یه دورهای از زندگیم اونقدر برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم که کلاً بیخیال شدم. هر کسی میگفت «رضا، مراقب باش، از دفعهی قبل چاقتر شدی»، میگفتم «بذار هر چی میخواد بشه. اصلاً اینجوری قشنگترم». امروز میدونم این حرفها فقط باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو در ذهنم محکمتر میکرد. یعنی خودم داشتم جلوی کنترل چاق شدن رو میگرفتم.
این نوشته جلسه نهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه هشتم (تصویر ذهنی) گفتیم که اول باید حرکت به سمت چاقتر شدن رو متوقف کنیم. در این جلسه میخوام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغر شدن رو بگم و یه جملهی ساده که خودم باهاش این مانع رو برداشتم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 چرا کنترل چاق شدن قدم اوله؟
سالها هر بار رژیم گرفتیم یا تصمیم گرفتیم باشگاه بریم، خواستیم جسممون رو از مسیر چاقتر شدن به سمت لاغری برگردونیم. ولی چون این تغییر از ذهن شروع نشده بود، موفق نشدیم. اگه داری به سمت چاقی میری، اول باید این حرکت متوقف بشه و بعد حرکت به سمت لاغری شروع بشه. این تغییر جهت هم کاملاً ذهنیه.
برای همین اگه جلسهی قبل رو خوب کار نکردی، چند بار دیگه تکرارش کن. این جلسه قدم بعدیه و روی همون پایه ساخته میشه.

🌱 بدن ما همیشه میخواد خودش رو ترمیم کنه
در طبیعت همهچیز به سمت ترمیم میره. اگه شاخهی یه درخت بشکنه، شاخهی تازه سبز میشه. اگه قسمتی از چمن کنده بشه، دوباره چمن درمیاد. اگه دستت ببره، تنها کاری که تو میکنی شاید یه چسب زخمه؛ بقیهی کارها رو خود بدن انجام میده و بعد از چند روز اثری از زخم نمیمونه.
من به اضافه وزن نمیگم بیماری، چون این اسم حس بدی ایجاد میکنه. میگم اضافه وزن یه حالت غیرطبیعی برای بدنه. حالت طبیعی بدن ما تناسبه و بدن هر لحظه دوست داره به این حالت برگرده. دیدی هر بار که رژیم گرفتی، اولش چند کیلو کم کردی؟ همین نشون میده بدنت آمادهی لاغر شدنه. ماندگار نشد چون مسیر اشتباه و سخت بود.
🩹 چی جلوی ترمیم بدن رو میگیره؟
اگه یه زخم رو به حال خودش بذاری، چند روزه خوب میشه. ولی اگه هر روز دوباره بازش کنی، صد سال هم خوب نمیشه. اگه هر روز چند تا برگ یه درخت رو بکنی یا جوونههای تازهش رو بچینی، اون درخت هیچوقت سرسبز نمیشه.
بدن ما هم همینطوره. اگه سالها نتونستی متناسب بشی، یعنی هر روز فکرها و رفتارهایی داری که نمیذاره بدنت کارش رو بکنه. بنابراین لازم نیست کار جدیدی برای لاغر شدن یاد بگیری؛ نه غذای خاص، نه داروی خاص، نه ورزش خاص. فقط باید موانع رو برداری. این موانع هم تقریباً همه ذهنیان. حتی پرخوری که یه کار فیزیکی به نظر میاد، دستورش از مغز صادر میشه.

🚧 بزرگترین مانع: «من نمیتونم لاغر بشم»
یکی از بزرگترین موانع ذهنی تقریباً همهی آدمهای چاق اینه که باور کردن نمیتونن لاغر بشن. این باور از حرفهایی ساخته شده که سالها شنیدیم و به خودمون گفتیم: «چاقی ما ارثیه»، «سنم بالا رفته و سوختوسازم پایین اومده»، «من شانس ندارم»، «خدا من رو اینجوری آفریده».
این باور دقیقاً مثل باز کردن هر روزهی زخمه. وقتی باور کردی نمیتونی لاغر بشی، مغزت بر اساس همین باور فرمان میده که چقدر بخوری و چطور با غذا رفتار کنی. بنابراین یا چاقتر میشی یا در بهترین حالت در همین وزن میمونی، ولی لاغر نمیشی.
این باور یهشبه از بین نمیره. اول کمرنگ میشه و بعد کمکم از بین میره. نشونهی موفقیتت هم تغییر احساسته؛ وقتی امیدت بیشتر میشه و حس میکنی تو هم میتونی، یعنی باور داره عوض میشه.

✨ «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست»
برای تغییر این باور، باید از یه جملهی برعکس شروع کنی و بارها به خودت بگی. جملهای که من استفاده کردم این بود: «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست». همین الان یه بار بلند بگو. بعد ببین چه حسی داری و چه صدایی در ذهنت میشنوی.
وقتی من شروع کردم به گفتن این جمله، اصلاً نمیتونستم قبولش کنم. یه صدایی در ذهنم میگفت «اگه آسون بود که این همه آدم چاق نبود. اگه آسون بود، تو با این همه تلاش تا حالا لاغر شده بودی». خیلی از آدمهای چاق حتی نمیتونن این جمله رو به زبون بیارن؛ انگار کلمهها در دهنشون نمیچرخه. هر چی سالهای بیشتری با چاقی کلنجار رفته باشی و شکستهای بیشتری خورده باشی، باور کردنش سختتره. ولی نشدنی نیست.
اگه موقع گفتنش حس بدی داری، یعنی باورهای چاقکنندهت هنوز قویان و باید بیشتر روی خودت کار کنی. اگه با تکرارش کمکم آرومتر میشی و حس میکنی تو هم میتونی، یعنی داری درست پیش میری. اینقدر تکرارش کن تا بتونی با لبخند و حس خوب بگیش.
چرا اینقدر مهمه؟ چون ذهن ما اگه کاری رو سخت بدونه، تمام تلاشش رو میکنه که تو اون کار رو ادامه ندی. برای همین هر بار رژیم گرفتی، از روز اول یه اتفاقی افتاد و یه مانعی پیش اومد تا آخر سر رهاش کردی. ولی وقتی ذهنت باور کنه لاغر شدن آسونه، دیگه سنگاندازی نمیکنه.

🔍 دنبال دلیلهای اثباتش بگرد
ما سالها برای چاقیمون دلیل آوردیم و به خودمون ثابت کردیم که نمیتونیم لاغر بشیم. حالا لازمه برای این جملهی جدید دلیل پیدا کنیم. چند تا از در دسترسترین راهها:
- دیدن: به بخش آلبوم شگفتیهای سایت برو و عکسهای قبل و بعد اعضایی که متناسب شدن رو با دقت نگاه کن.
- خوندن: روی هر عکس که بزنی، نوشتهی همون عضو رو میبینی. تجربههاشون رو بخون.
- شنیدن: در صفحهی دوره ورود به سرزمین لاغرها، بخش نظرات شرکتکنندهها، صدای خودشون رو گوش بده.
- یادآوری: جمله رو روی یه کارت قشنگ بنویس و جاهایی بذار که زیاد میبینی؛ آشپزخونه، زیر شیشهی میز کار یا پسزمینهی گوشی.
برای همینه که میگم شما خیلی راحتتر از من متناسب میشید. وقتی من این مسیر رو شروع کردم، هیچکس رو نمیشناختم که از این راه لاغر شده باشه و هیچ تمرین مرتبی هم نبود. مسیر من پر از آزمون و خطا بود. ولی امروز یه مسیر گامبهگام هست و کلی آدم که قبل از تو از همین راه رفتن. هر چی بیشتر این نمونهها رو ببینی، کنترل چاق شدن و بعدش لاغر شدن برات باورپذیرتر میشه.
✨ تمرین این جلسه: لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: احساست رو بسنج
- جملهی «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» رو چند بار بلند بگو.
- بنویس موقع گفتنش چه حسی داشتی و چه صدایی در ذهنت شنیدی.
- چند ساعت بعد دوباره تکرارش کن و ببین حست چه تغییری کرده.
📌 مرحله دوم: دلیل جمع کن
- هر روز چند دقیقه آلبوم شگفتیها رو ببین، تجربهی اعضا رو بخون یا صداشون رو گوش بده.
- بنویس امروز چه کاری کردی که این جمله رو بیشتر باور کنی.
- یادت بیاد کی تونستی راحت کمی وزن کم کنی و اون موقع چه حسی داشتی.
📌 مرحله سوم: جمله رو جلوی چشمت بذار
- جمله رو قشنگ روی کارت بنویس و در چند جای خونه یا محل کارت بذار.
- بنویس کجاها گذاشتیش و هر بار که میبینیش چه حسی داری.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت دهم: توقف نفرت از چاقی) میبینیم چرا نفرت از چاقی، بهجای کمک، بیشتر درگیرمون میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎯 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
۱. کنترل چاق شدن یعنی چی؟
یعنی قبل از لاغر شدن، جلوی حرکت به سمت چاقتر شدن رو بگیریم. این کار از ذهن شروع میشه؛ با برداشتن موانع ذهنی که نمیذارن بدن به حالت طبیعیش برگرده.
۲. چرا بدن خودش لاغر نمیشه؟
بدن همیشه میخواد به تناسب برگرده، ولی باورها و رفتارهای ما مثل باز کردن هر روزهی یه زخم، نمیذارن این ترمیم انجام بشه. بزرگترین مانع، باور «من نمیتونم لاغر بشم» است.
۳. تکرار جملهی «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» چه فایدهای داره؟
ذهن اگه کاری رو سخت بدونه، جلوش سنگاندازی میکنه. تکرار این جمله و پیدا کردن دلیل برای اون، کمکم باور جدیدی میسازه که مغز بر اساسش فرمانهای تازه صادر میکنه.
۴. از کجا بفهمم این باور داره عوض میشه؟
از احساست. اگه موقع گفتن جمله آرومتر و امیدوارتر میشی و ترس از چاقتر شدن کمتر شده، یعنی باورت داره تغییر میکنه.
امتیاز 4.35 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام به همه دوستان عزیز و استاد عزیزم
من یه اشتباه ک تازه دوره رو شروع کردم داشتم اونم این بود ک بله درسته لاغر شدن پروسه ای داره پس نم نم بدن من روز ب روز لاغر میشه بعد هی مرتب چک میکردم انداممو میدیدم تغییر خیلی زیادی نکردم
آخر این مطلب از استادم فهمیدم ک نه ذهن هم پروسه خودشو داره و
(با این کار شما ذهن خود را برای چاق نشدن آموزش می دهید و شرایط مساعد برای تغییر جهت حرکت به سمت لاغر شدن را ایجاد می کنید)
دوستان توجه کنن ک استاد اول گفته ذهن باید اول آموزش ببینه ک دیگه مسیری ک طی هفته های پیش رو داشته رو فراموش کنه و یاد بگیره که دیگه از من بعد رشد نکنه بعد ک ذهن پذیرفت حرکت به سمت لاغری آغاز میشه
فقط کاری ک ما باید میکنیم به بدنی ک خدا آفریده هیچ گونه شکی نداشته باشیم
که بدن ما عاشق لاغر شدن و متناسب شدنه پس با ایمان و صبر میشه به همه چیز دست پیدا کرد😊😍
نشان های دریافت شده
سلام!
برای حرکت به سمت لاغری باید مسیر چاقی رو متوقف کرد
پیاده روی در چهارراههایی که کیلومترها طولانی بود فکر میکردم که هرچقدر مسیر طولانی تر باشه و فعالیت بدنم بیشتر باشه عملکرد من عالی انجام میشه در صورتی که میزان تحمل من برای رنج و سختی وتلاش و فعالیت بدنم از پیادهروی نه تنها هیچ نتیجه ای نداشت بلکه تاثیر بالعکس میذاشت وتکرار این اشتباه ومسیرغلط باعث میشد تا خسته بشم چون به محض رها کردن تلاشم وزنم باشدت بیشتری بر میگشت چون ذهنم گرسنه بود ومن در برابر فرمان مغزم چاره ای جز تسلیم شدن نداشتم ومن چقدر شجاع بودم با اینکه میدونستم دوباره و دوباره باید تکرار کنم شوق رسیدن به تناسب باعث میشد تا ناامید نشم
حالا ی جمله شگفت انگیز شنیدم که دوست دارم اون رو به تابلو تبدیل کنم وبه دیوار نصب کنم نه تنها خودم بلکه دوست دارم به دخترم و همسرم هم یاد بدم
لاغری آسون ترین کار دنیاست
لاغری آسان ترین کار دنیاست
لاغری آسان ترین کار دنیاست
جلوی آینه ایستادم به جسمم سلام دادم باهاش صحبت کردم ازش تشکر کردم بخاطر وجود جسمم هست که من الان دراین دنیا زندگی میکنم وکلی از زندگیم لذت میبرم
بهش گفتم منو ببخش عزیزم لمسش کردم همزمان تکرار میکنم
لاغری وتناسب آسانترین کار دنیاست
ناخودآگاه انرژی درتمام جسمم احساس میکنم و همین برام کافی چون جسمم هم بامن هم عقیده شده و میخاد تغییر کنه
ازجسمم بخاطر سرزنشش برای تموم سال های ناراحت کننده و پرخاش وتنفر معذرت خاستم
خودمو بغل کردم اشک درچشمام جمع شد بهش گفتم خیلی دوست دارم و ازاین به بعد عاشقت خواهم بود
تمام افکار و باورهای من نتیجه نامطلوب جسمم شده نه جسمم نه خدا و نه نعمت هایی که مصرف میکنم هیچ تقصیری ندارند
برای اینکه مسیر درست رو انتخاب کنم اول باید روشم در رسیدن به تناسب رو متوقف کنم که همون توقف چاقی
وبجای تحمل سختی میزان رضایتم از خودم واحساسم رو تقویت کنم تا شگفتی رخ بده
اضافه وزن بدنم غیر طبیعی چون طبیعت بدنم به طور غریزی متناسب و جسمم ویژگی فوقالعاده در درمان و ترمیم خودش داره که جزئی از جهان هستی محسوب میشه و از ویژگی های شگفت انگیز طبیعت درجهت بهتر کردن به جلو حرکت میکنه جسمم دوست داره لاغری وتناسب رو دارا باشه چون یکی از صفات غریزیش محسوب میشه
جسمم همواره در برطرف کردن اضافه وزنم است برای جلوگیری از ورود بیماریها و درد وناهماهنگی بین اعضای بدن تمام تلاش خودش رو انجام میده
حالت طبیعی جسمم و همسو شدن جسمم برای کاهش وزنم در دوره ای که تلاش میکردم برای ایجاد سلامتی و تندرستی و هماهنگی در ارتباط با اعمال حیاتی بدن بینهایت کالری میسوزونه و مواد غذایی رو به انرژی تبدیل میکنه
ولی چرا برمیگشت ؟
من متوجه شدم
تنها مانع برای ثابت نگه داشتن وزنم در سایز دلخواهم فقط ذهنم بوده اگر من موافقت ذهنم برای رسیدن به هدفم نداشته باشم هیچ فایده ای ندارد و میزان رضایتم از خودم وشکل ظاهری و احساسم فقط تنها راه درستی هست که اگرکند هم پیش برم بازم به مقصد میرسم
دستورالعمل جدید و فرمول اصلی
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
از طریق همین باور میخوام تمام جسمم رو تراش بدم
قدم اول دیدن دوستانی که در آلبوم شگفتی سازان هستن
قدم دوم خوندن نوشته های دوستان شگفتی ساز
وقدم بعدی شنیدن نظرات صوتی
گام سوم خوندن نظرات و مطالب درسایت ارزشمند دوره بیندیشید و به تناسب اندام برسید
واین دوره کاملترین و کارآمد ترین دوره برای تناسب اندام است ومن اطمینان دارم تا ازاین روش نتیجه مطلوب کسب میکنم
ممنون استاد عالی بود 🌼🌹
سلام سلام سلام
میدونین این فایل رو شنیدم چی تو ابر بالای سرم می بینم ؟
یه قرقره و یه طناب !
دیدین توی یک فیلم سینمایی حلقه های بزرگ طنابی توی یه کشتی رو نشون میده ، که به یه صید متصل شده و تند تند باز میشه و میره تو دریا ؟
انگار دور تا دور بدن من تا قبل از این آگاهی ها ، یه طناب بود که سایز بدنم بود و هر وقت وزنم بالاتر میرفت و ابعاد بدنم بزرگتر میشد ، این طناب هم به تناسب همون ابعاد از یه قرقره ، تند تند شل میشد و آزاد میشد تا دوباره به اندازه ی بدن جدیدم که بزرگتر شده بود بشه .
یه طناب بی انتها که یک سرش دور بدن من بود و سر دیگه اش توی ذهنم که میگفت;
_ تو که لاغر بشو نیستی ! ول کن بابا .
_ فکر کردی این رژیم رو بزاری کنار همینطوری میمونی ؟
_ تمام خیابونای تهران رو با قدم هات متر کردی ! پس کو نتیجه اش ؟
_ یعنی این معجون کاهش وزن بدبو و بدمزه که دماغت رو میگیری میخوری ، اثر داره ؟
_ تمام بدنت آبکش شد از سوزن های طب سوزنی ! لاغر هم شدی یعنی ؟
_ این قرصا که میخوری قرص اشتها است ، یا قرص اژدها ؟!!! با اینا قراره کم کنی ؟
و با هر فکر و هر ذهنیت غلط و هر فرمول اشتباه ، بند بیشتری از قرقره افکار و باورهای من آزاد میشد و دور من میپیچید که هم جسم تنومند و خارج از سایز من رو ناتوان میکرد و هم گره بر دست و پای اراده و توانایی و اعتماد به نفس من میزد .
و این قصه ادامه داشت تااااااااا …
تا حدود دوماه پیش .
روز آخر شهریور ۱۴۰۱ ، بعد از اینکه به سختی زمین خوردم مچ پای راستم خورد شد .
بعد از بستری و انجام جراحی حساس و ظریفی روی مچ پا ، و نگه داشتن استخونهای خورد شده با چندین پین و پیچ ، دکتر جراحم دستور اکیدی صادر کرد مبنی بر استراحت مطلق !
تمام مدت توی تختم دراز کشیده بودم در حالیکه پایم از سطح قلبم بالاتر بود و تکان نمیخوردم .
روزی که بخاطر کاهش درد، به غیر از داروهایی که استفاده میکردم دنبال تکنیک ها و روشهای ذهنی بودم تا به کاهش درد و التیام سریع تر آسیب دیدگی ام کمک کند ، در یوتیوب به صورت اتفاقی ، در بین مطالب مختلفی که در خصوص قدرت ذهن بود ، یکدفعه با ویدئویی مواجه شدم که راجع به لاغری با ذهن بود .
مطلبی که هم برایم جدید بود هم عجیب بود و هم غیر قابل باور !!!
چند ویدئو را پشت هم دیدم و اشتیاق شنیدن و دانستن در من جان گرفت . یکباره اینترنت دچار مشکل شد و قطع و وصل و کار نکردن فیلتر شکن هم اضافه شد و دیگه نتونستم به یوتیوب وارد بشم . من که انگار از سراب روش های قبلی برای کاهش وزن ، به سرچشمه زلال و خنکی از آگاهی رسیده بودم ناراحت از اینکه فایلها رو از دست دادم مستاصل بودم . یکدفعه یادم اومد استاد عطار روشن چند جا در صحبت هاشون به یک سایت اشاره کردند . اسم سایت هم یادم نبود .ولی با سرچ در گوگل بالاخره پیداش کردم و وقتی وارد شدم …
وای خدای من …!!! این همه فایل و مطلب و ویدئو و متن و دوره و … میدیدم و میخوندم و میشنیدم و …
انگار همونجا بود که ناگهان یه گره بزرگ دور طناب قرقره ذهنم افتاد و تند تند باز شدن طناب یکباره متوقف شد !!!
و اولین فکری که در ذهنم نقش بست این بود که : دیگه به هیچ وجه و به هیچ صورت وزن من اضافه نمی شه ! هیچ غذایی برای بدنم ضرر نداره ، تازه هر غذایی که میخورم منو لاغر هم میکنه !
و این همون توقفی بود که در ابن فایل استاد بهش اشاره کردند . هم توقف و بالاتر نرفتن وزنم .
و مورد دیگه هم بهبود استخوان های شکسته ام بود . دوماه گذشته و من گچ پام رو باز کردم . دکتر اجازه نمیداد پام رو حتی از سطح بدنم پایین تر بزارم ، الان دستور راه رفتن و تمرینات ورزشی عضلات و فیزیوتراپی داده !
بنظرم این چیزی نیست جز نشان بارزی از ترمیم خود بخود بدن و همسویی با طبیعتی که بدن من هم جزئی از اونه برای رسیدن به کمال و تناسب .
چی پای منو خوب کرد ؟ چی درد منو کم کرد ؟ چی استخوان های خورد شده ام رو دوباره به پیوند داد و باعث شد من دوباره بتونم راه برم ؟ چی زخم عمیق جراحی روی پای منو بهبود داد ؟
در چند ثانیه ، شکست و در چند هفته التیام پیدا کرد . این همونی که در این فایل هم از استاد شنیدیم ترمیم در طبیعت طول میکشه و مثال برگ درخت رو زدند .
من کاملاً لمسش کردم و از اونجا که هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست ، قطعاً یکی از موهبت های این اتفاق برای من این بوده که برای کسب نتایج کارها و اهدافی که دادم، دیگه عجله نداشته باشم .
استمرار ، تکرار و ادامه دادن … خلاصه که در مسیر بودن ، حتماً و قطعاً ما رو به نتیجه میرسونه . موردی که بعد از سه بار خوندن کتاب “ اثر مرکب ” نفهمیدم ولی الان و با این اتفاق و ترکیب آن با این آگاهی های جدید کاملاً درک شون میکنم .
و میدونم اون موقع است که قرقره ذهنم هم شروع میکنه به برعکس پیچیدن و جمع کردن طناب های زیاد و اضافی قبلی که دیگه بخاطر ابعاد جدید بدنم و لاغری ام و کاهش وزن زیاد من و تناسب اندامم دیگه نیازی بهشون ندارم .
لاغری آسون ترین کار دنیاست !
خوشحالم که وقتی جلوی آینه تکرارش میکنم لبخندی آکنده از احساسی خوب و عمیق روی لبم نقش می بنده .
اینقدر تکرارش میکنم که خورده باقی مونده های تردید هم کم کم ، کمرنگ بشن و محو بشن و از بین برن .
امیدوارم به روزی برسم که وقتی این عبارت رو میگم با ایمان و اعتماد کامل و نقش زیبای باور و از عمق جانم ، بر ذهن و زبانم جاری بشه.
لاغری آسونترین کار دنیاست !
لاغری آسونترین کار دنیاست !
لاغری …
…
…
…
یا حق .
سلام استاد
من برای سومه که این دوره رو گوش میدم و به راحتی و با لبخند هرروز میتونم بگم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست . و من میتونم لاغر بشم
سپاس از خدای خوبم و استاد عطار روشن
سلام
در مورد فایل نهم احساس میکنم هرچی بگم به اندازه همین یه جمله لاغر شدن آسانترین کار دنیاست تاثیر گذار نخواهد بود …
همین که تونستم با حس خوب و به راحتی و بدون ترس بارها این جمله رو به خودم بگم ، حتی موقع گفتن ناخودآگاه یه لبخند روی لبهام نشست که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست واسم مثل رد کردن یه مرحله سخت از یه بازی میمونه …
چون من سالها از لاغر شدن غولِ بی شاخ و دمی برای خودم ساختم که هرچه کنم نمیتونم شکستش بدم وهر چه تلاش کنم فقط چند ضربه به این غول میتونم بزنم و اون مجدد برمیگرده به حالت اولش و خدا میدونه چقدر ناامیدی و یاس بر من غالب میشد ….و مدام خودم رو سرزنش میکردم که حتی از عهده یه کارم برا خودم و سلامتیم برنمیام و چقدر این داستان تراژدیک سالهای زیبای زندگی من رو تبدیل به کابوس کرد !
سالهایی که من با شکنجه ی روحی دنبال راهی برای شکست این غول بودم راه هایی که همشون شبیه هم بودن و تهش داستان به یه نقطه اونم شکست من ، ختم میشد ! و اونجا تازه سرزنش و متهم کردن خودمو شروع میکردم چون اونقدر که از جواب دادن اون راهها مطمئن بودم خودم رو مقصر جواب ندادنش میدونستم …
ولی تمام این سالها من داشتم وارونه عمل میکردم به جای اینکه از بن و پایه شروع کنم از انتها شروع میکردم و به جسم مهربونو همیشه همراهم فشار میاوردم در صورتی که همه چیز تو ذهن من بود !
چقدر غافل بودم ، جواب تمام علامت سوال هام تو ذهنم بود و من ؛ به قول شاعر آب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم ….
اما حالا فقط با گفتن جمله لاغر شدن آسانترین کار دنیاست اون غول برام کوچکتر و کوچکتر میشه میدونم که دیدن نتیجه تو جسمم آخرین مرحله از این شروع جدیده و باید صبر کنم چون باید اول باورهایی که تو ذهنم ریشه دار شده و مثل علف هرز همه جا پر شده رو ریشه کن کنم تا حرکتم به سمت چاقی متوقف و بعد به سمت لاغری تغییر جهت بده ….
اگر من ذهنم رو درست کنم و بتونم همراهش کنم بقیه چیزها خودکار درست میشه فرمان لاغری که صادر بشه جسمم به بهترین نحو کار خودشو میکنه …
و من صبورانه فقط تلاش میکنم؛ زمان مهم نیست ، حرف دیگران مهم نیست ، فقط حس خودم مهمه و صبور بودن و استمرار ….مطمئنم نتیجه ی عالی منتظر منه و با اشتیاق به سمتش قدم برمیدارم …
یا علی
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز که شدین حرفاش و فایل های صوتی و تصویریش از انجام هرکاری برای من شرین تر و اشتیاق آور تره
من از زمان 12 سالگی اضافه وزن پیدا کردم و خب تا سن 15 سالگی برام مهم نبود اما یواش یواش با بزرگتر شدنم حرفا و نصیحت های اطرافیانم شروع شد و باعث شد که من همش دنبال راه هایی باشم برای خلاص شدن از این مهمون ناخونده اما نتیجه تمام رژیم ها، ورزش ها، دمنوش ها و هزار راه عجیو غریب دیگه که همهٔ ما به خوبی باهاشون آشنا هستیم یچیز بود و اونم این که چند گرم از وزنمون کم میشد و دوباره به حالت قبل برمیگشت یا حتی شایدم بیشتر همیشه از مادرم می پرسیدم که چرا من چاقم هر بار یک چیز میگفت یا میگفت ارثیه ما خانوادتن چاقیم یا میگفت تو چاق نیستی فقط استخوان بندیت درشته این نشان از قوی بودن و سلامتيت هست یا میگفت تو کم تحرکی و من واقعا این حرفشو اصلا درک نمیکردم چون من از سن پانزده سالگی شروع به ورزش کردن و چند بار در هفته باشگاه رفتن کردم و تحرک چیه مگه؟ مگه من نمیرم باشگاه سخت تمرین میکنم؟
و یا میگفت نگا فلانی با اینکه لاغره ی کوچولو شکم داره پس از مواد غذایی و هزار تا دلیل دیگه که گفتن و شنیدنشون برامون خوشایند نیست چون که ما این دلایلو خیلی وقته رد کردیم
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست 😊
لاغر شدن آسان تر از دویدن و نفس کم آوردنه جوری که حتی بیشتر اوقات پاهامون درد میگرفت و سینمون خس خس میکرد و به سرفه میوفتادیم
لاغر شدن با ذهن آسان تر از اینه که ما همش جلوی خودمونو میگرفتیم که خوراکی یا غذای مورد علاقمونو که عاشقش بودیم نخوریم یا اگه میخوردیم حالمون از خودمون که چرا اراده رژیم گرفتن نداریم بد میشد و خودمونو ترد میکردیم اگه نخوردیم هم ناراحت بودیم که چرا من نمیتونم راحت چیزی بخورم
لاغر شدن از درس خوندن راحت تره
لاغر شدن از هر چیزی که فکرشو بکنید راحت تره
من 6 ماهه دارم از همین دوره رایگان بارها استفاده میکنم و در سن 17 سالگی از وزن 58 کیلو خودمو به وزن 51 رسوندم پس میتونم لاغر بشم و هیچ کاری از لاغر شدن آسان تر نیست
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
متناسب شدن راحت ترین کار دنیاست
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان و استاد روشن
لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
من این جمله را در چند جا از خانه نصب کردم و هر روز با خودم تکرار میکنم و از تکرار آن لذت میبرم
وقتی جایی از بدن ما خراشی یا زخمی بر می داره بدن بعد چند روز آنرا ترمیم میکند و به حالت اول بر می گرده ما شاید یه چسب زخم روی آن قرار بدیم بقیه کارو خود بدن انجام میده سلول سازی میکنه با عفونت و میکروب مبارزه میکنه پوست نو در میاره اینها عملياتي هستن که ما نمی بینیم فقط بعد چند روز زخم رو به بهبود هست این در صورتی است که ما آنرا دست کاری نکنیم و اجازه بدیم که کار ترمیم صورت بگیره در مورد درخت هم همین روال است که اگه آسیب ببینه توسط ما انسانها بعد مدتی دوباره جوانه میزنه
لاغری هم همین طور است جسم ما همواره دوست داره که لاغر بشه اما ما با تکرار فرمول های چاقی اجازه متناسب شدن را نمی دهیم به جسم و جسم ما هم همواره چاق و چاقتر میشه ما باید موانع لاغری را برداریم تا جسم ما حرکت خودش را به سمت لاغری شروع کنه یکی از راه کارهای ما برای حرکت به سمت لاغری استفاده از جمله بسیار زیبا و کار ساز لاغر شدن اسانترین کار دنیاست با تکرار این جمله لاغری در ذهن ما آسان میشه و ما راحتر به سمت لاغری حرکت میکنیم .
سلام به همگی
من بازم امروز فرصت پیدا کردم که به جلسه ی دیگه از لاغری با قدرت ذهن رو ادامه بدم .و بسیار خوشحالم از بودنم در این مسیر زیبا .
من از آموزشها ی این فایل یاد گرفتم که اول به سمت چاقی حرکت نکنم و بعد خود به خود به سمت تناسب هدایت میشم .برای همین من مدتها هست به دنبال هیچ راهی برای لاغری نیستم به دنبال هیچ کار بیرونی برای لاغری خودم نیستم و کاری به هیچ کدوم از آدمهای اطرافم ندارم که دارن با تمام وجود برای لاغری تلاش میکنن و اما بگم موفق هم نیستن و تازه علاوه بر اینکه موفق نیستن کلی از پارامترهای بسیار بد و منفی هم مثل بی اعصابی و حال بود و نگرانی و استرس و محدودیت و حرص و ولع شدید و محدودیت … هم دارند که خیلی در وجود اونها آشکار هست و من به راحتی متوجه اونها میشم که چقدر تحت فشار هستند و بارها به خودم میگم تنها راه لاغری برای من لاغری با قدرت ذهن هست و چقدر با دیدن این افراد به خودم می بالم که در این مسیر الهی و درست هستم .
چاقی در بدن ما یک حالت غیر طبیعی هست و جسم ما همواره تمایل داره این اضافه وزن رو برطرف کنه دقیقا مثل زمانی که ما دست و یا قسمتی ازبدنمون رو میبریم اما دوباره راحت ترمیم میشه خود من حدود یه ماه پیش به صورت اتفاقی با شیشه دستم رو. بریدم و اتفاقا عمیق هم بود و یکم نگران شدم و تا مدتها سوز میزد و من حس میکردم کمی از شیشه داخل دست من هست و اما با گذشت زمان این زخم من به قدری عالی ترمیم شد که دیگه اثری از اون نیست و یا مثلا کوتاهی موهای دخترم چند ماه پیش موهای بلند دخترم رو بسیار کوتاه کردم و اما حالا میبینم که دوباره داخل گردنش اومدن وبلند دارند میشن و با کش مو میتونه اونها رو ببندشون و یا اینکه یه نگاه به تنفسم و یا ضربان قلبم و یا پلک زدن و و یا گردش خونم میکنم و میبینم هر لحظه بدن من داره برای زنده مون تلاش میکنه و تا زندم هیچ توقفی در کار این فعالیتهای جسمی من نیست و اتفاقا جهان هستی هم به همین صورت هست هر روز طلوع و غروب خورشید وهر سال تغییر فصلها و یا کوچ پرنده ها و … رو داره و هیچ وقت در اونها خللی ایجاد نمیشه پس برای من هم که جزیی از این جهان هستی هستم همیشه روند تناسب و سلامتی و شادی و آرامش و… به صورت پیش فرض وجود داره و جسم من تمایل داره به سمت اونها حرکت کنه البته اگر من جلوی این روند طبیعی جسمم رو با باورها و رفتارهای اشتباهم نگیرم .من بارها به خودم میگم جسم من همواره داره تلاش میکنه من رو به سمت تناسب ببره چون من خودم با انجام ندادن چندین کار خیلی راحت سایز و وزن کم کردم پس جسم من همراه من بوده و هست اگر بهش فرصت بدم اما من هنوزم تمایل دارم یه مقدار جزیی اضافه وزنم رو کم کنم که میدونم من در گذشته یه مانع داشتم که انگار کاهش وزن من استپ کرده و دیگه برای من سخته که وزن کم کنم و اما مدتها هست با دلیل میگم به خودم همچین چیزی امکان ندارد و این حرف من مثل این هست که من بگم فعالیت نفس کشیدن و یا گردش خون و یا سلولسازی و یا …در بدن من متوقف شده که اگر اینطور باشه جسم من از بین میره و من میمیرم پس روند کاهش وزن من با قدرت ذهن هر گز استپ نمیشه مگر من ازاین دنیا برم پس کاهش وزن در من وجود داره و هر روز جسم من داره برای تناسب من تلاش میکنه مثل هر فعالیت دیگه در جسم من مثل پلک زدنم و مثل نفس کشیدنم و ….و از وقتی اینها رو درک کردم . دیگه این حرفها رو باور ندارم احساس، میکنم کلی جمع و جور تر شدم سایزم بهتر شده اما خیلی وقتها هنوزم ممکن با یه رفتار نادرست کلی افکار بد رو مرور کنم که بازم مانع تناسب من میشه و اگر من در این کنترل افکار و رفتار م مهارت پیدا کنم نیاز به هیچ برنامه ی غذایی و هیچ کار خاص بیرونی ندارم .
من قبلاً از دیر وقت شام خوردن ترس داشتم و اگر این اتفاق میفتاد به شدت افکار منفی داشتم که دیگه جاق میشم و نمیشه لاغر بشم وای اشتباه کردم و… اما مدتها هست به خودم میگم جسم من در هر ساعتی از شبانه روز به خوبی فعالیتهایش و انجام میده و محدود. به زمان و مکان خاصی نیست پس من اگر گرسنه باشم در هر ساعتی غذا بخورم اگر به اندازه بخورم جسم من به راحتی اون رو هضم میکنه و به بدنم انرژی میده و اما اگر زیادتر از نیازم بخورم جسمم بازم اون رو هضم میکنه و به اندازه نیازش از اون میبره و مابقیش رو تبدیل به چربی میکنه پس مهم اون به اندازه خور ن در هر شرایطی و هر زمانی هست. نه اینکه چه غذایی در چه ساعتی بخورم نه این کاملا غلط هست .پس اینم یه مانع دیگه بود که در ذهن من بود که با دلیل و دیدن نمونه رفعش کردم .
و اما من در گذشته باور داشتم نمیتونم برای همیشه لاغر بشم بعنی تلاش میکردم و خودم رو لاغر میکردم اما قبول داشتم ماندگاری اون سخته چون میگفتم منم اینطور خلق شدم که چاق باشم و با اون همیشه بجنگم که شاید کمی لاغر تر بشم. و دیگه راه چاره ای ندارم و این اواخر فکر میکردم به خاطر دارو که میخورم حتی من افزایش وزن خواهم داشت و وزن ثابتی ندارم اما همیشه میگفتم نمیدونم چقدر و تا چه زمانی من شاهد افزایش وزن خودم خواهم بود. برای همین هر چقدر تلاش میکردم. فایده ای نداشت چون باور کرده بودم نمیتونم لاغر بشم و اصلا نمیتونم ثابت بمونم و برای همین دستورهای خور دن من متفاوت بود و اما به محض وارد شدن در این سایت و ازبین رفتن تمام دلایلم برای چاقیم من کاهش،سایز و وزن رو عالی تجربه کردم و تازه کلی باور جدید پیدا کردم که لاغر شدن و لاغر ماندن آسانترین کار دنیا هست و خدایی دیگه برام چاق شدن و چاق ماندن سخت ترین کار دنیا شده پرخوری برام سخت و زجر دهنده هست و محدودیت و رژیم و ورزش برای لاغری زجر دهنده هست و من لاغری با قدرت ذهن رو بسیار ساده و راحت میدونم و بارها میگم تنها راه دایمی لاغر ی همیشگی من همین راه هست .و کاملا لاغری همیشگی برام دست یافتنی و کار راحت و ساده. و راه نزدیکیهست و من کاملا اطمینان دارم میتونم به لاغری دلخواهم برسم و از تکرار جمله بسیار حالم و حسم خوب هست و من در هر شرایطی و در هر زمان و مکان این جمله رو به خودم میگم و اتفاقا الان که در ماه مبارک رمضان هستیم میبینم که چقدر این مسیر لاغری ما شبیه به چیزی هست که خداوند در قرآن خواسته ما در یک ماه به این صورت زندگی کنیم یعنی در گرسنگی کامل غذا بخوریم و بر خوردنمون کنترل داشته باشیم واسبر هیچ غذایی نباشیم و…..من خوشحالم که با بودن در این مسیر هر روز میتونم مثل یه فرد روزه دار زندگی کنم چون در رمضان باید تمرین اراده کنیم هر چیزی روبه زور وارد جسممون نکنیم هر خوردنی در اطراف ما بود نخوریم و اگر یه فرد چاق بتونه در یک ماه روزه بگیره پس از یک ماه هم میتونه به این صورت زندگی کنه البته اگر به این راه الهی در این سایت هدایت بشه راه براش راحت تر میشه خدا میخواد ما در این یک ماه به جسمون احترام بزاریم در این یک ماه پرخوری که بسیار کار زیان آوری هست انجام ندیم و ...پس من با تمام وجودم میگم لاغر شدن معنوی ترین کار دنیا هست .لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست .لاغر ماندن برای همیشه با قدرت ذهن بسیار کار راحت و کار ارزشمند و الهی هست .
من عمیقا به این آگاهی رسیدم من با بودن در این راه هر روزم رو دارم به خودم احترام میزارم و به خودم احساس ارزشمندی میدم چون در این مسیر الهی هستم و به خدا نزدیکترم و انسان درست تری هستم .و….
من در گذشته که تازه شروع به بودن در این راه کردم کلی نجواها ی منفی داشتم که تو چطور میخوای لاغر بشی آخه کار خاصی که نمیکنی تو که هیچ کاری نمیکنی پس چطور میخوای لاغر بشی و لی حالا نه تنها از این نجواها ندارم بلکه به این نجواها که در گذشته داشتم خندم میگیره و میگم آخه لاغر شدن هیچ ربطی به هیچ کار بیرونی نداره بلکه باید از درون من از ذهن من لاغری شروع بشه و من با فشار به جسم که لاغر نمیشم باید از منشأ که ذهن من هست من خودم رو درست و لاغر کنم .و من با دیدن هر فرد شگفتی ساز در سایت و دیدن خود استاد و ویس بچه های سایت که چقدر تغییر کردند باورم رو قویتر کنم که من با این راه میتونم به راحتی به لاغری دلخواهم برسم و زمانی که خودم نتایج عالی گرفتم بیشتر باور کردم که. میشه نتیجه بگیرم میشه نتیجه ی دلخواهم رو از این راه بگیرم و با خود باوری و اطمینان بیشتری به این راه ادامه دادم و هنوزم دارم ادامه میدم و بسیار از خودم راضی هستم .
و من حتی بارها. با خواندن کامنت های بقیه ی دوستانم در این سایت به خودم گوشزد میکنم لاغری و لاغر ماندن به راحتی و ساده برای من قابل اجرا شدن هست و هر چقدر من بیشتر بپذیرم لاغری آسان هست اون بیشتر به سمت من میاد چون اگر چیزی برای ذهن سخت باشه ذهن از اون فرار میکنه و شروع میکنه. به کاری که شما به اون هدفتون که سخته نرسین و یا اگر اون کار رو شروع کردین. ولی با عصبانیت و پرخاشگری واسترس اون رو انجام میدین ولی من کسی هستم که با ارامش،وحال خوب و آزادی و لذت دارم هر روز عالیتر و بهتر وجمع وجورتر میشم. من از وجود خودم لذت میبرم
من بارها به خودم میگم لاغر شدن و لاغر ماندن برای من آسانترین کار دنیا هست
لاغر شدن و لاغر ماندن برای من آسانترین کار دنیا هست
لاغر شدن و لاغر ماندن برای من آسانترین کار دنیا هست .
لذت تناسب برای من اینقدر زیاد هست که دوست دارم تا آخر عمر در این تناسب باشم .
من همین دیشب در جایی بودن که حرف زده شد و گفتن خیلی از غذای ریزه ریزه به ما جمع میشه و اما ما یه جوری میخوریمشون که اسراف نشه و من گفتم نه من اگه غذای اضافی چند. روز بهم جمع بشه که دیدم کسی نمیخوره میرزیم برای پرنده ها و …و اونها گفتن وا چه کاریه خوب خودت خالی خالی بخورشون و یا به جای صبحانه بخورشون و یا اینکه بردار تو فریزر برای دفعه ی بعدت ولی من در دلم گفتم هر گز امکان نداره به زور چیزی بخورم چون کار سخت و رنج آوری هست ومن دوست ندارم این کار رو بکنم من لاغری با راحتی و لذت رو میخوام .و نتیجه اش رو دارم میبینم که سلامت تر و شاد تر و متناسب تر هستم
نشان های دریافت شده
سلام
منم که اوایل که با آموزشهای دوره پیش میرفتم یه روزهایی بود که اشتیاق وحس خوب داشتم وباور این رو داشتم که میتونم لاغرشم . ویه روزهایی بود که حس نومیدی منو میگرفت خصوصا وقتی نگاهم به شکمم می افتاد .
البته خودم مقصر بودم چون دلم میخاست اول شکمم آب شه بعدش جاهای دیگه . این موقع ها میومدم لایوها رو میدیدم لایو فریده جان عزیز و زوج های شگفت انگیز رو بعدش حالم خیلی خوب میشد .
میگفتم اونها تونستن وچقدر هم خوشحالن انگار تازه وارد جهان شدن ومیخان زندگی کنن خیلی خوشحال میشدم و با انرژی زیاد دوباره ادامه میدادم .
بارها شده بود یعنی اوایل دوره که روند چاقیم متوقف شده بود و لاغریم هنوز خودش رو نشان نمیداد و با سرزنش اطرافیان روبه رو میشدم ولی نمیزاشتم حسم بد شه واین راهی که شروع کردم نصفه نیمه رهاش کردم . چون میدونستم حس بد ونومیدی کل انرژی آدم رومیگیره و نمیزاره من طعم متناسب شدن رابچشم .
ادامه دادم ومرتب تمرینات رو انجام میدادم وهر سری یه باورهایی رو شناسایی میکردم که مربوط به دوران کودکی بود و خاطرات قدیم میومد جلوی چشمم وتازه متوجه میشدم که حق من این چاقی بود چون هرچی میشنیدم چشم بسته قبول میکردم
یادم میومد که کلاس اول ابتدایی بودم معلم مهر صدآفرین رو به صورتم میزد چون یه دختر سفید روبودم باصورت پهن . و میومدم خونه مامانم اینا میدیدن وکلی ذوق میکردن و هرجا میشستن تعریف میکردن و من هم کلی خوشحال میشدم .
یا همش بهمون میگفتن درس خوندن انرژی شما رو میگیره وما این روباور میکردیم و تمایل به خوردن غذای بیشتر داشتیم تا خوب درس ها تو ذهن ما جا بیافته وزود خسته نشیم و زودتر یاد بگیریم .
وداستان های اینچنین با طی کردن مراحل آموزشی از ذهنم میومد بیرون . منم سریع نمونه پیدا میکردم که دخترفلانی شاگرد اول بود وچاق بود اگه درس خوندن انرژی میگرفت پس چرا اون چاق بود .
الانا هم گاها میشه وقتی زیاد مطالعه میکنم ناخودآگاه زود گرسنم میشه اما الان دیگه اونوقتها نیست زود مچش رو میگیرم و با ذهنم صحبت میکنم و اون متقاعد میشه .
کلا این دوره علیرغم اینکه استاد با آموزشهای شیرین ودلچسبش مسیر رو برامون کلا هموار میکنه و چاله چوله ها را به ما میگه ما هم باید حواسمون خیلی باشه .
ایشون که تو محیط پیرامون باما نیست که به ما هی تذکر بده .که اگه دنیا این امکانات رو داشت مطمنا ایشوت مضایقه نمیکردن .
مثل پدری که زمستان که میشه کلی لباسهای گرم برامون میخره وما را با سرویس راهی مدرسه میکنه و دیگه تو مدرسه باما نیست که بدونه ما آب بازی میکنیم وخودمون خیس میکنیم که سرما میخوریم .
ایشون با آموزشهاشون ما را مجهز به همه چی میکنن وما را راهی محیط پیرامون میکنن دیگه یه سری مراقبت ها بر عهده ماست .
مثلا امروز زدم شبکه مستند وداشتم مستند ستاره گان رو میدیدم دیدم اون دانشمند وستاره شناس متناسبن سریع به خودم یادآوری کردم نگاه کن اونها تحصیلات عالی وآکادمیک دارن ولی متناسبن وموهای سرشون هم پرپشته وداشتن تحصیلات بالا باعث از دست دادن مو نمیشه یا به خاطرشغل عالی وضعیت رفاهی خوبی دارن ولی متناسبن .
کل مستند من توجهم به مو و تناسب اندامشون بود والبته لذت بردم .
یا تو خیابان وقتی سوار تاکسی میشم به خودم میگم اینا که ازصبح تا شب روی صندلی نشستن و دارن رانندگی میکنن و تحرک ندارن وچقدر خوب متناسب و لاغرن .
یا رفتگران رو درخیابان میبینم میگم اینها که در گرمای تابستان وسرمای زمستان دارن خیابون جارو وتمیز میکنن پس چرا چاقن؟
یا بانک میرم کارمندای بانک رو میبینم که اکثرا متناسبن
یا مغازه دارهایی که متناسبن .و از این مثالها
با همین طرز افکار ونگاهها متوجه شدم لباسهام هر روز گشادتر میشن .
وقتی این طوری روی این مسایل ریز میشم و میبینم بدنم داره واکنش میده و جمع میشه به یقین رسیدم که لاغرشدن آسان ترین و راحت ترین کاردنیاست .
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
اینکه انقدر عالی آموزش ها را به عمل تبدیل می کنید
از اینکه به دنبال اثبات آنچه گفته شده است در محیط پیرامون خود هستید
این بهترین طریق باورسازی است
منتظر خبرهای عالی شما هستم
سلام استادواقعااین جمله حس قشنگی به من دادلاغر شدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست لاغرشدن آسان ترین کاردنیاست متناسب شدن آسان ترین کاردنیاست