تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا بعضی رفتارها رو هی تکرار میکنی، حتی وقتی میدونی به ضررت هستن؟ 🤔
یه جورایی انگار «یه نیروی پنهان» داره زندگیتو از پشت صحنه هدایت میکنه… و اون نیروی مرموز چیزی نیست جز ذهن ناخودآگاه!
با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه میتونی این بازی پنهان رو به نفع خودت تغییر بدی 🎯
تصور کن مثل یه نقشه گنج داری، که فقط کافیه رمزهاشو بلد باشی تا به خواستههات برسی 💎
این مقاله همون رمزه؛ آمادهای واردش بشیم؟ 🚪🧠
چرا ذهن ناخودآگاه اهمیت داره؟ 🧠💡
تصور کن مغزت مثل یه شرکت بزرگه. ذهن خودآگاه، فقط مدیر جلوی صحنهست که تصمیم نهایی رو امضا میکنه…
اما اون کسی که همه تصمیمها رو آماده میکنه، اطلاعات رو جمع میکنه، سابقهها رو بررسی میکنه و پیشنهاد میده، در اصل ذهن ناخودآگاهه! 😎
همین ذهن ناخودآگاهه که باورها، ترسها، خاطرات، و حتی واکنشهامون به اتفاقهای تکراری رو مدیریت میکنه.
مثلاً وقتی ناخودآگاهت باور داره «من همیشه شکست میخورم»، حتی اگه از ته دل بخوای موفق بشی، باز هم ناخودآگاهت راهی پیدا میکنه تا دوباره شکست بخوری! 😞
🔍 طبق تحقیقات دانشمندانی مثل دکتر بروس لیپتون، حدود ۹۵٪ از افکار، احساسات و رفتارهای روزانه ما بهصورت ناخودآگاه اتفاق میافتن. یعنی تو فقط ۵٪ از زندگیتو آگاهانه کنترل میکنی! 😱
خب حالا فکر کن این ۹۵٪ رو بشه «بازنویسی» کرد…
یعنی با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه، باورهای محدودکننده، ترسهای قدیمی و احساسات منفی رو پاک کنیم و جاشون رو با افکار قدرتمند، امیدبخش و هدفمند پر کنیم. ✨
به همین دلیله که میگیم:
اگر میخوای تغییری واقعی و ماندگار در زندگیت بسازی، مسیرش از برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه میگذره، نه فقط از تصمیمهای سطحی و آگاهانه.

اطلاعات چطور وارد ذهن ناخودآگاه میشن؟ 🔄
ذهن ناخودآگاه مثل یه گنجینهست که فقط چیزهایی رو نگه میداره که براش ارزش واقعی داشته باشن 💎✨
تصور کن یه فرودگاه بزرگ داری که فقط پروازهایی اجازه فرود دارن که بار احساسی قوی و خاصی همراهشون باشه 🛬💥
تو زندگی روزمره، صدای تلویزیون، رادیو و اتفاقات مختلف مثل پروازهای زیادی هستن که از کنارت رد میشن، اما فقط اونهایی که احساساتت رو به حرکت درمیارن، به ذهن ناخودآگاهت راه پیدا میکنن 🧠🌟
مثلاً وقتی مجری برنامه درباره مضرات روغن مایع و تاثیرش روی چاقی صحبت میکنه و این موضوع باعث نگرانی یا کنجکاوی تو میشه، ناخودآگاهت این پیام رو ضبط میکنه و به عنوان یه باور قدرتمند وارد حافظه بلندمدت میکنه 📥💭
این دقیقاً جادوی برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه هست؛ جایی که احساسات و تکرار، نقش اصلی رو در ثبت و تثبیت اطلاعات بازی میکنن 🔄❤️
پس اگر میخوای یه پیام، باور یا هدف خاصی رو در ناخودآگاهت ثبت کنی، اول باید با خلق و پرورش حس واقعی و قوی نسبت به اون موضوع شروع کنی 🔥❤️
بدون این احساس واقعی، اطلاعات به راحتی از ذهنت عبور میکنن و هیچ تاثیری نمیذارن!
احساسات، کلید طلایی برای ورود اطلاعات به ناخودآگاه 🎯❤️
ذهن ناخودآگاه زبان منطق رو نمیفهمه، فقط یه زبان داره: احساس! 😌💬
وقتی یه اطلاعات با ترس، اشتیاق، نگرانی یا شادی همراه باشه، فوراً وارد ذهن ناخودآگاه میشه ⚡🧠
مطالعات علوم اعصاب نشون میدن که بخش لیمبیک مغز، مرکز احساساته، نقش اصلی رو در ثبت حافظه بلندمدت داره 🔬🧬
برای اینکه بتونی واقعاً روی ذهن ناخودآگاهت تاثیر بذاری و برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه انجام بدی، باید بتونی احساس واقعی و قوی ایجاد کنی 💡❤️
اگر فقط یه حرف ساده بزنی ولی احساسی بهش وصل نباشه، مثل اینه که داری به دیوار حرف میزنی و هیچ اتفاقی نمیافته! 🚫🗣️
پس بدون حس، هیچ باور جدیدی ساخته نمیشه.
یادت باشه، حس و تکرار دو دوست جداییناپذیر برای ساختن باورهای تازه در ذهن ناخودآگاه هستن 🔁💪
با ترکیب این دو، میتونی باورهای مثبت و تغییرات واقعی رو در زندگیات به وجود بیاری.

عادتها چطور شکل میگیرن؟ 🔁
هر عادت یه داستان داره؛ داستانی که با یه احساس خوب و مثبت شروع شده 😊📖
مثلاً یه روز سخت و پراسترس داشتی، اما با خوردن یه شکلات خوشمزه یا یه پیادهروی کوتاه تونستی حس آرامش و رضایت پیدا کنی 🍫🚶♂️
ناخودآگاهت این تجربهی مثبت رو مثل یه ثبتکننده بیوقفه ضبط میکنه و دفعه بعد که شرایط مشابهی پیش میاد، بیاختیار دنبال همون حس خوب میگرده و تو رو به سمت اون رفتار میکشونه 🎯💭
هر بار که یه رفتار تکرار میشه، ذهن ناخودآگاه مثل یه آرشیو بزرگ و دقیق، اون رو ثبت میکنه و به یه برنامهی خودکار تبدیل میکنه 🧠🔄
این یعنی عادتها دقیقاً محصول برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه هستن، چون ذهن ما عاشق صرفهجویی در انرژی و تکرار کارهای آشنا و راحتِ 🔋✨
عادتها به صورت ناخودآگاه مسیرهایی ایجاد میکنن که رفتوآمد روی اونا ذهن رو آسونتر و سریعتر میکنه
حالا خبر خوب اینکه با استفاده از برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه میتونی این چرخه رو به نفع خودت تغییر بدی 💥🌟
با تغییر احساسات و باورهای قبلی، میتونی رفتارهای تکراری و قدیمی رو بازنویسی کنی و عادتهای سالم و مثبت بسازی که برات انرژی، شادی و موفقیت بیارن 💪💫
وقتی برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه انجام میدی، یعنی داری عمداً ذهن خودت رو آموزش میدی که مسیرهای جدید و بهتر بسازه 🌱🛤️
با تمرین و تکرار باورهای نوین، اون مسیرهای ناخودآگاه قبلی کمرنگ و مسیرهای جدید جایگزینشون میشن 🔄🌈
در نتیجه عادتهایی که قبلاً به صورت خودکار باعث اتلاف انرژی و نتیجههای منفی میشدن، حالا تبدیل میشن به رفتارهای هدفمند، سازنده و انگیزشی 🎯🔥
پس یادت باشه، راز موفقیت در تغییر عادتها همین برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه و مدیریت احساساته 💡❤️
تو قدرت این رو داری که باورهای محدودکننده رو کنار بزنی و به جای اونها باورهای قدرتمند و مثبت بسازی که سبک زندگی و کیفیت روزهات رو به کلی تغییر بدن 🌟🌸
چرا تغییر عادتها انقدر سخت میشه؟ 🧱
وقتی یه رفتار سالها ادامه پیدا کنه، ذهن ناخودآگاه اون رو مثل یه مسیر پر رفتوآمد در جنگل میبینه 🌳🚶♀️
مسیر امن و شناخته شدهای که بارها رفتی و راحتیِ خودش رو داره، حتی اگر این مسیر باعث آسیب بهت بشه ⚠️
حالا وقتی میخوای مسیر جدیدی بسازی، یعنی داری یه راه خاکی تازه و ناشناخته توی ذهن خودت ایجاد میکنی 🛤️🤯
ذهن ناخودآگاه عاشق راحتیه و همیشه دنبال کمهزینهترین و سادهترین راه میگرده! پس ساختن این راه جدید طبیعتاً سخت و چالشبرانگیزه.
اگر بخوای با زور و اجبار عادت قبلی رو حذف کنی، ذهن ناخودآگاه به شدت مقاومت میکنه، چون اون مسیر قدیمی رو به عنوان امنترین گزینه میشناسه ❌😓
در اینجا نقش طلایی برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه خودش رو نشون میده؛ با استفاده از این برنامهریزی، تو میتونی به آرامی و با ترفندهای دقیق و اصولی مسیرهای جدید ذهنی بسازی 🧩🛠️
مسیرهای تازهای که برای ذهن ناخودآگاه جذابتر و قابلقبولتر باشن و به مرور زمان جایگزین عادتهای قدیمی بشن 🌟💡
تکنیک طلایی: اضافه کردن جزئیات به رفتار قبلی 🎨
یکی از بهترین و موثرترین روشها برای تغییر عادتها، حذف کامل نیست؛ بلکه اضافه کردن جزئیات جدید به رفتارهای قبلی است 🧵✨
مثل اینکه یه لباس قدیمی و دوستداشتنی رو با یه کمربند شیک یا گل سینه زیبا جذابتر کنی، اما خود لباس رو عوض نکنی 👗➕🎀
برای مثال، اگر موقع تماشای فیلم همیشه چیپس میخوری، به جای حذف ناگهانی و سخت، میتونی کمکم مقدار چیپس رو کم کنی و جایگزینش یه نوشیدنی سالم یا میوه تازه کنی 🥤🍎
این روش باعث میشه ذهن ناخودآگاه کمتر مقاومت کنه و تغییر به شکل طبیعیتر و بدون فشار اتفاق بیفته 🌿😊
با این کار داری عملاً از طریق برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه، رفتارهای قدیمی رو اصلاح میکنی و مسیر جدیدی برای عادت سالمتر میسازی 🔄💡
این یعنی تغییر تدریجی که به راحتی توسط ذهن پذیرفته میشه و پایداری بیشتری داره 🎯✨

لاغری ذهنی با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه 🧘♀️🥗
لاغری با ذهن یعنی دقیقاً استفاده از قدرت درونی خودت؛ یعنی با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه، ذهن و بدن رو همجهت کنی تا وزن سالم و ایدهآل رو تجربه کنی 💪🧠✨
وقتی تو تمرینهای ذهنی انجام میدی، تصویرسازی مثبت میکنی و باورهای سالم و نوین رو مینویسی و تکرار میکنی، داری ناخودآگاهت رو با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه آموزش میدی تا الگوهای قدیمی و محدودکننده رو کنار بزاره و به جاش باورها و رفتارهای سازنده بسازه 🔄🌟
تصور کن که آگاهیها و افکار تو مثل مواد اولیهٔ آشپزی هستن 🍅🧅؛ و تمرینها و تکرارها همون آشپزخونه و دستپختنِ ترکیب این مواد تا بشه یه غذای سالم و خوشمزه! 🍳😋
بدون تمرین منظم و تکرار دقیق، هیچ غذایی پخته نمیشه و هیچ تغییری واقعی اتفاق نمیافته ⏳🔥
پس اگر میخوای به لاغری ذهنی برسی، باید برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه رو جدی بگیری و هر روز، هر ساعت، با تمرین، تصویرسازی و باورهای درست روی ذهن ناخودآگاهت کار کنی 📅📝
این برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه مثل یه سرمایهگذاریه که هر چی بیشتر روش وقت بذاری، نتایج بهتری میگیری 🎯💰
با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه تو میتونی احساسات منفی و مقاومت در برابر تغییر رو کم کنی، انرژی ذهنی مثبت رو زیاد کنی و نهایتاً وزن سالم و سبک زندگی متعادلی رو بسازی 💃🌿
فراموش نکن، راز لاغری ذهنی، درک و تسلط روی برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه هست!
تیجهگیری: تغییر از درون شروع میشه 🌱
تغییر واقعی و پایدار وقتی رخ میده که ذهن ناخودآگاه رو همراه خودت بکنی، نه اینکه باهاش بجنگی 🤝💖
وقتی با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه احساساتت رو مدیریت میکنی، با تکرار و اضافه کردن جزئیات جدید، میتونی باورها و عادتهای قدیمی و محدودکننده رو به مرور اصلاح و جایگزین کنی 🔧✨
ذهن ناخودآگاه تو بهترین دوستته؛ فقط کافیه زبانش رو یاد بگیری و باهاش حرف بزنی 💬🤗
یاد بگیر چطور با برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه مسیر زندگیات رو خودت بسازی و به بهترین نسخه خودت تبدیل بشی 🚀🌟
پس همین امروز، شروع کن به برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه و قدم به قدم به سمت تغییرات واقعی و ماندگار حرکت کن! 🌈💪
💬 نظرت چیه؟ کدوم عادت یا باور رو دوست داری با این روش تغییر بدی؟ برام بنویس، من همیشه اینجا هستم و همراهت میمونم! ✍️😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.11 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با سلام و درود ب فرمانروای جهان و جهانیان ،خداوندگاار زمین و زمان
با سلام خدمت دوستان و استاد صبور
اول از همه از استاد تشکر میکنم ،که سالهاست اصلا فکر نمی کردم ،ذهنم دستور فقط اظطراب و ترس و و میداد. سالها دست ب قلم نبردم ،الان بخاطر این سوالها
دست ب قلم میشوم .(خدایا شکرت)
استاد اینقدر ب تغییر ذهنم و فرمولها هستم ب تناسب اندامم فکر نمیکنم و آرزوم که حاکم ذهنم باشم.ان شاالله
استاد شما همین تمرین و فرمودید اول از همه ترسهایم آمد جلو چشمم .که همین افکار مرا ب چاقی کشید و توجه مرا از توانایی هایی که خداوند ب من داده و من همیشه ب تناسب اندام میرسیدم ب چاقی توجه کنم و خودم را ناتوان ببینم و در دامش گرفتار شدم.
پس اکنون از روش استاد و کنترل ذهن ضمیر ناخداگاهم این غولی که میتوانست غول چراغ جادو آرزو های قشنکم باشد ،آن را ب غول درخت لوبیای
سحرآمیز کردم،دست پیدا کنم .
پس هرگاه ترس ب سراغم آمد حتما گذشته را یاد کنم که هیچ جنبنده ای ،جن و انسی بر من تسلط ندارد جز خودم و خدای من.جز افکار پریشان من.
و با ترکیب گفتاری ،قدرت در دستان خداست ،مطلق خداست ،خیر خداست و توکل و اعتماد ب خدا را هم ترکیب کنم.
اگر من چاق شدم تماما بخاطر بی ایمانی و باور نداشتن ب خودم.
باز روش استاد_من همین حالاهم خوبم ،عالیم،از طریق ورودیهایم تحریک نشوم.
و بر خلاف گذشته با گفتگو ذهنی غذایم را بخورم.
من عادت ب چای و دمنوش دارم ،مدتی ناخواسته دمنوش و کنار گذاشتم و ب ندرت دم می کنم.
پس اتش چای را در هوای گرم با هندوانه و کمی میوه های آبدار عوض میکنم
بیشتر با خودم تکرار کنم که غذا برای انرژیست پس ب اندازه و با عششق بخورم
در موقع خوردن گاه گاهی قاشق و چنگال را در بشقاب بگذارم و ب غذایم با صلح نگاه کنم
من عادت دارم کنار غذای با حجم کم ،پیاز خام و ترشی زیاد بخورم پس سر سفره خیلی کم میارم و یا ترکیبش میکنم با سبزی خوردن
من افکار لاغرهارادارم .من خیلی خوب و عالی هستم.)با سپاس فراوان از استاد
ب امید تغییرات (من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد)
سلام دوباره خدمت استاددبزرگوارم. عادت ته دیگ خوردن و خوردن دوباره بعد سیری بود که اولا خداروشکر خیییلی خوب شدم با تمرینات و دیروز کلی خوشحال شدم از تغییر رفتارم .من خطی که ایجاد کردم اولا ته دیگ کوچولو برمیدارم و اونو ریز ریز میکنم یا نگه میدارم اخر سر که لذتش کمتر بشه و موفق هم شدم تو این چند روز.خط بعدی اینکه خیییلی با ارامش میخورم تا ته دیگ دیدم نمیزارم دهنم صب میکنم نگاه میکنم و خیلی آگاهانه که میشم میبینم حتی موقع اول خوردن هم اون لذت رو دیگه نداره و کمتر شده برای لقمه های بعد سیری هم دقیقا لقمه رو بر میدارم و دستمنگه میدارم و از خودم میپرسم میگم واقعا من نیاز دارم میبینم نه دیگه نخوردم و خط بعدی تا سیر شدم سریع از جام پا میشم و میرم جای دیگه.در مورد اضافه بچه ها هم کمتر میریزم براشون سیر نشدن دوباره میریزم و اگه موند میریزم یه ظرف کوچولو مخصوص واگه خواستن گرسنه شدن عصری براشون داغ میکنم اگر هم نخوردم میریزم دور یا تو نون خشکی.خداروشکر این کارها رو این چند روز عالی انجام دادم و خودم احساس میکنم که چقدر عادتهام داره عوض میشه.فقط یه مورد دیروز یه موردی درون خودم حس کردم هنوز ترس از چاقی دارم.دیروز بعد مدتها میخواستم سالاد بخورم من واقعا عاشق سالاد با سس هستم ولی متاسفانه چندین ساله این لذت رو از ترس اینکه همه میگن و خودم باورم شده سس چاق میکنه یا کم زدم یا سالاد رو خالی با ابلیمو میخوردم که نه تنها لذتی نداشت بلکه همیشه در حسرت بودم و ولع ام هم زیاد میشد.همیشه میدیدم همه روش سس میریزن میخورن گریه ام میگرفت.دیروز خیلی اگاهانه سالاد رو تو یه ظرف کوچولو کشیدمروش سس زدم به اندازه ای که میخواستم اون حس لذت رو ببرم و خیلی با آرامش خوردم ولی ته ته ذهنم هی ترس داشتم سس چاق میکنه و این یکم ناراحتم کرد.هنوز نمیدونم برای سس چه خطی ایجاد کنم که اون ولع ام هم پاک شه
نشان های دریافت شده
سلام عصر بخیر
۲ ۱سفند ۱۴۰۱
امرو دوباره برگست داشتم باز از اول چالس فایل دیدم
ومتن فایلها رو خوندم علت بوتنم متوجه بشم .من روزگذشته از شما خواستم که به سوال که من چون احساس میکنم این قسمت برام داره سخت میشه این قسمت ادامه بدم یا به زمان دیگه وابزارم به خودم گفتم بگرد مشکل پیدا کن دا رم سعی خودم میکنم با طلح وارد بشم نه بامبارزه شما تویی این فایل گفتید کسی بهتر نتیجه میگیره که عملی انجام بده بهتر نتیجه میگیره که جسم با ذهنم هماهنگ باشه ونتجه بیشتری میگیرم
عادت = اطلاعات کاربردی +ذخیره ذهن نا خداگاه
احساس خوب+تکراراحساس خوب =عادتت روزاته
برای کم رنک کردنش یااصلاح باید عادت نمتونیم حذف کنیم اول کمی تغییر توش ایجادمیکنم
یا ترکیبش میکنیم من از خودرن بادام زمین لذت مبرم بخاطر اینکه اگه تنها بخورم مقدار زیادی مصزف میشه خیلی فکر کردم وار ایده همسرم استفاده کردم اون باکشمش ونخودچی مخلوط کردم هم طمع جدید بدست امد وهم من به مقدارکمتر بادام زمینی میخورم از اید دیگران استفاده کنیم اشکال نداره .
در غذاهی دیگه برای کمتر خوردن ولذت برن از اون عادت سعی اینه براینگه که یی خطی روش بندازم .
تن ماهی رو با برنج میخوریم حالا برنج کمتر کرده سالاد بهش اصافه هم برنج هم ماهی خوردیم هم سالاد وهم کم خوردیم
برای ابگوشت که من دوسش دارم اب ابگوشت خالی میخورم وگوشتش با مقدا کم نون میل میکنم هم تغییردادم هم کم خوری که باحس لذت انجام میشه .
عادت یی خط بهش بندازیم ولی حفظش کنم باهش راه بیام
ساعت خوردن چای رو تغییر میدم یاچاش اب میخورم
بی جیزی به شما بگم شما با ندادن مدل مرا به فکر میدازید که من خوب متوجه نشدم واینحسدر خودم تقویت میکنم مشکلپیدا کنم امید وارم درست فایل امروزمت جه شده باشمازرو گذشته عجیب فکرم درگیر کرده تشکر
نشان های دریافت شده
سلام صبح بخیر۳۰ بهمن ۱۴۰۱۱
ذهن ناخداگاه از دیدهای وشنیدهای اطلاعات کابردی رو ذخیره میکنه .
اگه ازاین اطلاعات لذت ببر وتکرا ر کنه اون اطلاعات به عادت تبدیل میشه
اگه ترس نگرانی از تکرار عادت نداشته باشه هیچ مشکلی بوجود نمیاد .
درزمانی که ترسا تکرار عادت بوجو بیاد باعث ایجاد تغییر در جسم میشه ونتیجه چاقی هتش .
برای اطلاعاتی که ثبت یا ذخیره شده در ذهن ناخداگانمتونیم برایی درست یا حذف این ازطلاعات با ذهنمون در جنگ باشیم به همان طریق که اطلاعات اشتباه ذخیره کردیم اطلاعات درست با دیدن وشنیدن در ذهن ناخداگهاه ذخیره کنیم
برای برطرف کردن ذهن نا خداگاه ازاطلاعات اشتبتاه با دین وشنیدن اطلاعات درست وذخیره کردن این اطلاعات درست وبه کاری گیری در عادتها وتکرار این عادتهای جدید د جسم ما تغییر بوجود میاد ولاغریی درجسم میشه
مانمی تونیم اطلاعات پرونده عادتهای رو پاک کنیم بلکه یی مواردی بهش اضاف یا کم مبکنیم درعادت تغییر بوجود میاریم با تکرار عادت جدید درجسمون هم تغییر بوجود میاد
مثل زمانی که ما مواد غایی داریم وفتی اشپزی کنیم باهم باهم ترکیب شده غذادرست میشه
مقلا برای خوردن ته دیگ میتونم اوندر مقدا کم تویی برنج پخش کنم هم لذت بردم هم کمتر ته دیگ خوردم
نشان های دریافت شده
سلام شب عید مبعث بر همه مبارک باشه
به نظرمن برای تغییر دادن عادتها اول ظرف غذام عوض میکنم بعددلتون نخواد ماامشب کباب داشتبم من بجای خوردن کباب بانون زیاد از نون کمتر وخوردن کباب خالی هم لذت بردم نوشابه اصلا نخوردم خیلی هم خشمزه بودجای شما هم خالی دلم نخواست زیادهم بخورم
می تونم تویی بعضی ازغذاها به جای سس قرمز یا سس سفید از سس فلفل استفاده میکنم کمتر چربی داره خوش مزه تره هم هست
در خوردن شام به جای استفاده زیاده ازنون تازه از نون خشک کمتراستفاده مبکنم چون خشکه وبا خوردنش زمان زیادتری میبرتا نونه تازه وبه من بیشتر مزه میده مثل کتلت بانون تازه شاید ۳ تابخورم ولی بانون خشک ۲تاش هم کافی
برای خوردن برنج از پیش دستی استفاده مبکنم تابشقاب بزرگ خورش هم روش میزریزم هم چشمم بیشر میبینه هم کم خوردم .هم گم خوردم وهم حس بشقاب کوچیک در من احساس سیری بیشتری میده
تویی خوردن چای کلا قند که من از بچگی خذف کردم بخاطر ابنگه افت قند نداشته باشم بعضی روزهاازنبات کم وزیر زبان
استفاده میکنم نبات کمتری میخور م نبات ارام ارام زیرزبان هل مییشه ونبات کم مصرف میکنم قندخونم بالامیاد درغیر ابن صورت باید گلی قندداخل اب هل کنم بخورم تاقندخونم بالا بیاد.امید دارم تابه ابنجا درست انجام داده باشم
سلام و درود .
من چقدر این فایلهای تغییر عادت رو دوست دارم .
آخه من حسم به پرخوری خیلی بده . شدیدا احساس چاق کنندگی ازش میگیرم . احساس ترس . احساس نفرت . عذاب وجدان و سایر احساسات منفی که ازش میگیریم و علت همه اینها هم اینه که در باور همه ما پرخوری با چاقی و بیماری معنا گرفته .
در عین حال پرخوری لذتبخشم هست .
چون کلی تصویر ذهنی ساختیم که مثلا خوردن زیاد شیرینی رو برامون دلچسب و گوارا می کنه .
ولی حقیقتا من این روزا حتی همون شیرینی هم وقتی سیر میشم دلمو میزنه .
اتفاقا پریشب که داشتم شام جشن رو میخوردم دیدم سیر شدم و هر کاری کردم نتونستم بیشتر بخورم .
تازه ناهارم نخورده بودم . البته شیرینی خورده بودم ولی خب قبلا با اینکه همه چی هم میخوردم شام هم میخوردم . تازه دوباره هم میخوردم .
ولی حتی سالادمم نتونستم بخورم .
بغل دستیم بهم گفت چرا غذاها رو نصفه میکنی هم غذاتو گذاشتی هم سالادتو خب تا تهش بخور بعد خودش بدون اینکه من بگم گفت دلتو میزنه میفهمم . گفتم آره و فهمیدم این فکر ماست که توسط اطرافیانمون به ما گفته میشه .
من جدیدا خوردن غذای اضافه دلمو میزنه و مطمئنم به خاطر همین تمریناته .
البته چون فکرم درگیر خیلی کارها بود رفتارهای ناپسند خودمم داشتم بعد یهو به خودم می اومدم میگفتم چیکار داری می کنی ولی همونم تا یه حدی بود یعنی به نسبت قبل کمتر شده .
به هر حال من اونقدر این تمرینات رو انجام میدم تا عادتم تغییر کنه .
یعنی عادت کنم ناخوداگاه آنچه که در حال آموزشش هستم رو به مرحله عمل در بیارم نه اطلاعات قبلی رو .
خب من با پذیرش این واقعیت که خوردن هیچ غذایی منو چاق نمیکنه و تمام غذاها تجزیه میشن و از بدن میرن و اینکه حتی اگه اضافه هم خوردم چه به صورت انتخابی و چه به صورت عادتی و ناخوداگاه همه این غذاها نهایت یکی دو روز توی بدن منه تا به طور کامل اکسیده بشه و بره و اصلا جایی برای ذخیره مواد غذایی در بدن نداریم و همون جایی که ما بهش میگیم نیروی چاق کننده یا چربی ساز ، نه تنها چربی ساز نیست بلکه یکی از کارخانه های بزرگ چربی سوز بدنه کم کم حسمون به چربیها خوب میشه و احساس ترسمون رو رها می کنیم و نسبت به غذاها و حتی خود رفتارها و عاداتمون دیگه نیروی ترس و نفرت و توجه نداریم و در نتیجه بدن مطابق طبیعت خودش لاغری رو در بدن ایجاد می کنه .
خیلی فرقه که به سلولهای چربی به عنوان محلی برای ذخیره چربی نگاه کنیم یا محلی برای اکسید چربی .
و من وقتی فیلتر چاقی رو برداشتم دیدم سلولهای چربی جایگاهی برای اکسید و تجزیه چربیه نه جایگاه ذخیره چربی .
خب با این دیگاه من حتی حسم نسبت به روغنم خوب میشه . این هکر چاقی ، خودم بودم بودم که با عینک چاقی سلولهای چربی رو برای خودم تبدیل به جایگاهی برای ذخیره چربی کرده بودم .یعنی تمام اطلاعات لاغری رو هک کرده بودم و اطلاعات چاقی رو در اونها پخش می کردم . وقتی عینک چاقی رو برداشتم دیدم اون هکر چاق خودمم نه شخصی بیرون از من .
دیدم این منم که اطلاعات ضمیر ناخوداگاهم رو پر از فرمولهای چاقی کرده بودم . دیدم این خودمم که در تک تک سلولهای بدنم نفوذ کردم و دارم برنامه های اصلیش رو تغییر می دم . من صاحب ناخوداگاهم هستم . این منم که با تحقیر خودم حال خودمو میگیرم و خودم رو فقط لحظه ای با غذا آرام می کنم در حالیکه آرام کننده ی خودم خودم هستم .
من دیگه گناه چاقی رو گردن کسی نمیندازم . من خودم چاقی رو خلق کردم و اونقدر تمرین می کنم تا عادت کنم که لاغری رو خلق کنم .
ناخوداگاه ما همون عادات ما هستن . یعنی عادات ما از ناخوداگاه بیرون میان .
اما ما به واسطه لذت از رفتار تونستیم اون رفتار رو بدیم به ناخوداگاه .
و الان فقط میخوایم تصاویر دیگه بدیم به ناخوداگاه نه اینکه اون تصویر رو ترک کنیم . قصد نداریم رفتار و عادت رو انجام ندیم بلکه فقط میخوایم یه چیز جدید بهش اضافه کنیم .
خب رفتار جدیدی که من امروز بهش اضافه کردم اینه که به بدن خودم ایمان آوردم .
و نگاه و نگرشم رو به بدنم درست کردم
و اینکه نیروی چربی سوزی در بدن من هر لحظه در حال انجامه و من هر چقدرم که بخورم دیگه نمیتونم هر لحظه بخورم که پس بازم اون نیرو از من قویتره چون دائما داره چربیهای منو میسوزونه .
نگاه امروز من به سلولهای چربیم یه نگاه واقعبینانه شد نه اون نگاه دکترای مسخره که سلولهای چربی رو محل ذخیره چربی می دونند .
امروز من فهمیدم که سلولهای چربی من اتفاقا واضحترین و مستقیم ترین جایگاه چربی سوزی هستند . چون مثلا سایر قسمتهای بدن هر کدوم یه وظیفه ای دارند که از انرژی چربیهای اکسید شده استفاده می کنند تا کارکرد خودشون رو انجام بدن و به صورت غیر مستقیم در لاغری بدن نقش دارند . اما سلولهای چربی به صورت مستقیم و کاملا واضح جایگاه چربی سوزی هستند و تمام نگرشهای قبلی برای من باطل شد . دیگه از رفتارم نمیترسم چون میدونم هرچقدر پرخوری کنم زورم به چربی سوزی بدنم نمیرسه و تا الانم که خودم رو چاق کردم علتش این بوده که فکر می کردم چربی سازی کار بدنه . یعنی طبیعت بدن رو چاقی می دونستم .
الان فهمیدم من هر چقدرم خطا کنم نیروی پاکسازی بدنم بالاتر از خطاهای منه اما مساله اینه که من دیگه با وجود چنین بدن درستکاری دوست دارم درستکار باشم .
وقتی انسان با همچین بدن درستکاری همنشینه چرا خودش درستکار نباشه و کاری همراستا با طبیعت بدن انجام نده .
البته حالا نمیدونم چه کاری درسته . تا اون حدی میدونم که کار درست اونه که در من حس خوب ایجاد کنه ولی این حس خوب مربوط به فکرمه . من وقتی نگرش درست به کارهام داشته باشم هر کاری انجام بدم خوبه .
پس بهترین کار برای من اینه که افکار و نگرش همراستا با طبیعت بدنم به خودم بدم و بهترین کار برام اینه که احساسم رو نسبت به رفتارهام خوب کنم و اونم با درست کردن فکرمه . وقتی به روغن نگرش چاقی داشته باشم حتی به یه قاشق روغن هم نگرش چاقی دارم . اینا عاداتیه که نیاز به تغییر داره . یا مثلا نگرشی که به رفتارم دارم اینه که این رفتارها منو چاق می کنه .
پس نگرش و بدبینی به رفتار رو باید کنار بزارم .
و ایمان به جسمم و اینکه من وقتی گرسنمه میخورم و وقتی نیاز بدنم برطرف بشه ناخوداگاه سیر میشم .
اینکه من ولعی به غذاها ندارم و اگه غذایی رو دوست دارم قطعا نیاز بدنمه .
مثلا اگه شیرینیجات رو بیشتر دوست دارم بدنم برای کارکرد سلولها به انرژی بیشتر نیاز داره .
حتی برای سوزوندن چربیها به انرژی نیاز داره . برای همینم هست من غذاهای شیرین دوست دارم . وقتی خودمو متهم کنم که این رفتارها بده بیشتر دلم میخواد اون رفتار رو انجام بدم و در نتیجه تکرار اون رفتار بیشتر میشه ولی وقتی به خودم و جسمم ایمان داشته باشم که من درست کار کردم و خارج از نیاز بدنم اصلا دلم نمیخواد بخورم کم کم حس خوبی که به خودم پیدا می کنم باعث میشه من ناخوداگاه دیگه دلم غذاهای اضافه نخواد و دلمو بزنه .
نمیدونم فعلا من در حال تمرین هستم و ایمان به بدنم چیزی بود که امروز به عادت پرخوری اضافه کردم .
سلام . استاد عطار روشن واقعا امروز هم خوب بودم . هر چی که بیشتر می گذره بهتر می تونم گرسنگی و سیری رو تشخیص بدم . هر وقت میخوام یه چیز بخورم میگم آیا گرسنه هستی ؟ میبینم مثلا نه الان گرسنه نیستم . میگم صبر می کنم هر وقت گرسنه شدم میخورمش . چون خوردن توی سیری همون پرخوری محسوب میشه و من مشغول ترکیبش با فرمولای لاغری ام . پس نه تنها دیگه همون ناهار و شام پرخوری نمی کنم بلکه هر زمانی هم که حالا چیزی دیدم قبلش نگاه به گرسنگی و سیریم می کنم . وقتی گرسنه نیستم به راحتی کنارش میزارم . تاکید می کنم به راحتی و ترکیب جدید داره جواب میده .
ترکیب جدید = فرمولهای ذهنی لاغری که در صدگام دارم یاد میگیرم + فرمولهای عملی جدید که در اینجا دارم یاد میگیرم = تغییر عادت .
من امروزم عالی عمل کردم . از اول این دوره واقعا از رفتار خودم راضی هستم . دوره صدگام رو که شروع کردم خیلی روی ذهنم و احساسم تاثیر گذاشت و اینجا روی رفتارم و من در مجموع دارم به سمت لاغری با عشق و حال خوب حرکت می کنم .
سلام و درود
تبریک می گم
خوشحالم احساس بهتری داری😊 و با انگیزه داری ادامه میدی
دقیقا در مسیر شگفتی ساز شدن داری حرکت میکنی
چقدر زود اون گربه که روز اول درباره اش نوشتی داره قوی و بزرگ میشه
سلام و عرض احترام . بله ممنون .
آخه آموزشهای شما خیلی فوق العادست . مخصوصا اینکه در هر مرحله نکاتی میفرمایید که دقیقا مطابق همون زمانه . مثلا فایل امروز تغییر عادتم مربوط به انتخاب بود که چقدر حال منو خوبتر کرد . همه جوره حواستون به کلکهای ذهن هست و چقدر عالی خنثاش میکنید .
برای همین انقدر زود اون گربه تبدیل به شیر شده . البته هنوز کوچیکه ولی صدای سگ رو دیگه زیاد نمیشنوم .
الان دقیقا یک هفته است دوره تغییر عادت رو شروع کردم تا حالا از عملکردم راضی بودم . یعنی هم روی ذهن هم روی عمل . عملم که نه پرخوریه که احساسم بد بشه نه کم خوریه که بازم احساسم بد بشه . کار روی ذهن و فرمولها هم که خیلی ماهرانه است . یه فرمولش همین امروز که گفتید
حتی از تغییر عملکردتونم خیلی خوشحال نشید چون دارید به ذهن نشون میدین که اون رفتار قبلیه من نبودم .
خب همین نکات باعث میشه شیره قوی و قویتر بشه .
خیلی آموزشهاتون دقیق و هوشمندانه است آقای عطار روشن . لاغری با ذهن دقیقا صراط مستقیمه که بهش هدایت شدم .
سلام . تمرین امروز عملیست . من الان نمیدونم باید چه تغییری در زفتار پرخوریم بدم . برای همین باید باز بنویسم تا به یادم بیاد . دیشب من حتی تو خوابم کلی موضوع در مورد انعطافم خواب دیدم که من فلان چیز رو دوست داشتم ولی با یکم تغییر چیزی شبیه به اون رو هم قبول کردم بیدار شدم یکی دو موردش یادم موند و برام خیلی جالب بود که ذهن من حتی تو خوابم داشت جستجو میکرد . در مورد ذهن ناخوداگاه اطلاعات خوبی بهم دادید یه چیزایی شنیده بودم ولی نمیدونستم در لاغری هم به کار میاد . خب حالا من در تمرین امروزم از ذهن ناخوداگاهمم کمک میگیرم و ببینم چطور پرخوری رو با یه چیز دیگه ترکیب کنم . استاد عطار روشن من از روزی که این چالش رو شروع کردم پرخوری نکردم . نه اینکه بخوام پرخوری کنم و جلوی خودمو بگیرم . نه واقعا از یه جایی به بعد دیگه خوردنه برام لذتبخش نبود . همون فرمول روز دوم . استاد روشن من در این چند روز نیاز بدنمو تونستم تشخیص بدم . یعنی به فرمایش شما ذهن خودمو تونستم با جسمم هماهنگ کنم . دیروز یهو به حرف شما رسیدم که طبیعت اصلی جسم ما متناسب بودنه . جسم ما لاغری رو خودش بلده . منتها ما با فرمولهای ذهنی اشتباه بر اساس طبیعت جسم رفتار نمی کردیم بلکه بر اساس فرمولهای چاقی رفتار می کردیم . من این چند روز کاملا بر اساس زبان بدنم حرکت کردم . یعنی ذهنم و با خواست جسمم همسو کردم و جالبش اینه جسم من اصلا زیاده نخواست کمم نخواست . تشخیص سیری و گرسنگی بدن خیلی به من کمک کرده که من عادت پرخوری رو تا اینجای کار انجام ندم . اینجا یه نکته جالب فهمیدم که اتفاقا در قدم دوم سوالش تو ذهنم اومده بود که چرا مثلا ما از رفتار خوشمون اومده ولی از تکرار اون احساس بدی داشتیم . علت این احساس بد چی بود ؟ یادم رفت بپرسم . الان که اومدم این متن رو بخونم دیدم پاسخ اون سوال اینجاست . ما از اون رفتار لذت میبردیم اما چون در مورد اون رفتار اطلاعات غلط وارد ذهنمون شد در ما ترس ایجاد شد و این احساس ترس با تکرار اون رفتار در ما قویتر شد .
خوردن برای من لذت بخش بود . اما تکرار خوردن در من ترس از چاقی رو میاورد چرا ؟ چون همیشه دیدیم که میگن اگه زیاد بخوری چاق میشی . این فرمول که اگه زیاد بخوری چاق میشی ترس از چاق شدن رو در من ایجاد کرد و با هر لقمه ای که میخوردم این ترس در من پررنگ تر میشد و بعد هم فرمولهای سرزنش و اینکه من نمیتونم عادتم و ترک کنم و دست من نیست و مجموعه ی این فرمولها با هم باعث همون نتیجه ای شد که ازش میترسیدم و چاقی برای من تبدیل شد به یک مساله ی غیر قابل حل در زندگیم . من در قدم دوم فهمیدم خب این عادت رو من انجام دادم و این موضوع دست منه . به کمک این فرمول و البته تشخیص زمان گرسنگی و سیری جسم و البته فرمول صلح با عادت من در این چند روز عالی عمل کردم . یعنی همین دو سه تا فرمول عملکرد منو عالی کرده و من واقعا از خودم و عملکردم راضی بودم .
چقدر فرمولها دست به دست هم دادن تا ما چاقی رو به وجود آوردیم و واقعا شما مثل یک فیزیکدان مرحله به مرحله دارید از این مساله پرده برمیدارید . شما خیلی باهوشید استاد و من واقعا خوشحالم که خداوند منو به سمت استاد باهوشی مثل شما هدایت کرد .
خب بریم سراغ ادامه تمرین .
مساله چاقی کم کم داره برام حل میشه . هر روز یه نکته جدید یاد میگیرم که عملکرد منو آسونتر می کنه و به من امید و ایمان بیشتری میده که من میتونم لاغر بشم . کلی تغییر کردم در این چند روز و مهمتر از همه کلی حالم بهتر شده . منی که همیشه برای خوش گذروندن دنبال غذا بودم دنبال دوستام بودم حالا میبینم فقط دلم میخواد بشینم و مطلب یاد بگیرم و باز جالبش اینجاست تمام این تغییرات بدون اعمال زور و اجباره . من به زور سر تمرینات نمیشینم . من به این دروس واقعا علاقه دارم . تا زمانیکه دارم فایل گوش میدم و مینویسم و تمرین می کنم فرمولهای ذهنیمو درست میکنم و وقتی هم که به عملکرد میرسم دقیقا میبینم با کمک همون فرمولها چقدر عالی میتونم رفتارهای خودمو مدیریت کنم . خب هنوز یادم نیومده که به عادت پرخوریم چی اضافه کنم که برای لذتبخش باشه . آها . خب اول اینکه من اینجا یاد گرفتم احساس بدم رو به پرخوری از بین ببرم . اینجا که فهمیدم احساس بده از تکرار عمل خوردنه و اونم به خاطر فرمول زیاده بخورم چاق میشم که در من ایجاددترس می کنه و صلح با خودم رو از بین میبره .خب اول به خودم ثابت می کنم که ببین از غذا نترس . خیلی ها دارن زیاد میخورن اما لاغرن . پس فکر نکن پرخوری به تنهایی این همه چاقت کرده . بلکه ترکیب پرخوری با فرمول های ذهنی چاقی همه به هم اضافه شدن و در مجموع محصولی که به دست من رسیده افزایش جسمه . دقیقا مثل یک واکنش شیمیایی یا مخلوط چند ماده در فیزیک . کلی مواد با هم ترکیب شدن که در نهایت به ما محصول جسم چاق رو دادن .
خب پس پرخوری کردن یکی از اجزای ترکیبه وگرنه خودش به تنهایی قدرت خلق چاقی جسمی رو نداره . بلکه ترکیبش با کلی فرمولهای چاقی دیگه که در ذهن منه باعث چاقیم شده .
پس به نظر من اولین تغییری که میشه در عادت پرخوریم ایجاد کنم اینه که این رفتار رو از فرمولهای ذهنی جدا کنم و رابطه شون رو از بین ببرم و نزارم با فرمولای ذهنی چاقی ترکیب بشه .
خب طبق آموزشها چند تا شو که تا الان کنار گذاشتم . فرمول ناراحت شدن از پرخوری رو کنار گذاشتم . فرمول اینکه پرخوری دست من نیست رو کنار گذاشتم . فرمول انعطاف رو هم که دیروز گفتین و بهش رسیدم و میخوام در ترکیب جدید ازش استفاده کنم . فرمول ترس از تکرار رو هم که امروز بهمون نشون دادید که به خاطر اطلاعات غلطیه که وارد ذهن شده . فرمول اینکه پرخوری چاق می کنه که منجر به ترس از چاقی شده رو هم دیگه ازش استفاده نمیکنم که ترس از تکرار هم از وجودم پاک بشه و با رفتار مورد نظرم به صلح بیشتری برسم . خب ما تا اینجا این همه فرمول رو از فعل پرخوری جدا کردیم . پرخوری خیلی ضعیف شده و برای همین این چند روز هم تکرار نشده . البته اینکه پرخوری چاق نمی کنه فرمولیه که هنوز قلقلکم میده یعنی انگار هنوز نپذیرفتمش . ولی بزرگترین شاهدش اینه که انسانهای لاغری که پرخوری می کنند و کلی غذا میخورن اما همچنان لاغرن علتش اینه که فعل پرخوریشون با فرمولهای چاقی ذهنی ترکیب نشده اونا عقیده ی مارو نسبت به خوردن ندارن و تکرار فعل پرخوری به تنهایی اونا رو چاق نکرده ولی خب اگه همین آدما به مرور زمان فرمولهای ذهنی چاقی رو بپذیرن قطعا رفتار پرخوریشون اونا رو هم چاق می کنه . خب الان تونستم بپذیرم .
پس اولین کاری که من در پرخوری دارم انجام میدم اینه که پیوند بین این رفتار رو از فرمولهای ذهنی چاقی جدا کردم و زورشو گرفتم .
حالا میبینم اون فشار رو دیگه بهم نمیاره و من به جای رفتار پرخوری تونستم رفتار بر اساس گرسنگی و سیری جسم و استفاده از زبان بدنمو جایگزین کنم .
پس این فرمول رو بهش اضافه کردم . البته درسته دیگه اسمش پرخوری نیست ولی من این رفتار رو بیشتر میپسندم چون از همه لحاظ بهتر قبولش کردم . پس به خودم میگم اشکالی نداره اگه گاهی اوقاتم زیاده روی کردی ولی اگه بر اساس زبان بدنت بخوری قطعا لذت بیشتری برات داره . پس من خوردن بر اساس زبان بدن رو به این عادت اضافه میکنم . به خاطر انعطاف بالایی که دارم این رفتار جدید حتی بیشتر از رفتار پرخوری بهم لذت میده . یعنی من به خاطر انعطافم میبینم مثلا از راههای مشکی پیراهن هم بیشتر از راههای زرشکی داره خوشم میاد . ذهنمم این تغییر رو پذیرفته . یعنی ترکیب جدید من این میشه که من با بریدن فرمولای ذهنی از پرخوری ، پرخوری رو ضعیف کردم و بعد فرمولهای ذهنی جدید رو دارم اضافه می کنم و همچنین خود فعل ضعیف شده رو با فعل لذتبخش دیگه تعویض کردم و حالا مواد اولیه کلا داره تغییر می کنه حالا مجموعه این تغییرات رو که دارم به عملکردم اضافه می کنم زمان میدم تا ببینم واکنش جدید چه محصولی بهم میده . من این تغییرات رو با موافقت ذهنم هر دو با هم داریم اعمال می کنیم و حسم میگه عملیات موفقیت آمیزه . حالا امروز امتحان میکنم . البته روزهای پیش خود به خود این ازمایش در من انجام شد اما الان میخوام خودم انجامش بدم . یعنی اضافه کردن ترکیب جدید به عملکرد روزانه ام ضمن صلح با ترکیب قبلی . بهتون گزارش عملکرد و آزمایش جدید رو ارائه خواهم داد .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ،
از دیدگاههای شما لذت می برم ،
قسمتی از دیدگاهت رو با هم مجدد می خونیم :
بلکه ترکیب پرخوری با فرمول های ذهنی چاقی همه به هم اضافه شدن و در مجموع محصولی که به دست من رسیده افزایش جسمه .
باز هم به شما بابت این دیدگاه عالی تبریک میگم
سلام . ممنون بانو
سلام دوست عزیز واقعا از دیدگاهتون لذت بردم و باید چندین بار بخونم .تک تک جملاتتون راهگشا ست.ممنونم
سلام و عرض احترام .
ممنون بانو .
سلام من تازه با سایت اشنا شدم برای اینکه درست نتیجه بگیرم از کدوم قسمت شروع کنم.یعنی از صد گام یا ۱۲ گام لاغری .؟موندم از کجا شروع کنم.میشه منو راهنمایی کنین.ممنونم
سلام رقیه خانوم . خوب هستید ؟
من خودمم تازه واردم . ۳ هفته است که اومدم به نظرم از استاد بپرسید بهتر باشه .
ولی در حد خودم میتونم بگم من از دوره صدگام شروع کردم یه هفته نظراتم و نوشتم حالم خیلی بهتر شد ولی رفتارم هنوز تغییر نکرده بود بعد دوره تغییر عادت رو شروع کردم . دیگه فهمیدم چطور باید به آموزشها عمل کنم . من فعلا این دو تا دوره رو دارم انجام میدم حدودا دوهفته هم هست هم حالم خوبه و هم میبینم روی رفتارم مسلط شدم .
یکمم احساس سبکی در جسمم میکنم
۱۲ گام رو هم بعد از صدگام انجام میدم .
من روند کار خودمو توضیح دادم ولی حالا شما دیگه هر طور صلاحتونه . از استاد هم بپرسید ایشون بهتر راهنمایی می کنند .
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
عادتی که من میخوام تغییرش بدم پرخوریه که بعضی وقتا میاد سراغم که یادگرفتم که همه عادتهاخوبن وکلی لذت وفایده داشتن که عادت شدن وعالین
پس اولین خطی که میخوام بهش اضافه کنم میخوام هروقت پرخوری کردم با احساس خوب انجامش بدم ونگذارم هیچ حس بدی بیاد سراغم
مثلا دیروز پرخوری کردم دلم درد گرفت
اما به خودم گفتم از پرخوریم ناراحت نیستم دل دردمو دوست ندارم از این به بعد نمیگذارم هیچ عادتی ودرمورد الان عادت پرخوری حالم بگیره ودرقدم اول به نظرم با احساس خوب وآرامش انجامش میدم
پس اولین خطش این باشه که نمیخوام عادتمو حذف کنم
بلکه میخوام احساسمو خوب نگه دارم درموردش
اما تا اینجام یه خط دیگه هم بندازم که بیشتر کیف کنم موقع انجامش
مثلا دوست دارم پرخوریمو تا جایی انجام بدم که فشار شکم رو تجربه نکنم واذیت نکنم بدنمو وشکمم پر شد درد نگیره اینم همون درراستای احساس خوب ودوست داشتن خودمه
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! عادتی که من میخوام تغییرش بدم خوردن بعد از ناهار هست که خب اکثرا به یک چیز شیرین هم گرایش دارم. البته هنوز نمیدانم این واقعا عادت هست یا نه چون که هر روز انجامش نمیدهم ولی خب بعضی از روزها مثل امروز وسوسه انجام آن بیشتر است و از طرفی انجام دادن آن برای من آزار دهنده نیست ولی به صرف اینکه تصور می کنم انجام آن باعث چاقی من شده است، میخواهم آن را انجام ندهم. امروز غذای مورد علاقه ام یعنی قورمه سبزی داشتیم و من احساس می کنم دو سه تا لقمه آخر را میتوانستم نخورم و باز احساس سیری کنم. یک ساعت بعد از غذا بخاطر اینکه دلم یک چیز خنک و آبدار میخواست از یخچال یک عدد خرمالو و یک عدد نارنگی برداشتم. بعد هم مادرم پیشنهاد داد که انار هم هست و آن هم خوب و آبدار است و خب یک انار هم برداشتم. با اینکه میدانستم به صرف اینکه میوه هستند نباید چند نمونه باهم مصرف شوند. حدود 2 ساعت بعد دلم کلوچه میخواست و واقعا میخواستم به خودم اجازه خوردن آن را بدهم ولی گفتم باشه قبول، بخور اما حالا نه! هنوز احساس سنگینی در معده داری بعدا که این احساس رفع شد میتوانی بخوری و الان دیگر میلی به خوردن کلوچه ندارم و فعلا نمیتوانم چیزی بخورم. این به تعویق انداختن عادت ممکن است ما را از انجام آن به طور کلی منصرف کند.
از جمله راه راه هایی که میتوانم به عادتم اضافه کنم عوض کردن نوع خوراکی هایی هست که میخورم. مثلا اگر دلم بعد از غذا شیرینی میخواهد میتوانم به جای کیک و بيسکوئيت یا شکلات، دو عدد خرما بخورم.
یا یک مدت بود به جای خوردن نوشابه چون فکر میکردم زیان آور و باعث چاقی هست، قرص جوشان خریده بودم و توی آب می انداختم و میخوردم.
به هر حال هر چیزی که باعث شود ذهن ما احساس محدودیت و قحطی نداشته باشد و باعث حریص تر شدن آن نشود میتواند انجام ندادن آن عادت را به مرور برایمان راحت تر کند. قبلا که رژیم میگرفتم و کلا شیرینی و محصولات شیرین را لیست غذاهایم حذف میکردم، بخاطر درگیری ذهنم، توی خواب هم دنبال شیرینی بودم و بعد از پایان یا رها کردن رژیم هم ولع من به شیرینی ها بیشتر میشد. اما اگر ذهن بداند هر وقت بخواهد در دسترس است خود به خود گرایشی هم به سمت آن نخواهد داشت.