0

برنامه ریزی ذهن برای لاغری؛ اولین قدم به سمت تناسب اندام واقعی (گام ۸۵)

برنامه ریزی ذهن برای لاغری
اندازه متن

شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم می‌گیرن، ورزش می‌کنن، قرص می‌خورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاق‌تر می‌شن! 😣

دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش می‌کنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامه‌ریزی شده 📍

اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشه‌ای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم می‌ره 🏝️.

وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کم‌کم همون مسیر رو دنبال می‌کنه، بدون زور و فشار! 🌱

همون‌طور که بدون برنامه‌ریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم می‌تونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫

نقشه ذهنی چیست؟ 🧠

🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشه‌ای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…

حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت می‌گه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗

ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کنه!

ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر می‌سازیم؛ به این مسیر می‌گیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربه‌ها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمی‌دونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سال‌ها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیده‌ها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمی‌تونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی می‌کنیم 😟

🔄 ولی خبر خوب اینه که:

می‌شه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشه‌ی جدید ساخت

نقشه‌ای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه می‌شه 👗😄

نقشه‌ای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزه‌ست، نه ترس و یأس ✨🚉

💡 و جالبه بدونی:

هر کسی فقط می‌تونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.

تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخ‌هایی که از دیگران می‌گیریم هم متفاوت‌ان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف می‌زنه!

پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭

و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚

🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته می‌شه؟

ما از وقتی بچه بودیم و کم‌کم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنی‌مون. این مسیرها، همون نقشه‌های ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!

مثلاً وقتی از کسی می‌پرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف می‌زنه، نه نقشه تو 📍

برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت می‌گیری! چون هر کسی، بر اساس تجربه‌ها، ترس‌ها، شکست‌ها و تلاش‌های خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.

حالا تصور کن کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربه‌هایی که به چاقی منتهی شدن 😞

این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!

درسته که خیلی از افراد چاق، تجربه‌های مشابهی دارن، ولی هیچ‌کس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشه‌ی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟

🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابون‌ها، کوچه‌ها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️

توی این شهر، مسیرهایی هست که سال‌ها رفتی و برگشتی. اگه با اضافه‌وزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️

این مسیر پر از تابلوهایی‌ـه که ذهنت سال‌هاست ازشون پیروی کرده:

🔹 جمله‌هایی مثل: «چاقی ارثیه‌ست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»

🔹 ترس‌هایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی می‌شه؟» یا «نکنه دیگران قضاوت‌م کنن؟»

🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕

🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکس‌هایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران

🔹 تلاش‌هایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…

⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازه‌ای بکشی.

برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کم‌کم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچه‌پس‌کوچه‌های جدید بسازی؛ کوچه‌هایی پر از اعتمادبه‌نفس، آگاهی و انتخاب‌های سالم 🌱✨

ذهن‌ت آماده‌ی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام می‌دی: ساختن عادت‌های تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!

🧭 کدوم مسیر رو انتخاب می‌کنی؟ چاقی یا لاغری؟

نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍

🧠 نقشه ذهنی چاقی🌱 نقشه ذهنی لاغری
احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیراحساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر
اضطراب از چاق‌تر شدنآرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری
پرخوری احساسی و عادت‌های ناآگاهانهتغذیه آگاهانه و احترام به بدن
باورهای محدودکننده درباره لاغر شدنباورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب
تجربه تکراری شکست با رژیم‌های سختلذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار

اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع می‌کنیم، یه نقشه‌ی تازه توی ذهن‌مون کشیده می‌شه — نقشه‌ای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریل‌های جدا از هم، به دو مقصد متفاوت می‌رن 🚂➡️🚂

تو نقشه چاقی، آخر خط می‌رسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچ‌وقت لاغر نمی‌شم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل می‌شه به اولین ایستگاه!

ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا می‌بره — اضافه‌وزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال می‌کنی، هر قدمت یه جهته تازه‌ست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚

با شناختن این نقشه‌ها و مسیرها، خیلی راحت‌تر می‌تونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت می‌کنی؟

و همین آگاهی، نقطه‌ی طلاییه 🌟

وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامه‌ریزی شده، می‌تونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!

من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک می‌ذارم ❤️

چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، می‌تونه بدنش رو هم دوباره بسازه.

و حالا نوبت انتخاب توست…

حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن می‌تونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگی‌ت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:

🧭 چطور این برنامه‌ریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟

پیشنهاد من به تو، دوره‌ایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیم‌های طاقت‌فرسا و احساس شکست نجات داده…

🌟 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها 🌟

این دوره دقیقاً مثل یه نقشه‌ راه شفاف طراحی شده تا قدم‌به‌قدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:

✅ افکار چاق‌کننده رو بشناسی و رها کنی

✅ ذهن‌ت رو برای لاغر شدن از نو برنامه‌ریزی کنی

✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی

✅ و مهم‌تر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫

این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع می‌شه و به بیرون ختم می‌شه. و دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀

پس اگه آماده‌ای تا مسیر جدیدی توی ذهن‌ت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…

🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!

✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری

انجام تمرین‌ها، یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پله‌ست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیک‌تر می‌کنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهن‌ت مسیر تازه‌ای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟

پیشنهاد می‌کنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخ‌های خودت رو به‌صورت کامل در بخش نظرات بنویسی.

📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:

  • ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربه‌ای در این‌باره داری؟
  • 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
  • 🏃‍♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش می‌رفتی؟ ذهن‌ت چی بهت می‌گفت؟
  • 🔍 توی نقشه ذهنی‌ت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
  • ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روش‌های مختلف لاغر نشدی؟
  • 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسان‌ترین راه لاغری» می‌دونی؟ توضیح بده.
  • 🗺️ چطور می‌تونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
  • 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.

💬 منتظر مشارکت تو هستم!

تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربه‌ات مهمه و می‌تونه الهام‌بخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخ‌هات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=21669
86 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amiali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۷ ۱۳:۴۷
      مدت عضویت: 1744 روز
      امتیاز کاربر: 460 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت استاد و دوستان همراه 

      گام ۸۵ نقشه ذهنی 

      همه ی ما برای انجام خیلی از کارها اول یه،نقشه تو ذهنمون تز اون کار ترسیم میکنیم و بعد شروع میکنیم .

      برا چاقی هم همین طور بوده ما طبق نقشه ذهنی چاق شدیم و کیلو به کیلو بیشتر شده چطوری از طریق افکارمون من خودم تو آینه از خودم بدم میامد ،از خرید بدم میامد از حرف دیگران فلانی چاقتر،شدی بدم میامد میرفتم سراغ ورزش ،رژیم میگرفتم ،اما همچنان ترس داشتم موقع غذا خوردن همیشه عذاب وجدان داشتم و این ترسیم نقشه ادامه داشت 

      تا من با سایت تناسب فکری آشنا شدم و همان مسیر بر عکس دارم بر میگردم تقریبا وسط راهم .شادم با اشتیاق بدون ترس غذا میخوردم از خوردن نمیترسم از خرید نمیترسم تو آینه خودم را تحسین میکنم و مقداری سایز کم کردم .برا همین میگم وسط راهم و دارم با شور و اشتیاق ادامه میدم گاهی یه نجواهایی سراغم میاد اما صداشون ضعیفه من قویترم با احساس خوبم و باورم که به مسیرم دارم و انشالله تا پایان راه چیزی نمانده هر چند راهمان پایانی نداره و من تا آخر عمر ادامه خواهم داد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۹/۱۲ ۰۱:۵۵
      مدت عضویت: 2571 روز
      امتیاز کاربر: 49977 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان همراهم

      چقدر عالی و قشنگ این نقشه ذهنی توضیح داده شد

      مسیری را که طی کردیم و از لاغری به چاقی رسیدیم الان هم همان مسیر را بطور برعکس باید طی کنیم تا به ایستگاه اول که لاغری بود برسیم اما تفاوت این دو مسیر این است که احساس و تجربه مان در راه برگشت برعکس راه رفت است 

      من این احساس را تجربه کردم حدود سه سال پیش که وارد سرزمین زیبای لاغرها شدم از همان روزهای اول احساس آرامش و شادی و امیدواری کردم و مثل این بود که گمشده ام را که مدت ۴۰ سال دنبالش می گشتم را پیدا کرده بودم

      من اطمینان کامل و بیش از صد در صد به درست بودن این روش پیدا کرده بودم و تمام تمرکزم را روی این دوره گذاشتم و هیچ.اهمیتی ندادم به روشهایی که وجود دارد و خودم تمام این ۴۰ سال آنها را امتحان کرده و نتیجه ماندگار نگرفته بودم  

      بعد از آن از دیدن خودم در آینه حالم بد نمی شد و به خودم بد و بیراه نمی گفتم 

      بعدا دوست داشتن خودم شروع شد دیگر از عکس انداختن و وارد جمع دوستان و فامیلها شدن فراری نبودم

      حالا که خودم را دوست داشتم کارهای مختلفی برای شاد کردن خودم میکردم که مهم ترین و با ارزش ترین آن بودن در مسیر لاغری با ذهن و آموزش دیدن و با شور و شوق فراوان آموخته هایم را به اجرا گذاشتن است 

      تغییر بعدیم کم شدن حرص و ولع برای خوردن بود 

      یاد گرفتم که به جسمم احترام بگذارم واز آن بعنوان سطل آشغال استفاده نکنم تا هر چیزی را واردش کنم به خاطر دلایلی به غیر از گرسنگی

      یاد گرفتم که خودم را برای این تغییرات تشویق کنم و اینرا در نظر داشته باشم که برای متناسب شدن اول باید فرمولهای لاغری را در ذهنم قرار بدهم و این همان تغییرات در افکار و رفتار من است

      وقتیکه این تغییرات به حد قابل توجه ای برسد آنوقت است که خودش را در جسمم آشکار میکند و من به ایستگاه اول که متناسب بودن است میرسم

      این همان طریقی است که من چاق شدم اول در ذهنم چاق شدم و بعد نشانه هایش را در جسم دیدم پس لاغر شدنم هم باید به همین طریق باشد  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۵ ۰۸:۴۲
      مدت عضویت: 1841 روز
      امتیاز کاربر: 689 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 555 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی

      گام ۸۵ نقشه ذهنی و تاثیر آن بر لاغری

      الان که دارم به حرف های استاد خوب فکر می کنم می بینم که همه ما برای هر کاری یک نقشه برای خودمون طراحی می کنیم مثلا می خواهیم خونه بسازیم ازدواج کنیم و کار جدید رو آغاز کنیم همه کارها برای موفقیت نیاز به نقشه داره حالا بعضی وقت ها نقشه آماده است از تجارب بقیه استفاده می کنی بعضی وقتها خود انسان نقشه رو در ذهنش ترسیم میکنه و با آزمون و خطا به موفقیت میرسه

      مثلا من می خوام یک خونه بسازم خوب اول زمین میخرم بعد مصالح می‌خرم کارگر و بنا و افراد رو میگیرم و روزها ماه‌ها کار می کنیم و در نهایت یک خونه ساخته میشه 

      نمیشه من یک شبه به بنا بگم خونه ام رو تحویل بده 

      اگه هم تحویل بده یک جاش ممکنه مشکل داشته باشه 

      خونه ای که با حوصله با مصالح خوب با وقت گذاشتن ساخته بشه با خونه ای که یک شبه ساخته بشه خیلی فرق داره

      وقتی من برم تو خونه ای که با حوصله انگیزه اشتیاق ساختمش برای تک تک آجرهای و وسایلش وقت گذاشته باشم اون خونه رو با هیچ خونه دیگه عوضش نمی کنم

      لاغری هم همین طور هست ما باید طبق نقشه پیش بریم نمیشه یک شبه یک ماهه به وزن دلخواهت برسی اگه هم برسی بعدا به مشکل می خوری و می گی کاشکی این کار رو نمی کردم 

      من طبق حرف استاد تمام مراحل چاقی رو طی کردم آخرین باری که رژیم گرفتم از وزن ۶۵ به ۶۰ رسیدم اما بعد از چند ماه ترس از چاقی شروع شد لباس هام تنگ شدند از خودم متنفر شدم و همه اش به خودم می گفتم چرا نتونستی خودت رو نگه داری از خوردن می ترسیدم ولی پرخوری داشتم روز به روز چاق تر می شدم هر بار روی ترازو می رفتم وزن ام بالاتر نشون میداد تا به ۷۲ رسیدم و خودم رو سرزنش میکردم مگه ۶۵ چیکار بود که رژیم رو شروع کردی الان از همون وزن قبلی ات هم بالاتر رفتی دیگه از خودم بدم می اومد نل امید بودم و حاضر نبودم و نمی خواستم هیچ رژیم دیگه ای رو شروع کنم به خودم می گفتم چه فایده وقتی بعد از چند ماه بیشتر از وزنی که کم کردم به وزن الانم اضافه میشه

      به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و چند ماه قبلش با قوانین جذب آشنا شده بودم

      واین قدر خوشحال شدم استاد نقشه ذهنی رو ترسیم کردند چون دیدم من در وسط نقشه هستم پس بیشتر راه رو رفتم و به مقصد نهایی نزدیک هستم 

      من امیدوار و مشتاق هستم که لاغر میشم 

      به اندازه و به اندازه نیازم می خورم

      از خوردنم لذت می برم 

      مهمتر از همه خودم رو دوست دارم اعتماد به نفسم بالا رفته در جشنواره ها و مسابقات شرکت می کنم 

      دیروز نوشتم براتون دارم میرم مشهد و تند تند می نوشتم رفتم و یک مانتو شلوار خریدم و اینقدر بهم میاد و همه میگن لاغر شدی 

      اینقدر لذت بردم از خرید مانتو و اینکه اندازه بود و به من می اومد همیشه می خواستم لباس بپوشم از اطرافیان می پرسیدم به من میاد خوبه ولی این سری با پوشیدن اولین مانتو عالی بودم 

      پس نقشه ذهنی من درسته و درست و صحیح دارم گام‌ها رو بر میدارم من با اشتیاق و خوشحالی به این مسیر ادامه میدم و مطمئن هستم که به مقصد نهایی می رسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۶ ۱۸:۲۰
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,262 کلمه

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان عالی و هم مسیرم 

      نقشه ی ذهنی که میگین من رو یاد همون نقشه های کاغدی میندازه که ما میتونیم با اونها کلی اطلاعات از حاده ها و یا شهرها کسب کنیم که کجا  بریم و جه کنیم اما نقشه ی ذهنی  فرقش این هست که دیدنی نیست پس هر چقدر نقشه ی ذهنی شما دقیق تر باشه بهتر میتونیم لاغر بشیم .

      من زمانی که  بعد از ازدواجم شروع به چاق شدن کردم سفر خودم رو از تناسب به سمت چاقی شروع کردم و از محل فعلی خودم که تناسب بود به سمت تناسب حر کت کردم و یکم که  در مسیر  چاقی که ناخواسته حرکت می کردم  اون موقع یه تغییراتی  در خودم می دیدم و بازم  که حرکت کردم و استمرار داشتم  یه تغییرات دیگه می  دیدم مثلا حرفهای بقیه رو می  شنیدیم که فلانی  انگار چاق شدی مواظب باش  و یا حالم بد شده  بود و یکم دیگه که حرکت کردم ترسم شروع شده بود  که نکنه بازم من چاقتر بشم و یکم دیگه که ادامه دادم دیگه  از خودم خجالت کشیدم و دوست ند اشتم در مهمانی ها حاضر بشم و یکم دیگه  که ادامه دادم دیدم انگار  لباس سایز من گیر نمیاد و فقط لباسهای رنگ تیره باید بپوشم  و بعد به مرحله ای رسیدم که دیگه  بعضی کارها رو نباید انجام میدادم و  خلاصه در مرحله ی دیگه یک چیز دیگه بود مثلا اعتماد به نفسم خراب  شده بود  و یا رابطه ام خراب شده بود  و  یادم میاد  آخرین مرحله اش  که احساس خیلی بد   و گریه و زاری و ناامیدی و به خدا التماس کردن  و  ناامیدی و احساس بد و تسلیم  شدن بود که  باعث شد من با لاغری با ذهن آشنا بشم دقیقا خود من همینطور بودم یادم میاد ماه های اخر  قبل از آشنایی با سایت بارها به خدا میگفتم من دیگه راهی  برای لاغری بلد نیستم تو خودت کمکم کن و بسیار حالت ناامیدی و بدی داشتم و یادم  میاد هر وقت روی ترازو میرفتم عددی میدیم که هیچ ربطی به تلاش من برای لاغری نداشت و من همینطور داشت وزنم بالا میرفت و من کلی گریه میکردم که چه کاری دیگه باید انجام بدم ؟؟؟ تا اینکه خیلی تصادفی که البته میدونم تصادفی نیست بلکه هدایت خدای خوبم بوده من رو با این راه لاغری با ذهن  از طریق اینستا آشنا کرد و مدتی بعد وارد سایت تناسب فکری شدم و دیگه من  با انگیزه ادامه دادم و حتی برای یک بار رهاش نکردم .

       پس در بالا من مسیر چاقی رو که  توضیح دادم  خودم کاملا این مسیر رو تجربه کردم و میدونم در هر ایستگاه آدم چه چیزهایی رو تجربه میکنه و حالا که من دارم  با استفاده از این راه از سمت چاقی به سمت لاغری حرکت میکنم پس آخرین ایستگاه چاقی برای من میشه اولین ایستگاه لاغری اما چون در باند مخالف هستم پس بر عکس اون حالت اتفاق میفته یعنی اگر اخرین ایستگاه چاقی  احساس ناامیدی و بد بوده حالا در اولین ایستگاه لاعری من احساس امید و حال خوب  رو تجربه میکنم پس به همین دلیل بود  که خود من در همون روزهای اول آشنایی با سایت حالم عالی شد احساسم عالی شد آرامش پیدا کردم و احساس قدرت و توانایی کردم که میشه  لاعر بشم من میتونم مشکلم رو حل کنم و دیگه خبری از ناراحتی و گریه و رنج در من نبود به جای اونها احساس لذت و شادی و آرامش و توانایی و اشتیاق و انگیزه  میکردم و انگار  تمام اون ناتوانی ها در  من تبدیل شده بود به اینکه من میتونم لاغر بشم و باور کردم که میتونم لاغر بشم و اطمینان داشتم که میتونم با این راه  لاعر بشم برای همین در همون روزهای اول ورودم به سایت با مشورت با  استاد  من ورزش و رژیم رو برای همیشه رها کردم در واقع من   در این حد اطمینان داشتم که میتونم لاغر بشم منی که اگر مریض هم بودم باید میرفتم باشگاه تو سرما و گرما و  باد و بارون و عروسی و … من میرفتم و ورزشم رو رها نمیکردم و همیشه در صف اول کنار مربی بودم چه اتفاقی در من افتاده بود  که به یک باره ورزشم رو رها کردم  ؟؟؟؟خب معلومه ایمان  پیدا کرده بودم  که میتونم لاغر بشم امید پیدا کرده بودم  که میتونم لاغر بشم یادمه اون موقع که ورزش رو به گفته ی  استاد کنار گداشتم  خیلیها مسخرم کردن که چرا سالها هر چی ما  گفتیمت بسه دیگه ورزش نکن خودت رو کشتی و  قبول نمیکردی حالا به خاطر دو تا حرف ولش کردی تو دیگه کی هستی و من  گوشم به این حرفها بدهکار نبود و راه خودم رو میرفتم و خیلی اطرافیان من و مربی و مدیر باشگاه در تعجب بودن که چه اتفاقی افتاده که من دیگه باشگاه نمیرم چون از  تعهد و انگیزه و اشتیاق من و تلاش من برای لاعری خبر داشتن که چقدر منظم سر ساعت برای ورزش حاضر میشدم اما  من با اولین تغییر در احساسم که میتونم لاعر بشم اونم به تنهایی و بدون نیاز به هیچ عامل بیرونی دیگه ورزش رو کنار گداشتم و قدم در این راه اصولی و منطقی گذاشتم و هنوز که هنوزه دارم براش قدم برمیدارم و همچنان دارم لذت میبرم و در شادی و اشتیاق هستم و اصلا عجله نمیکنم و بازم اطمینان دارم به زودی در وزن دلخواهم قرار میگیرم برای همین اموزشها رو دارم عالی دنبال میکنم و من یادم میاد دقیقا بعد از تغییر احساس که احساس ارامش و اطمینان داشتم و بعد  تغییر در خوردنم به وجود اومد یعنی ایستگاه بعدی چاقی که پرخوری بود من برعکس اون رو در ایستگاه لاعری که به اندازه خوردن بود رو حس کردم که انگار هیچ حرص  و  ولعی ندارم و قشنگ یادم میاد که من میخوردم همه چیز میخوردم ولی به اندازه یعنی یه چیزهایی میخوردم که این اواخر بس نخورده بودم مزه هاشون رو یادم نمیومد و همسرم که میدید من همیشه رژیم دارم ولی اون موقع شروع کار در سایت میخورم نگران میشد و میگفت نخور الان چاق میشی ولی من میگفتم نه محدودیت ندارم و با لدت میخوردم  و انگار ترس از خوردن در من کمتر شده بود  و ایستگاه بعدی اعتماد به نفسم بهتر شد و رابطم با خودم بهتر شد و بعد تصمیم های بهتر گرفتم و بعد به خودم عشق میدادم در حالی که هنوز  هیچ  تغییر جسمی نکرده بودم من این همه تغییرات ذهنی داشتم و استمرار داشتن در مسیر باعث شد کم کم تجربه ی کاهش،وزن رو هم داشته باشم و میدیم که اطرافیان بهم میگن فلانی لاغر تر شدی و خودم حس میکردم لباسهام برام دیگه تنگ نیستن و خیلی در تنم راحت میشین  پس اخرین ایستگاه چاقی میاد اولین ایستگاه لاغری قرار میگیره من کسی بودم که دقیقا این ها رو تجربه کردم مو به مو این تغییرات رو حس کردم پس متوجه میشم این راه دقیقا بر خلاف مسیر چاقی هست ولی زمان رسیدن به لاغری در افراد مختلف متفاوت هست بستگی داره که ما کی تغییر کنیم و این ایستگاه ها رو یکی یکی طی کنیم پس عجله نکنیم با اشتیاق و استمرار ادامه بدین تا به تناسب برسین  من بارها به خودم میگم اگر تونستم با این مسیر حتی یک کیلو کم کرده باشم  پس دوباره هم میتونم لاغر بشم از همون مسیر ولی لاین مخالفش در واقع همون ایستگاه های چاقی رو تجربه میکنم اما به شکل مخالفش و هیچ قرص،و امپول و زجر و سختی و عمل و رژیمی  نداره .

      نقشه ی ذهنی من رو هیچ کس نمیتونه تغییر بده مگر خودم در هر جنبه ای من باید نقشه ی ذهنیم رو تغییر بدم تا موفق بشم .

      من عاشق ایستگاه های لاغری هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۷ ۲۱:۳۶
      مدت عضویت: 1901 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام
      نقشه ذهنی اینو نشون میده ک باید صبر و استمرار و تکرار داشته باشیم تا گام ب گام یا ب قول استاد ایستگاه ایستگاه ب تناسب نزدیک بشیم ن مثل مار پله بریم و یدفعه بیام سر جای اولمون
      بمونیم تو مسیر و ادامه بدیم تا ب تناسب برسیم
      من از وقتی عضو سایت شدم چن بار اشتباهی مسیرم عین مار پله شد و ب ایستگاه های قبلی برگشتم ولی باز ادامه دادم چن میخواستم ک ادامه بدم ب قول استاد ب مو رسید ولی نزاشتم پاره بشه
      من از وقتی تو مسیر تناسب گام گذاشتم حس خوب حال خوب بیخیالی خودمو دوس داشتن ک هنوز کاملم نشده حرص و ولعم کم شده پرخوری هام کم شده حسرت اندوه غم خیلی کم شده ب منفی ها فکرکردن بحث کردن و اینام کم شده امید ب لاغری خیلی بیشتر شده ایمان و باورم ب لاغری بیشتر شده
      هنوز تغییرات جسمی نداشتم شایدم یکم چاق شدم نمیدونم وزن نکردم جرات وزن کردن دارم ولی نمیخوام اینکارو بکنم اصلا مهم نیس ذره ای نمیخوام ناراحت بشم
      واینها نشون میده ک من تو مسیر برگشت ب لاغری هستم و ایستگاه یکی یکی دارم میرم جلو
      من تغییر رو در خودم میبینم و میدونم و باور دارم ک بیشتر و بیشتر میشه تا ب تغییر جسم برسه ایمان دارم
      من موقعی ک داشتم ب سمت چاقی میرفتم با حرف دیگران با عقاید و نظرات مزخرفشان بیشتر و بیشتر چاق شدم
      اما
      الان میخوام ذره ای ب حرف دیگران اهمیت ندم حتی همسر و مامانم و ادامه بدم درسته تنهام و کسی منو باور نداره ولی خودم خودمو باور دارم ب استاد ایمان دارم ب خدا ایمان دارم
      و میدونم ک میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ ۱۲:۱۱
      مدت عضویت: 2463 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 864 کلمه

      سلام🙂

      ما برای طی کردن هر مسیری در زندگی یه نقشه ذهنی داریم و این نقشه از بچگی با دیده ها و شنیده هامون از دنیای اطراف شروع به ساخته شدن کرده بعد با ترسها و نگرانیهامون واضحتر شده و بعد با تجربیاتمون در زمینه اثبات شنیده های اولیه ثابت شده بعدش تلاش کردیم از طریقهای غیر ذهنی و با تلاش فیزیکی اون نتیجه رو تغییر بدیم و وقتی دیدیم نشده نا امید و سرخورده و افسرده شدیم و رو آوردیم به گله و شکایت از زمین و زمان و پای خدا و پیغمبر رو کشیدیم وسط که آرا سرنوشت من رو خدا از ازل اینطوری نوشته و من هر کاری بکنم نمیشه و بقیه شانس دارن و….خلاصه این حرفا….

      در صورتیکه وقتی با ذهن و قدرت ذهنی و طرز تشکیل نقشه ذهنی آشنا میشی میفهمی که اصلا اینا نیست…..خودت ساختیش اول از همه با ورودی نامناسب بعد با ترسهات تقویتش کردی بعد هم که تجربه اش کردی خواستی به صورت فیزیکی تغییرش بدی و خوب مسلما نشده و اونوقت شروع کردی به گله و شکایت…. عزیز من خودت کردی…. ولی خوب راه داره …راهش هم همینه که از همون مسیر ی که قبلی استفاده کردی و نقشه ذهنیت رو در هر زمینه ای ساختی بیای یه نقشه ذهنی جدید بسازی فقط در باند مخالف اون قبلیه….

      یعنی اگه من چاق شدم خودم کردم کسی مقصر نیست خودم جسمم رو چاق کردم با شنیده ها و دیده هام با ترس و نگرانی از چاق شدنم با تجربه اولین نشونه های چاقی و ترسیدنم با شنیدن حرف و حدیث بقیه مبنی بر چاق شدنم حالا هر چی هم که خودم رو به اون راه زده باشم که نه من چاق نشدم من غذام رو زیاد نکردم یا با پوشیدن لباسهای قبلی خواستم ثابت کنم که نه من چاق نشدم ببینین لباسای قبلیم رو هنوز میپوشم ولی اتفاقا چاقیم بیشتر به چشم اومده و تذکرها بیشتر شده ومن که دیگه پذیرفتم که اره منم چاق شدم سعی کردم با رژیم یا کم خوری یا ورزش چاقیم رو در مدت کوتاهی برطرف کنم ..ولی هرچه بیشتر تلاش کردم و رنج و سختی بیشتری کشیدم دیدم یا نتیجه نداده یا موقت بوده…و اینجوری نا امید و مایوس شدم از لاغر شدن و رها کردم همه تلاشها رو ….غافل از اینکه اصلا جسمم کاره ای نیست و فشار آوردن بر این جسم فقط حالم رو بدتر کرده…. 

      وقتی که در کمال نا امیدی از تمام روشهای قبلی به حالت تسلیم در اومدم و خداوند که بهترین ها رو میدونه و به آسونترین و صحیحترین مسیر آگاهه منو هدایت کرد به لاغری با ذهن تا بفهمم و درک کنم که نقشه ذهنی من چاقیه وباید نقشه جدید لاغری رو ترسیم کنم اونم در ذهنم تا کم کم به ایستگاه لاغریم برگردم. کاری به نقشه چاقی نداریم و نمیخوایم پاکش کنیم اصلا…‌ ما یه نقشه لاغری رو ترسیم میکنیم و اونوقت باز هم این ماییم که با قدرت انتخابمون تصمیم میگیریم کدوم مسیر رو بریم مسیر لاغری که پر از حال خوب و اعتماد به نفس و سلامتی و صلح با خودت و شرایطت هست و پر از رنگ و نور و شادی و آرامش عمیق یا مسیر چاقی که پر از درد و رنج و نخواستن خودت و جسمت و کمبود اعتماد به نفس و شکایت و گله از زمین و زمان هست….

      وکدوم عقل سلیمی راه آسون و لذت بخش رو رها میکنه و میره دنبال درد و رنج و سختی…..

      اره با گوش دادن فابلهای اول نور امید و اشتیاق در دلم روشن شد حالم خوب شد اصلا روی ابرها بودم که بالاخره راهش رو پیدا کردم راه لاغر شدن رو…. راهی که از همون اول پر از امید و انگیزه است از همون اول حرف از آسونی هست از همون اول گفته میشه بدون رژیم و ورزش هست راهی که پر از صلحه اول از همه صلح با خودت با جسمت با بدنت…‌و چقدر لذت بخش و آرامش بخشه….

      هر چی در مسیر جلوتر رفتم حالم بهتر شد روحیه ام بهتر شد کمتر به خودم گیر دادم از غذاها دیگه نترسیدم از خوردن دیگه نترسیدم سعی کردم لذت رو جایگزین ترس  کنم احساس لاغری و سبکی میکردم بدون اینکه تغییر جسمی کرده باشم الانم در ایستگاهی هستم که از دیدن خودم در آینه لذت میبرم با اینکه متناسب نشدم ولی میدونم که در حال تعمیر و ترمیم جسمم هستم زمان برام مفهومش خیلی کمرنگتر از قبل شده دیگه اینقدر به خودم گیر نمیدم که چرا برای من زمان برده و لاغر نشدم بار ها حرف شما رو به خودم زدم که با سختی که نیست با رنج که نیست هیچ کار اضافه ای که نمیخواد بکنی فقط باید لاغری رو گوش کنی و هر روز یه قدم براش برداری همین اینکه دیگه کاری نداره خیلی هم لذت بخشه خود در لحظه بودنه چراکه نه‌…..‌‌‌

      اینقدر حالم خوبه مخصوصا اینکه با خودم در صلحم و احساس لاغری دارم که متعجبم بقیه چرا متوجه لاغری من نمیشن ولی باز هم برام اهمیتی نداره چون خودم بهتر از هر کسی میدونم کا نقشه ذهنی لاغریم داره پررنگ و واضح میشه و ایستگاه آخر لاغریه ..‌و من در مسیرم ….در مسیر لاغر شدن و..این خیلی لذت بخشه اصلا اینکه کسی نمیدونه خیلی هم جذابه  و برای من مثل یه کشف طلا و گوهر زیر زمینه، زیر زمین وجود خودم😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۷ ۱۵:۳۹
      مدت عضویت: 2351 روز
      امتیاز کاربر: 20766 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 288 کلمه

      نقشه ذهنی در یک نقشه فیزیکی تمام مسیرها از شروع مقصد تا پایان مشخص شده و در هر نقطه از مسیر با چیزهای و مکانهای متفاوتی روبرو می شویم و در آخرین نقطه مسیر اگر بخواهیم برگردیم آخرین ایستگاه مثلا پمپ بنزین باشد اولین ایستگاه ما برای برگشت هم مسلما پمپ بنزین خواهد بود حالا ما یک نقشه ذهنی داریم که یک ابتدا و انتهای دارد و در طی مسیر با ایستگاههای متفاوتی روبرو می شویم اماااااا یک تفاوت کلی با نقشه فیزیکی دارد و آن این هست که اگر در مسیر چاقی که پا اول لاغر بودیم و حرکت کردیم به سمت چاقی آخرین ایستگاه خستگی ناامیدی و غیره باشد و وقتی ما بخواهیم با مسیر لاغری برگردیم اولین ایستگاه ما شادی امید داشتن رسیدن به تناسب اندام و لذت بردن از مسیر و دوست داشتن چشممان و اعتماد بنفس خواهد بود که هر کدام را در طی مسیر متوجه می شویم ام اولین ایستگاه ما احساس خوب هست امید داشتن هست پس برای رسیدن به تناسب فکری ما باید یک نقشه ذهنی داشته باشیم هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند نقشه ذهنی شما را عوض کند بجز خودتان فقط خودتان می توانید نقشه ذهنی خودتان را عوض کنید اینکه الان من در دوره هستم یعنی نقشه ذهنی را می خواهم عوض کنم و هر چقدر بیشتر در مسیر باشم نقشه ذهنی من دقیقتر منو راهنمایی می کنه اصلا نقشه هدفش راهنمایی مسیر هست تا راه را درست برویم من با اشتیاق تمام تر از قبل به این مسیر ادامه می دهم و از خدای مهربانم می خواهم که همواره من را راهنمایی و یاری کند و از اینکه استاد عطا روشن را در مسیر زندگیم قرار داد هزار بار سپاسگذارم.  در پناه خدای مهربان باشید یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۱۶:۲۱
      مدت عضویت: 2030 روز
      امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 37 کلمه

      سلام دوست عزیزم

      قرار شد صحبتی از مرگ نباشه..‌

      خیلی خوشحالم که به آرامش وآسودگی .رضایت وخصوصاکاهش وزن عالی دست پیدا کردید.

      صمیمانه آرزومند عمری بسی طولانی در نهایت سلامتی وخوش اندامی…آرامش وآسایش وشادی در هر لحظه زندگی براتون هستم.🤗🤗🤗💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۱۰:۲۰
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سلام

      خداوند بزرگ و بلند مرتبه در بدو خلقت ما نقشه ذهنی درست که همون متناسب شدن هست رو در وجودمان قرارداده و ما منتهی با کج رفتن مسیر و یادگیری یه سری رفتار و باورهای اشتباه از اون نقشه ذهنی دورشدیم.  

      اوایل که خودم با یادگیری یه سری رفتاروباورهای اشتباه از نقشه ذهنی  دورشدم و احساس ام که در زندگیم راهنمای من هست با رنگ ترس صدای آژیرش دراومد که داری از مسیر منحرف میشی.

      ومن بی توجه به هشدار احساسم م ایستگاه های  چاقی رو گام به گام طی میکردم پرخوری . حرص و ولع در خوردن و تنفر از خودم. و کم کم از بین رفتن اعتمادبه نفس و گام آخر احساس یاس ناامیدی . 

      با ناآگاهی و براساس شنیده ها و باورهای غلطم روش رژیم و پیاده روی و ورزش رو .. رو انجام دادم و هر دفعه رنج و سختی و فشار زیاد بر جسمم وارد آوردم و هرسری احساس خستگی و درماندگی ناامیدی بیشتر و بیشتر میشد.

      تا اینکه یکسال تمام بی خیال رژیم و ورزش و… شدم و مرتب پیگیری یه روش لاغری درست بودم که نتیجه بده که به لطف الهی با روش لاغری با ذهن استاد روشن آشنا شدم . و مطالب سایتش رو مطالعه کردم و هرچه بیشتر به روند لاغری اش زوم کردم آرامش عجیبی میگرفتم و تصمیم گرفتم که از دوره رایگان شروع کنم و یه مدت پیش برم و ببینم چه خبره . واقعا جواب میده یا نه . اگه نه خوب من چیزی از دست نمی دادم. 

      اوایلش با ذوق و شوق و انگیزه شروع کردم و هرچه بیشتر جلو میرفتم احساسم بهتر میشد با خودم گفتم یقین دارم از این روش به نتیجه دلخواهم میرسم چون راهنمای من در زندگیم احساسم هست که اون الان خوشحاله و خوبه پس داره به من میگه این روش راه صحیح .

      من از نقشه ذهنی که خداوند در وجودم قرار داد گام به گام دور شدم و  روش لاغری با ذهن که با گوش دادن فایل ها و انجام تمرینات و…  هست  گام به گام به ایستگاه درست متناسب شدن نزدیک میشم .

      الان که نزدیک دو ماه هست مستمرا این روش رو با جان و دل انجام میدادم احساسم خیلی خوبه و کلی از رفتارهای غلطم رو شناسایی کردم و ترس از خوردن ام کلن برطرف شد . و همینجور پیش میرم تا به تناسب اندامم برسم.

      جا داره همین جا از استاد به خاطر مطالب آموزشی اش و همینطور از لایو های که میزارن تشکر کنم واقعا درجایی اگه کمی انرژی کم بیارم با لایو ها رو که میبینم انرژیم صد برابر میشه . خصوصا لایو با خانم فریده عزیز. که به ایشون هم تبریک میگم و امیدوارم موفقیت رو درجنبه های دیگه زندگیشان هم تجربه کنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۴ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 2478 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,657 کلمه

      گام ۸۵ ،، سلام استاد و دوستانم ،،،نقشه ذهنی و تاثیر آن در لاغر شدن ،،، نقشه ذهنی چیست ؟و چه تاثیری در لاغری ما دارد ؟   کارتون مورد علاقه من در کودکی گالیور بود ،تو کارتون گالیور  تمام  هنرپیشه هاش به دنبال نقشه گنجی بودن که پیش گالیور بود و گالیورو دوستان عروسکیش ،با داشتن نقشه ،در حال حرکت بسمت محل گنج بودن وووو  یا   یادمه سال ۸۵ که با خواهرم یه سفر رفتیم  و  اون زمانها دنیای مجازی و اینترنتی به این شکل نبود ، لیدرمون بهمون یه نقشه کاغذی بزرگ از اونجارو داده بود و منو خواهرم با اون نقشه واسه خودمون میچرخیدیم و تفریح میکردیم ، روزه آخری که اونجا بودیم و  بیرون بودیم و  جایی نشستیم  برای استراحت ،نقشه رو جا گذاشتیم و دیگه نتونستیم براحتی اونجا رو بگردیم ،،،، داشتن نقشه برای رفتن به مسیری که مخصوصا نا آشناست لازمه، جدیدا که خدارو شکر اپ های زیادی درست شده که میتونیم هر جای دنیا که سفر کنیم داشته باشیم و با خیال راحت به مسیرهای مورد دلخواه برسیم ،،  در ذهن ما هم نقشه های زیادی هست که هر کدومش مارو بسمت همونها هدایت میکنه ،،  از دوران کودکی تا به الان هر آنچه رو که ما شنیدیم و دیدیم بشکل نقشه ذهنی در درون ما شکل گرفته ،در مورد پول ،سلامتی،تناسب،روابط و خداوند ، پس ما نقشه های ذهنی متفاوتی داریم که اگر نتایج الانمون مورد دلخواهمون نیست  فقط بخاطر اون برنامه های نقشه های درون ماست ، حالا برای داشتن زندگی بهتر ، باید اون نقشه های ذهنیمونو بررسی کنیم  ، چه چیزهایی در مورد چاقی شنیدیم ؟  چه حس هایو تجربه کردیم ؟ چه القابی به ما گفته شد ؟ چقدر ترسوندمون از مواد غذایی و بعدش خودمون هم ترسیدیم ؟ چقدر نگران تنگتر شدن لباس هامون بودیم؟ چقدر تخریب و تحقیر شدیم ؟چقدر خجالت کشیدیم از اینکه تو جمع بهمون گفتن بدریخته خپل ؟ چقدر اعتمادبنفسمون شکست؟ چند سال تو رژیم و ورزش های سخت بودیم؟ قرص و دمنوش خوردیم؟ چقدر بازیچه دست دیگران شدیم که هر کدوم برامون نسخه ای برای لاغریمون نوشتن ؟ چند بار نفس کم آوردیم  حین ورزش کردن ؟ چند سال  در غم و ناامیدی چاقی گذشت ؟ به اندازه ای که در این سالها بودیم اطلاعات چاقی در ما ذخیره شده که همگی اینها ،**نقشه ذهنی ما هستند** ،،،  و جالبه با اون نقشه ذهنی که فقط بسمت چاقی بوده ما انتظار داشتیم که بتونیم با جسممون لاغر بشیم ،کاری که ما با جسممون انجام دادیم مثل کشیدن کش محکمی بوده که با زور کشیدیمش ولی کش دوست داشته برگرده به حالت اولیه خودش و وقتی کش رو ول میکردیم با سرعت بیشتری برمیگشت و ما عوارض اون اعمال  رو به کرات دیدیم و تجربه کردیم که فقط شکست و ناامیدی بیشتر بود ،همراه با زشت شدن بدنمون،،،در لاغری با ذهن ،ما در حال ساختن نقشه ذهنی لاغری هستیم که دقیقا برعکس چاقی بوده ، اولین علائم بودن ما در راه لاغری ذهنی ،حال خوب و امید به لاغر شدنه ،   این واضحه که افرادی که در این مسیر هستند اگر به آموزه ها عمل کنند ،وارد نقشه ذهنی جدید خود خواهند شد ، عمل کنن یعنی چی ؟ یعنی وقتی یه فایلیو گوش میکنن ،به اون آگاهی ها فکر و تفکر کنن ، اگر تو اون فایل آموزش دیدن که مثلا باید حالت خوب باشه و تاثیری از نجواهای منفی ت نگیری ،وقتی نجواهه اومد و داره میترسونتشون ،آکاهانه با خودشون صحبت کنن و بگن که من در حال اموزش هستم ،در حال ساخت نقشه های لاغری هستم ،من راهم درسته و به مسیرم ادامه میدم ووووو  وقتی تونستن فشار حال بد نجواهارو کمترش کنن یعنی یه قدم برداشتن   بسمت هدف ،که این نجواها به کرات میان و اذیت میکنن و این مسیر به  تکرار نیاز داره ،  عمل کردن یعنی ،وقتی گرسنه نیستی ، از روی عادت هات کارهای قبلیتو انجام نده ،یعنی خود قبلیتو روشن نکن ،اگر راهی که میرفتیم درست بود که الان وضعیت بهتری داشتیم ، ذهنیت های قبلی مارو به جای قبلی میبرن ،از  آموزش های جدید  برای ادامه زندگیت استفاده کن ،این یعنی عمل به دانسته ها ، که بعد از اون ،نتایج وارد زندگی خواهند شد ،،،   مراحل چاق شدن خودمو به یاد ندارم  چونکه من مثل بیشتر افراد نبودم که از یه سنی چاق شدن من بدنیا اومدم توپر بودم و توپر بودنم تا ۷ یا ۸ سالگی ادامه داشت ولی چاق نبودم ، از گفتن کپل یا تپل و از کشیدن لپم ،متوجه شدم که من تپل هستم ،البته در کودکی برای همه شیرین و بامزه بودم ولی از ۱۰ سالگی که اطرافیانم مخصوصا پدرم بهم هشدار میداد که خیلی بی ریخت و چاق شدم ، احساس خطر کردم ، و بعد از ۱۰ سالگیمو خیلی خوب یادمه که مدام درگیر چاقیم بودم ،مدام چک میشدم که سر یخچال نرم ،حتی پدرم دستور داده بود در یخچالو بخاطر من قفل کنن که من پنیر نخورم ،من عاشق پنیر بودم و پدرم میگفت تو خنگ میشی انقدر پنیر میخوری و چونکه من زیاد پنیر میخوردم ،باور کرده بودم که من خنگ شدم و این نظرو اطرافیانم هم داشتن😶 حال بد ،سرزنش ،حس زشت بودن،حس چاقتر شدن،ترس،غم،استرس،نگرانی،ناامیدی،بی اعتمادبنفسی،بی عزت نفسی ،خجالتی شدن،دوست نداشتنی بودن، احساس ناتواتی ووووو  در انتها از من یک دختر چاق ،ترسوی ،خجالتی ساخت که سالها درگیرش بودم ، اونها ایستگاه های سفر زندگی من بودند که الان دونه دونه دارم ازشون گذر میکنم بسمت لاغری خودم که ذات الهی منه ،فطرت منه ،حق منه و خدارو شکر در مسیر پس گرفتن هر آنچه مال من بود و من خبر نداشتم ازشون ،هستم ،،،اولین ایستگاه برای نقشه ذهنی لاغری ،حس امیدواری و حال خوبه که بسیار انرژی بخشه و باعث میشه ما هل داده بشیم در این راه ،،، اولین فایلی که در سایت گوش کردم نمیدونم کدوم فایل بود ولی مطمئنم یکی از لایوهای ضبط شده بود ،جوری منو میخکوب کرد که تا چند ساعت ساکت بودم ، مطالبی در اون فایل گفته میشد که کاملا صحیح و امیدوارکننده بود ولی با باورهای من ۱۸۰ درجه تفاوت داشت ،تا چند روز فقط گوش میدادم و هنگ بودم ،با هر گوش دادنی ،نور امید و اطمینان در من بیشتر میشد ، بعد از چند روز گفتم ، این راه دقیقا همون راهیه که من دنبالش بودم و درمان درد چاقی من بود ،حال خوب و دیگه  نترسیدن از چاقی  ، از اولین عکس العمل های من بود و ادامه ماجرا که داستانی داره برای خودش 😊 یکی از مهمترین تغییرات من ،آشتی با درونیاتم بود ،اینکه آرام آرام به خودم نزدیک شدم و در واقع خودمو پذیرفتم ،آشتی کردم ،به کودک درونم نزدیک شدم و با خودم با همه کاستی هام ،در صلح قرار گرفتم ،به خودم گیر نمیدادم ،سرزنش نمیکردم ،کاری که من در اون خبره بودم ،،، تو مسیر متوجه شدم که ولع خوردن  خوراکی ها در من متعادلتر شده ، ترس هام کمتر شده، شکلات خوردنم به کل از بین رفت بدون اینکه من بفهمم ، قبلا برای نخوردن یک خوراکی کلی با خودم در جنگ بودم ،ولی الان با خوراکی ها دوست شدم و از خوردنشون فقط لذت میبرم ،هول نمیزنم که بدو بدو این خوراکی بخور که دیگه تو رژیم بری نمیتونی بخوری ، اون حس کمبود از وجودم خارج شده ، آزادی که بدست آوردم بهم حس قدرت و انتخاب میده ،بهم احساس خودارزشمندی میده ،اعتمادبنفسم بالاتر رفته ،توانایی های خودمو میبینم و یه عالمه تغییر که با به یاد آوردنشون حالم خوب میشه و به خودم افتخار میکنم که تونستم اول درونمو بسازم وبعد بیرونم ،، و مهمترین بخشی که در من مجدد زنده شد  حس ارزشمندی درونی بود که من متوجه شدم که انسان کمی نیستم ، ایراد ازکارایی  مغز  من بوده و من هیچ فرقی با دیگران ندارم و خودمو کمتر از دیگران نمیبینم ،،،الان آینه برای من نمادی از دیدن خوبی های منه ، قبلا آینه دشمنم بود و ازش فراری بودم ،  چه حس خوبیه که نقشه ذهنی لاغری در وجود من در حال ساخته شدنه و  ذهنم باید منو ببره بسمت نقشه و برنامه جدید ،برنامه جدید چیه ؟ برنامه لاغر شدن ،یعنی من در مسیر کم کردن سایز بیشتر قرار خواهم گرفت و این مراحلی که نوشتم اول نیاز به باور کردن و پذیرفتن داره ،اینکه به کلام بگم ولی از ته قلبم اعتقادم مخالف اون باشه منو به جایی نمیرسونه و پذیرفتن این موضوع به تکرار و استمرار نیاز داره ،،،  همونطور که سالهاست در حال ساختن نقشه های ذهنی برای ثروت هستم و خدارو شکر از همون  ۶ ماه اولی که تمریناتمو شروع کردم ،وارد مدار پول بیشتر شدم که این پروسه به آرامی انجام شد و جوری جلو رفت که من متوجه نشدم و الان میبینم که من به هر انچه نیاز دارم در حال تجربه کردنش هستم و به اندازه ای که باور کردم میتونم ببینم و حسشون کنم و این راه همچنان ادامه دارد ،،من هر روز با دلیل و منطق به خودم یادآروی میکنم که من یه مغز جادویی دارم که به کت جادویی من وصله ،ثروت مثل نفس کشیدنه ، این جهان برای من آفریده شده ،چونکه من اشرف مخلوقاتم ، مگه برای نفس کشیدن میترسیم که نفس کم بیاریم ؟ پس برای ثروت هم نباید بترسیم ،باید باورش کنم و موانع ذهنی در مورد پول رو شناسایی کنم و رفعشون کنم ،ما مخلوقات خداوند هستیم که ارباب جهانه و باید خوب زندگی کنیم ،، آیا  شناگری  که از روی تخته دایو میپره تو استخر خیس نمیشه ؟ خیس میشه ،ما از اون جهان به جهان مادی پر از ثروت شیرجه زدیم ولی خیس نشدیم ،یعنی ثروتمند نشدیم ،متناسب نشدیم ،سلامتی نداریم،شادی نداریم ، جهان پر است از شادی ،ثروت،سلامتی و تناسب جسمی ،حالا ما نتونستیم ازشون استفاده کنیم ،این نشون میده که برنامه ریزی درون ما بسیار زیاد بازدارنده داره که میشه با ساخت نقشه های ذهنی مناسب ،شناسایی بشن و در مسیر ثروت ،سلامتی و تناسب قرار بگیریم ،،،، پس ما نقشه های ذهنی لاغر کننده میسازیم ،از بودنمون در مسیر لذت میبریم ،لاجرم بسمت تناسب اندام هدایت خواهیم شد،خدارو شکر میکنم که هر روز در مسیر تغییر هستم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8