خانم فریده حسنی، بانویی ۴۴ ساله از تهران، یکی از هنرجویان پرتلاش دورههای «مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته» لاغری با ذهن هستند که از آبان ۱۳۹۸ با آموزشهای سایت تناسب فکری همراه شدند.
در حالی که از اضافهوزن و احساسات منفی نسبت به خودشان خسته شده بودند، به لطف هدایت درونی و آشنایی با قدرت ذهن، قدم در مسیر تغییر گذاشتند.
ایشان با پشتکار و اشتیاق، تمامی دورهها را تهیه کرده، تمرینها را بهصورت مستمر انجام دادند و با ساختن باورهای جدید، نهتنها کاهش سایز چشمگیری را تجربه کردند، بلکه به آرامش درونی، شادی، عزت نفس و اعتمادبهنفس بیشتری هم دست یافتند ✨
با وجود اینکه هنوز به سایز ایدهآل ۳۸ تا ۴۰ نرسیدهاند، اما با ایمان به مسیر ذهنی، با عشق و صبر در حال ساختن تناسبی ماندگار هستند.
در ادامه، دلنوشتهی زیبای ایشان را بخوانید؛ روایتی از ناامیدی تا نور، از چاقی اجباری تا آزادی در انتخاب، از رژیمهای سخت تا آرامش ذهنی… 💫
💌 دلنوشته خانم فریده حسنی برای استاد عطارروشن
سلام استاد عطارروشن عزیز
من فریده ۴۴ساله از تهران هستم، هنرجوی دورههای مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته لاغری با ذهن.
آبان ماه ۱۳۹۸، دوباره از خودم و از چاقتر شدن بیرویهام خسته شده بودم… رفته بودم پالتو بخرم، اما فروشنده سایز ۴۶ داد دستم برای پرو! 😔
نمیخواستم باور کنم که چاقیام داره بیشتر میشه. اشکریزان از فروشگاه زدم بیرون و گفتم باید یه رژیم سخت بگیرم، مثل همیشه…
بعد از ۶ سال، باز خودمو انداختم تو رژیم، ولی دلم دیگه نمیخواست محدودیت بکشه، دلم نمیخواست غذاها رو وزن کنم یا کالریها رو بشمرم.
از ۱۰ سالگی تو رژیم بودم، انقدر رژیم و ورزش سخت و دمنوش و قرص امتحان کرده بودم که از خودم بدم میاومد…
لباسها دیگه تو تنم زشت بودن. خرید برای من کابوس بود.
پر بودم از باورهای اشتباه مثل “تو ژنتیکی چاقی، کاریش نمیشه کرد”… و منم پذیرفته بودم. ناامید، خسته و همیشه نگران بودم…
تازه رژیمو شروع کرده بودم که یه روز دلم خیلی ضعف رفت. عاجزانه از خدا خواستم راهی نشونم بده…
و شگفتانگیز بود… درست همون روز به سایت تناسب فکری هدایت شدم 🌈
من از دو سال قبل در دورههای ذهنی شرکت کرده بودم و قدرت ذهنو میشناختم. همون موقع مطمئن شدم:
راه من برای لاغری، فقط از ذهنم میگذره 🧠💡
همه مطالب سایت رو با اشتیاق خوندم و گوش دادم. بدون لحظهای تردید، همه دورهها رو خریدم.
هر روز فایلها رو با عشق گوش میدادم، تمرین میکردم، کامنت میذاشتم، کامنت دوستانم رو میخوندم…
از ۱۵ آذر ۱۳۹۸ شروع کردم، و الان که تیر ۱۳۹۹ هست، تو دوره پیشرفته هستم.
هر روز تمرین دارم، هر روز آگاهتر میشم و هر روز احساس بهتری دارم 🌟
احساس آرامش دارم. دیگه از چاقتر شدن نمیترسم.
سایزم که نزدیک ۴۸ بود، حالا شده حدود ۴۲.
امروز رفتم شلوار بخرم، دیدم سایز لارج گشادمه، مدیوم اندازهمه! 😄
و چه حس قشنگی بود وقتی از فروشنده خواستم سایز کوچیکتر بیاره 💃
هنوز به سایز دلخواهم (۳۸-۴۰) نرسیدم، اما مطمئنم که خواهم رسید.
من با خودم هستم، با ذهنم مهربونترم، به خودم زمان میدم تا فرمولهای اشتباه ذهنم تغییر کنن.
باور دارم لاغری، نتیجهی تغییر درونه…
نتایجی که تا امروز گرفتم؟
🌱 آرامش
🌱 شادی
🌱 اعتمادبهنفس
🌱 عزت نفس
🌱 کاهش سایز
و مهمتر از همه: آزادی از رژیم و ترس از غذا خوردن
هر روز از خداوند سپاسگزارم که منو با شما آشنا کرد 🙏
و خوشحالم که تا آخر عمر، با این روش، زندگی نرمال، شاد و بدون ترس خواهم داشت.
سپاس از زحمات بیدریغ شما 🙏💖
🎧 توضیحات خانم حسنی از تجربه تولد یکسالگی خود در سایت تناسب فکری
برای شنیدن تجربهی الهامبخش خانم حسنی از مسیر یکسالهی لاغری با ذهن، فایل صوتی زیر را گوش دهید
گالری تصاویر خانم حسنی




توضیحات تصویری خانم حسنی
امتیاز 4.60 از 45 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام این بهترین صبح بهاری خدا رو شاکرم
دوست دارم مروری کنم بر عملکردم در این سالها
خانم حسنی حرف قشنگی زدن و گفتن که یک جایی فهمیدن چاقیشون ذهنی و جهان پاسخ داد دقیقا من هم یادمه این اواخر در گروه های دوستان که برای لاغر شدن استارت میزدن شرکت نمیکردم و میگفتم مشکل از ذهنه منه و واقعا هم جهان پاسخ من رو داد و من در این دوره شرکت کردم دوست دارم اسمش رو دوره طلایی بزارم چون درخشید در زندگی من
اولین بار که ورود به سرزمین لاغرها رو شروع کردم خیلی مبهوت و گیج بودم خوب تو دوره های رایگان استاد گفتند غذا چاق نمیکنه به همین راحتی و من تو یک هفته کلی ولعم نسبت به خوردن کم شد و کلی لاغر شدم ولی با شروع دوره دیگه اصلا خودم هم نمیدونستم دارم چی کار میکنم فقط ساعت ۴ بیدار میشدم و دو ساعت وقت میزاشتم و یادم قبل عید شروع کرده بودم بعد عید همه میگفتن چه لاغر شدی
اولین بار که دوره تموم شد دیر استارت زدم و فکر میکردم این دیر استارت زدن جلوی پیشرفتم گرفته ولی واقعا اینطوری نبود من دیگه اون ادم قبلی نمیشدم دیگه چاق نمیشدم حتی یکسال گوشیم نمیتونست فایلها رو لود کنه ولی باز هم من چاق نمیشدم تا اینکه صفرام رو عمل کردم و اوج ریزش سایتم تو اون دوران بود که متاسفانه هم خودم هم دیگران تناسب من رو به عملم ربط دادن صدایی در اعماق وجودم این رو قبول نداشت چون اون زمان صد گام شروع کرده بودم که واقعا عالی بود
من خیلی باور ژنتیکی چاقی و کم تحرکی رو نداشتم
بیشتر به خوردن ربط میدادم
به جایی رسیدم که به محض گرسنگی غذا میخوردم و به محض سیری دست میکشیدم و این خوب بود تا جایی که برام یک کلید واژه شد حتی به دیگران تو صیه میکردم و همه چیز از همینجا خراب شد من میدونستم چه طور دارم لاغر میشم کم کم حالت رژیم رو به خودش گرفت
و مثلا گاهی که سیر بودم ولی یک چی میخوردم سریع میومد که الان چاق میشی و دوباره تا حدودی ولعم برگشت که به لطف خدا شناسایی شد الان بیشتر بر مبنای فرمولها عمل میکنم توجه به محرکهای عصبی خیلی به من کمک میکنه
غذا چاق نمیکنه ولی رفتار ما با غذا چاقمون میکنه انسانهای لاغر رفتارشون با مواد غذایی درسته و چاق ها به این صورت نیست
پرخوری به قدری برام زشت و زننده و رنج اور شده که اصلا دوست ندارم تکرارش کنم
ممنون استاد