0

رهایی از افکار منفی (قسمت اول)

رهایی از افکار منفی و احساس بد
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید! و این مسیر از رهایی از افکار منفی آغاز می شود.

اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست اشتباه می کنید.

من هم تا ۳۳ سالگی این تصور را داشتم که زندگی را باید سپری کرد و نمی توان زندگی را به شکلی که مورد علاقه ات است تجربه کرد.

افکار منفی

آیا افکار منفی بر زندگی شما سایه انداخته است؟ آیا احساس می‌کنید که این افکار مانع پیشرفت و خوشبختی شما می‌شوند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید. بسیاری از افراد با این چالش دست و پنجه نرم می‌کنند. اما خبر خوب این است که رهایی از افکار منفی کاملاً امکان‌پذیر است.

رهایی از افکار منفی

افکار منفی چیست؟

افکار منفی، الگوهای فکری منفی و خودویرانگری هستند که می‌توانند بر احساسات، رفتارها و در نهایت کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارند. این افکار اغلب به صورت تعمیم‌دهی بیش از حد، نگرش ذهنی منفی، برچسب‌زنی و پیش‌بینی بدبینانه ظاهر می‌شوند.

افکار منفی می‌توانند به مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس منجر شوند. همچنین، این افکار می‌توانند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهند و مانع از دستیابی به اهداف شوند.

افکار منفی چیست و چرا به وجود می‌آیند؟

افکار منفی، همانند ابرهایی هستند که گاهی اوقات آسمان ذهن ما را می‌پوشانند. این افکار می‌توانند در مورد گذشته، حال یا آینده باشند و اغلب با احساسات منفی مانند اضطراب، غمگینی و خشم همراه هستند.

دلایل مختلفی برای ایجاد افکار منفی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

استرس و فشارهای روزمره: استرس و فشارهای زندگی روزمره می‌توانند بر سلامت روان ما تأثیر گذاشته و افکار منفی را تشدید کنند.

تجربیات گذشته: رویدادهای منفی گذشته می‌توانند الگوهای فکری منفی را در ما ایجاد کنند.

باورهای نادرست: باورهایی که درباره خودمان یا دنیای اطرافمان داریم، می‌توانند منجر به افکار منفی شوند.

خبر خوب این است که می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف، افکار منفی را مدیریت کرده و بر آن‌ها غلبه کرد.

تغییر شرایط زندگی

تغییر شرایط زندگی

به عنوان فردی که توانسته‌ام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید اگر مهارت رهایی از افکار منفی را کسب کنید.

هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازه‌ی او خوشبخت شوید…

سالهای زیادی از زندگی ام را با ناراحتی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته هایم بودم، در جستجوی مهم‌ترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان در مسیر یادگیری قوانین جهان هستی برای تغییر زندگی قرار گرفتم.

کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روشی دست یافتم که تغییر زندگی را برایم آسان کرد و توانستم درک کنم چگونه خالق زندگی خود باشم.

دوره رایگان رهایی از افکار منفی، قدم اول برای تغییر شرایط زندگی، حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است. برخی از این آگاهی ها در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.

مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.

زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم.

ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همه‌ی زیبایی‌های جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.

زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم. و مسیر رسیدن به این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ما وظیفه داریم از  توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا  در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که می‌توانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.

تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعی‌ترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.

خدا را شکر می‌کنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.

خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.

تغییر نگرش های درونی

اگر بخواهیم تغییری در روند ناخواسته های زندگی ایجاد کنیم، چاره ایی نداریم مگر این که افکار و باورهایی که از گذشته درباره زندگی کردن در وجود خود ذخیره کرده ایم را تغییر دهیم. به همین منظور برای تجربه زندگی بهتر نیاز به آموزش هایی داریم که متاسفانه نه در کتاب های درسی وجود دارند و نه از طریق خانواده به ما منتقل شده اند.

چرا افرادی در جامعه هستند که کاملا از هر نظر احساس خوشبختی ویا حتی بدبختی دارند؟

تمام خوشبختی و یا بدبختی انسان ها بسته به نگرش آنها و باورهایی است که در ذهن خود ذخیره کرده اند.

این باورها میتواند مثبت و یا منفی باشد و در نتیجه این باورها می توانند انسان را به سمت خوشبختی و یا حتی بدبختی ببرد چون ریشه این افکار در ذهن انسان است و برای تغییر آن باورها نیاز به آموزش دیدن دارد تا با جایگزین کردن باورهای صحیح به سمت آرمان خود گام بردارد.

با آموزش درست حتی می تواند شرایط خانواده خود وانسانهای پیرامون خود را تغییر داد.

خداوند جهان هستی را بر طبق قانون زیبایی، سلامتی، خوشحالی، ثروت و خوشبختی بنا کرده و ما هم به عنوان انسان از این قانون نه تنها مستثنی نیستم بلکه هم سو با این قوانین آفریده شده ایم، پس حق طبیعی ما خوشبختی، خوشحالی، سلامتی، ثروت و…. است.

رهایی از افکار منفی

رهایی از افکار منفی

چه موقعی انسان از حق های طبیعی خود محروم می شود؟

زمانی انسان از این حق های طبیعی محروم می شود که افکارش هم سو با جهان هستی نباشد یعنی دچار افکار منفی گردد ودر یاس ونامیدی بسر برد

چه زمانی انسان موفق می شود؟

زمانی که افکارش همسو با قوانین جهان هستی باشد. یعنی دارای افکاری از جمله عشق، امید، شادی و احساس خوب داشته باشد یعنی انسان به لیاقتی که خداوند در او نهادینه کرده پی برده و از طریق کنترل ذهن از آن برای بهبود شرایط زندگی خود و تجربه خوشبختی بهره ببرد.

از این طریق می تواند به لیاقت به توانایی هایی که حق طبیعی اش است دست پیدا کند. در این صورت انسانی موفق در امور زندگی خود می شود.

اولین قدم برای تجربه این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ریشه‌های افکار منفی

افکار منفی از کجا می‌آیند؟ دلایل مختلفی برای بروز افکار منفی وجود دارد، از جمله:

  • تجربیات گذشته: تجربیات تلخ و شکست‌ها می‌توانند باعث ایجاد الگوهای فکری منفی شوند.
  • تلقین‌های اطرافیان: حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران می‌تواند بر روی باورهای ما تأثیر بگذارد.
  • تکامل ناقص الگوهای فکری: برخی از ما الگوهای فکری منفی را از والدین یا اطرافیان خود یاد گرفته‌ایم و هنوز نتوانسته‌ایم آن‌ها را تغییر دهیم.
  • استرس و فشارهای زندگی: مشکلات و چالش‌های زندگی می‌توانند باعث ایجاد افکار منفی شوند.

تأثیر رهایی از افکار منفی بر زندگی

رهایی از افکار منفی، تأثیرات شگفت‌انگیزی بر زندگی ما دارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:

افزایش موفقیت: افکار مثبت، شما را به سمت اهداف‌تان سوق می‌دهند و به شما کمک می‌کنند تا به موفقیت‌های بزرگتری دست پیدا کنید.

افزایش اعتماد به نفس: با تغییر افکار منفی به افکار مثبت، می‌توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و به توانایی‌های خود ایمان بیاورید.

بهبود روابط: افکار مثبت باعث می‌شوند که روابط بهتری با دیگران برقرار کنید و ارتباطات موثرتری داشته باشید.

افزایش خلاقیت: افکار مثبت، ذهن شما را باز می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند تا ایده‌های جدید و خلاقانه تولید کنید.

کاهش استرس و اضطراب: با رهایی از افکار منفی، می‌توانید استرس و اضطراب خود را کاهش داده و به آرامش درونی دست پیدا کنید.

نتیجه‌گیری

اگر انتظار داشته باشیم که شرایط فعلی ما با این افکاری که داریم تغییر کند بسی خیال بیهوده است چون ۸۰٪ آن با افکار منفی است و همش در این شرایط منتظر شانس می مانیم تا به شرایط بهتر و یا طبقه بالاتر برویم و زهی خیال باطل و این راهی ندارد جز رهایی از افکار منفی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت.

رهایی از افکار منفی، یک فرآیند تدریجی است و نیاز به تمرین و پشتکار دارد. با استفاده از روش‌های ذکر شده در این مقاله، می‌توانید به تدریج بر افکار منفی خود غلبه کرده و به زندگی شادتر و موفق‌تری دست پیدا کنید. به یاد داشته باشید که شما لایق بهترین‌ها هستید و شایسته آن هستید که زندگی‌تان را با شادی و آرامش پر کنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 241 رای

صوتی رهایی از افکار منفی 1

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11052
154 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۵ ۱۴:۴۷
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      سلام 

      گام ۴۱ رهایی از افکار منفی 

      ذهن ما همانند مخزن است . ورودی و خروجی دارد . 

      ورودی آن افکارها و رفتارهایی که میبینیم  شنیده ها و دیده ها و گفته ها و احساساتیست که خودمان را در معرض آن قرار میدهیم .  مطالبی که میخوانیم . کتابها و ….و خروجی آن نیز انچه است که از ما تراوش می کند . 

      چیزهایی که میگوییم افکار و رفتارهایی که انجام میدهیم . احساسات و قضاوتهایی که از  خود بروز میدهیم . 

      چرا محتوای ذهن اینقدر مهم است . چون ذهنیت ما سرنوشت ما را تعیین میکند . چون ذهنیت ما کوله باری از انتخابهای ماست که آنچه دلخواه ماست در آن جمع کرده ایم و با آنچه در کوله جمع کرده ایم سرنوشت خود را میسازیم . 

      آنچه در ذهن ماست موجب واکنش در فکر ، جسم و رفتار  میشود و کم کم  عادات خود را مطابق این محتویات شکل می دهیم و با  عادات خود شخصیت خود را میسازیم و با شخصیت خود سرنوشت خود را رقم میزنیم . 

      به آنچه در ذهن ذخیره شده باور می گویند . 

      برای اینکه بخواهیم زندگی خود را تغییر دهیم باید بتوانیم این باورها را شناسایی کرده و آن را با دلیل و منطق رد کرده و باور صحیح را جایگزین کرده آن را با شاهد آوردن برای خود منطقی کنیم . آن را در زندگی تکرار کنیم و در زندگی روز مره از آن استفاده کنیم ‌ 

      وقتی که  محتوای ذهن خود را با تغییر ورودیها تغییر دهیم آنچه در فکر ما جاری میشود مطابق باورهای جدید است . 

      افکار منفی  افکاری هستند که از ذهنیتهای گذشته حاصل میشود وقتی ما افکار منفی داریم یعنی باورهای ما هنوز صد درصد خالص نشده اند بنابراین افکار ما دوگانه میشوند . افکار واکنش ذهنیت ماست . اگر باورهای ما خالص شوند افکار منفی سراغ ما نمی آیند . خداوند بارها در قرآن به اخلاص اشاره کرده . وقتی ما افکار شک آفرین را در ذهن مرور می کنیم این شک و شبهه از طرفی نشان از ناخالص بودن باورهای ما دارد و از طرفی باز هم به عنوان ورودی سبب دوگانه ماندن ذهن میشود . 

      به عنوان مثال ما باور داشتیم لاغر شدن سخت حاصل میشود . از طرفی در سایت تناسب فکری آموختیم برای اینکه بتوانیم  به هدفی برسیم باید آن هدف را برای خود ساده کنیم . یاد گرفتیم لاغر شدن خیلی ساده و آسونه . چون خودبخود به دست میاد . چون ما فقط کدها رو تغییر میدیم و براش دلیل میاریم . من خودم ۲۰ کیلو راحت کم کردم . همین حالا خیلی راحت دارم به ایده آلم نزدیک میشم . نمیگم کم میکنم میگم ایده آل میکنم . به ایده آلم دوست دارم برسم . 

      خب حالا این باور جدید در من قویه هرچقدر بیشتر به این باور توجه کنم ساده تر شدن و لذتبخش شدن این هدف برام بیشتر فراهم میشه و شرایطی رو جذب می کنم که این باورم رو قویتر کنه . حالا اگه هنوز به باور قبلی اعتقاد داشته باشم خب اون باورهم واکنشهای مخصوص به خودشو داره . پس در زمانهایی اونم خودشو نشون میده و من طوری فکر و یا عمل میکنم که نشان از سخت بودن لاغر شدن داره . پس راهکار برای رها شدن از افکار نا همسو چیه . راهکار رسیدن به درجه ی خلوص هست . چطور به خلوص نزدیک میشویم . با تغییر کانون توجه . هر چقدر ذهن خود را با باورهایی که در ما ایجاد لذت و شادی می کنند بیشتر مشغول کنیم و تحلیل کنیم و حتی افکار منفی را نیز دشمن خود ندانیم بلکه انها را نیز دوستانی بدانیم که آمده اند به ما بگویند که باور ما چیست و آمده اند راه را نشانمان دهند تا خلوصمان را در باورهای جایگزین بیشتر کنیم و شک و تردید را کنار بگذاریم پس از آنها دیگر رنج نمی کشیم و وقتی ما نها را شناسایی کرده و در جایگزین کردن  باور های جدید حرکت کردیم آنوقت اصلا افکار منفی سراغ ما نمی آید . 

      افکار منفی  اولین واکنش ذهن منفیست . 

      پس با تغییر ورودیها میتوان از افکار منفی نیز خلاص شد . 

      خلوص از راحتی می آید . هر چقدر ما ساده تر ببینیم رهاتر باشیم . شک ها و دوگانگیها را در راهمان کنار بگذاریم واکنشهای ذهن ما بهتر و راحتتر میشود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۰۰:۳۴
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 55983 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      سلام به استاد عزیز و،دوستان خوبم 

      اول هزار مرتبه خدا،را شکر که من با این سایت تغییر زندگی آشنا شدم چون بینهایت نیاز دارم که خودم و زندگیم را تغییر بدم و تمام تلاش خودم را خواهم،کرد 

      من خودم خیلی منفی باف هستم و همیشه قبل این فایل هم که گوش کنم تلاش میکردم اما اتفاقات و،اطرافیان نمیزارن ذهنم آرام باشد . در محل کارم که اداره ایطوره و حق ما،را میخوره و تو خونه از اخلاق شوهرم متنفرم خانواده شوهرم این روزها که من به آنها خیلی احتیاج داشتم اتهام گذاشتند چون من پدرم را تازه از،دست دادم و خیلی ضربه روحی شدیدی خوردم خیلی کم،رنگ برخورد کردند حتی به،من یه زنگ هم نزدند غم از،دست دادن پدرم یه طرف و این افکار که با من چه کردند از طرف دیگر داغونم کرد .

      یکی دیگه از افکار م به شوهرم شک دارم و خیلی اذیتش میکنم .اما استاد عزیز این ۴ روزه که افکار منفی ۱و۲ را خوندم و،گوش دادم خدا را شکر خیلی بهترم هر روز افکار م را روی کاغذ میارم و رها میکنم البته کار آسونی نیست اما من تلاش میکنم در طول روز چند بار به سراغم میان و من دوباره تلاش میکنم خدا را شکر کم رنگ شدن ولی کار میخواد هر روز صبح ذهن خودم را با افکار مثبت که استاد اشاره کردن تو قسمت دوم عادت میدم و اجازه فکر منفی را نمیدم مخصوصا اول صبح باز هم میگم کار بسیار سختیه اما میشه با استمرار و توکل به خدا و راهنماییهای شما استاد عزیز من میتونم موفق بشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۰ ۲۰:۰۹
      مدت عضویت: 2386 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      گام ۴۱سلام وقت دوستانم بخیر و استاد عزیزمشخصه که این مسیر بسیار راحتر و لذت بخش تر از روش های قبلیه ،آخه اون روش ها که فقط رنج و سختی بود ،دقیقا من همون شخصی هستم که سالهای زیادی در رژیم و سختی بودم‌، از ۱۰ سالگی رژیم اصلی من شروع شد تا ۲۵ سالگی یعنی ۱۶ سال نان استاپ در رژیم بودم ،از ۲۵ سالگی تا ۳۸ توی رژیم های مقطعی بودم‌،مثلا ۲ سال رژیم سخت بودم ،۳ ماه رها میکردم ولی همچنان در ورزش و خوردن قرص های لاغری و دم نوش بودم ، و در انتها از ۳۸ سالگی تا ۴۴ سالگی بدون هیچ گونه رژیمی بودم  که البته پر از ترس از خوردن بودم ،انگار با خودم لج کرده بودم ،بابا شوخی نیست یه آدم از ۱۰ سالگی تخریب شخصیت بشه هم پیش خودش هم از طرف دیگران ،تازه لذتی هم نبره از زندگیش ،نتونه راحت غذایو مصرف کنه ،همش تو رژیم و محدودیت باشه،رنج ببره ،در آخر به  نتیجه درست درمونی هم نرسه ،خسته بودم و ناامید ،آخه مگه من چه گناهی کرده بودم که نمیتونستم مثل مردم عادی زندگی کنم👉 این سئوالی بود که هر لحظه از خودم میپرسیدم،خودمو آدم  شکست خورده  و قربانی میدیدم و نمیفهمیدم چرا در تمام جنبه های زندگیم‌ بدبیاری داشتم ،حالا متوجه شدم تمام اون سالها که در حال خودتخریبی خودم بودم داشتم این پیغامو هر لحظه با احساساتم به جهان میفرستادم  که (من بدبخت هستم و بدبختی بیشتر را میخواهم)معلومه الان دارم کیف میکنم ،انگار عمر دوباره گرفتم۱۵ ماه پیش که متوجه شدم سایزم نزدیک ۴۸ شده ،اونم از پرو پالتویی که میخواستم بخرم متوجه شدم،فهمیده بودم که چاقیم بیش از حد شده ولی به روی خودم نمیوردم ، اون روز اون پالتورو نخریدم و از مغازه با بغز اومدم بیرون ،با خودم میجنگیدم و به بدنم میگفتم ،فریده دوباره میبرمت تو رژیم سخت ،انقدر بهت غذا نمیدم که بمیری ،،اتفاقا چند روز قبلش یکی از دوستانم پیج لاغریو بهم معرفی کرده بود که بر اساس سوخت و ساز بدن بهت رژیم میداد،مرتب هم استادش میخواست تلقین کنه که شماها سوخت وساز بدنتون پایینه ،وارد دوره شون شدم ،وای که چه رژیم سختی بود ،تازه اونجا متوجه شدم من دیگه نمیتونم خودمو در سختی بذارم ،با هر فشاری بود ۱۵ روز رژیمو گرفتم و یکمی مریض حال شدم و بدنم سریع عکس العمل نشون داد ،بدنم بسیار هوشمندانه اون رژیم مزخرفو پس میزد ،در حین انجام همون رژیم و درگیری باهاش ،عاجزانه از خداوند هدایت و کمک خواستم و من هدایت شدم به این سایت و معجزه خداوندو دیدم ،انقدر با ولع وارد دوره ها شدم ،انقدر خوشحال شدم و هیچ وقت هم نه استاد نه به سایتشون شک نکردم و خیلی سریع همه دوره های لاغری خریدم،خدا هرگز دیر نمیکند و الان هم که در دوره ۱۰۰ گام تا لاغری من و خلق آرزوها با قدرت ذهن هستم و خدارو سپاسگذارم که در مسیر صحیح قرار گرفتم ،اتفاقا ماها که همه عمرو در سختی و رژیم و ترس بودیم برامون این دوره جذابتر و دلنشین تره ، چونکه به یک دفعه تمام اون ترسها از بین رفته و به یک آرامش عمیقی رسیدیم‌ ،مثل شخصی که بیماری داشته و دکترا جوابش کردن و اون شخص به شفا میرسه ،چقدر حالش خوبه ،عمر دوباره میگیره و تازه از زندگیش لذت متفاوتی میبره منکه در هر شرایطی فقط به مسیرم ادامه دادم ،منفی باف که همیشه هست و هنرنمایی میکنه ،گاهی حالم خوب بوده یا بد بوده بازم ادامه دادم ،من یه عهدی با خودم بستم از چندین سال پیش که در دوره های ذهنی فعالیت میکنم‌ که من باید در هر شرایطی فایل هامو گوش کنم  و تمریناتشو انجام بدم فرقی نمیکنه کجا باشم ،چجوری باشم ،و این تمرینو از چندین ماه پیش  که در دوره لاغری شرکت کردم هم اجرا میکنم ،مثلا الان صبح جمعه است ،بعد از صبحانه ،من دارم فایلو گوش میکنم و مینویسم ،با اینکه منزلمون مهمان هم داریم ولی اولویت من تمریناتمه ،یجوری برنامه ریزی میکنم که بتونم به همه کارهام برسم ،با اینکه هر ۳ شنبه و جمعه ها عصر ،کلاس آن لاین دارم ، به خودم قول دادم که تغییرات بزرگیو در زندگیم بوجود بیارم و دارم تلاش خودمو میکنم ،چونکه میخوام جور دیگه ای زندگی کنم اشغال بودن ذهن از عوامل بیرونی ، یکی از موانعیه که حرکت  مارو در مسیر کندتر میکنه ،وقتی ذهن درگیر مسائل خونه و بچه ها و اطرافیانه و گاهی هم مردم ،جای زیادی به اون مسائل تعلق میگیره و وقتی احساس پر بودن داشته باشیم ،یعنی ظرفمون پر باشه ،آگاهی های جدید وارد ذهن ما نمیتونه براحتی بشه ،پس بهتره ذهن خودمونو خالیتر کنیم برای مسائل شخصی خودمونفایل های رهایی از افکار منفیو پارسال گوش کردم ولی خوشحالم که مجدد در این مسیر گوش میکنم چونکه میدونم امسال با یک درک بهتری متوجهشون خواهم شد و عمل خواهم کرد که گوش کردن به فایلی که عمل نیاورد کار بی فایده ایه زود رنج بودنمون هم برمیگرده به سرزنش هاییکه از طرف دیگران شدیم و بعد از اون هم خودمون اون مسیر سرزنش گری رو برای خودمون در درونمون ادامه دادیم و منتقد درونیمون مدام ازمون ایراد گرفت ،حالمون بد شد و یه حس ضعف درونی داشتیم ،احساس کم بودن ،ناکافی بودن ،نادرست بودن ،زشت بودن، دوست نداشتنی بودن و تمام این احساسات بد همراه ما بوده و حمل این بار سنگین به ذهن و جسم ما آسیب های زیادی وارد کرده که بصورت خشم ،استرس ،عصبانیت و عزت نفس و اعتمادبنفس پایین خودشونو نشون داده و حالا که در حال یادگیری علوم ذهنی هستیم چه بهتره که در راه آرامش ذهن هم قدم برداریمکامنت در رهایی از افکار منفی رو هم در قسمت کامنت های مخصوص خودش خواهم نوشت ممنونم برای این مسیر زیبا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۰ ۱۹:۵۹
      مدت عضویت: 2386 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 909 کلمه

      گام ۴۱ رهایی از افکار منفیسلام وقت بخیرپارسال هم این فایلهارو گوش کردم و حتما کامنت هم نوشتم و امسال میخوام با درک جدیدم مجدد بنویسم و لذت آگاهی های جدید رو ببرم من در قدیم زیاد شنیده بودم که سرنوشت ما از قبل نوشته شده و ما هیچ دخالتی در تعیین کیفیت زندگی خودمون نداریم ،ولی من از بچگی زیاد به رویاهای خودم فکر میکردم ،با اینکه در شرایط استرس زایی زندگی میکردم و اصلا خودمو  نزدیک به زندگی مورد دلخواهم نمیدیدم ولی در درون من یک خواسته قدرتمندی وجود داشت که منو خیلی آروم هل میداد بسمت خواسته هام ،با اینکه من دوست داشتم برم بسمتشون ولی در خودم اون توانمندیو نمیدیدم تا اینکه با قدرت ذهن و مسائل روانشناسی آشنا شدم و متوجه شدم که در این زمینه بسیار علاقه دارم چیزی که در گذشته در مورد زندگی بمن گفته بودن ،این بود که ما به این دنیا اومدیم که رنج ببریم ،یه مدتی  زندگی کنیم و بمیریم که ما هیچ دخالتی در زندگی خود نداریم و باید این زندگی رو قبول کنیم و منهم باور کرده  بودم با ورودم به اگاهی های ذهنی ،متوجه شدم که من خالق زندگی خودم هستم ، اوایل متوجه نمیشدم که من چطوری خالق هستم؟ و با بودنم در مسیر و تمرین و تکرار ،این آگاهی ها در من دانلود شد ،که من میتونم با کانون توجهم ،هر چیزیو که میخوام به زندگیم دعوت کنم ،قبلا ناراحتی دعوت کرده بودم به زندگیم‌ و الان میتونم خواسته هامو دعوت کنمباورهای ریشه ای ما زندگی حال حاضر مارو میسازن ،تمام شنیده ها و دیده هاییکه در کودکی دیدیم و شنیدیم ،زندگی مارو خلق کردند  ،باورها آمده اند که خود را به ما ثابت کنند ، من در کودکی و تا الان مدام از الگوهای خودم شنیدم که  جهان جای ناامنیه ،آدم های بد زیادن ،همه دزد شدن ،نباید به مردم اعتماد کرد ،همه کلاهبردارن ، تو این جهان یا باید بخوری یا خورده میشی وووووو  و منهم چونکه این باورها رو قبول کردم ،در طول زندگی فقط با باورهای خودم مواجهه شدم ،و همیشه غر میزدم و گلایه میکردم که چرا این اتفاق ها رو تجربه میکنم و وقتی که با مباحث ذهنی آشنا شدم ،تازه متوجه شدم دلیل تمام تجربیاتم چی بوده و ما از حق های طبیعی و الهی خود بی اطلاع بودیم ،مثلا ما حق طبیعی خودمون میدونیم که چشم داشته باشیم و ببینیم،بینی و دهان داشته باشیم که نفس بکشیم،دست و پا داشته باشیم که راه بریم  و کارهامونو انجام بدیم ولی اگر بخواییم در مورد زندگی مرفه و ثروت ، فکر کنیم ،یه عده ،اجوز مجوز ،در ذهن ما با هم مارو میترسونن،دعوامون میکنن، سرزنشمون میکنن و بهمون میگن ،آخه چجوری میخوایی پولدار بشی؟ مگه پول در اوردن راحته؟ ووووو ما هم با شنیدن اون صداها ،باور میکنیم‌که حق ما پولدار بودن نیست ،اگر میخواییم به سلامتی برسیم ،بازم همون صداها از درونمون بهمون یادآوری میکنن که سلامتی حق الهی تو نیست و ما هر خواسته ای داشته باشیم ،اون صداها ،به اندازه ،باورهای ما ،صداشون قویتر یا ضعیفتر خواهد بود، هیچ وقت به این فکر نکردیم که پول در آوردن هم میتونه مثل نفس کشیدن راحت باشه و تمام اینها برای برنامه ریزیه ذهن ناخوداگاه ماست که تا ۱۰ سالگی در ما صورت گرفته و ما اون ۱۰ سال ،برنامه ریزیه ذهنو ،به تکرار ،زندگی کردیم  ،یعنی هر روز همون کارهای تکراری،افکار تکراری ،عادت های تکراری و جالبه از خودمون انتظار زندگی متفاوتی رو داشتیم که این زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که بصورت ریشه ای تغییر در باورهارو شروع کرده باشیممقوله مدار و  طبقه رو من خوب در این چند سال متوجه شدمتا قبل از آشنایی با مطالب ذهنی و رفع موانع ذهنی،من مدام در کارهایی ،در مسیرهایی و در شرایط و موقعیت هایی قرار میگرفتم که مدام تجربیات ناخوب رو میدیدم ،در شرایطه از دست دادن پول و آسایشم قرار میگرفتم،مدام آدم هایی در کنار من میومدند که منو ضعیف تر میکردند عزت نفس منو تخریب میکردن،پولمو از دست میدادم و شاهد اتفاقات بدی بودم و دقیقا بعد از ۶ ماه که وارد دوره های کنترل ذهن شدم مسیر من تغییر کرد و وارد طبقه راحتی ،آسایش و رفاه رفتم ،با آدم های بهتر ملاقات کردم ،پول بیشتری وارد زندگی من شد ،البته که با طی کردن مراحل تکاملم ،دیگه اون آدم های ناامن وجود نداشتن و ندارن و من در مدار و طبقه ای هستم که شاهد فراوانی های بیشتر هستم و هر چقدر بیشتر باور میکنم ،بیشتر تجربه میکنم ما با کانون توجهمون هر لحظه به جهان هستی اعلام میکنیم که چه طبقه و مداری را میخواهیم ،اگر مراقب ورودی های ذهنمون باشیم ،اخبار منفی نبینیم، نشنویم ،با کسی درد دل نکنیم ،به ذهنمون گوش نکنیم و بر عکس ،گفتگوهای قدرتمند کننده با خودمون داشته باشیم،مثبت تر تفکر کنیم، موانع ذهنی خود را شناسایی کنیم ،میتونیم زندگی با کیفیت تری برای خودمون بسازیم و منهم به اندازه ای که این مطالبو باور کردم و در زندگیم اجراشون کردم تونستم نتیجه بگیرم ،اگر در مواجه شدن با مسائل زندگی ،از همون فکر های قدیمم استفاده کنم یعنی هنوز هم دارم از ذهنیت های گذشتم مصرف میکنم ولی وقتی توی مسئله یا حرفی قرار میگیرم و به اون فکر یا به اون اتفاق تفکر میکنم وبعد عکس العمل نشون میدم ،یعنی از فکرهای اولم یا قدیمم استفاده نمیکنم و با تفکر جدید عمل جدیدی انجام میدم ،اونوقت نتیجه جدیدتر از قبل و بهتر خواهم گرفت و هرچقدر در این مسیر تمرین کنم ،ماهیچه های ایمانم قویتر خواهد شد و من به مکان ها شرایط و موقعیت های بهتر هدایت خواهم شد  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 680 کلمه

      گام ۴۱ چه فایل دلنشینی بود خیلی لذت بردم تمام فایلها همین طور هستند بعضی ها یکم بیشتر بدل میشینه خیلی وقت بود که با خودم میگفتم پس کی درمدار بالاتر قرار میگیرم که تو این فایل گفتید که با عمل کردن به گفته های این فایل خودمونو در مدار بالاتر قرار میدیم وما انسانها هر کدوممون در ی طبقه ای زندگی میکنیم وشرایطی که داریم تجربه میکنیم هم مربوط به همون طبقه ایکه که هستیم وتا وقتیکه تو این طبقه هستیم طبعا نمیتونیم شزایط طبقه بالاترو تجربه کنیم وبرای رفتن به طبقه بالاتر اول باید افکارمونو تغییر بدیم واینو باید قبول کنیم که در هر طبقه ایکه هستیم حق ماست ودرک این موضوع سخته وممکنه ناراحت بشیم واگه خداوند رو حاکم قدرتمند بدونیم همین خداییکه حواسم به پسرک گاری نون خشک حل میده هست وبه اون کارگریکه کنار خیابون تو سرما وگرما میایسته تا ی ماشینی اونجا بایسته وکارگر بخواد که ایا نوبت اون باشه یا نه هم هست وما هر کسی رو تو هر شرایطی میبینیم اون تو بهترین شرایط زندگیش قرار داره وعدالت خداوند اینجوری حکم میکنه از بچگی به ما یاد دادن که عدالت خداوند در عذاب کردن اونه واز بچگی گفتن اگه اینکار کنی میری جهنم اگه اون کار کنی خدا دوستت نداره و…ومعمولا عدالت خدا در عذاب دادنشه و ضعیت زندگی کرون افراد هم جزو عدالت خدا ست وپذیرفتن این امر هم جزو ایمان بخداست واگر نسبت به زندگی کسی دلسوزی کردی یعنی به عدالت خدا شک کردی پس برای تغییر دادن جایگاه وطبقه خود باید اینو بپذیری که که الان تو هر شرایطی هستی حق مونه وما میتونیم طبقه خودمونو تغییر بدیم سرنوشت ما این نیست که خدا طبقه ما رو تایین کرده خدا تایین نکرده که ما در چه طبقه ای باشیم ما میتونیم تو هر طبقه که بخوایم باشیم وبرای رفتن به اون طبقه باید تلاش کنیم انگیزه رفتن به طبقه بالاترو پیدا کنیم واگه خودتو ناتوان ببینی هرگز نمیتونی به طبقه بالاتر بری وباید بپذیری که عدالت خدا اینکه من حقمه که در بهترین شرایط زندگیم باشم ووقتی تلاش میکنی حتما به طبقه بالاتر میری واین افکار ماست که طبقه زندگی ما رو تایین میکنه ونکته مهم اینکه ما میتونیم با داشتن افکار بهتر افکار مثبت طبقه خودمونو تغییر بدیم ومیتونیم با افکار منفی وافکار محدود کننده در طبقه پایین زندگی کنیم ما میتونیم با افکار خوب طبقه خودمونو تا بینهایت بالا ببریم وهمین طور میتونیم با افکار منفی طبقه زندگی خودمونو بینهایت پایین ببریم واگه ما ورودی مخزنمونو از افکار مثبت پر کنیم جا برای افکار منفی نیست واگه افکار منفی پر کنیم جا برای افکار مثبت نیست واحساس گناه شک تردید نفرت کینه عیبت اینها نشانهایی هستند که نشون میده ما در چه طبقه ای هستیم ذهن ما مثل یک مخزنه که ی ورودی داره وی خروجی ورودی ما تایین میکنیم وخروجی جهان هستی وشرایطی که ما تجربه میکنیم نشانه خروجی ماست اگر ورودی مثبت باشه خروجی هم مثبت میشه مثل لذت ارامش وثروت سلامتی خلاقیت به ارمغان میاره واگه منفی باشه خروجیش ناراحتی شک وتردید فقر بیماری به ارمغان میاره وهمه شرایط دووجهی هستش مثل خوبی وبدی سلامتی وبیماری بدی وخوبی واین ما هستیم که انتخاب میکنیم که چه چیزی وارد زندگی ما بشه واگه اجازه بدیدنگرانی وارد زندگیمون بشه خود به خود ارامش از زندگیمون میره چون نمیشه دو جهت مخالف با هم داشته باشیم وشرایطیکه ما تجربه میکنیم ارتباط مستقیم داره با مخزنمون ووقتی استرس از اینده داری وپشیبانی از گناه داری نمیتونی انتظار داشته باشی به طبقه بالاتر بری وقتی ترس نگرانی استرس شک وارد بشه انتظار داشته باشیم که زندگی خوبی داشته باشیم واگر میخوای محتویات مغزتو تغییر بدی باید هوشیار باشی که چیزیکه وارد ورودی مخزنت میشه غم وخشم کینه ونفرت واسترس بیماری نباشه اخبار بد قهر کردن بامشکل داری ومخزنتو با اینها پر میکنی دیگه خروجیش مشخصه چی میشه ما باید مواطب ورودی مخزنمون باشیم وورودی کنترل کنیم واجازه ندیم افکار منفی وارد زندگیمون بشه ووقتی که افکار منفیمونو بنویسیم مزایای این تمرین اینکه افکار منفی رو از افکار مثبت تفکیک کنیم وباعث میشه با نوشتن افکار منفی ارامش داشته باشیم و دیگه به اون فکری که نوشتیم فکر نکنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۹ ۱۱:۰۱
      مدت عضویت: 2074 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام….استاد همه ی فایل هاتون خوب و عالی و تکان دهنده هستن بخدا چ دوره ای هستش ک در کنار اینکه لاغر بشی بهت درس هم بدن استاد عزیز شما درس خوب زندگی کردن و رفتار کردن رو ب ما یاد میدید من ک خیلی از این صحبت های ک شما میکنید نمیدونستم دارم هر روز آگاه تر میشم خیلی زندگیم و خودم تغییر کردیم همیشه صحبت های شما تو ذهنمه دیگه نمیزارم ک چیزهای بد وارد ذهنم کنه خودم و مریض کنم زندگیم و تلخ کنم همه اش سعی میکنم دنبال خوبی برم از آدم های بد افکار منفی دوری کنم همه چی داره عالی میره جلو الهی شکر ممنون استاد👏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۹ ۰۲:۲۳
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5030 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,501 کلمه

      گوش دادن به این فایلها باعث میشه که اگر از وضعیت فعلی خودت راضی نیستی شرایطی رو تجربه کنی که از الان خودت خیلی بهتر بشه چون با این فایلها یاد میگیری که طبقه ی خودت رو در جهان هستی تغییر بدی تمام انسانها دارن داخل طبقه های مختلفی زندگی میکنن تغییر طبقه با تغییر افکار امکانپذیر هست و نیاز به تلاش فیزیکی نداره (من از وقتی که با این قوانین آشنا شدم آرامش پیدا کردم چون دیگه برام مهم نیست اطرافیان و جامعه در جه وضعی هستن و آینده ی من چی میشه همیشه به خودم میگم من طبق این قوانین اگر به مدارهای بالاتر برم خوشبختی سلامتی و سعادت و ثروت و ارامش و … در زندگی من چندین برابر بیشتر میشه فارغ از شرایط پیرامونم که چه بیماری و یا چه اوضاع اقتصادی و …. هست و من اگر همت کنم و طبقه ی خودم رو ارتقا بدم همینطور همه چیز برای من ارتقا پیدا میکنه و خوشحالم که این قوانین ثابت هستن و تغییر نمیکنن و من فرصت دارم روی خودم کار کنم و طبقه ی خودم رو تغییر بدم پس همیشه شکر گذار خدای خودم به خاطر این قوانین ثابت و حاکم بر جهان هستی هستم که هر وقت بخواهیم شروع کنیم میتونیم پیشرفت کنیم و بریم بالاتر به به منم منتظرم که برای من کلی اتفاقهای خوب رقم بخوره چون مدارم در حال تغییر کردن به سمت بالا هست )

      جایگاه شما در زندگی برا اساس طبقه ی که هستین اداره میشه و من در هر شرایطی هستم حقم همین هست و اشتباهی رخ نداده و عدالت خداوند همین رو حکم میکنه (من هیچ وقت به لطف خدا جایگاهی بدی نداشتم اگر هم یه جاهایی کمبودی بوده از ضعف خودم بوده و در این مدت که روی خودم کار میکنم چنان زندگی با کیفیت و فوق العاده ی رو دارم تجربه میکنم که خودم لوت میبرم و میدونم نتیجه ی کار کردن روی خودم هست و حق من هست و چند سال پیش هم در هر وضعی بودم حق من بوده و الانم من باید در این شرایط باشم چون برای خودم ارزش قایلم چون ایمان و توکل واقعی به خدا رو تا حدودی که تونستم تحقیق کنم و پیگیر باشم پیدا کردم چون خودم رو شناختم پس حق من همین زندگی الانم هست که بسیار راضی و خوشحالم و لذت میبرم از همه چیز )

      اگر خداوند رو به صورت حاکمی قدرتمند پذیرفتی پس باید بپذیری همین خدایی که میگه برگی بدون ا ذن من به زمین نمیفته حواسش به بچهای کار بر سر چهار راه ها هست و به اون فقیر سر کوچه که گدایی میکنه هست و هر کس رو در هر وضعیتی میبینید در بهترین حالت خودش هست
      عدالت خدا اینطور حکم میکنه وعدالت خدا در عذاب کردن و به سزا رسوندن ادمها هست و همیشه عدالت رو در اینها جستجو میکنیم(من معتقدم هر کس در هر جنبه ی زندگیش مشکل داره در اون زمینه ایمانش به خدا مشکل داره و خدا رو دست کم گرفته و خدا رو ناتوان دیده که حرکت نکرده برای اون مشکل که قدم با ایمان محکم و باور های درست توحیدی برای حل اون مشکل بر نداشته و قطعا چون ایمانش،و باورش و اعتقادش مشکل داشته نتیجه اش هم به مشکل بر میخوره حالا میخواد یه گدا باشه در نداشتن پول یا یک بیمار باشه در نداشتن سلامتی و هر کس نتیجه ی افکار خودش رو میگیره و این رو باید بدونیم که خداوند رو تا بی نهایت میتونیم بزرک کنبم تا نتیایج بزرگ ببینیم و یا میتونیم به واسطه ی افکار و باور های غلط خدا رو کوچیک کنیم که همون افکار شیطانی هستن و نتیجه های ی کوچک ببینیم و این همون عدالت خدا هست.)

      پذیرفتن جایگاه هر شخص در زندگی عین ایمان داشتن هست و اگر به جایگاه هر شخصی دلسوزی کردی به عدالت خدا شک کردید و این درست نیست .(من مدتها هست این کار رو نمیکنم چون اگاهم ولی قبلا چقدر این کار ،کار درست و انسانی بود برای من و چقدر این چنین افرادی رو که میدیم تحسین میکردم که چقدر انسان دل رحم و مهربونی هست که به فکر همه هست و خودم قبلا بسیار به حال ،آدمهای صعیف و بیمار و یا آسیب دیده و بی پول دلسوزی میکردم و ناراحت میشدم ولی الان دیگه به هیچ عنوان چون به عدالت خدای خودم شک ندارم این دنیا مثل یه رستوران سلف سرویس هست که یه ورودی میدی میای داخل و هر چیزی که بخوایی میتونی بخوری و حالا اگر من روی میزم کلی خوراکی خوشمزه باشه و بخوام بخورم اما یه نفر دیگه هیچ بر نداره و با حسرت من رو نگاه کنه من تعجب خواهم کرد و میگم دوست عزیز برو بردار همه چیز هست چرا حسرت بخوری ؟؟اگر تو دستت رو دراز نمیکنی و بر نمیداری پس باید هم گرسنه بمونی و حق تو هست و گرنه همه غذایی هست بردار و بخور )

      باید بپذیری در هر جایگاهی هستی حق شما همین هست و این حق به شما داده شده که میتونید شما تغییر کنید و خداوند بینهایت طبقه تعیین کرده ولی تضمین نکرده شما در چه طبقه ای باشی باید انگیزه و توان جابه جابی در طبقها رو داشته باشی ولی بعضیا میگن امکان نداره خواست خدا این بوده تقدیر من این بوده در این شهر و خانواده و این افراد خودشون رو ناتوان میبینن (من هم قبلا چنین دیدی داشتم که دیگه سرنوشت هر آدم از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست و هر کس باید سرنوشتش رو بپذیره ولی حالا میگم نه بابا این چه فکری بوده آخه این دید و این افکار که با عدل خدا سازگار نیست پس باید قدرت و انتخاب دست ما باشه که در چه جایگاهی میخواییم باشیم و هیچ اجباری در کار نیست این درسته و این عدالت هست )

      عدالت خداوند ایجاب میکنه من هر وقت بخو ام و تلاش کنم طبقه ی من میتونه تغییر بکنه و من میتونم جابه جا بشم (من خوشحالم که همچین نعمتی هست و همچین عدالتی هست و من میتونم کلی جا به جا بشم اما نه با تلاش فیزیکی که فقط به دنبال یه سری کارها باشم بلکه فقط از طریق کنترل افکار و ورودیها ی ذهنم من میتونم تغییر کنم پس مراقب باشید ‌ که هر فکری و هر ورودی ارزش وارد شدن به ذهن ما رو نداره چون مدار ما رو تغییر میده)

      بعضیا میگن چون خدا نمیخواد من هم تغییری در زندگیم ایجاد نمیشه ولی من نپذیرفتم و تونستم تغییر کنم و نشانه هاش رو دیدیم
      طبقه ی ما در جهان هستی به وسیله پارامترهایی تعیین میشه که همه ذهنی هست (منم چاقی خودم رو نپدیرفتم و گفتم امکان نداره من چاق بمونم آخه چرا اینطوری هست که یکی با آسانی و لدت لاغر باشه و من در زجر و سختی باشم و چاقتر هم بشم و همیشه به دنبال راهی بودم تا با این مسیر آشنا شدم و در مسیر تغییر کردن هستم و از نشانه ی خیلی واضح اون تغییر جسم من هست که واقعا ایده آل شدم و همین اثبات میکنه که مشکل من چاقی من فقط ذهنی بوده و هیچ ربطی به هیچ چیز دیگه نداشته و همین ذهن رو در هر جنبه با خواسته هماهنگ کنیم نتیجه عالی میشه پس اول باید از ذهن تغییر کنیم تا نتیجه رو در زتدگی ببینیم پس اول تناسب فکری و بعد تناسب جسمی )

      ما میتونیم با افکار مثبت طبقه ی بالاتر رو تجربه کنیم و میتو نیم با افکار منفی طبقه ی پا یینتری رو تجربه کنیم من میتونم تا بی نهایت طبقه ی خودم رو بالا ببرم و در خوشبختی زندگی کنم و میتونم طبقه ی خودم رو پایین بیارم و در فقر و بدبختی زندگی کنم (اگر هر کس به این آگاهی برسه دیگه گله و شکایتی نداره دیگه به دنبال مقصر نمیگرده دیگه هیچ عامل بیرونی رو در زندگیش دخیل نمیدونه و خودش رو مسول صد در صد زندگیش میدونه و اگر خوشبخته خودش مسول این خوشبختی هست و اگر بد بخته خودش رو مسول این بدبختی میدونه در صورتی که این ادم ها هر وقت مشکلی ندارن و خوبن میگن خودمون تونستیم و موفق شدیم و اگر مشکلی پیدا کردن در زندگی میگن خدا نخواست و نشد و یا خدا صلاح نمیدونست و یا اینکه اینم سرنوشت ما هست و نمیشه کاری کرد و همه چیز رو گردن خدا میندازن )

      مساله ی خیلی مهم این هست که ذهن خودم رو اگر از افکار مثبت پر کنم جا برای افکار منفی نمیمو نه مثل احساس گناه و یا خشم یا کینه یا نفرت و یا غیبت نمونه ای از افکار منفی هست که جا برای افکار مثبت دیگه نمیمونه پس ذهنتون رو مثل یه مخزن فرض کنید که ورودی رو من تعیین میکنم و خروجی رو جهان هستی تعیین میکنه اگر ورودی مثبت باشه نتیجه میشه لذت و خوشبختی و اکر ورودی منفی باشه خروجی میشه ناراحتی و فقر و شکست (ما یاد گرفتیم افکار خوب اتفاقهای خوب رو به دنبال میاره و افکار بد اتفاقهای بد رو به دنبال میاره پس همیشه کنترل افکار مهم هستن چون خروجی مطابق هست با ورودی و شکی در این نیست و هر وقت ورودی بد بدیم اولین ضررش برای خود ما هست که حال و احساس بد پیدا میکنیم و ارامش ما از بین میره و احساس ناامیدی و یاس و ترس و دلهره به وجود میاد و دیگه ما نمیتونیم تصمیم درست بگیریم چون درون ما آشوب هست و قطعا هیچ کشتی در دریای طوفانی و ناآرام به خوبی نمیتونه به ساحل زندگی برسه و اولین ضربه رو خودمون میخوریم از جهان و حالمون بدتر میشه و اتفاقهای بدتر رو هم میبینیم و این پروسه تکرار میشه )

      خداوند تمام شرایط رو دو وجهی قرار داده و من تصمیم میگیریم کدوم وجه وارد زندگی من بشه مثلا در جهان شب و روز و یا سرد و گرم و ثروت و یا فقر و … وجود دارن و من باید انتخاب کنم کدوم وجه وارد زندگی من بشه این عدالت هست و اگر من مختار نباشم من در جبر زندگی میکنم و این منافات داره با گفته ی خداوند
      پس من اگر اجازه بدم نگرانی وارد زندگی من بشه خود به خود آرامش از زندگی من محو میشه ( در این جهان همه چیز دو وجهی هست چون باید یه تضادی باشه که از دل اون خواسته های ما شکل بگیره و اگر همه چیز یک وجه داشت که دیگه قدرت اختیار و انتخاب ما چه به درد میخورد و این اشرف مخلوقات بدون ما برای همین هست که ما قدرت داریم بین دو مورد یکی رو انتخاب کنیم اما در اون دنیا هیچ تضادی نیست و همه چیز یک سویه هست )
      و اگر مخزن رو پر از افکار منفی کردم پس ظر فیت ذهنم پر میشه مثلا اگر وجودم رو از ترس و نگرانی و ناامیدی پر کنم دیگه امکان نداره ارامش بیاد چون مخالف هم هستن .

      شرایط الان من ارتباط مستقیم داره با مخزن من
      اگر بیست در صد مغز رو با نگرانی و ده در صد رو با استرس وده در صد رو کینه و ده در صد پشیمانی و ده در صد رو با خشم و عصبانیت و .. . پرکنیم و فقط ۳۰ در صد خالی بمونه برای پر کردن مخزن با افکار خوب دراین شرایط رفتن به طبقه های بالا یک رویا میشه و این افراد همیشه منتظر یه اتفا ق هستن تا دری به تخته بخوره و اونها پولدار بشن چون فکر نمیکردن خودشون میتونن و منتظر شانس نباشن اینها همه خیالات هستن(ذهن هر کس یه اندام غیر فیزیکی بسیار قدرتمند هست در خدمت انسان و مختص خودش هست که هر شخص رو به سمت هدف و خواسته ها و خوشبختی میتونه ببره و به سمت بد بختی و فقر هم میتونه ببره بستگی داره با چه چیزهایی مخزنت رو پر کنی اگر فقط به دنبال حوادث و اتفاقهای بد و فیلم و عکس و اهنک های غمیگن باشی ورودی منفی داری میدی و نتیجه هم منفی میشه در صورتی که نیاز نیست به فلان اخبار و فیلم و حادثه که مر بوط به من نیست و مربوط به شخصی در اون طرف دنیا یا فلان گوشه ی کشور هست من توجه کنم من فقط باید تمرکزم رو بزارم روی خواستهای خودم و به اونها توجه کنم تا موفق بشم چون ذهن من هست و در خدمت من هست )

      مومن کسی هست که نه غم داره نه اندوه پس باید مخزنت رو با عمل نیکو و انفاق و گذشت و …پر کنی وخدا ند هیچ عبارت منفی رو نگفته مثل احساس گناه و ناراحتی و ترس و یا دلهره پس خودمون انتخاب میکنیم چه وارد این ذهنمون کنیم
      مثلا ترس و نگرانی وارد مخزنمون کنیم نمیشه درنهایت بخواییم زندگی خوبی داشته باشیم ولی این ما هستیم که انتخاب میکنیم چی وار بشه و این ورودیها هستن که خروجی های زندگی من رو تعیین میکنن باید آگاه باشی به حسادت و غم و نگرانی و کینه و فضای با ارزش ذهنت رو اختصای ندی باید کنترلت بر ذهنت زیاد باشه که مانع ورود او نها به ذهنت بشی
      خیلیا از این افکار دارن مثلا طرف ۲۹ سال از کسی کینه داره و یا فرزندش رو از دست داده چند سال ناراحت هست و یا اخبار بد و حوا د ث و …
      توجه به این موار مخزن ما رو پر میکنه
      چه اتفاقهایی داره ما رو تحریک عصبی میکنه اون موقع هست که ما داریم مخزن رو پر میکنیم باید بتونیم جلوی اونها بگیری (خیلی وقتها یه فکر منفی میاد ولی اگر جلوش رو نگیریم هی اون بیشتر و بیشتر میشه تا اینکه ممکنه حتی اشک ما رو هم در بیاره و نگران بشیم و ناراحت بشیم و اینجها هست که چون هم ورودی منفی داشتیم هم احساس قاطی اون شده خیلی زود ما به اون میرسیم و خیلی خطر ناک هست و چقدر خوبه ما در جهت عکسش اینطور استفاده کنیم وردی مثبت بدیم و بهش فکر کنیم هر بزرگترش کنیم تا جایی که دوق زده بشیم حتی از شدت خوشحالی هم گریه کنیم و اون وقت خیلی سریعتر به خواسته میرسیم)

      باید ورودی مخزن خودتون رو کنترل کنید و اجازه ندید هر حرفی وارد زندگی شما بشه
      هر روز افکار منفی که وارد زندگی شما میشه رو یادداشت کنید
      و وقتی نوشتی دیگه خروجی شده و دیگه مخزن خالی میشه
      افکار منفی که در ذهن من هست :

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۳ ۰۹:۴۶
      مدت عضویت: 2371 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 903 کلمه

      (َشرح عالی بر اساس محتوا، ذکر مثال برای شرح بهتر)
      .
      سلام🙂
      چقدر عالیه که این فایلها رو در مسیر لاغری من قرار دادید چقدر حال و هوای خوبی داشت شعر انتهای فایل که کلا در مورد خودشناسی و خودسازی بود و کلا به موضوع ذهنی لاغری مربوطه چون همه ما که در این مسیر هستیم در واقع داریم ذهنمون رو با ورودیهای جدید میکوبیم و و از نو میسازیم و جسم جدید هم حاصل این ذهن جدید خواهد بود😊👌
      خوب هر چیزی در جهان دو وجه داره خوب بد ،بالا پایین ،زشت زیبا،
      خداوند جهانش رو اینطور خلق کرده
      از طرفی همه ما رو با ختیار خلق کرده و هیچ جبری در کار نیست این ما هستیم که انتخاب میکنیم کدوم وجه از هر چیزی رو با دیدن شنیدن و سایر حواس انتخاب کنیم
      خداوند به همه ما ذهنی داده که مثل یک کامپیوتر بزرگ با حافظه بسیار زیاده از زمان تشکیل نطفه ما و شروع دوران جنینی ما با شنیده هامون از پدر و مادر و اطرافیان با لمس و توجه مادر با احساس مادر در شرایط بارداری حتی با خواسته یا ناخواسته بودن بارداری …ذهن ما کم کم شکل میگیره و بعد از به دنیا اومدن هم باز همین ها ادامه داره با اینکه ما بزرگترها فکر میکنیم بچه چیزی نمیفهمه ولی در واقع ورودی از طریق چشمها گوش ها لمس و سایر حواس به اون کامپیوتر ذهن داده میشه
      در واقع ورودی ذهن همینهاست که از طریق حواس از محیط درک میکنیم تا یه سنی این ورودیها ناخواسته بوده و توسط اطرافیان به ذهن ما داده شده ولی از یه سنی به بعد ما میتونیم آگاهانه تصمیم بگیریم چه چیزهایی رو وارد زهنمون کنیم
      خوب وقتی زیبایی هست ما میتونیم زیبایی رو انتخاب کنیم و بهش توجه کنیم همینطور ثروت رو ،سلامتی رو،شادی رو،عشق رو،وفاداری رو،محبت رو،ارامش رو،
      و از اونجاییکه هر ورودی که به ذهنمون میدیم خروجی هم همون میشه اگه ما ورودیهای مثبت بدیم زندگیمون هم مثبت میشه
      ولی اکثریت آدمها یا به طور ناخودآگاه یا از سر عادت همون ورودیهای منفی رو وارد میکنن و نتیجه زندگیشون هم که مشخصه 😶
      ذهن ما مثل یه مخزن بی نهایت بزرگه که ما دائما با توجه مون داریم بهش تزریق میکنیم حالا اگه بیشتر توجه ما بر نازیباییها و جنگها و بیماریها و شکستها و خیانتها و تجاوز ها واین قبیل موارد باشه که همگی جزئ افکار منفی هستن بیشتر فضای ذهن میشه این منفی ها از اون طرف خروجی هم میشه یه زندگی در ترس نگرانی بیماری ناراحتی غصه و…
      حالا اگه بیایم آگاهانه توجمون رو بیاریم روی زیبایی سلامتی عشق مهربانی بخشش صلح ثروت …
      خروجی هم میشه یه زندگی در ارامش رفاه سلامتی تناسب اندام و…
      خوب حالا با این سیستم که اختیار ما فقط درش دخیل هست و ما هر لحظه با توجهمون داریم خلق میکنیم هر آدمی در هر شرایطی باشه خودش اونو خلق کرده یا خدا براش اونو خواسته از ازل؟؟؟؟؟ خدا که این سیستم اختیار رو داده خوب دیگه چه عدالتی بالاتر از این که من خودم با توجهم زندگیم رو میسازم و وقتی اینهمه وجه خوب در جهان هست خوب اونو ببینم و اونم خلق کنم…😊👌👌
      سیستم دیگه ای که خداوند بر اساس عدالتش خلق کرده سیستم مدارها است جهان هستی بی نهایت مدار داره در مدارهای پایینتر فقر بیماری خیانت تجاوز جنگ افسردگی و…. هست و هرچه مدارها بالاتر میره ثروت رفاه عشق سلامتی وفاداری مهربانی ارامش بیشتر میشه و این ها تا بی نهایت وجود داره یعنی هر سطحی از ثروت رو تصور کنید بالاترش وجود داره هر سطحی از ارامش رو دارین تجربه میکنید ارامش بیشتر وجود داره و به همین ترتیب
      خوب طی کردن این مدارها حالا یا به پایین یا به بالا فقط از طریق ذهن و افکار امکانپذیره
      ذهن هم که گفتیم با ورودیهایی که خود ما بهش میدیم زندگی ما رو میسازه پس در نهایت میبینیم که این خود ما هستیم که مشخص میکنیم در کدوم مدار باشیم
      باز هم سرنوشتی از پیش تعیین شده وجود نداره همش دست خود ما است با کانون توجهمون 😏پس باز هم ثابت میشه که عدالت خداوند کاملا درسته و هیییییچ بی عدالتی در کار نیست
      هرکس هر جای این دنیاس جای درستش همونجاس و هیچ بی عدالتی ای نشده
      اولین باری که این جمله رو شنیدم خیلی ناراحت شدم و مقاومت داشتم که نه چطور میشه یه نفر تو سومالی از گرسنگی بمیره یه نفر هم اینقدر در ناز و نعمت و ثروت باشه نه این غلطه پس خدا کجاس ببینه خدا اون سومالیه رو فراموش کرده از اونطرف هم نعمت زیاد به اون ثروتمند داده برای اینکه بعدا در اون دنیا بیشتر باز خواستش کنه و…خلاصه این مزخرفات که از قبل من باور کرده بودم و حالا داشتیم با همونا توجیه می کردم😁
      حالا خیلی بهتر درک میکنم این سیستم رو و اینکه میگن شما خالق زندگیتون هستین یعنی چه ؟
      و باز هم خیلی بیشتر میفهمم که برای تغییر شرایط اینهمه اساتید مختلف روی کنترل ورودیها تاکید دارن برای چیه….
      چرا باید تلویزیون رو حذف کنیم چرا باید ادمهای منفی رو حذف کنیم چرا باید بیشتر تنها باشیم و روی خودمون کار کنیم چرا باید در جمعهایی که غیبت درش هست حداقل سکوت کنیم چرا همیشه گفتن اولین قدم برای تغییر، پذیرفتن مسیولیت زندگی خودته و چرا حتی در موضوع چاقی هم اولین قدم پذیرفتن این مسئله است که من خودم چاقی رو بوجود اوردم 👌👌👌👌
      استاد خیلی ممنونم از شما و از اینکه فضایی رو فراهم کردین که ما بیایم و با نوشتن نظراتمون هم خودمون بیشتر یاد بگیریم وهم آگاهیها رو با دوستان همسفر به اشتراک بذاریم🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راز
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۲ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 2290 روز
      امتیاز کاربر: 357 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام.
      من قبول دارم که افکار و احساسات مثبت به خاطر انرژی مثبتی که دارند باعث می شود زندگی ما در شرایط بهتری قرار بگیرد و افکار و احساسات منفی شرایط بدتری را برای ما به وجود می آورند.
      اما اینکه هر کس در هر شرایطی که هست حق ا
      اوست و ناشی از افکار و احساسات او می باشد را نمی توانم بپذیرم. پس قضیه امتحان الهی چه می شود؟
      آیا مصیبت هایی که بر سر حضرت ایوب آمد به خاطر افکار ایشان بود و ایشان خود را در مدار بیماری فقر و مصیبت قرار داده بودند و حقشان بود که در آن شرایط باشند یا امتحان الهی بود؟
      یا مصائب امام حسین علیه السلام و سایر اهل بیت به خاطر افکار ایشان بود و حقشان بود و آنها خودشان خودشان را در آن مدار قرار داده بودند؟و یا مشیت الهی؟ و یا امتحان الهی؟و یا ظلم انسانها؟
      در حال حاضر بسیاری از انسان‌ها در سراسر جهان در شرایط بد فقر و ظلم در حال زندگی هستند با افکار منفی شان برای خود ایجاد کرده‌اند؟ آیا ظلم سران کشورها و خیانت مسئولین و ظلم انسان‌ها به یکدیگر در ایجاد آن شرایط دخیل نبوده؟
      آیا ما هر گاه کسی را در شرایط بدی دیدیم آن شرایط را حق ایشان بدانیم و بهترین حالت ممکن برای او و خرسند و شاد به بهبود زندگی خود فکر کنیم؟
      حال اینکه دین اسلام به ما توصیه کرده که پیوسته جویای حال مومنین باشیم و در صدد رفع مشکلات آنها. ائمه بزرگوار در احادیث مختلف درباره دفاع از حقوق مومنین و اهمیت دادن به شرایط آنها توصیه کرده‌اند. در یک حدیث که از امام صادق علیه السلام نقل شده است هفت حق مومن بر مومن دیگر ذکر شده که یکی از آنها این است که روا نیست ما سیر باشیم و برادر دینی ما گرسنه، ما سیراب باشیم در حالی که او تشنه باشد، ما لباس داشته باشیم در حالی که او عریان باشد.
      امیدوارم پاسخی دریافت کنم که موضوع برام روشن بشه…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شکرانه
        ۱۴۰۱/۰۹/۱۰ ۱۵:۵۳
        مدت عضویت: 1315 روز
        امتیاز کاربر: 11375 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 160 کلمه

        سلام 

        این مطالب قابل جمع هست 

        یعنی میشه به فقرا کمک کنیم ولی خیلی در گیر نشیم وظیفه مون را انجام بدیم هرکس در حد توانش 

        در مورد مصائب اهل بیت علیهم السلام هم مقام اولیا خاص خداوند با ما پیروان آنها متفاوت.

        ما وظیفه داریم مثبت ،شاد،سالم،باشیم 

        و ورودی منفی نداشته باشیم ولی نه به معنای بی خبری محض از جامعه 

        اینکه در روز یک خبر مثلاً خبر ساعت دو که تقریبا کامله از تلویزیون بشنویم کافیه یا مثلاً فارس نیوز را دنبال کنیم 

        نه اینکه یکسر تلویزیون روی شبکه خبر باشه 

        یااصلا تلویزیون یکسر روشن باشه یا ماهواره یااینستا که به مراتب انرژی منفی بیشتری دارن 

        من خودم سه چهار سال هیچ سریالی را دنبال نکردم وبشدت از این بابت خوشحالم انگار ذهنم خلوته 

        یا مثلاً صله رحم در اسلام سفارش شده ولی درد و دل کردن سفارش نشده .باید در جمع یا مثبت بشنویم ومثبت بگیم یا در بحث های منفی بنحوی سکوت کنیم که کم کم میفهمن ما مشتاق شنیدن منفی ها نیستیم 

        این نظرمنه 

        موفق باشید  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۲ ۰۱:۰۵
      مدت عضویت: 1976 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,927 کلمه

      سلام ب استاد عزیز و دوستان همسیر 😍😍
      قسمت ۴۱از مسیر لاغری من (رهایی ازافکار منفی)
      بااجازه استاد عزیزم ی شرح کوتاهی بدم راجبه فایل اولیه 😊
      منم ب نوبه ی خودم خیلی خوشحالم ک دراین مسیر هروز گام ب گام درخدمتتون هستم و بالذت و آرامش فایل هارو گوش میدم و با عشق تمریناتم رو انجام میدم ،،،چون همیشه شنیدم ک اگ هر کاری رو با عشق انجام بدیم و ب سرانجام برسونیم شک نکنیم ک تو ی اون کار حتما موفق خواهیم شد انشاءالله 🙏
      استاد جان بارها گفتم ک هدایت من ب این مسیر ب چ شکلی بوده ، و جا داره اینجا بگم ک وقتیک وارد این مسیر شدم مثل همه ،شایدم مثل همه ن .ولی با کوله باری از نامیدی ، ناراحتی و غم واندوه ،درد و رنج و کاملا خسته و بی جون ادامه دادم مثل گنجشکی ک از شدت سرما و زخمی شدن ب گوشه ای پناه برده و میلرزه…اما ب لطف خدا هرساعت ک گذشت ،هروز ک سپری میشد کم کم ناامیدی من ب امید ، غم و اندوه من ب شادی ،خستگی من ب انرژی زیاد تبدیل شد و شما هروز بااموزش های عالیتون ب من ، ب ما پرو بال دادید ،امیدوارمون کردید ک بازم زندگی جریان داره ،باید زندگی کرد ، نفس کشید ،خدایی شد ،عاشق بود ،لذت داشت ،آرامش ، و کلیییی اتفاقات و حال خوب ،و حالا داریدمسیر پرواز کردن رو بهمون آموزش میدید جدااز فایل های آموزشی حرفای عالی تون ،بلکه این فایل های جدایی رو ک دوباره ظبط میکنید .ک این یعنی یادتون نره من هستم ، یادتون نره شما میتونید ،یادتون نره این مسیر دست انداز داره ، ی وقتایی خسته میشید ،کلافه میشید ، حرف میشنوید و فقط شما باید ادامه بدید ،کم نیارید ،،،من پشتتونم تآخرش ،،،،خوشبختی این نیست ک بی دغدغه و مرفه زندگی سر کنیم …خوشبختی یعنی کسی ک مثل جونش مراقبه ک مازندگی کردن رو یاد بگیریم ک زندگی کنیم با عشق ، با محبت ، بعد بی دغدغه و مرفه،،،و من بارها و بارها گفتم و باز بارها و بارها میگم ک من چ بنده ی خوش سعادتیم ک دراین مسیرک اسمش مسیر لاغریه در حالی ک مسیر و راه و روش خوشبخت شدن هست حضور دارم کنار عزیزان دلی ک با وجودشون این مسیر و سبز وپرنور میکنن برای من و امثال من😍🌹👌

      ما هر کدوم هدفهای زیادی توی زندگی هامون داشتیم .هدفهای کوچیک ، هدفهای بزرگ ،هدفهایی از جنس منفی ها ، هدفهایی از جنس مثبت ها….
      هدفهای کوچیک :مثل گرفتن گواهینامه ،خیاطی ، قبول شدن مثلا در امتحان دادن زبان انگلیسی ،ریاضی و غیره…
      هدفهای بزرگ :مثل دادن کنکور ک قبول شدنش شغل آینده مون رو رقم میزنه..
      هدفها از جنس منفی :خراب کردن بعضی اززندگی ها ، بد کردن شخصی ، راه انداختن دعوا….
      هدفهای از جنس مثبت ها:کمک خیری ب کسی ک ضعیفه ، دست پیری رو از خیابون گرفتن…. و بعدش حالمون خوب بودن و احساس غرور داشتن …
      خب حالا چرا راجبه انواع هدفها گفتم چون میخام برسم ب ی هدف خیلیییی بزرگ ترازین حرفا ، این بحث ها،،،
      هدف ،تغییر کردن درزندگی
      بعضی از افراد تغییر کردن درزندگی رو توی اخلاق خوب ، درآمد ،،،..آرامش ، رفاه ، پول ،و خیلی چیزایی دیگ میدونن..و هرساله مخصوصا ایام عیدو دید و بازدید شنیدیم از افراد ک برای امسال سعی کردم ک زندگی رو ی خورده تغییر بدم ک میپرسیدیم ک چیا بوده یا مبل خونه رو تعویض کردن ، یا وسیله ای اضاف کردن ،یا ماشینی خریدن خلاصه این تغییر کردن تو هر جنبه اززندگی تاثیر داره..درسته این تغییرات بد نیستن خیلی هم خوبه و عالین…اما امروز ما میخاییم راجبه تغییرزندگی مون صحبت کنیم ک نتیجه ی افکار و باورهای ماست…و ی مسیری هست ک باید طی کنیم…واین مسیر از :رهایی از افکار منفی شروع میشه😊👌
      هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست ک ما نتونیم ب اندازه ی او خوشبخت باشیم..
      افراد جامعه خوشبختی و توی چی میبینن(خونه ، ماشین ، شغل ، درآمد عالی ، داشتن فرزند ، آرامش ، لذت از داشته ها ) اما خیلی از افراد هستند ک همه ی اینها رو دارن ولی خوشبخت نیستن .اما دربیرون افرادی هستن ک بانگاه کردن ب زندگی این نوع ازافراد حسرت خوشبختیشون رو میخورند.‌بدون اینک بدونن ک طرف باداشتن اینهاا اصلا خوشبخت نیست…حالا باتوجه ب مشکلاتی ک دارن،شاید بیمارن ، همسرشون بدله ، شکاکه ، وخیلی دیگ از مسایل…و خیلیی از افراد هم هیچکدوم ازون (خونه ، ماشین ، شغل ، درآمد خوب و عالی ، فرزند ، آرامش و لذت رو ندارن )اما خوشبختن ..
      خب اونی ک همه چی داره و احساس خوشبختی نمیکنه بخاطر ورودی های مخزنش هست ک انبوهی از افکار منفیه…و اون دسته از افراد ک هیچی ندارن و خوشبختن ورودی افکارش ون میتونه مثبت باشه ، میتونه بگ خدا اینجوری برام خواسته….
      ما ب این جهان فرستاده شدیم ک بتونیم همه ی زیبایی های جهان رو تجربه کنیم….
      خب قبل از آشنایی من باین مسیر زیبایی هارو تو چی میدیدم ؟؟🤔🤔
      اون بالا اشاره کردم همون خونه ، ماشین و فلان ک من فقط ازون همه زیبایی فقط داشتن فرزند ش رو داشتم و از بقیه ی زیبایی ها محروم بودم چراا؟؟چون فکر و باورم این بود ک خدا برای من اینجوری خواسته ، همین ک دامنم سبزه و ی بچه دارم باید خدامو شکر کنم ، خدا دوسم داشته ک بهم بچه داده ، و اگ خونه و ماشین ندارم و دارم برای زندگی میدوام ب هیچ جا نمیرسم خدا برام خواسته ک امتحانم کنه ، ک ببینه چقدر صبر دارم ، و همیشه تو گوش ما خوندن گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی ، یا گر زحکمت ببندد دری گشایدزرحمت در دیگری،،و ما همیشه میدوییدیم هی میگفتیم خدایا حکمتت شکر ک ب فلانی دادی ک تو ناز و نعمته ..مایی ک حق کسی و نخوردیم همیشه شاکرتیم این پایین مایینا باهات بای بای میکنیم..یا خداا دررحمتت و برای ما هم باز کن ، ی گوشه چشمی ، و همیشه التماس ، وناله بوده..😐
      ولی زمانی ک ب لطف خدا ب مسیر لاغری با قدرت ذهن آشنا شدم ..متوجه شدم ک ن تنها افکار و باورهای ما از بدو تولد اشتباه بوده و هست بلک خانواده واطرافیانمون هم درگیره این افکار و باورهان و الان چندین و چند ساله ک دارن در جا میزنن و عمرشون رفت ب باد ..کاش میشد کاری براشون کرد و حداقل یک روز توی یکی از آرزوهاشون غَلت میزدن🙏🤲
      وقتی خدای ما خالق زیبایی هاست و ما بنده ی خدای زیبایی ها هستیم پس چرا تو انتخاب زیبایی های جهان انقدر محدود بودیم در حالی ک ماآزاد بودیم آزادانه برای خودمون زندگی کنیم ،تا تجربه یک زندگی از رفاه و آسایش تجربه کنیم.چون این توانایی و لیاقت ب همه ی ما داده شده است تا بتونیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه ب خود و دیگران رو داشته باشیم.و مسیر رسیدن ب این شرایط رهایی از افکار منفی است.

      موضوع بعدی :چرا افرادی در جامعه هستند ک کاملا از هر نظر احساس خوشبختی یا بدبختی میکنن ؟؟؟
      تمام خوشبختی و یا بدبختی انسانها بسته ب نگرش و باورهای آنها در ذهنشان است ، این باورها میتونن مثبت باشن یا منفی ک نتیجه این باورها میتونه انسانها را ب سمت خوشبختی و یا حتی بدبختی ببرد.چون ریشه این افکار درذهن انسان است و برای تغییرباورها نیاز ب آموزش دیدن دارد تا با جایگزین کردن باورهای صحیح ب سمت آرمان خود قدم بردارن.و باین آموزش ها زندگی خود و اطرافیان رو تغییر بدهند..
      موضوع بعدی :حق طبیعی انسانها خوشبختی ، سلامتی ، و ثروت است..چون خالق ما خداوند، جهان هستی را بر طبق خوشبختی ، سلامتی ، و ثروت و زیبایی بنا کرده و ماانسانها ن تنها مستثنی نیستیم بلکه همسوییم بااین قوانین🤸🤾💃
      موضوع بعدی : چ موقعی انسان از حق های طبیعی خود محروم میشوند؟زمانی ک افکارش همسو باجهان هستی نباشد.و دچار افکار منفی گردد ودر یاس و نامیدی ب زندگی خود ادامه دهد😬😐
      موضوع بعدی :چ زمانی انسان موفق میشود؟زمانی ک همسو با قوانین جهان هستی باشد و لیاقت شاد بودن ،خوشبختی ،حال خوب و شاد و باانرژی بودن رو در خودش دیده باشه و باور ب توانایی هاش داشته باشه..
      موضوع بعدی :چ وقت میشود زندگی متفاوتی را تجربه کرد؟جهان هستی دارای طبقاتی است ک انسان ها در آنها قرار دارند.و زندگی خود را طبق همان طبقه تجربه میکنن..مثلا هر کدام از ما در یک طبقه قرار داریم و شرایط و اتفاقات هم طبق همان برای ما بوجود میاد.وقتی ما دریک طبقه ساکن هستیم نمیتونیم شرایط طبقات بالاتررا تجربه کنیم مگر این ک افکار ما تغییر کند تا جایگاه ما عوض شود و بتونیم ب طبقه بالاتر راه پیدا کنیم ،این براساس عدالت خداوند است چون عدالت فکر میکند ک هر کسی در شرایطی ک هست در طبقه ایی حضور داشته باشد ک حق اش است.
      ما باید شرایطی ک الان توش هستیم رو بپذیریم ک بر اثر افکار و باورهای خودمون بوجود اومده.پس حق ماست..در کنار این حق بودنمون خدا بهمون قدرت و انتخابی داده ..ک ما بتونیم باقدرت ذهنمون افکارمون رو تغییر بدیم و ب طبقات عالی و بالتر دست پیدا کنیم…دراین تغییر افکار و باورها باید مواظب ورودی های ذهنمون باشیم ک افکار منفی از جمله خشم ، کینه ، نفرت ، غم و غصه ، ناراحتی رو وارد مخزنمون نکنیم ،،در عوض ورودی های مثبت ، انگیزشی ، حال خوب ، انرژی ،شاد ،آرامش ،صبر رو در مخزنمون وارد میکنیم ک خروجیش بشه شکل زندگی کردن موفق ما….

      حرف آخر این قسمت::ما باید تلاش کنیم طبقه خودمون رو در طبقه جهان هستی پیدا کنیم…این افکار ماست ک درزندگی طبقه ما رو تعیین میکنه…این افکار می‌تونه منفی باشه ، میتونه مثبت باشع..ک ورودی های ما ب مخزنمون میشه،پس بهتره ک مخزنمون رو پر کنیم از افکار مثبت انقدری ک جای برای افکار و باورهای منفی نمونه
      ورودی افکار مثبت خروجیش میشه پاسخ جهان هستی ب ورودیهای مثبت ما ک لذت ، شادی ، آرامش رو برای ما ب همراه داره…
      ورودی افکار منفی میشه پاسخ جهان هستی ب ورودی های منفی ما ک ناراحتی ، استرس ، شک و تردید رو برای ما ب همراه داره..پس خیلی مراقب ورودی های ذهنمونیم باشیم…
      خداوند همه شرایط رو بصورت دو وجهی قرار داده مثل شب و روز.بالا و پایین .خشمومحبت .تاریک وروشن .فقیروثروتمند..
      هیچی یک وجهی نیست..پس این ماه هستیم ک انتخاب میکنیم ک چ چیزی رو وارد مخزنمون کنیم ک تو زندگیمون ب شکل موفق یا شکست خودشو نشون بده …مثلا اگ ما دوست داشته باشیم ک شاد باشیم ولی آهنگ های غمگین گوش بدیم .فیلمای غمانگیز ببینیم و با دوستانی ک فاز غم دارن و دبرسن معاشرت کنیم ..هیچ وقت نمیتونیم فرد شادی باشیم..
      تمرین این بخش: شناسایی افکار منفی از جمله شکست ، خاطرات تلخ ، منفی باف هاا..ک تمرین فوق العاده ای ک ماافکارمون رو شناسایی کنیم و بشناسیم و مراقب باشیم ک کجاهااازش استفاده میکنیم و سعی کنیم ک دیگ ازشون استفاده نکنیم ..واین شناسایی کار یک روز یک هفته ای نیست ..باید صبر و استمرار داشته باشیم…

      و من دراین فایل این جمله رو برای خودم رد میکنم ک عقل مردم ب چشمشونه….و جمله ی عقل انسانهاا ب باورشون هست رو جایگزین میکنم…اون جمله برای افرادی هست ک آشنایی با قدرت ذهن ندارن…

      تغییرات این هفته من :من ب مرحله ای رسیدم ک هر کی منو میبینه میگ چراا انقدر چاق شدی ☹️😬🤭😳در حالی ک من کاملا احساس سبکی میکنم…و برای من تجویز رژیم وورزش میکنن ک من اصلا ب حرفاشون اهمیت نمیدم..چون میدونم در مسیر برگشت ب تناسب اندامم هستم….راستش اولش ک شنیدم از چند نفر مختلف انگار ی آب سرد ریختن تو سرم ..اما بعداز اون ریختن آب تو سرم ی لبخندی زدم و گفتم بعله😊 انشاءالله درست میشه….باینکه اهمیت ندادم ..ولی کلافه و عصبانی بودم …ولی توی اون عصبانیت و کلافگی قربون صدقه جسم و ذهنم رفتم ک نگران من نشن ..من خوبم ..و من همچنانن عاشق جسمم..ذهنمم و روانمم هستم …

      ب امید موفقیت همگی🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا