تصور کن هر روز جلوی آینه وایمیستی و با خودت میگی: «چرا لاغر نمیشم؟ مگه چقدر باید رژیم بگیرم؟» 🪞🥺
واقعیت اینه که مشکل، نه توی بشقاب غذاست، نه توی کمتحرکی… بلکه توی ذهنته! 🧠✨
خیلی از ما سالهاست با باورهای اشتباه درباره لاغری زندگی میکنیم؛ باورهایی که مثل یه سد بزرگ جلو متناسب شدنمون وایسادن 🚧
تا وقتی این سد رو برنداریم، حتی سختترین رژیمها هم نتیجه نمیدن.
🌟 لاغر شدن برای من فقط یه آرزو نبود…
یه خواسته عمیق و واقعی بود که از ته دل، از عمق وجودم، فریاد میزد:
“من میخوام متناسب باشم، سبک باشم، خودم رو دوست داشته باشم.” 💖

مثل همون حسی که یه آدم فقیر داره وقتی با تمام وجودش آرزو میکنه ثروتمند بشه 💰
یا کسی که بیماری رو تجربه کرده و دلش میخواد دوباره سالم باشه 🏥
یا آدمی که احساس بیارزشی میکنه و دنبال خوشبختی و آرامشه 🌈
👣 من هم همیشه لاغری رو میخواستم… نه فقط برای اندام، بلکه برای حس آزادی، برای اعتمادبهنفس، برای اینکه وقتی توی آینه نگاه میکنم، لبخند بزنم.
اما یه سوال مهم همیشه تو ذهنم بود:
چرا با اینکه این همه آدم آرزوی لاغر شدن دارن، فقط تعداد کمی بهش میرسن؟ 🤔
جوابش از جایی میاومد که شاید خیلیا حواسشون بهش نیست…
✅ جایی به اسم ذهن
✅ و چیزی به اسم باورها
وقتی نشستم و به صدای ذهنم گوش دادم، متوجه شدم که توی سرم پره از باورهای اشتباه درباره لاغری
❌ مثل اینکه “تو ژنتیکی چاقی”
❌ یا “لاغر شدن فقط با سختی و محرومیته”
❌ یا اینکه “چاقی تقدیر توئه و کاریش نمیتونی بکنی”
این باورهای اشتباه درباره لاغری خیلی آروم ولی ریشهدار، ذهنمو آلوده کرده بودن.
هر بار که یه رژیم جدید رو شروع میکردم یا یه باشگاه ثبتنام میکردم، این نجواها مثل مانع جلوی راهم سبز میشدن و منو برمیگردوندن به نقطه اول 😞
💡 وقتی شروع کردم باورهای ذهنیمو بشناسم و اصلاح کنم، تازه فهمیدم مشکل از اراده من نبوده…
❗ مشکل، همون باورهای اشتباه درباره لاغری بودن که سالها توی ذهنم جا خوش کرده بودن.
🌱 حالا یاد گرفتم صدای منفی ذهنمو ساکت کنم
💬 با خودم حرفهای مثبت بزنم
🎧 به آموزههایی گوش بدم که باورهای جدید و قدرتمند در من بسازن
✍️ لاغر شدن برای من شد یه مسیر معنوی، یه بازسازی درونی… و هر روز که با خودم مهربونتر میشم، بیشتر به این باور میرسم که
“من میتونم لاغر بشم، چون دیگه اسیر باورهای اشتباه درباره لاغری نیستم.” 🌟

🧠 اصلاح موانع ذهنی؛ کلید رهایی از باورهای اشتباه درباره لاغری
همهی ما که اضافه وزن داریم، یه خواستهی مشترک داریم: لاغر شدن.
ولی چرا با اینکه خواسته یکیه، نتیجهها فرق میکنه؟ 🤔
✅ چون بعضیها یاد گرفتن که به بخش مثبت ذهنشون گوش بدن. همون صدای دلگرمکنندهای که میگه:
«تو میتونی، فقط ادامه بده» ✨
و با همین انرژی، با حس خوب تو مسیر لاغری جلو میرن و به اندام دلخواهشون میرسن.
اما دستهای دیگه هستن که متأسفانه درگیر نجواهای ذهنی و باورهای اشتباه درباره لاغری میشن 😞
جملههایی مثل:\n
- «تو هیچوقت لاغر نمیشی»
- «انگار بدن من نمیسازه با لاغری»
- «الان دیگه دیره…»
این افکار به ظاهر ساده، در واقع سدهای ذهنی بزرگی هستن که جلوی تغییر رو میگیرن 🚧
نکته مهم اینجاست: حتی اونهایی که موفق شدن، توی ذهنشون نجواهای منفی داشتن. ولی فرقشون این بود که یاد گرفتن چطور آگاهانه به افکار مثبت توجه کنن و از آموزشهای ذهنی برای تقویت باورهای درست استفاده کنن 💪🌱
👂 نجواهای ذهنی یعنی همون حرفهایی که با خودمون درباره شکستها، رژیمهای نیمهکاره، یا تجربههای تلخ گذشته تکرار میکنیم…
و کمکم باورمون میشه که لاغر شدن یه رؤیای دستنیافتنیه.
❗ اما بدون!
باورهای اشتباه درباره لاغری، میتونن تمام تلاشهاتو نابود کنن؛ درست مثل خراش کوچیکی که یه بادکنک پر شده از امید رو میترکونه… 🎈
✍️ تنها راه واقعی اینه که یاد بگیری:
- این باورهای محدودکننده رو بشناسی
- و با تمرینهای ذهنی، قدمبهقدم اصلاحشون کنی
💡 این یعنی «شروع لاغری از ذهن»، نه از رژیم بعدی!

🧩 اهمیت اصلاح موانع ذهنی در مسیر لاغری
(مواجهه شدن با باورهای اشتباه درباره لاغری)
تا حالا شده با خودت بگی: «چرا با اینکه همه چی رو رعایت میکنم، باز هم لاغر نمیشم؟» 🤷♀️
واقعیت اینه که افکار و نگرشهایی که در ذهن ما ریشه دارن، میتونن تبدیل به موانع بزرگ در مسیر لاغری بشن. اینها همون باورهای اشتباه درباره لاغری هستن که مثل دیوار جلو پیشرفتمون وایسادن 🚧
من هم تا یه جایی تو زندگیم مدام درگیر این موضوع بودم. تا اینکه یه تلنگر جدی خوردم:
بفهمم که تا وقتی ذهنم پر از صدای منفی و ناامیدکنندهست، حتی بهترین روشها هم روی من جواب نمیده.
🧠 ذهن، یه انبار بزرگ از توجهاته.
اگه توجهت رو بدی به افکار منفی، ذهن مثل یه قطار بیوقفه، واگنواگن از ناامیدی، ترس و شکست جلوی چشمت رد میکنه 🚂😞
ولی اگه آگاهانه انتخاب کنی که به حرفای مثبت گوش بدی، ذهن شروع میکنه به ساختن باورهای تازه… ✨ باورهایی که مسیر لاغری رو آسونتر و طبیعیتر میکنن.
🌪️ بذار یه تصویر برات بسازم:
ذهن ما یه تلویزیون همیشه روشنه. مدام داره فیلم نشون میده، با بازیگرایی که تو ذهن ما سالها جا خوش کردن.
اگه این فیلمها همش درباره چاقیه، درباره سختی، درباره شکست تو رژیمها باشه… احساس ما همونقدر تاریک میشه که اون فیلمها هستن 🎬
❗ اما باید بدونی:
اون فیلمها واقعی نیستن؛ فقط نمایش ذهنی هستن.
ما میتونیم کانال رو عوض کنیم، فیلم جدید بسازیم. فیلمی با پایان خوش، با بدن متناسب، حال خوب و آزادی از فکر غذا و وزن.
✅ برای اینکه لاغر بشی، اول باید باور کنی که آسونه
❌ و قبلش باید اون صدای قدیمی رو که میگه “لاغری سخته”، خاموش کنی
این صدای ناآگاه، همون یکی از بزرگترین باورهای اشتباه درباره لاغریه که تا اصلاحش نکنی، راهت رو سد میکنه.
🎯 حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری توجهت رو به کدوم سمت هدایت کنی… به واگنهای منفی؟ یا به مسیر جدیدی که توش لاغری یه اتفاق طبیعی و لذتبخشه؟

🌟 ایجاد باور «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست»
شاید وقتی این جمله رو میشنوی، اولین واکنش ذهنت این باشه:
❓«مگه میشه؟! من هزار بار تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش رفتم، اما آخرش باز چاق شدم!»
و این کاملاً طبیعیه… چون ذهنت پر شده از باورهای اشتباه درباره لاغری که سالها تکرار شدن و حالا مثل یه دیوار محکم جلو تغییر ایستادن 🧱
اما خبر خوب اینه که…
🧠 ذهن قابل برنامهریزیه.
و تو میتونی یه باور کاملاً جدید بسازی:
✅ «لاغر شدن آسونترین کار دنیاست.»
🎯 چرا این باور انقلابی و مهمه؟
چون ذهن ما بر اساس باورهاش تصمیم میگیره عمل کنه یا عقبنشینی کنه.
وقتی ته قلبت باورت اینه که “لاغری سخته”، حتی اگه غذای سالم بخوری یا پیادهروی بری، ذهنت دنبال شکست میگرده!
اما وقتی باور کنی “لاغر شدن آسونه”، ذهنت به جای ترمز گرفتن، شروع میکنه به همراهی باهات، بهت انرژی میده، مسیر رو هموار میکنه ✨🚶♀️
🎁 حالا وقتشه یه تصمیم مهم بگیری…
اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی آمادهای برای ساختن باورهای جدید.
برای همین ازت دعوت میکنم که وارد دورهای بشی که زندگی من و هزاران نفر دیگه رو متحول کرده:
🌈 [دوره ورود به سرزمین لاغرها]
این دوره فقط درباره غذا و کالری نیست…
💡 این دوره برای اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری طراحی شده؛
یاد میگیری چطور با ذهنی سبک و رها، مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد طی کنی.
📌 اگه دنبال نتیجهی واقعی و ماندگار هستی، اینجا همون نقطهی شروعه.
🛤️ با یک تصمیم، میتونی راهت رو از رنج و رژیم، به سمت لذت و آگاهی تغییر بدی.
کلیک کن و وارد سرزمین لاغرها شو… جایی که لاغر شدن واقعاً آسونترین کار دنیاست! 💖
🎁 آمادهای وارد سرزمین لاغرها بشی؟
اگه دلت میخواد از باورهای اشتباه درباره لاغری رها بشی و با آرامش و آگاهی لاغر بشی،
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همون جاییه که باید باشی! 🌈
آموزشهایی که ذهنتو بازسازی میکنه و کمک میکنه مسیر لاغری رو واقعاً آسون و موندگار طی کنی ✨
🚀 ثبتنام در دوره ورود به سرزمین لاغرها
با یک تصمیم آگاهانه، شروع کن به ساختن نسخه لاغر و رها از خودت 💖
✍️ تمرین اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری
برای اینکه بتونی از شر باورهای اشتباه درباره لاغری خلاص بشی، باید ذهنت رو آگاهانه درگیر کنی.
این تمرین کمک میکنه بتونی صدای منفی ذهنیت رو شناسایی کنی، و به جاش جایگزین مثبت و قدرتمند بسازی 💪🌱
هر بار که این تمرین رو انجام بدی، مثل اینه که یک قدم دیگه به لاغری طبیعی و ماندگار نزدیکتر شدی.
✅ تا حالا چه باورهایی درباره سخت بودن لاغری داشتی؟
✅ کدوم جملههای ذهنی منفی همیشه تو ذهنت تکرار میشن؟
✅ وقتی به آدمهای متناسب نگاه میکنی، چه احساسی پیدا میکنی؟
✅ اگه باور کنی لاغری آسونترین کار دنیاست، چه تغییری تو حالت روحی ایجاد میشه؟ 🌈
✅ دوست داری چه جمله جدیدی رو هر روز تکرار کنی تا ذهنت رو به باور مثبت برسونی؟
حالا نوبت توئه! تمرین رو توی دفترت بنویس یا همینجا توی بخش نظرات برامون بنویس که چه باورهای اشتباهی درباره لاغری داشتی و چطور میخوای تغییرشون بدی ✨
ما منتظریم تا نوشتههای تو رو بخونیم و با همدیگه به مسیر لاغری با ذهن انرژی بدیم 🌟
یادت نره، نوشتن باعث ریشهدار شدن باورهای جدید در ذهن میشه ✍️💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام
من می خوام تجربه خودم رو درباره دوره بگم اون ماه های اولی که شروع کرده بودم به دوستی که اون هم اضافه وزن داشت دوره رو پیشنهاد کردم و اون گفت دیدتش ولی نه بابا اینطوری نمیشه اما من با همه تردیدهام به صدای درونم گوش دادم، که میشه، این عدالت خداست این طبیعی که تو عادی زندگی کنی و متناسب بشی و متناسب بمونی؛ و حالا که چندیدن ماه گذشته و من برای بار دوم دوره رو مرور می کنم نه تنها رفتارهام عالی بلکه تغییرات عالی جسمی داشتم که واقعا خدارو شکر می کنم که توی مسیر موندم و دارم طعم موفقیت رو می چشم . اهمیتی نداره ذهن منفی باف چی بگه من روش صحیح زندگی کردن رو یادگرفتم و دارم از اینکه درست غذا می خورم و خیلی از باورهام کمرنگ شدن باورهایی که آزارم میداد لذت می برم. لاغر شدن و تناسب اندام داشتن راحت ترین کار دنیاست چون تو خوشحالی به راحتی زندگی می کنی و لذت می بری و خوش اندامی واقعا زیباترین راحت ترین کار دنیاست. اینکه دیگه فشار شکمی نداری ولی از غذایی که می خوری لذت می بری و هرروز هم خوش اندام تر میشی یعنی لاغر شدن و رسیدن به تناسب اندام راحت ترین کار دنیاست.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیز
منفی باف ذهنمون واقعا هم یک غول بیشاخ ودم که هیچ نقطه ضعفی نداره جز بیتوجهی جالب دیروز با همسرم رفتیم وبرام یک پالتو زمستانی خرید پالتو قبلیم بسیار کهنه ومندرس شده بود وخیلی وقت بود که به دلیل چاقیم از خرید کردن انصراف داده بودم حتی قبل شرکت در دوره وهمیشه گریه ام میگرفت اگه همسرم میگفت لباس هات خوب نیستن وباید چیزی بخری یادمه آخرین بار درحالی که میدیدم مانتو اونم آخرین سایزش توی تنم زار میزنه با بغض نخریدم وبیرون که اومدیم گریه کردم وبه همسرم گفت دیگه منو مجبور به خرید نکن خیلی غضه میخورم من در دوره به خودم قول دادم هیچ وقت خرید نکنم مگر اینکه واقعا مجبور باشم خلاصه دیروز بعد ۳ .۴ ماه از آموزش متناسب شدن من مجبور به خرید شدم وقتی رفتم داخل فروشگاه حتی سایزمو نمیدونستم فروشنده بهم نگاهی کرد وگفت سایزای بالا داریم وکارهای خیلی بزرگشونو نشونم داد اما گفت یه کار دیگه داریم که سایزش ۴۸ وبعید میدونم بهتون بخوره من خیلی از پالتوش خوشم اومد واقعا قشنگ بود با این حال گرفتم ورفتم داخل اتاق پرو ودقیقا اندازم بودداشتم از خوشحالی پر درمیوردم البته خیلی گرون بود😂😆ونخریدمش اما دقیقا سایز ۴۸ یک پالتو دیگه خریدم همراه شال وشلوارش یکم نو نوار شدم خیلی خوشحال شدم از این تغییر فوق العاده وهمسرمم بهم گفت که از این به بعد دیگه مشکل پیدا کردن سایزتو نخواهی داشت وهمیشه لباس برات گیر میاد واقعا حرفش خوشحالم کردبعد مدت ها لباس خریدم برای خودم وهمونی که دوست داشتمو خریدم من از امروز با خودم عهد میکنم که من در روز۱۸ آذر۱۳۹۹ دیگه هیچگونه لباسی نخرم تا زمانی که واقعا مثل دیروز بی لباس بمونم وبه این تعهد خودم متعهد میشوم وبه هیچ وجه تعهد خودمو نمیشکنم اگه سایز ۴۸ اینهمه در من اشتیاق ایجاد کرده پس سایز ۳۸ که مورد علاقمه ودر مسیر رسیدن بهش هستم چقدر در من اشتیاق ایجاد میکنه🤩🤩🤩😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰من از تغییرات خودم نهایت لذتو میبرم وعاشق خودمم که در مسیرم واینهمه هر روزدارم فوق العاده تر از قبل میشم
یه چیزیم بگم دوستانم واقعا نکات عالی درمورد این فایل گفتن وواقعا لذت بردم منم در آشپزی وقنادی وکارهای هنری ورانندگی وقبولی درکنکورم موفق بودم ودقیقا برای اینکه کوتاه نیومدم وهر روز براش تلاش کردم موفق شدم وخب در جاهایی هم بوده که بقیه از من موفق تر بودن مثلا در ورزش که همکلاسیام بهتر از من بودن در شنا که خالم بهتر بود در کار کردن بیرون خانه مادرم ودر چیزای دیگه هم بود اما نمیخوام یادم بیارم ناراحتم میکنه من دوست دارم روی موفقیتام تمرکز کنم اصلا دوست دارم من شگفتی ساز بشم ومیشم هم حتما متناسب میشم وبعدشم شروع میکنم به تک تک آرزوهام میرسم یادمه که استاد در یکی از فایلاشون گفتن که خودتو اصلا بابقیه مقایسه نکن اصلا برات مهم نباشن بقیه چجورین اگه بقیه خوششون نمیاد خب نیاد تو به فوق العاده بودن فکر کن وهر روز بیشتر عاشق خودت باش وهر کاری برای شادی خودت انجام بده من فوق العادم من بینظیرم من زیبام من عاشق خودمم من هر کاری اراده کنم میتونم وقادرم انجامش بدم من بهترین مخلوق خداوندم من اشرف مخلوفاتم ودر شان خودم با خودم رفتار میکنم ومنفی باف ذهنمم کاری ندارم بهش جنگی نیست فقط دوستی وصلح با تناسب اندامه وبی توجهی به حرف های ناراحت کننده منفی بافمه من میتونم ومن بینظیرم
نشان های دریافت شده
هروقت این فایلو گوش میدم دوباره تمام موفقیت ها و همچنین کارهایی که نتونستم دراونا پیشرفتی داشته باشم جلو چشمم ردیف میشن یه سمت موفقیت های من که خودم بهشون پر وبال دادم و به توانایی های خودم تکیه کردم و بخش مثبت ذهنمو قوی کردم و خیلی راحت درشون موفق شدم مثل تحصیلات عالی که من عاشق درس خوندن بودم و تونستم ادامه تحصیل بدم و بامعدل بالا مدرکمو بگیرم توی دانشگاه استادی بود که همه می گفتن از این استاد خودتو بکشی نمره بالا نمی تونی بگیری ولی من اینو باور نکردم وگفتم دیگه هرچی باشه میخواد از جزوه وکتابش نکته بگه منم همشو میخونم و روز امتحان هیچ ترسی نداشتم و خودمو باور کرده بودم و به راحتی از اون درس نمره نوزده گرفتم یادمه خیلی از دوستان نمرات پایین گرفتن و بعضیا هم از اون درس افتادن چون خودشونو باور نداشتن وفقط از اول ترم به بخش منفی ذهنشون قدرت داده بودند. اما مثلا در زمینه خیاطی من همیشه می گفتم من نمی تونم خیاطی یاد بگیرم خیاطی خیلی سخته کشیدن الگو دقت میخواد و… خواهرم به راحتی خیاط ماهری شد و هرچه سعی کرد در حد ساده به من آموزش بده من یاد نگرفتم چون از خیاطی توذهنم یه غولی ساختم که من نمی تونم شکستش بدم😕 برای گرفتن گواهینامه رانندگی هم اولش دچار ترس شدم اما مربیم همیشه می گفت رانندگی خیلی آسونه و من از بچگی تونستم رانندگی کنم و از موفقیتاش برام می گفت این بود که منم کم کم باورش کردم و تونستم به آسونی گواهی نامه بگیرم اما بعدش که می خواستم رانندگی کنم دور واطرافم همه فقط می گفتن مواطب باش تصادف نکنی و حواستو جمع کن فلان اتفاق نیفته و خلاصه اینقدر گفتن که من ترسیدم و از رانندگی کردن فاصله گرفتم و الان حس می کنم جرات رانندگی کردن به تنهایی رو ندارم😐 در زمینه کارهای هنری وقتی رفتم اموزش به راحتی اب خوردن یاد گرفتم هم علاقه داشتم وهم اینکه می گفتم من استعدادشو دارم ولی بعضیا با اینکه اونجا میومدن مرتب می نالیدن که وای چه سخته و نتونستن اون کارو ادامه بدن. وقتی برای دوره کامپیوتر ثبت نام کردم اون موقع تو خونمون کامپیوتر نداشتیم و نمی رسیدم تمرین کنم یادمه یه میز کوچیک داشتم همیشه می رفتم می نشستم پشت اون میز و تو ذهنم تموم اون نکاتی را که تو دفترم یادداشت کردمو تمرین می کردم البته اونوقتا نمی دونستم این کار ذهنیه می گفتم دارم مرور می کنم الان می فهمم که همون موقع من تجسم می کردم و همیشه ده دقیقه زودتر می رفتم آموزشگاه که یه کمی تمرین کنم ولی با این حال چون علاقه داشتم با نمره عالی تونستم مدرک کامپیوتر بگیرم. در زمینه لاغری هم قبل از دوره همیشه حرفم این بود که من به راحتی چاق میشم یعنی حتی تو یه هفته می تونم سه یا چهار کیلو چاق بشم ولی اگه رژیم بگیرم به زور وزن کم می کنم و این بود که همیشه واسه لاغرشدن کلی زحمت می کشیدم باشگاه می رفتم، رژیم می گرفتم، پیاده روی می کردم ولی به سختی وزن کم می کردم اوایل دوره که یه فایلی گوش دادم و استاد می گفت با من تکرار کنید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست دیدم همونم برام سخته ولی از روزی که باورش کردم و توذهنم اینو پذیرفتم تغییرات فیزیکی منم شروع شد و دیدم که واقعا لاغر شدن آسونه چون من به راحتی بدون هیچ رژیم و ورزشی می دیدم لباسام یکی یکی دارن برام گشاد میشن و خدا را شکر تو مسیر قرار گرفتم و ادامه میدم تا به هدفم برسم
نشان های دریافت شده
سلام استاد
این فایل باعث شد بیشتر روی خودم وذهن ام تسلط پیدا کنم وبخش منفی ذهن ام را آنالیز کنم تا بحال فکرم این بود که آدم بسیار مثبتی هستم وقتی بیشتر دقت کردم فهمیدم آدم بسیار نگرانی هستم هنوز اتفاقی نیافتاده من نگرانم وفکر و ذهن ام دچار تشویش و نگرانی است پس این نشان میده من بیشتر به ذهن منفی ام گرایش دارم نه مثبت البته در کارهایی که ایمان داشتم درسته خیلی خوب پیش میرفتم به نظر من استاد در هرکاری ایمان به خداوند انرژی مثبت وذهن مثبت را تقویت میکنه مثلا در همین پروسه لاغری اول ایمان به خداوند که جسمی سالم ومتناسب به ما داده ودوست داره ما سالم ومتناسب وخوب با احساس خوب باشیم میتواند موفقیت مارا تضمین کنه واین ایمان سرچشمه همان نور الهی است من ایمان دارم که لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغر شدن است وخداوند مرا لایق این روش دانسته که من به سمت این دوره با استادی چون شما هدایت شدم وبخش منفی ذهن ام که نگرانی های بی مورد را جلوه میدهد از این پس کم رنگ وکم رنگترش میکنم تا بتوانم احساس خوب خودم را تعمیم وگسترش دهم
نشان های دریافت شده
سلام
مانع بزرگ
بزرگترین مانع
🔮
امروز غروبی بهم الهام شد بیام مدل نوشتن کامنتو تکمیل ترش کنم
و اول تیتر بدم بعد تحلیلش کنم تا قششنگ مثل تابلو تو دیوار ذهنم جا بگیره
با چارچوب
🔮🔮🔮
بقول استاد همه فایلا مهمن
نمیشه گفت این یکی مهمتره
من وقتی ریز میشم کلی نکات دستم میاد و ی سری از جمله ها را بار چندم به بعد میشنوم
قبلشم بگم این واقعا پاشنه آشیل خودم بود
من تا امشب میگفتم این منفی و مثبت مال من نیست، من فقط دارم مثبتمو میشنوم
امشب فهمیدم من نمیخواستم بپذیرم این خاصیت ذهنو
آقا من با اعتماد به نفس کامل میپذیرم بخش منفی دارم
اونکه ناامیدم میکنه
اونکه میگه بیخیال قانون واس تو نیس اصلا چقد تو ساده ای دختر
البته تو زمینه ثروتااا وگرنه تو لاغری که خیلی کنارش زدم
خب حالا که پذیرفتم این وجه انسانیمو که همه هم دارن، بقول استاد راحت تر صداشو میشناسم و میفهمم اومده گول بماله سرمو😂😂😂
نه اینکه حقیقت محض که داره میگه نمیشه بلکه بخش منفی وجود من
این گشایش امشبم
🎀🎀🎀🎀
حالا نکات مهم این فایل که من با مدار الانم برداشت کردم:
۱_ بزرگترین مانع نرسیدن به اهداف
۲_ تشکیل شدن ذهن هر انسان از دو بخش
۳_روند رو به بهبود و سلامتی خاصیت همیشگی جسم انسانهاست
۴_ بخش منفی ذهن همواره با ماست، حالا شکل و لباسش در مراحل تکاملی ما متفاوته
۵_ دلیل تفاوت در نتایج توجه به بخش مثبت یا منفی ذهن و لاغیررررر
۶_ بخش مثبت را باید دید و پررنگش کرد
۷_ آگاهی از قدرت ذهن ،عامل اصلی حرکت استاد بعد از بارها شکست خوردن از لاغری بوده
۸_روند باورسازی و منطقی کردن لاغری
۹_ ارتباط سخت بودن چاقی با ماهیت اصلی ما
۱۰_ نحوه شکست خوردن غول چاقی و اضافه وزن در ذهن
۱۱_ نوشتن مواردی که برای ما سخت بوده و دیگران توش موفق بودن و بالعکس برای تقویت اگاهی از سیستم ذهن
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
مانع بزرگ
اگر موانع را برطرف کنیم خود بخود لاغر میشیم چون روند جسم رو به سلامتی و بهبود
مثل سنگهایی که در مسیر رودخونه هستن و حرکت آب را مختل کردن…
من اینجا خیلی فکر کردم که واقعا جسم خودش رو به سلامتی!!!
وات؟؟؟
بعد دیدم خب موادی که ما تغذیه کردیم برای رشد فیزیکمون با بقیه آدما یکسان…چرا جسم یکی بیمار جسم یکی سالم
خب داستان تو ذهن اون آدمه
یعنی مواد تشکیل دهنده جسم ما مثل آب نوشیدنی که همه شهر میخورن یکی یا نور یا غذا
پس این جسم مشکل نداره
داستان جای دیگس
وقتی جایی زخم میشه بطور خودکار بدن شروع به ترمیم میکنه
مگر اینکه اختلالی ایجاد شده باشه
چاقی هم یک اختلال در مسیر تناسب جسم
حالا ما اینجا هستیم تا این اختلالو رفع کنیم و جسم مسیر تناسبو ادامه بده
باید نکاتی را بدونیم:
کار ما از ذهن شروع میشه
یعنی حرکت به سمت رفع اختلال از ذهن شروع میشه
و ذهن ما بخش مثبت و منفی داره
مثبت میگه ببین این همه آدم لاغر شدن
….منفی میگه کار تو نیست اینا شانسی لاغر شدن
تو نمیتونی
تو عاشق غذایی
تو فشارت افت داره
تو ضعف میکنی
و…….
حالا تنها وظیفه تو اینه که بخش مثبتتو راه اندازی کنی
یعنی به همون ندای ضعیف قلبت در اوایل دوره دل بدی
درسته که اول کار بخش منفی بزرگتره اما بمرور که تو توجهتو و تمرکزتو بیشتر مواقع به مثبتا بدی میبینی کلی رفتارات تغییر کرده
کلی حسهای بهتری داری
و دوباره به این حسهای بهتر و رفتارای جدیدتر توجه کن تا بزرگتر بشن
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
دوستان عزیزی که کامنت را میخونید واقعا این روندو من الان با قدرت تایید میکنم چون خودم با این شیوه به بخش منفی غلبه کردم
🎀🎀🎀🎀
به جوانه تازه و کوچیک تناسبم توجه کردم
ازش مراقبت کردم
بهش توجه کردم
تغییراتمو بلد کردم
و روزانه این کارو انجام دادم تا یکهو برگشتم عقب و دیدم یک تغییر بزرگ در احساسات و شخصیت من رخ داده و کلی وزن کم کردم
🎀🎀🎀🎀🎀
میتونست ماجرا به شکل دیگری رقم بخوره
میتونستم دوره را بزارمش کنار و بگم مال تو نیست
نمیشه
خدا بتو که رسیده نمیدونم چرا نمیخواد تغییر ایجاد کنه و ازین حرفااااا
ولی با برنامه ریزی تمیز و حرفه ای تمرینا من افسار ذهن بسیار منطقیمو بدست گرفتم و لاغر شدم
و واقعا لاغر شدنو تو ذهنم خیلی آسون کردم
گفتم میشه
میشه فریبا
توهم میتونی باوقار و لاغر بشی
و الان هم بخش منفی را دارم با لباسی متفاوت تر
اما درصدد این که نتایج منا خوار کنه
🎀🎀🎀🎀
میگه درسته شکمت خیلی جمع شده اما صاف شدنش یک رویاست😄😄😄
فقط بگم که جنس این منفی باف اصل آلمانه
بیکار نمیشینه و مداوم در حال کار
😂😂
من دو تا درس خیلی مهم گرفتم اولیش این بود که استاد بعدز آگاهی از قدرت ذهن شروع به حرکت کرده با وجودیکه بارها شکست خورده بوده و ذهنشون خیلی مقاومت داشته
اما ذهن حرف حق را میپذیره بالاخره
🎀🎀🎀🎀
دوم روند منطقی کردن آسان بودن لاغری برای ذهنشون بوده کهخیلی نکته داره و تو چندتا فایل قبلا آموزشش دادن
یادمه یک تمرین دادن و گفتن تا میتوانید شادی و خوشحالی را به لاغری نسبت بدید و ناراحتی و غصه را به چاقی تا ذهنتون بخودش بیاد و بیدار بشه
🌹🌹🌹🌹
تمرینی که برای هر هدفی خیلی تاثیر گذاره
🌹🌹🌹🌹
حالا یک سوال؟؟؟
چرا چاقی انقدر با رنج و سرخوردگی همراه؟؟؟
چون ما رو از اصل خودمون دور میکنه….و هر دوری از اصل حال بد را به همراه داره
یکجور اضافه کاری
🌹🌹🌹🌹
غول چاقی
عدم مبارزه با غول چاقی
🌹🌹🌹
استاد اول اومدن چاقی را تبدیل به یک غولی کردن که مسیرهای رفاه و خوشبختی ذهنو مسدود کرده
این تصویرسازی برای بیدار شدن ذهن و پی بردن به وضعیت جسمی که حفظ بقاشو بر عهده داشته از نون شب واجب تر
🎀🎀🎀🎀
حالا این غول بوده
چیکارش کنیم
یک نکته مهمی که استاد اوایل دوره گفتن این بود که با چاقی مبارزه نکنید با لاغری دوست بشید
این خیلی قشنگ بود
به دل من خیلی نشست
🌹🌹🌹🌹
تو ی کارتون یا بازی یک غولی را دیدم که هر چقدر میزدنش دوباره ترمیم میشد….دوباره دست و پا درمیاورد..….الان فهمیدم غول چاقیم داداش همون😁😁😁
یعنی هر چی سینه سپر کنی و بری باهاش بجنگی بی فایدس چون ایشون پاشنه آشیلی ندارن و جسمشون هزاران بار میتونه ترمیم بشه……فقط یک نقطه ضعف بزرگی داره این غول گنده…..از بی توجهی بشدت رنج میبره….یعنی اگر شما دو روز باهاش مبارزه نکنی این غوله میره با هیکل گندش یک گوشه میشینه و های های گریه میکنه و اگر این بی توجهی ادامه دار بشه کم کم کوچیک و کوچیک میشه🌹🌹🌹🌹
بله مثل فیلمهای هندی ایشون خیلی احساساتی و توجه براش مهمه و از قلبش ضربه میخوره
🌹🌹🌹🌹
حالا توجه ما اگر به این غول نره پس کجا باید بره؟؟؟؟
ما بالاخره در حال ارتعاش دادنیم و این خاصیت ماست…..نمیتونه قطع بشه…… توی دوره من اومدم با یک فریبای متناسب خلق کردم….هر روز بهش توجه کردم….شروع به دوست داشتنش کردم…..و از صبح که بیدار میشدم با این فریبای متناسب زندگی میکردم…..عشق میکردم…..یک آدم جدید وارد زندگیم شده بود و کم کم توجهم به فریبای چاق از صددرصد به ده درصد رسید……البته یواش یواش……و کلی وزن کم کردم…..و سایه اون غول چاقی بخاطر کوچیک شدن هیکلش و جوجه شدنش😂😂😂 از زندگیم برداشته شد ….مثل ابر بزرگی که از جلوی خورشید کنار رفت و احساسات عالی را در این چند ماه تجربه کردم……نور خورشید هر روز نوازشم میکنه و من لذت میبرم ……چون مسیرهای انسداد احساس لذت باز شد
🌹🌹🌹🌹🌹
پس بهترین و تنهاترین راه مبارزه با غول چاقی توجه و دوستی با رویای تناسب و زندگی جدید…..انرژی روزانه رو بهینه و در مسیر خلق رویا خرج کنیم
🌹🌹🌹🌹
من الان که توی دوره تکرارم کاملا این روندو با تمام وجودم حس میکنم……
🌹🌹🌹🌹
مثال از مواردی که من موفق شدم و برای دیگران سخت بود و بالعکس برای درک بخش مثبت و منفی ذهن:
۱_ کنکور را من موفق شدم با یک رتبه عالی دریک دانشگاه خوب قبول شم و خیلی از دوستام با وجود معول بالاتر نتونستن…..قلبم هرجا گفته میشه پیش برو من رفتم و شده
۲_ امتحان شهری رانندگی برای من سخت بود اما چند نفری خیلی راحت بار اول قبول شدن
۳_ در مورد دوره ثروت از طریق ذهن برای من هنوز سخته چون منفی باف خیلی قوی و خیلی از بچه ها نتیجه گرفتن
۴_ همیشه از بچگی باورم بوده ما خانوادتا شاگرد اولیم و در اکثر مقاطع تحصیلی شاگرد برتر بودم و خیلی خیلی برام راحت بود معدل بالا در صورتیکه خیلیا میگفتن ما مخ درس خوندن نداریم و برام عجیب میومد این داستان
۵_ من یک زن شجاع و مستقلم و برام خیلی راحته تو جامعه باشم در صورتیکه از خیلی از هم جنسام شنیدم تاریک میشه بیرون نمیمونیم و اصلا قابل درک نبوده حرفشون برام…..تازه برای من بودن در اجتماع و کار بیرون از خانه خیلی راحت ترز خانه داری و اینا بارها گفتم….
خب باورایی یک سری خانمها در مورد آقایون و بیرون از خونه دارن که و اونا زندونی بخش منفی ذهنشون هستن…..در صورتیکه من باور منفی بسیار کم دارم و طبق بخش مثبتم حرکت میکنم….
۶_ برای من خیلی راحت که همین الان تنهایی برم آمریکا اما خیلی دوستام تنهایی خرید نمیرن
۷_ برای من بچه داری خیلی سخت میاد بخاطر باورهای محدودی که دارم و برای خیلی ها نه که خیلی راحت باشه ولی انجامش میدن و براشون عادی
۸_ برای من ثروت مندی از طریق ذهن کار سختی بنظر میاد چون باید یک عالمه باورو تغییر بدم و هنوز ابتدای مسیرم و دوستم با چندین ماه گوش دادن درآمدش ۳ برابر شد و خوب داره پیش میره🌹🌹🌹🌹🌹🌹
در تمامی موارد بالا اگر موفق شدم کار قلبم و بخش مثبت و اون رویای شیرین بعد هدفم بوده و در مواردی که موفق نشدم کار بخش منفی که برام خیلی اون کارهارو نشدنی و بزرگ کرده……قشششنگ حرفاش در تمام موارد داره یادم میاد
🌹🌹🌹🌹🌹
تمرین و تفکر جالبی بود…..ممنون استاد که ذهنمو به چالش کشیدید
بامداد ۵ آذر ۹۹
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز چقدر از نوشته و دیدگاه شما لذت بردم و عالی بیان کردین .
نشان های دریافت شده
سلام بسیار عالی توضیح دادین لذت بردم و خیلی به بازشدن ذهنم کمک کرد خیلی خوب گاهی ادم ی چیزایی رو یاد داره ولی فراموش میکنه و اینجا براش یاد آوری میشه
متشکرم
من به خاطر جذابیت ، این فایل را ۲ بار دیدم. ممنونم استاد. 🙏
به نظر من چیزی که ما از ان به عنوان منفی باف در وجود خود تصور میکنیم ،چیزی نیست جز فقدان وجود مثبتمان. هنگامیکه ما اولین قدم را براي اغاز ارادی تکامل فردی خود و ایجاد توازن و تعادل در اعمال و رفتارهای خود برمیداریم ، این قدم به ما کمک میکند تا ما درجه ضعف و قدرت استعدادها ی خودرابشناسیم ، به سمت تکامل و رشد و نمو متعادل برداریم و نهایتا به اثرات مثبت وجود خود پی میبریم. این جنبه بالقوه مثبت وجود ما ، ما را به سمت ایده ال زندگیمان سوق میدهد. ما وقتی هدف مثبتی مثل تناسب اندام داریم ، باعث ميشود که احساس بهتری به خودمان داشته باشیم. این احساس خوب جسارت لازم را برای ادامه جریان تغییر جسممان ایجاد میکند. رسیدن به تناسب اندام و لاغری برای ما ازادی میاورد. این ازادی انرژی احساسات وهیجانات مثبت و رهایی بخش، را به صورت عشق به همراه میاورد. این انگیزه مثبت رسیدن به تناسب اندام و لاغری، یک انگیزه الهی برای من است چونکه نیت و عمل خیر من عکس العمل مثبتها ی زیادی را برای خودم و اطرافیانم به ارمغان میاورد. این وجود مثبت در من تحولاتی ایجاد میکند که من میتوانم به جامعه خودم هم بیشتر خدمت کنم. من با استفاده از وجود مثبتم میتوانم نگرش جدیدی در زندگیم داشته باشم و نهایتا به سوی موفقیت گام بردارم. فضای خدا خواهی ، برای خدا بودن و به سوی خدا شدن و فضای اطمينان ، مثبت نگری است نه منفی نگری و اضطراب. تلاش و تمرین مداوم من در دوره تكرار ، اثری مثبت و نیکو در جهت رسیدن من به لاغری بر جای خواهد داشت. وجود مثبت من باعث احساس رصایت من از زندگی است. من اگر اندام متناسب دلخواه خودم را در نظر خود مجسم سازم ، به زندگی خود هم نگاهی مثبت خواهم داشت. من ميخواهم باورهای بسته و محدود کننده خود را دور بریزم و باورهای مثبت و سازنده ای مثل لاغری اسان ترین کار دنيا است را جایگزین ان باورهای کهنه و مندرس در ذهنم کنم. من ميخواهم خوش بین باشم. امید به زندگی و شاد بودن از دید گاه مثبت من تراوش میشود. من دارم به زندگی خود معنا میبخشم. من الان تصورات درست و خوب همچون عشق ، انفاق ، صبر ، احسان و امیدواری در ذهنم دارم. من خودم را توانمند حس میکنم. من الان خدا را حمایت کننده ، مهربان ، مراقب ، قادر و توانا در راه رسیدن به تناسب اندام خود حس میکنم. من ار زندگى در حال حاضر م خشنود هستم. من الان دنبال کشف لذتهای واقعی و همیشگی هستم. من میدانم که براي رسیدن به ارامش باطن بایدمثبت نگربود. به نظر من استعداد های مثبت توسط خداوند در فطرت ما نهاده شده است . هر چه خدا در وجود ما گذاشته همه خیر و مثبت است. انسان از نظر من واجد صفات مثبت است. ما میتوانیم لاغر شویم و به تناسب اندام مورد نظرمان برسیم. خود را باور کنیم ، شرایط پدیدار میشود.😇
نشان های دریافت شده
بزرگترین مانع لاغری:باور سخت بودن لاغری
هر موضوعی خودش دوتا موضوعه
یکی توجه به خواسته +داشتن حس خوب
یکی توجه به نبود خواسته و حس بد داشتن
توجه به بخش مثبت یا منفی که نتیجه رو مشخص میکنه برای ما
در طی سال تحصیلیم در خیلی از درسام از دوستام بهتر بودم چون توی ذهن من اون درسا شیرین و ساده بودن ولی دوستام این بارو داشتن که سخته درسا و نمیتونن و از من نمره پایین تری میاوردن ….
در لاغری هم همینطوره
میتونیم باور داشته باشیم لاغری سخته و لاغر نمیشیم نتیجش اینکه چاق میمونیم
میتونیم باور کنیم که روند بدن اصلا لاغر شدنه ، خدا مارو متناسب خلق کرده ، هر لحظه بدن ما ترمیم میکنه و تنها مانع ترمیم باور غلط داشتنه …..اگه باور مثبت در باره لاغری داشته باشیم و بپذیریم که لاغری اسون ترین کار دنیاست لاغر هم میشیم
افکار منفی همیشه هست شیطان همیشه هست این خودمونیم که تصمیم میگیریم کدوم بخش مثبت یا منفی رو فعال کنیم و این تصمیم ما نتیجه رو مشخص میکنه ….
اتفاقا چاق شدن سخت ترین کار دنیاست
چون طبیعت بدن چاق بودن نیست !
چون خدا مارو چاق خلق نکرده !
چون روند بدن چاق شدن نیست!
چون خواسته روح چاق شدن نیست!
چون چاق شدن به روح و جسم اسیب میزنه و واقعا چاق شدن سخترین کار دنیاست
چاق شدن اعتماد به نفس و شادی و زیبایی و یکجورایی معنای زندگی رو از آدم میگیره!
واقعا چاق شدن سخت ترین کاز دنیاست
****
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
لاغری مثل یک رود روانه که در بدن ما ست و شاکن نمیشه و هر لحظه بدن در حال لاغر کردن ماست و نیاز نیست اصلا کار سختی انجام بدیم ….
ما در وزنی که الان میخوایم باشیم قبلا هم بودیم و حالا دوباره برمیگردیم به همون ایستگاهیی که ازش رد شدیم یه همین آسونی
لتغر شدن خیلی اسون و لذت بخشه با لاغر شدن سلامت کامل جسم و روح رو به دست میاریم با لاغر شدن اعتماد به نفس و شادیمون برمیگیرده با لاغر شدن آزادی به دست میاریم!
خدایا شکرت لاغر شدن چه قدر ساده و لذتبخشه
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
من عاشق این جمله استاد هستم “اگر موانع ذهنیمون رو برطرف کنیم خود به خود لاغر میشیم”، چقدر این جمله انگیزه بخش هست.
واقعا همینطوره روند جسم ما همیشه به سمت بهبود و سلامتیه، اما این موانع ها باعث میشن که این اتفاق نیفته و اگه ما بتونیم این موانع رو شناسایی کنیم و اونا رو برطرف کنیم خود به خود لاغر میشیم و این فقط مختص لاغری نیست بلکه در تمام جنبه های زندگیمون صدق میکنه.
چون هر تصمیمی که میخواییم بگیریم با دو وجه از ذهنمون سروکار داریم یه وجه که میگه میشه و ما رو به هدفمون میرسونه یه وجه که میگه نمیشه و برامون مانع ایجاد میکنه.
منم موفقیت هایی که در زندگیم داشتم به این دلیل بوده که بخش مثبت ذهنم اعتماد کردم و بیشتر حواسم بهش دادم و جاهایی هم که موفق نشدم به این دلیل بوده که به بخش منفی ذهنم بیشتر توجه کردم. در لاغری هم همینطوره، من قبل از آشنایی با لاغری با ذهن، به بخش منفی ذهنم بیشتر توجه میکردم و از بخش مثبت ذهنم غافل بودم و بیشتر گفتگوی ذهنی منفی با خودم داشتم، به جای اینکه به توانمندی های خودم اعتماد کنم بیشتر به اضافه وزنم قدرت میدادم و اونو بزرگ جلوه میدادم و خودم رو در برابرش تسلیم میدیدم و نتیجه اش هم این شد که روز به روز به اضافه وزنم افزوده میشد.
اما خداروشکر از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، تمام توجهم به بخش مثبت ذهنم هست، به توانمندی های خودم اعتماد کامل دارم و مطمئن هستم که به هدفم میرسم. مهمترین هدف امسال من “تناسب اندام” هست و رسیدن به این هدف خیلی برام لذت بخشه چون روی تمام جنبه های زندگیم تاثیر میذاره روی لباس پوشیدن، روی اعتماد به نفس و …
خداروشکر در این مسیر روز به روز به تناسب اندام دلخواهم نزدیک میشم و هر روز با عشق یک قدم به سمت هدفم برمیدارم😊.
نشان های دریافت شده
سلام و درود
من حالا که فکر می کنم حقیقت و واقعیت زندگی هر کس همان باوری است که او دارد مثلا من وقتی باور کردم که به دکتری باید با چاپ مقاله فقط باید رسید به دکتری نرسیدم و باید ترس این باور را کم کنم تا بتونم مقاله بنویسم باید از مسیر لذت ببرم یا زمانی که یک سوزن دوزی شروع کردم که همه می گفتن امکان نداره بهش برسی و من اصلا به حرفاشون توجه نکردم و رسیدم خیلی خوب هم رسیدم یا زمانی که همه می گفتن گرفتن ارشد محاله ولی من به قسمت مثبت وجودم توجه کردم و نذاشتم که باور منفی در من شکل بگیره و به هدفم رسیدم یک نفر از همکلاسی هام خیلی راحت به دکتری رسید و من با میدان دادن با افکار منفی نتوانستم برسم . من به ذهن مثبتم قوت دادم و در کارم رسیدم به درجه ای که همه آرزوی رسیدنشو دارن . من محل زندگیمو عوض کردم چون به نفعم بود و در این امر تمام توجه ام به جنبه مثبت این کار بود . خدایا من همیشه دعا می کردم و از خدام می خواستم وزنم را کم کنه و به جنبه مثبت خودمو آدم متناسبی فرض می کردم چون مطمئن بودم خدا این خواسته قلبی را که از اعماق وجودم سرچشمه گرفته را حتما پاسخ می دهد و خداوند به من پاسخ داد و این دوره شگفت انگیز را در مسیرم قرار داد ممنونتم خدای مهربانم ممنونم از شما استاد گرامی ممنونم از خودم که دوره شما را خریداری کردم و به شگفتی در زندگیم رسیدم بزودیمن یکی از شاهکارهای این دره خواهم شد قول می دهم و به لطف خدای مهربان تمام سعی خودم را می کنم. تا شگفتی فاصله ای نمانده
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغر کننده
سلام ، وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم تو کارهایی که موفق شدم در واقع به بخش مثبت خودم گوش میدادم و در کاری که موفق نبودم به بخش منفی گوش میدادم و میرفتم تو فاز مقایسه و حالم همیشه بد بود ، مثلا دوستم تو تحصیل موفق بود ، اما من هر چی تلاش کردم نتونستم ادامه تحصیل بدم خیلی ناراحت میشدم و فکر میکردم آدم بی استعدادی هستم در واقع توجه به بخش منفی ذهنم کردم و باور کردم که من تو درس ناتوانم ، اما تو روابط با همسر و فرزندانم موفق شدم و زندگی بسیار آرام و شادی دارم ولی ذهن منفی بافم این بخشو کوچیک میکرد و موفقیت حساب نمیکرد و میگفت تحصیل موفقیته ، در مورد لاغری هم چون در گذشته از روشهای مختلف سخت شکست خورده بودم و لاغری پایدار نداشتم ، بخش منفی ذهنم میگفت تو آخرش باید تسلیم چاقی بشی ، هیچ راه آسونی برای لاغری وجود نداره و تا آخر عمرت چاق میمونی ولی من دلم نمیخاست این حرف باور کنم همیشه بخش مثبت ذهنم میگفت امیدوار باش بلاخره ی روشی اختراع میشه که آسون و راحت باشه ، به لطف خدای مهربان از وقتیکه هدایت شدم به لاغری با ذهن رویای من به حقیقت پیوست و من به راحتی لاغر شدم و واقعا آسونتر از چاق شدنه چون تمام چیزایی را که با چاقی از دست داده بودم را براحتی بدست آوردم مثل سلامتی ، آرامش و شادی ، اعتماد به نفس ، راحت لباس خریدن ، شادابی و جوانی ، قدرت بدنی ، من بدون زحمت و سختی همه اینها را به دست اوردم الان که به نیمه راه لاغری رسیدم که فقط تو چند ماه بود خدا میدونه وقتی به اندام ایده آلم برسم چقدر خوشبخت و سعادتمندم که بینهایته ، خدارا شکر میکنم که تو این مدت خدای لاغری خیلی قوی همراهم بوده و اجازه نداده که بخش منفی ذهنم پر رنگ باشه و منو همیشه هدایت و حمایت کرده ، خدایااا شکرت
ازشما استاد عزیز هم سپاسگذارم که بعد از خدا همراه همیشگی ما هستین ، آرزوی سلامتی و سعادت ابدی برای شما و خانواده تون محترمتون دارم