0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغری
ترس از خوردن

ترس از خوردن، بزرگ‌ترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟

کی از مخرب‌ترین باورهایی که سال‌ها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:

«غذاها چاق می‌کنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱

از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:

  • نخور!
  • این چاقت می‌کنه!
  • اون مضره!
  • فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖

👈 نتیجه؟

ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرم‌افزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه می‌بینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!

چطور این باور رو ریشه‌کن کنیم؟ 🌱

🌸 قدم اول: با ترس غذا نخور!

اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم می‌کنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»

باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قوی‌تر از ترس‌هام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیم‌گیرنده‌ام!»

نکته: غذا وقتی ما رو چاق می‌کنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.

🌸 قدم دوم: رفتار غذایی‌تو شفاف کن!

موفقیت‌ها و چالش‌هاتو در طول روز بنویس:

✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ به‌اندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هله‌هوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️

این کار باعث میشه کم‌کم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.

یادت باشه 💡

ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سال‌ها بهش باور داشته…

ولی تو می‌تونی با آگاهی، قدم‌به‌قدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و به‌جاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫

اینجا دقیقا نقطه‌ایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿

از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️

و اگه می‌خوای نسخه‌ی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آماده‌ست تا قدم‌به‌قدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذت‌بخش و پایدار کنه! 🌸💛

🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟

حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راه‌حلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطه‌ات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو می‌گیرم؟
آیا وقتی گرسنه‌ام، واقعا به احساسات بدنم گوش می‌دم یا فقط طبق عادت غذا می‌خورم؟

تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی می‌افته و چطور می‌تونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.

اگر سوالی داشتی یا تجربه‌ای از لاغری با رژیم غذایی می‌خوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 222 رای

قایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10012
381 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ۲۱:۰۰
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 204 کلمه

      سلام سب شما بخیر 

      لمروز ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۱

      گام ششم 

      وفتی ما چاق شدیم زمانی بود که ما متنا سبب بودیم ما ارام ارم به این وضعیت رسیدیم اون زمان ماباورمون نمیشود به این شگل و زن برسیم  پس ما متونیم لاغربشیم.

      وفتی ما نفس میکشیم وفتی ضربان قلب ما میزنه همه فرمان مغز این فرمان از طرف مغز انجام میشه .

      مغز فرد لاغر با فرد چاق  هیچ فرق۹ی نداره .

      تفاوت ایندو گروه در فرمولهای ذخیره شده در مغز هستش .

      چاقی ژنتیکی نیست .

      مغز فرد چاق تحلیل میکنه  رفتاربرای چاقی در ذهن مرور  میشه نتیجه چاقی اشت .

      فکرکردنددر  مغزانجام میشه  مغز خواسته تکرار میکنه  ومغزفرمانهای جدید صادر میکنه برای چاقی واین مثله درافراد لاغر انجام نمیشه

      دستورمغز برای خوردن وشرایط توش قرارمیگیره بعداز خوردن غذاب وجدان میگیریم

      .تحلیل ادمهای چاق درباره خورد ن غذاخیلی فرق داره فرد چاق ازنوشابه خوردن وتصور چاقی داره درصورتی که فرد لاغر 

      اون ربط میده به پوکی استخوان .

      برای لاغریی بایدفرمانهای مغز تغییر کنه  در نتیجه ذهن فرمانهای جدید دربرخورد با غذا انجام میده جسم مانیزتغییر  میکنه

      اموزش مغز زمان طولانی انجام میشه مغز برنامه ریزی میکنبم برای لاغریی .

      نگرش ماعوض میشه  وفرمانهای مغز عوض میشه وفرمانهای

      لاغریی میده   وفرددر زمان طولانی واستمرار درمسیر باعث 

      لا غریی میشه .

      اینکا بایددرزمان زیاد باید انجام بشه تانتیجه دائمی میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۳ ۱۲:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 915 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام . 

      این فایل آموزشی خیلی خوب بود . یعنی من کاملا مطلب برام جاافتاد که لاغری با ذهن یعنی چی . فرمولای ذهنی چطور تبدیل به فرمانهای مغزی میشن و تولید واکنش می کنند . و تحلیل ما در مورد غذاها چطور باعث میشه انتظار چاقی در ما شکل بگیره . 

      خب فرمولهای ذهنی همون جملات تاکیدی هستن که ما بارها از اونا استفاده کردیم و دیگه برای ما تبدیل شدن به عادت ذهنی که خیلیهاش رو شما گفتید . 

      من دیروز اولش فایلهای لیاقت رو اصلا نفهمیدم ولی بارها گوش دادمش تا بالاخره متوجه شدم که یکی از بزرگترین فرمولهای لاغری جایگزین کردن احساس لیاقت لاغری به جای سرزنش و حقارت از چاقیه . من به دوطریق میتونم این احساس لیاقت رو در خودم زیاد کنم . دیروز گفتید احساس لیاقت درونی و بیرونی و  امروز گفتید ۱- تجزیه و تحلیل از غذاها ۲- فرمانهای مغزی که تبدیل به واکنش نسبت به مواد غذایی میشه . 

      یعنی ما اولا باید تمرین کنیم قدرت چاق کنندگی رو از غذاها بگیریم و دوما تمرین کنیم فرمولهایی به خودمون بدیم که تبدیل بشن به فرمانهای مغزی که واکنش ما نسبت به مواد غذایی ،  زیاده خوردن یا اضافه خوردن نباشه . 

      خب من الان خیلی خوشحالم فایلهای صدگام داره تحلیلهای ذهن منو نسبت به غذاها تغییر میده و فایلهای تغییر عادت واکنش منو نسبت به مواد غذایی تغییر میده و به این ترتیب  من از دو طریق درونی و بیرونی انتظار لاغر شدن رو دارم تجربه می کنم . فعلا دوست دارم تمرکزمو بزارم روی همین دو سری فایل . تا خوب درکشون کنم . خب من نسبت به هفته ی پیش حالم خیلی بهتر شده و منی که همیشه از خودم انتظار چاقتر شدن داشتم این روزها واقعا انتظار لاغری در من شکل گرفته . دیگه دارم برای روزهای لاغرم برنامه میریزم .وقتی بدنم ۳۰ کیلو سبکتر بشه من چقدر راحتتر میتونم کارامو انجام بدم . چقدر سبکتر میشم .اصلا تصورشم حال منو خوب می کنه . چقدر لباس میتونم برای خودم بخرم . این روزا وقتی از جلو ویترینها عبور می کنم با شادی بهشون نگاه می کنم میگم من دیگه دارم بهتون میرسم و شما رو به تن میکنم . دیگه خودمو یه آدم تنبل که همش از دیگران میخواست کاراشو انجام بدن نمیبینم . زندگی در چاقی خیلی سخته . کلا نمیزاره طعم زندگی رو بچشیم . حالا این همه سختی زندگی چاقی به کنار رژیم گرفتنم   میاد و جهنم زندگی یه فرد چاق رو تکمیل می کنه . یه فرد چاق هیچ امیدی به زندگی نداره . تنها امیدش خوردن غذاهای خوشمزست که اونم با رژیم گرفتن تبدیل میشه به یک جهنم دائمی و ذهن ما هم با نتیجه نگرفتن همیشه ازش فرار کرده . به نظرم اینکه ما از رژیمها شکست خوردیم در حقیقت نوعی پیروزی بوده که ما از اون روشها قطع امید کنیم و دنبال راه چاره بگردیم و خدا هم مارو به اینجا هدایت کرده . به نظر من لاغر شدن انسان چاق کارش از لاغر شدنِ انسان چاقی که رژیم گرفته راحتتره . حتی لاغر شدن در انسان چاقی که رژیم گرفته ولی شکست خورده راحتتر از انسان چاقی که رژیم گرفته و چندین کیلو کاهش وزن داشته .  چون انسان چاق بدون رژیم یا شکست خورده  دیگه فرمول رژیم و ورزش رو توی ذهنش نداره که مانع لاغریش از طریق ذهن بشه . پاکسازی این فرمول و جایگزین کردن لاغری با ذهن به نظر من خیلی فرمول مهمیه که  انسانهای رژیم گرفته ای که به ضرب و زور خودشون رو لاغر کردن  و به اصطلاح موفق هم بودن اینجا واقعا براشون سخته وخیلی باید تمرین کنند تا این فرمول چاق کننده رو کنار بزارن . 

      ولی بالاخره همه خدا دارن و بالاخره راه راست به همه نشون داده میشه . من از اینکه راه راست رو پیدا کردم خیلی خوشحالم . تنها دغدغه ام برای رسیدن به موفقیت پرخوری بود که اونم درک کردم پرخوری یک واکنشه به خودی خود ازش بدم نیاد و اولا تحلیلم و نسبت بهش تغییر  بدم و دوما با تغییر عادت این عادت رو آروم و آهسته کنار بزارم و به جاش با یک دنیا شادی در مورد لاغری روبرو بشم  . پرخوری و اضافه خوری مقدار غذاییه که ما با خوردنش ناراحت میشیم . مخصوصا بعد از خوردن . البته موقع خوردن هم میفهمیم . چون وجدانمون خیلی بیداره . قشنگ میفهمیم وقتی داریم اضافه میخوریم چقدر احساس حقارت بهمون دست میده . ولی من از دیروز فهمیدم که انسان حقیری نیستم . من عزت مندم  دوست دارم در احساس لیاقت زندگی کنم نه احساس حقارت . همین یه فرمول به من خیلی کمک میکنه برای ترک عادتم . چون دیگه به پرخوری به چشم لذت نگاه نمیکنم بلکه به چشم حقارت نگاه می کنم . در حالیکه من انسان شایسته ای هستم که خدا منو به اینجا هدایت کرده و تا حالا چندین مدال از استاد عطار روشن گرفتم . در همین یک هفته کلی انتظار لاغر شدن در من شکل گرفته و کلی آرزوی لاغر شدن رو دارم در خودم عملی میبینم . دیگه وقتی به لاغر شدن فکر می کنم به شکل حسرت و آرزو نیست . من با لاغری با ذهن تونستم رویای فراموش شده ام رو دوباره زنده کنم و تنها کاری که لازمه انجام بدم اینه که تمرینام رو به خوبی انجام بدم تا فرمولهای ذهنی لاغری برام تبدیل به شیری بشه که هیچ سگی نتونه تحت قلمروش ادعای سلطان بودن بکنه . شیر من به دنیا اومده و من اون رو با آموزشهای شما پرورش میدم و تبدیلش می کنم به سلطان وجودم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۳ ۰۹:۵۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم . 

      قدم اول برای لاغر شدن پذیرش این موضوع است که با استفاده از رژیم لاغری نمی توان لاغر شد و تا ابد لاغر ماند.

      من این موضوع را میپذیرم . خیلی وقتها که نتونستم لاغر بشم وقتی ام که با جدیت ادامه دادم بیش از یکی دوماه دوام نیاوردم و در بهترین شرایط آرام آرام همش برگشت . 

      نکته قابل توجه درباره پذیرش این موضوع این است که زمانی می توانید مطمئن شوید که به این نگرش باور دارید که هرگز برای لاغر شدن به فکر استفاده از رژیم لاغری نباشید و حتی مهمتر از آن باید به رفتار و عملکرد خود در زندگی روزمره توجه کنید .

      من از امروز پذیرفتم و تعهد می دهم که دیگر به رژیم گرفتن نه فکر کنم و نه تصمیمی برای انجام آن بگیرم و رفتار و عملکرد روزانه ی خودم را تنها بر اساس نیاز جسمم تشخیص دهم نه رژیم ها . 

      فکر و بررسی کنید که آیا برخورد شما با مواد غذایی و موضوع خوردن به صورت رفتارهای مرسوم در ٰرژیم های غذایی است یا خیر

      رفتار مرسوم در رژیم غذایی یعنی 

      ۱- اندازه کردن مقدار غذا حالا یا با وزنه گرمی یا قاشقی یا کالری شمردن . 

      ۲- خوردن طبق یه برنامه خاص از مواد غذایی خاص که خارج از برنامه ی خانوادست . 

      ۳- هفته ای یکبار خود را وزن کردن 

      ۴-  حدودا نیم تا یک ساعت پیاده روی روزانه

      خب اینها برنامه رژیمی هست که معمولا افراد استفاده می کنند . 

      خب ما چطور مثل این نباشیم .

      یعنی غذاها رو اندازه گیری نکنیم . 

      به جای اون به نقطه سیری و گرسنگی خودمون توجه کنیم . 

      غذاها رو وزن نکنیم  کالری نشمریم . قاشقها رو نشمریم فقط از درون بفهمیم کی سیر شدیم و دست از غذا بکشیم . 

      برنامه خود را از خانواده جدا نکنیم .

      مقدار غذای خود را کم نکنیم بلکه به اندازه ای که سیر میشیم و نیاز جسممون برطرف میشه بخوریم . 

      مقدار غذای زیادتر وارد شکممون نکنیم که به بدنمون فشار بیاد و حالمون بد بشه . 

      فرمولهای ذهنی رو با توجه به نیاز بدن خودمون بسازیم نه موارد بیرونی . 

      فکر می کنم لاغری با ذهن اینو میخواد بگه که فرمولهای ذهنی خودتو مطابق با شرایط بدن خودت انتخاب کن . ما باید زبان بدن خودمون رو یاد بگیریم و بفهمیم کی جسممون گرسنه است و کی سیره یا الکی خودمون رو خسته نکنیم . نیاز به خواب و استراحت هم جزئی از زندگیه . بدن ما خودش میگه کی پاشو فعالیت کن کی بخواب کی بخور کی نخور .چرا فکر می کنیم وقتی فعالیت می کنیم کالری میسوزونیم در حالیکه ما در تمام لحظات داریم کالری میسوزونیم . حتی لحظات خواب .هر ۸ ساعت خواب حدودا ۵۰۰ کالری میسوزونه . در حالیکه ما نهایتا یک ساعت بتونیم پیاده روی کنیم و فقط ۲۰۰ کالری میسوزونیم و فقط خودمون رو خسته میکنیم .  به نظرم باید به بدن آگاهی برسیم . 

      نوشته ی خانوم نگار بسیار عالی بود و واقعا به دلم نشست . خیلی خوب راهنمایی کرده بودند . اینکه ما باید قدرت تشخیص رو از درون خودمون بفهمیم نه ساعت نه اندازه بیرونی نه گفته های دیگران .

      باید بتونیم نقطه گرسنگی و جسمی بدن خودمون رو پیدا کنیم . راستش من تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم . خیلی برام جالب بود . 

      نوشته های دوستان رو هم چندتاشو خوندم یه نکته جالبی که به نظرم تشبیه رژیم به گرفتن دستمون جلوی شلنگی که آبش بازه و لاغری با ذهن به  فلکه آب بود . 

      رژیم یعنی به زور جلوی یه روندی رو گرفتن ولی لاغری با ذهن یعنی چاقی رو از سر منشاء اون بستن . 

      یه نکته ی دیگه برام جالبه اینکه بیشتر نوشته ها برای خانوماست . اما نوشته ای از آقا تاحالا نخوندم . البته من تازه واردم . شاید اگه بیشتر بخونم به نوشته آقایون هم برخورد کنم .  چاقی در آقایون خیلی زیادتره . به نظرم ما بیشتر از خانوما نیاز داریم این مفاهیم رو درک کنیم . اما خانوما بیشتر از آقایون برای خودشون ارزش قائلند . جا داره امروز هم که روز مادر و روز زن هست به تمام بانوان مخصوصا بانوان نویسنده در این سایت که برای خودشون انقدر ارزش میزارن تا خودشون رو تغییر بدن تبریک بگم . کاش ما آقایون هم از این خانومای توانا یاد بگیریم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 38 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۹ ۰۸:۰۹
      مدت عضویت: 1497 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام به استاد و. دوستان

      دقیقااز هر روشی که برای لاغر شدن استفاده میکردم بعد کنار گذاشتن اون روش هنوزم باور اینکه دوباره چاق میشم در. من بود ،یعنی کلا وابسته به چیزی بیرون از خودم بودم برای لاغر شدن،یعنی جسمم رو ناتوان در لاغر شدن و لاغر موندن خود میدونستم، یعنی لاغریو طبیعت بدن خودم نمیدونستم، و فکر و باور داشتم خب حالا که به بدنم سختی نمیدم مثلا ورزش نمیکنم چاق میشم، کم خوری نمیکنم چاق میشم 

      خوش بختانه خیلی از باورهای مخربم به واسطه همین سایت حذف شد ، اما هنوزم یه باور مخرب درونم دارم اینکه پر خوری در حد سیری ودرد شکم و عامل اضافه وزن دوباره جسمم میدونم یعنی رفتار غذایی بیش از نیاز سیریمو 

      حس ناتوانی و عدم مقاومت هم دارم که نخورم بیشتر از نیازم چون موقع خوردن این حس میاد سراغم غذا خوشمزه اس ، حیفه ، و یه ترس عمیق تر که احتمالا میگه نخوری تموم میشه بیخیال بخور انقدر بخور که اشباه بشی از این طعم 

      منم که گوش به فرمان این افکار هستم و میخورم و باور چاق شدن بخاطر این رفتار که نا صحیح میدونمش باعث شد طول ۳ چهار ماه ۵ کیلو اضافه کنم 

      دلم میخواد باورمو درست کنم کم رفتار خوردنمم درست بشه  

      بخصوص وقتی رفتار خوردن افراد متناسبو میبینم چقدر کم میخورن و چقدر زود از خوردن دست میکشن و میگن سیر شدیم بیشتر باور میکنم علت چاقی من بیش از نیاز بدونم میخورم بخاطر طعم غذا هست که چاق شدم ،

      اما همین الان ضمیر ناخودآگاهم گفت جسمت کارشو فعالیتشو درست انجام میده که نزاشته خیلی هم چاق بشه چون میدونه چاقی طبیعتش نیست و غذا برای سوخت و ساز و سلامتی و زنده بودنش لازم داره، 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سولیکا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ ۱۹:۲۷
      مدت عضویت: 1931 روز
      امتیاز کاربر: 11165 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 734 کلمه

      سلام به همه عاشقان مسیر لاغری با ذهن 

      جلسه امروز هم مثل همیشه فوق العاده و پر از انرژی برای من بود.میخوام تجربه رژیم گرفتن رو براتون بگم منم یادم میاد قبلاً که با رژیم  من درآوردی خودم ۱۱کیلو لاغر شدم و اندام دلخواهمو به دست آورده بودم و تابستونی که رفتم برای فروشندگی که اونجا کلی مانتو داشت اونم با کلی تنوع رنگ من با اینکه لاغر شده بودم بازم انتظار چاقی از خودم داشتم و من در طی اون۳ماهی که اونجا بودم حتی یه مانتو هم برای خودم نخریدم نمی‌گم دوست نداشتم نه چرا دوست داشتم چون هربار که یه بسته جدید میاوردن کلی مانتو رنگارنگ قشنگ میاوردن من دلم میخواست ولی چون انتظارم این بود که دوباره بازم چاق میشم مانتو نمیخریدم و فکر میکردم خوب وقتی چاق بشم و این مانتو اندازم نشه ناراحت هم میشم خوب چه فایده داره پولمو هدر بدم حتی همکاران هم بهم میگفتن تو که لاغری چرا مانتو نمیخری یه همکار داشتم که خیلی چاق بود و اون حسرت میکشید و می‌گفت که اگه من جای تو بودم کلی مانتو می‌خریدم و پولمو صرف خرید مانتو میکردم البته خوب انتظار اونم به جا بود چون وقتی خودش دیگه پذیرفته بود که دیگه چاق میمونه و امیدی به لاغری نداشت پس می‌گفت هر مانتویی که سایزش بشه رو باید بخره چون ممکنه سایزش دیگه تموم بشه و وقتی از اونجا اومدم بیرون و یه مدت طول کشید و من دوباره چاق شدم این دفعه اصلا دلم نمی‌خواست برم بیرون چه برسه به اینکه بخوام مانتو یا لباس بخرم و وقتی دوستم منو دید تعجب میکرد که تو چرا انقدر چاق شدی و منم تو دلم میگفتم خوب وقتی دیگه رژیم نمی‌گیرم خوب معلوم بود که چاق میشم دوباره.حتی این باورم داشتم که الان لباس سایز من پیدا نمیشه چون قدم هم کوتاه بود دیگه بدتر یادمه با دوستان رفتیم که مانتو انتخاب کنن برام چون اونا معتقد بودن که تو خسیسی و برای خودت مانتو پالتو نمیخری یه بار که رفتیم بیرون هر تولیدی میرفتیم اصلا سایز من پیدا نمیشد و اگه هم پیدا میشد یا سرآستین اش آنقدر بزرگ بود که حالا باید یه پولی بدم که اونا رو درست کنم یا آنقدر برام بلند بود که موقع دیدنم تو آینه متنفر میشدم از خودم البته بیشتر. برای همین هیچی نخریدم و من به دوستام گفتم دیدی مانتو برای من پیدا نمیشه و فکر کنم ۴ساعت کشید که مانتو ببینیم پس من خسیس نیستم و اونها هم قبول کردن.پس این شد نگرش من در مورد رژیم گرفتن وقتی مغزت چاق باشه انتظار لاغری نباید داشته باشی به نظر من رژیم گرفتن مثل این میمونه که تو شیلنگ آب رو در دستت گرفتی و داره آب ازش میاد بیرون و تو با انگشتت نمیزاری که آب بیاد بیرون یعنی بهش فشار میاری و وقتی خسته میشی خوب انگشتتو که بر میداری دوباره آب می‌ریزه بیرون رژیم گرفتن هم همین طوره به جسمت فشار میاری با رژیم گرفتن در حالی که مغزت فرمان خوردن میده و خوب چون رژیم هم مقطعی هست خوب فرمان مغز که مدام داره تکرار میشه بر تو غلبه می‌کنه در نتیجه تو به دلیل فشار عصبی رژیم رو رها میکنی و چون باورت اینکه خوب من که رژیم نمی‌گیرم در نتیجه چاق میشم و طولی نمی‌کشه که به وضعیت قبل از رژیمت بر میگردی و در مورد شیلنگ هم باید منبع رو پیدا کنی که همون فلکه آب هست وقتی اونو قطع کنی خوب دیگه آبی از شیلنگ خارج نمیشه در ما هم همین طور هست وقتی منبع ما که مغز هست رو آموزش بدی با دیدن و شنیدن و تمرین درنتیجه مغز که مرکز کنترل جسم هست فرمان های جدید و لاغر کننده صادر می‌کنه و واکنش ما در برابر مواد غذایی تغییر می‌کنه که نهایت میرسه به جسم متناسب و این کل فرایند مغز ماست البته بگم که این پروسه زمان بر هست و مثل آمپول نیست که بزنی یهو جسمت عوض بشه حتی برای یادگیری یک زبان دیگه هم نمیشه آمپول زد و بعد یه مدت کوتاه مثلاً انگلیسی حرف زد باید پرو سه اش طی بشه تا ما بتونیم راحت انگلیسی حرف بزنیم.من الان انتظارم از خودم لاغری هست چون دارم حرفهای استاد رو می‌شنوم دیدگاه میبینم و میخونم و دارم دیدگاه هم می‌نویسم و نتیجه آن میشه جسمی که می‌خوام اصلا لاغری منتظر من میشه که بهش برسم یعنی آماده است که من بهش برسم و این مسیر زمان بر هست ولی موندگار که این برام خیلی مهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۱ ۰۱:۵۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 738 کلمه

      به نام رب هدایتگر بی همتا سلام . راستش من شکر خدا درگیر رژیم غذایی آنچنانی نشدم چرا که از اولش به رژیم اعتقاد نداشتم چون با محدودیت ممیتوانستم کنار بیام حتی یه یا دو دفع که شروع کردم هم ن چند روز اول بود بعد ولش کردم آخه مادر دیده بودم که رژیم میگیره و چه جوری از اون طرف از نظر روحی اذیت میشه دیده بودم که بعد این که دیگه رژیم ودکتر رفتن رها میکنه با این که اندامش عالی میشه اما دوباره به حالت اول برمیگرده در واقع با رژیم نمیشه برای همیشه زندگی کرد . امت با تمام این صحبت ها ریشه این باور ترس از مواد غذایی در وجودم دیدم مثل ترس از شیرینی و نان و برنج بعد با خودم فکر کردم دیدم اصلا خمین مادرم تا قبل از این که چاق بشه و بخواهد رژیم بگیره هم لاغر بوده هم این که برنج و شیرینی و نان هم می‌خورده و نان که یه عادت قدیمی در وجودش یا اصلا اکثر مردم یزد بچه ها و دختر ها و پسر ها رو که وقتی میرم یزد میبینم لاغر هستند در حالی که غذای اصلی این مردم نان هست و شیرینی و نبات بخش ثابت زندگیشون یکی از اقوام با این که شیرینی و قند نمیخوره اما چاق خوب آبشون که دیگه باید لاغر باشه پس چرا نیست چون شیرینی جات عامل چاقی نیست . درسته زیادش مرض قند میاره اما چاقی نه و همین نان هم باعث چاقی نیست برادر خودم همش با هر غذایی نان میخوره یا اقوام میبینم نان می‌خورند اما چاق نیستند پس نان هم عامل چاقی نیست.  برنج هم باز نمونش در فامیل بسیار که اونم   برنج هندی میبینم می‌خورند اما همچنان لاغر اند پس برنج عامل چاقی نیست . خلاصه همه این ها از ترس من میخواهم متناسب باشم که فکرم آزاد باشه از خوردن و باعشق و لذت درست مثل افراد متناسب غذابخورم و چی بهتر از این که از همین حالا شروع کنم با لذت خوردن و لذت و شادی به تعویق نندازم . بهد خواندن کامنت زیبا دوست عزیز که به عنوان متن نوشته شده بود به این نتیجه رسیدم که مهمترین مسئله این که من زبان بدنم یادبگیرم بفهمم واقعا این جسم من چی می‌خواهد و به حرفش گوش کنم این جسم زنده و هر روز و و هر هفته و هر ماه و هر سال داره خودش بازیابی میکنه پس من باید یه فرصت به این جسمم و به خودم بدهم تا بتوانه توانایی هاش بهم نشان بده تا ببینم اونقدر قدرت مند هست اون قدر پیشرفته هست که خودش آنچه رو که نیاز داره بهم میگه و فراهم میکنه مثلا وقتی تشنه ایم دهنمون خشک میشه و می‌فهمیم تشنه ایم آب میخوریم یا وقتی به خواب نیاز داریم چشمامون سنگین میشه و احساس می‌کنیم انرژیمون کمتر شده پس میخوابیم سیر و گرسنگی هم همین طور هست اما متاسفانه ما این دو حس ازبس بهش توجه نکردیم فراموش کردیم اما خوش بختانه اینجاییم تا دوباره به یاد بیاریمشون تا هم بدن متناسب و سالمی داشته باشیم که به خوبی که به خوبی کارمیکنه هم این که از زندگی لذت ببریم هیچ چیز در این جهان بد نیست همه چیز به نوع نگاه ما بستگی داره همین و بس پس من همین جا قول میدم به بدنم به حرفش توجه کنم و سعی کنم درکش کنم تا ببینم دقیقا چی میخواهد و به چی نیاز داره چرا که این جسم لایق توجه و قدر دانی هست من عاشق جسمم هستم چون از لحظه تولد تا هم اکنون در کنار من بوده و نیاز های من براورده کرده بدون این که من سختی بکشم مثل تنفس . ضربان قلب . انقباض و انبساط ماهیچه ها . دیدن و شنیدن و صحبت کردن . هضم و جذب مواد مورد نیاز و…… یک عالمه کار دیگه این جسم توان مند تر از اون چیزی که ما فکرش میکنیم فقط بیاد باورش کنیم و به حرفش گوش کنیم و بیاد داشته باشیم زبان بدن احساس هست . فقط کافی لزوم باشین و ترس از هورمون دور نگه داریم اون موقع که صداش درسا مثل افراد متناسب می‌شنویم.  خداجونم متشکرم متشکرم برای این بدن شگفت انگیزه و پیشرفته که به من هدیه دادی تا در این کره خاکی به راحتی زندگی کنم و لذت ببرم متشکرم عشق بی‌همتای من دوست دارم بی انتها . در پناه رب العالمین متناسب تر و تندرست تر و ثروتمند تر از اکنون باشید .                   یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۲ ۱۶:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

                  “به نام خداوند راهنما و هستی بخش”

      با سلام به استاد گرامی و همه ی دوستان؛

      گام ششم:با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟!

      من وقتی اسم رژیم غذایی رو می شنوم احساس بدی به هم دست میدهد و کاملا عصبی می شوم چون رژیم گرفتن یاد آور زجر و سختی و خود را محروم کردن از لذت خوردن خیلی خوراکی های خوشمزه است که دوست داری بخوری،اما با رژیم گرفتن به خودت فشار میاوری که نباید این را بخوری، فلان ساعت باید فلان چیز را بخوری و یا از هر چیزی به اندازه ی تعیین شده باید بخوری و این باید و نبایدها چقدر به انسان فشار عصبی وارد می کند و در آخر نیز نتیجه ای که  می خواهی به دست نمی آوری و بدتر احساس بی اراده بودن و شکست می کنی و آن را به تمام امور زندگی خودت تعمیم میدهی و به نا امیدی میرسی.پس با رژیم لاغری نمی توان لاغر شد و اگر لاغر هم شویم تا زمان ادامه دادن به رژیم است و در صورت ادامه ندادن به آن دوباره چاق می شوی و شاید بیشتر از قبل.من به هیچ وجه به رژیم لاغری اعتقادی ندارم پس من چگونه لاغر شوم؟جواب این سوال این است که من باید ابتدا ذهنیت خودم را نسبت به انواع خوراکی ها و غذاها تغییر بدهم و قدرت چاق شدن توسط آنها را ، از آنها بگیرم و این قدرت را به خودم برگردانم و همین اینکه باید عادت‌های بد غذایی خودم را شناسایی بکنم تا بتوانم عادت های صحیح و درست را جایگزین بکنم.عادت های  بد مانند این که سر ساعت مقرر صبحانه،نهار یا شام بخورم هر چند گرسنه نباشم در صورتی که باید بر اساس گرسنگی و احساس ضعفی که دارم  غذا بخورم،یا اینکه به علائم بدنم دقت کنم تا متوجه شوم که چه زمانی احساس سیری می کنم و قبل از اینکه دچار شکم درد،حالت تهوع و علائم دیگر شوم به طور خودکار دست از خوردن بکشم و این بهترین عادتی است که می توانم در درون خودم نهادینه کنم.و هم اینکه اگر به خوردن چیزی بی میل بودم خیلی راحت بگوئیم که میل ندارم و آن را نخورم.پس من با تمرین عادت های خوب غذایی و تغییر نگرشم نسبت به غذاها،می توانم به راحتی لاغر شوم بدون زور و اجبار و تحمل فشار با رژیم های متفاوت و بی فایده نسبت به خود.لاغری با ذهن راحت ترین و آسان ترین کار دنیا است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه ♥ عادله
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۲ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 1589 روز
      امتیاز کاربر: 8226 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 704 کلمه

      برای دیدن این فایل بینظیر خداوند بزرگ رو بینهایت شکرگزار و سپاسگزارم

      استاد جانم هر کلمه این فایل سرشار از آگاهی و زیبایی بود 

      با شنیدن هر فایلی من در شگفتم که قرار کدوم جنبه از ذهن من رمزگشایی شه …

      پس تشویق ها و مشوقان کودکی من یا اطرافیان ابتدا مارو به چاقی تشویق کردن و یکسری باور در ما به وجود آوردن و چون رسیدن به اونها لذت بخش (مثل اگه بخوری قوی میشی، دختری خوشگل و جذاب که گوشت داشته باشه، اگه تپل باشی در برابر مریضی ها مقاومی…)،، وقتی که این ایستگاه داده هاش به یک حدی رسید ما چاق شدیم، چون برای چاق شدن خوردیم

      حالا که در این مرحله چاق شدیم اومدن خطرهای چاق شدن رو گفتن، اینسری، پای رسانه ها، دکتر تغذیه، حرفهای مردم و علی الخصوص حرف خانواده کم کم به میون اومد… و ترس از چاق تر شدن کار ما رو سختر و سختر کرد و شکست ها علاوه بر ترس مداوم، تنفر هم در ما شکل گرفت که باعث شد انتظار چاق تر شدن در ما شکل بگیره.. براش بارها و بارها هر وقت که بیدار بودیم نقشه ذهنی درست کردیم، با ترسمون همش خودمون رو چاقتر تصور کردیم ، میلیون ها بار خودمون رو سرزنش و تحقیر کردیم، همه جا در مورد چاقی صحبت کردیم… متوجه نشدیم که ذهن بین نخواستن و خواستن فرقی قائل نیست..‌ یعنی خنثی هستش و براش مهم نیست که بارها چاقی رو گفتی نمیخوای… چون همه جا اسم چاقی اومد ذهن اون رو خواسته تو فرض کرد و تمام فرمان‌های مغزی با خواسته(چاقی) همراه و همسو شد… وقتی دکتر تغذیه رفتم و سالها رفتم و بارها رسانه ها رو گوش کردم، میلیاردها بار به مغزم گفتم که مواد غذایی چاق کننده هستن و این بزرگترین مانع من برای لاغریه و من دارم روی این باورم کار میکنم که بتونم ترسی که از مواد غذایی رو که به واسطه دکتر تغذیه در وجودم به وجود آوردم رو ازبین ببرم. و درک میکنم که چه ریشه وحشتناکی در من کاشته شده و فکر می‌کنیم که تحرک باعث لاغری میشه و ن چقدر و چه کارهای عجیب و غریبی کردم، در روزهای داغ تابستان نایلون می‌بستم و باشگاه میرفتم و چند ساعتی بدنسازی میکردم به قدری که واقعا نایی نداشتم و بیهوش میشدم از خستگی و چن دقیقه ای استراحت میکردم و کیلومترها پیاده روی میکردم و بعدش که خونه اومدم ژل می‌مالید و میرقصیدم جوری که الان اثراتش به صورت بیرون زدگی مهره های کمرم در اومده .. این تاوان راه اشتباه رفتن بود.. چقدر دکتر تغذیه رفتم و انواع رژیم ها رو رفتم و چقد روی اون ترازو رفتن ترسناک بود… هیچکدوم از رژیم ها در هر دوره ای که گرفته میشدن ضمن اینکه در حد چندکیلو کاهش وزن تاثیر داشتن ماندگار نبودن چون جسم داشت تغییر میکرد ذهن که با فشار تغییر نمیکنه، ذهن با دلایل منطقی و برهان تغییر میکنه با الگوهای درست تغییر میکنه. امروز که داشتم با خواهرم صحبت می‌کردم بهش توضیح دادم که الان من اگر اضافه بر نیازم بخورم میترسم و خواهرم گفت تو هنوز هم ترس از مواد غذایی داری و گفتن که بدن من تا الان چندین تن رو دفع کرده برای ۲۰ کیلو چربی فقط ذهن تو مانعش میشه نباید ترسید چون مواد غذایی چاق کننده نیستن و ما باید درست ازشون استفاده کنیم، البته برای این ترسم از مواد غذایی هم راه حل وجود داره، الگوهایی رو پیدا کنیم  افرادی که همه چی میخورن و تحرک معمولی روزانه دارن ولی مناسبن. باید لیاقت لاغری و توانمندی در لاغر شدن و متناسب ماندن رو در خودمون افزایش بدیم، توانمند بودن بدن رو در لاغر شدن درک کنیم و باور کنیم که بدن ما بسیار شگفت انگیز و میل شدید به طبیعی بودن  داره و طبیعی بدن ما هم متناسب بودنه . این پروسه که من بیام از طریق ذهن فرمانها و فرمول‌های مغزی رو تغییر بدم  زمان‌بر هستن و بستگی به مقدار باور من داره که این هم بستگی به ورودی های ذهنی من داره، که چه اطلاعاتی در طول روز بهش میدم و هر چقد مغز رو با اطلاعات درست درگیر کنم به مقداریکه در معرض اطلاعات درست باشم (تو سایت بودن، کامنت گذاشتن، کامنت بچه هارو خوندن، تو دوره ها شرکت کردن)قطعا به نتیجه نزدیکتر میشم. 

      به امید متناسب شدنمون که دیر نیست

      عادله.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من او
      ۱۴۰۱/۰۷/۲۹ ۲۱:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      من در طول دو سالی که اضافه وزن پیدا کردم به خاطر ترس از رژیم اصلا سراغش نمی‌رفتم و خودمو خیلی سرزنش میکردم. ولی وقتی دیدم فایده نداره دوجلسه دکتر تغذیه رفتم که با دارو لاغر بشم . و تو همون دوره هم اصلا نمی‌تونستم برنامه غذایی شو رعایت کنم . وقتی دیدم فایده نداره دیگه ادامه ندادم . من بعضی وقتا میشد اصلا احساس سیری نمی‌کردم . هیچ اشتهایی به خوردن نداشتم ولی ضعف داشتم و اجباری میخوردم و میخوردم تا به زور احساس سیری کنم .تا سیر نمی‌شدم هم بدنم انگار مثل بچه ای که جیغ و داد کنه بهانه می‌گرفت و دست از سرم بر نمی‌داشت و بی جون میشدم. فکر کردم معده ام مشکل داره رفتم دکتر گوارش آندوسکوپی دادم گفت معده ات ورم داره . یه ماه داروهاشو خوردم ولی اصلا تاثیری نداشت و من همچنان بی میل غذا میخورم  . الان که میبینم بقیه هم اینجوری ان میفهمم که مشکل تو ذهنمه که باید اصلاح بشه. البته من تو نظرات ندیدم کسی اشتها نداشته باشه و به زور بخوره … اکثرا دوست دارن بخورن… اکثر غذاهایی که قبلاً دوست داشتم الان دیگه دوست ندارم بخورم و خیلی محدود شدم . واقعا استاد کسی بوده مثل من؟ 

      یه بارم از برنامه سیبیتا استفاده کردم چیزای خوبی یاد گرفتم ولی اونم نتیجه ای نداد …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      ۱۴۰۱/۰۷/۰۲ ۱۲:۱۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      سلام استاد مهربان و دلسوز و دوستان متناسب 🥰.

      با رژیم گرفتن نمیشه لاغر شد چون الان دیگه میتونم براش دلایل قانع کننده ای بیارم که این همه سال یکبار هم نتونستم با ذهن خودم ارتباط برقرار کنم و الان داره خود به خود در افکارم تاثیر خوب میذاره که وقتی تو میتونی ذهن خودتو کنترل کنی تا جسمت لاغر بشه وقتی اینقدر خوب داری آگاه میشی نسبت به درونت و ذهن ناخودآگاه خودت دلیلی نمیبینی حتی به رژیم غذایی هم فکر کنی چه برسه انجامش بدی و من از این بابت خیلی خوشحالم چون با اینکه هنوز تغییری در جسمم ندیدم اما افکارم عوض شده ولع خوردنم عوض شده همین دیشب مهمونی بودیم من هر زمان تو جمع شلوغ بودم اگه غذای شام برنج بود چنان استرسی می‌گرفتم که ای وای الان چاق تر میشم چه کنم و از این داستانها دیشب موقع اینکه همسرم خواست برام برنج بریزه داخل بشقاب دوتا کفگیر کوچیک ریخت گفت یعنی سیر میشی همون اولش گفتم خیلی گرسنه هستم اما همینم زیاده تا آخرم بخورم باید بعد از معده سنگین دور خودم بپیچم با اینکه نسبت به این همه سال شاید نصف بشقاب هم به نظر نمیومد اما در دید من انگار خیلی بود بخاطر همین با آروم خوردن و بدون استرس همونو خوردم ولی چون تصورش رو داشتم معدم سنگین شد و بهم یه علامت داد که آفرین حتی نصف بشقاب هم دیگه برای تو زیاده تو داری تغییر میکنی اونم بدون اینکه به خودت محدودیت بدی اما نوشابه داخل سفره بود همه یکی دوتا لیوان خوردن اما من خیلی قاطع گفتم نمیخوام هرچی هم اصرار کردن نخوردم چون واقعا دلم نخواست نه به چاق تر شدن فکر کردم نه به پوکی استخوان و عوارض دیگه ای فقط میل نداشتم چون همون نصف بشقاب هم از نظر خودم زیاد بود و با اینکه غذامو آهسته هم خوردم ولی سنگین شدم اما به مرحله به قول استاد خفگی نرسیدم فقط کمی بیشتر سیر شدم به همین دلیل خیلی قاطع میگم که از رژیم لاغری کاری ساخته نیست من خودم شخصی هستم که از ۱۴ سالگی هرررررررر نوع رژیم شناختم تست کردم و اگه حتی یکی از رژیم های من بعد از اتمام برنامه رژیمی یک سال تموم منو لاغر مناسبت نگه داشته بود من اینو قبول میکردم که از رژیم کاری برمیاد برای جسمم ولی حتی به ۶ ماه هم نرسید بعد از رژیم ها یک کیلو اضافه نکرده باشم پس مطمئنم همه کسانی که با این سایت آشنا شدن چه رایگان چه پیشرفته و خرید محصولات و پا به پای گام ها و تمرین های استاد پیش رفتن اینو میدونن تا وقتی ذهنی داری که بهش لاغری رو یاد بدی و آگاهش کنی از اطرافش نیازی به نه رژیم نه ورزش و هیچ چیزی که از روی اجبار باشه نداری…سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا