یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم میوزه و برگها آروم تکون میخورن… نه خبری از عجلهست، نه استرس.
حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم میگیریم تغییر کنیم، میخوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓
اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دلزده میکنه، نه متحول.
تو این مقاله میخوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨
😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟
📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند!
تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل میکنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث میشن توی این مسیر عجول بشیم:
🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی
وقتی خستهای، دلت میخواد زود تموم شه!
ما معمولاً وقتی به تغییر فکر میکنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمیخوام اینجوری بمونم!» 😩
این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:
👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ریشهی مشکل رو نادیده میگیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.
تصور کن یه درخت پوسیدهست. اگه فقط برگهاشو رنگ کنی، زیبا میشه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همینطور هم تغییر واقعی زمانبره.
🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر
این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشوندهندهی یه نکتهی خیلی مثبت درون ماست:
🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهنمون باور داریم تغییر ممکنه!
نوروساینس چی میگه؟
طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر میگیره و هیجانزده میشه، ناحیههایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیمگیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال میشن.
این یعنی:
🧠 ذهن ما آمادهی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:
✅ عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.
🔹 فریب مسیرهای سریع
🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بیعرضهای!»
اما این یه دروغ بزرگه!
رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی دائم ما رو بمبارون میکنن با پیامهایی مثل:
– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»
– «موفقیت در ۲۴ ساعت»
– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳
ما ناخودآگاه فکر میکنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد میکنه.
🌱 یه دونهی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.
💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست میکنه.
✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.
✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.
✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژهی فوری».
✅ و همیشه به یاد داشته باش:
🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند.
🌿 طبیعت هیچوقت عجله نمیکند
و من هم انتخاب میکنم با ریتم طبیعت پیش برم، نه با فشار و عجله.
🔹 پرندهها، گیاهان، سیارهها… همه با حوصله رشد میکنند
هیچ درختی نمیخواد یهشبه از دونه به جنگل تبدیل شه 🌱🌳
دونه، اول تو خاک پنهان میشه، روزها بدون اینکه دیده بشه، ریشه میزنه… کمکم جوانه میزنه، نور میگیره، رشد میکنه و سالها طول میکشه تا تبدیل بشه به درختی تنومند.
این همون چیزیه که در مسیر تغییر ذهن برای لاغری هم اتفاق میافته. نمیتونیم یهشبه تمام باورهای قدیمی، عادتهای رفتاری، و الگوهای ذهنیمون رو تغییر بدیم.
مثل طبیعت باید به خودمون فرصت بدیم، صبور باشیم، و از هر مرحله یاد بگیریم.
🔹 هیچ پرندهای دنبال پرواز فوری نیست
پرندهها اول لانه رو یاد میگیرن، بعد با بالهای کوچیکشون تمرین میکنن. میافتن، دوباره بلند میشن، گاهی میترسن، ولی ناامید نمیشن. ✈️🕊️
تا بالاخره یه روز پرواز میکنن؛ نه با زور، با اعتماد به بالهایی که به مرور قوی شدن.
ما هم در روند تغییر سبک زندگی و ذهن برای لاغری، ممکنه گاهی بلغزیم، گاهی دلسرد بشیم، اما اگر مثل پرندهها ادامه بدیم، قدرت ذهنمون برای پرواز به سوی سبک زندگی جدید شکل میگیره.
🔹 هماهنگی با قانون رشد طبیعی
قانون طبیعت میگه: رشد واقعی، تدریجیه.
نه فشار میپذیره، نه سرعت غیرطبیعی.
ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً همینطوری کار میکنه. اگر مدام بخوای با زور رژیم و محدودیت، سریع نتیجه بگیری، مغزت مقاومت میکنه.
اما اگر با ریتم خودش جلو بری، تغییری عمیق و ماندگار اتفاق میافته.
قانون «ریتم طبیعی رشد» بهمون یادآوری میکنه که هر چی بیرون از روند تدریجی رشد کنه، پایدار نمیمونه. این یعنی کاهش وزن فوری که با اجبار باشه، دوباره برمیگرده. ولی تغییر ذهنی تدریجی، موندگاره.

💥 عجله در مسیر تغییر، چگونه ما را به شکست میکشاند؟
خیلی از ما وقتی تصمیم به تغییر میگیریم، میخوایم همهچیز سریع اتفاق بیفته. انگار ذهنمون رو با دکمه «دانلود سریع» اشتباه گرفتیم! 😅
اما ذهن، دستگاه نیست؛ یه موجود زندهست که برای تغییر، به زمان، عشق، صبر و آگاهی نیاز داره.
🔹 خستگی زودهنگام از تلاشهای بدون نتیجه
یکی از اثرات عجله در مسیر تغییر، خستگی ذهنی زودرسه. وقتی با این ذهنیت شروع میکنی که «باید زود نتیجه بگیرم»، بعد از چند روز تمرین ذهنی یا تصویرسازی و ندیدن تغییر خاصی، احساس شکست میکنی 😩
شاید با خودت بگی:
«پس چرا ذهنم هنوز عوض نشده؟ چرا هنوز اشتها دارم؟ چرا وزنم کم نشده؟»
و درست همینجا، افکار منفی یواشکی سرک میکشن:
«این روشا الکیه… من نمیتونم… ذهنی کار نمیکنه.»
در واقع، عجله در مسیر تغییر مثل یه سم بیصداست؛ آرومآروم خستگی و ناامیدی رو توی بدنت پخش میکنه 😵💫
✅ تغییر ذهنی با صبوری شکوفا میشه، نه با انتظار معجزهی فوری!
🔹 تمرکز روی ظاهر، فراموشی درون
وقتی دچار عجله در مسیر تغییر میشی، فوراً دنبال نتیجهی فیزیکی میگردی.
میری سراغ:
❌ رژیم سخت و محدودکننده
❌ ورزش سنگین
❌ حذف خوراکیهای محبوب 🍩🍫🍕
ولی اینا مثل چسب زدن روی زخم عمیق هستن!
تا وقتی ذهن ناخودآگاهت چاقی رو امنتر از لاغری میدونه، زور زدن نتیجهای نمیده.
✅ روش ذهنی یعنی اول تغییر درون، بعد تغییر ظاهر!
🔹 انتظارات غیرواقعی و ناامیدی پنهان
عجله در مسیر تغییر باعث میشه با چشمهایی که دنبال معجزه هستن، به آینه نگاه کنی.
و وقتی بعد از چند روز تمرین هنوز سایز بدنت تغییر نکرده، ناامیدی سراغت میاد 😔
اما یادت باشه: ذهن ناخودآگاه مثل دریاچهست… نمیتونی با بیل تغییرش بدی! 🌊
باید قطرهقطره باور جدید بهش بدی تا بهمرور رنگ عوض کنه.
✅ پس اگه دنبال تغییر پایدار هستی، با عجله خداحافظی کن!
🔹 چطور با عجله خداحافظی کنیم؟ 💡
اول از همه بدون که عجله در مسیر تغییر خودش یه مانع ذهنیه.
کاری که باید بکنی اینه:
✔️ هر روز فقط روی یه تغییر کوچیک تمرکز کن
✔️ به جای نتیجه، عاشق “روند” تمرین باش
✔️ به ذهنت فرصت بده تا باهات هماهنگ شه، نه در برابر تو مقاومت کنه
✨ و همیشه یادت بمونه:
«عجله در مسیر تغییر فقط تو رو از خودت دور میکنه؛ اما عشق، اعتماد و تداوم، تو رو به خود واقعیت نزدیک میکنه.» 🧘♀️💖

🧠 نقش ذهن ناخودآگاه در تغییر واقعی
🔹 ذهن ناخودآگاه چطور برنامهریزی میشود؟
ذهن ناخودآگاه مثل یه کودک کنجکاوه که از طریق تجربه، تکرار و احساس یاد میگیره.
طبق تحقیقات دانشگاه MIT، ما هر بار که کاری رو با احساس قوی انجام میدیم (مثلاً خوردن شکلات وقتی استرس داریم)، اون احساس به همراه اون عمل توی حافظه ناخودآگاه ثبت میشه 🍫😣
حالا اگه سالها با حس تنهایی، ترس یا خستگی غذا خوردیم، دیگه اون مسیر عصبی توی مغزمون جا افتاده.
و تغییر این مسیرها با فقط ۲ روز تکرار جملههای تأکیدی ممکن نیست! چون ذهن ناخودآگاه به عمق احساس و استمرار پاسخ میده، نه فقط کلمات ساده.
✨ اگه عجله در مسیر تغییر داشته باشی، فقط ظاهر کار رو انجام میدی ولی مغزت همراه نمیشه.
🔹 چرا تکرار آگاهانه کافی نیست؟
خیلیها میگن: “من هر روز جلوی آینه میگم من لاغرم، ولی هیچچیزی تغییر نکرده!”
واقعیت اینه که تکرار آگاهانه، اگه بدون تصویرسازی، بدون احساس و بدون باور باشه، فقط یه زمزمه بیاثر توی ذهنت باقی میمونه 🌀
ذهن ناخودآگاه مثل یه باغچهست. اگه فقط تخم بکاری (تکرار جملات)، ولی بهش نور، آب و توجه ندی (یعنی احساس مثبت، هدفگذاری و استمرار)، هیچ گلی درنمیاد 🌱🌞💧
❌ عجله در مسیر تغییر باعث میشه بعد از چند روز ناامید شی، چون هنوز هیچ گل قابلدیدنی رشد نکرده.
برای اینکه یه باور جدید شکل بگیره، باید:
✅ اطلاعات جدید رو با احساس مثبت همراه کنی
✅ تصویرسازی ذهنی داشته باشی (مثلاً خودت رو در بدن ایدهآلت ببینی)
✅ با هدف نهاییت ارتباط برقرار کنی (نه فقط وزن کمتر، بلکه زندگی شادتر و سبکتر)

تغییر ذهن واقعی یعنی چه؟
یعنی همکاری با ذهن ناخودآگاه، نه زور گفتن بهش!
یعنی به جای اینکه هر روز با خودت بجنگی، یاد بگیری چطور آرومآروم باهاش دوست شی، مثل یه مربی دلسوز 🤝🧡
✅ هر بار که یه جمله مثبت رو با ایمان و احساس تکرار میکنی، یه مسیر عصبی کوچیک ساخته میشه.
✅ هر بار که غذای سالم رو با لذت میخوری، یه خاطره جدید در ذهن ثبت میشه.
✅ و هر بار که با خودت مهربونتر برخورد میکنی، باور جدیدی از «من ارزش تغییر دارم» شکل میگیره.
✨ عجله در مسیر تغییر باعث میشه رابطهت با ذهن ناخودآگاهت بهجای همکاری، به تقابل تبدیل بشه.
✨ عجله در مسیر تغییر یعنی تلاش برای چیدن میوهای که هنوز زمان رسیدنش نرسیده.
✨ تغییر ذهنی واقعی یعنی ساختن باورهای نو، با تکرار درست، احساس خوب و صبر زیاد نه با عجله در مسیر تغییر.
مثل ساختن یه پل جدید روی رودخونهای پر از خاطرههای قدیمی 🌉💭
🌱 مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت است
بذار یه تشبیه ساده بزنم:
تصور کن یه دونه کوچولو توی خاک کاشتی. فرداش میری نگاه میکنی و میگی: «چرا درخت نشدی؟!»
اما اگه هر روز یه ذره آب بدی، یه روزی یه جوانه میبینی، بعد یه ساقه، بعد یه درخت… 🌳
مثل چالش «من اینو نخوردم» که با گامهای کوچیک شروع میشه ولی تغییرهای بزرگی در ذهن ایجاد میکنه.
عجله در مسیر تغییر فقط باعث میشه زود خسته شی. ولی استمرار، تو رو به خود جدیدت میرسونه.
✨ نتیجهگیری
🔑 عجله در مسیر تغییر نشونه خوبیه، چون یعنی به تغییر باور داری.
اما اگه اون رو مدیریت نکنی، تبدیل میشه به مانعی بزرگ.
پس به جای دویدن، شروع کن به قدم زدن… هر روز یه قدم کوچیک، اما به سمت خودِ آیندهت 🚶♀️🚶♂️
منتظر خوندن نظرت در بخش دیدگاهها هستم.
با هم در مسیر تغییر آرام، اما عمیق 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خداوند آفریننده آرامش
دفعه قبل هم من چند بار چالش من اینو نخوردم رو انجام دادم ولی هیچ کدوم رو کامل انجام ندادم با عجله فایل ها را گوش میدادم و رد میشدم فایل بعدی، اینقدر اینکارو کردم که ذهن ناخودآگاهم دوباره شروع کرد به گارد گرفتن و من دچار پرخوری شدم باز، که خودم بهش میگفتم پرخوری عصبی، که دلیل اش هم همین عجله کردن من بود که مجبور شدم چالش رو ادامه ندم…..
و بعد از یک مدتی با صبر و حوصله و بدون عجله کردن هر روز که آمادگی داشتم یک فایل گوش بدم و تمرین اش و انجام بدم و نظر دوستان رو بخونم و با عجله کردن من تمام زحمات هدر میرفت و تصمیم گرفتم عجله نداشته باشم و با ذهن ناخودآگاه هم هماهنگ باشم مثل حرکت کائنات مثل پرواز پرنده ها مثل حرکت زمین و زمان و برای موفقیت در هدف ام نباید عجله ای داشته باشم 🌷
در چالش من اینو نخوردم، من از عادت ریزه خواری و یا همه چی خواری خسته شده بودم و با مسالمت و دوستی با هم قرار گرفتیم و هر دفعه با تکرارش به خاطر همه خوبی هایی که برام داشت باهاش سر جنگ نداشتم و تصمیم داشتم هر دفعه یه تغییری بهش بدم و راه هایی را بهش اضافه کنم و تو این راه راه کردن هم عجله ای نداشته باشم، مثلا یه یار زمان اش و دیرتر کنم یا مقدارش و کم کنم یا اصلا حواس ام رو پرت کنم، خوشمزه ها را جلو چشمم نذارم و یا به جاش آب بخورم، تلفن بزنم و هر کاری که به ذهنم خطور میکنه تا یه تغییر کوچولو بهش بدم،
عادت اشتباه ما این هست که هر وقت میخواییم تغییر کنیم یه هویی گام های بلندی برمیداریم و این باعث میشه چون هنوز ذهن تغییر نکرده در نهایت خسته بشیم و رها کنیم
حالا هرروز تغییرات رو میام بنویسم تا در ذهنت ثبت بشه و هماهنگی بین ذهن و جسم بیشتر برقرار میشه
با نوشتن این تغییرها برای ذهنمون این رفتارهای جدید اهمیت داده میشه و این رفتار در ما گسترش پیدا میکنه و میشه عادت جدیدو جایگزین عادتهای گدشته میشه 🦋
نشان های دریافت شده
سلااام
من این چند وقته خیلی فایل درباره ی عجله نکردن توی سایت دیدم و گوش کردم.
یعنی انگار خدا هر چی فایل درباره ی عجله نکردن بود رو یه باره جلوی من قرار داد تا اهمیتش رو برام چندین برابر کنه.
من اتفاقا همین امروز دیدگاهم برای قسمت ۱۳ زندگی با طعم خدا رو نوشتم که اونم برای عجله نکردن و موندن توی خونه های خوب بود.
خداوند گفته پاداشی به صابرین میده و همون طور که استاد گفتن صابرین صبر با ایمان دارن . اما خیلی از ما داریم شرایط فعلیمون رو تحمل میکنیم و فقط منتظریم یه اتفاقی بیوفته که ما رو از اون احساس بد دربیاره . در این صورت ما به خواستمون نمیرسیم چون داریم تحملش میکنیم یعنی از شرایط فعلی راضی نیستیم اما باید اینو بدونیم که تا با شرایط فعلی در حالت صلح قرار نگیریم نمیتونیم تغییر کنیم و امکانات بهتر رو به دست بیاریم ، دقیقا همون چیزی که استاد در جلسه ۲ همین چالش گفتن .
این عجله کردن به این خاطره که ما شرایط الانمون رو دوست نداریم و هنوز داریم باهاش مبارزه میکنیم. اگه واقعا تمرین جلسه ۲ رو عملی کنیم خود به خود عجله از بین میره چون ما داریم با اون عادتمون هر چقدر هم بد باشه صلح میکنیم و آخه چرا باید چیزی که ازش لذت میبریم و برامون فایده داره رو با عجله از ذهنمون بیرون کنیم؟
عجله ما مثل اینه که ما دقیقا داریم با همون قدرتی که به سمت هدف میریم ، یه مانع بزرگ می سازیم که جلومون رو بگیره. مثل یه دست انداز خیلی بزرگه که ما رو از سرعت طبیعیمون خارج میکنه.
عجله کردن مثل اینه که یه باغبون به خاطر عشق زیادی که به درختای باغش داره و میخواد میوه هاشونو زود ببینه هر روز بره یه بشکه ی آب پای هر درختش بریزه . این اقدام باعث میشه ریشه ی درخت بگنده چون این اقدام فیزیکی یهویی با رشد تکاملی یه درخت رابطه ای نداره و هر چقدر که هر روز باغبون به گیاهش آب بده باعث نمیشه اون گیاه زود تر رشد کنه ، چه بسا باعث میشه اون گیاه آسیب ببینه .
پس ما هم اگه میخوایم میوه های خوشمزه ای از درختمون به دست بیاریم باید آروم آروم هر روز یه گام برداریم که انجام تمرینات این چالش همون قدم های کوچک و متوالیه.
من هیچ عجله ای ندارم و در عوض به خودم و خدا ایمان دارم و میدونم هر زمانی که موقعش بشه اتفاقایی که میخوام برام میوفته چه مربوط به ترک عادت ها باشه چه مربوط به موارد دیگه ی زندگیم…
خدایا شکرت
ممنونم استاد عطار روشن
نشان های دریافت شده
سلام و درود همیشه در حال تغییر کردن باشید😇
عجله کار شیطونه !شیطونی تو مسیر ممنوع😜
همه ی ما برای رسیدن به شرایط فعلی زندگیمون هیچ عجله ای نداشتیم اما همین که تصمیم می گیریم شرایط زندگی و خودمون رو تغییر بدیم شروع می کنیم به عجله کردن .اما عجله کردن در قوانین جهان هستی تعریف نشده هیچ گیاهی عجله نداره رشد کنه یا هیچ پرنده ای عجله نداره که تخمش زود جوجه بشه یا زود تر کوچ کنه یا ماه عجله نداره که زودتر پیدا بشه یا شکوفه ها عجله ندارند که زود میوه بشند چرا اسیر عجله نمی شوند⁉️چون دیگر موجودات ذهنشون قابل تغییر و برنامه ریزی نیست و به صورت غریزی رفتار می کنند و فقط انسان هست که می تونه ذهنش رو برنامه ریزی کنه و شرایط جدیدی از زندگی برای خودش خلق کنه .البته خبر خوب برای افرادی که فکر می کنند توانایی تغییر کردن ندارند اینه که اتفاقا برای تغییر زندگیشون تصمیماتی گرفتند و خیلی هم عجله هم داشتند .
عجله کردن پارامتری است که به ما ثابت می کنه ما به صورت ناخوداگاه دوست داریم تغییر کنیم اما اگر عجله کردن به درستی مدیریت نشه باعث شکست میشه از اونجایی که تغییر کردن ارتباطی با تلاش فیزیکی نداره و فقط از طریق تغییر و اصلاح فرمولهای ذهنی انجام میشه فرد سعی می کنه با تلاش فیزیکی تغییرات رو به وجود بیاره و این کار تلاشی بیهوده و خسته کننده است و انتظار فرد رو از مسیرش سخت می کنه و باعث شکست میشه چون عجله کردن تلاش فیزیکی است و چون ناخودآگاه ما با قوانین جهان هستی هماهنگ هست نمی تونه با جسم هماهنگ بشه و باعث درد و رنج برای ما میشه هدف ما زندگی کردنه چه چاق باشیم و چه لاغر چه رفتار صحیح داشته باشیم یا عادت مخرب ما بااید از زندگی و مسیر رسیدن به خواسته خودمون لذت ببریم احساس رضایت از خودمون داشته باشیم اصلا پایه اساس آموزشهای ذهنی بر سادگی است باید برای ما آسون باشه و اگر ما داریم سختی میکشیم باید آنالیز کنیم که کجای افکارمون نیاز به اصلاح دارند .ما با عجله آگاهی های تکراری رو نا آگاهانه به ذهنمون دادیم و الان برای اصلاح و تغییر فرمول های ذهنیمون با آگاهی های تکراری و تکرار عبارات تأکیدی هیچ نتیجه ای نمی گیریم مثلا /بارها در روشهای قبلی لاغری عجله کردیم و با سختی و تلاش مضاعف ،اگر نتیجه ای هم گرفتیم مقطعی بوده و ماندگار نبود هر چند که اصلا مسیر ما اشتباه بود !
بنابراین برای متناسب بودن باید آرام آرام قدم برداشت تا نتیجه ماندگار بشه برای تغییر فرمول های ذهنی باید ۱/آگاهانه ورودی ذهنمون رو کنترل کنیم ۲/گفت و شنود در مورد موضوعی که می خواهیم تغییر کنه نداشته باشیم ۳/آگاهی صحیح به ذهنمون بدیم ۴/در دادن اطلاعات صحیح به ذهنمون استمرار داشته باشیم /۵با اشتیاق از مسیر تغییر لذت ببریم ۶/فکر کنیم و تجزیه تحلیل کنیم ۷/تمرینات رو بنویسیم ۸/با قدمهای کوچک استمرار داشته باشیم ۹/تمرینات به صورت عملی در رفتار ما مشاهده بشند ✅و این روند صحیح و اصولی آموزش ذهنی است .و نشونه ی مسیر صحیح احساس خوب داشتنه .🌟
خب برای تغییر عادتهامون هم نباید عجله کنیم یا گامهای بزرگ برداریم وگرنه شکست می خوریم خیلی از افرادی که تردمیل می خرند و روز اول ذوق دارند روزهای اول یک ساعت استفاده می کنند و چون ذهنشون آمادگی نداره و نمی تونه بپذیره و جسمشون هم خسته میشه به مرور بهانه تراشی می کنند و زمان رو کم می کنند و در نهایت تردمیل میشه رخت آویز و یا افرادی که باشگاه ثبت نام می کنند منم مدتی میرفتم باشگاه همون روز اول گفتم همه روزه میام تمریناتم را هم خوب انجام می دادم و فقط عجله داشتم سخت تر بشه که من بیشتر لاغر بشم😳شبها هم از بدن درد خوابم نمی برد اما خوشحال بودم که دارم لاغر میشم و بدنم هم عضله ای میشه انصافا خوبم ادامه دادم اما در نهایت عدد روی ترازو صحبت دیگری داشت و من شکست خوردم ‼️ پس ما هم کم کم در صلح و آرامش تغییرات جزئی در رفتار و عادتهامون ایجاد می کنیم و ادامه می دیم و خیلی به راحتی عادت جدید جایگزین میشه مثلا/عادت سر قابلمه رفتن من هنوز هست امروز رفتم بازم در قابلمه رو برداشتم بعد گذاشتم سر جاش اومدم خیلی هم خوشم اومد فقط موندم اینو بعدا چه طور راه راه کنم 😂یا وقتی ریزه خواری داشتم نسبت به قبل میزانشو کم کردم ظهرم که شد چشمم به ساعت ۱/۳۰افتاد گفتم باشه یه نیم ساعت دیگه کلا یادم رفت حدود ساعت ۴گرسنه شدم خدارو شکر تمایل به شیرینی هم نداشتم اما دلم تردنمکی خواست خوردم و اما می تونیم هرشب تغییرات جزیی که خودمون به وجود اوردیم رو بنویسیم و به راه راههای خودمون لایک ❤️بدیم و ذهنمون رو تشویق کنیم و لازم نیست یکدفعه تغییر ایجاد بشه و هر چقدر ما دیدگاههای دوستانمون رو بخونیم راهکارهای بیشتری به ذهنمون میرسه و نوشتن و دیدن و شنیدن موضوعات لاغری با ذهن یعنی برنامه ریزی ذهن و تخصص بیشتر در لاغری
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
نشان های دریافت شده
به نام خدای صبار و شکور
روز ۴۸: میخوای موفق بشی عجله نکن.
به تغییر فصل دقت کن ، زمستان سپری می شود ولی به آرامی یادم میاد در شهر ما حتی تا هفته اول عید ممکنه برف هم بیاد و یواش یواش هوا گرمتر میشه ما تا مدتها باید کاپشن بهاری بپوشیم والا سرما میخوریم و درسته که بعضی از گلها هنوز عید نشده شکوفا میشن ولی با یک گل بهار نمیشه و طول میکشه تا طبیعت بهاری خودنمایی کنه. گرمای تابستان هم یهو ظاهر نمیشه و…..
در فیه ما فیه مولانا آمده است هر کسی کاری را شروع کند و شتاب نماید و در آغاز راه مبالغه و زیاده روی کند در آن کار شکست می خورد. می فرماید اگر می خواهد ریاضت نماید ( طریقه زهد یعنی کم خوردن و بسیار عبادت کردن ) و روزانه یک من ( سه کیلو ) نان میخورده روزی درمی( یک مقدار ناچیز) کم کند تا در حدود دو سال به نیم من برساند تا تن کمی نان را درنیابد و به آرامی به مقصود رسد و در طریق عبادت هم از آغاز به نمازهای یومیه بسنده کند و پس از مدتی بر میزان نماز و عبادت بیفزاید.
خب یعنی همان که در این دوره آموختیم سنگ بزرگ علامت نزدن است اگر میخواهم لاغر شوم تعیین زمان و اینکه در چه مدت باید و حتما ….. کیلو وزن کم کنم همش یعنی لیز خوردن در مسیر لاغری. اگر میخواهم عادتی را ترک کنم نمیشه یهو بگم دیگه تمام . بلکه طبق آموزش جلسه قبل اول با اون عادت به صلح می رسم و بعد با استفاده از قدرت انعطاف پذیری ذهنم تغییرات کوچکی در اون عادت ایجاد میکنم و همانطور که استاد و حضرت مولانا میگن به آرامی و به درم ان را ترک می کنم تا جسم به سختی نیفتد و ذهن به مقابله با من برنخیزد.
البته همه این آموزشها حرکت بر لبه تیغ است و دلیل نمیشه اینقدر در انجام کارها تعلل کنیم که باز هم از دست برود بلکه اندازه نگهدار که اندازه نکوست. نمیشه اینقدر با آرامش واحد برداری که در نهایت از دانشگاه اخراج بشی و نمیشه اینقدر عجول باشی که هر ترم ۲۴ واحد رو هول هولکی پاس کنی با ترم تابستونی که در نهایت سوال علمی حاصل نشده باشد. و هزاران مثال دیگر.
کلام آخر من در مسیر چاقی ثابت قدم بوده ام و این مسیر را یک ساله یا سه ماهه طی نکرده ام که حالا برای برگشت ان عجله کنم و توقع داشته باشم دو یا سه ماهه به نتیجه برسم البته می دانم که مسیر چاقی را با ناراحتی و احساس بد طی کرده ام ولی الان با چاقی در صلح هستم و عاشق لاغری هستم پس مسیر بازگشت را سریعتر باز خواهم گشت ولی از مسیر لذت می برم و هر روز از هر لحاظ بهتر می شوم. کافیست از زندگی لذت ببرم و در مسیر متناسب شدن باقی بمانم و هر روز گامی به جلو بردارم.
در تغییر عادتها عجله نداشته باشین و گام های بلند برندارید عادت اشتباه ما این هست که هر وقت میخواییم تغییر کنیم یه هویی گام های بلندی ایحاد میکنیم و این باعث میشه چون هنوز ذهن تغییر نکرده در نهایت خسته بشیم و رها کنیم مثلا خیلی افراد در ورزش کردن اینطور هستن در روزهای اول اینقدر با شدت ورزش میکنن چون ذهن هنوز آماده نیست جسم خسته میشه و دیگه همراهی نمیکنه و همیشه به دنبال در رفتن از ورزش کردن هستن پس تغییر ناگهانی به خودت نده و ورزش رو از یک ساعت شروع نکن کم کم شروع کن .گام ها رو بلند برندارین و عجله نکنید در تغییر عادتها هدف زندکی کردن هست پس چه چاق باشم یا لاغر من دارم زندگی میکنم پس عجله نکن درست زندگی کن و اگر در تغییر عادتها و لاغری به خودت فشار بیاری این لاغری ارزش نداره و ماندگاری نداره و در نهایت رهاش میکنی .
لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیا هست و هیچ سختی نداره
حالا هرروز تغییرات رو بیا بنویس تا در ذهنت ثبت بشه و هماهنگی بین ذهن و جسم بیشتر برقرار میشه
با نوشتن این تغییرها برای ذهنمون این رفتارهای جدید اهمیت داده میشه و این رفتار در ما گسترش پیدا میکنه و میشه عادت جدیدو جایگزین عادتهای گدشته میشه خیلی راحت خیلی راحت بدون سختی
من میخواستم به محض پیغام سیری گرفتن دیگه غدا نخورم و غدا رو رها کنم اما عادت داشتم چند لقمه اضافه تر میخوردم و اما همین دیشب با شامم دلم نون نخواست و خالی یک کاسه آش بلغور گندم خوردم و به محض اینکه پیغام سیری رو گرفتم غذا نخوردم و اما به جاش یک ذره خربزه خوردم میدونم خربزه با غدا هیچ فرقی برای بدن من نداره ولی این کار رو کردم که ببینم توانایی نخوردن غدا رو دارم و میتونم رهاش کنم و ادامه ندم و خربزه هم در حد یک قاچ کوچک خوردم .
و یا امروز ظهر ناهار خوردم واقعا در حد سیری خوردم و غذای من در حد یک کف دست نون شد با یک سیخ کباب چنجه بود و احساس کردم نیاز ندارم بیشتر بخورم و میخواستم تغییری در عادتم به وحود بیارم بقیه ی غدا رو به همسرم دادم و از سیخ دوم یک تیکه ی کوچک برداشتم و اگر قبلا بود شاید نصفه ی سیخ دوم رو هم میخوردم ولی امروز این کار رو نوردم و رهاش کردم فقط یه تکه از اون بردم ولی به مرور اونم دبگه بر نخواهم داشت و به محض سیری غدا رو رها میکنم
پس در عادتم یک تغییر کوچک ایجاد کردم
من هم خیلی خوب شدم ک تونستم عادت چای خوردنمو اصلاح کنم و الان هر موقع میل داشته باشم چای میخورم اتی بعضی اوقات یک لیوانم نمیتونم بخورم و نصفشو فقط میخورم و خیلیی حس خوبی بهم میده که من هم کمکم دارم شبیه آدمای متناسب طبق میلم رفتار میکنم
مثلا صب کا از خواب بلند میشم این عادتم که همیشه باید صبح چه میل داشته باشن چه نداشته باشم یه چیزی بخورم ولی الان از خواب که بلند میشم اول از خودم میپرسم که آیا میل دارم یا گرسنم هست اگر گرسنه باشم چیزی که بهش میل داشته باشمو میخورم ولی اگه میل نداشته باشم یا غذارو دوست نداشته باشم صبر میکنم گرسنم بشه و غذای مورد علاقم حاضر شه و بعد به اندازه نیازم میخورم
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
من سه روز که دارم عادت خوب ولذت بخش شکلات وشیرینی خوردن با چای هر روز داشتم که خیلیم لذت بخش وانرژی بخش خیلیم دوستش دارم روز اول به خودم گفتم دونه آخر شکلات خودمو نخوردم من قبلا بیحساب شکلات برمیداشتم وبرای اولین خط به عادت زرشکی خودم یک خط مشکی شد هر چند تا شکلات داشتم دونه آخر یا تکه آخر یا یه قسمت کوچیکشو نخورم واز نخوردنش لذت ببرم که انجامش دادم وواقعا هم لذت بخش بود فرداش به خودم گفتم من فکر میکنم مثلا چند تا شکلات لذت بخش با یک لیوان بزرگ چای خب ۵ تا به نظرم کافی بود که خیلیم خوب بود من به خودم گفتم خط هایی بهش اضافه میکنم که سخت نباشه وقابل اجرا واحساس خوبی به من بده پس روز دوم ۵ تا برداشتم شکلات وبرای روزانه خودم به انتخاب خودم ۵ تا شکلات درنظر گرفتم اتفاقا درایام عید یه شیرینی فروشی پیدا کردیم که شکلات روسی میخروخت وشکلات پذیرایی ازش خریدیم چه شکلاتی محشر وخوشمزه من وهمسرم از ذوقمون ۳ کیلو ازش خریدیم چون قیمتش هم به نسبت مناسب بود حالا دیگه احساس خوبی دارم از شکلات داشتن درخونمون 😊خلاصه دیروز ۳ تاشو خوردم وخط بعدی که برای این عادتم درنظر گرفتم که درسته که ۵ تا شکلات روزانه خوبه اما این منم که براساس میلم تعیین میکنم که چند تاشو بخورم وسه تاشو میل داشتم وخوردم امروزم ۵ تا شکلات دیگه برداشتم ویکیشو نخوردم وچهارتاشو خوردم ودر دودفعه خوردم یک خط دیگه خودمم این قرار دادم که میتونم در هر وعده ای که دوست دارم بخورمشون واجباری نیست همشون یک جا بخورم حالا ۴ تا خط دارم دریک عادت زرشکی که لذت بخش خط اول این عادتم دونه وقسمت آخر شکلاتمو نخورم ونگهش دارم وازش لذت ببرم
خط دوم این عادتم ۵ تا دونه شکلات در روز کافی ولذت بخش برام
خط سوم این عادتم اینکه هر چند تاشو میل داشتم بخورم ومثل دیروز که سه تاشو خوردم من تصمیم میگیرم که چند تا بخورم واین خیلی احساس خوبی بهم میده
خط چهارم این عادتم اینکه لزومی نداره همشونو دریک وعده بخورم ومیتونم درطول روز ودرچند وعده بخورم یعنی دراینم مختارم
😊😊🥰🥰خداروشکر که فعلا یک عادت زرشکی با ۴ خط مشکی دارم وازش لذت میبرم وبهش افتخار میکنم وهر دفعه این عادت تکرار کنم یک خط دیگه بهش اضافه میکنم یک خط مشکی دوست داشتنی دیگه
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ی مهربان. سلام وصبح همگی بخیر. استاد اینکه من به این راه هدایت شدم واقعا صد درصد حقیقت داره چون هر وقت مشکلی توی ذهنم به فایلی می رسم انگار مختص من ضبط شده. من در گام اول عادت دوباره غذا کشیدنم رو وقابلمه سر سفره آوردن ودوباره غذا کشیدن بعد از سیری رو مشخص کرده بودم ترک کنم. خیلی عالی پیش رفتم چون ففط یه بار غذاذمی کشیدم وتمام ولی بعد از دو هفته دیدم کم کم دوباره قابلمه رو آوردم سر سفره 😁ودارم چند بار غذا می کشم من فکر می کردم واقعا موفق شدم ولی چون گامم بزرگ بود وبه کل می خواستم حذفش کنم عجله کرده بودم ولی خدایی خوب باهاش صلح کروم اصلا عذاب وجدان نمی گیرم بعدش همش می گم فردا بهتر عمل خواهم کرد تو گام چهارم گغتین باید تغییرات مختصر بدین ولی ذهنم همش درگیر بود اینکه اونقدر مختصر فایده نداره ولی با دیدن این فایل دیگه مطمعنم قدم های کوچیک بهتره وباید کم کم تغییرش بدم وبه اون مقدار که نخوردم توحه کنم واز اون تغییر کوچیک راضی باشم از امروز اینو لحاظ خواهم کرد من تو دوره صد روز مسبر لاغری هستم گام ششم وچهار روز تو انجام تمرین خوزدن موقع گرسنگی هستم این چالش خیلی به درد این گام هم می خوره الهی در بهترین وعالی ترین حالت ممکن خودتون باشین همیشه البته هستین مگه می شه با این همه دلی که شاد می کنید نباشین 💓
نشان های دریافت شده
با سلام من هم هر موقع رژیم میگرفتم خیلی به خودم فشار می آوردم که یکی دو روزه جواب بگیرم ولی وقتی درست نمی شد عصبانی میشدم ولی الان که وارد مسیر لاغری باذهن شدم اونم فقط دوره رایگانشو الان انگار دیگه رژیم نیست هیچ فشاری هم نیست و اصلا اشتهایی هم نیست موقع غذاخوردن نه عجله دارم نه ولع و هیجان غذاخوردن دارم.واینه یه داداش دارم که خیلی متناسب چند روزه دقت کردم رفتار منم مث اون شده زیاد نمیخورم میلی ندارم و اون جمله میلی ندارم هم بارها تکرار کردم و خلاصه خیلی عالی شما معجزه زندگی من هستین و شما آخرین امید من هستین ازتون ممنونم بینهایت.
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 جلسه چهارم ۲.
درهم ی مراحل عجله کردن به شکست منتهی میشه ویاخراب شدن وازبین رفتن اون خواسته . در تمام مراحل زندگی عجله کردن مانع از موفقیت مامیشه چه خوب چه بد چه راضی باشم یا نباشم نتیجه ی عجله کردن مطلوب نیس تواشپزی کردنم .وقتی عجله باشه غذاخوشمزه نمیشه همه چیزباصبرواستمرارداشتن امکان پذیره جهش معنانداره وتکامل همون اصل واقعی زندگی ماست پس برای رسیدن به خواسته نبایدعجله کردوگام هاروبلندبرداشت همه ی مامیدونیم که میتونیم تغییرکنبم ولی چون دررسیدن به تغییرعجله داریم نتیجه اون چیزی نمیشه که مامیخوایم وبه همین خاطر موفق نمیشیم چون عجله داریم ولی سرعت تغییرذهن بیشترسرعت تغییرجسم هست ذهن چون بی نهایته میتونه تغییرکنه راحت ازحالت خوب به حال بدامادرجسم به این شکل نیست جسم به خاطر این که جزء از طبیعت هست مثل طبیعت تکاملی پیش میره بنابراین نباید براساس زمان تعیین کردونبایدبه جسم فشاراوردبنابراین وقتی حتی درمسیری لاغرشدن قرارمیگیریم بایداروم وبی سروصداپیش بریم مثل بذری که کاشته میشه ولی سروصداجوانه میزنه وبعدبه نهال وازنهال به درخت تنومندی تبدیل میشه وثمرمیده همه چیزارام آرام وقدم به قدم شکل میگیره و همه چیز اریک بذرشروع شددرچاقی ماهم همه چیزازفکرشروع شدفکری که در ذهن وبعدبه تکراراون رفتارمان درنهایت جسم مادرلاغری باذهن هم باید مرحله به مرحله اول فکرروتغییردادوبعدرفتارتغییرمیکنه ودرنهایت جسم روندتکامل آهسته اماپایداره مثل یک درخت پرثمرکه اول تنهایی بذربوده بایدگام به گام عمل کردتابه نتیجه رسید اینوهممون شنیدیم که دیر رسیدن بهار هرگز نرسیدن است واینوواقعاراست گفتن زمانی که عجله کنیم واشتیاق ماهمون عجله کردنی هست که به صورت کاملا مخفی درماوجودداره به این خاطر که باگام های بلندمیخوایم مسافت چندساله رویه شبه بریم زودرهامیکنبم ودرلاغری باذهن هم اگراینکارروبکنیم ممکنه شکست بخوریمویارهاش کنیم چون درزمانی که چاق بودیم همه چیزارام آرام وله مرورپیش رفت و ذهن زمان زیادی برای پذیرش این موضوع داشت وچون همه چیزارام بود فشاری به ذهن نمیومد ای اینکه بخوایم لاغربشیم اگرگام هاروبلندبرداریم وهنوزذهن آمادگی رونداره چون یهویی داره اتفاق میفته یک جنگ شکل میگیره مثل زمانی که رژیم میگرفتیم ونتیجه ای نداشت به این خاطر که زمان وگام هابلندبودوذهن پذیرش این چیزهابراش سخت بودچون سختی برای ذهن تعریف نشده است وبقاروی راحتی میبینه بنابراین بعداز مدتی به حالت قبل برمیگشتیم که ازنظرذهن کاملا طبیعی و شناخته وپذیرفته شده بود وعادتهابه همین شکل درماایجادشدن به مروروبنابراین نبایدکام هاروبلندبرداشت بایدگام به گام عمل کردودرنهابت تغییردادبایدشخصیت نهایت خواهدبوددرسته تکامل زمان نیاز آره اماادامه واستمرارداشتن تابی نهایته ودرطبیعت تکامل همیشه تابی نهایته برای جسم هم به همین شکل هستش همانطورکه چاقی تابی نهایت ممکن بود ادامه پیدا کنه لاغری هم به همین شکل تازمانی که ادامه بدیم واستمرارداشتن باشیم ادامه داره تازمانی که زنده این لاغرمیمونیم چون ازمسیرلاغری وگام به گام داریم عمل میکنیم.🏵️