0

برنامه ریزی ذهن برای لاغری؛ اولین قدم به سمت تناسب اندام واقعی (گام ۸۵)

برنامه ریزی ذهن برای لاغری
اندازه متن

شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم می‌گیرن، ورزش می‌کنن، قرص می‌خورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاق‌تر می‌شن! 😣

دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش می‌کنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامه‌ریزی شده 📍

اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشه‌ای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم می‌ره 🏝️.

وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کم‌کم همون مسیر رو دنبال می‌کنه، بدون زور و فشار! 🌱

همون‌طور که بدون برنامه‌ریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم می‌تونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫

نقشه ذهنی چیست؟ 🧠

🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشه‌ای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…

حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت می‌گه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗

ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کنه!

ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر می‌سازیم؛ به این مسیر می‌گیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربه‌ها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمی‌دونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سال‌ها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیده‌ها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمی‌تونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی می‌کنیم 😟

🔄 ولی خبر خوب اینه که:

می‌شه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشه‌ی جدید ساخت

نقشه‌ای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه می‌شه 👗😄

نقشه‌ای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزه‌ست، نه ترس و یأس ✨🚉

💡 و جالبه بدونی:

هر کسی فقط می‌تونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.

تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخ‌هایی که از دیگران می‌گیریم هم متفاوت‌ان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف می‌زنه!

پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭

و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚

🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته می‌شه؟

ما از وقتی بچه بودیم و کم‌کم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنی‌مون. این مسیرها، همون نقشه‌های ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!

مثلاً وقتی از کسی می‌پرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف می‌زنه، نه نقشه تو 📍

برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت می‌گیری! چون هر کسی، بر اساس تجربه‌ها، ترس‌ها، شکست‌ها و تلاش‌های خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.

حالا تصور کن کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربه‌هایی که به چاقی منتهی شدن 😞

این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!

درسته که خیلی از افراد چاق، تجربه‌های مشابهی دارن، ولی هیچ‌کس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشه‌ی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟

🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابون‌ها، کوچه‌ها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️

توی این شهر، مسیرهایی هست که سال‌ها رفتی و برگشتی. اگه با اضافه‌وزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️

این مسیر پر از تابلوهایی‌ـه که ذهنت سال‌هاست ازشون پیروی کرده:

🔹 جمله‌هایی مثل: «چاقی ارثیه‌ست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»

🔹 ترس‌هایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی می‌شه؟» یا «نکنه دیگران قضاوت‌م کنن؟»

🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕

🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکس‌هایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران

🔹 تلاش‌هایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…

⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازه‌ای بکشی.

برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کم‌کم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچه‌پس‌کوچه‌های جدید بسازی؛ کوچه‌هایی پر از اعتمادبه‌نفس، آگاهی و انتخاب‌های سالم 🌱✨

ذهن‌ت آماده‌ی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام می‌دی: ساختن عادت‌های تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!

🧭 کدوم مسیر رو انتخاب می‌کنی؟ چاقی یا لاغری؟

نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍

🧠 نقشه ذهنی چاقی 🌱 نقشه ذهنی لاغری
احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیر احساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر
اضطراب از چاق‌تر شدن آرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری
پرخوری احساسی و عادت‌های ناآگاهانه تغذیه آگاهانه و احترام به بدن
باورهای محدودکننده درباره لاغر شدن باورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب
تجربه تکراری شکست با رژیم‌های سخت لذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار

اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع می‌کنیم، یه نقشه‌ی تازه توی ذهن‌مون کشیده می‌شه — نقشه‌ای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریل‌های جدا از هم، به دو مقصد متفاوت می‌رن 🚂➡️🚂

تو نقشه چاقی، آخر خط می‌رسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچ‌وقت لاغر نمی‌شم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل می‌شه به اولین ایستگاه!

ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا می‌بره — اضافه‌وزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال می‌کنی، هر قدمت یه جهته تازه‌ست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚

با شناختن این نقشه‌ها و مسیرها، خیلی راحت‌تر می‌تونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت می‌کنی؟

و همین آگاهی، نقطه‌ی طلاییه 🌟

وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامه‌ریزی شده، می‌تونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!

من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک می‌ذارم ❤️

چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، می‌تونه بدنش رو هم دوباره بسازه.

و حالا نوبت انتخاب توست…

حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن می‌تونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگی‌ت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:

🧭 چطور این برنامه‌ریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟

پیشنهاد من به تو، دوره‌ایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیم‌های طاقت‌فرسا و احساس شکست نجات داده…

🌟 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها 🌟

این دوره دقیقاً مثل یه نقشه‌ راه شفاف طراحی شده تا قدم‌به‌قدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:

✅ افکار چاق‌کننده رو بشناسی و رها کنی

✅ ذهن‌ت رو برای لاغر شدن از نو برنامه‌ریزی کنی

✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی

✅ و مهم‌تر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫

این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع می‌شه و به بیرون ختم می‌شه. و دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀

پس اگه آماده‌ای تا مسیر جدیدی توی ذهن‌ت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…

🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!

✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری

انجام تمرین‌ها، یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پله‌ست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیک‌تر می‌کنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهن‌ت مسیر تازه‌ای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟

پیشنهاد می‌کنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخ‌های خودت رو به‌صورت کامل در بخش نظرات بنویسی.

📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:

  • ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربه‌ای در این‌باره داری؟
  • 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
  • 🏃‍♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش می‌رفتی؟ ذهن‌ت چی بهت می‌گفت؟
  • 🔍 توی نقشه ذهنی‌ت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
  • ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روش‌های مختلف لاغر نشدی؟
  • 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسان‌ترین راه لاغری» می‌دونی؟ توضیح بده.
  • 🗺️ چطور می‌تونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
  • 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.

💬 منتظر مشارکت تو هستم!

تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربه‌ات مهمه و می‌تونه الهام‌بخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخ‌هات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 63 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=21669
86 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ ۱۲:۱۱
      مدت عضویت: 2371 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 864 کلمه

      سلام🙂

      ما برای طی کردن هر مسیری در زندگی یه نقشه ذهنی داریم و این نقشه از بچگی با دیده ها و شنیده هامون از دنیای اطراف شروع به ساخته شدن کرده بعد با ترسها و نگرانیهامون واضحتر شده و بعد با تجربیاتمون در زمینه اثبات شنیده های اولیه ثابت شده بعدش تلاش کردیم از طریقهای غیر ذهنی و با تلاش فیزیکی اون نتیجه رو تغییر بدیم و وقتی دیدیم نشده نا امید و سرخورده و افسرده شدیم و رو آوردیم به گله و شکایت از زمین و زمان و پای خدا و پیغمبر رو کشیدیم وسط که آرا سرنوشت من رو خدا از ازل اینطوری نوشته و من هر کاری بکنم نمیشه و بقیه شانس دارن و….خلاصه این حرفا….

      در صورتیکه وقتی با ذهن و قدرت ذهنی و طرز تشکیل نقشه ذهنی آشنا میشی میفهمی که اصلا اینا نیست…..خودت ساختیش اول از همه با ورودی نامناسب بعد با ترسهات تقویتش کردی بعد هم که تجربه اش کردی خواستی به صورت فیزیکی تغییرش بدی و خوب مسلما نشده و اونوقت شروع کردی به گله و شکایت…. عزیز من خودت کردی…. ولی خوب راه داره …راهش هم همینه که از همون مسیر ی که قبلی استفاده کردی و نقشه ذهنیت رو در هر زمینه ای ساختی بیای یه نقشه ذهنی جدید بسازی فقط در باند مخالف اون قبلیه….

      یعنی اگه من چاق شدم خودم کردم کسی مقصر نیست خودم جسمم رو چاق کردم با شنیده ها و دیده هام با ترس و نگرانی از چاق شدنم با تجربه اولین نشونه های چاقی و ترسیدنم با شنیدن حرف و حدیث بقیه مبنی بر چاق شدنم حالا هر چی هم که خودم رو به اون راه زده باشم که نه من چاق نشدم من غذام رو زیاد نکردم یا با پوشیدن لباسهای قبلی خواستم ثابت کنم که نه من چاق نشدم ببینین لباسای قبلیم رو هنوز میپوشم ولی اتفاقا چاقیم بیشتر به چشم اومده و تذکرها بیشتر شده ومن که دیگه پذیرفتم که اره منم چاق شدم سعی کردم با رژیم یا کم خوری یا ورزش چاقیم رو در مدت کوتاهی برطرف کنم ..ولی هرچه بیشتر تلاش کردم و رنج و سختی بیشتری کشیدم دیدم یا نتیجه نداده یا موقت بوده…و اینجوری نا امید و مایوس شدم از لاغر شدن و رها کردم همه تلاشها رو ….غافل از اینکه اصلا جسمم کاره ای نیست و فشار آوردن بر این جسم فقط حالم رو بدتر کرده…. 

      وقتی که در کمال نا امیدی از تمام روشهای قبلی به حالت تسلیم در اومدم و خداوند که بهترین ها رو میدونه و به آسونترین و صحیحترین مسیر آگاهه منو هدایت کرد به لاغری با ذهن تا بفهمم و درک کنم که نقشه ذهنی من چاقیه وباید نقشه جدید لاغری رو ترسیم کنم اونم در ذهنم تا کم کم به ایستگاه لاغریم برگردم. کاری به نقشه چاقی نداریم و نمیخوایم پاکش کنیم اصلا…‌ ما یه نقشه لاغری رو ترسیم میکنیم و اونوقت باز هم این ماییم که با قدرت انتخابمون تصمیم میگیریم کدوم مسیر رو بریم مسیر لاغری که پر از حال خوب و اعتماد به نفس و سلامتی و صلح با خودت و شرایطت هست و پر از رنگ و نور و شادی و آرامش عمیق یا مسیر چاقی که پر از درد و رنج و نخواستن خودت و جسمت و کمبود اعتماد به نفس و شکایت و گله از زمین و زمان هست….

      وکدوم عقل سلیمی راه آسون و لذت بخش رو رها میکنه و میره دنبال درد و رنج و سختی…..

      اره با گوش دادن فابلهای اول نور امید و اشتیاق در دلم روشن شد حالم خوب شد اصلا روی ابرها بودم که بالاخره راهش رو پیدا کردم راه لاغر شدن رو…. راهی که از همون اول پر از امید و انگیزه است از همون اول حرف از آسونی هست از همون اول گفته میشه بدون رژیم و ورزش هست راهی که پر از صلحه اول از همه صلح با خودت با جسمت با بدنت…‌و چقدر لذت بخش و آرامش بخشه….

      هر چی در مسیر جلوتر رفتم حالم بهتر شد روحیه ام بهتر شد کمتر به خودم گیر دادم از غذاها دیگه نترسیدم از خوردن دیگه نترسیدم سعی کردم لذت رو جایگزین ترس  کنم احساس لاغری و سبکی میکردم بدون اینکه تغییر جسمی کرده باشم الانم در ایستگاهی هستم که از دیدن خودم در آینه لذت میبرم با اینکه متناسب نشدم ولی میدونم که در حال تعمیر و ترمیم جسمم هستم زمان برام مفهومش خیلی کمرنگتر از قبل شده دیگه اینقدر به خودم گیر نمیدم که چرا برای من زمان برده و لاغر نشدم بار ها حرف شما رو به خودم زدم که با سختی که نیست با رنج که نیست هیچ کار اضافه ای که نمیخواد بکنی فقط باید لاغری رو گوش کنی و هر روز یه قدم براش برداری همین اینکه دیگه کاری نداره خیلی هم لذت بخشه خود در لحظه بودنه چراکه نه‌…..‌‌‌

      اینقدر حالم خوبه مخصوصا اینکه با خودم در صلحم و احساس لاغری دارم که متعجبم بقیه چرا متوجه لاغری من نمیشن ولی باز هم برام اهمیتی نداره چون خودم بهتر از هر کسی میدونم کا نقشه ذهنی لاغریم داره پررنگ و واضح میشه و ایستگاه آخر لاغریه ..‌و من در مسیرم ….در مسیر لاغر شدن و..این خیلی لذت بخشه اصلا اینکه کسی نمیدونه خیلی هم جذابه  و برای من مثل یه کشف طلا و گوهر زیر زمینه، زیر زمین وجود خودم😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۷ ۱۵:۳۹
      مدت عضویت: 2260 روز
      امتیاز کاربر: 18936 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 288 کلمه

      نقشه ذهنی در یک نقشه فیزیکی تمام مسیرها از شروع مقصد تا پایان مشخص شده و در هر نقطه از مسیر با چیزهای و مکانهای متفاوتی روبرو می شویم و در آخرین نقطه مسیر اگر بخواهیم برگردیم آخرین ایستگاه مثلا پمپ بنزین باشد اولین ایستگاه ما برای برگشت هم مسلما پمپ بنزین خواهد بود حالا ما یک نقشه ذهنی داریم که یک ابتدا و انتهای دارد و در طی مسیر با ایستگاههای متفاوتی روبرو می شویم اماااااا یک تفاوت کلی با نقشه فیزیکی دارد و آن این هست که اگر در مسیر چاقی که پا اول لاغر بودیم و حرکت کردیم به سمت چاقی آخرین ایستگاه خستگی ناامیدی و غیره باشد و وقتی ما بخواهیم با مسیر لاغری برگردیم اولین ایستگاه ما شادی امید داشتن رسیدن به تناسب اندام و لذت بردن از مسیر و دوست داشتن چشممان و اعتماد بنفس خواهد بود که هر کدام را در طی مسیر متوجه می شویم ام اولین ایستگاه ما احساس خوب هست امید داشتن هست پس برای رسیدن به تناسب فکری ما باید یک نقشه ذهنی داشته باشیم هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند نقشه ذهنی شما را عوض کند بجز خودتان فقط خودتان می توانید نقشه ذهنی خودتان را عوض کنید اینکه الان من در دوره هستم یعنی نقشه ذهنی را می خواهم عوض کنم و هر چقدر بیشتر در مسیر باشم نقشه ذهنی من دقیقتر منو راهنمایی می کنه اصلا نقشه هدفش راهنمایی مسیر هست تا راه را درست برویم من با اشتیاق تمام تر از قبل به این مسیر ادامه می دهم و از خدای مهربانم می خواهم که همواره من را راهنمایی و یاری کند و از اینکه استاد عطا روشن را در مسیر زندگیم قرار داد هزار بار سپاسگذارم.  در پناه خدای مهربان باشید یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۱۶:۲۱
      مدت عضویت: 1939 روز
      امتیاز کاربر: 77264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 37 کلمه

      سلام دوست عزیزم

      قرار شد صحبتی از مرگ نباشه..‌

      خیلی خوشحالم که به آرامش وآسودگی .رضایت وخصوصاکاهش وزن عالی دست پیدا کردید.

      صمیمانه آرزومند عمری بسی طولانی در نهایت سلامتی وخوش اندامی…آرامش وآسایش وشادی در هر لحظه زندگی براتون هستم.🤗🤗🤗💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۱۰:۲۰
      مدت عضویت: 2210 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سلام

      خداوند بزرگ و بلند مرتبه در بدو خلقت ما نقشه ذهنی درست که همون متناسب شدن هست رو در وجودمان قرارداده و ما منتهی با کج رفتن مسیر و یادگیری یه سری رفتار و باورهای اشتباه از اون نقشه ذهنی دورشدیم.  

      اوایل که خودم با یادگیری یه سری رفتاروباورهای اشتباه از نقشه ذهنی  دورشدم و احساس ام که در زندگیم راهنمای من هست با رنگ ترس صدای آژیرش دراومد که داری از مسیر منحرف میشی.

      ومن بی توجه به هشدار احساسم م ایستگاه های  چاقی رو گام به گام طی میکردم پرخوری . حرص و ولع در خوردن و تنفر از خودم. و کم کم از بین رفتن اعتمادبه نفس و گام آخر احساس یاس ناامیدی . 

      با ناآگاهی و براساس شنیده ها و باورهای غلطم روش رژیم و پیاده روی و ورزش رو .. رو انجام دادم و هر دفعه رنج و سختی و فشار زیاد بر جسمم وارد آوردم و هرسری احساس خستگی و درماندگی ناامیدی بیشتر و بیشتر میشد.

      تا اینکه یکسال تمام بی خیال رژیم و ورزش و… شدم و مرتب پیگیری یه روش لاغری درست بودم که نتیجه بده که به لطف الهی با روش لاغری با ذهن استاد روشن آشنا شدم . و مطالب سایتش رو مطالعه کردم و هرچه بیشتر به روند لاغری اش زوم کردم آرامش عجیبی میگرفتم و تصمیم گرفتم که از دوره رایگان شروع کنم و یه مدت پیش برم و ببینم چه خبره . واقعا جواب میده یا نه . اگه نه خوب من چیزی از دست نمی دادم. 

      اوایلش با ذوق و شوق و انگیزه شروع کردم و هرچه بیشتر جلو میرفتم احساسم بهتر میشد با خودم گفتم یقین دارم از این روش به نتیجه دلخواهم میرسم چون راهنمای من در زندگیم احساسم هست که اون الان خوشحاله و خوبه پس داره به من میگه این روش راه صحیح .

      من از نقشه ذهنی که خداوند در وجودم قرار داد گام به گام دور شدم و  روش لاغری با ذهن که با گوش دادن فایل ها و انجام تمرینات و…  هست  گام به گام به ایستگاه درست متناسب شدن نزدیک میشم .

      الان که نزدیک دو ماه هست مستمرا این روش رو با جان و دل انجام میدادم احساسم خیلی خوبه و کلی از رفتارهای غلطم رو شناسایی کردم و ترس از خوردن ام کلن برطرف شد . و همینجور پیش میرم تا به تناسب اندامم برسم.

      جا داره همین جا از استاد به خاطر مطالب آموزشی اش و همینطور از لایو های که میزارن تشکر کنم واقعا درجایی اگه کمی انرژی کم بیارم با لایو ها رو که میبینم انرژیم صد برابر میشه . خصوصا لایو با خانم فریده عزیز. که به ایشون هم تبریک میگم و امیدوارم موفقیت رو درجنبه های دیگه زندگیشان هم تجربه کنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۴ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 2387 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,657 کلمه

      گام ۸۵ ،، سلام استاد و دوستانم ،،،نقشه ذهنی و تاثیر آن در لاغر شدن ،،، نقشه ذهنی چیست ؟و چه تاثیری در لاغری ما دارد ؟   کارتون مورد علاقه من در کودکی گالیور بود ،تو کارتون گالیور  تمام  هنرپیشه هاش به دنبال نقشه گنجی بودن که پیش گالیور بود و گالیورو دوستان عروسکیش ،با داشتن نقشه ،در حال حرکت بسمت محل گنج بودن وووو  یا   یادمه سال ۸۵ که با خواهرم یه سفر رفتیم  و  اون زمانها دنیای مجازی و اینترنتی به این شکل نبود ، لیدرمون بهمون یه نقشه کاغذی بزرگ از اونجارو داده بود و منو خواهرم با اون نقشه واسه خودمون میچرخیدیم و تفریح میکردیم ، روزه آخری که اونجا بودیم و  بیرون بودیم و  جایی نشستیم  برای استراحت ،نقشه رو جا گذاشتیم و دیگه نتونستیم براحتی اونجا رو بگردیم ،،،، داشتن نقشه برای رفتن به مسیری که مخصوصا نا آشناست لازمه، جدیدا که خدارو شکر اپ های زیادی درست شده که میتونیم هر جای دنیا که سفر کنیم داشته باشیم و با خیال راحت به مسیرهای مورد دلخواه برسیم ،،  در ذهن ما هم نقشه های زیادی هست که هر کدومش مارو بسمت همونها هدایت میکنه ،،  از دوران کودکی تا به الان هر آنچه رو که ما شنیدیم و دیدیم بشکل نقشه ذهنی در درون ما شکل گرفته ،در مورد پول ،سلامتی،تناسب،روابط و خداوند ، پس ما نقشه های ذهنی متفاوتی داریم که اگر نتایج الانمون مورد دلخواهمون نیست  فقط بخاطر اون برنامه های نقشه های درون ماست ، حالا برای داشتن زندگی بهتر ، باید اون نقشه های ذهنیمونو بررسی کنیم  ، چه چیزهایی در مورد چاقی شنیدیم ؟  چه حس هایو تجربه کردیم ؟ چه القابی به ما گفته شد ؟ چقدر ترسوندمون از مواد غذایی و بعدش خودمون هم ترسیدیم ؟ چقدر نگران تنگتر شدن لباس هامون بودیم؟ چقدر تخریب و تحقیر شدیم ؟چقدر خجالت کشیدیم از اینکه تو جمع بهمون گفتن بدریخته خپل ؟ چقدر اعتمادبنفسمون شکست؟ چند سال تو رژیم و ورزش های سخت بودیم؟ قرص و دمنوش خوردیم؟ چقدر بازیچه دست دیگران شدیم که هر کدوم برامون نسخه ای برای لاغریمون نوشتن ؟ چند بار نفس کم آوردیم  حین ورزش کردن ؟ چند سال  در غم و ناامیدی چاقی گذشت ؟ به اندازه ای که در این سالها بودیم اطلاعات چاقی در ما ذخیره شده که همگی اینها ،**نقشه ذهنی ما هستند** ،،،  و جالبه با اون نقشه ذهنی که فقط بسمت چاقی بوده ما انتظار داشتیم که بتونیم با جسممون لاغر بشیم ،کاری که ما با جسممون انجام دادیم مثل کشیدن کش محکمی بوده که با زور کشیدیمش ولی کش دوست داشته برگرده به حالت اولیه خودش و وقتی کش رو ول میکردیم با سرعت بیشتری برمیگشت و ما عوارض اون اعمال  رو به کرات دیدیم و تجربه کردیم که فقط شکست و ناامیدی بیشتر بود ،همراه با زشت شدن بدنمون،،،در لاغری با ذهن ،ما در حال ساختن نقشه ذهنی لاغری هستیم که دقیقا برعکس چاقی بوده ، اولین علائم بودن ما در راه لاغری ذهنی ،حال خوب و امید به لاغر شدنه ،   این واضحه که افرادی که در این مسیر هستند اگر به آموزه ها عمل کنند ،وارد نقشه ذهنی جدید خود خواهند شد ، عمل کنن یعنی چی ؟ یعنی وقتی یه فایلیو گوش میکنن ،به اون آگاهی ها فکر و تفکر کنن ، اگر تو اون فایل آموزش دیدن که مثلا باید حالت خوب باشه و تاثیری از نجواهای منفی ت نگیری ،وقتی نجواهه اومد و داره میترسونتشون ،آکاهانه با خودشون صحبت کنن و بگن که من در حال اموزش هستم ،در حال ساخت نقشه های لاغری هستم ،من راهم درسته و به مسیرم ادامه میدم ووووو  وقتی تونستن فشار حال بد نجواهارو کمترش کنن یعنی یه قدم برداشتن   بسمت هدف ،که این نجواها به کرات میان و اذیت میکنن و این مسیر به  تکرار نیاز داره ،  عمل کردن یعنی ،وقتی گرسنه نیستی ، از روی عادت هات کارهای قبلیتو انجام نده ،یعنی خود قبلیتو روشن نکن ،اگر راهی که میرفتیم درست بود که الان وضعیت بهتری داشتیم ، ذهنیت های قبلی مارو به جای قبلی میبرن ،از  آموزش های جدید  برای ادامه زندگیت استفاده کن ،این یعنی عمل به دانسته ها ، که بعد از اون ،نتایج وارد زندگی خواهند شد ،،،   مراحل چاق شدن خودمو به یاد ندارم  چونکه من مثل بیشتر افراد نبودم که از یه سنی چاق شدن من بدنیا اومدم توپر بودم و توپر بودنم تا ۷ یا ۸ سالگی ادامه داشت ولی چاق نبودم ، از گفتن کپل یا تپل و از کشیدن لپم ،متوجه شدم که من تپل هستم ،البته در کودکی برای همه شیرین و بامزه بودم ولی از ۱۰ سالگی که اطرافیانم مخصوصا پدرم بهم هشدار میداد که خیلی بی ریخت و چاق شدم ، احساس خطر کردم ، و بعد از ۱۰ سالگیمو خیلی خوب یادمه که مدام درگیر چاقیم بودم ،مدام چک میشدم که سر یخچال نرم ،حتی پدرم دستور داده بود در یخچالو بخاطر من قفل کنن که من پنیر نخورم ،من عاشق پنیر بودم و پدرم میگفت تو خنگ میشی انقدر پنیر میخوری و چونکه من زیاد پنیر میخوردم ،باور کرده بودم که من خنگ شدم و این نظرو اطرافیانم هم داشتن😶 حال بد ،سرزنش ،حس زشت بودن،حس چاقتر شدن،ترس،غم،استرس،نگرانی،ناامیدی،بی اعتمادبنفسی،بی عزت نفسی ،خجالتی شدن،دوست نداشتنی بودن، احساس ناتواتی ووووو  در انتها از من یک دختر چاق ،ترسوی ،خجالتی ساخت که سالها درگیرش بودم ، اونها ایستگاه های سفر زندگی من بودند که الان دونه دونه دارم ازشون گذر میکنم بسمت لاغری خودم که ذات الهی منه ،فطرت منه ،حق منه و خدارو شکر در مسیر پس گرفتن هر آنچه مال من بود و من خبر نداشتم ازشون ،هستم ،،،اولین ایستگاه برای نقشه ذهنی لاغری ،حس امیدواری و حال خوبه که بسیار انرژی بخشه و باعث میشه ما هل داده بشیم در این راه ،،، اولین فایلی که در سایت گوش کردم نمیدونم کدوم فایل بود ولی مطمئنم یکی از لایوهای ضبط شده بود ،جوری منو میخکوب کرد که تا چند ساعت ساکت بودم ، مطالبی در اون فایل گفته میشد که کاملا صحیح و امیدوارکننده بود ولی با باورهای من ۱۸۰ درجه تفاوت داشت ،تا چند روز فقط گوش میدادم و هنگ بودم ،با هر گوش دادنی ،نور امید و اطمینان در من بیشتر میشد ، بعد از چند روز گفتم ، این راه دقیقا همون راهیه که من دنبالش بودم و درمان درد چاقی من بود ،حال خوب و دیگه  نترسیدن از چاقی  ، از اولین عکس العمل های من بود و ادامه ماجرا که داستانی داره برای خودش 😊 یکی از مهمترین تغییرات من ،آشتی با درونیاتم بود ،اینکه آرام آرام به خودم نزدیک شدم و در واقع خودمو پذیرفتم ،آشتی کردم ،به کودک درونم نزدیک شدم و با خودم با همه کاستی هام ،در صلح قرار گرفتم ،به خودم گیر نمیدادم ،سرزنش نمیکردم ،کاری که من در اون خبره بودم ،،، تو مسیر متوجه شدم که ولع خوردن  خوراکی ها در من متعادلتر شده ، ترس هام کمتر شده، شکلات خوردنم به کل از بین رفت بدون اینکه من بفهمم ، قبلا برای نخوردن یک خوراکی کلی با خودم در جنگ بودم ،ولی الان با خوراکی ها دوست شدم و از خوردنشون فقط لذت میبرم ،هول نمیزنم که بدو بدو این خوراکی بخور که دیگه تو رژیم بری نمیتونی بخوری ، اون حس کمبود از وجودم خارج شده ، آزادی که بدست آوردم بهم حس قدرت و انتخاب میده ،بهم احساس خودارزشمندی میده ،اعتمادبنفسم بالاتر رفته ،توانایی های خودمو میبینم و یه عالمه تغییر که با به یاد آوردنشون حالم خوب میشه و به خودم افتخار میکنم که تونستم اول درونمو بسازم وبعد بیرونم ،، و مهمترین بخشی که در من مجدد زنده شد  حس ارزشمندی درونی بود که من متوجه شدم که انسان کمی نیستم ، ایراد ازکارایی  مغز  من بوده و من هیچ فرقی با دیگران ندارم و خودمو کمتر از دیگران نمیبینم ،،،الان آینه برای من نمادی از دیدن خوبی های منه ، قبلا آینه دشمنم بود و ازش فراری بودم ،  چه حس خوبیه که نقشه ذهنی لاغری در وجود من در حال ساخته شدنه و  ذهنم باید منو ببره بسمت نقشه و برنامه جدید ،برنامه جدید چیه ؟ برنامه لاغر شدن ،یعنی من در مسیر کم کردن سایز بیشتر قرار خواهم گرفت و این مراحلی که نوشتم اول نیاز به باور کردن و پذیرفتن داره ،اینکه به کلام بگم ولی از ته قلبم اعتقادم مخالف اون باشه منو به جایی نمیرسونه و پذیرفتن این موضوع به تکرار و استمرار نیاز داره ،،،  همونطور که سالهاست در حال ساختن نقشه های ذهنی برای ثروت هستم و خدارو شکر از همون  ۶ ماه اولی که تمریناتمو شروع کردم ،وارد مدار پول بیشتر شدم که این پروسه به آرامی انجام شد و جوری جلو رفت که من متوجه نشدم و الان میبینم که من به هر انچه نیاز دارم در حال تجربه کردنش هستم و به اندازه ای که باور کردم میتونم ببینم و حسشون کنم و این راه همچنان ادامه دارد ،،من هر روز با دلیل و منطق به خودم یادآروی میکنم که من یه مغز جادویی دارم که به کت جادویی من وصله ،ثروت مثل نفس کشیدنه ، این جهان برای من آفریده شده ،چونکه من اشرف مخلوقاتم ، مگه برای نفس کشیدن میترسیم که نفس کم بیاریم ؟ پس برای ثروت هم نباید بترسیم ،باید باورش کنم و موانع ذهنی در مورد پول رو شناسایی کنم و رفعشون کنم ،ما مخلوقات خداوند هستیم که ارباب جهانه و باید خوب زندگی کنیم ،، آیا  شناگری  که از روی تخته دایو میپره تو استخر خیس نمیشه ؟ خیس میشه ،ما از اون جهان به جهان مادی پر از ثروت شیرجه زدیم ولی خیس نشدیم ،یعنی ثروتمند نشدیم ،متناسب نشدیم ،سلامتی نداریم،شادی نداریم ، جهان پر است از شادی ،ثروت،سلامتی و تناسب جسمی ،حالا ما نتونستیم ازشون استفاده کنیم ،این نشون میده که برنامه ریزی درون ما بسیار زیاد بازدارنده داره که میشه با ساخت نقشه های ذهنی مناسب ،شناسایی بشن و در مسیر ثروت ،سلامتی و تناسب قرار بگیریم ،،،، پس ما نقشه های ذهنی لاغر کننده میسازیم ،از بودنمون در مسیر لذت میبریم ،لاجرم بسمت تناسب اندام هدایت خواهیم شد،خدارو شکر میکنم که هر روز در مسیر تغییر هستم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 1,377 کلمه

      سام دوستان واستاد گرامی گام ۸۵ موضوع بسیار مهم نقشه ذهنیه وقتی میخوایم از شهری به شهر دیگه بریم باید از قبل ی نقشه داشته باشیم که بدونیم پمپ بنزین کجاست رستوران کجاست این نقشه در ذهن ماهم هست امابصورتی که دیدنی نیست فقط حس کردنیه خیلی مهمه که نقشه ذهنیت درست طراحی بشه  چطور باید از نقشه ذهنیمون استفاده کنیم حتما براتون حتما براتون پیش اومده که بخواین از شهر خودتون به شهر دیگه ای سفر کنید خوب از شهر خودتون شروع میکنید حرکت میکنید مثلا ده کیلومتر که گذشتید به ی پمپ بنزین برخورد میکنیم ده کیلو متر دیگه که رفتیم به ی رستوران برخورد میکنیم چند کیلومتر دیگه که بریم به ی پارک جنگلی میرسیم چند کیلومتر دیگه ی مغازه بین راهیخلاصه از محل حرکتتونوتا مقصد به فاصله های متفاوت ی سری مکان تاسیس شدن که یا تجاری هستند یا تفریحی شایدم‌مسکونی این روش یکی یکی ومرحله به مرحله داری میبینی اگر از شهر خودمون شروع میکنی در فاصله سی کیلو متری از شروع ی رستوران هست شما قبل از اینکه به رستوران برسید شما چند تا چیز دیگه رو پشت سر گذاشتی که ی پارک جنگلی ی پمپ بنزین ی فروشگاه اینا و هم رد کردی بعدا به رستوران میرسی وهمین جور تا مقصد شما در فاصله های مختلف ی سری مکانها هست برای اینکه افراد از اون مسیر استفاد ه کنند در مسیر چاق شدنم همین اتفاق افتادهدیعنی از زمانیکه شروع کردید به چاق شدن یعنی سفر خودتون از تنایب به چاق شدن اغاز کردین زمانیکه سفر چاق شدن شروع کردید از محل متناسب بودید شروع کردی به سمت چاقی ی مقدار که حرکت کردی ی تغییراتی در خودت دیدی این تغییرات همون ایستگاها همون پمپ بنزین ی مقدار دیگه که حرکت کنی حالت بد میشه ی مقدار دیگه حرکت کردی ترست شروع میشه که نکنه من چاقتر بشم مثلا این در کیلومتر سی بوده ی مقدار دیگه که ادامه بدی دیگه دوست نداری دیگه تو جمع باشی خجالت میکشی این در کیلو متر چهل بودی ی مقدار دیگه که رفتی دیگه به جایی میرسی که شما لباسهای تیره میپوشی ی مقدار دیگه که بری بدیگه سایزت لباس پیدا نمیشه بعدش به مرحله ای میرسی که اصلا کارهاتو نمیتونی انجام بدی واینا مرحله به مرحله پشت سر هم‌اتفاق میافته دقیقا مثل اینکه شما در مسیر چاق شدن حرکت کروی هر چقدر که در این مسیر حرکتتو ادامه دادی شما تجربه جدید کسب کروی وحالا این تجربه ها میتونه شنیدن حرف مردم باشه احساس بد باشه افسردگی باشه اعتماد به نفست خراب بشه رابطتت مشکل ایجاد بشه اینها همه ایستگتها ی که در طول مسیر چاقی تجربه کردی واگر اخرین مرحله  قبل از اینکه با لاعری با دهن اشنا بشی  احساس خیلی بد باشه نا امیدی باشه افسردگی باشه گریه التماس به خدا رخ داده یعنی ی جورایی ایستگاه اخر نهایت احساس بد نهایت نا امیدی نهایت من کاری از دستم بر نمیاد من لاعر نمبشم بعدش با لاعری اشنا میشید حالا پس این شد نقشه چاقی هممون خوب بلدیم از کجا شروع کردیم به کجا رسیدیم حالا به شهر مقصد رسیدی چند روزی تو شهر گشتی ومیخوای برگردی از همون راهی که رفتی معمولا برمیگردن چه اتفاقی میافته شما شروع میکنی برگردی از شهر مقصد به شهر مبدا اخرین ایستگاهای که تجربه کردی در مسیر چاقی قبل از اینکه به شهر مقصد برسی این بار اولین ایستگاه تجربه اش میکنی اگر اخرین ایستگاه ددر مسیر چاقی اگر اخرین ایستگاه قبل از اینکه به مقصد برسی ی پمپ بنزین بوده حالا در مسیر برگشت میشه اولین ایستگاه تجربه ش میکنی حالا در موصوع لاغر شدن وقتی شما اخدین ایستگاه چاقی سپری میکنید با نا امیدی افسردگی رنج وسختیربه لاعری با دهن میرسی وقتی لاعری با ذهن شروع میکنی شما تصمیم گرفتی از مقصد ت که چاقی هست برکردی به لاعری واموزش ویادگیری شروع میکنی اولین ایستگاه که تجربه میکنی چیه اخرین ایستگاه چاقی یعنی رنج وسختی ناراحتی دوباره همونو تجربه میکنی این دفعه برعکسش این تفاوت نقشه دهنیه با نقشه فیزیکی به همین دلیل که وقتی بچه ها اول لاعری با دهن شروع میکنن همون چند روز اول احساسشون تغییر میکنه حالشون بهتر میشه اون حالت رنج وسختی نا امیدی تبدیل میشه به ی احساس امید اشتیاق انگیزه که من میتونم لاعر بشم این نشون میده که مسیر شما صحیح مسیری که برای چاقی طی کردید حالا باید برای لاعری طی کنیم وقتی با لاعری اشنا میشیم قدم اول برمیدارن اموزشها رو استفاده میکنن حالشون بهتر میشه احساس امیدواری میکنن احساس امیدواری پیدا میکنن اشتیاق وانگیزه پیدا میکنن یعنی همون ایستگاه درب داعونواما ایندفعه بشکل برعکسش تجربه ش میکند چند وقت بعد ش ایستگاه بعد تجربه میکنن مثلا ایستگاه در مسیر چاقیتون یکی مونده به اخر پرخوری  وزیاد خوردن هر بار که سر سفره تصمیم میگیرن که من دیگه کمتر میخورم اما میبینی که بیشتر خوردن اعصابشونم خراب شده وقتی در مسیر لاعری قرار میگیرن وقتی ایستگاه ارامش واحساس خوب تجربه میکنن ادامه میدن بهد از چند وقت میبینن که پر خوریشون تغییر کرده یعنی خوردن اما با حال خوب به اندازه  با احساس خوب بدون جنگ‌درگیری بازم همون ایستگاه اما برعکسش وقتی ادامه میدن میان به ایستگاه بعد ایستگاه بعد چیه اعتماد به نفسشون بهتر میشه تصمیمات جدید میگیرن من اینکار و انجام میدم لباسی که تا حالا نپوشیدن میپوشن من تو اینه نگاه میکنم همون ایستگاهی که قبلا بود اما برعکسش یعنی درمسیر چاقی به ی جایی رسیدن که از اینه بدشون میاد اما در مسیر لاعری به جایی میرسن که با دیدن خودشون در اینه لدت میبرن این دیدن اینه در همون اول کار صورت نمیگیره در مسیر لاعری اینجوری نیست که ایستگاها قاطی بشن تا لاعری شروع میکنی بگی من از دیدن خودم در اینه لدت میبرم اولش حالت خوب میشه بعدش حرص ولع کمتر میشه پرخوری نمیکنی بعدش خودشونو در اینه میتونن ببینن لدت ببرن اما از اون ایستگاهی که بخاطر چاقی حالشون بد شده داره ترمیم میشه یهنی همچنان چاقند وقتی شروع میکنیم حالمون بهتر میشهداحساسمون بهتر میشهداین الکی نیست شوخی نیست خیلی مهمهداین نقشه دهنی شما ترسیم داره میشه اخرین ایستگاه میاد اولین ایستگاه لاعری قرار میگیره حال شما خوب میشه بعد حرص ولع شما اعتماد به نفس شما حرفهایی که شنیدیم همه اینا پشت سر هم انجام میشه ودر این مسیر میبینی که حالت هی داره بهتر مبشه دقیقا بر خلاف مسیر چاقی وقتی در مسیر لاعری قرار میگیری واز چتقی فاصصصصصصللللله میگیری هی حالت بهتر میشه سرحال تر شادتر با انگیزه تر میای ومیای تا میرُی به ایستگاه لاعری حالا این پروسه چقدر زمان میبرهدبرای افراد متغیره به اندازه ایکه در این مسیر با اشتیاق طی کنی ایستگاهاتو تجربه کنی به اون درک در شما شکل بگیره نقشه دهنی شما ترسیم بشه ایستگاها جابجا بشن یعنی شما ی زمانیردر یک ایستگاهواعتماد به نفس بودی حالا در مسیر لاعری به ی ایستگاهدهی میرسی که اعتماد به نفست ترمیم میشه همون ایستگاه برعکسش واینا یکی یکی طی میشهدوشما به مبدا میرسی ونکته جالبش اینکخ در مسیر چاق شدن اگر بیست سال طول کشیده تا چاق بشی در مسیر لاعری فوق فوقشردو سال طول میکشه وما این عدد زیاد در نظر میگیرین وشایدم خیلی خیلی کمتر حالا چقدر زمان میبره بستگی داره به خودت بنابر این اگر میخوای لاعر بشی برای همیشه ومطمین باشی که دیگه چاق نمیشی باید نقشه دهنیت ترسیم بشه وباید اموزش لاعری با دهن استفاده کنی وقتی داری فایل گوش میدی نقشه رو استاد برات طراحی کرده  به ترتیب فایلها رو گوش میدی ومیدونیم که این فایلها چقدر با نطم وهوشیارانه تنطیم شده نگران نقشه دهنی نباشید وقتی در مسیر لاعری قرار دارید وفایلها رو به ترتیب گوش میدید داره نقشه دهنی شما ترسیم میشهدتمرینتشو انجام بدید وشما به مرور در مسیر برگشت از چاقی به لاعری اما در همون مسیر اما لاینش عوض شده تجربه میکنی وبه تناسب میرسی در مسیر چاقی ایستگاهی هست که شما دوست نداری عکس بگیری در ایستگاه لاعری همون ایستگاه هست اما برعکسش شما عاشق عکس 

      گرفتنی این مسیر صحیح لاعری نه قرصی نه امپولی نه کرمی نه عملی هیچ کدوم از اینا نمیتونی مسیر دهنتیتو پاک کنی نقشه دهنی کسی نمیتونه تغییر بده ال خودت نه فقط در مورد لاعری در موصوع ثروت میخوای ثروتنمند بشی باید نقشه دهنیت ترسیم بشه بنابراین روی ترسیم نقشه تمرکز کنید واینکه نقشه دهنی فقط با استمرار ترسیم میشهدکایستگاه مبدا که تناسب اندام هست سلامتی ثروت احساس خوب ارامش شادی درون همون ایستگاهی که خداوند از اول برامون مشخص کرده بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۸ ۰۱:۱۲
      مدت عضویت: 2421 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,183 کلمه

      نقشه ی ذهنی چی هست ؟؟

      ما با کاربرد  نقشه  کاملا آشنا  هستیم که کجا استفاده  میشه و چرا استفاده میشه و کلی اطلاعات در مورد راه ها و امکاناتش  به ما میده و ما هم نقشه ی ذهنی داریم اما به صورت دیدنی نیست به صورت حس کردنی هست 

      و کسانی که نقشه ی ذهنی درستی دارن خیلی راحت تر لاغر میشن و هر چه نقشه دقیقتر باشه ما بهتر ازاون استفاده میکنیم و هر چقدر آگاهی ما بیشتر باشه ما راحت تر به مقصد میرسیم .(من واقعا در این مسیر مرحله به مرحله ی این نقشه ی ذهنی رو درک کردم و بهش رسیدیم و  من به جرات میگم نزدیک مبدا هستم  چون مدتها هست در مسیر برگشتم و در یک قدمی مبدا شاید باشم شایدم کمتر و به زودی ور شهر لاغری سکونت میکنم وتجربه های جدیدتری   خواهم داشت )

      ماا بارها شده از شهر خودون به شهر دیگه سفر کردیم و  در جاده کلی مکانهای  جدید دیدیم و ما اونها رو یکی به یکی میبینیم .

      در مسیر چاق شدن ما هم همین اتفاق افتاد یعنی اول افکار و شنیده ها در ما شکل میگیره و مغز دستورالعمل میگیره که ما رو به اون وضعیت جدید دربیاره .(منم چاقیم از این جا شروع شد که  بارها از افراد شنیده بودم که بعد از ازدواج افراد چاق میشن و یا بارها دیده بودم افراد در بارداری چاق شدن و زمانی که ازدواج کردم طبق این باور مغز من دستورهایی صادر کرد تا دقیقا به این وصعیت برسم و واقعا پرخور تر شدم و همه چیز زیاد میخوردم و همیشه در حال خوردن بودم و بعد که به خودم اومدم دیدیم کلی افزتیش وزن داشتم و یا در بارداری  هام اصافه وزنهای شدید رو تجربه میکردم تا ۱۰۰ کیلو چاق میشدم و واقعا پرخوری شدید میکردم )

      زمانی که ما سفر چاق شدن رو شروع کردیم و  به سمت چاق شدن  حرکت کردیم در خودمون تغییراتی دیدیم و یکم که ادامه دادیم   حالمون بد شد از چاقی و یکم دیگه ادامه دادیم  ترس لز چاقتی بیشتر داشتیم و یکم دیگه که ادامه دادیم دوست نداشتیم و خجالت کشیدیم در حمع حاضر بشیم و اعتماد به نفسمون کم شده بود  یکم دیگه  که ادامه دادیم لباس رنگ دلخواه گیرمون نیومد و تمام اینها مرحله به مرحله در ما  اتفاق افتاد و هر چقدر رفتیم  جلو تجربه های جدید کسب کردیم .

      خلاصه همه ی  ایستگاه  رو  در طول مسیر چاقی امتحان کردیم .

      و برای همه در آخرین مرحله احساس بد و ناامیدی و افسردگی بوده و تجربه  داشتن و   بارها گفتن خدایا من رو هدایت کن و کمکم کن و این ایستگاه آخر نهایت احساس بد و ناامیدی هست و تسلیم شدن هست و بعد با لاغری با ذهن آشنا شدین .و این نقشه ی ذهنی چاقی بود.(بله دقیقا منم همچین مسیری رو اومدم و اول با شنیده های اطرافیان معز من دستورهای جدیدی در خوردن صادر کرد و من بعد از ازدواج و بارداریهام  چاق شدم و اون اوایل چاقی  یکم تغییراتی در خودمون دیدیم و بعد حالمون بد شد و بعد طرز لباش پوشیدن ما تغییر کرد و بعد ترس از چاقی بیشتر و بعد تنفر از خودمون بود و در نهایت به اون حال بد و ناامیدی  رسیدیم و من  در اخرین بار که بعد از زایمانم چاق شدم و نزدیکای ۱۰۰ کیلو شدم بسیار حال بدی داشتم و به زور رژیم خودم رو لاعر کردم و انصافا عالی شدم تا ۵۹ کیلو رسیدم اما چون خیلی ترس و تنفر  داشتم و چند تا  مانع هم داشتم که نمیشه لاعر شد پس هر روز شاهد چاقتر شدن خودم بودم تا اینکه این اواخر به حالت ناامیدی و تسلیم در اومده بودم که کاری از دست من بر نمیاد و هر چه بادا باد و من با این مسیر اشنا شدم )

      وقتی به شهر مقصد میرسی از همون مسیر معمولا بر میگردی چه اتفاقی میوفته معمولا آخرین ایستگاه رو  در مسیر رفت میشه اولین  ایستگاه در مسیر برگشت  از همون راه ولی در سمت مخالفش هست .

      حالا در ایستگاه لاعری با ذهن چون اخرین ایستگاه ناراحتی و افسردگی و رنج بوده و ما میخواهیم برگردیم به سمت لاعری  پس اولین ایستگاه چی هست ؟؟همون دردو رنج و ناراحتی ولی برعکسش و این تفاوت نقشه ی ذهنی با نقشه ی فیزیکی هست یعنی اون حال بد رو بر عکسش که حال خوب هست رو ما تجربه میکنیم و به همین دلیل هر کس وارد این مسیر میشه از همون اول حالشون بهتر میشه و اون حالت ناامیدی میشه احساس انگیزه و اشتیاق و توانمندی که من میتونم لاعر بشم و این نشان میده که مسیر ما صحیح هست(منم جز افرادی بودم که با وارد شدن داخل سایت از همون اول اولین تغییر در حال روحیم و ارامشم بود و بسیار حال خوبی داشتم و انگیره و اشتیاق داشتم و کاملا  باور کرده بودم من میتونم و ادامه دادم تا  اینکه حرص،و ولعها و اون پرخوریهای من تغییر کرد و ادامه دادم تا اعتماد به نفسم عالی شد و هر لباسی با هر  رنگی  رو به راحتی میپوشم تا اینکه کلی ریزش سایز و وزن داشتم و همه به من میگفتن و خودم هم متوجه شده بودم و هنوزم که دارم ادامه میدم و متوجه شدم کلی تغییر عالی فتار غذایی دارم  که واقعا خودم بعضی وقتا تعحب میکنم و لدت میبرم از این همه تغییر چه برسه به بقیه که  اونها هم تعجب میکنن .و من مطمعنم باید ادامه بدم چون واقعا نزدیک لاعری کامل هستم و تمام ایستگاه های خراب من ترمیم شده و من در بهترین حال روحی و جسمی هستم و به زودی این تغییر در اندام من نشون داده میشه و من یک متناسب فوق العاده میشم با اندام کشیده و لاعر   )

      من نمیتونم نقشه ی ذهنی رو نادیده بگیریم و با عمل کردن و قرص و …. نمیشه برای هنیشه با لدت و شادی و راحتی لاعر شد و در واقع نمیشه جهش کرد  و یک دفعه لاعر شد .

       وقتی لاعری با ذهن رو استفاده کر دی اولین تغییر شما چی بود ؟؟ارامش انگیره و اشتیاق داشتیم .یعنی در اوج ناامیدی و رنج و سختی با این سایت اشنا شدم و اولین قدم رو که در این سایت برداشتم  احساس شادی و آرامش و انگیره و .. پیدا  کردم  و این کاملا صحیح هست .(من واقعا با اولین قدم ها  در این سایت گفتم میتونم و اطمینان داشتم که لاغر میشم و رفتم جلو و حرکت کردم  و هیچ وقت ناامید نشدم و منحرف نشدم و اگر گاهی هم نجوا داشتم و اما سریع صدای مثبت درونم اون رو ساکت کرده که این همون راه درست باید ادامه بدی تا نتیجه بگیری )

      پس اون پرخوریها و زیاده رویها و عداب وجدان رو دیگه بعد از یک مدت  نیست و بعد از چند وقت که به آرامش رسیدین به شکل متفاوت اون پرخوری میرسین  یعنی خوردن رو هست ولی به اندازه و با حال خوب و بدون جنگ و درگیری هست .(منم دقیقا همین طور میخورم و اصلا انگار سالها هست از اون قضایا ی پرخوری و عداب وجدان و حرص،و ولع فاصله گرفتم  چون همیشه در حال کار کردن هستم و از آموزشها عافل نشدم و همیشه به اندازه و برای رفع نیاز خوردم و اصلا دیگه نمیتونم مثل گدشته بخورم و پرخوری کنم چون حالم بد میشه و هیچ لدتی هم  برای من نداره در سیری غدا خوردن و هر گز همچین کاری نمیکنم و دارم ذهنم رو برای لاعری تربیت میکنم و بهش میگم این غداها هیچ قدرتی ندارن ببین در این مدت هر چی خواستم به اندازه نیاز خوردم و اما لاعر تر هم شدم پس  قدرت دست تو هست و من  هر غذایی رو  به اندازه نیازم می خورم  و انرزی اون برای سلامتی جسم من استفاده میشه و اصلا من رو نمیتونه چاق کنه و  تو ذهن عزیزم  جسم من رو با خواسته ام همسو کن که لاعری در وزن ۵۹ کیلو هست )

      و بعد میان ایستگاه بعدی و اعتماد به نفس عالی پیدا میکنن و خودشون رو دوست دارن و از خودشون فرار نمیکنن و قبلا در مسیر چاقی به جایی میرسن که خودشون رو قبول ندارن و از خودشون فرار میکنن و از خودشون عکس نمیگیرین ولی بچه های این مسیر به مرور تغییر کردن 

      و بچها با تمام این تعییرهای روحی و رفتاری ولی ممکنه هنوز جسمی تغییر نکرده باشن پس نباید ناامید بشین چون داره تمام ایستگاه های خراب شما ترمیم میشه و اول احساس و بعد حرص و ولع و بعد اعتماد به نفس و بعد رفتارها داره تغییر میکنه و در نهایت جسم شما تغییر میکنه (اینجا هست که باید ایمان به خودمون داشته باشیم و ناامید نشیم با وجود این همه تغییر ولی ممکنه هنوز جسم ما تغییر نکرده باشه ولی ما نباید دچار یاس و ناامیدی بشیم و به همه چیز پشت کنیم باید اینقدر ادامه بدیم و در هر شرایط جسمی هستیم به اون ایده ال فکر کنیم تا بهش برسیم و هنر ما همین هست که به چیزی که نیست بتونم فکر کنیم و ایمان داشته باشیم که  به وجود میاد و گول شیطان رو نخوریم و عجله نکنیم )

      و در افراد مختلف زمان رسیدین به لاغری  مختلف هست و همه باید این پروسه رو طی کنن و در نهایت لاغر میشن ولی نکته اش  این هست افراد در مسیر رسیدن به لاغری سرعتش خیلی بیشتر  و تندتر از زمان رسیدن به چاقی هست 

      من باید بر اساس نقشه ی ذهنی خودم لاغر بشم و برگردم و من با استمرار و تکرار فایلها و کار کردن روی خودم نقشه ی ذهنی خودم رو دارم پر رنگتر میکنم و به عجله کردن و نقاشی کردن نیست فقط استمرار و انگیزه و اشتیاق و  تمرین انجام دادن هست .(کلا چاقی خلاف طبیعت جسم ما هست از این سرعتش خیلی کمتر هست  ولی برای حرکت به سمت لاغری چون همسو با طبیعت جسم هست خیلی با سرعت بالاتری جسم حرکت میکنه و به  اون میرسه به شرطی که ذهن رو با جسم خودمون که داره برای لاغری حرکت میکنه هماهنگ کنیم تا نتیجه رو زود ببینیم )

      پس ما همون مسیر چاقی رو ولی برعکسش،رو طی میکنیم در وافع همون ایستگاه ها رو رد میکنیم ولی برعکس اگر قبلا نمیشد لباس دلخواهم رو بپوشم حالا در این مسیر میتونم بپوشم من در اون مسیر از خودم بدم میمود ولی حالا در این مسیر من عاشق خودم میشم .

      نقشه ی دهنی با هیچ چیز  بیرونی تغییر نمیکنه مثل عمل و قرص و …و مثلا اگر  نقشه ی ذهنی من ب ر روی صد کیلو باشه هر کاری کنم رزیم  بگیریم و … ذهن من  دوباره من رو به اون وزن برمیگردونه و میگه چرا این فرد  با این نقشه ی ذهنی در اون وزن نیست یالا ببریمش در وزن خودش .(پس اول باید ذهن خودمون رو لاعر کنیم و بعد نتیجه رو در جسم ببینیم به فشار و زور نیست من هم  دارم  هر روز به ذهنم لاعری رو آموزش میدم و یک قدم برمیدارم و در نهایت یک شگفتی ساز هستم چون ذهنم میدونه سیری و گرسنگی چی هست چون ذهنم میدونه من هیچ مانعی ندارم و به راحتی میتونم به وزن دلخواهم برسم چون ذهنم میدونه غذا  اصلا چی هست و چقدر بخورم چون ذهنم میدونه من ..و من عاشق این روش و ذهن لاعر خودم هستم و هر روز منتطرم رفتارهای جدید و متناسبم رو ببینم و لذت ببرم  من از درون متناسب شدم و شخصیت من تغییر کرده و مثل متناسبها رفتار میکنم )   

       بعصیا لاغر میشن اما با درد و سختی و اعصاب خوردی  و رنج و این لاغری هیچ ارزشی نداره اما ما در این روش لاعری  که به دست میاریم بسیار ارزشمند هست چون همراه با لدت و حال و خوب و اشتیاق هست و همچین فردی امکان نداره چاق بشه چون نقشه ی ذهنیش تغییر کرده و این نقشه ی ذهنی جهشی نیست فقط با انجام تمرینات و تکرار و استمرار  به اون میرسه .

      خداوند مقرر کرده یک انسان باید در بهترین شرایط، روحی و روانی و سلامتی باشه پس ما بر میگردیم به این  ایستگاه (من چقدر قبلا زجر میکشیدیم چقدر سختی میکشیدیم ته رزیم و ورزش بودم و دیگه کاری نبود که نکنم و همه ی اطدافیان بارها  میگفتن چقدر تو اراده داری ولی چون ذهنم هنوز چاق بود و تمام توجهم بر چاقی بود هیچ وقت موفق نشدم لاعری همیشگی داشته باشم و همیشه از دستش میدادم و اما  دوباره تلاش بیشتر میکردم اما فایده نداشت چون ماندگار نبود و برای همین  همیشه در حال بد و نگرانی و عداب وجدان و محدودیت بودم اما حالا در این مسیر دارم با ارامش و شادی و لدت میخورم و وزن و سایز م هم تغییر میکنه دیگه از این عالیتر مگه داریم و این برای من ارزش داره و یادم میاد قبلا میگفتم اخه تا کی نباید بخورم تا کی باید ورزش کنم و ترس داشتم از رها کردن ورزش در حالی که کمرد درد و زانو درد شدید گرفته بودم اما رها نمیکردم و دیگه اون لاغری داشت سلامتی من رو هم میگرفت و اما حالا حتی یک پیاده روی ساده رو هم نمیریم و فقط از طریق ذهنم دارم لاغر میشم و من  فقط میتونم سپاسگزار خدا باشم که من رو به این مسیر هدایت کرد و بعد سپاسگزار استاد باشم که همچین دوره های عالی رو تهییه کردن و  من تا زندم در این مسیر هستم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۹ ۱۳:۱۴
      مدت عضویت: 2371 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,172 کلمه

      سلام🙂موقع گوش دادن به فایل انگار تمام مسیر چاقی من برام مرور شد  برای من هم نقشه چاقی به این صورت شروع شد که ابتدا من هم کلی اطلاعات از بچگی درباره مزایای چاقی شنیدم مثل اینکه چاق بشی کمتر مریض میشی قشنگتر میشی لب و دهنت خوشگلتر میشه یا درباره اینکه لاغر بودم سرزنش میشدم و مقایسه میشدم با برادرهام که از من تو پرتر بودن کمتر هم مریض میشدن  و مادرم هم تحت تاثیر حرف دیگران میخواست مادر بودن خودشو بهتر ثابت کنه دوس داشت همه ما تپل و غذاخور باشیم بالاخره در نوجوانی تمام اینها خودش رو نشون داد و من و برادرهام یه بشقاب برنج رو با نون میخوردیم  تا سیر بشیم بعد ها همگی متناسب بودیم ودر سنهایی که به سی نزدیک شده همگی چاق شدیم 😑😑من در بارداری بالای ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم که حدود ۱۰ ،۱۲ کیلوش برگشت و حدود ۶۸ شدم و چند سال هم در همین حدود تا ۷۱ اومدم ولی ثابت بودم  تا اینکه در یکسال نزدیک به ۱۰ کیلو اضافه کردم اونوقت نقشه های ذهنی چاقی من واضحتر شد از دیدن خودم در آینه بدم می اومد کم کم لباسها برام تنگ شد و لباسها رو میدادم به خیاط درزش رو برام بازتر کنه بعد ها حرف همسرم و پدرم مبنی بر اینکه مواظب خودت باش خیلی داری چاق میشی باعث شد بخوام کاری برای لاغری بکنم 😶مرتب روی ترازو میرفتم و عدد ترازو هر بار عدد بالاتری رو نشون میداد و  هر چی نگرانی و ترس از چاقتر شدن بیشتر میشد عدد وزن هم بالاتر میرفت 😑😑😶تا اینکه تصمیم به پیاده روی و بعد باشگاه رفتن گرفتم که کاری برای این چاقی کرده باشم یا رژیم گرفتم و یه برنامه یکماهه رو اجرا کردم که البته اصلا دقیق اجرا نکردم و هر چی خودم میخواستم و داشتم رو جای اون وعده ها میذاشتم خلاصه در ماههای اول مقدار خوبی سایز کم کردم ولی همین که به عید و تعطیلات عید و تعطیلی باشگاه خورد دوباره اضافه کردم و خلاصه باشگاه رفتن و خسته شدن و رها کردن و دوباره چاق شدن تا حدود ۳ سال ادامه داشت و من فقط یه بار به ۷۸ کیلو رسیدم و بقیه اوقات با وجودی که باشگاه میرفتم و تمام تایم باشگاه رو ورزش میکردم و غذام رو هم کم کرده بود همیشه بالای ۸۰ بودم تا جاییکه به این نتیجه رسیده بودم که من فقط با باشگاه رفتن و کم خوری میتونم کمی سایز رو کم کنم و روی وزن هیچ تاثیری نمیتونم بذارم فقط همینکه بالاتر نره خوبه😶یادمه یه بار در پاسخ به عروس خواهر شوهرم که گفت زندایی مگه شما باشگاه نمیرین پس چرا لاغر نمیشین گفتم من اگه باشگاه نرم دیگه کلا میترکم با باشگاه همین سایز رو نگه میدارم😶و جالبه اون موقع ها همیشه انتظارم از بقیه این بود که بهم بگن لاغرتر شدی ولی کسی هم نمیگفت😑(نیاز به تایید دیگران که از کمبود اعتماد به نفس میاد)تا اینکه با زانو درد و…بالاخره باشگاه رو رها کردم و روشهای جدیدی مثل سوجوک تراپی بستن کش سبز دور پا ،مراقبه برای تناسب، روش ضربه زدن و ای اف تی و دمنوش و… رو هم امتحان کردم و همگی بی فایده بود چون نقشه ذهنی من که تغییر نکرده بود 🤨تا بالاخره با تناسب فکری آشنا شدم اونوقت نقشه برگشت کلید خورد😊اوایل به شدت مشتاق و هیجانزده و امیدوار شدم که دیدم همچین روشی وجود داره و چون از قبل هم با موضوعات ذهنی آشنا بودم اطمینان داشتم که این مسیر درسته ومشکل من ذهنی هست وگرنه نه مقدار و نه دفعات غذاخوردن زیاد نشده بود ولی گرم به گرم داشتم چاقتر میشدم😮🤨خوب بله برای من هم اولین ابستگاه در نقشه لاغری احساس خوب و امیدواری و اشتیاق  بود و اینکه منم میتونم متناسب بشم🙂🙂🙂بعد از اینکه با فایلهای ۱۲ جلسه رایگان آشنا شدم فکر میکردم گوش دادن به ۱۲ جلسه  لاغر میشم😉با اشتیاق هر رو فایل گوش میکردم و تمرینات رو توی دفترم مینوشتم بعد از اون دیدم لاغر نشدم شروع کردم فایلهای دیگه رو گوش کردن و فایلهای صبحگاهی که استاد داخل کانال تلگرام میذاشتن و وویسها و کامنت دوستانی که از این روش به تناسب رسیده بودن موقع تولد دخترشون استاد ۵۰ درصد تخفیف گذاشتن و من با وجود یه هفته فرصت اونو از دست دادم و دوره رو ثبت نام نکردم خلاصه با سایت همراه بودم تا دوره ۱۳ گام معرفی شد و اونو خریدم و عید سال گذشته هر روز فایلها رو گوش دادم وتصاویر دوستان رو میدیدم اوایل خیلی به تاریخها توجه میکردم و وقتی میدیدم کسی ۳ ماهه کلی سایز کم کرده میگفتم اره منم سه ماهه لاغر میشم 😉😶بعد از ۳ ماه میدیدم لاغر نشدم هدفم رو میذاشتم ۶ ماهه بعد دوباره ۸ ماهه خلاصه یکساله و الان حدود یکسال و ۴ ماه هست که اینجا هستم و تقریبا هر روز فایل گوش کردم  و الان اخیرا حرف دیگران اهمیتش برام کمتر شده  و نیاز به تایید شدن توسط دیگران کمتر شده و از دیدن خودم در آینه احساس بدی ندارم و خودم رو دوست دارم و پروسه تغییر جسم رو پذیرفتم و جالبه به نظرم هر ماه یه مقدار کم دارم تغییر میکنم وهمین تغییرات کوچیک منو امیدوار میکنه ودلگرمم میکنه که مسیرم درسته و همین تغییرات هم بدون رنج و سختی و محدودیت و نخوری بدست اومده و این خیلی لذت بخشه تازگیها از عجله کردن و مقایسه دست برداشتم و پذیرفتم که این مسیر برای هر کسی به شکل متفاوتی طی میشه و هر کسی این مسیر رو ادامه بده به لاغری میرسه🙂🙂نسبت به یکسال گذشته وقتی کامنتهای خودم رو زیر فایلها میخونم تفاوت درکم رو به وضوح متوجه میشم و از اینکه اینقدر خوب ادامه دادم به خودم افتخار میکنم 😊😊با ادامه دادن و استمرار داشتن خیلی بیشتر و بهتر مطالب رو درک کردم و خیلی خوشحالم که به مسیر و ذهن و جسم خودم اعتماد کردم و مسیر رو رها نکردم توی این مدت هر روز یه قدم به سمت لاغری برداشتم و ایمان دادم که تکرار همین یه قدم منو به مقصد میرسونه همین الان هم باز همون اشتیاق و امید اولیه رو دارم و میتونم بگم حتی بیشتر شده و با اطمینان و حال خوب و اشتیاق هر روز فایلها رو گوش میدم و این شده برنامه این یکسال اخیر من و بسیار بسیار شاد و راضی و سپاسگزارم که هر روز با هدف و انگیزه از خواب بیدار میشم و بابت اینکه امروز رو هم به عنوان هدیه دریافت کردم تا قدمی در راه هدفم بردارم بسیار سپاسگزارم 🙏🙏🙏من چندین ساله در مسیر آگاهی هستم و به جرات میتونم بگم آگاهیهایی که امسال دریافت کردم ۱۰۰ برابر ۳۷ سال گذشته برام شادی وارامش و احساس خوب و ایمان برام آورده و از بابت این هدایت بسیار سپاسگزارملاغری الان برای من کاملا دست یافتنی شده و اینقدر طی کردن این مسیر برام لذت بخشه که هدف لاغرشدن در برابرش چیزی نیست تکه ای هست از اون هدیه بزرگ آگاهی و واقعا باید بابت نعمت چاقیم از خدا سپاسگزار باشم که اگه چاق نشده بودم الان این آگاهیها رو نداشتم و برای یافتن پاسخ چاقی به چه مسیر عالی و فوق العاده ای هدایت شدمخداجونم متشکرممممممم   🙏🙏🙏🙏❤❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۶ ۰۷:۰۰
      مدت عضویت: 2204 روز
      امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 747 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن🙂
      روز صدم تكرار , فايل نقشه ى ذهنى و تأثير آن در لاغر شدن ,
      🌟 بعد ازدواج با اينكه خيلى چيزا خوب و عالى بود , اما زندگى شلوغ و پلوغ با احساس بد , نگرانى , ترس و استرس , مانع از توجه و مراقبت به خودم مى شد , يعنى ذهن من همش درگير مسائل روز بود , و متاسفانه نقشه ى ذهنى من , در مسير ذهن منفى بافم بود . البته من در مورد مسئله ى چاقى م و اضافه وزنم زياد نگران نبودم چون سالها فكر مى كردم با ورزش اين مسئله حل مى شه🤔بلكه من بيشتر نگران مسائل زندگيم بودم تا اينكه نگران مسئله ى چاقى و اضافه وزنم باشم . و همش دنبال اطلاعاتى در مورد آرامش , حال خوب و زندگى خوب و … بودم , در مجموع تصميمات من بخاطر ناآگاهى بود . بعدها با خواندن كتاب و خوندن مطالب در اين زمينه ها و حتى روانشناسى و … سطح آگاهى م روو به افزايش بود . يه دوره از زندگيم مرتب كتاب مى خوندم اما متاسفانه بعدها استمرار در خوندن نداشتم و خداروشكر و سپاس به اين مسير هدايت شدم . 
      🌟تغييرات ذهنى – احساسى و رفتارى در اين مسير , 
      اولين تغييرى كه در اين مسير با وجود موانع ذهنى در من ايجاد شد , حال خوب و احساس خوب بود , طورى كه واقعا احساس خوب رو حس و لمس مى كردم , و البته شناخت ذهن هم , مسير رو براى من هموارتر كرد , سالها ندونى كه چه چيزى و يا چه كسى مانع شادى و احساس خوب در تو بوده !!! و من بدون شناخت ذهنِ منفى بافم , گاهى ديگران رو عامل مى دونستم , اگه با اين ازدواج نمى كردم !اگه با اون ازدواج مى كردم ! اگه خواهرم اين كارو نمى كرد ! اگه مادرم اين حرفو به من نمى زد ! اگر اينطور نمى شد ! اگه اونطور نمى شد ! اگه اين … اگه اون … و اگرهاى زيادى كه هر گاه مسئله اى در زندگيم پيش مى اومد , ذهنم رو حسابى مشغول مى كرد و حالا آگاه شدم و آگاه هستم كه اينا همه نقشه ى ذهن منفى باف من بوده , و بخاطر اينكه من به خدا اعتماد نمى كردم . و هر انتخاب در زندگيم , با نقشه ى ذهنى من در مسير چاقى و اضافه وزن بر اساس افكار و باورهاى اشتباه ذهنى , ديده ها , شنيده ها شكل مى گرفت . من وقتى با موضوع لاغرى با ذهن در youtube آشنا شدم و به دنبال آن story هاى استاد رو در اينستاگرام مى ديدم , خودم از درون احساس عالى و لبخند شوق داشتم , و الان دريافتم كه شادى , حال خوب , احساس خوب , آرامش , سلامتى و تندرستى و … همه چى رو در درونم داشتم و دارم , و در اين مسير دوباره دارم درونم رو تجربه مى كنم . 
      🌟در اين مسير پرخورى عصبى و زياد خوردنم كاهش چشمگيرى داشته و البته كه هنوز بايد در مسير باشم تا بهتر از اين باشم , هنوز مثِ يه فرد متناسب غذا نمى خورم اما خيلى بهتر شده ام . اينكه ديگه به غذاها بعنوان چاق كننده نگا نمى كنم , اينكه هر چى دوست دارم مى تونم بخورم اما اينكه چه مقدار مى خورم , اهميت داره ! اينكه انتخاب مى كنم كه هر چيزى رو نخورم و احساس خوبى هم دارم . اينكه در هنگام نگرانى , فكرامو روى كاغذ مى نويسم تا ذهنم آرام تَر باشه , در مجموع رفتارهاى مصرف مواد غذايى م تا حدودى تغيير كرده , در مورد تغيير عادتها , رفتارها , با خودم ارتباط بهترى دارم و به عبارتى خودم رو پيدا كردم و آگاه هستم كه همه چى در درون خودمه , و به خودم اعتماد دارم بخاطر خدايى كه در درون من وجود داره و همواره در حال هدايت منه , اما من بايد موانع ذهنى م رو در اين مسير برطرف كنم تا بخش مثبت و هدايتگر و معنوى ذهنم قوى تَر بشه . در اين مسير يواش يواش طبق نقشه ى ذهنى كه با ديدن و گوش دادن به فايلها در مسير لاغرى با ذهن ترسيم شده , ادامه مى دم . خداروشكر و سپاس من در اين مسير اشتياق و استمرار دارم و آگاه هستم كه با وجود موانع ذهنى , در مسير ادامه بدم و احساس خوب در خودم ايجاد كنم , چرا كه احساس خوب منو مشتاق ادامه دادن در مسير مى كنه . 
      با تشكر فراوان , در آرامش خداوند باشيد🥰💙💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۶ ۱۵:۲۳
      مدت عضویت: 2479 روز
      امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,188 کلمه

      نقشه ذهنی چیست وچه تاثیری در لاغری ما دارد ؟ 

      نقشه ذهنی به مجموعه تجربیاتی که ما در مسیر ی طی میکنیم که از مبدا به مقصد برسیم  

      تفاوت نقشه های کاغذی یا فیزیکی با نقشه های ذهنی یا متافزیکی در چیست ؟ 

      در نقشه های کاغذی فرد یا افرادی قبل این که ما مسیر را طی کنیم آن مسیر را بررسی واطلاعات لازم برای طی کردن ساده تر وایمن تر مسیر توسط دیگران را از طریق نقشه های کاغذی یا الکترونیکی به اشتراک میگذارند اما نقشه های ذهنی برای هر فرد فقط از طریق خود فرد ترسیم میشود  واز تجربیات خودش میتواند این نقشه را در ذهن اش ترسیم کند  

      از چه زمانی نقشه های ذهنی در ذهن ما ترسیم میشوند ؟ از زمانی که ما قدرت ودرک تصمیم گیری پیدا میکنیم وبه کسب تجربه در زندگی دست پیدا میکنیم در هر جنبه از زندگی میتوانیم نقشه ذهنی داشته باشیم چون برای هر موضوع یا هر هدف ویا هر خواسته ایی در زندگی میتوانیم نقشه ذهنی داشته باشیم که حاوی اطلاعات ما در آن مسیر است  

      در ذهن افراد چاق نقشه چاقی به شکلی است که افراد چاق تجربیات واطلاعات چاقی اشون مختص به خودشان است ولی چون رفتارها وعادت های چاقی در افراد مشابه یک دیگر است نقشه های ذهنی این افراد هم کم با بیش شبیه یکدیگر میباشد 

      نقشه ذهنی یک فرد چاق چگونه است؟ 

      ۱_ شنیدها ودیده های او که در فرد انتظار چاقی را بوجود میاورد 

      ۲_ترس از چاق شدن 

      ۳_ مجموعه رفتار وعاداتی که باعث اضافه وزن در فرد میگردد 

      ۴_تجربه هایی که در مسیر چاق شدن پیدا میکند مانند اندازه نشدن لباسهای قبلی کمبود اعتماد به نفس ونگرانی از چاقتر شدن 

      ۵ _ تصاویر چاقتر شدن از خود که بارها در ذهن اش مرور میکند 

      ۶_شروع تلاشهای فرد برای لاغر شدن ورهایی از چاقی مانند گرفتن رژیم های متعدد ویا ورزشهای سنگین یا خوردن قرص های لاغری و یا دمنوش وجراحی 

      ۷_ شکل گیری احساس ناامیدی از لاغر شدن ویاس وافسردگی برای تلاشهایی که انجام داده وبه نتیجه نرسیدن آن تلاشها 

      ۸_ افسردگی وناراحتی شدید که نتوانسته لاغر بشود واحساس نا امیدی از اینکه ناتوان در لاغر شدن است  

       این موارد که در بالا ذکر شد اطلاعاتی است که یک فرد چاق در ذهن اش دارد و نقشه ذهنی این فرد برای چاقتر شدن ترسیم میگردد حالا هر چقدر از سن چاقی بیشتر باشد این اطلاعات هم بیشتر میشود چاقی گام به گام زیادتر میشود  

      اما مل برای لاغر شدن احتیاج به نقشه ذهنی لاغری داریم که این نقشه ذهنی باید از طریق آموزش ترسیم شود 

      تفاوت نقشه فیزیکی و نقشه متافیزیکی در این است که در نقشه فیزیکی اگر مثلا از مبدا حرکت کنیم وایستگاه های متفاوت را پشت سر بگذاریم تا به مقصد برسیم برای برگشتن از همان مسیر همان ایستگاه ها را از آخر مسیر به طرف مبدا تجربه میکنیم ولی در نقشه متافیزیکی و در واقع نقشه های ذهنی درست عکس آن ایستگاه ها را تجربه میکنیم مثلا اگر در آخرین ایستگاه نا امید وافسرده بودیم در نقشه متافیزیکی اولین ایستگاه شور واشتیاق وامید را تحربه میکنیم این تفاوت دو نقشه فیزیکی وذهنی است 

      نقشه ذهنی برای لاغری چه مزیتی دارد ؟ 

      زمانی که آموزش های دوره را شروع میکنیم بواسطه راهنما واستاد عزیز از راه صیحح چیدمان ذهنی ما شکل میگیرد  ولاغری در این روش ماندگار میشود وهمین مزیت لاغری ماندگار بر روشهای غیر اصولی دیگر است چون آن روشها لاغری ماندگار نداشتند 

      آیا نقشه ذهنی چاقی در ذهن ما پاک میشود ؟ 

      اصولا در ذهن هیچ چیزی پاک نمیشود چون ذهن قدرت پاک کردن ندارد  اما وقتی نقشه جدید لاغری با ذهن در ذهن ترسیم میشود ذهن انتخاب خود را انجام میدهد ومسیر لاغری را پیش میبرد 

      نقشه لاغری با ذهن دقیقا مانند همان نقشه چاقی با ذهن است با این تفاوت که ایستگاههای آن به شکل مخالف ترسیم شده است 

      یکی از مهمترین علل لاغری با ذهن توجه به نقشه ذهنی لاغری است وقتی به این نقشه ذهنی توجه کامل داشته باشیم ودرک درستی از روند لاغری داشته باشیم  وتجربه هایی که در مسیر لاغری بدست میاوریم این اطمینان را به ما میدهد که راه امان درست وصحیح است 

      زمانی که هنوز در دوره شرکت نکرده بودم واقعا نامید از لاغر شدن بوده ام چون سالها کار من ورزش بوده وخسته از ورزش ورژیم بودم وقتی ورزش ورژیم را رها میکردم بسرعت به سمت چاقی پیش میرفتم چون در ذهن من نقشه چاقی ترسیم شده بود واطلاعی از نقشه ذهنی نداشتم با شروع دوره اولین چیزی که به دست آوردم آرامش ذهنی بود واحساس خوب وتوانایی این که من هم میتوانم بدون رژیم و ورزش لاغر شوم ولاغر بمانم الان که حدود یک سال از شروع دوره میگذرد بیشتر ایستگاه های لاغری را طی کردم وبیشتر از دویا سه ایستگاه باقی نمانده تا به لاغری همیشگی برسم و تمام این تجربه ها برای من در مسیر لاغری طبق نقشه ذهنی لاغری پیش میرود  

      زمانی که در ایستگاه چاقی ناامید بودم ولباسها اندازه من نمیشد حرف مردم در گوشم سنگینی میکرد وهر روز اعتماد به نفس ام کم میشد ودچار احساس خیلی بد میشدم دلم نمیخواست با کسی رفت وآمد کنم  تا چاقی من مورد بحث اشان قرار بگیرد  هر روز نا امیدتر میشدم ودچار افسردگی شده بودم ونگران از چاقتر شدنم بودم کمر درد وزانو درد را نمیتوانستم تحمل کنم تحرکم کم شده بود دوست داشتم خودم را در خانه زندانی کنم وبه هیچ عنوان حتی برای خرید بیرون نروم بارها تلاش کردم رژیم گرفتم ورزش کردم ولی چون خسته از این دومورد بودم تلاشهایم هم دیگر نتیجه نمیداد چون نقشه چاقی در ذهن من ترسیم شده بود ومن باید این تجربه ها را تکرار میکردم تا این نقشه به سمت چاقتر شدن من پیش برود  

      با شروع دوره نامیدی من تبدیل به یک امید وآرامش و توانایی برای لاغر شدن شد دیگر ترسی از خوردن غذاها نداشتم به اندازه نیازم از غذادخوردن لذت میبردم اعتماد به نفس ام زیاد تر شد چون توانایی لاغر شدن به من برگشته بود کم کم با پیش رفتن دوره  وتاثیر فرمولهای لاغری  در ذهن وترسیم نقشه لاغری  در جسمم هم لاغر شدن شروع شد  دیگر حرص ولع به غذا نداشتم وهله وهوله هر دقیقه خوردن نداشتم چون ذهن من طبق نقشه لاغری میخواست پیش برود دستورات خوردن کمتر شده بود  ومن هم لاغر میشدم  کم کم لباسهای گذشته اندازه ام شد  وحالا دیگر مردم هم میگفتند داری لاغر میشوی  دیگر وقتی خودم را در آینه میدیدم از خودم بدم نمیآمد بلکه یاد گرفتم خودم را دوست داشته باشم واز دیدن خودم لذت ببرم  واین ها همه نقشه ذهنی جدید بود که در ذهن من داشت ترسیم میشد چون من داشتم از چاقی فاصله میگرفتم وهر روز به سمت لاغری پیش میرفتم  والان در ایستگاهی هستم که اعتماد به نفس ام دارد ترمیم میشود چند ایستگاه مانده به مبدا لاغری هستم وخوشحال از طی کردن این مسیر هستم  در این مسیر یاد گرفتم که زمان در این پروسه هیچ نقشی ندارد ونباید عجله برای لاغری داشت چون این نقشه ذهنی مختص به خود من است وذهن من تصمیم میگیرد چقدر در هرایستگاه توقف کند تا بتواند به ایستگاه بعدی برود  
      باید در این راه تمرین کرد وبه تمرینات ذهنی اهمیت داد وتکرار واستمرار در این مسیر حرف اول را میزند چون نقشه ذهنی برا ساس لاغری دارد در ذهن ترسیم میشود خود ذهن هم دستورات را برای در مسیر بودن صادر میکند یک جیزی که خوب باید بخاطر بسپاریم در هر جنبه از زندگی اگر میخواهیم موفق باشیم باید بدانیم که هیچ چیز وهیچ کسی جز خودمان نمیتواند نقشه ذهنی ما را تغییر دهد فقط خودمان میتوانیم نقشه ذهنی را برای پیش برد اهداف امون در زندگی ترسیم کنیم وبه نتیجه برسیم واین مهم مستلزم آموزش وتمرینات درست است ما آموزش را میبینم وذهن طبق این آموزش ها و تکرار آن نقشه ذهنی را مختص به خودمان را رسم میکند وما طبق آن نقشه ذهنی به هر هدفی که مد نظرمان است از جمله لاغرشدن میرسیم 

      با تشکر از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شادى
        ۱۴۰۰/۰۱/۱۶ ۰۷:۲۱
        مدت عضویت: 2204 روز
        امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        دوست عزيز و همراه , 
        بسيار خوب بيان كرديد . 
        قسمت تغييرات ذهنى – رفتارى و احساسى تون خيلى عالى بود , موّفق باشيد😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سهیلا عظیمی ویشته
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۶ ۲۲:۰۲
          مدت عضویت: 2479 روز
          امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          ممنونم شادی جان دوست همراه من خوشحالم که دوستانی مشوق چون شما را دارم خدایا شکرت 😘😘😘😘😘😘😘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا