0

چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! (گام ۷۶)

لاغرها جاق نمی شن
اندازه متن

🍕🍩 هر چی می‌خورم چاق‌تر می‌شم… اما لاغرها؟! هر چی می‌خوان می‌خورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمی شن؟! این سوال سال‌ها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ می‌زد.

وقتی کنار یه آدم لاغر می‌نشستم که با خیال راحت غذا می‌خورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل می‌گرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢

اما واقعاً فرق ما توی معده‌مونه یا توی ذهنمونه؟

بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! 🧠✨

تفاوت من با افراد لاغر

🧍‍♂️ همیشه فکر می‌کردم لاغرها یه جور دیگه‌ان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅

چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن؟!»

هر وقت می‌دیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 می‌خوره و حتی یه گرم اضافه نمی‌کنه، تو دلم آتیش می‌گرفت و یه سؤال قدیمی بالا می‌اومد:

چرا لاغرها چاق نمی شن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق می‌شدم!

راستش، سال‌ها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچ‌کس بهم جواب درستی نمی‌داد.

تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر می‌کردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کم‌کم فهمیدم داستان خیلی عمیق‌تره.

اون‌جا فهمیدم که چرا لاغرها چاق نمی شن؟! و تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معده‌ست، نه توی ژن‌هام… بلکه توی ذهنمه. 🧠

من سال‌ها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمی‌کنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو می‌سوزونه!

درحالی‌که الان می‌فهمم همه‌مون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده می‌کنیم 🎛️

🔧 درست مثل اینکه همه‌مون یه ابزار تو دست‌مونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق می‌کنه، یکی خودش رو متناسب نگه می‌داره.

مثل دست‌ها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی می‌کنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفاده‌اش متفاوته 🎨🍳⌨️

سال‌ها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا می‌دونم چرا لاغرها چاق نمی شن! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاق تر می شم!

فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.

💭 اونا از غذا نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، خودشونو قضاوت نمی‌کنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقی‌ای صادر نمی‌کنه.

اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاق‌کننده… مثل:

  • «تو استعداد چاقی داری»
  • «هرچی بخوری چاق می‌شی»
  • «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
  • «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵‍💫

و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.

مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش می‌کشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سال‌ها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل می‌کردم و خب… جسمم هم همون شد!

✨ حالا که می‌فهمم چرا لاغرها چاق نمی شن، دیگه دنبال جواب عجیب‌غریب نیستم. چون جوابش خیلی ساده‌ست:

لاغرها ذهن چاق ندارن.

چرا لاغرها چاق نمی شن

🧠 چرا لاغرها چاق نمی شن؟!

واقعاً چرا اون‌ها همین‌طور لاغر می‌مونن، ولی ما چاق‌ها هر چی تلاش می‌کنیم، لاغر نمی‌شیم؟! 🥲

تا حالا به این فکر کردی چرا لاغرها چاق نمی شن؟ چه چیزی جلوی چاق شدن اون‌ها رو گرفته؟ و چی دست‌وپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔

یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اون‌ها، همه‌مون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرق‌مون دقیقاً کجاست؟

و همون‌جا بود که جواب سؤال چرا لاغرها چاق نمی شن رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:

✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!

آدم‌های لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.

🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، نمی‌جنگن با لقمه‌ها.

ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمی‌کنه.

اما ذهن ما چطور؟

🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریف‌های اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوش‌خوراک بودن، یا چاقی یعنی دوست‌داشتنی بودن…

همه‌ی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشه‌ی بدن ما رو طراحی می‌کنه.

📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجه‌اش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجه‌اش بدنی درگیر اضافه‌وزنه.

نتیجه‌ش واضحه: یکی همیشه لاغر می‌مونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق می‌مونه.

و جالب‌تر اینکه همون‌طور که ما فکر می‌کنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن می‌گن! 😲

به یه فرد لاغر بگی: «نمی‌خوای یه کم چاق شی؟»

جوابش اینه: «من هرچی می‌خورم، چاق نمی‌شم!» 😅

چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همون‌طور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!

این یعنی: واقعیت زندگی هرکس، همون چیزیه که ذهنش باور کرده.

🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.

اما حالا که می‌دونیم چرا لاغرها چاق نمی شن، می‌تونیم آگاهانه تصویر ذهنی‌مونو تغییر بدیم… و اون‌وقت نتایج هم تغییر می‌کنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت

شاید برات عجیب باشه، اما خیلی‌ها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج می‌کشن! 😳

همون‌هایی که باعث تعجب ما می‌شن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا لاغرها چاق نمی شن؟! 🤔

جملاتی مثل:

  • «چرا چاق نمی‌شم؟»
  • «چرا هرچی می‌خورم فرقی نمی‌کنه؟»
  • «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»

برای افراد چاق شاید خنده‌دار باشه، ولی واقعاً بعضی‌ها از شدت لاغری، اعتماد‌به‌نفس‌شون رو از دست دادن 😞

اما مشکل کجاست؟

بیشتر اوقات این رنج‌ها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگی‌ان. یعنی فرد فقط چون فکر می‌کنه دیگران ظاهرش رو نمی‌پسندن، دنبال چاق شدن می‌ره.

💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!

حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر می‌کنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️

اولش خوشحال می‌شه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمی‌شه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀

نتیجه؟

✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی می‌ده.

✅ خوشحالیِ اول تبدیل می‌شه به نارضایتی شدید.

✅ و حالا به جای دغدغه‌ی چاق شدن، درگیر دغدغه‌ی سخت لاغر شدنه.

👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت می‌گن:

«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

لاغری آسان با قدرت ذهن

🎤 تجربه‌ای واقعی از مسیر لاغری با ذهن

حالا می‌خوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگی‌ش رو به کلی دگرگون کرده.

🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمی‌خورم؟

یه روز که رفته بودم مهمونی، زندایی‌م یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکس‌ها، چند تا از بچگی‌هام بود که خودم هم هیچ‌وقت ندیده بودم.

باورم نمی‌شد اون بچه‌ی فوق‌العاده لاغر و خوش‌فرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.

تا شب خوابم نمی‌برد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم می‌چرخید:

🔁 «چرا لاغرها چاق نمی شن؟! چرا من این‌قدر تغییر کردم؟»

جالبه بدونی تو همین سال‌ها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم می‌کردم، زن‌دایی‌م با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦‍♀️

یا زندایی همسرم با این‌که ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!

از بیرون نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری می‌دَوَن، اینا چرا دنبال چاقی‌ان؟!

ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر می‌دم، می‌فهمم اون حسرت همون‌قدر الکیه که حسرت من برای لاغری!

🧠 فهمیدم که فرق من با اون‌هایی که متناسب موندن، توی ذهن و باورم بود. نه توی ژن و استخوان‌بندی. نه توی سوخت‌وساز و غذا خوردن.

💪 من الان قوی‌تر از همیشه‌ام.

می‌دونم چطور حرف دیگران رو بشنوم، ولی به ذهنم اجازه ندم اون رو به‌عنوان حقیقت ذخیره کنه.

✅ من دیگه حسرت نمی‌خورم که چرا لاغرها چاق نمی شن، چون فهمیدم که فرق بین ما فقط در فرمول‌ها و باورهای ذهنیه.

من انتخاب کردم که لاغر بشم. نه به خاطر دیگران، بلکه برای خودم. من زنده‌ام، و لذت لاغری با ذهن رو با همه وجودم دارم حس می‌کنم…

و برای این مسیر، از خدای خودم و از خودم ممنونم ✨

✍️ تمرین آموزشی چرا لاغرها چاق نمی شن📖

وقتی به شکل آگاهانه تمرین کنیم، می‌توانیم باورهای نادرست درباره خود و وزنمان را اصلاح کنیم و ذهن را برای خلق تصویر جدید و سالم آماده کنیم.
این تمرینات اولین قدم مهم برای درک دقیق این است که چرا لاغرها چاق نمی شن و چطور ذهن ما می‌تواند مسیر جسممان را تعیین کند.

❓ سوالات تمرینی چرا لاغرها چاق نمی شن 📝🤔

  1. نظر و عقیده شما درباره تاثیر ذهن در چاق شدن و لاغر نشدن چیست؟ شرح دهید.
  2. چرا لاغرها چاق نمی شن؟ تفاوت آنها با چاق‌ها چیست که به راحتی چاق می‌شوند؟ شرح دهید.
  3. آیا تجربه مشاهده افرادی را دارید که تلاش می‌کنند چاق شوند؟ در اینباره توضیح دهید.
  4. شباهت‌ها و تفاوت‌های ذهن یک فرد لاغر و یک فرد چاق را شرح دهید.
  5. درک و برداشت خود درباره اینکه چرا لاغرها چاق نمی شن را به صورت انشایی بیان کنید.

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🗣️❤️

لطفاً پاسخ‌ها و نظرات خود را در بخش نظرات همین صفحه به صورت مفصل و صمیمی بنویسید.
نظرات شما به ما و دوستان دیگر کمک می‌کند تا مسیر لاغری با ذهن را بهتر درک کنیم و از تجربیات هم یاد بگیریم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 91 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19757
79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۸ ۲۰:۲۹
      مدت عضویت: 2127 روز
      امتیاز کاربر: 7845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم…
      بسیار متشکرم استاد بابت این آگاهی های گران بها.‌گرچه در فایل دیگه ای اشاره ای به این موضوع کرده بودین ولی این فایل خیای جامع وعالی بود. آره استاد. چند روز پیش جاری من که خیلی خیلی لاغره خونه ما بود منم هنوز جمله طلایی شما که گفته بودین بنویسین و به جای جای خونه بزنین رو دارم که نوشته لاغر شدن‌ با ذهن آسانترین کار دنیاست…گفتش یعنی چی. گفتم یعنی ماها فکر میکنیم چاقی آسون و لاغری سخته.میخوایم ذهنمونو تغییر بدیم.سریع گفتش والا کی گفته چاقی آسونه.‌من که هر کاری میکنم چاق یکم چاق بشم نمیشم.‌دکتر هم رفتم قرص هم میخورم ولی چاق نمیشم. چاقی خیلیم سخته..دقیقا یاد صحبت های شما افتادم.‌این فرمول های ذهنی هستن که سختی یا آسونی رو تو ذهن هر کسی تعریف مبکنن.‌اون جاری من همیشه در عین حال که مثلا از لاغری زیادش ناراحته ولی یه جورایی مورد تحسین همه ست.‌مثلا یه جایی تو ماشین یا سر سفره میخواد بشینه همه به شوخی میگن یه گنجشک جا کافیشه.ولی یه چاق طفلی رو همه با متلک میگن وای تو که مثلا اینجا جا نمیشی.یا من خیلی دل نازک شدم و سریع بهم بر میخوره یا گفتن ها فرق داره. ماچاق ها زجر چاقیمون بیشتره. خود من به ماهیه رباط صلیبی پام تو یه بازی اتفاقی پاره شد .بخدا کسی نبود که بشنوه و نگه تو با این وزنت بازی کردنت چی بود… به جایی از زجر چاقی رسیدم که اگه لوکوموتیو لاغریم روشن بشه دوست دارم چنان بتازم که از تناسبمم رد کنم.‌اون وقت مثل پر سبک فقط پر بکشم.‌ به آرامش برسم.‌لباسای زیبا بپوشم.‌من از بچگی چاق بودم.‌عکس ها که همینو میگن.خدا خواسته وبه مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم.خودشم کمکم میکنه ادامه بدم و من باورم اینه که بزودی لاغر میشم‌فقط باید کم نیارم.‌فقط باید حرف مردم رو‌گوش ندم.همینایی که هر جور باشی از یه جایی یه عیبی پیدا میکنن تا حرفی واسه گفتن داشته باشن.‌پسر کوچولویی دارم که تا شیر میخورد کمی تپل بود که از نظر همکارای پزشک اطفالم میگفتن بسیار هم متناسبه.‌ولی همه میگفتن مواظب باشا.‌خودت چاقی پسرت چاق نشه. از شیر گرفتمش یه ماه اول لاغر شد.وای در اولین مهمونی همه مبگفتن چیکار کردی با بچه. اون پسر تپل خوشگل ببین چه لاغری شده. اصلا بهش نمیاد. من بودم و تعجب که چرا مردم اینحورین.‌میخوام آموزش ببینم فقط برای خودم زندگی کنم و به قول ایتاد انتقاد نظر بقیه راجع به منه. خوب معنی نداره. من اینحوری حالم خوبه.اصلا نباید لااقل زیاد اهمیت داد…
      استاد ممنونم ازتون بابت فایل بی نظیرتون.
      قول میدم تمارینمو با قدرت انجام بدم. ادامه بدم و به هدفم برسم…
      من عاشق لاغریم…
      من لایق لاغریم….
      مرسی استاد خوبی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shine bright like a sky
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۷ ۱۷:۴۹
      مدت عضویت: 2112 روز
      امتیاز کاربر: 299 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 587 کلمه

      سلام سلام وقتتون بخیر.
      من ازبچگی متناسب بودم، نه خیلی لاغر نه چاق، خیلی معمولی. بعد من شنیده بودم که آدم وقتی به سن بلوغ میرسه، به خاطر اینکه رشد میکنه بیشتر غذا میخوره و اگه مواظب نباشه ممکنه که چاق بشه.(چه جالب این مسئله و همین الان فهمیدم و تا الان اصلن یادم نبود) و از این حرف ترسیدم و تو فکرم بود. یادمه وقتی غذا میخوردم این حرف همش تو فکرم بود.
      ۶ سال پیش تصمیم گرفتم رژیم بگیرم. اصلا چاق نبودم، ولی از خودم راضی نبودم ، دوست داشتم باریک باشم. اگر بدونید که اون زمان چند کیلو و میخواستم لاغرتر بشم با خودتون میگید دیوانه بودم. دیگه رژیم و شروع کردم بدون اینکه از جایی برنامه رژیم بگیرم ، از خودم رژیم گرفتم، غذا کم میخوردم ، همون زمان هم ماه رمضان بود و با دهن روزه میرفتم کلاس بدمینتون، قبل ماه رمضان هم بعد کلاس بدمینتون پشت سرش میرفتم کلاس شنا. خلاصه این رژیم گرفتن شروع شد، و من سرچ کردم که از چه راه هایی میشه بیشتر کالری سوزوند، و دیدم که با ورزش کردن امکان داره. (کلاس ورزشم ربطی به اقدام من برای لاغری نداشت ، چون ورزش و خیلی دوست دارم کلاس ورزش زیاد میرم) و یک برنامه ورزشی ایروبیک بود که تو تلوزیون میزاشتم و باهاشون ورزش میکردم. ممکنه فکر کنید دیوانه بودم ولی جایی خوندم که آدم وقتی وایسته بیشتر از موقعی که نشسته کالری میسوزونه، و این من بودم که کل روز نمینشست، بغیر از مواقعی که مجبور بودم ، مثل زمانی که تو مدرسه بودم و موقع خواب. و درباره غذا بگم که هیچی در روز نمیخوردم ،هیچییییی. به زور بهم ع
      غذا میدادن و یه اوضاع ناجوری شده بود.
      و این لاغری بود که از کنترل خارج شده بود. بیماری آنورکسیا گرفته بودم.(یعنی بیماری ترس
      از خوردن و اینکه آدم استخوان خالص میشه) من واقعا میترسیدم غذا بخورم، کل زندگی من و اطرافیان و به نابودی کشیده بود. حالا از وضعیتش نمیگم که اگه بخوام بگم چی شد کتاب میشه. خلاصه کارم شده بود رفتن پیش هزاران دکتر.بخوام خودمو بگم شده بودم زشت ترین و لاغرترین دختر دنیا و خودم نمیفهمیدم که زشت شدم.
      کار به جایی کشید که واقعنی و به تمام معنا داشتم میمردم و خودم حس نمیکردم نزدیک لبه مرگم ، و همه ی اندام ها داشت از کار میوفتاد.مثلا موهام رشد نمیکردن و متوقف شده بودن، و حتی از لاعری داشتم کبد چرب میگرفتم. اینا تازه دوتاش بود.
      بقیه میگفتن وقتی میخواستیم از خواب بیدارت کنیم، بیدار نمیشدی.
      دیگه رفتم بیمارستان و چند روزی بستری شدم و برگشتم خونه. و بعد چند روز تونستم با اراده خودم غذا بخورم. و دوران ریکاوری شروع شد. و خوب شدم.
      و دوباره متناسب شدم. و اینکه خیلی از عادات
      غذاییم تغییر کرد. منکه اصلن کیک و چیزای شیرین نمیخوردم ، شدم کسی که عاشق این چیزاست.
      الانم تقریبا متناسبم و اگه من و ببینین ممکنه بگین نیازی ندارم که از لاغری با ذهن استفاده کنم. ولی تقریبا حدود یک یا دو سالی هست که نگران هستم وضع به جاهای باریکی کشیده بشه. چون واقعا همین طور داشتم گرم به گرم اضافه میکردم و عادت های یک فرد چاق داشت تو ذهنم شکل میگرفت و پر رنگ میشد و اگه به فکر نمیوفتادم به چاقی گرفتار میشدم. البته مامانم گفته بود چون نه من و نه بابات چاق نیستیم توام هیچوقت چاق نمیشی و این باور کرده بودم ، ولی با خودم گفتم اگه چاق بشم چی؟
      الان سالمم و مثل اون دوران نمیشم. ولی میخوام متناسب تر بشم و هیچوقت گرفتار چاقی نشم و به اندام دلخواهم برسم.
      موفق باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۹ ۱۸:۲۳
      مدت عضویت: 2493 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 9 کلمه

      استاد باز هم مثل همیشه عالی بود .واقعا ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali13872007
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۵ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 2378 روز
      امتیاز کاربر: 3647 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      با سلام خدمت شما می خواستم بپرسم چرا در یک خانواده با داشتن چند فرزند از یک پدر ومادر در شرایط یکسان چرا چند فرزند لاغر ومثلا یک نفر آنها چاق است آیا در محیط وشرایط یکسان امکان آموزش متفاوت وجود دارد . این مورد در اقوام دیده می شود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها خردمندی
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۱۵:۲۹
      مدت عضویت: 2476 روز
      امتیاز کاربر: 660 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 593 کلمه

      سلام استاد عزیز
      بسیار سپاسگزار خدایی هستم که اینگونه ماهرانه و زیبا منو هدایت میکنه و مواظب من هست و خیلی بیشتر از خودم میخواد من در مسیر تناسب اندام با قدرت در حرکت باشم.
      استاد من هنرجوی در مسیر لاغری هستم و امروز در روز چهارهم براتون گزارش نوشتم، هدف از این نوشته این بود که من دیروز از مسیر لاغری خارج شده بودم و کنترل نجواها برام سخت شده بود، چون یکی از فامیل گفت الان خیلی عالی لاغر شدی ولی اگه ادامه بدی صورتت داره زیبایشو از دست میده و نخواه بیشتر از این لاغر بشی، نمیدونم چرا این جمله تونست به مدت یک روز منو درگیر خودش کنه.
      و اما هدایت خدا:
      وقتی فایلهای روز چهاردهم رو گوش دادم، فایل حرف مردم شاملش بود، خدا رو شکر گفتم و بخاطر این هدایت این فایل دوباره خیلی آگاهی ها رو یادم آورد و فهمیدم خدا بیشتر از خودم میخواد من متناسب باشم و ادامه بدم.
      شکر خدا امروز عالی عمل کردم، اما بعد از تمرین روز چهاردهم یکدفعه یادم افتاد شما یه فایل جدید گذاشتید، با عشق رفتم فایل رو دانلود کردم و خیلی از شنیدنش لذت بردم، واقعا لذت بردم و باز دیدم خدا لحظه به لحظه در موندن و بودن من در این مسیر با عشق استمرار داره و میخواد منو هر لحظه به درستی مسیر و تصمیمم مطمنتر کنه.
      استاد واقعا فایل به موقعی بود، خیلی عالی توضیح دادید و خیلی عالی هدایت الهی رو دریافت کردید و نشر دادید. امیدوارم همشیه در پناه حق باشید.
      خودمم از اون دسته افرادی هستم که بعد از ازدواج چاق شدم، حتی من در دوران متناسب بودنم خیلی خیلی بیشتر از الان غذا میخوردم ولی کاملا متناسب و خوش اندام بودم تا اینکه دوران نامزدی یه دو سه کیلویی اضافه کرده بودم و همه میگفتند واااای چقد عقد بهت سازگار بوده و چقد زیبا شدی، هر کی منو میدید اینو میگفت و منم واقعا لذت میبردم، عکسهای عقد رو بارها و بارها میدیدم، گفته های دیگران بارها و بارها در ذهنم مرور میشد، خودمو تو آینه میدم لذت میبرم، به دوستام میگفتم که فلانی و فلانی اینو در موردم گفتم خلاصه تمام تمرکز شده بود فک به چاقی و زیباتر شدن و لذت از چاقب.
      اینم نتیجه اون لذت و تمرکز، همون لذت بردن کار دستم داد و اینی شد که الان با تمام وجود در مسیر برگشت راهی هستم که یه روز بابتش لذت میبردم.
      ولی یه مورد رو برام دوباره یادآور شد که من توانایی متناسب شدن رو دارم، چون استاد بازی ذهن رو یادم داده.
      اره اگه با اون تمرکز و عشق از چاقتر شدن بخوام این مسیر رو برم.
      مثلا:
      لذت ببرم از اینکه حتی برای یک بار در ماه تونستم سیگنال سیری رو دریافت کنم و نخوام پر خوری کنم.
      لذت ببرم از اینکه روند چاقتر شون متوقف شده‌.
      لذت ببرم از ابنکه یاد گرفتم خوراکیها برای لذت بردن از زندکی نیست و فقط برای نیاز جسمه.
      لذت ببرم از به اندازه خوردن نیاز جسمم.
      لذت ببرم از کارهایی که آگاهانه ذهنم برای انجامش منو هدایت میکنه.
      در مورد لاغری و تغییرات خودم در این راستا صحبت کنم.
      لاغرها رو تحسین کنم و براشون دعای سلامتی و شادی داشته باشم.
      قطعا این ذهن با من که دشمنی نداره، همانطور منو در مسیر چاق شدن هدایت کرد بازم این توانایی رو داره منو در مسیر تناسب اندام که منافع بسیاری هم برای سلامتیم و زیباییم داره هدایت کنه.
      خدا جونم ازت سپاسگزارم در زمانی که من به این صحبتها احتیاج داشتم هدایتم کردی، ممنونم خدا جونم.
      استاد از شمام ممنونم که در مسیر درست قدم برداشتید و روز به روز راه هدایتتون روشن و روشنتر میشه.
      خدا یار و یاورتون در تمام مراحل زندگیتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Nasrin Zamani
        ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۲۳:۰۸
        مدت عضویت: 2437 روز
        امتیاز کاربر: 257 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        چقدر عالی سپاس گزارم دوست عزیزم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار عشق
        ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۲۳:۱۱
        مدت عضویت: 2493 روز
        امتیاز کاربر: 6767 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        لذت بردم از این تحلیل عالی نوشته‌تون برای منم خوب بود و یاداور نکات مهمی بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۳۹۸/۱۰/۰۵ ۱۶:۳۲
        مدت عضویت: 2481 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 180 کلمه

        سلام . اینکه فرمودید هدایت الهی کاملا درسته . دیشب منم از خدا خواستم خدایا من پشت یه مانع بزرگی گیر کردم لطفا منو رها کن . نمیدونم اون چیه ولی میدونم حالم بده . حالم رو گرفته . شب خوابیدم صبح بیدار شدم گفتم مثل قبل که وارد سایت میشدم و مطالعه میکردم و مینوشتم عمل کنم و وقتی یه مقدار نوشته های دوستان و استاد رو خوندم یهو مانعم رو پیدا کردم . البته مدتهاست که پشت همین مانع هستم . پشت پلکهام بود اونقدر نزدیک حسش میکردم ولی نمیدیدمش تا خدا اجابت کرد و مانع رو پیدا کرد .
        خدا خیلی سریع الاجابه است . من از تولد دوباره ام که یکسال و ۷ ماهه ازش میگذره به این صفت خدا پی بردم . سریعا اجابت میکنه . منتها اشکال کار خودمونیم که نمیخوایم که اجابت بشه . شاید زبانی میگیم ولی تصویر ذهنیمون رو طوری ترتیب دادیم که نخواستن قویتر هست و خداوند نخواسته رو اجابت میکنه . خداوند هر لحظه داره مارو اجابت میکنه . هرلحظه . نوشتتون خیلی عالی بود ممنون دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار رها خردمندی
          ۱۳۹۸/۱۰/۰۵ ۱۷:۳۹
          مدت عضویت: 2476 روز
          امتیاز کاربر: 660 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          سلام به همه همراهان عزیز
          خیلی ممنونم از تک تک شما عزیزان که وقت گذاشتید و نوشته ی منو مطالعه کردید.
          امیدوارم خداوند همگی ما را به راه راست هدایت کند تا سعادت تجربه کردن نعمتهایش را داشته باشیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Laleh
            ۱۴۰۰/۰۴/۱۵ ۰۱:۳۹
            مدت عضویت: 2150 روز
            امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 7 کلمه

            نوشتتون خیلی عالی بود ممنون دوست عزیز.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار bmi646
        ۱۳۹۹/۰۱/۱۱ ۱۹:۵۳
        مدت عضویت: 2282 روز
        امتیاز کاربر: 432 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        باسلام وسپاس
        کارتون عالیه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Laleh
        ۱۴۰۰/۰۳/۰۹ ۲۱:۲۴
        مدت عضویت: 2150 روز
        امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        خیلی زیبا و عالی نوشته اید دوست خوبم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۱۳:۵۱
      مدت عضویت: 2469 روز
      امتیاز کاربر: 3544 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد عزیز خسته نباشید واقعا کارتون عالیه خدارا شکر ک با شما اشنا شدیم ودر مسیر لاغری باذهن قرار گرفتیم شما کمک بسیار بزرگی برای همه ما هستید شما ناجی ما شدید من هفته نهم لاغری با ذهن هستم تازه دارم متوجه موضوع میشوم وتلاش خودم را میکنم تا به تناسب اندام همیشگی برسم با ارامش خوشحالی واعتماد ب نفس ب راهم ادامه میدهم تا ب هدفم برسم در مورد فایل امروز باید بگم توروخدا قدر سلامتی و لاغری ک دارید بدانید اصلا هیچ اقدامی برای چاق شدن نکنید بدانید ک ارزوی همه ماست ک بتوانیم مثل شما باشیم قدر خودتان را بدانید نهایت لذت را در زندگی ببرید خوشحال باشید . استاد سپاسگذارم ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیوا کمانگرپور
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۱۳:۰۷
      مدت عضویت: 2493 روز
      امتیاز کاربر: 1194 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      مرسی استاد عزیزم دقیقا درسته و من در اطرافم داشتم افرادی که بسیار خوش هیکل بودن ولی بخاطر ۲ ۳ کیلو بیشتر شدن کلی زحمت کشیدن ولی حال بعداز چند سال با بیست کیلو اصافه وزن دنبال راهی برای کاهش وزن هستن و افسوس هیکل گذشته را میخوردند ????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عارفه متناسب
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۰۲:۳۰
      مدت عضویت: 2413 روز
      امتیاز کاربر: 380 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام بی نظیر ترین استاد دنیا..
      استادی که انقدر اگاهی ها در وجودش عمیق شده که به یک مکالمه به ظاهر ساده به این شکل موشکافانه نگاه میکنه و چقدر زیبا این اگاهی ها رو درک کرده و اونو با ما به اشتراک گذاشته….
      چقدر نگاه شما به قوانین زیباست استاد…
      چقدر شما اهل عملی…
      چقدر وجودتون و حرفهاتون عمق داره…
      اینکه اون فردی که ۴۰۰ گرم اضافه کرده هیچ وقت در اون جایگاه نمی مونه و اون فردی که حسرته اضافه کردنه اون ۴۰۰ گرم رو خورده هم هیج وقت به تناسب اندام نمیرسه…
      این جریان انرژی همون چیزی رو به ما بر میگردونه که ما بهش شکل دادیم…احسنت استاد چقدد درکم زیاد شد و چقدر بیشتر برام جا افتاد که در همه چیز فقط تحسینه که خواسته ت رو به سمتت هدایت میکنه.

      همه چیز بازی ذهنه و نباید برای حرف و نگاه دیگران خودمون رو با بازیهای ذهنی درگیر کنیم.
      واقعا دلم نیومد بابت این فایل ارزشمند کامنت نذارم..
      خدایا شکرت بابت این استاد بی نظیر که خوب زندگی میکنه و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کرده.‌‌.

      ❤❤❤❤❤❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      سلام استاد
      ممنون از این فایل و آگاهی عالیتون
      دقیقا خواهر بزرگ من از بچگی لاغر بود وهمیشه بهش میگفتن ۴۵کیلویی, ایشون موقع زایمانش ۵۰ کیلو شده بود وهر وقت کسی میدیدش میگفت یچیزی بخور یکمی تپل بشی,خوشگلتر بشی وایشون همیشه در حال خوردن نون خامه ای بعد از ورزش بود وخوراکی هایی که بهش پیشنهاد داده بودن,وبعد چند سالی وزنش به ۶۰ کیلو رسید ویادمه بهش میگفتن خانوما سن شون که میره بالاتر چاقتر میشن, تا جاییکه اضافه وزنش به ۷۴کیلو رسید وخیلی ترسید و دیگه از اون به بعد نمیگفت میخوام چاق بشم ودیگرانم مدام بهش میگفتن که چرا انقد تپل شدی,البته بعد از اون دیگه وزنش روی ۶۰ موند وچاق نشد وحالا متوجه میشم که چونکه فرمولهای چاق کننده نداشته زود هم لاغر شد
      اتفاقا این سئوال یه وقتایی به ذهنم میرسید که وقتی به وزن ایده آلم برسم چطور میتونم حفظش کنم و پایینتر نره ,واز کجا میفهمه که باید پروسه لاغری تموم کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۳۹۸/۱۰/۰۵ ۱۶:۵۳
        مدت عضویت: 2481 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 539 کلمه

        سلام . دوست عزیز . پروسه ی لاغری با ذهن اونقدر شیرینه که تا ابد جاریه . یعنی اصلا توی روند زندگی جریان داره . درست مثل چاقی . سلول به سلول بدن ما دائما در حال پاکسازی هستند و دارن چاقی بدن مارو ازمون دور میکنند . چون چاقی برای بدن ما بیماریست . یعنی فکر کن اگر تک تک افکار چاق کننده ی ما میخواست به جسم تبدیل بشه الان ما ترکیده بودیم . خداوند انقدر مهربونه که روند ایجاد جسم رو بر حذف بیماری و چاقی و ناسالمی گذاشته و ایجاد سلولهای سالم و شاد و پرتوان . این روند هر لحظه داره اتفاق می افته بی وقفه و خداوند مدام در حال پاکسازی فرمولهای غلط هست . الگوهای غلط رو خداوند پاک میکنه . اما اگه میبینی هنوز چاقیم چون خودمون میخوایم هی ساخته بشه و عادت کردیم به ساخت تصویرها و افکار و الگوهای ذهنی که خلاف جهت آفرینش الهیست . پروسه ی لاغری از اول عمرتون بوده و تا ابد جریان داره ولی خودمون با ساخت فرمولهای جدید و تکرار اون خودمون رو چاق کردیم و سلولهای چاق آفریدیم . سلولهای تنبل . خودمون ساختیم . خواستیم چاق شدیم و حالا به راحتی آب خوردن لاغر میشیم چون از روند لاغری آگاه شدیم . هر مانعی که از دریافت یه آگاهی برداشته میشه آگاهیها فوران میکنند و ما رو شادابتر میکنند . تازه تر میکنند .
        و لاغرتر .
        تازه یه باور دیگه که دائما در حال جاری شدن توسط خداوند فرایند جوان سازی است . خداوند هر لحظه داره جسم رو جوان میکنه . یعنی اصل خلقت ما بر جوانتر شدن هست نه بر پیرشدن . پیری زاییده ی ذهن ماست . تصویری که از اطرافیانمون در ذهنمون نقش بسته که هرکسی سنش بالاتر بره پیرتر میشه باعث خلق پیری شده . در حالیکه اصل آفرینش الهی بر جوانتر شدن هست این موضوع رو حتی دانشمندان هم گشف نکردند چون اونها سلولهایی رو مطالعه کردند که با الگوی پیر شونده تکثیر شده اند . در حالیکه اگر بیان و سلولهایی که با الگوهای جوان شونده کار میکنه رو مطالعه کنند میبینند آفرینش الهی بر جوانتر شدن هست یعنی ما از پارسالمون جوانتر شدیم البته این امر منوط به تغییر الگوی فکری و باور جوانیست . خلاصه که منتظر باشید که لاغری تا ابد در شما جریان خواهد داشت مادامی که بخواید هست و خلق میشه . امر کنید خلق میشه . به همین راحتی این اتفاق اکنون در تمام مسیر زندگیمون داره میفته . چه خواسته ها و چه ناخواسته ها . ناخواسته هامونم خواستیم شد خواستیم شد تصویری که از ناخواسته در ذهن داریم رو پیدا کنید اونوقت میبینیم خودمون خلقش کردیم و داره رخ میده .
        لاغری با ذهن خیلی شیرینه خیلیییییی و استاد هم همیشه می گفتن وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیرید دیگه انتخاب با خودتونه که بخواین روند لاغری طبیعیتون رو پیش بگیرید یا دوباره به چاقی برگردید . البته اینها همه اش درکه و موندن در مسیر شما رو بیشتر و بیشتر به سمت خواسته تون هدایت میکنه . تا زمانیکه سلولهای جدید در حال تولیدند لاغری هم همراه اونها تولید میشن البته یه مدت که بگذره درکتون فوق العاده تر میشه و خودتون هر جاهم که باشید خودتون رو به مسیر برمیگردونید . خدایا سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      باسلام واحترام
      من زمانی که ازدواج کردم متناسب بودم ،ولی همسرم به شدت وبارها وبارها خواهان وخواستار این بود که تو خیلی لاغری ویه خورده چاق تر شو .ومن متاسفانه به حرف او اهمیت دادم و در ذهن خودم تصویر یه مقدار چاق تر رو پروراندم .واین یه مقدار چاق شدن کم کم و دیگه بدون توان کنترل کردن اون همینطور چاق شدم ودقیقا یادم هست از وزن ۶۱ کیلو به بالا دیگه استرس چاقی وچاق شدن رو داشتم ولی الان بعد از بیست وچند سال همینطور اضافه شدم وحسرت لاغری قبلم رو داشتم وحسرت رسیدن به وزن ۵۸ کیلو.
      وهر روز همون همسرم که روزی خواهان چاقی من بود حالا اینبار هر روز باهم جروبحث داشتیم که چرا چاقی چرا یه فکری به حال خودت نمیکنی ومن همه کار کردم رژیم گرفتم ،ورزش سخت کردم ،دم نوش وقرص و…..خلاصه همه کار کردم ولی نشد که نشد .
      تا اینکه به لطف خدا با این دوره اشنا شدم ودر مسیر تناسب افتادم .ولی سالها رنج وسختی چاقی رو کشیدم از لحاظ روحی ،سلامتی جسم وهمه وهمه داغون شدم .من وقتی خواستم یه کم چاق بشم ودر مسیر چاقی افتادم دیگه افکار نهفته در ذهنم وباورهای مخفی ذهنم هم شروع به کار کردند ورفتارهای من را با خودشان هماهنگ کردند وشد انچه نباید میشد .
      پس از من هم به شمایی که لاغر هستید نصیحت که از نعمتی که دارید استفاده کنید وبه دنبال حرف ونظر بقیه خودتون وزندگی وسلامتی روح وجسم خودتون رو به خطر نیندازید ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
گردونه هدایا گردونه هدایا