لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

ترس از خوردن، بزرگترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟
کی از مخربترین باورهایی که سالها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:
«غذاها چاق میکنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱
از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:
- نخور!
- این چاقت میکنه!
- اون مضره!
- فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖
👈 نتیجه؟
ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرمافزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه میبینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!
اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم میکنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»
باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قویتر از ترسهام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیمگیرندهام!»
نکته: غذا وقتی ما رو چاق میکنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.
موفقیتها و چالشهاتو در طول روز بنویس:
✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ بهاندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هلههوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️
این کار باعث میشه کمکم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.
یادت باشه 💡
ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سالها بهش باور داشته…
ولی تو میتونی با آگاهی، قدمبهقدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و بهجاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫
اینجا دقیقا نقطهایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿
✨ از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️
و اگه میخوای نسخهی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آمادهست تا قدمبهقدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذتبخش و پایدار کنه! 🌸💛
🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟
حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راهحلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطهات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو میگیرم؟
آیا وقتی گرسنهام، واقعا به احساسات بدنم گوش میدم یا فقط طبق عادت غذا میخورم؟
تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی میافته و چطور میتونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.
اگر سوالی داشتی یا تجربهای از لاغری با رژیم غذایی میخوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.18 از 222 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
رژیم :
روش های لاغری اعتقاد دارن تو نمیدونی چی باید بخوری، چقدر بخوری و چه زمانی بخوری
مغز :
تعیین می کنه چی بخورم، چه زمان و به چه میزانی بخورم(در ادامه تحقیق توپی کردن که اثباتش میکنه)
مغز کلا دستور میده بدن چکار بکنه: سلول سازی و …
خب در این جا میخوام برم سرچ کنم ببینم مغز دیگه چه کارایی انجام میده؟
یا خدا استاد اینو ببین منبعم ویکی پدیاست ها:
این عضو، اکثر فعالیتهای بدن، همچون پردازش، یکپارچه سازی و هماهنگکردن اطلاعات دریافتی از اعضای حسی را کنترل کرده و با ارسال دستورالعملهایی به سایر نقاط بدن، تصمیمسازی میکند
مغز انسان از ۸۶ میلیارد سلول عصبی تشکیل شدهاست؛ این سیستم به وسیله ارتباط میان بخشهای مختلف بدن مانند دستگاه گردش خون، دستگاه گوارش، سیستم ایمنی و … باعث ایجاد هماهنگی در فعالیتهای بدن میشود.[۷۲] مدارهای حرکتی دستورات را به ماهیچهها برده و رفلکسهای سادهٔ ارادی را ایجاد میکند؛ مدارات حسی پیامها را از گیرندههای حسی دریافت و به سمت مغز هدایت میکند تا پاسخ مناسبی به این پدیدهها داده شود. همچنین فعالیتهای شناختی مانند حافظه، تصمیمگیری و ادراک توسط کورتکس پردازش و فعالیتهای پیچیده مانند زبان و برنامهریزی را ایجاد میکند
خدای من اینجای رووو….دقیقا چیزی که گفتین اینکه رفتارا دست مغزه واسه همین نمیتونیم کنترلش کنیم دسته میره سمت غذااا…دوستان ساده و روانش نکردم چون هم مستند باشه و دور از برداشت شخصی هم اینکه فهمیدنش سخت نیست:
کنترل حرکات بدن[ویرایش]
لوب پیشانی در استدلال، حرکت ارادی، احساس و زبان نقش دارد. این لوب قشر حرکتی[اظ]، قشر پیش پیشانی و منطقه بروکا را نیز شامل میشود. قشر حرکتی مسئول ایجاد، تعادل و هماهنگی حرکات در بدن است؛ قشر پیش پیشانی، مسئول عملکردهای شناختی سطح بالا و پیچیدهاست و منطقه بروکا برای فرایندهای مرتبط با زبان ضروریست[۷۵] و آسیب به آن میتواند بیماریهایی مانند آفازی بروکا را ایجاد کند.[۷۶] مغز به وسیله ارتباط با مخچه پیامهای ارادی و نیمه ارادی را از طریق اعصاب مغزی به نورونهای حرکتی بدن منتقل و به وسیله مجرای نخاعی پیامهای حرکتی را از مغز، به دیگر بخشهای بدن و اندامها ارسال میکند.[۷۷] اعصاب اطراف جمجمه نیز حرکات مربوط به چشم، دهان و صورت را بدون واسطه تنظیم و هماهنگ میکند.[۷۸]
تنظیم[ویرایش]
عملکردهای خودمختار مغز شامل تنظیم یا کنترل ریتمیک ضربان قلب و تعداد تنفس و حفظ هموستازی است.[۹۲]
فشار خون و ضربان قلب تحت تأثیر مرکز وازوموتور بصل النخاع است که باعث میشود سرخرگها و سیاهرگها در حالت استراحت تا حدودی منقبض شوند.
مغز سرعت تنفس را عمدتاً توسط مراکز تنفسی در مدولا و پونز کنترل میکند.
نکته : استاد همین تنفسم با فکر میتونه تغییر کنه. نمیخوام این برداشت هام باعث بشه انتظار داشته باشم همه چیز با فکر انجام میشه و هیییییچ کار عملی که لازمه مکملش باشه تا نتیجه بگیریم رو انجام ندم و اصلا بی ارزش بدونم دیگه، اما به این نتیجه رسیدم تا چه حد فکر تاثیر داره بر همین تنفس که یه رفتار غیر ارادی و پیش فرض هست. تاثیر گذاشتن بر یه رفتار مثل ضربان قلب که خودبخود بخوام نخوام انجام میشه در مقایسه با رفتاری که اختیاریه و سطحی تر خیلی فرق میکنه هاااا…این قدرت افکار رو نشون میده.
میخواستم اثباتش رو بگم. من چندین بار شده حتی همین چند شب پیش یه تصویر بود نمیدونم نوشته رو دیدم یهو به وضوح(برخلاف همیشه که دقت نمیکنم) متوجه شدم ضربان قلبم بسیار زیاد شد. حتی موقعیتی بوده که پای تصویر هم در میون نبوده و چشمامو قبل خواب بستم همینجوری داشتم به چیزی فکر می کردم دیدم سرعت تنفسم رفت بالا…
نکته اش برای من اینه پس فقط برم عشق و حال دیگه…خخ یعنی با لذت مطالب و فایل ها رو گوش بدم و بدن خیلیییی قدرتمنده و خودش رفتاراشو، مغز دستوراشو به اندام ها و بافت ها با چیزایی که مدام دارم بهشون هر روز فکر میکنم هماهنگ میکنه.
استاد اینجا رو…ایجاد عواطف…همون احساس نیاز، شادی و ولع و…اینا رو داره مغز ایجاد میکنه:
برخی از تحقیقات هیچ مدرکی برای مکانهای خاص در مغز مربوط به احساسات پیدا نکردند، اما در عوض مدارهایی را درگیر در فرآیندهای عاطفی عمومی یافتند. به نظر میرسد آمیگدال، قشر چشمخانهایپیشانی (اوربیتوفرونتال)، قشر اینسولا میانی و قدامی و قشر پیش پیشانی جانبی در ایجاد احساسات دخیل هستند.
استاد مورد بعدی متابولیسمه…دلم نیومد متنش رو کوتاه کنم بس که همه اش نکته داشت برام. اولا که باور متابولیسمو خوب و مناسب رو تو ذهنم کاشت. نوشته مغز فقططططط ۲ درصد از وزن بدن رو تشکیل میده اما ۲۰ درصد انرژی بدنو استفاده میکنه نسبت خیلیییی زیادیه هااا. با این توصیف اصلا نمیشه گفت یه نفر متابولیسمش پایینه! یعنی دلم میخواد با دمپایی بزنم به این جمله.
یه نکته ی دیگه هم داره اینکه نقش گلوکز برای فعالیت ها به عبارتی درست انجام دادن وظایفش…حالا اگه گلوکز رو مواد غذایی در نظر بگیریم(همینطور هم هست چون از مواد غذایی دریافت میشه) این ثابت میکنه چقدرررر مواد غذایی ارزشمندن واسه بدن. و اصلا نیاز داره بهشون مغز بدون اونا نمیتونه…دیگه احمقانه ست فکر کنم باعث چاقی میشن. احمقانه ست بخوام منع کنم خودمو…پس خودمو به یه ماکارونی خوشمزه دعوت میکنم. چرا ماکارونی؟ چون خیلی شنیدم میگن بدردنخوره و فقط چاق کننده ست!
وظایف مغز هنوزززز ادامه داره اما تا همینجاش کافیه و باید برم بخش های دیگه ی سایت رو هم مطالعه کنم و وقت کم میارم.
چطور یک مغز به بدن یک فرد متناسب اینطور دستور میده و در بدن یک فرد چاق یک دستور دیگه؟
نکته : مغز قابل برنامه ریزیه خداروشکر
ژن دلیل این رفتار متفاوت نیست چون بکل ژن چاقی وجود نداره( استاد ذهنم با یه نفر لاغر در خانواده ی چاق قانع نمیشه تا اینکه کامنت یکی از بچهخ ها رو خوندم که اگر اشتباه نکنم به پایان نامه شون اشاره کردن و گفتن واسه تحقیق باید درست درمون و ریشه دار دلیل برای ادعا هاشون داشته باشن. اها فکر کنم رشته شونم مربوط به ژنتیک بود. خلاصه گفتن اصلا ژنی به نام چاقی وجود نداره و ژن خصوصیاتی داره که در افراد چاق دیده نمیشه مثلا اصلااا تغییر نمیکنه یا غیر فعال نمیشه. بنابراین مثلا شما چاق بودین و لاغر شدین. بخصوص که بیشتر افراد فامیلتون اضافه وزن داشتن و پذیرفته شده بوده که ژن چاقی دارین. اما بدن تغییر کرده. یا برعکس افرادی که متناسب بودن و حالا چاق شدن. اینم ثابت میکنه چاقی ژن نداره چون ژن اینطور نیست که بخواد یه مدت غیر فعال باشه و بعد فعال شه. کاشششش این پیام دوستمون رو میشد پین کرد همه ببینن. یعنی یه تنه دست و پای منطقو بدجور بست.
خب ادامه ی فایل…
تفاوت در افراد چاق و لاغر فقط بخاطر فرمان های مغزی هست
اولین تفاوت : مغز فرد چاق از همه چیز یک برداشت مشخص و خاص میکنه. یعنی یک تحلیل مشخص و خاص نسبت به اتفاقات. به عبارتی یک عینک رنگی میزنه و همه چیز رو همونجوری سبز میبینه در صورتی که بدون عینک و در واقعیت رنگ واقعی چیز دیگه است
چطور تونستم همچنین دیدگاه هایی داشته باشم در صورتی که خیلی هاشون ثابت نشده هستند؟
چون من ازادم و میتونم یه اتفاق رو هر جوری برداشت کنم.
حالا مغز چکار میکنه؟
ازین به بعد هر دستوری که لازمه میده تا اون دیدگاه ها اجرا بشن.
الگو : افرادی که تا مدتی پیش متناسب بودن و از مقطعی به بعد چاق شدن
دومین کاری که مغز انجام میده:
واکنش نسبت به مواد غذایی
اینکه سیری و بوی غذا بهت میرسه و میخوری
الگوی اثبات:
افرادی هستند که وارد چنین فضایی شدن و هر چقدر خوراکی تعارف کردن بهشون اما نخوردن.
اینو من دیدم طرف با اینکه بشدت مودب بود و میدونست احتمالا دستشون رو رد کنه ناراحت شن یا میدونست برای اون تدارک دیدن اما خیلی مودبانه رد کرد و اگر باز اصرار میکردن بسیار مودبانه بیشتر دلیل میاورد که چرا برنمیداره
این دستورات از کجا نشات میگیره؟
حرف هایی قبلا شنیدیم
نکته : جلوی فرمان مغزی رو نمیشه گرفت
این سبب شده خوردن های زیاد از حد رو نادیده بگیرم و بعد از حسابی سیر شدن یادم بیاد عه قرار بوده رژیم داشته باشم.
خیلی خوبه که نمیشه جلوی فرمان های مغزی رو گرفت! چون من میشینم ورودی های درست میدم دیگه بخوام نخوام نتیجه اتفاق می افته
نکته :
چه جالبه که برای برنامه ریزی کردن ذهن دستم بازه و هر فکری بخوام میتونم به ذهنم بدم اما بعد از تکرارشون دیگه به رفتارم و نتایج کنترلی ندارم. تغییر بدون زجر کشیدن(برعکس رژیم)
نکته:
اموزش مغز زمان می بره و باید ادامه دار باشه. مغز زمان میخواد تا اموزش ها رو بپذیره
نکته ی خنده دار:
با این توصیفات مغز با خوردن و تحرک برنامه ریزیش تغییر نمیکنه!
تنها راه تغییرش تحلیل کردن های متفاوته.
نکته برای اثبات قدرت ذهن و اینکه همیشه بر رفتار(رژیم ها و تحرکات) غلبه میکنه :
با اینکه یه رفتار با اینکه در ابتدا مقاومت داریم اما بعد از مدتی با انجام دادن به عادت تبدیل میشه اما چرا خوردن یه مدت رژیم سبزیجات هیچوقت به عادت تبدیل نشد؟ چرا به مرور هزارتا دلیل تو ذهنمون میومد که از زیرش در بریم؟
دلیلای منطقی و فوق االعاده ها
چرا بعد از مدتی اینقدر دیگه صبرمون جواب نمیده با پرخاشگری میذاریمش کنار میگیم نخواستیم اصلا
استاد فان: وای خدااا امپول زبان انگلیسی!!!! خخخخ
تمرین :
تاثیر برنامه های رژیمی در تغییر نگرشتون؟
رژیم ها نگرشم رو تغییر نداد(حالا به هر سمتی میخواد باشه) اما بشدددت تثبیت کرد همون باورایی که از قبل داشتم رو. مثلا موقعی که ول میکردم رژیمو میدیدم سریع دوباره به حالت اول برمیگردم میگفتم ببین چقدر کنترل نکردن غذا تاثیر داره تو چاقی
چقدر تونسته نظرتون رو نسبت به مواد غذایی تغییر بده؟
بالا اشاره کردم
بعد از اتمام رژیم چه احساسی داشتی؟
بشدت منتظر برگشتن اضافه وزن بودم. این احساسو داشتم که الان هر طوری شده اگه چربی سازی طول بکشه با اب اوردن با هرچی دوباره بدنم به سایز قبلی بر میگرده. فقط اینکار حتما انجام میشه.
بشدت عذاب وجدان و خودسرزنشی که چرا وقتی راهش اینه ول کردی؟ و اون افکار منفی که خودتون بارها اشاره کردین و نمیخوام بگم
ایا بعد از اتمام رژیم رفتار غذایی برای همیشه تغییر کرد؟
قطعا خیر…در طول رژیم هم بارها با توجیحات منطقی یا حتی ناخوداگاه میدیدم کم کم دارم قانون شکنی میکنم. روزای اول خوب متعهد بودم اما بعد یه مدت ذهنم از طرق مختلف وارد میشد…اینکه اراده نداری اینم ول میکنی، اینکه اینکارا فایده ای نداره و تو برای همیشه اضافه وزن داری.
وضعیت روحیت هنگام رژیم
یه شوق فیک و مصنوعی…انگار همزمان دو احساس شادی و ناراحتی رو داشتم.شادی بخاطر اینکه شااااید اینبار جواب بده. شادی بخاطر اینکه دارم یه حرکتی میزم…ناراحتی درونی بحاطر محدودیت…هیچ انسانی ذاتا با محدودیت میانه ی خوبی نداره و روحیه اش رو شدیدا تخریب میکنه…نه فقط غذا ها…فکر کن بخوای تو یه اتاق کوچیک زندگی کنی…یا…
استاد فان : هنوز مغز شما چاقههه!! وای خدا خخخ عاشق تیکه کلاماتونم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همگام
منم بارهاو بارها رژیم گرفتم و مقادیر بالایی از وزنم و کم کردم و همش برگشت کلی ورزش کردم کلی قرص و دارو خریدم کلی وسایل ورزشی و لاغری گرفتم اما همه اینا به سرعت جای خودش و به چاقی میداد من یکسال رژیم خام گیاهخواری بودم و خیلی خیلی لاغر شده بودم جوری که پدر خودم میگفت نکنه قرص لاغری خوردی و معتاد شدی ولی من قرص نخورده بودم فقط رژیم بودم و در اون مدت خیلی اوایلش سخت بود و بعد یکسال وزنم کم کم برگشت و دوباره شدم همون آدم چاق قبل دوباره رژیم گرفتم لاغر شدم باز ول کردم چاق شدم باز انواع و اقسام رژیمهای معروف و من در آوردی خودم اما چه فایده همگی فقط رنج به همراه داشتن و رها کردن رژیم همانا و چاق شدن بیشتر از قبل همانا
آخرین بار رژیم کتوژنیک گرفتم چند ماه پیش که در عرض یکماه تمام موهام و ناخنهام شروع کرد به خرد شدن اینقدر ناخنهام نازک شده بود و شکننده دستهام زشت شده بود موهام نابود شده بود رهاش کردم و همون چند کیلویی که کم کرده بودم در عرض چند روز برگشت من همیشه میگفتم ولش کن بخور هر چقدر دوست داری بخور دوباره رژیم میگیری لاغر میشی دیگه اما افسوس که این اواخر بسیار به سختی وزن کم میکردم یعنی طی سالهای اخیر من با رژیم های سخت و ساعتها ورزش ماهی چند صد گرم کم میکردم و تنها با دو روز رژیم نگرفتن چند کیلو اضافه میکردم این روند منو به شدت عصبی و شاکی کرده بود و افسرده شدم جوری که دیگه خودم و تو آیینه نگا نمیکردم برای خودم لباس نمیخریدم از خودم خجالت میکشیدم جایی نمیرفتم ورزش که عاشقشم انجام نمیدادم کلا تبدیل شده بودم به یه آدم عصبی و پرخاشگر که همش میگفت مریضم و یه جا دراز کشیده بود دیگه سرکارم نمیرفتم همش بهانه میآوردم مریضم حالم خوب نیست انواع آزمایشها و سونو ها رو دادم خانواده نگران بودن که من چمه و تلاش میکردن من خوب بشم ولی من هر روز حالم بدتر میشد الکی گریه میکردم تب و لرزهای بی دلیل میگرفتم و جوری که یک سال حالم وحشتناک بود تا اینکه آخرین دکتر که رفتم دکتر غدد بود اون فهمید حال بد من بخاطر روحمه و گفت علت این احوالات چاقی و افسردگی از دست دادن زندگی شاد قبل چاقیشه چون من خیلی تلاش میکردم جوری که همه بهم میگفتم ای بابا تو یه بار میبینیمت چاقی دفع بعد میمیبینیمت لاغری پوستت خراب میشه چرا تعادل نداری همه سرزنشم میکردن این دکتر بعد یه سال دکتر های مختلف و رفتن درد منو فهمید دردی که خودمم فراموشش کرده بودم بهم دارو داد درسته داروها به شدت بدنم و داغون کرد ولی حداقلش برای من این بود من فهمیدم ریشه تمام مشکلاتم کجاست و از اون موقع تلاش میکردم هر جور شده حتی با رژیم نزارم اونقدر چاق بشم که حالم بد باشه تا جایی جلو رفتم که با سایت آشنا شدم راستش دنبال جراحی لاغری بودم که رسیدم به این خانه ی آرامش الان آرومم تلاش میکنم رفتارهای غلط قبلیم و انجام ندم دارم سعی میکنم کسی میگه بیا بخور بگم ممنونم الان میل ندارم گرسنه شدم میخورم دارم یاد میگیرم و دارم شگفت انگیز تغییر میکنم الهی شکرت برای این هدایت من با حوصله جلو میرم و تا گامی رو یاد نگرفتم نمیرم گام بعد دیگه عجله ندارم دیگه وزن نمیکنم سایز نمیگیرم الان فقط دارم یاد میگیرم سبک رفتاری ام تغییر کنه دارم عادات بدم و کم کم کمرنگ میکنم خدایا کمکم کن.
انشالله بعد صدگام دوره ها رو میخرم و توی این مدرسه جذاب در مسیر درست تناسب فکری برای داشتن فکری متناسب تلاش میکنم من در مسیر درست قرار دارم ممنون استاد خوبی ها ممنونم
سلام و عرض ادب حضور عزیزان هم مسیرم
رژیم :
کلمه ی وحشتناکی ک حتی شنیدنش هم کلی ناراحتی وحس بد برام داشت ، چون شروع محدودیت وممنوعیت و کلی وزن گیری واندازه گیری رو در ذهنم مرور میکرد، سالها فکر میکردم تنها راه لاغر شدن رژیمگرفتنه ، و همیشه فکر میکزدم رژیم هایی ک از دکترهایی ک مشهورن و بقیه کلی ازشون تعریف میکنن و یا مربی باشگاه هایی ک تعداد زیادی تایید میکنن و نتیجه گرفتن خیلی کارایی داره ویا وقتی رژیمی زو از اینترنت سرچ میکردم میرفتم قسمت نظرات رومیخوندم ومطمئن میشدم ک این رو چند نفر تاثیر داشته ، همیشه فکر میکردم ک من بلد نیستم چطوری غذا بخورم ، کی غذا بخورم و یا از چ چیزهایی بخورم ک لاغر بشم ، حتی زمان هایی ک از لحاظ جسم چاق محسوب نمیشدم ولی ذهن بسیار چاقی داشتم ک مدام منو از جاقی میترسوند ومدام دنبال چیزی بودم ک استفاده کنم تا نکنه ک چاق بشم و اولین راهکار این بود ک برم ی رژیم هایی رو پیدا کنم ک مقدار و نوع و اندازه غذارو برام تعیین کنه تا نکنه ک ی وقت من اشتباهی زیاد بخورم و یا چیزی بخورم کمنوچاق کنه ، بارها از دکترهای تغذیه رژیم هایی میگرفتم وکلی هزینه میکردم ، حتی کتاب رژیم دکتر کرمانی روتهیه کرده بودم چون فکرمیکردم من غذا خوردن بلد نیستم و نمیدونم ک چطوری و ب چ مقدار بخورم و باید یکی باشه ککمکم کنه ، هر بارم مقداری وزن کم میکردم ولی ماندگار نبود، و در دوران رژیم با فشار عصبی خیلی شدیدی برخورد میکردم ک هر چقدر ک رژیم محدودیتش زیاد بود و یا زمان طولانی داشت من بهم ریخته تر و عصبی تر میشدم و اونوقتا دلیلشو نمیدونسم و توی این سایت متوجه شدم ک در ذهن من جنگی بپا میشده ، من کلی نگرش وباور ودیگاه برای خوردن مواد غذایی داشتم و مغز ک کنترل روب دست داره دستور خوردن میداد و من ب واسطه رژیم ممانعت میکردم و تحت فشار خودمو کنترل میکردم ک نخورم و یا مقدار کمتری بخورم و همین کشمکش باعث میشد ک من حالت عصبی داشته باشم ؛ و هر بار ک با رژیم مقداری وزن خودمو پایین میاوردم و بعد مدت زمان کوتاهی باز برمیگشتم سرجای قبلی ، باور لاغر نشدن در من قوی تر میشد اینکه ک یا باید همیشه در رژیم باشم یا من توانایی لاغر شدن روندارم ،من متوجه شده بودم ک با استفاده از رژیم لاغری نمیتوان لاغر شد و تا ابدلاغر ماند ، بارها رژیم گرفتن و ازرژیم های مختلف استفاده کردن ودوباره ب وزن قبل برگشتن این رو ب من ثابت کرده بود ک راهش این نیست ولی راه دیگه ای بلد نبودم ؛ و در ذهن منم فرمول لاغری مساوی رژیم گرفتن و ممنوعیت غذایی بود و تا وقتی ک حس میکردم ک رژیم رودرست اجرا میکنم تا حدودی لاغر میشدم ولی تا یه بار خطا میکردم کلی عذاب وجدان و نجوا ذهنی داشتم ک درست عمل نکردی و باعثمیشه چاق بشی و لاغر نمیشی ؛هیچوقت با هیچ رژیمی تغییر نگرش در خوردن در من بوجود نیومد و رفتار غذایی من تغییر نکرد بلکه حتی نسبت ب غذا حریص تر هممیشدم و مپام منتظر این بودم ک رژیم تموم شه تا من خلاص شم راحت بتونم باز ب خوردن ادامه بدم ، با رژیم هیچ فرمولی در من تغییر نمیکرد و فقط ی باز دارنده موقت بود و باور اینکه این لاغری ماندگار نیست و قراره من خیلی زود با نداشتن رژیمدوبارهذچاق بشم چون هیچ نگرش وفرمولی نسبت ب مواد غذایی در ذهن من تغییر نکرده بود و من فقط شیرفلکه رو برای یه مدت بسته بودم و با تموم شدن رژیم و باز شدن راه برای خوردن ویا همون باز شدن شیر فلکه باز همهمون اش بود و همون کاسه ؛
من سالها اطلاعاتی در مورد مواد غذایی ب ذهنم دادم و اونهارو انالیز میکردم و بهشون قدرت چاق کنندگی میدادم و یا اونهارو خوشمزه و خوش عطر و غیره میدونستم و باهمین پارامترها ب مغزم نشون میدادم ک مجوز مصرف زیاد و بیش از حد نیاز بدن رو بده ، میل ب مواد غذایی رومغز تعیین میکنه اونم از اطلاعاتی ک من قبلا بهش دادم مثلا خوشمزه است ، دیگه ازش نیست ، خوش عطره ، خوش رنگه ، اصراف میشه ، پول دادم براش یا بهمتارف میشه زشته برندارم ، تبرکه و کلی از این اطلاعات ک باعث صادر شدن فرمان ودستور خوردن اون ماده میشه و وقتی ک رژیم میگرفتم این دستور و فرمان ها بودن ولی من میخواستم بواسطه رژیم جلوشو بگیرم و ممانعت کنم و فشار زیادی صرف میشد و کشمکشی ک حالت عصبی و ناراحت ب مغز میدادو حتی وقتی در رژیم سخت قرار میگرفتم مغز فک میکرد کدر قحطی مواد غذایی قرار داره و باید راهکاری برای فرار از این شرایط پیدا کنه و دستور توقف کارکرد اعضای غیر ضروری رو میداد و همین ها هم باعث میشد ک کلی اسیب جسمی وارد بشه و هر چقد ک رژیم طولانی مدت میشد اسیب ها همب جسم بیشتر میشد مثل ریزش مو ، اختلال در کار کلیه و یبوست های مزمن و حاد در دستگاه گوارش و افتادگی پوست و چروک شدن و خیلی اسیبهای دیگه ؛
با رژیم نمیشه لاغر شد رژیم فقط ی فشار بیرونیه، باید لاغری رو یاد گرف ، باید مغز و ذهن رو با فرمول های جدید و نگرش های جدید نسبت ب موادغذایی، همسو کرد ، اینجوری میشه ک حتی میل ب غذها همتغییر میکنه هیچکس نتونسته تا اخر عمر رژیم لاغری داشته باشه با رژیم لاغری نمیشه لاغر موند و لاغر زندگی کرد چون چاقی از مغزه ولاغری هم باید از مغز باشه؛
میل ب خوردن از واکنش مغز بوجود میاد واکنش ی فرد با ذهن متناسب و لاغر ب غذای اضافه از نیاز جسمش نخوردنه ، چونهیچ نگرش و باوری ب اینکه از این غذای خوشمزه باید زیاد خورد و یاداصراف و پول دادن و تارف شده و غیره در مغزش نیست ولی واکنش ی فرد با ذهن چاق ب غذای اضافه برنیاز جسمش خیلی راحت خوردنه حتی تا فشار شکم و درد چون در ذهنش پر از باورهای چاقی هستش ک اونو وادار ب واکنش خوردن میکنه ؛ و خوردن اصافه و زیادهم ک فرمولش مساوی چاقیه و همونم برای جسمپیش میاد..
در مسیر تناسب ذهن یادگرفتم ک لاغری خیلی اسونه و راحته و وقتی ذهن ک مرکز کنترل جسمه اموزش ببینه و من نگرش و باورها و فرمول های لاغری رو یاد بگیریم مغز هم دستورات و فرمان جدید رو صادر میکنه ، همان طور ک سالها من اموزش چاقی دیدم وکلی باور و نگرش چاقی داشتم و همون ها هم فرمان خوردن رو ب من میداد خیلی جاها من میگفتم ک نمیخوام مثلا امروژ شام یا ناهار بخورم یا از این خوراکی بخورم ولی ب خودممیومدم و میدیدم ک اون خوراکی و غذا رو تا اخرش خوردم و مغزم دستور و فرمانش جدای از تصمیم من بوده بخاطر اطلاعات و فرمول های ک قبلا بارها بهش دادم و اون اطلاعات وفرمول ها نتیجه اش فرمان خوردن بوده ؛ من در مسیر یاد گیری ذهنی اون فرمول های چاقی رو شناسایی میکنم تا جایی ک بتونم مخالف اونها روپیدا میکنم و
یا نگرش و فرمول جدید ب مغزم میدم و اونقد تکرار میکنم تا تبدیل ب باور بشه ، و باور جدید ونگرش جدید ک لاغری هستن وقتی ک تکرار میشه معز هم بر اساس اونها فرمان های جدیدی رو صادر میکنه من هر بار ک این فایل ها رو تکرار کردم اگاهی های جدیدی رو دریافت کردم و یا باورها و فرمول های چاقی بیشتری رو شناساسیی کردم و همین استمرار داشتن و تکرار کردن برای ذهنم ب مرور داره اگاهی های جدید تثبیت میشه و از فرمول ونگرش جدید ک مساوی است با لاغری استفاده میکنه ومنو خیلی راحت و اسون ب سمت لاغری ک طبیعت جسممه میره ، من سالها چاقی روتکرار کردم و فرمان های مغزی من بر اساس همون تکرار ها بوجود اومده و الانم باید بارها و بارها اگاهی و اطلاعات لاغری رو تکرار کنم واونوقته ک ناخوداگاه فرمان های مغزی تغییر میکنه و دیگه رفتار تغییر میکنه و همه ی این تغییرها در حسم مشاهده میشه
خدایا شکرت و هزارانسپاس از این مسیر زیباو پر از اگاهی ک هدایم کردی ب سمتش
سلام به استاد عطار روشن و تمامی دوستان همراه
خیلی خوبه که بادیدن و گوش دادن چند بار این گام فهمیدم که مغز فرمانشو از ذهن میگیره و جسم هم فرمانشو از مغز
این خوبه که فهمیدم وقتایی که غذا میخورم و رفتار پر خوریم و رفتارهای پر خوریم و که با وجود اینکه سیر هستم بازهم دستور خوردن به من میده مربوط به ذهن (ضمیر ناخودآگاه )که توی مغزم برنامه ریزیش شکل گرفته صادر میشه
،
بله تا وقتی که خبر از این اصل نداشتم همیشه واسه ام سوال بود که چرا با اینکه سیر میشم ولی دوباره به خوردن ادامه میدم و یه چیزی نا خودآگاه منو به سمت خوردن بیشتر هدایت میکنه
بله وقتی شروع به خوردن میکنم چند وقته قشنگ میفهمم سیر شدم دیگه بدنم نیازی نداره اما یه نجواهیی مثل این نجوا(بخور خوشمزس ، درسته جسمت سیر شده ولی از طعم غذا و خوراکی سیر نشدی پس به خوردن ادامه بده ، یا این مورد که میگه یه لقمه اس چیزی نیس بخورش )
بله دقیقا میپذیرم که ذهنم این برنامه ریزیو توی مغزم ایجاد کرده و من برنامه ریزی شدم و الان باید قدم به قدم برنامه ریزی ذهنیمو تغییر بدم تا ناخودآگاه وقتی سیر میشم دیگه این نجواهای ذهن چاق مرور نشه
،
خب در مورد رژیم لاغری بخوام بگم بله منم مثل خیلیا با رژیم کم خوری و وورزش تونستم چند کیلو از وزن جسممو تغییر بدن اما با رها کردنش به دلیل خستگی جسمی و فشار محدودیت غذا ی که روی روانم تاثیر بدی میزاشت و حس ناراحتی و افسردگی و حسرت و …به من القا میکرد باعث میشد به این روش های لاغری ادامه ندم ، و ذهنم همچنان چاق بود و من دوباره وزن اضافه میکردم ،
قبول دارم تا وقتی ضمیر ناخودآگاهم تغییر نکنه و قدرت درونی لاغری همیشگیمو به عوامل بیرونی وابسته کنه وبده
من همیشه شکست میخورم مثل گذشته
پس با قدرت به این گام های لاغری باذهن ادامه میدم تا از درون و ضمیرناخودآگاهم تغییر کنه برنامه جدید به مغزم بده و به راحتی جسمم برای همیشه لاغر و خوش اندام بشه
خدایا شکرت که توی این مسیر هستم
دوستان گلم وقتی یاد روز اولی که دیگه بریده بودم از این وضعیت چاقی و اضافه وزن و گریه کردم هر وقت میخوام ناامید بشم از این مسیر ،
نه ناامید نمیشم بلکه مصمم تر ادامه میدم
این با این من هستم که شگفتی ساز میشم خدایا ممنونم
استاد ممنونم که این فایلهای بسیار ارزشمندو توی سایتت واسه ما قرار دادی تا به خواست درونیمون که لیاقتشو داشتیم به راحتی برسیم و شگفتی ساز خودمون باشیم
سلام و درود خدمت استاد عزیز و دوستان
در رابطه با سوالاتی که ازمون پرسیدید باید بگم که من هر موقع از رژیم های ساختگی خودم استفاده کردم یا بعضا چند مورد که معتبر نبودن شکست خوردم
یکبار با کالری شماری و یک بار هم از طریق برنامه غذایی یک کلینیک تغذیه که دکتر اتفاقا به باور های ذهنی چاقی و پاکسازی اونا تاکیید داشتند موفق شدم و بدنم رو متناسب کردم.
خدا روشکر موفق بودم همینطور خودم رو نگه دارم یه جورایی عادات غذاییم تغییر کرده بود اما یک باور غلط منو دوباره چاق کرد. من خوب بود تا اینکه باردار شدم
تو هر دوتا از حاملگی هام نزدیک به ۳۰کیلو اضافه شدم
و دوباره روز ازنو روزی از نو
حالا ک مطالب رو گوش دادم فهمیدم مشکل کار از چی بوده
سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان هم مسیر.
استاد گرامی من در دوره تکرار صد گام هستم و نتایج بسیار بسیار عالی گرفتم که در ایام عید هرکسی منو میدید اولین سوالی که میپرسید چقدر لاغر شدی چیکار کردی که لاغر شدی رژیم گرفتی و من جوابی نداشتم بدم و با چیز سطحی جوابش رو رد کردم اما استاد چیزی که منو اذیت میکنه و با دیدن گام ششم دوباره برگشتم به دیدگاه نوشتن و امیدوارم با دیدنش راهنمایی بفرمایید من در ایام عید حتی یک سانت هم اضافه نکردم اما یک سانت هم کاهش نداشتم این خیلی منو آزار میده دوباره حس و حالم بد شده ترس هام یه خورده برگشته و در این فایل دیدم شما گفتید اگر هنوز ترس و انتظار چاق شدن دارید یعنی ذهن شما همچنان چاق باقی مانده و این روحیه منو خراب کرده من هنوز به وزن و سایز دلخواهم نرسیدم با وجود این همه کاهش سایز دوباره شروع کردم به دوره تکرار مسیر لاغری من و هر گامی رو که گوش میدم دوباره حالم خوب میشه اما میخوام راهنمایی بفرمایید که آیا با دوره تکرار دوباره من به روال قبل با اون حس و حال خوب باز میگردم یا خیر چون من از شهریور ماه تا به امروز ۴ سایز کم کردم یعنی اینجور بگم که دور کمر من از ۹۹ به ۸۳ رسیده و تا رسیدن به سایز دلخواهم آنچنان زیاد نیست اما ذهن من به هم ریخته آیا این نگران کننده هست یا بازم ادامه بدم درست میشه.ممنون ازتون عالی هستید و آرزوی سلامت براتون دارم تا ابد.
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊 و نتایج عالی گرفتی
این مشخص میکنه که عالی عمل کردید
مبارکتون باشه
مشکل اصلی اینه شروع کردی به بررسی کردن
به نظر من خوب شد که متوقف شد 😊 چون اگه به همین روال به ایده آل می رسیدی احتمالا دیگه اینجا نمی موندی و رها می کردی
پس خیلی هم بد نیست که به هر دلیل الان اینجایی و داری تکرار میکنی
استفاده از محتوا رو با این نگرش انجام بده که انگار مرتبه اول است که داری استفاده میکنی
موفق باشید
سلام ممنون ازتون بابت پاسخ و تحسین شما استاد دلسوز و مهربان که واقعاً لایق استاد بودن هستید چرا چون چیزی که خودتون زحمت کشیدین تا به این چیزی که هستید رسیدین و موفق شدین تعداد زیاد و موثر از اون فایلها رو در سایت به صورت رایگان گذاشتید که خیلی از دوستان هم مسیر استفاده کنند و دعای خیر همه ما تا ابد با شما خواهد بود بله خودم هم بعدا که فکر کردم گفتم چه بهتر که حس و حالم و ترسم برگشت که دوباره به سایت برگشتم و درکنار شما بمونم و استاد من قصد بارداری دارم و میخوام دوره بارداری رو تهیه کنم به زودی انشاالله😍🙏
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
انشاالله تجربه لذتبخش از مراحل دریافت هدیه الهی خواهید داشت
سلام و روز بخیر ب استاد عزیز و همراهان گرامی وخوش اندام…
استاد از وقتی ک گفتید حتی بعد از سیربودن اگه کسی تعارف کنه ب یه فرد چاق باز هم میخوره واین خوردن دستور مغزه ن نیاز بدن…یه چیز در ذهنم جرقه زد ک ای داد چرا این موضوع تاحالا ب ذهن من نرسیده ک همه چیز تحت تاثیره ذهنه!!!!؟؟؟
دقیقا مثل ترس از خطر ک بدن سریع واکنش نشون میده…موقع ناراحتی یا شادی و غیره….همه ی اینا تحت تاثیر مغزه خب چرا خوردن تحت تاثیر مغز نباشه…
واقعا درسته ک میگن بعضی وقتها یه جمله یه کلمه ادمو میبره ب فکر عمیق….
وای استاد نمیدونید چقدر دلم میخاد این فایل هارو تند تند گوش بدم وبرسم ب تهش دلم میخاد ناگفته ها برام گویا بشه اما من ب خودم قول دادم عجله نکنم صبور باشم و ب همه ی گفته های شما ذره ذره عمل کنم تا ب امید خدا نتیجه بگیرم….
واقعا ک ذهن وفکرو باور ب این راحتیا و زمان کوتاه شکل نگرفته ک ب این راحتیا و مدت کم ب ذهن لاغر تبدیل بشه من ب خودم ب ذهنم ب جسمم زمان میدم وبا کمک هم میرسیم ب اون بالاها ب اون نقطه ای ک ب خودم افتخار کنم و از خودم لذت ببرم….
ناگفته نمونه استاد من الانم خودمو دوست دارم و ب خودم اعتماد دارم و دوست دارم این عشق و اعتماد ب خودم صدبرابر بشه و میدونم اگه استمرار و تکرار داشته باشم حتمااااا بهش میرسم…..
استاد بی صبرانه دلم میخاد ب جایی برسم ک باورهام تغییر کنه از خدا برای خودم و همه ی دوستانم ک تو این مسیر زیبا و خدایی هستن میخام ک بهمون صبرو استمرار بده و با دستان پر قدرتش مارو هدایت کنه….
استاد من چند روزه ک وارد سایت شدم تمرینی هم عنوان نشده ک من بخام انجامش بدم فقط عاشق گوش دادن ب فایل های شماشدم و مرتب گوش میدم اما میلم ب غذا کمتر شده ب راحتی میتونم از کنار شیرینی بگذرم اون هم تو ایام نوروز ک هرجا نگاه میکنی شیرینی هست و این اولین نشانه ی قدم درسته …..
ممنونم استاد مهربونم ….
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استادم
من آخرين رژيمي كه گرفتم رژيم كتوژنيك بود
در شروع رژيم خيلي حالم خوب خيلي وزنم كم شد اما بعد از دو ماه خيلي عصبي شدم و احساس ميكردم خيلي زياد محروم شدم از همه چي در زندگي
نميدونم از رژيم كتو اطلاع داريد يا خير ، تقريبا تمام مواد غذايي توش ممنوع هست..(منظورم كتوژنيك واقعي هست)
در اوايل رژيم اصلا فكر نميكردم كه دوباره برگردم به وضعيت چاقي و خيلي از اين موضوع خوشحال بودم
ولي از اونجايي كه الان فهميدم دستورات چاقي توي ذهن من بوده در حين رژيم كتو ، من دائما براي خودم با همون مواد غذايي مجاز در كتو چيزهاي خيلي متنوعي درست ميكردم و از همون مجاز ها زياد ميخوردم
نگو كه در ذهن من برنامه ديگري در حال اجرا بوده است
تا جايي كه ديگه اون مجاز ها در كتو براي من كافي نيود مخصوصا كه مسافرت ميرفتم عذاب عليم بود برام
كلي عصبي شدم و كلي ريزش مو گرفتم وقتي ديگه ريزش مو گرفتم گفتم اصلا نميخواد عطاش رو به لقاش بخشيدم
الان كه اين فايل رو ديدم متوجه شدم كه جنگ بين ذهن و اراده در من بوده و در نهايت ذهن من برنده شده و اين جنگ منجر به بهم ريختگي عصبي در من شد و نتيجه اش شد ريزش مو
بعد از رژيم بسيار سريع وزنم برگشت…چون الان ميفهمم كه خوب هيچ تغييري در باورهاي ذهني شكل نداده بودم
حتي شرايط با قبل از كتو بدتر هم شده الان
اينطوري كه توي كتو ميگن كربو هيدرات و شكر و چربي بدن رو داغون ميكنه و اصلا كرب و هيدرات و شكر نبايد خورده بشه
من قبل از اين رژيم اين باور رو نداشتم كه تركيب كربو هيدرات و شكر و روغن چه تاثيراتي ميتونه روي بدن بزاره ولي الان چون اون باورها در من ايجاد شده ، اين تركيبات رو كه با هم مصرف ميكنم ته ذهنم ميگم وااااي دارم چه ميكنم با بدنم
يا در كتو ميگن ميوه ها سرشار از شكر هستن و كلا دست كاري شده ژنتيكشون و شما فقط شكر ميخوري
و الان با اينكه ميوه ميخرم و ميخورم اما در ذهنم هست كه فقط دارم شكر ميخورم
الان ميگم كه رژيم كتو خوبه براي سالي دو ماه فقط چون به معناي واقعي بدن رو برميگردونه به تنظيمات كارخانه و كلا هر بيماري در بدن باشه پر ميكشه
ولي چيزي نيست كه بخواد لايف استايل شخص باشه و شخص بخواد خودشو هميشه محروم كنه كه سلامت باشه
الان فكر ميكنم اگر ميتونم با ذهنم هر كاري بكنم چرا كاري نكنم كه هميشه هر چيزي رو در حد نياز بدنم بخورم و هميشه متناسب باشم
چه كاريه كه تمام عمر توي هر سوپر ماركتي ميرم فك كنم همه اين مواد غذايي ها براي بدنم سم هستند …خوب اين چه زندگي هست…
به آرزوي رسيدن به روزي كه مثل يكي از دوستانم كه هميشه هر چي تعارفش ميكنم ميگه نه نميتونم حالم بد ميشه …منم برسم به اون جايگاه
سلام به استاد عزیز و عاشقان لاغری با ذهن
من قبلا یکی دو بار رژیم گرفتم ولی در آخر همه رو رها کردم چون ن اونقدر از وزنم کم میشد ن تو همون وزن میموندم جالبه وقتی رژیم میگرفتم خیلی بیشتر ولع خوردن داشتم یعنی دلم میخواست سفره رو یه جا بخورم ولی زور میزدم که دستم به غذا نره😂😂
اما از وقتی حسم رو تغییر دادم کم کم میلم به غذا رفت یعنی چی یعنی هستن مواد غذایی ای که دوست داشته باشم و خوشم بیاد ولی نمیتونم رو هم رو هم بخورم
من یه چند وقتی هست ولع خوردنم به شدت کاهش پیدا کرده
یعنی واقعا مهم نیست جلوم چیه من همونقدر که کافیه و بدنم میگه همینقدر بسه میتونم بخورم
اوایل که اشتهام کم شد و درک کردم که ما غده اشتها نداریم و این فقط هوسه و به قول مامانا چشممون گرسنه اس و گرنه سیریم و از قیافه اون ماده غذایی خوشمون اومده
راستش من این تغییرات رو خیلی چیز بزرگی نمیدیدم ولی الان که فکر میکنم من چقدر عوض شدم
(اینم بگم که قبل از آشنایی با سایت شما ناخودآگاه دلم کم کم هوس به مواده غذایی در من کاهش پیدا کرد و با آشنا شون با سایتتون انگیزه لاغری و تناسب اندام هم در من شکل گرفت )
تغییراتی که این روزها دارم
اصلا نمیتونم یه لقمه اضافه یا حتی آب اضافه بخورم
قشنگ میفهمم که الان این چیزی که جلومه چقدرش برام کفایت میکنه و بقیه اش اضافه اس حتی امشب مامانم برام چای آورد نتونستم بخورم چای خب آخه میگیم همون آبه دیگه و چیز خاصی نداره ولی وقتی میبینم مورد نیاز بدنم نیست هیچ کشش و علاقه ای در من ایجاد نمیکنه
یا اگه غذام اضافه بمونه نمیخورم خیلی راحت
یا میوه ها و شکلات و… قبلا گرسنه ام میکرد که خب این یه باور غلط در من بود اما الان اتفاقا برای بدنم احساس سبکی و سیری و راحتی میاره
وقتی میگین مگه یه آدم خوش نمیدونه کی غذا بخوره که برای رژیمش ساعت تعیین میکنن ک فلان وقت غذا بخور یا نخور؟!
و من حالا میبینم که اصلا لازم نیست تایم خاصی باشه من هر وقت ضعف کنم و معدم اعلام گرسنگی کنه به اندازه لازم میخورم و همین باعث شده منظم بشم و صورتمم خیلی عالی و بهتر شده نسبت با قبل و من حس میکنم همین سبکی و شادابی و استفاده صحیح از مواد غذایی این نتیجه رو برام به عمل اورده
من خیلی خوشحالم که در مسیر تناسب اندامم و هر لحظه از این مسیر لذت میبرم و ذوق زده ام برای لحظه ای که عکسم بیاد جزو آلبوم شگفتی سازان😍😍😍😍😍
تنها فایده رژیم من کم شدن حجم غذام بود، و نکته! همین جاست همه توجه کنن
غذام کم بود
ولی چه فایده ک ذهنم میگف بله غذات کمه چه فایده وقتی روغن داره قند داره بهم میخندید این ذهن نجواگر یعنی زینب خانم اگه غذات کمه بازم بی فایدس
خلاصه غذام کم شد این شدن عادت غذایی من خواهر زادم همیشه میگف تو اندازه بچه کوچیکا برنج میکشی چجوری سیرمیشی و فلان
موند ازدواج کردم خانواده همسرم همش میگفتن بابا تو چرا انقد کم میخوری بعدم میگفتن زینب انقد کم میخوره نمیدونیم چرا چ میشه🫤
بله همه میدیدن غذام کم ولی چ فایده ک ذهنم میگف روغن داره قندم داره پس بی فایدس طوری شده بود ک من تو ذهنم ب صورت لیزری غذارو ک نگا میکردم بیسکویتی ک میخوردم ب جای غذا چربی و قند میدیدم
بله ذهن من کاملا وسواس گونه رفتار میکرد و از لحاظ روحی منو شکست میداد😟
بله مشکل از ذهنم بود و نه از خورد و خوراک من این ذهن نجواگر ک همه جا ب انسان ضربه میزنه
این بود بحث رژیم من
خب حالا دیگه بیخیال شدم عذاب وجدانی زیادی ندارم موقع خوردن قند یا چربی بلکه لذت جایگزین اون شده بیشتر توجه میکنم به احساس سیری
من باور کردم ک لاغری آسان ترین کار دنیاست و اندام رویایی خودمو در ذهنم تجسم میکنم و براش غش و ضعف میرم آخه چی از کمر باریک بودن و شکم تخت و سبکی کل بدن قشنگ تره من میمیرم برا اندام زیبا
من به ساااااادگی لاغر میشم به زودی عجله ام نمیکنم
به جسمم احترام میزارم دوستش دارم و بهش عشق میدم میگم تو قشنگترم میشی
اصن ی لذتی داره لاغری و ک نگو و نپرس بی نظیره ی انرژی مثبتی تو لاغری هست ک فقط مایی ک قبلا توپولی بودیم میفهمیمش
خب بریم سراغ الهامی ک جدیدا ب من شده
با بدنت ارتباط برقرار کن هر خواسته ای ک داری رو ازش بخواه
بدن من !
ذهن من کاملا هوشمنده
خوب میدونه ک در نهایت آرامش میشه لاغر شد و به زیباترین اندام رسید
بدن من !
قلب من خودش رو از صمیم قلب دوست داره و ب خاطر این زیبایی همیشه شکرگزاره
ای بدن خوش استیل و ای زینب خوشتیپ من تو رو خیلی دوست دارم از این به بعد تو همیشه غرق در لذت بیشتر از این زندگی هستی
الهی شکر برای وجود استاد عزیزم ک یکی از دستان خداوند ک باعث شدن من و امثال من با جسم خودمون آشتی کنیم و بقیه عمرمون رو در صلح با خودمون باشیم
الهی به امید تو😍😍🥰🥰
سلام زینب جان وقتی دیدگاهتو خوندم فوق العاده عالی بود و دوست داشتم حس میکنم روی ذهنم تاثیر مثبت داشته ، بخصوص وقتی که نوشتی دیگه به مواد خوراکی قند و چربی توجه نمیکنی موقع خوردن بلکه به سیر شدن بدنت توجه میکنی حس خوبی گرفتم دوستم