خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.97 از 238 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام جواب سوال اول وقتی من سیرم دوباره میرم سراغ خوردن واونقدرمیخورم درحدانفجار این رفتارها همش منشاذهنی داره ماسالهاست بااین عادتها زندگی کردیم فقط بماگفتن پرخوری خوب نیست حالت بدمیشه چاق میشی نگفتن اینهاهمش مربوط به عادت اشتباه دوران چاقیه ومااین رفتارهارو ذخیره کردیم وتکرارش کردیم انگارناخوداگاه ما بااین رفتارها خوگرفته بودسوال دوم وقتی من چاق توهرحالتی پناه میبرم به غذا واونوصلاح دفاع خودم میدونم،وهی تکرارش میکنم اولش هیچ واکنش مغزی ندارم ولی بعدش یجورحال بدمیادسراغم که چراخوردم وحالم بدشد کاش نمیخوردم همش بخاطربی ارادگی منه چرادوستم اینجورنیست خوشبحالش امامن نمیتونم میشع اگرما ذهنموروعادت بدیم به درست رفتارکردن اصلا سخت نیست،سوال سوم پرخوری نتیجه رفتاریه ماسالها تکرارش کردیم همان طورموقع بیکاری سراغ خوراکی میریم فرمان مغزی نیست یه عادتیه که مدام تکرارمیشه، چاق شدن بخاطر افکارورفتاراشتباهی هست ما تکرارش کردیم مغزانسان تصویریه وقتی درموردچاقی حرفی زده میشه اونوثبت وتکرارمیکنه وماطبق اون عادته چاق شدیم بارهاگفتم ازنوشابه وفست فودمیترسیم خودهمین ترس باعث ترشح هورمون کورتیزول وتجمع چربی بشه ماطبق الگوی رفتاری قدیمی غذاروبه دودسته چاق کننده ولاغرکننده تقسیم میکردیم هیچ غذایی نه چاق میکنه نه لاغر چاقی روتوبشقاب دیدیم چاقی فقط توذهن ماست ما همیشه لاغرشدن روسخت میکردیم توذهن امالاغری سخت نیست اسانه سوال سوم تاحدی که حال مابدنشه سیربشیم بایدبه معده توجه کردسیری واقعی روازکاذب تشخیص داد وقتی معده سنگین بشه وحال بدبشه میشه پرتوری سوال چهارم نبایدحدواندازه ایی درنظرگرفت میشه رفتاررژیمی وقتی ذهنم یادگرفته چجوری رفتارکنه نباید بگم فلان مقدارغذااینقدربخورم اشتباهه ازقبل تعیین نکنیم بزاریم همون موقعه تصمیم بگیریم مرحله دوم پرخوری وریزه خواری درحدانفجارخوردن ،مثال من خودم خیلی پرخوربودم موقع غذادوست داشتم زودتربشینم وبخورم ارام وقرارنداشتم درواقع مغزفرمان میده دست اجرامیکنه الانم این عادت بهترشده بلطف خداوطبق اموزش ها خیلی عادتهای بدداشتیم بلطف خداواموزش های استادیه دگرگونی شخصیتی وغذایی درمابوجوداورده وهمه ماتناسب فکرها تاابدتواین مسیرباشیم نه بچاقی فکرکنیم ونه دیگه اون رفتارهاروتکرارکنیم
🌻پرخوری چیست؟
در حد خفگی خوردن. یعنی سیر شدی ولی باز هم به خوردن ادامه میدی
🌻احساس بعد از پرخوری: احساس عذاب وجدان، احساس سرگیجه اگر غذا چرب باشه، احساس خارش اگر شیرین باشه، احساس سنگینی و خفگی و هزاران حس بد دیگه
🌻ارتباط پرخوری با چاقی و لاغری: ارتباط علت و معلولی دارن. رابطه ای مستقیم.میوه ی چاقی نتیجه ی درخت پرخوریه. و لاغری نتیجه ی پرخوری نکردن.
🌻تا چه حد خوردن پرخوری نیست: تا حدی که گرسنگی رفع بشه و بلافاصله بعد از رفع گرسنگی دست از خوردن بکشیم. و وقتی سیریم سراغ خوردن خوراکی یا غذا نریم.
اندازه گیری میزان غذایی که باید خورد: اندازه ی خاصی نداره . تا جایی میخوریم که سیر بشیم و بعد از سیر شدن دیگه به خوردن ادامه نمیدیم. و برامون مهم نیست که غذا در ظرف باقی بمونه
🌻انواع روش های غذا خوردن افراد چاق: خوردن در حد خفگی. تندتند غذا خوردن. غذا خوردن در فواصل کم. مرتب به غذا فکر کردن. خوردن غذا به این بهانه که اگه نخورم غذا حروم میشه یا اینکه اگه نخورم از دستم میره و این موقعیت رو از دست میدم یا اینکه اگر نخورم گرسنگی سراغم میاد و برای پیشگیری باید بخورم
🌻آیا این ویژگی های در من هست؟ بله متاسفانه این ویژگی ها در من هست. همیشه اضافه ی غذای بچه هامو میخورم. با هر چایی شاید ده تا شکلات بخورم. اونم تند تند بدون اینکه مزشو بفهمم. یا اینکه روم نیست دست کسی رو رد کنم. یا تو مهمونیا باید همه چیزو بخورم هم بخاطر کنجکاوی و هم اینکه از دستم نره. عادت بد بزرگم خوردن بخاطر سررفتن حوصله. همیشه به غذا فکر کردن و تو فکر غذا بودن
سلام خدمت استاد و همراهان گرامی
پرخوری چیست؟
پرخوری یعنی خوردن بدون گرسنگی یعنی از روی عادت،
خوردن بدون فکر کردن،فقط از روی هوس و عادت همیشگی
احساسی که از پرخوری دارم
احساس پشیمانی و سنگینی و عذاب وجدان که چرا دوباره پرخوری کردم،به نیاز بدنم توجه نکردم و اینکه باز چاق میشم و نمیتونم لباسهایی که دوست دارم بپوشم
ارتباط پرخوری با چاق تر شدن و لاغر نشدن
بله پرخوری ارتباط مستقیم با چاقی داره که باعث پشیمانی،حس بد و استرس می شود.که همین احساس هم باعث چاقی میشود.ولی وقتی با توجه به نیاز بدن و با ذهن غذا می خوریم یعنی وقتی واقعا گرسنه هستیم غذا بخوریم چاق نمیشیم.
تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری است
تا زمانی که رفع گرسنگی شود و معده سنگین نشده باشه
ولی بعد از اینکه گرسنگی رفع شد و فقط به خاطر هوس بخوریم چون دوست داریم این میشه پرخوری
به نظر شما اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم باید چگونه عمل کنیم؟
هر وقت سیر شدیم و معده سنگین نشده یعنی از اول باید در ذهنمون اینجوری تعریف کنیم به همان مقدار بخورم که گرسنه ام
انواع روش های غذا خوردن افراد چاق
تند تند خوردن بدون احساس طعم و مزه واقعی،مزه مزه کردن که این خودش شاید یه بشقاب کامل بشه،یا اینکه حالا حیفه اینم بخورم.
سلام به استاد و دوستان عزیزم
به نظرمن یعنی تو سیر شدی ولی چشمت ذهنت و تمام احساس های ۵ گانت سیر نشدن
انگار که تو جا میمونی اگر نخوری اخر دنیای و دیگ گیرت نمیاد
انگار که از کفت میره
یا کشیدی از روی خجالت میزبان یا حیفی تا ته میخوری
احساس عذاب وجدان که من خود دار نیستم من شکمو ام من هیچ وقت به سایز و وزن دلخواهم نمیرسم نگاه کن مثلا فلانی تو مهمونی چه لاغره ببین عین گاو نخورده تو چرا اینجوری میکنی چرا ادم نمیشی اصلا یه حالی بهم دست میده که محیط غذا لذتشو از دست میدن
ارتباطش از نظر من اینه که شما بیش از نیاز بدنت میخوری اصلا ربطی نداره تو فست فود خوردی یا سالاد تو نیاید حتی سالدم بیشتر از حد سیر شدکیت بخوری چون مغزت عادت میکنه که وقتی خوش حالو راضیه که بیش از حد سیریت بهت دستور بیشتر خوردن بده
تا حدی اون قارو قور و سوزش معدت از گشنگی برطرف میشه اون لحظه که اون ضعفت از بین رفته انگار در معدت بسته میشه و خوردنت اهسته میشه
من خودم چند وقته تا حدی که اون گشنگیه اون قارو قوره و اون سبکی معده از بین میره میخورم و اگر غذا تو بشقابم باشه ادامه نمیرماصلا ام نمیشمرم چند قاشقه چون مغزم شرطی میشه و این که میزان سیر کنندگی غذا هام بیشتره
و الان متوجه شدم من از اون حجمی که خیلیا میگن برای لاغری منسابه اندازه کن بخورم کم تر سیر میشم ولی اصلا نمیزارم سر اندازه مغزم شرطی بشه کم میکشم و به خودم میگم همین کافیه سیرم میکنه اگرم زود تر سیر شدم دیگ ادامه نمیدم و اگر یک ساعت بعد یکم گشنم شد گفتم برم مثلا کیک از سوپری بخرم بخورم با خودم میگم تا شب صبر کن فلان شامی که دوست داری هست همون شامم حمشو اندازه سیریم میخورم نه ترکیدن
تند تند خوردم بدون تمرکز خوردن کشیدن حجم زیاد اول کار توی بشقابو دیس بزرگ ریزه خاری کردن شرطی شدن مغز با حجم زیا که سیر شه خوردن چند بار غذا در روز خوشال کردن با برنامه های خوردنی مثلا برای تولد کیک از حجم مورد نیاز بیشتر خریدن یا جشن گرفتن با غذا امروز فلان کاره خوبو کردم جشن بگیرم بریم فلان غذارو بخوریم
من یه دختر خاله چاق دارم که میگفت اگر جایی دوست نداشتم برم خودمو با تصور غذا هاشون قانع میکردم برم
من چاقیم از زمان شروع شد که افتادم با یک گروه عاشق غذا که برای هر چیزی با غذا جشن میگرفتن تفریح خوردن
توی کافه که کار میکردم ایتم هایی که در روز اضافه میشد میخوردیم اول میگفتم نه میل ندارم نمیتونم بعد میدیدم همه میخورن یا از اصطلاح از کفت میره بیا بخور یا بخوای بخری گرون الان مفتیه بیا بخور من اصلا همچین ادمی نبودم ولی اونا متاسفانه عادتم دادن و تا الان با این که ۳ ساله از پیششون رفتم عادتاشون پیشمه ولی دارم رو خودم کار میکنم که به دوران لاغریم و قبل اون دوران سم برگردم😅
به نام خداوند جان و خرد 🌈
سلام خدمت استاد عطاروشن عزیز 🌸
موضوع این نوشته دربارهی **پرخوری** و اثراتش بر ذهن، جسم و احساسات درونی من است؛ مسئلهای که شاید در ظاهر، ساده به نظر برسد، اما در حقیقت با عمق روان و رفتار انسان پیوندی قوی دارد. من در مسیر تناسب فکری و تلاش برای آگاهی در زمینه خوردن و سبک زندگی، تجربههای شخصی زیادی داشتهام و حالا میخواهم دربارهی آنها با دقت و از ته دل بنویسم. 💭
🍽 پرخوری به زبان دل من
پرخوری به نظر من یعنی **غذا خوردن بدون فکر، بدون حضور ذهن، بدون آگاهی از لحظه**. یعنی وقتی آدم از روی عادت، از روی حس، یا حتی از روی خاطرات خوش گذشته غذا میخورد؛ نه از روی نیاز واقعی بدن. پرخوری خوردنیست که فقط دهان کار میکند، نه ذهن و نه قلب. 💔
وقتی حواسم جمع خوردن نیست، غذا را فقط میبلعم؛ مزهها را نمیفهمم، با خودم ارتباطی ندارم، و فقط میخواهم چیزی را پر کنم—شاید معدهام، اما واقعاً انگار دارم **جای خالی چیزی درونم** را پر میکنم.
گاهی صحنهای جلوی چشمم میآید؛ مثلاً شیرینیای که از کودکی دوستش دارم یا غذایی که خاطرهی خوشی ازش دارم، و بیدرنگ میخورمش بیآنکه بدنم گفته باشد “گرسنهام”. پرخوری یعنی خوردن اضافه بر نیاز سازمان بدن، و نتیجهاش همیشه همان است: حس سنگینی، آشفتگی، و بیحالی. 🌧
😞 احساسی که پرخوری در من ایجاد میکند
پرخوری، برخلاف ظاهر خوشمزه و رنگارنگش، در درون من همیشه یک **حسِ غمآلود و سنگین** دارد. بعد از خوردن زیاد، نه فقط معدهام بلکه ذهنم هم پر و سنگین میشود. حس خستگی روانی، نوعی ناراحتی از خودم که چرا دوباره نتوانستم کنترل کنم. 😔
آن لحظه کوتاهِ لذت که در لقمههای اول هست، خیلی زود جای خودش را به پشیمانی میدهد. انگار هر لقمه بیش از حد، تبدیل میشود به جملهای در ذهن که میگوید: «باز نتوانستی جلوی خودت را بگیری.» همین احساس شکست کوچک، در طول روز بزرگ میشود و حتی انرژی من را برای کارهای دیگر میگیرد.
پرخوری حتی از نظر جسمی هم ناراحتکننده است؛ دهانم مزهی خوبش را از دست میدهد، معدهام پر از گاز میشود، بدنم سست، خوابآلود و بیمیل به حرکت. 🍲
در آن لحظهها، هیچ غذای خوشمزهای ارزشش را ندارد، چون لذت از “بودن” جای خودش را به “خوردن” داده است — و من میمانم با عذاب وجدانِ خوردن چیزی که در واقع نمیخواستم بخورم.
⚖️ ارتباط پرخوری با چاقتر شدن یا لاغر نشدن
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، بله، کالری اضافه مستقیم باعث چاقی میشود. اما از دید من، پرخوری فقط یک مسئلهی جسمی نیست، بلکه **از درون روان ما شروع میشود**.
پرخوری نتیجهی احساسیست که در آن لحظه داریم؛ حس بیکفایتی، بیارزشی، یا حتی استرس. و عجیب اینکه همین احساسهای منفی، ما را به خوردن بیشتر ترغیب میکنند.
وقتی پرخوری میکنم، در من حس شکست شکل میگیرد، انگار به خودم ثابت میکنم که “توان کنترل ندارم”. و کسی که خودش را ناتوان میبیند، چطور میتواند انتظار داشته باشد لاغر، سبک و باانرژی باشد؟ 🌪
از نظر علمی هم، استرس حاصل از پرخوری باعث افزایش هورمون **کورتیزول** در بدن میشود. این هورمون میل به خوردن غذاهای چرب و شیرین را بیشتر میکند. در نتیجه، یک چرخهی تکراری شکل میگیرد: پرخوری → حس گناه → استرس → میل دوباره به پرخوری. و این چرخه، اگر آگاهانه متوقف نشود، باعث چاقتر شدن و نرسیدن به تناسب فکری و جسمی میشود. 🔁
🍛 تا چه حد خوردن “پرخوری” محسوب نمیشود؟
برای من، مرز بین **خوردن طبیعی و پرخوری** خیلی ظریف است. وقتی گرسنه هستم، غذا طعم واقعی خودش را دارد، بویش جذاب است، و بدنم پیام روشنی میدهد: «بخور، نیاز دارم.» در این حالت هر لقمه معنی دارد و من حضور دارم. ✨
اما لحظهای که حس سیری در بدنم شکل میگیرد، یعنی مغزم میگوید: «کافیه»، آنوقت ادامه دادن دیگر خوردن نیست، بلکه پر کردن است. پر کردن معدهای که دیگر جا ندارد، ادامه دادن از روی بیحوصلگی یا از ترس اینکه چیزی باقی بماند. هر لقمهی بعد از سیری، بخشی از آگاهی من را میگیرد و تبدیل میشود به پرخوری.
گاه پیش آمده که به جای غذا خوردن واقعی، هلههوله خوردهام—چیزهایی که سیر نمیکنند ولی پر از کالری هستند. وقتی در حالت گرسنگی به سراغ آنها میروم، نه تنها سیر نمیشوم، بلکه بعدش مجبورم غذا هم بخورم؛ یعنی دو برابر نیاز بدن مصرف میکنم. 🥨
در واقع، هر زمان که خوردن از «نیاز» به «عادت» تبدیل شود، پرخوری اتفاق افتاده است.
🧠 چگونه باید میزان غذا را اندازه گرفت؟
به نظر من، هیچ ترازو و واحدی بهتر از **اعتماد به بدن و ذهن خودمان** وجود ندارد. بدن انسان هوشمندترین راهنمای تغذیه است. معده و مغز همیشه میدانند کی باید متوقف شویم، فقط ما گوش نمیکنیم. 😌
باید یاد بگیریم صدای درونی بدن را بشنویم. هر موقع معده گفت «کافیه»، یعنی واقعاً کافیست. هر وقت حس گرسنگی واقعی آمد، یعنی وقت غذاست. اگر به این علائم و پیامها احترام بگذاریم، نهتنها وزن، بلکه ذهنمان هم آرامتر میشود. 🍃
وقتی مغزم گفت «الان نخور»، بهتر است غذا را کنار بگذارم و اجازه دهم تا وقتی دوباره گرسنه شدم، از آن غذا لذت ببرم. این یعنی ارتباط سالم بین بدن و ذهن؛ یعنی تناسب فکری واقعی.
👥 دیدگاه من دربارهی رفتار غذایی افراد لاغر و چاق
آدمهای لاغر معمولاً **همیشه میخورند، اما به اندازهی نیازشان**. آنها نه خودشان را از غذا محروم میکنند و نه بیش از حد میخورند. مهمترین ویژگیشان این است که وقتی سیر هستند، حتی اگر خوشمزهترین غذا جهان جلویشان باشد، نمیخورند. 🍏
برایشان غذا چیزی مقدس است، نه وسیلهای برای پر کردن خلا یا فرار از استرس. وقتی بدنشان گفت “کافیست”، گوش میدهند.
در مقابل، آدمهای چاق رابطهی پیچیدهتری با غذا دارند. کافیست چیزی خوشمزه یا رنگارنگ ببینند تا نتوانند مقاومت کنند. برای آنها سیری پایان خوردن نیست، بلکه **پایان بشقاب** است. 🍕
جالب اینجاست که در بیشتر موارد، حتی از خوردن لذت نمیبرند—چون لذت واقعی زمانی اتفاق میافتد که بدن نیاز دارد، نه زمانی که پر شده. برای آنها غذا تنها راهیست برای آرام کردن ذهن، نه بدن. و همین تفاوتِ ظریف میان نیاز واقعی و نیاز ذهنی، مرز بین افراد لاغر و چاق است.
🍫 بررسی شیوههای غذا خوردن افراد چاق و تجربههای شخصی من
خوردن در زمان سیری:
قبلاً خیلی زیاد این رفتار را داشتم. کافی بود جلویم غذایی یا خوراکی خوشمزه باشد، بیدرنگ سراغش میرفتم، حتی اگر معدهام پر بود. 🥴
اما امروز تغییر کردهام. یاد گرفتهام قبل از خوردن، از خودم بپرسم: «واقعاً نیاز دارم یا فقط دلم میخواهد؟»
البته هنوز گاهی لغزشهایی دارم، اما تعدادش کمتر شده. این آگاهی جدید بهترین پاداشیست که از مسیر تناسب فکری گرفتهام. 💪
خوردن چیزهایی که سیرکننده نیستند (هلههوله در زمان گرسنگی):
این هنوز تا حدی در من وجود دارد. مثلاً بعضیوقتها عصرها به جای خوردن غذای درست، سراغ چیپس یا شیرینی میروم. بعد از خوردن، نهتنها سیر نمیشوم بلکه مجبور میشوم غذای واقعی هم بخورم تا بدنم آرام بگیرد. 😩
پس در نتیجه، هم کالری بیخود گرفتهام، هم وارد چرخهی عذاب وجدان شدهام. اما خوشبختانه الان خیلی سریع متوجه اشتباهم میشوم و سعی میکنم با آگاهی رفتار کنم و برای وعدهی بعدی تصمیم بهتری بگیرم. 🌿
خوردن در زمان عصبانیت یا اضطراب:**
قبلاً یکی از پناهگاههای من همین بود؛ هر وقت ناراحت یا عصبی میشدم، به جای فکر کردن و حل مسئله، میرفتم سراغ غذا. 🍰
اما حالا خیلی کمتر این اتفاق میافتد. یاد گرفتهام بین احساسات و خوردن فاصله بگذارم. وقتی عصبی میشوم، سعی میکنم قدم بزنم، نفس عمیق بکشم، یا بنویسم. این رفتار جدید به من یاد داده که غذا قرار نیست درمان همهچیز باشد. هنوز گاهی پیش میآید، ولی تفاوت خیلی زیاد شده و به خودم افتخار میکنم که در مسیر درستی هستم. 🌞
💬 جمعبندی نهایی
در تمام این تجربهها، من به یک نتیجهی بزرگ رسیدم: **پرخوری فقط یک رفتار غذایی نیست، بلکه یک نشانه است.** نشانهی احساس درونی، نشانهی بیتوجهی به بدن، و نشانهی نیاز به آرامش.
وقتی یاد بگیرم با بدنم ارتباط برقرار کنم، از سیگنالهایش آگاه باشم، و با ذهنم هماهنگ بشوم، آنوقت هم چاقی از بین میرود و هم آن حس بیکفایتی. پرخوری نه دشمن ما بلکه معلم ماست؛ اگر گوش دهیم، یاد میدهد چطور خودمان را بشناسیم. 🌺
برای من، مسیر رهایی از پرخوری یعنی بازگشت به آگاهی، یعنی هر لقمه با عشق، هر توقف با آرامش، و هر “کافیه” با احترام. وقتی بتوانم به بدنم اعتماد کنم، دیگر هیچ نیاز به تقلب، عادت یا جبران وجود ندارد. فقط **تناسب، آرامش و رضایت از خود** باقی میماند. 🌈✨
با سپاس از استاد عطاروشن عزیز که با آموزشهای ارزشمندشان باعث شدند من به شناختی عمیقتر از خودم و غذا برسم. 🍀
این مسیر برای من فقط راهی برای کاهش وزن نیست، بلکه سفری برای شناخت ذهن، احساسات و انسانیت درونم است. 🕊
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و هم مسیران
بابت آگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
دقیقا پرخوری یک اعتیاد هست و وقتی به احساس سیری توجه می کنم و دست از خوردن می کشم
اعتیاد به پرخوری باعث میشه ذهنم نمیزاره اروم و قرار داشته باشم و کلافم می کنه
تا برم سمت غذا و دوباره مثل قبل بخورم و
یاد این ضرب المثل میوفتم
ترک عادت موجب مرض هست
دقیقا
مثل یک فرد معتاد به مواد مخدر
افرادیکه عادت به پرخوری دچار شدند
اعتیاد به مواد غذایی دارند نمی توانند پرخوری نکنند
و با اینکه می دانیم رفتار اشتباهی هست
و دچار احساس گناه
و سرزنش می شویم
ولی نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم
تا زمانیکه
آگاه بشویم
و با تمرین و تکرار مطالب آموزشی تغییر اصلاح ذهن چاق به ذهن متناسب و لاغر و
در اثر تکرار و استمرار
مسیر عصبی ذهن لاغر و متناسب شکل بگیره
عادت پرخوری کمرنگ بشه
و بمرور این عادت پرخوری ترک بشه
و به اندازه ی نیاز بدن بخوریم
هنوز احساس گرسنگیه واقعی نکردیم
غذا بخوریم
و اونقدر بخوریم که بدون توجه به احساس سیری و در اثر فشار معده و احساس سنگینی دست از خوردن بکشیم
که این رفتار باعث میشه بیش از نیاز بدن غذا بخوریم
و
بعد خوردن احساس سنگینی و فشار در معده داشتن
و دچار احساس گناه و سرزنش بشویم این رفتار پرخوری کردن هست
احساس بی ارادگی ، احساس گناه و شرم ، که عملی زشت انجام دادم
احساس یک انسان تنبل و شکمو
که به تدریج انتطار چاقی را در من ایجاد کرده و
احساس معذب بودن در بین آدمها که هیکلم متناسب نیست و درشت شدم
آدم پرخور و شکمپرست هستم
احساس بی ارزشی می کنم
احساس غم و حسرت ، احساس افسردگی که نتونستم جلوی خودم را بگیرم و شکست خوردم
احساس شکست
احساس درماندگی
از خودم و از رفتارم حالم بد می شود
و از خودم متنفر می شوم
که پس کی میخوام درست رفتار کنم
کی میخوام ارادم را قوی کنم
همینجوری عمرم می گذره و در حسرت بدست اوردن تناسب موندم
حسرت
پوشیدن لباسهای مورد علاقم
کخ بدون ترس در مراسمها شرکت کنم
و
نگرانه قضاوت نباشم
وقتی پرخوری می کنیم یعنی بیش از نیاز بدن به انرزی موادغذایی می خوریم
و طبیعتا مازاد نیازمان به انرژی به چربی تبدیل می شود و این انرزی مازاد که تبدیل به چربی شده در بدن ذخیره می شود و در اندامها و زیر پوست ذخیره می شود و باعث حجم بیشتر اندامها می شود و انداممان از تناسب درمیاد
و ما را از لاغری و تناسب دور می کند و به سمت اضافه وزن و چاقی هدایت می کند
وقتی احساس گرسنگی واقعی را از گرسنگی کاذب تشخیص بدهیم
یعنی در اثر برطرف کردن احساس خستگی و بی حوصلگی ،غم و شادی و اضطراب و استرس غذا نخکریم
بلکه
وقتی معده خالی هست و در اثر شنیدن صدای خالی بودن معده و احساس ضعف که در اثر ترشح هورمون گرلین پیام گرسنگی را دریافت کردیم
این موقع
بدن نیاز به غذا دارد
غذا بخوریم
گرسنگی واقعی هست و
وقتی غذا میخوردیم تا زمانیکه پیام سیری در اثر هورمون لپتین را دریافت کنیم
و قبل از اینکه احساس فشار و سنگینی در معده بکنیم
دست از خوردن بکشیم
این پرخوری کردن نیست
ولی اگر به احساس سیری توجه نکنیم و خوردن ادامه بدهیم تا زمانیکه در اثر فشار معده و احساس سنگینی دست از خوردن بکشیم
و بعد از خوردن احساس گناه بکنیم و دچار خودسرزنشی بشویم
این رفتار پرخوریه
و در اثر تکرار این رفتار مسیر عصبی در مغز تشکیل می شود و ما به عادت پرخوری دچار می شویم
و کم کم به سمت اضافه وزن و چاقی حرکت می کنیم
اول به احساس گرسنگی توجه کنیم
اگر گرسنگی واقعیه غذا بخوریم و تا احساس سیری کردیم دست از خوردن بکشیم
قبل از اینکه به معده فشار بیاد و احساس سنگینی بکنیم
تا دچار احساس گناه و سرزنش نشویم
این میزان غذایی هست که باید بخوریم
گرسنه شدیم بخوریم تا احساس گرسنگی برطرف شد دست از خوردن بکشیم
سوال : پرخوری یعنی بیش از حد نیازتدبخوری
احساس عذاب وجدان و نگرانی…….
هر چی بیشتر بخوری بیشتر چاق میشی…..
بهاندازه نیاز بخوریممم…..
مرحله دوم :
انواع روش غذا خورد افراد چاق :
دهان. چشم…… لمس کردن….. بویایی…..
چشم: به خودم دقت کردم دیدم اره بعضی وقتا با چشم می خورم تمایلی به خوردن ندارم ولی اگر اون چیزی که دوست دارم ببینم می خورم……یا کسی بیاره برام…..مثل پفک، چیبس، برگزردالو…..لواشک….. یا بستنی …..
لمس کردن : فکر نکنم……ولی اگر طعمش بچشممثلا خوشمزه باشه یا تازه باشه ممکن یکی دیگه بردارم.
بویایی ….تجربه ای یادمنمیاد…..که با بو…..خورده باشم….
البته حالا باید بیشتر دقت کنم به خودم و آگاهانه تر حواسم باشه
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی آقای عطار روشن عزیزم و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
جلسه ۶ پرخوری عصبی چیست؟
من خودم که قبلا اضافه وزن داشتم همیشه پرخوری عصبی داشتم چون همیشه در حال خوردن بودم و اصلا متوجه نبودم که کی و چه مقدار می خورم من سراغ یخچال نمی رفتم قشنگ سفره را پهن می کردم و نان می خوردم اون هم خالی تا تمام نمی شد دست بر نمی داشتم وقتی به خودم می آمدم که می دیدم دیگر نان تمام شده است زمانی که اعصابم خراب می شد ناخودآگاه فقط می خوردم هم غر می زدم و هم می خوردم و اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم
و خیلی از آدمهای چاق هستند که چاقی خودشان را پرخوری عصبی می دانند اما هر موضوعی که از نظر علمی یا منطقی قابل قبول باشد و نتیجه اش یکسان و شبیه به هم باشد مانند نیروی جاذبه زمین.
چون این برای تمام آدمها قابل قبول است و ما در هر نقطه از جهان باشیم هر چیزی را رها کنیم به زمین خواهد افتاد و ما هر عقیده ای در مورد شرایط زندگی خودمان داشته باشیم اگر برای تمام آدمها به همان صورت باشد فکر و عقیده مان درست است
حالا می خواهیم بدانیم که پرخوری کردن چیست؟
پرخوری کردن یعنی اون چیزی که از حد خودش بگذرد و نیاز نداریم اما می خوریم یعنی اینکه که داریم پرخوری می کنیم چون من قبلا از چیزی ناراحت می شدم اعصابم خراب می شد و وسواس فکری پیدا می کردم، دلهره بهم دست میداد اون کاری که نباید انجام می دادم خوردن بود
ولی افرادی هستند که چیزهای دیگر برایشان لذت بخش است
من خیلیها را می شناختم که موقع ناراحتی و عصبانیت به جای خوردن خودشان را با کار یا با یک چیز دیگر مثل خرید کردن، پیاده روی، يا حرف زدن با کسی مشغول می کردند و اصلا به خوردن فکر نمی کردند و چیزی نمی خوردند و می گفتند که هیچ چیزی از گلویم پایین نمی رود ولی برای ماها که چاق بوديم خوردن به ما حس خوب می داد من حتی موقعی که حالم خوب بود دوست داشتم بخورم من واقعا به خوردن معتاد بودم اما یک فرد متناسب اصلا اینگونه نیست و زمانهایی که عصبانی می شوند و نمی خوردند کلی وزن کم می کنند اما من زمانی که عصبانی می شدم .
یا می خوردم یا می خوابیدم در هر دو حالت به وزنم اضافه می شد.
و حالا به این نتیجه می رسیم که عصبی شدن سبب چاقیمان نمی شود چون تمام کسانی که عصبی هستند باید چاق می شدند و من خیلیها را می شناسم که عصبی هستند اما متناسب هستند و این پرخوری عصبی برایمان یک عادت شده بود و حالا می توانیم نادیده اش بگیریم
من چند سال است که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام و دارم ادامه می دهم و خواهم داد چون پرخوری هایم از بین رفته و آرامش پیدا کرده ام و زمانی که اعصابم خراب می شود دیگر مثل اون موقعها نمی تونم چیزی بخورم انگار از گلویم پایین نمی رود و چیزی نمی خورم و اصلا دوست ندارم که رفتارهای گذشته ام را تکرار کنم و من اصلا از مشکلاتم فرار نمی کنم تا سراغ خوردن بروم
من چون قبلا پرخوری می کردم و همیشه می گفتم که اگر یک لقمه بخورم دیگر نخواهم خورد اما تا اون لقمه را می خوردم و مزه اش را می چشیدم سراغ لقمه دیگر می رفتم و به همین صورت ادامه پیدا می کرد و به همین خاطر من همیشه پرخوری می کردم و هیچوقت متوجه پیام ذهنم نمی شدم و همیشه ادامه می دادم اصلا نمی دانستم که ذهنم پيام داده است یا نه
و من اصلا نمی توانستم جلوی خودم را بگیرم و بعدش احساس سنگینی شدیدی می کردم و عذاب وجدان می کرفتم و تازه خوردنم را متوقف می کردم من هیچ وقت از این کارم خوشم نمی آمد ولی همیشه تکرارش می کردم و از خودم و از هر چیزی که می خوردم متنفرتر می شدم و حالا که در این سایت هستم دیگر پرخوری نمی کنم و دوست ندارم که اون حس رنج و عذابی که همیشه می کشیدم رو تجربه کنم
و حالا که در این مسیر زیبا هستم خیلی از غذاهایی که قبلا دوست داشتم می توانم به راحتی ازشون بگذرم فقط به اندازه نیاز بدنم می خورم و تمام .
اگر هم بماند من دیگر ادامه نمی دهم و ازش رد می شوم خیلی از آدمها پرخوری می کنند و دیدشان این نیست که قرار است با این رفتارشان چاق شوند و حالا باید بدانیم که پرخوری کردن سبب چاقیمان نشده است و نخواهد شد فقط افکار نادرست ذهنیمان بود که ما را به طرف چاقیمان می برد حالا ما نمی توانیم دلیل چاقیمان را به عهده این رفتار بگذاریم و اصلا ربطی بینشان وجود ندارد
اگر ما بعد از دریافت سیری از طرف مغزمان زیادتر از نیازمان غذا بخوریم به اون می گویند پرخوری کردن من زمانی که حس گرسنگی می کنم و به اندازه نیازم غذا می خورم به من حس آرامش و لذت می دهد و این خیلی برایم خوش ایند هستش من قبل از آشناییم با این سایت دوست داشتم همیشه یکی کنارم باشه و به من بگه که چطور بخورم، کی بخورم، چقدر بخورم؟
ولی حالا می دانم که بدن من اینقدر هوشمند است و با آموزشهایی که در این مسیر بدست میآورم می تواند به من بگوید که من چگونه و چطوری بخورم و من بهش اعتماد دارم و به نیازهای بدنم گوش می دهم خیلی چیزها هستش که بدنمان به صورت اتوماتیک وار می تواند انجام دهد مثل نفس کشیدن، ضربان قلب، پلک زدن و…و اگر بهش ایمان و اعتقاد داشته باشیم خوردنمان هم به صورت اتوماتیک خواهد شد
حالا می خواهیم ببینیم افراد چاق به چند حالت غذا می خورند
۱. بو کشیدن. خیلیها هستند که وقتی بوی غذا به مشامشان می خوره احساس گرسنگی می کنند در واقع اصلا گرسنه هم نیستند انگار ته دلشان خالی می شه و دوست دارند بخورند اما یک فرد متناسب اینگونه نيستش و با بوی چیزی تحریک نمی شود من خودم قبلا وقتی از کنار مغازه قنادی می گذشتم بوی شیرینی مستم می کرد وهمیشه می خریدم و می خوردم با اینکه نیاز به خوردن اون نداشتم اما چون بویش را احساس می کردم مغزم دستور خوردن می داد و می گفت بخور چون دستور از مغزم صادر می شد
۲. دیدن. وقتی چیزی رو می دیدم تحریک به خوردن می شدم و همیشه هر چیزی که می دیدیم می خوردم حالا هم بعضی مواقع اون فرمول بالا می آید و تا چیزی که می بینم دوست دارم که بخورم و من چند سال است که اینجا هستم اما بازهم با دیدن تحریک می شوم کمرنگ شده اما از بین نرفته
۳. حس لامسه. زمانی که چیزی را در دستم می گیرم و اون نرمیش رو با دستم حس می کنم بر می دارم و می خورم و بعد یکی دیگه هم برمی دارم و می خورم ولی حالا بودن در این سایت می خورم اما کم می خورم و ادامه نمی دهم
۴. شنیدن. من با شنیدن هم تحریک می شدم و دوست داشتم اون چیزی که می گفتند را تهیه کنم و بخورم و این کار رو انجام می دادم اما وقتی می گفتند که یک کافه یا رستورانی باز شده و چه چيزهای خوشمزه ای داره برای اون اصلا تحریک نمی شدم و هيچگاه نمی خواستم برم و امتحان کنم اما وقتی میشنیدم که یکی می گفت من فلان شیرینی یا غذایی درست کرده بودم خیلی خوش مزه شده بود دوست داشتم من هم درست کنم و بخورم
ولی اصلا هیچ یک از افراد متناسب دوست ندارند با این روشها غذا بخورند و اونها فقط با دهانشان غذا می خورند چون فرمولهای ذهنشان اینگونه شکل گرفته است ولی فرمولهای ما از هر روشی تحریک می شود و ما همیشه آماده خوردن می شدیم و اگر ما فرمولهای ذهنیمان را تغییر دهیم و اصلاح کنیم رفتارهایمان هم تغییر خواهد کرد و من خیلی خوشحالم که به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایت شدم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
باسلام
پرخوری کردن چیست؟یعنی بیش از حد نیاز بدنم مصرف غذایی داشته باشم و رفتار غذایی اشتباه ،اهمیت ندادن ب فرمان سیری،ارزش قائل نشدن براب سلامتی خودمان است.
پرخوری چه احساسی.را در شما ابجاد می کند؟احساس شرمندگی،عذاب وجدان،اعصاب خوردی،افکار منفی،ناامیدی ،توبیخ و تنبیه خودم،ناراحتی و بد و بیراه ب خودم و باور ناتوانب من در برابر غذاها و اینک من نمیتوانم لاغر شم و بی اراده هستم.
چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن است؟
پرخوری یه رفتار اشتباهه و احساسات به وجد آمده ی بعدش برافکار ورفتار و باورها و عادت ها تاثیر میگذارد و در نتیجه برجسم هم اثر میکند.
برای لاغری باید رفتار متناسب و صحیح داشت و عقاید و افکار و باورها و عادت های اشنباه را اصلاح کرد و درنتیجه جسم هم برای همیشه متناسب می شود.
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟خوردن تا زمان فرمان سیری صحیح هست و بعد از آن اضافه هست ،یا وقتی سیر هستیم و چیزی بخوریم پرخوری محسوب میشود
و احساسات جسمی و روحی بدی هم برایمان رقم میزند.
به نظر شمابرای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم باید چگونه عمل کنیم؟
باید به بدن خودمان اعتماد کنیم و به حرف درونمان که همان فرمان سیری هست توجه کنیم .
با چندوقت بودن در ابن دوره بودن به طرز ناخوداگاه این ویژگی را کسب میکنیم.
نشان های دریافت شده
با درود
Zary.ahmadi
پر خوری عصبی (۶)
خدا را شکر که ما آدمها چقدر خوشبخت هستیم :فکرش را بکنید که اگر پر خوری عصبی واقعیت داشت و یک باور اشتباه نبود یک آدم لاغر تو کره زمین نبود به عبارتی هیچ موجود لاغری نبود ! چرا؟ چون شرایط امروزه طوری هست که استرس و حالت عصبی در همه ایجاد می شه و اگر استرس و عصبی بودن باعث پر خوری و بعد نتیجه چاقی پس همه چاق بودند !!پس این قاعده امکان نداره اونون فقط یک عادت و رفتار اشتباهی است که در بک مقطعی از زندگی در ذهن افراد برنامه ریزی شده ممکنه تربیت دوران کودکی باشه !چطور؟چون محیط تربیتی هر فردی متفاوت است و واکنش پرخوری عصبی هر فرد محصول یادگیریهای قبلی اوست مثلا: در کودکی با ناراحتی سراغ غذا رفته و این احتمال می ره که در بزرگسالی هم موقع عصبی شدن با پر خوری عصبی واکنش نشون دهد .یا در دوران کودکی موقعی که کودک ناراحت و گریه می کرده والدین برای آروم گردنشان از ترفند خوراکی استفاده می کردند و همین ممکنه در ذهن برنامه ریزی شده باشد که در هنگام ناراحتی اگر خوراکی بخورید باعث آرامش می شه و در بزرگ سالی هم موقع عصبی شدن با پرخوری عصبی واکنش نشون می دهد در حالی که ممکن است یک فرد دیگری یاد گرفته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیاده روی تمیزه کردن خونه یا نقاشی کردن یا خیاطی کردن و یا خواندن کتاب و یا نوشتن تخلیه کند . این گونه واکنش هم می تواند از دوران کودکی برنامه ریزی شده باشد : چطور؟ مثل:وقتی فرزند نا آرام است برای آروم کردنش او را مشغول می کنند با خواندن کتاب یا نقاشی کردن رو کاغذ یا حواسش را با بازی پرت می کنند با هر ترفند دیگه ای بجز خوراکی پس اون فرد در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن سراغ کارهای دیگه ای که خوراکی نیست می ره من خودم وقتی که عصبی می شم جند مسکن دارم برای آرام شدنم یکی تمیز کردن خونه یا پیاده روی و یا خیاطی هر کدوم از اینها به من آرامش می ده عادات چه خوب و چه بد وضیعت بدنی ما را تشکیل می دهند و پر خوری عصبی هم یک عادت بیرونی است که بر اثر تکرار مداوم تبدیل به عادت شده تمام رفتارهایی که از ما سر می زند عادتهایی هستند که در طول زمان شکل گرفته اند و خدا را شکر که می شه عادتها را با آگاهی و تمرین از نو ساخت باید بفهمیم که ما اسیر عادتها نیستیم و می توانیم عادتهای جدید و تازه ای که ما را به سمت اندام ایده المون برساند هدایت کنیم
به نظر شما پر خوری چه احساسی در شما ایجاد می کند ؟ باعث دل درد می شه
باعث خواب آلودگی و بی حالی می شه البته من به یاد ندارم ولی شنیدم طرف غذا می خوره بعد می گه خیلی سنگین شدم دوست دارم بخوابم یا طرف می گه آنقدر خوردم که باد کردم
چه ارتباطی بین پر خوری کردن و چاق تر شدن می بینید؟ پر خوری کردن یعنی بیشتر از حد نیاز خوردن و این پرخوری بر اثر تکرار به عادت تبدیل می شه و این عادت باعث چاق تر شدن و لاغر نشدن می شه پس پرخوری بزرگترین مانع لاغر شدن است متاسفانه آدمهای پر خور مرتب پر خورتر می شوند چون چاق تر می شوند و سلولهای بیشتری باید تغذیه شوند چون پر خوری تبدیل به چربی اضافه در بدن ذخیره می شه و آنها هم باید مرتب غذا بخورند و چرخش همچنان ادامه داره
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شه و بعد از آن پر خوری به حساب می اید ؟ از نظر من تا حدی که بدن نیاز داره پر خوری محسوب نمی شه و بیشتر از نیاز بدن خوردن پر خوری محسوب می شه جواب این سوال در هر شخص متفاوت است و حد میزان خوردن در هر روز هم متفاوت است بعضی روزها با کوچکترین خوراکی حس سیری داری و بعضی روزها بیشتر احساس ضعف می کنید و بیشتر می خوری تا سیر بشی فقط نکته مهمه اینه که مهارت حس سیری را به موقع دریافت کنی
به نظر شما برای اندازگیری میزان غذایی که باید بخوریم باید چگونه عمل کنیم ؟ باید به ندای ذهنمون گوش کنیم حواسمون باشه که از نقطه سیری رد نشیم و معمولا متوجه می شیم با چه اندازه از غذا سیر می شیم به عنوان مثال : یک کفگیر برنج یا با چند تا کفگیر و غیره
انواع روش های غذا خوردن افراد چاق را نام ببرید؟
افراد چاق همه چی و هر لحظه در حال خوردن هستند با چشم می خورند با گوششون می شنوند و می خورند با بینی تحریک می شوند و می خورند با مزه بیشتر تحریک می شوند و می خورند همه این حواس در افراد چاق فعال هست اگر یکی خاموش بشه اونون یکی دیگه مشغول کار می شه یعنی می خوام بگم لازم نیست همهحواس پنج گانه با هم مشغول باشند یکی از آنها تحریک بشه مشغول خوردن می شوند در حالی که افراد متناسب راحت تحریک به خوردن نمی شوند من افراد چاق در مهمانها زیاد دیدم و انها را زیر نظر داشتم مدام در حال خوردن هستند می ترسند تموم بشه اما افراد متناسب به تنها چیزی که اهمیت نمی دهند خوردن ،ترجیح می دهند مشغول حرف زدن و تبادل نظر و دریافت آگاهی از جمع باشند به اندازه غذا بر می دارند و با همون تا آخر خودشون را مشغول دارند نگران اینکه تموم بشه هم نیستند غذا براشون حکم تفریح و لذت نداره بلکه حکم بقا را داره
خدا را شکر که مجدا در مسیر هستم و تمام سعی ام را دارم که مطالب را عمقی بفهم و درک کنم تا نتیجه بگیرم از خودم سپاسگزارم
استاد سپاسگزارم