تصور کن هر روز جلوی آینه وایمیستی و با خودت میگی: «چرا لاغر نمیشم؟ مگه چقدر باید رژیم بگیرم؟» 🪞🥺
واقعیت اینه که مشکل، نه توی بشقاب غذاست، نه توی کمتحرکی… بلکه توی ذهنته! 🧠✨
خیلی از ما سالهاست با باورهای اشتباه درباره لاغری زندگی میکنیم؛ باورهایی که مثل یه سد بزرگ جلو متناسب شدنمون وایسادن 🚧
تا وقتی این سد رو برنداریم، حتی سختترین رژیمها هم نتیجه نمیدن.
🌟 لاغر شدن برای من فقط یه آرزو نبود…
یه خواسته عمیق و واقعی بود که از ته دل، از عمق وجودم، فریاد میزد:
“من میخوام متناسب باشم، سبک باشم، خودم رو دوست داشته باشم.” 💖

مثل همون حسی که یه آدم فقیر داره وقتی با تمام وجودش آرزو میکنه ثروتمند بشه 💰
یا کسی که بیماری رو تجربه کرده و دلش میخواد دوباره سالم باشه 🏥
یا آدمی که احساس بیارزشی میکنه و دنبال خوشبختی و آرامشه 🌈
👣 من هم همیشه لاغری رو میخواستم… نه فقط برای اندام، بلکه برای حس آزادی، برای اعتمادبهنفس، برای اینکه وقتی توی آینه نگاه میکنم، لبخند بزنم.
اما یه سوال مهم همیشه تو ذهنم بود:
چرا با اینکه این همه آدم آرزوی لاغر شدن دارن، فقط تعداد کمی بهش میرسن؟ 🤔
جوابش از جایی میاومد که شاید خیلیا حواسشون بهش نیست…
✅ جایی به اسم ذهن
✅ و چیزی به اسم باورها
وقتی نشستم و به صدای ذهنم گوش دادم، متوجه شدم که توی سرم پره از باورهای اشتباه درباره لاغری
❌ مثل اینکه “تو ژنتیکی چاقی”
❌ یا “لاغر شدن فقط با سختی و محرومیته”
❌ یا اینکه “چاقی تقدیر توئه و کاریش نمیتونی بکنی”
این باورهای اشتباه درباره لاغری خیلی آروم ولی ریشهدار، ذهنمو آلوده کرده بودن.
هر بار که یه رژیم جدید رو شروع میکردم یا یه باشگاه ثبتنام میکردم، این نجواها مثل مانع جلوی راهم سبز میشدن و منو برمیگردوندن به نقطه اول 😞
💡 وقتی شروع کردم باورهای ذهنیمو بشناسم و اصلاح کنم، تازه فهمیدم مشکل از اراده من نبوده…
❗ مشکل، همون باورهای اشتباه درباره لاغری بودن که سالها توی ذهنم جا خوش کرده بودن.
🌱 حالا یاد گرفتم صدای منفی ذهنمو ساکت کنم
💬 با خودم حرفهای مثبت بزنم
🎧 به آموزههایی گوش بدم که باورهای جدید و قدرتمند در من بسازن
✍️ لاغر شدن برای من شد یه مسیر معنوی، یه بازسازی درونی… و هر روز که با خودم مهربونتر میشم، بیشتر به این باور میرسم که
“من میتونم لاغر بشم، چون دیگه اسیر باورهای اشتباه درباره لاغری نیستم.” 🌟

🧠 اصلاح موانع ذهنی؛ کلید رهایی از باورهای اشتباه درباره لاغری
همهی ما که اضافه وزن داریم، یه خواستهی مشترک داریم: لاغر شدن.
ولی چرا با اینکه خواسته یکیه، نتیجهها فرق میکنه؟ 🤔
✅ چون بعضیها یاد گرفتن که به بخش مثبت ذهنشون گوش بدن. همون صدای دلگرمکنندهای که میگه:
«تو میتونی، فقط ادامه بده» ✨
و با همین انرژی، با حس خوب تو مسیر لاغری جلو میرن و به اندام دلخواهشون میرسن.
اما دستهای دیگه هستن که متأسفانه درگیر نجواهای ذهنی و باورهای اشتباه درباره لاغری میشن 😞
جملههایی مثل:\n
- «تو هیچوقت لاغر نمیشی»
- «انگار بدن من نمیسازه با لاغری»
- «الان دیگه دیره…»
این افکار به ظاهر ساده، در واقع سدهای ذهنی بزرگی هستن که جلوی تغییر رو میگیرن 🚧
نکته مهم اینجاست: حتی اونهایی که موفق شدن، توی ذهنشون نجواهای منفی داشتن. ولی فرقشون این بود که یاد گرفتن چطور آگاهانه به افکار مثبت توجه کنن و از آموزشهای ذهنی برای تقویت باورهای درست استفاده کنن 💪🌱
👂 نجواهای ذهنی یعنی همون حرفهایی که با خودمون درباره شکستها، رژیمهای نیمهکاره، یا تجربههای تلخ گذشته تکرار میکنیم…
و کمکم باورمون میشه که لاغر شدن یه رؤیای دستنیافتنیه.
❗ اما بدون!
باورهای اشتباه درباره لاغری، میتونن تمام تلاشهاتو نابود کنن؛ درست مثل خراش کوچیکی که یه بادکنک پر شده از امید رو میترکونه… 🎈
✍️ تنها راه واقعی اینه که یاد بگیری:
- این باورهای محدودکننده رو بشناسی
- و با تمرینهای ذهنی، قدمبهقدم اصلاحشون کنی
💡 این یعنی «شروع لاغری از ذهن»، نه از رژیم بعدی!

🧩 اهمیت اصلاح موانع ذهنی در مسیر لاغری
(مواجهه شدن با باورهای اشتباه درباره لاغری)
تا حالا شده با خودت بگی: «چرا با اینکه همه چی رو رعایت میکنم، باز هم لاغر نمیشم؟» 🤷♀️
واقعیت اینه که افکار و نگرشهایی که در ذهن ما ریشه دارن، میتونن تبدیل به موانع بزرگ در مسیر لاغری بشن. اینها همون باورهای اشتباه درباره لاغری هستن که مثل دیوار جلو پیشرفتمون وایسادن 🚧
من هم تا یه جایی تو زندگیم مدام درگیر این موضوع بودم. تا اینکه یه تلنگر جدی خوردم:
بفهمم که تا وقتی ذهنم پر از صدای منفی و ناامیدکنندهست، حتی بهترین روشها هم روی من جواب نمیده.
🧠 ذهن، یه انبار بزرگ از توجهاته.
اگه توجهت رو بدی به افکار منفی، ذهن مثل یه قطار بیوقفه، واگنواگن از ناامیدی، ترس و شکست جلوی چشمت رد میکنه 🚂😞
ولی اگه آگاهانه انتخاب کنی که به حرفای مثبت گوش بدی، ذهن شروع میکنه به ساختن باورهای تازه… ✨ باورهایی که مسیر لاغری رو آسونتر و طبیعیتر میکنن.
🌪️ بذار یه تصویر برات بسازم:
ذهن ما یه تلویزیون همیشه روشنه. مدام داره فیلم نشون میده، با بازیگرایی که تو ذهن ما سالها جا خوش کردن.
اگه این فیلمها همش درباره چاقیه، درباره سختی، درباره شکست تو رژیمها باشه… احساس ما همونقدر تاریک میشه که اون فیلمها هستن 🎬
❗ اما باید بدونی:
اون فیلمها واقعی نیستن؛ فقط نمایش ذهنی هستن.
ما میتونیم کانال رو عوض کنیم، فیلم جدید بسازیم. فیلمی با پایان خوش، با بدن متناسب، حال خوب و آزادی از فکر غذا و وزن.
✅ برای اینکه لاغر بشی، اول باید باور کنی که آسونه
❌ و قبلش باید اون صدای قدیمی رو که میگه “لاغری سخته”، خاموش کنی
این صدای ناآگاه، همون یکی از بزرگترین باورهای اشتباه درباره لاغریه که تا اصلاحش نکنی، راهت رو سد میکنه.
🎯 حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری توجهت رو به کدوم سمت هدایت کنی… به واگنهای منفی؟ یا به مسیر جدیدی که توش لاغری یه اتفاق طبیعی و لذتبخشه؟

🌟 ایجاد باور «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست»
شاید وقتی این جمله رو میشنوی، اولین واکنش ذهنت این باشه:
❓«مگه میشه؟! من هزار بار تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش رفتم، اما آخرش باز چاق شدم!»
و این کاملاً طبیعیه… چون ذهنت پر شده از باورهای اشتباه درباره لاغری که سالها تکرار شدن و حالا مثل یه دیوار محکم جلو تغییر ایستادن 🧱
اما خبر خوب اینه که…
🧠 ذهن قابل برنامهریزیه.
و تو میتونی یه باور کاملاً جدید بسازی:
✅ «لاغر شدن آسونترین کار دنیاست.»
🎯 چرا این باور انقلابی و مهمه؟
چون ذهن ما بر اساس باورهاش تصمیم میگیره عمل کنه یا عقبنشینی کنه.
وقتی ته قلبت باورت اینه که “لاغری سخته”، حتی اگه غذای سالم بخوری یا پیادهروی بری، ذهنت دنبال شکست میگرده!
اما وقتی باور کنی “لاغر شدن آسونه”، ذهنت به جای ترمز گرفتن، شروع میکنه به همراهی باهات، بهت انرژی میده، مسیر رو هموار میکنه ✨🚶♀️
🎁 حالا وقتشه یه تصمیم مهم بگیری…
اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی آمادهای برای ساختن باورهای جدید.
برای همین ازت دعوت میکنم که وارد دورهای بشی که زندگی من و هزاران نفر دیگه رو متحول کرده:
🌈 [دوره ورود به سرزمین لاغرها]
این دوره فقط درباره غذا و کالری نیست…
💡 این دوره برای اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری طراحی شده؛
یاد میگیری چطور با ذهنی سبک و رها، مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد طی کنی.
📌 اگه دنبال نتیجهی واقعی و ماندگار هستی، اینجا همون نقطهی شروعه.
🛤️ با یک تصمیم، میتونی راهت رو از رنج و رژیم، به سمت لذت و آگاهی تغییر بدی.
کلیک کن و وارد سرزمین لاغرها شو… جایی که لاغر شدن واقعاً آسونترین کار دنیاست! 💖
🎁 آمادهای وارد سرزمین لاغرها بشی؟
اگه دلت میخواد از باورهای اشتباه درباره لاغری رها بشی و با آرامش و آگاهی لاغر بشی،
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همون جاییه که باید باشی! 🌈
آموزشهایی که ذهنتو بازسازی میکنه و کمک میکنه مسیر لاغری رو واقعاً آسون و موندگار طی کنی ✨
🚀 ثبتنام در دوره ورود به سرزمین لاغرها
با یک تصمیم آگاهانه، شروع کن به ساختن نسخه لاغر و رها از خودت 💖
✍️ تمرین اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری
برای اینکه بتونی از شر باورهای اشتباه درباره لاغری خلاص بشی، باید ذهنت رو آگاهانه درگیر کنی.
این تمرین کمک میکنه بتونی صدای منفی ذهنیت رو شناسایی کنی، و به جاش جایگزین مثبت و قدرتمند بسازی 💪🌱
هر بار که این تمرین رو انجام بدی، مثل اینه که یک قدم دیگه به لاغری طبیعی و ماندگار نزدیکتر شدی.
✅ تا حالا چه باورهایی درباره سخت بودن لاغری داشتی؟
✅ کدوم جملههای ذهنی منفی همیشه تو ذهنت تکرار میشن؟
✅ وقتی به آدمهای متناسب نگاه میکنی، چه احساسی پیدا میکنی؟
✅ اگه باور کنی لاغری آسونترین کار دنیاست، چه تغییری تو حالت روحی ایجاد میشه؟ 🌈
✅ دوست داری چه جمله جدیدی رو هر روز تکرار کنی تا ذهنت رو به باور مثبت برسونی؟
حالا نوبت توئه! تمرین رو توی دفترت بنویس یا همینجا توی بخش نظرات برامون بنویس که چه باورهای اشتباهی درباره لاغری داشتی و چطور میخوای تغییرشون بدی ✨
ما منتظریم تا نوشتههای تو رو بخونیم و با همدیگه به مسیر لاغری با ذهن انرژی بدیم 🌟
یادت نره، نوشتن باعث ریشهدار شدن باورهای جدید در ذهن میشه ✍️💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام بر پروردگار جهانیان 💖🌺💖🌺💖🌺
سلام بر استاد گرامی و دوستان همراهم 🌺
روز ۲۵تکرار
من قبل از دوره دیگه چاق بودن را پذیرفته بودم و مرتب ی نجوایی در گوشم میگفت فقط تو نیستی ک چاق هستی ‘استاد زیادی بدتر از تو هستن نبرد بابا نگران نباش تو دیگه همینی ‘اول از ته قلبم خوشحال نبودم ی نگرانی داشتم دلم میخواست لاغر بشم و با لطف خدا با این مسیر آشنا شدم ‘اول با اینکه کلی تغییر در رفتارم نجستم داشتم اون خانم منفی باف میاد سراغم ک تو نمیتونی و فایده نداره ‘ببین چند وقته ثابت موندی’وخیلی این یک هفته ای ک مشکلاتی برام پیش اومده نجوای ذهنی من هم زیاد شده ‘اول دست از تلاش بر نداشتم وب راهم ادامه دادم’
قبلا وقتی موردی پیش میومد همش گریه میکردم و ناراحت بودم ولی دیروز برای بهتر شدن حالم اقدام کردم رفتم چند ساعتی کنار رودخونه نزدیک خونه و با خدای خودم خلوت کردم باهاش حرف زدم واز آرامش خاستم و امروز کلی بهتر بودم’وقتی ب خودم اومدم خداروشکر کردم ک تونستم ی راه جدید برای برطرف کردن ناراحتی و احساسم پیدا کردم ‘خدا وند را سپاس گذارم ک من در حال تغییر کردن از درون خودم هستم’یاد گرفتم ک نجوای ذهنی همیشه هست واین من هستم ک نباید با گوش کردن ب حرف هاش انرژی وقدرتش را زیاد کنم باید افکار مثبت را تقویت کنم تا اون خانم منفی باف ضعیف بشه’
من انسان قدرتمندی هستم ‘من میتوانم
نشان های دریافت شده
درود بر شما , دوست عزيز , لذت بردم , فوق العاده عالى بود .🥰
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم وهم گروهیهای متناسبم ،لاغری برای من قبل از شرکت در دوره محال شده بود ودر واقع حرف منفی بافم که می گفت خداتورواینجوری خلق کرده واین سرنوشت توه وباید بهش عادت کنی ،رو باور کرده بودم ولی بعد از شرکت دراین دوره وشناخت هردوبخش درونم وشناخت نداهاشون متوجه شدم لاغری آسسونترین کار دنیاست فقط اسمرار میخواد تازه باذهنت لاغر بشی خیلی لذت بخشه چون هیچ سختی رو نمی خواد متحمل بشی در کمال آرامش وشادی لاغر می شی
نشان های دریافت شده
سلام. من تصمیم گرفتم که اضافه وزنم رو با خودم به قرن جدید نبرم. >>
منم تجربه ی توجه به بخش منفی رو دارم و میخوام که از این تجربه استفاده کنم برای رسیدن به نتایج عالی در جسمم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
چقدر برای من این جمله جالب و امیدوار کننده بود که روند جسم ما بسوی متناسب شدنه همونطور که وقتی بیمار میشم روند جسم مون به سمت سلامتیه یا وقتی جایی از بدنمون زخم میشه روند جسم مون به سمت ترمیم و بهبود زخمه.
خیلی از شنیدن این جمله حالم خوب شد انگار دفعه ی اول بود که می شنیدم…
انگار با شنیدن این جمله احساس کردم لاغر شدن برام آسون تر شد.
از ابتدای دوره که با شنیدن فایلهای سخنرانی استاد به آرامش و شادی رسیدم و کمتر حال بد یا عصبانیت را تجربه میکنم همیشه سعی میکنم که توجه و تمرکزم روی بخش مثبت ذهنم باشه و هر وقت منفی باف ذهنم را درگیر میکنه سریع با تغییر شرایط توجه م را میبرم روی بخش مثبت و خیلی این جمله را تکرار میکنم که لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست حتی بعضی وقتا مثل شعر می خونمش…با این وجود خانم حسود منفی باف از هر فرصتی در واقع از هر غفلتی استفاده میکنه و با حرفای بی ربط و ناامید کننده ش میاد سراغم ولی خدا را شکر زود متوجه نقشه ی شومش میشم و تمرکزم را روی دید مثبت میبرم و برای خودم یادآوری میکنم که چه کارهای مهمی بوده که منفی باف دائم زمزمه کرده که نمی تونی و من با ایمان به توانایی های خودم و توجه و تمرکز روی بخش مثبت ذهنم تونستم موفق بشم…
مثلا من سال دیپلم به بیماری سختی مبتلا شدم و تا دکترا بفهمن و من معالجه بشم حدود ۴ ماه از سال تحصیلی را بطور متناوب غایب بودم وقتی نزدیک امتحانات شد همه میگفتن بی خیال خودتا علاف نکن امسال خرداد مردودی یا حداقل بیشتر درسا را می افتی و من که تا اون سال همیشه خرداد قبول شده بودم هرگز نمی تونستم چنین چیزی را بپذیرم بنابراین عزم خودم را جزم کردم و اصلا به منفی باف با اینکه دائم آیه ی یأس می خوند توجه نمیکردم و خیلی جدی شروع به درس خوندن کردم و در کمال ناباوری اطرافیان خرداد قبول شدم تقریبا مثل یک معجزه بود ولی شد ،چون من خواستم و تمرکزم را گذاشتم روی مثبت اندیشی و موفق شدم و دوست من که هرگز غایب هم نداشت و با من در رقابت بود و قدری هم به خودش مغرور، مردود شد.من ادامه تحصیل دادم و اون از تحصیل موند.من شغلی را که دوست داشتم بدست آوردم و اون نتونست شغلی بدست بیاره،و من همه ی موفقیتم را از لطف خدا و مثبت اندیشی میدونستم…
اما وقتی خواستم تحصیلاتم را تا درجات عالی ادامه بدم بدلیل مشکلات و البته دید منفی خودم که سخت و وقتگیره و من نمی تونم، موفق نشدم و خیلی هم غمگین شدم و حالا متوجه میشم که مقصر عدم موفقیتم در مراتب عالیتر منفی باف و منفی نگری خودم بوده در حالیکه شرایط و اطرافیان و… را مقصر میدونستم.
همانطور که حالا فهمیدم مسئول چاقی و اضافه وزنم خودم هستم مسئول خیلی موفقیتهایی که بدست آوردم یا بدست نیاوردم خودم هستم.
بنابراین من که تونستم خیلی جاها با تمرکز روی بخش مثبت ذهنم موفق بشم حتما در مورد متناسب شدن هم موفق میشم چون لاغری نتایج بسیار عالی و خوبی برام داره.
من زیبا میشم می تونم لباسای زیبا و اندامی بپوشم از نگاه ها و پچ پچ های مردم آسوده میشم سلامتی م را بدست میارم اعتماد به نفسم بالا میره و مهمتر از همه ی این نتایج عالی به آرامش میرسم که بسیار لذت بخش و رؤیائیه😊
من با اطمینان و ایمان کامل و همت خودم و لطف خدا به تمریناتم ادامه میدم و حتما به نتیجه ی عالی که متناسب شدن هست میرسم.
به امید آن روز
نشان های دریافت شده
وقت بخیر من فکر میکنم که مشکل اصلی ما ندانستن است ما قوانین جهان هستی را نمیدانیم ومانند یک نابینا در جاده پر فراز و نشیب راه افتادهایم ومدام به موانع بر میخوریم وبه زمین میافتیم یکی از همین ندانستنها بخش مثبت ومنفی درونمان است من خواستم رانندگی یاد بگیرم اما با شنیدن کوچکترین حرف منفی آن را رها کردم در صورتی که بچه هایم را تشویق کردم بلا فاصله بعد از دیپلم دنبالش باشند وآنها هر سه رانندگانی ماهر شدندودر مورد مثبت وجودم من به اصرار دوستی به باشگاه رفتم وخیلی خوشم آمد والان بیست ودو سال میگذرد که من باشگاهم را مرتب میروم ولی همان دوست بعد از چند جلسه دستش مشکل پیدا کرد ودیگر ورزش را رها کرد این کارها شاید بدون آگاهی داشتن از دو بخش وجودی صورت گرفته باشد ولی حالا دیگر با دانستن آن هر کاری را بخواه انجام بدهم به این قانون توجه میکنم در مورد تناسب اندام من به بخش مثبتم توجه میکنم که مدام مرا تشویق میکند که ببین رفتارت با مواد غذایی چقدر تغییر کرده پس بدان بقیه تغییرها به مرور پیش میآیند وعجله نکن واین فکر مرا راحت کرده که به آسانی در این راه قدم بزنم تا به مقصد خود که تناسب اندام است برسم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان عزیزم و همه جمع شگفتی سازان.من هم تا این فایل رو گوش دادم یاد موفقیت هایی افتادم که خیلی ها نتونستن ولی من انجامشون دادم .مثلا رانندگی که من خیلی زود و با عشق و علاقه و توجه نکردن به بخش منفی باف انجامش دادم والان راننده خوبی هستم و خواهرهام هم با من رانندگی دادن ولی هنوز پشت ماشین ننشستن و همیشه میگن میترسیم از رانندگی کردن.خیاطی کردن بود که من کلاس های خیاطی رفتم و تونستم خیاط ماهری بشم و الان برشکاری رو خیلی خوب انجام میدمو خیلی از دوستام که هنوز هم نتونستن خیاطی رو خوب انجام بدن.مدرک داروخانه بود که خیلی منفی باف بهم غلبه میکرد که تو انگلیسیت خوب نیست نمیتونی و خیلی وقتها رها میکردم ولی دوباره ادامه دادم تا در سری دوم قبول شدم و مدرک گرفتم.و من یه گارگاه خیاطی راه انداختم که خیلی منفی باف بهم غلبه کرد و اون رو جمع کردم مدام به من میگفت این کار فقط زحمت داره و فایده نداره و بالاخره موفق شد و من اونجارو جمع کردم.درصورتی که دوستام گارگاه زدن و تونستن که این کار روعالی انجام بدن.و چقدر خوبه که انسان فقط به اون ندای مثبتش درهر کاری توجه کنه تا به خواسته های قلبیش برسه.
صدرصد که لاغری اسانترین کار دنیاست.من تارقبل از شروع دوره در جمع که مینشستم غمگین بودم که چکار کنم برای لاغریم و همیشه استرس داشتم از خودن ولی الان خیلیییییییییی ارامش دارم وهر وقت تو جمعی هستم یه نفس عمیق میکشم و با خودم فکر میکنم چقدر خوب شد که تو این مسیر قرار گرفتم.و ذوق عجیبی از ته دل دارم.ولی یهو منفی باف میگه حالا یکسال تو دوره هستی چرا اینقدر شونه هات پهنه پهلوهات بیرونه و مدام توی گوشم حرف میزنه تا جایی که من فرداش یا چند روز تمریناتم رو انجام نمیدم ولی بعد دوباره میام تو مسیر چون میدونم تنها مسیری که من رو به خواستم میرسونه همین راه هست.
لاغری خیلی لذت بخشه وقتی میبینی لباس دلخواهت سایزت هست وقتی راحت و سریع کارهاتو بدون نفس نفس زدن انجام میدی .وقتی تو اینه حس میکنی کشیده تر شدی زیبا و جوان شدی لذت میبری وقتی پر میشی از اعتماد به نفس و چقدر ارامش داری.
استاد استمرار شمارو تحسین میگم.دوست دارم در استمرار داشتن مثل شما باشم.خدایااااا سپاسگزارم بابت این احساس زیبااااا
نشان های دریافت شده
با سلام وعرض ادب خدمت استاد عزيز وهمنوردان متناسبم💐🌺❤️
همان طور دراين دوره شگفت انگيز آموختم دردرون من دو وجه شخصيتي مثبت ومنفي وجوددارند وتمركز ودقت وفرمانبرداري از هر وجه، شخصيت و ميزان موفقيت وشكست مرا ميسازد چگونه؟؟؟؟
اگر ميزان حرف شنوي من در زمان تصميم گيري براي انجام يك كار يا موفقيت جديد از منفي درونم بيشتر باشد مسلما من آدم منفي وعموما شكست خورده در خيلي از اموراتم هستم😩😒
واما اگر از مثبت درونم الهام بگيرم ومتمركز سخنان ( عموما ضعيف) او شوم ، انسان مثبت وموفقي خواهم بود خصوصا در مورد لاغر شدن اگر با ديد مثبت” آسانترين كار دنياست ” وايمان وباور به آن و گوش دادن به فايلها ودر مسير قرارگرفتنم ،با تكرارهر روزي دنبال كردن اخبار وآموزش لاغري با آرامش وإحساس شادي وخوشحالي بدون جنگيدن با چاقي( وانرژي منفي حاصل از آن كه نتيجه ايي جز احساس بد ودور شدن از فركانس هاي مثبت را ندارد) وسرانجام شنيدن صداي سمت مثبت ذهن وقرار گرفتن در بزرگراه لاغري ميشوم ان چه كه هدف من وخلقتم ( احسن الخالقين) بوده وهست👌🏻👌🏻💃🏻💃🏻
واما راه برداشتن اين مانع بزرگ ذهني بر طرف كردن ترس وذهنيت “لاغر شدن سخترين كاره ” چگونه؟؟؟
با شجاعت ورود به دل وسختي كار وتحقيق وتلاش هرروزي و آوردن دلائلي ونشانه هايي كه لاغر شدن آسانتره از خيليامور ديگر دنيا فرضا :
با طرح اين سوالات ذيل وپاسخ دادن اينكه لاغر شدن آسانتره به اين صورت:
اختراع هواپيما آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
اختراع موبايل آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
ويا مهارت هاي خودمو در زندگي كه كسب كردم وبه من شجاعت توانمند بودن را ميدهد بررسي كنم ونتيجه بگيرم كه لاغر شدن آسانتره فرضا:
قبولي در كنكور آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
ليسانس گرفتن راحت تره يا لاغر شدن؟؟؟لاغر شدن آسانتره
فوق ليسانس گرفتن آسان تره يا لاغر شدن؟؟ لاغر شدن آسانتره
قبولي آزمون وكالت وكسب پروانه وكالت آسانتره يالاغرشدن؟؟لاغرشدن آسانتره
مهارت آموزي رانندگي و…آسانتره يا لاغر شدن؟؟؟ لاغر شدن آسانتره
ويا اينكه تحقيق كنيم در مورد فوائد لاغري( كمك به بهبود سلامت جسم وذهن ، داشتن آرامش واعتماد به نفس وقلب سالم ، فشار خون تنظيم وحافظه وبينايي قويتر و…) وعوارض چاقي( تنگي نفس ، سختي تحرك وانجام امورات شخصي وارتباط با اجتماع ، خجالت كشيدن از حضور درجمع آشنايان ومورد شماتت ديگران واقع شدن وعوارض جسماني كه بدن را پاركينك انواع بيماري هايي چون فشار خون بالا وديابت و… قرار ميدهد و…) وسرانجام اقناع شدن ذهن كه :
لاغر شدن آسانترين كار دنياست
لاغر شدن آسانترين كار دنياست
لاغر شدن آسانترين كار دنياست
واما اموراتي كه من با مثبت درونم وهمراهيش به موفقيت ختم شد با بي توجهي به سخنان منفي درونم:
من براي شركت در كنكور با توجه به اين كه خيلي از دوستان كلاس بالاترم در مرتبه اول قبول نشده بودند ولي من با الهام درونم شركت كردم وموفق شدم در حاليكه دوستم ميگفت وباورش اين بود كه سال اول قبول نميشوم ونشد.
من براي شركت در آزمون ورودي وكالت با وجود داشتن دو فرزند خردسال ونجواهاي منفي درونم مبني بر اين كه امكان نداره بتوني بخوني واگر هم قبول بشي ،نميتوني تو كار آموزي ها واختبارها قبول بشي وپروانه بگيري ( خلاصه از اون نه واز من تلاش وآره ) وموفق شدم
من وهمسرم هر دو براي آزمون وكالت شركت كرديم ومن قبول شدم عليرغم اينكه او هم علاقمند بود ولي غلبه منفي درونش مبني بر سختي قبولي ، قبول نشد.
من وهمسرم هر دو در كنكور ارشد امتحان داديم ومن سال اول قبول شدم واو بنا به توجيهات ودلائلش ( نجواي منفي درون) قبول نشد
من بارها شروع كردم به آموختن كامل زبان ولي هر بار با توجيهاتي ( منفي درونم ونجواهايش)به مرحله ايلتس نرسيدم و…
نشان های دریافت شده
چقدر از نوشته شما لذت بردم 👏👏👏
نشان های دریافت شده
روز بیست و پنجم
سلام به همه عزیزان
من وقتی دانشگاه قبول شدم همون ترم اول یه دختری رو تو سلف دیدم که یه ترم ازم بالاتر بود گفت اینجا انقد استاداش سخت گیرن دفه اول بعیده هر درسی رو پاس کنی باید دو بار بگیری تا بتونی پاس کنی، منم که تازه وارد بودم ترس بهم وارد شد و اون بخش منفی وجودم بود ولی گفتم من انقد میخونم تا قبول بشم و معدل الفم شدم از ترم اول تا اخر ولی اون دختر چون خودش اینجوری بود همه رو همین شکلی میدید، برای رانندگی من همش یه ترسی داشتم و مانع شد راننده بشم با اینکه گواهینامم رو همون موقع که ۱۸ سالم بود گرفتم ولی دوستم خیلی راحت رفت تو دل ترس و الانم راننده ماهری هست، یا برای ارشد همه گفتن پایان نامه سخته و ترس ناکه و کلی چیزای منفی که من باز به منفی بافم گوش دادم و هی گفت اونا نتونستن تو هم نمیتونی و هنوز ارایه ندادم و بارداری و بچه و اینا شد بهونم، وقتی ازدواج کردم خیلی از آدم های منفی اطرافم گفتن تو اصلا خونه داری و آشپزی و برخورد با همسر و اینا رو بلد نیستی ولی من نشون دادم به همشون که ارتباطی ک من و همسرم با هم داریم و هیچکدوم ندارن و تو آشپزی به مهارت رسیدم که بعضی وقتا واسه پخت بعضی غذا از من سوال میکنن، خواهرام بعضی وقتا که چاقتر میشدم میگفتن دیگه لباسای قبلت و نمیتونی بپوشی، دیگه که نمیتونی خودتو تا اون حد لاغر کنی حالا یبار تونستی دیگه نمیشه ولی من گوش ندادم و تلاش کردم و بازم اون لباسای سایز کوچیکم اندازم شده بود ولی یکی از خواهرام که با من رژیم و ورزش و شروع کرده بود نتونست حتی ۵ کیلو کم کنه، یا الان بهم میگن دیگه لاغر شدی خوبه همینجوری دیگه بیشتر ازین نیاز نیست ولی من گوش نمیدم و تو دلم میگم هنوز به ایده آلم نرسیدم و ادامه میدم تا خودم راضی بشم، یعنی ذهن منفی باف از هر راهی داره وارد میشه من ادامه ندم، واقعا همه تلاششو داره میکنه من ادامه ندم ولی من به هیچی فکر نمیکنم فقط تمرینامو انجام میدم، و موارد دیگه هم هست که شاید از حوصله خارج باشه، واقعا تنها مانع لاغری ذهن هست و اگر اون و کنار بذاریم مثل آب خوردن لاغری میاد سمتمون، اوایل میگفت عمرا نمیتونی پاهای لاغر داشته باشی این ارثیه ولی وقتی دید باورهام عوض شدن و باور کردم منم میتونم از هر نظر متناسب باشم اومد گفت متناسب میشی ولی پوستت زشت میشه و ازین مدل حرفا، ولی من هر روز دارم میبینم لاغر تر و قشنگ تر میشم پس چقد حرفاش پوچ هست، به هر حال ذهن همیشه با ماست و جنس حرف هاشم نا امید کنندست، فقط ما باید یاد بگیریم بزاریم حرفشو بزنه بره و این نیاز به تمرین داره
نشان های دریافت شده
سلام استاد من امروز مشکل اصلی خودم رو کشف کردم با اینکه در دوره تکرار هستم ولی تازه متوجه شدم منفی باف من فقط در همین زمینه خیلی فعال هست در واقع من در هرزمینه ای موفق هستم ورضایت دارم الا در لاغری
البته حالا که فکر میکنم میبینم در این مسیر هم موفقیت های زیادی داشتم مثلابه افراد متناسب توجه بیشتری دارم وبه غذا به عنوان تفریح نگاه نمیکنم وبیغام سیری رو زودتر از قبل احساس میکنم احساس سبکی وجوانی دارم وحالم خیلی بهتره
اما هنوز وزن وسایز قابل توجهی کم نکردم واین منفی بافم رو فعال تر میکنه که دیدی در همه زمینه ای رشد داشتی الا وزن وسایز
با اینکه گاهی احساس میکنم لباسام ازادتر شده ولی دوباره که میبوشم میبینم زیاد فرقی نکرده البته چند ماه قبل سایزم کمترشده بود ولی دوباره فکرمیکنم کمتر نشده یا بیشتر شده خلاصه بنظرم باید در مقابل خانم منفی باف حسابی دربیام//
نشان های دریافت شده
با سلام
منم خیلی ازاین تجربه ها دارم هروقت باور کردم که کاری رو میتونم انجام بدم اون کار رو به بهترین شکل انجام دادم وبه نتیجه عالی رسیدم در حالی که خیلی از افراد نتونستن بهش برسن وهر وقت خودم رو باور نداشتم این باور مانع رسیدن به خواستم شده نکته مهمی که اینجا وجود داره اینه که همه ما در تمام کارهایی که انجام دادیم حضور منفی باف رو حس کردیم تویه مرحله ای از کار که سختی کار به اوجش میرسه منفی باف در رو باز میکنه وخودش رو نشون میده اگه خیلی سریع وقوی در رو بستیم که اجازه خودنمایی پیدا نمیکنه اما وای به حال وقتی که بهش فرصت بدیم اونوقته که مثل یه پیچک دور افکار وتصمیماتمون میپیچه طوری که نفس کشیدنش سخت میشه ودرنهایت باعث مرگ اون تفکر وتصمیم درون ما میشه وبعدش هم که شروع میکنه به سرزنش کردن ما .هرچی ما سریع تر در رو روی منفی باف ببندیم زودتر از جامون بلند میشیم وهدفمون رو دنبال میکنیم وقطعا به نتیجه میرسیم توجه به بخش مثبت درونمون در واقع همون بستن در برروی منفی بافه .
هربار که خواستیم لاغربشیم ورژیم بگیریم بخش منفی باف گفت حالا که چی هرچی هم کم کنی دوباره برمیگرده فایده ای نداره وما هم اینقدر حرفش رو گوش دادیم وبهش توجه کردیم که همین طور شد ومانتونستیم لاغربمونیم وهمه تلاشمون برای کم کردن وزن رو خیلی سریع هدر دادیم ودوباره به وزن قبلیمون رسیدیم.من وقتی داشتم شنا رو یاد میگرفتم چندین بار وجه منفی درونم بهم گفت که خیلی سخته ومیترسم وغرق میشم ومن نمیتونم اما درهمون زمان بخش مثبت درونم بهم میگفت که اونقدرام سخت نیست ببین بقیه خیلی راحت یاد گرفتن مگه توهمیشه عاشق شنا نبودی الان وقتشه که از این فرصت استفاده کنی وبه خواستت برسی ومن با توجه به بخش مثبت درونم خیلی راحت یاد گرفتم وبر ترسم غلبه کردم بقیه موارد زندگیم هم همین طور بوده مثلا وقتی میخواستم درمورد مطلبی در جمع زیادی از همکارام صحبت کنم اولش منفی باف چنان ترسی در من ایجاد میکرد ومنو منع میکرد که تصمیم میگرفتم این کارو انجام ندم اما بعدش مثبت دورنم به من میگفت مگه اینا کین اینا همون همکاراتن که هرروز باهاشون در ارتباطی وباهمشون حرف زدی ومیشناسیشون فکر کن دورهمیه دوستانس ودارین باهم میگین ومیخندین و اون مورد به بهترین شکل انجام میشدوخیلی از کارهایی که انجام دادم به خاطرتوجه به وجه مثبت درونم بوده وکارهایی که نتونستم چون قبول کردم که نمیتونم واین باعث شده منفی باف قدرت پیدا کنه ومنو ازانجام اون کار منع کنه که موفق هم شده.ذهن مامثل یه کارخونه است که فکر تولید میکنه همه چیز به ما بستگی داره این که کارخونه ساخت فکر در ذهنمون رو درچه جهتی راه بندازیم اگه کارخونه منفی ببافه چنان پشت سر هم افکار منفی تولید میکنه که کارمون تمومه وبه هدفمون نمیرسیم ولی اگه کمک کنیم تا کارخونه ساخت فکرمون افکار مثبت بسازه ما میمونیم بایه عالمه فکر مثبت که سازندس ومیتونه ما رو به خواسته هامون برسونه فقط تمرین میخواد تا ذهن عادت کنه به ساخت افکار مثبت فقط باید توجه کمتری به حرفای منفی باف داشته باشیم و بخش مثبت را با توجه کردن قوی کنیم.