خیلی وقتها فکر میکنیم زندگی یه قطار از پیش تعیین شده است که ما فقط مسافرش هستیم، اما حقیقت اینه که فرمان این قطار دقیقا توی دستهای خودته!
بیا با هم روراست باشیم؛ چقدر از شکستها یا توقفهای زندگیمون رو گردن شانس، دولت، خانواده یا حتی امتحان الهی انداختیم؟
در این مقاله قراره با استفاده از ابزار مسئولیتپذیری در زندگی یاد بگیریم چطور از نقش یک «قربانی شرایط» به نقش «کارگردان زندگی» نقل مکان کنیم. 🎥
امیدوارم با دریافت این آگاهی، قلبت پر از امید و ذهنت آماده پذیرش بذرهای جدید باشه. 🌱
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.58 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند هستی بخش مهربان
تغییرات ذهنی من؛
شاید حدود دو یا سه ماه قبل اوایل قطعی برق ،با قطع شدن برق چنان به هم می ریختم که اعصابم خراب می شد و روزم در فشار😔
اصلأ نمی توانستم این را قبول کنم که در طول روز دو ساعت برق نداشته باشم آخه تمام وسایلم برقی بود و تمام کارهایم لنگ می شد 😔
الهی شکر ،حالا در مسیر تغییر قرار گرفته ام و در طول روز توجه به احساس خوب دارم بنا بر این ،تصمیم گرفته ام کارهای مربوط به برق را در زمانی که برق هست انجام می دهم و در زمانی که برق نیست کارهایی که به برق نیازی ندارد انجام می دهم (برنامه ریزی کرده ام)
بخاطر همین نه تنها از برق رفتن ناراحت نمی شوم خوشحال هم می شوم چون فرصتی است به کارهای مورد علاقه خودم برسم😌
و احساس خوب داشته باشم این روزها خیلی سعی می کنم که هر کاری را در هر شرایطی به احساس خوب خودم ربط دهم و از زندگی لذت ببرم.
شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
در جایی خواندم که جهنم وجود نداره بلکه جهنم اتفاقات بدی هستن که اینقدر در زندگی ما تکرار میشن تا زمانیکه ما درسمون بگیریم ازشون.
من تا چند ماه پیش قبل از حضورم در اینجا وقتی اتفاق بدی برام پیش می اومد اول از همه هیچ وقت خودمو مقصر نمیدونستم و دنبال این میگشتم که کی مقصر بعد هم مدتها دنبال این بودم که چرا باید این اتفاق بیافته چرا باید اینطوری بشه و این باعث میشد که نه تنها حالم بد میشد بلکه مدام اون اتفاق به شکلهای مختلف وارد زندگی م میشد و اشتباه بعدمم این بود مدام برای دیگران تعریف ش می کردم و در ذهن خودم مرور میکردم.
الانم بعضی وقتا دچار این مشکل میشم ولی نه به شدت قبل و اینکه چون آگاه شدم سریع به خودم میگم قطعا خودم مسئول ش هستم و سعی میکنم درسمو بگیرم و ازش بگذرم و همین تکنیک ساده باعث میشه نه حالم بد بشه و نه اون اتفاق دوباره و هزار باره در زندگیم بیافته.
خدایا شکرت ❤️
بنام خداوند بخشنده و مهربانم عزیز دلم عاشق بی خبر غش خدای عزیزم ،
سلام ؛
به استاد گرامی وهمه ی همراهان عزیز سایت تناسب فکری ،
این فایل زیبا نشانه امروز حالم را بهتر کن بنده بود ،
استاد خدا را شکر چقدر خوشگل تر شدی در این فایل،
اتفاقا من هم روز ۴ شنبه ۵دیماه برنامه،خوبی برای خودم ریخته بودم، تا ظهر به آن عمل کردم ،وقت نهار خانم همسایه ،خانه استیجاری ام زنگ زد گفت سازمان آب آمده می خوان لوله کوچه را عوض کنند اگر زحمت نیست حتما بیا ببینندومحل عبورلوله را پیدا کنندچون. کنتور آب در داخل حیاط خانه من هست،من هم با آرامش نهارم خوردم ،وبه خدای عزیزم گفتم ،باراحترین شیوه وکم هزینه به آنجا بروم وکار هم درست بشه که مجبور نباشم ،روز دیگری هم برم آنجا ،
خدا شاهده ،برای شامم غذا و میوه برداشتم ،باارامش رفتم سر ایستگاه تاکسی ،فوری ماشین آمد خدا راشکر،بانصف مبلغ کرایه آژانس من راحت رسیدم به محل مورد نظر،مهندس ناظر کار لوله گذاری جدید خیلی مودبانه ،سلام کرد وبرام توضیح داد،وکار را تمام کردند،همسایه هم از آمدم به آنجا تشکر کرد و خیلی تعارف کرد به خانه آنها بروم،یا اگه وچیز ی. لازم دارم برام بیاره ،والحمدلله همه کارها را خدا انجام داد ،ومن باخیال راحت شب در خانه استیجاری ام ماندم وفایل گوش کردم تمرین هایم را هم نوشتم و همراه با خدای عزیزم با حال خوش گذشت ، صبح چند کار دیگر را انجام دادم و خرید دل خواهم که خرید ماهی کپور بود را انجام دادم وانگار روز چند ساعت طولانی شده بود، خلاصه ،خیلی شاکر خداوند هستم،وهمون تصمیم گیری در شرایط که پیش بینی نشده بود ،ولی با هدایت الله خوب شد وخیلی، لذت بردم ،خدایا بی نهایت سپاسگزارم ،در پناه خداوند سمیع وبصیر باشیم همه مان ما خالق زندگی خودمان هستیم ومن عاشق خدایی هستم که این همه برای ما احترام قائل است،
سلام استاد صبح شما بخیر
ما باید درزندگی خودمان تصمیم بگیریم که چه کاری را میخواهیم انجام بدهیم و اگر احساس ما نسبت به موضوعی خوب نبود کسی را مقصر ندانیم بلکه خودمان مقصر هستیم . و با خودمان را با توجه به شرایط موجود وفق داده و بهترین تصمیم ممکن را بگیریم
استاد من از تاریخ 1402/04/23تا تاریخ 1402/04/31 به مدت 9 روز مسافرت بودم و نتوانستم فایلها را گوش بدم چون با بچه ها م و خانواده خواهرم بودیم و فلش را برداشته و فایلهای صوتی را در آن ریختم که در مسیر گوش بدم کسی استقبال نکرد و من گفتم باشه وقتی برگشتم از دنباله دوره شروع میکنم .
استاد من یکی از آرزوهایم مسافرت خارج بودکه دنیا را ببینم در حالی که خداوند برای من مسافرت 9 روزه جور کرد رفتم استانهای تهران -کرج – قزوین – زنجان – اردبیل – تبریز – شهرستان جلفا را دیدم و چقدر خوشحال هستم که توانستم این شهرها را بگردم و وبه عظمت خداوند پی ببرم و چقدر خوشحال هستم که در کشوری با این قدمت و تمدن زندگی میکنم و حال روحیه من عوض شد و جالب اینکه من یک شب در زنجان خانه سازمانی گرفته بودم و مابقی قبل از سفر گفته بودند جای خالی ندارند . و در طول سفر فقط با یکبار زنگ زدن تمام استانها مهمانسراها خالی شده بود و من در طول سفر اصلا هزینه ای بابت مهمانسرا پرداخت نکردم من در طول مسیر 5 مهمانسرا استفاده کردم و این از لطف پرودگار است که در طول سفر به من خوش بگذرد و چقدر فرزندانم خوشحال بودند از این سفر تابستانی
و الان که این فایل را گوش کردم دقیقا جواب سوال من بود که دوباره مثل قبل ادامه بده و به خداوند توکل داشته باشم
اگر بتوانم در هر لحظه از زندگی به آنچه رخ داده است به شکلی توجه کنم که اول: بپذیرم که این شرایط را خودم خلق کرده ام. دوم: به گونه ای به آن شرایط توجه کنم که احساس بد در من ایجاد نشود زندگی عالی پیش میرود
. از شما استاد عزیز ممنون
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
بله این جمله درسته که در هر شرایطی با تصمیم درست بایدبه راهمون ادامه بدیم وهمیشه احساسمون رو خوب نگه داریم واین امر در صورتی رخ میده که ۱۰۰٪ شرایط خودمون رو بپذیریم و مسئولیت تمام اتفاقات و شرایط زندگی خودمون رو بر عهده بگیریم .
این جمله من رو یاد یه موضوعی انداخت:
چند سال پیش یعنی حدود ۱۱سال پیش یه روز که تو خونه تنهابودم وداشتم به اوضاع و شرایط فعلی اون موقع فکر می کردم ، یه هو متوجه شدم که وای خدای من این شرایطم رو من چند وقت پیش تو ذهنم تصور کرده بودم وتو ذهنم خودم رو در این شرایط ديده بودم یعنی میدونید چطوری؟
همین طور که قبلا یه وقتی ؛ که اون موقع رو دقیق یادم بود که در افکار خودم تصویری رو ديده بودم و روابطی رو آرزو کرده بودم که دلم می خواد داشته باشم و امروز من توی اون شرایط بودم .
از یاد آوری اون حالت موهای تنم سیخ شد. حال عجیبی داشتم . خیلی ذهنم روشن شد و اونجا بود که متوجه شدم چه ذهن قدرتمندی دارم که به هر چی فکر کنم تو زندگی برام اتفاق میفته وبه قدرت ذهنم ایمان آوردم
و این مسئله برام دو جنبه داشت:
ازیه طرف حس قدرتمندی کردم و متوجه شدم که با قدرت ذهنم هر چیزی تو ذهنم باشه رو می تونم به واقعیت زندگیم تبدیل کنم ؛ واون موقع چطورش رو نمی دونستم، فقط فهمیدم میشه.
از طرف دیگه برام ترسناک بود که خیلی باید حواسم باشه که هر لحظه از زندگیم ، دارم به چی فکر میکنم؟ چی رو می خوام؟ به چی دارم توجه می کنم؟ چه چیزی رو آرزو می کنم؟ و خلاصه حس و حال عجیبی داشتم.
خیلی بیشتر از قبل حواسم به خودم بود وسعی می کردم در هر موقعیت وشرایطی که قرار می گیرم حواسم باشه چطور واکنش نشون میدم بلد باشم خودم وذهنم رو کنترل کنم که اجازه ندم تصویر منفی در ذهنم ایجاد بشه؛
مخصوصا در لحظه هایی که عصبانی میشم مواظب باشم جمله ای منفی به زبون نیارم ، تصمیم اشتباهی نگیرم که به خودم ویا بقیه آسیبی بزنه .
خلاصه اون آگاهی که در اون لحظه دریافت کردم ، مسئولیت من رو صد برابر کرد؛ یه حس قدرت آمیخته با ترس به من داد ؛ چون آزادی انتخابم رو دیدم اما در کنارش متوجه شدم که باید مسئولیت افکارم وانتخابم رو ۱۰۰٪ بپذیرم وگله و شکایتی از هیچ کس دیگه وحتی از خدا نداشته باشم واین جمله در ذهنم حک شد ؛
که من آزادم و با آزادی می تونم هر تصمیمی در زندگیم بگیرم؛ اما باید حواسم باشه نتیجه ی تصمیمم رو هم قبول کنم وبپذیرم وبه عواقب تصمیم گیری هام هم فکر کنم که افکارم وقتی تبدیل به شرایط واجسام میشه ومن متوجه اونها میشم در واقع دارم لحظه لحظه ی زندگیم رو با اونها می سازم .
اون موقع بود که به عظمت وبزرگی وقدرت ذهنم پی بردم ومتوجه بی نهایت بودن روحم شدم ویقین پیدا کردم که من یک موجود نامحدودم وبی نهایت و به عبارتی یه خدای کوچیکم .
آره؛ خداوند از روح خودش در من دمیده . خودش تو قرآن گفته: از روح خودم در انسان دیدم.
پس من بی راه نمیگم والبته از این گفته حس غرور می کنم اما درکنارش سنگینی این مسئولیت رو روی دوشم حس می کنم . مسئولیتی که کوه ها هم از پذیرش اون سر باز زدند وانسان پذیرفت. ومن از این مسئولیت می ترسم .
می ترسم نکنه از پس اون بر نیام! فقط خود خدا میتونه کمکم کنه که سربلند از زیر بار این مسئولیت بیرون بیام.
آخه من انسانم وممکن الخطا واین برام ترسناکه ، که اگه تصمیم اشتباهی بگیرم چکار کنم؟ چطوری پیامد های تصمیم خودم رو جبران کنم؟
اما وقتی بیشتر فکر می کنم ته دلم قرص میشه یه دستی رو تو پشتم حس می کنم.
آره دست خدا جونمه. بهم میگه نترس ! من باهات هستم هواتو دارم ، مواظبت هستم . من از نیات و افکار تو آگاهم . نمی زارم بلغزی .نمی زارم تو پرتگاه بیفتی . یادته ؟ بارها من برات این کار رو کردم ، دستت رو گرفتم و از لبه ی پرتگاه خودت وزندگیت رو نجات دادم .
وقتی موقع تصمیم گیری مردد بودی تو رو به یقین رسوندم . بنده ی نازنینم نترس ! آغوش من همیشه بروی تو بازه. هر وقت دلت گرفت بیا تو بغل خودم. من بهت آرامش میدم. اشک نمیزاره کلمات رو ببینم و ادامه بدم.اشک هام رو پاک می کنم . می چسبم به آغوش خدا ، بوی بهشت میده، آرام میشم .وتند تند اشک هام رو پاک می کنم . قوی شدم. دیگه از هر چی پیش بیاد نمی ترسم . قدم هام رو محکم وبا اطمینان بر میدارم وجلو می رم.
به حمایت و هدایت خداوند ایمان دارم ! دست خدا رو میگیرم ، می بوسم وروی قلبم میزارم ونگاهش میکنم وسرشار میشم ازعشق به خدا وخودم وبنده هاش وتمام آفریده هاش .
چون همشون من رو یاد خدا میندازن وبه یاد لحظه ای که در آغوش خدا بودم.
لحظه هاتون خدایی ودلتون لبریز از عشق خدا
وخدا نگهدارتون در تمام لحظه های زندگی تون! آمین!
دوستتون دارم … وبا هم ادامه میدیدم.
خدایا شکرت!
حالم خییییلی خوبه ، قلبم آرامش داره و میرم که ادامه بدم…
نشان های دریافت شده
سلا م برا خدایی که دربون درمسیر هر روز یی بخش حدبد در دید من گشود تا ازبودن تومسیری که خوش من رو هدایت کرده وه لحظه داره حمایتم میکنه موفق باشم
سلان براستاد وکسانی که قصد تغییر دارن
برای تغییر گردن اول باید دوستن که چی رو میخوام تغییر بدماون تغییر رو کدوم بخش اززندگی من اثر داره ایا تغییر روبه پیسترفت هست یا اشتباه دیگه هست به اشتباها ت فبلی من دارمپله به پله خودماماده میکنم برای تغییر کردن اگه نخوام تغییر کنم تومسیر به هدفم نمیرسیم چوم با تغییر گردن توبخش چاق ازهمه جنبه من به لاغریی ممیرسم همه اشتباهات چاقی من لاغری رو به دست نمیارم باید توهرزمبنه که کارکردم تا جاق شدم برعکس کارکنم تا لاعربشم اول توبخش بادگیری وبعد توبخش رفتارکردن وبعدت بخش عمل گردن وحالا توبخش تصمبمات کاری رو که همسو با هدف باسه تو بخش تصیم همکارکنم اگه تصمیمات من برخلاف مسیر باشه من ار هدفم دروتر مبکنه وفتی من دارم اگاهی کسب میکنم درزمان بادگیری ومرو کردن بابدتصیممی بگیرمکه کمک کنده باشه نه بازدارنده باید تو زمان بودن تومسبر تصمبات تومشکلات یا مکانی یا مسافرت اون تصمیم که من ازمشیر دورتر نکنه تومسیر باشم هم اون مسئله انجام بدم وهم زمان کارهایی مربوط به هدفم رو هم به طورکامل انجام بدمتواون زمان نسانه تغییر کردن است چون هدفم اولین ومهم ترین انکیزه من هست پس اونم همراه درهرمکان درهرزمان اگه بازم امکان نداشت توذهنم با مرو کردن ارانجه اموختم توشرایط چکونه از اموختهای خودم استفاده کنم این میشه ییتصمیم عالی که کمک کنده وبودن تومسیر هست نه تصمیمی که من از کارم منع کنه وحتی باعث بسه ازمسیر خارج بشم پس توبخش تصمیم هم همسو با هدفم باید بشه اگه مشکلی هست بازم اون درنظر بگیرم کاری رو انجام بدم که بازم تومسیر وبه شکل دیگه انجام بشه
وفتی من تویی بخش تازه واردمیشم اویل که وادرشرم یی حس تازکی اون مسیر من به عفب نشینی میکشه ولی من بازم ادامه میدم تا اون موضوع متوحه نشم ادامه نمیدم تا درک درستی ازموضوع به داسته باسم فکری روکه داشتم به شکل که فکرمیکنم رو به شکل کامل بنوییسم ولی بعدها به خودم میگم تو درست نوشتی ولیتوذهنت نوشتی داشتی ولی درنوشتن کم میزاری کلی دارم تواین بخش همم دارم کارمیکنم که افکارتا نوشته نشه کسی متوجه ذهنت نمیشه پس من با تصمیات زندگی تومسیر جدید رو همراه خودم مبکنم تا تو زما ش بتوانم درست اول فکر وبعدعمل کنم
خدا پشت وپنا هتون با حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام بر خدایی که فکرمن رو بازکرده تصمیمات منطبق با شریط بگیرم درمسر هدفم رو بگیرم
سلام براستاد ودوستان هم مسیر
دوهفته پیش داما بخاطر مشکلی که توستوان فقراتش پیش امده بود باید یروش درمانی که تزریق توستوان فقرات بود رو باید انجام میاد وتومنزل ما استراحت میکرده ونوه شیطون وبازیگوش من تو خونه ما با شیطونی بازی ریخت پاچش کارمن خیلی زیادتره کرده بود باید غذا هم می پختم ودخترم به همسرش رسیدکی میکردخلاصه۵ روزیی رو تو منزل ما بودن
وفتی من ازاین مسئله اگاهی پیدا کردم وسلامت داما برام مهم بود برای خودم تصمیم تازه توشرایط جدید گرفتم که هم به کارهام برسم وهم دورام به طورکامل انجام بدم به خودمگفتم هرزمان که وفتی پیدا کردم کارهای دورهام انجام میدم اون بخش تعطیلی نمیکنم حتی دخترکوچک بهمن گفت تااینها اینجاهست انجام نده بعداز رفتنشون کارهایی دوره انجام بدم به خودم گفتم من مسئول این یادگیری هستم چون دوست دارم به هدفم برسم خودم هم باید بزنامه ریزی کنم که موفق به انجام هردو کاربشم شاید بارها مشکلات دیگه هم پیش بیادمن که نباید کارموتعطیلی کنم خلاصه با برنامه ریزی زمانهای که داماد خواب بود یا اخرشب که همه خوابیدن با صبح زود ساعت ۴ با۵ بیدلرشده کارهمو انجام دادم وهیچ اتفاقی نیفتاد من از دروام کوتاهی نکردم درست کامل انجام دادم وهم داماد به دخترم کمک کردم تا با خبال راحتربه همسرش رسیدگی کنه
امروز چون اون روز درست انجام دادم پس ابن فابل رو به شکل عملی انجام دادم حرفی برای گفتنونوشتن دارم چون تصمیمات منطبق باشرایط ودرمسر هدفم رو دو هفته پیش عملی هم کرفتم هم انجام دادم تازه ییکاره خوسمزه نوه این لود ماشالله بقدری هوش زیادی داره تو گوشی مادرش مثیاق نامه رو پیدا کرده بود به من میگفت با هم بخونیم
استاد شما به من اجازه استفاده دخترم از دورهام تو حزوه د دادید برام یی سوال پش امد من به دامادگفتم که این فایل فقطدخترمیتوانه استفاده کنه تو نمتوتنی گوش بده دختربه من گفت داماد هم حزوه افراد خانواده حساب میشه از استادسوال کن ایشون من درحال گوش کردن باشم اشکالی نداره گوش کنه یا استفاده کنه ؟
حتی زمانی که درمنزل ماهست من با هدفون فایل های خودم گوش میدم
با عرض پوزش این سوال اگه شکالی نداره جواب بدین من گفتم حق گوش کردن نداره گفتم من مدیون مبشم ؟
خدا پشت وپنها هتون یا حق حق نگه دارتون
سلام و درود
نیاز نیست به خودت سخت بگیری
هر زمان در حال استفاده از محتوا هستید هرکی که شنید ماتعی نداره
افرادی که با هم زیر یک سقف زندگی می کنید می توانند از محتوا استفاده کنند
نشان های دریافت شده
سلام اقای عطاروشن
امیدداررم درصحت سلامت کامل باشید
لطف کردید تشکر میکنم من راحت کردید لطف شما شامل همه ما هست خدا پشت وپناهتون سایه تون صد بیست ساله بالای سر خانوده تون عزیزتون باشه
خدا نکه دارتون باشه
نشان های دریافت شده
سلام خدای مهربونم ممنونم که به من توفیق شرکت در این دوره را دادی.
من هر وقتی که پیش می آید فایل گوش می دهم حتی الان که آمدم برای پرتو درمانی به شهرستان تمام وسایل آموزشی را با خودم آوردم .
ما در یک اتاق ۴ نفره هستیم تقریبا بیشتر از ۳۰ روز باید اینجا باشم .
من همش فایلها را گوش می دادم و در یک دفتر مخصوص فایلها نکات را می نویسم .
هم اتاقی هام همش می پرسیدن چیکار می کنی دوست نداشتم بگم که در دوره هستم چون مدار ذهنی اونا اینو درک نمی کرد.
پس تصمیم گرفتم حسمو خوب کنم و گفتم من دانشجو هستم و بتید درسامو بخونم اینجوری کمتر مزاحم داشتم.
و یک ساعت قبل از دوره می روم توی لاوی بیمارستان یک جای دنج می نشینم و فایلها را گوش می دهم.
صبح زود بلند می شوم و فایل میثاقنامه را می خونم خیلی حسم قشنگ می شه.
هم اتاقیم بهم گفت از روزی که آمدی خیلی لاغر شدی داشتم ذوق می کردم و این شبنم را نگه داشتم.
واقعا خوردنم کم شده نه اینکه نقش بازی کنم نه واقعا با چند لقمه حس سیری بهم دست می دهد و دیگه هر کاری کنم نمی تونم بخورم.
واقعا فایلها روم اثر گذاشته.
اوایل خیلی وسواس داشتم که تک تک حرفهای استاد را بنویسم ولی بعدش با خودم گفتم اولش خوب گوش می دم بعد ۲ یا ۳ بار گوش می کنم بعد می یام نکات مهم را یاداشت می کنم.
خیلی این روش عتلیه پیشنهاد می کنم شما دوستان هم همینطوری انجام بدهید با توجه به شرایطتان چند بار تکرار کنند و بعد نکات مهم را در یک دفتر نکات یادداشت کنند و بعد بیایند در سایت بنویسند .
شما فک می کنید وایییی کی می ره این همه راه من که وقت ندارم .
شاهکار کنم یک بار گوش بدم .
اینهای ندای منفی بافه
بهش اصلا توجه نکنید اون حرفشو می زنه در هر شرایطی .
ما تشرف مخلوقاتیم .
ما خیلی قدرتمندیم خیلی
فقط کافیه این باور را تو خودمون داشته باشیم.
من خیلی خوشحالم که توانستم با چند روز مستمر این برنامه خیلی راحت دوره را دنبال می کنم.
از بس سرحال و سرزنده هستم همش بهم جی گن شما مریض هستید یا بالاسری باورشون نمی شه که بدنم مریض باشه .
روحیم فوق العاده است.
از کمتر خوردنم لذت می برم فوق العاده.
ممنونم استاد دعا می کنم در بهترین شرایط باشید
نشان های دریافت شده
عاااااالی
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب
با یادگیری مهارت اتخاذ تصمیم درست منطبق با شرایط اما به نفع خودم این فاصله ها رو کم کنم واز زندگی به اون شکل که میخوام و دوست دارم لذت ببرم تا زندگی بهتری داشته باشم درخ احساس خوب و حفظ آرامش
تو دورهمی که دختر خاله هام از بندر ترکمن به خونه خاله م اومده بودن و من تصمیم به موندن شب در اونجا نداشتم و با اصرار زیادشون بلاخره راضی شدم تا در هم صحبتی باهاشون لذت ببرم تاپاسی از شب باهم گفتیم و خندیدیم و من چون دوباره برگشتم به خونه م تا وسایل هامو بردارم، وسایلمو برداشتم مخصوصا هدفونمو که اگه ی موقع اتاق خالی پیدا نکردم بدون مزاحمت کسی باخیال راحت از انجام تمریناتم لذت ببرم
ویواشکی بعد خوابیدن مهمونها فایل هامو گوش دادمو و انجام تمرینات وکسب احساس خوب با آرامش خوابیدم صبح روز بعدش هم خیلی زود به خونه اومدم تا فایل صبحگاهی ومیثاق نامه رو جلوی آینه قدی با صدای بلند اجرا کردم و چند ثانیه چشمامو میبستم وخودمو در اون شرایط تصور می کردم و بی نهایت لذت میبردم
چون واقعاً ازدست دادن احساس خوب از انجام کارهای خودم و مهم شمردن خودم بیشتر اهمیت دادن به خودم
باعث اشتیاق بیشتر در ادامهی مسیر تناسب در سرزمین لاغرها گام موثر ی بردارم
من متوجه شدم اینجا هم ترس پنهان نقش کلیدی رو داره مخصوصا در مواجه با مسائل مربوط به پیرامون یاهمون سنگ انداختن جلوی پام
پس من ترس از مواجهه با مسائل نداشته باشم و هوشمندانه بگیرم و حرکت کنم هیچ شرایطی درجهان ثابت نیست ومن برای لذت بردن از زندگیم کافی در شرایط مختلف تصمیم درست بگیرم و به مشکلات به عنوان شرایط نامناسبی که به همین زودی رفع میشه نگاه کنم
چون هیچ چیز درجهان ثابت نیست
آفرین و احسنت استاد 🌼✨
نشان های دریافت شده
سلام و درود▪︎فایل اینجلسه : زندگی ما ، تصمیم ما
_________________________________________________
متن عالی آموزشی اینجلسه رو مطالعه کردم ▪︎ نکات آموزشی مهمی که از اون دریافت کردم به این شرح است :
●●●●●●●●●●●●●
بنابراین راه رهایی از مشکلات و تجربه زندگی متفاوت فقط در تغییر نگاه نسبت به خدا و درک و شناخت صحیح خداونده . و باید بیشترین تلاش من رسیدن به درک بهتر درباره خداوند باشه .
. سعی استاد عزیزمون در مجموعه دوره آموزشی رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن و همچنین دوره خدا هرگز دیر نمی کند درباره بخشی از ویژگی های خداوند هست که برای همه انسانها به یک شکل عمل می کنه …
استاد در بخشی از صحبتاشون می فرمایند رسیدن به درک صحیح درباره بخش مشترک خداوند سبب می شه که افراد ویژگی های منعطف خداوند رو بنا به سلیقه و نیاز خود در ذهنشون ایجاد و از اون برای تحقق رویاهاشون استفاده کنند.●
به همین دلیل در زمان تجربه کردن آنچه رخ میده ناآگاهانه واکنش می دیم و در شرایط احساسی بد قرار می گیریم
درحالی که هربار که اتفاقی رخ می ده ما با توجه کردن به اون باعث شکل گیری احساس مشابه با اتفاق رخ داده میشیم که زمینه ساز تکرار اتفاقات مشابه میشه ••••••
اگر بتونیم در هر لحظه از زندگی به چیزایی که رخ داده به شکلی توجه کنیم که اولا : بپذیریم که این شرایط را خودمون خلق کردیم دوم: طوری به اون شرایط توجه کنیم که احساس بد در ما ایجاد نشه ،
به مرور شرایط و اتفاقات زندگی تغییر خواهد کرد و به صورت خودبخود با شرایطی در زندگی روبرو می شیم که احساس خوب در ما ایجاد خواهد کرد و تداوم احساس خوب باعث تداوم تغییر در زندگی خواهد شد.▪︎ نکته:
.
زمانی که اطمینان داشته باشیم، آنچه تجربه می کنیم دقیقا همانی است که قبلا خواستیم می تونیم معنی و مفهوم خالق بودن را درک و تجربه کنیم.
پایان
نشان های دریافت شده
سلام شهربانوی عزیز!
چقدر خوب مسائلی که تو فایل گفته شده رو تحلیل کردی.
از خوندن نوشته ی شما حس خیلی خوبی پیدا کردم.
ازت ممنونم دوست خوبم.
برات آرزوی بهترین ها رو در زندگی دارم.
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم خانم گلستان ،
خیلی متشکرم از شما بابت ارسال نظرتون .چون باعث شد یکبار دیگه دیدگاهمو بخونم و لذت ببرم و دوباره مطالب مهم آموزشی بهم یادآوری بشه … یکدنیا از شما عزیز سپاسگزارم …
باز هم یادآوری می کنم که از خواندن دیدگاههای جالب توجه شما استفاده می کنم و بابت وجود دوست خوشفکری چون شما شکرگذارم ..
موفق و پیروز باشی ▪︎