خیلیها سالهاست با رژیم و ورزش دنبال لاغری هستن، اما نتیجه نمیگیرن. 😞
مشکل کجاست؟ بدنشون؟ نه!
واقعیت اینه که چیزی که جلوی تناسبشون رو گرفته، قدرت باور در لاغریه. وقتی ذهن باور نکنه که میتونی لاغر بشی، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیل خاموشه. 🧠🚫
اما به محض اینکه این باور رو در ذهنت روشن کنی، مسیر لاغری مثل یه جادهی روشن و هموار جلو پات باز میشه. ✨🛤️
🌟 داستان تولد لاغری با ذهن؛ جایی که قدرت باور در لاغری جرقه زد!
همه چی از یه جرقه ساده تو ذهنم شروع شد…
از سال ۱۳۹۳ که با قانون جذب آشنا شدم، سعی میکردم باهاش کیفیت زندگیمو بهتر کنم. ولی یه روز با خودم گفتم: “اگه قراره این قانون اینقدر قوی باشه، چرا ازش برای لاغر شدن استفاده نکنم؟” 🤔✨
و این شد نقطهی تولد مسیری که بهش میگم لاغری با ذهن! یا لاغری با قانون جذب 🧠💫

نتایجی که از اون روز به دست آوردم، فوقالعاده بودن؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای هزاران نفر دیگه که همراه سایت تناسب فکری شدن و جادوی ذهنشون رو برای لاغر شدن کشف کردن. 🌈💪
یادمه اولین بار تو فیلم “راز” وقتی شنیدم که “افکار به اجسام تبدیل میشن”، نور امیدی در قلبم روشن شد…
از همون موقع دنبال این بودم که ارتباط باور و بدنم رو پیدا کنم. هر چی بیشتر جلو رفتم، بیشتر فهمیدم که ریشهی همهی تغییرات، به یه چیز برمیگرده:
🎯 قدرت باور در لاغری!
اونقدر ذهنم رو تمرین دادم تا باورهای محدودکنندهی قبلیم رو پاک کنم و یه نقشه ذهنی جدید ساختم برای زندگیای که میخوام تجربه کنم: سبک، سالم، متناسب. 🧘♂️🍃
و جالب اینجاست که… بعد از ۳۵ سال چاقی و شکستهای پیدرپی، بالاخره تونستم بدون رژیم و سختی، آرومآروم وزن کم کنم و تو مسیر لاغری بمونم. 😍🙌
حالا میخوام اون مسیری که طی کردم، هموارترش کنم برای تو!
توی سایت “تناسب فکری” و دورهی “ورود به سرزمین لاغرها”، با کلی آموزش و تمرین، قدمبهقدم کمکت میکنم قدرت باور در لاغری رو توی ذهنت روشن کنی و از قدرت باور چاقی جدا بشی. 🛤️🧭
📸 آلبوم شگفتیسازان هم حاصل همین مسیرِ پر از باور و اشتیاقه… آدمهایی مثل من و تو که تصمیم گرفتن ذهنشون رو دوباره برنامهریزی کنن.
💖 ایمان دارم اگه تو هم با اشتیاق و استمرار وارد این مسیر بشی، خیلی زود تصویرت توی اون آلبوم کنار بقیهی شگفتیسازها میدرخشه…
🧠✨ قدرت باور در لاغری یعنی چی واقعاً؟
قبل از اینکه بخوایم از قدرت باور در لاغری حرف بزنیم، بیایم یه لحظه به اون چیزی فکر کنیم که همیشه باهاش زندگی کردیم:
👻 قدرت باور چاقی!
آره… همون صدایی توی ذهنمون که میگفت:
- “چاقی تو ارثیه!” 👨👩👧
- “سوختوساز بدنت پایینه!” 🧬
- “داری دارو میخوری، تقصیر تو نیست!” 💊
- “اگه یه تیکه کیک بخوری، تمومه!” 🍰😱
هر بار که جلوی آینه از دیدن خودت ناراحت شدی، هر بار که با یه لقمه غذا احساس گناه کردی، هر بار که به خاطر چاقی از خودت دلخور شدی…
در واقع داشتی قدرت باور چاقی رو تقویت میکردی. 😞🔁
اما یه خبر خوب! 🌟
ذهن تو همونطور که میتونه باور چاقی بسازه، میتونه قدرت باور در لاغری رو هم فعال کنه! 💪🎯
مثلاً وقتی یه بار با رژیم یا ورزش وزن کم کردی و حس کردی داری سبک میشی، اون حس خوب، همون قدرت باور در لاغری بوده که برای لحظاتی زنده شده! ☀️
ولی چون ریشهدار نبوده، با ول کردن روش، خیلی زود برگشتی سر خونه اول… 😔
پس واقعاً چی میشه اگه از اول، از ته دل، باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم؟
چی میشه اگه به جای جنگیدن با بدنمون، با ذهنمون صلح کنیم و بذاریم قدرت باور در لاغری کمکم رشد کنه؟ 🌱🧠
اینجا توی دنیای تناسب فکری قراره دقیقاً همینو یاد بگیری:
چطور ذهنی که سالها قدرت چاقی رو باور کرده، حالا قدرت لاغری رو با عشق، آرامش و موندگاری بسازه… 🧘♀️🍃
🧠 ذهنیت مهمه، حتی بیشتر از ورزش!
یکی از جالبترین و معروفترین مطالعات درباره قدرت ذهن در تغییر جسم، تحقیقی بود که توسط «الی کرام» و «الن لانگر» در سال ۲۰۰۷ انجام شد.
در این مطالعه، پژوهشگران ۸۴ زن خدمتکار در هتل را بررسی کردند. جالبه بدونی که این خانمها بهطور روزمره کارهای فیزیکی زیادی انجام میدادند—مثل تمیز کردن اتاقها، مرتب کردن تختها و جابهجایی وسایل سنگین. با این حال، بیشترشون باور داشتن که هیچ فعالیت ورزشی ندارن! 😲
🔬 پژوهشگران این ۸۴ نفر رو به دو گروه تقسیم کردند:
- گروه اول (آگاهسازی): به اونها گفته شد که همین کارهای روزمرهای که انجام میدن، دقیقاً معادل یک ورزش مؤثر هست و حتی براشون توضیح دادن که هر کار چقدر کالری میسوزونه.
- گروه دوم (کنترل): هیچ اطلاعاتی دربارهی ماهیت ورزشی کارشون دریافت نکرد.
📊 نتیجه چی شد؟
بعد از ۴ هفته، گروهی که باور کرده بودند کارشون ورزشه، بدون هیچ تغییر خاصی در سبک زندگیشون:
- چربی بدنشون کاهش پیدا کرد
- فشار خونشون پایین اومد
- شاخص توده بدنی (BMI) به شکل معناداری کاهش یافت
در حالی که گروه کنترل، که هنوز فکر میکردند فعالیت ورزشی ندارند، هیچ تغییر قابلتوجهی نداشتند!
🎯 پیام طلایی این تحقیق درباره قدرت ذهن و جسم
این مطالعه یه پیام خیلی مهم داره که مستقیماً به قدرت باور در لاغری مربوط میشه:
🧠 «وقتی ذهن ما باور کنه که یه کار برای سلامتی و تناسب اندام مفیده، بدن هم خودش رو با اون باور هماهنگ میکنه—حتی اگه اون کار هیچ تغییری نکنه!»
✨ یعنی چی؟ یعنی اینکه نوع نگاه ما به کاری که انجام میدیم، میتونه نتیجهی اون کار رو کاملاً تغییر بده!
برای مثال:
- اگه تو باور داشته باشی که پیادهروی سادهی روزانهت داره چربی میسوزونه 🏃♀️🔥، بدنت هم شروع میکنه به واکنش نشون دادن!
- اگه با اطمینان فکر کنی که سبک غذا خوردنت داره تو رو به اندام ایدهآلت نزدیک میکنه 🍽️💃، ذهن و بدن هم در مسیر لاغری قرار میگیرن.
🟢 این دقیقاً همون چیزیه که ما بهش میگیم:
قدرت باور در لاغری ✨🧘♀️
وقتی ذهن تو باور کنه که لاغری ممکنه و حق توئه، بدن هم بهتدریج خودش رو با این باور هماهنگ میکنه و تغییرات واقعی شکل میگیرن—بدون زور، بدون استرس، بدون رژیمهای خستهکننده!
💡 خلاصه اینکه:
پس به جای جنگیدن با بدنت، شروع کن به همراه کردن ذهنت با مسیر لاغری.
اینطوری تغییرات پایدار و طبیعی اتفاق میافته.
🧠 قدرت ذهن در شکلگیری جسم ✨
ذهن ما تنها مرکز فرماندهیِ بدنمونه!
شاید این جمله اولش برات عجیب باشه، ولی وقتی عمیقتر بهش نگاه کنیم، همهچی روشن میشه… 🔍
مثلاً کسایی که بهزور میخوان چاق بشن ولی هیچی تغییر نمیکنه رو دیدی؟
اونا هرچی هم غذا بخورن یا مکمل استفاده کنن، چون قدرت باور در لاغری توی ذهنشون فعاله، بدنشون همچنان لاغر میمونه!
بارها گفتن: «بازم لاغر شدم، لعنتی!» 😅
حالا بیا یه سؤال بپرسیم:
اگه همین برنامهای که یه فرد لاغر برای چاق شدن استفاده میکنه، رو یه فرد چاق اجرا کنه، چی میشه؟
✅ قطعاً در مدت کوتاهی چاقتر میشه!
یا برعکس، رژیمی که برای یه فرد چاق جواب نداده رو یه فرد لاغر امتحان کنه، چه نتیجهای داره؟
۱️⃣. یا لاغرتر میشه
۲️⃣. یا اصلاً تغییر نمیکنه
این یعنی چی؟ یعنی اینکه موضوع اصلی قدرت ذهنه نه غذا!
اون چیزی که داره بدن ما رو میسازه یا تغییر میده، افکار و باورهای ماست، نه کالری و کربوهیدرات! 🍞🥗❌
همهی ما که اضافه وزن داریم، توی ذهنمون سالهاست قدرت باور چاقی رو ساختیم. حالا هی تلاش میکنیم با رژیم و ورزش لاغر بشیم ولی ذهنمون هنوز تو فاز چاقیه! 🤯
✅ اگه میخوای نتیجه متفاوت بگیری، باید مثل همون موقع که قدرت چاقی رو ساختی، حالا بری سراغ ساختن قدرت باور در لاغری.
یعنی چی؟ یعنی با تکرار افکار درست، تصویرسازی، تمرین ذهنی و باور به خودت، کمکم ذهن رو برنامهریزی میکنی که لاغری حق طبیعیه توئه! 🎯💫
📌 واقعیت اینه که اگه ذهن، باور چاقی رو نگه داره، هیچ روشی نمیتونه کاری کنه!
اگه باور تغییر نکنه، نتیجه هم تغییر نمیکنه…
اما وقتی به جای جنگ با بدن، ذهن رو همراه خودت کنی، بدون فشار و استرس، قدرت باور در لاغری کمکم برنده بازی میشه!
🟡 فقط کافیه توجهت رو بذاری روی افکارت.
منتظر چی هستی؟
منتظر چاق شدن یا رسیدن به اندام دلخواه؟ 🤔
👣 هر فکری که امروز تکرار میکنی، داره فردای جسمت رو میسازه. پس انتخاب کن که قدرت کدوم باور قراره زندگیت رو بسازه…
قدرت باور در لاغری یا قدرت باور چاقی؟ 🧠⚖️
✍️ تمرین آموزشی 📖: ساختن قدرت باور در لاغری 💪🧠
همین حالا وقتشه یه قدم مهم برداری به سمت قدرت باور در لاغری! 💫
لاغر شدن فقط کم کردن غذا نیست، یعنی ساختن یه ذهن قوی که بهت بگه: «تو میتونی!» 🧡
برای اینکه ذهن تو هم وارد مسیر شگفتیسازی بشه، لازمه تمرینها رو جدی بگیری و هر روز فقط یه قدم برداری… اما یه قدم درست! 👣
اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو ببین، و در آخر با دل و جان به سوالات زیر در بخش نظرات سایت پاسخ بده.📝👇
- به نظرت چقدر قدرت باور در لاغری میتونه نتیجههای لاغری رو تغییر بده؟ تجربهت رو بنویس.
- قبلاً که رژیم میگرفتی، واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟ یا فقط امیدوار بودی؟
- انتظارت از چی بوده؟ خودت یا روش لاغری؟ فرقش چیه؟ (اینو حتماً با دقت بنویس چون خیلی مهمه!) 🎯
- چرا به محض رها کردن رژیمها، دوباره چاق میشیم؟ 🤔 نقش ذهن و باور توی این ماجرا چیه؟
- به نظرت انتظارِ رسیدن به یه نتیجه توی زندگی چجوری توی ما ساخته میشه؟
🎥 بعد از دیدن ویدیو، تمرین اختصاصی خودتو طراحی کن و حتماً توی بخش نظرات سایت بنویس.
نوشتن تو رو متعهدتر میکنه و ذهن رو وارد بازی باورسازی میکنه. 💡
منتظرم نظرتو بخونم 💬✨
هر چی صادقتر و دقیقتر بنویسی، قدمهای ذهنیت محکمتر برداشته میشن. 🛤️🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام
من پدرم اینجوریه ک همش موقع غذا خوردن میگه این ضرر داره وبعد خودش برمیداره اونو میخوره کوکو نوشابه این از چی میاد اگه تو مطمئنی ک این ضرر داره پس چرا میخوری
چرا ما ب صلح با رفتارمون نرسیم ک من کداینو دوس دارم میخورمش چرا ی برچسب بهش بزنم پس من همیشه از ی اطمینان ب ما میگه این ضرر داره این فلانه بهمانه ک واقعامن باور کردم
ولی وقتی اومدم تو خونه مادرشوهرم دیدم اینها از غذاهاشون روغن میچکه و تموم ازمایشتاشون سالمه
یا در زمان کرونا همه مریض شدن الا اینها
چرا
چن اصلاباور نداشتن ک مریض میشن ب این چیزها اصلا اهمیت نمیدن
اما پدر من همیشه از ی اطمینان میگه وهمش فرکانس ترس دارم
نمیدونم چندیدن بار من شنیدم ک روغن ضرر داره نباید استفاده بشه کم استفاده بشه واینا خب این نقش باور بیشتر ب من نشون میده ب هرچی باور کنی اون برات میشه
خواهر شوهر من بالای ۱۰۰ وزنشه اما میگه تموم ازمایشاتم نرماله ن قند دارم ن چربی چن باوری نداره نسبت ب این ک این غذاهه باعث چربی یا قند میشه در اون
ولی باور داره ک چاقش میکنه
پدر من حتی ی بچه بیرون بازی کنه میگه الان ک دزد بیاد بگیرتش ببرتش همش بخاطر ورودی های منفی هس مدام با اخبار ب ذهنش میده
ومن قبلا ک مثل پدرم فک میکردم همش در احساس استرس وفشار بودم اما الان مثل پدرم نگا نمیکنم ب قضیه واون چیزی ک دوس دارم میل میکنم وازش لذت میبرم من ک اونو خواهم خورد پس چرا با ی برچسب بهش اینکارو بکنم
پدر من همیشه میگفت ورزش کن تحرک داشته باش والا چاق میشی ومن اینو باور کرده بودم
کافی بود چن روز مریض بشم ورزش نکنم قشنگ چاق میشدم چرا چن مطمئن بودم ک ورزش نکنم چاق میشم
من خودم دیدم ک مادر وپدرها از لاغری یا چاقی فرزندشون خجالت میکشن انگار ک این بچه ی وسیله هس ی لبای هس ک بخاطر نظر دیگران بچه هارو تو فشار خوردن ونخوردن میزارن
و اونقدر ب خاطر جسمشون اونهارو تحقیر وسرزنش میکنند حد نداره پدر من محال تو ی سفره ب برادرم نگه اینو نخور اینو کم بخور این ضرر داره محال نگه ته دیگ ضرر داره نخور
اونقدر با لحن بد باهاش حرف میزنه ک نگو
ب نظرم اون انتظاری ک خودش از خودش داره رونمیتونه انجام بده انتظار داره ک بچش این کارو نکنه چن در ذهنش باور ب این داره ک این مضره وما اینجوری تربیت شدیم وچاق شدیم
والان میبینم ک افرادی هستند ک همین کارهاو میکنه و متناسبه پس چی شد اگه مشکل غذاها بودند ک باید تموم افراد چاق میشدن پس چرا ی عده ای متناسبند چن مشکل غذا نیس
مشکل طرز فکر واطمینان و باوری ک من ب اون غذاها دارم واون موقع دستاورد اولش اینک حس عذاب وجدان تنبیه سرزنش بعدش نخواهد بود واین باعث حس خوب من خواهد بود
من در اطرافم زنهایی رو میبینم ک اونقدر با تنفر از شکمشون حرف میزنند ک حد نداره
کاری ک خودمم قبلا داشتم
جوری حرف میزنن ک انگار این شکم از اول اینجوری بوده جوری میگند ک این بدنه ی مشکلی داره
ک انگار از اول شکم اینجوری بوده
اما من فهمیدم اینجوری نیس بدن من اینه افکار وباورهای من هس والان شکم من از اول اینجوری نبود ومشکل از بدن من نیس بدن از من اطاعت میکنه
من میبینم اونها حتی بدن فعلی ک بالاخره چندین ساله باهاشن حتی اون شکم رو نپذیرفتن وهی سرکوفت میزنند و کاری هم نمیکنند فک میکنند با این حرفها اون خوب میشه
اما چرا فک نمیکنیم ک اگه با این حرفها کاری میشد کرد تا حالا شده بود
یا میبینم در افرادی باوردارند ک باید ورزش کنند چن نمیتونند پاهاشون درد میکنه با کمرشون
پس این شکم حق اونهاست و پذیرفتن و کاری نمیکنند
درحالی ک من میبینم ک افرادی ک بالاخره با رژیم یا بدون رزپژیم با این روش ذهنی شکمشون رفته مثل استاد پس بالاخره میره پس اینک بپذیرم ک ن این شکم با من هس چن من زایمان کردم یا ورزش نمیکنم ی چیز کاملا اشتباه هست من نمیپذیرمش ومیبینم کسایی رو ک شکمش صاف صافه زایمانم کردند ورزشم نمیکنند شکم هم نمیرند
چقدر من این باور رو داشتم ک ب ای اینک شکم صاف بشه بره باید شکم بره ۵۰۰ تا ولی این هنه ادم گ اصلا نمیدونستن شکم رفتن چجوریه ومتاسب بودن مثل نه نه جون خودم پس برای داشتن شکم صاف لازم ب شکم رفتن نیس میتونی بدون شکم رفتن هم شکمت صاف باشه کوچک باشه
پس برا من هم میشه پس من میام دیدگاهمو عوض میکنم و جور دیگه قضیه رو میکنم
من کسی ور دیدم ک میگفت پاهام عمل کردم ودکتر گفته راه برو ولی من نمیتونم خب تو میتونی ک دکتر میگه چن در ذهنت قبول نکردی ک میتونی ترس باعث میشه اقدام نکنی
یا من کسایی ور میبینم ک عمل کردند ومشکلی نیس مشکل حل شده
اما تو اون ترس تو اون فضای ذهنی موندن واصلا با طرز فکرشون نمیزارند ک ترمیم صورت بگیره بعد میگند بدن من مشکل داره یا اونقدر مشکل رو برای خودشون بزرگ میکنند بیماری رو بزرگ میکنند ک بدن نمیتونی اون کاری ک باید رو بکنه
بالای صد بار شنیدم ک جاریم میگه معده من تنبله
اما من هم این باور داشتم ولی با درست رفتار کردن دیدم خوب شد و مشکل معده من نبوده طرز باور رفتار وافکار مم بوده ک این شرایط ور برای من ساخته بود
پس هر شرایطی داری قابل تغییر هس وحی منزل نیس
میشه تغییر پیدا کنه پس نپذیر موندن تو درد رو چاقی هم ی رنج هس ک میشه تغییر پیدا کنه مثل همه تغییراتی ک ما انجام دادیم و کلی لذت بردیم چاقی هم هیچ فرقی با اونها نداره میشه تغییر پیدا کنه فقط تو باید مسئولیتشو قبول کنی و بدونی همه چیز خودتی ن دیگران
با سلام
وقتی از روش لاغری انتظار لاغری داریم ،قدرت رو دادیم دست اون روش و خودمون رو سپردیم به اون.
یعنی این من نیستم که لاغر شده روشی که استفاده کردم کارش درست بوده!
اما وقتی از خودمون انتظار لاغری داریم یعنی بدون شرط و با هر روشی امکان لاغر شدن در ما وجود داره .
یعنی ما باور داریم که بدنمون به سمت متناسب شدن میره بدون هیچ نیرویی که از بیرون به جسم ما وارد شده باشه.
و من متاسفانه توی این چند سال چاقیم به روش های لاغری تکیه کرده بودم و قدرت ذهن و باور خودم رو ندیده گرفته بودم،و به همین دلیل کاهش وزن من کوتاه مدت بود!
چون ما به همون روش لاغری مورد استفاده اطمینان کردیم نه به جسم خودمون،
ما انتظار داریم در صورت استفاده از روش لاغر بشیم و اگر اون روش رو استفاده نکنیم انتظار ما هم به پایان می رسد.
ما به یک روش بیرونی دل خوش کردیم !منتظریم یک روش یک شخص خاص بیاد و به ما کمک کنه ،در صورتی که قدرت ذهن خودمون رو فراموش کردیم .
اگر باور و عقیده من این باشه که لاغر میشم ،روشهای لاغری یه وسیله جانبی و کمک کننده به حساب میان که ما رو در مسیر قرار میدن.
چند سال پیش که حدودا ۲۳. ۲۴. ساله بودم برای اولین بار از یه برنامه تلویزیونی که مورد سلامتی بود و در مورد ام اس بود ،با این بیماری آشنا شدم ،چیزایی که ازون برنامه یادم مونده این بود که زنان بین ۲۰تا۴۰ سال امکان ابتلاشون خیلی بیشتر از دیگر افراده،در مورد علایم هم گفت که نمیدونم چه جمله ایش باعث شد من ازون زمان به بعد که با ام اس آشنا شدم ،ام ای برام مهم شد.برنامه دیگه ای هم راجع به سرطان و بیماریهای دیگه دیده بودم اما آنقدر منو به خودش مشغول نکرده بود.
اما نمیدونم چرا از ام اس میترسیدم ،
نکته جالبترش اینه که ؛
اول اسم و فامیل من به انگلیسی همین کلمه «ام اس» هست
وقتی فضای مجازی باب شد ،روزایی که اینترنت ضعیف بود بجای عکس پروفایلم اول اسم و فامیلم نوشته میشد”MS”!😑
نمیدونید چقدر متنفر میشدم ازین کلمه آنقدر که اسم پروفتیلمو عوض کردم و هیچ وقت دیگه اسم و فامیلم رو به انگلیسی کنار هم ننوشتم که دیگه مجبور نباشم کلمه« «ام اس» رو توی پروفایلم ببینم.
متاسفانه من ندانسته «ام اس » رو جذب کردم !
من ناخواسته باور داشتم که یک زمانی ام اس به سراغم میاد.
و واقعا معتقدم که از هر چی بترسی به سرت میاد!
معتقدم از هرچی بدت بیاد به سرت میاد!
دلیلش هم اینه که وقتی از چیزی بدت میاد و متنفری بهش زیاد فکر میکنی،و وقتی زیاد بهش فکر بکنی قدرت ذهن و کائنات کار خودش رو انجام میده و اونو برات محیا میکنه.
در مورد چاقی هم همین طوری شده بودم ،
باور داشتم که بارداری و زایمان باعث چاقی میشه ،بچه اولم به خیر گذشت ،بچه دومم هم بخیر گذشت البته تا زمانی که بهش شیر میدادم و بعد از اون باورهای کار خودش رو کرد و چاق شدم ،
الآنم دوباره باید خودم رو به اون باور برسونم که با لاغری فاصله ای ندارم .
به نام خداوند همیشه حاضر و مهربان و خواهان پیشرفت همیشگی ما،
و درود و رحمت برکت و ثروت و سعادت دو جهان و سلامتی و نور هدایت رشد آگاهی و آسانی آرامش عمر با عزت و طولانی و خال خوب همیشه جاری به هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند و گرامی،
یا خدا مدام معجزه مدام شگفتی در هر فایل آموزشی واااای خدایااااا ،
وقتی به خودم میام همش میگم آنقدر اسان بود این مسیر خدای من قدرت اصلی درون من بوده و تمام همین بود،
واقعا از اینهمه آسانی و از اینهمه زیبایی و لذت به وجد میام خدایا ممنونم استاد ممنونم،
قدردانم از خدا تا بینهایت بخاطر وجود شما واقعا،
و من باید با شجاعت و نترسیدن و ناامید نشدن بفهمم درک کنم و مسیری را که چاق شدم باید ازهمان مسیر اینبار با کنترل ذهنم و آگاهی های درست با ذهنم و دیدن و آموزش و یادگیری و تکرار میتوانم و توانستم لاغر بشوم برگردم ،
نگاهم را از درونم تغییر بدم که نترسم و بدانم پشتوانه های محکمی در ذهنم در ادامه مسیر دارم ،
بگم و باور کنم از درونم که لاغری درهر لحظه ، با قدرت ذهنم و باورم و به اسانی بطور عمیقی نفوذ کرده و در ذهنم و در اعماق وجودم با آرامش با حس لذت خوب و باور واقعی و
داشتن همان عینکی و دیدگاه درست ،
که استاد فرمودید :سلول به سلولم باور کردن که بدن من اصلا لاغر هست نقشه اصلیش همین هست و مدام در آگاهی و دیدن تصاویر و فایلها و آموزش دیدن یادگیری زبان جدید برای قوت بیشتر گرفتن باورهام دنبال علتها و منطقها و شناسایی ترمزها و پاکسازی و تمرکز و تمرین در لاغری ذاتی خودم باشم و ادامه ادامه ادامه دهم فقط،
حالا استاد شما دقیق میفرمایید و من برای جا افتادن مطالب و تغییر باور و ریشه دار شدن باور درست برای خودم مینویسم : اگر
رها نکنم ،
مدام پیشگیری کنم و تمرکز کنم ب ر اشتباه و ترسم
و نا امیدی و روضه خوندن و گوش دادن به نجواهای شیطان درونم ،
و درد دل و مرور افکار نادرست
و شاهد به بدی جمع کردن،
اعتماد و اطمینان نداشتن به عدالت خداوندم که فقط هم بر پایه حق مطلق و خوبی و خیر برای ما هست همه این موارد باعث میشه من به هدفم نرسم ،
بایددر ذهن ما ت فیبر ریشه ای اتفاق بیفته و اطمینان ابدی باید از ته دلمون نه تنها در لاغری بلکه در همه موارد زندگیمون رعایت کنیم،
حالحالا ا گر من از زاویه منفی دیگه نگاه کنم:
خوب اگر من چاق بمونم لاغر نشم خوب آخرش میخوام زودتر بمیرم با زجر هم زندگی کنم خوب پس این حق منه دیگه و این زندگی آدمیه که فقط میخواد زنده بمونه نه اینکه لذت ببره و زندگی کنه و همشم بخاطره اینکه ایمان نیاوردم حقمه این مدل زندگی بد پس حرفی باقی نمی مونه انتخابم این بوده ایمان نداشتم باور نداشتم به عدالت و خیر خدا و این حقمه و این مدل زندگی بد،
اما اگر میخوایم خوب زندگی کنیم دیگه اینهمه نا امیدی بهانه آوردن واسه چیه ؟باز من که قرار بمیرم پس چرا زرنگی نکنم با حال خوب زندگی نکنمو با لذت بردن از این زندگی نمیرم ؟؟؟
به نظر من آدم عاقل خوبی رو انتخاب میکنه اون زندگی خوبی ر وکه حقش هست رو از دنیا میگیره باز عقلانی که این مدت رو عالی زندگی کنه دیگه بهانه آوردن واسه چی ؟هی نا امیدی هی اطمینان نداشتن چرا ؟
اینا رو به خودم میگم تا آنقدر ذهنم حرف نزنه و بفهمه از ته قلبم ،
بعد حالا از زاویه دیگه استاد :
اصلا از کجا این افکار اومدن؟
و چرا فکر میکنیم همیشه افکار منفی قوی نزدیک و آسان و شدنی هستن چرا ؟
خوب مگر اینکه راهش این بوده که فقط توسط اطرافیان ما برامون تکرار شده مدام ؟؟؟؟
خوب پس من طبق راه حل شما که فرمودید دقیقا چرا برنگردم از همون مسیر؟؟؟ منتهی اینسری با اگاهی و تکرار درست ؟؟؟
یا چرا نیام؟؟؟ افکار مثبتمو نزدیکمو به جاش آسان و قویتر نکنم با تکرار و تمربن و واقعا فکر ک زدن باد بگیرم و دلیل درست پیدا کنم ،
اما الان من آگاهانه این کارو میکنم عقلم اینو میگه حالا که فهمیدم فرمانروای من ذهنم نه هیچی در بیرون قدرت دست خودم راهشم فهمیدم میام برای باور ذهنی گلم تقویتی میزارم قدرتمندش میکنم تغییر واقعی نگرشمو انجام میدم ،
ممکن هم هست کمی اولش فقط سخت باش اما تکرار کنیم بیفتیم روی غلطک اسونتر میشه و باورمون راحتتر از قبل و بیشتر یشه و در انتها پیروزیم و خدا هم بیشتر از تلاشمون همیشه بهمون داده و هوامونو داشته،فقط ادامه بدیم و استقامت کنیم و خوشحال باشیم که میشه،
خدایا شکرت
استاد هزاران با ممنونیم واقعا بی نظیرید خداوندا ممنونیم هزاران بار .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
قدرت باور لاغری . چیزی که هرروز باید روش کارکنم تابتونم نتیجه بگیرم بهتر از قبل . یکی از دلایلی که من به وسیله ی اون چاق شدم این بود که من احتمال چاقیم زیاده اول از همه تو سن خیلی کم چاق بودم و وقتی خودمو میدیدم .تو آینه یه اطمینان در من وجود داشت که این شکلی باقی میمونم حتی باخودم میگفتم که بزرگ بشم یعنی بااین بدن چه شکلی میشم یادم اومد تازه که که تازه اسم این رو که الان دارم تو آینه می بینم میشه . چاقی نمیدونستم من خونوادمو هم میدیدم پدرم و مادرم هردو اضافه وزن داشتن . . مثلاً من چون خیلی با مادرم ارتباط داشتم همیشه کنارش بودم میدیدم که اضافه وزن داره و خب یه سری رفتار غذایی داره ومن هم تواین زمان که دوباره برگشتم به مسیر لاغری باذهن دارم به رفتارهای خودم نگاه میکنم که خیلی از رفتارام مثل مادرمه چه تو خوردن غذا و چه حتی تو آماده کردن غذا به وضوح داره برام روشن میشه و حتی تو بچگی وقتی میدیدم مشکلات هست تو خانواده و اطرافیانم چطور با ما رفتار میکنن ومادر من همیشه حس قربانی بودن روداشت ووقتی بزرگ شدم دیدم چقدر بیشتر . ومن چون همیشه توخونه بودم مادرم اکثر مواقع می نشست ودردودل میکرد وخب من وخواهر بزرگم می نشستیم گوش میدادم . یه بار تازه یاداومد یه بار تلویزیون یه مرد خار جی روداشت نشون میداد وکلی آدمای چاق که داشتن راه میرفتن پشت سرش توخیابون .وبعد شروع کردن به نشون دادن همبر گر و رستو ران اون مرد رفت یه سینی همبر گر وسیب زمینی و اینطور چیزابعد بهم یهونشون دادن که موقعی که غذامیخوره .این غذاچطور وارد معده میشه .وچقدر معده بزرگ وبزرگتر میشه و کش میاد .بعد من ایستاده بودم جلو تلویزیون میخ شده بودم بعد باخودم گفتم یعنی منم اینطوریم من غذامیخورم . .وبعد شروع شد . اما یه مدت بعد از اون زمان که گذشت باخودم میگفتم که مامانم میگه که خودش چون غمگین هست معمولا به خاطر همین چاقه .و.من هم باور کردم به خصوص که خونه ی پدرم بودم .و همیشه جو خونمون سنگین بود من بیشتر چاق میشدم . واطمینان کامل داشتم .وازسمت دیگه ای هم از همه هام شنیده بودم که میگفتن فشار خون تو خونواده ی ما ارثیه . وبه حدی که مادربزرگم مادر مادرم .به خاطر همین فشارخون بالا .کناردستم حالش بدشدوازدنیارفت .آنقدر فشارش بالا رفته بود که حالا دقیق نمیدونم .ولی میگفتن که چندتا رگهای مغزیش پاره شده بودن . ومادر پدرم زیاد قرص استامینوفن مصرف میکرد خیلی لاغربود.وهمیشه لباس مشکی پوشیده بود از .وقتی چشم باز کردم و اونودیدم همیشه .پیرهن مشکی میپوشید وتالحظه ی مرگش هم .همیشه گریه میکرد .به خاطر پسر بزرگش که از دست داده بود .وبعدهم پدربزرگم که اون هم ازدنیارفته بود همیشه مشکی .می پوشید وچندروز قبل از مرگش بیشتر از قبل گریه میکرد و به یاد پسر از دست رفته گریه میکرد و میگفتن باخودشون که برای مادرمون اتفاق می افته دقیقا دوسه روز بعدش ازدنیارفت ..ماسمت خونمون توجزیره یه مرکز بهداشت بود یه نفر از مسولین بهداشت گفته بود که بهش بگین نخوره چون کبدواز کارمینداز ه . استامینوفن و دقیقا مادر پدرم برای ازدست رفتن کبد از دنیارفت. و.وخب حالا درموردمن .مادرم بهم تعریف میکرد .با اول که تب کردی .وچندبار هم تشنج کردی .دکتر مغز واعصاب یه دارو داد گفت ازاین به بعد مراقب باشین .مثل یه فیل .شروع میکنه به خوردن .آنقدر میخوره که سیر نمیشه .وهی باید بهش غذابدین . وچقدر واقعا من وقتی فهمیدم .حس کردم ..وباخودم گفتم که این باخودش چه فکری کرده تو همون زمان هشت نه سالگی . وبعداز اون هم .من یه حس عجیبی درموردخودم داشتم طوریکه وقتی میرفتم مدرسه .کلاس اول ابتدایی همه بهم میگفتن تو کلاس پنجمی .دوسال رد شدی که .اومدی اینجا ووقتی میگفتم کلاس اول ابتدایی هستم هیچ کس منوباورنمیکرد .چون دیگه حرف مادرموقبول کرده بودم .مادرم هم همیشه توخونواده وقتی بهش میگفتن که جلوی بچتوبگیر آنقدر چاق نشه.میگفت نمیشه به خاطر خوردن این داروهست. .و.واقعا باور آدمها چقدر توسرنوشت اونها تاثیر میزاره .امروز که داشتم این فایل رو دوباره میدیدم .گفتم نمیدونم چی بنویسم ولی همه چیز مثل فیلم ردشد درمورد خودم هم که هربار با غذا آب میخوردم به خودم میگفتم حتما چاق میشم اصلا قبل از اون من چاقی خودم روپذیرفته بودم و .میخوردم یه نمونه همین الان قبل از این فایل به اختیار خودم رفتم و یه خامه صبحانه باچندتاتیکه نون خوردم .بعد هم . خودم خواستم که بلند بشم .یعنی گفتم باخودم که بسه برای حال خودمو بد کنم .وچندتا لقمه خوردم وبرگردوندم یخچال چیزی که قبلاً نمیتونستم انجامش بدم و باید تاته میخوردم اما بلندشدم اما بلافاصله ترس از چاق شدن اومدسر اغم این یعنی هنوز من درست درک و باور نکردم .ونشون میده که من هنوز باوردارم که نون .وچیزای شیرین باعث چاقیم میشه. . وخب من .اینطوری شد که چاق شدم البته باور خواب صبح باعث چاقی میشه خوردن نمک باغذاوبرنج ت باعث پف صورت میشه و.ووووووووووووتادلتون بخواد .باورهادارم که باید اصلاح کنم . و یه باور دیگه ای هم که فهمیدم درشوهرم هست غذاهای چرب رو دوست داره و اینکه البته نه همه یغذاها اما وقتی بهش نگاه میکنم . فقط شکم داره اونم یه ذره .اما بهم میگه من چون همه ی کاراموایستاده انجام میدم و بار سنگین این ور اون ور میکنم به خاطر همین همش سوخت میشه .اما دیدمش هم که چندبار به شکمش نگاه کرده .وگفته چاق شدم به خاطر این که بهم غذازیاد میدی باخودم ببرم سرکار وبعد موقع سفره هم زیاد غذاهای خوشمزه درست میکنی ولی باور قدرتمندش همون هست که میگه .من همهی غذاهاسوخت میشه توبدنم..وله خاطر همین هم خیلی گرسنه میشم.
.✨ودرنتیجه باورهامون تاثیر میزاره روی جسممون به وسیله ی عادتهامون .و این جمله ی جلسه ی چهارم از دوازده گام لاغری باذهن.هستش که گفته شده .والان دارم درست درکش میکنم.🌹🌹
به نام خداوند عزیزم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات قدرت باور لاغری
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۳۷:قدرت باور لاغری
باور یا همون اطمینان در رخ دادن یه اتفاق چه مثبت چه منفی باعث رخ دادن اون اتفاق در زندگی من میشه یعنی اصلا مهم نیست اون اتفاق مثبت باشه یا منفی یا من دوست داشته باشم در زندگیم اتفاق بیوفته یا نه فقط کافیه اطمینان کنم که ممکنه در زندگی من هم اتفاق بیوفته که اون اتفاق میتونه چاقی یا لاغری ، ثروتمند بودن یا فقیر بودن،مریض بودن و سالم بودن،و ……. مهمه اینکه که من به کدومش اطمینان دارم که ممکنه برام اتفاق بیوفته . الان که به شرایط زندگی خودم نگا میکنم من به چاق شدن اطمینان داشتم که چاق شدم ، من به مشکلات مالی خودم اطمینان داشتم که همیشه هشتم گرو نهم بوده ، من به همیشه مریض بودن اطمینان داشتم و ….. واین اطمینان با دیدن این شرایط در بیرون از زندگی خودم و نگران شدن که نکنه اینها هم در زندگی من رخ بده به وجود اومده . ودرمقابل به اینکه لاغر بشم یا ثروتمند باشم یا همیشه سالم باشم اطمینان نداشتم . چه خوب گفتین استاد که ما باید با هر روز نگا کردن به آلبوم شگفتی سازان به این اطمینان برسیم که میتونیم ماهم لاغر بشیم اصلا کلا ما باید همیشه با دیدن افراد متناسب در هرجا این اطمینان رو به خودمون بدیم که ما هم میتونیم برای همیشه متناسب باشیم یا با دیدن یک فرد ثروتمند باید به خودمون اطمینان بدیم که امکان ثروتمند شدن هم برای ما هست امکان استفاده از تمام نعمت های خداوند برای همه به طور یکسان هست فقط ما باید به این باور و اطمینان برسیم که هیچ تفاوتی بین ما و فرد متناسب با ثروتمند یا کسی که در سلامتی کامل هست نیست و ما هم مثل اون میتونیم همه ی اون چیزاهارو داشته باشیم.
به نام خداوند بی همتایم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
قدرت باور لاغری
دو تا عکس پر محتوا وزن کردن ذهن و وزنه زدن ذهن
واقعا خیلی از افراد چاق ،سنگینی چاقی ذهنمون خیلی خیلی بیشتر از سنگینی جسممونه
و اینقدر که به ورزش بها دادیم برای لاغری که ذهنمون اونو به یک باور لاغر ساز تبدیل کرده
خوب زیاد پیش اومده توی زندگیم که اگر خواب بدی دیدم سریع تعبیر شده، و مو به مو اتفاق افتاده ؛
یا حتی زمانی که اضطراب از موضوعی به دلم می افتاد ،عینا اون اتفاق در شوم ترین حالت خودش، برام اتفاق می افتاد و اصلابرام واضح شده بود که من آدم بدشانسی هستم .
اما زیاد پیش اومده بود که خوابهای خوبی میدیدم و اونا در حد ،همون خواب ،باقی میموندن و تجربشون نمیکردم و یا حسهای مثبت که خیلی کم اتفاق می افتاد واقعی بشن
و الان فهمیدم که دلیل این اتفاقات باورها و اعتقادات من بوده که رنگ واقعیت به اون افکار میداده، اگر تا به امروز با وجود تلاشهای هر چند اشتباه برای تناسب نتیجه نگرفتم چون هیچ وقت باور نکرده بودم که ذات جسم من تناسبه و من باور کرده بودم چاقی برای من واقعی تره تا لاغری و تناسب
و وقتی شروع میکردم به پیشگیری کردن از چاقی مثلا رژیم میگرفتم ورزش سنگین میکردم یا روشهای دیگه لاغری و انجام میدادم در تمام اون مدت که شروع میکردم به پیشگیری کردن در واقع داشتم اعلام میکردم که مطمئنم چاقی برای من رخ میده و این باور باعث ایجاد چاقی در من میشد
یا حتی زمان اوج کرونا من با دیدن اخبار و ترس از بیمار شدن بچه هام خیلی اتفاقات بدی و رقم زدم
مثلا اجازه رفت و آمد با دیگران یا حضور در مدرسه و پارک و هر جایی که جنبنده ای بود و ممنوع کرده بودم از ترس اینکه نکنه بچه هام کرونا بگیرن و بیمار بشن .
در حالی که ما با هیچ آدمی در تماس نبودیم در تمام اون دوران همش مریض بودیم و همه تعجب میکردن که ما از کجا مریض شدیم، با اون حجم کنترل بهداشت و قرنطینه؛
و این برای خودم هم سوال بود تا اینکه به لطف خداوند در این فایل ارزشمند به اشتباه رفتاری گذشته ام و دلیل اون بیمار شدنها پی بردم بله ترس از بیماری و باور بیمار شدن و پیگیری اخبار و ورودیهای منفی باعث میشد من نگران بشم و اقدام به پیشگیری کنم و مراقبتهای اضافه ای و انجام میدادم تا اون اتفاق نیفته و انگار مطمئن بودم برای ما هم اتفاق میفته چون میشنیدم همه گیری و این ترس افکار من و بالفعل به یه سری اعمال جدید تبدیل میکرد و اطمینان من به اتفاق افتادن بیماری باعث بوجود اومدنش میشد
در مورد چاق و لاغری هم این مورد صدق میکنه
مثل اینکه هر کدوم از ما افراد چاق از نوعی از خوراکی ها میترسیم و اونو دلیل چاقی خودمون یا چاقتر شدنمون میدونیم مثل چربیها،شیرینیجات،کربوهیدراتها
من تا قبل اینکه از کالری شماری استفاده کنم برای لاغری ،هرگز از کالری ها نمیترسیدم اما از بعد این ،هر چی میخواستم بخورم تو ذهنم کالری سنجی میکردم خوب این خوراکی اینقدر کالری داره و کالری مجاز امروز من اینه و هزار تا جنگ برای نخوردن و هزار تا جنگ برای خوردن در من اتفاق میافتاد
و اگر تجاوز از کالری روزمره میکردم منتظر چاقی بودم
من امروز فهمیدم باید عقاید و فرمولهای چاق کننده خودم و قشنگ ریشه یابی و کشف کنم و اونها رو آروم آروم از سکه بندازم و بهشون عدم اطمینان پیدا کنم .
استاد چقدر اینجای فایل و دوست داشتم اگر یک اتفاقی زیاد برات پیش میاد اگه داره تکرار میشه یک فرمولی در ذهن شما ثبت شده که شما خودت و مستحق اون اتفاق میدونی خودت و لایق اون اتفاق بد میدونی و اون داره تو زندگیت تکرار میشه و این جملات ریشه مشکل بزرگی در من و بهم نمایش داد
من الان یکماهی هست تقریبا که بسیار مایل به پرخوری و خوردن شیرینی جات شدم و چون خودم و لایق و مستحق چاقی دونستم دارم رفتار چاق کننده انجام میدم البته درسته خوراکیها ترس ندارن و چاق کننده نیستن ولی من خودم خوب میدونم دارم رفتار چاق کننده و اشتباه انجام میدم و زیاده روی و خوب متوجه میشم و بعد اصلاح میکنم رفتارم و و دوباره یه چند روزی خطا میرم دلیل همه اینا اطمینان من به چاقی و باور حالا یکباره دوباره تلاش میکنم باعث این اتفاق شده و من تعهد میدم این فرمول شناسایی شده رو اصلاح کامل کنم
همش وقتی خطا میکردم میگفتم خوب من قبلا خیلی این رفتارها رو تکرار میکردم الان خیلی کم شدن و حالا اشکال نداره گاهی اتفاق بیفته ،همین باور حالا اشکالی نداره گاهی اتفاق بیفته باعث لیز خوردن من و جواز عبور از راه غلط بود مصی برای خودت زنگ تفریح تعریف کردی؟
برای خودت جایزه تعیین کردی؟
برای خودت جواز کار اشتباه صادر کردی؟
تو لیاقتت اینه؟
لیاقت تو چاقی و سنگینی و حال بده؟
نه قشنگم تو لایق بهترینها هستی
تو قطعا در مسیر درست هستی
نباید برای کار اشتباه توجیه بیاری اشتباه اشتباهه و با هیچ چیزی توجیه شدنی نیست
پس من با یقین و ایمان به تناسب گام برمیدارم و از هیچ توجیهی برای خوب جلوه دادن اشتباهات رفتاری ذهن چاقم استفاده نمیکنم
زمانهایی که رفتار غلط ذهن چاق و انجام نمیدم شاهد سرعت تغییر جسمم هستم و زمانی که به ذهن چاقم توجه میکنم و فرمولهای اونو حتی کوتاه و کوچک انجام میدم متوجه کند شدن روند تناسبم هستم پس بدن من عاشق متناسب شدنه و کم یا زیاد بودن سرعت این حرکت به سمت تناسب همش دست خودمه و لیاقتی که از خودم نشون میدم برای کسب تناسب
پس من لایق بهترینها هستم و اطمینان من باعث لاغری من میشه نه تلاش من برای کم خوردن و ورزش کردن چه بسا اگر این تلاشها نتیجه همیشگی داشت الان من متناسب بودم اما در تمام زمانهایی که از اون روشها برای لاغری استفاده میکردم انجام اون کارها نبود که من و به سمت لاغری میبرد بلکه اطمینان من به انجام اون کارها در جهت لاغری بود که نتیجه لاغری و بوجود میآورد
من اطمینان دارم به مسیر تناسب فکری و با اطمینان در این مسیر قدم برمیدارم به شکر خدای بی همتایم امروز هم فرمول دیگری از ذهن چاقم را شناسایی کردم و در صدد رفع آن تعهد میدهم سپاسگزارم استاد برای آگاهی های نابتان
الهی به امید تو
نشان های دریافت شده
با سلام به استادعزیزم و دوستان شگفتی ساز
به لطف خداوند این گام ۳۷رو هم برداشتم
واقعا عالی بود این آگاهی که به من داده شد من هم سالها بود نا خواستهای زندگیم باور کرده بودم ونامید وبا احساس بد زندگی می کردم ولی به لطف خداوند ۲سالی هست خیلی با احساس خوب و عشق الهی زندگی میکنم و همین عشق الهی من رو به این سایت هدایت کرد و الان باورم شده که من خوشبخت هستم که در مسیر تناسب اندام درحال ساخت باور لاغر شدن آسان ترین کار دنیا است قرار گرفتم
تمرین هرروزم این که هروز یک گام برداشته واستمراردر تغییر نگرش داشته باشم
۱-تکرار و باور این که در حال لاغر شدن هستم به آسانی با احساس عالی
۲-لباس رنگ روشن وبا سایز جدیدم که دوست دارم برسم به اون سایز بخرم—
۳-اگر کسی نسبت به چاق شدنم چیزی گفت فقط با لبخند در دلم بگم من لاغر هستم توخطا دید داری
۴-همش تکرار کنم چقدر لاغر شدی
۵-لاغر شدن حق توی ،تولایق بهترین ها هستی
۶-توازاول متناسب بودی و چند سالی از خونه اصلیت خارج شده بودی به خاطر حرف دیگران وترسیده بودی واحساس خطر کرده’بودی واز اون خونه رفته بودی و حالا دوباره به خونه خودتت با آگاهی بیشتر و آرامش واحساس خوب برگشتی تاشگفتی ساز بشی
ایجادقدرت باورلاغری درذهن ازمهمترین عوامل موفقیت درمسیرشگفتی ساز شدن است👌
پرسش وپاسخ
‐دیدگاه شمادرباره تاثیر قدرت لاغری درکسب نتیجه عالی از ارزوشهای لاغری چیست؟
قدرت و باور لاغری اگه به روش ها باشه نه خودمون جواب نرسیدن به لاغری هست
همه چی به باور وقدرت لاغر شدن مان بستگی داره اگه باور وایمانمان به خودمان لاغر شدن باشه اون وقت نتیجه عالی بدست مییاریم به همان درجه از قدرت باور نتیجه حاصل میشه نه تلاش و سختی از روشهای بیرونی
-در گذشته که از روشهای لاغری استفاده کردی چقدر انتظار لاغر شدن’داشتید ؟
انتظار کمی داشتم لاغری شکمی’رو تجربه کنم چون وقتی رژیم کنار میگذاشتم انتظار چاقی از خودم قوی تر بود وهمون اتفاق می افتاد
زمانی که از روشهای لاغری استفاده کردیدر انتظار لاغر ی شما از آن روش بوده یا از خودتان شرح دهید؟
از آن روش بوده ،واقعا انتظار کمی داشتم چون باور کرده بودم لاغری من به نخوردن ورژیم وابسته هست وخودم ضعیف وبی اراده میدونستم وقدرت به اون رژیم ومواد غذای داده بودم وجسم مو مقصر می دونستم که درناحیه شکم چربی ذخیره می کنه وجاهای دیگه بدنم لاغر هست وفکر میکردم از من کاری ساخته نیست واین ‘ژن من هست که به این شکل رفتارمی کنه .به لطف خدا این آگاهی رو کسب کردم که فقط باور نادرست خودم در من این حالت رو نا زیبا رو بوجود آورده وبا ایمان به خداوند در مسیر جایگزین کردن باور درست خودم هستم خدایا شکرت🙏🏻
تفاوت اینکه از روش لاغری انتظارلاغری داشته باشید یا از خودتان درچیست ؟
تفاوت در باورهاست
باورکردن لاغر بودن اصل ما بوده و هست وبه راحتی متناسب میشویم. به این باور ایمان وامید داشته باشیم همون اتفاق میوفته 😄👏
یا باور کنیم ما ژن چاقی و……غیره را دلیل چاقی و باورقلبی خودمون بدونیم همون اتفاق نازیبا پیش میاد
باورم از جسمم فقط لاغری هست وبس
لاغر شدن حق مسلم من هست
لاغر شدن’آسان ترین کار دنیاست.
لاغر شدن هدیه خداوند است.
-چرا بعداز رها کردن روش لاغری دوباره چاق میشویم؟نقش انتظار دراین فرایند چیست؟
چون با رها کردن باور داریم’چاق میشویم .چون انتظار و باور از خودمان درراستای چاقی است باور لاغری برایمان دست نیافتنی وسخت بوده
نقش انتظار در هر موضوع اصل اون موضوع هست این انتظار از خودمون هست که سرنوشتمون تغییر میده به بهتر شدن یا بدتر شدن 👌
به نظر شما انتظار رخ دادن هر موضوع در زندگی به چه صورت درما ایجاد می شود ؟
از طریق کسب آگاهی ها لازم درهر موضوع و کشف باورهای اشتباه درهر موضوع ،
و استمرار و ادامه دادن برای جایگزین کردن انتظار و باور درست در ذهنمان و ایجاد باور قلبی برای رسیدن به خواسته هایمان
درمورد لاغر ی باید این باور که لاغر شدن آسون هست وفقط باید در سایت ماند و ادامه داد و عمل کرد به آگاهی های که از طرف خداوند به ما داده میشه وبه اونها اعتماد کرده وبا امید واحساس خوب منتظر وقوع شگفتی در جسممان باشیم و این یک باور درست هست خداوند شفا دهنده جسممان هست نه ترسی هست نه غمی ، خدایا شکرت🙏🏻
چندتا از باورهای درست برای خودم انتخاب کردم
باورهای درستی رو که جایگزین باورهای نادرست کردم
من لایق داشتن تناسب اندام دل خواهم هستم
من لایق سلامتی در جسم و جانم هستم
من لایق زیبای و جوانی هستم
من لایق تجربه کردن روابطه عالی با همسرم و فرزندم هستم
من لایق داشتن خانه زیبا و بزرگ برای خودم هستم
من لایق داشتن درآمد مستقل هستم
من لایق داشتن ماشین شخصی هستم
من لایق داشتن تمام’امکانات روز دنیا هستم
من لایق خیر دنیا و آخرت هستم
من لایق چشیدن طعم خوشبختی درتمام ابعاد زندگی هستم
من لایق چشیدن ثروت بی حساب پروردگارم هستم
من لایق احساسات عالی و خوب هستم
من لایق شکمی تخت و زیبا هستم
من لایق درک بهتر جهان هستی هستم
حالا باید کاری برای قوی شدن این باور ها کنم
هروز باید احساسم خوب کنم
هرروز باید مراقب ورودی یام باشم
هرروز باید به سایت سر بزنم آگاهی کسب کنم
هرروز باید درراستای عمل به شنیده ها باشم
وبا امید در مسیر لاغری در حرکت’باشم نشانه امید و ایمان برای خودم این که شاد هستم ،لباس های روشن و سایز مورد علاقه ام میخرم چون باورم واقعا لاغر شدنم هست .
سپاس گذارم از استاد عزیزم که دستی از دستان پروردگارم بود برای نجات دادن ما 🙏🏻🙏🙏🏻🌹🌹🌹❤❤❤
سلام استاد
خیلی خوشحالم که توانستم گام ۳۷ قدرت باور لاغری را با ذهن را گوش بدهم
استاد چقدر خوب توضیح دادید که اگر ما به موضوعی فکر کنیم و خواسته باشیم برای ما اتفاق بیفتد و این اتفاق نمی افتد و موضوعی را نمیخواهیم اتفاق بیفتد ولی آن اتفاق می افتد به خاطر این است که اطمینان داریم این موضوع یک چیز منطقی است و ممکن است برای همه اتفاق بیفتد و آن اتفاق را که افکار است به جسم تبدیل میکنیم