این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این میکنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟
با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمیکنیم. 😔
اینجا میخوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨
شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشتهها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگیمون لذت ببریم. 😊
توجه به بودن و زندگی کردن 🌿
مهمترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعیاش به آن اهمیت میدهیم.

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفتهای مادی و سرگرمیهای متنوع بهقدری زیاد شدهاند که خیلی راحت میتوانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.
همین مسئله باعث میشود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.
ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️
تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیلهای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمیتواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.
واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسانتر شدن زندگیاند، نه خود زندگی.
دام بزرگ “آیندهگرایی” ⏳
یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص میکنیم. مثلاً میگوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال میشوم.» این نوع نگرش ما را در تلهی آیندهگرایی میاندازد.
نتیجه؟ همیشه در انتظار آیندهای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث میشود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.
البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوقالعاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظههای حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، میتوانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.
هنر لذت بردن از زندگی 🌸
لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواستهها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیباییهای کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همهی اینها میتوانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.
تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همهی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.
وقتی این حقیقت را بپذیریم، بهجای مقایسهی خود با دیگران، میتوانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصتهای همین لحظه.
لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظههای ساده، میتواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨
بر اساس تجربهای که در طول زندگیام داشتهام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گرانقیمتترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسانها در جستوجوی آن هستند، نه ثروت بیپایان است و نه موقعیتهای اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.
سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمیتوان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار میشود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.
سالهاست که در دل تکرار میکنم:
«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔
ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫
تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند
شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیلکرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلیها رویایی به نظر میرسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه میخوردند 👀.
اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانهگیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشتههایش لذت نمیبرد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کمکم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.
من در دل بارها آرزو کردم:
«ای کاش در خانهای ساده، اما با قلبی آرام زندگی میکردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل میشود.
لحظهای که همهچیز تغییر کرد 🌟
وقتی زندگیام به نقطهی ویرانی رسید، دیگر تکیهگاهی نداشتم جز خداوند. همانجا بود که او را بهعنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.
از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزهها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفتهی قدیمی که میگوید:
«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑
من تصمیم گرفتم همهی داشتههای مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگیای به من عطا کرد که نهتنها آرامتر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکتتر از گذشته بود.
لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷
از آن روز، لحظهای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سختترین شرایط، تنها نام او را صدا میزدم 🌌. حضورش در قلبم، آنچنان آرامشی به من میداد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.
من روزهایی را گذراندم که در خانهای خالی زندگی میکردم، اما هزاران بار خدا را شکر میکردم 🙏.
زیرا در همان خانهی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بیروح بودم.
اکنون میدانم که خوشبختی در تجملات و داراییهای مادی خلاصه نمیشود. خوشبختی واقعی در این است که:
- بدنی سالم داشته باشیم 🫀
- ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘♀️
- و مهمتر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️
این همان چیزی است که به ما کمک میکند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیههای عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨
برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را بهصورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادتهای کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور میکنیم:
🙏 شکرگزاری روزانه
یکی از عمیقترین و مؤثرترین راهها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانهی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیباییها و نعمتهای کوچکی که معمولاً آنها را نادیده میگیریم.
هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. میتواند هوای پاکی باشد که تنفس میکنید، صدای خندهی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.
این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» میبرد و باعث میشود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.
⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)
یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرتهای گذشته میشود یا نگران آیندهای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.
سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:
- هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
- وقتی قدم میزنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶♀️🍃
این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه میآورد.
💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران
کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانههایتان میمانند و نمیگذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.
بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی میبخشید، سبکتر میشوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز میکنید 🌈.
🤝🌟 خدمت به دیگران
کمک کردن به دیگران، حتی در سادهترین شکلش، یکی از نابترین راههای تجربهی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری میرسانید، انرژی مثبتی میبخشید که چند برابرش به خودتان بازمیگردد.
این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، میتواند معنای عمیقتری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.
🌳🌞 ارتباط با طبیعت
طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانهها یا کوهها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت میبینید، یادآوری میکند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.
قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، میتواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط میگیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما میبخشد 🌺.
✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، میتوانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادتها کوچک به نظر میرسند، اما در عمل زندگی ما را متحول میکنند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 186 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام خدای هدایتگر
باسلام خدمت شما استاد عزیزم و همکلاسی های دوست داشتنی
من کلا نوی زندگیم مثل خیلی از آدم های دور و برم که همیشه در حال ناله کردن و غر زدن هستند نبودم ولی احساس سپاسگزاری از داشته هام رو نداشتم احساس میکردم اگه فلان خونه و یا فلان ماشین رو داشتم یا فلان کشور بودم خیلی عالی بود، کنترل ورودی های ذهن یکی از مهمترین کارهای که باید انجام داد مخصوصا توی شرایط فعلی که همه از وضعیت جامعه نالان هستند،چون اگه بتونی ورودی ها رو کنترل کنی به مرور میتونی فکرت رو کنترل کنی در نتیجه منجر به تغییر باور ها میشه، ورودی های ذهن همون حرف های تلویزیون و پدرو مادر و خانواده و دوستان و جامعه هست، به هرحال من خیلی تلاش میکنم ورودی های ذهنم رو کنترل کنم نمیگم صددرصد موفق بودم ولی نسبت به اکثریت جامعه خوب هستم، الان حدود یک سال هست تلویزیون ممنوع، شبکه های اجتماعی ممنوع، رفت و آمد با دوستان ممنوع،و در نتیجه باورهام روز به روز بهتر و بهتر میشه و نتایج زندگیم روز به روز بهتر و بهتر میشه، هرچند کنترل ذهن کار ساده ای نیست اوایل ولی غیرممکن هم نیست اگه باور کنید شما خالق تمام اتفاقات زندگی تون هستید در نتیجه تمام تلاش تون رو برای کنترل ذهن می کنید منم تلاش خودم رو میکنم
خدایا سپاسگزارم بابت خانه فوق مدرن و زیبایی که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت ماشین فوق العاده عالی و زیبا که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت فرزندانی سالم و صالح و باهوش و موفق که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت همسری مهربان و دلسوز و عاشق پیشه و باوقار باوفا و ثروتمند و خوشتیپ و خوشگل که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت اینکه انسانی ارزشمند هستم و همواره در حال هدایت الهی هستم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم که من همیشه در مکان مناسب و زمان مناسب قرار دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم که هر انسانی حلقه ست طلایی در زنجیر خیروصلاح من خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت کارگاه فوق العاده عالی و مدرنی که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت کارگران فوق العاده عالی و خوبی که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت اینکه من همیشه در سلامت کامل هستم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم که همه امورات بر وقف مرادم هست خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت پدر و مادر فوق العاده عالی که دارم خدایا شکرت که انجام شده
خدایا سپاسگزارم بابت داداش و آبجی های فوق العاده عالی که دارم خدایا شکرت که انجام شده
سلام به همه عزیزان
آقای عطار روشن از شما ممنونم بابت عنوان کردن چنین نکته ارزشمتدی در هر فایل آگاهی جدیدی بر من آشکار میشه
بعد چندین بار شنیدن این فایل تازه دیروز متوجه عمق مطلب شدم و فهمیدم یکی دیگه از دلایل نرسیدن من به خواسته هام و نداشتن حس و حال خوب این هست که من مدام دنبال داشتن یه چیزی برای حس خوب بودم یعنی هر روز یک چیز بیشتر میخواستم و داشتن حس خوب من همیشه منوط و وابسته به حضور چیز جدیدی بوده و هیچ وقت نتونستم بدون داشتن خواسته هام شاکر و سپاسگزار باشم
یادمه هیچ وقت نتونستم درک کنم که از همونحایی که هستی سپاسگزار باش یعنی چه؟از همونچیزهایی که داری لذت ببر و سپاسگزار باس یعنی چه؟
من به زنده بودنم به نعمت زندگی به نعمت انسان بودن هیچ وقت ارزش نگذاشتم از اولش یادم دادند که اگه خونه خوب کار خوب پول زیاد داشته باشی خوبه اگه از بقیه بیشتر داشته باشی اگه نفر اول باشی خوبه و چون نداشتم همیشه تمرکزم روی نداشته هام بود و ناکامی و خشم نصیبم میشد
وای بر من حیف و هزار حیف که نعمت زندگی رو درک نکردیم
این زندگی که سراسر نعمت و معجزه ست و میتونه هر لحظه اش فرصتی برای ارزش آفرینی باشه چقدر سر سری ازش گذشته ام
از صمیم قلبم از خدا میخوام به خاطر مهربانی بی مثالش همه ما رو کمک کنه تا لحظات زندگی رو ارج بگذاریم و قدرش رو بدونیم
ارزش زندگی ما به داشته هامون نیست هر چند داشته هامون همه ارزسمندند بلکه خود نفس زندگی و حضور در این دنیا سراسر فرصت و غنیمت هست
من شاید تا حالا شکر حقیقی به جا نیاوردم هر چند یکی از دعاهای من اینه :خدایا من رو شاکر واقعی نعمتهات قرار بده
ولی ته دلم همیشه حس میکردم شکر گزاری رو درست نفهمیدم و انجامنمیدم
نن فقط یاد گرفتم که زندگی خوب یعنی داشتن سلامتی پول و ثروت و موقعیت خوب و روابط خوب و از همه مهمتر جلو زدن از بقیه و نفر اول بودن.همیشه وقتی داشته های مالی اطرافیانم رو میدیدم با خودممقایسه میکردم و یه حس رقابت در وجودم داشتم و به خاطر متیت همیشه دوست داشتم من از همه بهتر باشم بعدها که آگاهیم بالاتر رفت بهتر شدم ولی هنوز افکارم آلوده بودند .من یادمه همیشه فکر برنده شدن بودم فکر نمره بیست گرفتن بهترین بودن.هیچ وقت از نمره ۱۹/۷۵لذت نبردم و همیشه در اضطراب بودم در ترس از عقب مودندن از بقیه در ترس از دیده نشدن و شکست خوردن و ….
الان هر چند دست از رقابت و مقایسه تا حدی برداشته ام ولی از ته دل میدونم که هنوز اهل رقابت هستم البته رقابت از نوع مقایسه کردن و….
کاش تو مدرسه ها یادمون میدادند به جای دهها چیز بی موردی که بهمون یاد دادند به ما میگفتن زندگی رو زندگی کردنچه طعمی داره
من به جایی رسیدم که با تمام وجودم دنبال آرامش و رسیدن به شادی درونی هستم اون شادی که وابسته به پول و موجودی حساب بانکی و زیبایی و…. نیست هرچند شکر گزار همه نعمتخایی که دارم باشم و هستم
دعا کنیم برای هم در این جنع دوستانه که همه به این مرحله رضا برسیم
من اونقدر درگیر این افکار هستم که هیچ وقت از نگاه کردن به صورتم در آینه که دیگه الان وارد میانسالی شدم و تغییرات سنی رو دارم در صورتممشاهده میکنم ،لذت نمی برم چون برای من زیبایی یعنی جوانی.هر وقت خودم رو درآینه میبینم غصه دار میشم چون حس میکنم پیری یعنی زشتی
من دیشب از خدا خواستم که آگاهم کنه و شروع کردم از خودم سوالات درست کردن تا هر لحظه بهتر زندگی و نعمت زندگی رو درک کنم
سلام و درود
مهم اینه که به مشتاق تغییر کردن باشیم
ذوق و شوق درک کردن و عمل کردن داشته باشیم
به این ترتیب میشه کمتر غصه گذشته رو خورد و به زندگی امیدوار بود
پیشنهاد میکنم نوشته های باورساز و مجموعه زندگی با اراده خداوند رو استفاده کنید
https://tanasobefekri.net/how-to-believe/
الهی به امید تو ❤
سلام حضور شما استاد عزیز و همراهان گرامی
در مورد قسمت اول تمرین همین الان با اینکه اصل زندگی دارم ولی قدر اونو نمیدونم مثلا بعضا به خاطر اینکه راحت نمیتونم خرج کنم راحت نمیتونم غذای عالی درست کنم بعضا گله مندی میکنم
در مورد همسرم بعضا گله مندی میکنم
در مورد شغل ام با اینکه کاملا ازادی تایم دارم با اینکه مورد احترام هستم با اینکه همیشه نقدینگی دم دستم هست گله مندی میکنم
در مورد ماشین ام هم همین طور با اینکه با قیمت خوبی خرید کردم و همیشه از ان استفاده میکنم ولی بعضا به خاطر کمبود های ظاهری اش گله مندی میکنم.
در حالی ک ب حای گله مندی ب راحتی میتوانم باان مسافرت بروم.
درمورد تمرین دوم من اصل ماجرا که زندگی هست خب دارمش و اما اپشن های زندگی ام از قرار زیرند
۱.اینکه لطف ومحبت و هدایت افریدگارم همیشه دارم
۲.سایه پدر مادر م بالای سرم هست و دعای خیرشون دارم ۳.همسر با درک فهم با قناعت و وفادار کمک حال همیشگی دارم
۴.دختر زیبایی که عشق را برایم تعریف کرده و عشق را تجربه میکنم دارم
۵.خانه ای در جای از کلان شهر شیراز که همواره در حال پیشرفت هست دارم وهمین طور ارزش ان بالاترو بالاتر میرود
۶.شغل خوب با درامد همیشگی روزانه ازادی نسبی تایم و مکانی دارم و اعتبار احترام خاصی اندازه خودم در بازار دارم
۷.ماشین خوبی دارم که همیشه به من خدمت میده و با اینکه مدل نود هست اما بیشتر لوازم ان را نو کردم
۸.در جای خیلی خوب کلان شهر شیراز که چهار فصل است زندگی میکنم و البته خونه خیلی خوبی و عالی هم اجاره کردم
۹.سلامتی جوانی زیبایی سرحالی با کلی دانش در همین زمینه موفقیت فردی دارم و استادنی همچون عطا روشن عباس منش امیر شریفی عرشیان فر و غیره همیشه از سمت خدا با من حرف میزنند که بهتر و بهتر زندگی کنم
۱۰.گوشی باکیفیت و اینترنت عالی که خیلی از کارها را برام راحتر کرده دارم و خیلی چیزهای دیگر
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی امیدوارم که حالتون عالی باشه و هرروز بهتر از قبل بشید
در مورد این جلسه باید بگم که چندوقتی میشه که به این درک رسیدم درواقع من چندین ساله که دارم روی این قوانین و آگاهی ها کارمیکنم ولی تازه به درک این مطلب رسیدم که زندگی اصلا چی هست و چقدر باارزشه و مدتی هست که هرروز که از خواب پامیشم خدا رو به خاطر روز جدیدی که بهم هدیه داده شکر میکنم
نمیتونم درکشو به زبون بیارم هرچقدر هم میگذره درکم عمیقتر میشه .درک اینکه همه چیز فقط احساس خوبه احساس لذته
ما تمام چیزای خوب دنیارو میخوایم فقط برای اینکه حالمونو بهتر کنن غافل ازینکه حال خوب درونیه و وابسته به هیچ چیزی نیست
من میتونم بشینم توی خونم یک فنجون چای زعفرونی بخورم و از ته دل لذت ببرم حتما لازم نیست که توی خیابونای پاریس با عشق رویاییم قدم بزنم تا بهم حال خوب بده . من آزادم که لذت ببرم و برای احساس خوب هیچ انتهایی وجود نداره
خیلی خوبه که انسان از همه لحاظ عالی باشه و غنی باشه و اتفاقا باید هم همینطور باشه .ولی کی این اتفاق میفته؟وقتی اون چیزا برات مهم نباشه و حال دلت بدون هیچ عامل بیرونی خوب باشه اونوقته که پول خودش سمتت میاد همسر خودش سمتت میاد سلامتی خودش سمتت میاد موفقیت خودش سمتت میاد و همه چیزای عالی خودشونن که به سمت تو میان بدون اینکه حرص بخوری و تلاش خیلی سختی بکنی خیلی راحت اتفاق میفته و اونها میان چون حال دلت خوبه و میخوان که حال بهتری رو بهت بدن
قانونشه و لاجرم اتفاق میفته
خب بریم سراغ نعمتایی که زندگی من داره و بابتش سپاسگذارم:
1.پدر حمایتگر شاد مهربون ،قوی وقهرمان و مادر خوب و با درک وشعور و عاقل و صبور و رازدار و نجیبی دارم که سلامتن و سایشون بالای سرمه.
2.خواهر عزیزی دارم که باهاش راحت و صمیمی هستم و شبا توی یک اتاق میخوابیم و کلی باهام درمورد قانون و حال خوب صحبت میکنیم بو باعث رشد هم هستیم.
3.بینیم رو به راخت ترین و عالی ترین شکل ممکن عمل کردم و در کل صورت زیبا و چشمان درشتی دارم.
4.از یه بیماری سخت نجات پیدا کردم و طوری شفا پیدا کردم که دیگه لازم نیست هرهفته برم آمپولای سنگین و عوارض سختی رو تحمل کنم و انقدر قوی هستم که هنوز کسی رو دور و برم ندیدم انقدر شجاع و قوی باشه حتی پسراش
5 . ماشینی رو که خیلی بیشتر از بودجم بود و فکرشو نمیکردم با کمک و هدایت خدا خریدم.
6 . منشا الهام خیلی ها شدم و اونها بعد از دیدن من شد کردن
7.گواهینامم رو گرفتم هرچند که خیلی برام سخت بود اما هرروز رانندگیم رو بهتر میکنمم.
8 و من از یه تصادف مرگبار نجات پیداکردم و به لطف خدا حتی یک خراشم روی صورتم نیفتاده و بعد از اونهمه ترسی که نسبت به رانندگی داشتم بازم تونستم رانندگی کنم و هرروز بهتر میشم.
9.یک لپتاپ عالی و قوی دارم که در زمان و مکان مناسب با هدایت خدا و کمک دستاش تونستم بخرم که هنوز جزو جدیدترین وقوی ترین های بازارهو
10 . یکی از مدارک موردنیاز کامپیوترو با نمره عالی پیش پیش گرفتم و جلو افتادم.
11.دوسال در بزرگترین بیمارستان مشهد کارکردم و انقدری رشد کردم که وقتی طرحم تموم میشد کنار کسی مینشستم که 25سال سابقه کار داشت .
12. هدایت شدم به سمت فتوشاپ و طراحی گرافیک و هرروز دارم توش پیشرفت میکنم و با نمره 100 از یکی از معتبرترین موسسات کشور مدرک گرفتم و وارد ساخت تیزرها و انیمیشن سازی شدم.
13.گوشی عالی ای دارم که همه کارهام رو راه میندازه.
14.سقفی بالای سرمونه و خونه دلباز و بزرگ با حیاط عالی و قشنگ و میز صندلی های سنگی توی حیاط داریم.که حتی توی اوج سرما توی زمستون هم میرم داونجا و از هوای پاکش لذت میبرم و کلی قدم میزنم.
15.اتاق بزرگ و دلبازی دارم.
16.تخت بزرگ با تشک راحت و روتختی خوشرنگ و سه تا بالش که خواب راحتی رو برام به ارمغان میارن و واقعا خوشگلن.
17.همیشه اتاقم مرتبه و انرژی در اون گردش داره.
18 و ریسه های نور دارم که اتاقم رو رویایی میکنن.
19.ترازویی دارم که هم سبک و کم جاست و هم کارم رو راه میندازه.
20.استعداد بسیار زیاد و هوش بالایی دارم.
21. دستگاه قهوه ساز دارم که هرروز بالاهش قهوه های عالی درست میکنم.
22.لیوانای خوشگلی دارم که خیلی دوسشون دارم.
23.لباس های قشنگی دارم.
24. دمپایی های روفرشِی عالی که مخصوصا دمپای حوله ایم رو خیلی دوس دارم چون نرم و خوشرنگه.
25.کرم ها و محصولات پوستی ای دارم که احساس عشق به خود و طراوت رو به پوستم هدیه میکنه.
26.آینه اتاقم که خیلی راحت شدیم.
27. توی اتاقم دو تا میز دارم که کارهام رو راحتتر باهاشون انجام میدم .
28.وقت آزادی دارم که میتونم استراحت کنم.
29. خدایا شکرت برای اینترنت که بهم هم دسترسی میده با عزیزانم ارتباط برقرار کنم هم باعث میشه کلی فایل آموزشی ببینم و خودم رو ارتقا بدم هم این بستر عالی و این دوره رو برام فراهم کرده و هم میتونم باهاش بازی کنم و فیلم ببینم و تفریحم میشه.
30.کلی خودکار و ماژیک رنگی دارم که بهم انگیزه نوشتن و درس خوندن میدن.
31.کنار تختم پنجره ای دارم که هروقت بیرون رو نگاه میکنم به حس آزادی میده.
32.بخاری اتاقم که در سردترین زمان هم توی اتاقمو گرم و عالی میکنه.
33.سازدهنی دلنشینم و توانایی به صدا درآوردنش.
34.گیتاری که اتاقمو قشنگ کرده و سالهای ساله همراهمه.
35 . عشق رو تجربه کردم و به عشق درونی و ارتباط بهتر با خودم و خدا رسیدم.
36.کلی دوره آموزشی با ارزش مادی و معنوی گرانبها دارم.
37.تلویزیون که چقدر فیلم دیدنو راحت کرده و گاهی با مامانم یک فیلم کمدی عالی میبینیم و لذت میبریم.
38 .سرامیکهایی که هروقت تمیزشون میکنم خونه برق میزنه و همیشه مرتبه و کلی انرژی و روحیه مثبتمو پخش میکنه توی خونه.
39. تا حدودی که کارموو راه بندازه به زبان انگلیسی مسلطم.
40.از یکی از معتبرترین دانشگاه های علوم پزشکی کشور مدرک تحصیلی دارم که هم توی کشور خودم بازارکارش زیاده و هم زمینه مهاجرتم فراهمه.
41.ارتباطم هرروز با خدا بهتر میشه و خیلی واضحتر هدایتش و میشنوم.
42.خدا به شدت مراقبمه و حتی آدمای خوبو توی زندگیم میاره.
43. احساس آرامش و حال خوبم هرروز بیشتر میشه.
44.یک سفر عالی و رویایی رو حدود یک ماه و نیم پیش به قشم داشتم که بکرترین و نابترین جاهای دنیارو اونجا دیدم کلی دوست خوب پیدا کردم.
45.دوستای خوبی توی زندگیم دارم.
کلی نعمت دیگه توی زندگی من هست که در مدار فعلی نمیبینمشون و هرچقدر تکاملم بیشتر بشه هم نعمتای بیشتر در زندگیم مییبنم و هم بیشتر و عمیقتر سپاسگذارشونم
خدایا شکرت برای اینکه به این دوره هدایتم کردی تا سطحم رو رشد بدی و دیدم رو بازتر کنی استاد عزیز ممنونم از شما که آگاهی های نبا رو بیمنت در اختیار ما قرار میدید دلتون شاد هرروز آرامشتون بیشتر بشه.
سلام به همه عزیزان
آقای عطار روشن من بعد سالها تلاش در مسیر خودشتاسی سوالی بنیادی در مورد خدا و کایتات در ذهنم شکل گزفته بود که درکش برام مبهم بود و از خدا کمک خواستم که راا رو نشونم بده و با اتفاقاتی که دست به دست هم دادن به سایت شما هدایت شدم که انشالله مفصل در موردش صحبت خواهم کرد
بعد مطالعه قسمت ۴ من متوجه شدم که من هیچ کدوم از دستاوردهامو دوست ندارم خونه دارم ولی دوستش ندارم
اسباب و اثاثیه خونمون رو دوست ندارم اصلا هر چیزی رو که دوست دارم و میخرم بعد خریدنش از چشمم میفته
دلیلش ناشکری نیست دلیلش اینه که من به علت تجربیات گذشته و به علت عادتی که از کودکی در من شکل گرفته من همه دستاوردهامو با زور و زحمت و سختی بدست اوردم یعنی رنج و سختی زیادی برای خواسته هام کشیدم و به همین خاطر بعد بدست اوردن اونها به خاطر رنج و فلاکتی که به خاطرشون کشیدم ازشون زده میشم
هر چه خواسته ای در من قویتر باشه سختی و رنج بیشتری برلش کشیدم اصلا هر چقدر جیری رو بیشتر دوست داشته باشم برلش ذلت و سختی بیشتری باید بکشم
البته شاید علت دیگه اش این هم باشه که من بیشتر تمرکزم روی نخواسته هایم می باشد
ولی این رو هم میدونم که از قدیم الگوهای من کسانی بودند که تلاش سخت رو یک امتیاز از ادم های خوب به من معرفی کردن
من دیروز وقتی به این نکته پی بردم احساس سبکی زیادی کردم
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
شاید محتوا درباره رنج و سختی های قبل باشه ولی خیلی لذتبخشه وقتی می بینم دوستانی که همراه من هستند از قدرت درک بالایی برخوردار هستند و خیلی عالی موانع ذهنی خودشون رو پیدا میکنند
نکته خیلی مهمی که باید مورد توجه قرار بگیره اینه که برای هر انسانی دستاوردهای انسان دیگه با سختی و رنج بوده
این درحالیه که شما گفتی من هم خیلی رنج کشیدم
اگر رنج و سختی دلیل موفقیت بود که همه انسانها باید موفق و ثروتمند و … می شدند
اون چیزی که ما از زندگی دیگران مشاهده می کنیم و تصور می کنیم طرف خیلی سختی کشیده در واقعیت اینطور نیست چون اون فرد سالها در مسیر خودش حرکت کرده و قدم و به قدم پیش رفته اما وقتی ما به نتیجه نگاه می کنیم و تصور می کنیم که چقدر مسیر رو طی کرده وحشت می کنیم و فکر میکنیم که چقدر سختی کشیده
انسانهای زیادی سختی می کشند اما انسان های کمی موفق می شوند چون موفقیت با سختی و رنج به دست نمی یاد.
موفق باشید البته بدون سختی
نشان های دریافت شده
نسترن
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیر
راستش تو این دو سه ساله که شروع کردم یادگیری قوانینو یکم بیشتر قدر داشته هامومیدونم اما هنوزم حس میکنم خیلی میلغزم
من خیلی چیزای زیادی دارم که واسشون سپاس گذار باشم اونقدر که نسبت به چند سال پیش 50 برابر شده
یادمه اون موقعی که رابطم با پدر مادرم خیلی بد بود طوری که داشتم ازشون متنفر میشدم همیشه ناشکری میکردم و غر میزدم از رفتارای بدشون با خواهرم صحبت میکردیم و هیچوقت به این فکر نکردیم
همین که هستن بودنشون نعمته
همین که صدای سلامشون میاد
همین که بابا دست پر همیشه میاد خونه
همینکه بوی غذای گرم مامان میپیچه و صدامون میکنه نسترن شبنم غذا نمیخورید الان؟
ما قدر این نعمتو اون موقع نمیدونستیم و تو این یه سال که یکم قدردانی کردیم تو دل خودمون معجزات رفتاریشونو به چشم دیدیم …
شاید یکی از دلایلی که من بعد یه سنی با بیماری های مختلف درگیر شدم این بود که نسبت به اندامم خیلی حسم بد شده بود و حتی تو خیابون معذب بودم و درواقع قدر وجودمو ندونستم
من کلا زبانی ادم غر زدنی نیستم پیش بقیه اما وقتی ناخوداگاه تغییر نکنه انگار مغزت از فکر داره منفجر میشه
من پر از ناشکری ام تو ذهنم
صداهایی تو مغزمه که اگه بهش اجازه بدم ادامه پیدا کنه میتونه تا سر حد مرگ منو ببره اما خداروشکر تسلطم یکم رو خودم بیشتر شده
ما تو دبیرستان یه اکیپ دوستانه دخترونه بودیم تو مدرسه یادمه از نداشتن دوست پسر هممون یه جورایی ناراحت بودیم و غر میزدیم گرچه من زبونی میگفتم به موقعش اون ادمه میاد اما ته دلم شکرگذار نبود و از اونجایی که قانون کلاه سرش نمیره و با احساس ما کار داره نه زبونمون در کل ارتباطمونم با پسرا خوب نبود
من تو زندگی الانم دنبال تواناییم که تو وجودم خاموش شده بود و تو 99 درصد مواقع گمشده بود و اونم
زندگی کردن در لحظس
من سنی نداشتم ولی حدودا از همون 12 سالگی همیشه نگران اینده بودم یا گذشته
نگران درس فردا
نگران اینکه اگه معدلم کم شه چی میشه
نگران اینکه نکنه مامانم نذاره برم خونه دوستم نذاره برم اردو
همیشه ام غصه میخوردم از گذشته وقتی پامو گچ گرفتم و اسیب دید کل پای چپم تو گچ بود و یادمه بعد اون اتفاق افسرده شده بودم چون فردای اون روز ازمون دان 2 تکواندو داشتم و میگفتم چرا اینطوری شد و انقدر ناسپاسی کردم یادمه اون دوران زندگیم پر از تنش بود و بعد اون دکتر رفتن من چند برابر شد رابطم با بقیه بدتر شد حتی یادمه سال بعد یکی از دوستام که همکلاسی سال قبلمم بود گفت
واقعا باورم نمیشه این تویی چون پارسال خیلی عصبانی و اخمو بودی و من باورم نمیشد که اینطوری بوده باشم
وقتی انسان در لحظه زندگی کنه نه میترسه و نه نگرانه چون داره لذت میبره از همون لحظه و ارامش داره ارامشی که هیچ چیزی بهت نمیده
————————————————————
تمرین 2
چه چیزایی تو زندگیته که ارشمنده یا داره بهت کمک میکنه یا تو داری کمک میکنی ؟
من الان یه اتاق مستقل زیبا دارم که تا 3 سال گذشته نداشتم و با خواهرم تو یه اتاق بودیم و من بابت تک تک اجزای این اتاق خداروشکر میکنم جای جای این اتاق با سلیقه خودم چیدم این اتاق بهشت نسترنه 12 متره اما یه دنیا نعمت توشه از تمام مدادرنگیای اصل فابرم وبوی خوبشون گرفته تا تمام گلدونایی که گذاشتم کنار پنجره و تو اتاقم نور خوب بهش میخوره و روز به روز میبینم که سر حال ترن از چراغ قوه اتاقم تا تمام کتابایی که دارم و درمود معماریه من وقتی نگاهم میکنم و فکر میکنم که این کتابارو واقعا حالم بهتر میشه
یه خودکار ابی دارم که هر دفعه باهاش مینویسم انقدر لذت میبرم فقط خدا میدونه انقدر که خوش رنگه و خوش دسته
یه قاب عکس کوچیک دارم که عکس بچگیای منو خواهرم توشه و لبخند زدیم و هر دفعه میبینمش حس خوبی میگیرم واقعا
با اینکه حقوق ندارم و کار نمیکنم اما بابا همیشه بهمون تا جایی که تونسته رسیدگی کرده و انقدر تئ کارتم بوده که بتونم یه غذای ساده بخورم
انقدر بوده که بعضی موقعا بتونم تو یه ماه سه دست لباس بخرم و اونقدری بوده که الان دارم با لب تاب سفیدم تایپ میکنم
من این لب تابو با عشق خریدم و عاشق رنگ سفیدم
من انقدر ادمای مهربون تو زندگیم هست و دوستم دارن مثل مامان و بابام خواهرم
من انقدر خوشبخت بودم و خدا به من فرصت داد که بتونم از عشق زیاد به بعضی ادمای زندگیم تو دلم قربون صدقشون برم و خودم کیف کردم
مثل نهال کوچولو 4 ساله
مثل رفیقای دخترو پسرم که الان انقدر زیادن نمیتونم بشمارم
من انقدر دوست داشتنی بودم و هستم برای خانوادم که همیشه دوست دارن منم تو جمعاشون باشم یا دوستام میرن بیرون با منم هماهنگ میکنن
من انقدر خوشبخت بودم که رفتم و کلی جای دیدنی و تاریخی مثل کاخ سعد اباد و باغ فردوس و دریاچه چیتگر و دربندو تجریشو و… دیدم
من فرصت اینو داشتم که حرفام توزندگی دوستام و اشناها اثر بذاره و تصمیم درستو بگیرن و ارومتر شن تو زندگیشون
من فرصت اینو داشتم که با استادای فوق العاده ای مثل شما کار کنم و خدارو صد بار بابت این شکر کردم که به این مسیر اومدم
من چند ساله راحت میخوابم رو تختم در حالی که یه مدت تا 6 صبح خوابم نمیبرد
خداوند به من یه صورت زیبا و پوست سفید داده و بارها بابت زیباییم تحسین شدم
من انقدر قدرت داشته مغزم که میتونم با چند تا نرم افزار الان کار کنم و طراحی کنم
انقدر خوشبخت بودم که تو این 4ماه شاید بالای 15 بار با دوستام رفتیم بیرون و انقدر خندیدیم که واقعا دل درد گرفتیم انقدر حس خوب بهشون دادم و حس خوب ازشون گرفتم انقدر بغلشون کردم و بغلم کردن که تازه بعد یه عمر فهمیدم دوستی چیه ارامش چیه
اما خیلی کمه خیلی کمه همینم و من خیلی بیشتر میخوام و برای رسیدن به او حد خوبم باید شکرگذار همینا باشم
من فرصت اینو دارم به نت دسترسی داشته باشم و کلی چیز یادگرفتم
من قدرت اینو داشتم 6 ماه پیش فردای روز تولدم اینستامو پاک کردم و لحظه ای بعد اون وسوسه نشدم که بریزم چون اون فضا تاریک ترین فضای زندگی من شده بود
من یه خانواده خوب و سالم دارم که که چندوقته کنار هم خوبیم واقعا و کاری بهم نداریم برعکس اون موقع که همش تنش بود
و خیلی نعمتای دیگه که طولانی میشه اما باید مدام مرورشون کنم با خودم
اومدم تو این دوره که خدای واقعی رو بشناسم باهاش اروم شم چون امتحان کردم فقط به خدا میشه تکیه کرد به خالق اعظم
اومدم که زندگی کردنو یاد بگیرم خدا هدایتم کنه به راهای زیباتر من امید دارم پس تمام تلخیای الان زندگیم قدرت منم هست نور الله هست فقط من باید ازش استفاده کنم همین خدایا نشونم بده …
نور به وجودتون
سلام به همه عزیزان
من سالهای سال به دلایلی که خودم بهش واقفم عادت کرده بودم که تفکر صفر و صدی داشته باشم و باوری که پیدا کرده بودم این بود کا اگر به وضعیت موجود راضی باشی رشد نمیکنی و از طرفی به خاطر عزت نفس پایین دستاوردهام برام ارزشمند نبودند و همیشه عادت به انتقاد داشتم و نتیجه اش هم شد زندگی ای که همیشه چیزی برای انتقاد و ایراد گرفتن بود
شنیدن این فایل به من انرژی دوباره داد که این عادت رو کنار بگذارم هرچند مدتهاست دارم تلاش میکنم
امیدوارم همخ دوستان و همه کسانی که اینگونه هستند به صلح با خود و دیگران برسند
سلام
در مورد سوال فایل چهارم ایتو میتونم بگم که من هیچ وقت راضی نبودم هر چی بودم و داشتن هیچ وقت راضیم نمیکرد و در هر جایی که بودم بیشتر و بهترش رو میخواستم
یک طمع یک نا امتی و احساس خطر در وضعیت موجود همیشه با من بوده
واقعا بلد نبودم و نیستم کا درست و حسابی قدر داشته هامو بدونم
حتی در مورد خودم و توانمندیهام هم از خودم هیچ وقت راضی نبودم
این وضعیت به جای بهتر کردن وضعیت حال و روزم رو هر روز بدتر کرده
فرمایشات شما حرف دل من بود
از خدا میخوام کمکم کنه به مفنای واقعی قدر داشته هامو یدونم
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
خواسته ها ما چی بود
ما وقتی وسیله ای میخریم براش لوازم جانبی تهیه میکنیم اینا ربطی به اصل خود وسیله نداره و موقع فروش این وسیله های جانبی در قیمتش اثر نداره ما همه این لوازم جانبی رو برای لذت بردن از اونه حالا گوشی و خونه و ماشین مثل همین وسایله
ما وقتی به دنیا میایم فقط زندگی است و در طول این زندگی میتونین یه سری امکاناتو اضافه کنیم مثل خونه و ماشین و باغ و وسایل خونه و غیره
موقع رفتنمون کاری به لوارم من ندارم و همونطوری که به دنیا اومدم همونطور اصل منو میگیرن
و لذت از دنیا و شادیهامون رو حساب میکنن نه خونه و ماشینمون رو
اصل زندگی است و همه امکانات اضافه هایی ایست برای لذت زندگی
اگرارزش زندگی رو ندونیم هر امکاماتی هم اضافه کنیم اهمیتی نداره
چرا لذت نمیبریم با تمام امکاناتی که تهیه میکنیم چون از اصلش استفاده نمیکنیم و اضافه ها در صورتی معنی پیدا میکنه که قدر اصل رو بدونیم و لوازم جانبی بدون اصل بی استفاده است
حالا ما اگر از زنده بودنمون لذت نبربم چیزهایی که از خدا میخوایم بهمون داده نمیشه چون طلاحیت نداره و یا اگر داده بشه باعث لذتش نمیشه و باعث درد سرش هم میشه
ما همیشه فکر میکنیم اگر امکاناتش نباشه زندگی به درد نمیخوره
نه ما میخوایم به همه خوشی ها برسیم و باید شاکر اصل باشیم و از زنده بودنمون لذت ببریم
من همیشه فکر میکردم که نداشتن ماشین خوب و خونه شخصی خودم باعث لذت منه و روز به روز پایین تر رفتم
من زنده بودنم رو فراموش کرده بودم و قانون خداست که وقتی قدر زندگیتو ندونی امکانات هم بهت داده نمیشه
من خیلی ناشکری میکردم و همیشه زنده بودنم در درجه اخر شکر گزاری بود
من نه شاکر سلامتیم بودم و نه کارم و نق میزدم بعضی وقتها که حوصله ندارم برم سر کار
من قدر هیچدنعمتمو نمیدونستم و فقط توقع داشتم چون دعا میکنم حاجتمو بگیرم و وقتی به اون چیزی که میخواستم نمیرسیدم مثل این طلبکارا از خدا شکایت داشتم
اصل زندگی من برام بی معنی بود و یه چیز عادی میدونستم فقط گاهی کا یک فرد بیمار رو میدیدم میگفتم خدا رو شکر که حداقل من سالمم حالا اگر چیزی هم ندارم و یا کم دارم
همش در حال گله و شکایت بودم و شرایط اقتصادی و کارمندی و حقوق پایین
من دوست داشتم زودتر زندگیم تموم بشه و میگفتم یعنی میشه من نفسم تموم بشه
باید قدر اصلشو بدونیم تا امکانتمون اضافه بشه تا کم کم شرایطمون بهتر بشه
خب حالا چجوری قدر زندگیمون رو بدونیم
فقط باید قدر اصل زندگی رو بدونیم و لذت ببریم به خواسته هام و لذت هام زیاد میشه
الان چه چیزهایی باعث ارزشمندی زندگیم دارم
و یا چه چیزی حذف بشه شرایطم بدتر میشه
خدایا شکر که در درجه اول هستی
خدایا شکرت که من میتونم با خدمت به همسر و فرزندم ارزشمند میشم
من با کار برای پدر و مادرم ارزشمند تر میشم
من با خدمت به ارباب رجوع ارزشمند تر میشم
من با داشتن سلامتی و چشم و گوش و بدن سالم خیلی ارزشمند هستم
من با داشتن فرش و وسایل خونه ارزشمند هستم
من با همین تخت گرمی که الان تو هوای سرد نشستم و دارم تمرین مینوسم ارزشمندم
من با ارامش درونم خیلی ارزشمندم
من با شادی و لذتی که در این دوره کسب کردم ارزشمندم
من با تناسب و زیبایی و سلامتی در این مسیر ارزشمندم
خداوندا برای عاشقی در این دوره دارم متشکرم
خدایا در این مسیر همچنان از هدایت و حمایتت نصیبم گردان
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
سلامی دوباره به همه حاضرین در این سایت.
امروزت را بساز امروزت را زندگی کن با هرچه داری و نداری اگر حسرت و حسد،ناامیدی، کینه و بغض،حرص و طمع در دلت داری به خدا از خودش دوری.
فایل امروز هم مثل همیشه عالی بود.اصل ماجرای وجود ما زنده بودن و زندگی کردن است.فردی که از زنده بودن و زندگی کردنش لذت نبره چیزهایی که از خدا درخواست میکنه یا بهش داده نمیشه چون صلاحیت داشتن این امکانات رو نداره یا اگه بهش بدن نه تنها باعث لذتش نمیشه تازه باعث دردسرش هم میشه و این نکته خیلی مهمی هست که منم نمیدونستم و خیلی جالب و جدید.
تمرین مرحله اول:آیا شما هم واقعا این جوری بودید؟یعنی ناشکری میکردید از زندگیتون؟قبل این فایل و این مطالب شما چه تصوری در مورد زندگیت داشتی؟ من هم فکر میکردم این چه زندگی هست که دارم قبلاً که سنمکم بود همیشه از والدینم گله و شکایت میکردم که من چون تک دخترم باید سرتا پام رو طلا بگیرید منو بفرستین کلاسهایی که دلم میخواد مثل ژیمناستیک و شنا والیبال و از زندگیم اصلا لذتی نمیبردم و بهشون میگفتمکهمن سرراهی هستم چرا بهم اهمیت نمیدین موقعی که دانشگاه میرفتم چون یه دوستی هم داشتم که اون هم تکدختر بود امکانات خودم رو که با اون مقایسه میکردم میدیدم والدینم برام هیچ کاری نکردن درحالی که اون همه چی تو زندگیش داشت طلا و کامپیوتر و حتی ماشین هم براش خریده بودن با اون میومد دانشگاه و وقتی خودمرو در اون شرایط میدیدم از خودمزندگیم متنفر میشدم که ای کاش توی خونواده پولدار به دنیا میومدم که فقط منو داشتن اینجوری همتوجهو محبتشون فقط واسه خودم بود و هم از همه لحاظ منو تامین میکردن و من هرچی دلم میخواست رو میتونستم بخرم.یکی هم چاق بودنم بود باورتون میشه وقتی که چاق بودم اصلا دوست نداشتم از خونه بیام بیرون چه برسه به اینکه به خودم برسم و لباس بخرم بعضی وقتها که به افراد چاق نگاه میکردم که کلی به خودشون میرسیدن من با خودم میگفتم پس من چرا مثل اینها خوشحال نیستم و واسه خودم چیزی نمیخرمحتی از خودممتنفر بودم یا اصلا اهل خوش گذرانی و تفریح وخوشحالی نبودم انگار میخواستم همه مشکلاتم حل بشه بعد من رنگ خوشی رو درک بکنم و همش درجا میزدم که زندگیم رو تغییر بدم ولی سال بعدش بدتر از امسال میشد چاق تر میشدم و بیشتر حرص میخورم و هیچ یک از جنبه های زندگیم رو دوست نداشتمحتی به خدا هم گله و شکایت میکردم که چرا هرکسی تو زندگیش یه دلخوشی داره و من هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه چیزی ندارم که دلم قرص باشه بهش و مدام گریه وزاری میکردم البته اکثر شکایتهام هم تو دل خودم بود و به کسی نمی گفتم چون فکر میکردم با این حرفها اونارو ناراحت میکنم برا همین همیشه تو خودم بودم و مدام درگیری فکری داشتم و همش سردرد داشتم یا اینکه چرا کار و درآمد دلخواهمو ندارم که حداقل خودم به این خواسته ها برسم حتی از قدمهم بدم میومد یادمه وقتی برای رانندگی رفتم و بهخاطر قدممنو فرستادن راهنمایی و رانندگی خیلی شاکی بودم و به خدا میگفتم چیز زیادی تو زندگیم بهمندادی حداقل قیافه و قد بلند بهم میدادی و با هزار زحمت تونستم قبول بشم تورانندگیچون هم فکر میکردم که بهخاطر قدمهمتوانایی رانندگی رونداشتمو هم همش استرس داشتم که نکنه خراب کنم.یا حتی کارم وقتی در اون کار بودم همش غر میزدم که این چه کاریه که من دارم همش کلی مشتری برام میاد و من اصلا وقت نمیکنم با گوشیم مشغول باشم ولی دوستای دیگه ام یه ساعت یکبار یه مشتری میومد و کارشونم سخت نیست.
تمرین مرحله دوم:چه چیزهایی در زندگیت هست که باور کنی که زندگیت ارزشمنده؟میخوام بگم از وقتی وارد این دوره شدم و مخصوصا جلسه سوم خیلی رو من تاثیر گذاشت و خیلی آرامش گرفتم در کنار خداوند که این ارزشمندترین چیز تو زندگیمه یعنی آرامش با خدا بودن و من هم اون کوله بار خطا و اشتباه رو انداختم زمین الان احساس سبکی میکنم چند روز هست که دیگه درگیری فکری ندارم و سردرد هم ندارم بعد سلامتی هست که دارم وقتی یه جایی از بدن درد میکنه تازه به ارزش سلامتی پی میبریم همین دیشب که از مهمونی برگشتیم پام خیلی درد میکرد و طبق این آموزشها سپردمش به خدا و بهش گفتم من ایمان دارم که تو شفا میدی و بهش گفتم مطمینم که تو الان دستت رو میزاری روی پام و پام خوب میشه با همین تصور حتی چند لحظه هم طول نکشید که پاهام خوب شد و آنقدر خدارو شکر کردم که خوابم برد و این یکی از نتایج بودن در این دوره است برای من.چیزهای دیگه که برام ارشمندن و از بودنشون خدارو شکر میکنم همین خونه مادرم هست که توش زندگیم میکنم و خدا رو شکر که سقفی بالای سرم هست یا همین پتویی که منوگرم میکنه یا خانواده ای که دارم مخصوصا مامانم که خیلی دوستم داره و یا برادرهام که من دیشب رفتم خونشون و کلی کیف کردیم و به من که خیلی خوش گذشت خدارو شکر یا چند روز پیش که رفتیم استخر با زن داداشهام که کلی لذت بردیم از بودن در اونجا چون من عاشق شنا کردنم خدارو شکر یا وجود برادرزاده هام که اگه چند ساعت نبینمشون دل تنگشون میشم البته اونها هم منو دوست دارن و اولین کلمه ای که به زبون آوردن عمه بوده قربونشون برم.یا این اتاقی که در اون نشستم و همچنین این میز و صندلی که دارم روی اون تمریناتم رو انجام میدم یا این گل زیبای فلفل که فلفلاش عین گیلاس و من دارم از دیدنش لذت میبرم و خدا شکر میکنم بابت این نعمت یا پول تو جیبیم که همیشه خدا بهم رسونده بی نهایت از خدا سپاسگزارم که داشتن نعمتهاش تو زندگیم رو بهم یادآوری کرد و این لبخندی که از نوشتن این مطالب روی لبم دارم.الان خدارو در کنار خودم حس میکنم و همیشه احساس میکنم که در آغوش خدا هستم و دارم از طعم خدا لذت میبرم.یا داشتن کلی لباس در کمدم شکر که هربار یکیش رو میپوشم و از داشتنشون لذت میبرم و شکر گذاری میکنم یا کمدها و چمدون هایی که دارم. من هر روز که از خواب بیدار میشم از خدا تشکر میکنم که امروز رو بهم دادی که زنده باشم و در مسیر درست زندگیم که این مسیر هست باشم خدارو شکر میکنم که شور و اشتیاق منو هر روز بیشتر میکنه برای ادامه دادن و لذت بردن از این مسیر.