خیلیها سالهاست با رژیم و ورزش دنبال لاغری هستن، اما نتیجه نمیگیرن. 😞
📍 این جلسه ادامه گام ۳۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
مشکل کجاست؟ بدنشون؟ نه!
واقعیت اینه که چیزی که جلوی تناسبشون رو گرفته، قدرت باور در لاغریه. وقتی ذهن باور نکنه که میتونی لاغر بشی، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیل خاموشه. 🧠🚫
اما به محض اینکه این باور رو در ذهنت روشن کنی، مسیر لاغری مثل یه جادهی روشن و هموار جلو پات باز میشه. ✨🛤️
در این جلسه میآموزیم:
🌟 داستان تولد لاغری با ذهن؛ جایی که قدرت باور در لاغری جرقه زد!
همه چی از یه جرقه ساده تو ذهنم شروع شد…
از سال ۱۳۹۳ که با قانون جذب آشنا شدم، سعی میکردم باهاش کیفیت زندگیمو بهتر کنم. ولی یه روز با خودم گفتم: “اگه قراره این قانون اینقدر قوی باشه، چرا ازش برای لاغر شدن استفاده نکنم؟” 🤔✨
و این شد نقطهی تولد مسیری که بهش میگم لاغری با ذهن! یا لاغری با قانون جذب 🧠💫

نتایجی که از اون روز به دست آوردم، فوقالعاده بودن؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای هزاران نفر دیگه که همراه سایت تناسب فکری شدن و جادوی ذهنشون رو برای لاغر شدن کشف کردن. 🌈💪
یادمه اولین بار تو فیلم “راز” وقتی شنیدم که “افکار به اجسام تبدیل میشن”، نور امیدی در قلبم روشن شد…
از همون موقع دنبال این بودم که ارتباط باور و بدنم رو پیدا کنم. هر چی بیشتر جلو رفتم، بیشتر فهمیدم که ریشهی همهی تغییرات، به یه چیز برمیگرده:
🎯 قدرت باور در لاغری!
اونقدر ذهنم رو تمرین دادم تا باورهای محدودکنندهی قبلیم رو پاک کنم و یه نقشه ذهنی جدید ساختم برای زندگیای که میخوام تجربه کنم: سبک، سالم، متناسب. 🧘♂️🍃
و جالب اینجاست که… بعد از ۳۵ سال چاقی و شکستهای پیدرپی، بالاخره تونستم بدون رژیم و سختی، آرومآروم وزن کم کنم و تو مسیر لاغری بمونم. 😍🙌
حالا میخوام اون مسیری که طی کردم، هموارترش کنم برای تو!
توی سایت “تناسب فکری” و دورهی “ورود به سرزمین لاغرها”، با کلی آموزش و تمرین، قدمبهقدم کمکت میکنم قدرت باور در لاغری رو توی ذهنت روشن کنی و از قدرت باور چاقی جدا بشی. 🛤️🧭
📸 آلبوم شگفتیسازان هم حاصل همین مسیرِ پر از باور و اشتیاقه… آدمهایی مثل من و تو که تصمیم گرفتن ذهنشون رو دوباره برنامهریزی کنن.
💖 ایمان دارم اگه تو هم با اشتیاق و استمرار وارد این مسیر بشی، خیلی زود تصویرت توی اون آلبوم کنار بقیهی شگفتیسازها میدرخشه…
🧠✨ قدرت باور در لاغری یعنی چی واقعاً؟
قبل از اینکه بخوایم از قدرت باور در لاغری حرف بزنیم، بیایم یه لحظه به اون چیزی فکر کنیم که همیشه باهاش زندگی کردیم:
👻 قدرت باور چاقی!
آره… همون صدایی توی ذهنمون که میگفت:
- “چاقی تو ارثیه!” 👨👩👧
- “سوختوساز بدنت پایینه!” 🧬
- “داری دارو میخوری، تقصیر تو نیست!” 💊
- “اگه یه تیکه کیک بخوری، تمومه!” 🍰😱
هر بار که جلوی آینه از دیدن خودت ناراحت شدی، هر بار که با یه لقمه غذا احساس گناه کردی، هر بار که به خاطر چاقی از خودت دلخور شدی…
در واقع داشتی قدرت باور چاقی رو تقویت میکردی. 😞🔁
اما یه خبر خوب! 🌟
ذهن تو همونطور که میتونه باور چاقی بسازه، میتونه قدرت باور در لاغری رو هم فعال کنه! 💪🎯
مثلاً وقتی یه بار با رژیم یا ورزش وزن کم کردی و حس کردی داری سبک میشی، اون حس خوب، همون قدرت باور در لاغری بوده که برای لحظاتی زنده شده! ☀️
ولی چون ریشهدار نبوده، با ول کردن روش، خیلی زود برگشتی سر خونه اول… 😔
پس واقعاً چی میشه اگه از اول، از ته دل، باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم؟
چی میشه اگه به جای جنگیدن با بدنمون، با ذهنمون صلح کنیم و بذاریم قدرت باور در لاغری کمکم رشد کنه؟ 🌱🧠
اینجا توی دنیای تناسب فکری قراره دقیقاً همینو یاد بگیری:
چطور ذهنی که سالها قدرت چاقی رو باور کرده، حالا قدرت لاغری رو با عشق، آرامش و موندگاری بسازه… 🧘♀️🍃
🧠 ذهنیت مهمه، حتی بیشتر از ورزش!
یکی از جالبترین و معروفترین مطالعات درباره قدرت ذهن در تغییر جسم، تحقیقی بود که توسط «الی کرام» و «الن لانگر» در سال ۲۰۰۷ انجام شد.
در این مطالعه، پژوهشگران ۸۴ زن خدمتکار در هتل را بررسی کردند. جالبه بدونی که این خانمها بهطور روزمره کارهای فیزیکی زیادی انجام میدادند—مثل تمیز کردن اتاقها، مرتب کردن تختها و جابهجایی وسایل سنگین. با این حال، بیشترشون باور داشتن که هیچ فعالیت ورزشی ندارن! 😲
🔬 پژوهشگران این ۸۴ نفر رو به دو گروه تقسیم کردند:
- گروه اول (آگاهسازی): به اونها گفته شد که همین کارهای روزمرهای که انجام میدن، دقیقاً معادل یک ورزش مؤثر هست و حتی براشون توضیح دادن که هر کار چقدر کالری میسوزونه.
- گروه دوم (کنترل): هیچ اطلاعاتی دربارهی ماهیت ورزشی کارشون دریافت نکرد.
📊 نتیجه چی شد؟
بعد از ۴ هفته، گروهی که باور کرده بودند کارشون ورزشه، بدون هیچ تغییر خاصی در سبک زندگیشون:
- چربی بدنشون کاهش پیدا کرد
- فشار خونشون پایین اومد
- شاخص توده بدنی (BMI) به شکل معناداری کاهش یافت
در حالی که گروه کنترل، که هنوز فکر میکردند فعالیت ورزشی ندارند، هیچ تغییر قابلتوجهی نداشتند!
🎯 پیام طلایی این تحقیق درباره قدرت ذهن و جسم
این مطالعه یه پیام خیلی مهم داره که مستقیماً به قدرت باور در لاغری مربوط میشه:
🧠 «وقتی ذهن ما باور کنه که یه کار برای سلامتی و تناسب اندام مفیده، بدن هم خودش رو با اون باور هماهنگ میکنه—حتی اگه اون کار هیچ تغییری نکنه!»
✨ یعنی چی؟ یعنی اینکه نوع نگاه ما به کاری که انجام میدیم، میتونه نتیجهی اون کار رو کاملاً تغییر بده!
برای مثال:
- اگه تو باور داشته باشی که پیادهروی سادهی روزانهت داره چربی میسوزونه 🏃♀️🔥، بدنت هم شروع میکنه به واکنش نشون دادن!
- اگه با اطمینان فکر کنی که سبک غذا خوردنت داره تو رو به اندام ایدهآلت نزدیک میکنه 🍽️💃، ذهن و بدن هم در مسیر لاغری قرار میگیرن.
🟢 این دقیقاً همون چیزیه که ما بهش میگیم:
قدرت باور در لاغری ✨🧘♀️
💡 اگه میخوای این باور رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم توی ذهنت تثبیت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ نقش ذهن در شکلگیری جسم؛ در ادامه هم توی گام ۳۸ سراغ «راهنمای کامل آموزش لاغر شدن» میریم.
وقتی ذهن تو باور کنه که لاغری ممکنه و حق توئه، بدن هم بهتدریج خودش رو با این باور هماهنگ میکنه و تغییرات واقعی شکل میگیرن—بدون زور، بدون استرس، بدون رژیمهای خستهکننده!
💡 خلاصه اینکه:
پس به جای جنگیدن با بدنت، شروع کن به همراه کردن ذهنت با مسیر لاغری.
اینطوری تغییرات پایدار و طبیعی اتفاق میافته.
🧠 قدرت ذهن در شکلگیری جسم ✨
ذهن ما تنها مرکز فرماندهیِ بدنمونه!
شاید این جمله اولش برات عجیب باشه، ولی وقتی عمیقتر بهش نگاه کنیم، همهچی روشن میشه… 🔍
مثلاً کسایی که بهزور میخوان چاق بشن ولی هیچی تغییر نمیکنه رو دیدی؟
اونا هرچی هم غذا بخورن یا مکمل استفاده کنن، چون قدرت باور در لاغری توی ذهنشون فعاله، بدنشون همچنان لاغر میمونه!
بارها گفتن: «بازم لاغر شدم، لعنتی!» 😅
حالا بیا یه سؤال بپرسیم:
اگه همین برنامهای که یه فرد لاغر برای چاق شدن استفاده میکنه، رو یه فرد چاق اجرا کنه، چی میشه؟
✅ قطعاً در مدت کوتاهی چاقتر میشه!
یا برعکس، رژیمی که برای یه فرد چاق جواب نداده رو یه فرد لاغر امتحان کنه، چه نتیجهای داره؟
۱️⃣. یا لاغرتر میشه
۲️⃣. یا اصلاً تغییر نمیکنه
این یعنی چی؟ یعنی اینکه موضوع اصلی قدرت ذهنه نه غذا!
اون چیزی که داره بدن ما رو میسازه یا تغییر میده، افکار و باورهای ماست، نه کالری و کربوهیدرات! 🍞🥗❌
همهی ما که اضافه وزن داریم، توی ذهنمون سالهاست قدرت باور چاقی رو ساختیم. حالا هی تلاش میکنیم با رژیم و ورزش لاغر بشیم ولی ذهنمون هنوز تو فاز چاقیه! 🤯
✅ اگه میخوای نتیجه متفاوت بگیری، باید مثل همون موقع که قدرت چاقی رو ساختی، حالا بری سراغ ساختن قدرت باور در لاغری.
یعنی چی؟ یعنی با تکرار افکار درست، تصویرسازی، تمرین ذهنی و باور به خودت، کمکم ذهن رو برنامهریزی میکنی که لاغری حق طبیعیه توئه! 🎯💫
📌 واقعیت اینه که اگه ذهن، باور چاقی رو نگه داره، هیچ روشی نمیتونه کاری کنه!
اگه باور تغییر نکنه، نتیجه هم تغییر نمیکنه…
اما وقتی به جای جنگ با بدن، ذهن رو همراه خودت کنی، بدون فشار و استرس، قدرت باور در لاغری کمکم برنده بازی میشه!
🟡 فقط کافیه توجهت رو بذاری روی افکارت.
منتظر چی هستی؟
منتظر چاق شدن یا رسیدن به اندام دلخواه؟ 🤔
👣 هر فکری که امروز تکرار میکنی، داره فردای جسمت رو میسازه. پس انتخاب کن که قدرت کدوم باور قراره زندگیت رو بسازه…
قدرت باور در لاغری یا قدرت باور چاقی؟ 🧠⚖️
✍️ تمرین آموزشی 📖: ساختن قدرت باور در لاغری 💪🧠
همین حالا وقتشه یه قدم مهم برداری به سمت قدرت باور در لاغری! 💫
لاغر شدن فقط کم کردن غذا نیست، یعنی ساختن یه ذهن قوی که بهت بگه: «تو میتونی!» 🧡
برای اینکه ذهن تو هم وارد مسیر شگفتیسازی بشه، لازمه تمرینها رو جدی بگیری و هر روز فقط یه قدم برداری… اما یه قدم درست! 👣
اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو ببین، و در آخر با دل و جان به سوالات زیر در بخش نظرات سایت پاسخ بده.📝👇
- به نظرت چقدر قدرت باور در لاغری میتونه نتیجههای لاغری رو تغییر بده؟ تجربهت رو بنویس.
- قبلاً که رژیم میگرفتی، واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟ یا فقط امیدوار بودی؟
- انتظارت از چی بوده؟ خودت یا روش لاغری؟ فرقش چیه؟ (اینو حتماً با دقت بنویس چون خیلی مهمه!) 🎯
- چرا به محض رها کردن رژیمها، دوباره چاق میشیم؟ 🤔 نقش ذهن و باور توی این ماجرا چیه؟
- به نظرت انتظارِ رسیدن به یه نتیجه توی زندگی چجوری توی ما ساخته میشه؟
🎥 بعد از دیدن ویدیو، تمرین اختصاصی خودتو طراحی کن و حتماً توی بخش نظرات سایت بنویس.
نوشتن تو رو متعهدتر میکنه و ذهن رو وارد بازی باورسازی میکنه. 💡
منتظرم نظرتو بخونم 💬✨
هر چی صادقتر و دقیقتر بنویسی، قدمهای ذهنیت محکمتر برداشته میشن. 🛤️🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.52 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام 37
من سالها با رژیم ورزش دنبال لاغری بودماما نتیجه نمیگرفتم واقعیت اینه که چیزی که جلوی تناسبم را گرفته قدرت باورلاغریه وقتی ذهن باور نکنه که نمیتونی لاغربشی هر تلاشی بی فایده هست اما به محض اینکه این باور درذهنم رپشن بشه مسیر لاغریرمثل یه جاده روشن وهموار جلوی پایم باز میشه من میتوانم اون قدر تمرین کنم تا باورهای محدود کننده قبلیم را پاک کنم ویه نقشه ی جدید بسازم ببرای زندگی که میخواهم تجربه کنم سبک سالم ومتناسب مم ایمان دارم کهاگه با اشتیاق واستمرار وارد این مسیر بشم زود لاغرومتناسب میشم ومن یه شگفتی ساز میشم
من قدرت باور چاقی داشتم واون صدایی که همبشه توی ذهنم میگفت چاقی من اروی هست سوخت وساز من پایینه اگهاین تکهکیک را بخورم تمومه داروها که میخورم تقصیر من نیست وهربارکه جلوی اینه از دیدن خودم ناراحت میشدم وهربار که بایه لقمه غذا احساس گناه میکردم هربار که به خاطر چاقی از خودم دلخور وناراحت میشودم درواقع داشتم قدرت باور چاقیرا تقویت میکردم اما خبر خوب اینجاست ذهن همان طورکه میتونه باور چاقی را بسازد میتونه باور لاغری را هم فعال کنهمثلا وقتی یه بار بارژیم یا ورزش وزن کم. کردم وحس کردم دارم سبک میشم اون حس خوب همون قدرت باور درلاغری بوذه که برای لحظاتی زنده شده ولی چون ریشه دارنبوده باول کردن رروش خیلی زود برگشتم سر خونه ی اول.
اگه از اول ته دل باور کنم که میتونم لاغربشم پس میشه به جای جنگیدن بابدنم باذهنم صلح کنم وبزارم قدرت باوردر لاغری کم کم رشد کنه.
من اینجا یاد میگیرم چطور ذهنی که سالها قدرت چاقی را باور کرده حالا قدرت لاغری را با عشق وارامش وموندگاری بسازه. وقتی ذهن باور کنه که یه کاری برای سلامتی وتناسب اندام مفیده بدن هم خودش رو با اون باور هماهنگ میکنه حتی اگهاون کارهیچ تغییری نکنه یعنی اینکه نوع نگاه من به کاری که انجام میدم میتونه نتیجه ی اون کار را کاملا تغیر بده اگر من باور داشته باشم که پیاده روی داره چربی میسوزونه بدنم هم شروع میکنه به واکنش نشون دادن اگه با اطمینان فکر کنم که سبک غذا خوردنم داره مرا به اندام ایدهدالم نزدیک میکنه ذهن وبدن هم درمسیر لاغری قرار میگیرن این همان قدرت باور درلاغری هست وقتی ذهن من باور کنه که لاغری ممکنه وحق منه بدن هم به تدریج خودش را بااین باور هماهنگ میکنع وتغییرات واقعی شکل میگرن یثبدپن زور استرس وبدون رژیمهای خسته کنننده ومن اول باور میگنم بعدبدنم دنبالش میره پس به جای جنگیدن بابدنم شروع میکنم همراه مردن با مسیر لاغری اینطوری تغییرات پایدار وطبیعی اتفاق می افته ذهن مهتنها مرکز فرماندهای بدن هست مثلا وقتی کسی که میخواهد به زور چاق بشه ولی هیچ تغییری نمیکنه اونا هرچی هم غذابخورن یا مکمل استفاده کنن چون قدرت باور درلاغری توی ذهنش فعاله بدنش همچنان لاغرمی مونه وبارها میگه باز لاغرشدم لعنتی اگه این برنامه را به فرد لاغربرای چاق شدن استفاده کرده رو یه فرد چاق احرا کنه چی میشه قطعا درمدت کوتاه چاقتر میشه یا برعکس رژیمی که برای یه فرد جواب نداده رو یه فرد لاغرامتحان کنه نتیجه اش لاغری بیشتر است یا اصلا تغییری نمیکنه
یعنی اینکه موضوع اصلی قدرت ذهنه نه غذا اون چیزی که داره بدن مارا میسازه یا تغییر میده افکار وباورهای ماهست نه کالری وکربوهیدرات همه ما که اضافه وزن داریم توی ذهنمون سالها قدرت بتور چاقی را ساختیم حالاتلاش میگنیم رژیم یا ورزش لاغربشیم ولی ذهنمون هنوز تو فازرچاقی هست اگه میخواهم نتیجه متفاوت بکیرن باید مول همون موقع که قدرت چاقی را ساختم حالا برام سراغ ساختن قدرت باور در لاغری یعنی با تکرار افکار درست تصویر سازی تمرین ذهنی وباور به خودم کم کم ذهن رو برنامه ریزی میکنم که لاغری حق طبیعی منه واقعیت اینه که اگه ذهن باور چاقی رو نگه داره هیچ روشی نمی تونه کاری کنه اگر باور تغییر نکنه نتیجه هم تغییر نمیکنه اما وقتی به جای جنگیدن بابدن وذهن روهمراه خودم کنم بدون فشار واسترس قدرت باور درلاغری کم کم برنده بازیزمیشه فقط، کافیه توجهم را بزارم روی افکارم هر فمری که امروز تکرار میکنم داره فردای جسمم رو میسازه پس قدرت باور درلاغری را درزندگیم قرار میدهم تا بتونم لاغر ومتناسب بشم
1من از وقتی دراین مسیر هستم هر روز فایل ها را گوش کنم ادامه بدم عجله نکنم صبر داشته باشن روش، ذهنی فقط، باید افکار ونگرش خودرا تغییر بدیمغذا ورزش تاثیری نداره من باید این فرمولهای چاقی مثل چاقی من ارثیه سوخت وساز من پایینه یا اشتهام زیاده من باید اینا را درذهنم تغییر بدم تا لاغربشم
2من هر وقت رژیم میگفتم فایده نداره من هر چقدر هم لاغربشم باز بعداز ول کردن رژیم دوباره چاق میشم چون من باور نداشتم که بترژیم میاونم برای همیشه لاغربشم ولاغربمونم من توی ذهنم همیشه به چاقی فکررمیکردم وانتظار چاقی داشتم وهمان طور هم میشد بعداز تمام شدن هررژیم بعداز مدتی باز وزنم بر میگشت
3من انتظارم از روشها که که مرا لاغرکنند ومن امیدداشتم که اون روش مرا لاغرمیکنه من دوست داشتم لاغربشم اما همیشه لالرشدن برام سخت ودشوار بود چون من همیشه باید کم میخوردم ومحدویت داشتم من همیشه از خودم انتظار چاقی داشتم وهمیشه هم این اتفاق برام می افتاد ومن چافتر میشدم ودرروشهای قبلی فشار وسختی روی جسم بود ولی دراین روش باید روی باورها کار کنم ولاغری برای ما طبیعی بشه واموزشها وتمرین تکرا راین کار خیلی اسون هست
4چون چاقیزما از ذهن شروع میشه ما ذهن خود را با باورها وعادتهای چاقی پر کردیم پس باید برای لاغرشدن ذهن خود را اموزش بدیم وباورهای لاعرکننده را درذهن خود بکاریم وهر روز ابیاری کنیم تا درذهن ما ریشه کنه ولاغری ما ماندگاره بشه من قبلا فکر میکردم برای لاغرشدن باید از رژیم ورزش استفاده کنم تا لاغربشم وهمیشه باید کم بخورم اما من نمی توانستم برای همیشه رژیم بگیرم چون کار خیلی سختی بود
5برای رسیدن به نتیجه باید اول باورکنیم که میتونیم در هر ماری که بخواهیم نتیجه میگیریم من اگر میخواهم لاغربشم باید اول باور کنم که من میتونم لاغربشم باید اول باور لاعری را در ذهنم به وجود بیارم من با دیدن شنیدن وتصویر سازی میتونم به همه ی جیزهای که میخواهم برسم متناسب شدن سالم بودن ثروت داشتن ومن باید در خودم انتظار هر کاری را که میخواهم بکنم به وجود بیارم وبه نتیجه برسم ونتیجه هم ماندگار بشه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان
سلام و درود به همگی
چه قدر لبن فایل منو دگرگون کرد چه قدر حالمو خوب کرد و چه قدر از بدنم عذر خواهی کردمو بغلش کردم
من این فایلو تو مسافرت گوش دادم ولی فرصت نشد تمرینشو بنویسم و الان بعد دو سه روز دارم مینویسم
اول بگم تو این چند روز من متوجه شدم که فایلا داره روم تاثیر میزاره دیگ اگه سری باشم خوشمزه ترین غذا جلوم باشه نمیخورم یکی از این شبا که شام میخواستیم بخوریم مادر همسرم گفت بیا میوه بخور بیسکوئیت با چاییت بخور گفتم والا با همون چایی و یه دونه خیار فعلا ته دلمو گرفت میخوام شام بخورم نمیتونم الان چیزی بخورم در صورتی که قبلا از خوردن هر چیزی دريغ نمیکردم
سر ناهار انقد با حجم کمی سیر میشم و خودم باورم نمیشه با این که با این حجم کم سیر میشم ولی بازم احساس میکنم زیاد خوردم حتی
نوشابه که همیشه دو یا سه لیوان میخوردم الان یه لیوانم زیادمه یا خیلی وقتا اب دلم میخواد
اصلا باورم نمیشه من تا گام ۱۰۰ کلی راه دارم ولی خیلی خوب دارم به بدنم گوش میدم میگم بدنم خودش میدونه کی گشنشه و چی نیاز داره بدن من هر روز خودش در مسیر لاغریه و بر اساس نیاز من غذا دریافت میکنه
و این جمله در متن که ورمورداون اماره روی خدمتکارا نوشته بودن خیلی رو من تاثیر گذاشت که ما اگر حتی فک کنیم ورزشم تاثیر رومون نداره لاغر نمیشیم
من زمان ۵۸ کیلویی ام تحرکم کم بود ولی با اون تحرک حس میکردم غذام راحت تر حضم میشه حالم بهتره ولی بعد که چاق شدم پیاده روی میکردم میگفتم این تلثیر نداره باشگاه میرفتم میگفتم این تاثیر نداره رژیم میگرفتم میگفتم باید سخت تر باشه تاثیر نداره
چه قدر اذیت میکردم خودمو
هنوز وزن نکردم و شاید نمیدونم لاغر شدم یا نه ولی خیلی احساسم بهتر شده دیگ با غذا قهر نیستم دیگ غذا دشمنم نیست لذت میبرم و هر وقت گشنم باشه میخورم دیگ حرف بقیه بخور حیفه یا کم خوردی یا باید تمومش کنی روم تاثیر نداره
گاهی میرم جلو اینه شاید بگم باید لاغر تر شی ولی به خودم یاداور میشم تو در مسیری صبور باش وزنی که تو ۵ سال اضاف شده تو دو یا ۳ ما کم نمیشه یهو بدنم داره هماهنگ با فرمولای ذهنت میشه انگار برنامه جدید رو مغزت نصب کردی و تا کار کنه طول داره ببین چه قدر راحت وقتی سیری غذا رو پس میزنی ببین چه قدر بیشتر خودتو دوست داری ببین چه قدر بیشتر از قبل دوست داری برقصی تحرک کنی ببین دیگ دیدن اندامت اذیتت نمیکنه تصورت از تو یه فرد لاغره ببین دیگ افراد لاغرو میبینی حرص نمیخوری که کاش جاشون بودی داری ازشون الگو برداری میکنی دیگ به رفتاراشون دقت میکنی و میدونی تو ام زیبایی و به اونا میرسی ولی قرار نیست شبیه اونا باشی تو صنمی و از تو مدل تو فقط یه دونه تو دنیا هست و قرار نیست شبیه کسی باشی
وچه قدر ارامش گرفتم چه قدر دیگ رفتار بقیه حرفاشون رو من کم تاثیر میزاره دیگ قضاوت گر بیجا نیستم دیگ با رفتار غلط یه نفر کل شخصیتشو نمیبرم زیر سوالو بگم نه اون ادمه بدیه یا همش به من بدی میکنه
چون دیگ خودمو دوست دارم دیگ راحت حرف بقیه منو اذیت نمیکنه حتی تو هر موقعیتی سعی میکنم اول صلاح خودمو همسرم در اولویت باشه
تمرین من اینه از این گام که هر کاری میکنم حتی کارای خونه به خودم این حسو بدن که داره لاغرت میکنه کم تر به بدنم غر بزنم کم تر خودمو اذیت کنم و بگم همین کار های روز مره تورو به هدفت میرسونه و نیاز نیست ورزشو رژیم سخت داشته باشی بدنت خودش اگاهه و تورو به هدفت داره میرسونه
به نام خداوند شعر و غزل
کلامش نشیند به دل تا ازل
گام ۳۷/100
به نظرت چقدر قدرت باور در لاغری میتونه نتیجههای لاغری رو تغییر بده؟ تجربهت رو بنویس.
نه فقط در موضوع چاقی و لاغری در هر جنبه از زندگی اگر بخواهیم در انجام کاری موفق بشیم دو کار مهم رو باید انجام بدیم
۱. تمرین و تلاش
۲. باور کردن
یعنی اگر من باور کنم که میتونم مثلا زبان انگلیسی رو راحت و خوب یاد بگیرم ولی به اندازه کافی تمرین و تلاش نکنم هیچ نتیجه خوبی نمیگیرم
ولی من هم دارم سخت تلاش میکنم برای یادگیری زبان و هم خوب به اندازه توانم هر روز تمرین میکنم و هم باور دارم که در یادگیری زبان به اندازه کافی خوبم و چون باور کردم خودمو و توانمند میدونم خودمو واقعا خیلی خوب دارم پیش میرم و تا حدود زیادی هرچی خوندم بدون فراموش کردن در ذهنم هک شده چون هم خودم رو باور کردم هم در حد توانم تلاش و تمرین کردم
من تا قبل از آشنایی با تناسب فکری بشدت باور داشتم که استعداد چاقی دارم و هرچقدر هم برای لاغر شدن تلاش کنم بی فایدس چون من اینجوری خلق شدم و بخاطر همین هم تلاش زیادی برای لاغر شدن نمیکردم هیچوقت استمراری در هیچ روشی برای لاغر شدن نداشتم
وقتی به این مسیر هدایت شدم حدودا دو سال پیش باور های من نسبت به شرایط جسمیم عوض شد ماه ها در این مسیر استمرار داشتم و باور داشتم که من هم میتونم لاغر بشم و لاغر بمونم و شدم
اگر در این مسیر یا هر راه دیگه ای به هدف لاغر شدن ادامه میدادم ولی باور نمیکردم که میتونم لاغر بشم تلاش های من بی فایده میموند
قبلاً که رژیم میگرفتی، واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟ یا فقط امیدوار بودی؟
اون زمان که رژیم میگرفتم برای اینکه لاغر بشم روزای اول بخاطر دیدن نتایج کسایی که ازون روش استفاده کرده بودن و نتیجه گرفته بودن خیلی انگیزه میگرفتم و فکر میکردم تنها راه لاغر شدن اینه که کمتر بخورم بیشتر ورزش کنم و وقتی یکی ازین دوکار رو انجام میدادم واقعا انتظار لاغر شدن داشتم البته این انتظار چند روز بیشتر دووم نمیآورد در تمام اون مدت من باورم این بود من همیشه چاق خواهم بود و فقط امید داشتم که اون روش بتونه منو لاغر کنه
انتظارت از چی بوده؟ خودت یا روش لاغری؟ فرقش چیه؟ (اینو حتماً با دقت بنویس چون خیلی مهمه!)
من وقتی یک روشی رو با کلی جستجو پیدا میکردم با امید اینکه منو لاغر کنه شروع میکردم و سعی میکردم ادامش بدم
درواقع من امید داشتم که اون روش منو لاغر کنه و با دیدن نتایج مثبت اون روش واقعا انتظار داشتم که منم با اون روش به نتیجه برسم اما در کنارش باورم این بود که من همیشه چاقم و از خودم انتظار نداشتم که لاغر بشم از روش لاغری انتظار داشتم منو لاغر کنه
چاقی مال منه خودم مقصر چاقیم هستم من از خودم انتظار چاق شدن داشتم و چاق شدم و بعد انتظار داشتم با روشی که منو چاق نکرده اصلأ ربطی به چاقی من نداره لاغر بشم مگه من با رژیم یا ورزش چاق شدم که انتظار داشتم با اونا لاغر بشم؟
چرا به محض رها کردن رژیمها، دوباره چاق میشیم؟ 🤔 نقش ذهن و باور توی این ماجرا چیه؟
چاقی من از ذهنم شروع شد و به جسمم ختم شد درواقع جسم نمایش دهنده اطلاعات ذهنی منه ولی من تصور میکردم جسمم خود به خود چاق شده پس فکر میکردم اگر جسمم رو تحت فشار قرار بدم لاغر میشم
من سعی میکردم با کمتر خوردن و فشار آوردن به جسمم لاغر بشم و ذهن از محدودیت بدش میاد یعنی مغز به کمک ذهن دستور بیشتر خوردن میداد من میگفتم نه رژیم میگه کم بخور و ذهن احساس میکرد زندانی شده مثل ی کبوتر که یکدفعه ای از آزادی کامل حبس بشه تو قفس به محض اینکه در قفس باز بشه فرار میکنه و هر کاری میکنه و به محض اینکه ما از رژیم به هر دلیلی خارج میشدیم ذهن احساس رهایی میکرد و حریص تر میشد و گاهی دستور خوردن بیشتر صادر میکرد و چاق تر میشدیم
من در ذهنم باور داشتم که کنترلی روی خوردن ندارم و به محض خروج از رژیم این باور به شکل عالی کار خودشو میکرد
به نظرت انتظارِ رسیدن به یه نتیجه توی زندگی چجوری توی ما ساخته میشه؟
با شنیدن و دیدن و تصویر سازی
وقتی من از کلاس اول از بچگی از والدینم و معلم ها شنیدم در یادگیری ضعیفم بخاطر همین در درس هام پیشرفت نمیکنم در ناخودآگاه من ثبت شد و تبدیل به باورم شد که من در یادگیری درس های مدرسه ضعیفم و دیر یاد میگیرم و سال ها این باور در ذهن من بود و به مشکل برمیخوریم برای درس خواندن
وقتی من بار ها از مادرم شنیدم که چاقی من طبیعیه چون ارثیه یا بخاطر مواد غذاییه من باور کردم که طبیعیه چاق باشم و چاق بمونم
به نام خالق هستی که هرچه داریم از اوست
سلام و درودهای بی پایان به استاد
بحث امروز قدرت باورهای ماست
دراین مسیر لاغری با ذهن نکته اساسی باور است
اینکه باور داشته باشیم که از این طریق حتما لاغر میشویم اون موقع است که لاغری اتفاق می افتد
اگر هر روز در این سایت به مطالعه متن قبل از فایل آموزشی و سپس با دل جان گوش سپردن به فایل آموزشی و سپس نوشتن دیدگاه رو داشته باشیم ،بررسی همین مسائل ذهن ما رو پر میکنه از مسیر لاغری با ذهن ونکته بالاتر و مهمتر اینکه ما باور داشته باشیم از این طریق لاغر میشویم آن موقع است که ما لاغر میشویم
وقتی هریک از ما با شور واشتیاق مطالب مربوطه رو پیگیری میکنیم و باور قلبی داریم که لاغر میشویم دقیقا همین اتفاق هم میافتد که ما لاغر میشیم
بعداز مدت ۸۶ روز در این سایت و مطالعه و گوش دل سپردن به استاد و نوشتن دیدگاه حتما که لاغر میشویم
من در خودم تغییراتی میبینم اینکه اشتهام کنترل شده از خوردن غذا نمیترسم باخودم سرجنگ ندارم و مدام خودم رو به محاکمه نمیکشم وتوبیخ نمیکنم این موفقیت بزرگی است که تاثیر ذهن بر جسم رو میبینم
من قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن اینقدر ذهنم آشفته بود که تمام سیستم بدنم بهم ریخته بود از رویش موهایی زائد روی صورتم گرفته تا اشتهای بی انتها و عصبی بودن فکرای ناجور داشتن و…
با هدایت شدن به این مسیر حالا کم کم آرام گرفته ام و به قدرت ذهن دارم پی میبرم
این ذهن آشفته من بود که سبب چاقی شده بود وقتی با اندکی غذا خوردن خودم رو سرزنش میکردم و باخود میگفتم چاق میشم وقتی همیشه میگفتم سنم بالا رفته متابولیسم و سوخت وساز بدنم پایینه در سن بالا مگه میشه وزن کم کنم
در واقع خودم خودم رو چاق میکردم با راهنمایی های استاد دریافتم که این قدرت ذهن است که روی جسم اثر کرده و منو تبدیل کرده به آدم چاق
حال اگر باور داشته باشیم که تنها راه رهایی از چاقی آموزش ذهن است اون موقع است که من لاغر میشیم
خدا رو شکر آثار لاغری در من پدیدار شده است
استاد نکته جالبی رو مطرح کردند که وقتی مسئله ای برای کسی پیش میاد و ما با خودمون میگیم نکنه منم دچار همین مسئله بشم کلید مبتلا شدن به همان مسئله در ما روشن شده
برای مثال اگر کسی از بیماری خاصی بترسد همین ترس باعث میشود که ذهنش به سمت ترس از این غذا ترس از رنگ مو و …کشیه بشه
و همین ترس ها باعث میشه که فرد به صورت ناخودآگاه به سمت همون بیماری بیشتر سوق داده بشه و درنهایت توسط همون بیماری از دنیا بره
یادمه یه اشکالی در یکی از دستگاه های داخلی بدنم بوجود اومده بود و پیگیر بودم که بیماری م پیشرفت نکنه بنابراین به صورت دوره ای به پزشک مربوطه مراجعه میکردم
دریکی از همین مراجعه ها بود که خانمی برای بیماری سرطان مادرش نزد همین پزشک اومده بود
در حالیکه صحبتهای پزشک با دختر اون خانم مبتلا هنوز تموم نشده بود منشی منو صدا کرد بیام نزد پزشک.
پزشک به دختر همون خانم مبتلا به سرطان گفت ببین خانم مادرت اینقدر ترس داره از بیماری ش.
من مطمئن هستم قبل از اینکه سرطان جان مادرت رو بگیره خود ترس کار مادرت رو میسازه
منکه تا اون موقع همچین مطلبی رو نشنیده بودم خیلی تعجب کردم
وقتی فایل آموزشی مربوط به این جلسه رو دیدم
دریافتم دقیقا استاد همچین مسئله رو مطرح کردند
در باره چاقی ما هم همین مسئله مطرح است وقتی ما از خوردن غذا میترسیدیم و غذا رو دشمن خودمون میدونستیم طبیعی بوده که بدن مقاومت نشون بده ومغز دستور ذخیره چربی بده حالا که ما دقیقا مسیر چاقی رو شناختیم لاغری درست برعکس این مسیر هست
وقتی ما هربار که رژیم گرفتیم و شکست خوردیم وارد مسیر چاقی شدیم حالا وقتشه که دور بزنیم و وارد مسیر لاغری باذهن بشیم
و مطمئن باشیم که سرانجام این مسیر لاغری همون لاغری هست
زیبنده است در اینجا تشکر کنم از جناب استاد که این مسیر رو برای ما نه تنها صاف و هموار کردند بلکه این مسیر رو روشن نگاه داشته اند تا ما هم بتوانیم از این مسیر جالب استفاده کنیم و بدون زحمت و رنج بتونیم وارد سرزمین لاغرها بشیم
نشان های دریافت شده
سلام ، یقین به لاغری داشتن باقدرت ذهن خیلی کمک میکنه ماراحت متناسب بشیم سالها تلاش کردیم بارژیم ورزش تالاغربشیم شایدیه مقداروزن وسایزکم کردیم ولی زودبارهاکردن رژیم ورزش به جایگاه اول برگشتیم درواقع به این روش ایمان نداشتیم اجرامیکردیم شایدلاغربشیم ولی برعکس بیشترچاق میشدیم چون ذهن باورنداره به لاغرشدن نداشته ،وقتی این باوردرذهن شکل بگیره سریع لاغری اتفاق میفته من چاق سالها بانگرش هایی زندگی کردم الان برام خیلی پیش پاافتادست چاقی روتوخوردن دیدم توارثی بودن وتوکم تحرکی همش یک خیال بوده نه تنهادرموردلاغری درموردخیلی ازکارها بایدباورداشت که میشه به اون هدف رسید وقتی یک دانش اموزباورداره باتلاش به اون هدفش میرسه حتما بهش میرسه یک پزشک یک مهندس یک وکیل هممشون باورداشتن که میتونن توکارودرس موفق بشن وشدن ویاطبق گفته فایل ممکنه اتفاق افتاده چیزی جایی جاگذاشتیم نبایدباورکنیم فراموشکاریم هرچه بخوایم این باورتوذهن قدرتمندش کنیم همیشه اتفاق میفته درموردلاغری باذهن ما هرروزیک تایمی رومیزاریم فایل گوش میدیم میخونیم ومینویسیم چون باورداریم متناسب میشیم وایمان وباورقلبی به این روش ماروبیشتر مشتاق میکنه جواب سوال اول من وقتی بااین روش اشنا شدم وشروع کردم به گوش کردن فایل ها وحل تمرین انگار اون باورعمیق بود منو امیدوارکرد ونزاشت لیزبخورم وادامه بدم پرقدرت تر روش ذهنی فقط باتغییرافکارونگرش هاکارداره نه غذاورزش بایداون فرموا اشتباه که چاقیم ارثیه من کم تحرکم من اراده ندارم اشتهام زیاده همش تغییرکنه همش نگرش چاق بوده ولی الان من باوردارم موفق میشم جواب سوال دوم من رژیم میگرفتم لاغربشم درکنارش دوست داشتم بخورم انگارباورنداشتم بااون روش لاغرمیشم انگارتوذهنم به چاقی فکرمیکردم چون به هرچیزی فکرکنی همون اتفاق نیفته سوم،من ازیک طرف دوست داشتم لاغربشم ازطرفی لاعرشدن روسخت میدونستم ومیگفتم کارمن نیست انگارباوربه لاغری نداشتم میگفتم سخته کم خوری یاگرسنگی کشیدنه باعث بیماری میشه ومیخواستم رهاکنم انتظارچاقی داشتم روش اجراییم رژیم سخت بود دیگه کم اورده بودم ادامه ندادم چهارم من همیشه فکرمیکردم خودم رژیم رورها کردم وادامه ندادم درروش ذهنی یادگرفتم این ذهن ناخوداگاهم بوده با این روش سازگاری نداشته وقتی رژیم رها میشد دوباره پرخوری اون چندکیلوکم شده برمیگشت پنجم ، برارسیدن به هرخواسته ایی بایدباورروتوذهن ایجادکرد من وقتی باروش ذهنی اشناشدم باورش کردم میتونم موفق بشم یا توهرکاری تلاش که گذشته میکردیم برالاغری هیچ فایدنداشت چون باورنداشتیم به متناسب شدن لاغری اسانه به شرطی درست اجراش کنیم
بنام خدای مهربون ای نام تو بهترین سرآغاز سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر فایل شماره ۳۷ از صد گام ذهن تو همونطور که میتونه باور چاقی رو بسازه ، میتونه قدرت باور در لاغری رو هم فعال کنه مثلاً وقتی یه بار با رژیم یا ورزش وزن کم کردم و حس کردم دارم سبک میشویم اون حس خوب، همون قدرت باور در لاغری بوده که برای لحظاتی زنده شده ! ولی چون ریشهدار نبوده، با ول کردن روش، خیلی زود برگشتم سر خونه اول … پس واقعاً چی میشه اگه از اول، از ته دل، باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم؟ چی میشه اگه به جای جنگیدن با بدنمون، با ذهنمون صلح کنیم و بذاریم قدرت و باور لاغری کمکم رشد کنه من وقتی یک کاری رو میخوام انجام بدم و از ته دل باورش کردم حتما برام اتفاق می افته خواهرم از آزمایش داد و دکتر بهش گفت که تیروئید داری باید قرص بخوری و این قرصها ممکنه چاق کننده باشند شروع به خوردن کرد، و بعد از مدتی خیلی چاق شده و بهش گفتم چقدر چاق شدی گفت به خاطر قرص های تیرویتد هست که می خورم و من هم رفتم آزمایش دادم دکتره گفت که تیروئید تو سره مرز هست باید مواظب خودت باشی و شش ماه دیگه بیا آزمایش بده و من دل شوره زیادی داشتم که نکنه منم تیروئید بگیرم قرص بخورم و چاق بشم خیلی بهم سخت گذشت به آزمایش دوم نرسیده بودم که با سایت تناسب فکری اشنا شدم وقتی استاد درباره ی چاقی هیچ ربطی به ارث یا ژنتیک یا قرض خوردن نداره خیالم راحت شد و گفتم خدایا شکرت که من را به این سایت هدایت کرد سوالات مطرح شده ۱.به نظرت چقدر قدرت باور در لاغری میتونه نتیجههای لاغری رو تغییر بده؟ تجربهت رو بنویس. قدرت باور برای لاغر شدن خیلی زیاد است خودم حدود یکسال بیشتر هست، که با لاغری با ذهن آشنا شدم هر روز صبح فایل ها رو گوشی می کنم تمرین می نویسم ولی چون ذهنم مشغول بود و مشکلات زیادی برام پیش اومده نتونستم اون جوری که باورم رو درست کنم نتوانستم ولی الان حدود دو یا سه ماه هست که وزن کم می کنم نمیدونم چند کیلو کم کردم ولی لباسهایم برام گشاد شدن و انگشتهام در انگشترم چرخ میزند و خیلی خوشحال با احساس خوبدارم آموزش ها رو ادامه میدم. ۲.قبلاً که رژیم میگرفتی، واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟ یا فقط امیدوار بودی؟ امیدواربودم و لاغر هم می شدم ولی وقتی رژیم را رها می کردم باز هم چاق می شدیم دوامی نداشت چون من فقط چشمم لاغر می شد چاقی در ذهن و مغز عوض نشده بود وقتی رژیم را رها می کردم چشمم به حالت اولیه خودش بر می گشت تا باورم و نگرشم عمکرد رو جایگزین باورهای اشتباه نکنم هیچ نتیجه ای حاصل نمیشه. ۳.انتظارت از چی بوده؟ خودت یا روش لاغری؟ فرقش چیه؟ (اینو حتماً با دقت بنویس چون خیلی مهمه!) فرقش اینه که لاغری با ذهن روی باور و نگرشم کار می کنم که لاغری برای ذهنم طبیعی شود با آموزش و تربیت کردن ذهنمون ولی رژیم گرفتن یا از مواد غذایی نخوردن همه فشار بر روی جسمت هست در صورتی که باید فرمول های چاقی رو در ذهن و مغز درست کنم فرقش اینجاست ۴.چرا به محض رها کردن رژیمها، دوباره چاق میشیم؟ نقش ذهن و باور توی این ماجرا چیه؟ چون در ذهن و مغز من چند سال چاقی وجود داشت نمی شود با گرسنگی یا ورزش کردن زود لاغر بشیم و برای همیشه باید اول ذهنم رو لاغر کنم و بعد جسممون خود به خود لاغر می شود لاغری اول از ذهن شروع می شود ۵.به نظرت انتظارِ رسیدن به یه نتیجه توی زندگی چجوری توی ما ساخته میشه؟ هر کاری رو میخوام انجام بدم باید از ذهن شروع کنم وقتی ذهنت رو درست بشه اون وقت با خیال راحت کار ،مشکل حل و به خوبی انجام داده می شود همه چی از ذهن و مغز سر چشمه می گیرند. به امید روزهای خیلی خوب در همه مراحل زندگی تان در پناه خدا
نشان های دریافت شده
واضح و شفاف خیلی به این موضوع نکاه کردم و من متوجه شدم که من انتظار از اون روش داشتم از خودم انتظار نداشتم چون میدیدم فلانی از پیش فلان دکتر رفتن و رژیم و دستورهای غذایی جواب گرفته پس این روش جواب میده.من یا فلانی عامل اصلی نیستیم بلکه اون روش یا اون عمل جراحی و یا اون قرص و دارو داره جواب میده.تگه از خودم انتظار داشتم که من میتونم یا بدن من قدرت و توانایی کم کردن وزن رو داره که خیلی زودتر از اینها موفق میشدم و الان هم اینجا نبودم من در واقع قدرت رو به رژیم و ورزش و فلان نسخه و… داده بودم من خودمو هیچ میدیدم چون تصورم این بود که من عامل چاقیم دست خودم نیست پس عوامل بیرونی میتونن به من کمک کنن تا وزن کم کنم.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان هم مسیر
رویای که اول قبول کردم که من میتوانم لاغر بشم واین مرحله به مرحله بیشتر قویتر شد یقینم از حسی خوبی که دارم ودریافت لاغری هست
قوانین و طبق سیستم خداوند افکار من تبدیل میشن به اجسام
افکار من تو مسیرفبلی خیلی زمان لاغری به همین شیوه بود ودر کمال تعجب به این مسیر هدایت شدم جون خیلی زمان همچین مسیری رو تورویام میساختم خودم نمیدوستم دارم چه کار میکنم ولی از این فکر کلی لذت می بردم و راحت دوست داشتم لاغربشم و هیچ کاریی انجام ندم ولی لاغر بشم این بعضی زمان وفتی شکست میخوردم واز برنامه رژیمی بازم نتیجه نمیکرفتم اون زمان حسرت داشتن همچین مسیری رو تو ذهنم دوست داشتم توش باشم این که ای کاش بود و من ازش استفاده می کردم وخبر نداشتم واز دست هر برنامه های قبلی خلاص میشدم شکست به خودم هدیه نمیدادم
مراقبت از خودم برای من لاغری و مسیرم که بهش یقین بدارم ساخت که من با این روش لاغر خواهم شد
وفتی من شروع کردم به آموزش درست ارام ارام تغیبر تو افکار رفتارم وگفتار وعمل کرد ایحاد شد تو بخش گفتار انچان موفق نبود بازم بعضی زمان صحبت کلامی صحیت ذهنی داشتم
که به تازکی تو این بخش موفق شدم ولاغری داره بهتر میشه چون من پیش بینی کردم که لاغر خواهم شد و انتظارم ازخودم لاغری شده و حسم توارامش هست و اطمینان دارم که لاغر ولاغتر خواهم شد وکلی ترس در مسبر کاهش دادم وکمتر شد کلی ترس کم شد ترس از خوردن داشتم با تمرین اصلاح پرخوری و اشتها ارام ارام کم رنکش کردم وارامش تو بخش خوردن هم خیلی بیشتر شد و من یی موضوع زیاد برام بود که حرکتم کم هست لاغری من دیرتر خواهد بود تو برنانه اصلاح پیاده روی خیلی بهبود پیدا کرد تو فایل اپن دوره همین که من زنده هستم وفعالیت بدنم برای سلول سازی اسن همه سلولهای داره انجام میده کلی فعالیت داره انجام میشه با کار منزلم این بخش تکمیل شده و نیاز به اپن شکل که توذهنم ساخته بودم اکه نباسه لاغر شدن ازش خبری نیست اکه باسه کم کم .میزانش کم خواهد بود دیکه ندارم خیالم اراین بخش آسوده شد ویقین دارم که حتما نیاز نیست من پیاده روی برم ورزش کنم که قادر نبودم که راه رفتم ورزش داشته باشم تا ذهنم این هی تکرار میشد من لاغر نخواهم شد جون حرکتم گم هست متوحه شدم همین که زنده هستم دارم نفس میکشم بدنم داره کارش درست انجام میده وکلی انرژی مصرف میکنه که اول سلول سازی درست انجام بده و انرژی مصرف میشه نا این سلول سازی درست انجام بشه پس یی ورزش هست همین که کاره خونه دارم انجام میدم بعضی زمان ازخستگی قادر نیستم از جام بلند بشم خودش یی ورزش برای خودم قرارش دادم و این باوره کم رنگش کردم و حسم که حتما برای لاغری نیاز هست راه برم کاهش پیدا کرد و حسم بهتر شد که من هیج کاری نکنم بدنم تو فعالیت هست پس لاغر خواهم شد و حالا فقط دارم ادامه میدم
فعالیت خواستی بهش اضافه نکردم فقط،روی هربخش که باید تمرین کنم بیشترین زمان. گذاشتم که بهترین اون بخش امتحان بدم و همه با هم میشه انتظار من از خودم که ایا راضی هستم یا نه وفتی خودم راضی هستم درستی مسبر برام بیشتر ثابت میشه و حس رضایت وارزشنمد دیدن هست هی تکرار کردن اکاهی درست نوارامش خوب و تمرین آموزش دیدن من وارد میکنه که با حس خوب ادامه بدم و تجربه های خوبی برای خودم بسازم از مسیر تناسب فکری حس لاغری خوبی رو دارم
خدایا شکرت که این حس عالی برام مهیا شد اطرافم خیلی داره با ارامش به پیش میره کلی مشکلات تبدیل شد به مسئله وحالا مسئله داره یکی پشت یکی داره حل میشه کره های زندکیم داره باز میشه ومن بازم سپاس گزار تر از خالقم خودم مبینم و حسم رضایت از هدایت و حمایت خالقم هی بیشتر وایمان به خدایی عزیزم بیشتر و تشکر و سپاس گزارتر میشم
واطرافم داران حرکتی رو انجام میدن که حس من بهتر میکنه ارامش افکار تو بخش بهتر قرار میده و کاری نشدنی که قبلا نشدتی بود خیلی راحت اسون به مرور به شدنی تبدیل میشه و من از بودن تو مسیر کاملا حس سبکی ودریافت خوب دارم پس به خدای خودم میگم بی زحمت تو پناهت من راه که دادی مبادا خودم ازاین پناه دور بشم اجازه این دور شدن به نده فوری من برکشت بده که اصلا از خودت ومسیرم که برام هدیه کردی هیج زمان دور نشم امین
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام افکارتبدیل میشه به اجسام من اززنان اشنایی باسایت هرموقع چیزی مدنظرم بوده تصویرسازی کردم بهش رسیدم وخیلی دوست دارم درمورد لاغری هم همینجوره درگورداتفاقات بدهم همینجورتابتوایم فکرکنیم اونوجذبش میکنیم من خودم اینجوربودم تابه اون موضوع فکرمیکردم برام راحت اتفاق میفتادیادگرفتم اینجورافکارمنفی روبهش نه فکرکنم نه توجه درموردلاغری وقتی اموزش هارودنبال میکنیم وتوذهن میایم تصویرسازی میکنیم چون هماهنگه باناخوداگاه راحت به اون اندام موردنظرمیرسیم درادامه مسیر نبایدلیزبخوریم به رژیم ورزش فکرنکنیم هرروزیک تایمی روانتخاب کنیم وباحال خوب بیایم سایت واموزش هاررومرورکنیم ومهمترازهمه اجراانچه یادگرفتیم هست
به نام خدای مهربانم
من رویای تغییر کردن دارم .
من باید اگاه باشم اگر قانون رو در یک جنبه درک کنم در همه ی جوانب زندگی قاون مثل هم عمل میکنه و فقط به شکلهای مختلف خودش رو نشون میده .
من در قانون جذب بارها شنیدم افکارم تبدیل میشه به اجسام و من واقعا در این مسیر همین قضیه رو تجربه کردم یعنی افکار من در مورد خیلی از چیزها به واقعیت تبدیل شد شاید بعضیا باور نکن و مسخره کنن ولی من ، تونستم و این قصیه رو تجریه کردم .و خیلی از چیزها رو خلق کنم پس درسته من به هر چیزی فکر کنم اون رو در زندگیم به وجود میارم
اما سوال اینجا هست که چرا خیلی وقتها به چیزی که نمیخوایم فکر میکنیم و رخ میده ولی چیزی رو که میخواییم فکر می کنیم و رخ نمیده ؟؟ چون باورش ندارم .
ببینید در مورد لاغری هم اینطور هست ،من بارها گفتم من راحت چاق میشم و لی سخت لاعر میشم
اصلا مهم نیست چقدر به لاغری فکر میکنید باید ببینید جقدر به راحت لاغر شدن باور دارید و عقیده دارید . همون اعتقاد داشتن ما به چیزی نتیجه رو رقم میزنه ممکنه من سالها به یک ماشین فکر کنم و تصویر سازی کنم ولی رخ نده چون باور دارم من کجا و اون ماشین کجا ولی ممکنه به یک بیماری فکر کنم که باور داشته باشم اون رو حتما میگیرم و حتی به خاطر اینکه بهش مبتلا نشم یه کارهایی هم بکنم که ازش دوری کنم ولی دقیقا اون رو می گیرم .
پس هر حا من وسولس شدم چیزی برام رخ نده قطعا اون اتفاق میفته جون مطمعنم که برام رخ میده و من یه سری کارها رو می کنم که از اون فاصله بگیرم ولی مبتلا میشم چون اطمینان دارم اون میتونه برای من رخ بده و من فقط جلوی اون موضوع رو می گیرم .
افرادی هستند که سالها برای جلوگیری از یه سری بیماری ها یه کارهایی میکنن ولی در نهایت هم به اون مبتلا میشن و با اون بیماری از دنیا میرن اون به خاطر کم کاری اون افراد نبود بلکه به خاطر اعتمادشون به اون قضیه بود که رخ میده .
من هم در گذشته هر وقت غذای سفره رو میخوردم و غدای فست فود و رستوران و یا غذای سرخ شده و چرب و سنگین میخوردم مطمعن بودم چاق میشم و چاق هم میشدم .اما حالا در این راه یاد گرفتم فقط باید به حسم بعد از خوردن توجه کنم اگر در حد رفع نیاز خوردم لاعری حق من هست ولی اگه فشار شکمی دارم بسیار نلدرست رفتار کردم پس غدا ها رو تفکیک نمیکنم به دنبال این هستم که به درستی به نیاز بدنم تشخیص بدم .
من باید نگاه کنم ببینم چه نگرشهایی دارم که فکر مینم اونها باعث چاقی من شدن :
بی تحرکی
خواب زیاد
خوردن شیرینی و نون و برنج و روغن و …
خوردن بعضی داروها
ارث و ژنتیک
ازدواج و بارداری
ولی اگر دقت کنیم خیلی از افراد هستند در این شرایط هستند و کاملا لاغر هستندمن اطمینان دارم این قضایا من رو چاق می کنن و اگر از اون ها پیشگیری کنم چاق هم میشم .من باید لاغری رو یاد بگیرم و ذهنم پر از فرمولهای لاغر کننده بشه تا به لاغری برسم لاغری فقط از طریق ذهن به دست میاد با زور و فشار به جسم به دست نمیاد .
هر اتفاقی نا جالبی در زندگی من هر هفته یا هررماه تکرار میشه چون خودم رو مستحق اون میدونم و باید به خودم بگم اصلا اینطور نیست من لایق بهترین نعمتها هستم و نباید دیگه تکرار بشه
من باید متوجه بشم دارم ورودی بد میدم که این مسایل برام تکرار میشن .
پس اگر برای چیزی تلاش میکنی که رخ نده و رخ میده چون اطمینان داری که رخ میده
اگر من میخوام لاغر تر بشم و نمیشم به این دلیل نیست که بدنم توانا نیست اون هیچ تفاوتی با بدن افراد لاغر ندلره فقط من اطمینان ندارم که میتونم لاعر بشم اگر کسی برای لاغر ی تلاش میکنه و نمیشه چون اونها هیچ اطمینانی ندارن .
اطمینان من از هر قضیه ای باعث رخ دادن اون قضیه میشه
من با دیدن آلبوم شگفتی سازان بابد در ذهنم مرور بشه این همه افراد تونستن و لاغر شدن پس منم میتونم و همین باور کافیه که منم کم کم بدنم تغییر کنه ولی اگر من خیلی باور داشته باشم من تا اید چاق می مانم همینطور هم میشه چون دارم چاقی رو به خودم با باورهای بد تحمیل میکنم حتی ممکنه باورهای بد دبگه داشته باشم مثل ابنکه چاقی من ژنتیک هست و به خاطر سوخت و ساز پایین هست و .. این افراد شانس چاق شدن در اونها خیلی بیشتر از شانس لاغر شدن هست .
هر چقدر از روزهای دوره بگذرره من به این راه اطمینانم بیشتر میشه و شور و اشتیاقم براب ادامه دادن بیشتر میشه من هر دوره ای رو بعد از مدتی که شروع کردم به خاطر اینکه فرد با پشتکاری بودم به اتمام رسوندم ولی بعدش دیگه رها کردم و دنبالش نرفتم ولی این دوره رو هرگز رها نمیکنم و وکوتاه نمیام چون باهاش حالم خوبه و باور کردم میتونم لاغر بشم
من در این راه نیاز به تکرار و تمرین دارم و باید در این راه به تمام موضو عها فکر کنم و به اونها عمل کنم
من باید بارها به خودم بگم طبیعی که هر روز لاغر تر و جمع و جور تر بشم .
طبیعیه که هر روز جوانتر و سالم تر و لاغر تر بشم .
لاعری حق من هست چون به صدای فرشته درونم گوش میدم و با هماهنگی اون با بدنم رفتار میکنم و کاری به نجواهای خانم منفی باف ندارم . چون من مواظب این امانت الهی هستم و میخوام اون رو به جای با شکوه و مجللی برای زندگی خدای درونم تبدیل کنم پس لاغری و سلامتی حق من هست خدایا تو گفتی از تو حرکت از من بر کت من دارم در این راه حرکت میکنم تو کمکم کن نتیجه بگیرم من فقط و فقط در در این راه هستم و تا وقتی که زنده هستم در این راه خواهم ماند .