0

مقصر زندگی شما کیست؟!

مقصر زندگی شما کیست
اندازه متن

اگر سال 93 به من می گفتند پس از چند سال در شرایط فعلی زندگی خواهم کرد، اصلا باور نمی کردم. آن روزها دغدغه من رها شدن از بدهکاری و اقساط بانکی بود و اگر برای من تعیین می کردند بعد از چند سال مقداری از بدهی و اقساط بانکی کم خواهد شد با کمال میل راضی بودم چراکه سالها برای پرداخت بدهی ها تلاش می کردم اما هر سال بدهکارتر می شدم.

از نظر من تغییر زندگی غیرممکن بود همانطور که هزاران بار از اطرافیان خود شنیده بودم هر انسانی سرنوشتی دارد، من پذیرفته بودم که سرنوشت من همان شرایطی است که در سال 93 داشتم و هرگز تصور نمی کردم بتوانم سرنوشتم را تغییر دهم.

زمانی که برای اولین بار فیلم راز را دیدم از شنیدن جملات آن شگفت زده شده بودم، هیچ درک یا تصوری از آنچه می شنیدم نداشتم و بیشتر از آنکه فکر کنم گفته های آنها حقیقت دارد تصور می کردم فیلم راز مانند هر فیلم دیگری روایت گر داستانی است که نویسنده و کارگردان و سایر عوامل آن را ساخته اند.

همانطور که آن فیلم را تماشا می کردم بارها به خودم می گفتم، چطور ممکنه؟ یعنی میشه؟ چطور می شه به خواسته ها رسید؟

صدها سوال در ذهنم ایجاد می شد که برای هیچ کدام پاسخی نداشتم.

روزها گذشت و من در مسیر تغییر زندگی به حرکت لنگ لنگان خودم ادامه دادم تا به مرور شرایط زندگی من تغییر کرد و پس از چند سال امروز در شرایط کاملا متفاوت با سال 93 زندگی می کنم.

همین چند هفته قبل بود که دوست داشتم به مسافرت بروم و چند روز پیش به طور شگفت انگیزی همه چیز برای سفر رفتن مهیا شد.

من به همراه چند نفر از دوستان قدیمی که سابقه دوستی ما بیش از 20 سال است عازم سفر شدیم.

در کنار لذت هایی که از سفر و بودن با دوستانم تجربه کردم، توجه من به موضوع تغییر کردن بیشتر از قبل جلب شده بود.

قبل از شروع سفر، در مورد روز شروع مسافرت از من سوال کردند و من گفتم همین الان آماده ام درحالی که دوستانم باید برای مرخصی گرفتن و منظم کردن برخی از برنامه های زندگی نیاز به زمان داشتند.

این اولین تفاوت ایجاد شده میان من و دوستانم بود که من نیازی به همانگ کردن با دیگران یا اجازه گرفتن از آنها برای مرخصی گرفتن نداشتم درحالی که تا همین چند سال قبل من هم مانند آنها زندگی می کردم.

در مدت سفر بارها شاهد تماس های تلفنی از محل کارشان بودم که باید موضوعاتی را توضیح می دادند و ساعت ها ذهن آنها مشغول مسائل کاری و زندگی شان بود در حالی که هرگز تلفن همراه من برای امورات کسب و کارم زنگ نخورد و این تفاوت بزرگ دیگری میان من و دوستانم بود که فقط در طی چند سال ایجاد شده بود در حالی که من هم در گذشته مانند آنها زندگی می کردم.

هر روز که از سفر می گذشت، فکر برگشتن به خانه و شروع مجدد کارهای تکراری گذشته آنها را اذیت می کرد درحالی که هرگز این افکار در ذهن من مرور نمی شد بلکه ذوق و شوق داشتم که از انرژی سفر برای بهبود محتوای سایت استفاده کنم.

درباره موضوعاتی صحبت می کردند که مدت ها بود در زندگی من اثری از آنها نبود درحالی که من هم تا همین چند سال قبل مانند آنها زندگی می کردم.

در این چند روز که همراه دوستانم در سفر بودم، بیشتر از قبل تغییراتی که در زندگی من ایجاد شده بود برایم واضح شد. تغییراتی که تک تک آنها برای دوستانم باورنکردنی بود.

دلیل تعجب آنها این بود که از سال ها قبل مرا می شناختند و به نگرش و چگونگی زندگی من از نظر مالی، کاری و حتی روابط با همسرم اشراف کامل داشتند و اکنون وقتی این همه تغییر در تمام جنبه های زندگی من را مشاهده می کردند برایشان باورپذیر نبود که من، همان رضای چند سال قبل هستم و این درحالی بود که من همان رضا عطارروشن چند سال قبل بودم که به واسطه تغییر نگرش و باور کردن توانایی خودم برای ساختن زندگی پس از چند سال در شرایط کاملا متفاوت با گذشته خود زندگی می کنم.

وقتی درباره تغییرات خودم با آنها صحبت می کردم همان نگاهی که من چند سال قبل به فیلم راز را داشتم آنها درباره من داشتند. برایشان باورپذیر نبود که من و شرایط زندگی ام تا این اندازه تغییر کرده باشد.

آنچه باعث تغییر من و شرایط زندگی ام شده بود چیزی نبود که در آنها یا دیگران وجود نداشته باشد، آن ها هم از ذهن و قدرت آن برخوردار بودند اما درباره قدرت ذهن و تاثیر آن در زندگی شان هیچ اطلاعی نداشتند.

اگر از آنها درباره تاثیر رئیس جمهور در زندگی شان سوال می کردی به خوبی درباره نقش رئیس جمهور در زندگی خود توضیح و تفسیر می کردند اما اگر از آنها سوال می کردی که خودت چه نقشی در زندگی ات داری؟ جواب قانع کننده ای نداشتند چون به قدرت خود در ساختن زندگی شان عقیده نداشتند.

تغییر کردن نیاز هوش، دانش، مدرک دانشگاهی، سرمایه یا هیچ چیز دیگر ندارد چون تغییر کردن از ذهن شروع می شود و هیچ عاملی قوی تر از ذهن وجود ندارد که بتواند به شما کمک کند تا زندگی خود را دگرگون کنید.

هر انسانی به قدرت ذهن مجهز شده است که می تواند از آن برای ساختن زندگی خود استفاده کند اما عدم اطلاع از قدرت و تاثیر آن سبب شده است که بسیاری از انسانها ازجمله خودم تا چند سال قبل به جای ساختن زندگی به گذران زندگی مشغول باشیم.

انسانها زمانی مشغول گذراندن زندگی می شوند که نقش دیگران را در شرایط زندگی خود بیشتر از خودشان بدانند. اگر تصور کنید دولت، اقتصاد، رئیس، همسر یا هر فرد یا شرایطی در زندگی شما تاثیر دارد از آن زمان به بعد شما مشغول گذراندن زندگی خواهید شد بدون اینکه ذوق و شوق ساختن و تجربه کردن زندگی را داشته باشید.

فردی که به قدرت و تاثیر ذهن خود در زندگی عقیده و اشراف دارد هرگز مشغول گذراندن زندگی نمی شود بلکه همیشه به فکر ساختن شرایط زندگی است. درست است که این فرد هم در نهایت زندگی می کند اما شرایط و کیفیت زندگی این دو سبک زندگی تفاوت زیادی با هم دارد.

فردی که مشغول گذراندن زندگی است معمولا از شرایط زندگی خود رضایت ندارد و احساس خوشبختی نمی کند اما فردی که عقیده دارد شرایط زندگی اش را خلق می کند و مسئولیت زندگی اش فقط بر عهده خودش است، همواره ذوق و شوق زندگی کردن و تجربه شرایط بهتر را دارد و احساس خوشبختی می کند.

تغییر کردن محدود به زمان و مکان نیست یعنی در هر شرایط سنی و در هر مکانی که باشید می توانید تصمیم بگیرید شرایط زندگی خود را تغییر دهید بنابراین تغییر کردن یک انتخاب است که فقط آنهایی که شجاعت پذیرفتن مسئولیت زندگی را دارند تصمیم به این کار می گیرند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.37 from 19 votes

https://tanasobefekri.net/?p=30960
برچسب ها:
13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      1402/05/04 11:03
      مدت عضویت: 316 روز
      امتیاز کاربر: 17350 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      سلام استاد عزیز صبح شما بخیر و شادی

      استاد درمورد اینکه فکر کنیم ما خوشبخت هستیم و حسرت گذشته را نخوردید و نگران آینده نباشید خوشبخت هستی 

      من با داشتن شغل ومسکن -ماشین – 4 فرزند و همسری مهربان واقعا خوشبختم و از خداوند بابت این همه نعمت سپاسگزارم 

      استاد خیلی ممنون از شما که با این فایل که مقصر اصلی زندگی شما کیست ؟ جواب درست را به این سوال دادید خودم خودم خو.دم

      و چقدر ما درکارهایمان خودمان را بی تقصیر میدانستیم و دیگران را مقصر و جالب که حرفها و کارهای خودمان را حق و دیگران را ناحق می دانستیم .

      اگر قبل از اینکه با این سایت آشنا بشوم کسی بهم میگفت مقصر تمام مشکلات خودت هستی ناراحت میشدم و شاید با او برخورد میکردم ولی الان خدا راشکر به آن سطح از آگاهی رسیدم که تمام اتفاقات در زندگی را خودمان به وجود میاوریم و جذب میکنیم و به قولی برای آنها در جامعه شاهد جمع میکنیم با صحبت کردن در مورد آن موضوع با دیگران 

      من چند وقتی است در محیط کارم از پست مدیریتی کنار رفتم . اوایل خیلی ناراحت بودم که با سابقه 23 سال من به پست کارشناسی تنزل پیدا کردم همه را مقصر میدانستم و از همه دلخور بودم که من خیلی بیشتر از توانم در این پست کار کردم و دیگران نتوانستند پیشرفت من را ببینند و اصلا دیگر نمیخواستم به سرکار بیام چون فکر میکردم رفتار همکاران با من عوض شده ، درحالی که هرکسی به کار خودش مشغول بود و شاید چند روز صحبت میکردند و من این جور فکر میکردم و چقدر افسوس خوردم که به خاطر نظرات دیگران خودم را سرزنش میکردم . الان بعد از 6 ماه متوجه شدم که خودم مقصر بودم چون داشتم خود و خانواده ام را اذیت میکردم و خیلی از همکاران هستند که خانواده در اولویت اول انها است و کار دوم درحالی که من از صبح تا ظهر رئیس اداره عمومی بودم و 11نفر زیر دست من کار میکردند و باید جوابگوی تک تک انها باشم و چقدر خودم را اذیت میکردم و خیلی از مواقع مجبور بودم خودم جای نیرو غایب کار کنم و جایی دیده نمیشد با اینکه فرزند 3 ساله داشتم و حق شیفت فرزند پیش دبستانی در سرکار می ماندم و یا دلسوزیهای الکی برای همکاران در دوران کرونا ( مثلا به کارپردازی 40روز مرخصی دادم در حالی که 15 روز بس بود و مابقی ان از سر دلسوزی بیجا بود و خودم کارها را انجام میدادم و هیچ کس هم قدردان کار من نبود ) الان متوجه شدم که باید درمحل کار طبق قوانین رفتار کرد و همدردی بیجا موجب میشود که وظیفه بدانند الان به مدت 6 ماه است که خدا را شکر با این سایت آشنا شدم و کاری به کار همکاران ندارم راس ساعت میام و راس ساعت هم میروم و با خیال راحت با خانواده ام هستم و خدا را شکر اصلا تلفنی از محل کار به من نمیشه درحالی که قبلا من در منزل تا ساعت 11/5 شب جوابگوی کارهای مربوط به ادارات تابعه و یا برون سازمانی بودم و همیشه همسرم ازاین موضوع شاکی بود.و اصلا وقتی برای سرگرمی و بودن درکنار همسر و فرزندانم نداشتم و متاسفانه به انواع بیماریهای عصبی و استرسی و بیخوابی در شب مبتلا شده بودم  الان متوجه شدم بعد از 23 سال که باید درمحیط کار با همکاران مثل یک رهگذر برخورد کنی و نباید با انها زیاد صمیمی باشی چون کاری برای تو انجام نمیدهند و اصلا نباید از زندگی خصوصی و شخصی شما مطلع باشند چون با دلسوزیهای بی مورد در جمع همکاران شمارا ناراحت میکنند و الان گاهی شده من بعضی از همکاران را به مدت 2 ماه است ندیدم و هیچ خبری از اتفاقات سازمان ندارم و چقدر خوبه که گفتند بی خبری بالاترین شادی است الان متوجه این حرف شدم و خدا را شکر میکنم که با این سایت آشنا شدم و روز به روز بیماریهای من کمتر میشه و ساعت بیشتری را با خانواده ام هستم . ممنون از شما استاد که این آگاهها را به ما میدهید 

      خدا را شکر که امروز ایدا را دیدم و از طرف من صورت ماهشون را ببوسید و انشاالله درکنار شما عمری با عزت داشته باشند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/03/20 17:32
      مدت عضویت: 398 روز
      امتیاز کاربر: 44300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 475 کلمه

      سلام برا خدایی که به من زندگی بخشید زمان دادکه برای زندگی بهتر به اگاهی خودم اضافه کنم 

      سلام بر اسناد وهمه عزیزان 

      اولین مرحله هرانسان قبول کردن‌که زندگیبیکم کاست چهخوب وچه بد مسئول فقط خودمن هستم ه دچارمشکل شده مفصر خودم هست اگه زندکی شیرنی رو تجربه میکنم این خودم هستم ازلیرون هیج کس مسئول هیچ درزندگی من نیست باره همین مسئله به من به سخثه خیلی کمک گرد 

      چون وفتی من خودم‌مقصر دوستم اون زمان متوانم خودم درستش کنم ولی تازمانی که هرمشکل رک به گردن هرعوامل بیرونی بنرازم اون زمان چون دیگران رو دلیل این مشکل که دارم‌میدونم به خودم نمیتوانم هیج کمکی کنم چون در دید من چطورمیتوان دیگران رک درست کنم تا مشکل من حل بشه 

      توزمینه چاقی  فبل از وردبه سایت من  زمین زمان رو مفصر میدوستم کمی خودم رونه کامل همه کس همه جیز رودلیل برای چاقی زیادخکدم میدونستم این مرحله قبول چون به شکل تسلیم وهدابت خداوند من به سایت وارد شدم توستم این مسیله قبول کنم چون دیگه تسلیم واقیدشدم اون زمان برای خودم با بودن توسایت ثابت شد که خودم این همه مشکل برای خودم تراشیدم حالا باید برطرفش کنم برای تغییر کردن هم اول همین کاررو بایدانجام داد اول بابد به خودمون هم وقت وهم تغییر رو فبول داشته باشیم که با تغییر ذهنم وتغییر رفتارم به خودم یی روش درست روهدیه بیدم با روش فبل که من خودم دچارمشکل کردم‌اگه تومسیر جدید همون افکاروهمون رفتار وهمون عمل کردو داشته باشم امکان نداده که من متناسب بشم چون کل مسیر چاقی رو اوردم تومسبر لاغری چطوری امکان داره با روش چاقی من تومسیر لاغری بدون تغییر لاغر بشم هیچ امکان نداره پس من باید تغییرکنم تا بتوانم تو مسیر لاغریی ازهمه مراحل بالا به شکل مسیر لاغری استفاده کنم ونتیجه که به دست میاد صد در صد  لاغریی هست نه چاقی 

      تعییر کردن مرحله ای  هست که به من  توان زیاد داده که با شور وشوق وانکیزه زیاد تومسیر باشم ادامه بدم تازه با بورن مسیرهای دیگه رو جلوی من قرا داده تا با بودن تومسیرهای دیگه بتوانم توجند مسیر حرگت کنم وتغییران رو کم کم واهسته اهسته به دست بیارم مثل زمانی که میخواستم لاغری رو به دست بیارم اون به شکل ارام ارام واهسته حرکت کرد م تومسیرموندم وجالا بعدازجند ماه کم کم دارم نتبجه دریافت میکنم تا نتیجه اخرکه لاغریی هست اون زمانی به دست میارم که ادامه بدم کم کاری نکنم همه اموختهای خودم‌روکامل به کاره بگیرم درنتیجه به چاقی توجه نکنم لاغری رو توحاشیه قراربدم توزمان خودش به لاغریی میرسم تواین زمینه من وفت دارم تومسیرهای دیگه هم کارکنم تا این پازل به شکل خوبی چیده بشه ومن دسناورده بهتری روبه خودم هدیه بدم اون رمان دستاردم پر ثمره است تا تویی مسیر فقط باشم تواون مسیر فقط کارکنم 

      خدا به همه عزیرانی که فرزندی نداره ازگل دختر شما بده خدا شمه وهمه خانواده شمارو درسحت سلامت نگه داره 

      خداپشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1402/01/04 21:19
      مدت عضویت: 368 روز
      امتیاز کاربر: 6205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      سلام و درود به استاد عزيزم

      در ادامه پيدا كردن رد پاي شما رسيدم به اين فايل در روز 28 ام حضورم در اين سايت

      من پيدا كردم كه چه تغييري بايد درون خودم انجام بدم تا نعمت هايي كه ميخوام برام بياد

      من متوجه بودم كه تغييرات بايد درون من اتفاق بيوفته

      البته كمي هم به تغييرات همسرم نظر داشتم 

      كه ايشون هم بايد تغييراتي در كسب و كارش ايجاد كنه يا تغييراتي در باورهاش يا هر چيز ديگه اي

      اما هميشه به خودم ميگفتم طبق چيزايي كه من ياد گرفتم ، اگر من تغيير كنم افرادي كه با من در ارتباط هستن هم تغيير خواهند كرد

      و به خودم ميگفتم پس من هنوز اون تغيير بنيادي رو نكردم كه همسرم هم هنوز تغيير نكرده

      و امروز كه متوجه شدم تغيير اساسي كه بايد در وجود من صورتت بگيره اينه كه من بايد شكرگذار اون چيزهايي باشم كه دارم

      شكرگذاري با احساس خوب 

      نه فقط كلمه باشه كه ديني رو از سر خودم باز كرده باشم

      بايد بفهمم اون چيزي كه دارم برام چه خوشبختي هايي آورده … و اگر نبود چي ميشد…ميتونم با اين فرمول به احساس خوب در سپاسگذاري برسم

      انقدر خداي من بزرگه كه زود فراواني رو در ذهنم بزرگ ميكنه…به همين دليل داشته هام برام خيلي كوچيك ميشن

      اما بايد خودمو مقايسه كنم با قبل از اين داشته ها اونوقت بزرگي اين داشته ها به چشمم مياد

      من اين ترمز رو در خودم پيدا كردم و فهميدم يك مرز باريك هست بين اون باوري كه ما از فراواني در جهان در خودمون ميسازيم و اون نعمت ها و اون اندازه از فراواني كه در زندگيمون داريم

      اون مرز باريك ميتونه يك سد بزرگ باشه 

      براي من كه شده بود و خدا روشكر امروز پيداش كردم

      من انقدر ثروت توي جهان دارم ميبينم كه از خدا طلبكار شده بودم و هي بهش ميگفتم اينهمه هست چرا به من نميدي

      هي ميگفتم مگه كم داري پس چرا فلان چيزو نميدي

      در حالتي كه من بايد نشون ميدادم كه اگر بده چي ميشه

      چطور بايد اين كارو ميكردم ؟! 

      با همين نعمتي كه مشابه اوني هست كه ميخوام

      ايني كه دارم چقدر داره منو خوشحال ميكنه كه درخواست بيشترشو دارم

      من يه قاشق آب نشون خدا ندادم …ازش توقع دارم دريا رو نشونم بده

      خدا رو هزاران بار شكر كه امروز پرده برام افتاد

      از خودش هدايت ميخوام هر روز مثل امروز و بيشتر از امروز بر من آشكار كنه اون نقاط تاريكي رو كه بايد تغييرش بدم

      و بهم توفيق تغييرش رو بده

      آخر فايل هم آيداي عزيزمون وارد صحنه شد و من براي يك لحظه ذهنم استاپ شد اصلا نميتونستم به ياد بيارم قبل از ديدن آيدا توي سرم داشت چي ميگذشت

      همون يك دقيقه رو زدم قبل و دوباره ديدمش

      روي ماهش رو از طرف من ببوسيد

      خدانگهدار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1401/12/05 15:31
      مدت عضویت: 483 روز
      امتیاز کاربر: 13735 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      با سلام خدمت شما، 

      امیدوارم که هر جایی باشین در راستای تغییر افکار خودتون باشید و در مسیر آدم بهترین بودند از طریق افکار بهتری داشتن باشیم،برای من خیلی جالب است که میدانم بعضی آدمها همیشه به دنبال مقصر زندگی خودشان هستند و در گذشته به این فکر می‌کنند که چرا کسی به ما نگفته راه درست چیز و مارو هدایت نکرده و به ما تجربیات خودش را یاد نداده اگر دقت کنید که هر فردی که در نوجوانی و چه در میانسالی و پیری این قابلیت تغییر را در ذهن خودش دارد اما انسانی که نمی خواهد این را بپذیرد و این تغییر خوب را برای خودش مفید بداند هرگز عوض نمی شود و در همان آن افکار خودش زندگی می‌کند اگر ما از گذشته ناراضی هستیم اگر خودمان را گناهکار میدونیم اگر مشکلات زندگی مان را مقصر آن دیگران هستند این ریشه در افکار ما از کودکی تا به حالا دارد و باید به این دقت کنیم که چرا نخستین میدونیم دیگران رو در صورتی که با افکار خودمان را با تغییر خودمان میتونیم زندگی رو هم درست کنیم حالی از مشکلات و افکار منفی کنیم و خودمان را مقصر چرا نمی دانیم چرا نمی گویم که من برای خودم کم گذاشتم از زندگی استفاده کافی نبردم لذت کافی نبردم آنچه که در شرایطی که برای من مهیا بود استفاده نکردم،

      خیلی خوبه که احساس خوبی داشته باشیم خیلی خوبه که افکار مثبتی در رابطه با آنچه در دو رمان اتفاق میافته داشته باشیم خیلی زیباست جهان با افکار مثبت و با طعم های قشنگ خدا نگاه کنیم و خیلی خوب است که یک انسان جدید با افکاری جدید و در زندگی که خودمان آن را ساختیم و میخواهیم باشیم من باور دارم به این که این قانون جهان است که ما به هر چیز در جهان که فکر میکنیم بر اساس همان فکر و نگرش ما جهان هم به ما پاسخ می دهد این خیلی جالب است و برای من باور عمیق شده که این رو قبول دارم زیرا من خودم رو یک انسان شاد همراه با آرامش و در سلامت کامل از نظر جسمی و افکار هم می دانم خیلی خوشحالم از این تغییرات خوبه خودم خیلی سعی می کنم که از مسیر ذهنی خودم خارج شوم و از این سایت بسیار مفید دور نشوم اما گاهی وقتا همانطور که افکار آدمها تغییر میکنند یک چیز هایی پیش می آید که ذهنی من را به هم میریزد و در لحظه یک حرف خشونت آمیز یا یک عکس العمل سریع را نشان می دهم اما بعد که این تمام می شود به خودم نگاه می کنم و می گویم من که آدم جدیدی هستم و در راستای تغییر افکارم هستم دیگر نباید مثل گذشته زود از کوره در بروم و یا کسی را مقصر عصبانیت خودم را می توانم با کنترل افکارم با کنترل اعصابم به یک موضوع فکر نکنم ،

      برای مقصر دانستن زندگی همیشه بهانه و دلیل وجود دارد اما اینکه خودمان را مقصر بدانیم بسیار دشوار است،زمانی که تصمیم گرفتم خودم رو تغییر بدم دیگه دنبال مقصر در زندگی نبودم و کاری نداشتم که کی مقصر در زندگی به جای این افکار خودم رو بررسی کردم و همه مشکلات از افکار آغاز میشه و نگاهمون رواز مقصر دونستن کسی رو عوض کنیم ،نگارش مون رو تغییر بدیم شرایط زندگی هم تغییر میکنه و من دیگه اون آدم سابق نیستم تا وقتی حالت خوبه من در ارتباط با اطرافیان باشه من در نوسان خواهم بود هم این من مقصر هستند که به حرفهای دیگران فکر می‌کنم و پروبال می دهم باید بدونیم افکار قابلیت تغییر را دارند و از شرایط استفاده درستی داشته باشیم و به دنبال مقصر در زندگی ما نباشیم با ایمان و توکل و باور به خدا و اعتماد به خدا با افکار و احساسات خوب زندگی خودمان را زیبا کنیم و در راستای اهداف بهتر شدن ذهن خودمان باشیم،

      باتشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      1400/09/06 14:31
      مدت عضویت: 1243 روز
      امتیاز کاربر: 5524 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      بنام خدا

      درطی مسیرزندگی دریافتم که تنها کسیکه زندگی منو میسازه خودمم. شاید چندروز پیش این اعتقاد رونداشتم. چطور منی که اینهمه نتیجه ی خوب دراین مدت از این سایت گرفتم دوباره داشتم لیز میخوردم تو مسیر  زندگی  این. فایل امروز خیلی به من کمک کرد دوهفته ای بود که  واقعا درگیر حاشیه های زندگی شده بودم  همش فکر میکردم مشکل کجاست پس .به این نتیجه هم رسیده بودم  که فقط لاغرشدن کافی نیست تغییر دادن شخصیت من هم مهمه اون چیزهایی که باعث ناراحتیم  میشه افتاده بودم دنبال مقصر گشتن. بااینکه ازاون زمان که شروع کردم به عمل کردن به دوره ها جسمم تغییر کرده  دوباره به خاطر حرف دیگران داشتم از مسیرم  منحرف میشدم اما یه صدایی در من بهم  می گفت  ادامه بده  ودلسرد نشو با اینکه مشکل جای دیگر ی بود توفایل دوازدهم صعودو سقوط بودم تمرین میکردم می شنیدم و درک  میکردم بعدیاد این افتادم که من غذای روحم روبه خودم اونطور که باید ندادم  امروزبا این فایل به  این نتیجه رسیدم که من هستم که مقصر زندگیمم وبه این نکته هم رسیدم که انقدر باید تکرار کنم  تا جایی که بتونم درمورد خودم نظر داشته باشم و اجازه ندم دیگران درمورد م نظر بدن  وبه این برسم که مقصر کسی از بیرون نیست بلکه خودم هستم و اینکه تغییر کردن نیاز به بهاداره همانطورکه خیلی چیزها درزندگی بابتشون  بها پرداختم و دیگه نیازی نیست کسی رومقصر بدونم منم تا قبل از اینکه  این فایل رو بشنوم تسلیم شد ه بودم به یک حس رسیده بودم درباره‌ی زندگی وحتی مریضی من داشتم لاغرمیشدم اما میدونستم که فقط لاغری کافی نیست جنبه های دیگه هم باید تغییرکنه   وبه یک نتیجه هم رسیدم درباره ی آدمها درهر حالتی و شرایطی باشی اونا میخوان  حرف بزنن  پس زندگی کنم تازه این روزها دارم خدای درونمو میشناسم  وجسممو وامروز با این فایل هرآنچه که لازم داشتم برای بهترشدن حالم وجود داشت ویک حس سبکی پیدا کردم وخودمو تغییر میدم در همه ی جنبه های زندگی وقتی این فایلو شنیدم حرفها به دلم نشست چیزهایی بود که تو دلم بود واین حرفا داشت بیان می‌شد و ازاستادسپاسگزار م واول ازهمه ازخدا که همیشه کنارم بوداماحواسم بهش نبود.پس ادامه. میدم باقدرت وباتمام وجود من با خدای درونم برای تغییر زندگی باهم  هم سو میشیم و زندگی خلق میکنیم یک زندگی آگاهانه و موفق برای خودم.توجه و ورودی ذهنم همش سمت ناخواسته هابود حرف زدن  درمورد مریضی ومشکلاتی این چنینی حواشی دیگه اما به یک آن دنبال این فایل گشتم تصویرش اومد و ازاونجایی که دانلودش کرده بودم شروع کردم به دیدن و ازامروز تصمیم گرفتم درمورد چیزی که دوست ندارم حرف نزنم وفکر میکنم این شروع خوبی باشه وحتما خواهدبود چون  میتونم ازاین به بعد افکار خودم رو دسته بندی کنم.🌹🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/24 20:38
      مدت عضویت: 975 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      زندگی ما براساس نگرشها افکار انتظار و باور های ک ازقبل در ذهن ما هستند شکل میگیره
      میخوای بدونی ک اینده تو چجوریه
      چ نگرش و چ انتظاری در مورد اینده داری چ پیش بینی میکنی اون اینده تو میشه
      چ افکاری در ذهن تو مرور میشه از همون جنس جهان وارد زندگیت میکنه
      خوشبختی چیه میزان ارامشی ک در زندگی تجربه میکنیم
      ما باید مسائلی ک ذهن ما رو بهم میریزه رو شناسایی کنیم و حلش کنیم و بقیه رو مقصر ندونیم خودمونومقصر بدونیم و در صدد حل اون باشیم ب میزانی ک حال ما ب دیگران ربط پیدا کنه باختیم
      بدنبال مقصر در بیرون خود نباشیم
      تو نمیتونی بقیه رو تغییر بدی ولی میتونی خودتو تغییر بدی
      ب میزانی ک حالت بده مقصر خودتی و باید اینو ی فرصت بدونی ی چراغ ک خدا داره نشون میده داره تقلب میرسونه ک فلانی اینجا ت میلنگه اینجا رو درست کن
      من ۸ سال از زندگیم همه رو مقصر دونستم الا خودم
      من مسیر اشتباه رفتم تغییر کردم برای دیگران تغییر کردم براساس انتظار دیگران
      خودم بودن رو فراموش کردم اصلا فریبا رو ادم ندیم
      من اشتباه کردم ولی خوشحالم ک خدا راه رو داره بهم نشون میده
      ۸ سال از بهترین روزهای زندگیم درگیر این و اون بودم این اونو میخواد این و نکنم فلانی ناراحت میشه فلانی اینو میگی
      نتیجش چی شد ی فریبای گوشه گیر منزوی بدون اعتماد ب نفس و چاق و بیمار.
      ولی تغییر یک انتخاب من تغییر کردن رو انتخاب کردم انتخاب کردم ک حال خودمو خوب کنم و حالم ب هیچکس مربوط نیس من نیومدم ک انتظارات بقیه رو حل کنم من اومدم ک خودم باشم خودمو زندگی کنم این بقیه هر چقدم خوب باشی باز ی چیزی پیدا میکنن این ادما از خدای خودشون شاکین چ برسه ب من
      تصمیم گرفتم خودم باشم مثل ی حیون ک همیشه خودشه درگیر کسی نیس
      مثل طبیعت مثل اسمون میخوام ب طبیعت خودم بازگردم میخوام کنترل کنم خودمو ذهنمو از بقیه و از اطرافم رها شم
      میخوام مثل ی عنکبوت باشم و تارهای ذهنمو از نو ببافم
      میخوام از میون این جماعت طلبکار خودم باشم و
      خودم بودن رو دوس دام چن خودمم
      همونی ک میخوای همونی ک دوس داری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/07/18 22:48
      مدت عضویت: 1619 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد 

      استاد من هر چی برای لاغری فایل گوش کردم و تمرین انجام دادم بی فایده بود چرا خیلی از شلوارهای تنگم اندارم شد ولی فقط در این حد هنوز باید حجمی از چربیها رو بعد دو سال و خورده ای با خودم حمل کنم استاد من واقعا شاگرد پر تلاشی بودم تمام فایل ها رو گوش کردم تمام نکات عمل کردم ولی هنوز وقتی عکسی از خودم میبینم باور نمیکنم که اقدر چاق باشم و تو اینه هم وقتی خودم میبینم اخساسم بهتر لطفا با نفس حقتون کمکم کنید استاد نمیتونم دوره را رها کنم یا اینکه مثل قبل رژیم بگیرم چون دیگه راهی جز اینجا وجود نداره ولی اینجا هم برای من بی نتیجه بوده استاد کمک کمک کمک

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار z.mohammadi7835
        1400/07/24 17:56
        مدت عضویت: 1481 روز
        امتیاز کاربر: 926 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام دوست عزیز اگر به تمام جملات استاد دقت کنید وعمل کنید پایان این راه فقط موفقیت هست  اگر دوره شرکت کرده باشی که باید یاد بگیریم اندازه نیاز بدنمون غذا بخوریم نقطه سیری خودرا پیدا کنیم ومهم تر از همه برای خودمون ارزش قایل شویم فیلم راز رو نگاه کن حتما موفق میشی نگران نباش،.دوباره دوره رو بادقت دنبال کن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          1400/07/24 23:24
          مدت عضویت: 1619 روز
          امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          ممنونم عزیزم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      1400/07/18 18:28
      مدت عضویت: 1050 روز
      امتیاز کاربر: 12598 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده / سلام به استاد عزیزم و دوستان همراه

      جقدر مطلبی که نوشتین رو دوست داشتم استاد….و چقدر بهم یادآوری کرد که منم این آزادی در شغل رو خیلی دوست دارم داشته باشم…اینکه دو روزه یهو بخوام برم تا شمال از یه هفته قبل نخوام هماهنگ کنم و مرخصی رد کنم و …خیلی دوست دارم درآمدم وابسته به مکان و زمان نباشه و از خدا خواستم که هدایتم کنه به مسیری که این خواسته ها رو همراه با لذت و آرامش و پول برام فراهم کنه … متنتون مثل همیشه عالی بود، صحبت هاتون هم که شیوا و واقعیت محض

      از سال 97 که در برخورد با یه تضاد بزرگ توی زندگیم، با قوانین جهان آشنا شدم، حرف منتورم که بهم گفت: مقصر همه اینها فقط خودتی مثل سیلی خورد توی گوشم … این مساله سخت ترین چیزی بود که توی قوانین دنیا باهاش آشنا شدم و باید می پذیرفتمش…اینکه هرآنچه به من گذشته زاده افکار و باورهای خودمه و این منم که رفتار بقیه رو در برابر خودم تعیین می کنم. منی که یک عمر انگشت اتهامم سمت بقیه بود که پدر و مادرم اینجور، همسرم اونجور، خانواده همسرم اونجور، بچه هام اینجور، همکارام اونجور، خدا که به قول استاد سردسته متهم ها … حالا چطور باید اینو بپذیرم که همه چیز دست خودمه و من مسئول همههههههه اتفاقات زندگیم چه خوب و چه بد هستم؟ مثل دوران دانشگاه که اگه نمره خوبی می گرفتیم می گفتیم: 18 شدم، 17 گرفتم … اما اگه کم می گرفتیم یا میفتادیم می گفتیم: 12 داد بهم، انداخت منو …. توی زندگی هم یه عمر یاد گرفته بودیم که خوبی ها و موفقیت ها رو تاج افتخارمون کنیم اما ضعف و شکست و ناکامی و خیانت و هرچی منفی رو بندازیم گردن بقیه

      اعتراف می کنم هنوزم سخت ترین کار توی زندگیم که گاهی یادم میره، همینه که تمرکزم روی خودم و حال خوبم باشه، بقیه خودشون درست میشن…این منم که باید تغییر کنم … وقتی من تغییر کنم و مدارم بالاتر بره، اطرافیانم هم یا تغییر می کنن یا به راحتی از مدارم و اطرافم خارج میشن … من گاهی همین مساله که مهم ترین قانون دنیاست رو یادم میره و هی باید به خودم یادآوری کنم

      ولی تو این مساله واقعا دستاوردهای خیلی بزرگی داشتم تو این سه سال … تغییراتی که توی محل کارم و همکارهام ، توی زندگی شخصی دیدم همه نتیجه کار روی خودم و تغییرات خودم بوده …مرسی استاد که یادآوری کردین که متهم ردیف اول زندگیم خودمم ….ضمنا من قربون این آیدای شیرین عسل برم که اینقده خوشگل و بانمک حرف میزنه…خدا حفظ کنه براتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      1400/07/17 16:22
      مدت عضویت: 927 روز
      امتیاز کاربر: 237 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 572 کلمه

      سلام استاد و دوستان گلم

      وقتی وارد سایت شدم عنوان فایل دیدم خیلی برام جالب بنظیر رسید فوری رفتم متن خوندم و فایل دانلود کردم و وقتی گوشش دادم انگار یکی داشت روند زندگی من تفریح میکرد کارهایی که من همیشه کردم واسه هر مشکلی که داشتم همیشه دانبال مقصری جز خودم بودم 

      اگه یکسال پیش بهم میگفتن مقصر زندگیت خودتی به شدت عصبی میشدم و اون حرف شاید سر دشمنی حسادت بدونستم و دیگه ماه ها سالها با اون فرد حرف نزدمی و کینه میگرفتم ازش 

      ولی امروز که استاد گفتن هیچ کس هیچ عاملی جز خودمان مقصر اصلی زندگیمان نیستیم اینقدر به دلم نشست که چندین بار فایل گوش دادم واقعا خودمان مقصر هستیم 

      و تا وقتی دیگران مقصر میدونیم شکست خواهیم خورد و وضعیت زندگیمان تغییری نخواهد کرد چون خودمان تغییری نکردیم 

      من همیشه در پی این بودم دیگران تغییر بدم تا مشکلاتم حل بشه همیشه خواستم برای دیگران توضیح بدم که رفتارت با من اشتباه است درستش کن چون باعث ناراحتی من میشه ولی هیچوقت نفهمیدم من باید خودم تغییر بدم طرز فکرم عوض کنم تا زندگیم تغییر کنه 

      یک شب پیش که دیگه غرق در مشکلات ناراحتی بودم اینقدرحالم بد بود و خیلی عاجزانه از خدا خواستم کمکم کن و گفتم خدایا بهت توکل میکنم و مطمعنم تو بهترین ها برام میسازی و دیگه کمکی غیر از تو از هیچکس نمیخوام و دلم اروم کن 

      و باز فردا که شد همان مشکلات داشتم ولی دیگه دست پاه نمیزدم حلش کنم با حال بد التماس این اون یجوری که الان نمیتونم توصیفش کنم دلم اروم شده بود و یه صدایی تو ذهنم زمزمه شد که تقصیر خودته که اینجوری رفتارت میشه باهات بخاطر باورهات است و اروم بودم و یهو یکم بهتر شد اوضاعم و امروز از همان مشکلی که اصلا فک نمیکردم دیگه خوب بشه به طور عالی تغییر کرد و رفتارهایی دیدم که خودم باورم نمیشد تا همان دیروز این همه مشکل بود الان هزار درجه تغییر مثبت کرده 

      من امروز با گوش دادن این فایل فهمیدم من به نقطه تسلیم رسیدم و به خدا توکل کردم و فهمیدم مقصر خودمم جای اینکه دیگران تغییر بخوام بدم باید خودم تغییر بدم خودم اروم کنم رها کنم تا ذهنم اروم بشه به خدای خودم توکل کنم و از طریق ذهنم با تغییر تفکرم نگرشم انتظارم زندگیم تغییر بدم 

      خیلی خوشحالم از این فایل اموزنده عالی که زندگی من مث نمایشنامه جلو چشمامم اورد که همیشه خدا بندهاش شهرم خانوادم قیافم کار بابام و تمام دنیا رو مقصر میدونستم جز خودم رو و میخواستم عوامل بیرون از خانوادم تا خدا تغییر بدم تا شرایطم تغییر کنه و همین امر باعث شد سالها در زندگیم درجا بزنم و ترقی رشد پیشرفتی نداشته باشم و همیشه عصبی ناراحت افسرده باشم 

      و الان فهمیدم من بخاطر بی مسئولیتی خودم اینجوری شدم بخاطر اینکه جرعت نداشتم که بگم که الان من در سن ۲۸سالگی کار ندارم ازدواج نکردم چاقم و کلی مشکلات روحی جسمی مالی روابط پر تنش دارم همش مقصرش خودمم 

      ولی الان جلو میلیون ها دوست و استاد عزیزم اعتراف میکنم من مقصر زندگیم هستم و به طور عملی دریافتم که خودم مقصرم و یک شب،پیش به این نتیجه رسیدم و به نقطه تسلیم رسیدم و از امروز ۱۷/مهرماه تصمیم قاطع گرفتم زندگیم تغییر بدم با تغییر دادن خودم و ذهنم بدون متکی به کسی یا فردی خودم این شرایط به وجود اوردم خودمم تغییرش میدم 

      و اینقدر از این فایل خوشم اومده که باز میخوام برم گوشش بدم خیلی به دلم نشست و از خواب بیدارم کرد 

      دوستان شاد موفق پیروز باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/07/17 10:21
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام سلام بر استاد عزیز و دوستان خوبم من برگشتم 

      چه همزمانی عالی استاد من نوشته ی بالای فایل رو خودندم دقیقا منم  مثل شما به یک سفر سه روزه هدایت شدم و تازه یک روزه برگشتم و واقعا دلم برای سایت و بچه ها و حال و هوای خوی اینجا تنگ شده و میخوام تلافی این چند روز نبودن  رو در سایت رو دربیارم .

      استاد به معنای واقعی خوشبختی رو دارم تجربه میکنم چرا چون حالم خوبه چون آرامش دارم که ممکنه خیلیها اینها رو به قول شما نداشته باشن و با وجود کلی ثروت ولی این حس زیبای ارامش،و حال خوب رو تجربه نکن  واقعا خوشبختی به پول و دارایی و روابط خاصی نیست به میزان خوب بودن حال دل ماست .

      من به یک روستای گردشگری در اطراف استان کرمانشاه رفتم و اونجا خیلی کوچیک بود و فقط اب و هوا و طبیعت زیبای کوهستانی و   دریاچه و سبک خاص خونه و زندگیشون و … رو داشت و چیز خاصی نداشت و در اونجا  من به همراه همسر و فرزندانم دوشب موندیم و اینقدر از وجود عزیزانم  به همراه خودم در این مکان زیبا لدت بردم و خوشحال بودم و تفریح های ساده  داشتیم و دورهمی بدون اینترنت و گوشی چون اونجا انتن نمیداد داشتم که واقعا احساس کردم یه سفر به کجا داشتم و من با این احساس،خوب  غرق در لذت بودم و بارها به خودم و خدای خودم میگفتم چقدر عالی  تر شد که به این جا هدایت شدم و تونستم  کلی روابط زیبای دیگه رو با خانواده تجربه کردم و همین برای من ارزش داشت و اصلا کاری به حرفهای بقیه که میگفتن حالا رفتن به این مکان  ارزش این همه راه  پر پیچ و خم رو داشت و یا این همه هزینه رو داشت ؟؟؟و …  اما من کاری به این حرفها نداشتم و حالم رو بد نکردم و فقط با حال خوب سپاسگزاری کردم و لذت بردم .

      استاد منم  دارم زندگی خودم رو اونطور که میخوام خلق میکنم و لذت میبرم من  عاشق این سبک زندگی کردن خودم هستم و من  هم دراین دو سالی که در این مسیر هستم واقعا هیچ ربطی به گذشته ی خودم ندارم و از هر لحاظ دارم سطح بالاتر و بهتری رو تجربه میکنم و لذت میبرم و اگر هر جا هم در زندگیم مشکلی داشته باشم یاد گرفتم هیچ کس  رو  مقصر اون مشکل ندونم و فقط خودم رو مسول بهتر زندگی کردن خودم بدونم و به دنبال این باشم که بهتر فکر کنم و رفتار کنم  تا بهتر خلق کنم .

      همین دیشب در جمعی بودم که کلی افراد دور هم جمع بودن و بازم به دنبال بحث لاغری بودن با روشهای رزیم و ورزش،و … و بودن  کلی نگرانی و حال بد داشتن که چرا دیگه از شر چاقی رها نمیشن و ….همش در حال تحقیق و بررسی بودن  که کدوم کارشناس تغدبه در شهر ما  بهتره  و یا کدوم راه  رو استفاده کنن و یا  چه مواد عدایی رو  استفاده کنن و اصلا اینقدر با شنیدن این حرفها اذیت میشدم و یا د دوران وحشتناک رژیم  گذشته ی خودم میفتم که سریع  از اونجا در کنار اون افراد  رفتم و در یه جای دیگه خودم رو مشغول کار کردم که حتی نشنوم اون افراد چی میگن  چون واقعا نمیتونم اون افراد رو تغییر بدم چون در مسیر نیستن  و نگاهشون رو به این مسایل تغییر بدم و وارد مسیر اصلیشون کنم پس به خاطر  آرامش و موفقیت خودم از این حرفها فاصله گرفتم که منم از مسیر اصلی خارج نشم .

       راستی استاد جان من در این سفر سه روزه عالی رفتار کردم و کار به جایی رسیده بود که من و دخترم یه غذا با هم سفارش میدادیم و تازه  برنج ما هم اضافه میومد و همسرم داشت به این نتیجه میرسید که دو غذا باید برای هر چهار نفرمون  بخرم  که اینقدر اسراف نشه و من عشق میکردم که هم خودم رفتارهای بهتری  دارم هم دخترم و  هم همسرم و  هم پسرم رفتارهای بهتری پیدا کردن و هیچ کس پرخوری نمیکنه و من در کل این سه روز  سفر دریغ از خریدن حتی یک بسته پفک و چیپس و فقط یک جا دخترم یه پاکت چیپس خرید که  خودش،به تنهایی نتونست بخوره و داد به من و منم در حد چند دونه خوردم همین نه که نبود زیاد و فراوان بود هم در مسیر هم در مکان سکونت ما اما من نمیخواستم و میلم نمیشد و نمیخریدم  و من فقط از هوا و مناظر و بودن با افراد و قدم زدن در کوچه های اون روستا لذت میبردم  برعکس گذشته که لذت در سفر برای من در خوردن زیاد خلاصه میشد  این تغییرات برای من بینظیر و ارزشمند هست و من در مسیر درست بودنم رو هر روز از روز قبل بهتر متوجه میشم و خدا رو بینهایت سپاسگزارم که در این مسیر زیبا هستم و این همه افکارم و باورهام و رفتارهام تعییر کرده و خودم دارم با قدرت زندگی خودم و اندام  جدید خودم رو خلق میکنم به لطف این سایت گرانقدر و به لطف داشتن این چنین استاد نمونه ای که همیشه برای من الگو بودین و هستین و دارم از این سبک زندگی کردن لدت میبرم .

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1400/07/17 01:53
      مدت عضویت: 1645 روز
      امتیاز کاربر: 20762 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      سلام استاد عزیز سلام آیدای خوشگل و مامانی و فرشته آسمانی و سلام به همگی

      چقدر از دیدن این فایل لذت بردم و کلی خندیدم مخصوصا آنجایی که خدا را مقصر اصلی و اول صف مقصران توصیف کردید خیلی بامزه بود

      واقعا شجاعت میخواهد که آدم با تمام آن مشکلاتی که شما داشتید تصمیم به تغییر دادن وضع زندگی تان بگیرید و شجاعانه تر از آن دنبال مقصر نباشید و خودتان را مقصر بدانید

      مقصر دانستن خود و نگاه به درون و افکار و عقاید خود کردن به جای مقصر دانستن عوامل بیرونی واقعا نه تنها شجاعت می خواهد بلکه این یک صفت عالی و تحسین آمیز است که راه را برای تغییر کردن و بهتر کردن زندگی باز میکند

      انسان تا وقتی خودش را مقصر نداند مسلما دنبال برطرف کردن ایراد نخواهد بود و این رویه کماکان ادامه خواهد داشت 

      اما وقتیکه خودمان را مقصر بدانیم و به دنبال پیدا کردن دلیل آن واقعه بگردیم و با پیدا کردن اشکال آنرا برطرف کنیم این نقطه پایان آن مشکل خواهد بود

      از خواندن نوشته این فایل هم بسیار لذت بردم واقعا قدرت ذهن چقدر شگفت انگیز است و چطور در زمانی کوتاه زندگی یک شخص را ۱۸۰ درجه تغییر میدهد 

      این نتیجه همان شجاعت و صفت عالی دنبال مقصر نبودن است 

      دیدن این نتایج و تغییرات واقعا انگیزه فراوانی در ما ایجاد میکند که به قدرت ذهنمان ایمان بیاوریم و همیشه آمادگی برای آموختن و اجرای آموزشها داشته باشیم

      از دیدن آیدای ناز و مامانی هم خیلی خوشحال شدم اگر بشود از او و شیرین زبانی هایش فیلم بگذارید خیلی خوب میشود 

      خداوند مهربان تمام فرزندانتان را برایتان حفظ کند و سایه پدر و مادر عزیز و مهربان بالای سرشان باشد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم