0

فرمول‌های چاقی (قسمت هفتم)

فرمول های چاقی
اندازه متن

شب‌هایی بود که از ذوق صبحونه‌ی فردا خوابم نمی‌برد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم می‌خواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم می‌شد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر می‌کردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز درباره‌ی غذا بود. امروز می‌دونم این فکرها همون فرمول‌های چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار می‌شدن.

این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفته‌ست. در این جلسه می‌خوام درباره‌ی موضوعی صحبت کنم که هم در چاق‌تر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.

فرمول‌های چاقی

🧠 در لاغری با ذهن برنامه‌ی غذایی نداریم

تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامه‌ی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار می‌ذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچ‌وقت برنامه‌ی غذایی یا ورزشی نمی‌دیم. ما فقط برنامه‌ی ذهنی می‌دیم.

یعنی با تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، فرمول‌های جدیدی در ذهن ساخته می‌شه و مغز بر اساس اون‌ها فرمان‌های تازه صادر می‌کنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر می‌کرد، کم‌کم می‌بینه که دستش کمتر سمت غذا می‌ره. این محدودیت نیست؛ فرمول‌های چاقی عوض شدن و رفتار خودبه‌خود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.

🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگ‌تر می‌شه

حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا می‌کنه». این قانون درباره‌ی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سال‌های خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.

بچه‌ها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمی‌دن؛ بازی می‌کنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم می‌شه و از همون موقع به چاقیمون توجه می‌کنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر می‌کنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم می‌گیریم یا باشگاه می‌ریم، باز توجهمون به چیزیه که می‌خوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.

🏀 زنگ ورزشی که تصمیم‌هام رو عوض کرد

کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طناب‌کشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمی‌تونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمی‌رفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفس‌نفس می‌افتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمی‌تونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طناب‌کشی و دیدم همه‌ی بچه‌های چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچه‌ها التماسمون می‌کردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.

خیلی ساده‌ترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم می‌گرفت. دایره‌ی انتخاب‌هام هر روز کوچیک‌تر می‌شد و من هر بار کاری رو انتخاب می‌کردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار می‌کردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی می‌کشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم

من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه می‌گفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگ‌های مورد علاقه‌م رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کم‌کم دیگه نرفتم چون خجالت می‌کشیدم با اون اندام برم تو آب. دوست‌هام رو هم از بین کسایی انتخاب می‌کردم که مثل خودم یا چاق‌تر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.

در مهمونی‌ها وقتی غذا می‌خوردم، فکر می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن و می‌گن «این چقدر داره می‌خوره». سعی می‌کردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همه‌ی این‌ها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهم‌ترین فرمول‌های چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.

⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریع‌تر می‌شه؟

فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی می‌دی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت می‌گن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اون‌قدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.

🖼️ چرا وزن کم‌شده دوباره برمی‌گرده؟

خیلی‌ها برام می‌نویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همه‌ش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.

من هم همین‌طور بودم. هر بار وزن کم می‌کردم، لباس‌هام گشاد می‌شد. مادرم خیاط بود. وقتی می‌گفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، می‌گفت «یه کم صبر کن ببینیم می‌مونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.

ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو می‌کنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته می‌شی و رهاشون می‌کنی، مغز آروم‌آروم همون دستورهای قبلی رو صادر می‌کنه و جسمت برمی‌گرده به همون تصویر چاق.

⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون

توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همه‌جا هست؛ در آینه، در عکس‌ها و وقتی از پله بالا می‌ری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان می‌بره.

خیلی‌ها می‌گن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست می‌ده. شرکت‌هایی که دمنوش و کمربند لاغری می‌فروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده می‌کنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمی‌گیریم، به جای محصول به خودمون شک می‌کنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری

برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام می‌دیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبه‌خود درست‌ها انجام می‌شن.

قدم اول: دیگه درباره‌ی چاقیت حرف نزن

خودم سال‌ها سعی می‌کردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمی‌خورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی درباره‌ش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبه‌خود از بین می‌ره.

قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر

خیلی‌ها جلوی آینه طوری می‌ایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمی‌گیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم می‌خوره». رابطه‌تون بهتر می‌شه یا بدتر؟ جسمت هم همین‌طوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.

پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تک‌تک لقمه‌ها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «می‌دونم این کار رو من باهات کردم. ولی می‌خوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».

قدم سوم: درباره‌ی لاغر شدن بنویس

یه جمله‌ای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر می‌کنه». وقتی درباره‌ی لاغری می‌نویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیت‌هام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز می‌تونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.

فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمی‌ده و تجربه‌ی اون‌ها رو مثل خاطره‌ی خودت حساب می‌کنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً می‌نویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.

اگه می‌خوای این مسیر رو قدم‌به‌قدم و با تمرین‌های کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.

✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨

جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشته‌های بقیه رو هم بخون.


📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی

یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:

  • 👗 چه لباس‌ها و رنگ‌هایی رو نپوشیدی؟
  • 🏊 چه کارها و تفریح‌هایی رو کنار گذاشتی؟
  • 👨‍👩‍👧 چاقی چه اثری روی رابطه‌ت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
  • 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟

📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن

  • 🤐 بنویس قبلاً چطور درباره‌ی چاقیت حرف می‌زدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه درباره‌ش حرف نزنی.
  • 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
  • ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 💬

در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) می‌بینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر می‌ذاره و چطور می‌شه عوضش کرد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن

خانم مریم از تهران

خانم مژگان از تهران

۱. فرمول‌های چاقی یعنی چی؟

یعنی برنامه‌هایی که سال‌ها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اون‌ها فرمان خوردن و رفتارهای چاق‌کننده رو صادر می‌کنه. یکی از مهم‌ترین‌هاش، توجه دائمی به خود چاقیه.

۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاق‌تر می‌کنه؟

وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم می‌کنی و خودت رو سرزنش می‌کنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا می‌کنی و تصویر چاق‌تری از خودت در ذهنت می‌سازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر می‌بره.

۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟

چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.

۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟

سه قدم: درباره‌ی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و درباره‌ی مزیت‌های لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 248 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11459
282 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نیلوفر
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۶ ۱۲:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      + به چه صورت عادت به صحبت کردن درباره چاق داشته اید؟

      هرکی میگفت حامله نیستی؟میگفتم نه بابا چاق شدم

      یا مثلا ب بقیه میگفتم چاق شدی؟خوشگلتر شدی

      یا هرکی میگفت تپل شدی؟میگفتم وای عارههه🤦🏻‍♀️

      +متن تعهد خود را بنویسید که از این لحظه به بعد به هیچ وجه درباره چاقی صحبت نکنید.

      من نیلوفر از این لحظه ب بعد به هیچ وجه درباره چاقی حرف نمیزنم و فکر نمیکنم

      +درباره احساس نفرت از شرایط فعلی خود بنویسید.

      از دیدن عکس خودم کنار بقیه حالم بد میشد

      از اینکه حس میکردم تو لباس خفت افتادم از خودم بدم میومد

      از دیدن تنگ شدن انگشترم ب دستم ناراحت میشدم

      از اینکه اطرافیان بهم پیشنهاد رژیم های مختلف میدن اعصابم خورد میشه

      از دیدن لاغری دوستان و آشنایان عصبی میشم

      +جهت برقراری رابطه دوستانه با خود و پذیرش وضعیت فعلی تان متن تعهدنامه بنویسید.

      من تعهد میدم ک شرایط جسممو کامل بپذیرم و خودمو مسئول اصلاحش بدونم و در هرلحظه خودمو دوست داشته باشم

      +لیستی از اقداماتی که نشان از برقراری رابطه دوستانه و صلح آمیز با خودتان است بنویسید.

      رسیدن ب موهام

      گرفتن ویدئو از خودم و ب اشتراک گذاشتنش

      خریدن و پوشیدن لباس های کوتاهتر

      کاشت مژه

      +لاغر شدن بر سلامتی روحی و جسمی شما چه تاثیری دارد.

      خیلی شاداب ترم و تر و فرز تر میشم و با روحیه بیشتری ب بقیه فعالیت هام و شغلم میپردازم

      با اعتماد ب نفس تر میشم

      حالم بهتره و با بقیه بیشتر در صلحم

      با شور و شوق بیشتری سراغ بقیه هدفام میرم

      و خودمو فرد موفقتر و زیباتری میدونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها یاری
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۴ ۲۳:۰۶
      مدت عضویت: 890 روز
      امتیاز کاربر: 11202 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      سلام  

      هر چقدر توجه به چاقی و  احساس ضعف و ناتوانی به حضور چاقی بکنم و احساس بد و منزوی شدن باعث بیشتر شدن اضافه وزن می شود  

      و تاثیر چاقی در زندگیمون و احساس بدمون و آسیب و لطمه در اثر اضافه وزن و چقدر توجه کردیم لیست تهیه کرده تا رفعش کنیم

      و ترس از چاقی باعث تصویر چاقتر از چاقی در ذهنمان ایجاد می کنیم 

      و خیلی اهمیت داره و در مسیر چاقی هدایت می شویم 

      چطور به لاغری توجه بکنیم؟

      و یادبگیریم چطور به لاغری توجه بکنیم

      می خواهیم تصمیم بگیریم به چیزی توجه کنیم که در وجود ما نیست 

      کار به این سادگی نیست

      و ایجاد فرمول برای رسیدن به لاغری 

      یواش یواش تغییر صورت میگیرد 

      زمان را برای لاغر شدن بزارید کنار چون باعث شکست می شود 

      من میخوام یک روشی انتتاب بکنم و همیشه ادامه بزنم بدون تعیین زمان

      لاعر شدن یه پروسه ی زمانبره

      و باید لاغری رو زندگی کنیم

      و تمرین و استمرار داره

      اولین تصمیم برای لاغری اینه که نباید در مورد چاقی حرف بزنیم و توجهمون را از چاقی برداریم

      و نادرستها را انجام ندهیم خود به خود  درستها انجام میشه

      نیاز نیست کار اصافه ای کرد 

      مثلا کمر بند لاغری و کرم لاغری و ….

      دومین تصمیم سرزنش کردن ممنوعه

      و در آینه خودت را دیدی از خودت فرار نکنی و خودت را بپذیری 

      و مسعولیت جسم خودت را برعهده بگیر و با عشق بپذیر و در آغوش بگیر 

      و به خودت انگیزه بده که درستش می کنی و بین خودت و جسمت فاصله ننداز

      سومین تصمیم بنویس که لاغر شدن چه کمکی بهت می کنه و چه مزیتی براتون به ارمغان میاره

      و دست به قلم شدن تاثیرگذاره در شرایط جسمی 

      احساست را خوب کن

      هر جا مقاومت ذهن نمیزاره بدون که این نوشتنه خیلی مهمه و کمک می کنه

      متناسب شدن باعث میشه احساس سبکی و حال خوب داشته باشم راحت لباس بخرم و نگران چاق نشون دادنم نباشم

      راحت حرکت می کنم و حرکت برام سخت نمیشه

      و خودم سرزنش نمی کنم و با عشق خودمو می پذیرم و با تمرین و تکرار درست می کنم

      و از دیدن خودم در آینه و عکس گرفتن فرار نمی کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۶ ۱۶:۲۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 540 کلمه

      باسلام

      • به چه صورت عادت به صحبت کردن درباره چاقی داشته اید؟من فرزندی دارم که اضافه وزن دارد متاسفانه روزی چند بار بهشمیگم کمتر بخور یا نخور چیز شیرین نخور و دائم ناراحت میشم وقتی میبینمش

      یا خودم و تو آینه میبینم میگم اوه دارم هر روز چاق تر میشم بعد به بقیه میگم

      یا کسی رو میبینم هیکل شو نگاه میکنم اگه چاق باشه تو دلم میگم چه بده هیکلش

      یا لباسای رنگی کوتاه و میپوشم نگاه میکنم ببینم اگه چاق نشونم بده درشون میارم

      یا موقع خوردن غذا همش میگم باز چاق میشم

      یا مثلا فک میکنم این غذا چاق کنندس یا نه

      یا همش دست به شکمم میزنم میگم گنده شده

      یا موقع عکس گرفتن حواسم هست چاق نیفتم

      متن تعهد من :از این لحظه که ساعت ۱۶ عصر چهارشنبه اردیبهش ماه ۱۴۰۳ میباشد تعهد میدم هرگز درمورد چاقی چه خود چه دیگراننظر ندهم و صحبت نکنم .

      اکنون خودمو میپذریم با همین هیکل الانم چون این خودم بودم که باعثش شدم و به بدنم احترام میزارم و دوستش دارم و خواهم داشت هرطوری که باشه افزایش وزن ام بهر حال مسیری از زندگیست و بایدطی بشه تا حل بشه

      احساس نفرت از شرایط فعلی ام ؟من گاهی ناراحت اینم که چرا دیگران هرچی میخورن چاق نمیشن

      یا ناراحتم که چرا هیکل خوبم و با دست خودم خراب کردم

      گاهی میگم چه بد نمیتونم هر لباسی بپوشم

      ناراحتم که تو عکسی چاق بیفتم

      یا ناراحتم اگه به نظر کسی چاق باشم

      یا مثلا بگن چه بد اندامه

      در حال حاظر نسبت به گذشته بشدت احساس بدم به چاقی کاهش پیدا کرده، وفکر میکنم من با همین شرایط دوست داشتنی و زیبا وخاص و جذابم اصلا باشم یا نباشم بنظر خودم که هستم

      اکنون بیشتر خودم و دوست دارم خوشحال ترم

      و‌کمتر نظر دیگران برام اهمیت داره

      اکنون تعهد میدم که خودم و میپذیرم با شرایط فعلی و البته عاشق خودم هستم و خواهم بود

      از این به بعد دیگه خودمو ملامت نمیکنم به بدنم عشق میدم به بدنم ارامش میدم به بدنم خوراک سالم میدم ،جسم من هدیه ی پروردگارمپس هرطوری که باشه عاشقشم و بهش احترام میزارم و از این به بعد بیشتر مراقبشم و کمتر قایمش میکنم سعی میکنم زیبایی هایهیکلم و ببینم از زیبایی هام با خودم صحبت کنم نگاشون کنم و به خودم بگم با همین حالت زیبایی و مهم این که تو هدیه ی خداییاشرف مخلوقاتی پس با ارزشی هر طور که باشی ،لباس های دلخواهم و میپوشم عکس میگیریم اصلا بفکر چاق و گنده افتادن نخواهمبود

      به خودم به اندامم لبخند میزنم با عشق

      مرحله سوم

      مزایای لاغری : خب لاغری به من اعتماد بنفس میده که میتونم تو هر زمینه ای موفق بشم میتونم هر طور بخوام بپوشم میتونم خوشاستایل تر باشم میتونم از لحاظ جسمانی پر انرژی و سر حال تر باشم میتونم با اعتماد بنفس بیشتری عکس بگیرم حتی با لاغری جوانتر و کم سن تر دیده میشم هر لباسی بهم میاد و صورتمم جمع و جور تر میشه جوان تر میشه ،شاداب تر میشم

      با اطرافیانم با اعتماد بنفس بهترو بیشتری صحبت میکنم نگران این که نکنه چاق بنظر بیام نیستم دیگه

      از نظر شغلی به این اعتماد به نفس میرسم که من میتونم از پس هر کاری بر بیام

      خیلی خیلی خوشحال تر و شاداب تر و سلامت تر و پر انرژی تر خواهم شد و راحت هر مانتویی یا لباسی رو با هر رنگی با هر طرحی کهبپسندم میخرم و میپوشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۰ ۱۷:۴۰
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      موضوع بسیار مهم امروز که در چاق تر شدن چاق ها ، و لاغر ماندن لاغر ها موثر است توجه کردن است.

      وقتی نظر اطرافیان و دیگران درباره ی ما و برای ما مهم می شود ما خیلی به چاقی و به شکل مضر که باعث چاق تر شدن می شود به آن توجه می‌کنیم و تلاش های فیزیکی برای متناسب شدن باعث ملموس تر شدن چاقی در ذهن می شود.نه اینکه توجه به لاغری باشد.

      مثال هایی از توجه به چاقی 

      جایی میرفتم که مقبول تر باشم و با کسانی دوست باشم که من از آنها متناسب تر باشم.

      از حضور در جمع ها اجتناب می کردم مثلا استخر نمی رفتم با دوستام یا اگر می رفتم توجهم به این بود که همه دارن فکر می‌کنند که من چه قدر چاق هستم. و خودم را لایق هیچ چیز خوبی در جهان نمی دانستم فقط به این دلیل که چاق بودم.

      من از امروز تعهد می دهم که دیگر درباره ی چاقی خودم و موضوعات مربوط به آن فکر نکرده و صحبت نکنم.

      از شرایط الانم خوشم نمیاد اما از خودم نفرت ندارم بلکه میدونم نتیجه ی یک سری تصمیمات و انتخاب های خودم منجر به این وضعیت جسمی شده. 

      پذیرش وضعیت فعلی خیلی من رو به دوست داشتن خودم نزدیک میکنه . اینکه همین که هستم رو دوست داشته باشم با خودم مهربان و در صلح باشم.. مثل اینکه من هرروز به یک فردی بگم تو زشتی ، تو چاقی تو نمیتونی تو عرضه نداری بعد انتظار داشته باشم علاوه بر اینکه عاشق من میشه تازه به حرف و خواسته های من هم احترام بذاره و حتما انجام بده. خوب این غیر ممکنه پس چطور انتظار داشته باشم جسمی رو که خیلی تحقیرش کردم ، طبق نظر من تغییر کنه؟!

      من از امروز قول میدم که هر چیزی که هستم رو قبول کنم .. من می پذیرم که الان در ورن ۹۰ کیلو هستم هر چه قدرش که اضافه هست هم می پذیرم چون فعلا همراه منه و از نگاه کردن در آینه به تمام خودم هیچ شرم، خجالت، احساس گناه و کوچکی نخواهم داشت. همینی که هستم خیلی هم خوبه، دوستش دارم ، جسم منه، همیشه همراه منه و در سختی ها و آسانی ها کنار من..

      من هم تعهد میدم که دیگه اذیتش نکنم و اجازه بدم خودش ترمیم رو انجام بده.

      راهکارهای من برای آشتی با جسم:

      ۱.هر وقت جلو آینه ایستادم  و یا میرقصم به اینکه کاش الان لاغر بودم فکر نکنم ، به سلامتی همان لحظه توجه کنم .. و فکرم را درگیر آینده و گذشته نکنم.

      ۲.از این لحظه به بعد درباره ی چاقی خودم با هیچ کسی صحبت نکنم ، درباره ی تلاش هایی که کردم، حتی در توجیه اینکه چرا تا الان لاغر نشدم پای ارث و ژنتیک را وسط نکشم.

      ۳.نسبت به خودم حس خوبی داشته باشم و به نگاه،فکر، حرف و توصیه های دیگران نسبت به تغییر جسمی هیچ اهميتی ندهم.

      ۴.هرجا دعوت شدم بروم و از روبه رو شدن با انسان ها هیچ ترسی نداشته باشم.برای مثال دوشنبه میخواهم به کنسرت بروم چون این ترس را داشتم که من هم چاق هستم هم اینکه چادری ام و از نگاه دیگران به خودم وحشت داشتم ولی میخواهم با این ترس رو به رو شوم و حتما به کنسرت بروم.

      مرحله ی سوم ؛ شرح مزایای لاغری

      احتمالا فردی که لاغر هست و از ابتدا اینگونه بوده تصوری از لذتی که فردی چاق که لاغر شده ندارد.

      من اگر لاغر شوم انسان شاد تری خواهم بود.به چند دلیل: 

      ۱.من وقتی لاغر شوم مشکلی که برای عمل چشم با آن مواجه هستم برطرف می شود و می‌توانم بدون عينک به زندگی ادامه بدهم.

      ۲.من وقتی لاغر شوم سلامتی من افزایش پیدا می‌کند دیگر با چند قدم به نفس نفس زدن نمی افتم و حتی فشاری که روی زانوهای من می آید دیگر باعث اذیت شدن پاهایم نمی شود.

      ۳.من وقتی لاغر شوم میتوانم هرروز ورزش کنم و پياده روی رفته و لذت ببرم.

      ۴.من وقتی لاغر شوم اعتماد به نفس من برای ارتباط با دیگر انسان ها بالاتر می رود و می‌توانم دوستان خوبی برای خودم پیدا کنم و رابطه ی عاطفی موفق تری تجربه کنم.

      ۵.من وقتی لاغر شوم از اینکه حرف بزنم احساس ترس نمی کنم .

      ۶.من وقتی لاغر شوم قدرت ایجاد یک کسب و کار جدید برای خودم را خواهم داشت چون کاری که فکر میکردم هیچ وقت نمی تونم را انجام دادم که همان لاغری است و دیگر انجام هرکاری برای من آسان و لذت بخش می شود.

      ۷.من وقتی لاغر شوم ارتباط عمیق تر و بهتری با خداوند خواهم داشت.

      ۸.من وقتی لاغر شوم دیگر در مراسم ها گن نمی پوشم ، لباسی که دوست دارم ، رنگی که دوست دارم به تن می‌کنم و از این به بعد فقط از جشن ها لدت میبرم بدون اینکه سرم پر از افکار منفی و غمگين کننده باشد.

      ۹.من وقتی لاغر باشم از هرکاری لذت میبرم چون آن را با جسمی که خودم ساخته ام و دوستش دارم انجام می‌دهم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      ۱۴۰۳/۰۱/۰۷ ۱۵:۴۱
      مدت عضویت: 1334 روز
      امتیاز کاربر: 26236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,019 کلمه

      زمانی که به چاقی خود توجه می کنیم در واقع داریم صحیح بودن فرمول های چاقی ذهن خود را تایید می کنیم.

      در زمان چاقی دیگه مهم نبود چه رفتاری انجام میشه چقدر خورده میشه فرمول ثبت بود تایید از همه جا بود 

      همه توجه روی چاقی بود با استفاده از عوامل چاقی هر کجا هم حرف از لاغری بود باز توجه به چاقی بوده 

      همه چیز ربط پیدا میکنه به چاقی در هر مکان و زمانی باشیم 

       چرا در زمان لاغری سست هستیم

       چون به هر طرف نگاه میکنیم چاقی ما را احاطه کرده 

      بخاطر اینکه هنوز توجه ما به چاقی هست 

      حالا در مسیر لاغری هستیم حتی الان که خودم با لاغری همنشین شدم ولی بعضی از رفتارهام همسو با چاقی هست 

      بخاطر ترسِ از دست دادن داشته هست 

      بخاطر رنجی که از روشهای اشتباه متحمل شدیم برای من اینطور بوده که در زمانهایی که رژیم و ورزش بودم هدف نهایی فقط بدست اوردن اون تناسبی بوده که میخواستم و اونقدر اون سختی رسیدن به خواسته ام از روشهای اشتباه زیاد بوده که زمانی که به خواسته ام میرسیدم که ادامه دادنی نبود و فقط میخواستم رها بشم و روز از نو و روزی از نو 

      باز هم همون اعمال و رفتارها و فقط با این جمله خودم را گول میزدم و برام همراه بود حواسم هست رعایت میکنم

       ولی اینقدر خودم را محدود کرده بودم که فقط میخواستم اشباع بشم از همه اون نخوردن ها و روزهایی که حسرت کشیده بودم 

      و هیچ وقت به دنبال ادامه دادن و بعد داستان نبودیم 

      مثل تموم داستان های عشاق که تا لحظه رسیدن فیلم شده کتاب شده و شعرها گفته شده ولی بعد لحظه رسیدن هیچ وقت چیزی در دسترس نیست و یا کلا نرسیدن بوده 

      خوب تموم این ورودیها نشون میده هر چی میخواهی و بدنبالش هستی نرسیدن و سختی هست 

      فرمول ثبت میشه دیگه فرقی براش نمیکنه چی هست و در چه موردی هست 

       الان از راه درست اصولی و صحیح داریم حرکت میکنیم 

      حالا در روش ذهنی بهمون گفته شده که لاغری را داریم از آن ماست فقط کافیست توجه مان را بذاریم روی لاغری ولی چیزی را که فکر میکنیم امکان نداره و نمیشه و هزاران دلیل برای نشدنش هست یکم سخته 

      من الان لاغری را دارم دارمش و یه جایی در گوشه ذهنم تلاش برای داشتنش و حفظ اون هست چون ثبت شده حواست باشه از دستش ندی و فکر میکنه با یه چیزی خارج از خودم کسبش کردم یه روز آموزش هام‌ را انجام ندم فکر میکنم چاق میشم برای اینکه اون اعماق یکم ربطش داده به فایلها به یک چیز خارجی 

      بخاطر اینکه همیشه با انجام یک کاری و انجامش لاغری به دست آورده میشه

       الان هم دارم یک کاری انجام میدهم و اون توجه به لاغری و ایجاد فرمول های لاغری و تناسب هست ولی این تفکیک افکار را باید در ذهنم منطقی کنم 

      مانند کسب پول و ثروت من دارم یاد میگیرم که توی خونه باشم و کسب درامد کنم دارم یاد میگیرم از زندگیم لذت ببرم و پول بسازم دارم یاد میگیرم با افکارم پول بسازم 

      ولی همه جا این روتین هست که کار کردن مساویست با زور زدن تلاش فیزیکی بیرون خونه بودن سختی کشیدن و هر جا هم بگی به قول شما استاد با آموزش و سایت کسب درامد دارید کسی باور نمیکنه و بخواهی هر جور اثبات کنی بیشتر به خودت آسیب میزنی مثال لاغری که به هر کی بگی دارم از طریق ذهن لاغر میشم آخرش بر میگرده به این موضوع که حواست باشه ما برای خودت میگیم و یا اینکه مگه میشه خودت را مسخره کن 

      باید بذاری هر کی در مسیر هست خودش به سمتمون میاد اونوقت قوی تر میشیم رهاتر عمل میکنیم به دنبال اثبات کردن نیستیم بلکه گسترش میدیم 

      درسته محیط ما و اطرافمون پر شده از باورهای متضادی که مورد تایید هست ولی مهم اینه که ما هر روز قوی تر میشم و میتونیم با استفاده از همین باورهای متضاد خودمون را قوی و قوی تر کنیم 

      مثالی که من برای خودم میزنم موقعی که حرفی نصیحتی و روش و الگویی از طرفی به من پیشنهاد میشه با خود اون شخص مقایسه میکنم چه نتیجه ای گرفته از اون پیشنهادش چه تاثیری داشته و خیلی راحت به اونچه که باید باشه هدایت میشم و هر لحظه توجه ام به خواسته ام معطوف میشه

      در زندگی این را یاد گرفته بودیم فقط به دست بیاریم از چه طریقی دیگه مهم نبود ولی هزار تا ترس و نگرانی بعدش بود چون درست نبود 

      حدود چند روز پیش با همسرم رفتیم خرید از این فروشگاه های زنجیره ای خرید زیادی نبود حدود ۱۵ قلم جنس شد موقع حساب کردن باجه ای بود که خلوت تر بود و برای کسانی بود که زیر ۱۰ قلم خرید دارند که در صف باجه های اقلام زیاد معطل نشوند 

      حواسم نبود و در اون باجه ایستادم و نوبتم که شد بهم گفت باید در باجه دیگه حساب کنم چون بالای ۱۰ قلم بود خوب پذیرفتم و در باجه دیگه ای ایستادم همسرم گفت خوب نصف نصف با هم جداگونه تقسیم میکردیم ولی من قبول نکردم و در باجه بغل ایستادم و در ذهنم به خودم گفتم حالا این کار را انجام دادم چی را به کی میخوام ثابت کنم

       چرا میخوام سر خودم را کلاه بزارم

       اگه کسی دیگه این کار را میکرد ناراحت نمیشدی

       و خیلی راحت با آسودگی ادامه دادم 

      تعریفم از این داستان بخاطر این بود که وقتی در مسیر باشی بر تموم زندگیت تاثیر میزاره وقتی در رژیم و ورزش بودیم داشتیم تقلا میکردیم و درگیری فکری ایجاد میکردیم ولی الان در مسیر تناسب فکری و اندام خیلی چیزها در زندگیمون درست شده که خودمون هم متوجه نمیشیم ولی شاهکار کردیم و دیدن اینها و توجه بهشون یعنی من در مسیرم خوشحالم بابت تصمیمی که گرفتم‌ که خودم را متعهد کردم هر روز توجه کنم به خواسته ام بیام و اینجا در این مکان زیبا بنویسم این کار یعنی توجه

       توجه به اونچه که میخواهم و تحسین خودم توجه به کارهایی که چه تغییراتی در من ایجاد شده و من چقدر بزرگتر شده ام 

      با وقت گذاشتن و انجام تمرینات خودمون را میشناسیم و دستاوردهایی کسب میکنیم که خیلی ها سالهاست به دنبال ان هستند 

      نوشتن معجزه میکنه بنویس تا اتفاق بیافتد 

      هر روز یک قدم برمیدارم 

      ذهنم بهم میگه این که خوب نیست 

      چند بار دیگه گوش بده و یا بزار تا بهتر بشه ولی به خودم میگم همین یک قدم یعنی پیشرفت و نتایجش را با همین قدم ها دارم‌ میبینم 

      خداوندا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۹ ۲۲:۱۳
      مدت عضویت: 986 روز
      امتیاز کاربر: 410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 739 کلمه

      من به دلیل درونگرا بودنم زیاد با کسی درباره چاقیم صحبت نمیکردم اما وقتی با افراد نزدیکم صحبت میکردم راجب چاقیم بسیار شکایت میکردم و در آخر گریه میکردم و ناامید از همه جا میشدم ، اما این عادت که چاقی خودم مسخره میکردم داشتم و هروقت صحبت از تناسب اندام میشد ذهنم ناخودآگاه میگفت تو که چاقی و ناامید میشدم. وقتی دفترچه خاطرات سال های قبلم را نگاه میکنم هروز بدون استثنا مهم نیست چه اتفاقی ان روز افتاده بود آرزوی من لاغری بود که پایان هر صفحه نوشته بودم.

      من ، هیچ وقت تاکید میکنم هیچ وقت درباره اضافه وزن و چاقی خودم دیگر صحبت نمیکنم و اگر صحبت کردم یا فکرم درگیر اضافه وزنم شد مجازاتی برای خودم در نظر میگیرم. مجازاتی مثل منع خودم از انجام کار های مورد علاقم بنظرم میتواند تاثیر گذار باشد در این روند.

      پارسال اسفند ماه در بدترین و سریع ترین روند چاقی خودم بودم و تمام احساسات آن سال را به یاد دارم از خودم بسیار متنفر بودم این نفرت تا جایی پیش رفت که فقط فکر خودکشی نبود قصد عملی کردن آن را داشتم ولی آن روز با معجزه خدا به زندگی بازگشتم . شاید از آن روز به بعد زیاد فرصت نکردم دقیق به آن فکر کنم اما آن روز تنها او بود مرا نجات داد و همیشه به خودم قول دادم به بهترین شکل زندگی کنم ، آن احساس کدری هیچ وقت از بین نرفته هنوزم احساسش میکنم اما در آن هنگام یادم می اید سخت تر از این هم گذشت و فقط فکر منه و مهم نیست و میتونم راحت از کنارش بگذرم . آن روز یاد گرفتم خودم را بپذیرم هرطور شد خود را دوست داشته باشم . 

      من میتونم از احساس نفرت و ترس نسبت به خودم گذر کنم و همان طور که هستم خودم را بپذیرم و عاشق خودم باشم.

      با خانواده و دوستانم خیلی راحت عکس میگیرم و حین عکس گرفتن به بدنم فکر نمیکنم ، گاهی که فرصت کنم رو به روی آینه می ایستم و از خودم عکس میگیرم و به خودم میگم چقدر خوشتیپ افتادم ، با لبخند خودمو توی آینه میبینم ، در خرید لباس دقت میکنم و به خودم نمیگم هر چی شد فقط اندازم باشه .

      باعث افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس ، سرزندگی و نشاط ، کمتر راجب مسائل بی ارزش ناراحت میشی ، بدون نفس نفس زدن مسافتی را طی میکنم و پله هارا بدون سرخ شدن صورت طی میکنم ، احساس کسالت و کرختی و سستی ندارم و سریع کار ها را انجام میدم ، هر ورزشی را بخواهم انجام میدم ، بدون دردسر مهارت های جدید یاد میگیرم ، متناسب شدنم را یکی از هدف هایی میدانم که به آن رسیدم .

      به این موضوع فکر نمیکنم که بابت چاقیم مسخره ام میکنن یا بخاطر ظاهرم منو نادیده نمی گیرند ، دوستان جدید پیدا میکنم بدون اینکه بدنم مانع شود . 

      لباس های متنوع با تنوع رنگی میخرم و میپوشم دیگه لازم نیست بگم این اندازم نمیشه نمیتونم بخرمش ، باهیکلی متناسب با غرور وارد مجالس مهمانی میشوم ، لازم نیست بخاطر هیکلم خودمو از دیگر حقیر و کمتر ببینم ، میتونم با خیال راحت وارد اجتماع بشم .

      وقتی برای مصاحبه کاری برم لازم نیست خودم را دست کم بگیرم و به خودم یادآوری میکنم من توانستم این راه پر از مانع و سختی را طی کنم پس قبولی هم سخت نیست .

      دیگه لازم نیست به خودم بگم با اون آدم صحبت نکن چون اون خیلی متناسبه و تو خیلی چاقی ،دیگه لازم نیست توی هر برگه دفترخاطرات بنویسم “ خدایا چرا منو لاغر خلق نکردی” یا چرا لاغر نمیشم یا چرا من باید چاق باشم ، وقتی تنها باشم به این فکر نمیکنم چقدر از خودم متنفرم و کاش می مردم ، با لذت ورزش میکنم ، با خیال راحت وراد اجتماع میشم ، بهتر با بقیه ارتباط میگیرم ، با خیال راحت به خودم توی آینه نگاه میکنم ، بدون احساس ناراحتی تمامی لباس های دلخواه خودم را میپوشم ، حسرتی از بدن خودم ندارم ، دغدغه ندارم که چرا چاقم ، بدون نفس تنگی میدوم ، اگر سلبریتی ها را در فیلم و سریال دیدم به خودم بگم تو نمیتونی هیچ وقت اون شکلی نمیشی با خیال راحت به خودم بگم من از اونا بهتر هم هستم.

      مهم تر از همه این ها من نیاز به آرامش روانی دارم بدون دغدغه و زخم روانی راجب بدنم ، یک پناهگاه در ذهنم برای بدنم نیازمندم. من امید دارم که میتونم به اون نقطه برسم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        طریقه انجام تمرینات شما عالی است و دقیقا در مسیر شگفتی ساز شدن حرکت می کنید.
        به شما تبریک میگم و منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار yas
          ۱۴۰۲/۱۲/۲۰ ۱۶:۲۸
          مدت عضویت: 986 روز
          امتیاز کاربر: 410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 16 کلمه

          سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز 

          شما لطف دارید. از تمام زحماتی که کشیدید سپاسگزارم. 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۴ ۱۷:۰۹
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 895 کلمه

      سلام برخدایی مهربان وباور همه انسانها  

      سلام بر استاد و هم‌ مسیران 

      چون که  چاقی من از زمان‌ کودکی من  اتفاق  افتاد من کلی توجه به  چاقی رو بیشتر  است  من‌کلی تو جه به  چاقی داشتم‌ هیچ توجه‌ ای به لاغر شدن نداشتم  فقط دوست داشتم از اون وضعیت نجات پیدا کنم  وتمرکز رو گذاشته بودم برای رهایی از چاقی بود  من  تو همین شرایط  شما فقرارداشتم کلاس اول راهنمایی که به فضایی بزکتری وادر شدم‌ تازه مشکل خودش داشت نشون میدا تو دو ران ابتدایی جون همه بچه کم‌سن بود خیلی اون زمان برای من مشکلی ایجاد نمی کرد بجه اون زمان کمتر با این شیطانتهای حالا بود ن کمتربه من‌ گفته میشه که مشکل دارم‌ ولی توراهنمایی چون سطح سن بالانردرفنه بودم تعداد معلم زیادشده بود واین تعداد افکار هم زیاد شد درنتیجه همین برخورد هم با من شد حتی به یاد دارم‌ من‌بازی زو  رو با بجه انجام‌،میدادم من دوست داشتم کسی باشم که دنبالم میکنه ولی معلم‌ ورزش  به اجباربه من‌گفت توباید به حالت یی پاد پرش کنی وبقیه  روبگیری خوب با وزن سنگین این کاره برای من‌رنشدنی بود خیلی تلاش کردم نشد حتی خسته شدم پام روی زمین گذاشتم اون خانم من مجبورند که دوباره آین کاره درانجام بدم ولی نشد ولی توبخش طناب کشی من هرکجا بودم بیشتر خواهان من بودن چوم چاقی فقط توداون بخش کمک کننده بود ولی تورهیج بازی دیکه اصلا به درد بخور نبود حتی تو،وسطی من اون دویدن وفرار  رونداشتم سریع می سوختم ولی میدیم که بچه های دیکه که لاغر هست زمان خیلی بیشتری اون وسط قراردارند وزمان بیشتری ازبازی کیف میکنم ولی من با یکی یا دومرتبه ازبازی بیرون رفته کناری ایستاده نگاه دیگران که دارن ازبازی لذت می بردن بودم و آه و افسوس می خوردم‌که جرا نمتوانم  مثل اون افراد زمان بیشتری  توبازی باشم واین توجه وتمرکز به من میدا که من چاق هستم‌ بخاطر وزنم‌  نمی‌توانم  این کاره رو به راحتی دیگران انجام  بدم حتی موقع یا روشی من‌ نفراخر بودم اگه کسب میدا نمی شد برای بازی به اجبار که گروه به هم‌نخوره من برمی‌داشتند نه ازروی دلخواه بودن این برای من ناراحت کننده بود مگه من‌ با بیقه چه فرقی داشتم اون زمان درد داشت که خودم با دیگران هم شکل نمیدیدم به جای اون سعی میگردم با خنده آوردن بچه ها وگفتم حرف خنده دار توجه بچه  روبه خودم‌ جلب کنم که دوستانم از دست ندم 

      وفتی که سنم بالا رفت این  توجه هی  بیشتر  شد وشد چاقی  زیاد خودم  حالا که به شکر  خداوند  تو  مسیر برکشت هستم‌  مزایای لاغری رو  درک‌ کردم‌ که چیزی با ارزش روبه جسم برکشت میدم‌ اول سلامتی من بهتر میشه  بافت های بدنم از چربی تخیلیه  میشه و به سالم و سلامتی بهترمیرسم ازادی  عمل بهتری به جسم میدم تومحیطهای بهتری رفت آمد دارم توشرایط شغلی وکاره درمنزل به شکل بهتری انجام‌ میشه کلی ازمسئولیتی که دراثر چاقی از من‌گرفته شده به من برکشت میکنه  راحتر حرکت خواهم داست و مشکل راه رفتم برطرف  میشه به شکر خدا شفا اول تو بخش لاغری به من میرسه و در مرحله بعدی شفایی سلامتی به من میرسه پس لاغری انقدر مزایا داره که هر چقدر زمان نیاز هست باید وفت زمان گذاشت چون در اثر لاغری اول کلی اعتماد به نفس به من رسیده کلی انکیزیه به زندگیم داده یقین به خدایی خودم‌بیشتر شده 

      اعتماد به  خودم که عمل کردم من ازچاقی خلاص میکنه 

      دست آورده لاغری و مسیرم انقدر زیاد هست که  اگه بخواهم هر کودم رو بنویسم چندین دیدگاه میشه  من با متناسب شدن اول به خودمکثابت میکمم که جه سیستمی توجسم من جانم هست چطور داره کارشو به شکل درست انجام میده چوم این بخش رو من با فبول حرف اطرافیان وباوره درستی آگاهی که دریافت کردم توجه وتمرکاز رو بهش اضافه کردم ذهن اتوماتیک خودن رو به شکل دستی کردم وبا تکار عادت‌های که در ذهنم ایجادگردم وچون ذهن اصل ازبدل تشخیص نمیده ذهنم دریافت که من چاقی رو دوست دارم پس اون برای من همون مشکل بزرگتر کرد وجاقی من تشدید پیدا کرد حالا که تومسر  برکشت هستم کلی مسبر رفته تواند مخالف بایدطی کنم هرکاریوکه من به چاقی سوق داد روراصلا نبایددانجام بدم‌ اول اگاهی درست رورکسب کنم ریاد بگیرم تکرار داشته باشم با تو جه وتمرکز توبخش لاغری الگویی افراد متناسب رو درنظر داشته باشم حرفی در باره چطور چگونه چاق شدن  نزنم طریق لاغرنشدن رو جست جونکنم  راه لاغرشدن دیگه رو دنبال نکنم 

      که چرا لاغرنمیشم راه دیگه رو پی گیری نکنم ودرمسبر باشم ادامه بدم‌ هی تکرارکنم‌ که اموزش تو ذهنم نفوذ و کسترش پیدا کنه در نتیجه طی زمان من لاغرشدم درطی زمان  و لاغرتر میشم‌ من  این‌ مدت روبرای خودم‌ ۳ سال در  نظر گرفتم که به هدفم برسم به شکر خدا یی سالش گذشته به امید خداوند طی دوسال آینده من فردی متناسب بدون  هیج گونه جربی اضافه تو جسم خواهم بود و این و هدیه کاره کرده خودم هست که پاداش استمرار تکرار کردن عجله نکردن رو دریافت خواهم‌ کرد پس به بودن استمرار داشتن تازه دریچه مخفی وجودی من تواین مسیر پیدا میشه وخود  واقعی رو پیدا کرده رشد پیشرفت بهتری به خودم میدم  پس برای مسیرم منککلی دست آورد در نظر دارم  فقط لاغردشدن رو به دست نخواهم آورد بلکه دست اودری بهتربیشتری به کل وحود می بخشم‌ چقدر شیزن وگوار هست که هدایت تومسبری قرار گرفت که این همه دست آورد داده برای خالقم‌دومسیری که به  عطا کرده تشکروسپاس بی کران دارم 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الی
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۰ ۱۵:۴۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      سلام استاد عزیزم

      دیگه صحبت کردن درمورد چاق بودنم با هیچ کس تکرار نمیکنم 

      از،این به بعد میخوام جسممو هم از،خودم بدونم خودم این بلا رو سرت آوردم و بهت قول میدم خودم درست میکنم بهت قول میدم دیگه دوست داشته باشم .

      از این به بعد از،خودم عکس قدی میگیرم دوست دارم جسم من 

      لاغر شدن آرزوی منه دلم میخواد برم فروشگاهی که لباس های روشن بر دارم فروشنده بهم بگه بله این سایزشماست و بتونم بپوشمش و وای لذتشو ببرم 

      لاغر بودنم باعث این میشه راحت بتونم بدون اینکه دستامو بزارم زمین راحت از،زمین پاشم 

      لاغر بودنم باعث میشه دیگه فکر نکنم کسی حواسش به تپل بودنم هستت 

      لاغر بودنم باعث این میشه خجالت نکشم از،این که تو جمع حضور پیدا کنم حرف بزنم نترسم 

      لاغر بودنم حس راحت راه رفتن و دویدن بدون زود خسته شدن 

      لاغر باشم دلم دیگه نمیسوزه به خودم که وای پاهام درد میکنه .

      لاغر باشم راحت طناب میزنمو راحتر انتخاب می‌کنم در مورد فعالیت هام 

      لاغر باشم دیگه به آپارتمانی که اقوام هستن نگران نداشتن اسانسورشون  نیستم 

      لاغر بودنم اعتماد به نفس منو بالا میبره 

      لاغر بودن حق منه 

      لاغر بودن بهم زندگی شادی رو میده پر انرژی بودن رو میده 

      لاغر بودنم کاری میکنهبتونم دیگه از،مسافرت با اقوام نترسم و از،نگاه هاشون خودمو پنهون نکنم 

      امید برای پیروز،در مسیر تناسب فکر و آرامش روح و روان 

      ممنون از استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب سادات علوی
      زینب سادات علوی
      ۱۴۰۲/۱۱/۰۷ ۲۳:۴۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام من با شنیدن ۴ جلسه الان به شدت از اشتهام کم شده ریزه خواری ندارم و مسلط به خودم هستم یکم توضیحش طولانیه ،اول از خدا و بعد از شما تشکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۲/۱۰/۱۷ ۰۵:۴۳
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 50847 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان همراهم

      از خواندن نوشته ها و گوش دادن به این فایل انگیزشی و ارزشمند بسیار لذت بردم. ممنونم استاد گرامی

      لاغر شدن بر سلامتی روحی و جسمی شما چه تاثیری دارد

      لاغر شدن تاثیر زیادی در سلامتی روحی من دارد 

      من به زندگی دیدگاه مثبت و نشاط آور خواهم داشت

      از زنده بودنم و زندگی کردنم لذت فراوان میبرم 

      من به خودم افتخار میکنم که برای سلامتی روحی و جسمی ام ارزش قائل شدم و در راه رسیدن به هدفم که تناسب اندام است از هیچ کوششی دریغ نکردم

      این احساس که دوست داشتن خودم را می‌رساند تاثیر بسزایی در روحم ایجاد می کند

      از لحاظ سلامتی جسم بیماری هایی که الان بخاطر اضافه وزن دارم برطرف می‌شود

      نمی خواهم از آنها نام ببرم چون دچار احساس بد میشوم

      دیگر از پیاده روی در سربالایی دچار نفس تنگی نمی شوم 

      من سوال اگر لاغر شوید را به وقتی لاغر شوید تغییر میدهم چون به نظر من در مسیر لاغری با ذهن اگر وجود ندارد بلکه به نتیجه رسیدن حتمی است

      در مورد روابط با اطرافیان باید بگویم که تغییر قابل ملاحظه ای ایجاد می‌شود دلیلش این است که الان چون از شرایط خودم راضی نیستم و می‌دانم که مسبب آن خودم هستم احساس خوبی نسبت به رفتاری که با خودم داشتم ندارم و این احساس در رفتارم با دیگران نقش بسزایی بازی خواهد کرد اما وقتیکه لاغر شدم چون از خودم راضی هستم و از دیدن خودم لذت میبرم آنوقت با اطرافیان هم برخورد خوبی خواهم داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم