببرم هر چند ک الان برام کاملا عادیه و‌دیگه یواش یواش داره تیدیل ب ناخودآگاه میشه ولی بازم اول راهم و دوست دارم ک همچنان اموزش هارو‌کامل انجام بدم ک‌ این مراقبت و‌ای دادن ب نهال تناسب و لاغریمه 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار panahafshar0008870
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۱ ۲۱:۵۲
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 3118 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      درود دوستان من از این فایل کلی حال خوب کسب کردممعنی احساس سیری و گرسنگی رو درک کردمحالا محکمتر و عالی ترمحالا باوخیال راحت میخورم و حواسم پی چقدر خوردم نیستچون خود بدنم الارم میدهحس و عذاب زیاد خوردن ندارمچون رفتار درست غذایی رو درک کردموسپاس گزارم استادفقط چجوری فایل که گفتین تهیه کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۰ ۱۸:۱۴
      مدت عضویت: 2253 روز
      امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 564 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبممن گواهی میدم که با رژیم نمیشه لاغر شد.با محدودیت بدون گرفتن موافقت ذهن ناخودآگاه نمیشه لاغر شد.برای ما چاق ها اسم رژیم وحشتناکه.‌اسم رژیم ما رو یاد محدودیت و سختی و عذاب میندازه .آدم اصلا میترسه‌‌.طفلی ماها که اینقد تو دوران عمرمون عذاب کشیدیم.‌من اون وقتا همیشه عدالت خدا روزیر سوال میبردم که مگه میشه خدا یکی رو لاغر خوشبهت ویکی رو چاق بدبخت بیافرینه.‌و وقتی فهمیدم خدای مهربونم همه رو متناسب آفریده با فرمول های پیش فرض لاغری و این ما بودیم که با تربیت غلط دستی همه چیز رو ذخیره کردیم نظرم بکل عوض شد.‌چشم استاد. بخاطر آموزش های بینظیر دوره شما و تلاش بی وقفه شما من مدت هاست فقط موقع لاغری میخورم. اندازه سیری هم میخورم. نه اینکه با وجود اینکه فهمیدم سیری من گاهی اوقات زود هنگامه و با چند لقمه سیر میشم کاذب تلقیش کنم و بگم نه من که هنوز چیزی نخوردم.‌هنوز جا دارم. نه من با تعالیم شما در رفتار غذاییم تغییر ایجاد شده و کم غذا شدم ولی این به معنی رژیم نیست.‌خیلی عالیه. بنظرم شیرازه و جان کل دوره شما همینه. شما کلی تلاش کردین همینو به ما یاد بدین.و من خوشحالم که افتخار اینو دارم شاگرد شمام و بالاخره  منم متناسب میشم. من دیگه میخوام از نخوردن غذاها لذت ببرم و دنبال لذت های دیگه دنیا باشم.‌همه لذت که خوردن نیست. شاد بودن و شاد زندگی اصل ترین لذت زندگیه.‌هم صحبتی با دوستان خوب یکی از بهترین لذت های دنیاست .مدتیه اگه جنگلی جایی میریم دیگه نمیگم چی برداریم بخوریم.‌من فقط به قصد لذت دیدن مناظر و تفریح میرم ولی هنوز شوهرم میگه.‌قبلا خودمم فکر میکردم تفریح مساوی خوردن چیپس و پفک و تخمه و چایی و میوه و وای کباب…..ولی الان نه. سیزده بدر تا باغ خاله همسرم رفته بودیم .اون جمع بدلایلی چون روز تعطیل بود و‌قصابی ها تعطیل فقط بفکر تهیه گوشت و مرغ کبابی بودن وهرکی نظری میداد و من مست صدای اب رودخونه ای بودم که اونحا بود و باد ملایم و هوای عالی. نه دیگه خوردن برام لذتی نداره.‌و این یعنی بودن در مسیر لاغری .و همه اینا رو من مدیون شمام.‌مرسی خدای خوب و مهربونم و متشکرم استاد دانای خودمو حتی الان در بستر بیماری حتی با وجود اصرار آبجی من وایسادم تا ساعت سه و نیم عصر که احساس گرسنکی کردم و سر صدای معدم بلند شد و بعد ناهار خوردم و از کارم لذت بردم.‌خوردن با کنترل نامحسوس ذهن چقد عالیه. و باید اینقد تکرار کنم تا عادتم بشه.‌شما آموزش دادی و من یادش میگیرم و چیزی رو که یاد بگیری محاله فراموش کنی.‌استاد خوبم چند وقتیه به ذوق تردمیل زدن بیدار میشم یا عصر که پسرم میخوابه با ذوق تردمیل میزدم.ولی الان که مریضم دلم برای تردمیلم تنگ شده. منی که اصلا از ورزش بخاطر لاغری متنفر بودم از تغییر رفتار خودم تعجب میکنم.‌ و چقد خوبه این تغییر. تغییر واسه امروز و فردا نیست.‌تغییر دایمیه. باید تا زنده هستیم در مسیر تغییر مثبت باشیم.‌تغییر در مسیر لاغری.‌خدایا گرچه میدونم تو هیچوقت دیر نمیکنی ولی کاش زودتر با استاد و دوره زیباش آشنا میشدم تا بهترین لحظه ها و ساعات زندگیمو در استرس و ترس چاقی نمیگذروندم.تا جوونی و موقعیت های زندگیمو از دست نمیدادم.‌شاید مسیر زندگیم عوض میشد.‌ولی بازم خدا رو شکر. ممنونم که الان اینجام و خدا هیچوقت دیر نمیکنه.‌من در مسیر درستم و بزودی له تناسب و لاغری میرسممنتظر فرستادن عکس لاغریم باشین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Labkhande zemestan
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۰۰:۴۳
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 355 کلمه

        سلام دوست عزیزم از تغییرات شما بی نهایت خوشحالم

        فقط خواستم راجبه قسمت اخر نوشتتون بگم ک همینطور ک‌ خودتونم گفتین خدا هرگز دیر نمیکنه بس به همین جملتون ایمان داشته باشین قطعا همین زمانی ک با سایت اشنا شدین بهترین زمان بوده

        من از دیدگاه خودم میگم من شاید آدرس سایتو کسی بهم ی سال و‌نیم پیش میداد وارد سایت نمیشدم یا گذری میکردم و اهمیت نمیداد چون زمانش نشده بود چون هنوز کارد ب استخونم نرسیده بود (منظورم ب این نیست ک باید سختیم زیاد میشد تا خدا کمکم کنه ن اصلا ولی هر چیزی وقتی داره ) چون من اون زمان هنوز عقیده داشتم ک میتونم از راه های دیگه ب نتیجه برسم ،راجع ب لاغری من ی سال و‌نیم پیش روش های دیگه ای توی ذهنم بود ک سفت و‌سخت هزینشونم ب جون خریده بودم و یا راجع ب مشکلاتم ک الان دارم با استفاده از فایلای گرانبهای استاد در مسیر شناخت موانع و فرمول هام راجب زندگیم و رابطم استفاده میکنم و نتیجه عااااالی گرفتم قبلا چیزای دیگه رو‌قبول داشتم زور فشار بیرونی دعواو‌تهدید و یا باج دادن خلاصه حتی اونموقع کسی ادرس سایتم بهم میداد من هنوز امادگی استفاده ازشو‌نداشتم‌

        چون‌هنوز اون زمان فقط و‌فقط خدا رو راهنما نمیدونستم و میگفتم خودم بلدم میتونم  در حالی ک تمام وجودم پر از باور شکست بود ؛ بس ایمان داشته باشین ک زمانتون درست بوده بس حسرت گذشته رو نخورین و‌همین الانو در یابین

        و‌ب این فک کنین ک میتونست این هدایت هیچوق اتفاق نیوفته ولی شده افتاده و شما در مسیر قرار گرفتین

        رسیدن ب مقصد در عین اهمیت، اون همه هم فرق نداره چون مسیر ما زیباست مگه از همین الانتون لذت نمیبرین مگه همین الانتون تجربه ارامش و شادی ندارین مقصد یکم شاید لذتش بیشتر باشه ولی طعمش همینه

        همین ارامش همین لذت ب همین اندازه زیبا بس از مسیرت لذت ببر و ی روزی میبینی ک بدون اینکه متوجه شده باشین مقصد رو هم تجربه کردین و دارین لذت میبرین و ایمان دارم ک خیلی زود براتون اتفاق میوفته بس استمرار داشته باشین و ب گذشته و سختیاش فکر نکنین ک باعث حسرتتون بشه

        موفق باشین و ب زودی تصویر شگفتی سازتونو ببینیم 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم