0

روش‌های لاغر شدن (قسمت سوم)

روش های لاغر شدن
اندازه متن

یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامه‌ی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشده‌ی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیه‌ی روش‌های لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه می‌خوام بگم چرا.

این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) دلیل‌های چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز می‌کنه و جلسه‌ها باید به ترتیب جلو برن.

🧭 از بین روش‌های لاغر شدن، کدوم درسته؟

برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اون‌ها از همه بهتره. برای رسیدن به قله‌ی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امن‌تر و ساده‌تره و خیلی‌ها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.

یه نکته‌ی مهم درباره‌ی راه‌ها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمی‌رسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو می‌ره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره می‌رسن.

روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهی‌هایی رو که داریم، یعنی همون فرمول‌های ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمول‌های اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسه‌ی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیل‌های اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و به‌جای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.

😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم

یه نکته‌ی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبه‌خود چاق شدیم. هیچ‌کدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.

ولی همین آدم‌ها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو می‌خونی، یعنی تو هم از روش‌های قبلی نتیجه‌ی موندگار نگرفتی. بنابراین همه‌ی ما در یه شرایط هستیم.

این موضوع با تمرین جلسه‌ی قبل فرق داره. در اون تمرین می‌خواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا می‌خوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون می‌تونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

مقایسه مسیر لاغری با ذهن و روش‌های لاغر شدن

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من

مادرم از بچگی بچه‌های تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کم‌کم با بزرگ‌تر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم می‌گرفتم، مادرم هم بنده‌ی خدا درگیر می‌شد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست می‌کرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته می‌شدیم، اون هم تشویقم می‌کرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول می‌کردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی می‌شدم.

از چند تا رژیم با اسم‌های مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامه‌ی رژیمی عالی داره. یکی از فامیل‌هاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامه‌های قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب می‌ده.

دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمی‌شد و ما خودمون یه چیزی جاش می‌ذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، به‌جای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامه‌اش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.

چرا دوباره سراغ همون روش‌ها می‌ریم؟

این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان می‌کنیم و شکست می‌خوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بسته‌بندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش می‌کنیم. با خودمون می‌گیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق می‌کنه».

یه جمله‌ی معروف هست که به انیشتین نسبت می‌دن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجه‌ی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همین‌طور بودم، هم در لاغری و هم در کسب‌وکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار می‌کردم و باز هم نتیجه نمی‌گرفتم. همین فکر بود که کم‌کم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.

بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجه‌ی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجه‌ی موندگار نرسیدن، جزو همین دسته‌ست. دیگه بهش فکر نکن.

🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد

فرض کن از شهر خودت می‌خوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیله‌ای بری، به کیش نمی‌رسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمی‌رسی.

از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همین‌طوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید می‌شد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید می‌شد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچ‌کدوم از این کارها رو نکردیم.

خیلی ساده‌ترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم می‌تونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامه‌ی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.

من این حرف رو از کتاب نمی‌گم. من خودم سال‌ها چاق بودم و عکس‌های قبل از تناسبم در سایت هست. روش‌های زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سال‌هاست متناسبم و تونستم به خیلی‌ها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

چاقی ذهن

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همه‌ی آدم‌ها غذا می‌خورن و خیلی‌هاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادت‌ها.

هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کم‌کم عادت می‌شه. عادت یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم، حتی وقتی می‌دونیم به ضررمونه. یه نکته‌ی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق می‌کنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبه‌ی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاق‌تر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمی‌ذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش می‌ده.

ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو می‌شنویم و باورش می‌کنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول می‌کنه. بعد کم‌کم بر اساس همون فرمول دستور می‌ده، خوردنمون بیشتر می‌شه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار می‌شه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.

مثال ازدواج و دارو

خیلی‌ها شنیدن که آدم‌ها بعد از ازدواج چاق می‌شن. هیچ‌کس هم نمی‌دونه چرا. یه حرفه که دهن‌به‌دهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور می‌کنه. بعد وقتی خودت ازدواج می‌کنی، این فرمول فعال می‌شه. از خیلی‌ها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلی‌هاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».

دارو هم همین‌طوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کم‌کم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمی‌دونی تا کجا پیش می‌ره.

لاغرهایی که نمی‌تونن چاق بشن

جالبه بدونی که خیلی از آدم‌های لاغر هم هر کاری می‌کنن نمی‌تونن چاق بشن. درست برعکس ما. اون‌ها اون‌قدر باور کردن که متناسبن و چاق نمی‌شن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمی‌ره. این خودش ثابت می‌کنه که چاقی و لاغری ذهنیه.

ولی بعضی از این آدم‌ها بالاخره پیش یه پزشک می‌رن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی می‌ده و می‌گه اشتهات رو زیاد می‌کنه. اون‌ها فقط می‌خواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدم‌ها امروز برای لاغری پیش من میان.

🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه

بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. می‌تونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته می‌شی و دوباره پلک می‌زنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.

برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیه‌ی کارها خودکاره. یادمه در مهمونی‌ها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو می‌خوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود می‌گفتم «چرا نمی‌خوری؟ حیفه!». اون می‌گفت «به خدا نمی‌تونم، دیگه پایین نمی‌ره». من خنده‌ام می‌گرفت و می‌گفتم «پس بده من بخورم!». حالا می‌فهمم که اون واقعاً نمی‌تونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.

حیوانات هم در طبیعت همین‌طورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمی‌بینی. چون اون‌ها با غریزه‌شون غذا می‌خورن و کسی فرمول‌های ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمول‌های ذهنی ما آدم‌های چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانه‌ها و فرهنگ دستکاری شده.

راز لاغر نشدن

👨‍👩‍👧 لاغری تو روی خانواده‌ات هم اثر می‌ذاره

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچه‌ای که در خانواده‌ای با پدر و مادر چاق بزرگ می‌شه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اون‌ها، چاق شدن رو یاد می‌گیره.

همین موضوع درباره‌ی لاغری هم صدق می‌کنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اون‌ها رو دیدن و خودبه‌خود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمی‌دی؛ روی خانواده‌ات و خیلی از آدم‌هایی که تو رو می‌بینن هم اثر می‌ذاری.

💪 جرأت کنار گذاشتن همه‌ی روش‌ها

نمی‌شه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشه‌ی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیه‌ی روش‌ها جواب نمی‌دن.

گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و می‌گه «فکر می‌کنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم می‌شه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش می‌گم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک می‌گم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.

شاید فکر کنی در جلسه‌های بعد بالاخره برنامه‌ی غذایی یا ورزشی داده می‌شه. نه، هیچ برنامه‌ای داده نمی‌شه. همه‌ی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجه‌اش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که می‌تونی لاغر بشی، می‌بینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همین‌جا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.

در دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش می‌دم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب می‌ده، یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو می‌بینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.

۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روش‌های لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمول‌های ذهنی تو با فرمول‌های یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟

🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟

تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدم‌های متناسب می‌دونستی. ولی حالا می‌دونی که تفاوت اصلی در فرمول‌های ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدم‌های متناسب اطرافت چه فرقی داره:

🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچ‌وقت از خوردن نمی‌ترسه و به چاق شدن فکر نمی‌کنه، ولی من همیشه از خوردن می‌ترسم.

🔸 مثال ۲: دخترخاله‌ام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف می‌کنن، برنمی‌داره. ولی من نمی‌تونم تعارف بقیه رو رد کنم.

🔍 مرحله سوم: بررسی روش‌هایی که امتحان کردی

هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:

🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟

📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همه‌اش برگشت.»

بعد درباره‌ی روش‌هایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.

💬 نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون. می‌بینی چه روش‌های زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده.

در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادت‌های چاق‌کننده) می‌بینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادت‌های تکراری ذهن هستن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟

روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمول‌های ذهنی و عادت‌های تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمول‌های ذهنیه.

۲. چرا رژیم‌ها نتیجه‌ی موندگار ندارن؟

چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمی‌ده و فقط آدم رو از خوردن منع می‌کنه. مغز دستور خوردن می‌ده و رژیم جلوش می‌ایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا می‌کنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده می‌شه و وزن برمی‌گرده.

۳. می‌تونم هم‌زمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟

نه. تا وقتی گوشه‌ی ذهنت به رژیم امید داری، نمی‌تونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری.

۴. چرا بعضی‌ها هر چی می‌خورن چاق نمی‌شن؟

چون فرمول‌های ذهنیشون درباره‌ی خوردن دست‌نخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر می‌شن، واقعاً نمی‌تونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.99 از 318 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11420
449 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار angelikia4040
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۳ ۰۰:۱۱
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 195 کلمه

      سلام استاد گرانقدر ،بعد از شنیدن این فایل به گذشته برگشتم دختری قدبلند و بسیار خوش اندام ولی هیچ کس از اعضای خانواده هیچوقت بمن نگفتن که تو خوش تیپ هستی فقط یکی از دوستانم در مدرسه بمن گفت تو خیلی خوش اندامی ،همیشه بمن در خانه القایی چون دراز بی قواره ،و لاغر مردنی میدادن تا اینکه بمن قرص های اشتها آور دادن باز هم چاق نشدم تا اینکه بعد از ازدواجم وارد خانواده همسرم شدم که بسیار غذا می خوردند و همسرم به زور بمن غذا میداد و میگفت بخور و اگر غذای بیشتر نمیخوردم ناراحت میشدن البته ایشان الگوی بدی در خانواده داشتند و محبت خودشون رو اینجوری نشان می‌دادند بعد یکسال باردار شدم و سیزده کیلو اضافه وزن پیدا کردم در حالیکه پسرم که بدنیا آمد خیلی ریز و ضعیف بود و الان سی ساله که وزنم به 115 کیلو رسیده ومن با هیچ روشی لاغر نشدم و ایمان قلبی کامل به روش شما دارم و آرزوی من تهیه دوره لاغری با ذهن ،ولی فعلا شرایط خرید رو ندارم و عاشقانه فایلهای رایگان شما رو گوش میدم ،از شما خیلی ممنونم و براتون طول عمر و سلامتی از خداوند متعال خواستارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار neda_so80@yahoo.com
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۲ ۲۳:۵۰
      مدت عضویت: 2181 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      باسلام و خداقوت به دوستان و استاد عزیز.
      من خیلیاهل رژیم نیستم. چون غذارو دوست دارم. و رژیم به روحیم فشار میاره.
      ولی معمولا مدتی رفتم باشگاه که متناسب بشم. به محض ول کردن ورزش 2 تا 4 کیلو چاق شدم.
      یا همون رژیم هایی که در گذشته دور گرفتم خیلی مقطعی تونستم حفظ کنم. دوباره شروع به افزایش وزن کردم.
      حالا خیلی خوشحالم که دارم با روش لاغری با ذهن اشنا میشم.و میتونم با افکار خوب تناسب اندام پیدا کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ensieshams1363
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۱ ۱۶:۱۸
      مدت عضویت: 2303 روز
      امتیاز کاربر: 221 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      با سلام و تشکر از استاد عزیز من همیشه به این موضوع فکر میکردم که چه طور میشه برای اینکه متناسب باشم باید تا آخر عمر مراقب باشم هر چیز اضافه در بدن من باعث چاقی میشه وقتی برای رژیم پیش متخصص تغذیه میرفتم همش فکر میکردم آخه این همه زجر مراقبت تا کی باید ادامه بدم چون به محض اینکه مراقب نبودم بر می گشتم به عقب همیشه استرس داشتم و نگران بودم که باز دارم اضافه می خورم چه کنم اما الان آرامش پیدا کردم خوشحالم که خداوند دوست نداره رنج ما رو و همه چی یه قانون و راه حل داره فقط باید آگاهی هامون زیاد بشه و فرمول های مغزمون و صحیح کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۶ ۱۸:۳۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد میگم چرا نمیشه فایل جلسه ۳ لاغری دانلود کرد هرچی دانلود کردم مینویسه مشکلی پیش امده ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام دوست عزیز
        لینک های دانلود صحیح است و به راحتی دانلود میشه
        شاید فضای گوشی شما برای دریافت کافی نباشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۵ ۲۱:۴۵
      مدت عضویت: 2378 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      باسلام.
      من خیلی سالها ورزش مکردم ورزش های هوازی بدنسازی حتی بازبون روزه کیلومترها پیاده میرفتم تا لاغر بشم ولی امان از یک گرم لاغری. گاهی وقتاهم ک لاغر میشدم یک کیلو بعد ازینکه رو وزنه میرفتم هفته بعد شیش هفت کسلو اصافه میشدم از بس میترسیدم دیگه برگرده و بی انصافی هم نمکرد حسابی برمگشت.
      یک باور اشتباه خیلی قوی تو ذهنم بود این ورزش کردن بااینکه من تو دوره بودم شرکت کردم حاهرم ک متناسبه و کمی چاق شده بود و تو یک ماه باورزش سنگین تونست ده کیلو کم کنه و الاو از شدت لاغری انگار داره میشکنه واقعا منو وسوسه کرد و هی مگفتم اگه منم اینکارو مکردممنم الان لاغر بودم ولیییییی.. الان نشستم سنگامو وا کندم اخه اینهمه سال ورزش مرده سخت تر این اینهمه رعایت کردی اینهنه دمنوشهای گردن گرون کمربند لاغری لباس لاغری قرص لاغری.وو….اگه اینهمه پولی ک من خرج کردم رو جم میکردم یالمه چیز میخریدم باهاش ولی خب لاغر نشدم البته من یک دوره خوب لاغر شدم ولس یکی دوهفته بعدش چندین برابرر برگشت وزنم خب من باورم رو دختر توپر سفید بهتره بود هنیشه و هی توپلتر وچاقتر میشدم و دیگه الان حالم بد میشه ازین باور.
      هیچ روشی منو ب مقصد و نتیجه م نرسوند غیر از ذهنم ذهن منه ک من با وارد مردن اطلاعات غلط باعث چاقی خودم شدم خب ازهمین راهم برمگردم و لاغر میشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fereshtehgeranpayeh
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۹ ۰۱:۴۴
      مدت عضویت: 2484 روز
      امتیاز کاربر: 19697 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      من هم راه های زیادی رو امتحان کردم البته زیاد رژیم نگرفتم چون تحمل گرسنگی و غر زدن اطرافیانم رو نداشتم حالا حساب بکن خودت عصبی باشی هی سرت غر هم بزنن . ولی چند ماه ۵ روز در هفته روزه گرفتم و ۸ کیلو هم کم کردم ولی بعد از مدتی وزنم برگشت . دو بار قرص لاغری خوردم ولی تاثیر زیادی نداشت و چند بار ورزش کردم که با علاقه بود ولی وقتی که اضافه وزن داشته باشی کار خیلی سخت میشه البته خوب هم نتیجه می گرفتم ولی بعد از مدتی دو باره وزنم زیادتر از قبل میشد . دو بار دمنوش گیاهی استفاده کردم که روی من اثر نداشت یه مدت پیاده روی کردم که باز وزن کم کردم ولی ماندگار نبود . در رابطه با سخن آقای انیشتن باید بگم درباره تلاش ما برای لاغر شدن نبوده اگه بود بهش میگفتم آقای انیشتن عزیز وقتی که راه درست لاغر شدن رو بلد نبودیم به هر روشی که بلد بودیم و یا بهمون گفته میشد سعی می کردیم لاغر بشیم ما انسانهای چاق مثل کسی که در حال غرق شدنه در کمال ناامیدی به هر چیزی چنگ می زنیم تا خودمون رو از این چاقی زجر آور نجات بدیم اون غریق هم با وجودی که امیدی به نجات پیدا کردن نداره به هر چیزی چنگ میزنه تا بتونه چیزی رو بگیره و از آب بیرون بیادپس ما آدمای احمقی نیستیم ما نادان بودیم . نادان به روشی که بتونه ما رو از چاقی نجات بده و خدا رو شکر که روش درست لاغر شدن رو پیدا کردیم و از استمرار و سماجتمون در موندن در این مسیر میشه فهمید که چقدر به این راه ایمان داریم و اون نشان دهنده هوش و پشتکار ما است و تعهدی که برای رسیدن به لاغری و تناسب اندام داریم و میدونم که با استمرار و پشتکار به هدف خود میرسیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار me.acreationofgod@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۳ ۱۵:۰۶
      مدت عضویت: 2155 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,250 کلمه

      خب سلاام^^
      قرار شد دلایل چاقی که خودم فکر میکردم رو بنویسم و توی اطرافیان به دنبالشون بگردم و دلیل بر ضدشون بیارم و ردشون کنم،حرفای بقیه رو هم خوندم،و همه ی اون دلایل من رو هم اونا رد کرده بودن،اما خودمم لازمه بهشون فکر کنم و بنویسم تا باورم بشه و بارها تکرارش کنم اولیشو گفتم ارث:
      دلیلی که میخوام برای رد کردنش بیارم،یکی بابای خودمه، من و مامانم هر دومون چاقیم،خواهر کوچیکم چاق نیست(اما حالا اونو به خاطر سنش در نظر نمیگیرم)بابام متناسبه و جدیدا همین یک ساله یکم شکم اورده وگرنه همیشه همه میگفتن عجیبه که بابات انقدر لاغره و تو چاقی و حتی باور نمیکردن من دخترشم
      به غیر از خودمون،دختر عمو های بابامن که مادرشون چاقه،عموی بابام خیلی لاغرن و خود دختر ها هم سه تاشون خیلی لاغرن و یکیشون چاقه پس تو این خانواده هم رد میشه
      خانواده بعدی خانواده مامانمن که دوتا دخترا چاقن و سه تا پسرها متناسب،عموی خودم و عمه هام که لاغرن و مامانجونم که چاقن،هر چند تو فامیل مادریم این تفکر اشتباه هست که زنها همیشه چاق تر از مردان و این خیلی طبیعیه که زن چاق باشه،ولی واقعا ربطی به ژن و دختر و پسر نداره که! نه فقط به نظر من،همه گفتیم که ربطی نداره و خب واقعنم هر دو از یه پدر و مادرن،خیلیم طبیعیه که مثل هم باشن

      دلیل بعدی بد و دیر غذا خوردنم بود:
      خب در مورد اینم باید بگم خییلیارومیشناسم اینطورن،عارفه دوستم چون سر کار میره برنامه غذایی خاصی نداره و با اینکه خیلی میخوره ولی خییلییی لاغره،عسل اصولا مثل من دیر از خواب پا میشه ولی خیلی لاغره،اونم که در نظر نگیریم،پریسا هم تا دیر وقت بیداره و هم خیلی برنامه غذایی داغونی داره و رسمن غذا خوردنش هر دفعه رو هواست،یا همین بابای خودم،راه دورم نمیرم

      خواب زیاد و دیر خوابیدن
      خب اینم که همون پریسا رو به راحتی میتونم مثال بزنم،یا فاطمه،یا بهنام یا خیلییی از دوستای دیگم که هم زیاد میخوابن،و هم دیییر میخوابن،و خیلی از نو حوونا و جوونای الان،اگه چاقی به این ربط داشت که خب الان هر جوونی که تو خیابون داره راه میره باید و باید چاق باشه،پس اینم نیست،به ذهنمون فقط ربط داره،پس مطمعنن نیست

      بعدیش هله هوله خوردن بود
      خبب این از ریشهههه قطع میشه با وجود دختر داییه فوق لاغرو خوش هیکلم که از بچگی همه میگفتن با (به قول ماها)چلسمه و هله هوله زند مونده،رضا،عمو جواد،عسل و چیپساش،سوین و هله هوله هایی که همیشه تو کیفش پره،یا مثلا توی دبستان یه دوستم اسمش نیاز بود و یه پلاستیک بزرررگ هر دفعه کلیی هله هوله میورد و نی قلیون بود،متین پسر عمم که خیلیییی خیلییی لاغره در حدی که میگیم الان میشکنه و…پس ربطی به خوردن هله هوله هم نداره،اونا ممکنه زیادش واسه سلامتی و انرژی دادن به بدن و تغذیه سالم تاثیر داشته باشه،ولی دلیلی بر چاقی نیست،چون همه میخورنش،پس بستگی به اونی داره که داره میخوره،نه خودش،مثل اینه که آبو جوش بیاری غذا بپزی و یا همون آبو بزاری فریزر یخ بزنه بعد باهاش شربت درست کنی،خود آب صرفا آبه تفاوت تو طرز رفتار باهاشه،اونا اعتقاد استباهی مبنا بر این ندارن که اگه اینو بخورن چاق میشن،ولی من تو ذهنم بوده که حتی اگه هوا بخورم،چاق میشم و این ذهنیتمه که اینکارو باهام کرده

      بعدیش کم تحرکی بود:
      خب در مورد اینم باز پریسارو میتونم مثال بزنم،حدیث دختر عمه ی دختر عمم(هر جند اینو به جشم ندیدم و دختر عمم خودش میگه اون اینطوره)،فاطمه ی خودمون همین دختر عمم،بابای خودم همیشه کارش نشستنیه و توی خونه هم یا خوابه،یا اگه رفت بیرون همش توی ماشینه،ولی الان هر جی فکر میکنم بیشتر به ذهنم نمیاد،بعدا بیشتر میگردم و بازم در این مورد مینویسم

      بابام میگه زیاد سس خوردن،ولی هیییچ ربطی نداره چون من قبلا سس خیلی نمیخوردم،الانم خیلی کمتر شده ولی در کماال تعجب دیروز یک کیلو اضافه کرده بودم،پس پدر و خودم ببخشید اینیکی مثالو حتی لازم نیست از فرد خارجی استفاده کنم،خودم نمونه ی بارزشم

      بعدیشو گفتن میشه خودمو دوست نداشتن و…
      ن که اشتباه باشه،بله فکر میکنم اینم هست
      اما کامل نبوده،خیلیا و تقریبا 90 درصد خودشونو دوست ندارن وحتی نمیشناسن،اما خیلیاشونم لاغرن،قضیه ی من اینه که من خودمو نمیشناسم،دوست هم هنوز خیلی و خیلی ندارم،و میخوام اینو بهش اضافه کنم که روی خودم و افکار اشتباهم تاکید داشتم و به خودم ظلم میکردم،این خیلی اشتباهه
      از اونجایی که نمیدونستم و همیشه از خودمم بدم میومده خودمو لایق چاقی میدونستم و حق میدادم که چاق باشم اما به خودم این حقو نمیدادم که لاغر و خوش اندام بمونم و اون زیبایی که دوست دارم و داشته باشم
      از اونجایی که از الان به بعد دارم خودمو میشناسم و دوست میدارم،پس میفهمم که حق دارم لاغر باشم،خودم خودمو لاغر میکنم همونطور که چاق کردم و افکار اشتباه داشتم
      من یک بار وقتی 11_12 سالم بود با رژیم های سختی که برای یه بچه اصلا مناسب نبود و فقط و فقط اعتماد به نفسم و علاقه به خودمو دوران شیرین بچگیمو نابود کرد وهمیشه توی سرم میزدن و دعوام میکردن یکی دو کیلو کم کردم،
      و یک بار هم نزدیکای سال 96_97 از 92 کیلو به 68 رسیدم
      اما با توجه به افکار اشتباهم این 20 کیلو وزن به راحتی و یه چشم به هم زدن برگشت ومن الان خیلی در عچبم که این افکار اشتباه چه بر سر تمام تلاش من برای لاغری اورد و چقدر به اشتباه توی سرم زد و بهم میگفت تو حق لاغری نداری و منو به اینجا دوباره کشوند
      به قول همه و شما وقتی من تونستم با این روش های اشتباه و بدون داشتن ذهنیتی درست انقدر وزن کم کنم،مطمعنن با قدرت ذهنم و دست تو دست خدا و شما به راحتی و به زیبایی میتونم با این روش صحیح و کاملا منطقی و بی نغص دوباره و ایندفعه تا آخر عمرم و برای همیشه خودمو لاغر کنم و به چیزی که میخوام برسونم
      با شوق و اشتیاق منتظرم و حتی اینو بیشتر فهمیدم که با نوشتن نسبت به خودم و افکار درستی که بهم میدین باایمان تر میشم
      مطمعنا اینکه این اول ذهنم اینطور مقاومت میکنه به خاطر اینه که این حرفا واسش جدیده و هیچوقت هیچکس بهش نگفته چیزی به اسم 70 کیلوکالری یه قاشق برای چشیدن غذا تورو چاق نخواهد کرد…و هیچوقت کسی نگفته اگر اینو بخوری هیییچ اتفاقی نخواهد افتاد،هیج ربطی به خوردن و نخورردن،خوابیدن و نخوابیدن،راه رفتن و راه نرفتن،بازی کردن با کامپبتر و تبلت و گوشی و …و نشستن نداره،که با این حرفا تورو چاق میکنیم و چاق نگه میداریم و هعی مدام تو و ذهنتو تغذیه ی اشتباه میکنیم،و هیچوقت از دکترا که یکی از مورد اطمینان ترین اشخاص برای هر کسی هستن نشنیدیم که ذهنت باعث این اتفاقات بد توی بدنت شده،حتی اوناهم بهمون گفتن ع چاق شدی؟رژیم بگیر،جون اونا هم نمیدونستن،من اینطور فکر میکردم که همه همه چیزو بیشتر از خودم میدونن،اونی که میگه چاقی و زشتی حتما درست میگه!واسه اینا و واسه خیلی دلایل دیگه،همیشه توی سر خودم زدم و به خودم گریه کردم،هعیی که چقدر نمیدونستم و الکی خودمو سرزنش کردم،الان به خودم حق میدم که یکمی لوی کنم خودمو و تاز بیام و نازمو بکشم و افکارمو درست کنم و جای ضربه هایی که هر دفعه برای تنبه به خودم زدمو با گل و پروانه و نور خدا و خودم شفا بدم،با خودم درست رفتار کنم و بهش یاد بدم که چطوری با کمک شما راه درست و بر خلاف تمام راهایی که تا الان زندگی کردم و رفتم،برم،راهی که بهش معتقدم و میدونم که درسته،و باهاش حس و حال خیلی خوب و سبکی بر عکس تمام این سال ها دارم،باهاش خودمم و خیلیی دوسش دارم،و میتونم توی این راه به خودم با تمام جونم لبخند بزنم
      امیدوارم موفق باشم
      امیدوارم همه موفق باشیم
      و خدا پشت و پناه هممونه،امدوارم هممون حسش کنیم
      خدانگهدارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۲ ۰۸:۱۵
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزيز و استاد مهربان و بزرگوار
      جرا ما چاق شديم و لاغر نميشيم هر روشي كه ميشناسيد و خودتون استفاده كرديد و ديگران استفاده كردند رو درباره اش تحقيق كنيد؟
      من از زماني كه يادمه جاقم و يادم نيس از جه موقعي جاق شدم الان كه در اين دوره ها هستم عكس هاي قبل كه نگاه ميكنم فهميدم از زمان راهنمايي به بعد من جاق شدم و هيج خاطره اي از دوران تناسب در ذهنم نبوده و الان كه به عكس هام نگاه كردم متوجه شدم
      جاقي حاصل افكار و رفتار تكراري ماس از زماني كه باورهاي اشتباه رو به ذهنم دادم وحرف هر كسي رو قبول ميكردم
      و من جاق شدم و همه ي جامعه اعم از خانواده معلم اقوام دوستان رسانه ها بر روي مغز من تاثير گذاشتند و خيلي ساده و راحت بدون اينكه زحمتي كشيده باشيم بر روي مغزمون تاثير گذاشته و جاق شديم
      و از زماني كه وارد اين دوره ها شدم هيج عامل بيروني رو مقصر جاقي خودم نمي دونم و تنها از طريق ذهن ميتونم متناسب بشم همانطور كه از طريق ذهن جاق شدم ميخام از همون مسير برگردم و متناسب شوم و همانطور كه اسون و راحت جاق شدم ميخام اسون و راحت متناسب شوم
      خواهر بزركم حدود ٣٠سال متناسب بود و هميشه دوست داشت جاق بشه ميكفت من عاشق بازوي بزرگ هستم دوست دارم جاق شم و به دنبال روش هاي جاقي بود هر كاري ميكرد موفق نميشد تا اينكه بك داروي خورد ماه به ماه وزن زيادي رو اضافه ميكرد و الان در حالت جاقي به سر ميبره و خودش هم ناراحته از اين وضعيتش و ميكه راه برگشتي نيس و بعضي مواقع رزيم ميگيره و جند كيلوي كم ميكنه براي مدتي باز وزنش بزميگرده هميشه ناراحته ميكه ياد اون زمان ها من اشتباه ميكردم كاش جاق نميشدم
      ديكه فرمول هاي ذهنيش عوض شدند و اين كار فقط از طريق لاغري با ذهن صورت ميگيرد و بس
      ——
      من خودم روش های زیادی برای متناسب شدن اقدام نکردم فقط پیاده روی و باشکاه بوده و بعضی مواقع هم نخوردن مواد قندی مثل نوشابه و شکر و چربی ها برای مدت خیلی کم و تا زمانی که در این روش ها بودم موفق میشدم چند کیلوی کم کنم و باز برگشت میخورد مقطعی بود همه ی این روش های که من میرفتم ——-
      من همیشه این باور رو داشتم که از راههای سخت نمیشه به نتیجه رسید به همین دلیل هیچ وقت روش های که بهم پیشنهاد میشد قبول نمیکردم ولی دوستان زیادی در اطرافم دیدم که از راههای مختلف میخاستن لاغر بشن مثلا یکی از دوستانم عمل جراحی انجام داده و از بس چاق بود مشخص نبود چقدرلاغر شده ولی باز این چربی ها برگشت خوردند
      دختر داییم چربی های شکمشون برداشتن و تا یک مدتی نتیجه داد باز به وزن قبلش برگشته و بعد از اون دنبال روش های دیگه هم رفته که اونا هم نتیجه نداده
      خواهرهای خودم همیشه در رزیم هستن تا زمانی که در رزیم هستن وزن کم میکنن ولی به محض اینکه رزیم رو رها کردن دوباره چاق میشن
      دختر خاله ی مادر همسرم از دم نوش های گیاهی استفاده میکنه و در عین استفاده کردند رزیم هم میگیره چند کیلوی وزن کم میکنه ولی با رهایی از ان ها به وزن قبلش برگشت خورده و الان در چاقی به سر میبره
      دختر خاله ی همسرم همیشه در رزیم هستش و رزیم های مختلف میکیره برای یک مدتی متناسب میشه ولی باز خسته میشه و رها میکنه و نتونسته برای همیشه لاغر بمونه
      ———
      من به این باور رسیدم که از طریق ذهن فقط میتونیم به نتیجه ی دلخواهمون برسیم و هیچ روش دیگه ای نمیتونه ما رو به هدف برسونه تمام روش های لاغری مقطعی هستند ولی این دوره کاملترین و با ارزش ترین روش لاغری از طریق ذهن هستش 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
      خدایا شکرش که در این مسیر زیبا در حرکت هستم 😍🙏🏻سپاس و قدردانی از استاد خوب و مهربانم 🙏🏻👏🏻👌🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ۱۰:۲۱
      مدت عضویت: 2187 روز
      امتیاز کاربر: 414 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 728 کلمه

      سلام مجدد خدمتون استاد گرامی و تمامی دوستان عزیز.

      اولتر از همه صادقانه باید عرض کنم با انجام دو جلسه قبلی آرامش واقعی را بعد سالها حس میکنم. احساس میکنم تمام عضای بدنم دوباره به تحرک آمده فعالیتهایش رو طبق خواست ذهن آهسته آهسته و بدون حرص و ولع ، استرس انجام میده.
      از شروع گوش دادن به فایلهای استاد عزیز و انجام تمرینات پی در پی و خواندن نظرات دوستان اولین بار است اینقدر باور قوی روی خودم و تمام توضیحات فوق‌العاده درباره لاغری با ذهن شده که استاد مان در هر یک فایلهایشون تاکید می ورزد همه چیز روی قدرت ذهن است تنها با ذهن خود میتوانم سرنوشت مان رو تغییر دهیم دقیقا ک همین طور بوده تنها قدرت ذهن است ک زندگی مون رو کنترل می‌کنه تنها ذهن است ک برای مون یاد میده چطور زندگی کنیم و به چه نوع زندگی کنیم!
      ما تا زمانی که از قدرت ذهن خود غافل هستیم به جسم بی روح می‌مانیم.
      در طول زندگی ۲۳ سال امروز این واقعیت رو قلبا و ذهنا دریافتم تنها ذهن تمرکز خودی آدمی‌ست ک اولتر از همه خودرو و خدا خودرو پیدا می‌کنی آن لحظه چقدر زندگی برایمون قشنگتر شده و با تمام شور و اشتیاق دوست داری بشتر و بهتر قانون جهان و قدرت‌ خدای زنده یی پیش از هر زنده و زنده یی بس هر مرده رو بشناسی.
      من الان چنین احساسی نشاد دارم مفتخرم بر اینک بنده خدای قیوم هستم میبالم بخاطری روح الله در من دمیده شده از قدرت ذهن و جسم سالمم سپاسگزارم و با توانایی وجودم شجاعانه زندگی میکنم و از تک تک طعم های خدا در پیرامونم لذت میبرم. برای این همه نعمت های فراوان خدایا سپاسگزارم.🙏

      قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، منم از روش های زیاد استفاده کردم اما به هیچ یه نتیجه قناعت بخش و وزن ایده‌آل ام نه رسیدم.

      رویش های که استفاده کردم قرار ذیل است:

      ۰ رژیم: من از هیچ کسی رژیم خاص نه گرفتم طبق سرچ در اینترنت در مورد رژیم ها رژیم می‌گرفتم اما میدیدم نتیجه نمیدهد دوباره ترک میکردم میرفتم روی رژیم جدید غذای های چربی، فست فودها، شیرنی باب، آب میوه ها نوشیدنی های گازی استفاده نمیکردم‌ میدیدم باز هم نتیجه نداره دلسرد می شدم. طبق معمول باز هم با استرس و حرص و ولع غذا می‌خوردم یا پرخوری میکردم و بعد مثلی همیشه سرزنش و مایوسی. 😔

      ۰ ورزش. باور داشتم با ورزش میتوانم به وزن خودم ک میخواهم برسم صبح های سحر ورزش میکردم عرق می ریختم حرکات مختلف انجام میدادم از انترنیت اپلیکیشن های گوناگون حرکات رزمی، لاغری شکم، لاغری پهلو و ران ، لاغری باسن و حتا فتنیس بادی کمبات انجام دادم اما هیچ یک این روش ها کمکم نه کرد ک به وزن ایده‌آل ام برسم‌😔

      ۰ دمنوش:
      دمنوش های تلخ و بی مزه درست میکردم‌. دمنوش مخصوص جاپانی برای لاغری سریع درست کردم از لیمو، زنجبیل و سیر با آب ولرم جوش میدادم تا دو ماه استفاده کردم تاثیر نداشت.
      دمنوش لاغری خیار لیمو کرفس میکس استفاده کردم نتیجه نداد.
      عسل با لیمو به امید لاغری یه ریزه لاغری هم هیچ تاثیر نداشت

      ۰پنج ماه باشگاه رفتم هر چه تلاش کردم عرق ریختم کمربند لاغری گرفتم ، دست از غذاهای چرب گرفتم در عوض درد معده برایم پیش آمد اما فقط ۳ کیلو از وزن ۶۲ کم کردم و دوباره برگشت و هیچ نتیجه برایم نداشت. 😢

      ۰ پیاده روی متواتر ک تا الان دارم هم در سابق و الان برایم تاثیر نداشته چون ذهن چاق داشتم هر روش رو با ترس و نامیدی تمام شروع میکردم.

      از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم با گوش دادن فایلهای استاد و تمرینات ام و باور کامل درباره لاغری با ذهن حاصل کردم تمام روش های که قبلاً استفاده کردم نتیجه یی برایم نداشت یکی به یکی خط میزنم و ذهن ام رو از تمام این روش ها پاک کرده و برای یک شروع جدید روش جدید با باور کامل و آرامش تمام لاغری با ذهن رو ادامه میدهم.
      الان پذیرفته ام ک خودم مسؤل چاقی ام هستم و خودم با قدرت ذهن ام میتوانم به ایستگاه قبلی ام برسم.
      از همین روز متعهد میشم دوباره هیچ یه روشهای بیرونی که ذهن ام با آنها موافق نیست استفاده نه کنم و سعی دارم از وزن ۶۱ کیلو گرم به وزن ۴۶ کیلو گرم برسم‌. در این مسیر از هیچ تلاشی و کوششی سر باز نخواهم زد.
      ۱۳۹۹/۹/۶

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marziyeh.s1972@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۴ ۲۱:۲۵
      مدت عضویت: 2160 روز
      امتیاز کاربر: 418 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 658 کلمه

      سلام فرشته ی مهربون،همیشه توی ذهنم وقتی از همه راه ها ناامید میشدم و دوست داشتم لاغر بشم ،چون شخصیت سیندرلا رو خیلی دوست داشتم و دارم همش پیش خودم فکر میکردم کاش سیندرلا بودم و فرشته ی مهربون با چوب جادویش میومد و منو نجات میداد نه فقط تا دوازده شب بلکه تا آخر عمر،،،استاد نمیدونم چی بگم انقدر ذوق دارم انقدر ذوق دارم ،،،خدایا ازت ممنونم خدایا شکرت خدا جونم ممنونم ازت که اینقدر مواظبمی ومن تاحالا نمیدونستم استاد شما فرشته ی مهربون رویاهای منی استاد امروز رفتیم بیرون دوری زدیم موقع اومدن به خونه شیرینی خریدیم من همش توی راه این فکر میومد توی ذهنم وای شیرینی، چاق میشم کاش نمیخریدیم ولی من تا این سه جلسه با شما پیش اومدم وتمرینام رو انجام دادم به خودم گفتم نه خیلی ها شیرینی میخورن ولی لاغرندربطی نداره بعدشم من اول به خوردن فکر میکنم بعد هر چند تا که بدنم نیاز داشت با آرامش ولذت میخورم و خودم رو ارام کردم وقتی رسیدیم چای رو درست کردیم و جعبه شیرینی رو گذاشتیم وسط ولی من اصلا هیچ حرص و ولعی نداشتم وبا خودم می گفتم هر چه قدر بدنت دوست داره بخور نگران تموم شدنش هم نباش چون قبلا می گفتم تا بقیه نخوردنش من باید زیاد بخورم تا بفهمم چی خوردم از طرفی هم بعد خوردن عذاب وجدان شدید میگرفتم وبه خودم بد و بیراه میگفتم و صبح که از خواب پا میشدم از اینه انتظار داشتم شکمم رو بزرگتر از روزای دیگه نشون بده چون شیرینی خوردم، نمیدونستم که دارم پیام چاقی به بدنم میدم، اما الان که شیرینی خوردم برای اولین بار در طول عمرم بود واقعا میگم استاد اولین بار توی زندگیم بود که با تمام وجودم مزه شیرینی رو حس کردم واز خوردنش بی نهایت بینهایت لذت بردم وصف نشدنی بود برام،،، لذتی دور از ترس ،اضطراب ،وسواس فکری خیلی عالی بود و تعجب انگیز ترش این بود که من همیشه نصف بیشتر جعبه شیرینی رو میخوردم ولی تنها چیزی که حس میکردم ترکیدن بود وحریص تر شدن اما این دفعه فقط وفقط یه دونه خوردم یه دونه باورم نمیشه دلم میخواد اشک شوق بریزم این یعنی من میتونم با صبر لاغر بشم یعنی راهم درسته یعنی من باارزشم من لایق بهترینها هستم من میتونم خدایی مواظبمه که قدرت مطلقه ،خدایی که تمام کائنات به فرمان اویندمن قدرتمندم وتو را سپاس میگویم ای قادر متعال استاد من چند سالی هست که برنامه‌ای رو گوش میکنم که راجع به ذهن هست قبلا تا حدودی روی خودم کار کرده بودم ولی با درسهای شما وتمریناتی که انجام دادم یه چیزایی برام مشخص شد که توی عمق ذهن ناخودآگاهم بود من الان چهار روزه که تنها کاری که میکنم فقط به فایلهای شما گوش میدم وتمرینا رو انجام میدم قبلا فکر میکردم روی خودم کار کردم ودیدگاهم عوض شده ولی فهمیدم بیشتر تظاهر ذهنم بوده تمرینای شما کاری با من کرد کارستون استاد خودتون خیلی بهتر میدونی که تغییر کردن خیلی سخته وقتی سی سال یا بیشتر ذهنت به یه سری چیزا عادت کرده حالا بخوای عوضش کنی خیلی درد داره تمرینای شما ذهن ناخودآگاهم رو شخم زد طوری که دیشب حمله عصبی بهم دست داد چون داشتم از یه سری چیزا جدا میشدم مثل تولد نوزاد که با درد و گریه است منم با درد زیاد داشتم جدا میشدم حدود بیست دقیقه انگار رفتم توی یه دنیای دیگه حالم خیلی بد شد اما بعدش فهمیدم درد جدا شدن از عادت های بدمه اگه متوجه باشیم خدا بهمون نشون میده که راه رو درست اومدیم یا نه من دیشب کلی حال بد رو تجربه کردم ولی امشب سرشار از لطف خدا هستم و امیددارم که خدایی که خودش منو توی این راه آورده حتما بقیه راه رو کمکم میکنه ..من ذهنم همش درگیر اینه که من از نظر مالی نمیتونم توی کلاس استاد ثبت نام کنم ولی چون خدا خودش منو توی این راه آورده مطمئنم و ایمان دارم خودش درستش میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۲۳:۴۷
        مدت عضویت: 2167 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 99 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چقدر خوبه و خوشحال شدم به آرامش و حال خوب دست پیدا کردید، و موفق شدید بعضی از عادات و رفتارهای قبلی تون رو تغییر بدید و ترس از خوردن بعضی موارد غذایی مثل شیرینی رو کنار زدید، منم عاشق باقلوا تبریزی هستم ولی همیشه ترس از خوردنش رو داشتم و یا نمیخورم و با حسرت نگاه میکردم یا خیلی میخوردم و بعدش عذاب وجدان میگرفتم، اما چند شب پیش با شوهرم رفتیم بیرون خریدیم و با خیال راحت ازش خوردم، و دیگه به خوراکی ها و مواد غذایی به چشم یه دشمن و اسید نگاه نمی‌کنم….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم