✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


چرا چاق شدم
امروز ۲۱مرداد ۱۴۰۰. ۳۸ساله هستم با وزن ۹۰کیلو وزنی که هیچ گاه فکرش رونمی کردم . حتی با دو تا بارداری پشت هم، ولی الان ۹۰کیلو هسنم و به امید خدا و کمک شما استاد عزیز میخوام واسه همیشه از شرش راحت شم.
مادرم همیشه تعریف می کند که وقتی دو سه ساله بودم اونقدر لاغر بودم که منو زیر چادر قایم می کرد تا دیگران پشت هم دلیل لاغریم رونپرسن و هزارتا عیب و مریضی رو من نذارن.
ولی خودم از ۱۶سالگی یادمه که همیشه رژیم بودم و باشگاه که لاغر بشم. تا سن ۲۵سالگی و قبل از ازدواج ۶۰کیلو بودم و همیشه جز خوش هیکل و خوش لباسا محسوب میشدم
تا اینکه ازدواج کردم. عدم تحرک و پر خوری و درگیری ذهنی که بعد از ازدواج چند کیلو چاق شدن طبیعی،و استرس هایی که تو سالهای اول زندگی داشتم . وقتی عصبی میشدم غذا بیشتر می خوردم. تند تند غذا می خوردم بین ب بسم الله و نون پایان سفره واسه من ۳دقیقه نهایتا ۵دقیقه زمان بود.
بعد از اون دو تا بارداری پشت هم ولی باز سر بارداری دوم دوروز قبل از زایمان ۸۱کیلو بودم نه ۹۰کیلو.
خلاصه بگم ببه نظر خودم پر خوری ، عدم تحرک ، خوردن شیرینی جات، حرص و جوش و انتخاب غذاهایی که مناسب طبع من نیست باعث چاقی بیش از حد من شده
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
قبل از شروع دوره بینهایت دلیل داشتم برای چاق بودنم امابه لطف این دوره خیلیاش برطرف شد دفعه قبل که اومدم اینجا نوشتم خب چون میدونم که هیچ دلیلی ممطقی نیست که چاقیمو بندازم گردنش نوشتم هیچ دلیلی ندارم اما بعد متوجه شدم هنوزم دلایلی دارم که چاقیم گدنشون وهنوز دلیلی نقضشو پیدا نگردم برای خودم
این شد که اومد تا پیداشون کنم وپاکشون کنم برای همیشه از ذهنم
چجدیدا متوجه شدم بدن من به انرژی بسیار کمی احتیاج داره طوری که گاهی فقط یه بار احساس میکنم واقعا گرسنه هستم واز بس زود سیر میشم تا میام بفهمم چی خوردم سیر شدم با این حال خوب بیشتر میخورم همین باعث شده فکر کنم پرخوری باعث چاقی منه درصورتی که دلیلی نقضش میشه بدن من کیلو کیلو چربی وانرژی رو ریخته دور اگه میخواست اپسیلون اپسیلونش ذخیره کنه که الان من باید با اون حجم وحشتناک پرخوری که قبلا میکردم باید به جای ۱۰۰ کیلو ۶۰۰ کیلو میبودم همین هم پرخوری کردن وچاق شدن منو نقض میکنه اتفاقا دیروز داشتم به همسرم میگفتم که من خدایی خیلی رفتارام عوض شده وقتی فکرشو میکنم که چند سال قبل چقدر پرخوریای وحشتناکی میکردم وحشت میکنم خوب یادمه نصف کیک شکلاتی بزرگ که حدود دوکیلو بود با چای در یک وعده میخوردم وای خدای من آخه چجوری تازه اینکه فقط نبود قبلش کلی غذا خورده بودم میوه خورده بود بیست بار ناهار وشام وصبحونه خورده بودم اینم میان وعده ام بود
یعنی وقتی به حجم پرخوریام فکر میکنم میبینم مثل دایناسور میخوردم بازم دم بدنم گرم که ۸۰ درصدشو میریخت دور ومنو نجات داد یا اونقدر فست فود میخوردم که احساس خفگی وتهوع بهم دست بده الان چند وقت احساس فشار شکم تهوع ودل درد ندارم واین نشون میده که گرچه میتونم بهتر وبیشتر به بدنم گوش بدم وبهتر عمل کنم ولی همین طوریشم به همین راحتی چنان با حداکثر سرعت لاغر میشم که خودمم شگفت زده بشم
خداییشم الان تقریبا از اول مرداد شروع کردم به عکس گرفتن خودم صبح که از خواب بیدار میشم اول یه عکس از خودم میگیرم تمام قد بعد به کارام میرسم دیروز که نگاه میکردم عکسام مثل اون دوستمون که رو عکسش زده بود بوم بوم قبل عمل وبعد عمل شده بود البته عمل به درست رفتار کردن
یه تیشرت قرمز با شلوار مشکی پوشیده بودم عکس اولم شبیه گوجه فرنگی گرد افتادم بوم
وعکس بعدم لباس به تنم نشسته وکلی لاغر شدم خودمم باورم نمیشد فکر میکردم اصلا لاغر نشده با اما به وضوح دیدم لاغر شدنمو دراین عکس کاش با حجاب گرفته بودم ومیفرستادم برای این سایت حالا عیب نداره اوایل مهر عروسی دعوتم تا اون وقتم قطعا لاغر تر ومتناسب تر از الانم میشم اون موقع با حجاب عکس متناسبی میگیرم ومیفرستم
پس این دلیل پرخوری دلیل چاقی هم رد شد
اما دلیل دیگم کم تحرکیم باعث چاقیم شده
خب بازم پیشرفت کردم از ورزش کردن وپیاده روی رسیده به کم تحرکی الان مدت هاست ورزش نکردم وپیاده روی هم نرفتم درعوض فعالیت های دیگه کردم
خریدامو پیاده میرم وانجام میدم وکارای خونمو انجام میدم وهمیشه خونم تمیز ومرتب
پس من اتفاقا کلی هر روز فعالیت میکنم واصلا هم بیتحرک نیستم تازشم اگه روزایی هم کلا بخوابم وبیرون نرم مهم نیست واصلا باعث چاقی من نمیشه چون همونطور که استاد عزیز گفتن بدن ما بینهایت فعالیت اتجام میده برای گردش خون تنفس کارکردن تک تک اعضا بدنمون برای کارای روزمره مون همینا کافین ونیازی به فشار آوردن نیست درواقع کسی که میخوابه اتفاقا خیلیم زود لاغر میشه چون چیزی وارد بدنش نمیکنه وآدم درخواب که نمیتونه بخوره همه چیز دربیداریه پس خواب کمک کننده هم هست حالا یه مورد دیگه وقتی که آدم هایی که توی کما میرن ومیبینم با خودم میگم ببین ورودی های بدنش کم میشه درنتیجه شاهد لاغر شدن سریع این انسان ها میشیم اون فرد حتی نمیتونه چشماشو باز کنه دستشو تکان بده یا خودشو کش وقوس بده با این حال به شدت لاغر میشن درعرض فقط یک ماه دیدم که میگم
خب این اثبات میکنه اگه صبح تا شب بخوابی وحتی بلند نشی بری تا دم در خونه بازم لاغر ومتناسب میشی فقط ورودیاتو درست انتخاب کن وبه اندازه فعلا این دوتا دلیل که نقضشون کردم داشت منو آزار میداد که به لطف خدا پاک شد وراحت شدم از دستش
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به دوستان و استاد عزیزم
چرا من چاق شدم ؟
چاقی من خیلی دلیل داره که همه این دلیل ها هم از اطرافیانم بر من تحمیل شده سالهای سال از درد چاقی رنج میبرم و خودم حقیر و بدبخت میدونم
یادمه کوچیک که بودم همه منو توپولو صدا میکردن و برام شعر توپولو میخوندن (توپولو هم توپولو صورتم مثل هلو )این میخوندن برام خیلی عصبی میشدم از همون موقع هم از چاقی متنفر بودم من چاقیم رو اون زمان یادم نیس که کوچیک بودم فقط یادمه این شعرو میخوندن و تنفری که داشتم هم یادمه که خیلی بدم می اومد
یعنی من ۱۳/۱۴سالکی به بعد چاق شدم
از اطرافیانم بارها شنیده بودم ادم تو سن بلوغ خود به خودرشد میکنه و چاق میشه ودوره ی چاق شدنه و همین جور هم شد
نان های خوشمزه محله مون رو عامل چاقی میدونستم و چون خیلی خوشمزه بود همه دور هم می نشستیم و از دور همی هم لذت میبردیم و میخوردیم
دور همی هم خودش یک عامل دیگه هس که باعث میشه ادم و چاق کنه
و همچینین شنیده بودم که ادم بعد ازدواج چاق میشه یعنی من بعد از عروسیم حدود۳/۴کیلو اصافه کردم بدون اینکه خوردنم تغییر کنه خود به خود این اصافه وزنه بر جسمم تحمیل شد که بهم میگفتن این طبیعیه. بعد از ازدواج ادم چاق میشه همه همین جورن
باور اینکه چاقی خیلی زیباس و مردها از زن های چاق خیلی خوششون میاد رو در ما به وجود اورده بودن و همین مانع هم خودش یک مانع خیلی بزرگی بوده
زمانی که تلاش میکردیم که متناسب بشیم هزاران مانع وجود داشته
مگه یکی دوتا مانع سر راهمون قرار داشته
هزاران ادم که بر سراهمون سبز میشدن هر کدام خودشون یک مانعی رو میزاشتن جلوی روت
و ما هم ساده و بی اگاه از همه جا
این مانع ها رو قبول میکردیم و برمیگشتیم به. بدبختی هامون اادامه میدادیم
و یه باور دیگه این یود که ادم در بارداری چاق میشه
چون باید دوبرابر غذا بخوره چون دیگه خودش تنها نیس
چاق میشن ودلیلش هم این بود که چون دو نفرن باید خیلی بیشتر غذا بخورن
چاقی بعد از زایمان طبیعیه دیگه شکم اصلا ااب نمیشه و برای همیشه این چربی ها می مونه و هر بار که باردار بشی باید وزن بیشتری رو تحمل کنی چون خدا اینجور میخاد خواست خودشه
چون مادرم هم شکمش بخاطر بچه اوردنشه
من به مامانم رفتم اما بعضی های شانس دارن شکمشون بعد از زایمان اب میشه
خوردن فست فوذها باعث چاقی من شده
ارثی بودن چاقی توی خانواده ما چون مامانم و خواهرام و خاله هام و دایی هام همه چاقن من هم به اونا رفتم
استخون بندیم درشته و نمی تونم لاغر شم چون فایده نداره از استخون بندیمه
ادم باید چاق باشه لاغری مریضیه
ادم میخاد بچه بیاره باید جون داشته باشه این لاغرها چی هستن مردنی هستن
ادم های چاق خیلی زیبا هستن باعث افتخارن
با دست غذا خوردن باعث چاقی میشه
شیرینی و تنقلات باعث میشه که ادم چاق بشه
میوه اشکال نداره هر جه بخوری مثل ابه زیاد بخورین به چاقی کاری نداره
ادم های که اارثی هستن اب هم که بخورن چاق میشن
قبلا یادمه اب هم میگفتن باعث جاقی میشه😭
هر کی هر جی هست هست دیگه فایده نداره لاغر بشو نیس ژنتیکش اینجوره
مراسم های عروسی و تولد باعث میشه ادم بیشتر بخوره و بیشتر چاق بشه
حالا هر جشنی باشه
ادم وقتی میره بیرون نمیشه دست خالی بره
بیرون رفتن هم باید از خوردن الذت برد باید کلی تنقلات چای کیک ……..ببری و بخوری و لذت ببری
تحرک نداشتن باعث چاقی میشه
من چون مدرسه بودم و تحرکی نداشتم و تمام کارها رو مادرم و خواهرم انجام میدادن به همین دلیل چاقم
خوراک های چرب باعث چاقی میشه
با ماشین اینور و انور رفتن ادم چاق میشه تحرک که نیس
پیاده روی نکردن ادم و چاق میکنه
تو خونه نشستن باعث چاقی میشه و من چون خانه دار هستم چاقم
قبلا زمان های خیلی دور مردم خیلی زحمت داشتن جارو میزدن
کارهای سنگین داشتن الان کارها خیلی راحت شده و همین زندکی راحتی باعث چاقی من شده و قبول کرده بودم این زندکی رو چون واقعا نسبت به قبل خیلی راحت شده
ادم وقتی جاق شد دیگه لاغر نمیشه خیلی سخته لاغر شدنش خوابیدن زیاد باعث چاقی میشه ادم هر چه بخابه چاق تر میشه
خیلی باورهای اشتباه در ذهن من جای گرفته که همه رو قبول کرده بودم و همه ی این باورها در جسم من خودش و نمایان کرده و باعث شده که من سالیان سال از چاقی رنج ببرم و لذت نبرم از زندکی
و تا زمانی که این همه باور سخت و محکم در من وجود داشته چطور انتظار لاغری رو داشتم
چطور میخاستم با ورزش کردن و پیاده روی کردن لاغر بشم مگه میشه ذهن من خراب بوده
خدا رو شکر در این دوره ها هستم
و باورهای مخرب رو شناسایی میکنم و ان ها رو از بین میبرم و از انجایی که من چند ساله در این دوره ها هستم و از بودن در این دوره ها لذت میبرم و متناسب هم شدم و الان باردار هستم و در این بارداری سومم تناسبم حفظ شده و مانند اون دوتا بچه هام نیستم که ذهنم خراب بود
استاد ممنونم بابت این اگاهی ها و این دوره هاتون بسیار بسیار عالی هستن و از همه دوره هاتون نتیجه گرفتم 🙏🏻👌🏻👏🏻🌹
سلام به تمام دوستان من میخام بگم چی شد چاق شدم خب من از دوم راهنماییم یادم میاد که پهلو داشتم و فکر میکردم یه مریضیه لاعلاجه و عیب نداره خخخ که نمیدونم از کجا اومده تو فکرم و اینکه هرچی بزرگتر شدم بهم گفتن به مامانت رفتی من تا اول دبیرستان لاغر بودم اما پهلو داشتم کمی بعدش متوجه شدم یکم چاقتر شدم و شکمم هم بزرگ شده و تا سوم دبیرستانم ۵۵کیلو بودم و بنظر خودم خوب بودم چون قدم بلند بود اما بعد از اون ازدواج کردم و شنیده بودم هرکس ازدواج کنه چاق میشه و چون من از اون به بعد همش تو خونه بودم و فعالیتم خیلی کم شده بود روز به روز چاقتر میشدم تا اینکه یکسال گذشت و من ۱۵کیلو اضافه کردم و به۷۰رسیدم و شروع کردم به رژیم و پیاده روی و خودمو تو یک ماه ۶کیلو کم کردم بد نبود اما ادامه ندادم و کلا بیخیالش شدم چون رژیمش سخت بود تا اینکه دوباره به۷۴رسیدم و باردارشدم من شنیده بودم تو بارداری هرچی دوستداری بخور و اضافه وزن عیب نداره من به ۸۸رسیدم و بعد زایمان به ۶۴دوباره رسیدم بدون تلاش چون فکرم درگیر بچم بود ولی بعد یکسال دوباره باردارشدم واینبار به۷۶رسیدم و بعد زایمان پهلوهایه وحشتناکی برای من موند و من شروع کردم به باشگاه رفتن و ۸کیلو کم کردم اما بعد از اومدن کرونا دوباره چاق شدم و به۸۳رسیدم ولی دورشکمم هیچ تغییری نمیکرد واقعا خسته شده بودم ولی دوباره شروع کردم و الان ۷۰کیلو هستم و دور کمرم ۳۰سانت کم شده و من هرروز به خودم میگم استعداد لاغری دارم و هر روز دورکمرم باریکتر میشه اما سبک زندگیمو تغییر دادم و الان چهار ماهه هیچ تغییری نکردم از لحاظ وزنی و میخام این داستان رو برای همیشه تموم کنم و از ریشه بکنم و برگردم به همون ۵۵کیلو که حقه منه و الان کمی مراقبت غذایی دارم یعنی اگاهانه غذا میخورم و ورزش فقط رقص اونم سرگرمی اومدم ذهنمو درست کنم و برای همیشه ۵۵بمونم با یاری خداوند منان
تمرین جلسه اول رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی با ذهن
داستان نداشتن رابطه موفق من
بچه که بودم با غریبه ها جوش نمیخوردم و فکر میکردم بهم آسیب میزنن و بیشتر به مامانم میچسبیدم و مامانم اینو همیشه به همه میگفت که بین بچه ها این یکی خیلی به من وابسته است
اخه همیشه تنهام میذاشتن مامانم یه جور بابام به خاطر کارش یه جور دیگه. همیشه فکر میکردم کسی منو دوست نداره و در باور کودکانه خودم فکر میکردم ایراد از منه که مادرم میره و منو تو خونه تنها میذاره.هیچوقت هیچکس منو به این باور نرسوند که من خوبم کافی هستم زیبا و خواستنی هستم. من شبیه خواهر برادر دیگه ام نبودم و اونا همه ی توجه رو میگرفتن و من همیشه در حسرت توجه بودم.
دوران بلوغ اوضاع بدتر شد چون من میخواستم نقطه مقابل خواهرم باشم ک ب من توجه کنن پس بچه درسخون و سر به راهی شدم ک ابدا ب ظاهرم نمیرسیدم اصلا خودم رو نمیشناختم حس زیبا بودن و خواستنی بودن نداشتم و مادرم شدییییدا ویژگی های زنانه منو سرکوب میکرد حتی تنها باری ک مادرم من رو کتک زد به خاطر این موضوع بود من از رفتارم آگاه نبودم اما مادرم دعوام میکرد که چرا آروم راه میری و… حتی یاد آوری این موضوعات توی این سن هم اذیتم میکنه چه برسه بهاوت موقع. مجموع این عوامل باعث شده بود من در خودم یه دافعه ایجاد کنم نسبت به جنس مخالف و طوری رفتار کنم که نه تنها هیچکس به من توجه نکنه بلکه اگر هم توجه کرد فراری اش بدم چون من نباید مثل خواهرم میشدم من باید دختر درسخون و سر ب راه میشدم تا مردم منو بخوان. مادرم بااااارها اینو به من گفته بود ک تو خوب و کافی نیستی حداقل درس بخون ک بری سر کار و اینجوری کسی تو رو بخواد!!! در حالی که من خیلی زیبا با استعداد گرم و صمیمی مهربان و خوش ذوق خوش صدا و خوش صحبت وکللللی ویژگی های خوب دارم ک حتما اون موقع هم داشتم یا باید پرورش داده میشد نه اینکه…
البته این خوبی ها ک میگم رو خودم نمیدونستم تا اینکه وارد دانشگاه شدم و اونجا تو جمع هم سن و سال هام این ویژگی های خوبم نمایان تر میشد و از رفتار و گفتار سایرین متوجه میشدم که این ویژگی ها رو دارم.
با وجود این ویژگی های خوب و خیلی ویژگی های ظاهری و رفتاری مثبت بیشتر از این نمیتونستم به توجه دیگران واکنش نشون بدم و خیلیاوقات اصلا از مساله پرت بودم. سال دوم دانشگاه درگیر یک علاقه ناسالم یک طرفه شدم و چون از درون خودم رو خوب و لایق نمیدونستم همچنان سالها در توهم علاقه و عشق به این شخص بودی کسی که حتی در طول ساااال نیم ساعت نمیدیدم یا باهاش صحبت نمیکردم
خودمرو سرزنش میکردم ک من لیاقت اون رو ندارم و… و بعد از اون هم همچنان به افرادی از روی ترین محبت میکردم و در درونم چون همیشه بچگی تنها بودم رابطه با افرادی ک دور از دسترس هستند و مال من نیستند رو انتخاب میکردم چون برام آشنا بود واحساسات کودکی رو بالامیاورد برام
مواردی که من چرا رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی ندارم
چون من طناز نیستم، چون مادرم ب من یاد نداده، چون خیلی شیک نمیپوشم، چون به اندازه کافی به خودم نمیرسم، چون برای تیپم خرج نمیکنم، چون خیلی توی جامعه نیستم، چون غریبه ها رو فالو نمیکنم، چون خیلی تحقیر و مقایسه شدم، چون از بچگی حس دوست داشتنی بودن نداشتم، چون عادت کردم و باور کردم ک لایق تنهایی ام، چون حس زیبا بودن ندارم، چون خیلی مهربونم، چون بلد نیستم ناز کنم، چون برخورد با مردها رو بلد نیستم، چون خیلی خشک و رسمی برخورد میکنم، چون من خیلی موفق نیستم، چون شاغل نیستم، چون تهران نیستم، چون پارتنرم اخلاقای خاص داره، چون پارتنرم دوستم نداره، چون پارتنرم وقت کافی نداره و خیلی کار میکنه، چون پارتنرم پول کافی نداره، چون پارتنرم قصد ازدواج نداره، چون من همیشه کوتاه میان، چون بی محلی نمیکنم، چون اختلاف فرهنگ داریم،چون شانس ندارم، جون تیپ شخصیتی مون یه هم نمیخوره، چون آسون بدست اومدم، چون خانواده ام خیلی موج منفی ان، چون محبت بی تناسب دارم، چون پای حرفام نمیمونم، چون واسه پارتنرم کادو میخرم، چون کدبانو نیستم.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم
یک هفته ایه دارم روی این فایل صرف میکنم همه اونایی که منو میشناسن میدونن که من تقریبا یک سالی میشه دراین سایتم اما امروز بعد بارها گوش دادن این فایل بازم نکته های جدیدی برام واضح شد
وقتی داستان ماشین خراب برام گفتین استاد متوجه نکته بسیار جالبی شدم که تا امروز بهش فکر نکرده بودم
بدن من همون ماشین خراب که درراه مونده به خاطر چاقی بارها دیگران اومدن و توصیه هایی کردن ورفتن
بارها پیش دکتر ومربی و…رفتم قرص ودم نوش ورژیم وادویه های خاص وکارای مختلفی رو امتحان کردم خسته ناامید شدم
تا اینکه این روش که همون رفتن به تعمیر گاه وبا دستگاه عیب یابی مشکل کار فهمیدن بود خداوند بهم توصیه کردومن اینجام دراین یک سال هر فایلی که گوش کردم یه کدی بودکه دستگاه عیب یاب ذهنم متوجهش میشد همون فرمول ها حالا میفهمم که چرا استاد میگن فقط یه مشکل باعث چاقی من نشده تازه متوجه میشم که کلی گیر ومانع وجود داره داخل ذهنم که یکی پس از دیگری با استمرار من باز میشن
مثلاامروز فایل ثوابشوبخردیدم دیدم چقدر منم همین مشکل دارم اصن نمیتونم چیزی رودوربریزم این خودش اختلال که باید ازش عبور کنم همش به خودم میگفتم کمتر میکشم تا کمتر بخورم ولی واقعیت اینکه وقتی کمتر میکشم احساس کمبودغذا وقحطی وفقر میکنم درحالی که وقتی حجم غذا بیشتر به مراتب کمتر میخورم حتی وقتی میرم عروسی وسلف سرویس اونقدر دلم نمیخواد چیزی بخورم واحساس بینیازی میکنم از خوردن که معمولا گرسنه برمیگردم خونه درحالی که کلی لذت بردم وبهم خوش گذشته
جالبه تازه فهمیدم هر فایل یک فرمول که درذهم من درست میشه ومنو راحت تر لاغر میکنه چرا که باعث میشه هرروز درست تر رفتار کنم ودوست داشته باشم بیشتر از قبل درست رفتارکنم ایده های جدیدی حتی به ذهنم مثلا تصمیم قاطع گرفتم بازی درنیارم وهر چیزی یاد میگیرم تبدیل کنم به عمل واز هر کاری فرو گذار نباشم مثلا هرروز از خودم فیلم میگیرم ومیگم که قصد چه کاریرو دارم وبرای خودم نشون میدم که این منم که تصمیم گرفتم وتعهد دادم ودرصمن هر چندرو یک بار از خودم عکس میگیرم ودارم لاغرمیشم وهمینم برام انگیزه شده خیلی عالیه که دارم هرروزدرست تر رفتارمیکنم
درود بر همه کسانی که برای تغییر مثبت در زندگی تلاش میکننداین متن تبدیل شده توضیحات استاد عطا روشن به رابطه ایده ال و عاشقانه متاهلی است
تمام دوستان من شرایط مشابه من رو داشتند و همه شون مثل من یا در رابطه نبودن یا روابطشون اصلا موفق نبودن و عذاب میکشیدن
دائم در جمع دوستان موضوعات مربوط به تنهایی رو مطرح میکردیم که مثلا ما تا ابد همه مون تنها میمونیم ک ما شانس نداریم ک ما بلد نیستیم خانوم یک رابطه باشیم حال و حوصله لوس بازی نداریم و… درواقع از اینکه درد مشترکی داریم لذت میبردیم و به جای تلاش برای تغییر انگار کنار همدیگه احساسات منفی و باور های اشتباهمون هم افزایی پیدا میکرد و حالمون بدتر میشد اما مثل یه اعتیاد ادامه میدادیم.
هر کدوم ما که در وضعیت حال حاضر هستیم احتمالا بارها ب این موضوع فکر کردیم که چطور باید این موضوع رو حل کنیم؟ و از تنهایی در بیایم این انگار اصلی ترین موضوعه در ذهنمون برای اینکه اوضاع رو عوض کنیم . مثلا ممکنه تصمیم بگیریم ک با افراد بیشتری مراورده داشته باشیم یا مثلا بیشتر ب خودمون برسیم یا ظاهرمون رو تغییر بدیم و…. اما جواب این سوال به تنهایی ما رو به نتیجه نمیرسونه، مثل این میمونه که شما یه عارضه پوستی یا نمود عینی هر بیماری پیدا کردید و مراجعه میکنید به پزشک، پزشک فوری نمیگه اینو بخور این عارضه کم شه یا ناپدید شه اول ریشه مشکل رو پیدا میکنه ک مثلا چرا این درد یا این عارضه ایجاد شده پس ما هم باید ب جواب این سوال برسیم که ما چرا تنها هستیم یا از روابطمون نتیجه دلخواه رو نمیگیریم و چرا خیلی ها بدون هییییییچ زحمت و تلاشی رابطه فوق العاده ای دارند؟ ما اول باید پیدا کنیم ک ما چرا تنهاییم و بعد ب این مرحله برسیم ک چطوری رابطه خوبی رو بدست بیاریم. در واقع ما میخوایم صورت مساله رو ریشه یابی کنیم و بعدش چون که صد آید نود هم پیش ماست.
ما میخوایم رابطه عاشقانه ایده ال متاهلی و همیشگی رو بدست بیاریم نمیخوایم یه مدت تو رابطه باشیم ما یک آرامش همیشگی میخوایم. یک عشق ماندگار.
شما اگه مشکل جسمی داشته باشید هر کس یه نسخه ای براتون میپیچه. یکی میگه فلان چیز رو نخور یکی میگه فلان چیز رو بخور هر کس یه دارویی پیشنهاد میکنه فلان دمنوش فلان مسکن و….تمام این توصیه ها رو امتحان میکنید و آخر خسته و نا امید فکر میکنید ک مشکل از شماست درحالی ک فقط ریشه یابی درست نبوده وگرنه شماخیلی راحت نتیجه میگرفتید
این مثال رو مقایسه کنید با وضعیت تنهایی یا رابطه نا موفق هر کس توصیه ای میکنه اما هیچکدوم موثر نیست. چون علت اصلی پیدا نشده ما در روش ذهنی با اموزه های آقای عطا روشن مثل یک دستگاه اسکن یا یک آزمایش خیلی دقیق. ریشه موضوع رو پیدا می کنیم و حل میکنیم و خود به خود نتیجه عوض میشه
برای تمرین جلسه اول خوب فکر ککنید که شما چرا تنها هستید یا رابطه موفقی ندارید ؟چه چیزی باعث شده؟ حتی اگه خیلی اذیت میشی بنویس فکر کن درباره اش چون قراره تموم بشه. این درد رو تحمل کن باهاش رو ب رو شو تا ب نتیجه شیرین بعدش برسیم. اصلا یه قصه بنویس چرا اینطوری هستی ؟ چه رنج هایی از این قضیه کشیدی و تمرین ات رو همینجا داخل سایت بذار تا تعهدت برای انجام تمرینات بیشتر بشه
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
داستان چاقی من
یادم میاد تا قبل از بلوغ متناسب و شاید لاغر هم بودم بعد از بلوغ یک دفعه احساس کردم و به همه می گفتم همه تو بلوغ یه باره قد و وزنشون زیاد میشه ولی از من نه ،فقط وزنم زیاد شده و قدم خیلی بلند نشده خیلی شنیده بودم که دخترا بعد از بلوغ چاق میشن چاقی من از اونجا شروع شد و بعد هم که پدر و مادرم چاق بودن و بیشتر افراد خانوادهام هم چاق بودند من قاطی یه عالمه پسر پرخور بودم و عین اونها غذا میخوردم. بعد از ازدواجم هم چون تحرکم خیلی کم شده بود و خیلی شیرینی خوردم چاق شدم همیشه فکر می کنم من به خاطر اینکه خیلی به شیرینی علاقه دارم و زیاد میخورم چاق میشم نمیتونم خودمو در مواجه با شیرینی هیچ وقت کنترل کنم همیشه حرص و ولع خوردن دارم تمام فکر و ذهنم خوردن و اصلاً هیچ جا و هیچ جمعی برام مهم نیست و خودم از این رفتارم اذیت میشم دلم میخواد مثل خیلی از آدم های متناسب خیلی باکلاس و موجه رفتار کنم و اصلا برام خوراکی ها مهم نباشه یا همیشه میگم من چون قدم کوتاه چاقم و گرنه وزن ندارم اگه قدم بلند بود دیگه اصلاً چاق نبودم همیشه فکر می کنم من خیلی زیاد غذا میخورم من تنقلات و شیرینی هم زیاد میخورم .
من از خوردن بی نهایت لذت میبرم پس من چاقم
درد و خدا قوت
ما میخواییم لاغر شدن را در مدت زمان طولانی یاد بگیریم برای همیشه نه برای دوره ای
هدف من باید این باشه که چرا چاق شدم
فرمولهای چاقی ذهنم رو پیدا کنم .نه اینکه هدفم این باشه چاقی خودم رو به لاغری تبدیل کنم.در تمام دورهای که من دنبال لاغری بودم میخواستم صورت مسعله رو پاک کنم
اتفاقا منی که دوره های زیادی شرکت مردم و هر بار به مشکل خوردم بسیار ادم با پشتکاری هستم که بازهم به دنبال راه حل هستم
من باید فرمول های چاقی ذهنم رو تعغیر بدم تغییر من باید به این صورت باشه که من چرا و چگونه چاق شدم؟
من همیشه دستور از بقیه گرفتم تا چاقی خودم را بر طرف کنم و نایجه نگرفتم و هر بار نسبت به خودم نا امید شدم و بدبین
ولی اگر برای یک بار علت اصلی را پیدا کرده بودم نیاز به وشهای مختلف نبود
تصویر کنیدلاغری با ذهن یک کامپوتر هوشمند هست که با گوش دادن فایلهای ان و انجام دادن تمرینات به معایب و مشکل ذهنی و فرمول ذهنی اشتباه خودتون پی میبرید انهارو تغیر میدهید و در مسیر لاغری قرار میگیرید و لذت میبرید
علت های چاقی من
دلایل :
۱بسیار من و از چاق شدن ترسوندن سال ۹۶ هرچیز الان هم میخورم ترس چاق شدن دارم
2به من اعتمینان و باور دادن که تو بعد از این عمل درمانی چاق میشی باید مواظب خوردنت باشی
۳ کورتون میخوری اشتهات زیاد میشه پس صد درصد چاق میشی
۴ همه افرادی که مثل تو این عمل درمانی رو انجام دادند چاق شدند پس تو هم از این به بعد چاق میشی
۵چاق نشو چاق بشی دچار بیماری و باز درد سر میشی
۶به خاط این سیستم و متابولیسم بدنت تعغیر کرده پس چاق میشی
۷ بقیه اعضای خونواده چاق هستند توهم چاق میشی
من از سال ۹۷ شروع به چاق شدن کردم و هر بار که رو ترازو میرفتم به وزنم اضافه شده بوذ
من رو از چاقی و چاق شدن ترسوندن و از هرچی ترسیدم سرم و اومد
فقط برای اینکه من این عمل رو انحام دادم و افرادی که بهشون اعتماد داشتم گفتن چاق میشی من هم باور کردم و چاق شدم
فکر میکنم ژن چاقی دارم
تمایل به خوردن چیزهای شیرین دارم
خوردن واسم تنها سرگرمی هست که ازش لذت میبرم
فعالیت بدنیم کمه
بیشتر از نیاز بدنم خوردم