لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

ترس از خوردن، بزرگترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟
کی از مخربترین باورهایی که سالها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:
«غذاها چاق میکنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱
از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:
- نخور!
- این چاقت میکنه!
- اون مضره!
- فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖
👈 نتیجه؟
ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرمافزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه میبینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!
اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم میکنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»
باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قویتر از ترسهام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیمگیرندهام!»
نکته: غذا وقتی ما رو چاق میکنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.
موفقیتها و چالشهاتو در طول روز بنویس:
✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ بهاندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هلههوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️
این کار باعث میشه کمکم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.
یادت باشه 💡
ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سالها بهش باور داشته…
ولی تو میتونی با آگاهی، قدمبهقدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و بهجاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫
اینجا دقیقا نقطهایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿
✨ از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️
و اگه میخوای نسخهی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آمادهست تا قدمبهقدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذتبخش و پایدار کنه! 🌸💛
🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟
حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راهحلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطهات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو میگیرم؟
آیا وقتی گرسنهام، واقعا به احساسات بدنم گوش میدم یا فقط طبق عادت غذا میخورم؟
تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی میافته و چطور میتونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.
اگر سوالی داشتی یا تجربهای از لاغری با رژیم غذایی میخوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ب همگی دوستان هم مسیرم
منم مثل خیلی از بچها رزیم گرفتم..و رژیمی ک نتیجه نسبی داشته….و خسته کننده و کسل کننده بوده و فقط ۱هفته اول ذوقشو داشتم….
کلمه ی رژیم برای من=با
ر: رنج و سختی
ژ:ژولیده و پریشان
ی:یایوس و نامیدی
م:محرومیت و محدودیت
ک هرکدوم تعریف خواسی دارن
ر:رنج و سختی ش این بود ک ..رنج گرسنگی..رنج چشمت دنبال غذا دویدن…رنج..سیر نشدن و مجبوری ک ازسر سفره بلند بشی..رنج..نگاه و رفتار دیگران ک بازم رژیمی..رنج تنهایی غذاخوردن توی ساعت خاص
سختی رنج رژیم:اینکه نتونی نگهش داری..خستت کنه…هیچوقت برای آدم عادی نمیشه..اون انتظاری و ک نداری از خودت نشی ..کم نکنی..
ژ:رژیم..ژولیده و پریشان ک از بس بیحالی و تو ضعفی حتی حال خودت و نداشته باشی..انرژی نداشته باشی..گرسنه باشی و نتونی چیزی بخوری..پریشونی بخاطر اینکه رژیمی نمیتونی چیزی بخوری ولی حتی حس سبک بودن هم نداری..حس رهایی نداری..حالت خوب نیست..حست خوب نیست..ترس داری.ک نکنه کم نکنم.ترس داری چاقتر نشم.پریشانی بخاطر دل ناارومت..
ی:رژیم یاس و نامیدی…بعداز مثلا ۱ماه رزیم و نخوردن و تلاش فیزیکی و فشار ب جسم.بری روی ترازو فقط ۱کیلو..۲کیلو کم کرده باشی..یعنی ترس از آینه..ترس از ترازو.نامیدی ازینکه باز من نتونستم…ک باز عرضه نداشتم..ک باز ببینم کجا کم گذاشتم .زیاد برداشت کردم..ک کجارو اشتباه کردم.و هزار فکراین مدلی ک یاس و نامیدی رو دروجود من داشت…
و بالاخره …
م:رژیم محرومیت و محدودیت..محروم بودن از غذاهای ک دوست داشتم..محروم از لذت بردن کنار عزیزانم ک باارامش ی لقمه غذا بخورم.محروم بودن از شادی.از لذت .از سر خوشی.
محروم کردن خودم اززندگی ک بابا اضافه وزن داری ولی بجاش چیزایی دیگه ای هست ک تو زندگی میتونی ازش لذت ببری مثل سلامتیت ..مثل خانواده.مثل مسافرت.ولی اضافه وزنم نمیزاشت ک من چشمم ب روی بقیه چیزا باز باشه..نمیزاشت دیدم ب زندگیم عوض بشه..خودم و محدود کرده بودم.حتی از نفس کشیدن..بخاطر چاقیم حتی نفس کشیدن و برای خودم منع کرده بودم ک چون من چاقم و باهر رزیمی نمیتونم لاغر کنم اراده شو ندارم ..جوربزه شو ندارم…من مال این حرفا نیستم..حتی حق ندارم نفس بکشم .درست راه برم ..لباسهای قشنگی و ک دوستدارم بپوشم
محروم بودم اززندگییی کردن .
هییییییییییی
چقدر محرومیت چقدر محدودیت..چقدر یاس و نامیدی..چقدر سرزنش .خودم بخاطر رژیم های اشتباه ..چقدراز خودم بدم اومدن ک همه ی رژیم ها درستن من اشتباهم….
رژیم برای من =است با بدترین و وحشتناکترین قسمتهای زندگیم…
اما….اما الان ک میدونم..میدونم من قوی ام ..من قدرتمندم .ک حتی تو راه اشتباه باز من کم میکردم هرچند طولانی کم میکردم ولی کم میشد و ب ی چشم بهم زدن بدتراز قبل میشدم…من تونستم تو راهی ک اشتباه قدمهای بزرگ بردارم..ولی بازم خونه اولم باشم….
الان تو راه درستم …بازم قوی و قدرتمند..ایندفعه باورمم با منه..اعتماد ب نفسمم دارم کم کم ب دست میارم ..تا در کنار هم…در مسیر درست هروز ی قدم ب راهم ادامه بدم.
قدم ب قدم ..قدمهای کوچیک ولی درست…برمیدارم چون ایمان دارم آخر این مسیر..اخراین هدف ..آغوش خدایم بازاست برای ب آغوش کشیدنم….
ک بها این مسیر و بانتیجه گرفتنم ب استاد خوبیهام پرداخت کنم….
من دیگ دنبال رژیم وورزش نیستم هیچ نوع …حتی اگ الان بیان بگن..این ی لیوان آب رو بخور تا۲۴ساعت دیگ باربی میشی
رد ش میکنم..و میگم…من در مسیری هستم ک خدا هدایتم کرده..خدا بنده شو ب هر کسی نمیسپاره…
خدای هدایتگر من ..منو سپرده دست بنده ای لایقش…داده ک از نو بسازتم..داده ک ایمانمو و باورمو ب خودم قویتر کنم..داده ک خدامو بیشترو صمیمیتراز قبل بشناسم…واین راه و مسیر رو من با هیچ چیز هیچ چیز تو دنیا عوض نخاهم کردم…..
نشان های دریافت شده
(درک عالی و شرح فوق العاده بر اساس محتوای آموزشی)
.
سلام واژه رژیم همیشه منو یاد محدودیت و نداشتن آزادی میندازه واسه همین حاضر بودم هر روشی رو برای لاغری استفاده کنم غیر از رژیم مادرم عمه ام خاله هام رو هم بارها دیده بودم که رژیم گرفتن و هر بار مقداری از وزن و سایزشون رو کم کردن حتی تا ۲۰ کیلو ولی باز هم وزنها برگشته و همچنان چاق هستن خیلی هم برام جالبه که هر دفعه هم یه مدل جدیدی از رژیم مد میشه و همه شدیدا دنبالش میکنن مثل رژیم مدیترانه ای رژیم شیر رژیم اب برنانه کرفس رژیم بر اساس گروه خونی بر اساس مزاج بدن رژیم کتوژنیک تازگیها هم خیلی اسم رژیم لیمومی رو توی اینستاگرام میشنوم که حتی توی پیج سلبریتیها هم تبلیغ میشه که تفاوتش فقط همون قبلیها هست با کمی تغییرات والان چند تا از اقوام دارن انجامش میدن
فکر میکنم یکی از مهمترین دلایلی که رژیم گرفتن در ذهن ماها به عنوان مهمترین روش لاغری ثبت شده اینه که کاهش وزن سریعتری داره و در مدت کوتاهی فرد وزن زیادی رو از دست میده مثلا برادر خودم به راحتی با کم خوری های بی رویه در یک هفته ۴ کیلو کم میکنه ولی همیشه مشکل اصلی اینه که این کاهش وزن ماندگار نیست وخود همین مسئله باید ما رو به فکر فرو ببره که وقتی جسم من این توانایی کاهش وزن رو داره چرا نمیتونه نگهش داره …و اینجا نقش ذهن پر رنگ میشه
یکی از مهمترین مشکلاتی که خود من هم داشتم دریافت نکردن احساس سیری بود و من معمولا تا حد خفگی و فشار شکم میخوردم مخصوصا توی مهمانیها توی سفر و رستوران و فست فود …😶 همیشه بعدش دلدرد و نفخ شکم و احیاس ناراحتی داشتم ،عاشق شیرینی هستم و وقتی شیرینی میدیدم دست وپام میلرزید و کلا همه فامیل به علاقه به کیک وشیرینی معروفیم و رژیم یعنی محرومیت از تمام خوشمزه ها برای همین دوسش ندارم
به لطف خدا با استفاده از روش ذهنی حرص و ولع من برای خوردن خیلی کم شده تا زمان احساس گرسنگی چیزی نمیخورم و معمولا پیغام سیری رو دریافت میکنم البته شده که پیغام رو دریافت کردم ولی بازم خوردم ولی تعدادش کم بوده نسبت به زمانهایی که به محض پیغام سیری دیگه نخوردم
ترس از خوردن یه باور ریشه ای هست در افراد چاق که فکر کنم دلیلش هم اینه که همیشه برای لاغر شدن فرمول کم خوری و نخوری رو تجویز کردن و برای چاق شدن هم فرمول بیشتر خوردن رو و در ذهن ما فرمول خوردن =چاقی ثبت شده و کنارش غذا =چاقی،شیرینی=چاقی،نوشابه=چاقی،شام=چاقی،شکر=چاقی،قند=چاقی،برنج =چاقی،نان=چاقی، هم به عنوان فرمولهای جانبی ثبت شده
در واقع در ذهن ما قدرت چاق کنندگی به مواد غذایی داده شده که به هر میزانی مصرف بشه چاق میکنه در صورتیکه ما در این دوره یاد میگیریم که مواد غذایی منبع انرژی بدن ما هستن و به اندازه نیاز باید مصرف بشن ووقتی به اندازه مصرف بشن هیچ مشکلی ندارن و صرف کارهای بدن و سلول سازی ،رشد وترمیم و بازسازی میشن ولی اضافه بر اون که مصرف بشه بدن اضافات رو تبدیل به چربی میکنه برای دوران قحطی
و بدن به قدری هوشمند هست که مقدار نیاز رو تشخیص میده و خودش با اعلام سیری هشدار توقف رو میده و ما وقتی در این مرحله خوردن رو متوقف کنیم احساس سنگینی نداریم و این همون احساس خوب بعد از خوردن هست وفقط همین راهنمای احساس خوب یعنی درست و کافی و به اندازه خوردیم
همیشه توی مباحث موفقیت در مورد احساس خوب حرف میرنن و اونو شاه کلید موفقیت معرفی میکنن و چقدر جالبه که در لاغری با ذهن هم احساس خوب بعد از خوردن خودش راهنمای درست هست که نشون میده ما درست عمل کردیم
چقدر تحلیل و باز خوانی این اطلاعات برای خودم لذت بخشه و یه مرور جانانه هست بر مطالبی که تاکنون اموختم😊😊
مشکل من اینه که قبل از ایجاد احساس گرسنگی بی اختیار میرم سراغ خوراکی و بی اختیار یک کوجولو از این خوراکی یک کوچولو از اون میخورم فقط در همین حد که جلوی گرسنه شدن رو بگیره .گاهی میفهمم که دارم میرم که بخورم در مسیر از خودم میپرسم که آیا گرسنه ای که میخوای چیزی بخوری ؟ ولی قبلاز اینکه جوابی بگیرم یا حتی بعد جواب اینکهمن سیرم ناگهان متوحه میشم که خوراکی رو خوردم و کار از کار گذشته!
مشکل من مهارهمین عملکرد خودکار و بی مهار هست😒😒😒
سلام دوستان
فایل به جایی بود من در آغاز ورود به هفته ششم هستم دقیقا متوجه تغییر حجم غذام شدم بدون اینکه احساس گرسنگی داشته باشم ولی گاهی اوقات جنبه منفی ذهن ناخودآگاه دخالت میکنه و از اونجایی که متعهد هستم خودم رو وزن نکنم و عملکردم فقط بر مایه احساس خوبم باشه شک میکنم که ایا به اندازه میخورم یا نه
دقیقا دیروز این سوال ذهنم رو مشغول کرده بود که چطور میتونم عملکردم رو ارزیابی کنم راستش یه کم ترسیدم مبادا دوباره به اون روزها برگردم ولی الان اطمینان پیدا کردم مسیر رو درست میرم یه لحظه فکر کردم تحت تاثیر هیجانات ناشی از شرکت در دوره و ذوق و شوق غذام کم شده ولی اشتباه میکردم من قراره فرمولهای ثابتی رو در ذهنم جایگزین فرمولهای قدیمی کنم و مثل یاد گرفتن یک مهارت جدیده که انسان وقتی روش تمرین داشته باشه دیگه تقریبا غیر ممکنه که فراموشش کنه مثل مهارت آشپزی یا خیاطی .خوشبختانه تا امروز از لحاظ غذایی رفتار درستی داشتم ولی میخوام انتخاب و رنگ جدیدی به این عادتهای جدید اضافه کنم و واقعا تا زمانی که سیگنالهای گرسنگی رو به وضوح دریافت نکردم سمت موادغذایی نرم و به دریافت پیامهای سیری هم توجه بیشتری نشون بدم
بعضی اوقات از اینکه انقدر غذام کم شده تعجب میکردم ولی الان میفههم من واقعا سیر بودم و مثل ادمهای متناسب در قید وبند خوردن در ساعات خاص و به علتهای خاص نیستم شاید اوایلش باور همچین موضوعی در مورد خودم سخت بود ولی الان خوشحالم که روز به روز بیشتر الگوهای تناسب در وجودم در حال رشد هستند
نشان های دریافت شده
کلا اسم کلمه ی رژیم ک آدم میشنوه حس بدی بهش دست میده من ک حالم بد میشه چون چند دوره رژیم گرفتم ولی الان این دوره اصلا این جوری نیس حس و حال خوبی آدم داره روز ب روز ابدیت میشی😊طبق گفته های استاد من میشینم ک گرسنه بشم اون احساس گرسنگی داشته باشم در غیر این صورت کم پیش اومده چیزی بخورم خیلی برام جالبه وقتی سر سفره ناهار یا شام میشینم خیلی زود سیر میشم همیشه اینجور نبودم
نشان های دریافت شده
با سلام در موردفایل آیا بارژیم میتوان لاغر شد با بگم والا من که هر گونه رژیمی بود رو گرفتم ولی به موفقیتی دست پیدا نکردم و من بعدازاینکه این فایل را چند بار گوش کردم دوباره به قدرت ذهن پی بردم و اینکه با یک روش بسیار راحت و بدون دردسر میتوان به آرزوی خود رسید و من بعدازگوش دادن به این فایل تصمیم که دوباره خودم رو محک بزنم و قصد دارم دوباره تازمانیکه کاملا گرسنه نشده ام چیزی نخورم و به محض شروع کردن به خوردن وقتی احساس ضعف و لرز بدنم تمام شد دست از خوردن بکشم و اینگونه دوست دارم که دوباره پیغام سیری را درک کنم تا بتوانم دوباره به مسیر تناسب اندام برگردم چون فکر میکنم که مدتی است که روند تناسبم استپ کرده است و میخواهم با استفاده از این روش دوباره به مسیر تناسب اندام برگردم و برای این که به خواسته ام برسم هرتلاشی راخواهم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان شگفتی سازم.
بالاخره بعد از سه روز گوش دادن به این فایل تونستم بیام و نظرم رو بنویسم.وای که منفی باف نمیزاره که من راهمو ادامه بدم ولی موفق شدم شکستش بدم.و بیام بنویسم.
فایل شماره ۲۹:این فایل باز هم به من یاد اوری کرد که غذا ادم رو چاق نمیکنه ولی خوردن غذا ادم رو چاق میکنه .غذا ها هیچ نقشی در چاق کردن ما ندارند چون همه ادم های متناسب هم از غذا استفاده میکنند و فرق ما در افکار و باورهای ما هست و علت غذا خوردن ما هست.انسان های متناسب بی دلیل غذا نمیخورن برای تفریح غذا نمیخورن برای سرگرمی غذا نمیخورن در ناراحتی و شادی غذا نمیخورن بلکه وقتی احساس گرسنگی کنند و بدنشون به انرژی احتیاج داشته باشه به اندازه مورد نیاز از غذا استفاده میکنند.انها مثل یک کارخانه از همه چیز به طور اتوماتیک استفاده میکنند.
من خواهرم شادی تا وقتی گرسنه نباشه اصلا لب به غذا نمیزنه و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
برادرشوهرم اصلا به تنوع غذایی اهمیت نمیدهد و اصلا به غذا فکر نمیکنه وبرای غذا خوردن ساعت خاصی تعیین نمیکنه و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
دوستم نازنین بعد از خوردن نهار به هیچ وجه تخمه یا تنقلات یا شیرینی نمیخوره و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
خواهرزاده های من اصلا هیچ وقت ولع غذا خوردن را ندارن و اصلا برای خوردن غذا لحظه شماری نمیکنند و من خیلی از رفتارشون لذت میبرم.
خواهرم شادی وقتی که به اندازه نیازش غذا خورد حتی یک قاشق هم دیگه نمیخوره و همیشه ته ظرفش غذا اضافه میاد و من از این رفتارش لذت میبرم.
رفتارهای تحمیلی به خودم:من از خوردن لذت میبرم و وقتی گرسنه نیستم پفک یا تخمه یا تنقلات میخورم .من زمانی که حوصلم سر رفته دوس دارم بی دلیل چیزی بخورم.من وقتی تلوزیون نگاه میکنم باید حتما چیزی بخورم.و خیلی ریزه خواری میکنم.
من اوایل دوره خیلی با مشکل ترس از غذا روبه رو بودم چون نمیدونستم کی بخورم و چقدر بخورم ولی از وقتی که این تمرین رو انجام دادم تونستم احساس گرسنگی رو درک کنم و تا حدودی از خوردن های بی مورد جلوگیری کنم و واقعا زمانی که گرسنه هستم هیچ ترسی اژ خوردن غذا ندارم ولی وقتی بی دلیل غذا میخورم خودم متوجه میشم واز خودم میپرسم که الان که بی دلیل داری میخوری باید بترسی و این موضوع کمی منو ناراحت میکنه و دلم میخاد این موضوع رو حل کنم.
با سلام 🌸
شنیدن کلمه رژیم خاطرات بدی رو در من زنده میکنه یاد تلاشهای بی فایده یاد هزینه های زیادی که بر من تحمیل میشد بواسطه رفتن به این دکتر وان مطب ویاد خرید داروهای که دکتر بعنوان چربی سوز مینوشت میفتم
حتی اگه به خاطر یک بیماری به دکتر میرفتم وبه خاطر بهبود بیماری تجویز فلان رژیم غذایی رو میداد باز هم سخت بود چون خودم رو در بند شیوهای میدیدم که اون به من میگفت که چی باید بخورم وبه چه میزان بخورم اثرات رژیمهای لاغری هنوز هم در وجودم هست چون هنوز هم گاهی اوقات ترس از خوردن وترس از چه میزان خوردن دارم وعلت کم نشدن وزنم رو امروز با گوش دادن به این فایل دریافتم وفهمیدم که وقتی ترس از مواد غذایی داشته باشم چه میزان خوردن دیگه اهمیتی نداره من باید در ابتدا ریشه این ترس رو بخشکونم چون مواد غذایی هیچ نقشی در چاقی من ایفا نمیکنن بلکه استفاده ناصحیح از اونهاست که من رو در این وضعیت قرار داده ورژیم یعنی مانع ،محدودیت وانسان دوست داره آزاد باشه درمورد خوردن
مثلا آتش به خودی خود خیلی خوب وزندگی بخشه ولی اگر به جون یه جنگل بیفته اون رو تبدیل به خاکستر میکنه وهمینطور باران مایه حیات وزندگی ولی وقتی زیاد از حد بارش داشته باشه وراهی برای ذخیره واستفاده صحیح از اون وجود نداشته باشه ویرانگر میشه هر نعمتی در دنیا یه بعد خوب ویه بعد بد داره واین بستگی به این داره که ما آدمها چطور از اون استفاده میکنیم وهمیشه بهترین نتیجه رو از هر چیزی دریافت کنیم مثلااز خوردن برای دریافت انرژی بدن استفاده بشه نه برای تفریح ولذت چون این لذت زود گذره و خودش رو با اضافه وزن بروز میده ومایه عذاب میشه من به این باور رسیده ام که تنها راه متناسب شدن لاغری با ذهن هستش 🌸🌻🌸🌻🌸🌻🌸🌻🌸🌻
نشان های دریافت شده
وقت همگی بخیر
منم الان چند وقتی هست که فکر می کنم دیگه موندم همینجا و تغییری نکردم نمی دونم این باور در من هست هنوز یا نه ترس از خوردن که مانع من می شه ؟!
من فکر کردم دیگه من ترسی ندارم از خوردن غذاها به اندازه و البته که رفتارهام خیلی تغییر کرده و الان کمتر مصرف کردم به خاطر ذوب و شوقمه نه رژیم البته به صورت نااهگاهانه
از از امروز می خوام دیگه این پیغام گرسنگی و که دریافت کردم غذا بخورم یعنی واسم یکم دلم ضعف کنه و بعد بخورم ولی خیلی دلم می خواد که مثل همسرم اتوماتیک یاد بگیرم که استاپ کنم
و یک نکته جالب هم اینکه به احساس خودم توجه کنم بعد از غذا خوردن نه به نجواهای ذهنی بعدش به اولین احساس اون مهمه
و من خیلی وقته که احساس بدی نداشتم از غذا خوردن پشیمون نشدم
سلام دوست عزیز
شما مهارت درست رفتار کردن رو دارید
پس خیلی ساده با قضبه برخورد کنید
فقط هدفت از خود راضی بودن باشه
از رفتار خودت راضی باش
همین کافیه
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
اول میخوام بی نهایت به خاطر عشقی که برای تهیه ی فایل های توضیحی و نوشته های جدید می گزارید تشکر کنم .چقدر در شخص من تاثیر گزاره چقدر احساس حمایت می کنم و از دوره ی تکرار متنوعی رو میگذرونم
فایل شماره 29 که یادآور نیاز بدنی یک انسان هست و تفاوت بی ذهنی در حیوانات و داشتن ذهن و تصمیم گیری در انسان ها رو نشون میده خیلی برای من در شروع دوره فکر برانگیز بود
همیشه در کش مکش با خوردن و نخوردن زندگی می کردم
و اینکه بخوام دیدمو به خوردن تغییر بدم و چیزی که همیشه ازش سواستفاده می کردم و رفتار معتادگونه ای بهش داشتم و تا حدودی دارم رو عجیب می دونستم
بعضی وقتا زمانی که به یاد یه ماده ی غذایی میافتادم و چون سیر بودم ولی دوست داشتم بخورم ، این فایل به این صورت به من کمک میکرد که فکر کن آب خوردی دوباره می خوای آب بخوری؟ و میدیدم من به خاطر تنوع و لذت جوری مخرب می خوام به سمت اون خوراکی ها برم. یا اینکه بخوام بیشتر نفس بکشم یا اینکه بیشتر خودمو در معرض نور قرار بدم
نمی خوام بگم این طرز تفکر همیشه همراه من بوده ولی واقعا خیلی وقتا به کمکم اومده
در مورد فایل ارزشمندی که به این هفته اضافه کردین واقعا ممنونم …….من با اینکه تصمیم گرفته بودم به حالت رژیم فکر نکنم ، تا زمان تکرار دوره ، فراموش کرده بودم باید ترسم از خوردن رو کنار بزارم و به خودم اعتماد کنم و بدون کنترل غذامو بخورم
فرمول های چاقی ذهنم باهام چونه می زنند و تلاش می کنند و تمام تلاش ذهنیمو می کنم که بهشون توجه نکنم و از فرمول های متناسب کننده استفاده کنم
مثل بجه ی نق نقویی شدند که از بس مورد اهمیت بیش از حد قرار گرفتند داره مادر رو ضعیف و خسته و بی رمق می کنه ….این که میگم دیدم که میگم ……..مادر و کودکی رو میشناسم که مادر از زمان تولد کنار بچه بوده تا حالا که بچه یک و نیم ساله شده و مادر هم به این وابستگی کودک و کنارش بودن عادت کرده و در عین حالی که خیلی خسته می شه ولی دائم بچه رو بغل می کنه و شبا کنارش میخوابه و زندگی بی انگیزه ای رو برای خودش ساخته ولی طبق باورهایی که من مادر خوبی هستم و باید هر طور می تونم به بچم محبت کنم، پشت این نقاب خودش داره از پا درمیاد.
قرآن اسم این احساساتو میگزاره جهل …….همون غلبه احساس به عقل و چقدر زیبا و به جا به پیامبر تذکر میده که احساساتی نشو
امیدوارم همیشه به لطف خدا بتونم به یاد بیارم که این همون احساسات مخربه که با یه چهره ی دیگه داره میاد…….
الان داشتم متنی که برای فایل رژیم گذاشته بودین رو می خوندم یدفه دستم خورد به لینک آبی روی متن ” عدم توانایی کنترل اشتهای خودشان” که وارد صفحه ای شدم با این تیتر ” اشتها رو جدی نگیرید”
چقدر به من کمک میکنه این طرز تفکر
چون از بچگی با هر گرسنگی جزئی ما باید می رفتیم یه چیزی می خوردیم که نکنه خدایی نکرده غش نکنیم ولی من یادمه که من دقیقا در سن تکلیفم به خاطر خانواده ی بسیار مذهبی که داشتم تمام 30 روز رو در سن 9 سالگی روزه گرفتم
الان که یه بچه 9 ساله می بینم که باید روزه بگیره با خودم میگم چقدر خانواده می تونه و قدرتمنده که باورهای سازنده ای برای بچه هاش بسازه……..ولی خب افطار تلافی می کردیم چون خب بچه بودیم و پدر و مادر می خواستند که ما مشتاق تر بشیم و یادمه آخر ماه رمضان پدر عزیزم منو خواهر بزرگترمو برد طلا فروشی و برامون گوشواره طلا خرید.
در اوج گرمترین زمان ماه رمضان دیدم کودکی که خانواده اش بسیار مقید به روزه بودند اون دختر با اینکه بسیار ریزه بود ولی تمام روزه هاشو بدون هیچ مشکلی گرفت…..چقدر ذهن در بچگی پذیرش آموزش های زندگی ساز رو داره
در مورد رژیم هم من خیلی در سن پایین درگیر این آموزش سرکوب کننده قرار گرفتم یعنی بسه دیگه نخور……کم بخور………….. چقدر می خوری…….. درست بخور……… چرا اینجوری می خوری……….حالا برای لاغری اینجوری بخور …….اینقدر بدو……..این مقدار بخور……..ووو یعنی تا بیاد فرمول ها ی متناسب کننده جاگیر بشه زمان می بره میدونم
همین امروز تجربه ای داشتم از یه فرمول جاقی که به لطف خدا تونستم مچشو بگیرم و با جواب منطقی رضایتشو برای انجام ندادن الکی خوردن و تشویق نکردن به این لذت جویی کسب کنم
همسرم یک هفته هست که ایران نیست و من رسمم این بود که باز هم در نقاب چهره ی معصومی به نام احساس لیاقت یه زمانی به رستوران رفتن تنهایی برای خودم اختصاص بدم و خودمو مهمون کنم
نمی گم این کار نادرسته ولی این فرمول باعث میشه من بخوام همیشه به این فکر کنم که هر زمان تنهایم رو به رستوران یا فست فودی برم و در ناخودآگاهم همیشه انتظار رفتن به قصد خرید خوراکی رو بکشم و این باعث میشه فرمول های متناسب کننده در من قدرت نگیره …….یه جورایی این بند میثاق نامه که میگه من تمام موانع ذهنی و محیطی خودمم رو برای رسید به تناسب اندام از بین می برم رو نقض می کنه…….
من می تونم زمانی رو برای رفتن تنهایی به کافی شاپ یا رستوران اختصاص بدم ولی نباید براش نقشه ی انتظار یا تصویرسازی هایی رو ترسیم کنم که اونو تو ذهنم تثبیت کنم ………با خودم بگم خب حال میرم یه وقتی خیلی هم که مهم نیست تاز ه غذای خودم تو این اوضاع خیلی امن تره و درست تره
امروز رفتم هم یه پولی کارت به کارت کنم هم برم از خیابونی که تو تهران بورس رستوران های رنگارنگه یه نهاری برای خودم تهیه کنم یعنی واقعا به عشق تهیه ی یه پیتزای گیاهی زدم بیرونا
قبل از اینکه به مسیر اون خیابون برسم باز هم از خودم سوال کردم واقعا با خریدن یه پیتزا احساس لیاقت می کنی؟
حالا نمیشه بری برای خودت یه کتاب بخری و احساس لیاقت کنی ؟ مزه نداره نه؟
تا این حالتو دیدم که این اشتیاق در مورد پیتزا داره منو دنبال خودش می کشونه به خودم گفتم یعنی الان اختیارمو بدم دست یه پیتزا که چی بشه اونوقت
نه
اونوقت پایبندیم به بند میثاق نامه که میشه من از امروز سعی می کنم توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم چی میشه پس؟
اینجوری که تمام توجهم امروز شده مواد غذایی
خلاصه که متفکرانه سمت مخالف اون خیابون رو در پیش گرفتم و به خودم گفتم خداییش هوا خوبه ها ببین این پیاده روی لذت خوبیه
اگه می رفتم به اون خرید حالا بایدکلی راه با یه جعبه جلوی چشم مردم این همه راه با خجالت از این که حالا مگه واجبه جعبه به این گندگی رو دست بگیری تا خونه بری ، کلی باید پیش خودم خجالت می کشیدم و خلاصه هزارتا شرمندگی بعد از تهبه ی اون غذارو در آنی جلوی چشمام آوردم و یه نفس راحت کشیدم و اومدم خونه …..
راستش عملی کردن فایلا واقعا همت عالی میخواد
خدا کمکون کنه
بعضی وقتا مثل یه گنجیشک که میخواد به دام بیافته وقتی به یه غذای هوس انگیزی می رسم سعی می کنم نمیگم همیشه یادمه سعی می کنم دعا کنم و از خدا کمک بخوام و از اون غذا فاصله بگیرم تا به قوله شما هوس و اشتها رو جدی نگیرم
در مورد تمرین و فرمول عملی جدید هم بی نهایت سپاسگزارم
احساس گرسنگی احساس لذت بخشیه که دوست دارم به خودم هدیه بدم و بعد با غذای به اندازه از خودم بابت اون تشکر کنم و تشکر دیگه ی من وقتی باشه که بگم خب گرسنگی برطرف شد خوبه دیگه اوکیه…….بقیه اش دیگه همون اشتها و هوسه که بهتره وباید الان جدیش نگیرم
خیلی ممنونم