لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

ترس از خوردن، بزرگترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟
کی از مخربترین باورهایی که سالها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:
«غذاها چاق میکنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱
از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:
- نخور!
- این چاقت میکنه!
- اون مضره!
- فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖
👈 نتیجه؟
ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرمافزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه میبینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!
اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم میکنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»
باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قویتر از ترسهام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیمگیرندهام!»
نکته: غذا وقتی ما رو چاق میکنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.
موفقیتها و چالشهاتو در طول روز بنویس:
✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ بهاندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هلههوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️
این کار باعث میشه کمکم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.
یادت باشه 💡
ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سالها بهش باور داشته…
ولی تو میتونی با آگاهی، قدمبهقدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و بهجاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫
اینجا دقیقا نقطهایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿
✨ از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️
و اگه میخوای نسخهی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آمادهست تا قدمبهقدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذتبخش و پایدار کنه! 🌸💛
🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟
حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راهحلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطهات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو میگیرم؟
آیا وقتی گرسنهام، واقعا به احساسات بدنم گوش میدم یا فقط طبق عادت غذا میخورم؟
تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی میافته و چطور میتونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.
اگر سوالی داشتی یا تجربهای از لاغری با رژیم غذایی میخوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

(درک عالی، شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
.
یه باور مخفی که در ذهن خیلیها ممکنه باشه و ما خبر نداریم این هست :ترس از خوردن که ما رو از نتیجه به شدت دور میکنه و مانع رسیدن ما به هدف میشه .
با تلفظ رژیم چه احساسی به تو دست میده ؟ برای من قطعا احساس بد و محدودیت هست ویه احساس ناتو انی در ما که انگار رژیم خیلی یه کار سخت و ما نمیتونیم همیشه رژیم داشته باشیم و در مقابل اون کم میاریم و شکست میخوزیم هر چند که من خودم بارها به عشق لاغری عالی رژیم گرفتم و عالی کم کردم ولی به محض رسیدن به نتیجه ی دلخواه انگار یه حسی میگفت حالا دیگه بخور تو که لاغری و من شروع میکردم به خوردن از یه لقمه اصافه تر شروع میکردم و خیلی سریع برمیگشت و این اواخر که با وسواسی بیشتری رژیم میگرفتم و از خوردن ترس داشتم و با عداب وجدان غذا میخوردم نتیجه هم به سختی میگرفتم و یا هیچ نمیگرفتم و چاقتر هم میشدم و همیشه به خودم میگفتم چرا اینطور هست ؟و بارها به اطرافیان و خودم میگفتم خوش به حال لاغرها که هر چه بخوان میخورن و لاغر هم هستن و این یه نعمت که خدا به این افراد داده و به من نداده و با حسرت زیادی به هر فرد لاعر نگاه میکردم و بهش هم میگفتم و همیشه میگفتم من یه فرقی با لاغر ها دارم که همیشه باید رزیم بگیریم و هر چیزی نخورم و یادم هست اواخر رژیمم که ۳۵ کیلو هم کم کرده بودم به دکترم میگفتم کی دیگه به وزن دلخواهم میرسم و رژیم رو یکم کمتر کنم و دکتر میگفت مگر معده ی تو جمع نشده؟ و من میگفتم نه دلم شیرینی میخواد و یا پفک و چیپس و یا فست فود میخواد .
و هر وقت یه دره هوس میکردم و میخوردم سریع کلی اصافه وزن پیدا میکردم و این اواخر حرص و ،ولع خوردن خیلی از چیزا در من زیاد شده بود طوری که بعضی روزا یه رفتار غذایی ناحور داشتم که خودم هم متعجب میشدم بعدش و همیشه عداب وجدان و ناراحتی هم به دنبالش بود . پس منم میخواستم با سختی و رنج خودم رو لاغر کنم در حالی که ذهنم همش دستور خوردن رو میداد و همین من رو فردی ضعیف و شکست خورده کرده بود و بیشتر از اون احساس ناتو انی در مقابل لاغری پیدا میکردم و احساس میکردم من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم .
اما من با دورهای استاد یاد گرفتم باید مقدار غدای مورد علاقه ام رو به راحتی و با لدت بخورم و نگرانی و ترس نداشته باشم و رهایی از احساس رژیم در این دورها فوق العاده هست و من هم اغلب مواقع با خیال راحت غدا ی مورد نیازم رو مصرف میکنم و این قدم اول در رسیدن به لاغری هست و من خدا رو شکر میکنم از وقتی که در دورها هستم ترس از خوردنم بسیار کم شده و ندارم ویا شاید یه جاهای خاص و کم و انگشت شمار هنوز داشته باشم و حقیقتا بیشتر وقتها که دارم غذا میخورم میگم این خودم هستم که غداهای خوشمزه رو مثل بقیه دارم میخورم و یعنی ذهن اینقدر قدرت داره من که جرات نمیکردم هیچ چیز بخورم حالا با خیال راحت میخورم و وزن و سایزم هم داره بهتر میشه و روز به روز لاعر تر هم میشم و همونجا خدا رو شکر میکنم بابت اینکه میتونم از تمام نعمتهای خدا لدت بببرم و با حال خوب بخورم و یه جاهایی که ترس داشته باشم سریع میگم پس چطور فلان متناسب هم با من خورد ولی عین خیالش نیست و اما من دارم حرص میخورم و عذاب وجدان دارم و سریع متوجه میشم این کار منفی باف هست و بیخیال نجواها میشم و خیلی وقتها به خودم میگم اخه همین غداها رو دخترت هم میخوره و اما بسیار خوش اندام هست پس تو فکر نباش و خودم رو آروم میکنم .
و وقتی با خیال راحت خوردم و با لدت خوردم دیگه حرص ولع هم ندارم که غدای باقیمانده و دسر و کلی شیرینی بخورم چون فشار رژیم رو از روی ذهن برداشتم دیگه ذهن اونطور دستور خوردن نمیده .
اشغال خوری رو باید کمتر کنیم و هر چیزی رو به زور وارد جسممون نکنیم جسم ما خیلی باارزش هست و باید مراقب این نعمت الهی باشیم و به اندازه بخوریم نه هر چیز خوراکی که در اطراف ما بود به زور بخوریم .
ذهن باید کم خوردن رو یاد بگیره و من نباید تصمیم کم خوردن بگیریم و به این شکل لاغری ماندگار میشه پس ذهن باید همیشه با هدف ما همسو باشه تا موفق بشیم .
ذهن همیشه روی نقطه ضعف ما دست میزاره و اون چیزی نیست جز ترس از خور دن چون ما سالها عادت کردیم غذا ها رو از هم تفکیک کنیم و بگیم کدوم ما رو چاق میکنه کدوم ما رو لاغر میکنه و چون همیشه اعمال فشار بر روی غدا ها بوده که ما لاغر بشیم پس این باور خیلی قدرت داره و باید به صورت مرحله ای اصلاحش کنیم و باید بگیم خوردن ما رو چاق نمیکنه و اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه چون خیلی از لاغرها هم مثل ما از همین مواد عذایی میخورن و اما لاعر هستن پس چرا اینطور هست ؟باید فکر کنیم تفاوت ما و اونها در چی هست ؟
و با این افکار ریشه ی اون باور رو قطع کنیم .
ولی این باور خیلی ریشه داره ممکنه ما غدامون کمتر بشه ولی وزنمون کمتر نمیشه چون اسیر همین باور هستیم و فکر میکنیم خوردن باعث چاقی میشه و اصلا نمیتونیم تشخیص بدیم که درست خوردیم آیا نیاز بدنمون بود یا نه زیادتر از نیازمون خوردیم ؟رهایی از این ترس یعنی احترام به بدن خودمون و …
ما باید پیغام سیری و گرسنگی رو به موقع دریافت کنیم و اگر کسی استرس بگیره در موقع خوردن که درست خوردم یا نه همین باعث چاقی شما میشه و نتیجه اش عکس میشه به جای لاغری چاق میشی .
ما در بدنمون یه احساس درونی داریم و ممکنه واکنشی در بدن ما ایجاد نکنه و همه ی احساسها در مراحل اولیه یه احساس درونی هستن و کمی که شدت بگیرین تبدیل میشن به واکنش در بدن پس احساس سیری و گرسنگی هم یه احساس درونی هست که باید اینقدر درکشون کنیم تا به صورت اتوماتیک در بیان .
برای اینکه احساس گرسنگی رو تحربه کنید برای چند روز چیزی نخورید تا در بدن شما یه واکنشی ایجاد بشه مثل سر و صدای شکم و دل درد و … وخیلی این احساس لذت بخش هست باید تجربه اش کنید پس برای یه هفته اجازه بدید احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بزار داخل بدنت واکنشی ایجاد بشه و برای درک احساس سیری وقتی اون واکنش بر طرف شد دیگه نخورید مثلا سر و صدا که برطرف شد دیگه نخورید و اینطور دیگه شما استرس و نگرانی از خوردنتون ندارید و قتی مطمین باشید غداتون کمتر شده پس دیگه نگران نباشد و خود به خود لاغر تر هم میشید پس دیگه نگران نباش به اندازه خوردم یا نه باید کمتر خورم ؟اینها نتیجه ی چاقی میده اگر بعد از غدات احساست خوب بود همون عالیه احساس تو بیانگر این هست که خوردنت خوب بوده یا نه ؟و کاری به نجواهای ذهنیت نداشته باش و فقط با احساس خودت کار کن چون اون بهترین هدایتگر شما هست و اگر در احساستون مشکل دارین از همون تمرین استفاده کنید به این شکل ذهن شما یاد میگره سیری یعنی چی و دیگه شما رو وادار به خوردن زیاد نمیکنه و ما از خوردن میتونیم نهایت لدت رو ببریم .
پس اگر تو از خوردنت ترس داشته باشی هر چقدر خوردنت رو کم کنی تو لاعر نمیشی .
ذهن شما اگر ابن پیامها رو درست دریافت کنه هر چقدر نیاز باشه خوردن شما رو کمتر میکنه به اون اعتماد کن .
خیلی از چاقها به خوردن زیاد فکر میکنن که همین بسیار خطرناک هست .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزيز
خيلي توضيحاتتون عالي بود
مشكل بزرگ من ترس از خوردنه و با اينكه سيري رو تشخيص ميدم بازم فرمان خوردن دارم و اضافه ميخورم و بعدش عصبي شدن و عذاب وجدان و …
خداروشكر موفق بوديد، تحسينتون ميكنم كه تو اين مسير در آرامش داريد بِه هدفتون نزديك ميشيد .
موفق و متناسب باشيد
سلام دوست عزیز
از خوندن نوشته شما لذت بردم
چقدر عالی درک کردید و عالی شرح دادی
خدا شکر برای همراهی دوستان عالی در سرزمین لاغرها
من هم از شما استاد عزیز کمال تشکر و قدر دانی رو دارم برای این مسیر عالی و زیبا و رویایی و پر از آرامش و حال خوب و پر از نعمت و …
نشان های دریافت شده
(شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
.
بنام خدا 🌸 گام ششم :شرح رژیم:
من و همه ی کسانیکه میشناسم همیشه بهترین راه برای لاغرشدنورژیم غذایی دونستیم و همیشه بهترین راه نخوردن بوده درزمانی که من تلاش کردم برای لاغری حتی افرادی که ذاتاهم لاغربودی ومیشناختمشون بهترین راه زندگی من برای راحت شدن ازچاقی ویاچاقترنشدن این بود که رژیم بگیرم و به همین خاطر من هر بار که رژیم میگرفتم از همون اول خودمومیدیدم که شکست خوردم و نمیتونم و همیشه خودمودراخرمیدیدم دربیچارگی وناتوانی میدیدم وزمانی که لاغرمیشدم ودوباره برمیگشت وحرفاشون دیگرانومیشنیدم ناراحت میشدم رژیم بااینکه برای من کاری نمیکردازاونجایی میشدکه من ازحرف آدمها دورباشم حداقل برای اینکه حرفاشونونشنوم رژیم میگرفتم ولی درواقع همیشه ازاسم رژیم وحشت داشتم و همیشه به دنبال این بودم که با رژیم گرفتن لاغربشم وازحرف ادمهاراحت بشم ولی بارژیم گرفتن زندگی برای من سخت میشدنمیتونستم لذتی که میخوام روازغذاخوردن بدست بیارم ولذتی نداشتم مهمترین دستاورد مهم این بود که ازحرف آدمها راحت بودم زمانی که لاغرمیشدم به دنبال این بودم که دوباره چیکار کنم که لاغربشم وعمیشه محدوده سازمانی ومحدوده ی غذایی باعث می شد که من ازرژیمذمتنفرترباشم و همیشه میترسیدم نکنه بیشترشان بشم ومجبورباشم رژیم دیگه ای بگیرم وازانجام رژیم خسته شده بودم واحساس میکردم که پوچم رژیم لاغری احساس لیاقت روازمن گرفت امامیدونین بزرگترین چیزی که بهش پی بردم این بود که من بیشترازرژیم به خودم سخت گرفتم به خاطر ادمهاشاشایداگرادمهابرای من تابه ای اندازه مهم نبودن منم تقلانمیکردم که رژیم روانتخاب کنم برای لاغری وخودمودرگیرنمیکردم برای این احساس بدوفکرنمیکردم که من ناتوانم درسته من غذاخوردنم بیش از نیاز بدن بوده اینوکاملامطمنم ومیپذیرم که تقصییرادمهانیست بلکه این من بودم که راهی بلدنبودم جززندگی کردن مثل اونهاوپذیرفتن حرفهای اونها چون اونها یادگرفته بودن ومنم ازاونهاالگو گرفته بودم همیشه نمیدونستم چیکار باید بکنم که لاغربشم ووحشت داشتم و اضطراب رژیم برای من سکوی بانی بود که بایدروندتکامل می ایستادم و بعداگرمراقب نبودم که اکثرا نبودم منوها میدادبه سمت دره ومن سقوط میکردم وهربارباشکل جدید درسته چاقی من ربطی به آدمهای اطرافم نداره ورژیم من هم ربطی به اونهانداره کسیکه اینهاروپذیرفته منم چون راهی جز این طورزندگی کردن رودرخودم ندیدجزازحرف دیگران پیروی کنم وحتی توی رژیم هم به این شکل عمل میکردم رژیم هیچ خاصیتی نداشت جز این که باعث می شد که من بیشتراحساس نامیدی میکردم ودلسردمیشدم واحساس غم وادوه میکردم به خاطر این که نمیتونستم سرنوشتموتغییربدم واینکه بیشترناراحت چاقی رواخساس میکردم در همه ی مواردمن میدونستم که ا شتباه دارم رفتارمیکنیم امارات دیگه ای بلدنبودم برای لاغرشدنورژیم وراه دیگه بلدنبودم برای دوبارهچاقی بیشتروبیشتر چون هربار که رژیم میگرفتم بیشترازرژیم متنفرومتنفرترمیشدم وترس عدم پایداریش هم بیشتر بود پس رژیم نه فقط یک کلمه ای یک کلمه است باکلی معانی وحشتناک ورزش برای نخوردن وتحمل سختی به همین خاطر دوباره به چاقی برمیگشتند چون رژیم برای من سخت ترین ومحدودترین روش برای رسیدن به لاغری بود و همیشه به دنبال روشی برای خوردن بودم چون همیشه ترس رژیم داشتم که نکنه به خاطر رژیم نتونم چیزی بخورم و هی دوربشم ازلاغری که دارم این همه زحمتشومیکشم واخرسرهم بارژیم فقط برای مدت خیلی کوتاه لاغرمیشدم ودوباره برمیگشت ودوباره ازنو شروع میکردم واین هی ادامه داشت اما حالا ازروش لاغری با ذهن ادامه میدم و نتیجه ای داییمی میگیرم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عاشق متناسب شدن🌼🌼🌼 من قبل شنیدن این فایل عالی تو دوره رایگان و باقی فایل ها تا حدود زیادی ترس از خوردنم رو کم کرده بودم ولی گهگداری خیلی کم تا حواسم پرت میشد میدیدم باز نجواها براخودشون دارن جولان میدن که مثلا خامه روی کیک میددددونی چقدر کالرررریش بالاست اینو که خوردی قید لاغری و بزن اما این فایل تیر خلاص و زد به اون نجواهای که خییییلی مرموزانه ته تهای ذهنم لونه داشتن . من قبل آشناایی با روش شما ترس از خوردن و به شکل وحشتناکی داشتم قند و شکر و هر چیزی که شیرین بود و فکر کنم کلا فراموش کرده بودم عاشق شکلات بودم اما تا میخواستم یدونه بخورم چهره کسایی که با ژست همه چیز بلدی میگفتن نخور میدونی همین یدونه چقدر کالری داره پشیمون میشدم . عید که میشد تموم وجود م غصه بود میگفتم حالا چجوری رژیممو نگه دارم سعی میکردم حتی خیلی جاها نرم که به رژیم پایبند باشم . دیگه نگم که این ترس چه فشاری روی اعصابم داشته که تکراری و طولانی میشه . برنج شده بود یه غذای ترسناک در نظر من فکر میکر دم مقصر تمام این اذیتا خوردن برنجه !!!!یکبارم بخودم زحمت ندادم فکر کنم که اگه این غذاها چاق کنندست پس اینهمه دختر تو فامیل بین دوستات که دوبرابر تو از همینا مصرف میکنن چرا انقد ترکه ای و لاغرن بابا تو ذهنت مشکل داره نه سوخت و سازت نه جسمت !ولی خوشحالم که بالاخره هدایت شدم به مسیر درست و راحت. من الان احساس قدرت میکنم چون کنترل همه چیز دست خودمه خیلی شیک و به اندازه درنهایت لذت غذا میخورم و خبری از شمردن لقمه و تعداد جویدن لقمه ها نیست استرس و عذاب وجدانی ندارم تازه بعد اینهمه سال مزه هارو درک میکنم واقعا من مزه غذارو متوجه نمیشدم . خدارو شکر که یه تمرین عالی دیگه هم یاد گرفتم که بیشتر و بیشتر کنترل ذهنمو دست بگیرم.ممنون ازشما استاد گرامی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
رژیم چه احساسی در شما ایجاد میکنه ؟
شاید تلفط این کلمه هم شما رو اذیت کنه .همه ی ما بارها با رژیم خودمون رو محدود و ومحروم
در یه سری از مواد غذایی کردیم اما در ذهنمون هزار جور فکر و خیال داشتیم که برو بخور فقط یه امشب هست و دیگه گیرت نمیاد و یااین غذا خیلی خاص بخور و یا پولش رو دادی تا اخر بخور و یا مفیده همش رو بخور و خیلی از این حرفها .
و ما همیشه از رژیم شکست خوردیم و رژیم مثل یه دیوار بزرگ در مقابل ما بوده .
منم همیشه تنها راه لاغر شدن رو کم خوردن و رژیم گرفتن دونستم و تنها راه چاق شدن رو زیاد خوردن میدونستم و هیچ وقت به هیچ راه دیگه ای فکر نکردم و حتی در باشگاه هم بارها میگفتم فقط ورزش فایده نداره تا رژیم نگریم لاغر نمیشیم و خودم به شخصه بارها با رژیم بسیار عالی وزن کم کردم و اما ماندگار نبودن برای من و همین من رو خیلی ناراحت و خسته میکرد.
من یادم میاد این اواخر مایتابه رژیمی تهیه کرده بودم که غداها رو بدون روغن داخل اون سرخ کنم و بسیار بد مزه بودن اما میخوردم به امید لاغری و اغلب سوخته و بد بو میشدن و با حسرت به غذای بقیه نگاه میکردم و اما چون دکتر به من گفته بود روغن استفاده نکنم منم تا جایی که راه داشت مایتابه رژیمی با خودم بیرون از خونه هم میبردم مثلا برای تفریح در یه روز تعطیل با من بود که موقع ناهار داخل اون سرخ کنم و چقدر مسخره ی اطرافیان میشدم که بسه تا کی این جوری بخوری ولی چاره ای نمیدیدم برای خودم و جالب بود که من لاغر نمیشدم هیچ چاقتر هم میشدم و میگفتم حتما بدن من یه عیبی داره که من نمیتونم متناسب بشم و لاغرها یه نعمت خدادادی دارن که هر چی میخوان بخورن و چاق هم نشن و اما من باید همیشه در زجر و سختی باشم که شاید کمی لاغر بشم و تنها راه درست و صحیح برای من رژیم بود اما بر عکس الان که هر کس بگه من رژیم هستم در دلم خندم میگیره و غصه میخورم که ای کاش با راه درست لاغری با ذهن که اینقدر راحت هست آشنا میشد و خیلیا در اطراف من هنوز به دنبال رزیم های جدید هستن و دارن با ورزش و رژیم لاعر میشن و خوب هم لاعر شدن و اما من همیشه به خودم میگم اخه تا کی بلخره خسته میشه و ولش میکنه چون ذهنش هنوز در مسیر چاقی هست و این افراد خبر ندارن که باید لاغری رو آموزش ببینن و در این مواقع من احساس قدرت در خودم میکنم و بازم در دلم از استاد عزیز و این راه نابش تشکر میکنم چون ما از سطح بالاتری داریم به این قضیه ی لاغری نگاه میکنیم و چقدر راه درست و اصولی هست ولی بقیه دارن با زجر و سختی فقط به جسمشون فشار میارن این کار دوامی نداره و در نهایت ذهنشون که هنوز در مسیر چاقی هست پیروز میشه و اونها دوباره جسمشون چاق میشه .
چقدر با خیال راحت از هر غدایی به اندازه ی نیاز مون خوردن لذت بخشه چقدر آرامش داره چقدر احساس خوبیه برای هر کس که مدتها در رژیم هست و ترس از غدا خوردن داره لدت این کار و آرامش رو متوجه میشه و قدر این نعمت رو میدونه دومین مورد که برای من بی نهایت ارزشمند هست همون وزن نکردن هست که و اقعا آرامش رو از من برده بود و و من این اواخر هر وقت روی وزنه میرفتم حالم بد میشه حتی گریه میکردم و دیگه وقتی اطرافیان من رو میدیدن متوجه میشدن که چیه بازم چاق شدی و میدونستن جریان چی هست و اما به لطف این دوره چون من تعهد دارم به این دوره اصلا دیگه خودم رو وزن نکردم و همین یه کار باعث شده بود که چاقی من متوقف بشه و لاعری من شروع شد و باعث شد بازم من آرامش،و احساس خوب و حال خوب بیشتری در زندگیم پیدا کنم و فقط و فقط و فقط همین دو تا کار استاد برای من بی نهایت ارزشمند هستن و من میبینم که اطرافیان من که در رژیم هستن بارها گفتن و به زبون آوردن که ای کاش میشد کاری کرد بدون عذاب وجدان غدا خورد و گفتن من دوست دارم به این احساس برسم که من بازم در دلم به یاد استاد عزیز و دورهاشون میفتم و تمام وجودم سرشار از حس شکر گذاری به خدای خودم و استاد عطار روشن میشه و از خدا برای هدایتم به این سایت بینهایت تشکر میکنم از اینکه من رو برای این راه انتخاب کرده و من رو از قید هرچه رژیم و حال بد و افسردگی و ناراحتی بوده رها کرده و به جاش احساس آرامش و شادی درونی و لذت و حال خوب و … هر چی که بگین رو الان من یه جا دارم الهی شکرت و به پاس قدر دانی از خدای خودم و استاد عزیز همیشه در این مسیر میمونم و با اشتیاق و استمرار ادامه میدم تا یه شگفتی ساز فوق العاده بشم که دوست دارم و روی خیلیها تاثیر گدار باشم .
ما نباید از غذاها بترسیم و به اندازه نیازمون با خیال راحت و لذت باید غذا بخوریم و ما باید رهایی از رژیم رو در این دورها حس کنیم و این قدم اول برای رسیدن به لاغری هست و ما به این آسودگی نیاز داریم و بعد از چند روز حرص و ولع ما کمتر میشه و دیگه ما غذای بقیه رو نمیخوریم و با چایی کلی شیرینی نمیخوریم و … و این قدم دوم هست و چون ذهن فشار رژیم رو بر خودش نداره دیگه گرایش ما به خوردن کمتر میشه .
و ما هر اشغالی رو نمیخوریم و اشغال خوردن ما کمتر میشه فقط به خاطر ذوق و شوق این راه نه به خاطر رژیم .
ما باید یه سری عادتها روبرداریم نه غذاها رو کم کنیم .
پس چون در این روش ذهن لذت میبره و با لذت غذا میخوره پس کمتر غذا مصرف میکنید.
من نباید تصمیم بگیرم کمتر غدا بخورم باید ذهنم این تصمیم رو بگیره.
وذهن دست میزاره رو نقطه ضعف من و اون چیزی نیست جز ترس از خوردن چون یه عمر ما گفتیم این ما رو چاق میکنه و اون ما رو چاق میکنه و همین باعث ترس عمیق و ریشه ای در ما شده و ما این توانایی رو داریم که این ترس رو از بین ببریم و لی نمیشه یه هویی بهش حمله کنیم و حمله ی اول :خوردن ما رو چاق نمیکنه و ریشه های اون رو قطع کردیم .
ما باید تشخیص بدیم که به اندازه خوردیم و نترسیم که آیا زیاد خوردیم یا نه ما باید از این ترس هم رهایی پیدا کنیم و نترسیم و به بدن خودمون احترام بگذاریم و اینقدر لقمه ها رو نشمریم و …این کار ها باعث میشه ما چاقتر هم بشیم و تاثیر منفی روی جسم ما میزاره .
نحوه ی دریافت پیغام سیری و پیغام ها ی بدن رو به دو طریق دریافت میکنیم هم از طریق احساس هم از طریق اعصاب ما وقتی دلمون تنگ میشه یه احساس دلتنگی در ما شکل میگیره و کاملا درونی هست و اگر ادامه پیدا کنه ممکنه تبدیل به گریه هم بشه و اما وقتی پات به جایی میخوره پات در میگیره این یه احساس عصبی هست و اگر این هم ادامه پیدا کنه به گریه تبدیل میشه پس در هر دو مثال تبدیل احساس ها به واکنش در بدن رو دیدیم و اگر ما چیزی نخوریم احساس گرسنگی در ما تبدیل میشه به ضعف و سستی در بدن و یا سر و صدای شکم و یا واکنشهای دیگه
پس اینجا احساس گرسنگی تبدیل شده به واکنش و احساس سیری هم همینطور تیدیل میشه به درد شکم و نفخ و حالت تهوع و ..
برای اینکه احساس گرسنگی رو تجربه کنید ؟احازه بدید احساس گرسنگی تبدیل به یه واکنش در بدنتون بشه بعد بخورید چون چاقها این احساس رو درک نمیکنن نمیدونن چی هست پس اجازه بدین این احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بعد اقدا م کنید و هر وقت این واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه نخورید و اون سیری هست و
یعنی برای مثال اگر سر و صدای شکمت در اومده بود پس دیگه به اندازه ای بخورید که این سر و صدا نباشه در ک این احساسها خیلی لذت بخش هست .
من اگر مطمعن باشم کمتر از قبل میخورم همین خوبه و دیگه لقمه هات رو نشمار چون استرس نتیجه ی بدی داره باید با احساس خوب جلو برید اگر بعد از غدا احساس خوبی نداشتی ناراحت نباش بگو دفعه ی بعد بهتر میخورم و همیشه بعد از غدا اگر احساستون خوب بود کاری به نجوای ذهنی نداشته باش و اون احساس اولی خیلی مهم هست و اون هدایتگر ما هست و تنها با احساس خودتون غدا بخورید پس در شرایطی بخورید که احساس گرسنگی داشته باشین و در اندازه ای بخور که این احساس برطرف بشه و به این شکل ذهن یاد میگیره سیری و گرسنگی یعنی چی و با لذت بخور و بدون استرس بخور و جای هیچ نگرانی نیست و اینجوری دیگه کنترلی نیست و خود به خود هست و زیاد نمیخورید ولی اما اگر ترس از خور دن داری وزن کم نمیکنی چون تو جه ات به خوردن هست .
و اما اگر که خود به خود خورد نت تعییر کرده به این تغییر احترام بزارین و مطمعن باشین ذهن شما که شما رو به این مرحله رسونده اگر نیاز باشه بازم خوردنت رو کمتر میکنه .
ما باید به بدنمنون احترام بگذاریم .
و ما باید به خوردن فکر نکنیم چون اثری بد روی جسم ما داره .
و تکرار توجه به لاغری باعث لاغری ما میشه .
نشان های دریافت شده
هنوز نصف روز نشده انصراف میدم .
این تمرین عملی مناسب من نیست و باهاش هم ارتعاش نمیشم .
نمیتونم همش حواسمو بدم که کی گرسنه میشم .
چون همش احساس گرسنگی توی سرم دور میزنه .
در حالیکه هدف این تمرین رها کردنه ولی من برعکس وقتی بخوام این تمرین رو انجام بدم تمام باورهای محدود کننده میریزه توی فکرم .
ترجیح میدم توجهی به غذا نداشته باشم چون با این تمرین احساس محدودیت بهم دست میده .
نشان های دریافت شده
(درک عالی، شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای منطقی کردن)
.
سلام سلام
لحظه هاتون بر وفق مراد❤️
استاد ازتون زياد سپاسگزارم هم براي فايل ها و محتواي دقيق و بي نظير و خفن😁 كه هر آگاهايش منو شوكه ميكنه كه استاد تو دوره هاي كه پولي هستن چيا رو گفته و واقعا آگاهي خدا اينجا جاريه و يونيكه ، خدايا ازت سپاسگزارم براي فراووني آگاهي اين سايت😍
چقد نكات عالي داره اين فايل ، من يه صبح تا ظهر داشتم گوش ميدادم و مينوشتم .
رژيم همون كلمه ترسناك و حال خراب كن ذهن همه ماست، من سالهاس رژيم رو گذاشتم كنار و اگر تنها راه لاغري رژيم بود حاضر نبودم لاغر بشم به قيمّت بازي با اعصاب و روانم، من الان ترس هاي خوردنم همه از رژيم ها و ورودي هايي كه از اطلاعات هر رژيم گرفتم .
واقعا شكست تو رژيم ها من رو پيش خودم بي اعتبار كرده ، بي اراده كرده …
خوب من يكم با آگاهي هاي اين فايل و خوندن چند بار نوشته هام بِه رفتار خودم فك كردم ، من الان از وقتي رژيم ندارم كه دوسال بيشتره ، من همه چي ميخورم و ديگه تو ممنوعيت غذايي نبودم ولي نكته اينجاست من با خيال راحت نميخورم ! يه لحظه فك كردم ديدم خوب منم همه چي ميخورم اما من با رهايي اين كارو انجام نميدم ، من بابت هر لقمه كه ميخورم سرزنش ميشم ، اطلاعات كالري و چاقي اون مواد غذايي رو بهم ميده ، من فك ميكنم رژيم ندارم ولي رها نيستم از احساس رژيم و همينم باعث شده من تمايلم بِه غذا كم نشه همون ولع قبل رو دارم، مثلا من وقتي چند روز پشت هم غذاي برنجي بخورم ذهنم با اون اطلاعات غلطمياد ميگه برنج زياد نبايد بخوري چاق ميكنه نهايت هفته اي دوبار بخور و … من ميخورما ولي اونا رو هم دارم ، من واقعا نميدونم براي اين قسمت اطلاعات و فرمول هاي غلط ذهنم چه كنم ؟ سالهاس پاك نشده با اينكه رژيم ندارم
من اون احساس شادي و لذت در خوردن رو ندارم
من بايد اين قسمت رو درست كنم
من همش با عوامل بيروني خاستم رفتارهاي غذاييم رو تغيير بدم، ولي هيچ وقت موفق نبودم و پايدار نبوده و اينكه ميگيد بايد ذهن تصميم بگيره و بِه اين نتايج برسه تا غذارو كم كنه
واقعا درسته ، اونه كه پايدار ميشه
تقلا كردن واقعا كاري از پيش نميبره
واقعا ذهن دكمه هاي نقطه ضعف هاي مارو بلده و دست ميذاره رو اون دكمه ها و دكمه ترس از خوردن ، ضعف بزرگ ذهن منه
من شروع ميكنم خوردن اولين قاشق ميگه زياد نخوريا ، انقد خوردي بسه،ولي تو نميتوني ، الان بازم ميخوري ميخوري ميخوري…
اصلا يه جنگ رواني تو ذهنم هست كه من آرامش و لذتي ندارم از خوردن.
چند روز پيش داشتم بِه غذاي خودم و همسرم نگاه ميكردم ، هميشه بيشتر از من ميخوره همون غذا رو ، ولي خوب چرا متناسبه پس؟ جواب اين اومد مردا خوراكشون بيشتره و متابوليسمشون كاركردش فرق ميكنه
اينم فرمول ذهني داغون من
من اينو قبول دارم كه اشتباه خوردن منو چاق ميكنه و من رفتارهاي اشتباه در خوردنم دارم
و چند روز كه درست رفتار كنم حس ميكنم سبك تر شدم ولي اون درست رفتار كردنه بايد دروني و ذهني باشه ولي من بيروني كنترلش كردم و خوب شكست خوردم.
استاد من تمرين رو انجام دادم براي زمان ناهار كاملا گرسنه شدم و علايم گرسنگي فيزيكي اومد و استاد من الان مدتيه بعضي روزا حس گرسنگي رو كامل متوجه ميشم و نميدونيد چقد اين حس زيباست چقد بارها گفتم بِه خودم بِه همسرم كه خوردن غذا بعد اين احساس گرسنگي و واكنش معدم لذت بخشه هزاران برابر فرق داره با معده اي كه گرسنگي رو نداره و ميخاي غذا بخوري.
و اون غذايي كه دوس داري بعد حس گرسنگي و واكنش بدن ميخوري عطرش چهرش مزش واقعا بهشتيه و لذت بخش ، اما وقت هايي كه اتوپايلوت بدون توجه بِه لذت بردن از مزه غذا و جويدن چشيدنيه طعم ميخورم ، در واقع ميبلعم
اون حس بد كه بعدش مياد تمام اون حس خوب احساس گرسنگي رو از بين ميبره
امروز داشتم فايل رو گوش ميدادم دقت كردم ، من نداي ذهنم رو كه سيري رو اعلام ميكنه رو مدتيه واضح متوجه ميشم ولي ميخام خودمو گول بزنم خودم ميفهمم ديگه؛ اما عمل نميكنم ، همونجا شما گفتيد سيري رو تشخيص بديد و عمل كنيد ، مهم عمل كردنه
، من ميگم حالا يه لقمه ديگه ، حالا اينم بخور ، ببين هنوز بقيه نشستن سر سفره ، ببين هنوز تو ظرفت غذا هست ، اينم بخور ،طوري نيست ، بخور بخور بخور و من از سيري فراتر ميرم و حس بد شروع ميشه و اون حس بد واكنش جسميش براي من خوردن بيشتره بيشتره تا حد تهوع و وقتي غذا تو قابلمه باشه سفره هم جمع شده باشه من همش ميخام برم بازم بخورم ، من واقعا نميفهمم اين مشكل بزرگ من از چه باوريه ، امشب تو لايو ازتون پرسيدم گفتيد همه چاق ها اين كار رو ميكنن كه تا حد تهوع ميخورن و كم كم درست ميشه
ولي من چون سالهاس نتونستم درستش كنم همش بهم ميگه نميتوني ، نميتوني ، ميشه حس بد و واكنش بازم پرخوري… گاهي بعد اون حالت فشار معده منو پرخاشگر هم ميكنه
من هم اون لذت احساس گرسنگي رو دوس دارم و و دلم ميخاد از خوردن در آرامش لذت ببرم و هم واقعا دلم ميخاد سبكي بعد غذا رو حس كنم و اون حس خوب هم برام اتفاق بيافته .
خيلي رسيدن بِه اين مرحله بدون ترس خوردن با آرامش خوردن ذهن پاك برام مهمه. دوس دارم براي هميشه تجربش كنم.
من امروز موقع ناهار طبق تمرين پيش رفتم
گرسنگي شناسايي شد و واكنش جسمم اومد و بعد غذايي كه دوس دارم رو خوردم ، سيري هم شناسايي شد اما بازم خوردم و خوردم هي يه لقمه ديگه حالا تمرين رو فردا انجام بده و …
يه ترسي هم كه داشتم همون موقع اولين قاشق و كشيدن غذا اينكه نكنه علايم گرسنگي بره و تو بازم بخوري و همون اتفاقم افتاد…
من الان ميخام بدونم بعد كه سيري رو ذهني فهميدم و بدم بهم گفت سيره ، اونجا چه طور ديگه ادامه ندم با همون عوامل ذهني و با عوامل بيروني وارد نشم ؟؟؟؟
واقعا احساس بهترين ميزانه و حس آدم ها تاثير گذاره تو همه چي ، من حسم بِه خودم خوب نيست كه بزرگترين ترمز منه ، اگر يه خطا بكنم اون حس بد رو بهش انقد توجه ميكنم تا حالمو خراب كنه
من اين تمرين رو حتما متعهدانه انجام ميدم و با كنترل ذهن احساسم رو خوب نگه ميدارم و تا يك هفته ميرم جلو بعدش نتيجه رو همينجا اعلام ميكنم ❤️
اون اعتبار كه رفته حس اعتماد منو بِه خودم كم كرده و من بايد اون اعتماد رو كم كم زنده كنم تا حس خوب هم موندگار بشه ، توجه كنم بِه نكات مثبت ، مثلا امروز تونستم گرسنگي رو تشخيص بدم و علائم بدنم رو ديدم و بعد شروع كردم بِه خوردن برام خيلي لذت بخش بود . براي اون حس لذت بخش خدايا شكرت .
استاد بي نهايت سپاسگزارم براي لايو بي نظير امشب ،وقتي غروبي ديدم استوري لايو رو ، بي نهايت خوشحال شدم و از همسرم خاستم اون تايم با دخترم باشه كه من بِه لايو با تمركز برسم؛ چون از بعد ناهار موضوع خوردنم بعد سيري انقد منو درگير خودش كرده بود كه ذهنم اصلا آزاد نبود و امروز بِه هيچ كار و برنامه ديگم نرسيدم و همه روزم رو براي اين فايل و مرور آگاهي هاش گذاشتم ، خيلي هم راضي و خوشحالم بابتش☺️
دوتا سوال امشب پرسيدم ، سپاسگزارم پاسخ داديد، يكي كه درموردش بالا گفتم
بعدي برام خيلي جالب بود كه دوستي پرسيد آجيل و ميوه بايد موقع گرسنگي باشه ، من تا خوندم گفتم الان استاد جوابش قطعا اينه : بله هر چيزي ميخوري ميخاد غذا باشه خوراكي باشه بستني ميوه تنقلات بايد فقط موقع گرسنگي باشه و فرقي نميكنه بِه نوع مواد غذايي
ولي در عين ناباوري جواب داديد نه حتما لازم نيست موقع گرسنگي و علائم بدن باشه تا ميوه يا چندتا آجيل بخوريد و آجيل هم جاي غذا رو نميگيره ، من واقعا حس كردم با همه وجودم حبيبه اينجا اونجايي كه آگاهي هاش جديد و يونيكه ، چون نجواها ميگه بابا تو كه لاغري با ذهن رو بلدي بازم داري هر روز وقت ميذاري براش، ولي نه من هربار فايلي رو گوش ميدم و ميخونم و مينويسم انقد برام آگاهي داره ميگم ببين كجا من اينارو ميدونستم .
بعد من ازتون سوال كردم كه بِه من گفته بودن حتما بايد هرچيزي ميخوري بعد گرسنگي باشه و فرقي نداره بِه نوع اون خوراكي … شما خيلي پاسخ خوبي داديد در مورد كلوچه خونه مادرتون ، گفتيد نه لازم نيست موقع گرسنگي باشه ولي بعد خوردن غذا و پري شكم هم نباشه ، و اون قانون و ديسيپلين حكومت نظامي ذهنم كه بهم گفته بودن حتي يه كشمش و هر چيزي هم بايد موقع گرسنگي باشه و بايد مثل روزه دار باشي و تا گرسنه نشدي لب بِه چيزي نزني و حس بدي كه داشتم ديوارش ريخت
گفتم خدايا شكرت اينجا همه چي آسونه همه چي با لذته نه با زور ، چون ذهنم با زور واقعا مقاومت داره.
راستي يه جا تو فايل در مورد تمرين آشغال خوري تو دوره اشاره كرديد
من نميدونم شما در مورد آشغال خوري نظرتون چيه ! اما بِه من گفته بودن آشغال خوري يعني وقتي سير ميشي لقمه اضافه آشغاله براي بدن ، همون آجيل وقتي گرسنه نباشي آشغاله براي بدن!
استاد بازم ازتون سپاسگزارم
براي سخاوتتون ، تايمي كه ميذاريد و با بخشندگي و حال خوب اين آگاهي هارو جاري ميكنيد و بِه بهبود جهان كمك ميكنيد .
تولد دختر عزيزتون هم مبارك، در پناه الله سالم و شاد و سعادتمند و ثروتمند باشيد .
نشان های دریافت شده
(درک عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
.
دوست عزیز سلام نوشتتون عالی بود
خواستم بگم حدود ۵ ماه دوره رو انجام میدم ودقیقا این خوراکی وهله هوله خوردن موضوعی بود که من در رژیم هام دردوران چاقی محرومیت کامل داشتم نسبت بهش درسته که نیازی نیست حتما گرسنه باشید برای خوردن هله هوله وتنقلات ومیوه اما من از وقتی دوره شروع کردم به مراتب کمتر میخرم این چیزا رو و بیشتر به مهمونیا ومناسبت ها معطوفش کردم وپشت هم خوری نمیکنم یک نکته جالب بگم قبلا که میرفتم بیرون شده ده پونزده تومنم شده کیک وشیر کاکائویی چیزی حدالقل میخرم اما چند روز پیش که رفتم بیرون برای خودم لاک خریدم وخودمو خوشحال کردم بارها رفتم بیرون برای خرید وکارام ولی خوردن بیخیالش شدم اینا رو گفتم که بدونین به مرور خوردن براتون کمرنگ تر میشه ونگران صددرصد انجام دادن تمرین ها نباشید تا تبدیل به باورهای اصلاحی ما بشن این باورهای درست طول میکشه فقط هر روز سعی کنید بهتر بشین اگه یه روزم نتونستین فردا بهتر از امروزتون باشید مهم ادامه دادن وقطعا نتیجه میگیریم به لطف خدای مهربان
نشان های دریافت شده
سلام فرشته مهربان
عزيزم ممنونم از مشاركتت ، از اينكه تجربت رو بهم گفتي، خودمم ميخام همين كارو بكنم
خريد كمتر بكنم ، من واقعا با وعده هاي غذايي سير ميشم ، اصلا تنقلات مخصوصا مصنوعي شركتي نخرم و اون عادت چاي و كيك عصرونه رو بذارم كنار جاش كشمش خرما بخورم، و مشكل بزرگم اينه كه بعد خوردن ناهار بعد سيري همچنان ادامه ميدم و اگه غذا رو گاز باشه تا ساعت ها ميام و هي ناخنك ميزنم و از كارم عصبي ميشم ، حس پري ميگيرم ، گفتم از اين بِه بعد غذا هم ميمونه سريع بذارم يخچال
از جلو چشمم بردارم
خلاصه ذهنم هنوز بيشتر روز دنبال اينه كه چي بخورم😔
اميد بِه خدا كم كم اين فرمول ها عوض ميشن و لاغري رو ياد ميگيرم .
نشان های دریافت شده
سلام . ساعت ۱۲:۱۶ دقیقه شب هست .
خب تمرین این قسمت عملی هست . من تا یک هفته تا علائم گرسنگی بر بدنم نیومده غذا نخورم و به محض اینکه اون حالت برطرف شد دست از غذا بکشم .
امروز ۷ /۱۱ تا ۱۵/ 11
ذهنم این برنامه عملیه ثبت کن .
ثبت کن ثبت کن . ما میخوایم باور ترس از خوردن رو با این کار از وجود تو پاک کنیم . پس همکاری کن عزیزم .
قطعا این باور که کمرنگ بشه و کم کم از بین بره به طور قطع درخت لاغریت جون دارتر میشه .
💝💝💝💝💝💝
میریم سراغ شرح عالی بر اساس آموزش های داده شده . 👏👏👏👏
رژیم که هیچ کلا حال آدم رو بد میکنه ولی خیلی از ما هنوزم توی باور داریم
رژیم = لاغری
این همه هم دیدیم رژیمها تاثیرش موقته ها و باور سخت بودن لاغری هم از همین باور تولید مثل کرده . ولی این فرمول همچنان هست .
رژیم = چاقی . پس کنارش بزار به تاثیر موقتش نگاه نکن .
خوردن = چاقی یا خوردن = لاغری .
استاد من دو سال گذشته هنوز روی این باور موندم . روی این باور استپ کردم .
به نظر من استپ وزنی به خاطر این باوره .
موندن بر سر دو راهیه
خوردن = چاقی یا خوردن = لاغری
بزارید تحلیل کنم شاید تونستم بالاخه این دو راهی رو توی ذهنم حل کنم .
اول از منطق خودم با توجه به واکنشهای بدن خودم کمک میگیریم .
کم خوری = لاغری در ابتدا ولی بعد چاقی
متعادل خوری =تناسب اندام
پرخوری = چاقی
اینها توی ذهنه ها من به عمل کار ندارم . عمل نمایشگر ذهنه . و نشون میده فرستنده چی داره ارسال میکنه .
مثل تلویزیون . هر رفتاری که از ما سر میزنه نمایشگر یک باور درونیست .
دمشم گرم داره باور رو بهمون نشون میده .
خب من باور خوردن = چاقی رو دارم این باور باعث ترس از خوردن میشه . ترس از خوردنم که ریشه اش عمیق . به نظر من اگه باور خوردن = چاقی اصلاح بشه ترس از خوردن هم خودبخود کمرنگ میشه . یعنی به نظر من باور خوردن = چاقی در ذهن من خیلی عمیقتر از باور ترس از خوردنه . چون خوردنه اگه = چاقی نباشه من ترسی دیگه ازش ندارم .
خدایا کمکم کن .
خب باور خوردن = چاقی رو تبدیل میکنم به خوردن = لاغر شدن .
خب باید برای این کار دنبال شاهد بگردم .
کی الان میخوره لاغر میشه ؟ خب آدمای لاغر . اونا که غذاشون رو از کره ی ماه براشون نمیارن همین غذاهای روی زمین رو مصرف می کنند . پس اونا میخورن و لاغر می مونند .
خب حتما اونا کم میخورن . فقط دلخواهشون رو میخورن . موقع گرسنگی میخورن . همیشه سیرن .
خب کم خوردن چی هست ؟ زیاد خوردن چی هست ؟ اندازه خوردن چی هست ؟
من از کجا بفهمم ؟
خب تمرین عملی که استاد داده رو یک هفته انجام بده میفهمی .
خب اگه اونجور باشه من اگه گرسنگیم به فیزیکم برسه بعد بخورم و بعد از برطرف شدن اون حالت دست از غذا بکشم توی طول شبانه روز اصلا یادم میره غذا بخورم چون خیلی کم به این حالت میرسم .
تو انجام بده این فرمول شیرینه . عاشقش میشی مطمئنم .
میدونم اگه این فرمول رو اجرا کنم سر ماه نشده کلی وزنم کم میشه .
خب این فرمول رو اجرا می کنم شاید این فرمول ترس از غذا ازم پرید .
ببین فاطمه من یک هفته اجرا کنم عادت میکنم . خب دیگه میلم به غذا کم میشه . اصلا شاید گرسنه نشم در طول روز . میخوای اعتیاد منو برداری به خوردن .
تمرین کن . عملی کن .
این تمرین عملی رو انجام بده .
صبر کن .
از این رفتار راضی هستی . آره ولی کم خوردنه خب .
من باید قارو قور شکمم رو بشنوم تا شروع کنم به خوردن . من با دو سه لقمه که بخورم قار و قور برطرف میشه .
بعدش کی دوباره به قار و قور میفته .
خب اینجوری همه اش احساس گرسنگی دارم . ولی من عادت دارم همش احساس سیری داشته باشم . احساس گرسنگی رو باید به احساس سیری تبدیل کنم .
ما اصلا نمیزاریم گرسنه بشی خیالت راحت . نمیخوایم محدود کنیم .
ولی من محدود میشم .
همش احساس گرسنگی ذهنی دارم .
ذهنیتت رو تغییر بده .
عملی رو قبل از انجام قضاوت نکن .
بر اساس ذهنیت چاقیت عمل نکن .
اصلا فکر کن این تمرین عملی آیه ی قرآنه وحی منزله . مثل نماز و روزه باید اطاعت کنی .
خودت لذتبخشش کن .
باشه پس من گام های دیگه رو تا یک هفته انجام نمیدم تا بعد دوباره برگردم و نتایجم رو از تمرین عملی بنویسم . چون حواسم پرت میشه . یه هفته ی دیگه تمارین رو ادامه میدم . توی این یک هفته فقط روی انجام این تمرین عملی تمرکز می کنم تا ریشه ی عملی ترس از خوردن از بین بره .
خب من وقتی کم بخورم دیگه ترس ندارم که .
قضاوت نکن . انجام بده . بعد از یک هفته بیا نتیجه ات رو بنویس .
با لذت هم انجام بده . باید کلی مطلب از توش بکشیم بیرون . پس با دقت انجام بده .
اوکی .
پس فعلا شب بخیر .
ساعت الان :۱۲،۵۰ دقیقه تمرین تمام شد . بیشتر در تردید بودم . اما به خودم اجازه میدم تمرین عملی رو یک هفته روش با احساس خوب و کنترل ذهن انجام بدم . نتیجه اش رو ۱۵ /۱۱ میام مینویسم و بعد میریم سراغ تمرین بعد . تا یک هفته ی دیگه خدانگهدار 👐👐👐
نشان های دریافت شده
(شرح عالی بر اساس محتوا، مشارکت در گسترش آگاهی).
🌹بنام خدای مهربان 🌹
💖💖💖سلام بر شگفتی ساز دوره استاد و بی نظیرترین تحلیل گر و الگو ساز و دارای ذهنی فوق العاده عشق خودم فاطمه سادات گل 😍😍😍
دلم میخاست این تجربه فرمول سازیات رو برات بنویسم و یک تجربه بسیار شیرین و لذت بخش 😍😘که از خودت یاد گرفتم یک روز تو گروه چت شگفتی سازا نحوه فرمول سازیهای قشنگت که برای همه چی مساوی قرار میدادی و عالی بود انجام تمرین عملی ازمون و خطا انجام دادم☺️
فاطمه سادات گل من گفت👈 فرمول 🌹پرخوری مساوی با متناسب شدن 🌹
ما اون شب غذا از بهترین رستوران قم گرفتیم و اکبرجوجه بود برای اولین بار میخاستم طعم همچین غذای خوشمزه ای رو بچشم و واقعا دلم میخواست تا ته غذام رو بخورم بعد دیدم شگفتی ساز دوره اینجوری برای خودش فرمول سازی میکنه بزار منم الان امتحان کنم امشب میخام با رهایی کامل بدون ترس از غذا بخورم رهای رها ☺️😍 خلاصه که من این جمله رو تکرار کردم و دادم به💖 مدیر کارخونه ذهنم 💖
تو این کفه ترازوی لاغریم ⚖ در ذهنم فرمول پرخوری بود تو اون یکی کفه ترازوی تناسبم ⚖ متناسب شدن 💃
خدا شاهده وقتی این فرمول رو دادم به ذهنم فقط چند قاشق کاملا منو سیر کرد و کاملا خوشحال و لذت برده 😋 اصلا نتونستم زیاد بخورم و بقیه غذا رو نگه داشتم فرداش خوردم و انصافا طعمش به صورت گرم شده با اولش خیلی بهترم شده بود برعکس خیلی غذاها که برای مصرف دوباره و گرم کردن طعمشون خراب میشه و دیگه اون لذت رو نمیدن برعکس بود واقعا لذت بخش و عالی بود و فرشته👰 درونمم به شدت راضی🙆♀️ و خوشنود بود و خیلی انصافا تجربه عالی بود و کلی برای خودم شگفت انگیز بود و تجربه ای شد برای من که ذهنم به شدت هوشمنده و اگه یه فرمول و یه برنامه بهش بدم دقیقا از همون طبعیت میکنه و منو خوشحال و هر وقت نسبت به غذایی حس ولع شدید داشتم چندین بار تجربش کردم دقیقا نتیجه همون شد به هیچ وجه پرخوری صورت نگرفت 👱♀️
بعضی از تمرینات استاد به نظرم جنبه عمومی ندارن و این تمرین فقط برای کسانی ارائه شده که حس میکنن پیغام سیری رو نمیتونن عالی دریافت کنن منم اصلا این تمرین عملی رو انجام نمیدم چون حس نیازی به این تمرین ندارم فقط عشق میکنم و لذت میبرم که به این سطح از تغییر رسیدم که خود به خودی پیغام سیری دریافت میشه عالی و من حتی اگه لقمه رو خورده باشم و نصفه جویده باشم و پیغام عالی بدستم میرسه و به ذهن قدرتمندم اعتماد عالی پیدا کردم این تمرین فقط یه فرضیه اس برای پرخورها نه من و شما که ذهنمون عالی سطح تغییراتمون رو فهمیده و در سطح بالاتری از آگاهی ها قرار داریم این پله رو به خوبی رد کردیم و پشت سر گذاشتیم چون من دیگه به هیچ وجه طعم تلخ فشار شکم رو تجربه نمیکنم و احساسم عالیه و با خودمون در صلح و آرامشیم به نجوای درونم حس عالی و خوب پیدا کردم وقتی من باهاش لجبازی نمیکنم اونم با من لجبازی نمیکنه و بسیار در ارامش و صلحه 😍😍😍💃💃💃
نشان های دریافت شده
(مشارکت در گسترش آگاهی)
.
سلام دوست عزیز
خواستم یک چیزی که خودم یاد گرفتمو در این رابطه بهت بگم انشالله کمک شما هم بشه استاد در یکی از فایلاشون گفته بودن رفتار انسان های متناسب به اینگونه است که خوردن رفتار پر تکرارشون نیست اگه خوب به این جمله فکر کنی میبینی که رفتار پر تکرار شما خوردن واگه عوضش کنی با رفتارهای دیگه ات کلی از مشکلاتت حل میشه بیخیال کم وزیاد خوردن بیخیال رژیم واسترس درست شدن ونشدن باورها بزار بدنت بهت بگه که کی گرسنه ای وقتی قارو قور کرد بخور من قبلا ها فکر میکردم اگه گرسنه بشم خدایی نکرده چی میشه حتما غش وضعف میکنم وکارم به اورژانس کشیده میشه ولی نشد یادمه یک روز رفته بودم بیرون برای پیاده روی نزدیک ظهر شد داخل پارک گشنم شد یعنی یکم حس گرسنگی اومد سراغم به خودم گفتم من تازه اومدم وبیخیال این حس تاحالا کسی رو نکشته ودر ضمن اصن بهتر سبک تر راه میرم برخلاف تصور من که از گرسنگیم میترسیدم حالم خوب شد ومعلوم شد اصن گرسنه نبودم فقط حس ترس از گرسنه شدن بود که من رو به اشتباه انداخته بود واصلا شکمم قار وقور نکردومن کلی با پیاده روی کردم وبعدشم تا چند ساعت استراحت کردم یادمه اون روز شکمم حدود ۵ یا ۶ عصر بود که شروع به قاروقور افتاد ما خیلی به خوردن اهمیت میدیم دوست عزیز خوردن در واقعیت اصلا چیز مهمی نیست افراد متناسب خوب ببین کلا براشون خوردن ونخوردن مهم نیست خیلی گشنه بشن رفعش میکنن فقط همین نیاز ورفع میکنن مثل سرویس رفتن که یک نیاز که همینکه رفع بشه بدن راحت میشه مثل خواب که نیاز همین که برطرف بشه بدن راحت میشه گشنگی هم همینه نیازت بدون که مقداری که بخوری رفع میشه وبدنت احساس راحتی میکنه میگه آخیش سیر شدم ولی وقتی محلش نمیگذاری وادامه میدی میگه ترکیدم بابا چقدر میخوری خفه شدم سیری با حس راحتی وپرخوری با رنج وترکیدن همراه کن ودست از تکرار خوردن بردار اگه خوب نگاه کنی دوروبرت پراز کارهایی که میتونی انجام بدی از کارای خونتون تا درس وورزش و… موفق باشی دوست عزیز تناسب اندامی ارزشمند که درش ذره ای استرس نباشه
نشان های دریافت شده
سلام به استاد خوبم و دوستان.
من که همیشه بدم از رژیم اومده یعنی وقتی قبلا بهم میگفتن رژیم بگیر فوری میگفتم وای یعنی شیرینی نخورم برنج نخورم غذا ها مورد علاقم نمیتونم بخورم تا لاغر شم واسه همین خوشم نمیآمد فوری با کم خوردن میخواستم رژیم بگیرم وچون میدیدم بقیه راحت میخورن منم خسته میشدم و ذهنم من تحریک میکرد بابا عروسی است یه امشب بخور فردا کم بخور اومدی مهمونی زشته کم بخوری بعد بهت میخندن میگن مگه رژیمی بیخیال بخور ای این غذا مورد علاقمه حیف حالا بخور بعد از شنبه شروع کن یعنی اینقدر این جمله ها برام تکرار شده در روش ها قبلی
خودمم کلا باورم بود چاقی مساوی است با بیشتر خوردن لاغری مساوی است با نخوردن شیرینی فست فود وکم خوردن و جالب است اطرافیانمم این باور در من قوی کرده بودن که همش میگفتن کم بخور یه نگاه به خودت کردی اگه میخاه لاغر بشی کم بخور پف کردی اندازه غول شدی سر سفره هم مامانم همیشه میگفت کم بخور نگاه کن چیشدی تکونم که نمیخوری چاق شدی پف کردی و من باوری قوی داشتم در مورد چاقی مساوی است با خوردن و ترس داشتم از خوردن و تو ذهنم بعد خوردن خودم تخریب میکردم سرکوفت میزدم
و نهه گرسنگی میدونستم چیه نه سیری فقط سر عادت شروع میکردم به خوردن و تو ناراحتی شادی از خوردن استفاده میکردم کلا دهنم مث 🐫 شتر میجنبید همیشه در طول روز
و من امروز به جواب یکی از سوالاتم رسیدم چون من قبلا در دوره رایگان شروع کردم و الان فهمیدم دلیل استپ وزنم و بعد بیشتر شدنش یکیش همین دلیل ترس از خوردن و عادت اشتباه خوردن
من امروز ظهر این تمرین انجام دادم راستش صداش در نیومد ولی گرسنه شدم ضعف داشتم و شکمم میخواست صدا کنه وچون صدای مادرم در اومد گفت مگه نمایین گفتم بهتر تا مادر عصبی نکردم برم خخخخ و کلا انگار رژیم داشتم یجوری بود برام هم ذوق داشتم دست پاچه شده بودم تلویزیونم روشن بود هی به خودم میگفتم نه گول بخورم هواسم پرت بشه زیاد بخورم و اون پیغام دریافت نکنم و لقمه به لقمه منتظر پیغام بودم و تو ذهنم همش میگفت بابا بخور یکم بیشتر بخور گشنه میشی ها بخور ولی وقتی دیدم اون حالت ندارم دست کشیدم از خوردن .و الانم که موقع شام است بقیه خوردن گفتن بیا گفتم نه گشنم نیست هی ذهنم میگفت بابا برو بخور تا جمع بشه سفره تا بقیه میخورن توهم بخور تا سر سفره هم رفتم ولی بلند شدم گفتم برم تمرینم انجام بدم تا تمرینمم تموم بشه صدای شکمم در میاد چون ضعف داشتم ولی صدا رو نهه شایدم تحریک شده بودم خداروشکر که جلو خودم گرفتم و امروز یه نشونه هوایی دیدم خاستم اونم بگم من هروقت هرچیزی بیارم برای خوردن تا آخرش میخوردم ولی عصری گندم بو داده آوردم ولی یخورده خوردم و میوه هم آوردم اگه همون دختر قبل بودم سه چهارتا میخوردم ولی یدونه خوردم انگار سیر شدم هرچی دیگه میلم نکشید به خوردن من حتما این تمرین انجام میدم خیلی واسم هیجان انگیزه و رژیم نیست ما میخواهم یاد بگیریم که فقط واسه نیازمون بخوریم نه واسه سرگرمی شادی ناراحتی تفریح و اینجوریم این باور ترس از خوردن در ما کمتر میشه و کنترل میشه عادت ها اشتباه خوردن مون
سلاام استادعزیز خدا قوت
ببخشید استاد تو فایل دوره ای و معرفی کردین که راز چاق نشدن لاغرها و لاغر نشدن چاقها من اونو تو محصولاتتون ندیدم ؟
سلام دوست عزیز
این فایل مربوط به دوره ورود به سرزمین لاغر ها می باشد
ممنون استاد عزیز
از زحماتتون نهایت تشکر و دارم 🙏
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍😍
به گام ششم خوش آمدیم 🌼 خیلی لذت بردم در این چند روز، از فایل ها، از نوشته های خودم، از خواندن نظرات دوستان… خیلی احساس خوبی دارم ☺️ بیدار که میشم، چشم هایم را که باز میکنم با خوشحالی به خودم میگم آخ جون 😍 یک گام دیگه 🤗💪🏻 و کلی عشق و اشتیاق دارم که به سایت بیام و غرق آگاهی های ناب بشم 🏊♀️🏖️
شرح یک کلمه ی وحشتناک؛ رژیم.
راستش قبل از آشنایی با آموزش های لاغری با ذهن، رژیم راه نجاتی بود برای رهایی از چاقی و اگر نتیجه ای نمیگرفتم، مقصر شخص خودم بودم و اصلا یجورایی رژیم ها وحی منزل بودند 😂😂 و اصلا یک درصد هم احتمال اینکه شاید رژیم راه درستی نباشه نمیدادم.. تمام و کمال بنده مقصر بودم حتی اگر عالی هم عمل کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم، ایندفعه سیستم بدنم مقصر بود، چربی های سفت داشتم، تیروئید هم همکاری نمیکرد خلاصه اینکه رژیم غذایی، مقصر نبود…
هر چه قدر که میگذشت من بازهم خودم رو مقصر میدونستم و میگفتم کم کاری کردم، يا بدنم مقاومت داره، چاقیم ارثیه و هزارتا دلیل دیگر… اما از یک جایی خسته شدم 😫 و گفتم نمیخوام 🤦🏻♀️ بابا نمیخوام لاغر بشم ولم کنید… دنیا چاق هم لازم داره 😂 🙄
یعنی واقعا خسته شدم از عجز و ناتوانیم در برابر رژیم و ورزش و هر راهی برای لاغری…
بعد که با لاغری با ذهن آشنا شدم دیدم اونی که هربار عاجز و ناتوان میشد، رژیم بوده نه من 👊🏻..
فهمیدم من عالی عمل کرده بودم👌🏻، شجاع بودم، قوی بودم💪🏻، در آن مسیرهای سخت، من استمرار داشتم و از جان واقعا مایه گذاشتم و جسمم هم با اینکه من بهش ظلم میکردم اما لاغر میشد و کمکم میکرد ولی بعد از رژیم ها که دوباره ذهن فرمانروا میشد جسم برمیگشت به حالت اول و یا چاق تر..
من وقتی آگاه شدم، رژیم و رژیم گرفتن برای من خیلی حقیر و مسخره شد و دلم سوخت برای وقت هایی که از سر جهل به رژیمها پناه میبردم، آنها شکست میخوردند، اما من خودمو خورد میکردم..
خداروشکر میکنم که دو سال هستش که راااااحتم…
آرامش دارم… در سکوت فکری و ذهنی غذایم رو میخورم و رها میشم… نمیدونید چه نعمت بزرگیه… خدایا شکرت 💚 💚 💚
صحبت از رژیم هستش اینم تعريف کنم:
من قبلا با غذاهای برنامه رژیم درگیری داشتم 😂 این چه قدر کم نوشته، اینو دوست ندارم، امروز ما ناهارمون یه چیز دیگه س، امشب مهمونی دعوتیم و..
اما میدونید جایی که ذهن من اصلاح شد، من خیلی کمتر از قبل غذا میخورم ولی شاکی نیستم، سخت نمیگذره که هیچ دارم عشق میکنم، زندگی میکنم 🌸 لذت میبرم.. یادم هست یکبار به استاد پیام دادم من نمیتونم به غذا فکر نکنم، چیکار کنم 🤔 و استادم هم گفتند صبر کن.. من زیاد توجهی نکردم و ناراحت هم شدم 😂 گفتم حتما حوصله نداشته و جواب نداده..
نمیگم از فرداش من درست شدم، نه.. شاید یکسال میگذره ولی من الان که فکر میکنم، مدت هاست به غذا فکر نمیکنم، اصلا برای من مهم نیست.. این حرف رو شاید بقیه متوجه نشوند اما ما که در این مسیر همدیگر رو درک میکنیم میدونیم چه حس فوق العاده ای هست که از فکر کردن به غذا رها بشی..
این هم یک تغییر عالیه دیگه 😍 خدایا شکرت 💚
ریشه بسیاری از دلایلی که نمیتوانیم متناسب شویم، باورهایی است که به کلمه ی رژیم لاغری داریم..
خدایا شکرت که من دیگه رژیم برایم بی اهمیت شده اصلا بهش فکر نمیکنم و هیچ ربطی به لاغری نداره بع نظرم.. فقط یه مدت به جسم بیچاره عذاب میدی خوب معلومه که تغییر میکنه چون در فشاره، در قحطیه.. مثل آنهایی که مریض میشوند لاغر میشوند چون بدن در فشار و مبارزه س ضعیف میشه ولی بعدش دوباره برمیگرده به حالت قبلش تازه بیشتر هم چاقت میکنه که دوباره اگر رفتی تو قحطی و رژیم، ذخیره ی بیشتری داشته باشی 😂😂
لاغری باید راحت باشه، باید با شادی همراه باشه، باید دیدگاه و شخصیت تو رو تغییر بده، باید جسمت رقص کنان به سمتش بره و باید دائمی باشه 😊 یک کلام لاغری باید ذهنی باشه 😊 راه دیگه ای نداره..
خاله هام شروع کردند به یک رژیم خیلی معروف و کلی وزن کم کردند ولی دیشب به یکی شون گفتم انشاءالله ماندگار باشه، با حسرت گفت: اااره کااااش..
(تو دلم بهش گفتم تو ظاهری کم کردی اما ذهنی همونی و به قولی ترموستاتت روی چاقیه هنوز)
🙏🏻انشاءالله همه یک روزی به مسیر شگفت انگیز و رویایی تناسب اندام ذهنی هدایت میشوند 🙏🏻
من یعنی هرکس میگه رژیم خندم میگیره 😂 😂 میگم بنده خدا برو که به اسارت درآمدی..
ولی آن بخش شیطانیم😈 هنوز قلقلکم میده که هی بپرسم ازشون🤦🏻♀️🤦🏻♀️ نه برای اینکه بخوام رژیم بگیرم برای اینکه بیشتر خوشحال بشم که راهم درسته✔️ حالا هی که مثلا چند ماه یک بار.. ولی دوست دارم این هم تغییر کنه و دیگه توجهی به روش دیگران برای تغییرات شون نداشته باشم.. والا 😐 به من چه اصلا 🤷🏻♀️ 😅
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
این موضوع اشتها و میل داشتن، برای من مثل روز روشن شده و متوجه شدم که در وجودم به چه معنی بودند و آنها را تغيير دادم. ✔️
اشتها، قبلا چیزی بود که مثل نفس همیشه همراه من بود 😂 😂… و میل یا هوس، وقتی میدیدم کسی چیزی میخوره در وجودم ایجاد میشد و من دلم میخواست از آن خوراکی بخورم در همان لحظه ‼️
الان اشتها که اصلا نمیدونم چیه 😂 😂 و ندارمش خداروشکر 🙏🏻 و میل هم در لحظه ای که گرسنه هستم کمکم میکنه تا چیزی که دوست دارم رو بخورم و به خاطراتم که قبلا این موقع چی میخوردم و… توجهی نکنم.. بعدش که سیر شدم میل هم میره خونشون🏠 تا گرسنگی بعدی😎😋😊😉
فایل صوتی 🎧🎶👌🏻😍:
رژیم=محدودیت.. و ذات انسان هم که کلا با محدودیت در تضاده..
الان دارم فکر میکنم که لاغری که خواسته ی روح ماست چرا باید راهی سخت برای رسیدنش طی بشه؟ 🤔 اگر مقصد سرشار از شادی هستش باید مسیر هم همینطوری باشه دیگه.. اگر لاغری آزادی هستش باید مسیر هم این حس رو در ما ایجاد کنه دیگه…
اما چون خیلی تکرار شده که برای رسیدن به راحتی باید ببخشید جون بکنی و سختی بکشی ما هم انتظار مون این بوده که برای لاغری که راحتی هستش باید راه های سخت و طاقت فرسایی طی بشه 😶😏
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ترس از خوردن 😥😨🧟♀️🍕🍟🍔
چطور رژیم ترس از خوردن را در ما تقویت کرده است؟ 🤔 طبیعی است که در زمانی که درگیر رژیم ها بودیم طیف بسیار گسترده ای از غذاها مخصوصا خوشمزه ترین ها، چاق کننده بودند و خوردن آنها و تکرار عمل خوردن، ترس از چاق شدن را در وجود ما پدید آورد به مرور ما از غذاها هم ترسیدیم.. و از ترس چاقی به رژیم پناه برده و رژیم ها هم ما را از غذاها میترساندند و میگفتند اگر در محدوده ی سبزیجات باشی چاق نمیشوی 😏🤨🤔 و ما هم برای فرار از ترس چاقی و غذاهای چاق کننده قبول میکردیم 🌾🥦🥒🥗🥤
باورِ ریشه ای و خطرناکه : خوردن باعث چاقی میشود..
چرا خوردن باعث چاقی نیست؟؟؟
چون میلیون ها انسان متناسب و لاغر در جهان هستند که آنها هم غذا میخورند اما چاق نمیشوند..
یک متناسب آمریکایی غذای هرروزه اش فست فود هست اما چاق نمیشود 🍔🍕🍟
یک متناسب آسیایی، هرروز نان و برنج میخورد اما چاق نمیشود در بعضي کشورها که حتی صبحانه هم برنج میخورند اما لاغرها کماکان لاغر هستند. 🥖🍱
عمل خوردن مشترک بین تمام انسان هاست چه چاق و چه لاغر بس دلیل چاقی نیست و علت را باید در جایی دیگر که همان ذهن است، جستجو کنیم.
غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی 😍😍
تغییر امروز من😍😍 :
در دوره ی تکرار دوتا چالش خیلی باحال داریم که من عاشقشونم.. چالش نه به تعارف دیگران، و چالش انتخاب کمتر..
من برای صبحانه دوست داشتم تخم مرغ در روغن بخورم، مامانم دوتا تخم مرغ برداشت گفتم نه برای من یکی بسه… اصرار کرد گفت کمه گفتم نه کافیه.. و به هرو چالش باهم عمل کردم☺️☺️.. جاتون خالی نیمرو 🍳با چایی شیرین☕ خوردم.. راااحت بدون فکر، بدون ترس، در آرامش و سکوت.. خدایا شکرت 💚 💚