0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغریترس از خوردن

ترس از خوردن، بزرگ‌ترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟

کی از مخرب‌ترین باورهایی که سال‌ها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:

«غذاها چاق می‌کنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱

از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:

  • نخور!
  • این چاقت می‌کنه!
  • اون مضره!
  • فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖

👈 نتیجه؟

ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرم‌افزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه می‌بینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!

چطور این باور رو ریشه‌کن کنیم؟ 🌱

🌸 قدم اول: با ترس غذا نخور!

اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم می‌کنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»

باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قوی‌تر از ترس‌هام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیم‌گیرنده‌ام!»

نکته: غذا وقتی ما رو چاق می‌کنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.

🌸 قدم دوم: رفتار غذایی‌تو شفاف کن!

موفقیت‌ها و چالش‌هاتو در طول روز بنویس:

✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ به‌اندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هله‌هوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️

این کار باعث میشه کم‌کم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.

یادت باشه 💡

ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سال‌ها بهش باور داشته…

ولی تو می‌تونی با آگاهی، قدم‌به‌قدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و به‌جاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫

اینجا دقیقا نقطه‌ایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿

از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️

و اگه می‌خوای نسخه‌ی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آماده‌ست تا قدم‌به‌قدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذت‌بخش و پایدار کنه! 🌸💛

🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟

حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راه‌حلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطه‌ات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو می‌گیرم؟
آیا وقتی گرسنه‌ام، واقعا به احساسات بدنم گوش می‌دم یا فقط طبق عادت غذا می‌خورم؟

تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی می‌افته و چطور می‌تونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.

اگر سوالی داشتی یا تجربه‌ای از لاغری با رژیم غذایی می‌خوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 225 رای

قایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10012
384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Fateme Bologh
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۱۶:۳۳
      مدت عضویت: 2563 روز
      امتیاز کاربر: 623 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      درود و خدا قوت 

      گام ششم : 

      خود کلمه رژیم کلمه ای است که بار منفی داره از استفاده و شنیدن کلمه رژیم هیچ وقت هیچکس احساس خوبی بهش دست نمیده حتی افرادی که متناسب هستند ‌حتی افرادی که رژیم درمانی دارن  .

      قدم اول برای لاغریبا احساس خوب غذا خوردن .حرصو ولع نداشتن .تمایل نداشتن به انواع  غذاها نباید ترس از غذا خوردن داشته باشی .ذهنت رو رها کردن فشار رژیم رو ازخود برداشتن چاقی ما برای عادتهای و رفتارهای غذای اشتباه بوده نه خود مواد غذایی .ذهن من باید ارامش پیدا کنه و ذهنم همیشه دستور خوردن نده به هر بهانه ای بخور بخور بخور کنه حتما زیادی خوردن باعث افزایش وزن من هست ولی چه جوری غذارو کم کردن خیلی مهمه من باید به جای برسم ذهنم خودش غذارو کم کنه  نه خودم با فشاررژیم به ذهنم دستور بدم که کمتر بخور  نقط ضعف من  از چاقی ترس از خوردن است .تحلیل غذا ها کالری شمردن شمردن تعداد قاشق ها باعث ایجاد ترس ما از غذا خوردن شده و این باعث چاقی ماشده .باور ترس از خوردن رو باید حذف کنم .در دوره اول گفتیم خوردن مارو چاق نمیکنه  بلکه روش خوردنم اشتباه  است .در مرحله دوم تمرین امروز که خیلی قدم مهمی است .ایا ما پیغام سیری رو دریافت میکنم ؟ ایا در زمان مناسب دریافت میکنم  بدون استرس ؟ پیام ها در بدن ما به دو شکل  احساس و درد به ما میرسه .احساس سیری یه احساس که باید بدن من درک کنه 

      احساس گرسنگی و احساس سیری رو باید  بدن من به درستی درک کنه 

      احساس گرسنگی باید به حدی برسه که بدن من واکنش نشون بده درک پیغام گرسنگی و سیری را باید تمرین کنم .و این درک بسیار لذت بخش است و وقتی لذت میبریم  در مسیر لاغری قرار میگیرم اخساس بهترین میزان برای من است .احساس گرسنگی احساس سیری الگوی ناخواگاه من تعغیر میکند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۱۰:۱۰
      مدت عضویت: 2252 روز
      امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 728 کلمه

      سلام استاد ،سلام دوستای خوبم ،

      یه چند دقیقه ای هست که بیدار شدم .و دارم به یک موضوعی فکر می کنم و اونم چگونگی بهتر توصیه و پیشنهاد استادگرامی هست راجع به خوردن بعد از تبدیل شدن احساس گرسنگی به واکنش بدنی مثلا قار و قور شکم بعدم که شروع به خوردن کردیم به اندازه ای بخوریم که این حالت برطرف شده باشه و دیگه بیشتر نخوریم .

      خواستم نظرمو که در این مورد به ذهنم رسید عرض کنم .

      ما چون عادت کردیم به محض کوچکترین احساس گرسنگی فوری اقدام به خوردن کنیم شاید برامون سخت باشه که صبوری کنیم و تا احساس واکنش بدن از خوردن هر چیزی خودداری کنیم .

      ولی وقتی  فکر می کنم می بینم‌ما که این حالتهای ریزه خواری رو داریم و کم صبری از خود نشون می دیم همانهایی هستیم که هر سال یکماه یا کمتر روزه می گیریم به فرمان خدای متعال .شاید یکی از دلایل واجب شدن روزه  تمرین برای صبر و تحمل و بعد اجرای صبر برای جاهایی که نیاز به صبر کردن داریم . ولی خوب در روزه داری هم مثل خیلی کارهای صحیح دیگه که به رفتارهای اشتباه آلوده کردیم مرتکب رفتارهای اشتباه شدیم و باعث شده اکثرن از فواید روزه داری فقط رنج گرسنگی نصیبمون بشه .اما در واقع روزه گرفتن  برای ایجاد رنج برای انسان نبوده .و ما باید از این فرصت استفاده های عالی کنیم تا باعث ایجاد تحول مثبت در زندگی هامون بشه . 

      چطوره که ما وقتی نیت روزه می کنیم ،ساعات طولانی تا اذان مغرب گرسنگی رو تحمل می کنیم به امید ثواب و پاداشهای الهی  اما  وقتی  بخاطر لاغر شدن که یک راه و روش خداییه و عین ثواب و عبادت ،می خوایم یه قدم مثبت برای خودمون برداریم  همه اش از واژه نمی تونم استفاده می کنیم .که این کلمه ،از شیطان‌منفی باف به ما القا میشه که موفق نشیم و چاق باقی بمونیم .چاقی عین راه شیطان و جهنمه و باید بتونیم در راه لاغر شدن همت بیشتر و اراده قوی را به کار بگیریم .

      من پیشنهاد می کنم برای اجرای هر چه بهتر که استاد در این جلسه به ما دادن وقتی مثلا ناهارمونو خوردیم نیت روزه ی چهار ساعته کنیم و تا پایان این مدت لب به غذا و هیچ خوراکی جز آب نزنیم .بعد از طی شدن این زمان اقدام به خوردن کنیم به اندازه ای که حالت ضعف و قارو قور شکممون بیفته دیگه نخوریم .پیشنهاد دیگه ام اینه بعد از اقدام به خوردن یه مقدار که خوردیم واکنش بدنی از بین رفت که اینو بخوبی احساس هم می کنیم .عین حالت بعد از افطاردر ماه رمضان .حالا یه فاصله ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بدیم  اگر بعد از این‌فاصله کوتاه بازم احساس اذیت از گرسنگی هستیم یه مقدار دیگه بخوریم تا به احساس بهتری برسیم و‌من پیشنهاد دوم خودمو بارها  انجام دادم و نتیجه اش برای درک احساس سیری کامل با غذای کمتر عالی بوده .

      اما اینکه نیت روزه ۴ ساعته کنیم همین امروز بعد از بیدار شدن از خواب به ذهنم رسید.چون از دیروز صبح این سوال توی ذهنم بود که این پیشنهاد استاد رو چه جوری به نحو بهتری میشه اجرا کرد و نتیجه گرفت .جوابی که امروز صبح به ذهنم رسیده از فرشته درونم الهه می دونم که تازگی با توضیحات فایل ۳۸ باهاش آشناتر شدم من اطمینان دارم که اگر به همین شیوه که به ذهنم رسیده عمل کنم بزودی شاهد شروع کاهش وزنم خواهم بود .چرا که از طرفی  هم دارم روی موانع دیگر ذهنیم کار می کنم هم دیگه مث سابق فکر نمی کنم که غذاها چاق می کنن و برعکس فکر می کنم هیچ خوراک و غذایی قدرت چاق کنندگی منو نداره. هم اینکه پاشنه آشیل لاغر شدن بعد از رفع موانع ذهنی دیگه که مهمترن همین سیر شدن با غذای کمتره .یا به قول خیلی ها کاهش اشتها و میل غذا و لاغر شدن .   من از امروز به این شیوه عمل می کنم تا یک عادت صحیح لاغری رو در خودم ایجاد کنم و بعد در همین فایل می آم ونتیجه ارو خدمت استاد و دوستان گرامی اعلام می کنم ………در آخر صحبتم از  فرشته درونم الهه تشکر می کنم که با این پیشنهادنیت روزه ۴ ساعته بعد از هر وعده غذایی منو به سمت تناسب اندام که سالهاست تبدیل به یک آرزو شده هدایت وحمایت می کنه …..برای خودم و دوستانم آرزوی موفقیت دارم .   استاد نظرتون‌چیه در این مورد ؟     خیلی متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6721 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        من این طریق عمل نکردم و به این طریق آموزش ندادم
        ولی شما هر ایده ای داری اجرا کنید و نتیجه اش رو تجربه کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار shahrbanou1346
          ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۲۰:۳۸
          مدت عضویت: 2252 روز
          امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 356 کلمه

          سلام و درود به جناب عطار روشن 

          ——————————

          قبل از اینکه  دوره ی گام اول رو خریداری کنم ،در یکی از لایوهای اینستای شما شنیدم که گفتید : من هر ۴ ساعت غذا می خورم .و این توی ذهنم به شکل یه الگو مونده .

          قبلا هم یکی دوبار موفق شدم که فاصله ۴ ساعت رو رعایت کنم ولی نه مث امروز که نیت روزه به مدت ۴ ساعت کردم .

          امروز  ساعت ۱۰ و نیم‌بعد از خوردن صبحانه دلخواهم نیت روزه کردم که تا ساعت ۲ و نیم چیزی جز آب نخورم  .و نخوردم .اتفاقا ساعت ۱۱ و نیم‌ برای خرید بیرون رفتم کلی هم پیاده رفتم و برگشتم خونه . وقتی برگشتم کلی آب به سر و صورتم زدم تا خنک شدم خیلی دلم خواست چیزی بخورم ولی به خودم گفتم تو روزه ای یادت باشه فقط آب بخور .رفتم یک لیوان آب خنک  خوردم .و مشغول  تهیه ناهار شدم .ولی حس آدمای روزه دار داشتم که با چه ذوق و شوقی واسه خودشون افطاری درست می کنن .

          جدن حس خوبی داشتم .ساعت یک سر و صدای  شکمم بلند شد .ولی فقط آب خوردم و لذت بردم از احساس مسلط بودن به اوضاع .و اینکه در این لحظه  بنده شکم نباشم و بهش یاد بدم صبر کنه .

          قبل اینکه ساعت  دو نیم بشه کتری آبجوش گذاشتم و یه مقداری میوه آماده کردم  .

          ساعت مقرر مث روزه دارا که افطار می کنن یه فنجون آبجوش خوردم و میوه  ،یک ربع بعد ناهار خوردم ،چقدر بهم چسبید ،سعی کردم به خاطر  شدت گرسنگی مجبور به زیاد خوری نشم .موفق شدم . ۴ ساعت بعدی از سه شروع شد تا هفت غروب .  در این بین چیزی جز آب نخوردم .باز ۷ به همین شکل شام خوردم .الان یه حس خوبی دارم و خوشحالم……. اگر تا ۱۲ شب بیدار بمونم حتما  یه مقدار غذا می خورم بعد استراحت می کنم . البته نه به اندازه وعده ی شام .

          این روش را تا ۲۱ روز یعنی تا ۸ شهریور ادامه می دم . 

          هدفم اینه ذهنم  احساس گرسنگی سیری رو بخوبی یاد  بگیره و همینطور یاد بگیره با غذای کمتری هم میشه سیر شد .

          ممنون از اینکه توجه فرمودید و نظر گذاشتید 💖 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6721 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 12 کلمه

            سلام و درود
            خیلی عالیه که نتیجه تمریناتت رو به اشتراک می ذاری

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار shahrbanou1346
              ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۲۳:۲۵
              مدت عضویت: 2252 روز
              امتیاز کاربر: 46606 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

              نشان های دریافت شده

              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 31 کلمه

              استاد خوبم سلام مجدد .وقت بخیر ،از این عالی تر توجه شما به هنرآموزان و شاگردانتونه که فوق العاده  تاثیر می ذاره در ایجاد دلگرمی به جهت ادامه مسیر .

              پاینده باشید 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۷:۱۴
      مدت عضویت: 2513 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,476 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم .

      اگر مدتها هست که  در این راه هستید ولی هنوز نتیجه نگرفتید و بر عکس چاق تر هم شدید به خاطر وجود یک سری باورهای  غلط مخفی  هست که بسیار تاثیر گذار در روند لاغری ما هست .

       کلمه ی رژیم  بسیار حالت بدی به آدم میده  و ما همیشه در طول رژیم محدود بودیم که نباید بخوریم و لی ذهن ما همیشه ما رو تشویق به خوردن کرده که بخور فقط یه امشب هست یا بخور دیگه گیرت نمیاد ووووو باعث میشه ما خیلی راحت اراده و تصمیم خودمون رو بشکنیم و بخوریم و برای همین وقتی اسم رژیم میاد ما احساس،شکست و ناتوانی در ذهنمون میاد .که خیلی احساس بدی هست .

      اما در این روش  ذهنی هیچ خبری  از محدودیت نیست و برای مایی که سالها گرفتار رژیم بودیم این دوره رو فرصتی برایی رهایی از محدودیت می بینیم و  اون اوایل دوره با خیال راحت و لذت غدا  به اندازه که بخواییم میخوریم و واقعا ما به این آسودگی و به این آرامش   هنگام   غذا خوردن نیاز داریم و ممکنه افراد بعد از چند روز دیگه اون حرص،و ولع رو نداشته باشن و دیگه چشمشون به دنبال خوردن غدای اضافه از روی سفره و .. نباشن  و دیگه به دنبال خوردن کلی شیرینی با چایی نیستن چون ما فشار رو از روی ذهن برداشتیم و ناخود آگاه گرایشمون به خوردن کمتر میشه  و حالا این بستگی به مقاوت ذهن افراد داره و افراد واقعا بعد از یک مدت که  از بودن در دوره ها گذشت میبینن که  از قبلا خودشون چقدر  کمتر غدا میخورن .

      ما همیشه که در رژیم بودیم میخواستیم از طریق کنترل  غذا و محدودیت به لاغری برسیم و همیشه هم ناموفق بودیم اما در این دوره ذهن شما  چون اول به آرامش  رسید و بعد به لذت در خوردن مواد غذایی رسید پس تونست خوردن رو کمتر بکنه  و  دیگه شما تمایل دارید  کمتر بخورید  و این با رژیم فرق داره و نگو چون من دارم  کمتر میخورم پس من رژیمم  نه مطمعن باش چون قبلا زیاد خوردی چاق بودی و این روش کمتر خوردن مهم هست که از چه راهی کمتر بخوری .

       در لاغری ما نباید تصمیم بگیریم که کم بخوریم ذهن باید تصمیم بگیره و در شما ماندگار خواهد شد .

      ذهن ما دست میزاره روی نقطه ضعف ما که اونم چیزی نیست جز ترس از خوردن .همه ی ما سالها از خوردن وحشت داشتیم و برای هر غذایی میزان چاق کنندگی در نظر گرفتیم و گفتیم این غدا ما رو چاق میکنه و اون بیشتر چاق میکنه  و اما ما توانایی داریم این مساله رو  (ترس از خوردن )حل کنیم و از این عبور کنیم .

      در دوره ی اول یه حمله به این باور غلط داشتیم که خوردن ما رو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه و کلی دلیل آوردیم که  همه ی  غذا ها در ما و متناسبها یک جور عمل میکنه ولی چرا اونها لاغرن و ما چاقیم و یواش یواش ستونهای این باور رو متزلزل کردیم و به این ترتیب حمله ی بی سر و صدا یی به این باور داشتیم .

      هنوز این باور ترس از خوردن  در بعضی از شما ریشه داره و تاثیر گذار هست که خوردن باعث چاقی میشه و در واقع چون پیغام سیری رو درست تشخیص نمیدید نمیدونید به اندازه خوردید و یا زیاد خوردید و یا کم خوردید بعضیا هنوز وسواس در خوردن  هستن  و قاشقها  رو میشمارن  ولی باید بر این ترس غلبه کنیم تا  رهایی از چاقی  رو داشته باشیم و باید با  غلبه برراین ترس  اعتماد به خودمون و ذهنمون  داشته باشیم و تشکر از خداوند و  نمعتاش  داشته باشیم 

      حالا یک قدم دیگه  در این مسیر میخواهیم برداریم  اینکه پیغام سیری رو دریافت میکنیم یا نه ؟ و بعضیا به خاطر وسواس،شدن در گرفتن این  پیغام سیری نتیجه  ی مطلوب نمیده  در واقع انگار برای بعضیا این موضوع استرس ایجاد میکنه و نتیجه عکس میده یعنی لاغر  که نمیشه هیچی و ممکنه چاق هم بشه  چون ترس از خوردن تاثیر منفی میزاره .

      پس بدونید پیغام های بدن از دو طریق در بدن  ما اعمال میشن یا از طریق  اعصاب و یا از طریق احساس ما وقتی ناراحتیم در بدن احساس خستگی و بی حالی میکنیم وقتی دلت تنگ هستیم  احساس علاقه در ما برای دیدن اون فرد شکل میگیره  در تمام این موارد ما یه تغییر احساس رو درک کردیم و کاملا درونی هست و تغییر روی جسم شما فعلا نداره ولی وقتی پای شما به میز میخوره  دردی در بدن شما صورت میگیره که اون تحریک عصبی در شما به وجود میاره .

      همه ی احساسها اول  یک  پیغام درونی  هستن و بعد به جسمی تبدیل میشن و من وقتی خوشحالم اول خیلی حالم خوبه و لی اگر  خوشحالی خیلی بیشتر بشه ممکنه از شدت خوشحالی گریه هم کنید و این تبدیل واکنش احساسی به جسمی هست وقتی من گرسنه هستم اول یه احساس درونی هست ولی اگر توجه نکنم تبدیل میشه به ضعف و سستی در بدن و اگر احساس سیری رو درک نکنید تبدیل میشه به تهوع و درد در شکم و مشکلات بعدی که  اینها نشونه هایی از تبدیل احساس به درک درونی هست پس باید اینقدر بدن من در تشخیص این احساس سیری قوی بشه که دیگه خود به خود به اون حد شکم درد نخوره .

      درک این احساس سیری رو با یک تکنیک ساده میخواییم بیان کنیم درک این  احساس،سیری و گرسنگی نباید بر اساس عوامل بیرونی باشه و گرنه مشکل ساز میشه بنابراین برای شناسایی این احساس برای چند روز فقط تا وقتی واقعا گرسنه نشدید چیزی نخورید و در واقع  صبر کنید تا این احساس گرسنگی تبدیل به واکنش جسمی بشه مثلا قار و  قور شکم و یا سر و صدای شکم و یا هر حالت مشابه که نشون بده بدنت  نیاز به غدا داره درک این موضوع خیلی خوشایند هست چون چاقها این رو درک نکردن و بر اساس عادت غذا میخورن  و چون زمان خوردن اونها نزدیگ بهم هست قبل از اینکه گرسنه بشن چیزی میخورن  عملا اون رو درک نمیکنن و هر کس بگه احساس ضعف داره اون ذهنی و  عادت هست 

      پس اجازه بدید برای یک هفته این احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بعد اقدام به خوردن کنید .

      یعنی اگر در بدنت  سر و صدای گرسنگی بود به اندازه ای مصرف کنید که اون صدا برطرف بشه و اون حالت دیگه نباشه و دیگه نخورید پس نیاز نیست لقمه ها رو بشمارید و این درک احساس سیری و گرسنگی بسیار لذت بخش هست و وقتی مطمعنی مقدار غدا خوردن شما کمتر شده مطمعن باش در مسیر متناسب شدن هستی و استرس نداشته باش که حالا به اندازره خوردم یا نه و فقط مطمعن باش کمتر خوردی این خوبه و لقمه های خودت رو نشمار و بررسی نکن  که ایا به اندازه خوردم نخوروم و یا زیاد خوردم و این کار نتایج بدی به همراه داره سعی کنید از طریق احساس خودت رو جلو  ببر و احساس بهترین چیز برای تشخیص هست اگر امروز غدا خوردی و اما احساس  خوبی نداشتی به خودت سخت نگیر و بگو دفعه ی بعد  کمتر میخورم و حالا فرصت هست و فکر نکن اگر این دفعه زیاد خوردی دیگه کار خراب شده و نه برنامه ات این باشه احساس خوبی رو تجربه کنی و اگر بعد از عذا احساست خوب بود دیگه کاری به نجواهای ذهنی نداشته باش و اگر گفت توخوب نخوردی اصلا بهش توجه نکن و گوش نده اون احساس اولی مهم هست و احساس من باید بالاترین راهنمای من  برای لاعری باشه برای یک هفته اجازه بده واقعا گرسنه بشی و بعد به اندازه ای بخور که اون احساس واقعا برطرف بشه اگر احساس گزسنگی و ضعف کردید و بدن شما واکنش بده اون وقت به اندازه ای بخور که اون احساس برطرف بشه و ذهن ما متوجه میشه سیری یعنی چه و دیگه ذهن ما رو وادار به خوردن زیاد نمیکنه .

      دوستانی که میگن  مدتها هست خوردن اونها کنترلی نیست و خود به خودی  کمتر میخورن و دیگه علاقه به خوردن زیاد و همه چیز خوردن ندارن باید بدونید  شما خیلی خوب عمل کردید .

       ترس از خوردن برای ما مشکل به وجود میاره و چو ن از خوردن میترسید توجه ات به عمل خوردن هست  نه خوردن بنابراین باید اون رو برطرف کنید .

      حالا که خوردن من خود به خود تغییر کرده برای اون تغییر احترام قایل باشید و سعی کنید  هر چیز ی مصرف میکنید بدون ترس باشه .

      برداشت من از فایل :

      واقعا ترس  از خوردن یه باور  نادرست  در همه ی ما هست که من از وقتی وارد این سایت شدم دارم  روی اون کار میکنم چون سالها خودم در رژیم بودم و  سالها محدودیت و نخوردن داشتم  و سالها شام و ناهارم غدای پخته و بدمزه ای بود که باید با کلی محدودیت در کنارراون غداها  ی بدمزه به راهم ادامه بدم تا شاید لاغر بشم و اما من عالی لاغر میشدم و اما مشکل این بود که ماندگار نبود و وقتی وارد این مسیر شدم باور م نمیشد همه چیز  میتونم بخورم و مواد غذایی هیچ فرقی با هم ندارن و مواد غذایی ترس ندارن چون  من برای هر مواد غذایی کل شرح حال داشتم و هیچ وقت خیلی از اونها رو جرات نداشتم بخورم و برعکس خیلی از اونها رو باید زیاد میخوردم   تا بتونم چاقی   خودم رو کنترل کنم و از بس بعضی از مواد غذایی رو  نخورده بودم  دیگه رغبتی به خوردن اونها ندارم و نداشتم  مثل نوشابه و دلستر و استیک و …. بس که گفتن نخور چاق کننده هست و همیشه محدود بودم و  من نمی خوردم  دیگه برام عادت شده و هیچ علاقه ای به خوردن این نوشیدنی ندارم و دوست ندارم اصلا اون رو امتحان کنم یادم میاد اولین موردی که دوست داشتم امتحان کنم در این آزادی  و  این راه  برای  غلبه بر ترسهام  این بود که شام هر  آنچه دلم میخواست  بخورم  و این برای من مرز شکستن رژیم واقعی بود  چون خیلی به شیرینی علاقه نداشتم و بیشتر اهل خوردن غذا بودم تا خوردن دسر  و شیرینی و نوشابه …و همیشه نخوردن غدای دلخواهم  بعلاوه نخوردن چیپس،و پفک و کرانچی و ….من رو زجر میداد تا نخوردن شیرینی و بیسکوییت ….و  خوردن اونها برای من  ازادی کامل بود و یادم میاد هر چیزی رو که سالها نخورده بودم داشتم امتحان میکردم مثل کره و مربا و یا سرشیر محلی با عسل  و یا سلیون و یا تخم مرع سرخ شده در روغن فراوان و یا کلی چیز دیگه که واقعا داشت دیگه مزشون یادم میرفت و در واقع هر وقت دلم می  خواست چیپس و پفک میخوردم و  اما یه جورایی از بس در رژیم بودم و  نخورده بودم  دیگه عادت کرده بودم و من همچنان عادت کردم با غذا هیچ دسر ی مثل ماست و ماست موسیر و سالاد و نوشیدنی و … نخورم و به عنوان میان وعده اگر گرسنه شدم میخوردم تا غدا درست بشه چون اگر بخوام  با غذا بخورم سریع سیر میشم و عجیب دیگه مثل قبلا نیستم که بگم خوب این سالاد  رو بخورم حالا بعدش عدا  هم میخورم یا این ماست  رو با غذا بخورم  چون مزه میده نه هر چیزی که بخورم به راحتی با اون سیر میشم و نمیتونم دیگه ادامه بدم و خیلی زودتر از همیشه دست از خوردن میکشم و شاید با اونها کمی فشار شکمی رو حس کنم برای همین موقع شام یا نهار فقط خود اون غدا رو انتخاب میکنم و یا اون دسر رو به تنهایی میخورم مثل سالاد و یا ماست و …و خودم باور نمیکنم این معده همون معده هست که همیشه جا برای همه چیز داشت و میگفت خوب جای سالاد جدا هست جای غدا جدا هست حالا نوبت دسر و نوشیدنی هست و همه رو با هم میخوردم برای کنترل اشتهام اما  نه الان  اصلا اینطور نیست هر کدوم رو به اندازه نیاز بخورم دیگه نمیتونم چیز دیگه  بخورم و سیر میشم حتی با یه میوه ی ساده و یا یه کاسه ماست و یا …..  به راحتی احساس،سیری میکنم و اصلا دیگه خبری از اون چیزی که اسمش رو گذاشته بودم اشتها نیست معلوم نیست کجا رفته و واقعا اشتها  وجود نداره فقط،ساخته ی ذهن ما هست که من اشتها دارم و تو جیهی هست برای پرخوری خودمون و الان  همه چیز فرق کرده خوردن من خود به خود کمتر شده و چند مدت هست در دوره ی کنترل پرخوری و اشتها هستم و دارم تمرینات اون رو انجام میدم و بسیار بسیار از گذشته ی خودم منظورم تا یکی دو ماه پیش هست دارم بازم  کمتر میخورم و همین نشون میده در مسیر درستم و دارم خوب جلو میرم و اگر گاهی هم خطایی داشته باشم که به اون حالت فشار شکمی برسم اصلا خودم رو ناراحت نمیکنم و فقط،طبق تمرینات جریمه میشم تا یادم باشه درست رفتار کنم‌.

      و من هم چون بارها گفتم خوردن ترس نداره و کلی دلیل داشتم برای این حرفم مثلا  که خوردن برای تامین انرژی بدن من هست و ….. راحت تر باهاش کنار اومدم  و تقریبا بیشتر وقتها راحت میخورم چون الگو در اطرافم زیاد دارم که لاعرن و همه چیز میخورن و اما  حواسم هست که بسیار کم میخورن و این رمز موفقیت اونها هست مثل دخترم و خواهرم و برادرم و خواهر همسرم و دوستمو یا خواهر زاده ی همسرم و  … و سعی میکنم منم دقیقا به این حالت  به اندازه خوردن همه چیر بخورم تا به تناسب دلخواهم برسم و اگر که  بشه در اون حالت سر و صدای شکمی غذا بخورم که واقعا دیگه هیچ ترسی برای من  نمی مونه چون این گرسنگی بر اون ترس غلبه میکنه و راحت تر عذا میخورم و چقدر این خوردن دلچسب تر هست و چقدر لذت بخش تر هست و من خیلی مواقع به این صورت غذا میخورم اما داشتم که هنوز به این حالت  گرسنگی نرسیدم و شروع به خوردن کردم  اما  نزاشتم به فشار شکمی برسه و در حد رفع اون هوس خوردم و کنار کشیدم و خلاصه تجربه کردن این احساس گرسنگی که برای من با صدای غار و غور شکم همراه  هست بسیار تجربه ی قشنگی هست و در این حالت  سیری رو هم عالی جواب میدم قبلا یکم اضافه تر بر نیاز میخوردم ولی جدیدا با بودن در دوره  ی جدید دقیقا دارم به اندازه میخورم و  غدا رو به موقع  رها میکنم و در حد رفع اون سر و صدا ی شکمی میخورم چون عواقب کار رو به یاد خودم میارم که چه نتایج بدی رو تجربه خواهم کرد و همین کار بینهایت برای من ارزشمند هست و من قبلا با کلی نشانه این کار رو میکردم اما مدتی هست حتی بدون نشانه هم دارم خوب  انجام میدم و به درستی به این نیازهای بدنم پاسخ میدم و از خودم راضیم و هر وقت خواست نجوایی حال من رو بد کنه که نه انگار زیاد خوردی سریع به احساسم توجه میکنم که  اگر سبکم و حال و احساسم خوبه میگم خوب رفتار کردم و در مسیر درستم و من واقعا  نباید با این نجواها حالم رو بد کنم و به اونها گوش بدم و باید به اون ندای درونم گوش بدم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۸ ۰۷:۰۸
      مدت عضویت: 2545 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      دو روز که از رفتار غذاییم خیلی راضیم و اتفاقا دیروز از دیدن تناسب خودم در اینه لذت بردم که منفی باف اومد و گفت چرا خوشحالی تو داری کم میخوری و رژیمی وقتی کلمه ویرانگر رژیم اوارد داستان زندگینم مثل یک فیلم اومد جلوی چشمم محدودیت ها و زجر کشیدن که ای کاش نتیجه داشت و در اخر بازگشت هر چه لاغر شدی به همراه اضافه وزن بیشتر و ولع و ولع و ولع به غذا، یادم رژیم کانادایی من از ۹۴ به ۱۰۰ رسوند یعنی من اصلا هر چی میخوردم از ۹۴ به ۹۵ هم نمیرسیدم ولی رژیم کانادایی دست قدرتمندی تو چاق تر کردن من داشت به طوری که هر کی بخواد چاق شه بهش میگم رژیم کانادایی بگیر و اون هم میخنده

      فایل دیروز استاد مثل یک معجزه درست و به موقع بود و همه چی به قدری خوب توضیح دادکه جوری منفی باف کوبوند زمین که هنور نتونسته خودش جمع و جور کنه دلم بد جور براش سوخت حالا خودم میرم جمع و جورش میکنم اخه اون باید باشه نمیشه نباشه اگر دیروز بهم گیر نمیداد من انقدر فایل با دقت گوش نمیدام منفی باف تو کسب اگاهی های بیشتر میتونه خیلی هم مفید باشه

      نکته اینکه ما غذا خوردن با رفتارهای بد غذایی اشتباه میگیریم

      ما یک عمر فکر کردیم خوردن یعنی انقدر بخوری تا منفجر شی و درست غذا خوردن یعنی رژیم خوب اگر اون طرز خوردن غذا درست بود که این همه اضافه وزن جمع نمیشد  و من اصلا اینجا نبودم پس یک جای کار اشتباه بوده پس خوردن در حد انفجار رفتار و خواسته درست جسم و روح ما نیست ناشی از فرمولهای غلط ذهن الان فرمولها درست شده ترس لز خوردن ریخته و تو با ارامش و لذت میخوری و چون دیگه از خوردن نمیترسی ولعت نسبت به غذا کم میشه و میتونی به موقع دست از غذا بکشی و چون یک عمر برای لاغری محدودیت خوردن گزاشتی به وسیله رژیم اینبار هم منفی باف بیچاره میگه رژیمی در صورتی که تو اینبار خودت با میل و رغبت داری درست میخوری و به راحتی دست از غذا میکشی و چون از این همه با ارامش غذا خوردن بعد یک عمر لذت میبری نیازت به خوردن کم و کم تر میشه چون اون قسمت از مغزت که قبلا لذتش از خوردن باده تا دیس پلو پر میشد الان با یک کف گیر برنج به اندازه اون ده دیس و چه بسا بیشتر هم لذت میبره و دیگه دستور به خوردن نمیده چون اشباع شده اما رژیم دواقع با اعمال محدودیت تو رو وادار به خوردن میکنه و اگر تو یک بشقاب هم بخوری چون میزانش اون تعیین کرده نمیتونی به راحتی بلند شی 

      من دیروز چنان نهارم با لذت خوردم که دیگه نیازی به خوردن شام نداشتم و نکته مهم اینکه تو خوردن خیلی خوش سلیقه شدم و دست پختم هم بهتر شده چون قبلا هدف فقط خوردن بودو با روند چاقی دستپختم هم بد میشد و حجم غذا بیشتر میشد ولی الان میخوام از غذا لذت ببرم نمیخوام حجم معدم پر کنم اصلا اگر برنجی شفته باشه من نگاه نمیکنم و خوب میفهمم چرا همسرم که فردی متناسب بود بیشتر از غذا ایراد میگرفت در مورد شیرینی ها باید بگم کیفیتشون برام خیلی مهم و واقعا نمیتونم هر شیرینی بخورم 

      و نکته دیگه اینکه موقع خوردن یک دفعه سیر میشم مثلا حت اگر نصف میوم مونده بشه و دست از خوردن میکشم نمیدونم این حس تازه به سراغم اومده یا قبلا هم بوده و من ازش خبر نداشتم و درکش نمیکردم 

      امیدوارم تونسته باشم منظور این فایل خوب رسونده باشم به دوستان پیشنهاد میدم خوب این فایل ارزشمند گوش بدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۸:۵۶
      مدت عضویت: 1878 روز
      امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای پرمحبت

      سلام به همه عزیزان

      گام ششم:

      کلمه رژیم نه تنها به افراد چاق،بلکه به افراد متناسب هم احساس خوبی القا نمیکنه.چون یاد تلاش هایی میوفتیم که نتابج ماندگار نداشته و همچنان بعد از اون پرخوری میکردیم.

      برخلاف دیگران من در رژیم بسیار تعهد داشتم و ازش لذت میبردم اما کافی بود دوباره طعم غذاهایی که ممنوعه بود رو بچشم! اون وقت بود که مغزم فرمان میداد که بخور دیگه پیدا نمیشه بخور بخور بخور…

      خداروشکر که هیچوقت رژیم خودم رو نشکستم و تا اخر مسیر ادامه دادم و وقتی میبینم توی انجام کارهای سخت اراده عالی دارم پس مطمئنم در این راه به این اسونی هم اراده و استمرار خواهم داشت.

      اگر به انچه مینویسم و میگویم (عمل کنم)

      رهایی از احساس رژیم بسیار لذت بخش است چون رهایی و ازادی موردعلاقه ترین رفتارِ روح‌ماست.اون از زنجیر و زندان متنفره و حالا اگر بخواد با رژیم لاغر بشه بسیار اذیت میشه و اعصاب ماروهم به هم میریزه.چون با ذات واقعی خودش در تضادِ..و ما هیچ وقت تامل و فکر نکردیم که چرا وقتی رژبم داریم انقدر عصبانی هستیم….چون از ذات واقعی خود دور میشیم…..

      از وقتی وارد سایت شدم کم کم تمایلم به غذا کم شد.اما چرا؟ چون فشار رژیم رو از روی خودم برداشتم و ذهنم رو رها کردم تا خود به خود مصرف غذام کم بشه.

      نکته: هر بار که میخوام غذا بخورم از خودم سوال میکنم: ارمیتا اگه تو یک ادم متناسب بودی این غذا یا میوه رو میخوردی؟ چون اگر غذا مونده یا میوه خراب بشه بارها دیدیم که یک فرد متناسب به هیچ عنوان اون رو نمیخوره چون خودش رو لایق بهترین غذا خوردن میدونه! 

      اما فرد چاق سنگ هم جلوش بزاری به راحتی میخوره.

      به عنوان مثال روزی با یکی از فامیل ها که بسیار متناسبه رفتیم تا بستنی بخوریم.روی اون بستنی کمی خامه ریخته بودن که از نظر من بسیار خوشمزه بود اما اون فامیلمون خامه رو دور ریخت چون گفت از مزش خوشم نیومده.

      من حدس میزنم چون مطمئنه که با هیچ مواد غذایی چاق نمیشه پس حداقل همون چیزی رو که میخوره از بهترینش انتخاب میکنه و به بدنش احترام میزاره.

      چرا باید با لذت غذا بخورم؟

      وقتی با لذت و احساس خوب غذا میخوری ذهن و جسم ما این لذت رو درک میکنه و مقدار غذایی ما کم میشه

      باور داشتم که هرکس با به به و چه چه غذا بخوره چاق میشه اما حالا فهمیدم که نه….چون الگوهای زیادی دور و برم دارم که با لذت و عشق غذا میخورن و متناسب هستند.

      حالا اگر من تناسب اندام کامل ندارم و بعضی از اعضای بدنم  اضافه داره باید قبول کنم که بیشتر از حد نیازم خوردم برای همین به این شکل در اومده.به قول یکی از دوستان همون زیاد خوردنه و احساس باد کردن باعث شد شکم‌ ما بیاد جلو^^

      موضوع بسیار مهمی هست که من نباید کم بخورم بلکه باید ذهنم تصمیم بگیره که غذا خوردنم رو کم کنه 

      حالا به چه صورت؟

      نقطه ضعف من ترس از خوردن میباشد و ذهن من بارها دست روی نقطه ضعفم گذاشته تا من رو بیشتر بترسونه و سواستفاده کنه…

      سال ها از خوردن ترس داشتم و عادت داشتم تفکیک غذایی کنم و بگم بستنی چاق میکنه فست فود چاق میکنه کیک چاق کننده‌اس و…

      و هر رژیمی هم که به من داده میشد فوکوس و تمرکزش روی نوع غذا بود و همین فکر های تکرار شونده تبدیل به باور که خوردن باعث چاقی‌‌ست در من شد.

      درسته که به سرعت نمیتونم ترس از خوردن رو از خودم دور کنم اما بالاخره میتونم انجامش بدم و این خبر خوشحال کننده‌ای است..

      نکته مهم و کلیدی ☆خوردن باعث چاقیم نبود بلکه اشتباه خوردن باعث چاقی من بود☆ 

       غذای ما و افراد متناسب یک نوعه و برای همین میگم خوردن باعث چاقی نمیشه….اما رفتار ما در برابر غذا باهم متفاوته.

      غلبه بر ترس از خوردن یعنی رهایی و احترام به ذهن و تشکر از نعمت های خداوند.

      اگر ترس از خوردن داشته باشم فرقی نمیکنه چه مقداری بخورم چون در هرصورت اثر منفی میزاره! 

      چون بنا بر قانون کیهانی

       احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد 

      این یک قانون بدون تغییر است.!!

      از نظر علمی پیغام های بدن به دو شکل منتقل میشود 

      ۱_احساس 

      ۲_اعصاب 

      وقتی خوشحالیم احساس انرژی بیشتری داریم 

      وقتی دلتنگیم احساس نیاز به دیدن فردی رو داریم 

      وقتی ناراحتیم احساس انرژی کمتری داریم و در تمام موارد ما فقط یک احساس درونی داریم که هنوز به واکنش تبدیل نشده.

      در ابتدا همه اینها یک احساس درونی اما اگر ادامه پیدا کنه به شکل واکنش در بدن نمایان‌ میشه 

      مثال هایی از تبدیل حس به واکنش:

      اگر احساس تنهایی کنم بدنم درد نمیگیره اما اگر ادامه پیدا کنه ممکنه گریه گنم 

      اگر از حیوانی بترسم ابتدا ممکنه اتقاقی نیوفته ولی اگر ادامه پیدا کنه ممکنه جیغ بزنم

      اگر گرسنه باشم و چیزی نخورم و این حس ادامه داسته باشه پس شکمم سر و صدا میکنه!!

      وقتی احساس سیری رو تجربه نکنی بعد از مدتی درد در ناحبه شکم احساس میکنی.

      تمرین گام ششم: 

      به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی‌ام تبدیل به واکنش بدنی‌ام نشده چیزی نمیخورم 

      تا با این تمرین گرسنگی و احساس رفع گرسنگی رو تجربه کنم.

      خدارو صد هزار مرتبه شکر که من در روز به همین شکل عمل میکردم و کم پیش میومد میوه یا میان وعده بخورم.

      و حالا زمانی که در حال غذا خوردن هستم چطور نقطه سیری رو پیدا کنم؟

      فقط در حدی غذا بخورم که سر و صدای شکمم قطع بشه 

      استاد سپاس بابت این تمرین فوقالعاده من نتیجه این تمرین رو گرفتم و خیلی وقته مثل یک ادم متناسب یا گرسنه‌ام یا سیرم و احساس خفگی ندارم.

      امروز تصمیم گرفتم یک چکاب هفته‌ای داشته باشم و خودم رو با ۷ روز پیش مقایسه کنم.

      خب تغییرات عالی و روند تکامل خوبی داشتم، در مقابل مواد غذایی مخصوصا در مهمانی رفتار عالی نشون دادم و غذاهایی که برام ضرر داشت یا دوست نداشتم رو نخوردم.

      وقتی زود از سر سفره بلند میشدم احساس شادی و سبکی داشتم و همیشه برای تمرین لقمه آخر غذام رو نمیخورم.

      حرص و ولعی نسبت به غذا ندارم و میدونم در مسیر متناسب شدن هستم..

      اما سوالی داشتم.آیا میتونم دو روز وقفه بندازم و این ۶ گام رو دوره کنم یا باید هر روز حتما یک فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم؟ ممنون که جواب میدید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skjoker5858@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۲ ۱۷:۰۰
      مدت عضویت: 1906 روز
      امتیاز کاربر: 36641 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,434 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز 🌹🌹

      این پنجمین باری است که این دیدگاه رو می نویسم ،متاسفانه به مشکلی برخوردم و امیدوارم این دفعه موفق بشم. 

      ششمین روز کلاس :

      امروز مطابق کلاس های قبلی اولین کاری که باید انجام بدم مطالعه ی جزوه است .

      آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد ؟

      فکر می کنم  مهم ترین سوالی که می توانیم از خودمان بپرسیم اینه ،همه ی ما بارها و بارها به روش های مختلف این کار رو انجام دادیم ،حالا هرکسی به نحوی از کاری که کرده کمی یا شاید هم تمام اضافه وزنش رو کم کرده باشه ولی نکته ی اساسی و مهم اینه که ما هیچ وقت نتونستیم وزنی رو که کم کردیم برای همیشه ثابت نگه داریم .

      خودم تا حالا سه بار تمام اضافه وزنم رو با رژیم غذایی کم کردم و به تناسب اندام دلخواهم رسیدم ،ولی هیچ وقت این تناسب اندام پایدار و ماندگار نبوده 😔😔

      الان اینجام فقط و فقط برای اینکه متناسب بمونم برای همیشه .

      توی جزوه امروز یک نکته ی مهم وجود داره اونم یک برنامه ی یک هفته ای است که استادم برای ما گذاشته ،

      و اون اینه که بتونیم اشتهای خودمون رو کنترل کنیم .

      چطوری ؟

      نمی دونم ،باید بریم سراغ فایل صوتی .

      این جلسه هم از دیدن تصویر استاد محروم هستیم ،با شور و شوق فراوان و بعد از خوندن متن مهم اول جلسه ،همه در سکوت و آرامش منتظر شنیدن صدای استاد هستیم فایل صوتی رو روشن کردیم ،مثل همیشه صدای گرم و  دل نشین استاد به گوش می رسد. 

      استادم ابتدای صحبت هاشون از یک دوست عزیزی یاد کردن و مشکلشون .

      دوست عزیزمون با اینکه تمام تمرینات رو به خوبی انجام دادن و استمرار داشتن و درک بالایی هم از مطالب داشتند، ولی متاسفانه دچار افزایش وزن شدن .

      این فایل صوتی آموزشی است برای رفع مشکل همه ی ما که به صورت پنهانی ما رو درگیر خودش می کنه و تمام تلاش ما رو زیر سوال می بره .

      بعد از یاد دوست گرامی استادم دوباره درباره ی کلمه ی رژیم برای ما گفتن .

      رژیم برای من :

      حس ناامیدی ،افسردگی ،بی عرضگی ،خستگی ،تنفر از دنیا ،تنفر از زندگی و آخرین و شاید کم اهمیت ترین نکته برای من نخوردن غذا بود .

      تعهد :

      کلمه ی دیگه ای که یک زمانی خیلی بهش وفادار بودم و الان نیستم، تعهد به کارهام است .از بس توی این مدت همش رژیم رو شکستم و گفتم از فردا ،از شنبه .

      دیگه این موضوع برام کم اهمیت شده .

      می دونید به چی رسیدم ،آخه گاهی شکستن تعهد با اراده اشتباه می شه ،منم اینا رو با هم اشتباه کردم ،روزی که قرار بود برای داشتن اراده به خودم افتخار کنم که با وجود شکست های پی در پی بازم از اول شروع کردم . پس من با اراده بودم ،درسته ولی متعهد نبودم .

      این بی تعهدی باعث شد که من درجا بزنم و پیشرفت نکنم می دونید مثل اینکه شما بخواین از یک نردبان بالا برید پس شما دوتا پله می رین بالا باز برمی گردید سرجاتون، باز دوباره با تلاش دوتا پله رو می رین بالا ،باز بر می گردید سرجاتون و این معضل باعث می شه همیشه توی زندگی در جابزنیم و خوش حال باشیم با اراده ایم ،در حالی که ما باید اراده رو در استمرار به کاری که داریم انجام میدیم متصل کنیم .

      من الان اینجام با تمام وجود ،اراده ی من باید متصل باشه به استمرارم و من باید متعهد باشم به اون چیزی که دوست دارم انجام بدم و به آرزوم برسم .

      حالا صحبت میشه از برنامه ی روش لاغری :

      چیزی که اول اینجا یاد گرفتیم این بوده که رهایی پیدا کنیم از احساس بد رژیم و فرصتی پیدا کنیم که با خیال راحت و آسودگی غذا بخوریم .

      دومین نکته بعد از رهایی ،کم شدن اشتها و کم شدن حرص و ولع خوردن بود .

      چون دیگه از درد و فشار رژیم راحت شدیم پس سکان این کشتی رو بدست ذهنمون دادیم و ذهن خودش گرایش به خوردن کم و کمتر می شه .

      به نظرم هیچ کدوم از ما آدم های خیلی پرخوری نبودیم ولی همه ی ما با رژیم غذایی دچار ولع و حرص خوردن شدیم ،برای منکه واقعا همین طوری بود .اگه به خودم بود هیچ وقت زیاده روی نمی کردم ولی همیشه هر وقت برنامه رژیم رو شکستم یا حتی با پیروزی تمام کردم ، این حرص و ولع بود که منو بی چاره می کرد .

      تمام این مسیرهای ما بستگی به ذهن ما و مقاومت اون داره که ما کی موفق می شیم سکان امور رو به دست ذهن بسپاریم .

      سومین نکته ی که اینجا یاد گرفتیم ،کمتر خوردن با ذوق و شوق بود ،بدون حتی ذره ای ناراحتی یا فشار ،خود به خود اتفاق می افتاد ،و ما بعد چند روز متوجه کم خوردن خودمون و بی اشتهایی خودمون می شدیم .این عالی ترین قسمتش بود .

      چقدر سختی کشیدم که خوردن رو با آرامش و با لذت و با آگاهی تجربه کنم و همیشه شکست خوردم اما الان خودش به این نقطه رسیده ،خدارو شکر .

      این نتایج عالی رو بدست آوردیم، درسته ،اما نکته ای وجود داره ،گاهی وقتی با کم خوردن مواجه میشیم شک و استرس در ما بوجود میاد که آیا من دوباره رژیم گرفتم ،دارم کم می خورم ؟

      استاد می گن اگه حالت خوبه بعد خوردن و از خوردن لذت می بری یعنی رژیم نداری .

      استاد برمی گردن به مشکل دوستمون و شاید همه‌ی عزیزانی که موفق نشدن و اون مشکل :

      ترس از خوردن است. 

      درسته است ،همه ی ما در تمام سال هایی که برنامه ای رو دنبال کردیم برای لاغری ،اصل و اساسش برنامه غذایی بوده که این برنامه ترس و وحشت فراوانی برای ما از غذا به یادگار گذاشته .

      هرقاشق برنج چقدر کالری داره ،یک کف دست نان چطور، میوه ها چی .

      همین الان موقع خوردن ،خیلی از این نکات رو با خودمون مرور می کنیم که مبادا من برنج زیاد خوردم ،نون چی  ،هر چقدر هم تلاش می کنیم که برامون مهم نباشه ولی شده گاهی بهش فکر کنیم. 

      انتظار معجزه نداشته باشید .خود من سالیان زیادی است که ترس از خوردن دارم و هنوز این ترس رو می بینم و حتی موقع خوردن پسر کوچکم که اضافه وزن داره من می ترسم بهش بدم بخوره .

      جمله ی عاشقانه ی فایل :

      ترس از خوردن به سادگی برطرف نمی شه ولی خوبیش اینه که بالاخره برطرف میشه.🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

      آموزش استاد برای اینکه بتونیم بهتر با این با ترس مقابله کنیم :

      آیا ما پیغام سیری رو دریافت می کنیم ؟

      آیا به موقع دریافت می کنیم یا بعد از زیاده روی کردن ؟

      وای خدای من چقدر تو این سالها دلم می خواست وقتی حالم بد میشد و پرخوری می کردم دوست داشتم این پیغام رو پیدا کنم اصلا نبود ،همیشه با خودم و خدا درگیر بودم که پس من کی سیر میشم این همون ولع و حرص خوردن بود که بعد از هر بار شکست بهش می رسیدم .

      نکته اساسی درباره ی من این بود که سیری من مصادف بود با پرشدن شکمم ،هر وقت دیگه جا نداشتم می گفتم سیر شدم 😔😔

      یکدفعه یک فیلم می دیدم یک نابغه ی کامپیوتر توش بود وغذاش خیلی کم بود ،یکی ازش پرسید تو با این غذای کم سیر میشی گفت :لازم نیست سیر بشم کافیه گرسنه نباشم .خیلی این دیالوگ رو دوست داشتم و دلم می خواست منم انجامش بدم ولی نمی شد کمی سعی کردم نشد، حالا می فهمم چرا ؟چون اون موقع فرمول های ذهنم اشتباه بود .

      وای ببخشید که متنم خیلی طولانی شد ،قول میدم از این جا خلاصه بنویسم .

      توضیح:پیغام های بدن به دو شکل به ما منتقل می شوند .

      1. احساس 
      2. اعصاب 

      احساس :

      مثل خوش حالی ،غمگینی ،تنهایی ،دلشوره 

      عصبی :

      مثل گریه ،خنده ،درد 

      تمرین برای درک احساس سیری و دوری از استرس خوردن و ترس از خوردن :

      1. وقتی غذا بخورید که واقعا گرسنه هستید واز احساس گرسنگی به حالت عصبی مثل غرغر شکم یا ضعف بدنی رسیده باشید .
      2. وقتی دست از خوردن بکشید که اون حس عصبی که یا ضعف بدن بوده یا غرغر شکم برطرف شده باشه. 

      حالا دیگه به میزان غذا و نوع غذا اصلا دقت نکنید ،دیگه مهم نیست شما چه مقدار غذا و چه چیزی می خورید مطمئن باشید که این بهترین اتفاق برای شماست.

      احساس شما بهترین میزان برای عمل شماست .

      مطمئن باشید که ذهن شما که شما رو از پرخوری به این مرحله رسونده ،اگه نیاز باشه بازم میزان خوردن شما رو تغییر میده .

      آموزش فایل امروز بسیار عالی و دوست داشتنی بود .

      نکته های جدیدی رو یاد گرفتم که سعی می کنم بکار بگیرم .

      خیلی حرف ها برای گفتن براتون داشتم ولی همین جوری هم متنم خیلی طولانی شد ،ببخشید .

      استاد گرامی از شما و مطالب آموزنده ی شما بسیار سپاسگزارم 🙏🙏

      همراهان عزیز با آرزوی موفقیت همه ی شما برای رسیدن به تناسب اندام ❤❤

      درپناه خداوند باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryammansoori20@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۱۸:۲۶
      مدت عضویت: 1888 روز
      امتیاز کاربر: 551 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      به نام خالق بي همتا سلام دوستان و استاد مهربان و دلسوزاستاد چقدر زيبا و با معنا صحبت ميكنيد، خيلي جالبه كه تمام صحبتها و توصيفات شما از احساس ترس از غذا و چاقي ، گرسنگي احساس گناه در وقابل خوردن و …. دقيقا همون چيزي است كه من و احتمالا همه دوستان احساس ميكنيم و دائما باهاش در حال جنگيم. الان كه غياب گام ششم رو گوش كردم ديدم تمام مشكلاتي رو كه استاد مطرح كردن من دارم. اتفاقا با ديگر دوستاني هم كه در اين مسير هستند مطرح كردم و متوجه شدم بعضي از اونهاهم تجربه كردن، تا قبل از شنيدن گام شش هنوز از خوردن غذا ترس داشتم ، هنوز از شام خوردن ترس داشتم ، هنوز از  كنار گذاشتن ورزش يا هر كار ديگه اي كه براي لاغري ميكردم دچار عذاب وجدان و ترس بودم، راستش رو بخوام بگم با خودم ميگفتم خب من مسير لاغري با ذهن رو ميرم و شام نخوردن و رعايت غذاييم رو ادامه ميدم اينجوري بيشتر نتيجه ميگيرم😅😅

      اما غافل از اينكه ذهن من اينجاست با من همه چيز رو ميشنوه و درك ميكنه حتي بهتر از من ، اون خيلي از من سريع تر عمل ميكنه ، تا الان كه گام شش رو گوش كردم ، من در واقع داشتم خودم رو گول ميزدم و ذهن منفي باف من ذهن چاق كننده من هم داشت منو دوباره به مسيري كه خودش دلش ميخواست ميبرد..

      مهمترين برداشت من : 

      • خودم رو گول نزنم و سعي نكنم سر ذهنم كلاه بزارم و ايمان بياورم كه ذهن من همه چيز رو قبل از من ميفهمه ، 
      • رژيم ، كم خوردن ، نخوردن ، الان ديروقته ، كالري شمزدن ، ممنوع .. همه نعمت هاي خدا غذاها و خوراكي هاي خوشمزه براي من هم هست چون خدا هيچ فرقي ميان بندگانش نميزاره و اين خود ما بوديم كه خواستيم متمايز از ديگران باشيم ، پس من با تمام إيمان و قدرتم به طبيعتي كه خدا براي همه ما در نظر گرفته برميگيردم و انچنان رو خودم خراب كرده ام درست ميكنم
      • با خودم تكرار ميكنم نترس نعمتهاي خدا كه ترس ندارد پس بخور و از ان لذت ببر و اجازه بده احساست  تصميم بگيرد تا چه اندازه به اين غذا احتياج دارد و فقط به نداي درونت به صداي إحساست گوش كن و به اون اعتماد كن
      • رژيم ساخته دست بشر است، ساخته من و تو ، ساخته ذهن چاق كننده تو، براي آزار تو ، براي ناسپاسي تو از موهبت هاي الهي ، ناسپاسي از وجود خودت كه اشرف مخلوقاتي ، بارها همه ما تجربه كرديم كه وقتي نميتونيم غذايي رو بخوريم و از اون لذت ببريم چقدر به خودمون به اون غذا به اون خوراكي بد و بيراه گفتيم و غرولند كرديم ايا واقعا اين ناسپاسي نيست؟ خداوند نعمتي رو خلق نكرده كه همراه با مقدار مصرف أمرًا هم گفته باشد پس رژيم زايده ذهن منفي ما هست
      • پس با كمك خداي مهربانم و راهنمايي هاي استاد عزيز و اعتماد و إيمان  به احساسم مسيرم رو تغيير مي دهم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sea.dive.mn@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۱۶:۲۰
      مدت عضویت: 1883 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی

      وجود شما وامثال شما که بدون چشم داشتی به هم نوع وهم درد خودتون کمک میکنید این باور رو به یقین تبدیل میکنه که فرشتگان درهر لباسی وبا جنسیتی در اطراف ما وجود دارند چقدر صحبتهایتان روان و شیوا ودرست احساس تک تکمان را  بیان نموده‌است ما سالیان سال از غذا خوردن لذت که نمیبردیم هیچ عذاب علیم بود وپراز عذاب وجدان .امیدواریم به لطف خداوند وبعد هم تکیه با علم شما استاد گرامی دریچه تازه ای به روی همه گرفتار دراین چرخه معیوب باز شود.درپناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار susanbehrad@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۲۳:۴۲
      مدت عضویت: 1990 روز
      امتیاز کاربر: 14550 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 972 کلمه

      بنام خداوندبخشنده ومهربان 

      سلام به استادخوب وبا شخصیت 

      ودوستان تناسب فکری 

      گام ششم.

      رژیم گرفتن مارالاغرمیکند

      رژیم یعنی چی ؟

      اصلارژیم چگونه‌است باید ان راتفصیرکنیم

      رژیم یعنی سختی دیدن .یعنی کمبود ویتامینها. یعنی ریزش مو یعنی سستی بیحالی  ییعنی پرازاسترس اضطراب یعنی عصبانیت کلافه شدن رژیم یعنی هیچی نبودن

      ولی چراماازرژیم هیچ‌وقت نتونستیم 

      دست بکشیم

      همیشه وهمه جاهمراهمان بود یعنی اگه یک روزاین رژیم ازمادورمیشداحساس می‌کردیم درزندگیمان یک جیزی کم داریم

      وقتی رژیم میگرفتم حرص خوردن زیادمیشدچون همیشه بعدازخوردن یک وعده منتظروعده بعدی بودیم که زودبرسه وما اون چیزی که قراربود بخوریم ومیخوردیم چون کم خوردن باعث می‌شد که نتونیم صبر کنیم وهیچوقت نتونستیم بالذت جیزی روبخوریم همیشه ترس داشتیم

      درست است که من موقع رژیم گرفتن

      اشتهام کم می‌شد ومن اصلا کرسنگیم

      رانمی فهمیدم اما حالا میفهمم که من خودم بودم که خودم روکنترمیکردم

      وهمیشه فکرمیکردم که این رژیم است که نمیزاره زیادی بخورم

      هروقت هم شکست می‌خوردم هرباربایک رژیم جدیدی ادامه می‌دادم حالا فکر میکنیم که من چقدربااین رژیم‌هاانس گرفته بودم

      واگریک ماه ازرژیم می گذشت فکرمیکردم یک چیزی گم کرده ام

      ووقتی رژیم جدیدمیگرفتم می‌گفتم دیگه اینباراگه لاغربشم برای همیشه است 

      غافل ازاینکه همه این رژیم‌ها سرابی بیش نبود

      من یادم میاد که خیلی زیادرژیم گرفتم چون حسابش ازدستم خارج شده

      رژیمهایم ازقبیل رژیم بادکترتغذیه. رژیم شیربابیسکویت ساقه طلایی.رژیم سیب زمینی باگوچه فرنگی.رژیم مواد آب پز وخیلی رژیمهای طاقت فرسای دیگروهیچکدومش تاثیرگذار نبودوتا۱۰روز یایکماه دوام نداشتند

      تقریبا۲۵سال قبل بود که تازه اسم رژیم رومیشنیدیم ولی خیلی کم وپیش.

      وفقط بلد بودن که بگن کم بخور این روبخوراون رونخور فقط همین من یکروزبامادرم رفته بودیم دکترو مادرم به دکتر گفت که دخترم چکار کنه که کمی لاغربشه ولی اینروهم بگم دکتر خودش هم همچین لاغرنبودولی برای من هم یه رژیمی داد که ازاون رژیمهای سخت طاقت فرسا

      گفت که نان .برنج.ماکارونی. ازشیرینیجات کیک.بیسکوییت. پشمک.وازمیوه هاموز.خربوزه.تنقلات 

      دیگر.همه روباید حذف می‌کردم موقعی که به خانه اومدیم توخونه گفتیم یه زنداداش داشتم وقتی شنید

      گفت طفلکی چطوری می‌تونه ازاین 

      مواد بگذره چون همه میدونستم من عاشق کیک وشیرینی وتنقلات بودم

      گفتم من میتونم آخه من عاشق لاغری بودم سنمم کم بودومیخواستم

      هرطوری است لاغربشم پس من تمام رژیم‌های گوناگون وورزش کردن را شروع می‌کردم با شوق وذوق انجام

      میدادم وخیلی خوب هم جواب میگرفتم .

      ولی طولی نمی کشید دوباره به وزن

      قبلی  برمیگشتم واین برام همیشه عذاب آوربود

      خواهر جاریم یک کتاب داشت به اسم لاغری سریع خیلی رزیمهارونوشته بودوکالری بعضی موادروومن بااونهم خیلی ازرژهارو گرفتم اماهیچوقت موفق نشدم.

      وبعدازگذشت چندین سال من به ۱۱۰ کیلوگرم رسیدم .

      وبه دکترتغذیه رفتم وشروع به گرفتن رژیم کردم من اون موقع خیلی احساس بدی داشتم واسترس واظطرابی شدیدی داشتم 

      وقتی استرس می‌گرفتم اشتهای کاذبی پیدامیکردم که حدنداشت هرچیزیکه می‌خوردم مینوشیدم نمیدونمکجامیرفت چه می‌شد ومن اصلا سیرمونی نداشتم اینقدرمیخوردم وازاینکارم خیلی بدم می اومد وهمیشه خجالت میکشیدم

      دکترهرماه برام رژیم می‌داد ومن ضمن این‌که رژیم دکتررومیگرفتم 

      هفته ای سه بارهم آب درمانی میکردم چون می‌خواستم زودتر لاغربشمواولین ماه من هفت کیلوگرم

      کم کردم وخیلی خوشحال بودم

      وبعدیک ماه شروع به ورزش سبک انجام دادن کردم و خلاصه بعدچندماه سی و شش کیلوگرم کم کردم ومن فکر میکردم که دیگه وزنم 

      برنمیگرده.آخه اولین باربود که من سی وشش کیلوگرم کم کرده بودم فکرمیکردم که دیگه وزنم برنمیگرده

      اما بطورشگفت انگیزی بعدچندماه سریعترازلاغرشدن دوباره چاق شدم

      وبازبه دکتر مراجعه کردم ودکتر میگفت که باید همیشه  رژیم خودم رو ادامه بدم.

      درسته وقتی از صدوده به هفتادوسه کیلوگرم رسیده بودم مثل پرندههامی‌خواستم پروازکنم خیلی سبک شده بودم احساس میکردن موقع راه رفتن دارم میدوم واین برام خوشایندبود

      و دوباره شروع کردم به رژیم گرفتن

      واینبار وزنم خیلی کم پایین اومد

      ومیگفتم که بدنم مقاوم شده وجواب نمیده.

      ولی حالا اینقدرازرژیم گرفتن بدم میاد که هرکی ازرژیم حرف می‌زنه دیگه خندم می‌گیره 

      درضمن من این‌قدر رژیم گرفته بودم 

      همیشه آرزو می‌کردم که یکروزبخوابم

      ودرعالم خواب یکی یه قرص تودستم بزا رن وبگن اگه اینو استفاده بکنی دیگه مانکن میشی.

      وحالابهترازاون جیزی که فکرمیکردم اتفاق اوفتاد 

      واون سایت تناسب فکری استادبود که سرراهم قرارداد

      استاد انسانی به مانندفرشته مهریان وفوق العاده عالی ودست خداوند برای مادرروی زمین قراردادکه بتونیم باروشهای استادوبامطالب وفایل های بسیارمفیدی که ارائه میدهدومارا شبانه روزراهنمایی می کندتا بتوانیم 

      فرمولهای ذهنیمان را عوض کنیم

      واین ذهن ناخود‌آگاه ما هست که ازهرروشی بهتر است

      اون که ماراوادار به خوردن وحریص بودن میکردوفکرهای مخرب راهنمائی میکرد

      ذهن ناخوداگاه بودکه همیشه توی سرمان نجوا می‌کرد که بخورمگه چی می‌شه اینکه چیزی نیست

      من یادم هست که وقتی کیک وشیرینی داشتیم من هیچوقت جلوی خودم را ومیتونستم بگیرم

      حتی اگه رژیم بودم دورازچشم همه باعجله کمی می‌خوردم چون ذهنم دستور میدادوتشویقم بخوردن میکرد

      ولی حالا من چندماه است که دیگررژیم نگرفتم وحرص وولع دیگر ندارم پرخوری ریزه خواری ندارم یعنی اون چیزهای مخرب که درمن وجود داشت تمامشان از ذهنم پاک شدن

      ورفتن خدایاشکرت

      حتی دوماه پیش برای ثبت نام به بهداشت رفته بودیم منرو وزن کردن 

      ومن پنچ کیلو اضافه کرده بودم

      وبه من گفتن که اینجا دکتررژیم داریم میتونی برای گرفتن رژیم بهش مراجعه بکنی

      ولی من قبول نکردم وگفتم که من خودم میتونم وزنم روکم کنم ودکترباپوز خنده گفت برو ببینیم چطور میتونی وزنت روکم کنی.

      امامن راهم رومسیرم رو پیدا کردم

      ومن دراین مسیرباتمام تلاش 

      وکوششم جلو می‌روم ومیدان دیریازودداره اماسوخت وسوز نداره

      من هستم که نتیجه عالی  راکسب خواهم گرفت

      چون من باهیچ روشی اینقدر راحت 

      نبودم وازخوردن لذت نبردم

      همیشه باترس خوردم.باحرص خوردم

      اگرهم جلوی خودم رو گرفتم

      خودم،خودم روکنترل کردم وهمیشه

      چشمم دنبال غذابود

      اماازوقتی دراین سایت تناسب فکری هستم دیگه غذا.شیرینی.وجیزهای دیگردرنظرم هیچ اهمیتی ندارد

      وبرایم مهم نیست اگه خواستم میخورم اگه نخواستم نمی خورم به همین راحتی حتی نگاهم نمیکنم

      منی که اگه توی یخجال کیک یا شیرینی داشتیم باید حتما می‌خوردم 

      وتمام میکردم ولی حالا اصلا برام مهم نیست حتی فکرشم نمیکنم

      من دیگه بخوردن فکرنمیکنم 

      خیلی وقتها احساس میکنم که اصلاگرسنه نیستم ونمیخورم نه اینکه

      خودم رو کنترل کنم احساسم وذهنم میگن که تو سیری احتیاج بخوردن نداری

      ولی قبلا ازاین احساسهارونداشتم 

      وهمیشه هرچیزیکه جلوم می‌اومد می‌خوردم 

      ویرام فرقی نداشت چه چیزی است یاچقدراست فقط می‌خواستم خوردنی باشه

      وحالابه خودم افتخار میکنم که توانستم اول به کمک خداوند مهربان وبعدبااموزشهاوفایلهاومطالبآموزنده 

      ومفیداستادعزیزمان ودیدگاهای دوستاگرامی وخوبم

      وخداروشکرمیکنم که دیگه ازهیچ رژیمی پیروی نمیکنم وازهیچ رژیمی سازگاری ندارم ودیگر حتی نمی‌خواهم اسمش روبشنوم وهمیشه می‌خواهم ازش دوری کنم

      چون هربلای سرم آورد این رژیم بود

      آرتروزشدیدزانوی پاهام.آرتورزمچ دستم .کم خونی.کمبودویتامینها بدن.از دست دادن دندانهام کم پشتی مو هام. ازدست دادن  انرژی 

      بدنم.وهمه اینها بخاطر گرفتن رژیم‌های گوناگون  است 

      ودیگرازاین به بعد دنبال هیچ رژیمی نخواهم رفت وازاین بابت ازخدای مهربان ممنون متشکرم سپاسگزارم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ladycook73@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۷ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 1916 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به همه ی عزیزان

      من همیشه تو ذهنم دلم میخواست یه رژیمی وجود داشته باشه که بتونم غذامو بخورم ولی به اندازه بخورم و همیشه فکر میکردم این بهترین راهکاره ولی نمی تونستم ذهن خودم رو برای به اندازه خوردن متقاعد کنم و همیشه هرچقدر که دلم میخواست میخوردم

      من همیشه احساس گرسنگی رو دریافت میکنم و بعد غذا میخورم ولی مشکل من اینجاست که پیغام سیری رو دریافت نمیکردم یعنی دریافت میکردما درواقع بهش بی اعتنا بودم

      متاسفانه مشکل من شام و ناهار خوردن بیشتر از حد نیازم بود که البته چند روزی هست دارم تمرین میکنم و به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم

      وقتی از شما می شنیدم که لاغری یه هنره متوجه منظورتون نمی شدم اما الان میفهمم که لاغری واقعا یه هنر که باید اونو یاد بگیریم.

      باید به اندازه خوردن رو یاد بگیرم باید تمرین کنم تا این هنر ارزشمند در من نهادینه بشه.

      در کانال تلگرام استاد خوندم که نوشته بودن همیشه سه چهارم معده ی خودتون رو پر کنید 

      چون پیغام های سیری ۲۰ دقیقه بعد از اولین لقمه ارسال میشه…

      من اینو تست کردم واقعا درسته وقتی غذا میخورم ممکنه همون لحظه که میخوام دست از غذا بکشم کمی احساس گرسنگی داشته باشم 

      اما بعد از حدود نیم ساعت که از غذا خوردن سپری میشه( با اینکه نسبت به قبل کمتر خوردم) واقعا حس میکنم معدم کاملا پر هست و دیگ اصلا ظرفیتی برای غذا خوردن نداره

      دلم میخواد رفتار های انسان های متناسب رو توی ذهنم مرور کنم و یاد بگیرم.

      مثلا خواهرم همیشه با عشق و لذت غذا میخوره ولی حتی یه قاشق بیشتر از حد خودش نمیخوره به هیچ وجه بیشتر نمیخوره

       و من واقعا الانه که میفهمم خودم با رفتار های اشتباه خودم مسئول چاقی خودم هستم

      خودم خواستم که تناسب نداشته باشم 

      باید مسئولیتش رو بپذیرم و مشکل رو حل کنم 

      خیلی خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم

      خدا رو شکر میکنم که منو با روش لاغری با ذهن و استاد خوبم آقای عطار روشن آشنا کرد 

      بابت تمام زمان هایی که برای تهیه فایل رایگان صرف میکنید از شما نهایت قدر دانی رو دارم.

      خدای خوبم سپاس سپاس سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم