0

لذت بردن از زندگی (جلسه چهارم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این می‌کنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟

با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمی‌کنیم. 😔

اینجا می‌خوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨

شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشته‌ها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگی‌مون لذت ببریم. 😊

توجه به بودن و زندگی کردن 🌿

مهم‌ترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعی‌اش به آن اهمیت می‌دهیم.

لذت بردن از زندگی

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفت‌های مادی و سرگرمی‌های متنوع به‌قدری زیاد شده‌اند که خیلی راحت می‌توانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.

همین مسئله باعث می‌شود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.

ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️

تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیله‌ای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمی‌تواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.

واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسان‌تر شدن زندگی‌اند، نه خود زندگی.

دام بزرگ “آینده‌گرایی” ⏳

یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال می‌شوم.» این نوع نگرش ما را در تله‌ی آینده‌گرایی می‌اندازد.

نتیجه؟ همیشه در انتظار آینده‌ای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث می‌شود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.

البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوق‌العاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظه‌های حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، می‌توانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.

هنر لذت بردن از زندگی 🌸

لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیبایی‌های کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همه‌ی این‌ها می‌توانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.

تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همه‌ی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.

وقتی این حقیقت را بپذیریم، به‌جای مقایسه‌ی خود با دیگران، می‌توانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصت‌های همین لحظه.

لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظه‌های ساده، می‌تواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی راز لذت بردن از زندگی

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨

بر اساس تجربه‌ای که در طول زندگی‌ام داشته‌ام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گران‌قیمت‌ترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسان‌ها در جست‌وجوی آن هستند، نه ثروت بی‌پایان است و نه موقعیت‌های اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.

سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمی‌توان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار می‌شود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.

سال‌هاست که در دل تکرار می‌کنم:

«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔

ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫

تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند

شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیل‌کرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلی‌ها رویایی به نظر می‌رسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه می‌خوردند 👀.

اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانه‌گیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشته‌هایش لذت نمی‌برد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کم‌کم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.

من در دل بارها آرزو کردم:

«ای کاش در خانه‌ای ساده، اما با قلبی آرام زندگی می‌کردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل می‌شود.

لحظه‌ای که همه‌چیز تغییر کرد 🌟

وقتی زندگی‌ام به نقطه‌ی ویرانی رسید، دیگر تکیه‌گاهی نداشتم جز خداوند. همان‌جا بود که او را به‌عنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.

از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفته‌ی قدیمی که می‌گوید:

«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑

من تصمیم گرفتم همه‌ی داشته‌های مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگی‌ای به من عطا کرد که نه‌تنها آرام‌تر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکت‌تر از گذشته بود.

لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷

از آن روز، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سخت‌ترین شرایط، تنها نام او را صدا می‌زدم 🌌. حضورش در قلبم، آن‌چنان آرامشی به من می‌داد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.

من روزهایی را گذراندم که در خانه‌ای خالی زندگی می‌کردم، اما هزاران بار خدا را شکر می‌کردم 🙏.
زیرا در همان خانه‌ی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بی‌روح بودم.

اکنون می‌دانم که خوشبختی در تجملات و دارایی‌های مادی خلاصه نمی‌شود. خوشبختی واقعی در این است که:

  • بدنی سالم داشته باشیم 🫀
  • ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘‍♀️
  • و مهم‌تر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️

این همان چیزی است که به ما کمک می‌کند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیه‌های عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨

برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را به‌صورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادت‌های کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور می‌کنیم:

🙏 شکرگزاری روزانه

یکی از عمیق‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانه‌ی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیبایی‌ها و نعمت‌های کوچکی که معمولاً آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. می‌تواند هوای پاکی باشد که تنفس می‌کنید، صدای خنده‌ی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.

این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» می‌برد و باعث می‌شود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.

⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)

یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرت‌های گذشته می‌شود یا نگران آینده‌ای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.

سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:

  • هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
  • وقتی قدم می‌زنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶‍♀️🍃

این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه می‌آورد.

💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران

کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانه‌هایتان می‌مانند و نمی‌گذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.

بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی می‌بخشید، سبک‌تر می‌شوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز می‌کنید 🌈.

🤝🌟 خدمت به دیگران

کمک کردن به دیگران، حتی در ساده‌ترین شکلش، یکی از ناب‌ترین راه‌های تجربه‌ی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری می‌رسانید، انرژی مثبتی می‌بخشید که چند برابرش به خودتان بازمی‌گردد.

این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، می‌تواند معنای عمیق‌تری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.

🌳🌞 ارتباط با طبیعت

طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانه‌ها یا کوه‌ها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت می‌بینید، یادآوری می‌کند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.

قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، می‌تواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط می‌گیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما می‌بخشد 🌺.

✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، می‌توانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادت‌ها کوچک به نظر می‌رسند، اما در عمل زندگی ما را متحول می‌کنند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 186 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12247
267 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار رویا سعیدی
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۲ ۱۰:۰۷
      مدت عضویت: 1063 روز
      امتیاز کاربر: 8515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام وعرض ادب خدمت دوستان،من در حین گوش کردن به فایل صوتی جلسه چهارم بودم،چن بار گوش دادم،یک لحظه وسط صحبت های آقای عطار روشن فقط چشم هام رو بستم همه جا تاریک بود ،نفس عمیقی کشیدم صدای نفس هام وضربان قلبم رو میشنیدم،چشمم رو باز کردم نور زیادی رو دیدم زیبایی های اطرافم رو دیدم ،هم میشنیدم هم میدیدم هم نفس میکشیدم هم تمام وجودم رو درک میکردم ،من بودم ،اشک از چشمم سرازیر شد وتمام،خدایا شکرت خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ ۲۰:۱۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      سلام برخدایی که طمع عطر  حدید به زندگی من زده 

      سلام براستاد عطارروشن. وهم عزیزان 

      اول تولد آمد هیچ جیزی کنارنبود یی جسم وجان وزنده بودن رو به امد به دنیا که آمد اول فقزخودموبودم وتنم وزنده بودن 

      من برای داشته‌ای که در  زندگی به آرام آرام  به زندگیم. اضافه شد شاکرهستم  با هراضافه شدن باید لذت بیش تری باید می بردم‌  آیا با بودن. وسایل دراطراف من فرد شادی‌دورن رو هم درزمان طولانی داشته باشم ولی من تجربه کردم‌که به این شکل نیست 

      لوازم جانی جای اصل اون‌وسیله نمیشه من برای  حس خوب و احساس هر چیز که که دراطراف با.شه  اگه من حسم خوب نباشه توحال رقابت باشم چشم هم چشمی باشه حسادت و هم‌ در کنارش داشته باشم که حسم رو خراب خواهم کرد  آیا با آنجه که. داشتم لذت از زندگی بردم یافقط زمان رو فقط،توبخش بدش بودم من زندگی کردم یا فقط،دنبال چیزهای به ثمر رفتم دست پا زدم که زندگی بیشتر لذت ببرم ولی من اصلا استفاده که نمیکنم 

      چیزهای که که دارم‌تازه اضافه هست جاگیرهم هست همه آرمش من له هم میزنه بایدهواسم‌. رو بزرام‌برای نگه داستن‌اون وسیله چون من‌فکرمیکنم‌با بودن اون هست ک من دارم زندگی میکنم‌بعضی زمان رها  کردن‌ از دست دادن ازدای هست چون دربدن اون وسیله یااون خونه یا باطل جزور درد سر جیری دیگه نیست ما چندسال پیش همسرم برای کارش ی باغ تهیه کرداویل همه ازجمله من بجه بسیارخوشخال شدیم که ما یی باغ بزرگ خریدم مکانی دادن رفت آمد اولیه خوب بود ولی من رو به کاره اَضافه محبورم بودمو  هرصبح جمعه من باید کلی غذا درست می کردم‌ همسیر به این اون زنگ میزد که کسی ناراحت نشه همی رو توباغ بیان  خوب این یی کاره اضافه بودکه به مرو اون وافراد خسته شده دیگه ادمدشد کم شد تازه بایداسرا میکردی تشریف بیارن مهمان ما باشن  باغی که خریدیم بودایم‌ تو منطقه امنی نبود وفتی خود خانواده من تنهایی میرفتم همسر م بخاطر،دختره بسیار نگران و مضطرب بود که اشکالی پیش نیاد واین‌حالت اول خودش روازدا میدادکه درمرحله بد همه خانواده‌ام رو ناراحت می‌کرد روی که مجبوریم شدیم باغ رو فروختیم من که خیلی خوشحال شدم دیگه این وسیله غذاب رو ندارم‌ درست هست حالا اگه بود کلی پولش بود شاید کل زندگیمون بفرشیم  امکان‌ نداره اون باغ رد  روبخریم رو ما با فروش اوم باغ  تازه ازدا شدیم‌ رها شدیم‌ کلی مشکلاتش برای ما ایجادکرده بودکه با فروختن اون ازاون مشکلات خلاص شدیم شاید  اگه یی  منطقه بهتری  باغ رو خریده بودیم‌ این‌ مشکل ایجاد نمیشد حتی شاید گروهی آمروز به من بگن حیف نبود ولی راحتی که اون روزه از من‌ کل خانواده‌ام  گرفته شده بود تا اسم رفتم به باغ می امد کلی نگران استرس که کسب دچار مشکل نشه داشتم تا درباغ ببندیم‌با ماشین راهی بشم‌ این‌حالت نگرانی استرس اصلا بودن تو باغ رو دلنشین نمیگرد  شایداگه همون زمان تویی پارک‌ رفته بودیم تواون فضا لذت بیشتری رو به خانوده می‌دادیم ولی تو باغ این حالت بسیار اذیت کننده بود حتی باره وفتی ازدحترها حرفش پیش میاد فقط ازدست دادن اون‌ فضا درخت میوه شاه توت  که  بسیاز خوشمزه بود حرفش زده میشه ه نه لذتی که تواون مکان به مارسیده پس بودن توهمین فضایی راحت منزل رفتن تویی پارک تو نگاه من که آرامش  درونس  هست بسیار پرارش از باغی هست که خوشایند دیگران بود و من‌ و خانواده ازداستنش کلی مشکل داشتم در حقیقت دیگرا ن کیف باغ ما رو میبردم‌ خودم‌ خانواده پا جز مشکل جیزی ازاون باغ به یادو نداریم حتی بارم خواستم دوباره یی باغ  دیگه بخریم اول کلی کرون شده امکانش نیست وهم ته دلم من اون رضایت رو نداشت چون خاطره خوبی از داشتن باغ ندارم‌ تا این زمان که نشده بخریم پس داشته ماو اون آرامش که احساس می‌کنیم برای ما ایجاد نمی کنه و نه اگه اون فرداول خودش  تو بخش مثبت زندگیش باشه تو بخش خداوند باشه میدونه که داده ازجانب خدوند هست اجبار مشکل داره رو گوش ممکنه چون اخبار باعث افکار تو بخش ایراددارش  باشه اون زمان‌ چون همسرم دائم نکران سرقت امدن افردد تو باغهای دور می زدم‌ تو واون زمان هر وفتی که ما توباغ بوردیم  دائم نگران بود که اون مشکلات برای خانوداه خودش ایجاد نشه پس ازداشته خودش با همه فضایی خوب اصلا لذت نمی برد نه تنها اون لذت نمی برد بکله کل خانواده‌ام اون لذت رو نمبردن حتی باره شد که‌ من‌ نکران‌ نبود همسرم‌ همش می گفت این‌ دربین‌ که کسی بالا نیاد از در کسی  بال نیاد کسی واردباغ نشه خوب بودن تو این فضا چه لذتی داشت که ادامه بدیم‌ برای داشتن‌ این‌ همه اعصاب خوردی رو کسی نمی پسند پس نبود بهتر از بودتش تو اون روزها  بود شاید اگه حالا که وتعدا افرا خانواده بیشتر شدن به شکرخدا 

      اون خرید این  زمان‌ انجام‌ می دادم‌ کلی از بودن تو اون مکان لذت روهم میبریدم‌ ولی همزمانی خوبی برای اوت خریدنداشیتم  

      من دریافتم‌ که اگه فرد براش داشتن چیزی اول روی خودش کاره نکن که از داشته خودشون لذت ببرن شادی رون نداشته باشه ازهرجیزی که داره لذت نبره هرجیزی دیگی روهم تهیه کنه بااون  نه حسش خوب نیست وهم ازداشتن همون جیزه که شایددیگران اون. خوشحال کننده حساب اذیت میشه یی جوزی دست پا کیر میشه 

      اگه قدرداشته خودمون روبدونبم‌توبخش خودمون کارکنم به مرو دست اوردم مون هم خوشایند بشه  هم‌کلی لذتی به خودمون میدم وطمع بهتری به کل زندگیمون میزنیم 

      اون طمع خداوند هست‌که به زندگی خودمون زدیم‌ اون زمان ما اول ازداشتهای که داریم‌کیف کردیم ازانهابه شکل خوب استفاده میکنیم‌ وهم‌اگه خونه ماشین یا باغ رو هم به لطف خدادن وارد زندگی ما بشه اون ازطرف خداوند بدونیم ابن‌ افکاررونخواهبم داشت جون خداوند خودش هواسش به همه  چی هست 

      خدا پشت وپناه تون یا حق حق. نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد غلامزاده
      محمد غلامزاده
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۰ ۲۳:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      تمرینات مربوط به این جلسه 1: در مورد گله و شکایت باید بگم من یه زمینه تو این زمینه واقعا استاد بودم از کشور گرفته تا زندگی خودم شرایطم تو زندگی خودم بیشتر ناامید بودم تا شاکی ولی خب وضعیت اینجوری بود ، که آشنا شدن با یه سری مسائل و یه یه سری مطالعات و پادکست ها شرایطو تغییر داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۲/۱۰/۱۰ ۲۳:۲۴
      مدت عضویت: 2217 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 857 کلمه

      بنام خدا

      همیشه وقتی میرم دکتر نوبتم هست می شینم روصندلی واین عبارت همیشه کنار دستمه که نوشته شده زندگی سخت نیست ما پیچیده اش میکنیم .واقعا سخت نیست همه چیز آسونه همه چیز من  پرنده دارم وعروس هلندی پرورش میدم .اول بهشون حسودیم میشد میگفتم چطور یه موجود میتونه آنقدر میتونه آروم باشه بدون نگرانی  بدون فکربه اینکه کی غذامیخوره اصلا غذا بهش میرسه نمی‌رسه فرداغذاهست اصلا بی دغدغه داره زندگی می‌کنه ومن کلی توفکراینم که عصر چی درست کنم نکنه فردا نتونم برم خرید نکنه جواب آزمایش بدباشه نکنه نتونم پول پس اندازکنم  کی  بتونیم قسطامونوبدیم کاش تموم شن این قسطا  بتونیم یه مدت. آروم باشیم بعدا دوباره قسطی یه چیزدیگه بدیم من چندبار به این توجه کردم کهمن وقتی درمورد چیزی عجله دارم یابهش نمی‌رسم یاوقتی هم که میرسم کلی هم اذیت میشم ودرنهایت ازش دلزده میشم من شکلای مختلف پرنده آوردیم بزرگ کنیم زیادنیستن اماخب من باهاشون زندگی میکنم وهرکی هم بگه پرنده هاتن میگم نه اینابچه هامن .من یه مدت درگیر این بودم که چراپرنده هام زادوولدنمیکنن مرغ عشق میوردیم بهشون غذامیداد م .ولی واقعا وقتی زمان زادو ولد لونهامیشد من خیلی توجه میکردم که کی قرارهم جوجه هاشون دربیان تاینکه یه بار به خودم گفتم رها میکنم .من بهشون آب میدم غذامیدم  بقیه کاره خدا است تا اینکه من عید نوروز پارسال نوه دارشدم صدای جیک جیک جوجه تازه متولد شده چه لذتی داشت واین روبه خداسپرده بودم از اون به بعد هم اون شکلی خداهرطور فکرشوبکنیم خودش جواب میده وقتی ندونم چی می‌خوام چیزی به دستم نمی‌رسه وقتی هم عجله میکنم   احتمال زیادی هست که به خاطر طول کشیدنش رهاش میکنم .وحی . من همیشه درهر حال زندگی روجذاب نمی‌دیدم اما تنها جذابیتی که همیشه احساسش کردم اون لذت داشتن  پرنده هابود که خیلی به چشمم میومد اما من خواسته های زیادی داشتم از خدا خواستم یه همسر مهربون دارم وباپشتکار  وهرچیزی که خواستم روبرام فراهم کرده دست خدابوده توزندگی من  .من شادم لحظه های که کنارمه وبیشتراز هر زمانی حرف میزنم وقتی کنارمه ازصبح که می‌ره سرکارتاشب منتظرشم وقتی میاد خیلی خوشحالم و گاهی توحیاط می ایستم منتظر .ویا راه میرم تایباد یه بار یکی می‌گفت مابه هم عادت می‌کنیم عاشق هم نیستیم  کلی می‌گفت .می‌گفت که ادمابه هم عادت می‌کنن . عاشق نمیشن در صورتیکه این حس و حالی که من هرروز تجربه میکنم عشقه ومن ازخداطلب این عشقو کردم از خدا خواستم که بتونم یه مسیری برای تغییر زندگیم پیداکنم وبااین سایت آشنا شدم و آرامش. رودر تلخ ترین لحظه هایی که باهاشون روبه رو شدم داشتم واین روهم بدست آوردم من خیلی زندگی روسرکوب میکردم اما واقعا زندگی یعنی زنده بودن شوهر خاله ی من مردی بود که از شانزده سالگی یاهفده سالگی رفت جبهه وکلی ترکش خورد توسروپاش ولی بازم  از زندگی استفاده کرد ولذت بردوهیچ  وقت زندگی روسرکوب نکرد شاید کسیکه اینومیخونه بگه داره تعریف می‌کنه .امانه قبل از بهشتی شدنش همه ی بدنش ترکشا حرکت کردن و .بعداز مدت یک ماه که توبیمارستان بستری بود ویعدبیمارستان شهرشون رفت ازدنیارفت وتنهاچیزی که ازش موند اسمش بود  بایه سنگ قبر واسم شهید همین هیچ چیزی رویاخودش نبرد اما بازم زندگی لذت برد .برای من مهم نیست که اون چه طرز فکر برداشتی اززندگی داشت اما چیزی که من درظاهرش  میدیدم اون آرامش خاص خودش روداشت اون همسر فرزند خونه ماشین روداشت امافقط جانش روازش گرفتن پس من نیاز به این ندارم که اسمم جایی ثبت بشه همینکه بتونم باخدایخودم عشق کنم و ازنعمت عشقی که خدابهم داده به من برای همسرم تودلم دارم به همسرم .باهم زندگی کنیم درهرشرایطی نیاز به این ندارم که از دیگران بخوام خودم روتاییدکنن ویاداشته هاموزیاد کنم درصورتی که ظرفیت اون روامکان داره نداشته باشم و هرمقدارمن بیشترین تجربه ی عشق وارامش برسم ورودی خودم کارکنم .میتونم اون ظرف به اندازه ی میزان درکم میشه مثال شوهرخالموزدم میخواستم بگم که .درهرشرایطی آدم می‌تونه اززندگی لذت ببره . .چه خواسته داشته باشی چه چیزی که نمی‌خوای روداشته باشی اما بازم میتونی از زنده بودنت لذت ببری وخوشحالم باشی که میتونی ناخواسته روبندازی زمین وخواسته روجایگزینش کنم .من این روزای ام فرق میکنه  کمترد. گذشته سیر میکنم وبیشتردرلحظه ی حالم خداگفته مومن کسی هست که به غیب ایمان داره ومن ایمان پیداکردم که به خواستم میرسم .ویه حدیثی هم بود ازبکی از امامان معصوم که گفته بود به چیزی که میخواین جوری فکر کنین که انگار پشت درهست این یعنی اینکه من به محض بازشدن در یازکردنش توسط خودم بهش میرسم پس باید تازمانی  که ظرفیت اینوداشته باشم که برم در روباز کنم اززندگیم لذت میبرم و در که باز کنم دوباره  میتونم به اندازه ی اون خواسته ظرف من بزرگ میشه .اون ظرف عوض نمیشه بلکه خودش جاگیرتر میشه وله خودی خود  وسعت پیدا می‌کنه به اندازه  ایکه من بتونم این قدر رودم کارکنم ودر خودم ایجاد کنم .تغییر کردن و کارکردن روی خودم و تغییر شرایط پس به خواسته هام میرسم وزندگی روسرکوب نمیکنم وارش لذت میبرم .حتی اگر هم بگم حالا که چیزی ندارم که ازش لذت ببرم اما اگر یه خورده دقت کنم میبینم .خیلی چیزهاست که میتونم ازش لذت ببرم گاهی برای لذت بردن اززندگی دیر میشه بدون اینکه متوجه بشیم دکمه ی خاموشی زده میشه پس تادکمه  روشنه اززندگی لذت ببریم..ممنون از استاد وفایل پرمحتوا تون…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۴ ۱۹:۴۸
      مدت عضویت: 1177 روز
      امتیاز کاربر: 10635 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 380 کلمه

      تمام عمرم با حسرت در داشته ها و توانایی های دیگران گذشت و واقعا الان که نگاه می کنم همون ساعاتی که به فکر رویاهایی که نرسیده بودم و غم و غصه داشتم بهترین روزهای زندگیم بوده و من چه ناآگاهانه اون ها رو از دست دادم

      همیشه از زندگیم گله داشتم مثلا زمانی که ماشین نداشتیم می گفتم که تا کی باید پیاده همه جا رو بگردم یا در مهمانی ها یکی از روی اجبار بهم تعارف کنن، بیاین شما رو برسونیم.

      تا کی باید نگران آخر برج باشم که باز زمان کرایه خونه اومد و خدا کنه پولش جور بشه و با صاحبخانه درگیر نشم آخه این چه زندگی هست من از فلانی چی کمتر دارم که اون خونه داره من ندارم

      حتی زمان بچگی هم ناشکری داشتیم زمان رفتن به مدرسه چقدر غر زدم که تا کی برم مدرسه کی بزرگ میشم از مدرسه رفتن راحت بشم در حالی که بهترین دورانم همون روزها بوده

      چرا فلانی نصف منم توانایی و استعداد نداشت رفته فلان جا کار می‌کنه من نمی توانم حتما اون پارتی داشته من ندارم.

      من در تمام عمرم اصل زندگی رو فراموش کرده بودم حالا که فکر می کنم مثلا اگه امروز من به همه اون چیزهایی که می‌خوام بریم اما آخرین روز از عمرم باشه به چه دردم میخوره پس چرا از همین لحظه زندگی لذت نمی برم

      من زمانی دوره ۲۸ روزه شکرگذاری رو انجام دادم که باید هر روز ۱۰ تا از چیزهایی که بخاطرشون شکرگذاری می‌نوشتم دیدم ای دل غافل چه چیزها دارم که داشتن خونه و ماشین پیش اون ها هیچه مثلا حتی یه انگشتم کم باشه چقدر تو انجام کارهام دچار درد سر میشم و واقعا از گله و شکایت هام شرم دارم که خدا چه بی منت نعمت داده و خبر ندارم 

      همسری مهربان دارم که همیشه هوام رو داره، پسر نازنینم که بودنش تو زندگیم نعمتیه، پدرم و مادر دلسوزم که هیچ وقت تو مشکلات من رو تنها نذاشتن، خواهر و برادرهای که همیشه کمک حالم بودن، از داشتن بدن سالم که خدا هیچ عضوی از اون رو ناقض نیافریده و من از داشتن اونها از خدا بینهایت سپاسگزارم، حتی خانواده همسرم که بقدری مهربان هستند و من اونها رو مانند خانواده خودم دوست دارم، از لوازم زندگیم که باعث داشتن راحتی در زندگیم شدن

      خدایا اگه لحظه به لحظه شکرگذار باشم بازم کمه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ ۲۰:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      بنام خداوند جان

      سلام خدمت استاد عزیز وتمام دوستان

      من تازه وارد سایت شدم وکلا مدت کوتاهی هست با قانون جذب آشنا شدم و تا قبل از این فایل خیلی کم به اصل وجودم وزنده بودنم برای زندگی توجه میکردم و بیشتر تمرکزم روی رسیدن به خواسته ها

      واینکه اگر لوازم جانبی کامل داشته باشم پس من خوشبختم وزندگی راحتی دارم وبه خاطر همین چون ناخواسته های در زندگی داشتم و بارها به خدا میگفتم خدایا منو بکش که راحت بشم واین اواخر یک سری تضادها برام به وجود اومد که از خدا خواستم که یا منو از این دنیا ببره یا هدایت کنه و کمکم کنه وخدارو شکر توسط خواهرم با قانون جذب آشنا شدم و کمتر از یک سال با استاد روشن عزیز آشنا شدم و خداوند را بابت این استاد عزیزم سپاسگزارم که منو با اصل خودم آشنا کرد وتوجه ام را به داشته هام کرد

      من توی زندگیم آرامشی دارم که خداوند را بابتش سپاسگزارم ،دستانی از خداوند را دارم که به من آگاهی میدهند که روز به روز زندگیم بهتر میشه که از خداوند سپاسگزارم  ،سلامتی دارم که به راحتی میتوانم بدون هیچ محدودیتی هر چی دوس دارم بخورم وتوانای دارم که میتونم کارامو خودم انجام بدم ،همسری مهربان و مسولیت پذیر وبا معرفت دارم که خداوند را بابت وجودش در زندگیم سپاسگزارم دو بچه سالم وعالی دارم که از وجودشان در زندگیم لذت میبرم وعاشقانه در خدمتشون هستم خداروشکر،ماشینی داریم خداروشکر که کارامونو راه می ندازه، یه خونه داریم که بزرگه اندازه کافی ومن توش راحت هستم و کلی وسایل خونه که اگه بخوام بنویسم طولانی میشه ومن بابت تک تکشون از خداوندم سپاسگزارم ،تک تک اعضای بدنم که کاراشونو به نحو احسن انجام میدن ومن خداوند را بینهایت بابت این جسم فیزیکی سپاسگزارم ،در کل اینو بگم اگه قرار باشه فقط بابت تک تک نفسام خدارو شکر کنم تمام عمرم را باید سپاسگزاری کنم باز هم کمه چون من هر لحظه نفس می کشم و وقتی و فرصتی برای سپاسگزاری از سایر نعمت های خداوند باقی نمی مونه، خدایا بینهایت سپاسگزارتم

      موفق باشیددوستان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۰ ۰۸:۱۳
      مدت عضویت: 1167 روز
      امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 745 کلمه

      به نام جانِ هستی بخشِ وجودم❤️❤️❤️

      سلام خدمت استاد خوبم ودوستان گرامی🌹

      • من قبل ازآشنایی با سایت تناسب فکری و استادعطارروشن عزیزبخاطر اضافه وزنم همیشه حس وحالم بدبود وشکرگزارنبودم وهروقت اطرافیانم بهم میگفتندبیخودی برای لاغری تلاش نکن توچاقیت ارثی است بیشترحالم بدمیشد وباناراحتی به خدا میگفتم این چه عدالتیه که بنده ها تومثل نخودلوبیا جدا کردی یه عده رو لاغر و خوشحال آفریدی ویه عده رومثل من چاق و بدحال آفریدی! وتمام حواسم به چاقیم بود
      • من توی زندگیم همه نعمتی دارم نعمت سلامتی کامل. نعمت خانوادهٔ خوب و مهربون. نعمت خانهٔ بزرگ وزیبا. نعمت هنرواستعداد. نعمت هوش وتوانمندی. نعمت محبوب بودن و احترام دیدن. نعمت وسایل وامکانات کامل.همه چی دارم وخدا را بینهایت شاکرم
      • امابخاطراضافه وزنم از هیچکدام لذت نمیبردم و با وجودتلاش زیادم برای لاغر شدن روزبه روزچاقترمیشدم تاجایی که دیگه خسته شدم وبادل شکسته ازخداخواستم که کمکم کنه وخدای مهربانم هدایتم کردبه سایت تناسب فکری ومن باگذراندن2دورهٔ رایگان درعرض 4ماه حدود 15کیلووزن کم کردم بدون رژیم وسختی خیلی راحت وبالذت وزن کم میکنم البته آرام آرام

      و درموقع انجام تمرینات لاغری باذهن احساس می‌کردم از درون هم دارم عوض میشوم آرام‌تر وشادتر وشکرگذارترشده بودم وهر روز اشتیاقم برای ادامه دادن بیشتر میشد

      • و باهدایت خالق مهربانم وارد دورهٔ زندگی باطعم خدا شدم وایمان دارم که این هدایت بی دلیل نیست و حکمتی دارد
      • من الان صبح که از خواب بیدارمیشوم اولین چیزی که حس میکنم لذت بردن از نفس کشیدنم است و آرامشی که تمامه وجودم را دربرگرفته وبالبخندشروع میکنم به شکرگذاری واولین کاری که انجام می‌دهم انجام تمرینات است باینکه 56 سالمه نه افسوس گذشته رو میخورم ونه نگران آینده ام چون به هیچکدام دسترسی ندارم من فقط از قدرتمندترین فرصتی که خالق جانم به من داده وآن لحظهٔ حال است استفاده میکنم وآن رابه اصلِ جانم گره میزنم وبااشتیاق ادامه می‌دهم چون به این آگاهی رسیدم که گذشته وآینده توهمِ ذهنمه برای اینکه من لحظهٔ حال رو ازدست بدهم
      • یادگیری یعنی به یاد آوردن پس ما همه چی بلدیم. فقط بایدموانعِ ذهنی رابر داریم تا بتوانیم اصلِ خودمان رابیاد بیاوریم و انجام تمرینات مخصوصاًتمرینات عملی خیلی کمک کننده است
      • تمرین عملی که برای یاد گیریِ این گام انجام دادم این بودکه باخودم قرار گذاشتم حداقل برای یک روز حواسموجمع کنم که در لحظهٔ حال بمانم بدونِ هیچ لوازم یدکی وخودم رو بسپارم دستِ جانِ مهربانم و فقط به زیبایی هاونعمتها توجه کنم.وجالبه که ازهمون شروع تمرین ذهنم بشدت تلاش می‌کرد که حواسمو از لحظهٔ حال به دزده وببره سمتِ افکار نگران کننده اما من  بهش مهلت نمی‌دادم و سریع هرجاکه بودم نگاه میکردم به اطرافم وبرای هر داشته ای که میدیدم باحسِ خوب شکرگزاری میکردم ومیدیدم که صدای ذهنم ضعیف ترمیشدوباخوشحالی ادامه میدادم
      • من چندخریدضروری داشتم که دریک مسیرنبودند وبرای هرکدام بایدمیرفتم چندخیابان دورتر وخیلی زمانبر بودولی من به هیچ چی جزلذت بردن ازمسیرم و دیدنِ زیبایی ها وشکرگزاری فکرنمیکردم وفقط حواسم به این بودکه الان توی این لحظه توی این مکان چه نعمت وچه زیبایی وجود دارد؟ و بابتش شکرگزاری میکردم و واقعاً برایم باور نکردنی بود! اولین خیابونی که واردشدم تمام خریدهایم  انجام شدونکتهٔ جالبش این بودکه برخوردفروشنده ها با من خیلی صمیمی وهمراه با احترام بود وحتی2تاخرید دیگه هم که فکر میکردم فرصت نمیکنم انجامش دهم براحتی خریدم ومن یک ساعت بعد تو خونه بودم واصلاً یه حس وحالِ دیگه ای داشتم وخیلی هیجان زده بودم از این همزمانی های لذت بخش وحالم خیلی عالی بودازاینکه جهان به نگرشِ جدیدم به این سرعت پاسخ داده بودو درطول روز تمام کارهایم براحتی و باسرعت انجام میشدومن بااین تمرین عملی یادگرفتم که درلحظه بودن ولذت بردن از زندگی یعنی اینکه فارغ ازتمامِ نگرانی‌ها و دلواپسی ها فقط دنباله روی جانت باشی چون او قطعه ای از کُل است که خداعاشقانه در وجودم گذاشته تاهر لحظه مواظبم باشه و حمایتم کنه ومنو به خوشبختی برسونه وخیلی شوق دارم که این تمرینِ عملی رو بیشترانجام دهم
      • و اینکه من تونستم یه مانع ذهنی ام روکشف کنم من بخاطرِباورهای اشتباهی که درمورد خداوند داشتم فکر میکردم من وظیفه دارم به همه کمک کنم حتی اگه خسته باشم وحسم بد باشه و حتی اگه خودم کارداشته باشم باید اول به دیگران خدمت کنم وگرنه خدا ازم راضی نمیشه! درصورتی که من فقط مسئول خودم هستم وهمین دیدگاه اشتباه منوازاصلم دور کرده بود وجلوی رشدم رو گرفته بود و وقتی به این نگرشِ اشتباهم آگاه شدم ازخالق جانم طلب بخشش کردم و همه چی رو سپردم به خدا و خیلی سبک شدم وانگار رها وآزاد شدم وخیلی حس و حالم خوب شد

      الهی عاشقانه سپاسگزارم که هرلحظه مرا حمایت و هدایت میکنی به سمت طعم دلنشین ولذت بخشِ خودت ومن عاشقتم وبا اشتیاق فراوان ادامه میدهم❤️🌹❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار انور
        ۱۴۰۲/۰۷/۱۰ ۰۵:۵۰
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام خدمت شما کامنت بسیار زیبایی بود تا اخر خوندم واقعا اراده شما قابل تحسین هست و اینکه این تمرین زیبا رو چقد خوب توضیح دادین🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سحر
          ۱۴۰۲/۰۷/۱۰ ۱۰:۲۶
          مدت عضویت: 1167 روز
          امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 39 کلمه

          سلام انور جان🌹

          بسیار سپاسگزارم از محبت و تحسین زیبای شما 

          خوشحالم که دیدگاهم مورد توجه شما قرار گرفته و لذت میبرم از اینکه دوستان خوش ذوقی چون شما دارم

          امیدوارم در این مسیر عالی ترین طعم های خدا را بدست بیاورید❤️🤗

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ ۱۸:۳۸
      مدت عضویت: 1457 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 796 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیز،

      تمرین اول:

       من چه کسی بودم و چه انتظاری از زندگیم داشتم و چرا؟

      من خودم رو یک فرد تنها میدونستم که برای خوشحالی باید با دیگران وقت بگذرونه باید با دیگران احساس خوب داشته باشه و چون دوست زیادی نداشتم و تنها بودم پس همیشه تنها بودم و احساسم بد بود، چرا اینطوری بودم الان بهتون میگم ، چون ارزش خودم رونمیدونستم و احساس خوبم و لذت بردنم از زندگی وابسته به دوستان و اقوام بوده در این باور های اشتباهم یم مدت زیادی سپری شد و من ارزش خودم رو نمیدونستم،

      احساس شادی نمیکردم چون فکر میکردم کسی دوستم نداره و من برای کسی مهم نیستم حتی یک دوستی که دارم اونم بهم محل نمیده و با این باور ها از ارزش خودم قافل بودم ،

      همشه شکایت میکردم از دانشگاه نرفتنم و این که من باید مثل دیگران دانشگاه برم من مگه چی کم دارم از دیگران منم باید مدرک بالا داشته باشم و رفتن به دانشگاه رو علت خوشحال بودنم میدونستم و چون نمیرفتم پس خوشحالم نبود و با فکر به این احساس بدی داشتم و این رو همیشه با مادرم شکایت میکردم که حمایت نمیکنند و منو به دانشگاه نمی‌فرستند پس مقصر هستن و من مدت ها احساس بدی داشتم که فکر میکردم با رفتن به دانشگاه میتونم از زندگی لذت ببرم،

      ندیدن چیز های که دارم و ناراضی بودن از وضع مالی خودم و نداشتن شغل مورد علاقم ، من مدت ها شکایت میکردم که باید با خواهش از پدر پول تو جیبی بگیرم و خاک بر سرت همه هم سن های تو کاری دارن و پول در میارن، و این از ارزش وجودی خودم نااگاه بودم و ناراحت، 

      همیشه فکر میکردم که دوستای من ازدواج کرده‌اند و همه سر خونه و زندگیشون هستند یه قدم از من بالاتر رفته‌اند و خاک بر سرت که همین جا مانده و نمی‌توانی خوشبختی را به دست بیاری و تو هیچ وقت ازدواج را تجربه نخواهی کرد و طعم خوشبختی را نمی‌چشی و مدت‌ها به اشتباه فکر می‌کردم که بزرگترها همیشه به من می‌گفتند که انشاالله عروس بشی و خوشبخت و خوشبختی رو در ازدواج کردن می‌دیدند و این رو در ذهن من هم به وجود آورده بودند و من از ارزش‌های خودم غافل بودم ،

      از نداشتن گواهی نامه هم ناراحت بودم و فکر می‌کردم با به دست آوردن مهارت رانندگی می‌تونم بیشتر از زندگی لذت ببرم اما بی‌خبر از این که  وقتی از اصل زندگی بی‌خبر هستم کمکی به لذت بردن بیشتر نمی‌شود و این‌ها همه لوازم جانبی هستند، 

      خلاصه من خیلی شکایت از این‌ها داشتم و الان شکایت‌های دیگم رو یادم نیست و یک مورد که بیشتر توی ذهنم هست تنهایی من بوده که همیشه خودم را تنها و  شده می‌دانستم اما غافل از ارزش‌های خودم و امکانات زندگیم واقعاً چه ارزشی برای زندگی قائل بودم؟

      تمرین دوم 

      چه چیزهایی دارم که زندگی منو ارزشمند کرده و وقتی بهش فکر می‌کنم احساس خوبی دارم؟

      داشتن سلامتی  در زندگی همه ی انسان ها بسیاااار مهنه و من فکر میکنم با داشتن سلامتی همه بالاترین و ارزشمند ترین نعمت رو دارن و با سپاس گذاری میتونن از اون لذت ببرن ،این برای من جز چیزهای هست که باعث ارزش زندگی من میشه و وقتی سالمم حس خوبی دارم و با راحتی زندگی میکنم،

      من با فکر کردن به این که توی خونه ی خودم به راحتی و بی دغدغه زندگی میکنم یکی از ارزشمندی های منه و حس خوبی دارم با فکر کردن به این نعمت خوب و از خدا سپاسگزارم برای داشتن این ارزش زندگیم،

      برای داشتن خانواده ی خوبم احساس خوبی میکنم و فکر میکنم که بالاترین لذت دنیا اینه که با کسانی باشی که دوستشان داری، و این که کنارم هستن جز ارزش های خوب من هستند ،

      شاید به نظرتون عجیب بیاد اما برای داشتن دست و پاهای خودم خیلی احساس خوبی دارم که می‌تونم در طول روز به انجام کارهای روزانه خودم بپردازم و این جز ارزش‌های من هست ،

      برای قدرت بیان خودم سپاسگزارم و این از ارزشمندی‌های من در زندگی هست که باعث راحتی من میشه و اگر یک زمانی  من نمی‌تونستم حرف بزنم احساس می‌کنم خیلی زندگی دشوار و سخت می‌شد و سخن گفتن برای من ارزشمند هست،

      قدرت گوش دادن و شنیدن صداهای زیبای جهان هستی برای من ارزشمند هست و باعث راحتی می‌شود ،

      و در آخر من خودم رو دوست دارم و تنها نمی‌دانم و خیلی از اصل زندگی و وجود خودم راضی هستم و با زنده بودنم در هر روز  از خدا یک فرصت زنده بودن هدیه می‌گیرم از این تغییرات خوب و آگاهی ذهنی خودم سپاسگزارم و میخواهم برای داشتن بهترین احساس خودم همیشه تلاش کنم که ارزشمندی‌های زندگی خودم رو در طول زندگی کردن ببینم و توجه من به خوبی‌ها و نعمت‌ها باشه،و خدا رو سپاسگزارم برای هدایت خودم و آگاهی که از فایل خوب شما به دست آوردم و یک روز دیگه با احساس خوب و آگاهی  زندگی کردم،

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۳ ۱۵:۲۱
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 63992 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام خدمت دوستان و استاد گرامی خداقوت بهتون میگم

      این جلسه بسییاااار بسیاااار مهمه و در واقع پایه و اساس داشتن زندگی دلخواه رو توضیح میده.من این کامنت رو زمانی دارم مینویسم که در حال شنیدن چندمین باره جلسه پنجم هستم ولی یه حسی بهم گفت که بیام و بنویسم.این جلسه مقدمه ی رسیدن به خواسته هارو بیان میکنه و اون ارزش قائل شدن برای اصل زنده بودن و زندگب هست.نکته بسیااار مهمی که نه تنها تا الان اکثریت قریب به اتفاق ما بهش توجه نکردیم بلکه آموزشی هم در این باره تا به الان نداشتیم و جا داره بگم استاد من اول از همه وقتی از این آگاهی مطلع شدم خیلییی خوشحال شدم ولی یکم برام مبهم بود که چطور باید از اصل زنده بودن لذت ببرم که شما فرمودین در جلسات بعد در این مورد راهکارهارو توضیح میدید🙏🏻منتها من متوجه شدم یک سری فایل های دیگه درسایت هست که به فهم بیشتر این فایل خیلی کمک میکنه و اگر هنوز از این جلسه گذر نکردید پیشنهاد میکنم حتما این فایل هارو هم ببینید متن فایل هارو حتما با دقت بخونید بسیااار آگاهی عالی دارن و بعد فایل رو گوش بدید؛👇

      ۱_فایل های استفاده از قوانین در عمل قسمت ۶

      ۲_فایل از زندگی کردن لذت ببرید 

      ۳_فایل احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب که متن این فایل واااقعا حاوی آگاهی های بسیااار عالی هست

      ۴_قانون جذب همان دایره قدرت خداوند است متن این فایل هم بسیااار عالی و هماهنگ با این فایل هست

      امیدوارم که این پیشنهاد به دوستانم در این زمینه کمک کنه🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mhshabazaz
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۵ ۲۱:۱۴
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 3361 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      تمرين اول: 

      خواسته من از ابتدای این دوره لذت بردن از خود زندگی بوده ولی راستش من هنوز هم قدرش رو نمی دونم آخه من که متناسب نشدم، من که ثروتمند نشدم 🙁  البته ثروتمند شدن خواسته چند سال اخیر من هست ولی ارزوی متناسب شدن از دوران نوجوانی باعث شده نا من قدر زندگی رو ندونم. در حقیقت قدر هیچ چیز رو ندونم.

      تمرین دوم:

      این تمرین خیلی سخته، یعنی خیلی طولانی هست 🙂 

      داشته های من در مورد خانه:

      1. من خونه از خودم دارم و خداروشکر از اول زندگی مشترک همیشه مالک هستم.
      2. خونه ی من درر و پنجره دوجداره داره که فوق العاده است . مزایای اون رو خودتون بهتر می دونید.
      3. خونه ی من پارکینک جا دار داره. مورد ۲ و ۳ تضاده من از خونه ی قبلم بود که حل شد.
      4. من همسایه های خیلی خوبی دارم
      5. خدا رو شکر خونه ی من حدود ۱۶۰ متر  هست .
      6. خونه ی من خیلی خوش نقشه و دلباز هست.
      7. خونه ی من طبقه سوم هست و زمستون ها گرم و تابستون ها خنک هست.
      8. من چهار تا کولر تو خونه ام دارم که خونه من رو سرررررد می کنه.

      داشته های من در مورد خانواده:

      1. من بهترین همسر دنیا رو دارم که در زمینه ی زیبایی ، مهربانی. ، اخلاق خوب ، دست پخت عالی، متانت بهترین دنیا هست.
      2. من دوتا پسر فوق العاده زیبا، باهوش ، ناقلا ، خوش زبون دارم.
      3. آرامش فوق العاده ای در خونه ی ما بر قرار هست.
      4. همسرم و پسرهام در سلامتی کامل هستند.
      5. من مادر مهربانی دارم که همیشه پشتیبان من هست.
      6. دو تا برادر دارم که همیشه هوای من رو دارند.
      7. من خواهر مهربانی دارم که خیلی مهربون هست و پسرهام عاشق خونه ی عمه هستند.
      8.  

      داشته من در مورد سلامتی شخصی:

      1. من قد بلندی دارم.
      2. من بدن سالمی دارم که خداروشکر همواره در حال بهتر شدن هست.
      3. من چشمان سالمی دارم که می تونم عزیزانم و زیبایی های جهان را ببینم.
      4. من دستان ، پاهای سالم وقوی دارم
      5. و…..

      داشته های شخصی من:

      1. من خوش تیپ وزیبا هستم.
      2. من مهربان هستم.
      3. من توانایی خوبی در کنترل خشم خودم دارم.
      4. من توانایی بالایی در کار با کامپیوتر دارم.
      5. من در شغلم خیلی موفق هستم.
      6. و….

      داشته های دیگر من:

      1. من ماشین خوبی دارم که هم زیبا هست، هم سرعت خوبی داره ، کولر فوق العاده ای هم داره. که تا حالا با خانواده ام کلی سفر رفتیم و کلی خاطره ی قشنگ  داریم.
      2. من یک مک بوک عالی دارم که خودش به تنهایی ۱۰۰ ردیف از داشته ها رو پر می کنه.
      3. من یک گوشی آیفون دارم که دوربین با کیفیتی داره و بخوبی به مک بوک هماهنگ میشه و تجربه ی لذت بخشی به من میده.
      4. من به مسیری هدایت شدم که به من اجازه میده یاد بگیرم که زندگی خودم رو بهتر و بهتر کنم.
      5. من با استفاده از دورهی ورود به سرزمین لااغرها کلی از رفتارهای غلط خودم رو بشناسم و به سمت تناسب در حرکت باشم
      6. ….

      اینها مواردی هست که الان در لحظه به ذهنم رسید ولی  می دونم که کلی نعمت دیگه دارم که یادم رفته بنویسم و کلی نعمت هم دارم که از داشتنشون خبر ندارم. و بعد از ارسال کامنت با خودم میگم کاشکی اینو اون رو هم می گفتم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم