0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

📍 این جلسه ادامه گام ۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی‌شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغریترس از خوردن

💡 اگه می‌خوای این باورهای پنهان چاقی رو با راهنمای کامل و تمرین‌های عملی شناسایی و اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ ترس از خوردن؛ در ادامه هم توی گام ۷ سراغ «انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 384 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 225 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10012

384 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۹/۰۶/۱۰ ۲۱:۴۱
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 21573 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      استاد دست مریزاد،من هنوزم که هنوزه باکلمه ی رژیم کنار نیومدم از بس رژیم های سخت ومحدود کننده گرفتم نتونستم باکلمه ی رژیم کنار بیام چون رژیم برای من همراه بود با گرسنگی کشیدن ،عصبی بودن ،در حسرت بودن ،حرص غذا رو خوردن وخیلی چیزای بد دیگه ،که باعث شد وقتی در سه ماه آخر بارداریم به خاطر شرایط خاص ومصرف داروهای خاص دچار قند خون بالا شدم ودکترم گفت باید رژیم غذایی خاصی که برای دیابت بارداریه دنبال کنی خیلی بهم ریختم وسختم تااز استاد سوال کردم وایشون من رو راهنمایی کردن والان برام مفهوم رژیم شده=انتخاب کردن غذاهای خاص

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam Piri
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۲ ۱۱:۳۸
      مدت عضویت: 2589 روز
      امتیاز کاربر: 11274 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی ودوستان خوبم
      چندروزی هست که ازاین تمرین استفاده میکنم وتاوقتی گرسنه نشدم ونشانه ای ندیدمغذانمیخورم منفی باف خیلی بهم میگه الان بخوریه چیزی ولی بهش میگم هنوزنشانه ای ازگرسنگی ندارم وخیلی باخیال راحت غذامیخورم واین برام خیلی لذت بخشه که باآگاهی خودم مقدارغذای موردنیازبدنمرامصرف کنم تااینکه شخص دیگه ای برنامه رژیمی برام بنویسه ومقدارتعیین کنه وهمش باترس ومحدودیت غذابخورم وبعدازمدتی دوباره همه اون رنج وسختی که کشیدم تامقداری وزنم راکم کنم به حالت قبل خودش برگرده وهمیشه ازشنیدن کلمه رژیم واقعاترس ازنخوردن ومحدودیت داشتم هیچ وقت حس خوبی بهش نداشتمخداراشکرمیکنم که باآگاهی باخیال راحت ازموادغذایی مختلف بدون محدودیت استفاده میکنم وهرروزبه هدفم نزدیکترمیشوم🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ ۱۸:۲۳
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 4724 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      سلام بر پروردگار عشق و مهربانی 💖💖💖💖💖💖💖سلام بر استاد عزیز و دوستان همراهم 🌺🌺🌺🌺🌺
      فایل شرح رژیم
      واقعا ک حتی اسم رژیم را هم ک می شنوم استرس میگیرم ،چون رژیم های زیادی گرفتم و بیشتر مواقع با شکست مواجه شدم و بعد از اون بیماریهای روحی و جسمی ،افسردگی معده درد گرفتم،ولی اینقدر این فرمول در ذهنم قوی هست ک الان هم بعد از ۶ ماه ک در دوره هستم ترس از غذا خوردن میاد سراغم، و همین باعث استپ شدن وزنم شده و امروز با گوش دادن به این فایل به این فرمول اشتباه پی بردم واز امروز سعی میکنم دیگه ترسی از خوردن نداشته باشم به غذا ها توجه نکنم و به اندازه تی ک بدنم نیاز داره غذا بخورم،البته خیلی خیلی اشتها من کم شده وقتی پیغام سیری را دریافت کردم دست از خوردن می کشم ولی هنوز ریزه خواری دارم هر از گاهی خیلی دوست دارم تمام فرمول های اشتباه را پاک کنم وب کلی یک فریبای دیگری بشم و کلا تغییر کنم در رفتارم باغذاها ،با افراد،با خودم،و خودم رابیشتر بیشتر دوست داشته باشم ،
      دیروز وقتی با دوستم پیاده روی میکردم و اون از سالهایی ک چقدر رژیم سخت گرفته بود و میگفت من در ماه رمضان بدون سحری روزه میگرفتم وبعدموقع افطار یک ساعت بعدش غذا میخوردم و اصلا دیگه غذا دوست نداشتم مدتی ک گذشت وزن زیادی از دست دادم ولی زخم معده گرفته بود و افسردگی شدید ،میگفت مثل اینکه مغزم خشک شده بود،وخیلی عصبی شده بودم وخیلی ناراحت بود من هم فقط سایت استاد عزیز رو بهش معرفی کردم ک ی سری بزن ببین ،واقعا عالیه،
      چقدر ما افراد چاق خودمون در حق خودمون ظلم کردیم بدون فکر چاق شدیم ،خوردیم و خوردیم تا به اینجا رسیدیم بعد هم با زور میخواستیم یک شبه لاغر بشیم ، من خیلی دوست دارم ک متناسب شدنم را جشن بگیرم برای خودم ،و همین ک دارم روزهای لاغر شدنم را با این مسیر زندگی میکنم خیلی خوشحالم وهر جا با مطلبی بر خورد میکنم میبینم ک این ها تمام صحبت های استاد عزیزم هستن،وخیلی خوشحالم ک در این مسیر قرار گرفتم،
      استاد من موقع گرسنگی شکمم صدا نمیکنه؟ فقط ی درد توی معدم میگیره یا بدنم شروع به لرزیدن میکنه بعد غذا میخورم این درسته؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۶ ۰۲:۳۳
      مدت عضویت: 2489 روز
      امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 461 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      این فایل برای من خیلی جالب و عالی بود..چون با وجودی که همه فایل ها را بدقت و چندین بار گوش میدم و تمریناتم را هم با دقت می نویسم با وجود تغییرات عالی احساسی که بدست آوردم ولی چیزی از وزنم کم نشده و گاهی قدری نگرانم میکنه…امروز فهمیدم که یکی از موانع مهم ذهنی برای لاغر شدن کلمه ی رژیم یا ترس از خوردن هست…
      در ابتدای دوره من خیلی احساس آغو رهایی از بند رژیم و محدودیت های اون را بدست آوردم و با آرامش و راحتی شروع به غذا خوردن کردم و اتفاقا توی تمرین ها هم نوشتم و استاد هم مرا تشویق کردن که عالی عمل کردی و کم کم حجم غذام کم شد یعنی واقعا باورم نمیشد ی روزی براحتی بتونم کمتر غذا بخورم و این اتفاق خوشبختانه افتاد قبلا شاید دو یا سه بشقاب غذا می خوردم ولی به مرور کم شد و الان دیگه ی بشقاب را هم پر نمیکنم و بعضی وقتا بازم ی مقدارش می مونه و براحتی دور میریزم و نمی گم حیفه یا حروم میشه یا اسرافه و دور میریزم….
      اما به مرور که به اواخر دوره نزدیک شدیم و من چیزی کم نکردم دوباره روی مقدار خوردنم تا حدودی حساس شدم که نکنه بازم دارم زیاد می خورم و باید کمتر بخورم یعنی بازم خودم می خواستم تغییر غذایی ایجاد کنم در حالیکه باید اجازه بدم تا ذهنم میزان غذای منو تعیین کنه..‌..
      و شاید دوباره احساس رژیم گرفتن باعث کم نشدن وزنم شده…چون این کلمه واقعا نفرت انگیز و وحشتناک و محدود کننده و اسارت آوره و شاید باز احساس محدودیت کردم….چون ذهن من همزمان با من که دارم برای لاغری تلاش میکنم اونم مشغول منصرف کردن منه از مسیری که در پیش گرفتم و دست میذاره روی نقطه ضعف‌ من که ترس از خوردن و رژیم گرفتنه…
      بنابراین باید همین میزان غذایی که می خورم را با آرامش بخورم و تمرین کنم تا پیغام سیری را در وجودم احساس کنم…
      تمرین استاد را از امروز شروع کردم و به امید خدا ادامه میدم که تا کاملا گرسنه نشدم و احساس گرسنگی در بدنم واکنش نشون نداده غذا نخورم و وقتی خوردم به محض اینکه اون حالت ضعف یا صدای شکم برطرف شد دیگه نخورم..
      و جالب اینه که هم از پیامبر ص و هم از چند تن از معصومین حدیث هست که: «تا کاملا گرسنه نشدین غذا نخورین و قبل از اینکه کاملا سیر بشین دست از غذا خوردن بکشین»
      اگر از اول به همین یک سخن عمل کرده بودیم، همیشه متناسب می موندیم…
      امیدوارم در انجام این تمرین موفق بشم تا بتونم احساس گرسنگی و لذت غذا خوردن را درک کنم..‌
      با تشکر و سپاس بیکران از استاد عزیز بخاطر صحبتها و تمرینات عااااالی…
      به امید موفقیت همه ی دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Razi
        ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ ۱۴:۱۰
        مدت عضویت: 2513 روز
        امتیاز کاربر: 711 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 521 کلمه

        دوست عزیز از نوشته شما و سایر دوستان الهام گرفتم. از پیام های دوستان متوجه شدم که همه نتایج درخشانی رو که از دوره گرفتم ذهنم ربط میده به کالری غذاها. همون باور محکمی که بارها قبل از دوره روش تاکید داشتم و خیلی ریشه دونده تو ذهنم.
        من در طول دوره با اینکه همه چیز میخورم ولی لاغرتر شدم. متوجه شدم که حجم غذای مصرفیم کمتر شده . کمتر از قبل مواد غذایی خریداری می کنم و در هر وعده کمتر از قبل غذا میخورم چون دیگه بر اساس دریافت پیغام سیری غذام رو تنظیم کردم و ترسم از غذاها به نسبت کمتر شده.
        ولی بارها این به ذهنم اومد که چون حجم غذام کم شده پس موضوع برمیگرده به همون کالری دریافتی که کمتر شده و دوباره باور چاق کنندگی غذاها و کالری اونها بیشتر قوت گرفت. و فکر کردم این هم یه نمونه رژیم میتونه باشه که با حس خوب و بدون دردسر لاغر میشیم ولی موضوع اصلی همون کالری غذاهاست و چاق کنندگی اونهاکه با یه ترفندی که ذهن متوجه نشه حجم اونها رو کم کردیم. و شاید علت کندی لاغری من همین باور مخفی باشه.
        البته چیزای دیگه هم کشف کردم. در حالیکه فکر می کردم من نسبت به بقیه ترس کمتری از غذاها دارم و این باور زود واسه من جا افتاده ولی الان دقت می کنم می بینم هنوز بعضی چیزا رو با خیال راحتتر میخورم. مثلا موقع ریزه خواری از خوردن خیار اصلا ناراحت نمیشم و خیالم کاملا راحت. و چندین بار که سر یخچال رفتم و بدون نیاز میل به خوردن داشتم سعی کردم خیار بردارم تا خیالم راحتتر باشه و اصلا ناراحت نبودم از خوردنش. واسه باقی ریزه خواری ها حس میکردم بر خلاف قوانین دارم عمل می کنم.بخصوص از خوردن بستنی عذاب وجدان داشتم.
        پس فهمیدم که موضوع “کالری غذاها” ملکه ذهنمه و باید روش کار کنم.
        چقدر این باورها موذیانه وارد میشن طوری که ماهها متوجه اونها نمیشیم. اونقدر موذیانه که نتایج درخشان دوره رو هم به خودشون ربط میدن و شاید خانم منفی باف هم دخیل باشه در این مورد.
        باید ریشه های قدیمی و جدیدشون رو یکی کی قطع کنیم تا جاییکه فقط من باشم و یه ذهن سالم و قوی و پاک از باورهای غلط.
        طوریکه غذا رو مثل آب یا اکسیزن ببینم و فقط موقع نیاز مغزم سیگنال گرسنگی ربای رفع نیاز بفرسته و چقدددر اونموقع احساس رضایت و آرامش دارم.
        ممیدونم که بزودی به نتیجه تلاش هام میرسم و به دوستانم میگم چجوری این باور رو ریشه کن کردم.
        این یکی از چالش های منه تو این دوره که نتایجش رو مو به مو به دوستانم خواهم گفت تا اونها هم الهام بگیرن و بتونن راحتتر این باور ریشه دار و مخفی و خطرناک رو از بین ببرن.
        بنظر من این باور در همه ما اونقدر قویه که نیاز به همفکری بیشتر و یاری بیشتر همدیگه داریم.
        اونقدر راجع به این باور و تجربیاتمون مطلب بنویسیم تا همه ابعاد ریز و درشتش مشخص بشه و راحتتر ریشه اش رو بزنیم.
        این رو هم بدونید از تجربه من که از هر جا ریشه اش رو بزنید از جای دیگه ریشه میزنه حتی از نتایج جدیدپس خیلی باید تیز باشیم که نزاریم سر بلند کنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam Piri
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۵ ۱۱:۲۹
      مدت عضویت: 2589 روز
      امتیاز کاربر: 11274 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      سلام خدمت استادعزیزودوستان همراهم
      ماهمیشه بامحدودیت میخواستیم متناسب شویم وآخرش نمیشدواین مابودیم که این تصمیم رامیگرفتیم درصورتی که ذهن مابایدتصمیم بگیره که متناسب بشه ومتناسب بمونه مابایدخودمون راازترس ازموادغذایی رهاکنیم که این رهایی بالاترین احترام واعتمادی هست که به خودمون داریم پس باخیال راحت وبه اندازه نیازبدنمون ازموادغذایی استفاده میکنیم بارژیم هم داشتیم این ترس رابیشترمیکردیم که مبادابیشترازمقدارتعیین شده بخوریم درصورتیکه به هرمقداری که ازغذایی که ازش ترس داریم بخوریم چه کم چه زیادهمان اثرترس رابرای بدنمون داره
      پس تاوقتی واکنشی مثل صدای شکم رادریافت نکردیم غذانمیخوریم ووقتی که اون حالت برطرف شددست ازغذاخوردن میکشیم تاحالت سیری وگرسنگی رادرک کنیم وازآن لذت ببریم .
      خیلی برام جالب بودکه همیشه تفریح میرفتیم مدام بایدیه چیزی میخوردم وپابه پای همسرم تنقلات زیادی میخوردم ولی دیروزاصلا میلی نداشتم وهمسرم توی ماشین تخمه میخوردمن که خیلی همراهیش میکردم درحددوتادونه خوردم ومزه اون راچشیدم وموقع نهاراصلاگرسنه نبودم توی دلم میگفتم خدایاحالاچی بگم جلوی این همه آدم همشون میوه و…قبل ازغذاخوردندولی من میل نداشتم وهمه درتلاش برای ناهاربودندکه دخترم به محض پهن شدن سفره ازخواب بیدارشدوگریه راگذاشت وخلاصه یکساعتی طول کشیدوهمه غذاشوناخوردندوبعدتتزه من احساس گرسنگی داشتم دخترم آروم شدومن خیلی یاآرامش وراحت به مقداری که اون حس ازبین رفت غذاخوردم وواقعاطعم وحس غذایه چیزدیگه بودواینجامن اینکه همیشه میگم خدایادراین مسیرزیباهدایت وحمایت وحفاظتم کن رادرک کردم ووجودخداوندرادرهرلحظه بیشتراحساس کردم که به موقع واردعمل شدومن بدون اینکه حرفی بزنم شرایطی بوجوداومدکه اون حس گرسنگی درمن بوجودبیادخدایاسپاسگزارم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۳ ۰۱:۵۵
      مدت عضویت: 2379 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام. من از کلمه رزیم متنفر بودم و الانم اصلا خوشم نمیاد فایل امروز عالی بود راجب سیری مم باورم از سیری در حد ترکیدن بودن و ازگشنگی تصویر خاصی نداشتم ففط طبق برنامه غذای روزانه ولی امروز ففط منتطر موندم تاعلایم گرسنگی رو ببییننم مثل لرزیدن دست م یا صعف کردن یا صدای دلم برام لذت بخش بوود تعریف سیری ینی من الان فهمیدم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار zohre.taheri.345
        ۱۳۹۹/۰۵/۲۶ ۱۰:۲۸
        مدت عضویت: 2489 روز
        امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 461 کلمه

        به نام خدای مهربان
        با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
        این فایل برای من خیلی جالب و عالی بود..چون با وجودی که همه فایل ها را بدقت و چندین بار گوش میدم و تمریناتم را هم با دقت می نویسم با وجود تغییرات عالی احساسی که بدست آوردم ولی چیزی از وزنم کم نشده و گاهی قدری نگرانم میکنه…امروز فهمیدم که یکی از موانع مهم ذهنی برای لاغر شدن کلمه ی رژیم یا ترس از خوردن هست…
        در ابتدای دوره من خیلی احساس آغو رهایی از بند رژیم و محدودیت های اون را بدست آوردم و با آرامش و راحتی شروع به غذا خوردن کردم و اتفاقا توی تمرین ها هم نوشتم و استاد هم مرا تشویق کردن که عالی عمل کردی و کم کم حجم غذام کم شد یعنی واقعا باورم نمیشد ی روزی براحتی بتونم کمتر غذا بخورم و این اتفاق خوشبختانه افتاد قبلا شاید دو یا سه بشقاب غذا می خوردم ولی به مرور کم شد و الان دیگه ی بشقاب را هم پر نمیکنم و بعضی وقتا بازم ی مقدارش می مونه و براحتی دور میریزم و نمی گم حیفه یا حروم میشه یا اسرافه و دور میریزم….
        اما به مرور که به اواخر دوره نزدیک شدیم و من چیزی کم نکردم دوباره روی مقدار خوردنم تا حدودی حساس شدم که نکنه بازم دارم زیاد می خورم و باید کمتر بخورم یعنی بازم خودم می خواستم تغییر غذایی ایجاد کنم در حالیکه باید اجازه بدم تا ذهنم میزان غذای منو تعیین کنه..‌..
        و شاید دوباره احساس رژیم گرفتن باعث کم نشدن وزنم شده…چون این کلمه واقعا نفرت انگیز و وحشتناک و محدود کننده و اسارت آوره و شاید باز احساس محدودیت کردم….چون ذهن من همزمان با من که دارم برای لاغری تلاش میکنم اونم مشغول منصرف کردن منه از مسیری که در پیش گرفتم و دست میذاره روی نقطه ضعف‌ من که ترس از خوردن و رژیم گرفتنه…
        بنابراین باید همین میزان غذایی که می خورم را با آرامش بخورم و تمرین کنم تا پیغام سیری را در وجودم احساس کنم…
        تمرین استاد را از امروز شروع کردم و به امید خدا ادامه میدم که تا کاملا گرسنه نشدم و احساس گرسنگی در بدنم واکنش نشون نداده غذا نخورم و وقتی خوردم به محض اینکه اون حالت ضعف یا صدای شکم برطرف شد دیگه نخورم..
        و جالب اینه که هم از پیامبر ص و هم از چند تن از معصومین حدیث هست که: «تا کاملا گرسنه نشدین غذا نخورین و قبل از اینکه کاملا سیر بشین دست از غذا خوردن بکشین»
        اگر از اول به همین یک سخن عمل کرده بودیم، همیشه متناسب می موندیم…
        امیدوارم در انجام این تمرین موفق بشم تا بتونم احساس گرسنگی و لذت غذا خوردن را درک کنم..‌
        با تشکر و سپاس بیکران از استاد عزیز بخاطر صحبتها و تمرینات عااااالی…
        به امید موفقیت همه ی دوستان عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۴/۰۹ ۲۱:۴۸
      مدت عضویت: 2435 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 512 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 😘🥰😍
      سلام خدمت تمام دوستان و استاد گرامی 🌹🌸🌸🌹
      من همیشه از کلمه ی رزیم متنفر بودم و وقتی اسمش رو میشنیدم برام عذاب اور بود هیج وفت نتونستم رزیم بگیرم همیشه در یک حدی خودم و محدود میکردم نسبت به بعضی از خوراک ها ولی اینکه بتونم رزیم های سخت بگیرم نه اصلا
      من همیشه دوست داشتم لاغر بشم ولی هیج وقت اقدام به کاری نکردم که بتونم وزن زیادی کم کنم جند بار ی به باشکاه رفتم اونم در حد خیلی کمی وزن کم میکردم نه زیاد که متناسب بشم فقط در حد سایز خیلی کم و ورن ۴-٣کیلو
      هر وقت بهم پیشنهاد میشذ برنامه ای جیزی برای لاغری اونو رد میکردم میدونستم فایده نداره وبرای مدتی خوبه باز برمیگرده بخاطر اینکه اطمینان داشتم هیج روشی جواب نمیده و همیشه تو فکر این بودم که بتونم از یک طریقی متناسب بشم که ماندگار و همیشکی باشه و موقعی که دوستم روش لاغری از طریق ذهن رو بهم پیشنهاد داد نمیدونم جه حسی بود که در وحودم رخنه کرد و سریع حواب دادم بله میخام شرکت کنم سربع با استاد تماس گرفتم که میخام در دوره باشم یعنی این یک نیروی بود از طرف خداوند که منو به این سمت جذب کرد بدون اینکه بپرسم دوره جه جوریه بدون هیج سوالی جواب بله رو دادم ونمیدونم جرا اینقدر مطمین شده بودم که از این طریق بهتزین راه لاغری هستش
      که به الحمدالله همین طور هم هس 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
      در مورد پیغام سیری و گرسنگی :
      من خیلی گرسنه نمیشم ولی طبق عاداتی که دارم بعضی وقتها سیرم ولی نمیدونم جرا میخورم و بعدش هم عصبی میشم که جرا خوردم و همراه با بجه هام هم غذا میخورم و بعضی وقتها هم که خیلی گرسنه میشم غذا میخورم به اندازه ی خیلی کم خودم باور نمیکنم میکم این همه گرسنه ام واقعا این سهم منه بازم میخورم در حالی که نیاز بدنم نیس و تا جایی میخورم که بعدش احساس بدی بهم دست میده و معدم درد میاد و از خودم متنفر میشم که حرا زیاده روی کردم و امروز این فایل عالی برام تاثیر گذار بود و جواب سوالی بود که هر روز در ذهنم هس که ایا به اندازه خوردم ؟و ترس بعد از خوردن
      من اکثر اوقات در روز فقط یک مرتبه اون حالت گرسنکی در من به وحود میاد که شکمم به صدا در میاد و خیلی متوجه گرسنگی نمیشم و خوردن های بی موزد بخاطر اون عادات های همیشکی هستش که باید در هر زمان و مکان بخوریم
      از امروز میخام به مدت یک هفته به خودم تعهد بدم که تا زمانی که گرسنه نشم چیزی نخورم و تا حایی بخورم که اون سر و صدا داخل شکمم ساکت بشه دست از خوردن بکشم و عادت کنم برای همیشه به این روال ادامه بدم 👌🏻😌
      غذا خوردن که ادم جاق نمیکنه این فکر ماس که قوی و قدرتمند هستش که به غذاها قدرت جاق کنندگی میدن
      و ان شاالله با یاری خداوند این باور رو کمرنگ میکنم و به هدفم که متناسب شدن هستش میرسم 🙏🏻💪🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      ۱۳۹۹/۰۴/۰۱ ۱۸:۵۴
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 4724 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام بر پروردگار عزیزم ک این روزها خیلی خوب دارم درکش میکنم ومن رو حمایت و هدایت میکنه😘💐😘
      سلام بر استاد عزیزم و دوستان همراهم،
      من هم مثل تمام دوستانی که رژیم های سخت و طاقت فرسا را پشت سر گذاشتن این راه رو رفتم ودر آخر همیشه با شکست روبرو میشدم ،
      من یک انسانی هستم ک از در بند بودن و قانون بودن بیزارم.اصلا دوست ندارم سر ساعت غذا بخورم بخوابم استراحت کنم الان موقع ها واقعا بیشتر اعصابم بهم می ریخت و امروزم میرفت سمت اینکه ک چرا افسرده شدم وخیلی چراهای دیگه ،زمانی رژیم ۴۰روزه خام خاری گرفتم ک اصلا ب ماه نکشیده خسته و داغون شدم و رها کردم باید هر روز از سبزیجات تازه استفاده میکردم خیلی سخت بود الان ک دارم مینویسم و یادم میاد حالم بد میشه و نمیخام ادامه بدم ،الان خداروشکر هر موقع دوست داشته باشم میلم بکشه غذا میخورم،استراحت میکنم،کارهام رو انجام میدم واز زندگی لذت میبرم وخدارو هزاران بار سپاس گذارم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۵ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 2600 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام استاد عزیز خیلی فایل خوبی بود یادمه زمانهایی که رژیم میگرفتم تا یه مدت بعد از رژیم خسته میشدم وهمش با خودم در جنگ بودم به بعد که شکست میخوردم میگفتم همین یه ذره ولی وقتی اون یه ذره رو میخوردم میگفتم خوب دیگه خوردی پس رژیمتو شکستی حالا هر چقدر میخوای بخور ودوباره احساس بد وشکست شروع میشد الان مدتیه که وقتی خیلی سیرم اصلا حاضر نیستم حتی یک تخمه بخورم ولی زمانهایی که گرسنه هستم نمیدونستم کی سیر شدم ولی با این فایل حالا فهمیدم که زمانی که دیگه معده ام ساکت شد دیگه نباید بخورم یعنی سیری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f.masi1
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۴ ۱۶:۵۶
      مدت عضویت: 2541 روز
      امتیاز کاربر: 928 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 675 کلمه

      با سلام
      استاد عزیز این فایل واقعا جالب بود مخصوصا تمرینش از این جهت که من هر وقت که خیلی گرسنه بودم ومدت طولانی بود غذانخورده بودم وقتی شروع به خوردن میکردم زمانی دست میکشیدم که داشتم میترکیدم فکر میکردم این حسه ضعفه که من دارم والانه که غش کنم نمیدونستم این فقط حس گرسنگیه وهمیشه باتوجه به این تجربه وباور سعی میکردم زیاد احساس گرسنگی رو تجربه نکنم مبادا که بعدش از شدت زیاد خوردن دل درد بگیرم همیشه ماه رمضونا چندکیلو اضافه میاوردم چون که باتوجه به همین ذهنیت موقع افطار هرچی میخوردم راضی نمیشدم تا وقتی که به مرحله دل درد میرسیدم اما خدارو شکر این تمرین خیلی خوب بود من از دیروز دارم انجامش میدم وجالبه که وقتی دارم میخورم کاملا به حسم ورفع اون واقفم یعنی فقط میخوام گرسنگیم برطرف بشه وقتی این ذهنیت رو داشته باشی خود به خود وقتی فهمیدی ضعیف نشدی وقرار نیست غش کنی به اندازه میخوری وچقدراحساس رضایت بعدش رو دوست دارم که با وجود گرسنگی شدیداما به اندازه نیازم خوردم وبعدش حالم خوب بوده. یه چیز دیگه که کشفش کردم این بود که من باتوجه به خواسته ذهنم بعدازظهر یه ناخنک به خوراکی ها میزدم انگار حتما باید یه چیزی حتی کوچیک میخوردم واز دو سه ساعت بعداز ناهار منتظربودم که یه ساعت خاصی بشه ومن حتما یه چیزی مثل میوه یا چای بخورم واین درحالی بود که فکرمیکردم این موضوع فقط درمورد ساعت ناهاریاشام صدق میکنه که ما گرسنه نیستیم ولی موقع ناهار سر سفره میشینیم ومیخوریم اما در موردمن انگار عصرونه رو هم شامل میشد پس تواین تمرین تلاشم اینه که فقط در صورت حس گرسنگی بخورم وبرای اینکه ذهنم بامن دچار تضاد نشه همون چیزی رو بخورم که دوست داره واسه عصرونه بخوره البته این به میل بدن هم ربط داره خیلی وقتا تو این چندماه گذشته وقتی خواستم به جای شام خوراکی عصرونه ام رو بخورم میل نداشتم وبیشتر دوست داشتم که غذابخورم
      درمورد رژیم گرفتن وتاثیر غذادر چاقی ولاغری راستش من مدتها بود که فهمیده بودم رژیم راه درستی نیست ودنبال یه راه دیگه بودم ولی نمیدونستم چه راهی اینقدر بهش ایمان داشتم که هیچ وقت به پسرم نگفتم رژیم بگیر یا اینقدر نخور که چاق میشی یا فلان غذاچاق کننده است در حالی که خیلی پرخوری میکرد همین پسرم یه دوستی داره که بنده خدابه قول پسرم به اندازه رونالدو ورزش میکنه ( روزی ۱۰۰۰طناب میزنه و۱ساعت میدوه و۳روز در هفته یک ساعت ونیم دوچرخه سواری میکنه) همیشه هم رژیمه ربع پسرمن نمیخوره واز همه خوراکی های خوشمزه محرومه ، یه پسر ۱۳ساله تپل وبد اندام باورتون میشه؟
      علتشم اینه که مادرش از کوچیکی گفته که ما ارثی چاق میشیم واین پسربه داییش رفته وخلاصه همیشه رژیم بود وباشگاه میرفت اگه یه کیک کوچولو میخورد مامانش میگفت فردا صبح که رفتی رو ترازو یه کیلو اضافه میکنی ترازو جزء لوازم آشپزخونشون بود که هرروز خودش وپسرشو وزن میکرد خلاصه چنان قدرتی به خوراکی ها داده بود که با کمترین غذای ممکن زندگی میکرد ولی از همه بچه ها تپل تر بود میخوام بگم پسرمنم از همون غذاها ولی دو برابرش رو میخوره نصف اون فعالیت نداره ولی متناسبه وهمیشه دوستم میگه اگه پسرم اندازه تومیخورد میترکید. تواین مدت که دارم دوره رو ادامه میدم خیلی رو ذهنم دارم کار میکنم که غذاها قدرت چاق کنندگی ندارن البته نیاز به زمان بیشتری هست تا این باور در ذهن حک بشه وباور قبلی کمرنگ بشه همیشه پسرم ودوستش که همسن هستن رو نگاه میکنم وباخودم میگم چی باعث شده که بچه ای که ربع پسر من میخوره واکثرا هم به قول خودش غذاهای کم کالری میخوره اینقدر تپل باشه غیراز اینه که غذاها واقعا قدرت چاق کنندگی ندارن وهر کس باتوجه به باورهاش به اون غذا قدرت اینو میده که در بدنش چطور عمل کنه چراوقتی سالاد میخوریم منتظریم لاغر بشیم اما وقتی کیک خامه ای میخوریم منتظریم چاق بشیم واسترس میگیریم چون به ما گفته شده واینقدر تکرار شده که باورش کردیم والبته سالها اینطوری زندگی کردیم وحالا تغییرش یه مقدار زمان میبره این فایل واقعا عالی بود وبازم من فهمیدم که بیشتر باید روی اثرغذا روی جسم کار کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم