یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
گام ۲۲
سلام وقت همگی بخیر
منم روش های زیادیو برای لاغر شدن استفاده کردم که انتهای همشون شکست و ناامیدی بیشتر بود ولی من بازم به مسیر بعدی هدایت میشدم و اصلا کوتاه نمیومدم،ناامید میشدم ولی رها نمیکردم استمرار داشتم،میخواستم که به هدفم برسم،یه انگیزه ای در من قلیان میکرد که منو وادار به حرکت میکرد،
خیلی ها اسمشو پشتکار گذاشتن،اراده میگفتن ولی هر چی بود که منو هل میداد بسمت هدفم
من متوجه نشدم چجوری چاق شدم وقتی به خودم اومدم که حس کردم اطرافیانم و پدرم سرزنشم میکنن،فهمیدم من در حال انجام کار اشتباهی هستم که مدام توبیخ میشم،
از ۱۰ سالگی که رژیم اصلی من شروع شد و من بسیار در عذاب و غم بودم ،ولع زیادی در من بوجود اومد،انگار میترسیدم که محروم بشم از خوردن ،از گرسنگی بدم میومد و وقتی که شام خوردنو برام ممنوع کردن ،مدام فکرم پیش شام بود، یادمه وقتی ۱۵ سالم بود و چند روزی مهمان خونه عموم بودم و پدرم به عموم تاکید کرده بود که به من شام ندن ،یه شب که زن عموم داشت کتلت گوشت درست میکرد و بوی وحشتناک خوبی در فضا پیچیده بود و منم میدونستم از اون غذای خوشمزه بمن نخواهند داد خیلی ناراحت شدم،بی انصاف زن عموم شبها غذاهای خوشمزه تری بخاطر بودن عموم میپخت که من دیوانه میشدم ،اون شب میدیدم که عموم برای گربه ای که توی حیاطشون میومد و غذا میخواست از اون کتلتها بهش میداد و من کلی با خودم دعوا داشتم که چرا این گربه باید این غذارو بخوره و من نمیتونم، نمیدونستم هر لحظه ای که من در فکر غذا بودم و حسرت میخوردم، در اصل در ذهنم در حال خوردن اون غذا بودم و بدنم تصور میکرد من دارم اون غذارو میخورم ، یعنی آش نخورده بودمو دهن سوخته ،
اشتباه ما از زمانی شروع شد که فکر کردیم میتونیم از همون مسیرهای همیشگی به مقصدهای جدید برسیم
همه روش هاییکه من قبلا استفاده کردم اشتباه بود و خدارو شکر مسیر صحیحو پیدا کردم و اصلا بهشون فکر هم نمیکنم تازه دارم لذت میبرم
سالها فکر میکردم که مدل بدن من چاقه و چاره ای ندارم و فقط میتونم چاق باشم ،بهم گفته بودن ژنتیک و ارث باعث چاقی توست،استخون بندی درشته،شام میخوری،پر خوری،تند غذا میخوری،بی تحرکی ،زایمان کردی،قرص های هورمونی مصرف میکنی،کودهای شیمیایی توی سبزیجاتمونه وووووو
و هر زمانیکه به یکی از این موارد برخورد میکردم بدن من میرفت بسمت چاقی،مثلا اگر ورزش نمیکردم میترسیدم و قبول میکردم که باید چاق باشم،وقتی شام میخوردم هم باز میترسیدم و این پروسه ادامه داشت
خوردن قرص های تقویتی در ذهن من چاق کننده تعریف شده بود ،منم سالها همراه با ورزش و رژیم های سختم ،قرص های ویتامینه مصرف میکردم ،و دلیل محکمی داشتم برای چاقی خودم
مسیرهاییکه خودم رفتم و با شکست روبرو شدم بسیار زیادن، رژیم های غذایی سخت ،ورزش های نفس گیر ،قرص های چربی سوز،دم نوش های بدمزه، طب سوزنی وووو
اطرافیان منهم روش هایی برای لاغر شدنشون انتخاب کردن ،دختر خانمیو میشناسم که ۳ بار ساکشن کرده و بازم چاق شده ،افراد زیادیو میشناسم که عمل جراحی کردن و مجدد چاق شدن ،تمام روش هاییکه من و اطرافیانم انجام دادیم تماما به شکست منجر شد و تنها روشی که مطمین و کارامد است روش لاغری با ذهنه ،باید ریشه ها ترمیم بشه تا میوه های تازه بوجود بیاد ،خوشحالم که در مسیر آگاهی و تناسب هستم و سپاسگذار خداوند هستم
نشان های دریافت شده
با سلام.
روش های لاغری
هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی روش هایی که استفاده کردم تا لاغر بشم برای پیدا کردن مسیر درست بهم کمک کنند.این روش ها که خودشون بیراهه هایی بودند برای فاصله گرفتن موقتی از چاقی و بیشتر دور شدن از لاغری ماندگار.
من برای چاقی از هیچ روشی استفاده نکردم ، هیچ کار خاصی انجام ندادم ولی شاهد بزرگ تر شدن جسمم بودم.
اما برای لاغری خیلی هزینه کردم از پول و وقتم .خیلی روش های مختلفی رو امتحان کردم ، حاضر بودم به هر قیمتی لاغر بشم و با روش های افراطی به خودم آسیب میزدم. معمولا بعد از رژیم ها ، معده درد و ریزش مو میگرفتم.
حالا آن روش ها به من یادآوری میکنند که برای لاغر شدن باید یک سری از کارها رو نکنی و از مسیری که خداوند برات انتخاب کرده ادامه بدی و ثابت قدم باشی.
قبلا فکر میکردم که کلید لاغری من در دست بهترین متخصص تغذیه هستش و چون نمیتونستم از برنامه ی اون استفاده کنم در چاقی درجا میزنم. مدتی مادرم از رژیم این دکتر استفاده کرد و انقدر سخت بود که یک روز حالش بد شد و تا نزدیک کما رفت . از اون روز نگاهم تغییر کرد ولی همچنان از رژیم های مختلف استفاده میکردم (همون مثال انیشتین بودم) …
ورزش میکردم نه حرفه ای ولی خوب مثلا هرروز درازنشست میزدم،طناب ،دوچرخه و …..
اما هیچ کدوم برای لاغری دائمی روش درستی نبودند…..
بنابراین وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم هرچی روش میشناختم و نمیشناختم نبوسیدم بلکه پرت کردم انداختم کنار و لحظه ای حتی بهشون فکر هم نمیکنم…..وقتی راه به این آسونی پیدا کردم نیازی به روش های دیگه ندارم.
روز قبل موضوع توبه بود .توبه یعنی برگشت …پس به نظرم در این مسیر از روش های اشتباه هم باید توبه کنیم و رو به سمتی بیاریم که خداوند برای ما انتخابش کرده.
سلام لاله خانم چقدر نوشته هات حس خوب و شادی درونی بهم داد و گزیده ای از نوشته هات رو یادداشت کردم که منم از شما یاد بگیرم و نوشته هاتون رو با خودم تکرار کنم تا به امید پروردگار مهربانم من هم نتیجه بگیرم و سالم و شاد و لاغر بشم تشکر و سپاس از قلم بی نظیرت 👏👏👏
نشان های دریافت شده
گام ۲۲
روشهای لاغری .
شرح انشایی برای محتوای آموزشی امروز .
خب من در گذشته تمرین دقیقه اول این فایل رو انجام دادم البته بار دیگه هم اومدم انجام بدم ولی متاسفانه موقع ارسال گوشیم زنگ خورد و وقتی دوباره به صفحه رجوع کردم همش پاک شده بود . امروز میخوام یکم متنوع تر بنویسم تا نوع دیگری از نوشتنم لذت ببرم .
تصمیم گرفتم به جای نکته برداری به شرح انشایی در مورد فایل آموزشی بپردازم .
به نام خدا
میخوایم مطمئن بشیم هیچ روشی مارو لاغر نمی کنه . چون وقتی ما طبق هیچ روشی چاق نشدیم پس قاعدتا باید خودبخودی هم لاغر بشیم .
در ذهن تمام افراد چاق فرمولی هست به عنوان ( برای لاغر شدن نیاز هست که از روشهای خاصی استفاده کنیم ) و استاد خیلی عالی این فرمول ذهن چاق رو شناسایی و دلایلی برای رد کردن این فرمول آوردن .
اولین نکته اینکه ما باید بدونیم وقتی به سمت یک مقصدی حرکت می کنیم معمولا از همون راهی که رفتیم از همون راهم بر میگردیم . درسته که شاید راههای دیگه هم برای برگشت وجود داشته باشه ولی ما چون برای رفتن معمولا کوتاهترین راه رو انتخاب می کنیم برای برگشت هم کوتاهترین راه رو انتخاب می کنیم .
راههای دیگه مطمئنا به جاهای دیگه میخوره که ما باز برای برگشت به خونه ی خودمون باید برگردیم و از همون راهی که رفتیم ادامه بدیم . این قاعده ی سفر هست و سفر ما هم که از چاقی به سمت لاغریست دقیقا باید همینطور باشه .
اما خیلی از ما نمیدونیم چطور چاق شدیم . هیچ کدوممون نفهمیدیم . شاید واکنشهای ذهنمون رو یادمون بیاد که مثلا پرخوری کردیم و هرچی پرخورتر شدیم فعالیتمون کمتر شد و حوصله نداشتیم کار کنیم ولی دقیقا نمیدونیم چرا و چه وقت اینجوری شدیم . از کی اینجوری شدیم .
اما همه ی این راهها در ذهن هست و وقتی جی پی اس رو روشن کنیم و فقط از ذهنمون بخوایم که راه صحیح رو بهمون نشون بده اون وقت شروع می کنه به نشون دادن راه . جی پی اس روشن کردن یعنی اومدن توی این سایت و از مطالب استاد استفاده کردن . اون وقت میبینیم چطور ذهن خودمون به راحتی در مسیر لاغری با خیال راحت و بدون ترس از گم شدن حرکت می کنه و به امید خدا در بهترین شرایط به هدف می رسه .
ما قبلا هیچ وقت نخواستیم بدونیم چطور چاق شدیم در مسیر آگاهی نبودیم اما از وقتی وارد مسیر آگاهی شدیم روز به روز درهای بیشتری از این مسیر سربسته ی بر ما گشوده میشه .
ما جی پی اس رو روشن کردیم و حالا آگاهی پشت اگاهی داره میاد .
خب سوال اول اینه که ما گفتیم مسیر لاغری باید همون مسیر چاقی باشه که ازش برمیگردیم اما مسیر چاقی
چه ویژگیهایی داشته که ما با شناخت اون ویژگیها بدونیم از همون راه داریم برمیگردیم ؟
خب دونه دونه ویژگیهارو طبق مطالبی که تا حالا آموختیم بررسی می کنیم .
⭕ما خیلی راحت چاق شدیم
⭕ذهنمون دستور میداد بخور و ما میخوردیم و میگفت ولش کن نمیخواد کار کنی اه سخته ولش کن و ما می نشستیم
⭕ما با خودمون یگانه بودیم رفتار درونی ما در راه چاقی با رفتار بیرونیمون یکی بود
⭕ما در راه چاقی آرام بودیم
⭕ما یواش یواش چاق شدیم خیلی آرام و آهسته
⭕ما در راه چاقی استمرار داشتیم چون راه لذتبخشی بود
⭕ما در راه چاقی در حال مبارزه با خودمون نبودیم و همواره با صلح درونی چاق شدیم اونقدر صلح بودیم که اصلا نفهمیدیم چطوری چاق شدیم
⭕چاقی ما کاملا خودبخودی بود
⭕مسیر چاقی ما سرپایینی بود . سُر میخوردیم و پایین می اومدیم
⭕مسیر چاقی برای ما طبیعی و عادی بود چاقی رو برای خودمون طبیعی می دونستیم .
⭕مسیر چاقی متنوع بود . گرچه یک سری فرمولها رو تکرار میکردیم ولی همون فرمولها برامون متنوع بود
⭕ هیچ وقت از چاق شدن خسته نشدیم تا زمانیکه دیگه دلمون میخواست لاغر بشیم .
⭕ما با چاقی مشکلی نداشتیم اگه چاقی رو بد نمیدونستیم و کم کم نمیخواستیم راه لاغری رو در پیش بگیریم هیچ وقت از چاقی خسته نمیشدیم .
ما چاقی رو برای خودمون زیبایی می دونستیم شاید خندمون بگیره از این جمله و بگیم نه ولی این فرمول ذهنی رو خیلی وقت پیش پیدا کردم . سه سال پیش رفته بودم دریا . زمانی بود که چاق بودم و نمیدونستم چطور لاغر بشم . با خانومی مشغول صحبت کردن شدیم و خانومه آی صحبت میکرد . خلاصه بحثمون به چاقی و لاغری رسید و خانومه گفت میدونید چرا ما لاغر نمیشیم چون چاقی زیباییه .
وقتی این جمله رو گفت من وجودم سرشار از شادی شد . منی که همش چاقی رو توی سر خودم میزدم وقتی اون خانوم گفت چاقی زیباییه ذهن من خوشحال شد و انگار که چاقیم توجیه میشد . البته من اون وقت نمی دونستم این فرمول ذهنی منه ولی وقتی الان میفهمم که بله دقیقا این فرمول توی ذهن منم بود . این فرمول از زمان قاجار به دست ما رسیده .
⭕ زمان قاجار تازه چاقی رو برای خودشون موهبت می دونستند
خانوما هر چقدر لایه های چربی در غبغبشون بیشتر بود بیشتر مورد پسند شوهراشون بودن . یادم میاد یکی از همکارانم در زمانیکه تدریس می کردم خانومی بود که جای مادر من بود و در زمان ایشون چاقی هنوز یک موهبت بود میگفت من برای چاق شدن گریه می کردم میگفت خیلی لاغر بودم و دوست داشتم چاق بشم . ولی در جوانی همسرشو از دست داد و بعد از مدتها به ارزوش رسید و چاق شد و فقط افسوس می خورد که چرا همسرش نیست تا چاقی اون رو ببینه .
واقعا ما با چنین پیشینه ای بزرگ شدیم تازه این خانوم یه خانوم فرهنگی بودن و قاعدتا می بایست چاقی رو برای بدنشون مضر می دونستن ولی یادمه در یک فایلی شما گفتید ذهنِ یه ادم چاق حتی اگه دکتر هم باشه با یه ادم معمولی که چاقه هیچ فرقی نداره . چون فرمولهای ذهنی یکی هست .
خلاصه میخوام اینو بگم که چاقی یک موهبت بود .
🏴و بالاخره چاقی به ظهور رسید . وقتی اومد در نمایشگر جسم
🔻 در فکر به صورت امر دهنده و مرور سناریوها و فرمولها و خاطرات مختلف
🔻در رفتار به صورت پرخوری و تنبلی
🔻 در عادات به صورت پرخوری و تنبلی تکرار شونده
🔻در شخصیت به صورت شخص پرخور و تنبل
🔻 در جسم به صورت لایه های چربی .
اما اینها همه ظهور چاقیه و اصل اون فضای چاقی در ذهن بود .
فضای چاقی در ابتدا از طریق دیده ها و شنیده ها و ورودیها در ذهن ما به صورت بذر شکل گرفت و بعد خودمون شروع کردیم به ساختن و پرداختن این اطلاعات و اونها رو در وجودمون و ذهنمون تبدیل کردیم به درخت تنومند .
همین حالا خاطره ای که در بالا از همکارم گفتم تصویری بود که چاقی رو به منم انتقال میداد .
قبل از ازدواج مامان و بابام و خواهرام و بعد هم خودم شنیده ها و دیده های چاقی رو به همدیگه یاد دادیم و وقتی ازدواج کردم و فهمیدم همسرمم با چاقی در حد معمول مشکل خاصی نداره بازم گستره ی چاقی در ذهنم بیشتر شد .
⭕پس یکی دیگه از ویژگیهای چاقی یادگیری چاقی بود .
و حتی
استفاده از روشهای اشتباه لاغری فقط تصاویر چاقی رو برامون بزرگتر کرد .
و ذهن ما با هر اطلاعاتی چاق و چاقتر شد طوری که دیگه خودش خدای چاقی شد و لاغری رو به هر شیوه ای در وجودمون از بین میبرد .
روزی که همه ی ما ناامید از هر راهی به اینجا اومدیم روزی بود که خدای ما مارو از بی نهایت طریق هدایت کرد تا طعم شیرین لاغری را بچشیم .
⭕ یکی دیگر از ویژگیهای چاقی ما طعم شیرین و دلچسبی بود که زیر زبون ذهن گیر کرده بود و هیچ جوره راضی نمیشد برگرده .
⭕ ما چاقی رو تقدیر خودمون می دونستیم .
⭕ ما چاقی رو ژنتیک خودمون می دونستیم .
تا خداوند مارو هدایت کرد تا از چاقی توبه کنیم و برگردیم به خانه .
خداوند تناسب اندام رو برای جسم ما در نظر گرفته بود .
سبکی، زیبایی، راحتی، لذت، امید، یقین، راه راست، ایمان، صداقت، آرامش، اعتماد به نفس، سلامتی
⛭⛭تقدیر ما لاغر شدن هست و ما این تقدیر رو برای خودمون می نویسیم و خداوند هم از ما حمایت میکنه
. ⛭⛭
همه ی آدما فکر میکنند خداوند تقدیر مارو چاقی نوشته در حالیکه تقدیر ما دست خودمونه . تقدیر یعنی اندازه . یعنی قدر . اگر خداوند تقدیری برای بندگانش در نظر گرفته چیزی نیست جز سیستم قوانینش که اون رو با عدل و مساوات بین همه قسمت کرده و تناسب اندام یکی از همون قوانینه .
خداوند همواره بر خودش نعمت بخشیدن به بندگان رو نوشته و این ما هستیم که هر اندازه و قدری که میخوایم برای خودمون از این نعمت بر میداریم .
ما یه زمانی چاقی رو نعمت می دونستیم ولی از اونجایی که نیروی الهی دائما بر خیر جاریه همواره در حال برطرف کردنش بود ولی ما در جهت عکس می کوشیدیم و در نهایت هم وقتی از ته دل خواستیم که تغییر کنیم او هم راه تغییر رو به ما نشان داد .
لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم .
نعمت و تقدیر و سیستمی که خداوند برای همه ی بندگانش در نظر گرفته سیستم تناسب اندام هست .
چربی سوزی و چربی سازی تا حدی در بدن جاری میشه که نیاز بدن باشه و او رو زیبا نگه داره ولی وقتی زمانی چربیهای زیاد رو زیبا می دونستند خب همه تمام تلاششون رو می کردند که چربی سازی رو بیشتر کنند . خب خودشون خواستن و خدا هم در اون مسیر ازشون حمایت میکرد . انتخاب خودشون بود و خیلی ها هم دلشون میخواد چربی سوزیشون اونقدر زیاد بشه که هیچی چربی توی بدنشون نباشه خب اینم یه انتخابه و از سیستم الهی در این راستا استفاده کردند و خداوند در این راستا هم ازشون حمایت می کنه . چون خداوند انسان رو آزاد آفریده .
چیزی که واضحه اینه چه اون زمان که ما راه چاق شدن رو در پیش میگرفتیم و چه حالا که داریم برمیگردیم به خونه این ما هستیم که حق انتخاب داریم اینکه در همون چاقی بمونیم یا برگردیم وقتی دیگه از جون و دل خواستیم برگردیم خداوند به ما راه صحیح رو نشون داد . اصلا عقیده ی من بر اینه کسی که از سایر روشها برای لاغر شدن استفاده می کنه دلش میخواد چاقتر بشه واسه همین دوباره توی مسیر چاقی می مونه و فضای ذهنش پر میشه از چاقی بیشتر . اونا جزء دسته ی اول چاقی هستند که در درس گذشته خوندیم و با چاقیشون کنار اومدن و راه اشتباه تنها چاقیشون رو بیشتر میکنه . اونها رژیم میگیرند و لاغر نمیشن تا به همه ثابت کنند که بگن ببین من خواستم لاغر بشم اما نشدم پس با رژیم ، چاقی رو در وجود خودشون گسترده تر کردند تا دیگه کسی ملامتشون نکنه تازه دلشونم به حالشون بسوزه که آخی طفلکی هرکاری می کنه لاغر نمیشه . چاقیش دست خودش نیست .
آها پس ویژگی دیگه ی چاقی این بود که ما معتقد بودیم که چاقی دست خودمون نیست در حالیکه دست خودمون بود و ما فقط بلد نبودیم .
⭕مسیر چاقی تکرار بود و تکرار بود و تکرار
خب حالا ما میخوایم برگردیم . مسیر ما چه ویژگی هایی داره ؟
همون ویژگیهای رفت .
دقیقا مو به مو همون ویژگیها
خب دونه دونه ویژگیهارو طبق مطالبی که تا حالا آموختیم برای لاغری در نظر میگیریم .
ما اول چاقی رو از طریق شنیده ها و دیده ها و گفته ها و اطلاعات دیگران یاد گرفتیم بعد اونها رو در زندگی روزمره به کار گرفتیم و تکرار کردیم و بعد خودبخود چاق شدیم پس حالا هم اول باید از طریق دیدن فایل شنیدن بارها و بارهای فایلها و اطلاعات متنی و انجام تمرین ها محتوای آموزشی رو تکرار کنیم و بعد در زندگی روزمره اونها رو به کار ببریم تا خودبخود لاغر بشیم .
⭕ما خیلی راحت لاغر میشیم
⭕ذهنمون دستور رفتاری لاغر کننده میده و ما هم باهاش همسو حرکت میکنیم .
⭕ما با خودمون در راه لاغری یگانه میشیم و رفتار درونی ما در راه لاغری با رفتار بیرونیمون یکی هست .
⭕ما در راه لاغری آرام حرکت می کنیم .
⭕ما یواش یواش لاغر میشیم خیلی آرام و آهسته
⭕ما در راه لاغری استمرار داریم چون راه لذتبخشی هست .
⭕ما در راه لاغری در حال مبارزه با خودمون نیستیم و همواره با صلح درونی لاغر میشیم و اونقدر صلح میشیم که اصلا نمیفهمیم چطوری لاغر میشیم .
⭕ لاغری ما کاملا خودبخودی هست .
⭕مسیر لاغری ما سرپایینی هست .یعنی مثل آب خوردن راحته . سُر میخوریم و پایین می آییم .
⭕مسیر چاقی برای ما طبیعی و عادی هست . لاغری رو برای خودمون طبیعی می دونیم .
⭕مسیر لاغریمون متنوع هست . پر از فایلها و فرمولها و متنها و تمارین مختلف .
⭕ هیچ وقت از لاغر شدن خسته نمیشیم
⭕ما با چنین لاغری آسان و راحت و لذتبخش هیچ مشکلی نداریم . تازه عاشقش هم هستیم و هیچ وقت ازش خسته نمیشیم .
⭕لاغری برای ما زیباییه .
⭕ لاغری برای ما موهبته . نعمته .
خب راه لاغری ما این ویژگیها رو داره حالا بر میگردیم سر محتوای اصلی فایل آموزشی : روشهای لاغری . حقیقتا کدوم یک از روشهای لاغری این ویژگیها رو داره به جز لاغری با ذهن .
بله چاقی برای ما از هیچ روشی به دست نیومد بلکه تنها و تنها از طریق ذهن ما برای ما ایجاد شد و قطعا ویژگی راه لاغری ما هم همین هست .
ما لاغر شدن رو یاد میگیریم و اون رو در زندگی روزمره به کار میبریم و درست مثل چاقی اون رو در زندگی روزمره تکرارش میکنیم تا بهشون عادت کنیم .
ما خالق عادات خودمون هستیم و عادات لاغر کننده ی ذهن در خودمون ایجاد می کنیم نه چاق کننده .
وزن کردن ذهن رو چاق می کنه پس وزن کردن راه لاغری نیست .
رژیم ذهن رو چاق می کنه پس رژیم راه لاغری نیست .
ورزشهای سنگینی که به قصد لاغری انجام میشدن ذهن را چاق می کنه پس راه لاغری نیست .
قرص ها و دمنوشها ذهن رو چاق می کنند چون اجازه میدیم فرمولهای چاق کننده به راحتی به عملکردمون وارد بشن و چه بسا عادات چاق کننده ی جدیدی در ما ایجاد بشه پس راه لاغری نیست .
عمل جراحی راه لاغری نیست چون محتوای ذهنی رو حتی چاقتر از قبل میکنه چون شخص میگه لاغر شدم دیگه پس با خیال راحت به چاق کردن خودش ادامه میده و اتفاقا خیلی هم بدتر از قبل چاق میشه یا اگر لاغر بمونه مرتب حالش بده چون با خودش در جداله مگر اینکه به سختی تن بده به رژیم . این شخص دائما در زندگیش در حال عذابه پس ذهنش داره مرتب چاق و چاقتر میشه .
خلاصه که تمام روشهای لاغری فقط سبب چاقی ذهن میشن و ذهن رو تبدیل به یک حیوان افسار گسیخته ای می کنند که فقط منتظر فرصته تا صاحبش رو بدره .
در حالیکه در لاغری با ذهن فقط سود است سود است و سود است .
همه چیز هست . راحتی و امنیت و ارامش و لذت .
خدایا سپاسگزارم که منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کردی.
استاد بابت اینکه همواره در مسیر لاغری با ذهن هستید و لاغری رو به ما آموزش میدید ازتون سپاسگزارم .
فاطمه ازت ممنونم که دوباره اومدی و داری کسب آگاهی می کنی .
نشان های دریافت شده
.بنام خدا 🌸 گام بیست و دوم.
روشهای لاغری: استفاده از روشهای لاغری فقط برای به دست آوردن اندام متناسب.بوداماواقعیت درونی ذهنم چیزدیگس ای بودمن میخواستم لاغربشم امابازورواجباروتمام روشهایی هم که امتحان میکردم بیشتر به خاطر رسیدن به اون جسم لاغربایدباشم تجربه کردن لاغری اماهبچ وقت نخواستم که اون هارو ادامه بدم چون میدونستم که نمیتونم وبراشون هم زمان وهم مقدار تعیین شده بود به خاطر همین من بیشترازاینکه خوشحالم باشم دارم روش وبرنامه ی غذایی جدیدی روانجام میدم بیشتراحساس ترس ونگران واسترس اینکه تااون زمان مشخص شده من لاغرنشم چی میشه . وزمانی هم که از برنامه غذایی استفاده میکردم هیچ حق انتخابی وجودنداشت وتنوعی هم در برنامه غذایی وجودنداشت و همه ی اون چیزهایی که علاقم بودحدف شده بودومحدودشده بودم به یکسری چیزها فقط مدام بایداونهارومصرف میکردم وبه همون اندازه وحجم و مقداری که تعیین شده بود .و همیشه به خاطر اون مقداری هم که برام تعیین کرده بودن ترس داشتم که نکنه شایدبیش ازاون چیزی که برام نوشتن خورده باشم وبیشتربرای وجدان وترس ازاینکه نکنه چاقترمیشم درمن شکل میگرفت وزمانی که ورزش میکردم وبدنموتحت فشارمیذاشتم وبعدخودمومجبورمیکردم که لاغربشم میخواستم فقط لاغربشم موضوع اصلا خودم وخواسته ی واقعی من که درونامیخواستم نبودزمانیکه من ورزش میکردم وچربی های من تموم میخورد من بیشترخجالت میکشیدم وموردتمسخراطرافیان نزدیکم قرارمیگرفتم ودرمدرسه بادوستان هم مدرسه ای و همکلاسی وبیشترازاینکه ورزش رودوست داشته باشم بیشترازمن نفرت داشتم و اینم میدونستم که ورزشواگه ادامه ندم دوباره برمیگردم و تبدیل میشم به آدم قبل امابااین حال خودمومجبورمیکردم برای اینکه از حرفهای دیگران نسبت به خودم کم کنم وباینکه دوست نداشتم اونکارهاروامانجام میدادم وبعدازاینکه اونهاررورهامیکردم برگشت میکرده نوشیدنیهای تلخ وتندوترش روکه مصرف میکردم ویادرغذام روغن کرچک میذاشتم ومیخوردم به زورامامیدونستم که جواب نمیده ته دلم این بود که من نمیتونم برای همیشه این شکلی باشم و همیشه برای خودم زمان تعیین میکردم و مقداروزنی که میخواستم اماهیچ وقت به اون نمیتونستم برسم و حتی زمانیکه یک سال تمام به خودم نخوردن دادم و کلی فشارفکری روتحمل کردم همیشه احساس میکردم گرسنم وفقط بانون خشک یانون وماست به زندگی خودم ادامه میدادم وزمانیکه نمیتونستم دکتر تغذیه برم خودم این برنامه روزانه انداختم وازوزن صدوبیست کیلوبه پنجاه و هشت رسیدم امابااجبارکردن خودم به نخوردن وبابه یاداوردنحرفهای دیگران به خودم نهیب میزدم که حتمابایدلاغربشم ولاغری من به بلافاصله بعدازازدواجم طی یکی دو سه ماه به راحتی برگشت و زمانی که باردارشدم بیشترازقبل و حدودصدوسی کیلواضافه وزن داشتم ولی بازم ادامه دادم بعداز ایمان کمربندهای لاغری گرفتم و راه میرفتم که عرق کنم و وقتی راه میرفتم حس بدی به من دست میدادانگارکه همه دارن به من توجه میکنن که کمربند پوشیدم برای اینکه لاغربشم وورزش روبااینکه دوستش نداشتم به خاطر گذشته وتمسخرهاییکه ازطرف دیگران میدیدم انجام میدادم و میدونستم نمیشه وبیشترهربارکه لاغرمیشدم وچاق میشدم ازطرف اطرافیان نزدیکم این به من گوش زدمیشدکه من چاقم وای هم بخورم چاق میشم وبعدباباشگاه رفتن ها ومشکلات جسمی و روحی پیداکردم وبیشتراحساس ناتوانی در انتخاب درمن شکل میگرفت و عدم لیاقت لاغرشدن برنامه هاییکه انجام میدادم بیشتراحساس ناتوان بودن ومشکلات داشتن وضعیف بودن و بیارزش بودنو به من تاکید میکرد فکر میکردم واقعیت زندگیم همینه وسرنوشت من محکوم به اینه چاق باشم و چاق بمونم و هیچ وقت به خواسته ی من اهمیتی داده نمیشد فقط برای تغییرجسمم مجبور بودم که اون روشهاروامتحان کنم ومیخواستم که لاغربشم ولاغری روتجربه کنم برای یه مدتم که شده چون باورداشتم که من لاغرنمیمونم. برای همیشه وامازمانیکه بالاغری باذهن اشناشدم فهمیدم من میتونم حق انتخاب داشته باشم توغذاخوردن محدودنیستم خبری از زمان نیست که درچه زمانی چقدربایدکم کنم ویا گرفتم که مهم خودمم ومن باارزشم یادگرفتم ازچاقی نترسم وشجاعت به خرج بدم و اینکه باورکردم من توانمند م واینم یادگرفتم چاقی طبیعی نیست چون همه ی اون های که چاق هستن یک زمانی لاغربودن که چاق شدن پس طبیعی نیس .یادگرفتم ازچاقی فر ارنکنم وبپذیرم که خودم اینکاروکردم وبایداصلاحش کنم ویا گرفتم که اشتهای من زیادنیست بلکه انتخاب هاوف نواهای ذهنی من هست که زیاده یادگرفتم که من درهرشرایطی هستم خودم اون شرایط روبرای خودم به وجوداوردمودرهرشرایطی که هستم حقم همونه اگرچاقم به خاطر این هست که خودم خودموچاق کردم وپذیرفتم که اگرمیخوام شکل دیگه ای زندگیم تغییرکنه خودم بایداصلاحش کنم ورهاش نکنم یادگرفتم متعهد باشم تعهدروفراموش نکنم ویادگرفتم ازخداوبنده هاش کینه به دل نداشته باشم .وودرواقع درتمام روشهایی که قبلاانجام میدادم فقط افکارورفتارجدیدی محذودمیکزدومنودرتنگناقرارمیدادودرون من بهش توجهی نمیشدامادرلاغری باذهن من فکرورفتارم روتغییرمیدن وابدیل به عادت های تکرارشونده ی لذت بخش میکنم مسیری که در چاقی پیش گرفتم درتمام روشهای قبلی چون روشهاباچاقی هم خوانی نداشت مثل روش چاق شدن نبود به خاطر همین بود که سخت و طاقت فرسا بود امادراین روش ذهنی بیشتربه این که چطورچاق شدم وچطورلذت بشم میپردازه وکاملابرعکس همه ی اون چیزهایی که قبلاً انجام میدادم تانتیجه ی کوتاه بگیرم اینبار نتیجه ی بلندمدت روتجربه میکنم وهمه ی روشهای قبلی رواززندگیم پاک میکنم و فقط به لاغری با ذهن ادامه میدم ونسبت به این روش متعهد میمونم.🌸🌸🌸
سلام استاد عزیز
من روش های زیادی رو برای لاغری امتحان کردم من چاقیم از سال 97شروع شد و من ازتابستون 97شروع کردم،باشگاه رفتم،توخونه ورزش کردم،رژیم سیب و بیسکوییت و شیر گرفتم،رژیم تخم مرغ و بیسکوییت،پیاده روی رفتم،کالری شماری به همراه ورزش کردم،رقصیدم رقص تند،هرکاری کردم به نتیجه نرسیدم چون از راه اشتباه رفتم برای رسیدن به لاغری باید همونطور ک چاق شدم لاغر بشم همونطور که مسئولیت چاقیم رو به عهده گرفتم مسئولیت لاغریم رو هم به عهده میگیریم و از همون راهی که چاق شدم لاغر میشم و از مسیری ک من چاق شدم توش برمیگردم تا لاغر بشم،من تعهد میدم ک ازهیچگونه تلاشی سرباز نمیزنم،با ارزوی داشتن افکار و اندام و زندگی متناسب❤❤❤
سلام استاد خیلی شرمنده ولی من یکم گیج شدم😂الان تمرین جلسه سوم چی هستش؟ باید بگم ک چه روش هایی رو برای لاغری انجام دادم؟ یا اینکه از نظر من کلا چه روش هایی وجود داره برای لاغری؟
نشان های دریافت شده
(شرح براساس محتوا، اشتیاق و انگیزه، منطقی کردن لاغر شدن)
.
برای لاغر شدن روشهای زیادی را امتحان کردم !!
وقتی که متوجه شدم بدنم تغییر کرده به فکر افتادم که باید۱- رژیم بگیرم ۲-ورزش کنم۳محروم کنم خودم را از خوردن بعضی مواد خوراکی ۴-محدود کنم خودم را از بعضی مواد غذایی برای مدتی نان و برنج را از برنامه غذایی حذف کردم و هم زمان پیاده روی انجام می دادم
بعد از مدتی که رژیم تمام شد مقدار خوردن نان و برنج را کم کردم چون در ذهن من باور شده بود که کربوهیدرت مثل نان و برنج و ماکارونی و سیب زمینی چاق می کند برای همین مقدار خوردن را کم کرده بودم و نتیجه خوب بود اما تا موقعی خوب بود که در حال انجام رژیم و ورزش بودم
تصیمیم گرفتم در باشگاه ورزشی ثبت نام کنم و هر روز می رفتم باشگاه و حرکاتهای مختلف را انجام می دادم بعدش سونا و…همین طور ادامه داشت و این کار جزه برنامه هر روز من بود و مرتب رژیم ها عوض می شد با برنامه های غذایی مختلف و نتیجه هم همیشه یکی بود و هیچگاه به اونون وزن دلخواه نمی رسیدم
یک مدت رژیم سوپ که خیلی بد مزه و سخت بود که الان یادم می اید حالم بد می شه ولی به عشق لاغری می خوردم (الان که فکر می کنم خیلی توانمند بودم و نتیجه می گیرم که لاغر شدن با ذهن چقدر لذتبخش هست )یک مدتی هر روز صبح رو ترتمیل می رفتم و ۱۰۰۰کالری می سوختم همراه با رژیم
که وزنم تکون نمی خورد ثابت مانده بود که مجبور شدم مربی زیبایی بگیرم که مرا حرفه ایی تعلیم بده که هر روز حرکات مختلف و سختی را انجام می دادم همراه با یک رژیم غذایی تعیی شده که چی بخورم و چقدر بخورم بعنی خودم انتخاب نمی کردم غذا برام تصیمیم می گرفت چه نوع غذا بخورم و چقدر بخورم بعد از مدتی که تعلیم تموم شده مربی به من گفت باید مرتب این برنامه را داشته باشی که همین طور بمانی و من هم مدتها ادامه دادم بعنی سالهای و بالاخره خسته شدم تا اینکه باز بسوی رژیم دیکه همرا با سی دی رقص برای مدتی —گرفتن کمربند
به مدت ۶ ماه ماهی و مرغ و گوشت را کاملا از برنامه غذایی حذف کردم همراه با hiking با شیب تند و دمنوش های مختلف و آخرین رژیمی که گرفتم رژیم تخم مرغ بود که 5روز هفته تخم مرغ بود و دو روز آزاد بودم و دو ماه ادامه دادم و همیشه تو فکرم بود که بالاخره چی !!؟؟😢چقدر می شه رژیم گرفت ورزش کرد از کوه رفت بالا به یک جایی برسید نمی شه ادامه داد وابن افکار مرا ناراحت و افسرده می کرد و همیشه دنبال روشی بودم که ازاین بند فشار روحی رها بشم راهی که با خیال آسوده غذا بخورم و هر چی دوست دارم با شهامت بخورم بدون نرس که خداوند مرا به سایت استاد عطارروشن هدایت کرد خیلی ممنونم استاد و اکنون ودر همین لحظه که ساعت ۱۲/۱۰شب است که مشغول نوشتن هستم شخص دیگری هستم با افکاری متفاوت و رفتار و عادتهای متفاوت دیگه با یادآوری چگونه لاغر بشم و لاغر بمانم فکر مرا درگیر نمی کند و دیگر افسرده نمی شوم خیلی خوشبختم خدایا شکر و تشکر از استاد محترم.بر می گردم به زمان اکنونم
آگاهی و اطلاع از روش های لاغری با ذهن کمک می کند که ابتدا موانع ذهنی لاغر شدن را کشف کنیم و عادت های بد را شناسایی کنیم مثل عادت بد وزن کردن که من کاملا رها کردم چقدر اعصاب من را خط خطی می کرد
بی دلیل چایی خوردن چند دفعه در روز که فقط یک عادت بود که کاملا رها کردم شاهد هر یک هفته با دو هفته ایی یک چایی بخورم
خودم انتخاب می کنم که چه موقع بخورم و به اندازه بخورم
وعدهای غذایی که حتمی صبحانه یا نهار و شام باید سه وعده غذایی باشه این عادت هم از بین رفته گاهی روزها یک وعده و گاهی روزها دو وعده ساعت مشخصی هم نیست هر موقع گرسنه شدم چقدر لذت بخش است -از خوردن ترسی ندارم -می خوام بگم که باید عادتهای خوب را جایگزین عادتهای بد کنیم تا زمامی که ملکه ذهن ما بشه و حالا می فهم که به گفته استاد تا حالا که موفق نمی شدیم بلد نبودیم نه اینکه ضیف بودیم یا اراده نداشتیم یا پشتکار نداشتیم بلکه بر عکس خیلی هم توانمند و قوی با پشتکار واراده راسخ در مسیر اشتباه به دنبال حل مشکل بودیم و نتیجه هم می گرفتیم ولی به نتیجه اصلی نمی رسیدیم چون ذهن ما چاق بود و اکنون با آگاهی هایی که تاکنون آموختهایم باید تمرین و استمرار داشته باشیم که خیلی سادهتر از راههای قبل است حتمی موفق می شویم .سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
با سلام 🤩
تمرین این جلسه : نتیجه گیریِ بی مصرف و بیهوده بودن هر روشی برای لاغری که تغییری در ذهن ایجاد نمی کنند.
مثال ها:
۱.اولین و بارزترین مثال ،خودم هستم اگر هم از روشی نتیجه گرفتم جسم من بوده که مشتاق لاغری بوده و عالی همکاری کرده و الا این روش ها ،همیشه شکست خورده هستند… من رژیم گرفتم،ورزش کردم،قرص و دمنوش های گیاهی مصرف کردم ولی نتیجه ای نگرفتم ..پس این روش ها اشتباه هستند…
۲.زن عموی من، که بعد از زایمان چاق شده بود رژیم گرفت،لاغر شد ولی خیلی بی انرژی شده و حوصله ی هیچ کاری رو نداره …پس رژیم روش اشتباهی هستش…
۳.زن دایی پدرم ،رژیم یک دکتر معروف گرفت ولی رگ های چشمش پاره شد و خون ریزی کرد و مریضی معده هم گرفت بنابراین رژیم روش اشتباهی برای لاغری هستش…
🧭 همه ی روش هایی که من برای لاغری استفاده کردم ،اشتباه بوده….
نکات :
۱. یک راه اشتباه،همیشه و برای همه اشتباه است 👈 نتیجه گیری= هرکسی روشی برای لاغری به تو معرفی کرد که قرار بود جسم تحت فشار قرار بگیرد💯٪ ،اشتباه است .
۲. مسیر صحیح بستگی به عملکرد افراد دارد و میتواند نتیجه را برای هرکس متفاوت بکند.
۳.ما از یک مسیر ،چاق شده ایم ..بنابراین باید مسیر لاغری هم یکی باشد که همان باند مخالف چاقی است..
هرچه در چاقی به دست آوردیم مثل اضافه وزن،غم و اندوه باید ازبین برود و آنچه در لاغری داشتیم دوباره به دست بیاید..
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۲ تمرین جلسه پیش من از روش دکتر *** ۱۹ کیلو وزن کم کردم واز روش سونای خشک ۸کیلو وزن کم کردم واز روش دکتر *** ۵کیلو وزن کم کردم و از پیاده روی ۳ کیلو واز زمانیکه با سایت اشنا شدم چند کیلویی وزن کم کردموحالابرای هر هدفی روشهای مختلفی وجود داره وبرای رفتن به ی شهری راهای مختلفی وجود داره اما بهترین ومناسبترین راه اینکه از هر راهی که رفتیم برگردیم راهای اشتباه همبشه اشتباهه ونمیتونه نتیجه خوبی داشته باشه اما از روش صحیح برای هر کسی ی جوره بستگی به عملکرد اون طرف داره کار روشهای ذهنی اینجوریه که ی سری اگاهیهایی داریم که میشن فرمولها که شناسایشون میکنیم ببینیم کدوم درسته کدوم غلط درستها میشن فرمول ذهنی وغلطهارو تغییر میدیم وبه فکر وعمل باور صحیحوتبدیلش میکنیم همه چاقها از هیچ روشی استفاده نکردیم برای چاق شدن وخود به خود چاق شدیم اما همه ما روشهای مختلفی امتحان کردیم برای لاعر شدن واما به نتیجه هم نرسیدیم والان در خدمت استاد عزیز هستیمبالاخره باید ی روشی امتحان کنیم برای لاغر شدن دائموهیچ وهیچ راهی مطمینتر از روش لاغری با ذهن نیست ووقتی راه صحیح انتخاب کنیم باخیال راحت ادامه میدیم وپیش بریم وقتی یی روشی انتخاب میکنیم حالا ی کم نتیجه میگیریم یا نمیگیریم وبعد از مدتی برمیگرده این نتیجه نشون میده تمام روشهایی که من امتحان کردمبلا استثنااشتباه بودهوما بارها وبارها به اسم دیگه روشهای مختلفی وامتحان کردیم وبیفایده بوده وشکست خوردیم چرا هیچ روشی برای لاغری جواب نمیده وفقط وفقط لاغری با ذهن جواب میده چون برای چاق شدن کاری نکرویم روشی درسته که برای لاغر شدنم کار خاصی نخوایم بکنیم پس این روش بهترین واسونترین راهه چرا ما چاق شدیم چرا ما لاغر نمیشیم چرا ما انقد راحت چاق وچاقتر شدیم وچرا ما لاعر نمیشیم چاقی محصول افکار ورفتار ماست وهیچ دیگه ای نیست ارثیه و فلان قرص خوردم چاق شدم بچه بدنیا اوردم چاق شدم و…چرا بعصی ها چاق نمیشن چون حاصل ی سری فکر ورفتار غلط ما هستن ودیدی که وقتی ما تو دوره شرکت کردیم بچه ها ویا خانواده ما خود به خود لاغر میشن چون به ما نگاه میکنن واز ما الگو میگیرن چون به رفتارهای ما توجه میکنن بدون اینکه حتی بدونن ما چکار میکنیم واینتاثیر فرد بر اطرافیانشه وقتی ما نتیجه عالی میگیریم خیلی مشتاق میشیم وانگیزه میگیریم ولاغر میشیم وچاقی محصول افکار ورفتار یکه ما نمبتونیم انجامش ندیم واین میشه عادت ومعز ما هم در مسیر بیشتر هاگر در مسیر ثروت قرار بگیریم بیشتر وبیشتر وبیشتر ثروتپند میشیم ودر همه زمینه ها هم همین طوره ومعز ما تشویق میکنه به بیشتر شدن اون وقتی که ما فکر چاق کننده مثل ازدواج کنی چاق مبشی من عصبانی بشم اشتهام زیاد مبشه اینها میشن فرمول ووقتی ازدواجکنی فرمولها فعال میشن ونمونه هم که دیدی وچاق شدن شروع میشه تا کجا خدا میدونه چون ما این فرمولهارو باور کردیم بهتره هر چیزی در هر زمینه ای میشنویم سریع باور نکنیم ودلیل اینکه ماوهر کاری کردیم لاغر نشدیم اینکهجسم بیجارهرو تحت فشار گذاشتیم وخودمون حریص کردیم وگرنه نتیجه نگرفتیم چون فرمولهای ذهنیمونو که عوض نکردیم ما با روش لاغری با ذهن تمام این فرمولها رو شناسایی میکنیم واونهارو با فرمولهای صحیح جایگرین میکنیم وبه عمل تبدیل میکنیم نتیجه میشه ی شگفتی ساز دیگه به شگفتی سازان اضافه میشه ما هزاران کار بدنومون اتوماتیک مثل نفس کشیدن پلک زدن پمپاژ کردن قلب وخیلی کارهای دیگه فقط خوردن دست ما بوده والان به این حال وروز هستیم اما انسانهای لاغر خوردنشونم اتوماتیکه وحیواناتم چاق نمیشن چون خاصیت انسانی نداره مغز ندارن همه چیزشون اتوماتیکه ی فرد چاق فرمولهای ذهنیش دستکاری شده حالا به وسیله خانواده رسانا جامعه و.. اما فرد چاق فرمولهاش دستکاری نشده واگر بهش بگی چقد میخوری ممکنه چاق بشی باور نمیکنه میگه من هر چقدم بخورم چاق نمیشم وهمین طور به فرد چاق بگی لاغر میشی میگه خدا از دهنت بشنوه مگه میشه باور نمیکنه ما باید مطمئن باشیم که هیچ روشی مارو به مقصد نمیرسونه جز لاغری با دهن وهیچ روشی نمیتونه فرمولهای ذهنی ما رو تغییر بده جز لاغری با ذهن در مهایت تنها روش ومطمئنترین روش وبهترین روش لاغری با ذهنه وبا این روش به خود باوری میرسیم که میتونیم لاغر بشیم پیش به سوی لاغر شدن وموفق شدن در تمام جهات زندگی چه لذتی داره وقتی لاغر بشیم
نشان های دریافت شده
گام بیست و دوم:
ما برای انجام هر کاری از راه و روشی استفاده میکنیم برای انجام ان بهتر است بهترین روش را بکار بگیریم برای چاقی مثلا ما از طریق ذهن عمل کردیم و موفق هم بودیم پس برای لاغری هم از همان روش استفاده کنیم تا به موفقیت برسیم.روش ذهنی روشی است که امتحان پس داده و در مورد ما خوب جواب داده و براحتی چاق کرده و ماندگار هم بوده.
دلیل اینکه افرادی که از روشهای دیگر لاغری استفاده میکنند و نتیجه نمیگیرند این است که ان روشها هیچ ربطی به مسیر بازگشت از چاقی ندارند و مانند بیراهه هستند که از دور سرابی را نشان میدهند و وقتی به ان نزدیک میشویم چیزی جز توهم نبودند .مانند افراد معتادی است که برای ترک به کمپ میروند که انها نیز ذهنی باید ترک کنند چون انها از طریق کمپ معتاد نشده اند تا از همان طریق ترک کنند.
ما خودبخود و ساده چاق شدیم ولی برا ی لاغری روشهای زیادی استفاده کردیم.یعنی برای چاقی ما روشی بکار نگرفتیم بلکه از طریق ذهن فقط این کار را کردیم.پس لاغری هم باید از همین طریق استفاده کنیم.در روشهای دیگر برای لاغری که استفاده کردیم وهمه اشناهستیم هیچ نتیجه ماندگاری نداشتیم پس نشان میدهد روش اشتباه بوده است. هر چه هم بخواهیم روش را توجیه کنیم فایده ندارد.
ما بارها از همان مسیر و روشها استفاده کردیم و اخر سر نتیجه نداده و رها کردیم و کم کم ناخواسته به روشی که ذهن دستور داده برگشتیم.همه روشها اساس انها یکی است فقط ظاهرش را تغییر میدهند با تبلیغات بیشتر و ما فکر میکنیم متفاوت است.
چرا راحت چاق شدیم؟ چاقی محصول افکار و رفتار ماست.هیچ ماده یا دارویی ما راچاق نکرده چون همه مواد خوراکی را افراد متناسب هم میخورند.در حالیکه چاقی اموزشیه.وقتی با ذهن لاغر میشویم الگوی خیلیا میشویم.
ذهن همیشه ما را به بیشتر تشویق میکند. فرقی نمیکند ان کار برای ما ضرر دارد یا نه .
وقتی چیزی یا حرفی را باور کردیم در حقیقت برای ذهن فرمول سازی انجام میشود و بعد از ان ذهن کار خود را شروع میکند که بر اساس ان فرمول رفتار و جسم ما را تنظیم میکند و عادتها ایجادمیشوند و مرتب تکرار میشوند و ملکه ذهن میشوند. وقتی موضوع چاق کننده را بارها شنیدیم و نمونه را هم دیدیم و باور کردیم فرمول در ذهن ذخیره میشود و موقع خودش شروع بکار میکند و اشتها کم کم وناخواسته زیاد میشود.و رفتار تغییر میکند و به عادت تبدیل میشود که دست خودمان نبوده است.دلیل اینکه تا حالا نتیجه نگرفتیم چون ذهن تغییر نکرده ادمهای چاق با وجود سیری نمیتونن نخورن چون دستور صادر شده ما نمیتونیم با ذهن ناخوداگاه برابری کنیم .
تمام نیازهای اولیه ما را ذهن ناخوداگاه کنترل میکند و دست ما نیست و نمیتونیم تغییر دهیم مثل ضربان قلب و تنها نیازی که خدا به خودمان سپرده همین خوردن است که باید به اندازه نیازمان بخوریم ولی ما این را دستکاری کردیم و بخود اسیب زدیم درحالیکه حیوانات که عقل ندارند این مشکل را ندارن و انسانها با استفاده از ذهن به خود صدمه میزنند.
وقتی فرمول را دستی عوض کردیم با هیچ روشی نمیتونیم برگردونیم مگر اینکه از همان روش استفاده کنیم.