0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

📍 این جلسه ادامه گام ۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی‌شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغریترس از خوردن

💡 اگه می‌خوای این باورهای پنهان چاقی رو با راهنمای کامل و تمرین‌های عملی شناسایی و اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ ترس از خوردن؛ در ادامه هم توی گام ۷ سراغ «انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 384 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 225 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10012

384 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۲۲:۱۷
      مدت عضویت: 1925 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام به استاد مهربان و دوستان قشنگم

      رسیدم به گام ششم و بالاخره یک تمرین خوشگل برامون در نظر گرفته شد.وقتی پایان فایل شنیدم که قراره یک تمرین یک هفته ای داشته باشیم گفتم آخییییش.بالاخره تمرین!! انگاری به تمرین حسابی نیاز داشتم.اما ناگفته نماند که خودِ فایل چقدر پر بار بود..

      اول حرفی جدا از همه چیز بزنم امروز داشتم فکر میکردم و خودم رو با ارمینای سال پیش مقایسه میکردم

      سال پیش این موقع، هم از لحاظ جسمی و هم ذهنی چاق بودم چون فکر میکردم تابستونه و من عاشق بستنی ام هر روز بستنی میخوردم و لذت میبردمبا چاییم اب نبات یا شکلات میخوردم_درصورتی که از اب نبات متنفر بودم ولی میخوردمغذاهای مونده و میوه های خراب رو میخوردم و اصلا هم حس بدی نداشتم وقتی میرفتم خرید حتما باید یک چیزی میخوردم و میومدم خونه.اگر پدرم چیزی نمیخرید ناراحت میشدم و قهر میکردم که چرا برام چیزی نخریدی عاشق تنقلات بودم و پول زیادی برای خرید اونها میدادم اصلا احساس گرسنگی رو تجربه نمیکردم،تا یکم شکمم ار حالت افنجار پایین میومد فکر میکردم گشنمه و حسابی میشستم میخوردم.صبحانه ناهار شام رو زمانی میخوردم که اصلا گشنم نبود میوه،تنقلات،نوشیدنی و غذای اصلی برای من تفکیک شده بود.میگفتم خب حالا که غذا کم خوردم میوه یا شربت بخورم چیزی نمیشه که!

      اما همین چیزی نمیشه ها منو به این حالت رسوند.ولی حالا اینجام.با بغض. که دیگه خودم رو درمان کنم جسمم چاق نیست،ذهنم از چاقی بیش از حد دیگه نمیتونه نفس بکشه ذهنم از بس چاقی رو با خودش حمل کرده از خودش بیشتر از همه خجالت میکشه ذهنم خسته شده از پرخوری و حالت انفجاربغض میکنم،چون با شنیدن دوباره این فایل فهمیدم باید زمان بیشتری روی خودم بزارم تا درمان بشم چون یادمه ۱۲ جلسه لاغری با ذهن رو روزی ۶ ساعت کار میکردم و نتیجه عالی توی همون چند روز گرفتم هم ار لحاظ شادی و هم از لحاظ جسمی ولی حالا…..عیبی نداره! همه چیز داره یادم میاد.از کار های بیهودم میزنم و روی این سایت کار میکنمچون الان بیشتر از هر چیز دیگه به این درمان احتیاج دارم و میخوام بیشتر تمرکز و فوکوسم روی این سایت باشه..

      برمیگردم به فایل:حالا فهمیدم دلیل لاغر نشدن و اضافه کردن من توی یک دورانی چی بود!! ذهنم گولم زده بود و فکر میکرد باز رژیم دارمچون کم تر از قبل میخوردم و سیر میشدم تعجب میکرد و میگفت نهههه.خیلی کم خوردی.باز رژیمی؟ ولش کنننن بیا یکم دیگه بخور_حالا دوستت تعارف کرده چی میشه مگه؟! لقمه اخرتو بخور قشنگم نزار توی معدت بمونه و هزاران چرت و پرت و مزخرف دیگه که تا حالا بهم کمک که نکرده هییییچ باعث اضافی های بدنمم شده!! و دوست دارم که این وضعیت رو تغییر بدم دوست دارم ذهن خوشگلم_ارمیتای درونم بپذیره که من بیش از حد نیازم میخوردم که به این شکل و جسم الان در اومدموگرنه که:_ جسمم دوست نداشت اضافه بشه_دوست نداشت تَرَک بخوره و از حالت طبیعی در بیاد._خوشش نمیومد اضافی با خودش حمل کنه_ناراحت میشد وقتی لباس ها بهش میچسبیدن

      و اون دوست داشت باهام حرف بزنه.بگه عزیزم..با من خوب رفتار کن..من‌ که کاری باهات ندارم..چرا اضافی غذاهارو میریزی توی معدت که من چاق بشم..نکن..نکن عزیزم نکن..پوستم درد میکنه..کِش میاد..

      هیچ وقت صدای جسم نازنینمو نشنیدمهیچ وقت “نخواستم” به حرفش گوش کنم ببینم اون چی میخواد؟!ازم میخواد با ارامش رفتار کنم زیاد به اضافی هاش توجه نکنم چون خجالت میکشهصبر بیشتری به خرج بدم و راه راست رو ادامه بدم باور کنم که همین الانم خیلی لاغر و خوشتیپمو اینجام که لاغر تر و خوشتیپ تر بشم ^^

      تاثیرات بدی که رژیم روی من گذاشته هنوز ادامه داره  از لحاظ روحی خیلی ضربه خوردم،سنی که باید عشق میکردم و لذت میبردم رو درگیر جسمم بودم تا به زور و زحمت لاغرش کنم همش نگران اضافه کردن وزن و سایزمم. موهام داره روز ره روز میریزه ویتامین های بدنم خیلی کم شده اونم توی چه سنی؟؟؟ ((۱۶))……سنی که باید بچگی کنم،خوشحالی کنم،به فکر ایندم باشم،سر تا پا شادی و انرژی باشم رو صرف چه چیز هایی کرده بودم؟!اشپزی،غذا و سفره جدا…همه چیز جدااا..

      من از این فایل یک درس جامع گرفتم:

      زیاده روی در هر چیزی موجب ناراحتی و اتفاقات ناگوار میشودمثال:

      وقتی اضافی تر از خطوط دفترت بنویسی از خط مزنه بیرون و دفترت زشت میشه وقتی زیاده از حد سرعتت در رانندگی بالا باشه باعث تصادف و مرگ میشه وقتی مواد مخدر یا سیگار رو زیاد مصرف کنی باعث سرطان ریه و هزاران بیماری دیگه میشه وقتی قرص مقدار بالا مصرف کنی حالت بد میشه

      و همچنین مهم تر از همه :وقتی بیش از حدِ نیازِ بدنتغذا بخوری بدنتاضافه میکنهچون به بیشتر از اوننیاز نداره..

      میدونین همین ترس از خوردن باعث اضافه تر شدنم شد چون ترس از هر چیزی باعث به وجود اومدن همون چیز در زندگی مون میشه..مثلا ترس از فقر

      ،بیماری،کمبود،روابط بد،شرایط اقتصادی و چاقی باعث به وجود اومدن همون در زندگیست..

      ذهن من از خوردن میترسه چون معلمانش خیلی شیک بالای سرش بودن و دائم داشتن میگفتن: نه نه اینو نخور چاق میکنه_عزیزم اینو زیاد بخور لاغر میکنه_نه نه همراه با غذا اب نخوریا بدبخت میشی معدت گشاد میشه و….هنوزم از خوردن میترسم؛زمانی میفهمم که این باور ریشه عمیقی در من داره که صبح ها دنبال صبحانه سبک و کم هستم از ماکارونی،برنج ،شکر و شیرینی میترسم و اصلا از ذهنم استفاده نمیکنم و هنوز گول میخورمبا خودم هیچوقت فکر نکنم که بابا غذا چاق نمیکنهههه!!! رفتار اشتباه غذایی چاق میکنهیکم فکر کن ببین واقعا  بدیهی نیست که توی چیزی زیاده روی کنی و به مشکل بخوری؟!خب بدیهیه دیگهههه!!!پس ناراحته چی هستی..حلش میکنیم

      در دوره ۱۲ جلسه واقعیت قشنگی رو گفتین

      ادم های متناسب دو حالت دارن: سیری و گرسنگی ادم های چاق دو حالت دلرن: سیری و حالت انفجار

      بله…وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که جسمم حق داشته اضافه کنه؛چون همیشه یا سیر بودم یا داشتم میترکیدم هیچوقت به ذهنم خطور نکرده بود که تمرین کنم و احساس سیری و گرسنگی رو تجربه کنم اما خوشحالم که اینجام و با این تمرین فوق العاده به مدت یک هفته قراره سیری و گرسنگی رو بسیار قشنگ تجربه کنماما این به معنای رژیم نیست!بلکه فقز یک تمرینه تمرینی کخ باعث احساس قشنگ و خوب در من میشه احساسی که داره بهت میگه راهو درست میری..ادامه بده..صراط مستقیم رو رها نکن..توی مسیر باش..دیدگاه بخون..گوش بده..بنویس..تجسم کن..۵۵ کیلو بودن رو زندگی کن..کم کم ذهنت باور میکنه،جسمت هم باور میکنه که میتونه لاغر بشه و در نتیجه ((لاغری ماندگار))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۸:۵۶
      مدت عضویت: 1925 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای پرمحبت

      سلام به همه عزیزان

      گام ششم:

      کلمه رژیم نه تنها به افراد چاق،بلکه به افراد متناسب هم احساس خوبی القا نمیکنه.چون یاد تلاش هایی میوفتیم که نتابج ماندگار نداشته و همچنان بعد از اون پرخوری میکردیم.

      برخلاف دیگران من در رژیم بسیار تعهد داشتم و ازش لذت میبردم اما کافی بود دوباره طعم غذاهایی که ممنوعه بود رو بچشم! اون وقت بود که مغزم فرمان میداد که بخور دیگه پیدا نمیشه بخور بخور بخور…

      خداروشکر که هیچوقت رژیم خودم رو نشکستم و تا اخر مسیر ادامه دادم و وقتی میبینم توی انجام کارهای سخت اراده عالی دارم پس مطمئنم در این راه به این اسونی هم اراده و استمرار خواهم داشت.

      اگر به انچه مینویسم و میگویم (عمل کنم)

      رهایی از احساس رژیم بسیار لذت بخش است چون رهایی و ازادی موردعلاقه ترین رفتارِ روح‌ماست.اون از زنجیر و زندان متنفره و حالا اگر بخواد با رژیم لاغر بشه بسیار اذیت میشه و اعصاب ماروهم به هم میریزه.چون با ذات واقعی خودش در تضادِ..و ما هیچ وقت تامل و فکر نکردیم که چرا وقتی رژبم داریم انقدر عصبانی هستیم….چون از ذات واقعی خود دور میشیم…..

      از وقتی وارد سایت شدم کم کم تمایلم به غذا کم شد.اما چرا؟ چون فشار رژیم رو از روی خودم برداشتم و ذهنم رو رها کردم تا خود به خود مصرف غذام کم بشه.

      نکته: هر بار که میخوام غذا بخورم از خودم سوال میکنم: ارمیتا اگه تو یک ادم متناسب بودی این غذا یا میوه رو میخوردی؟ چون اگر غذا مونده یا میوه خراب بشه بارها دیدیم که یک فرد متناسب به هیچ عنوان اون رو نمیخوره چون خودش رو لایق بهترین غذا خوردن میدونه! 

      اما فرد چاق سنگ هم جلوش بزاری به راحتی میخوره.

      به عنوان مثال روزی با یکی از فامیل ها که بسیار متناسبه رفتیم تا بستنی بخوریم.روی اون بستنی کمی خامه ریخته بودن که از نظر من بسیار خوشمزه بود اما اون فامیلمون خامه رو دور ریخت چون گفت از مزش خوشم نیومده.

      من حدس میزنم چون مطمئنه که با هیچ مواد غذایی چاق نمیشه پس حداقل همون چیزی رو که میخوره از بهترینش انتخاب میکنه و به بدنش احترام میزاره.

      چرا باید با لذت غذا بخورم؟

      وقتی با لذت و احساس خوب غذا میخوری ذهن و جسم ما این لذت رو درک میکنه و مقدار غذایی ما کم میشه

      باور داشتم که هرکس با به به و چه چه غذا بخوره چاق میشه اما حالا فهمیدم که نه….چون الگوهای زیادی دور و برم دارم که با لذت و عشق غذا میخورن و متناسب هستند.

      حالا اگر من تناسب اندام کامل ندارم و بعضی از اعضای بدنم  اضافه داره باید قبول کنم که بیشتر از حد نیازم خوردم برای همین به این شکل در اومده.به قول یکی از دوستان همون زیاد خوردنه و احساس باد کردن باعث شد شکم‌ ما بیاد جلو^^

      موضوع بسیار مهمی هست که من نباید کم بخورم بلکه باید ذهنم تصمیم بگیره که غذا خوردنم رو کم کنه 

      حالا به چه صورت؟

      نقطه ضعف من ترس از خوردن میباشد و ذهن من بارها دست روی نقطه ضعفم گذاشته تا من رو بیشتر بترسونه و سواستفاده کنه…

      سال ها از خوردن ترس داشتم و عادت داشتم تفکیک غذایی کنم و بگم بستنی چاق میکنه فست فود چاق میکنه کیک چاق کننده‌اس و…

      و هر رژیمی هم که به من داده میشد فوکوس و تمرکزش روی نوع غذا بود و همین فکر های تکرار شونده تبدیل به باور که خوردن باعث چاقی‌‌ست در من شد.

      درسته که به سرعت نمیتونم ترس از خوردن رو از خودم دور کنم اما بالاخره میتونم انجامش بدم و این خبر خوشحال کننده‌ای است..

      نکته مهم و کلیدی ☆خوردن باعث چاقیم نبود بلکه اشتباه خوردن باعث چاقی من بود☆ 

       غذای ما و افراد متناسب یک نوعه و برای همین میگم خوردن باعث چاقی نمیشه….اما رفتار ما در برابر غذا باهم متفاوته.

      غلبه بر ترس از خوردن یعنی رهایی و احترام به ذهن و تشکر از نعمت های خداوند.

      اگر ترس از خوردن داشته باشم فرقی نمیکنه چه مقداری بخورم چون در هرصورت اثر منفی میزاره! 

      چون بنا بر قانون کیهانی

       احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد 

      این یک قانون بدون تغییر است.!!

      از نظر علمی پیغام های بدن به دو شکل منتقل میشود 

      ۱_احساس 

      ۲_اعصاب 

      وقتی خوشحالیم احساس انرژی بیشتری داریم 

      وقتی دلتنگیم احساس نیاز به دیدن فردی رو داریم 

      وقتی ناراحتیم احساس انرژی کمتری داریم و در تمام موارد ما فقط یک احساس درونی داریم که هنوز به واکنش تبدیل نشده.

      در ابتدا همه اینها یک احساس درونی اما اگر ادامه پیدا کنه به شکل واکنش در بدن نمایان‌ میشه 

      مثال هایی از تبدیل حس به واکنش:

      اگر احساس تنهایی کنم بدنم درد نمیگیره اما اگر ادامه پیدا کنه ممکنه گریه گنم 

      اگر از حیوانی بترسم ابتدا ممکنه اتقاقی نیوفته ولی اگر ادامه پیدا کنه ممکنه جیغ بزنم

      اگر گرسنه باشم و چیزی نخورم و این حس ادامه داسته باشه پس شکمم سر و صدا میکنه!!

      وقتی احساس سیری رو تجربه نکنی بعد از مدتی درد در ناحبه شکم احساس میکنی.

      تمرین گام ششم: 

      به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی‌ام تبدیل به واکنش بدنی‌ام نشده چیزی نمیخورم 

      تا با این تمرین گرسنگی و احساس رفع گرسنگی رو تجربه کنم.

      خدارو صد هزار مرتبه شکر که من در روز به همین شکل عمل میکردم و کم پیش میومد میوه یا میان وعده بخورم.

      و حالا زمانی که در حال غذا خوردن هستم چطور نقطه سیری رو پیدا کنم؟

      فقط در حدی غذا بخورم که سر و صدای شکمم قطع بشه 

      استاد سپاس بابت این تمرین فوقالعاده من نتیجه این تمرین رو گرفتم و خیلی وقته مثل یک ادم متناسب یا گرسنه‌ام یا سیرم و احساس خفگی ندارم.

      امروز تصمیم گرفتم یک چکاب هفته‌ای داشته باشم و خودم رو با ۷ روز پیش مقایسه کنم.

      خب تغییرات عالی و روند تکامل خوبی داشتم، در مقابل مواد غذایی مخصوصا در مهمانی رفتار عالی نشون دادم و غذاهایی که برام ضرر داشت یا دوست نداشتم رو نخوردم.

      وقتی زود از سر سفره بلند میشدم احساس شادی و سبکی داشتم و همیشه برای تمرین لقمه آخر غذام رو نمیخورم.

      حرص و ولعی نسبت به غذا ندارم و میدونم در مسیر متناسب شدن هستم..

      اما سوالی داشتم.آیا میتونم دو روز وقفه بندازم و این ۶ گام رو دوره کنم یا باید هر روز حتما یک فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم؟ ممنون که جواب میدید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم