تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیشنیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠
در این جلسه میآموزیم:

💡 اگه میخوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.
✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» میریم.
🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجلهها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که میخوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.86 از 297 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلااام سلاااام ❤من حدود سه روزه که با سایت آشنا شدم و فایل مقدمه و اول رو گوش داد😊و چون یه قانون جذبی هستم و طبق گفته استاد *** و قانون 17=0 با خودم قرار گذاشتم فایل هارو طبق قانون گوش بدم و تمرین کنم و بنویسم و بخونم💪💪تو این دو سه روز در حال تمرین کردن و خواندن و نوشتن بودم و به گفته استاد عطار روشن ۹8درصد عمل و ۲ درصد گوش دادن دارم عمل میکنم💪🌟💪تو این دور روز خیلیییییی دارم تغییر رو تو خودم میبینم😍ولع غذا خوردنم خیلیییی کم شده😊ترس از غذا و پشیمانی بعدش حدود پنجاه درصد کم شده 😊 و خیلی باور کردم که لاغری آسون ترین کار دنیا هستش 😍 و همش با خودم تکرار میکنم و کلیییی احساس خوب میگیرم😍الآنم خیلیییی خوشحالم از تغییراتم و مطمئن هستم و ایمان دارم بهترین نتیجه رو میگیرم و من یکی از شگفتی سازان میشم و میدرخشم و تا آخر عمر اندامی متناسب و لاغر و جذاب خواهم داشت و با عشق لذت غذا میخورم و کیف میکنم❤
سپاس گذارم استاد عطار روشن مهربان
سلام و احترام خدمت همه ی عزیزان
سالهای سالهای در اضافه وزن بودم و بخاطر باور اشتباهی ک داشتم خودمو محکوم ب چاقی میدونستم مسئولیت چاقی و اضافه وزنمو خودم ب عهده نمیگرفتم و فکر میکردم بخاطر اینکه از نظر ظاهر ب خونواده مادری کشیدم باید مثل اونا چاق باشم چون مثل اونا استخون بندیم درشته و تپلی بهم میومد و خیلی باورهای دیگه ک منو چاق میکرد و تمام تلاش هام برای لاغری بی نتیجه میموند چون من ذهنمو برای چاقی تنظیم کرده بودم ،
میرفتم باشگاه باید کلی اذیت میشدم عرق میریختم و هر چقد تمرینم سخت تر بود عرق زیادی میکردم فک میکردم الانه ک وزن کم کردم ،کلی رژیم های سخت و پیاده روی های طولانی و وقتی میدیدم ک تاثیرش کمه شروع ب دویدن میکردم چون منم در ذهنم باور عرق بریز تا چربی هات آب بشه رو داشتم ، و همیشه حسرت اینو داشتم ک چرا ی عده راحتن و من همیشه باید ب خودم سختی بدم تا ب لاغری وتناسب برسم
کلی هزینه باشگاه و تهیه رژیم ها و وسایل لاغری مثل گن و دستگاه ها و همینطور دارو ها و دمنوش ها ،یعنی اینجوری بگم ک راهی نمونده ک من امتحان نکرده باشم حتی راه های خطرناک ، ولی خب هیچوق دائمی نبود و خیلی زود من ب وزن و سایز قبلی برمیگشتم ،همیشه از خدا ی راهی میخواستم ک آسون باشه و راحت بتونم متناسب بشم برای همیشه و حتی در سر رسید سال۹۸ من اینو نوشتم و از خدا ی راه دائمی و آسون خواستم ،
من چند ماهی هست ک با سایت اشنا شدم و هر روز قدمی برداشتم برای تناسب اندام ،و خودم احساس خوب و سبکی رو داشتم ولی زیاد حس سایز کم کردنو نداشتم و وقتی دوره رسیدن ب ارزو ها رو تهیه کردم و با ی سری از مسائل اشنا شدم اونجا فهمیدم ک رسیدن ب خواسته ها خیلی اسون و راحته و منی ک سالها ب تناسب اندام و لاغری می اندیشیدم اینم برام ی خواسته است بس میتونم راحت بهش برسم چون در دوره رسیدن ب آرزوها میفهمم ک من خودم خالق خواسته هام هستم و فقط فقط باید باورهامو تغییر بدم و موانع رو شناسایی کنم و ایمان بیارم ک با ذهنم میتونم ب تناسب برسم
چون سالها من از بیرون فشار می اوردم در حالی ک باید موافقت ذهنمو جلب میکردم منی ک باورهام بر اینه ک چاقی من ارثی ،من هر چی میخورم در بدنم انباشه میشه ،آبم بخورم چاق میشم ،از غذاها میترسم و آدم های لاغرو ادمای ضعیف و مریض میدونم و بدتر از همه نسبت ب آدمای خوش اندام و متناسب حسرت و حرص دارم چطوری میتونم با این موانع متناسب بشم چطوری میتونم لاغر بشم در حالی ک ارتعاشات منفی نسبت ب لاغری میدم ،و لاغر شدنو سخت میدونم وچاق شدنو آسون و مثل آب خوردن 😢 و خیلی جدی در مسیر قرار گرفتم باورهامو نوشتم شناسایی کردم حسرت و کینه و حرص و شکایتو کنار گذاشتم ،ترسم از غذاها کمتر شد حرص خوردن غذا نداشتم و توجهی ب مواد غذایی نداشتم و هر وقت نیاز ب غذا داشتم ب اندازه با لذت خوردم و لاغر شدم من همیشه باورم این بود ک تو تعطیلات مخصوصا عید چاقتر میشم ولی با تغییر باورام اینکه بدن من تمام مدت رو ب طبیعت و اصل خودش ک متناسب شدنه و تعطیلات و شبو روز نمیدونه چیه و کار خودشو میکنه و با تغییر همین باورهام برای اولین بار امسال توی تعطیلات من ی سایز هم کمتر کردم و از این تجربه زیبا دارم لذت میبرم 🥰
فرمول های ذهنی من بر این بود ک اگه زیاد لاغر بشم ادم مریض و ضعیفی میشم و آدمای لاغر لباس ب تنشون خوب نمیشه و من ک مثلا از دیدگاه بقیه استخون درشتم لاغر بشم زشت میشم و بهم نمیاد و … حتی همین فرمول ها باعث شده بود ک من هیچوق از سایز ۴۰پایین تر نیام ولی ی مدت کلی سرچ کردم کلی از افرادی ک اطرافم هستن و سایزشون ۳۸-۳۶هست رو ب خودم و ذهنم نشون دادم و از زیباییاشون لذت بردم و همین ها باعث شد من ببینم ک استخون بندی و این چیزام فقط باورغلطه و فقط مانعه برای متناسب شدنم و ب مرور من بدون اینکه فشاری بیارم از سایز ۴۰اومدم پایین و حتی خودمم برام شگفت انگیز بود و من فقط دارم لاغری رو یاد میگیرم ومثل اب خوردن بدون اینکه ب خودم فشار بیار و گشنگی بکشم و عرق بریزم دارم مثل اب خوردن لاغر ومتناسب میشم 😊لاغر شدن خیلی خیلی راحته چون من در مسیر طبیعیت و اصل جسمم هستم و ب اصل خودم برمیگردم واصل من متناسب شدن و لاغریه
نشان های دریافت شده
سلام دوست متناسب من چقدر دیدگاه شما عالی بود و برایتان خوشحال شدم وبه من انگیزه بیشتر داد.
نشان های دریافت شده
روز اول
امروز که داشتم فایل استاد رو گوش میدادم یکم حواسم به حرفای استاد بود و یکمش تو زندگی خودم…واقعا همه چی فرمول های ذهنی ما هستش….
فرمول های ذهنی خودم رو با دوتا از دوست هام شروع کردم مقایسه کردن»
من…هر چی بخورم چاق میشم
دوست…هر چی میخورم یه گرم هم اضافه نمیکنم
من…من آب هم میخورم چاق میشم
دوست…من پر کالری ترین غذا رو هم میخورم فقط تبدیل به انرژی میشه
من…من ارثی چاقم
دوست…من ارثی لاغرم
من….همش نگرانم که چاق نشم
دوست…بخور لذت ببر،حال کن
من…با حسرت غذا خوردن
دوست…با لذت غذا خوردن
من…بعد اینکه غذارو خوردم پشیمونم چرا خوردم
دوست…واییی که چقدر خوشمزه بود،خدایا شکرت
من…آدم تو یه هفته چند کیلو اضافه میکنه ولی همون چند کیلورو باید تو چند ماه با سختی کم کنه
دوست…من همیشه متناسبم و اصلا به این چیزا فکر نمیکنم
واقعا همه چی فرمول ذهنی هستش…وردی هایی که خودم دارم به ذهنم وارد میکنم…به جای لذت بردن از غذا همش دنبال اینم چقدر خوردم و بعدش بدتر اعصابم خورد میشه و با خودم لج میکنم و بیشتر میخورم که دلم درد بگیره😶
واقعا به این نتیجه رسیدم اگه من چاقم خودم خواستم و اگه دوستم لاغره خودش خواسته…
چون من یه حرف اشتباه رو شنیدم که سنا چاقه…سنا ارثی چاقه…آب هم میخوره چاق میشه و هر روز تو هر وعده غذایی واسه خودم تکرار کردم
الان که دارم نگاه میکنم حتی اون موقع که رژیم بودم و تو بهترین وزن بودم…با اینکه غذای سالم میخوردم مثلا سالاد کاهو بدون سس و غیره بازم با ترس از چاقی میخوردم….نمیخوردم که لذت ببرم…میخوردم که چاق نشم
ولییییی حالا دیگه فهمیدم… فهمیدم باید فرمول های ذهنی مو تغییر بدم و حتما حتما حتما تغییرش میدم و از امروز که فایل اول رو گوش دادم به خودم و استاد عزیز تعهد میدم که تو این راه ثابت قدم باشم و تا آخر عمر متناسب ترین و بهترین اندام رو داشته باشم😍❤️😍
من میخواهم🌟میتوانم🌟میشود🌟
من تمام فرمول های ذهنی خودم رو به بهترین شکل ممکن تغییر میدم و تا آخر عمر با این فرمول های زیبا زندگی میکنم❤️
سلام به تمام دوستان متناسب و بینظیرم
سلام به استادعزیزم که عالی مغزوشکافتن وبه مااموزش میدن
وسلام میکنم به خودم که اولین نشانه ی ذهنی بودن مسیرم اینه که من فقط دلم خواست روشی پیداکنم تاابد روی 58تا60کیلو ثابت باشم والبته الان یقین کردم58کیلو وزن متناسب منه
خب میرم سراغ آگاهی های قدم اول
برای ما وذهنمون لاغرشدن رو کارحضرت فیل کردن ومدام توی گوشمون خوندن وماپذیرفتیم سخته وحتی نمیشه
اما حالا اینجاییم ومیدونیم باید کارهارو برای ذهنمون آسون جلوه بدیم تااون هم بدونه و فرمول های طبیعی شدن و بسازه،،من این و بوضوح توی اطرافیان متناسبی دیدم که چقدر بالذت میخوره و راحته و حتی به زبون میاره من هرگز چاق نمیشم و عالیه
وتوی خودم بارها و بارهااسترس خوردن رودیدم،،،هروقت غذایی خوردم مدام بخودم گفتم وای این الان منو چاق میکنه این کالریش بالاست و قدرت رو از ذهنم گرفتم و دادم به عوامل بیرونی و ذهن هم به میزان تکرار اون کار فرمول هارو ساخت و اضافه وزن من رخ داد
من به این نتیجه رسیدم که ذهن من مقصرنیست من وفقط من اینجا مقصرم و با ورودی هایی که یه عمرباهاشون زندگی کردم ذهنمو فرمول بندی کردم و تغییرش دادم
من بارنج از لاغری بخاطر مسخره شدن چاقی رو خواستم وحالا برعکسش و میدونم که من مقصرم
نه غذا،نه نحوه ی اسکلت بندیم نه استعداد چاقی نه ژنتیک نه بلوغ وازدواج و هزار باوردیگه که حتی نمیدونیم وضبط شده ان،،،،،بقول فاطمه سادات عزیز مااگر وزن دلخواه رو برای ذهن طبیعی کنیم،،،برام واقعا جالب بود این دیدگاه که قدرت انسان خیلی بیشتر از هرقدرتیه و این ماهستیم که تعیین میکنیم این غذا به چی تبدیل بشه
استاد متشکرم که گفتین لاغرشدن آسونترین کاردنیاست و واقعا ادم وقتی متناسب میشه چقد راحته ذوق داره و کیف میکنه
اماچاقی همیشه رنج و زجر داره و ادم مدام پرازنگرانی و استرسه
درست مثل کسی که یه ذهن ثروتمند(پولدارداره)وپول دارشدن براش طبیعیه ویه ادم که ذهنش فقیره(برای بی پولی تنظیم شده)بی پولی و رنج هاش براش طبیعی هستن و توهمه ی جنبه های زندگیمون داریم میبینیم
من الان که از دوره 12جلسه ایی به اینجاهدایت شدم چقد مطالب قشنگتر برام چشمک میزنه
میبینم چقد صبورتر شدم
همون صبری که تو ذهنمون از حالت نرمال خارج شده و تغییر شکل داده
واینحا فرمول صبر هم طبیعی میشه وبدون عجله قدم به قدم پیش میرم
صبر همون تسلیم شدنه
اگه من یقین کنم این راه همون راهیه که نتیجه میده پس چه عجله ایی دارم وچراباید داشته باشم
عوضش از مسیر دل انگیز تناسب فکری لذت میبرم و سوت میزنم و پیش میرم وجاهایی که به فرمول های اشتباه برخورد میکنم بغلشون میکنم وازشون تشکرمیکنم که خودشون و نشون دادن تا من حلشون کنم و به تناسب اندام برسم
اون منفی باف عزیزهم چون رنج های مارو دیده میگه بابا دوباره رنج دوباره شکست واین هم نتیجه ذخیره شکست های قبلیه که اگه درست قانعش کنیم و براش منطقی کنیم کلی همکاری میکنه و تازه متوجه میشه اوا اینا الکی بود پس
من اینو توی خودم دیدم چون از راه های نادرست رفتم و به نتیجه نرسیدم یارسیدم و دوام نیاورد،ذهنم سردرگم شد و باورهای منفی و ساخت و شدن سد راهم که هربار خواستم اقدام کنم یاشروع کردم طولی نکشید که جازدم و گفتم ولش کن غافل ازاینکه جای دیگه ایراد داشته و من فقط دنبال تغییر نتیجه بودم،پس الان باتغییر فرمول ها بدون هیچ تقلا و زور زدنی،،،تناسب فکری وبعدتناسب اندامم رو هرلحظه زندگی میکنم و نتایجم رو با نیروی صبر و عشق پرورش میدم
خدایا شکرت برای تمام عزیزانی که دست تو هستن برای من وچقد من از خوندن این نظرات ذهنم حیرت میکنه
والان دلیل اصرار استاد رو میفهمم که چرا انقد اصرار به نوشتن و خوندن کامنت بچه ها دارم و باقدم های قدرتمند و کوچکم کم کم و راحت و آسون پیش میرم و مینویسم وقدرت این قدم هارو دست کم نمیگیرم و گول باورهای غلطم و نمیخورم
متشکرم دوستان قشنگم
متشکرم جناب عطارروشن عزیز الحق که روشنی راه من شدی استاد
متشکرم از وجود نازنین خدایی که درون منه
وقتتون بخیر
من برای لاغری رژیمای زیادی گرفتم با برنامه های ورزسی اما بزرگترین فریبی که خوردم خریدن قرصای لاغری بود😉که اصلن تاثیری نداست حالا میخوام بجای جسمم به ذهنم رژیم بدم 👍
به امید موفقیت همگی🌺
نشان های دریافت شده
سلام .
من سی گام از لاغر شدن رو انجام دادم . ولی دلم خواست تا دوباره بیام از اول گوش بدم یه مروری کنم یادگیریم عمیقتر بشه چون الان که سی گام انجام دادم مسلما مدار ذهنی من نسبت به دو ماه پیش که ۹۹/۱۱/۳ بود تغییر کرده و الان در مداری هستم که نسبت به اون زمان به لاغری نزدیکتره .
فرمودید خودتون رو محک بزنید . من الان دو ماهه که مجددا وارد مسیر لاغری با ذهن شدم . قبلا هم بودم ولی تمرین نمیکردم . یاد گرفته بودم ولی دوماهه که دارم هر روز مقداری تمرین می کنم . درست مثل رانندگی . من سالهاست که گواهینامه دارم ولی کم میشینم قبلا که سرکار میرفتم هرروز مقداری رانندگی داشتم و همونا تمرینی بود برای اینکه ترس من از نشستن پشت ماشین کمتر میشد ..
الان در این فایل نکته ای که گفتین دقیقا همین بود که فرد چاق هم غذا میخوره فرد متناسب هم غذا می خوریم ولی فرد چاق هر لقمه ای که میخوره میترسه ولی فرد متناسب هر لقمه ای که میخوره لذت میبره . پس باید تمرین کنیم ذهنیت چاقیمون رو نسبت به غذا خوردن تغییر بدیم . درست مثل رانندگی . یه فرد ماهر هم از ماشین استفاده می کنه فرد غیر ماهر هم از ماشین استفاده می کنه فرد ماهر لذت میبره ولی فرد غیر ماهر میترسه . لذت اولی باعث میشه بیشتر رانندگی کنه ولی ترس دومی باعث میشه کم کم این کار و ترک کنه و رانندگی رو کنار بزاره . ولی خبر خوب اینه اگه دومی تمرین کردن رو ادامه بده کم کم مهارتش بیشتر میشه و هر چقدر ماهرتر بشه ترسش کمتر و کمتر و علاقه اش بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه . سختی کار براش کم میشه و آسونی کار براش بیشتر میشه . چون راه ماهر شدن تمرین کردنه .
پس تنها کاری که ما در راه لاغر شدنمون باید انجام بدیم تمرین کردن و ماهر شدنه . تمرین کردن و ماهر شدن باعث میشه لاغر شدن برای ذهنمون ساده تر و ساده تر بشه . هر چقدر سادگی کار برامون بیشتر بشه ذهن ما راحتتر اون کار و انجام میده .
پس باید فکر لاغر نشدن رو رها کنم . ذهنم رو درگیر نکنم . به چگونگی انجام کار اصلا فکر نکنم . هر کاری رو که انجام بدم اون رو بر اساس بودن در مسیر لاغری تجزیه و تحلیل کنم . ترس رو از خودم دور کنم البته وقتی من در این راه استمرار دارم ماهرتر میشم و ترس در من کمتر و کمتر میشه . چون ترس یک واکنشه که از ذهنیت ناشناس برخاسته میشه .
ما هر چقدر با مسیر بیشتر آشنا بشیم ترسمون بیشتر میریزه چون شناختن ترس رو از بین میبره ما معمولا از چیزی که نمیشناسیم میترسیم . چون در ذهن تعریف نشده ولی وقتی بارها تکرارش کنیم شناختمون بیشتر میشه و ترس کم کم تبدیل به لذت میشه .
پس هر جایی که ترس میاد سراغمون به خاطر ناشناخته بودنه . ترس از ناشناخته ها و تاریکی باعث میشه ما اون راه رو کنار بزاریم . ولی وقتی چراغ هدایت با خودمون داشته باشیم دیگه از مسیر ترس نداریم . (چراغ هدایت همه ی ما استاد هستند که هرچقدر بیشتر به حرفاشون گوش بدیم و تمرینات رو انجان بدیم راه برامون روشننتر میشه و ذهن خودبخود راه تناسب رو انجام میده )
در یک فایلی فرمودید هر فکری که شما رو ضعیف کنه فکریه که باید ترک بشه . ترس از غذا خوردن برای این در ما ایجاد میشه که ما فکر می کنیم این غذا منو چاق می کنه و اونقدر این جمله برامون باور شده که همیشه ترس از غذا خوردن باهامونه . ما به ترسیدن از غذا عادت کردیم . خب اینم یه مهارتی هست که ما با تکرار اون رو یاد گرفتیم . چاقی یه مهارته که ما یاد گرفتیم و سالها تکرارش کردیم . پس حالا هم باهاش مشکلی نداریم میخواهیم یه مهارت دیگه رو یاد بگیریم و تکرار و تمرین کنیم تا بهش عادت کنیم . ما باید به لاغر شدن عادت کنیم و سعی کنیم از لاغر شدن در امور روزمره استفاده کنیم .
هر چقدر ما در لاغر شدن بیشتر ماهر بشیم ترس ما از خوردن کم و کمتر میشه . ولع و حرص ما نسبت به خوردن کمتر و کمتر میشه . سرزنش کردنمون کمتر و کمتر میشه و اینا همه یه واکنش در ذهن است که ورودیهای لاغر کننده و کسب اگاهی باعث این اتفاق میشه .
من الان نسبت به دو ماه قبل فکرم رهاتر شده . آزادتر شده . نگرانیم کمتر شده . لذتم بیشتر شده . من فهمیدم که آگاهانه کم کردن غذا یا ورزش کردن هیچ کمکی به لاغری نمی کنه . مگر اینکه این یک واکنش ذهنی باشه که در اثر تکرار و تمرین به دست بیاد .
من واقعا تجربه کردم ببخشید که اینجا این حرف رو میزنم ولی لازمه که بگم برای اینکه یقینمون بیشتر بشه . ببینید ورودی مواد غذایی به بدن با خروجیش برابره . ما هر چقدر که غذا بخوریم به همون اندازه خروجی و دفع مواد زاید داریم . جسم ما هرگز مواد زاید رو جذب نمی کنه و دائما در حال دفع مواد زاید هست . چیزی هم که بدن ما از غذاها میگیره انرژی اون هست . حالا اگه انرژی درونی ما در جهت چاقی باشه انرژی که از غذا میگیریم در راستای انرژی درونی ما حرکت میکنه و اگر انرژی درونی ما لاغری باشه انرژی استخراج شده از غذاها هم در جهت انرژی درونی حرکت می کنه و با اون همتراز و هم سطح میشه .
یعنی طبیعت بدن در اصل اصلا قدرت چاق کنندگی نداره . و اگر هم هر چیزی رو جذب کنه نیاز بدن هست .حالا این نیاز برای هر ذهنی یه جور معنا گرفته و اگه ما به خودمون کم کردن غذا رو تلقین کنیم مسلما جسم ما خودش اون کمبود رو جبران می کنه . یعنی جسم ما تنها چیزهایی رو از غذا دریافت می کنه که انرژیش رو بالا ببره و اگه از طریق غذا اون انرژی دلخواه رو نگیره خودش کمبودش رو میسازه . یعنی اینکه میگن اگه غذا نخوری ضعیف میشی کاملا یه دیدگاه اشتباهه . چون اصلا طبیعت و تعادل بدن نمیزاره ما کم کنیم . ما فقط باید لاغر شدن رو طبیعت و خواست جسممون بدونیم تا ذهن اجازه بده لاغر شدن اتفاق بیفته . چون اگه کمبود و کاهش وزن رو به ذهنمون تلقین بدیم اون هرکاری میکنه که جلوی این مورد رو بگیره . چون این دهنیت رو داریم که لاغری برای بدن ضرر داره . جسم ما فقط به پرخوری عادت کرده و اگه واکنشی هم به کم کردن غذا نشون میده به خاطر اینه که ما آگاهانه و ارادی میخوایم غذامون رو کم کنیم ولی وقتی ما انگیزه و اشتیاق برای لاغر شدن داشته باشیم و در راه لاغر شدن با ذهن و کسب آگاهی حرکت کنیم و محتویات ذهن رو تغییر بدیم لاغر شدن برای ما به واکنش تبدیل میشه . دیگه ما نمیخوایم غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم که ذهن دچار رنج و سختی بشه بلکه ما میخوایم مطابق تعادل و انرژی لاغر کننده حرکت کنیم یعنی ما در راه لاغری طبیعی بازم هر وقت دلمون خواست میخوریم اما واقعا این خوردن با اون خوردن متفاوت میشه . یعنی حالتش متفاوته . نگرش ما به خوردن تغییر می کنه . در عین حال شاید اصلا این موضوع رو حس نکنیم و نفهمیم چطور این اتفاق افتاده . یعنی واقعا کسی که در مسیر لاغری با ذهن حرکت کرده کاملا این گفته رو متوجه میشه که لاغری میشه واکنش بدن .
این ما هستیم که با تغییر انرژی درونی میتونیم انرژی مواد غذایی رو هم تغییر بدیم . یعنی اصلا انرژی مواد غذایی در مقابل انرژی درونی ما هیچه . اصلا قدرتی نداره . چون ما انرژی الهی داریم که همواره با ماست . این انرژی الهی اگر در جهت افکار و ذهنیت منفی خرج بشه تبدیل میشه به انرژی شیطانی و اگر در جهت افکار و ذهنیت مثبت حرکت کنه تبدیل میشه به انرژی فرشتگی و پاکی و بزرگترین قدرتی که خداوند به بشر داده قدرت انتخاب هست و اینکه انرژی رو به کدوم سمت هدایت کنه . ضمن اینکه خواست و قدرت الهی در جهت خیر جاریه و قدرت خیر بیشتر از قدرت شره . یعنی اصل انرژی بر خیر جاریه و واسه همینه میگن انا لله و انا الیه راجعون . همه فکر می کنند این جمله یعنی مردن و تمام شدن . در حالیکه این جمله یعنی زنده شدن یعنی بر خیر جاری شدن یعنی اجازه بدیم نیروی خیر بر ما جاری بشه .ما انتخاب می کنیم که انرژیمون در کدوم سمت هدایت بشه و حال خوب یا بد ما نشون میده الان انرژی ما در کدوم سمت داره حرکت می کنه .
لاغر شدن یا چاق شدن انتخاب ماست . قدرت الهی وجودمون بر مثبت جاریه . همه ی ما دنبال حال خوبیم . همه ی ما دنبال لذت بردن از زندگی هستیم . هیچ کس رنج رو دوست نداره . خداوند همواره بر ما خیر رو جاری می کنه . همواره بر سلامتی جاریه . همواره بر تناسب جاریه . ما باید تناسب ذهنیمون رو تغییر بدیم تا تناسب جسمیمون تغییر کنه .
تناسب ذهنی ما خیلی راحت به دست میاد . خیلی راحت در جسم جاریه .
خداوند آنچه را میخواهد که ما میخواهیم .
نیروی الهی وجودمون در تناسب فکری و ذهنی ما جاری میشه .
خدایا تو چه بی نهایت میبخشی و ما را لبریز از حس ناب خواستن و توانستن می کنی .
خواستن توانستن است . وقتی میخوای یعنی میتونی . وقتی خواسته لاغر شدن در ما شکل گرفته یعنی توانایی لاغر شدن هم در ما هست .
لاغر شدن خیلی راحته . طبیعت بدن ما در جهت متناسب شدن حرکت می کنه . احساس متناسب بودن احساس خوبی هست .
ذهن ما همواره در جهت تناسب داره حرکت میکنه . اگه ذهن ما الگوی ۷۰ کیلویی تعریف شده باشه تناسب ذهنی ما میشه ۷۰ کیلو و اگر تناسب ذهنی ما ۵۰ کیلو تعریف شده باشه ذهن ما جسم الان ما رو با این الگوی ذهنی در تناقض میبینه و خیلی راحت اضافه وزن رو از جسم ما بر میداره . خیلی راحت و خودبخود .
ما فقط باید به عنوان مثال تناسب ۵۰ کیلویی رو برای ذهن تعریف کنیم و این معیار رو طبیعی بدونیم . لذت ببریم . بعد ذهن میفهمه الان چاقه . این چاقی زائده . این چاقی نیاز بدن نیست و طبیعت اصلی بدن دفع مواد زائد از بدنه . پس بدن ما طبق ذهنیت جدید ما تمام مواد زائد رو از خودش دور می کنه و اجازه هم نمیده مواد زائد وارد بدن میشه . پس واقعا هر چیزی که میخوریم همیشه در هر شرایطی چیزی هست که در ذهن تعریف شده و این نیاز با توجه به تغییر ذهنیت ما تغییر می کنه و دقیقا با آنچه در ذهن ما هست خودشو تطبیق میده .
واقعا یه حساب دو دوتا چهارتاست و کاملا منطق پذیره . ما با تغییر محتوای ذهنیمون نیاز بدن خودمون رو تغییر میدیم . چیزی که هست ذهن همواره در جهت تناسب ما داره حرکت می کنه و ما باید تناسب ذهن رو در وضعیت مثلا ۵۰ کیلویی قرار بدیم . برای ذهن الان ما شاید ۵۰ کیلو شدن یعنی کاهش وزن . یعنی هنوز اونقدر خوب این وزن رو برای خودمون حس نکردیم برای ذهن تعریفش نکردیم که البته این موارد در دوره کاملا توضیح داده شده و تمارین مختلفی برای طبیعی کردن این وزن به ماداده شده . مثل تمرین نوار زمان . تمرین ۲۱ روزه . تمرین عدد وزنی و …. اگه استاد میگن دوره رو بارها تکرار کنید چون دقیقا انجام دادن اون تمرینات باعث میشه لاغری در وزن ایده آل برای ذهن تعریف بشه و تکرار کردن اون ها باعث میشه لاغر بودن برای ذهن طبیعی بشه . لاغر بودن کاهش وزن نیست . لاغر بودن طبیعت بدن هست . ۵۰ کیلو بودن طبیعت بدن منه . ۷۰ کیلو برای بدن من زیاده . حس چاقی بهم میده . در حالیکه من در وزن ۵۰ کیلویی احساس سبکی بیشتری می کنم . وقتی که بار سنگین اضافه وزن از روم برداشته میشه چقدر برای من حرکت کردن لذتبخش میشه . من عاشق سبک وزن بودن هستم . لاغر بودن رو حس می کنم . البته الان حس میکنم دارم گام ۳۱ رو انجام میدم . گام ۳۱ لاغر شدن هم دقیقا میگه لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید و باید همینکارو کنیم . در طول روز به جای اینکه دائما به چاقی فکر کنیم سعی کنیم چاق شدن رو متوقف کنیم و بعد کم کم به لاغر شدن بیندیشیم . جسم ما قادره خودبخود تمام اضافه وزن خودشو دور بریزه به شرطیکه بدونه اینا اضافه وزنه . اینا طبیعی نیست . اینا بار اضافه است . اینا مواد زائده که در خودش ذخیره کرده . ولی ذهن این رو نمیدونه . فکر می کنه اینا طبیعت بدن ماست .
پس طبیعت رو باید برای ذهن از نو تعریف کنیم .
ما از ورود مواد زائد به بدن هیچ وقت احساس خوبی نخواهیم داشت . وقتی چیزی رو وارد بدن می کنیم که لذت میبریم این یعنی اون برای ذهن ما تعریف شده است که میپذیره و اگه پذیرفته شده نباشه اون اصلا اجازه ی ورود نمیده و یا اگر ما به زور وارد کردیم او دفع می کنه به همین راحتی او در جهت تناسب حرکت می کنه .
حالا ما کدوم تناسب رو به ذهن دادیم . آیا چاقتر شدن تناسب ذهن ماست یا لاغر بودن . لاغری در ذهن ما با کمبود و کاهش معنا گرفته . برای همین نمیزاره لاغر بشیم . برای همینه استاد از کلمه ی تناسب استفاده کردن . چون ذهن با تناسب سازگاره . من یک متناسب ۵۰ کیلویی هستم . من از ۵۰ کیلو شدن واقعا لذت میبرم . همین حالا تصویر خانومی در ذهنم میاد که ۵۰ کیلو بود و به من میگفت من آرزومه هیکلم مثل تو توپر بشه . منم گفتم منم دوست دارم مثل تو بشم . ولی اون داشت چاق شدن با ذهن رو یاد میگرفت البته ناخوداگاه . میگفت آره با دخترخاله هام که تپلن نشست و برخاست میکنم وقتی پیش اونام دوست دارم حس میکنم دارم چاق میشم لذت میبرم . وقتی برمیگردم خونه چند کیلویی اضافه وزن پیدا می کنم . ولی تو خونه ی خودمون که هستم تنهام هر چقدرم غذا زیادتر میخورم بازم نمیتونم همون دو سه کیلو اضافه وزن رو حفظ کنم و دوباره مثل بادکنکی که بادش خالی میشه دوباره لاغر میشم . یعنی در جمله به جمله اش من به چاق شدنش با ذهن رو میدیدم و من به لاغری ذهنش توجه می کردم که چطور داره اون رو متناسب می کنه . اما شاید سالها بعد که ببینمش یکی از افرادی باشه که دنبال کاهش وزن هست چون بر یادگیری چاقی اصرار داشت . علاقه ی زیادی به چاق شدن داشت در حالیکه ذهن الانش لاغر بود و من واقعا از دهن الانش لذت میبردم . ذهنش وزن ۵۰ کیلو رو براش طبیعی می دونست و هر چقدر اضافه میکرد ذهنش اون رو اضافه وزن میدونست و دفعش میکرد ولی وقتی با چاقها نشست و برخاست میکرد ذهنش راه چاقی رو میرفت . او داشت چاق شدن رو تمرین میکرد و داشت با توجه کردن به افراد چاق با تکرار و یادگیری روند چاقی و چاق شدن رو برای ذهنش تعریف میکرد . دیگه نخواستم بهش بگم پشیمون میشی از اینکار . راستش دیگه اصلا حوصله ی توضیح دادن ندارم . من فقط میخوام روی خودم کار کنم تا ذهن خودم رو در مسیر دلخواهم هدایت کنم .
دلم میخواد الگوی ذهنم رو لاغری قرار بدم و طبیعت خودم رو بر ۵۰ کیلو بودن طبیعی بدونم . هر چقدر محتوای ذهنی من تغییر کنه عملکرد من تغییر می کنه . عاداتم تغییر می کنه و اضافه وزنم خودبخود اصلاح میشه . چون ما فقط با تغییر محتوای ذهنی از یک انسان متناسب تبدیل به یک انسان چاق شدیم پس حالا هم تنها و تنها با تغییر محتوای ذهنی و استفاده از اون در عملکرد روزمره تبدیل به انسانی متناسب ۵۰ کیلویی میشیم .
امروز از زاویه ی دیگر این فایل رو گوش دادم . و واقعا لذت بردم الان که بیش از دو ماه از روز اول میگذره برگشت زدم به فایل اول دیدم ذهنم نسبت به اون زمان آرومتره . ایمانم بیشتر شده و راحتیم بیشتر شده . درکم بیشتر شده . استفاده از محتوای چاق کننده در زندگی روز مره ام کمتر شده و میشه گفت اوقاتی که در جهت حرکت در مسیر تناسبم هستم بیشتره و خیلی برام لذتبخش تر شده .
خدایا سپاسگزارم .
استاد ازتون ممنونم .
فاطمه ازت ممنونم .
نشان های دریافت شده
سلام .خیلی از نوشته خوب و عالیتون لذت بردم فاطمه عزیزم…خیلی توی متن هاتون آگاهی هست با درک ساده…بارها گفتم بازم بارها میگم ازینک دراین مسیر همسفروهمسیر شما دوست خوب وعزیزم هستم خیلی خوشحالم.😍 باآرزویی بهترینها برای شما🌹
سلام دوست عزیز بهتون تبریک میگم و ازتون تشکر میکنم برای این نوشته ی بی نهایت خوبتون
از نوشتتون لذت بردم و ب موانع خودم پی بردم
با اینکه مدتی هست ک از فایلا استفاده میکنم و خیلیم خوب سایز کم کردم ولی همچنان ترس هایی از مواد غذایی و انباشته شدن در بدن داشتم و با مثال های خوبتون ایمانم ب راهم خیلی بیشتر و بیشتر شد و تنها راه تناسب رو مسیر ذهنی میدونم و ایمان دارم ک اگه ذهنم رو هماهنگ کنم تناسب خود ب خود در جسمم نمایش داده میشه ،
من برای خودم اول سایز ۳۸و وزن ۶۲ رو در نظر گرفته بودم و دوست داشتم ک در این تناسب باشم ولی قبل عید ک ب سایز ۳۸ رسیدم احساس کردم ک دوست دارم ی سایز هم کمتر بشم و از وزنم خبر ندارم چون خودمو وزن نمیکنم و بعد عید متوجه شدم لباسهای سایز ۳۸برام شل شده و همین باعث کلی ذوق من شد ولی بعد از چند روز ترس اومد برام ک نکنه برگردم ب سایز قبل و الان با نوشته شما میبینم ک من خودمو مدتها روی سایز ۳۸ تنظیم کردم شاید این احساس ک من دارم باز ۳۸میشم بخاطر اینه ک من هنوز ذهنمو اماده سایز ۳۶نکردم
البته اینم بگم ک قبلا ک سایزم بالاتر بود نسبت ب سایز ۳۶حس خوبی نداشتم و فکر میکردم ک ادمهای ضعیف و خیلی لاغری هستن ک اصلا لباس تو تنشون زار میزنه و کلی باور غلط و شنیده هایی راجب لاغری و سایز کم ک همیشه میگفتن خوب نیست و این در من ب باور تبدیل شده بود ولی الان ک خودم ب سایز ۳۶رسیدم در این مدت کوتاه کلی انرژی های مثبت داشتم ک خیلی زیباتر شدی و کاملا لباسها بهت میاد و باربی و از این تعریفات و همین طور در این مدت من هیچ مشکل جسمی و ضعف و ..نداشتم بخاطر این سایزم در حالی ک قبلا باورم این بود ک ادمهایی هستن ک فشارشون مدام میوفته و صعف ومریض میشن و بخاطر همینا ذهنم هماهنگ نمیشد با سایز ۳۶ ولی الان متوجه باورهام شدم و اومدم بنویسم ک من عاشق سایز ۳۶و وزن ۵۷هستم و تازه از تجربه اش خیلیم لذت بردم در این مدت زمان کوتاهی. ک در این سایز هستم و تازه خیلیم حالم بهتر بوده و سبکتر و راحت ترم بودم بس تنطیمات و ترموستات ذهنمو میارم رو این سایز و ایمان دارم ک در این سایز برای همیشه میمونم 🥰
اینجا از استاد بی نهایت سپاسگزاری میکنم من از فایلا استفاده کردم ولی در سایت تمرین ننوشتم هر چند برای خودم نوشتم ونتیحه عالی هم گرفتم ،
ولی از امروز شروع کردم ک فایلا گوش کنم و در سایت هم بنویسم و از نوشته دوستان خوبمم استفاده کنم
سلام دوست عزیز
از خوندن نتایج شما لذت بردم
خدا رو شکر که از طریق آگاهی های لاغری با ذهن تغییرات اساسی در افکار و جسم ایجاد می شود.
سلام استاد عزیز ،از وقتی ک با سایت شما آشنا شدم و وارد شدم ب قول یکی ازدوستان ک نوشته بودن هنگام اشنایی با سایت مانند «کسی بودم که روزهاست تشنه بوده والان به چشمه آب خنکی رسبده وهرچقدر می نوشد سیر نمی شود هر چقدر گوش می دهد سیر نمی شود» منم دقیقا همینجوریم ،تمام مدت از کوچکترین فرصت هام برای گوش دادن و خوندن دیدگاه عزیزان استفاده میکنم قبل خواب یا وقتی چش باز میکنم و گوشی دست میگیرم با ذوق وارد سایت میشم تا اگه دیدگاه جدیدی راجب فایلا و یا لایو و استوری جدیدی بود بخونم و گوش بدم وب نتایج عالی هم رسیدم هم در تناسب و هم دررسیدن ب خواسته ها و کلا در همه ی احوالاتم دگرگونی کامل داشتم فرمول های جدید تغییر باورها و برداشتن موانع برام تجربه های جدید و لذت بخشی رو ب همراه داشت ک یکیش متناسب شدن هست ،و ب زودی عکسمو برای شما میفرستم و این بزرگترین معجزه و هدایتم بود از طرف خدا ک مورد لطفش قرار گرفتم و ب سمت سایت شما هدایت شدم
با سلام به استاد و تمام دوستان عزیزم
امروز پنج فروردین اولین گام رو به امید الله مهربان شروع کردم☺.
استاد فایل مقدمه که گذاشتین واقعا عالیه . من که خیلی عجولم با صحبت های شما تصمیم گرفتم پله پله تکاملم رو طی کنم ، و به داستان هدایتم به سایت شما فکر کردم و باورم قویتر شد.
اما این گام اول
من رژیمای سخت نگرفتم و برای بازه کوتاهی فقط ورزش کردم .
از لحاظ bmi قد و وزن من اوکیه ولی همش دوست داشتم لاغر و سبک بشم
و همیشه از اینده میترسیدم که نکنه سال بعد چند کیلو اضافه کنم و دچار اضافه وزن بشم .
برای همین همیشه بهترین روش رو از خدا درخواست میکردم و به هدایت الهی واقعا ایمان داشتم ، چون از تابستون با قانون جذب اشنایی داشتم دوست داشتم که لاغری رو هم با آرامش طی کنم و برسم به وزنی که آرزوشو دارم 58 کیلو😍😍 وقتی که دیدم لباسام و روپوش مدرسه ام که پارسال اندازم بود و حتی گشاد هم بود برام تنگ شده خیلی ناراحت و مضطرب و عصبی شدم
اوایل فکر میکردم باید رژیم های سخت بگیرم با چند تا هم آشنا شدم اما وقتی نظرات کسایی که از رژیم استفاده کردن رو خوندم واقعا ناامید شدم …
و بعد هم به این سایت هدایت شدم .
خدا رو بینهایت شکررررر میکنم که با شما آشنا شدم و قراره تا آخر این دوره 10 کیلو کم کنم و همون اندامی رو داشته باشم که آرزوشو دارم 😍
امروز چندین بار تکرار کردم با خودم که لاغری آسون ترین کار دنیاست
و اینجا هم ثبت میکنم که لاغری آسون ترین کار دنیاسا
خداااایاااا شکرت❤❤❤
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی🌹
آره استاد تنها کسی که به ما گفته لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست و به ما امید داده که ما می توانیم فقط وفقط شما بودید🙏🙏من مطمئنم آسان هست و ما می توانیم و فقط وفقط همت ما رو می طلبه😊همه تیر نا امیدی به سمت ما پرتاب کردن و شما نمی تونید لاغر بشوید و استخوان بندیتون محکم هست و سرنوشت تون چاق شدن هست و به تبع این گفتارها یه سری سفارش هاهم داشتن حالا تو که نمی تونی لاغر بشی پس کم بخور غذای کم کالری بخور ورزش بکن رژیم بگیر و … یه اصطلاحی هم به کار می بردن که کاه مال خودت نیست کاه دون که مال خودته 😔( یعنی کم تر بخور)
چقدر غذاهای لذیذی که خوردیم و نفهمیدیم مزه اش چی بود و تمام مدتی که داشتیم غذا میخوردیم به این فکر میکردیم که حالا چقدر کالری اضاف شد 😔و ترس اینکه چاق تر میشیم رو داشتیم ولی با این وجود فقط خوردیم که خورده باشیم 😂البته گاهی هم غذاها رونذاشتن بخوریم و نخوردیم که کالری اضاف نکنیم و حسرت نخوردن شو به دلمون گذاشتیم که چاق تر نشیم😔 واین بود دنیای ما .اما دنیای افراد متناسب پر بود از خوردن های با لذت و پوشیدن لباس های خوشکل وخوش بودن واز زندگیشون لذت بردن بود .
خدا خیرت بده استاد🙏
چقدر ما اسیر باورهای اشتباه بودیم وچقدر گول رژیم های متفاوت خوردیم و چقدر زجر کشیدیم و چقدر طعنه ها شنیدیم و به تمام معنا عمرمون رو تلف کردیم تا یه چند کیلو از وزنمون رو برای یه مدت کوتاه به دوش نکشیم و حمل نکنیم ولی با تمام این وجود از زندگیمون لذت واقعی نبردیم و زندگی نکردیم😔
بازم خدا روشکر که شما ما رو از قدرت بی نظیر ذهن آگاه کردید که مشکل اصلی افراد چاق با افراد متناسب طرز فرمول های ذهنیشون هست و می توانیم با تمرین و استمرار فرمول های ذهنیمون رو تغییر بدهیم و با لذت تمام از طریق تناسب فکری به تناسب اندام دلخواه برسیم.
چقدر خوبه و لذت بخشه وقتی اطمینان پیدا می کنیم که ما هم می تونیم لاغر بشیم و نوع رفتار و نگرشمون به انواع غذاها و خوردنشون عوض میشه دیگه با آرامش غذامیخوریم دیگه ترس از خوردن غذا نداریم و با لذت تمام لقمه هامون رو می خوریم😋😋به به چقدر حس خوبیه😊
تا قبل از آشنا شدن باسایت تناسب فکری اصلا اعتماد به نفس الان رو نداشتم.آرامشی که الان توی زندگی دارم و مطمئنم به اندام دلخواه و تمام خواسته هام میرسم رو قبلا نداشتم.با لذت غذا خوردن الان کجا و هول هولکی غذا خوردن سابق کجا.مثبت نگری الان کجا و منفی نگرهای سابق کجا.دنبال نکردن اخبارهاو اتفاق های بد الان کجا وناراحت شدن و غصه خوردن سابق کجا.قبلا تمام سعی ام این بود که حال بدم رو با کسی درمیان نذارم و هیچ کس رو ناراحت نکنم اما الان تمام فکر و ذهنم اینه که حال خوبم رو با دیگران به اشتراک بذارم و حال اطرافیانم خوب کنم و بهشون روحیه بدهم که هیچ کس مهم تر از خود آدم نیست پس به فکر خودمون باشیم و توی غم و غصه نمونیم و حالتون خوب کنید و این حال خوب رو به دیگران هدیه بدهیم😊
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
من از اول راهنمایی به دلیل پذیرفتن یکسری باورهای اشتباه، اضافه وزنم شروع شد. در دوران مدرسه خیلی اضافه وزن نداشتم و منم نسبت بهش بی توجه بودم. اما از زمانی که پشت کنکوری شدم اضافه وزنم بیشتر شد و من اینو طبیعی میدونستم چون باورم این بود که من همیشه خونه ام و هیچ تحرکی ندارم پس طبیعیه که به وزنم اضاف بشه. بعد از اتمام کنکور به دلیل اضافه وزنی که پیدا کرده بودم منم گول تبلیغات تلویزیون رو خوردم و دستگاه دراز و نشست تن تاک رو خریدم و ازش استفاده کردم ولی در حد چند کیلو کم کردم که با رها کردن این وسیله دوباره وزنم برگشت. یه مدت گول تبلیغات تلگرام رو خوردم و به دمنوش های گیاهی رو آوردم که به شدت بدمزه بودند و باز هم در حد چند کیلو وزن کم کردم و با رها کردن دمنوش دوباره وزنم به حالت قبل برگشت. یه مدت اسیر تبلیغات سایت ها شدم و بسته قهوه سبز رو سفارش دادم که این هم در حد 3 کیلو وزن کم کردم و دوباره وزنم برگشت. مدتی به پیاده روی رو آوردم بعد از گذشت دو ماه، در حد 3 کیلو وزن کم کردم که دیگه خسته شدم و رهاش کردم. چند ماه بعد در یکی از سایت ها خوندم که چربی سوزترین ورزش طناب زنی هست و منم شروع کردم به طناب زدن که بعد از دو ماه حدود 3 کیلو کم کردم و بعد خسته شدم و این روش رو رها کردم. یه مدت به رژیم رو آوردم و کالری شماری میکردم، برنج رو از وعده غذاییم حذف کردم و شبا هم غذای سبک میخوردم که این روش هم حدود 2 ماه بیشتر طول نکشید و رها شد. دیگه بعد از این همه سختی واقعا باورم شده بود که من لاغر بشو نیستم ولی باز هم نمیتونستم بیکار بشینم و هیچ کاری انجام ندم. دوباره پیاده روی رو شروع کردم ولی این دفعه پیاده روی برای لاغری نبود بلکه برای چاق تر نشدن بود. واقعا دیگه میترسیدم اگه پیاده روی هم نکنم وضع از اینی که هست هم خراب تر بشه. دیگه پیاده روی کار هر روزم شده بود ولی امیدی بهش نداشتم و واقعا به حالت تسلیم رسیده بودم و از خدا خواستم که خودش بهم کمک کنه و منو از این شرایط نجات بده. خداروشکر 12 آذر 98 با روش لاغری با ذهن آشنا شدم. از همون فایل های 12 جلسه شروع کردم، صحبت های استاد برام کاملا منطقی بود (چون زمان دبیرستان توی درس زیست خونده بودم که مغز مرکز فرماندهی بدن هست و همه اعضاء فرمانشون رو از مغز میگیرن) و ذهنم سریع پذیرفت و در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم الان حدود یکسال و چهارماه هست که از این روش استفاده میکنم و کلی تغییرات احساسی و جسمی تجربه کردم، انشالله وقتی به وزن ایده آلم رسیدم عکسم رو در آلبوم شگفتی سازان قرار میدم😊.
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 درطی سالهامن گول خوردم برای لاغرشدن .به من گفته میشد که برای لاغرشدن حتمابایدورزش کنم ونخوردن تالاغربشم درحالیکه خیلیا هستن که ورزش نمیکنن رژیم نمیگیرن وبرنامه غذای خاصی ندارن امالاغرن وچیزهای که من ازاون هاوحشت دارم اونهابالذت میخورن تفاوت دررفتاربه خاطرتفاوت درفرمولهای ذهنیه فرمولهای چاقی در ذهن زیاده لاغری بدون ورزش وبدون رژیم یک لاغری پایداره وماندگارومن وقتی میخواستم ورزش کنم و همراه با اون رژیم میگرفتم فقط برای اینکه بیشترچربیسوزی کنم تابیشترتاثیربذاره درذهن من این بود که هرچقدر موادغذایی کمتر و کمتر بشه و من نخورم ویابیشترازاون چیزی که میخورم بایدکالری ازدست بدم من میتونم لاغربشم بیشترکالری شماری میکردم بیشترچربیسوزی میکردم ورزش میکردم وغذاروکموکمترمیکردم که لاغربشم امادراین نتیجه برعکس میشدروشی که نمیشه تااخرعمرت لاغریمون چاقی ژنتیکیه هم یک دروغ بود که باورش کرده بودم چون خواهرم وعموم هردوکاملامتناسب ولاغرن واین هم فقط یک روسی بودبرای گول زدن وقانع کردن خودم ویک کدنویسی ازاموزش چاقی بود که سالها در ذهنم پرشده بود مثل بخورکه قوی بشی بخورکه سالم بشی بخورکه بلندبشی خوشگل بشی وداروباعث چاقی میشه و…این هاهم دروغ بودن چون همه روند رشدشون وسلامتشون طبیعیه واگرنیست به خاطر این که طبیعی رفتارنمیکنن مثال درموردرشدکردن وبزرگشدن همه به یک شکل نوزادی وکودکی ومدرسه رفتن ودبیرستان وونوجوانی وجوانی رومیگذرونیم ومیانسالی روطی میکنیم اماگردررونداونهامشمل پیش میاد به خاطر خودمون هست و افکار ی که دراین مسیرمرورمیکنیم کاری هم نکنیم مابلاخره به سن رشدوبزرگ شدن میرسیم واین هم یک دروغ بود که توذهنم کرده بودم که رشدکردن مساوی باچاقی شدن وخوردن واین هم به عنوان یک کددرذهنم ثبت شده بود خیلی چیزهادرذهنم به عنوان کدبودن که باهربارتکرارکردن من اونها قوت میگرفتن . مثلاً همین که هرکسی ازمادرم میپرسیدکه چراچاقم بهشون میگفتن به خاطر خوردن دارو درحالیکه خیلیا هستن که دارومیخورن اماواقعیت نمیشن واین هم یک بهانه برای توجیه کردن اضافه وزن من بود که من پذیرفته بودم وزمانیکه عکسهای خودمومیدیدم وازخودم بدم میومدبه این دلیل بود که احساس زشتی میکردم ودرحالیکه دربچگیم چهرهی زشتی نداشتم و درگیری درگیری ذهنیه نه جسمی وبه همین دلیل اثبات میشه که چاقی واکنش جسم به ذهنه.