😌 تا حالا شده با انگیزه کفشهات رو بپوشی، هدفونتو بزاری تو گوشت و بری پیادهروی با این فکر که: “اینبار دیگه واقعا میخوام لاغر شم!”؟
خیلی از ما که اضافهوزن داشتیم (یا داریم 😉)، یه زمانی تصمیم گرفتیم با پیادهروی وزن کم کنیم.
اما بعد از یه مدت، با اینکه راه میرفتیم، عرق میریختیم و تلاش میکردیم، ترازو تکون نمیخورد! 😣
درسته که پیادهروی یکی از بهترین پیشنهادهای جهانی برای لاغریه 🚶♀️🌍
اما چرا برای خیلیها جواب نمیده؟
🔑 چون چیزی که بیشتر افراد نمیدونن اینه که لاغر شدن فقط با حرکت دادن بدن اتفاق نمیافته، باید ذهنت رو هم با خودت همراه کنی.
اینجاست که پیاده روی ذهنی برای لاغری وارد اهمیت پیدا می کنه؛
یعنی وقتی قدم میزنی، نه فقط پاها، بلکه فکرت هم باید در مسیر لاغری حرکت کنه 🧠💪
نه با اجبار و فشار، بلکه با آگاهی و حس خوب…
🌿 تأثیر واقعی پیاده روی روی لاغری از زبان کسی که چاق بوده…
همهمون بارها شنیدیم که پیادهروی برای لاغری خیلی خوبه، حتی توی کتابها و توصیههای پزشکی هم دائم تکرار میشه 🚶♂️💡
اما واقعیت اینه که خیلی از همون افرادی که برنامه های رژیمی و روش های لاغری رو مینویسن—مثل پزشکا، متخصصا یا پروفسورا—خودشون هیچوقت اضافهوزن نداشتن و هیچوقت با اضافهوزن نجنگیدن 😅
بذار راحت بگم:
کسی که همیشه متناسب بوده، نمیتونه عمق درد و چالشهای یک فرد چاق رو بفهمه.
برای همینم هست که خیلی از برنامههای رژیمی و نسخههای لاغری شکست میخورن… چون از دل تجربه نمیان!
💡 اما فرق داره وقتی کسی که خودش چاق بوده، راه رفتن رو تجربه کرده، با ذهنش کار کرده و بعدش نتیجه گرفته، بیاد دربارهی پیاده روی ذهنی برای لاغری صحبت کنه.
توی این روش، فقط راه نمیری…
بلکه ذهنت رو هم با قدمهات همراه میکنی، افکارت رو مرتب میکنی، باورهای اشتباه رو جا میذاری پشت سرت و سبکتر قدم برمیداری ✨🧠👣

خاطرات تقویم چاقی من
اون روزایی که اضافهوزن داشتم، هر کسی منو میدید یه توصیه تکراری برام داشت:
«فقط باید پیادهروی کنی! لاغر میشی!» 😅
منم مثل خیلیا باور کرده بودم که کلید لاغری، فقط تو کف خیابوناست!
برای همین بارها تصمیم گرفتم وزنم رو با پیادهروی کم کنم. حتی یه جفت کفش مخصوص پیادهروی خریدم، همونا که اون موقع تو تلویزیون کلی تبلیغشون بود 👟✨
با انگیزه راه میرفتم، قدمهای محکم، عرقریختن، تصور اندام ایدهآل… اما لاغر نشدم 😐
بدتر از اون، خار پاشنه گرفتم!
دکتر رفتم، دارو خوردم، سنگپا کشیدم… ولی هنوز چیزی تو ذهنم درست نشده بود.
من هنوز تو ذهنم یه فرمول قدیمی داشتم:
«هر کی زیاد راه بره، لاغر میشه.»
واسه همین بعد از درمان، دوباره برگشتم سراغ مسیر.
گفتم این بار میدوم که بیشتر بسوزونم!
دوییدن، عرق، نفسنفس… احساس قهرمان بودن داشتم 💪🔥
ولی چی شد؟
بازم لاغر نشدم 😞
فقط این بار با یه یادگاری جدید: کمردردی که چند سال مهمونم شد.
اینجا بود که فهمیدم… اشکال کار از پیادهروی نبود، از ذهنم بود!
من فقط داشتم جسمم رو به حرکت وادار میکردم،
در حالی که ذهنم هنوز درگیر باورهای چاقکننده بود…
💡 چیزی که من کم داشتم، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود!
یعنی نه فقط راه رفتن، بلکه در حین پیادهروی، سبک کردن ذهن، رها کردن باورهای محدودکننده، و همراستا کردن افکار با هدف تناسب.
وقتی با خودم صادق شدم، دیدم تا ذهنم تغییر نکنه، حتی ۱۰ هزار قدم هم برام کاری نمیکنه.
از وقتی تمرینات پیاده روی ذهنی برای لاغری رو شروع کردم، تازه فهمیدم میتونم به جای فشار آوردن به بدن، از درون شروع کنم…
و همینجا بود که مسیر واقعی تغییر من آغاز شد.
حالا هر قدمی که برمیدارم، نه فقط جسمم، بلکه ذهنم هم به سمت آزادی حرکت میکنه 🙌🧠👣
چیزی که کمکم کرد، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود…
و نه یه کفش ورزشی گرانقیمت یا دویدن تا مرز خستگی!

🌿 قدم زدن در مسیر پیاده روی ذهنی برای لاغری
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه کشف مهم برام اتفاق افتاد:
🧠 ذهن خودم، بزرگترین عامل چاقیهام بود!
و چون ریشه چاقی ذهنی بود، هیچ رژیم غذایی، هیچ ورزش سختی، حتی پیادهرویهای طولانی، نتونستن کمکم کنن… چون همشون فقط بدن رو هدف میگرفتن، نه ذهن رو.
تا اینکه یه روز، در میون همین سردرگمیها، یه فکر تازه تو ذهنم جرقه زد:
💡 «اگه ذهن من باعث چاقی شده، پس تنها راه رهایی، تغییر ذهنه… نه فشار به جسم!»
اون روز فهمیدم که پیادهروی معمولی برای لاغری کافی نیست؛ چیزی که من نیاز داشتم، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود.
یعنی نه فقط راه رفتن، بلکه هدایت افکار، تغییر باورها و فاصله گرفتن از الگوهای چاقکنندهای که سالها تو ذهنم ریشه داشتن.
من شروع کردم به ساختن فایلهای مخصوص پیاده روی ذهنی برای لاغری. هدفونهام رو میذاشتم، میرفتم قدم بزنم، اما این بار فقط بدنم حرکت نمیکرد… ذهنم هم همزمان آموزش میدید، فکر میکرد، تصویرسازی میکرد 🎧👣
در چند روز اول فقط از تجربه جدید لذت میبردم.
اما بهمرور متوجه شدم که دارم روی ذهنم تسلط پیدا میکنم. انگار یه فاصله نامرئی اما واقعی بین ذهنم و مغزم ایجاد شده بود…
برای اولین بار حس کردم مغزم داره کار خودش رو میکنه، ولی ذهنم دیگه فرمانهای تکراری چاقکننده رو صادر نمیکنه.
و این دقیقاً همون جایی بود که فهمیدم پیاده روی ذهنی برای لاغری فقط یه تکنیک نیست — یه تحول در شیوه فکر کردنه.
روشی که به ما کمک میکنه از پیادهروی به عنوان یه ابزار قدرتمند ذهنی استفاده کنیم تا از فرمانهای اتوماتیک مغز فاصله بگیریم.
حالا برای من، پیاده روی ذهنی برای لاغری شده یک مسیر دائمی — نه فقط برای رسیدن به تناسب اندام، بلکه برای رسیدن به آرامش، سبکی ذهن و کنترل واقعی روی افکارم 🧘♀️🌈

🧠 تمرینات ذهنی در مسیر پیاده روی ذهنی برای لاغری
وقتی کمکم تو انجام تمرینات ذهنی حین پیادهروی تسلط پیدا کردم، یه شوق عمیق درونم بیدار شد؛
یه حس کنجکاوی که میگفت:
✨ «بیا یه مرحله جلوتر برو… تو میتونی!»
برای همین، وارد مرحله دوم تمرینات ذهنی شدم. فایلهای جدیدی آماده کردم، هدفونها رو گذاشتم و شروع کردم به گوش دادن در حین پیادهروی 🚶♀️🎧
روزهای اول سخت بود… درست مثل بار اول. اما این بار ذهنم آمادهتر بود، مقاومتر بود، و من بهتر از قبل با تمرینات همراه میشدم.
بعد از مدتی که اون سطح رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتم، رفتم سراغ مرحله سوم تمرینات ذهنی؛ یه سطح بالاتر، چالشبرانگیزتر، اما جذابتر 💪🌱
و باز هم قدم زدن، گوش دادن، فکر کردن، مشاهده کردن…
نتیجهاش چی بود؟
من یاد گرفتم در حین انجام یک فعالیت فیزیکی مثل پیادهروی، میتونم تمرکز ذهنی عمیقی داشته باشم.
یعنی مغزم داشت راه رفتن رو کنترل میکرد، اما ذهنم داشت تمرین میکرد، میساخت، میدید، و عوض میشد 🌀
اونجا بود که با همه وجودم فهمیدم چطور میتونم تأثیر ذهن بر مغز رو کمتر کنم.
شاید تو هم تجربه کرده باشی که داری غذا میخوری ولی فکرت جای دیگهست… یا داری تلویزیون میبینی ولی تو ذهنت یه عالمه فکر بیربط در جریانه.
این همون اثر ذهن بر مغزه که معجزه پیاده روی ذهنی برای لاغری رو رقم می زنه.
و خیلی از رفتارهای چاقکننده ما هم دقیقاً از همین اثر میاد: پرخوری بیاختیار، انتخابهای اشتباه، وسوسهها…
💡 اما توی دوره پیادهروی مؤثر یاد میگیری که چطور از همین لحظات ساده مثل قدم زدن، برای بازسازی ذهن استفاده کنی؛
چطور فاصلهای بین ذهن و مغزت ایجاد کنی تا فرمانهای چاقکننده کمتر و کمتر شنیده بشن.
و وقتی این فاصله ایجاد بشه…
✨ اون پرخوریهای واکنشی کم میشن
✨ قدرت انتخابت در غذا خوردن بالا میره
✨ و تو تبدیل میشی به کسی که واقعاً روی ذهن و مغزش تسلط داره نه فقط بدنش 🧘♀️
پیاده روی ذهنی برای لاغری فقط یه راه رفتن ساده نیست…
یه مسیر درونی به سمت کنترل و رهایی از تلههای ذهنیست 💖
👟 پیاده روی ذهنی برای لاغری؛ یک قدم تازه برای تغییر عمیق
اگه تو هم از اون دسته افرادی هستی که بارها با پیادهروی سعی کردی لاغر بشی اما نتیجه نگرفتی، وقتشه یه زاویه جدید رو تجربه کنی:
✨ پیاده روی ذهنی برای لاغری
توی مجموعه فایلهای صوتی پیاده روی ذهنی برای لاغری که مخصوص علاقهمندان به استفاده آگاهانه از پیادهروی طراحی شده، من ترکیبی از تأثیرگذارترین تمرینات ذهنی و تجسمهای عملی رو آماده کردم تا تو فقط راه نری… بلکه درونت رو هم تغییر بدی 🌀👣
بعد از فقط چند روز استفاده از این فایلها، با چشم خودت میبینی که چطور افکارت تغییر میکنن، رفتارت متفاوت میشه، و ذهنی که همیشه مانع لاغر شدنت بود، حالا همراهت میشه.
📌 در فایل آموزشی «پیاده روی ذهنی برای لاغری»، دو موضوع مهم باز میشه:
۱️⃣ پیادهروی سنتی برای لاغری
همون مدلی که ما سالها تو دوران چاقی امتحان کردیم: قدم زدن، عرق ریختن، خستگی… اما بدون نتیجه ماندگار.
۲️⃣ پیاده روی ذهنی برای لاغری
مدلی که در اون یاد میگیری چطور با تمرینات ذهنی، قدمهات رو به ابزاری برای کمرنگ کردن تأثیر ذهن بر مغز تبدیل کنی.
نتیجه؟ کاهش پرخوریهای واکنشی، افزایش تمرکز، و تصمیمگیری آگاهانه درباره غذا 🍽️🧠
این فایلها بهت کمک میکنن که نهتنها بهتر پیادهروی کنی، بلکه با آگاهی، ذهن و مغزت رو مدیریت کنی، تا جسمت هم مسیر تغییر رو بهتر طی کنه 💪🌱
من اطمینان دارم که با گوش دادن و عمل به آگاهیهای این آموزشها، به یکی از بهترین نسخههای خودت تبدیل میشی.
پس هدفونتو بذار، کفشهاتو بپوش و قدم اول رو به سمت آزادی از افکار چاقکننده بردار ✨🎧
✍️ تمرین آموزشی – پیاده روی ذهنی برای لاغری 📖
برای کشف فرمولهای ذهنیات درباره پیاده روی و لاغری، بعد از مطالعه محتوای بالا و تماشای فایل تصویری، به سؤالات زیر با توضیح کامل و به شکل انشایی پاسخ بده.
- 🧠 نگرش فعلیات درباره استفاده از پیادهروی برای لاغر شدن رو توضیح بده.
- 📚 در گذشته چه اطلاعاتی درباره تأثیر پیادهروی برای لاغری شنیدهای؟ خلاصهاش رو بنویس.
- 🚶♀️ تجربههای شخصیات از پیادهروی برای لاغری در گذشته چطور بوده؟ شرح بده.
- 📉 آیا نتیجهای از پیادهرویهای قبلیات برای لاغری گرفتهای؟ چه نتیجهای؟
- 🔁 به نظرت پیادهروی به چه شکلی میتونه فرمولهای چاقی ذهنی رو فعال کنه یا واکنشهایی در ما ایجاد کنه؟ توضیح بده.
- 🎥 برداشتت از محتوای فایل تصویری پیاده روی ذهنی برای لاغری چیه؟ به زبان خودت و کامل بنویس.
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودت یه تمرین بساز و در بخش نظرات سایت بنویس.
📌 یادآوری: تمرینات ذهنی، مثل عضله هستن! هر چی بیشتر تمرین کنی، قدرت ذهنت برای لاغر شدن بیشتر میشه 💪🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
-
پیاده روی موثر (هماهنگی ذهن و جسم)۱,۹۸۰,۰۰۰ تومان -
برنامه ریزی ذهن برای ورزش کردن۸۵۰,۰۰۰ تومان
امتیاز 4.24 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
گام ۱۹ :اصول صحیح پیاده رویی برای لاغری
من هم مثل همه افراد چاق این رو شنیده بودم که برای لاغر شدن باید غذا کم بخوری و پیاده رویی بکنی و هروقت تصمیم به لاغری میگرفتم پیاده رویی رو شروع میکردم یادمه ساعت چهار بعدظهر تابستون به پیاده رویی میرفتم چون شنیده بودم که هرچه بیش تر عرق کنی درنتیجه بیشتر لاغر میشی پس ترجیح میدادم که وقتی برم پیاده رویی که هوا گرم باشه من بتونم عرق کنم که پیاده رویم مؤثر باشه ، درحین پیاده رویی اصلاً حس وحال خوبی نداشتم چون مچ پام بشدت درد میگرفت ولی چون برای خودم تعیین کردم بودم که یک ساعت پیاده رویی تند باید داشته باشم و یا پنج دور باید یه مسیر خاصی رو دور میزدم اصلا به درد پام توجه نمیکردم و به پیاده رویم ادامه میدادم و مدام به ساعت نگا میکردم که کی یا ساعت تموم میشه و یا دورهایی که میزدم کی تموم میشه که من از این درد و عذاب راحت بشم . چه راحت شدنی ؟! تازه وقتی به خونه میرفتم کمر درد و بدن دردم شروع میشد و حالم خیلی بد میشد که چرا من باید چاق باشم و اینقده خودمو غذاب بدم ؟این از روزایی که پیاده رویی میکردم حالا روزایی که پیاده رویی نمیکردم یه جور دیگه عذاب میکشیدم که وای امروز پیاده رویی نکردم دوباره چاق میشم هرچی زحمت کشیدم دوباره از بین میره و هزارتا فکر دیگه که باعث میشد حالم بد بشه ،من چه پیاده رویی میکردم چه پیاده رویی نمیکردم در هر صورت حالم بد بود ، حالا امروز متوجه شدم که پیاده رویی رفتن برای لاغری نه تنها تأثیری نداره بلکه باعث حال خراب من و ناامیدیم میشه پیاده رویی رفتن رو فقط برای فاصله انداختن بین ذهن و مغز باید انجام داد نه به نیت لاغر شدن .
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️
سلام
مسیر لاغری من: گام ۱۹: اصول صحیح پیادهروی برای لاغری
درگذشته به شدت عقیده داشتم که پیاده روی و کم خوری باعث لاغری میشه به همین دلیل با وجود روشهای مختلف بسیار زیاد لاغری اولین و راحترین و ارزانترین روشی که به ذهنم میرسید پیادهروی بود چاقی من بعد از ازدواج شروع شد و با بارداری و زایمان به اوج خود رسید و تقریبا دیگه همه لباسام برام تنگ شدند و چون به شدت از چاقی بدم میومد مدام به دنبال راهی برای خلاصی از اضافه وزنم می گشتم و از طرفی چون تازه زایمان کرده بودم و بچه شیرخواره داشتم به خاطر بچه نمی تونستم که غذا نخورم و اگرم خودم میخواستم که نخورم اطرافیان و مخصوصا همسرم اجازه نمیداد و مدام بهم تاکید می کردند که فعلا تو بچه شیر می دی و باید همه چیز بخوری تا شیر داشته باشی و همچنین نمی تونستم از روشهای دیگه استفاده کنم پس ترجیح میدادم که حالا که اطرافیان روی غذا خوردنم زوم بودند پس پیادهروی مو به صورت اصولی انجام میدادم و چون همسرم متناسب بود منم دوست نداشتم که چاق باشم بنابراین عزم مو جزم کرده بودم یک جفت کتونی هم خریده بودم و روزی یک ساعت بچه مو میزاشتم پیش همسرم و به شکمم نایلون میبستم و میرفتم پیادهروی و چون شنیده بودم که برای لاغر شدن حتما باید ۴۵ دقیقه راه بروی و همچنین راه رفتن به صورت زیگزاگ باعث میشه که سوخت و ساز بدنت بالا بره و بیشتر عرق کنی تا تاثیر بیشتر داشته باشه و زودتر لاغر شوی پس من سعی میکردم که همه این موارد و رعایت کنم تا زودتر لاغر بشم و در حین راه رفتن هم اصلا آب نمیخوردم و بعد از پیاده روی به شدت هم تشنه و هم گرسنه میشدم ولی چون شنیده بودم که تا یک ساعت بعد از پیاده نباید چیزی بخوری چون باعث میشه که زحمتت بی نتیجه و خنثی بشه و زمانی که گرسنه و تشنه و خسته به خونه می رسیدم به زور جلو خودمو میگرفتم که چیزی نخورم و مدام به ساعت نگاه می کردم تا اون یک ساعت تموم بشه و بعدش به سرعت شروع میکردم به خوردن و اصلا سیری و گرسنگی مو نمی فهمیدم و چون بچه شیر میدادم خودمو مجاز میدونستم که هر چه دلم بخواد میتونم بخورم و با خودم میگفتم من کلی راه رفتم خسته شدم تازه زایمان کردم ، بچه شیر میدم باید همه چیز بخورم تا جون داشته باشم که بتونم بچه مو شیر بدم حالا که کلی پیادهروی کردم و کلی عرق ریختم و کالری سوزاندم پس اگه بخورمم چیزی نمیشه و همیشه حتی زمانی که کاری برای لاغر شدنم انجام میدادم ولی امیدی به موفق شدن نداشتم چون باور داشتم که من لاغر بشو نیستم چون به شدت عقیده داشتم که چاقی من ارثیه ولی چون از چاقی متنفر بودم هر بار کاری برای رهایی از اضافه وزنم انجام میدادم و باز اواسط راه خسته میشدم و زمانی که میدیدم نتیجه نگرفتم رها میکردم و این پروسه معیوب همچنان ادامه داشت
و فردا دوباره باز روز از نو روزی از نو
یادمه اون قدر راه میرفتم که شب از درد پا و کمر نمیتونستم بشینم بچه مو شیر بدم و با تحمل همه اون سختیها خبری از لاغری نبود البته شاید مقدار کمی کاهش وزن داشتم ولی در قبال تحمل اون همه رنج و سختی اون نتیجه ای که من انتظار شو داشتم عایدم نمیشد و من همیشه غمگین و افسرده بودم
پیاده روی میرفتم ولی انگار اصلا گل و گیاهان و درختان موجود در مسیرمو نمی دیدم و هچ لذتی نمی بردم فقط میخواستم سریع اون ۴۵ دقیقه تموم بشه که کاری برای لاغر شدنم انجام داده باشم ، موقع غذا خوردن حرص و ولع زیادی نسبت به مواد غذایی داشتم ، خداوند رو مقصر چاقی و داشتن اضافه وزنم میدونستم ، شبها موقع خواب از شدت درد پا و کمر و سوزش جای بخیه سزارینم آرام و قرار نداشتم و از شدت درد و خستگی دیگه رمق نداشتم بتونم بچه مو بغل کنم و شیر بدم نیم های شب که همه خواب بودن یواشکی گریه میکردم از خودم بدم می یومد بجای اینکه از نعمت بچه دار شدن و مادر شدنم خوشحال باشم غمگین و افسرده بودم و چاقی دورم حصار کشیده بود و نمیزاشت که از زندگیم لذت ببرم
اگه اون زمان نگرشم این بود که پیاده روی آدمو لاغر میکنه الان میگم اگه فقط به نیت لاغر شدن بخوای پیادهروی کنی اصلا لاغر که نمیشی هیچ فقط خسته و دچار پا درد و کمر درد میشی و چون این کار و از روی اجبار انجام میدی هیچ لذتی نمیبری و به هزار بهانه رها میکنی
من خودم اون زمان که پیاده روی می کردم روزهای اول با ذوق و شوق انجام میدادم بعد از چند روز دوباره رها میکردم باز دوباره ماه بعد شروع میکردم یه چند وقت مرتب انجام میدادم باز رها میکردم من میگم اگه پیادهروی تأثیری واسه لاغری داشته باشه باید پس منو هم لاغر میکرد من که حتی در اون شرایط با وجود بچه نوزاد با اینکه جای بخیههام موقع راه رفتن به شدت میسوخت ولی باز مسیرهای طولانی رو راه میرفتم حتی موقع راه رفتن اگه تشنه بودم آبم نمیخوردم چرا لاغر نمیشدم ؟
آدم های چاق زیادی و میشناسم که سالهاست دارند مرتب هر روز پیادهروی میکنند ولی اصلا تکون نخوردند و لاغر نشدن .
ولی خودم از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم بارها پیش امده که با دخترم به نیت خرید رفتیم بیرون و ساعتها راه رفتیم پاساژ گردی کردیم و اصلا نه گرسنه و نه تشنه مون شده و زمای که به خونه رسیدیم به ساعت که نگاه کردیم متوجه شدیم که زمان زیادی بیرون بودیم و اگه بعضی از روزها که بیرون بودیم مثلا بستنی چیزی هوس کردیم و خوردیم زمانیکه به خونه بر گشتیم دیگه میل نداشتیم و حتی شام هم نخوردیم .
اون زمان اگه پیادهروی میکردم از روی رنج و اجبار بود و سر همون تایمی که بود راه میرفتم ولی الان نه اصلا نیتم پیاده روی نیست نیتم مثلاً خرید یا بردن بچه ها به پارک یا هر چیز که باشه کلی هم با اشتیاق آماده میشم ، در طول مسیر خیلی لذت میبرم اگه خودم یا بچه هام چیزی هوس کردیم میخریم و میخوریم که البته واسه خودم خیلی کم پیش میاد که بخوام چیزی بخورم ولی اگه میل داشته باشم با خیال راحت و بدون نگرانی از چاق شدن میخرم و با لذت میخورم( در صورتیکه قبلاً حتی جرات نداشتم آب بخورم) و از راه رفتن و دیدن اشخاص مختلف ، گلها و درختان ، فروشگاه ها ، ماشینها ، حیوانات … در مسیر لذت میبرم و خدا رو بخاطر وجود نعمتها و گسترش جهان و زنده بودن و نعمت سلامتی خودم و خانواده ام شکر میکنم .
خدایا هزاران بار شکرت به خاطر هدایتم به این مسیر زیبا
خدایا شکرت به خاطر کسب آگاهی های ارزشمند در این مسیر و رهایی از جهل و نادانی
خدایا شکرت به خاطر وجود روش لاغری با ذهن که خیلی راحت و آسونه
خدایا شکرت به خاطر …….
استاد ممنون به خاطر زحمات بیدریغ تون
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان🪴
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری🌼
گام ۱۹: اصول صحیح پیادهروی برای لاغری🌺🌺
استفاده از پیادهروی برای لاغری یکی از توصیههای مهم متولیان علم لاغری در جهانه،در حالی که خودشون برای متناسب بودن هرگز پیادهروی نکردن،بیشتر افرادی که تحت عنوان پزشک، محقق، یا پروفسور در صنعت لاغری جهان فعالیت میکنن، متناسبن و هرگز خودشون از روشهایی که برای لاغر شدن افراد چاق تجویز و توصیه میکنن،استفاده نکردن،و دلیل اصلی شکست خوردن همه برنامههای رژیمی و روشهای لاغری در جهان متناسب بودن ارائه کننده گانه،
باید بدونم که من با قدرت ذهن خودم چاق شدم و برای همینه که در تموم سالهای چاقی،هرچقدر که تلاش میکردم از طریق روشهای مختلف لاغر بشم بیفایده بوده،چون روشهای لاغری مرسوم،هیچ تاثیری بر محتوای ذهنم نداره و فقط در تلاشه تا از طریق تحت فشار قرار دادن جسمم منو لاغر کنه،
با درک قدرت ذهن و نقش ذهن در رفتار و واکنشهای جسمی به این نتیجه میرسم که پیادهروی برای لاغری فقط یک عمل فیزیکیه که تاثیری بر ذهنم نداره،و از اونجا که ریشه چاقی در ذهنمه،تاثیر پیادهروی برای لاغری بسیار ناچیزه،و به هر مقدار که به واسطه پیادهروی کاهش وزن هم داشته باشم،بعد از چند روز پیادهروی نکردن،دوباره به حالت قبلم برمیگردم.
باید بدونم که فرمولها و تصاویر چاق کننده در ذهن، همواره بر مغز تاثیر میذارن،و از طریق مغز، فرمانهای پرخوری، یا ترس از چاقی رو صادر میکنن.
پس میتونم با انجام تمرینات مخصوص، تاثیر ذهن بر مغز رو کاهش بدم.
باید بدونم که ذهن از مغز جداست،و میتونم در حالی که با مغز مشغول انجام کاری مثل پیادهروی هستم،در ذهنم محاسباتی رو انجام بدم،بدون اینکه در عملکرد مغز تاثیر داشته باشه.
اگه خیلی از افراد رو میبینیم که هنگام خوردن مواد غذایی به موضوع دیگهای فکر میکنن،یا هنگام تماشای تلویزیون در حال پردازش افکاری توی ذهنشون هستن، که هیچ ارتباطی با اونچه که میبینن، نداره این حالت به خاطر تاثیر گذاشتن ذهن بر مغزه،
خیلی از رفتارهای چاق کننده که به صورت اتوماتیک در من ایجاد شدن به خاطر تاثیر ذهن بر مغزه.
با استفاده از محتوای پیادهروی موثر میتونم به مرور این تاثیر رو کم و کمتر کنم،زمانی که موفق به کاهش تاثیرگذاری ذهن بر مغز بشم،رفتارهای واکنشی مثل پرخوری کردنهایی که اختیاری نیستن،به شکل باورنکردنی کاهش پیدا میکنن، تسلط بر تصمیم گیری برای انتخاب مواد غذایی و میزان مصرف به مراتب بیشتر میشه،این توانایی به خاطر فاصله ایجاد کردن بین ذهن و مغز در ما ایجاد میشه و به عبارتی ما بر عملکرد ذهن و مغز خودمون مسلط میشیم.
همه ما ارزش ابزار در انجام کارها رو میدونیم و درک کردیم، هر کسی در هر شغلی که هست چه مکانیک، کشاورز، خانهدار، هر کاری که انجام میده، کار با ابزار رو کاملاً میدونه، که مثلاً استفاده از یک وسیله در یک کاری چقدر میتونه بهمون کمک کنه،یا همان وسیله برای کار دیگه میتونه خیلی خرابی به بار بیاره.
خیلی از افراد که وارد دوره مسیر لاغری با ذهن میشن، وقتی که میفهمن برای لاغری نیاز نیست که کسی پیادهروی کنه، باز به یه طریقی میگفتن که من اشتیاق دارم برم پیادهروی و برای لاغری نیست،برای اینه که به حس خوب برسم،با پیاده روی حال میکنم،عشق میکنم و الان هم خودم، میدونم که پیادهروی منو لاغر نمیکنه،چون خیلی قبلاً پیادهروی کردم برای لاغری و نتیجه نداده،الان میخوام به حس خوب برسم،برم در طبیعت و به خاطر اون حس خوبشه که میخوام پیادهروی کنم،و وقتی هم که به این افراد گفته میشه که اگه واقعاً به دنبال احساس خوب هستی،چرا میخواهی حتماً از راه رفتن و پیادهروی کردن به احساس خوب برسی،
میتونی بری پارک بازی بچهها رو ببینی،
از هوای خوب استفاده کنی،
تفریح کنی،
لذت ببری از بودنت توی طبیعت،یا هر کاری رو که دوست داری انجام بدی،چرا اصرارت اینه که از پیادهروی به احساس خوب برسی.
و تازه اونجا این افراد متوجه میشدن که دارن یه جورایی خودشون رو گول میزنن که من به خاطر احساس خوب دارم پیادهروی میکنم،ولی فکر اصلی این بود که برای لاغری میخوام پیادهروی کنم،و به این شکل داشتن سوالشون رو مطرح میکردن که یه جوری از استاد مجوز بگیرن برای پیادهروی.
استاد میگه وقتی که این سوالها رو ازم میپرسیدن،برام غیرمنطقی بود که چه جور حالا این همه آدم چاق الان علاقمند شدن که به خاطر احساس خوب برن پیادهروی،و تعجب کردم که اینها به فکر احساس خوب افتادن،خب اگه احساس خوب میخوای یه آهنگ بزار برقص،احساس خوب میخوای، برو بشین بر لب جوی و گذر عمر ببین،اینجوری احساست رو خوب کن،شعر بخون،ترانه بخون،چرا پیادهروی؟؟و مشخص میشد که اینا به منظور لاغر شدنه میخوان برن پیادهروی،ولی به بهانه احساس خوب.
باید بدونم که پیادهروی یک ابزاره،مثل همون اره که اگه در جای درست ازش استفاده بشه بسیار کارآمده،ولی اگه از اون ابزار برای جای نادرست ازش استفاده کنم،بسیار مخربه،
استفاده از پیادهروی در ذهن افراد چاق، مثل همون استفاده از اون اره است برای کارهای ظریف کاری،داغون میکنه فرد چاق رو،همه ما تجربه پیادهرویهای طولانی برای لاغری رو داریم،همه ما تجربه چندین سال پیادهروی کردن برای لاغر شدن رو داریم که نتیجه نداده،تجربه کمر درد و پا درد به خاطر پیادهروی کردن و لاغر نشدن رو داریم،پس چرا همش استمرار داریم و اصرار داریم که پیادهروی کنیم به خاطر لاغری.
چون از قبل هزاران بار شنیدیم که پیادهروی باعث لاغری میشه،میخوایی لاغر بشی، پیادهروی کن،. غذاتو کنترل کن، ورزش کن،و ما ناخودآگاه فکر میکنیم که یکی از راهها برای اینکه لاغر بشیم پیاده رویه،
و خیلیها که میگن من لاغری با ذهن رو قبول کردم و دیگه پذیرفتم غیر از لاغری با ذهن هیچ راهی نیست،این دفعه دیگه میخوان با یک حرکت زیرکانه که نه،حالا پیادهروی برای احساس خوبه،اینها نمیدونن که در ناخودآگاه برای همون لاغریه،بنابراین استفاده از پیادهروی برای افراد چاق به منظور لاغری، یک ابزار نامناسبه که فقط باعث به هم ریختهتر شدن فرمولهای چاق کننده میشه.
چون خیلی از افراد چاق، وقتی که پیادهروی میکردن،حالا بلافاصله بعد از پیادهروی خودشون رو نگه میداشتن که چیزی نخورن که تبدیل به چربی نشه،ولی چند ساعت بعد بارها توی ذهنشون مرور میشه که اینم بخور،امروز حالا پیادهروی کردی، اشکالی نداره اونم بخور،یا حالا چون که میخوای بری پیادهروی بیا اینم بخور،یعنی پیادهروی خودش عامل تحریک میشد برای اینکه رفتارهای غذاییشون بیشتر بشه،یعنی خوردنهای بیموردشون بیشتر بشه،خوردنهایی که خودشون هم میدونستن که نباید بخورن،یا اصلاً نیاز نداشتن که بخورن،اما به دلیل اینکه میخوان برن پیادهروی، یا از پیادهروی برگشتن میخوردن.
یعنی یه جورایی باعث تحریک فرمولهای چاق کننده هم میشه، که رفتارهای واکنشی ما بیشتر میشه.
و بعد هم اگه یه جورایی به هر دلیلی موفق نمیشدن برن پیادهروی،بازم فشار افکار منفی بیشتر میشه که پس تو پیادهروی نکردی حالا دیگه داری چاقتر میشی،این دو روزه نرفتی پیاده روی خلاصه دیگه کار تموم شد،بدبخت، بیچاره، تو چاقتر میشی،این دفعه به این شکل بهشون فشار میاره.
و اشکال سوم بازم این بود که افراد نامتناسب معمولاً با هم پیادهروی میرن و در طی پیادهروی اینقدر حرفهای منفی، اینقدر یاس و ناامیدی و درد دل میکنن، که نه تنها احساسشون خوب نمیشه از اون مدت پیادهروی،تازه کلی با احساس بدتر هم برمیگردن خونه و بعد هم تازه فکر میکنن که حالا پیادهروی کردم تاثیر بر لاغری من داره،
ولی تاثیر منفی اون بسیار بیشتر از تاثیر مثبته،هرچند که تاثیر مثبت رو نداره،چون اونها به بهانه لاغر شدن دارن میرن پیادهروی و همچنین فشارهایی رو بر افکار اونها میاره برای اینکه اونا رو بیشتر به هم بریزه و تشویق کنه به چاقتر شدن،
ولی اگه از این ابزار در جای مناسبش استفاده کنیم بسیار کارآمد و تاثیرگذاره.
جای مناسبش کجاست؟؟فایلهای پیادهروی موثر،زمانی که از پیادهروی استفاده میکنیم برای تفکیک کردن ذهن از مغز،
مغز من فرمانده بدن منه،
و تمام حرکاتم چه درونی و چه بیرونی فرمانش از مغز میاد،مغز تحت تاثیر ذهنه،وقتی توی ذهنم یه سری تصاویر ذهنی داشته باشم درباره چاق شدن،وقتی در ذهنم یه سری فرمولهای چاق کننده داشته باشم که انتظار چاقی منو بیشتر میکنن،چون انتظار در مغز که شکل نمیگیره،
انتظار چاقی در ذهن شکل میگیره،اما وقتی من انتظار چاق شدن از خودم داشته باشم،این انتظار بر مغز تاثیر میذاره،در واقع انتظار شکل نادیدنیه،دیده نمیشه،مثل هواست،من که هوا رو نمیبینم،ولی اگه بیام هوا رو فشرده کنم، بزارم توی یک مخزنی،بعد یه پودری، چیزی رنگی هم بهش بزنم،مثلا این هوا رنگی میشه بعد میبینمش میگم این هواست،چرا؟؟چون این رنگه یا این پودره رو میبینم که معلقه،پس یه جایی هست دیگه،توی هواست،
ذهن رو هم که نمیبینم، اما میتونم تاثیرش رو بر بدن از طریق مغز ببینم،
یعنی ذهن بر مغز تاثیر میذاره و مغزم، فرمانهایی صادر میکنه که رفتارهای چاق کننده است،یا ترس از چاقیه،یا مثلاً واکنشهایی رو در من ایجاد میکنه که هم عصبیه، هم رفتاری.
مثلاً خیلی وقتها پرخوری کردم،
دست خودم هم نبوده،بعد از اینکه پرخوری تموم میشه، یعنی مغز فرمان پرخوری میده،
منم میدونم نباید بخورم،هی میخورم، میخورم تا زیر گلوم،
و دیگه تموم میشه،بلافاصله بعدش فرمانهای عصبی رو میده حالا شروع میکنه به ایجاد عذاب وجدان،ای بدبخت فلان فلان شده،تو لیاقت نداری،تو عرضه نداری،چت بود اینقدر خوردی،همه اینها کار مغزه،اما تحت تاثیر ذهنه.
حالا در پیادهروی چطور میتونم اینوببینم؟؟قبلاً چطور میتونستم ببینم؟؟خیلی وقتها شده وقتی پیادهروی میکردم،مخصوصاً وقتی که از تردمیل استفاده میکردم برای پیادهروی،وقتی که چشمم به زمان سنج بود که داره ثانیه میشماره،هی میرفتم و قدم میزدم و نگاه میکردم میدیدم ۳۰ ثانیه است،دوباره چشامو میبستم، کلی راه میرفتم، ای خدا کی تموم میشه،بعد میدیدم شده یه دقیقه،یعنی زمان انگار اینجوری کش میومد،یه دقیقش میشد ۱۰ دقیقه،
چرا؟؟زمان که تغییر نمیکنه،مغز هم که داره فرمانهاش رو برای قدم برداشتنم میده،ولی چه چیزی اینجا داره منو اذیت میکنه؟؟تمرکز ذهنیمه،چون من تمرکز ذهنم بر تایمر تردمیله، و حوصله هم ندارم،حوصلم هم سر میره، و میگم کی تموم میشه.
مغز تاثیر ذهنم رو، که از دیدن تایمر به وجود میاد رو دریافت میکنه، تبدیلش میکنه به پیام عصبی،اونوقت عصبی میشم،حوصلم سر میره،کلافه میشم،این کار مغزه،اما از کجا تاثیر میگیره؟؟از ذهن،چرا ؟؟چون من در ذهنم سخته برام راه رفتن ۳۰ دقیقه روی تردمیل،
اما خیلی وقتها شده که توی خیابون حواسم نبوده،دو ساعت هم راه رفتم،چون ذهنم روی این موضوع تمرکز نکرده که من چقدر راه رفتم،مغزم هم کاری نداره،منم همینجوری دارم راه میرم،پس ذهن بر مغز تاثیر میذاره و مغز فرمان میده،و برای افراد چاق این کاملاً قابل تشخیصه،
چه در رفتارهامون، چه در واکنشهامون، چه در عصبی شدنهامون،در تموم جنبههای زندگیمون،این تاثیر داره،در روابطمون هم همین جوره.
مثلاً اگر من در ذهنم تصوراتی از فرد مقابل داشته باشم،یه سری اخلاقیاتش توی ذهنم باشه که خوشم نیاد،قضاوتهایی رو توی ذهنم داشته باشم، یه سری دیدگاهها نسبت به اون فرد در ذهنم داشته باشم،با کوچکترین حرکت اون فرد عصبی میشم و از کوره در میرم،چرا بلافاصله مغز همچین فرمانیمیده؟؟چون تحت تاثیر ذهن منه.
در فایلهای پیادهروی اولین تمرین فایل اول اینه که به ما گفته میشه همین جوری که داری راه میری، ۱۰۰ گام پای راستت رو بشمار،بدون اینکه شمارش به کلام باشه، یا زمزمه کنی.
یک، دو ، سه، در دفعههای اول هی میخواهی سعی کنی که زبانی بگی ۱ ،۲ ،۳،و باید اینقدر این تمرینات رو انجام داد تا یواش یواش ارتباط تاثیر ذهن بر مغز کم بشه و کلام و زبون دیگه تکون نخوره،یعنی همزمان که داری راه میری بدون اینکه دهان تکون بخوره،یا زبان تکون بخوره، به راحتی در ذهن قدمها رو بشماری.
در این تمرین به ظاهر ساده، ما میایم از ذهن میخواهیم که حرکتهای پای راست رو محاسبه کنه،بدون اینکه با زبان بشماریم،
باید در ذهنت فقط بشماری،از اینور مغز داره چیکار میکنه،؟؟
داره قدمها رو برمیداره،یعنی یه جورایی از ذهن یه کار میگیریم، مغز رو هم به انجام کار خودش واگذار میکنیم،به مرور زمان با انجام تمریناتی که در این فایلها هست خودتون میبینید که مسلط شدید،بعد خودتون درک میکنید که چقدر ذهنتون آزاد شد.
و شما در حین انجام این تمرینها توجهی به زمان نخواهید داشت و نمیدونی کی زمان سپری میشه و به شما کمک میکنه که ذهنتون رو بتونید در دست بگیرید، حالا وقتی شما به این مهارت میرسی چه تاثیری بر روند لاغریتون میذاره؟؟
کل مشکل افراد چاق اینه که مغزشون تحت تاثیر ذهنشونه و واکنش میدن.
ترس از غذا خوردنم کجا داره صورت میگیره؟؟در مغزم که نیست،در ذهنمه که از غذا خوردن میترسم،اما این روی مغز تاثیر میذاره و اعصابم رو به هم میریزه،احساسم رو به هم میریزه،احساس چاقی رو تحریک میکنه،و علی رغم اون ترسی که دارم،بازم خوردن صورت میگیره،ولی چون با ترسه،با اطمینان برچاقتر شدنه،نتیجهاش هم چاقتر شدنه،
وقتی من بتونم ذهنم رو بر موضوعی که میخوام متمرکز کنم،یا ذهنم رو از تاثیرگذاری بر مغزم کم کنم،یا بینشون فاصله قرار بدم،اون وقته که میبینم حرص و ولعهام خیلی راحت اصلاً نمیفهمم چی شده،
میبینم که چقدر آرامش پیدا کردم،خیلی از واکنشهای لحظهایم به رفتار دیگران، به حرفهای دیگران، به صحنههایی که میبینم، به برخوردهایی که باهام میشه،اون واکنشهای اولی که میدم،فقط به خاطر اینه که ذهن تاثیر میذاره بر مغز،و مغز بلافاصله بر اساس اون چیزی که در ذهنم درباره اون فرد میچرخه،وارد عمل میشه،عصبی میشه و واکنش نشون میده،و میتونه عواقب بدی هم داشته باشه.
ولی وقتی از این محتوا استفاده کنم و تسلط بر ذهن پیدا کنم و ذهنم رو به صورت آگاهانه و بخشیش هم ناآگاهانه ذهنم رو از مغز جدا میکنم،اونوقت دیگه در زندگی میبینم که دیگه اون آدم قبلی نیستم،اون واکنش سریع رو نمیدم،در واقع دیگه ناظر میشم بر اعمال مغزم،
و هی میبینم بدون اینکه بخوام خودم رو نگه دارم، خیلی راحت نسبت به خیلی مسائل واکنشم تغییر میکنه،چرا؟؟چون از تاثیر همیشگی ذهنم بر مغزم کم شده،دیگه اینو یاد گرفتم که ذهن رو جدا استفاده کنم ،مغز رو هم بزارم کار خودش رو انجام بده،میبینم که در تغییر احساسم نسبت به چاقی و لاغری تغییری ایجاد شده،نسبت به غذا خوردن احساس تغییر کرده،
کلاً میل و اون چیزی که بهش میگیم اشتها تغییر پیدا کرده،انگار قدرتی به دست آوردیم که قبلاً اونو نداشتیم،چون بین ذهن و مغز تونستیم فاصله بندازیم.
خیلی وقتها شما شده مثلاً دارید غذا میخورید بدون اینکه اصلاً توجهی به غذا داشته باشی،اصلاً ذهنت جای دیگه است،فقط داری غذا میخوری،
خیلی وقتها شما افرادی رو دیدید که مثلاً در حین غذا خوردن میخ شدن یه جایی رو نگاه میکنن،مثلاً یه گل قالی رو نگاه میکنن،چرا اینجوریه؟؟کاملاً ذهن اشراف داره اون زمان بر مغز،
و مغز فقط فرمان داره میده،چون ذهن جای دیگه است که مثلاً اونجا داره اینجوری میشه،و مغز هم فرمان تمرکز بر یک نقطه رو میده،این از تاثیرات ذهن بر مغزه،
و شما با استفاده از این محتوا به صورت رونده در حالی که داری راه میری مراقبه میکنی،و این توانایی که در شما ایجاد میشه باعث میشه که شما در زندگیروزمره تون خیلی مسلط بر افکار و رفتارتون باشید.
خیلیا هستن که سالها دارن سعی میکنن ،مراقبه کنن،اما در زمان مراقبه خیلی خوب دارن عمل میکنن،خیلی مسلطن،خیلی دقیق دارن کارها رو انجام میدن،
اما در زندگی روزمره اون تسلط بر مراقبه کمکشون نمیکنه،چرا؟؟چون اینو به صورت عملی نمیتونن اجرا کنن،خیلیها بودن که وقتی عصبانی میشدن، میگفتن یه چند دقیقه منو به حال خودم بذار،
یه ۱۰ دقیقه میرفت توی اتاق مراقبه میکرد میومد میگفت ریلکس شدم،
یعنی باید در اون حالت زندگی روزمره،
در اون جریاناتی که قرار میگرفت،
نمیتونست به خودش کمک کنه و حتماً باید از اون موقعیت خارج میشد، میرفت در اون موقعیت پیش فرضی که براش تعیین کرده بودن،لامپ کم مصرف، نور کم، عود،و باید اونو شکل میداد،بعد میشست خودش رو آروم میکرد،ولی فایلهای پیادهروی موثر به ما یاد میده که در عین حرکت مراقبه کنیم،و این مهارت در زندگی روزمره به شدت به ما کمک خواهد کرد که مسلط باشیم بر افکارمون،اعصابمون،
واکنشهامون،
هیجاناتمون،
رفتارهامون،
و همه چیز در کنترل خودمون در میاد.
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم🪴🪴🌼🌼🌼🙏🙏🙏🙏🌺🌺💖💖💖
نشان های دریافت شده
سلتم بر استاد عزیز و دوستان همراه
منم فایل پیاده روی موثر رو تهیه کردم و این مدت که دارم دوره رو دوباره مرور میکنم و ذهنم رو برای تناسب اندام بهتر برنامه ریری میکنم روزی یک ساعت انجامش میدم .
واقعا فایلش وتمریناتش فوق العادست . و این تایم یک ساعت انگار یه چشم برهم زدن هست و خیلی لذت بخش .
حال روحیم خیلی بهتر میشه و آرامش فوق ابعاده ای میده شاید یکی دو روز اول یه کم پاهام عادت نداشت یا نه من خوب نتونستم کنترل ذهنم رو به دست بگیرم یه خرده کمرم اذیت شد اما بعد اون دوسه روز اصلا نه .
شاید باوزتان نشه ساعت چهارونیم الی پنج صبح که همه خوابند اکثراوقات تایم پیاده روی ام هست اونم حیاط خونمون .
و تو اون تایم احساس میکنم به خدا نزدیکترم انگار بهش وصلم . گاها پیش میاد نجواها میخان وسط تمرین حواسم رو پرت کنن اما من سریع مچ خووم رو میگیرم و به خودم تعهد قبل تمرین رو یادآوری میکنم وسریع ذهنم رو کنترل میکنم .
تازه یه قسمت تجسم داره که من خیلی این قسمت رو دوست دارم وخیلی راحت باهاش ارتباط میگیرم .
استاد واقعا دست مریزاد . فایلهاش هم مثل دوره هاتون عالی هستند وآموزنده .
نشان های دریافت شده
خدمت استاد عزيز وهم گروهي عزيزم سلام
من اين فايل گوش دادم به حق هرچي گفتيد عين واقعيت بود من خودم ساليان سال پياده روي ميكردم وميكنم جزُيكي از كارهاي روز مره من شده ولي واين پياده روي انگار به من مجوز خوردن زياد رو بهم ميداد براي همين از امروز تصميم گرفتم ديگه پياده روي نكنم هرموقعه توانايي اينو پيدا كنم كه هماهنگي ذهن وجسم وفاصله ذهن وفكر تصلت پيدا كنم ميرم سراغ ورزش استاد من مي خوام صددرصد عين خودتون بشينم در ارامش فايل هاي اموزشي گوش بدم براي خودم انشائ بنويسم وتمريناتم انجام ودر ارامش براي اينكه همانطور در ارامش اضافه وزن پيدا كردم بدون هيچ زحمتي والان هم مي خوان بدون هيچ زحمت فيزيكي به تناسب اندام برسم واقعا ممنون از شما اگاهي هاتون در اختيار من قرار داديد واقعا خداوند سپاسگزارم با شما اشنا شدم هميشه پايدار وسلامت باشيد🌹🌹
🌺
به نام خدای عزیزم
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
پیاده روی و لاغری
چون من بعد از زایمان دچار اضافه وزن شدیدی شده بودم یعنی بیشتر از ۴۵کیلو و چون سه قلوهای عزیزم نیاز به مراقبت داشتن و نمیتونستم اونها رو تنها بزارم تنها ابزار و راهکاری که به ذهنم رسید برای کم کردن این اضافه وزن خریدن تردمیل و پیاده روی بود اون روزها من خیلی فعالیت بدنی ام بالا بود و عملا اصلا استراحت نداشتم حتی تا صبح مجبور بودم بچه ها رو راه ببرم تا بقیه از خواب بیدار نشن آخ که چه روزهای سختی بود اما شیرین ،خلاصه تردمیل و خریدم و تایمی که بچه ها میخوابیدند من میانگین روزی دو ساعت پیاده روی میکردم منتها چون باید حواسم به بچه ها میبود نمیتونستم هندزفری بزارم یا سر و صدایی کنم که اونا بیدار بشن برای همین ذهن من موقع پیاده روی کردن شده بود پارکینگ شنیده ها و حرف و حدیث های دیگران و هی اون حرفها و آزارها در سرم مرور میشد و احساس خشم و نفرت تمام وجود منو میگرفت علاوه بر اون چون میگفتم من خیلی فعالم و مدام میگفتم ضعف کردم حسابی از خجالت خودم در میومدم و پرخوری میکردم و اصلا یادم میرفت که میخواستم لاغر بشم انگار این پیاده روی باعث میشد خوردنهای بی مورد داشته باشم و خودم و توجیه کنم و فشار افکار منفی و حرفهای دیگران و پا درد و کمر درد باعث شده بود از پیاده روی متنفر بشم و من مدام با رژیم و پیاده روی وزنم و کمی پایین می آوردم و بعد رهامیکردم دوباره چاق میشدم این روند همینطور ادامه داشت تا بچه هام بزرگتر شدن وقتی اونا مدرسه می رفتن من میرفتم باشگاه و خیلی سخت ورزش میکردم و رژیم های سنگین میگرفتم تا بالاخره لاغر بشم اما چه فایده بازم این همه فشار جسمی و روحی کوتاه مدت بود از وقتی یادمه همش یا رژیم داشتم یا داشتم مثل قحطی زده ها رفتار میکردم با مواد غذایی و تمام اینها کاملا منو عصبی میکرد و کم کم دچار افسردگی و بیماری روحی شدم که نمودش در جسمم نمایان شده بود خلاصه به لطف قادر متعالم با این سایت آشنا شدم و با آموزشهای بی نظیر استاد هم حال روحی ام عالی شد هم جسمم رو به متناسب شدنه جالبه منی که از ورزش و پیاده روی حالم بد میشد الان هر روز یه ساعت ورزش مورد علاقه ام که یه مدل رقصه و حالم و خیلی خوب میکنه رو انجام میدم و کلی توی اون یه ساعت حالم خوبه تا قبل شنیدن این فایل همیشه همسرم میگفت بیا بریم پیاده روی حالم بد میشد و کلی بهانه جویی میکردم و نمیرفتم اما دیروز به لطف خدا این فایل ارزشمند و شنیدم و تمریناتش و انجام دادم دیشب همسرم گفت بیا بریم پیاده روی و من با هیجان قبول کردم و رفتم و همون فرمول شمارش گامها که استاد گفتن و انجام دادم و خیلی بهم خوش گذشت و اصلا احساسات بد قبل که پیاده روی میکردم و نداشتم بعد اون دخترهام و همسرم رفتن بستنی و آیس پک بخورند هر چقدر به من اصرار کردند من حتی تست هم نکردم چون دوست نداشتم به ذهن چاقم بها بدم آخه اون یاد گرفته بود هر بار میره پیاده روی بیاد بعدش کلی بخوره و یکی دیگه هم این بود که ذهن چاق من عاشق بستنی بود و تفریح و بیرون رفتن از خونه براش مصادف بود با کلی هله هوله خوری و من دیشب تمام قد جلوی ذهن چاقم ایستادم و نگذاشتم خواسته اش و به ذهن متناسبم تحمیل کنه بعد که به خونه برگشتیم من از این پیروزی حالم بی نظیر بود و حتی الانم که بهش فکر میکنم میگم آفرین دختر خوبم تو حتما موفق میشی اصلا تو موفق نشی کی باید موفق بشه و قطعا تمام اینها رو مدیون استاد روشنم و خدایی که منو هدایت کرد الهی به امید تو
سلام خدمت استادعزیز صبح شما بخیر و شادی
ممنون از شما که در مورد پیاده روی و چالش اینکه چطور ما بدون پیاده روی لاغر می شویم را بصورت دقیق و شفاف توضیح دادید .
و چقدر قشنگ توصیف کردید که پیاده روی مثل یک ابزار است که اگر در جای درست و مناسب استفاده نشود مخرب است و اگر درست استفاده شود بسیار موثر و مفید است . چون اولین توصیه برای افراد چاق کم خوردن و پیاده روی به مدت حداقل نیم ساعت در روز را دارند . من هر وقت برای رژیم به دکتر تغدیه مراجعه کردم پیاده روی در برنامه آنها بوده و من یادم می اید وقتی با وزن سنگین پیاده روی کردم مشکل خارپاشینه گرفتم و چقدر دکتر رفتم و از طب سنتی استفاده کردم و کفش با پاشینه ژله ای سفارش دادم تا خارپاشینه را درمان کردم و همچنین به دیسک کمر مبتلا شدم که شبها اصلا نمی توانستم خواب راحتی داشته باشم و صبحها با سختی و درد از رختخواب بلند می شدم . استاد دقیقا خیلی از افراد چاق از پیاده روی به خاطر سخت بودن و بیماریهایی که بعد دچار می شدیم متنفر هستند و اصلا من که احساس خوبی از پیاده روی نداشتم و فقط از روی اجبار انجام میدادم . و اما جواب به سوالها
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
درود خدمت استاد عطار عزيز
چقدر درست گفتيد كه وقتي پياده روي ميكنيم، يا زياد ميخوريم ميگيم پياده روي كرديم يا ميگيم ميخوام برم پياده روي و ميسوزونم
خود من اين باور رو دارم و الان كه اين فايل رو ديدم فهميدم كه اين يك مانع بوده براي متناسب شدن من
و باز هم جا داره بگم، امان از ناداني
پياده روي براي تفكيك كردن ذهن از مغز
مغز ما فرمانده بدن ماست
مغز تحت تاثير ذهن هست
وقتي يكسري فرمول هاي ذهني داريم اين يك سري انتظار براي ما شكل ميده ، و همين انتظار رفتارهاي چ ا ق ي براي ما بوجود مياره
مثال تردميل و اينكه زمان سخت ميگذره چقدر موضوع رو شفاف كرد برام
در پياده روي موثر، به خاطر اينكه حين پياده روي فايل گوش ميديم و تمرينات ذهني خاصي انجام ميديم ديگه اون فرمول هاي گذشته به مغز فرمان متناسب نبودن رو نميدن
يعني يك كاري كه دوست داريم رو آگاهانه انتخاب ميكنيم ميديم به مغز
تمرين شمردن صد گام با پاي راست بدون اينكه با زبان يا زمزمه بشماريم
از ذهن يك كار ميگيريم و مغز هم داره كار خودش رو ميكنه
چقدر جالبه اين تمرين
من موقع پياده روي فايل گوش ميدم نميدونم چقدر جواب ميده
به نظرم چون با شنيدن اين فايل متوجه شدم با پياده روي دچار پرخوري ميشم ، پس احتمالا اون فايل گوش دادن تاثيري نداشته
بايد تمرينات طبقه بندي تر باشن
استاد چقدر شما جدي كار كرديد روي اين مبحث متناسب شدن
واقعا دست مريزاد ميگم بهتون
استاد از هنگ كردن گفتيد
خيلي سال پيشا ياد گرفتم كه وقتي فكر ما رو ميبره ، در اون تايم ما نيستيم توي اين بدنمون
و انرژي هاي ديگري بر اين بدن تسلط پيدا كردن
و همين باعث شد يك ترسي برام بوجود بياد و اجازه ندم فكر من رو ببره
و بگم كه مراقبه و تكنيك هايي كه ياد گرفتم هم خيلي به من كمك كرده كه با فكر غرق نشم
يعني اونطوري نشم كه اطرافيان هي صدام كنن و نشنوم
يادم نمياد در زندگي اين حالت رو داشته باشم
خيلي زياد سعي كردم متدهايي كه براي مايند فول بودن هستش رو تمرين كنم و اجرا كنم
اما مغز خيلي پيچيده ست و بخش هاي مختلفي داره و لازمه كه براي بهبود هر بخش تمرين هاي مربوط به همون بخش انجام بشه
مثلا در كلاس هاي مايندفولنس ياد گرفتم در لحظه باشم
ياد گرفتم موقع ساده ترين كارها به خودم بگم اينجايي؟هستي؟
خيلي وقتا اين تكنيك رو استفاده ميكنم
به همين دليل يادم نمياد كي و چه زماني با فكر غرق شدم
ولي براي متناسب شدن هم بايد تكنيك هايي رو طراحي كنم تا در هر لحظه با تمام ذهنم توي موقعيتي كه دوست دارم، باشم نه توي موقعيتي كه از قبل برنامه ريزي شده در ذهنم
شما اين درس رو داديد كه به رفتار افراد متناسب توجه كنيم به نظرم يك روش مايند فول بودن هست
ممنونم به خاطر اين فايل عالي
نشان های دریافت شده
سلام
منم اوایل که وارد دوره شدم مدام تحریک میشدم که برم پیاده روی . ومنم خودم رو توجیه میکردم که واسه احساس خوب میخام این کار رو انجام بدم .
الان که فکرشو میکنم به خاطر ترس درونی بود که چون هنوز کاهش وزن چشمگیری نداشتم میترسیدم چاق تر بشم و دوباره مورد تهاجم حمله های اطرافیانم قرار بگیرم .وچقدر برام زجر آور بود .
بعد کم کم که فایل های پیاده روی رو هم تهیه کردم چالش خوبیه . اوایل سخت بود برام ولی کم کم مسلط شدم گاها خودم جایی میرفتم وقصدم پیاده روی نبود گاها باذهنم تمرینات رو انجام میدادم .
واحساس فوق العاده ای بهم میداد وسرحال میشدم . و معلوم نبود که یک ساعت زمان گذشت .
بدنمان خیلی هوشمند طراحی شده و کلیه کدها آن برای تجربه یه زندگی لذت بخش بارگذاری شده و کم وکسری نداره که ما بخواهیم یک سری کدهای جدیدی بهش اضافه کنیم .
ولی خوب چون ما ناآگاهانه کدهای غلط رو بارگذاری کردیم بدنمان هم با اون کدها فرمان رو اجرا میکنه .
ما فقط کافیه دیگه اون کدها را تکرار نکنیم وبامنطق درمحیط پیرامون اون باورهامون رو رد کنیم متناسب شدن خودبه خود اتفاق میافته .
واین یعنی لاغرشدن آسانترین کار دنیاست .
نشان های دریافت شده
فایل بسیار اگاهی دهنده بود واقعا چقد من در جق خودم ظلم کردم شرمنده ام پیش خودم واز خودم بابت زجرهایی ک بخودم دادم معذرت میخوام بخدا من مرده متحرک بودم ورزش های سخت زجر اور اعصاب خورد کن خدایا چیا بر من گذشته کاش میتونسم همین الام این محصول بخرم میدونم ک خدا بهم میده
یک عمر ورزش کردم یک عمر حسرت یک عمر ولع انگار با موادغذایی اشتی کردم نگاه عوض شده اصلا اون فریبا مرده فریبایی ک ب غذای مادرش ن نمیگف امروز چن اشتها نداشت نخورد خدایا چقد لذت میبرم از حس هام از تغییراتم واقعا چ ارزشی داره انقد ما خودمونو اذیت کردیم ما خودمون خودمون کشتیم چقد ب خدا ناسزا گفتم چ روزها خجالت کشیدمو از اینی ک هسنم ولی الان خودمو دوی دارم و از خودم معذرت میخوام از امروز هر روزمیگم فریبا منو ببخش جسم عزیزم منو ببخش معده عزیزم منو ببخش چشمهای عزیزم منو ببخش ک چ روزها تو رو توحسرت گذاشتم از چیا از خوشی هایی خودمو محروم کردم
استاد عزیز واقعا فایلتون زیبا بود حتی کلمات قاصرن از بیان زیبایی و آگاهی این فایل مرسی ک هستین و هوامونو دارید