✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیز و همراهان تناسب فکری
این فایل فایل بسیار زیبایی بود و در تمام مراتب زندگی کارایی داشت و من بسیار از مطالب این فایل لذت بردم و انگار ک اگاهی های جدیدی رو مستقیما پیدا کردم و راه حل هایی رو درک کردم و مشکلات و فرمول های اشتباهی رو پیدا کردم و با فکر کزدن ب این موضوع مثال های زیادی هم یادم افتاد چ دررابطه با تناسب وچ باقیه جنبه های زندگی این موضوع عینک رو درک کردم.
و خیلی از چیزهایی ک دوست نداشتن و اتفاق افتاد رو پیدا کردم و حالا هم اصلاحشون رو استارت میزنم.
باتشکر از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
باسلام خدمت استاد و تمام دوستانم
تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی
من از وقتی که وارد سایت شدم تازه فهمیدم چطور چاق شدم
بله من با فیلتر چاقی دنیای جسمم و تمام غذاها رو میدیم
من باورم شد که من هم ممکن چاق بشم وبا دیدن دیگران وشنیده هایم درباره ی چاقی دنیای من رنگ غیر طبیعی به خودش گرفته بود ومن باور چاقی رو که فیلتر چاقی بود تمام دنیا رو می دیدم وزندگی می کردم
درک ونگرشمو درباره فیلتر های زندگیم رسیدن به ناخواسته و ناامیدی در من بود من دنیایی به این زیبای رو نمی دیدم همش دنیایم پر از رنج و غم واز دست دادن وبی عدالتی بی مهری و بیماری می دیدم چقدر فیلتر های نامناسب برای خودم خلق کرده بودم ودنیام رو بد ترسیم کرده بودم پس باید تمام ناخواستها رو تجربه کنم چون من تمام توجهام به ناجالبی ها بود من پر توان در این مسیر باید تمام فیلتر های نادرست رو از ذهنم بردارم باید چشم ها رو شست جور دیگر باید دید
من کمبود وفقر رو باور کرده بودم با فیلتر کمبود به دنیا نگاه کردم وهمین اتفاق در زندگی من بوجود آمد
باور من این بود که عادی، باید در روابط دعوا و بحث باشه وبا همین فیلتر دنیای اطرافم رو تجربه کردم
باورم بود که من نمی تونم وبی اراده هستم ومن توانایی زیاد ندارم و همین ها رو در زندگیم تجربه کردم
وقتی با فیلترهای اشتباه دنیا و جسم و شرایط رو میبینی دیگه مهم نیست چقدر برای خواستن تلاش کنی نتیجه نمیگیری چون نتیجه رو از قبل برای خودت به تصویر کشیده ای دیگه مهم نیست چقدر رژیم وورزش وتلاش داشته باشی نتیجه نهایی رو ناخوآگاه تعیین میکنه که تو چه باوری رو براش از قبل برنامه ریزی کردی وبرای تو نتیجه رو به ارمغان میاره،
من باید اول از همه فقط به باورهایی که مانع لاغری در من هستش رو در ذهنم پیدا کنم وبعد در این بار دنبال افرادی باشم تا این روش برام منطقی تر بشه
لاغری با ذهن فقط میاد مانع های لاغری رو از ذهن پاک می کنه همون فیلترهای رنگی رواز ذهنمون کنار میذاره اون وقته که دنیای جسمون بهتر خودش ترمیم میکنه و برای ما تناسب روبه نمایش می ذاره
لاغری با ذهن تنها ترین و راحت ترین راه برای لاغری من هستش
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
این فایل ومتنوع این فایل یکی از اون موانع فیلترها وباورهایی ایست که باعث شده من وزنم الکی وبدون سختی بالا والاتر بره .واقعا راست میگین استاد این نان وکوچه وشیرین وکره ومربا و….اینا نیست که منو چاق میکنه چون آدمای متناسب هم دارن ار این مواد غذایی به حد نیازشون استفاده میکنن..ولی نگرش من نسبت به چاق کننده بوده باعث میشه نتیجه ی من خوردن بیشتر از این مواد یا حتی به اندازه درم میخورم ولی متاسفانه نتیجه چاقی هست.وای خدا چقد فرمول داریم تو ذهنمون که دیدیم وشنیدیم ومرور شده وشده ملکه ی ذهن من.چه در مورد روابط چه در مورد ثروت چه در مورد سلامتی ومناسب اندام یعنی این منم که باید اینا رو شناسایی کنم وتغییرشون بدم..به خاطر همینه که تغییر سخته چون باید اول بخوای بعد شناسایی کنی بعد جایگزین کنی بعد منطقی کنی برا ذهنت
خیلی فرمول هست که باید بشناسیم یکیش همین که نان ومواد غذایی چاق کننده هستن یعنی من اختیار رو میدم به اونا واونا برامون نتیجه خلق میکنن
بهترین روش همین روشه وموندن در این سایت ومرور کردن مطالب مرتبط با لاغری
منمیخام عینکم رو عوض کنم وبه چاقی ولاغیر جور دیگه ای نگاه کنم …
خدا رو شکر
سپاس از استاد.
شکرگژار این لحظهام
با سلام
فرمول های ذهنی همون مسایلی هست که ما باورشون داریم .
باورهایی که توسط دیگران و دیده ها و شنیده ها به مغز ما وارد شده و بعضیا با تکرار شدن در ما نهادینه شده بعضیا چون از طریق شخصی بوده که ما قبولش داشتیم و بعضیا هم خودمون با تجربه بدست آوردیم.
مثلا چشم زخم یه فرمول ذهنی هست که تقریبا همه بهش باور دارن.
خب از وقتی که وارد سایت شدم بارها گفتم که باورم این بود که با از شیر گرفتن بچه و به مرور با افزایش سن به چاقی مبتلا شدم و البته ترس از چاقی هم خیلی باعثش بود.
و من تا قبل ورود به سایت اصلا فکر نمیکردم که چاقی و مغز به هم ربطی داشته باشن.
مگه نه این که از همون مسیری که به سمت چاقی رفتیم باید خلاف جهت بریم تا برگردیم به سمت لاغری.
یه فرمول ذهن چاق اینه که پرخوری باعث چاقی میشه،و من متوجه شدم اگه این فرمول رو برعکس کنیم میشه« کم خوردن باعث لاغری میشه.»
و این اصلا به این معنی نیست با کم خوردن خودمون رو اذیت کنیم و گرسنه نگه داریم،فقط کافیه مثه چاق ها رفتار نکنیم بلکه مثل متناسب ها به اندازه بخوریم.به اندازه بخوریم که سیر بشیم .
علاوه بر این که فرمولهای چاقی رو از ذهن پاک میکنیم باید فرمولهای لاغری رو یاد بگیریم و جایگزین کنیم و اینطوری وقتی لاغری رو یاد بگیریم و ذهنمون لاغر بشه ،به مرور جسم هم لاغر میشه.
به نام خداوند کافی و بخشنده ،
وددرودو سلامتی برکت و رحمت خدا بر شما استاد گرامی و ارجمند ،
استاد هر فایل نکات عالی برای من در بر داره:
۱ شما ذهنتون رو برای هر کاری قبلش آماده کنید
۲ فقط فرمولهای صحیح نتایج صحیح دارن شما هر چقدر تلاش کنی فرمول اشتباه باش نقشه اشتباه باش جای دیگه میری نه به مقصد،
۳ آنقدر مسیر ل لاغری آسان هست که کسی باورش نمیشه
۴نتایج همگی دست یافتنی هستن دور و سخت نبینید با استقامت و حوصله و صبر باید بشه و شدنی دنیا روبه خیر و پیشرفت و گسترش خوبی برای ما رشد ما هستش.
۵ما چوب جادویی خلق کردن را داریم همان قدرت ذهنمان که خدا بهمون عطا فرموده.
۶ خودتو بسپار با اطمینان به ذهنت اون دقیق میزان به موقع به مقدار چیزی که دلش بخواد را لازم داشته باش رو میگه بهت نترس ازش بهش مسیر اشتباه نده کار بیهوده ازش نکش مجبورش نکن باهاش بدرفتاری نکن خودشکبدونه بلده چون خدا دقیق و میزان همه چیز را آفریده است،
اون خودش زودتر از تومیخواد سالم و زیبا بشه فقط کافیه تو انتخابش کنی و اعتماد بهش کنی.
سپاسگزارم از خدا و استاد گرامی و تشکر از همراهان و حضور خوبشون
.
به نام خداوند نیرو دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات فرمولهای ذهنی
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همفكر من واستاد عزيز
به نظر من اين ديدگاه بي نظيرر بود
كه مشتاقم اين مسير باعشق با علاقه ادامه بدهم هر روز بهتر از روز قبلم بشوم
وموانع ذهني هاي خودم رو شناسايي كنم
سپاسگزارم از شما وبقيه دوستان هم مسيرم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
یکی از موانع ذهنی لاغرشدن در ذهنم آرامش بود یعنی به هرنسبت که من در وضعیت روحی خوبی باشم به همان نسبت چاق ترم .
چون پدرم که فردی چاق بود و تو خونه بهش میگفتن علی بی غم دنیایی و به خاطرهمین چاقی . و نگران آینده بچه ها نیستی پدرم هم میگفت خوب من که دارم کار میکنم گرونی هست و… من باید چی کارکنم و چون پدرم کمتر از اعضای خانواده نگران فرداها بود و کمترشکایت میکرد به اینکه تو مسولیت پذیرنیستی دغدغه بچه ها رو نداری لااقل ازش انتظار داشتند که غصه بخوره وپدرم از این کارا بلد نبود .
کارش روانجام میداد ولی غصه خواری نمیگرد و… .
وشنیدن این جمله تو ذهنم باعث شد که من با این باور غلط که فردی که آرامش داره چاق هست واین باور باعث شد که من بعد کنکور سراسری یا بعد امتحانات مدرسه و ترم یا بعد طی کردن هرچالشی من چاق تر شوم .
تا اینکه با دوره لاغری با ذهن آشنا شدم موانع های دیگه رو شناسایی کردم و برای ذهنم منطقی کردم که من تا حالا اشتباه فکر میکردم و … و وزنم از ۷۴ به ۶۰ رسید و من ارامش زیادی گرفتم. اما انتظار داشتم باز هم لاغرتر بشم اما کلا استپ خورد.
چون لاغرشدن یکی از دغدغه های زندگیم بود که برطرف شد و من آرامش زیادی گرفتم و چون این کد برابر با چاقی بود من دیگه نتونستم لاغر تربشم و شاید هم داشت باسرعت بسیار پایین تری نسبت به قبل روتد چاقیم به خاطر این آرامش شکل میگرفت .
بعد مدتی با کار کردن روی ذهنم یکی از مشکلات دیگه چندساله من هم برطرف شد و من آرامش زیادی رو تجربه کردم یهو دیدم رفتارغذاییم تغییر کرد و ترس از چاقی دوباره تو ذهنم مرور شد.
یه دوماهی سپری شد مرتب فکرم درگیر بود خدایا من که دلایل چاقی رو برطرف کردم دیگه برای چی دارم آلارم چاق شدن رو دریافت میکنم به اتفاقات این دوماهه فکر کردم یهو مغزم سوت کشید وای خدای من .
من دارم آرامش رو تجربه میکنم و کد آرامش تو ذهنم چاقی بود همون کدی که نزاشت من وزنم از ۶۰ پایین تر بره واستپ بخوره و همون کد الان داره بیشتر خودشو باحل موضوع دیگه زندگیم خودشو نشون میده .
دوباره دوره رو شروع کردم و چندتا موانع جدید دیگه رو پیدا کردم بعد چند روز ترس از چاقی در ذهنم از بین رفت و رفتارغذاییم حتی بهتر از گذشته شد .
و میخام بگم چقدر نامحسوس این کدها دارن کارخودشون رو میکنن و اگه حواسم به این آلارم ترس از چاقی نبود من چاق میشدم و اخرش هم میگفتم ای بابا لاغری با ذهن هم مثل رژیم و ورزش و… موقتی هست و دیدی این روش فایده نداره . چرامن دوباره چاق شدم .🙃
من چون مطمن بودم که این روش ذهنی درسته دنبال نقض این روش نرفتم بلکه درون خودم رو کنکاش کردم و کد مخرب رو پیدا کردم .
حالا متوجه شدم چون من زنده هستم و دارم زندگی میکنم و من باافکارم دارم زندگیمو خلق میکنم و کدهای مخرب ممکنه هنوز هم تو ذهنم باشه و بسته به شرایط زندگی رونمایی کنه پس من باید درونم رو کنکاش کنم نه اینکه بیام قانون جهان هستی که من خالق زندگیم وجسمم هستم رو نقض کنم .
ومن از خداوند شاکرم که اول این آلارم رو در بدنم قرلرداد که منو اگاه کنه که درونم رو واکاوی کنم بعد هم شاکرم بابت هدایت به این مسیر زیبا و راحت .
تشکر ازاستادعزیز بابت انتشار این آگاهیهای ناب که علاوه بر درمان درد .پیشگیری کردن درد رو هم بهمون یاد داد تا راحت تر زندگی کنم .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان،
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی در سایت تناسب فکری
گام ۲۷ ؛تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی،
تاثیر فرمولهای ذهنی بر عملکرد ذهن مثل عینکی هست که به چشمها میزنم،
فرمولهای ذهنی در واقع نوع نگرشم به خودم و دنیای اطرافم رو مشخص میکنه و در نهایت باعث شکلگیری انتظار در من میشن.
اگه عینکی با شیشههای آبی رنگ به چشمام بزنم همه دنیا رو به شکلی میبینم که رنگ آبی اون غلیظتر از دیگر رنگهاست،و اگه عینکی با شیشههای رنگ قرمز به چشمام بزنم دنیای قرمز رنگی رو خواهم دید،دلیل اون تغییر کردن رنگ دنیا نیست، بلکه تاثیریِ که شیشههای رنگی بر نوری که از دنیا به چشمها میرسه میذاره.
وقتی اون نوری که به چشمام میرسه به خاطر شیشههای رنگی تغییر رنگ بدن، تصویری که توسط من دیده میشه غیر طبیعی و به رنگ اون شیشه میشه.
پس اگه منم در ذهنم فرمول(چاقی من ارثیه) ذخیره شده باشه، تجربه من در زندگی چاق شدن خواهد بود، و هر چقدر هم که برای لاغر شدن تلاش کنم نتیجهای نخواهد داشت،چون این فرمولهای ذهنیه که نتیجه نهایی رو رقم میزنه نه تلاش جسمی من.
و اگه باز توی ذهنم فرمول (خوردن باعث چاقی میشه) ذخیره شده باشه این فرمول به تنهایی میتونه باعث چاق موندنم تا روزی که زنده هستم بشه و به راحتی باعث افزایش وزن مداوم من بشه.
همونطور که نگاه کردن به دریا با عینک شیشه رنگی باعث تغییر رنگ آب به رنگ شیشه عینک میشه،مواجه شدن با مواد غذایی زمانی که من به واسطه فرمول ذهنی خوردن باعث چاقی میشه عقیده داشته باشم که غذا خوردن باعث چاقیم خواهد شد، حتماً این شرایط رو تجربه خواهم کرد،وقتی که من از عینک با شیشه رنگی استفاده میکنم به هر سمتی نگاه کنم غلظت رنگ شیشه عینک در اون صحنه بر سایر رنگها غلبه میکنه،
تعریفهایی که درباره مواد غذایی در ذهنم دارم مثل همون شیشههای رنگی هستن با این تفاوت که به جای تاثیر بر بینایی من تاثیر مستقیم بر جسم من میذارن،
وقتی که عقیده من این باشه که نان خاصیت چاق کنندگی داره،هر بار که نان مصرف میکنم فرمول ذهنی چاق شدن من طبیعیه رو پررنگتر میکنم،چرا که از قبل میدونم نان خاصیت چاق کنندگی داره و قبل از خوردن نان چاقتر شدن رو پذیرفتم و بعد دارم نون رو میخورم.
نکته جالب توجه در آموزشهای ذهنی استفاده از مثال و دلیلهای منطقی برای رد کردن فرمولهای ذهنی اشتباهه،مثلاً در خوردن نان خیلی از افراد زیادی هستن که علاقه شدیدی به خوردن نان دارن اما همیشه متناسبن،این موضوع ثابت میکنه که نان خوردن باعث چاق شدن من نمیشه،اما فکر کردن به چاق کننده بودن نان میتونه منجر به چاق شدن من بشه.
و اگه از یک فرد متناسب درباره نان خوردن سوال کنم متوجه میشم دیدگاه اون درباره ویژگیهای نان و استفاده کردن از اون به اونچه که من درباره نان میدونم تفاوت زیادی داره.
باید بدونم که لیست بلندی از مواد غذایی در ذهن من و افراد متناسب هست که از نظر من اون مواد غذایی چاق کننده هستن،اما توی ذهن افراد متناسب اون مواد غذایی باعث سیر شدن یا تامین انرژی یا لذت بردن از زندگی میشه،و این تفاوت نگاه درباره تاثیر مواد غذایی در ذهن من و افراد متناسب باعث ایجاد نتیجه میشه.
پس وقتی مواد غذایی برای افراد چاق و متناسب یکسانه، پس چه چیزی باعث تفاوت در وضعیت جسمانی استفاده کنندهها از اون مواد غذایی میشه؟؟تنها دلیل این تفاوت فرمولهای ذهنیه که در ذهن افراد متناسب و چاق ذخیره شده،
نکته قابل توجه درباره تاثیر فرمولهای ذهنی اینه که وقتی فرمول اشتباه در ذهنم ایجاد بشه نه تنها زمانی که مشغول خوردن اون غذا هستم افکار من تحت تاثیر اون فرمولها قرار میگیره،بلکه حتی در زمانی که فقط نگاه من به اون مواد غذایی میفته افکاری در ذهنم مرور میشه که نشئت گرفته از همون فرمولهای ذهنیه،
مثلاً یکی از تفریحات لذت بخش برای بعضی از افراد چاق خوردن کلوچه با چای هست و همچنین هزاران بار هم شنیدن که کلوچه چاق کننده است و فرمولهای ذهنی اشتباهی در ذهنشون ایجاد شده که هر وقت که کلوچه میخورن یقین دارن که اونها چاق خواهند شد.
این فرمولهای ذهنی اشتباه درباره کلوچه در ذهن اونها باعث میشد که حتی وقتی از جلوی مغازه هم رد میشدن عطر و بوی اون کلوچهها نظرشون رو جلب کنه و همزمان با فکر کردن به لذت خوردن کلوچه به چاق کننده بودن اون هم فکر کنن،افکاری که در ذهن افراد چاق مرور میشه، تحت تاثیر فرمولهای ذهنی اشتباهیه که در ذهن اونها ذخیره شده.
ولی خیلی از افراد متناسب هستن که اونها هم عاشق کلوچهان،ولی هیچ وقت تصوری رو که افراد چاق درباره تاثیر چاق کنندگی کلوچه دارن رو اونها ندارن،نه تنها فرمولهای ذهنی اونها درباره تاثیر چاق کنندگی کلوچه با هم تفاوت داره،بلکه نگاهشون درباره موقع خوردن کلوچه هم خیلی با هم تفاوت داره.
مثلاً افراد متناسب هیچ وقت کلوچه رو بعد از ناهار و فقط به خاطر خوردن با چای نمیخورن،اما افراد چاق سالها دارن این کار رو تکرار میکنن،
افراد متناسب اگه به هر دلیلی کلوچه بخورن دیگه هیچ غذایی نمیتونن بخورن و میگن من این کلوچه رو خوردم و سیرم، ولی افراد چاق هیچ وقت با خوردن کلوچه احساس سیری نمیکنن و اصلاً کلوچه از نظر اونها غذا محسوب نمیشه،یه خوراکی خوشمزه است که برای لذت بردن از اوقات زندگیشون خورده میشه.
پس فرمولهای ذهنی به این شکل باعث تغییر افکار و رفتار ما میشه و ترکیب اونها با یکدیگر به شکل بسیار سادهای باعث اضافه وزنمون میشه،
افراد چاق تصورشون اینه که کلوچه غذا نیست و فقط یک خوراکی خوشمزه است که با چای و برای تفریح کردن خورده میشه و از طرفی هم عقیده داشتن که کلوچه خاصیت چاک کنندگی داره و ترکیب این دو فرمول باعث بروز واکنشهای رفتاری در اونها میشد که در حالتی که واقعاً سیر بودن ولی باز هم کلوچه رو با چای میخوردن و از طرفی هر بار هم که اونو میخوردن برای اونها چاق شدن طبیعیتر میشد.
فرمولهای ذهنی در تموم جنبههای مختلف زندگی من تاثیرگذارن،در کسب و کار، در تحصیلات، در روابط و در بسیاری از موضوعات مختلف در ذهنم به واسطه شنیدهها و دیدههام فرمولهایی ساخته شده که در نهایت نتیجه زندگیم در جنبههای مختلف رو رقم میزنه.
مثلاً فرمول ذهنی من آدم بدشانسیم ،باعث میشه که هر چقدر سعی و تلاش کنم که موفقیتی کسب کنم نتیجهای برام نخواهد داشت،چرا که نتیجه نهایی رو فرمول بدشانسی رقم میزنه و جهان شرایطی رو برام ایجاد میکنه که به بد شانس بودن خودم بیشتر پی ببرم، و بدشانسی رو بیشتر تجربه کنم،
فرمولهای ذهنی چاق کننده هم باعث میشن که در زندگی بیشتر تجربه چاقی رو داشته باشم،
پس دلیل اینکه افراد به مرور چاقتر میشن، اشتیاق جهان برای مواجه کردن اونها با محتوای ذهنی هست که سبب تجربه شرایط زندگی اونها میشه.
پس با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتونم لاغر بشم و شناسایی موانع ذهنی اهمیت زیادی داره،موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشن.
توجه کردن به نکات آموزشی بهم کمک میکنه تا زندگی جدید خودم رو شروع کنم، زندگی که کاملاً متفاوت با شرایط فعلیم باشه.
در مسیر لاغری با ذهن باید اصلاً توجهم به اون مقدار وزنی که میخوام کم کنم نباشه،این یکی از حربههای شیطانه که وقتی میخوام تصمیم بگیرم از جایی که هستم به جایی که میخوام حرکت کنم و تغییر کنم این فاصله رو برام خیلی بزرگ میکنه، خیلی دور از دسترس میکنه،
باید بدونم که من یک روزی در شرایط ایدهآل خودم بودم و الان هم مهم نیست که چند سال از اون موقع گذشته و تمام این چیزی رو که الان به دست آوردم رو گرم به گرم در طی این سالها به دست آوردم،پس چیزی رو که خودم به دست آوردم و حالت عادی بدن من نیست،الان هم میتونم از دستش بدم،فقط یک ایمان میخواد،یک باور میخواد،یک نگرش مثبت میخواد که من به اون چیزی که میخوام میرسم،
و نکته امیدوار کننده اینه که تغییر کردن به شرایط ایدهآل خیلی سرعتش بیشتر از تغییر کردن به شرایط غیر ایده آلِ،
پس اصلاً مهم نیست که من به چه دلیلی اضافه وزن دارم یا در چه شرایطی هستم، مهم اینه که از چه زمانی تصمیم میگیرم که میخوام شرایطم رو تغییر بدم،اصلاً همه چی تغییر میکنه،مهم اینه که من ذهنم رو در مسیر لاغری قرار بدم و گام اولش هم باور کردن این مسیره،
تفاوتی نداره که چقدر تلاش میکنم برای لاغر شدن،و از چه روشهایی استفاده میکنم،مهم اینه که نتیجه رو یه چیز دیگهای داره رقم میزنه،فرمول ذهنی در واقع یک مسیرِ که من دارم در اون مسیر حرکت میکنم،یعنی اون نتیجه نهایی رو فرمول ذهنی داره رقم میزنه،
استاد میگه من یک لنز قرمز رنگ رو روی دوربین میذارم و شما رنگ متفاوتی رو از صحنه میبینید،مهم نیست که من چقدر توضیح بدم که اطراف من چه رنگیه، و مزرعه رنگش به قهوهای تغییر کرده در صورتی که بازم رنگ واقعی نیست،یعنی واقعیتِ الانِ چیزی که شما میبینید، اینی نیست که شما میبینی،اما به دلیل اینکه من از یک فیلتر رنگی استفاده کردم شما تمام رنگها رو بر مبنای این فیلتری که من استفاده کردم دارید میبینید و با اینکه خیلی کوچیکه اما کل نتیجه رو داره تغییر میده،اینها فرمولهای ذهنیان،اینها باورهای ذهنی هستن،اینها کدهای ذهنی هستن،وقتی فرمول ذهنی شما مثلاً این باشه که چاقی من ارثیه دیگه تفاوتی نداره که شما چقدر تلاش میکنی برای اینکه لاغر بشی، نتیجه نهایی رو اون فرمول داره رقم میزنه که چاقی شما ارثیه و شما تا ابد باید چاق باشی.
فرمول ذهنی چیه؟؟در مثال دوربین یک فیلتره که برای شما گذاشتم، یک فیلتر رنگیه،و در ذهن شما یک فرمول چاق کننده است،دقیقاً کار اینها مشابه،وقتی این فیلتر رو روی دوربین قرار بدم شما هر چیز رو به رنگ دیگهای خواهید دید و تفاوت نداره که رنگ واقعی چی باشه،اون چیزی رو که من روی لنز قرار میدم تمام نتیجه رو تغییر میده و وقتی شما یه همچین فرمولهایی رو در ذهنتون دارید، هر چقدر تلاش کنید برای لاغر شدن هیچ اهمیتی نداره،نتیجه نهایی رو اون فرمول چاق کننده داره تعیین میکنه،نه فقط در موضوع چاقی در تمام جنبههای زندگیتون به همین شکله.
اگه فردی باورش این باشه که درس خوندن آدم رو به جایی نمیرسونه،این فرد حتی تا مقطع دکترا هم اگه ادامه تحصیل بده بازم از طریق تحصیلاتش به جایی نخواهد رسید،چون نتیجه نهایی رو فرمول ذهنی اون فردِ که داره تعیین میکنه.
کسی که باورش این باشه که دختر خوب، پسر خوب برای ازدواج نیست اهمیتی نداره که چقدر دقت میکنه برای اینکه همسرش رو انتخاب کنه،چقدر داره جستجو میکنه،چقدر داره درباره اون خانواده تحقیق میکنه،در نهایت نتیجه زندگی اون فرد نتیجه مناسبی نخواهد بود،چون که جهان بر اساس فرمولهای ذهنی هر فرد داره به اون پاسخ میده و اون فرمولها عین این فیلترهای رنگی هستن،
اون تصویری که شما دارید میبینید یک تصویر طبیعیه و چیزی که در ذهن شما هم هست همینه،یعنی طبیعت ذهن شما اینه که تصویر باید به این شکل باشه که شما میبینید،
به محض اینکه من فیلتر رو روی تصویر قرار بدم از نظر شما از نظر واقعیت فکر شما طبیعی نیست،اما اهمیت نداره که شما چه چیزی براتون طبیعی نیست،اون فرمول ذهنی یعنی در این مثال تصویر فیلتری که من قرار میدم نتیجه رو عوض میکنه،درسته که طبیعی نیست ولی مهم نیست،فیلتر کارش رو انجام میده،فرمول ذهنی هم همینه.
شاید شما رژیمهای سختی داری میگیری ورزشهای سنگین انجام میدی و طبیعی از نظر خودت اینه که من با این همه تلاش باید لاغر بشم،اما مهم نیست شما چقدر تلاش میکنی و فکر میکنی چی طبیعیه،مهم فرمولهای ذهنی هستن که در نهایت دارن نتیجه رو براتون رقم میزنن.
وقتی این فرمولها شناسایی بشن با فرمولهای صحیح جایگزین بشن طبیعی اینه که آدمها متناسب بشن،
مثل همین که من فیلتر رو از جلوی لنز دوربین برمیدارم خب دیگه طبیعیه که شما اون رنگهای واقعی رو ببینید و تصویر خیلی واضح و زیبا بشه،پس وقتی که ما عینک چاقی روی چشمامون باشه روی ذهنمون باشه هر چقدر تلاش کنیم بازم چاقی رو میبینیم، نتیجهاش برامون چاقی میشه،اما وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر بدیم دقیقاً مثل اینه که عینک چاقی رو از روی چشمامون برداریم، از روی ذهنمون برداریم، اون وقته که ذهنمون لاغری رو میبینه، اون وقته که بدنمون به شکل طبیعی به سمت متناسب شدن حرکت میکنه.
چرا چون فرمولها رو تغییر دادیم،
حالا این فرمولها در تمام جنبههای زندگی وجود داره در چاقی هم وجود داره، پس ما به خاطر فرمولهای ذهنیمون هست که هر چقدر تلاش کردیم نتونستیم متناسب بشیم وگرنه تلاش ما تلاش کمی نبوده.
اون فرمولهای ذهنی که ما درباره چاقی در ذهنمون داریم نتیجه ورزش کردن رو تغییر میده،خیلی از ماها مدتها باشگاه رفتیم، ورزشهای سخت انجام دادیم، اما در نهایت نتیجه تاثیر آنچنانی هم روی بدن ما نداشت، یا اگر تاثیر گذاشته خیلی زودگذر بوده چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کنندهای هست که نتیجه ورزش کردن رو هم برامون تغییر میده.
وقتی که فرمولها اشتباه باشه وقتی که تصویرهای ذهنی ما از خودمون اشتباه باشه هر چقدر ما تلاش انجام بدیم برای لاغر شدن حالا چه از طریق ورزش، چه از طریق رژیم گرفتن، چه از طریق هر کاری نتیجه به هیچ وجه اون چیزی که باید باشه نمیشه،برای همینه که افرادی که اضافه وزن دارن خسته و ناامید میشن،چون هی تلاش میکنن و نتیجه نمیگیرن و همه اینها به خاطر فرمولهای ذهنی که از کودکی از طریق جامعه، رسانه یا حرف یک پزشک در اونها ایجاد شده و این شرایط رو براشون به وجود آورده.
پس وقتی فرمولها صحیح باشه نتیجهای که ما میتونیم از ورزش بگیریم بسیار بیشتر از اون تلاشیه که ما انجام میدیم و این یک موضوع علمی اثبات شده است که وقتی ذهن رو برای یک کاری آماده کنیم نتیجهای که از اون کار میشه کسب کرد بسیار بیشتر از نتیجه سایر افراده،
آموزش ذهنی حرکت مداوم نیست،.درسته استمرار داره ولی هر چقدر بیشتر پیش بریم نتیجه بزرگتر و بزرگتر میشه،به خاطر اینکه ما مسیر بیشتری رو داریم با فرمولهای صحیح طی میکنیم.
پس وقتی که دارم فایلها رو گوش میکنم به موضوعاتی که گفته میشه فکر کنم، بارها اونو در ذهنم تحلیل کنم، براش مثالهایی پیدا کنم که این حرفها رو تایید کنم، هر چقدر که این کار رو بیشتر انجام بدم ذهنم راحتتر میپذیره این صحبتها رو و به شکل بهتری اونا رو درک میکنه، ثبت میکنه و ازشون استفاده میکنه،و به این طریق میشه فرمول سازی کرد،
لاغر شدن خیلی آسونه اگر که اصولش رو یاد بگیریم.
خیلی از بچهها نمیتونن باورش کنند و میگن مگه میشه آدم اینجوری فکر کنه لاغر بشه،استاد میگه به جای اینکه اینقدر بخوایی تردید کنی که میشه یا نمیشه وارد مسیر شو، بیا یادش بگیر، بزار نتیجه بهت اثبات کنه که میشه یا نمیشه،نمیخواد خودت هی با فکر و منطق خودت فکر کنی که میشه یا نمیشه،وقتی شما فرمولهای ذهنیت اشتباهه خب مطمئناً وقتی بخوای درباره لاغری با ذهن فکر کنی ارور میده،اصلاً نمیتونه درک کنه موضوع چیه،
میگه نه بابا نمیشه، تو نمیتونی،اون شیطان درون میگه تو نمیتونی،چرا اینو میگه؟؟خب چون نتیجه چندین ساله قبلت نشون میده که تو نمیتونی،خب چرا نتونستی؟؟فرمولهای ذهنیت اشتباه بوده،ولی اون که دیگه اینو بهت نمیگه که تو الان فرمولهای ذهنیت اشتباهه که داری فکر میکنی میگی نمیتونم،اینو بهت نمیگه،چون نمیخواد تو وضعیتت بهتر از این بشه،شیطان قسم خورده که نذاره بندههای خدا آب خوش از گلوشون پایین بره،ولی ما وقتی از مسیر صحیح حرکت کنیم خداوند در قرآن هم فرموده به شیطان گفته که تو هیچ تسلطی بر بندههای من نداری و اونایی که من رو باور میکنن مطمئناً زندگی خیلی خوبی خواهند داشت و این باور کردن یعنی چی؟؟یعنی باور به توانایی خودت،باور به اینکه تو میتونی تغییر کنی،و این همون ایمانه،این همون ایمان به خودمونه،این همون ایمان به تواناییمونه،اینکه میتونیم در شرایط بهتری زندگی کنیم و لذت بیشتری از زندگی ببریم.
سپاسگزارم از شما استاد عزیز.