0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 349 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۳ ۰۲:۲۰
      مدت عضویت: 1959 روز
      امتیاز کاربر: 4860 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست….

      سلام

      جلسه دوم زندگی با طعم خدا .نام خداوند برای من خیلی مقدسه خوب که فکر می کنم من از بچگی نماز خوندم و حتی از نه سالگی روزه گرفتم ، قرآن خوندم و همیشه خدارو دوست داشتم و دارم . شاید عبادتهایی که تو بچگی تا قبل ازدواج انجام دادم از روی ترس از خداوند و آتش 🔥 جهنم بوده .چون همش مارو از خداوند می ترسوندن.مثلا اگه نماز نخونی، روزه نگیری میری جهنم.یا اگه حجاب تو رعایت نکنی روز قیامت از موهات آویزونت میکنن درحالی که زیر پا هات وروی سرت شعله های آتش 🔥 زبانه میکشن وتو همین طور درحال معلق سوزانده میشی، یا اگه دروغ بگی، غیبت کنی ویا با والدین با صدای بلند حرف بزنی روز قیامت هی میسوزی و خاکستر می‌شوی و هزاران بار باید بسوزی و خاکستر شوی تا خداوند شاید تو رو ببخشه وبعد از اون یه مهر داغ روی پیشونیت میزنن که مشخص باشه که تو جهنمی بودی وبعد می‌برند پست ترین طبقه بهشت . ویا حق نداری با جنس مخالف خدای نکرده بگی و بخندی که اصلا گناه کبیره کردی وخیلی سخت شاید خدا ازت راضی باشه و عاقبت به خیر نمیشی . یا در زندگی باید به تقدیری که خداوند برات مقدر کرده راضی باشی و گله و شکایت نکنی که قهر خدا دامنت رو نگیره . یا پول زیادی انسان رو از خداوند دور میکنه و هر چه انسان فقیر تر باشه نزد خدا عزیز تره ، یا اگه حاجتی، آرزویی داری باید چله بشینی و بارها و بارها در خونه خدا رو بزنی تا خداوند حاجتت رو بده وخدا هر کسی رو که بیشتر دوست داره ، میخواد که بیشتر صداش کنه و حاجتش رو دیرتر میده و از هر کس بدش بیاد همون اولین بار جوابش رو میده . چونکه خداوند اصلا دوست نداره صداشونو بشنوه ،یادمه بچه که بودم هر هفته شب های سه شنبه با خونواده می‌رفتیم مسجد محله مون اونجا همه اینقدر گریه و زاری میکردند و همه امام ها رو قسم می‌دادند اونا رو واسطه میکردند که خداوند به خاطر امام ها گناه های ما رو ببخشه و ما رو روز قیامت تو 🔥 جهنم نسو زونه و اونجا همیشه چند تا خانم بودند که از شدت گریه قش میکردن و بقیه خانمها روشون آب می‌ریختند تا اونا به هوش بیان و همیشه از گریه های اونا منم کلی بلند بلند گریه می کردم .بدون اینکه بدونم گناهم چیه که قراره روز قیامت منو بسوزونن و همیشه از مرگ و روز قیامت و تنهایی میترسیدم و یه ترس بزرگی از خداوند تو دلم بود چرا بهمون میگفتن که خداوند بزرگ، روزی رسونه، کریم ، رحیم، بخشنده ست ولی بیشتر مارو میترسوندن  یعنی ترسناک بودن خداوند رو خیلی قشنگ به ما توضیح داده بودن وقشگ تو ذهنمون نهادینه اش کرده بودن ولی مهربون بودن خداوند رو خیلی سر سری و در حد حرف گفته بودن . ولی از وقتی که ازدواج کردم اصلاً مفهوم خداوند رو خودم فهمیدم چون توی زندگی مشترکم تجربیاتی داشتم و دارم که خدای من فقط بخشنده بوده و مهربون ومن جز رأفت و مهربونی چیزی از خدای عزیزم ندیدم خداوند همیشه حواسش به من خونواده ام بوده جا هایی هست که چیزی دلم میخواد حتی هنوز به زبون نیاوردم می بینم که خدای مهربونم برام براورده اش کرده که خودم شگفت زده میشم و بارها و بارها ازش تشکر میکنم واصلا ندیدم که خداوند خواسته باشه که من بارها و بارها هی خواستم رو تکرار کنم تا شاید جوابم رو بده . من در زندگیم آرامشی دارم که جز خداوند هیچ کس دیگه ای نمی تونه این آرامش رو به من هدیه بده .همسر مهربون و فهمیده ای دارم که انتخاب خودم بوده واصلا خداوند به اجبار در سرنوشتم ننوشته . فرزندان سالم و زیبایی دارم که زبون زد فامیلن . وکلی چیزهای خوب دیگه که خدای عزیزم لطفشو شامل حالم کرده وبه من بخشیده ومن سپاسگزارشم. و در زندگیم تا که من به خاطر یک نعمتی شکر گزاری میکنم خداوند چندین برابر ش رو وارد زندگیم میکنه . من خودم فکر می کنم چون بعد ازدواجم چون دیدم رو نصبت به خداوند عوض کردم . خداوند هم برای من عوض شد. وهمونی شد که من انتظار دارم که باشه . همین امسال قبل عید من به همسرم گفتم که ای کاش میشد یک سری از وسایل و فرشامونو عوض می‌کردیم . اصلا نمیدونم چطور شد . با اینکه صاحب خونه مون هم بیست میلیون پول 💰 پیش خواسته بود . پول 💸💰 اونم جور شد . بعد ما همه فرشامونم عوض کردیم و علاوه بر اون تخت بچه هامونم عوض کردیم ویه سری وسایل جدیدم خریدیم . که خودمونم مونده بودیم که چی شد و چه جوری شد،که جور شد میخوام بگم اگه توکلت به خدا باشه خداوند هم موکلت میشه من که اینو با تمام وجودم حس کردم ومن خدایی دارم که همیشه و در همه حال حواسش به من هست و من عاشقانه دوسش دارم و عاشقانه عبادتش میکنم از روی عشق ونه از روی ترس .واز خدا ممنونم به خاطر هدایتم به مسیری که بیشتر بشناسمش وتشکر از استاد گرامی به خاطر آموزش های ارزشمند شون . و آرزوی بهترینها برای همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 17 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیلان اسمعیل پور
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۱ ۱۶:۱۹
      مدت عضویت: 2480 روز
      امتیاز کاربر: 4137 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام دوستانم

      قسمت اولکه دیدگاه ها: خدا ی من بخشنده است مهربان رحیم کریم دست گیر شفا است خدای من انقد مهربانه من همیشه از بچه گیم مثل یک دوست با خودم همراه میدیدمش و در هر سنی بسته به درکم از اون سن باهاش حرف زدم من کوردم و همیشه باهاش کوردی صحبت کردم دعا کردم آرزو کردم و واقعا جوابمو داده مخصوصا زمان های خاص خاصتر هوامو داشته من همیشه پشتم به خدا گرم بوده و هست وهمیشه عذاب وجدان داشتم که من چرا باید با وجود همچین دوستی باید اینقد افکار منفی اینقد ناامید و ….. باشم ‌بازهم خودش این راه زیبا رو نشونم داد و من رو هدایت کرد من در کل قبلا خیلی دربرابر تغییر مقاومت میکردم ولی شکر الان راحت تر قبولش میکنم و این هم موهبت خدای منه

       بله من همیشه گفتم خدا بخشنده است ولی همیشه به خاطر آمارهای بچه گیم معذرت خواهی کردم کارهایی که اصلا منیدونستم که گناهه وختی ۱ بارم با خودم نگفتم که بخشیدتم😂و این الان به ذهن م رسید با گفتم استاد

      خدایا پشتم به خودت گرمه🦋💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار milad.amay73
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۴ ۱۳:۰۰
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 311 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,673 کلمه

      بنام خدای مهربانم😘
      سلام به استاد عطار روشن عزیزم و خانواده تناسب اندام🌺

      خدا؟؟
      خدا چیه؟؟
      خدا کیه؟؟
      خدارو چجوری میبینی؟؟
      چه شناختی در مورد خدا داری؟؟
      اصلا چقد به خدا ایمان داری در عمل نه در حرف؟؟

      ((خدایا به قلم و نوشتنت قسم بهم بگوو تا آگاهی های قلبم رو پخش کنم و گسترش بدم))

      اگه بخوام در مورد بزرگترین و بالاترین مقام در این جهان که (ربّ) هستش صحبت کنم باید بگم که شناخت من و در واقع باور من ((چون که ما خدا رو با اینکه باورهای غلطی بهش داریم ولی خیلی خوب میشناسیم که این باورهای غلط ،مناسبِ خدا نیس و درونمون باهاش مشکل داره)) اما باور های من نسبت به خدا در زندگی من به دو بخش اساسی تقسیم میشه
      اول قبل از ۲۴ سالگی
      دوم بعد از ۲۴ سالگی

      قبل ۲۴ سالگی
      خدارو به عنوان
      یه خدای ستمگر ، جلاد ، فقیر ،ظالم ، بیمار،
      یه خدایی که اون بالا تو قعر آسمان نشسته و یه دکمه رو میزنه میگه که خب این بدخت بشه اینم خوشبخت بشه و حرف فقط حرف منه و کسی جرأت نداره اعتراض کنه و اعتراض به معنای عذاب بیشتر و جهنم👌
      ولی همیشه در دوران دبیرستان این در ذهنم بود که مگه ما انسان ها اختیار نداریم پس چرا زندگیم به اختیار من به وجود نمیاد مثلا،
      من الان فلان ماشین رو میخوام پس کو؟
      من الان پول زیاد میخوام پس کو؟
      من الان فلان گوشی و ….. میخوام پس کو؟

      و با این افکار از هرکسی میپرسیدم هرکسی به دلیل علم کمی که داشت و آگاه نبودن یه چیزی میگفت و در اخر میگفتن شرک به خدا نداشته باش خدا غضب میکنه با این افکار و دیگه دوستت نداره و بهم احساس گناه دادن

      و خیلی مهم تر اینکه در مراسم های عزاداری محرم که شرکت میکردم اینقد به خوردمون داده بودن که گریه کنید و سینه بزنید و فلانُ بسار نزد خدا محبوب تری ولی خدا شاهده به اسم خودش قسم از درون من اصلا اینووو قبول نداشتم و در تموم عزاداری ها یه قطره اشک از چشمانم نیومد که نیومد و فقط میخندیدم از حرکاتی که مردم در عزارداری در می آوردن😂😂
      و بعد یه مدت به خودم گفتم فدا سرم که خدا غضب میکنه اصلا من این خدای جلاد و ستمگر رو نمیخوام و کلا از خدا زده شدم و گفتم خدایی نیس
      ( البته از خدای دروغین نه خدای واقعی ، من که الان عاشق خداممممممم😭😢😍)

      و ازونجایی که برای شناخت ودرک هر چیزی اول باید به خود اون موضوع شک کرد و بعد واقعیت رو پیداش کرد و منم شک کردم و چند سالی اصلا کاری نداشتم با خدا ولی خداااای زیبای مننن خیلی باهام کار داشت 😢😍

      و هیچوقت از من بدش نیومد❌
      هیچوقت رزق و روزی منو قطع نکرد❌
      هیچـوقت بهم ظلم نکرد❌
      هیچوقت منو به بیماری مبتلا نکرد❌
      هیچوقت بدی منو نخواست❌
      ولی بر عکس
      همیشه اون بود که مواظبم بود😭😢😍
      همیشه اون بود که از پدر و مادر بیشتر عاشقم بود چون مخلوقش بودم👌 چون اشرف مخلوقاتش بود👌 چون از خودش بودم 👌قطره ای از دریای بی کرانش بودم👌😢😭😍
      و
      همه جا باهام عشق بازی کرد و بی نهایت باهام دوست بود 😍😢😭

      اما بعد از ۲۴ سالگی که خداوند با بینهایت فضل خودش منو هدایت کرد به شناخت و درکش و بایه فایلی بنام “فقط روی خدا حساب باز کن” از سایت استاد عباس منش آشنا شدم 😢😭😍که بالای چندصدبار این فایل رو دیدم و
      منو میخکوب کرد به زمین و همینجوری اشک از چشمانم میومد و شروع ایمان و باورهام به خدا از اون فایل بود و آرام آرام منو هدایت کرد به فهمیدنش و درک کردنش که خدا در وجود من در قلب منه در نه قعر آسمان ها و تموم باورهای غلط منووو شکوند 👌😍
      الان اگه بخوام باورمو در مورد خدا بگمم
      و البته در پرانتز باید بگم که:
      ((چند صفت از خدا خیلی منووو بیشتر روشن و آگاه کرد مانند :
      رزاق ، وهاب ، تواب ، غفور ، وکیل ،علیم ))

      📌خداوند رزاقِ ،
      چرا رزاق؟
      چون منووو از یه شرایط اسف بازی بلند کرد و بهم روزی داد و منی که یه هزاری ته جیبم نبود به ماهی ۵ الی۶ تومن در یکسال رسوند و کلی از بدهی هامو داد و کلی محصولات استاد عباسمنش رو خریدم و بینهایت رشد کردم پس اگه این رزاق بودن خدا نیس ،پس چیه؟
      اگه من صفت رزاق بودن خدا رو باور نکردم پس این پول ها چیه؟
      خداوند به اندازه باورهای من در وجود من بزرگ میشه و بهم همه چی میده👌👌
      و به قول قران :
      وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
      و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.

      📌خداوند وهابه،
      چرا وهاب؟؟
      چوون خیلی میبخشههه بی حد و حصر و بدون چشم داشت میبخشه بدون اینکه بگه این بنده من گناه کار یا نه البته کسی که گناه میکنه به گفته خدا به خودش ظلم میکنه و به گمراهی میره و پرده بر قلب و چشم و گوشش میفته ولی خدا میبخشههه و این باور سلیمان بود که اونو کرد بزرگترین فرمانده زمان خودش و هنوزم ثروت و داراییش زبان زد تموم جهانییان هستش ،این باور بود که نسبت به خدا داشت:
      قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
      گفت: «پروردگارا، مرا ببخش و مُلكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد، در حقيقت، تويى كه خود بسيار بخشنده‌اى.»

      📌خدا توابِ
      📌خداغفورِ
      چرا تواب؟
      چرا غفور؟
      چون توبه بنده خودشو با عشق میپذیره و قبول میکنه و اول پاکش میکنه از تموم گناهان و خطایی که کرده بعدش بهش ثروت و سلامتی و نعمت و خوشبختی و سعادت میبخشه

      📌خدا وکیلِ
      چرا وکیل؟
      چون خودش در قران گفته من وکیل و مدافع و نگهبان و کارساز تو هستم

      وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
      و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست، و خدا بس كارساز است.

      و کافیه که تموم امور زندگیت رو بسپاری به دست من ومن برات همه رو انجام میدم

      أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ
      آیا خدا کفایت‏ کننده بنده‏ اش نیست؟

      📌خدا علیمِ
      چرا علیم؟
      چون خودش گفته من دانای سنجیده کار و به راز درون سینه هایتان دانا هستم

      إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
      خدا[ست كه‌] داناى نهان آسمانها و زمين است، و اوست كه به راز دلها داناست.

      و برای همین من بارها به خدا میگم من هیچی نمیدانم و تو میدانی من با این عقل و ذهن محدودم هیچی نمیدونم و تو همه چیزی ها رو میدانی و بهم بگو😍

      البته در این دوماه اخیر برای درک و شناخت خودش منو هدایت کرد به سمت پیدا کردن ریشه های قرآن و بهم تک تک ریشه ها رو گفت و منم در بازه زمانی یک ماه تمرکزی روی قران کار کردم و بعدش اصلا یه ادم دیگری شدم و ایمان و باورم و اعتمادم به خداوند خیلی بالا تر رفته و اصلاا نمیترسم از چیزی از گرون شدن دلار و وضعیت اقتصادی و فلان و بسار و ابن باور رو دارم که
      منم دارم با ذهنم و افکار و فرکانسم تموم زندگیمو خلق میکنم و این بالاترین باور توحیدی هستش که در تک تک سلول هام موج میزنه و قدرت رو از همه عوامل بیرونی گرفتم و دادم به خدا خدا خدا👌
      و این چند تا صفتی که از خدا گفتم باورهای مهم من نسبت به خداست و قلبمم آرامه و احساس عالی دارم

      🌀🌀
      ✍بچه ها ،
      خدا رو هرجوری ببینید به همون شکل در میادد
      و اینو من از استاد عباس منش خیلی عالی یاد گرفتم و با این نگاه باورم نسبت به خدا عوض شد
      خداوند مثل یک نور یا یک رنگ است یک طیف رنگی بینهایت، رنگی که همه رنگ هاست و هیچکدام از رنگها نیست.
      خدا زمان
      خدا مکان
      خدا تصویر
      خدا حس
      خدا من
      خداتو
      خدا همه است.
      خدا یک انرژیه که همه چیز را دربرگرفته است.
      خداوند یک قانون و نظمه
      خداوند یک تعادله!
      خدارو هر طور که بخواهید درکش کنید به همان شکل در می آید.
      خداوند یک انرژی است که شما به آن شکل می دهید. خداوند شمایی، خدا افکار شماست. خدا نه عشق است نه نفرت ، نه خوبی است نه بدی ! خدا هم عشق است هم نفرت هم خوبیه هم بدی هم بالاست هم پایین به قول خودش در قرآن خدا هم اوله هم آخر !

      خداوند یک جریان جاری در زمان حال است
      به همین دلیل است که خداوند تعریف خاصی از خودش نداده است. خداوند می فرماید تنها آیه ای که می گوید اگر از تو پرسیدند خداوند چیست؟ بگو من نزدیکم من اجابت می کنم درخواست اجابت کننده را !
      چقد من این آیه رو دوست دارم😍😍👌
      هر چقدر که در مورد خداوند آگاه تر شویم کمتر می توانیم توضیح دهیم و بیشتر می توانیم آن ر ا بفهمیم، بیشتر می توانیم حسش کنیم چون در وجود هر یک از ما یک خداست. همه ی ما خالق زندگی خود هستیم.
      حالا آن چیزی که ما به آن خدا می گوییم همه چیز است، چه باورهایی در موردش بسازیم که به ما کمک کند. چه باورهایی را بسازیم که قدرت بیشتری داشته باشد؟ وقتی ما باور می کنیم که این انرژی بی نهایت توانایی دارد، وقتی باور می کنیم که همه چیز است وقتی باور می کنیم که خد ا هم آتش است هم گلستان! نه اینکه خدا توانایی گلستان کردن آتش را دارد نه! بلکه خدا هم گلستان است و هم آتش که می تواند شکلش را عوض کند و اثرات آتش را تغییر دهد و به گلستان تبدیل کند، این گلستان هم خود خداست.

      وقتی همچی خودشه! حالا بستگی داره که ما چه باوری در مورد این انرژی که همه چیز است بسازیم، آن وقت اگر باور داشته باشی که بهت گفته می شود، گفته می شود ، ثروت سراغت می آید چون ثروت خودشه !
      نه اینکه خدایا به من ثروت بده، پول و ثروت خودشه!
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      هرچقد در مورد خدا بنویسیم اصلا تمومی نداره چون نامحدوده و هرکسی با دیدگاه و نگاه خودش بهتره با خدا عشق بازی کنه و صحبت کنه این بهترین گزینه هستش برای فهمیدن خدا.

      عاشق تک تک شما عزیزانم هستم😘😍❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار maryamsadri29@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۲/۲۳ ۱۶:۵۹
        مدت عضویت: 1859 روز
        امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        باسلام خدمت شما دوست عزیزو استاد گرامی

         خیلی شاکرو سپاسگزار درگاه خداوند متعال هستم که من رو به سمت این سایت هدایت کرد تا بتوانم از آگاهی های شما عزیزان استفاده کنم. بسیار از دلنوشته شما لذت بردم و ارتباط برقرار کردم به امید موفقیت برای شما دوست گرامی. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار FARIDEH. T
        ۱۴۰۰/۰۳/۰۸ ۱۲:۴۱
        مدت عضویت: 2035 روز
        امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 118 کلمه

        با درود به شما دوست عزیز واستاد گرانقدر،

        به شما تبریک میگم که در سن جوانی بدین‌گونه خدای محبت وعشق را شناختی ودر مراحل زندگی پربارتان درکش کردید ،بسیار بسیار از خواندن دیدگاه اثربخش وتوانایتان لذت بردم وخداوند مهربان را شکر کردم برای وجود همچون شما دوست عزیز وهمچنین استاد بی نظیرمان که باب آشنایی وشناخت خدای عشق وزندگی با طعم خدارا بنیان کرده است، خداروشکر می کنم که چنین هدایتی را در وجود ما به ارمغان گذاشته ، وزندگی همگی ماهایی که به وجود عزیزش ایمان داریم طعم سعادت واقعی وآرامش را چشانده با خواندن دیدگاه شما عزیز وشنیدن این فایل ارزشمند روحم را آبیاری کردید ،بطوریکه اشکانم جاریست واحساساتم نگفتنی ! درود وهزاران درود به شما! 💐💐💐💐💐🌺🌺🌺🙏🙏🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۱۲:۵۷
      مدت عضویت: 2080 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      بنام خدا 🌸 توتمام زندگیم بهم گفتن خداارحم الراحمینه اماهمیشه وقتی اینومیگفتم یه حس به من می‌گفت مگه امکان داره ازکجامیدونی و همیشه شک داشتم و اطمینان درونی نداشتم خداتوذهن من مثل آدمها بود عصبی خشمگین ناراحت و همیشه به دنبال انتقام گرفتن همیشه عدالت خداروبایدتوی انتقام گرفتنش ازادمهاوعذاب کردنشون می‌دیدم هیچ وقت نتونستم خداروبشناسم وبودنش رودرکنارخودم حس کنم بااینکه میگفتن خدازرگ گردن نزدیکتره امامن هیچ نزدیکی حس نمی‌کردم مشکل ترکی بودازمن یاازخدا همیشه فکر میکردم مشکل ازخداس هیچ وقت نتونستم به خدااطمینان داشته باشم چون برام سرنوشتی رومقدرکرده بود که من ذدوست نداشتم ومجبوربودم تااخرعمرت ا ونوادامه بدم سرنوشت به قول بعضی ها چیزی که نمیشه دوباره نوشت من هم چاق هم مریض بودم و همیشه بهم گفته شده بود برای اینکه بیشتر است داشته بشم این رو به من خداهدیه داده که بیشترعبادت کنم همیشه میکفتن خداادمهای فقیرروبیشتردوستداره وتواون دنیاازشون به خاطر فقری که بهشون داده معذرت خواهی می‌کنه وبازهم میگفتن خدارزاقه خداسلامتی ثروت و همه چیز داره امامن توذهنم این بود که اگه همه چیز داره پس چرا من نمیتونم درزندگی الآنم ببینیم وبایدمنتظراخرت باشم واطمینان نداشتم چون حسی نداشتم وبیشتراین حرفهای دیگران گوش داده بودم مشکل ازخدانبودمشکل ازمن بود که هیچی درباره‌ی خدانمیدونستم وفقط ترس ووحشت وجودشو یادگرفته بودم درتمام زندگیم این خدانبودکه مشکل داشت این من بودم که براساس اطلاعات ذهنی خودم که ازدیگران یادگرفته بودم ونداشتن تعادل باواقعیت زندگیم باعث شدکه من نه اطمینانی به خداونه خودم داشته باشم و بیشترازقبل مردم اطمینان میکردم اما هیچ وقت به اطمینان خاطر نرسیدم چون چیزهایی که ازخداتوواقعیت نوزندگیم دیده بودم باچیزهایی که میگفتن فرق داشت به خاطر همین هم هیچ وقت نتونستم خداروبشناسم وبودنش رودرکنارخودم حس کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم که یادبگیرم درباره ی خدا 🌸 وشناخت اون کوشاباشم نه به حرف بلکه به عمل سالهاحرف زدم درظاهراماچیزی به دست نیووردم چون باطنم خیلی فرق داشت خدای من باخدای که توصیف میشدخیلی فرق داشت ویک خدافاصله داشت پس یادمیگیرم که اطمینان کنم وباورکنم که خداهوای منودارهومن همیشه تکیه گاه عظیم دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan05@gamli.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۵ ۰۰:۲۱
      مدت عضویت: 1934 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام همیشه این سوال تو ذهنم چرا ما فارسی حرف می زنیم ولی باید با خدا عربی صحبت کنیم مگه خدا فقط برای عربهاست به همین دلیل نمی تونستم با خدا ارتباط قلبی برقرار کنم وزود خسته می شوم ودست از حرف زدن با خدا می کشیدم و سردرگم میشدم یه بار ۱۲ هزار بار یه آیه خوندم نوشته بود اگه این ایه بخونی رد خور نداره دعات براورده میشه وهیچ خبری نشد فقط خودم خسته کردم از موقع به بعد دیگه هر وقت می خواست با خدا صحبت کنم فارسی حرف می زنم من باورم خیلی ضعیفه کم وکاستی زندگیم به همین خاطره همیشه نگران اینده ام که چی اتفاق می افته ما انسان ها رفتارمو باعملمون فرق داره تو حرف زدن میگم خدا بخشده و….ولی متاسفانه در عمل اصلن یادمون میره خداهست از خدا کمک بخوایم ویا کلی شاکیم چرا اینطوری شده ،از خدا می خوام از امشب کمک‌کنه تا فاصله با خودش کمتر کنه بتونم بیشتر طعم خدا را حس کنم تا باکمک خدا مشکلات زندگی حل کنم اول سلامتی بدست بیارم بعد مشکلات مالی حل بشه استقلال مالی داشته باشم وخدا ذهن وافکار منو به سمت خوبی ودوست داشتن همدیگه هدایت کنه وقلبی پاک وخالی از کینه و حسادت بهم بده الهی آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mokhtari.sab7781
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۲ ۲۰:۱۹
      مدت عضویت: 2096 روز
      امتیاز کاربر: 21831 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 804 کلمه

      سلام
      من اول تعریفی که از خدا در ذهنم کردن رو مینویسم؛
      خدا بسیار بزرگ و بخشندست و هر چقدر تقوا داشته باشی بهش نزدیک تری و باید هر کار میکنی در جهت بیشتر شدن تقوات باشه. باید خودتو بکشی هر روز نماز بخونی. اگه زن هستی باید دقیقا همون طور که خدا توی قرآن گفته پوشش داشته باشی. نباید خیلی از زندگیت لذت ببری چون نمیتونی خودتو کنترل کنی و به دام گناه میوفتی ، اگه یه انسانی رو دیدی که خودش عقل داره و قدرت انتخابم داره ولی مثلا موهاش بیرونه باید بری و بهش تذکر بدی . زن ها ارزش کمتری دارن از نظر خدا، ارثشون کمتره ، در جامعه مقام خیلی بالایی ندارن و بیشتر باید توی خونه باشن و بچه ها رو عالی تربیت کنن و بار بیارن. از نظر خیلی هایی که خدا رو به من شناسوندن زن ها یا خوب هستن یا فاحشه. من به عنوان یک دختر اگه دوستی داشته باشم که پسره گناه کردم و باید برم و توبه کنم و از چشم خیلی ها از جمله خانوادم میوفتم و اسم دختر خراب روم میزارن ، خدا هم دیگه دوستم نداره و جام وسط جهنمه. خدا بهت پول میده ولی هر چی فقیر تر باشی به خدا نزدیک تری و کسایی که پولدار هستن کافرن! باید یک ماه از سال رو روزه بگیری و اگه به خاطر یک اتفاق طبیعی در بدنت نتونستی روزه بگیری باید کفاره بدی و برای خدا جبرانش کنی. خدا دوست داره که توی ماه محرم بشینی و با خوندن زیارت عاشورا به بقیه لعن و نفرین کنی. خدا دوست داره در ماه محرم برای یک اتفاقی که در هزاران سال پیش افتاده، لباس سیاه به تنت کنی و ناراحت باشی و اگه اینطور نباشی خدا دوستت نداره. خدا دوست داره توی روز های عاشورا کلی اسراف کنی و به کسایی که هیچ نیازی ندارن، نذری بدی در صورتی که گوشه گوشه ی شهرت یک نفر حتی توان خرید یک قرص نون رو نداره. و تو باید همه ی این کار ها رو بکنی تا *بلکه* خدا گوشه چشمی بهت بکنه و تو رو نندازه توی جهنم! یعنی این همه بد بختی بکشی ولی هیچ تضمینی هم نیست که تو با این کارا خوشبخت زندگی کنی. اما به اصطلاح توشه میشه برای آخرتت!!!
      ولی
      من این خدا رو نمیخوام. حتی فکر کردن به اینکه، خدا این شکلیه حال منو بد میکنه چه برسه به اینکه واقعیت داشته باشه! چجوری خدا انقدر بی رحمه ولی اول هر آیه ی قرآن گفته : به نام خداوند بخشنده ی مهربان؟؟ اگه خدا واقعا اینطوریه که بقیه و مخصوصا کتابای مزخرف دینی مدرسه از همون اول میکنن توی مخ بچه ها، پس چرا اینطوری سوره هاشو شروع نکرده: به نام خدایی که برای جلب رضایتش، پدرت باید در بیاد، تهشم هیچی نصیبت نمیشه.
      واقعا چرا خدا اینطوری سوره های مقدس قرآنش رو شروع نکرده؟ چون خدا اینطوری نیست. خدا دلش نمیخواد من سختی بکشم و جون بکنم تا یه لقمه نون در بیارم. دلش نمیخواد با عذاب وجدان زندگی کنم. دلش نمیخواد من تا توی دماغم رو بپوشونم تا یه وقت مردی رو از راه به در نکنم. بله! این خدایی که من میشناسم واقعا فرق میکنه. حتی اگه من نماز نخونم، حتی اگه با دو بنده برم بیرون، حتی اگه گناه کنم … بازم منو دوست داره.
      به قول استاد نیازی نیست ما در رنج و سختی باشیم. من خودم به شخصه هر وقت دارم سختی میکشم به خودم شک میکنم و به خودم میگم قطعا راهی که اومدی خدا توش خیلی کمرنگه وگرنه سختی ای در کار نبود. هر جا خدا باشه یعنی اونجا بهشته، یعنی اونجا شادیه، سلامتیه، ثروته، عشقه، موفقیه، شغل خوبه، رتبه ی خوبه! خدا یعنی این. انسان یعنی این!
      ..
      من همیشه میدونستم که خدا توانائه ولی امروز که داشتم دوباره فایل رو گوش میدادم با خودم گفتم واقعا بهش ایمان ندارم و به خودم گفتم تو خیلی کم ایمانی وگرنه تمام چیزایی که میخواستی داشته باشی رو الان داشتی و خبری از کمبود توی زندگیت نبود ولی الان که خیلی چیز ها رو میخوام ولی ندارم میدونم به خاطر کم ایمانیمه. مثلا اگه میخوام رتبم عالی بشه ولی نمیشه به خاطر اینه که ایمان ندارم خدا میتونه رتبه ی منو توی سنجشا عالی کنه. واقعا اگه بخوام منطقی بهش فکر کنم برای خدا آسون تر از هر کاریه که بخواد منو رتبه یک کنکور کنه. واقعا چه زحمتی براش داره؟ نمیتونه؟ قطعا میتونه ولی من ایمانم در این مورد خیلی کمه و تقریبا صفره. ولی من الان در مسیر درستش هستم. دارم خدا رو میشناسم دارم خودم و توانایی هامو میشناسم و میخوام ایمان رو به درجات خیلی خیلی بالا برسونم با انجام تمرینات این دوره و تکرار هزار باره ی این فایل ها و فکر کردن به حرف های استاد و استمرار در این مسیر.
      خدایا شکرت
      منو ببخش که انقدر کم بهت ایمان دارم.

      استاد ممنون از حرف های بی نظیرتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار aysfy165@gmail.com
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۵ ۱۲:۰۳
        مدت عضویت: 2004 روز
        امتیاز کاربر: 3278 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام چقدر درکتون بالا و حرف هاتون به دل می شینه واقعا عالی حرف های استاد را برامون باز کردید و در زندگی روزمره توضیح دادید مرسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار fatemehrezzaee1376@gmail.com
          ۱۴۰۰/۰۳/۰۶ ۰۱:۳۳
          مدت عضویت: 1864 روز
          امتیاز کاربر: 305 سطح ۱: کاربر مبتدی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 272 کلمه

          سلام دوست عزیز😍

          همه حرفاتون عین حقیقته 👌  و در همه مواردی که توضیح دادین من با شما هم عقیده هستم…من هم دختری هستم که همه ی این حرفارو از بچگی توی ذهنم به زور جا دادن و متاسفانه بنای زندگیمون را روی این باور های اشتباه ساختن و به قول شما خیلی از امکانات و موقعیت ها و موفقیت هایی که الان باید داشته باشیم و نداریم و حسرت داشتنشونو میخوریم فقططططط و فقططططط به خاطر باور های اشتباه خودمونه😔 اما با این حال بازم خوشحالم که خیلی اتفاقی به این راه هدایت شدم و من پذیرای تغییر در مسیر درست هستم و خداروشکر میکنم که منو لایق دونسته تا بتونم از این طریق قدم در راه شناختنش بگذارم و خدارو اونجوری که هست بشناسم نه طوری که بقیه گفتن برامون…

          دوست خوبم 😍یه خواهشی که ازتون دارم اینکه بیشتر برامون کامنت بزارین🙏 با خوندن حرفای شما خیلی اروم شدم دیدم که من تنها دختری نیستم که با این حرفا و محدودیت ها بزرگ شدم و این تعصبات و عقاید اشتباه بزرگترهای ما بوده که به فرزنداشون منتقل کردن…

          به امید روزی که انشالله ما بتونیم تفکرات و باورهای درست رو جایگزین باور های اشتباه ذهنمون بکنیم و فرزندانی با فکر و راه درست پرورش بدیم….

          از خدای عزیزم میخوام که همونطور که خودش منو به این راه دعوت کرده کمکم کنه که بتونم خود واقعیشو بشناسم و از صمیم قلب و خالصانه بهش ایمان داشته باشم

          نه فقط با حرف…

          خدای خوبم😍 من همینجا متعهد میشم که درراه شناختنت 

          هیچ کوتاهی نکنم و خودم را عاشقانه و آگاهانه به دستان پر از مهر تو بسپارم و جبران کنم همه روزهایی که تو را نمیشناختم….دوستت دارم خدای مهربانم😍😍😍😍😍

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار b.majdi.monfared72@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۲ ۱۱:۱۰
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      با سلام به دوستان جدید وهم فرکانسیم
      حقیقتن که اونچیزی که راجب الله میدونستم باور نداشتم جالبه صفات خشن وانتقام گرفتن خدا رو بیشتر از صفات بقیه اش که رزاقه مهربونه رئوفه وصفات که منبع وسرچشمه ای خوبیه یقین داشتم کارای مذهبی بخاطر ارامش داشتن ولذت یردن از عبادت انجام نمدادم از روی اینکه وظیفه ای منه تا خداد بهم نگاه کنه تا زندگیم خوب بشه واگر انجام ندم خدا قهرش میگیره وزندگیم میره توپیچ وخم وقدرت که به ادما داشتم ار=ز قدرت به الله بیشتره ومیگفتم خدات برا بعضیا خواسته برا بعضیا نخواسته ومن جز ادمایی بود که خدا نخواسته ویه باور که داشتم که اثری از مادرمه این بود که زندگیمون توسط سحروجادو بهم ریخته وباید اینقد دنبال رمال و ابطال سحرربریم تا شاید فرجی بشه و اینکه خدا منظره ماگناه کنیم تا جرمون بده دهنمنو سرویس بشه وخلاصه اینکه دل وزبونمون وباورمون راجب خدای عزوجل نیس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۲ ۱۵:۳۲
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 2120 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان سلام به استاد ودوستان عزیزم
      همیشه به ما میگفتن که خدا بخشنده است ولی درمقابل میگفتن فلان گناه کبیره است اگر انجامش بدی خدا دیگه نمیخشدت اگر نماز قضا داشته باشی باید اون دنیا جواب پس بدی مندرمورد این مساله به قدری روم تاثیر گذاشته بود چون خیلی نماز قضا داشتم نمازای قضامو که دیگه نمیتونستم بخونم نمازهای بعد ازاینم دیگه انگیزه نداشتم بخونم ومیگفتم خوب منکه اول آخر بازخواست میشم پس دیگه بقیه اشم نمیخونم ولی وقتی باور کردم خدا بخشنده است گفتم چطور ممکنه منو بخاطر نماز نخوندنم نبخشه وبعد با عشق شروع کردم به نماز خوندن بدون اینکه به گذشته فکر کنم باور کردم اگر خدا بخشنده است پس همه ی گناهارو میبخشه چه کوچیک چه بزرگ پس فقط کافیه دیگه تکرار نشه.از بچگی به ما گفتن که خدد شفا دهنده است ولی چقدر این حرفو باور داریم وقتی که خودمون یا یکی از عزیزانمون بیمار میشه فقط چشممون به دهن دکتراست ونمیتونیم به شفایی که خدا میخواد بده اعتماد کنیم تجربه من از این باور به تازگی برام اتفاق افتاد پدر همسر من که مشکل کلیه داشت تو بیمدرستان بستری شد وچند روز بود دیالیز میشد واین وسط دکترا حرفای ضد ونقیضی میزدن عملای مختلف پیشنهاد کردن برای برگشتن کلیه ولی نهایتا این عمل انجام نشد وهمسر من خیلی ناراحت بود وغصه میخورد ومن بهش میگفتم به خدا اعتماد کن ولی مرتب سعی میکرد با دکترای مختلف مشورت کنه بیمارستانشو عوض کنه ولی نهایتا برمیگشت سر جای اولش تا درنهایت گفتن که کلیه از بین رفته وفکر دیالیز همیشگی یا نهایتا پیوند باشید ولی من ته دلم هنوز امید به برگشت داشتم البته خیلی کم وهمش توشک ودودلی بودم وبه خدا میگقتم پس چرا نمیشه خدایا دوروز گذشت ودیدیم که کلیه دوباره راه افتاد وکار کرد حتی دکترام تعجب کردن که چی شد ومن ایمان آوردم که امکان نداره از خداچیزیو بخوای وخدا بهت نده .باور داریم که خدا رزاقه ولی من خودم از دوباره بچه دار شدن میترسیدم با اینکه بچه اولم خیلی پرروزی بود ولی الان میخوام با اعتمادم به خداوند ورزاق بودنش باز هم بچه داربشم ومطمئنم که این بچه میتونه باخودش کلی خوشی وثروت به زندگی ما ببخشه
      خدایا از تو سپاسگذارم که نعمت شناخت عالی از خودت رابه من بخشیدی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۶ ۱۶:۵۰
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 37147 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      من همیشه به زبان خدا رو قبول داشتم همیشه برای همه چی خیلی خدا خدا کردم ولی عملی نتونستم اعتماد کنم وقتی به بن بست رسبدم از خدا کمک خواستم کمکمم کرده ولی من درک نکردم دخترم مریض می شه ازش کمک می خوام ولی همیشه نگرانشم دوست دارم اعتمادم به خدا به معنی واقعی عملی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ ۱۵:۰۵
      مدت عضویت: 2078 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان..سلام ب استاد بزرگوار ک فایل امروز خیلی عالی بود آدم باید روزانه گوش بده تا قوت قلب بگیره..من از کوچیکی بهم گفتن ک خدا بزرگه خدا مهربونه همه ی صفات خدا رو شنیدم و در خانواده ی بزرگ شدم ک همگی اینا رو خیلی شنیدم مادرم یا داداشم خیلی از بزرگی و بخشندگی خداوند برام می گفتن ولی ب قول استاد همه اش گفتنش نیس باید بهش ایمان و اعتقاد قلبی داشته باشیم بنظر من ک خیلی ها فقط میگن حرفش میزنن بقول همسرم همیشه بهم میگه ایمانت ضعیفه میگه نماز میخونی روزه میگیری از خدا حرف میزنی ولی بقیه اش چی هیچی واقعا راست بهم میگه ولی بهترین دوست من خداس تو بدترین موقعیت و شرایط بودم ک کمکم کرده الهی شکر🙏بیشتر وقت ها ناامید میشم اون میاد و ب داد من می رسه خدا خیلی منو دوست داره من اینو میدونم هیچ وقت تنهام نمیذاره خیلی هوامو داره وقتی بهش فکر میکنم و ب خودش توکل میکنم قلبم آروم میگیره استرس از بدنم بیرون میره کاشکی خیلی بیشتر از این ها بهش توکل میکردم تا تو تمام مراحل زندگیم موفق تر بشم همین الان هم خدا ب من کمک کرد در اوج اینکه ناامید بودم اون منو اورد داخل این گروه باز اون بود ک کمکم کرد خدا جون خیلی دوستت دارم استاد بزرگوار ان شالله ک همیشه در پناه الله سربلند و پیروز باشی💐🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا