😌 تا حالا شده با انگیزه کفشهات رو بپوشی، هدفونتو بزاری تو گوشت و بری پیادهروی با این فکر که: “اینبار دیگه واقعا میخوام لاغر شم!”؟
خیلی از ما که اضافهوزن داشتیم (یا داریم 😉)، یه زمانی تصمیم گرفتیم با پیادهروی وزن کم کنیم.
اما بعد از یه مدت، با اینکه راه میرفتیم، عرق میریختیم و تلاش میکردیم، ترازو تکون نمیخورد! 😣
درسته که پیادهروی یکی از بهترین پیشنهادهای جهانی برای لاغریه 🚶♀️🌍
اما چرا برای خیلیها جواب نمیده؟
🔑 چون چیزی که بیشتر افراد نمیدونن اینه که لاغر شدن فقط با حرکت دادن بدن اتفاق نمیافته، باید ذهنت رو هم با خودت همراه کنی.
اینجاست که پیاده روی ذهنی برای لاغری وارد اهمیت پیدا می کنه؛
یعنی وقتی قدم میزنی، نه فقط پاها، بلکه فکرت هم باید در مسیر لاغری حرکت کنه 🧠💪
نه با اجبار و فشار، بلکه با آگاهی و حس خوب…
🌿 تأثیر واقعی پیاده روی روی لاغری از زبان کسی که چاق بوده…
همهمون بارها شنیدیم که پیادهروی برای لاغری خیلی خوبه، حتی توی کتابها و توصیههای پزشکی هم دائم تکرار میشه 🚶♂️💡
اما واقعیت اینه که خیلی از همون افرادی که برنامه های رژیمی و روش های لاغری رو مینویسن—مثل پزشکا، متخصصا یا پروفسورا—خودشون هیچوقت اضافهوزن نداشتن و هیچوقت با اضافهوزن نجنگیدن 😅
بذار راحت بگم:
کسی که همیشه متناسب بوده، نمیتونه عمق درد و چالشهای یک فرد چاق رو بفهمه.
برای همینم هست که خیلی از برنامههای رژیمی و نسخههای لاغری شکست میخورن… چون از دل تجربه نمیان!
💡 اما فرق داره وقتی کسی که خودش چاق بوده، راه رفتن رو تجربه کرده، با ذهنش کار کرده و بعدش نتیجه گرفته، بیاد دربارهی پیاده روی ذهنی برای لاغری صحبت کنه.
توی این روش، فقط راه نمیری…
بلکه ذهنت رو هم با قدمهات همراه میکنی، افکارت رو مرتب میکنی، باورهای اشتباه رو جا میذاری پشت سرت و سبکتر قدم برمیداری ✨🧠👣

خاطرات تقویم چاقی من
اون روزایی که اضافهوزن داشتم، هر کسی منو میدید یه توصیه تکراری برام داشت:
«فقط باید پیادهروی کنی! لاغر میشی!» 😅
منم مثل خیلیا باور کرده بودم که کلید لاغری، فقط تو کف خیابوناست!
برای همین بارها تصمیم گرفتم وزنم رو با پیادهروی کم کنم. حتی یه جفت کفش مخصوص پیادهروی خریدم، همونا که اون موقع تو تلویزیون کلی تبلیغشون بود 👟✨
با انگیزه راه میرفتم، قدمهای محکم، عرقریختن، تصور اندام ایدهآل… اما لاغر نشدم 😐
بدتر از اون، خار پاشنه گرفتم!
دکتر رفتم، دارو خوردم، سنگپا کشیدم… ولی هنوز چیزی تو ذهنم درست نشده بود.
من هنوز تو ذهنم یه فرمول قدیمی داشتم:
«هر کی زیاد راه بره، لاغر میشه.»
واسه همین بعد از درمان، دوباره برگشتم سراغ مسیر.
گفتم این بار میدوم که بیشتر بسوزونم!
دوییدن، عرق، نفسنفس… احساس قهرمان بودن داشتم 💪🔥
ولی چی شد؟
بازم لاغر نشدم 😞
فقط این بار با یه یادگاری جدید: کمردردی که چند سال مهمونم شد.
اینجا بود که فهمیدم… اشکال کار از پیادهروی نبود، از ذهنم بود!
من فقط داشتم جسمم رو به حرکت وادار میکردم،
در حالی که ذهنم هنوز درگیر باورهای چاقکننده بود…
💡 چیزی که من کم داشتم، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود!
یعنی نه فقط راه رفتن، بلکه در حین پیادهروی، سبک کردن ذهن، رها کردن باورهای محدودکننده، و همراستا کردن افکار با هدف تناسب.
وقتی با خودم صادق شدم، دیدم تا ذهنم تغییر نکنه، حتی ۱۰ هزار قدم هم برام کاری نمیکنه.
از وقتی تمرینات پیاده روی ذهنی برای لاغری رو شروع کردم، تازه فهمیدم میتونم به جای فشار آوردن به بدن، از درون شروع کنم…
و همینجا بود که مسیر واقعی تغییر من آغاز شد.
حالا هر قدمی که برمیدارم، نه فقط جسمم، بلکه ذهنم هم به سمت آزادی حرکت میکنه 🙌🧠👣
چیزی که کمکم کرد، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود…
و نه یه کفش ورزشی گرانقیمت یا دویدن تا مرز خستگی!

🌿 قدم زدن در مسیر پیاده روی ذهنی برای لاغری
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه کشف مهم برام اتفاق افتاد:
🧠 ذهن خودم، بزرگترین عامل چاقیهام بود!
و چون ریشه چاقی ذهنی بود، هیچ رژیم غذایی، هیچ ورزش سختی، حتی پیادهرویهای طولانی، نتونستن کمکم کنن… چون همشون فقط بدن رو هدف میگرفتن، نه ذهن رو.
تا اینکه یه روز، در میون همین سردرگمیها، یه فکر تازه تو ذهنم جرقه زد:
💡 «اگه ذهن من باعث چاقی شده، پس تنها راه رهایی، تغییر ذهنه… نه فشار به جسم!»
اون روز فهمیدم که پیادهروی معمولی برای لاغری کافی نیست؛ چیزی که من نیاز داشتم، پیاده روی ذهنی برای لاغری بود.
یعنی نه فقط راه رفتن، بلکه هدایت افکار، تغییر باورها و فاصله گرفتن از الگوهای چاقکنندهای که سالها تو ذهنم ریشه داشتن.
من شروع کردم به ساختن فایلهای مخصوص پیاده روی ذهنی برای لاغری. هدفونهام رو میذاشتم، میرفتم قدم بزنم، اما این بار فقط بدنم حرکت نمیکرد… ذهنم هم همزمان آموزش میدید، فکر میکرد، تصویرسازی میکرد 🎧👣
در چند روز اول فقط از تجربه جدید لذت میبردم.
اما بهمرور متوجه شدم که دارم روی ذهنم تسلط پیدا میکنم. انگار یه فاصله نامرئی اما واقعی بین ذهنم و مغزم ایجاد شده بود…
برای اولین بار حس کردم مغزم داره کار خودش رو میکنه، ولی ذهنم دیگه فرمانهای تکراری چاقکننده رو صادر نمیکنه.
و این دقیقاً همون جایی بود که فهمیدم پیاده روی ذهنی برای لاغری فقط یه تکنیک نیست — یه تحول در شیوه فکر کردنه.
روشی که به ما کمک میکنه از پیادهروی به عنوان یه ابزار قدرتمند ذهنی استفاده کنیم تا از فرمانهای اتوماتیک مغز فاصله بگیریم.
حالا برای من، پیاده روی ذهنی برای لاغری شده یک مسیر دائمی — نه فقط برای رسیدن به تناسب اندام، بلکه برای رسیدن به آرامش، سبکی ذهن و کنترل واقعی روی افکارم 🧘♀️🌈

🧠 تمرینات ذهنی در مسیر پیاده روی ذهنی برای لاغری
وقتی کمکم تو انجام تمرینات ذهنی حین پیادهروی تسلط پیدا کردم، یه شوق عمیق درونم بیدار شد؛
یه حس کنجکاوی که میگفت:
✨ «بیا یه مرحله جلوتر برو… تو میتونی!»
برای همین، وارد مرحله دوم تمرینات ذهنی شدم. فایلهای جدیدی آماده کردم، هدفونها رو گذاشتم و شروع کردم به گوش دادن در حین پیادهروی 🚶♀️🎧
روزهای اول سخت بود… درست مثل بار اول. اما این بار ذهنم آمادهتر بود، مقاومتر بود، و من بهتر از قبل با تمرینات همراه میشدم.
بعد از مدتی که اون سطح رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتم، رفتم سراغ مرحله سوم تمرینات ذهنی؛ یه سطح بالاتر، چالشبرانگیزتر، اما جذابتر 💪🌱
و باز هم قدم زدن، گوش دادن، فکر کردن، مشاهده کردن…
نتیجهاش چی بود؟
من یاد گرفتم در حین انجام یک فعالیت فیزیکی مثل پیادهروی، میتونم تمرکز ذهنی عمیقی داشته باشم.
یعنی مغزم داشت راه رفتن رو کنترل میکرد، اما ذهنم داشت تمرین میکرد، میساخت، میدید، و عوض میشد 🌀
اونجا بود که با همه وجودم فهمیدم چطور میتونم تأثیر ذهن بر مغز رو کمتر کنم.
شاید تو هم تجربه کرده باشی که داری غذا میخوری ولی فکرت جای دیگهست… یا داری تلویزیون میبینی ولی تو ذهنت یه عالمه فکر بیربط در جریانه.
این همون اثر ذهن بر مغزه که معجزه پیاده روی ذهنی برای لاغری رو رقم می زنه.
و خیلی از رفتارهای چاقکننده ما هم دقیقاً از همین اثر میاد: پرخوری بیاختیار، انتخابهای اشتباه، وسوسهها…
💡 اما توی دوره پیادهروی مؤثر یاد میگیری که چطور از همین لحظات ساده مثل قدم زدن، برای بازسازی ذهن استفاده کنی؛
چطور فاصلهای بین ذهن و مغزت ایجاد کنی تا فرمانهای چاقکننده کمتر و کمتر شنیده بشن.
و وقتی این فاصله ایجاد بشه…
✨ اون پرخوریهای واکنشی کم میشن
✨ قدرت انتخابت در غذا خوردن بالا میره
✨ و تو تبدیل میشی به کسی که واقعاً روی ذهن و مغزش تسلط داره نه فقط بدنش 🧘♀️
پیاده روی ذهنی برای لاغری فقط یه راه رفتن ساده نیست…
یه مسیر درونی به سمت کنترل و رهایی از تلههای ذهنیست 💖
👟 پیاده روی ذهنی برای لاغری؛ یک قدم تازه برای تغییر عمیق
اگه تو هم از اون دسته افرادی هستی که بارها با پیادهروی سعی کردی لاغر بشی اما نتیجه نگرفتی، وقتشه یه زاویه جدید رو تجربه کنی:
✨ پیاده روی ذهنی برای لاغری
توی مجموعه فایلهای صوتی پیاده روی ذهنی برای لاغری که مخصوص علاقهمندان به استفاده آگاهانه از پیادهروی طراحی شده، من ترکیبی از تأثیرگذارترین تمرینات ذهنی و تجسمهای عملی رو آماده کردم تا تو فقط راه نری… بلکه درونت رو هم تغییر بدی 🌀👣
بعد از فقط چند روز استفاده از این فایلها، با چشم خودت میبینی که چطور افکارت تغییر میکنن، رفتارت متفاوت میشه، و ذهنی که همیشه مانع لاغر شدنت بود، حالا همراهت میشه.
📌 در فایل آموزشی «پیاده روی ذهنی برای لاغری»، دو موضوع مهم باز میشه:
۱️⃣ پیادهروی سنتی برای لاغری
همون مدلی که ما سالها تو دوران چاقی امتحان کردیم: قدم زدن، عرق ریختن، خستگی… اما بدون نتیجه ماندگار.
۲️⃣ پیاده روی ذهنی برای لاغری
مدلی که در اون یاد میگیری چطور با تمرینات ذهنی، قدمهات رو به ابزاری برای کمرنگ کردن تأثیر ذهن بر مغز تبدیل کنی.
نتیجه؟ کاهش پرخوریهای واکنشی، افزایش تمرکز، و تصمیمگیری آگاهانه درباره غذا 🍽️🧠
این فایلها بهت کمک میکنن که نهتنها بهتر پیادهروی کنی، بلکه با آگاهی، ذهن و مغزت رو مدیریت کنی، تا جسمت هم مسیر تغییر رو بهتر طی کنه 💪🌱
من اطمینان دارم که با گوش دادن و عمل به آگاهیهای این آموزشها، به یکی از بهترین نسخههای خودت تبدیل میشی.
پس هدفونتو بذار، کفشهاتو بپوش و قدم اول رو به سمت آزادی از افکار چاقکننده بردار ✨🎧
✍️ تمرین آموزشی – پیاده روی ذهنی برای لاغری 📖
برای کشف فرمولهای ذهنیات درباره پیاده روی و لاغری، بعد از مطالعه محتوای بالا و تماشای فایل تصویری، به سؤالات زیر با توضیح کامل و به شکل انشایی پاسخ بده.
- 🧠 نگرش فعلیات درباره استفاده از پیادهروی برای لاغر شدن رو توضیح بده.
- 📚 در گذشته چه اطلاعاتی درباره تأثیر پیادهروی برای لاغری شنیدهای؟ خلاصهاش رو بنویس.
- 🚶♀️ تجربههای شخصیات از پیادهروی برای لاغری در گذشته چطور بوده؟ شرح بده.
- 📉 آیا نتیجهای از پیادهرویهای قبلیات برای لاغری گرفتهای؟ چه نتیجهای؟
- 🔁 به نظرت پیادهروی به چه شکلی میتونه فرمولهای چاقی ذهنی رو فعال کنه یا واکنشهایی در ما ایجاد کنه؟ توضیح بده.
- 🎥 برداشتت از محتوای فایل تصویری پیاده روی ذهنی برای لاغری چیه؟ به زبان خودت و کامل بنویس.
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودت یه تمرین بساز و در بخش نظرات سایت بنویس.
📌 یادآوری: تمرینات ذهنی، مثل عضله هستن! هر چی بیشتر تمرین کنی، قدرت ذهنت برای لاغر شدن بیشتر میشه 💪🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
-
پیاده روی موثر (هماهنگی ذهن و جسم)۱,۲۰۰,۰۰۰ تومان -
برنامه ریزی ذهن برای ورزش کردن۴۵۰,۰۰۰ تومان
امتیاز 4.25 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام و عرض ارادت به استاد عزیز و گرامی
نگرش فعلی ات در باره استفاده از پیاده روی برای لاغر شدن توضیح بده
با توجه به آموزشهایی که از استاد آموختم نظرم درباره پیاده روی و یا هر ورزش دیگه عوض شده
در صورتیکه قبلا فکر میکردم پیاده روی باعث کاهش وزن میشه
به قول استاد همین ورزشها باعث میشه که به خودمون مجوز پر خوری بدیم وبگیم چون میخوام تحرک بیشتری داشته باشم میتونم اینا رو هم بخورم
در گذشته چه اطلاعاتی درباره تاثیر پیاده روی برای لاغری شنیده ای ؟خلاصه اش رو ننویس
همانطور که همه می دانیم حتی پزشکان و کارشناسان تغذیه به ما توصیه میکردن برای پایین آوردن وزن حتما باید روزانه پیاده روی داشته باشید
به طبع ما هم پذیرفته بودیم که باید غذا مون رو کم کنیم و تحرک وپیاده روی مون رو زیاد کنیم تا وزنمون بیاد پایین
تجربه های شخصی ات از پیاده روی برای لاغری در گذشته چطور بوده ؟شرح دهید
حقیقت اینکه من پیادهروی نداشتم ولی هفته ای سه بار میرفتم شنا.
به مدت یک ساعت شنا بدون وقفه انجام میدادم اما قبلش حتما ارده شیره میخوردم و بعداز بیرون اومدن از استخر اینقدر ضعف داشتم حتما باید لقمه هم میخوردم اما وزنی کم نمیکردم نهایتا وزنم ثابت بود
آیا نتیجه ای از پیاده روی های قبلی ات برای لاغری گرفته ای؟ چه نتیجه ای؟
درواقع با ورزش و رعایت اندازه خوردن با سعی وتلاش فراوان نهایتا وزنم ثابت بود و سرعت افزایش وزنم بسیار کم بود
به نظرت پیاده روی به چه شکلی میتونه فرمولهای چاقی ذهنی رو فعال کنه یا چه واکنشهایی در ما ایجاد کنه؟ توضیح دهید
همین که به خودمون مجوز پر خوری می دیم اگه فعالیت بدنی بخواد ذره ای از وزن ما رو کم کنه خودمون با پرخوری بعد وقبل از ورزش خودمون رو چاق میکنیم
برداشتت از محتوای فایل تصویری پیاده روی ذهنی برای لاغری چیه ؟ به زبان خودت و کامل بنویس
همانطور که استاد در فایل آموزشی توضیح دادن اگه بتونیم فاصله بندازیم بین مغزمون و ذهنمون اون موقع این پیاده روی موثر است مثلا در حین پیاده روی تعداد قدمهای پای راستمون رو بی صدا بشماریم
مغز ما که فرمانده بدن ماست به بدن دستور حرکت میده که گام بردار این کار مغز ما است
حالا ما بخواهیم درحین که ازمغز استفاده میکنیم از ذهنمون بخواهیم تعداد گام برداشته رو بدون صدا بشماریم در اوایل کار این خیلی سخت انجام میشه ولی با تمرین یواش یواش بین مغز و ذهنمون فاصله میاندازیم
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
پیاده روی
من قبلا حدود دوسال پیاده روی کردم ب امید لاغری اما واقعا تاثیری نداشت و دقیقا خود پیاده روی بهانه ای برای خوردن های بی مورد بود
ن تنها پیاده روی بلکه زمانی ک میرفتم باشگاه هم همین بهانه ها میومد سراغم برای خوردن
بعد باشگاه گشنم میشه قبل باشگاه یه چیزی بخورم ک تو باشگاه گرسنه نمونه و میخورم
برای همین هست ک استاد میگن در روش لاغری با ذهن نباید ورزش کرد مگر با فایلهای مخصوصی ک استاد ساختن و باعث میشه بین مغز و ذهن فاصله بیافته و کمتر افکار چاقی ک هنوز در ذهن هست مرور بشه و قدرت تمرکز و مراقبه و قدرت تصمیم گیری درست در مواقع عصبانیت و استرس رو بالا میبره
نگرش فعلیات درباره استفاده از پیادهروی برای لاغر شدن رو توضیح بده.
من از پارسال ک وارد دوره شدم دیگه کلا ورزش و رژیم رو کنار گذاشتم چون میدونم هیچکدوم باعث لاغری من برای همیشه نمیشه و فقط باعث رنج من میشن
ورزش کردن خوبه و باعث سلامتی و شادابی و انرژی گرفتن میشه اما لاغری نه
تمرینات گام ۱۹
۱- نگرش فعلیام درباره استفاده از پیادهروی برای لاغری
الان وقتی به پیادهروی نگاه میکنم، میفهمم که این کار فقط حرکت دادن پاها نیست، بلکه یه مسیر واقعی برای هماهنگی ذهن و بدن و سبک شدن احساسی است. قبلاً فکر میکردم هر قدم یعنی کالری سوختن و وزن کم شدن، ولی الان میفهمم مهمتر از اینها، حس درونی و همراهی ذهن است. وقتی ذهنم همراه باشه، هر قدم تبدیل به تجربهای از سبک شدن و رهایی میشود و حتی قبل از تغییر وزن واقعی، حس آرامش و رضایت توی وجودم جاری میشود.
وقتی شروع به پیادهروی میکنم، نفس عمیق میکشم و با خودم صحبت میکنم، به بدنم میگویم که همراهش هستم و میفهمم که این مسیر به جای اینکه یک وظیفه یا فشار باشه، فرصتی برای دوست داشتن خودم است. حس میکنم هر قدم، یک گفتوگوی درونی با ذهنم و یادآوری برای رهایی از باورهای چاقی است. ذهن و بدن وقتی با هم هماهنگ میشوند، هر حرکت کوچک حس سبک شدن واقعی و رضایت را ایجاد میکند.
حس میکنم این نگرش باعث میشود پیادهروی را نه به عنوان یک ورزش خشک و وظیفهای، بلکه به عنوان یک تمرین مراقبت از خودم و دوست داشتن بدنم ببینم. هر قدم، هر نفس، هر نگاه به اطراف، یک یادآوری است که من همین حالا هم شایسته آرامش و سبک بودن هستم. با این دید، پیادهروی تبدیل به تجربهای پر از حضور، آرامش و همراهی ذهن و بدن میشود، و نه صرفاً فعالیتی برای کاهش وزن یا سوختن کالری.
—
۲- در گذشته چه اطلاعاتی درباره تأثیر پیادهروی برای لاغری شنیدهام
قبلاً شنیده بودم که پیادهروی یک روش ساده و مؤثر برای کاهش وزن است و روزانه نیم ساعت قدم زدن میتواند کالری بسوزاند و به کاهش چربی کمک کند. بعضیها میگفتند اگر با شدت و سرعت بیشتری راه بروی، نتیجه بهتری میگیری و بعضیها هم فقط روی استمرار و تداوم روزانه تأکید میکردند. اطلاعاتی که داشتم بیشتر فیزیکی و بیرونی بود و ذهن یا حالت درونی را در نظر نمیگرفت.
همیشه فکر میکردم بدن کار اصلی را انجام میدهد و ذهن تأثیر چندانی ندارد، به همین دلیل وقتی پیادهروی میکردم، ذهنم همچنان گرفتار افکار چاقی، نگرانی و مقایسه با دیگران بود. این باعث میشد که نتیجه واقعی حس نشود و انگیزه کاهش پیدا کند. با اینکه مسیر طی میشد و انرژی مصرف میشد، اما ذهنم همراه نبود و همین باعث میشد که حس سبک شدن واقعی ایجاد نشود.
با گذشت زمان فهمیدم که اطلاعات گذشته ناقص بودند و پیادهروی تنها وقتی اثر واقعی دارد که ذهن همراه باشد. وقتی ذهن را با حرکت هماهنگ کنیم، هر قدم به یک تمرین ذهنی تبدیل میشود که افکار منفی و باورهای محدودکننده را آرام میکند و حس سبک شدن ذهنی و احساسی ایجاد میکند. حالا نگاه من به پیادهروی تغییر کرده است و آن را نه صرفاً ورزش فیزیکی، بلکه تمرینی برای مراقبت از ذهن و بدن و تجربه سبک شدن واقعی میبینم.
—
۳- تجربههای شخصی از پیادهروی برای لاغری
من در گذشته بارها پیادهروی کردهام، گاهی صبح زود، گاهی عصر، گاهی با موسیقی و گاهی بدون آن. در آن زمان بیشتر حس میکردم که بدنم حرکت میکند ولی ذهنم هنوز درگیر افکار چاقی، مقایسه با دیگران و سرزنش خود بود. بعضی وقتها خوشحال میشدم و انگیزه پیدا میکردم، اما غالباً ناامید میشدم چون تغییر ملموسی در وزن یا سایز بدنم نمیدیدم و این باعث میشد که ارزش تجربه پیادهروی را نادیده بگیرم.
گاهی وسط مسیر به افراد دیگر نگاه میکردم و ذهنم شروع به مقایسه میکرد: «چقدر سبک هستند، من هنوز…» اما الان که ذهنم را همراه مسیر کردهام، دیگر با این افکار درگیر نمیشوم و فقط به قدمها و حضور خودم تمرکز میکنم. تجربههای واقعی وقتی شروع شد که ذهنم را با بدن هماهنگ کردم و با هر قدم گفتوگویی درونی برقرار کردم. این تجربه حس سبک شدن ذهنی و احساسی را برایم ایجاد کرد، حتی قبل از تغییر فیزیکی وزن.
پیادهروی حالا برای من تبدیل به یک مدیتیشن در حرکت شده است؛ فرصتی برای گفتوگو با خودم، رها شدن از فشار و سرزنش، و تجربه سبک شدن واقعی. هر قدم نه فقط حرکت پاها، بلکه فرصتی برای هماهنگی ذهن و بدن و یادآوری دوست داشتن خودم است. این تجربهها نشان داد که پیادهروی واقعی فقط فیزیکی نیست و همراهی ذهن برای نتیجه واقعی ضروری است.۴- آیا نتیجهای از پیادهرویهای قبلیات برای لاغری گرفتهای؟
در گذشته، وقتی پیادهروی میکردم، بیشتر انتظار داشتم که تغییرات جسمی سریع و واضح باشند. بعضی روزها با اشتیاق قدم میزدم، برخی روزها کم انگیزه بودم و بعضی وقتها حتی بعد از چند هفته ادامه دادن، هیچ تغییری روی ترازو یا سایز لباسهایم نمیدیدم. این باعث میشد حس کنم پیادهروی بیفایده است و گاهی ناامیدی بر من غلبه میکرد. ولی با مرور تجربههایم حالا متوجه شدم که نتایج واقعی پیادهروی برای من، بیشتر ذهنی و احساسی بودهاند تا فیزیکی.
وقتی ذهنم همراه مسیر نمیشد، افکار منفی و مقایسهای فعال بودند: «چرا هنوز تغییر نکردم؟»، «دیگران بهتر نتیجه میگیرند»، «این همه قدم بیفایده است». این افکار باعث میشد احساس کنم هیچ نتیجهای نگرفتهام، اما حقیقت این است که حتی در آن زمان، با هر قدم، انرژی مصرف میکردم، نفس میکشیدم و بدنم حرکت میکرد، و این خودش بخشی از مسیر سبک شدن بود، فقط من به آن توجه نمیکردم.
با یادگیری پیادهروی ذهنی و همراه کردن ذهن و بدن، حالا میبینم که نتیجه واقعی، احساس سبک شدن ذهنی، آرامش و رضایت از خودم است. حتی اگر ترازو هنوز عدد متفاوتی نشان ندهد، هر قدم من را به حس سبک بودن و دوست داشتن خودم نزدیکتر میکند. متوجه شدهام که اگر ذهن و احساسم همراه بدن باشد، هر پیادهروی، هر نفس و هر نگاه به اطراف، خودِ تجربهای ارزشمند است و باعث تغییرات پایدار ذهنی و احساسی میشود.
پس الان میتوانم با اطمینان بگویم که نتیجه واقعی پیادهرویهایم، تغییرات ذهنی و احساسی بودهاند که پایهٔ سبک شدن واقعی را ساختهاند. مهم نیست ترازو چه عددی نشان دهد، مهم حس سبکی و آرامشی است که با هر قدم تجربه میکنم و این حس، ارزشمندترین نتیجهای است که میتوانم از پیادهروی دریافت کنم.
—
۵- به نظرت پیادهروی به چه شکلی میتواند فرمولهای چاقی ذهنی را فعال کند یا واکنشهایی در ما ایجاد کند؟
پیادهروی وقتی بدون حضور ذهن انجام شود، میتواند افکار و باورهای چاقی را فعال کند و ذهن را درگیر سرزنش، مقایسه و ناامیدی کند. برای مثال، وقتی قدم میزنیم و بدن حرکت میکند، ذهن ممکن است با خودش شروع به گفتن کند: «چقدر کند هستی»، «هنوز نتیجه نگرفتی»، «دیگران سبکترند و تو نمیتوانی». اینها همان فرمولهای چاقی ذهنی هستند که سالها در ذهن شکل گرفتهاند و با کوچکترین محرک فعال میشوند. حتی دیدن افراد لاغر، نگاه به لباسها، ترازو یا مسیر طولانی، میتواند باعث شود این باورها دوباره به جریان بیفتند و ذهن واکنش نشان دهد.
اما اگر آگاه باشیم و ذهن را همراه کنیم، میتوانیم این افکار را ببینیم، بدون واکنش به آنها قدم برداریم و تجربهای متفاوت بسازیم. پیادهروی ذهنی یعنی دیدن افکار منفی بدون قضاوت، تمرکز روی حضور خودمان و توجه به حس بدن و محیط اطراف. وقتی این کار را انجام میدهیم، هر قدم نه تنها حرکت پاها، بلکه حرکت ذهن و احساس ما نیز هست.
به این ترتیب، پیادهروی میتواند دو عملکرد متضاد داشته باشد: اگر آگاه نباشیم، ذهن ما را درگیر باورهای محدودکننده و افکار چاقی میکند، و تجربه را به فشار و ناامیدی تبدیل میکند. اما اگر ذهن همراه باشد، هر قدم به یک فرصت برای رهایی از این باورها و تقویت حس سبک شدن تبدیل میشود. در واقع، پیادهروی تبدیل به تمرین ذهنی برای آزاد شدن از باورهای محدودکننده و ایجاد هماهنگی بین ذهن و بدن میشود.
حضور آگاهانه در پیادهروی، فعال کردن حواس پنجگانه، احساس بدن، نسیم، نور و حرکت، همگی به ما کمک میکنند تا افکار محدودکننده کمتر کنترل ما را در دست بگیرند و حس سبکی و آرامش جایگزین آنها شود. به این ترتیب، پیادهروی نه فقط حرکت فیزیکی، بلکه مسیر ذهنی و احساسی برای سبک شدن واقعی است.
۶- برداشت من از محتوای فایل تصویری «پیادهروی ذهنی برای لاغری»
وقتی ویدیوی آموزشی «پیادهروی ذهنی برای لاغری» را دیدم، فهمیدم که پیادهروی واقعی فقط حرکت پاها نیست، بلکه یک مسیر کامل برای هماهنگی ذهن، احساس و بدن است. این فایل به من یادآوری کرد که سبک شدن واقعی از ذهن شروع میشود و حضور آگاهانه در مسیر، قبل از هر تغییر فیزیکی، احساس سبک شدن و آرامش ایجاد میکند.
دیدن فایل باعث شد به این فکر کنم که در هر قدم، فرصت گفتوگو با خودم وجود دارد. میتوانم با خودم حرف بزنم، افکار منفی را ببینم و بدون واکنش، قدم بردارم. هر قدم فرصتی است برای رهایی از قضاوت و مقایسه، هر نفس فرصتی است برای همراه کردن بدن و ذهن و هر نگاه به اطراف یادآوری میکند که من بخشی از این جهانم و میتوانم با خودم صلح کنم.
یکی از نکات مهم که در ویدیو خیلی حس کردم، این بود که پیادهروی ذهنی شبیه مدیتیشن در حرکت است. نه مدیتیشن خشک که باید ساعتها بنشینی، بلکه تجربهای جاری که در حرکت، در حضور و در حس بدن شکل میگیرد. هر قدم، هر لمس نسیم، هر حس نور خورشید، حتی صدای محیط، میتواند به ما یادآوری کند که سبک شدن و آرامش، همین حالا در دسترس است.
برداشت من این است که پیادهروی ذهنی، تمرین واقعی برای آزاد شدن از باورهای محدودکننده و سبک شدن ذهنی و احساسی است. وقتی ذهن همراه باشد، هر قدم انرژی تازه، شفافیت ذهنی و حس رضایت ایجاد میکند. حتی اگر ترازو هنوز عدد متفاوتی نشان دهد، این حس سبک شدن ذهنی خودش یک نتیجه بزرگ و پایدار است.
این فایل بهم یادآوری کرد که پیادهروی را نباید صرفاً به عنوان ورزش فیزیکی ببینم؛ بلکه یک مسیر مراقبت از خود، دوست داشتن بدن و ذهن و تمرین سبک شدن واقعی است. هر قدم فرصتی است برای حضور، آرامش و تجربه حس سبک بودن.
—
۷- تمرین خودساخته بر اساس محتوای ویدیو
بعد از دیدن ویدیو و مطالعه مطالب، تمرینی برای خودم ساختم که هم ذهنی و هم احساسی باشد و بتوانم آن را هر روز انجام دهم.
تمرین پیشنهادی:
۱. کفش راحت بپوش و به فضایی برو که بتوانی آزادانه قدم بزنی.
۲. قبل از شروع، چند نفس عمیق بکش و به خودت بگو: «من با بدنم و ذهنم همراه میشوم، هر قدم فرصتی برای سبک شدن است».
۳. هنگام قدم زدن، هر چند قدم یک بار با خودت گفتوگو کن: «تو همین حالا سبکتری، تو همین حالا شایسته آرامشی».
۴. به اطراف نگاه کن، حس نسیم، نور خورشید و صداهای محیط را تجربه کن و هر آنچه را که حس میکنی به ذهن بسپار.
۵. اگر ذهن شروع به سرزنش یا مقایسه کرد، فقط آن را ببین، نفس عمیق بکش و بدون واکنش ادامه بده.
۶. تمرکز خود را روی حضور خودت و حس بدن و حرکت نگه دار. هر قدم را تجربه کن و حس سبک شدنت را درک کن.
۷. بعد از پایان پیادهروی، چند دقیقه روی حس سبک شدنت تمرکز کن و تجربه خود را بنویس.
هدف این تمرین این است که هر بار، ذهن، بدن و احساس با هم هماهنگ شوند. با تکرار مداوم، عضلات ذهنی تو قویتر میشوند و توانایی ذهن برای لاغر شدن و تجربه سبک شدن واقعی افزایش مییابد. تمرین به مرور باعث میشود حتی بدون تغییر فوری فیزیکی، حس سبک شدن و آرامش عمیق تجربه شود و این حس پایه تغییرات پایدار باشد.
گام ۱۹
وقتی کفشامو میپوشم و بیرون میرم، همیشه فکر میکردم دارم راه میرم که وزن کم کنم، کالری بسوزونم، سبک بشم. اما الان فهمیدم قضیه اینقدر ساده نیست. راه رفتن فقط حرکت پاهاست، ولی حس و ذهن ما هنوز سر جاشه.
وقتی شروع میکنم به قدم زدن، سعی میکنم با ذهنم هم همراه بشم. یعنی نه اینکه فقط فکر کنم دارم ورزش میکنم، نه اینکه منتظر باشم ترازو تغییر کنه، نه اینکه خودمو سرزنش کنم. فقط هستم، نفس میکشم، قدم میزنم. و وقتی این کارو میکنم، یه حسی توی وجودم شروع میکنه به سبُکی… انگار که یه چیزی از من کم میشه، نه از وزنم، از بار افکارم.
گاهی میایستم، نگاه میکنم به درختها، به نور خورشید، به نسیمی که صورتمو لمس میکنه… حس میکنم دنیا داره با من حرف میزنه، نه علیه من. میفهمم که سبک شدن واقعی وقتی اتفاق میفته که ذهنم هم همراه باشه، نه فقط بدنم.
در طول پیادهروی، ذهنم مدام صدا میکنه. میگه: «تو چاقی»، «بازم داری اضافه میشی»، «این هیچ فایدهای نداره»… اما من یاد گرفتم که گوش ندم. میایستم، نفس عمیق میکشم و با خودم میگم: «باشه ذهن، حرفتو شنیدم، ولی الان من با بدنم همراهم و داریم سبک میشیم.»
و وقتی اینو میگم، حس میکنم بدنم رها میشه، حتی قبل از اینکه وزنم تغییر کنه. انگار یه چرخهی جدید شروع شده: ذهن و بدن با هم، نه علیه هم.
وقتی دارم راه میرم، اولش یه کمی عجله دارم. دلم میخواد زودتر به مقصد برسم، زودتر نتیجه ببینم، زودتر سبک بشم. ولی یاد گرفتم که این عجله فقط ذهنمو خسته میکنه و بدنم رو کند میکنه. پس نفس عمیق میکشم، خودمو رها میکنم و میگم: «همین قدمها، همین مسیر، خودش کافیه.»
و وقتی اینو میگم، یه حس خفیفِ آرامش میاد سراغم. انگار که ذهنم کمکم متوجه میشه، اوضاع از حالت جنگیدن خارج میشه. دیگه افکار منفی، حرفهای خودشونو نمیزنن. یه سکوت دلنشین میشه، هم توی سرم، هم توی بدنم. و من فقط راه میرم، ولی با هر قدم، حس میکنم سبکتر میشم، نه به خاطر وزن، به خاطر رهایی که توی ذهنم ایجاد شده.
گاهی آدم وقتی بیرون قدم میزنه، آدمای دور و برش رو میبینه و ذهنش دوباره سرکشی میکنه. میگه: «نگاه کن اون چقدر لاغره، تو هنوز…» ولی من دیگه با این صداها درگیر نمیشم. نفس عمیق میکشم و با خودم میگم: «هر کسی مسیر خودش رو داره، من مسیر خودمو دارم، همین کافیه.» و وقتی اینو میگم، یه حس شادی ملایم توی وجودم راه پیدا میکنه، انگار که قلبم داره لبخند میزنه.
یکی از نکات جالب این پیادهروی ذهنی اینه که من دیگه فقط به هدف فکر نمیکنم. یعنی قبلاً هر قدم که برمیداشتم، دنبال این بودم که وزنم کم بشه، شکل بدنم تغییر کنه، نتیجه سریع باشه. اما الان، هر قدم خودش یه تجربهست. هر نفس، یه گفتوگو با بدنم. هر نگاه به اطراف، یه یادآوری که دنیا با من حرف میزنه، نه علیه من.
و وقتی به این فکر میکنم، میبینم که لاغری واقعی همینه. نه کاهش عدد روی ترازو، نه کم کردن سایز لباس، نه سختی و فشار. لاغری واقعی یعنی وقتی من و ذهنم و بدنم با هم هماهنگ میشیم، وقتی حس سبکی و آرامش توی وجودم جریان پیدا میکنه، وقتی از خودم راضیام، وقتی احساس میکنم با خودم دوست شدم.
گاهی وسط پیادهروی، خودمو تو آینهی ویترین مغازهها میبینم. قبلاً که نگاه میکردم، ذهنم شروع میکرد: «چاقی… پهلو… شکم…» ولی الان، فقط نگاه میکنم، لبخند میزنم، و به خودم میگم: «تو همین حالا زیبایی، تو همین حالا سبکتری، همین نگاه کافیست.» و وقتی اینو میگم، یه حس آزادی توی وجودم جاری میشه، یه حس اینکه دیگه لازم نیست با خودم جنگ کنم.
وای به حال وقتی میرم پارک یا جایی که درخت و هوا و نور خورشید هست. اون موقع قدمها تبدیل میشن به یه نوع رقص آرام، ذهنم و بدنم همزمان حرکت میکنن، و من احساس میکنم که هر نفس، هر قدم، یه بار ذهنی و احساسی از روی دوش من برداشته میشه. اینجا دیگه چیزی به اسم «چاقی» یا «اضافه وزن» معنا نداره، اینجا فقط حس زندگی و سبک بودن وجود داره.
یه چیز دیگه هم جالب شد برام. وقتی ذهنم شروع میکنه به قضاوت یا انتقاد، دیگه باهاش بحث نمیکنم. فقط میایستم، نفس عمیق میکشم و بهش نگاه میکنم، مثل اینکه میگم: «میدونم داری تلاش میکنی، ولی الان ما مسیر خودمونو داریم.» و بعد دوباره قدمها ادامه پیدا میکنن، ولی این بار با یه حس مطمئن و رها، نه با فشار و اضطراب.
حتی وقتی بارون میاد یا باد میوزه، این تجربهی بیرونی با درونم یکی میشه. قطرههای بارون روی صورتم میافتن و من حس میکنم که هر قطره، یه شستشو برای ذهنمه، انگار ذهنم و بدنم با هر قدم، با هر لمس طبیعت، سبکتر میشن.
پیادهروی ذهنی بهم یاد داد که لاغری و سبک شدن، یه مسیر تدریجی و نرم هست. لازم نیست عجله کنم، لازم نیست زور بزنم، لازم نیست خودمو سرزنش کنم. فقط کافیه باشم، نفس بکشم، قدم بردارم، ذهنمو همراه کنم و به خودم اجازه بدم که سبک شدن رو تجربه کنم، حتی قبل از اینکه ترازو چیزی نشون بده.
و شاید مهمترین نکته اینه که دیگه پیادهروی برای «چربی سوزوندن» نیست، برای «دوستی با خودم» هست. برای اینکه هر قدم، یه مکالمه باشه با بدنم، یه پیام محبتآمیز باشه به ذهنم، یه یادآوری باشه که من همین حالا ارزشمندم، همین حالا شایسته سبک شدنم، همین حالا قابل دوست داشتنم.همین که قدم میزنم، میفهمم که ذهنم دیگه مثل قبل با خودش جنگ نداره. یه جور سکوت ملایم توی ذهنم راه پیدا کرده. قبلاً هر بار که بیرون میرفتم، ذهنم مدام سرزنشم میکرد: «چرا وزن کم نکردی؟»، «چرا هنوز پهلو داری؟»، «باید بیشتر تلاش کنی!» ولی الان، وقتی این صداها میان، فقط یه لبخند میزنم و بهش میگم: «باشه ذهن، حرفتو شنیدم، ولی من مسیر خودمو دارم.»
و وقتی اینو میگم، حس میکنم بدنم نفس راحتتری میکشه. مثل اینکه یه وزنه از روی شونههام برداشته شده باشه. هر قدم که برمیدارم، یه رها شدن کوچیک توی ذهنم حس میکنم. انگار که همهی افکار منفی، همهی فشارهایی که روی خودم گذاشته بودم، کم کم کنار میرن و من فقط حضور دارم، با پاها، با بدن، با ذهنم، با کل وجودم.
گاهی وسط مسیر، به آدمای دیگه نگاه میکنم و ذهنم میگه: «نگاه کن، اون چقدر لاغره، تو هنوز…» اما الان دیگه این صداها هیچ تاثیری ندارن. فقط یه نفس عمیق میکشم و با خودم میگم: «هر کسی مسیر خودش رو داره، من مسیر خودمو دارم.» و وقتی اینو میگم، یه حس آرامش و رضایت توی وجودم جریان پیدا میکنه، حس اینکه دیگه لازم نیست با خودم و بدنم بجنگم.
وقتی به اطراف نگاه میکنم، به درختها، به نور خورشید، به نسیم روی صورتم، حس میکنم که دنیا با من همراهه، نه علیه من. هر برگ درخت، هر پرنده، هر نسیم، یه یادآوریه که من بخشی از این جهانم، نه جدا ازش. این حس همراهی، کمک میکنه ذهنم و بدنم با هم هماهنگ بشن و هر قدم، نه فقط حرکت پاها، بلکه حرکت ذهن و قلب هم باشه.
گاهی وقتی برمیگردم و نگاه میکنم به مسیری که اومدم، حس میکنم چقدر مسیر کوتاهه و همزمان چقدر پر معنا. هر قدم، یه تجربه، یه گفتوگو با خودمه، یه یادآوری که سبک شدن واقعی از ذهن شروع میشه. و همین حس، منو پر از انرژی و امید میکنه.
وقتی بارون میاد یا باد میوزه، این تجربهی بیرونی و درونم یکی میشه. قطرههای بارون روی صورتم حس میکنم که ذهنم و بدنم با هم شسته میشن، سبکتر میشن. هر نفس، هر لمس طبیعت، یه پیامیه که میگه: «تو همین حالا میتونی سبک باشی، تو همین حالا شایسته آرامشی.»
همین قدم زدنهای ساده، کم کم یه نوع مدیتیشن میشه برام. نه اون مدیتیشن خشک که باید ساعتها بشینی و تمرکز کنی، بلکه یه مدیتیشن در حرکت. هر قدم، هر نفس، یه گفتوگوی آرام با ذهنم، یه یادآوری به خودم که من با خودم دوست شدم، من با بدنم صلح کردم، من با مسیرم هماهنگ شدم.
یه چیز جالب هم برام اتفاق افتاده. قبلاً وقتی به خودم نگاه میکردم، ذهنم فقط نقصها رو میدید: «شکم، پهلو، بازو…» اما الان وقتی به خودم نگاه میکنم، یه حس دوست داشتن توی وجودم جریان پیدا میکنه. به خودم میگم: «تو همین حالا خوبی، تو همین حالا زیبایی، تو همین حالا شایسته سبک شدنی.» و وقتی اینو میگم، حس میکنم بدنم جواب میده، نرمتر میشه، راحتتر حرکت میکنه، و ذهنم با من همراستاست.
همین قدم زدنها بهم یاد داده که لاغری واقعی یه مسیر تدریجی و نرم هست، نه فشار و سختی. لازم نیست خودمو سرزنش کنم، لازم نیست عجله کنم، لازم نیست با افکارم بجنگم. کافیه باشم، نفس بکشم، قدم بردارم، ذهنم و بدنم رو همراه کنم، و اجازه بدم که حس سبک شدن و آرامش جریان پیدا کنه.
حتی وقتی مسیر طولانی میشه و پای من خسته میشه، دیگه حس ترس یا ناامیدی ندارم. هر قدم، یه یادآوریه که من مسیر خودمو دارم، و هر قدم، یه گفتوگو با ذهنمه. نفس عمیق میکشم و به خودم میگم: «تو همین حالا مسیر خودتو داری، همین قدمها کافیه، همین حضور کافیه.» و وقتی اینو میگم، حس میکنم انرژی تازهای توی بدنم جریان پیدا میکنه، ذهنم شفافتر میشه و قلبم آرام میگیره.
این پیادهروی ذهنی بهم یاد داده که لاغری واقعی فقط عدد روی ترازو نیست، سایز لباس نیست، فشار و سختی نیست. لاغری واقعی یعنی وقتی من و ذهنم و بدنم با هم هماهنگ میشیم، وقتی حس سبکی و آزادی توی وجودم جریان پیدا میکنه، وقتی با خودم دوست شدم و با مسیرم صلح کردم.
و در نهایت، وقتی به خونه برمیگردم و کفشهامو در میآورم، حس میکنم چیزی فراتر از مسیر طی شده وجود داره. نه فقط پاها، نه فقط بدن، بلکه ذهنم هم سبک شده، افکارم آرام گرفته، و یه حس رضایت عمیق توی وجودم جا خوش کرده. فهمیدهام که هر قدم، هر نفس، هر نگاه به اطراف، یه فرصت بوده برای دوست داشتن خودم، برای رها شدن از قضاوت و فشار، برای تجربهی سبک شدن واقعی. و این سبک شدن، حتی قبل از هر نتیجهی بیرونی، همین حالا توی وجودم جریان داره و بهم یادآوری میکنه که من همین حالا هم شایستهی آرامش و سبکی هستم.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
همیشه گفته میشه که یکی از بهترین کارها برای لاغر شدن ، پیاده روی کردنه و من هم میتونم بگم حدود ۱۵ ساله که مدام پیاده روی میکنم ، البته پیاده روی من به دو قسمت تقسیم میشه قبل از ورودم به مسیر لاغری با ذهن و بعد از اون .
تا قبل از ورودم همیشه و به اجبار ، با نیت لاغری پیاده روی میکردم و چه روزهایی که هیچ انگیزه و اشتیاقی برای پیاده روی نداشتم ولی به خاطر لاغر شدن و حتی چاق تر نشدن این کار رو میکردم و بعد از ورودم به مسیر فهمیدم که علاوه بر جسمم باید ذهنم هم در این مسیر با من باشه و به من کمک کنه ، برای همین از اون به بعد هیچ گاه به اجبار و برای لاغری پیاده روی نکردم ، چون پیاده روی باید به من احساس خوب بده و منجر به افکار و رفتارهای چاق کننده نباشه.
من پانزده سالی که پیاده روی کردم شاید بتونم بگم که هیچ نتیجه ای نگرفتم و اگر هم لاغری اتفاق میافتاد به خاطر فشار و شکنجه هایی بود که به خاطر رژیم به خودم وارد میکردم.
اگه پیاده روی باعث بشه که من احساس گرسنگی کنم و با این فکر که من پیاده روی کردم و کالری زیادی سوزوندم و باعث پرخوری در من بشه یا اینکه بعد از مدتی که پیاده روی میکنم اگه روزی به هزار و یک دلیل نتونستم پیاده روی کنم و احساسم بد بشه و عذاب وجدان بگیرم و یا با دوستانم که پیاده روی میکنم خاطرات چاقی و رژیم رو مرور کنم ، هیچ نتیجه ای از پیاده روی عاید من نمیشه .
این تجربه ها رو من داشتم که اوایل بعد از پیاده روی با خودم میگفتم ، من که پیاده روی کردم حالا یه دونه شکلات که کالری زیادی نداره و اگه روزی نمیتونستم پیاده روی کنم خودم رو خیلی سرزنش میکردم و حتی روزهایی که هوا بارونی بود به اجبار توی خونه پیاده روی میکردم ولی چه فایده که همش چشمم به ساعت دیواری سالن بود که ببینم چهل و پنج دقیقه کی تموم میشه .
خدا رو شکر کمتر شده که کسی رو با خودم در پیاده روی همراه کنم.
من با این فایل فهمیدم که درسته کسی با من همراه نبود که خاطرات چاقی رو مرور کنیم ولی در حین پیاده روی نجواهای ذهنی من زیاد بود و خود این مانع لاغری من میشد.
در پیاده روی موثر برای لاغری اون نجواهای ذهنی و صحبتهای همراهان ما وجود نداره و ما با گوش دادن به فایلها این خلا رو پر میکنیم و چون میدونیم که مغز ما تحت تاثیر ذهن ماست ، فرمولهای ذهنی و نجواها بر مغز ما کمترین تاثیر رو دارند و چون ذهن درگیر و مشغول اون فایل و تمریناته نمیتونه تاثیر منفی بر مغز داشته باشه و همینجور که جسم به دستور مغز فعالیت میکنه ذهن هم با اون هماهنگه و تاثیرات مثبتی بر لاغری ما میزاره.
من هم فایلهای پیاده روی رو تهیه کردم و میتونم بگم که به خوبی بر تمرینات اون مسلط شدم و خیلی اوقات شده که به قول استاد دیگه زمان از دستم خارج شدن و متوجه گذشت زمان نبودم و تمرکزم بر تمرینات بوده نه به مرور افکار چاقی و این خیلی احساس خوبی به من میده.
اما اینجا از استاد گرامی یه سوال دارم که میتونیم به جای فایلهای پیاده روی از فایلها و موسیقی هایی که به ما انگیزه میده هم در طول پیاده روی استفاده کنیم و آیا اون اثر بخشی رو برای ما داره ؟
ممنون از شما
سلام و درود
استفاده از هر موزیک غیر از محتوای پیاده روی موثر می تونه جهت تنوع خوب باشه ولی تاثیر موثر جهت هماهنگی ذهن و جسم نداره.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
نگرش فعلیات درباره استفاده از پیادهروی برای لاغر شدن رو توضیح بده.
من در حال حاضر فقط بخاطر تنهایی و در کردن وقتم و فرار از بازی ها و منفی بافی های ذهنم میرم پیاده روی اونم خیلی آرروم مسیری رو میرم میشینم فکر می کنم خرید می کنم ولی دیروز دچار این حقه ذهنی شدم خواستم اضافه نخورم گفت بخور تو که پیادهروی کردی و اونجا بود که مچ خودمو گرفتم.
در گذشته چه اطلاعاتی درباره تأثیر پیادهروی برای لاغری شنیدهای؟ خلاصهاش رو بنویس.
خیلی چیزا شنیدم از افراد عادی بگیر تا پزشک متخصص جلوگیری از قند خون باعث لاغری شدن بهبود عملکرد ذهن و تنفس و غیره…
تجربههای شخصیات از پیادهروی برای لاغری در گذشته چطور بوده؟ شرح بده.
من در گذشته هربار که خواستم و تصمیم گرفتم پیاده روی و رژیم باهم اجرا کردم و نتایج عالی گرفتم هم ذهنی هم جسمی ولی رها کردم چون خسته شدم و اونم همون بازی ذهن بود تاثیر ذهن بر مغز
آیا نتیجهای از پیادهرویهای قبلیات برای لاغری گرفتهای؟ چه نتیجهای؟
بله نتایج عالی گرفتم اما ادامه ندادم
به نظرت پیادهروی به چه شکلی میتونه فرمولهای چاقی ذهنی رو فعال کنه یا واکنشهایی در ما ایجاد کنه؟ توضیح بده.
زمانی که ذهن افکاری چاقی مرور کنه و بر فکر یا مغز تاثیر بذاره پیاده روی صحیح پیاده روی که ذهن و فکر جدا از هم عمل کنند و اینکه ذهن پاک شده باشه از افکار چاقی.
برداشتت از محتوای فایل تصویری پیاده روی ذهنی برای لاغری چیه؟ به زبان خودت و کامل بنویس.
این فایل مشکل چند ساله من رو برام روشن کرد اینکه چرا منی که اینقدر نتایج عالی میگیرم از پیاده روی و حالم باهاش خوبه چرا نمی تونم ادامه شد بدم و نکته خیلی مهم دیگه این بود که پیاده روی های قبلی من دقیقا همین شکل بود باعث خوردن بیشتر و اگه یه روزم نمیرفتم باعث عذاب وجدان شدید در من می شد
خدایا شکرت برای آگاهی ❤️ 🩷 💜
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
به نام خداوند بخشنده و مهربانسلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیرممن زمانیکه پیاده روی می کردم اگر شب چیزی مثل بستنی یا شیرینی می خوردم این باور رو داشتم فردا میرم پیاده روی می سوزنمش و جبران میکنم یا این باور رو داشتم که با نخوردن و رژیم گرفتن میتونم وزن کم کنم و به سختی چند کیلو کم میکردم اما وقتی که رژیم رو رها میکردم وزنم به حالت قبل بر می گشتچیزی که من کم داشتم پیاده روی ذهنی برای لاغری هست یعنی نه راه رفتن با باورهای غلط بلکه در حین پیاده روی باید ذهنم رو سبک کنم و باورهای محدود کننده رو رها کنم و افکارم رو با هدفم هم راستا کنمتا ذهنم تغییر نکند اگر من افکار و باورهای غلط داشته باشم حتی اگر ۱۰ها هزار قدم هم بردارم کاری از پیش نمی رود من از موقعی که استاد گفت پیاده روی نکنید دیگه نرفتم اوایل خیلی مقاومت داشتم و ذهنم میگفت باید بری اما من به خودم تعهد دادم که به حرف های استاد عمل کنم و تا الان موفق بودم
پاسخ به سوالات مطرح شده:۱. نگرش فعلیات درباره استفاده از پیادهروی برای لاغر شدن رو توضیح بده؟ الان فهمیدم که اشتباهم کجا بوده و تا نگرش ذهنیم عوض نشه پیادروی عمل یک کار بیهوده خواهد بود۲. در گذشته چه اطلاعاتی درباره تأثیر پیادهروی برای لاغری شنیدهای؟شنیده بودم که اگر میخوای لاغر بشی باید رژیم و پیاده روی طولانی مدت داشته باشی و من هم خیلی پیاده روی میکردم بطوریکه الان پا درد دارم و دیگر نمیتوانم پیاده روی کنم۳. تجربههای شخصیات از پیادهروی برای لاغری در گذشته چطور بوده؟ من هر روز صبح ساعت ۵ با چند نفر از دوستانم می رفتیم پارک نزدیک خونمون و هر کسی درباره ی چیزهای بی اهمیت صبحت می کرد یک هفته گذشت و من از این گفتگوها خسته شدم،و جدا از آنها پیاده روی می کردم و صبحت های استاد عباس منش رو با خودم زمزمه می کردم و به احساس بهتری می رسیدم ۴. آیا نتیجه ای از پیاده روی های قبلی ات برای لاغر گرفته ای؟هیچ نتیجه ای نداشت جز پا درد و کمر درد و اگر هم لاغر میشدم خیلی کم بود و سریع برمی گشتم به قبل۵. به نظرت پیادهروی به چه شکلی میتونه فرمولهای چاقی ذهنی رو فعال کنه یا واکنشهایی در ما ایجاد کنه؟ به نظر من پیاده روی همراه با باورهای اشتباه فقط فرمول های چاقی را فعال می کنه اگر این روش نتیجه خوبی داشت الان من متناسب بودم ۶. برداشتت از محتوای فایل تصویری پیاده روی ذهنی برای لاغری چیه؟به این نتیجه رسیدم که اگر بتوانم روی مغز و ذهنم کار کنم و باورهای درست جایگزین کنم با گوش دادن به فایل ها و نوشته های استاد میتوانم به هدفم برسم
با سپاس فراوان از استاد بزرگواربه امید روزهای بهتر برای همه دوستان هم مسیرم