لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

ترس از خوردن، بزرگترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟
کی از مخربترین باورهایی که سالها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:
«غذاها چاق میکنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱
از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:
- نخور!
- این چاقت میکنه!
- اون مضره!
- فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖
👈 نتیجه؟
ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرمافزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه میبینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!
اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم میکنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»
باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قویتر از ترسهام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیمگیرندهام!»
نکته: غذا وقتی ما رو چاق میکنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.
موفقیتها و چالشهاتو در طول روز بنویس:
✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ بهاندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هلههوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️
این کار باعث میشه کمکم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.
یادت باشه 💡
ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سالها بهش باور داشته…
ولی تو میتونی با آگاهی، قدمبهقدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و بهجاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫
اینجا دقیقا نقطهایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿
✨ از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️
و اگه میخوای نسخهی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آمادهست تا قدمبهقدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذتبخش و پایدار کنه! 🌸💛
🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟
حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راهحلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطهات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو میگیرم؟
آیا وقتی گرسنهام، واقعا به احساسات بدنم گوش میدم یا فقط طبق عادت غذا میخورم؟
تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی میافته و چطور میتونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.
اگر سوالی داشتی یا تجربهای از لاغری با رژیم غذایی میخوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم
سلام
الحمدلله رب العالمین
که یک روز دیگر هم به من فرصت زیستن در این کره خاکی را داد
یک روز دیگه برای تغییر کردن و رسیدن به اوج را به من هدیه داد
اول از تجربه خودم درباره رژیمها میگم و بعد سناریویی که باید انجام بدم رو میگم
تجربه کلی من از رژیمها چی بود؟!
زمانی که محدودیت داشتم نه تنها این رفتار بعد از رژیم برای من باقی نموند بلکه همون موقع هم با هزار سختی و رنج و عذاب خودم را محدود میکردم
طوری شده بود که از چیزهایی که واقعاً قبل از رژیم هم خوشم نمیاومد در هنگام رژیم دلم از اونها میخواست
مثلاً من علاقه اصلاً به تیتاپ ندارم
اصلاً از اینجور چیزا خوشم نمیاد
اما توی رژیم وقتی چشمم به این چیزا میافتاد اصلاً یه جوری میشدم منی که اصلاً از این مدل کیکها خوشم نمیاد
همونطور که استاد گفتن رژیم گرفتن مثل این میمونه که لباس جنگ پوشیدی و داری با ذهنت میجنگی
ذهن ما و فرمولهای ذهنی ما به دو صورت کار میکنند
اول تحلیل اون اطلاعاتی که به ذهن دادی و بعد نتیجه اونها رو ربط دادن به اون تصویر ذهنی
این رو خوب میفهمیم
بارها یک بیسکویت یک کیک خوردیم که همون موقعی که داشتیم میخوردیم یا همون موقعی که داشتیم بهش فکر میکردیم که بریم اون رو بخوریم نتیجه اون رو چاقی میدونستیم
چیزی که اصلاً در ذهن افراد لاغر وجود نداره و اونها یک جور دیگهای تحلیل میکنند و نتیجه میدن به خوردنشون
و کار دوم ذهن ما اینه که
طبق همون پردازش اطلاعات و تصویر ذهنی تو دستوراتی رو صادر میکنه که تو به غذا واکنش نشون بدی
بارها شده گشنه نبودیم و یک خوردنی رو دیدیم و تحریک شدیم به خوردن آن
همین چند دقیقه پیش داشتم به خوردن بیسکویت فکر میکردم
فهمیدم که من وقتی به اون فکر میکنم احساس چاقی میکنم
و بعد تحریک میشم به خوردن اون
بعد که برادرم گفت گرسنه هستم و رفتم براشون بیسکویت بردم با دیدن اونها تحریک شدم و منم خوردم
این نشون میده که همه چیز از ذهن ما شروع میشه
و فکری که در ذهن تو مرور میشه بر تصویر ذهنی خودت و احساست و در آخر روی جسم تو تاثیر میگذارد
اگر میخواهیم غییر کنیم و دیگه این تحریکها رو نبینیم و مانند افراد لاغر زندگی کنیم رژیم راه درستی نیست
ما هممون میدونیم که بلافاصله بعد از رها کردن رژیم احساس چاقی میکردیم و فکر میکردیم که حتماً باید زجر بکشیم تا لاغری خودمون رو حفظ کنیم
من اینطور بودم و اگر توی همون رژیم هم دست از پا خطا میکردم بلافاصله انتظار من از خودم چاقی میشد و این شاید به واقعیت هم تبدیل میشد
خلاصه کلام اینکه یک رفتار بیرونی نمیتونه فرمولهای ذهنی ما رو عوض کنه
همونطور که با فرمولها و اطلاعاتی که از چشم و گوش به مغزمون دادیم و در خودمون فکر و احساس چاقی رو به وجود آوردیم و خیلی راحت چاق شدیم دقیقاً به همون صورت باید لاغر بشیم چون ما قبل از اینکه چاق بشیم و این استارت چاقی در ذهن ما زده بشه لاغر بودیم و در اون موقع نه رژیم بودیم
و نه کار دیگهای انجام میدادیم
من دیگه سمت رژیم نمیگیرم چون نمیخوام با ذهن عزیزم درگیر بشم من فقط میتونم با اطلاعات درست به اون دادن بهش کمک کنم و اون هم دستور عالی لاغر شدن رو به مغز من بده و مغز من که فرمانده کل بدن هست و من نمیتونم روی حرفش حرف بزنم و حتی اگه با جنگ بر اون بلند بشم اون پیروز میدانه چون بالاخره من کم میارم
این دستور را به جسم من بده و جسم من بدون هیچ زجر لاغر بشه
اگر میخوایم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدیم نیاز به زمان داره و این کار با رژیم و هر روش دیگهای شدنی نیست
همانطور که با خوردن یک قرص و یه روش که به جسم ما فشار بیاره نمیتونیم زبان انگلیسی را یاد بگیریم
اصلا این خیلی خنده داره که بخوایم با فشار جسمی یک چیزی رو یاد بگیریم یک چیزی که با ذهن یادگیری اش صورت میگیره
این کار شدنیه
اگه الله با ما باشه و به او توکل کنیم این کار حتماً و حتماً شدنیه
او ما رو هدایت کرده پس به همان توکل میکنیم و اطلاعات صحیح رو ه مغز خود میدهیم
و من سناریوی این بخش رو در دفترم نوشتم کارهای لذت بخشی که خانم نگار عزیز گفته بودند انشاالله که بتونم عالی انجامشون بدم
استاد واقعا ممنونم از توضیحات عالی شما و خدا قوت هم به شما هم به خانم نگار عزیز با این نوشته جذابشون
امیدوارم که روزی در این سایت پر بشه از موفقیتهای افراد کوچیک و بزرگ انشاالله
الحمدالله
به امید اون روز
یا حق مدد
به نام خدای بی همتایم
سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان
با رژیم لاغری میتوان لاغر شد ؟!!
اگر با رژیم لاغری یا هر کدام از روشهای لاغری میتوانستند افراد چاق لاغر شوند و لاغر بمانند الان هیچ فرد چاقی در جهان وجود نداشت .
همه رژیمهای لاغری در اصل توهین مستقیم به افراد چاق است تا کمک کردن به آنها.
چرا که این رژیمها به فرد چاق میگویند تو خودت عرضه نداری ،شعور نداری که چه چیزی را چه مقدار و چه زمانی بخوری .
و اعتماد به نفس و عزت نفس افراد چاق را از آنها میگیرند، تمام این رژیمها نتیجه شان یکسان است ،و هر کدام از افرادی که اضافه وزن دارند بارها و بارها از انواع مختلف این رژیمها استفاده کرده اند .
با حضور در سایت تناسب فکری و بالارفتن آگاهی ام دیگر به هیچ روش و شیوه ای از لاغری فکر هم نمیکنم و دلایل منطقی و اصولی و ریشه چاقی ام را متوجه شده ام .
چاقی من از ذهنم آغاز شده و برای درمان آن باید ابتدا محتویات ذهنم را اصلاح کنم .
میل درونی من را مغز من طراحی میکند، فرمان خوردن من را مغز من صادر میکند.
مغز من فرمانده کل بدن من است .
تفاوت من با دیگران یا حتی متناسبها در تفاوت فرامین مغزی ماست .
من با ترسها با نگرانی هام از خوردن ،با تفکیک مواد غذایی ،با بال و پر دادن به باورهای اشتباه ،با توجه به نگرشهای چاق کننده ،کاری کرده ام که توجه مغزم به سمت چاقی برود
برای مغز من فرقی ندارد، من به چه چیزی توجه میکنم ،من به هر چیزی توجه کنم مغز من اون رو رویای من فرض میکنه و تصویر سازی میکنه و تمام تلاشش و میکنه که من و به اون اندام برسونه .
زمانی که رژیم میگرفتم داشتم علیه مغزم میجنگیدم ،من با اراده ام نمیخواستم بخورم ولی مغزم دستور خوردن صادر میکرد. و بالاخره در این جنگ من مغلوب میشدم و مغز من پیروز میشد .و من رژیم و رها میکردم .
تا زمانی که از تمام روشهای کم خوری و ورزش و ،سایر روشهای لاغری به طور قطع و حتم ،قطع امید نکنیم ،تا وقتی که شک و دو دلی خودمون و نسبت به مسیر تناسب فکری برطرف نکنیم ،هیچ تکرار و تمرینی و هیچ آموزشی تاثیرگذار نیست .
عاشق اون قسمت از گفته های استاد هستم که گفتند سه ماه رژیم و این روشها رو ول کنید نمیمیرید که
من خدا رو شکر در درون خودم هیچ شک و دو دلی ندارم و تصمیم قاطع خودم و گرفتم و به ادامه دادن مسیر تناسب فکری ام ایمان دارم و در پیمودن مسیرم بسیار مصمم هستم و همه اینها از لطف خداوند مهربانم است .الهی شکرت .
ای خدای بزرگم از تو برای نعمات امروزم سپاسگزارم
ای خدای بی پناهان از تو میخواهم پناهم بدهی و تنهایم نگذاری
ای پروردگار حمایت کننده ام از تو میخواهم یاری ام کنی تا موفق شوم انسان بهتری باشم
استاد بزرگ برای آموزش امروز ممنونم در پناه خداوند متعال باشید
الهی به امید تو
سلام استاد روزتون بخیر باشه. سپاسگزارم بابت فایل فوق العادتون. خدا قوت.
چندتا خلاصه نکته برا خودم:
✓شک و تردید خاصیت مغز انسانه
شک و تردید باعث میشه یک مسیر رو شروع نکنیم یا شروع کنیم ولی ادامه ندیم
ایجاد شک و تردید نسبت به مسیر همیشگی و قبلی باعث میشه اون رو ادامه ندیم.
✓من باور کردم که نمیدونم چه ماده غذایی رو و به چه میزان باید بخورم.چه وقت باید بخورم.چطور باید بخورم.باور کردم که احتیاج دارم کسی کمکم کنه و بهم بگه چی بخورم چی نخورم. چقدر بخورم. دیگه برام سوال شده اخرش باید چیکار کنم.چطور رفتار کنم.
✓اشتها و میل درونی و رفتار غذایی مارو مغز ما تعیین میکنه.
✓تفاوت مغز ها: مغز یک فردی که دچار اضافه وزن میشه اینطوریه که تحلیل میکنه و ربط میده رفتار اون فرد رو به چاق شدن
۱-نگرشمون نسبت به مواد غذایی باید تغییر کنه۲-تغییر فرمول های ذهنیمون نسبت به واکنش رفتاری به مواد غذایی باید تغییر کنه
✓همیشه به چاق تر بودن فکر کردیم و تصویر سازی کردیم.اونچه فکر میکنیم و تصویرسازی میکنیم تو ذهنمون انجام میشه و مغزما با نگاه کردن به ذهنمون متوجه خواست و علاقه ما میشه و همون رو اجرا میکنه.
✓فرایند چاقی از جایی شروع میشه که چاقی رو حس میکنیم و نگران میشیم بابت چاق شدن. فکر میکنیم به چاقی و نکنه چاق بشم.
✓با تکرار اطلاعات، مغز دستورهارو تغییر میده.
✓مغز ما برای فرمان دادن تحت تاثییر ذهن قرار میگیره و متناسب با اون کار میکنه.
✓عادت ذهنی که دستور چاق تر شدن رو به مغزمون میده: غذا میخوری و اون رو تبدیل میکنی به وضعیت چاقی و به اون ربطش میدی و به چاقی فکر میکنی. افراد متناسب هرگز به این موضوع فکر نمیکنند.
✓اطلاعات ورودیمون باید تغییر کنه. دیده ها شنیده ها تصاویر ذهنی نجواهای ذهنی. اون حرفایی که درون خودت به خودت میزنی.
✓انتظار لاغر شدن.انتظار چاق شدن.
•بعد رژیم گرفتن رفتار و عادت هام تغییر نکردن فقط ذهنیتم و احساسم و رفتارم نسبت به غذاها بدتر شد.
•بعد از رژیم گرفتن احساسم به خودم بهتر نشد ،که مثلا خودمو تشویق کنم و به خودم بگم که چقدر منظم بودم متعهد بودم با اراده بودم و چقدر نتیجه عالی گرفتم.فقط احساسم به خودم و جسمم بدتر شد، که چرا وقتی رژیم ول میکنم چاق میشم،که چرا نمیتونم این رژیم هارو تا ابد ادامه بدم. حتی خیلی اوقات کلی عصبانی میشدم از خودم و زمین و زمان که متعهد و خوب پیش میرم اما این وسط مدام مریض میشم و نمیتونم رعایت کنم رژیم رو تا مدتی یا نمیتونم ورزش کنم. درکنار اینا باید به زندگی روزانم و قدمایی که برا هدافایی که داشتم نیاز بود میرسیدم و انرژی کافی نداشتم. ازین بابت هم کلی ناراحت بودم که حتی انرژی کارای روزانمو ندارم ولی رژیمم رو هم نمیتونم بزارم کنار. از یه جایی به بعد هم میترسیدم رژیمم رو بزارم کنار ،میترسیدم بابت اون افراط توی خوردن.وقتی رژیم رو شل میکردم و روز اول تبدیل میشد به پرخوری یا ذره ای تغییر توی بدنم میدیدم کلا بیخیال رها کردن رژیم میشدم و ادامش میدادم.
•حالا که فکرشو میکنم با تمام اسیبای جسمی و ذهنی و روحی که خوردم چقدر قوی و متعهد رژیمم ادامه دادم .وقتی رژیم داشتم فکر میکردم خوشحالم و حالم خوبه ولی واقعا شاد نبودم یک عالمه حال بد درونی و بیرونی تجربه کردم.
همین الان یک عالمه مشکل دارم با غذا با بدنم.انگار مسیر رو پیدا کردم ولی هنوز سردرگمم.
•رژیم انتظارم رو از خودم این طور ساخت که: اگر امروز رژیم نباشم فردا بدنی کاملا متفاوت دارم و چاق میشم.خب الان هنوز این انتظار منو عذاب میده.انتظار واقعا وحشتناکیه.
•تجربم درمورد رژیم به طور خلاصه اینه که به جایی رسیدم میگم واقعا کاش اصلا لازم نبود غذا خورد.کاش گشنم نمیشد.حس میکنم کلا انگار کلمه غذا تبدیل شده به مشکل تو زندگیم و اگر این حذف بشه مشکل هم از زندگیم حذف میشه و بارم سبک میشه.
با سلام به نام الله یکتا
باید بدانیم با رژیم نمیشود تا ابد لاغر ماند
نباید از غذا خوردن بترسیم باید پیام سیری رودرککنیم و متوجه ان باشیم باقی مانده غذای کسی رونخوریم به خوراکی ها برچسب لاغر کننده یا چاق کننده نزنیم همه برکت خداست باید برای بدن مون احترام قائل باشیم خوراکی بی کیفیت نخوریم به اندازه خوراکی بخوریم
عاشق همین که هستیم باشیم وخودمون رو همه جوری زیبا و محترم ببینیم
به نام خدا
خداوند را سپاسگزارم که مرا در مسیر لاغری قرار داد تا با کمک لاغری با ذهن به رویای لاغر شدن دست پیدا کنم
سلام
همین ابتدا بگم، در طول این چند روز یه سری تغییرات در بدنم و احساسم بوجود اومده. این اتفاقات خوب رو مدیون جناب استاد رضا عطار روشن هستم.
از وقتی وارد این مسیر شدم، هر روز یه مطلب جدید و گاها چند مطلب جدید از طریق همین سایت و دوستان یاد گرفتم. لاغری با ذهن خوبه. اگه ما میگیم خوبه، چون جسم و روحمون در عذاب نیست. اذیت نمیشیم. بلکه از مسیر لذت هم میبریم.
رژیم های لاغری واقعا وحشت ناک بود. هیچ وقت دوست ندارم سمت رژیم لاغری برم و جسمم رو تحت فشار قرار بدم. یادمه چند بار پ، همون روز اول رژیم رو کنار گذاشتم. چون با یک وعده نخوردن، ولع ام برای خوراکی ها بیشتر شده بود. نتونستم تحمل کنم. ولی لاغری با ذهن به من کمک کرد بدون اینکه خودمو تحت فشار قرار بدم، اون خوراکی رو نخورم. یا اگر نیاز بدنم یود، کم بخورم و اندازه بخورم….. گاهی اوقات که رژیم ها رو تا پایان که می رفتیم، می دونستیم برمیگردیم. چون میدونستیم پایدار نیست. چون قرار بود دوباره شبیه قبل بخودریم
بدن ما در طول این چند سال، رفتارها و عادتهای اشتباهی رو ثبت و ذخیره کرده. برای همین با رژیم ما نمی تونیم دست از غذا بکشیم. یه سری عادتها اشتباه که در طول این سال ذخیره شده، خود به خود از بین نمیره. بلکه با کمک آموختن زبان لاغری، می تونیم این عادتهای اشتباه رو هر روز کم رنگ و کم رنگ تر کنیم.
یادمه زمانی که متناسب بودم، غذا اندازه میخوردم. شبیه خیلی از متناسب ها که رفتار غذایی درست دارن. ولی از یه جاهایی به بعد چاق شدم و روز به روز ولع من بیشتر شد. بعد رژیم ها ولع ام بیشتر میشید. برای همین بود، که بعد رژیم، همه چی بعد چند هفته، به حالت قبلی برمیگشت و بعد چند وقت وزنم بیشتر از قبل میشد. بدن از قحطی نجات پیدا کرده بود.
از تمام روش های گذشته برای لاغری متنفرم. چون با انجام هر کدوم، رفتار غذایی من در مقابل مواد غذایی تغییر کرد. ولع ام بیشتر شد و تبدیل به یه آدم پر خور شدم. افرادی که چاق هستن، هیچ وقت گرسنه نمیمونن. چون هر زمان دلشون خواسته باشه میخورن. نمی تونن جلوی خودشون رو در مقابل خوراکی ها بگیرن. ولی این مدت کم متوجه شدم، باید صبر کنم گرسنه بشم. با اولین نشانه سر وقت غذا نمیرم. صبر میکنم. وقتی که واقعا احتیاج داشتم با صدای شکمم، مواد غذایی سالم میخورم و هر زمان ناخودآگاهم فرمان سیری داد، قطع می کنم.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان سلام استاد گرامی ودوستان سایت تناسب فکری گام ششم:با رژیم لاغری می توان لاغر شد. من از ژریم های زیادی استفاده کردم حتی به دکتر تغذیه رفتم وبه دارو ودمنوش ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم چون در ذهنم ریشه چاقی داشتم نه لاغری با رژیم گرفتن مادرقطعی به سر میبریم وبدن ولعش به مواد غذایی بیشتر میشه وترس ما از مواد غذایی ومارابه سمت چاقی بیشتر مابه موادغذایی قدرت میدیم درجای که مواد غذایی هیچ قدرتی ندارند این ماهستیم باتکرار این عادت رفتارمون ذهنمون برنامه ریزی میشه وبا تغییر این فرمول های ذهنی وبا تکرار کردن گوش دادن ودیدن عجله نکردن واستمرار داشتن ذهنمون متناسب میشه وانشالله با یار خداوند دراین مسیر شگفت انگیز به رویای لاغری میرسم ممنونم استاد گرامی بابت آگاهی ناب تون.
به نام خداوند آسمان آبی
این گام تعجب کردم چرا تمرینی مثل گام های قبل ندارد وقتی ویدیو را نگاه کردم متوجه شدم این به عهده خودمه که بنویسم هر آنچه در این راه دیدم و بنویسم تجربه های خودم بنویسم شاید زیاد و طولانی بشه اما اینجا شده پناهگاه من برای نوشتن.
در 8 سالگی با فشار مادرم رژیم گرفتم اتفاقا وزن خوبی کم کردم همه تشویقم کردند منم بچه بودم زیاد متوجه نبودم و رعایت میکردم اما بعد از 2 ماه رهاش کردم در سن 15سالگی با فشار مادرم که میگفت دفعه قبل بچه بودی الان بزرگتر شدی میفهمی و میتونی همت کنی و یهو کم کنی فقط هفته اول خوب پیش رفت با اینکه ورزش هم میکردم اما وزن اضافه کردم وقتی 16 سالگی کارشناس تغذیه ام عوض کردم فکر میکردم تعویضش باعث میشه برنامه بهتر باشه و منم اراده ام قوی کنم میتونم اینبار لاغر بشم ورزش نکردم اما از حق نگذریم لاغر شدم و فکر میکردم هرچقدر کمتر بخورم زودتر لاغر میشم یک هفته لب به خوراکی قندی و چرب و نمکی نزدم یعنی خوراکی های ساده هم کمتر از آدم معمولی مصرف میکردم اما بعد از یک هفته دوام نیاورم رژیمم شکستم و به خوراکی حمله کردم وقتی فهمیدم استوپ وزن شدم از همه جا نا امید شدم و بطور عصبی غذا میخوردم مدام با خودم تکرار کردم من خیلی اراده ام ضعیفه من نمیتونم من یه بازنده ام رژیمم را بازم رها کردم و طی 2سال علاوه بر 20کیلوگرم اضافه وزنم 16کیلوگرم دیگر هم اضافه کردم اینها فقط گوشه ای از خاطرات آن دوسال منم است که احساسات بدی که در آن دوسال داشتم قابل توصیف نیست با هزاران مشقت گذشت تا تابستان پارسال که رژیمی جدید کارشناس جدید و اراده ای تازه نفس و تصمیمی جدی که دو نوع رشته ورزشی ، پیاده روی روزانه و رژیم غذایی سختگیرانه اوایل کاهش وزن خوبی داشتم و هربار که برای معاینه میرفتم همه تشویقم میکردند منم خوشحال برمیگشتم ادامه میدادم اما بعد از چندماه رژیم خسته شده بودم ریزش مو شدید گهگاهی تا مرز بیهوش شدن میرفتم بعد از مدتی به همه چی حمله میکردم کافی بود یک قاشق بیشتر میخوردم ذهنم بیخیال ماجرا نمی شد مدام با خودم تکرار میکردم نکنه چاق بشم ، اینو خوردم ؟ دیگه چاق شدم چون خارج از برنامه شورع کرده بودم به خوراکی و غذا خوردن پس برنامه های کالری شمار نصب کردم یا ورزش هام بیشتر کردم وزن اضافه کردم نمیخواستم تسلیم بشم مثل دفعات قبلی هروز قول میدادم لب به چیزی نزنم یا ورزش هایم را بیشتر کنم اما همه را میشکستم و بیشتر از قبل نا امید تر و عذاب وجدان و گناه داشتم هروز تعهد میبستم اما شکست در پی شکست که ناگهان با تناسب فکری آشنا شدم (در داستان هدایت من نوشتم) من وقتی مطالب مطالعه کردم گوش دادم متوجه شدم تمام مدت در تلاش برای چاقی بودم روزای اول که فکر نمیکردم راست باشه و بعد از یک ماه نمیخواستم قید رژیم را بزنم اما وقتی کمی بیشتر مطالعه کردم و گوش دادم متوجه شدم آن چیزی که من میخوام اینجاست ، هرچقدر بخوام خودم را متقاعد کنم که نه راه قبلی بهتره فقط یک تعصب بیخود است آن راه برای کوتاه مدت پاسخگوست برای منی که میخواهم تا همیشه لاغر و متناسب بمانم این راه همان است هنوزم شک دارم به راهم اما این شک باعث نمیشه از این راه دست بکشم این شک میگه آیا لاغر میشی ؟ یعنی میتونی؟ یعنی میشه؟ باید به همان ذهن یا مربی چاقی بگم بله که میشه اگر من باور داشته باشم که من لیاقت لاغری دارم لیاقت متناسب شدن دارم و هروز گوش بدم و استمرار داشته باشم بالاخره آن قطار با تمام واگن هایش حتی آخرین واگن وارد مسیر لاغری می شود و جسم من تا همیشه از چاقی رها میشود و متناسب میمانم.
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر .
با رژیم لاغری می توان لاغر شد
اگه با رژیم و ورزش میشد لاغر شد برای همیشه که
الان نه این سایت بود و نه این همه دوستان هم مسیر
چاق بودن به نظرمن اعتماد به نفس و عزت نفس ادم
رو نابود می کنه ،اینا به کنار چاق بودن ما رو ادمایی
نا سپاس و گلایه مند و میسازه که از دست خدا و بنده و
زمین آسمان همه گلایه داریم،چاقی و رژیم غذایی
یه باور تو نمی تونی قوی در من ساخته بود که فقط
خودم میدونم چه بلایی سرم آورده ،چقدر قشنگ توضیح
دادید استاد و چقدر قشنگ بود دیدگاه خانم نگار چقدر
دوست داشتم دیدگاهشون رو دوبار خوندمش .
خواهر من مربی باشگاه بدنسازی هستش،همیشه ام
تو جمعامون ،ایشون صحبت می کنن میگه که تو کتابای
که خونده مدرک مربی گریش رو گرفته نوشته، کاهش
ورودی موارد خوراکی به بدن مساوی هست با لاغری
فلان چیز برای بدن مث سم میمونه ،بهمان چیز مث اسید
میمونه ،وای حالم بد میشه در موردش فک کنم زندگی با
رژیم غذایی گرفتن خر است واقعا لاغری با ذهن نعمتی
هست که خداوند هر کسی هدایت نمی کنه ،یکی ازدوستان
دوران دبیرستان خانوادگی چاق بودن و الانم هستن دوستم
یه خواهری داشت متولد سال ۸۰ بود عمل معده انجام داد
کاملا اندامشون متناسب بود من چند بار دیدمش ،توی ماه
رمضون روزه ام گرفته بودنباید روزه می گرفت
توی عمل معده اخه انرژی خیلی کمی به بدن میرسه
یعنی نمی تونن غذا بخورن.
باز گوش نداده بود روزه شو گرفته بود ،یه روزی حالش خیلی
بد میشه تو خونه میبرنش بیمارستان ،فشارش خیلی پایین
اومده بود رفته بود تو کما بعد چند ساعت به رحمت خدا
رفتن ،یکی از فامیلاشون تعریف میکرد ،میگفت با اینکه
عمل کرده بود رژیمم میگرفت ،میگفت هر چی بهش
میگفتیم بابا تو خوبی دیگه اصلا چاق نیستی ،میگف گوش
نمیداد میگف نه من هنوز چاقم ،با این حال که عمل معده
انجام داده بود باز رژیم میگرفت ،وقتی اینو برام تعریف کردن
حرف هایی شما توی ذهنم می اومد ،که این فرد در درون
چاق بوده ،اون ترس از چاق شدن داشته ،ترس از خوردن
داشته ،انشالله روحش در ارامش باشه ،اینا رو گفتم که هم
برای خودم تکرار بشه هم برای دوستانی که کامنت منو
میخونن تجربه ی بشه که با عمل و رژیم هیچکی لاغر
نشده این دوستمون با اینکه کاملا متناسب شده بود
ولی باز از درون حس کرده که چاقه اون نجواهایی منفی
و داشته فشار اونا روش بوده ،و خودش رو چاق میدیده
با اینکه متناسب شده بود ظاهرش.
به امید موفقیت همه دوستان عزیزم.
نشان های دریافت شده
سلام
رژیم های لاغری پر از محدودیت هس چر از ممنوعیت پراز ناتوانی پراز حس نشدن
من با رژیمها خودم رو نابود کردم
عزت نفسم اعتماد بنفسم روحمو وجودمو
حس ناتوانی نتونستن نمیتونی در درونم بیداد میکرد ن حوصله زندگی داشتم ن میل ورغبتی ب ادامه دادن بهترین لحظات عمرمو پاش ریختم
اما پشیمان نیستم الان من اگاهی و مسیری ک هستم بخاطر همین ها بود بخاطر چاقی
من نابود نمیشدم دوباره نمیساختم
چاقی منو دوباره داره میسازه
وممنونم
من با لاغری با ذهن با تغییر باورها ب این ایمان رسیدم ک میشه من میتونم اونجوری ک میخوام باشم میتونم اونجوری ک دوس دارم تجربه کنم
واینجاشاید سخت باشه ولی شگفت انگیزه وقدرت انسان رو نشون میده زیبایی ها دیده میشه
ا من میتونم من میتونم دوباره بسازم ذهنمو وجودمو جسممو وزیبا ببینم زیبا فک کنم
وقتی میرم خونه پدر مادرم میبینم ک چقدر پدرم دیدگاهش منفیه چقدر نسبت ب همه چی اون منفی اون طرف رنج اورش رو میبینه و میبیننم ک چقدر فرق کردم گاهی رنج اوره ک ببینم عزیزانم از این نگرشها تو عذابند
وهمه اینها تمرین میخواد ومن باید مادرخودم بشم معلم خودم بشم و برم جلو گاهی سختگیزانه تر گاهی محکمتر واین ب نفع منه ک شل نگیرم جدی بگیرم و پیش برم این میشه ک من تربیت وبرنامه ریزی میشم دوباره و نتیجه برا من مشاهده میشه اما دهن میگه ول کن دفعه بعد دفعه بعد خب تو از نتیجه دور دور تر مبشی باید بدونی فریبا جانم ک این مسیر رو متعهدانه و استمرار جلو بری تحت هر شرایطی واین میشه ی جسم جدید ی تجربه های جدید رو تجربه میکنی شاید اولش سخت بتشه اما بدون بعدش راحت راحت افسار ذهن رو دستت میگیری و لدتشو میبری
نشان های دریافت شده
جمله طلایی
به هر اندازه ذهن من لاغر بشه من لاغر میشم
به هر اندازه تعریف هایی که در مورد چاقی و لاغری در ذهنم دارم را بشناسم میتونم لاغر بشوم
به هر اندازه که بدانم برای چی میخوام لاغر بشوم از لاغریم لذت میبرم و به سمت لاغری حرکت میکنم
من بر اساس ورودیهام براساس تعریف هام چاق شدم
ذهن من اینقدر چاق بود که یکبار با رژیم و ورزش حسابی لاغر شده بودم ولی هر وقت خودم را توی آینه میدیم چاقی را به چشمم میومد
نمیتونستم قبول کنم من لاغر میمانم و حتی لاغری هستم خودم را چاق میدیدم و مدام از خودم ایراد می گرفتم
میدانستم تا زمانی که در رژیم باشم و ورزش کنم میتونم لاغر باشم
نمی دانستم برای چی چاق هستم حتی برادرم هم همین طور بود اون هم براساس ورودی هاش چاق شد چون تا سن ۲۰ سالگی اش بسیار لاغر و متناسب بود
پس کاملا ایمان اوردم و قبول کردم که باید چاق باشم
اما چرا
بخاطر تعریف هایی که از چاقی برای من شده بود
ولی تعریف چاقی برای من زیبا نبود
چاقی برای من سرتاسر عیب بود
پس چرا چاق شدم
برای اینکه تایید بشم
برای اینکه مورد قبول واقع بشم
برای رضایت خانواده
اینجا میشه از زاویه ای دیگه دید
اینکه از همون اول میدانستیم که چاقی خوب نیست ولی تلاش کردیم چاق بشیم
پس اینجا بزرگترین دلیل حرکتمون به سوی چاقی پیدا کردیم کسب رضایت دیگران از خودمون که مورد تایید واقع بشیم
پس الان میشه خیلی راحت تر لاغر شد با کسب رضایت خودمون برای لاغری
برای تناسب اندام
برای لذت بردن از زندگی
زمانی که شروع کردیم به چاقی فرقی نمیکرد چی میخوریم چقدر میخوریم و چه زمانی میخوریم هدف چاق شدن بود که نشان بدهیم دستورات انجام شد
الان هم همان موقعیت البته برعکس
وقتی امروز صبح صبحانه برنامه ریزی کرده بودم که شکلات با پنیر اسنک کنم و بخورم ولی هر کاری کردم هر چقدر بهش فکر کردم هر جور با خودم گفتم حالا یکمی تا طعم و مزه اش تغییر کنه اینجوری دوست داشتی و خوشمزه تره ولی ذهن تغییر کرده بود حتی یک وسوسه ریز و کوچک هم نبود اصلا بهش توجه نکرد حتی تهدید هم کرد
پس ذهنیت تغییر کرده
هیچ انگی به هیچ ماده غذایی نمیزنه به هیچ چیزی ایراد نمیگیره به اندازه نیاز داره مصرف میکنه
موقع نهار،شام یا هر وعده غذایی دیگه یاد گرفته تا نقطه سیری و حتی ذهنم داره تلاش میکنه و داره یاد میگیره زودتر و بهینه تر اعلام کنه
خودش اعلام میکنه حالتو بد نکن اضافه نخور کافیه انرژی مورد نظر رسیده و انچه نیاز هست
این یعنی ذهنیت تغییر کرده این یعنی اینکه ذهن من بازم لاغر تر شده ذهنم متناسب شده
این یعنی اینکه به دنبال درست رفتار کردن هستم
هنوز هم براساس یکسری تعریف ها دارم فکر میکنم و رفتار میکنم ولی خیلی عالی دارم رفتار میکنم
حالا با کدوم رژیم و ورزشی میتونستم اینقدر آسوده باشم و از لاغریم لذت ببرم و زندگی را زندگی کنم
اینکه هر روز در مسیر هستم اینکه هر روز دارم سوخت ذهن را میرسونم
من ذهنم را تغذیه میکنم و هر آنچه که میخواهم به من داده میشود
خداوندا سپاسگذارتم