اگر فقط یک انتخاب داشته باشید، از بین زندگی یا مرگ کدام را انتخاب می کنید؟
من و احتمالا شما زندگی را انتخاب می کنیم.
اگر چاقی باعث مرگ و لاغری فرصت زندگی باشد کدام را انتخاب می کنید؟
اگر انتخاب شما لاغری است، عملکرد شما چگونه است؟! به سمت زندگی است یا مرگ؟!
باور کردن توانایی خود
زندگی همیشه ما رو سر دو راهی میذاره: زندگی یا مرگ. اما جالبه بدونی خیلی وقتها ما بدون اینکه بفهمیم، انتخابمون رو کردهایم.

همهی ما لحظههایی داشتیم که کارهایی انجام دادیم و حتی خودمون هم شگفتزده شدیم 😍.
یادت هست شبی که همهی کتاب درسی رو قبل امتحان خوندی و با نمره عالی برگشتی؟ 📚🔥
یا وقتی مهارتی رو یاد گرفتی که هیچکس باور نداشت تو بتونی یاد بگیری؟
یا همون وقتی که چند کار مهم رو همزمان انجام دادی و همه از تعجب دهانشون باز موند 👏.
اینها فقط خاطره نیست! اینها سندی هستن از اینکه قدرت ذهن ما نامحدوده و وقتی اشتیاق واقعی داشته باشیم، هیچ چیز جلودارمون نیست 🚀.
🧠 اما یه نکته مهم وجود داره:
همین قدرت عظیم توسط بخش منفیباف ذهن ما سرکوب میشه. اون صدایی که مدام میگه “نمیتونی!”، “سخته!” یا “ولش کن!”. به همین خاطره که بعضی وقتها در کارهای بزرگ موفق میشیم، ولی در کارهای ساده، جا میزنیم.
💡 راز ماجرا اینجاست:
اشتیاق، همون کلید جادویی برای بیدار کردن قدرت بیانتهاست. وقتی شوق و اشتیاق بسوزونه، ذهن ما مثل موتور توربو عمل میکنه و ما رو جلو میبره 🔥.
حالا برگردیم به یکی از بزرگترین انتخابهای زندگی: چاقی یا لاغری.
این دقیقا یعنی زندگی یا مرگ! ⚖️
خیلیها چاقی رو میپذیرن، تسلیم میشن و سالها در رنج و سختی زندگی میکنن. این یعنی انتخاب مرگ تدریجی 😔⚰️.
اما عدهای دیگه هستن که به نشونههای بدنشون گوش میدن: نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨، کمر درد و پا درد 🦵😖، خستگی بیدلیل، بیخوابیها و حتی از دست دادن شادی زندگی. اینها همه هشدارهای بدنن.
کسانی که این هشدارها رو جدی میگیرن، در واقع انتخاب زندگی میکنن 🌱💪.
قدرت ذهنشون بیدار میشه، اشتیاق سوزانشون شعلهور میشه 🔥، و وارد مسیر لاغری با ذهن میشن. کمکم تغییر میکنن، سبک میشن، از بار اضافه رها میشن و یه زندگی تازه، پر از شادی و آزادی رو تجربه میکنن 🌈✨.
یادت باشه، چاقی یه بیماری خاموشه. بیصدا میاد، آروم پیشرفت میکنه، و وقتی جدی گرفته نشه، زندگی رو ازت میگیره. اون لحظهست که دیگه انتخابی نداری جز تسلیم شدن.
پس دوباره ازت میپرسم:
امروز انتخابت چیه؟ زندگی یا مرگ؟ 🤯⚖️
انتخاب زندگی یعنی شروع تغییر، یعنی باور کردن تواناییهات، یعنی اعتماد به قدرت نامحدود ذهنت و گفتن “من میتونم!” 💪🌟

نشانههای بحران چاقی ⚠️
وقتی حرف از زندگی یا مرگ میزنیم، شاید خیلیها فکر کنن موضوعی بزرگ و دور از ذهنه. اما واقعیت اینه که همین چاقی میتونه آرامآرام ما رو به سمت مرگ تدریجی ببره.
- 🔹 نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨
- 🔹 خوابهای آشفته و بیقرار 😴🌙
- 🔹 کمر درد و پا درد دائمی 🦵😖
- 🔹 سخت شدن نشستن و بلند شدن از زمین 🪑
- 🔹 از دست دادن شادی و نشاط زندگی 🌪️
- 🔹 افکار پریشان و منفی که فقط ما رو به سمت پرخوری و چاقی بیشتر هدایت میکنه 🌀
اینها فقط بخشی از نشانههای بحران چاقی هستن؛ نشونههایی که تقریبا همهی افراد با اضافه وزن تجربه کردن.
اما حقیقت اینجاست:
اگر این علائم رو جدی بگیریم و تصمیم قاطع برای رهایی بگیریم، یعنی ما زندگی رو انتخاب کردهایم 🌱💪. یعنی انتخاب کردیم از قدرت ذهنمون برای تغییر استفاده کنیم و به سمت سلامتی، شادی و آرامش حرکت کنیم ✨.
ولی اگر بیتفاوت باشیم، بگیم “اشکالی نداره، همه همینطورن”، در واقع به مرگ اجازه دادیم سرنوشت ما رو تعیین کنه ⚰️🥀.
👥 توی این فایل آموزشی ماجرای دو نفر از دوستانم رو تعریف میکنم:
یکی از اونها نشونهها رو جدی گرفت و با اشتیاق، زندگی رو انتخاب کرد. حالا سالم، سبک و سرزنده است 🌸.
اما دیگری بیتوجه موند، نشونهها رو پذیرفت، با چاقی زندگی کرد… تا در نهایت، مرگ او رو انتخاب کرد.
پس تو الان در نقطهای هستی که باید تصمیم بگیری:
زندگی یا مرگ؟ ⚖️🤯

تجربه انتخاب زندگی یا مرگ
🌱 زندگی یعنی زنده بودن، یعنی پویایی، یعنی در حرکت بودن؛ مثل رود زلال و جاری آب که هیچوقت متوقف نمیشود.
اما برای هر زنده بودنی، باید یک مرگی اتفاق بیفتد: مرگ افکار پوسیده، مرگ عادتهای تکراری که هیچ رضایتی نمیآورند، مرگ پذیرش رنج و دردهایی که لایقش نیستیم…
⚰️ مرگ یعنی پذیرفتن اینکه «همینه که هست!» یعنی تسلیم شدن در برابر شرایط، یعنی رها کردن اختیار زندگی به دست دیگران.
آن روز، روز مرگ من است؛ حتی اگر نفس بکشم، فقط یک مرده متحرک هستم.
برای من، چاقی همیشه فقط رنج بوده و هنوز هم هست.
چاقی یعنی ناامیدی، غم، درد و گرفتاری. یعنی جدا شدن از زیبایی درونیام.
یعنی یک غول انرژیخوار که تمام تمرکز و توجه منو به خودش میکشه و نمیذاره روی چیزهای ارزشمند زندگی تمرکز کنم.
چاقی بیماریای است که مثل خوره، آرامآرام از تمام احساسات خوبم تغذیه کرده.
مثل یک موجود تاریک، وارد سرزمین امید و عشق وجودم شده، لانه کرده و هدفش مرگ من بوده؛ مرگ شادیهام، مرگ دلخوشیهام و مرگ آرامش و اعتمادبهنفسم.
چاقی قاتل خاموشه؛ بدون صدا، بدون هشدار، اما بیرحم. و خطرناکتر از اون اینه که جامعه، خانواده، پزشکان و حتی خودمون، بارها با گفتن «طبیعیه»، «چیزی نیست»، «خیلیها اینجورین» بهش مهر تأیید زدیم.
اما در نهایت، من انتخاب کردم. انتخاب سختی بود: زندگی یا مرگ؟ و خداوند با لطف و اراده خودش منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد.
اولین بار که وارد این دوره شدم، حدود ۱۰ کیلو وزن کم کردم.
اما دستاورد من فقط روی ترازو نبود؛ من در جنبههای دیگه زندگیم هم رشد کردم.
بسیاری از اقوام و حتی دوستانم بهم میگفتن: «دیگه آدم قبلی نیستی!» من تونستم ویترین جدیدی از خودم به جهان نشون بدم؛ انسانی هدفمند، متعهد و پر از انرژی تازه.
اما اعتراف میکنم؛ این مسیر همیشه صاف و هموار نبوده. بارها لیز خوردم، بارها منفیباف ذهنم منو فریب داد.
اوایل میگفت: «ادامه بده، بالاخره لاغر میشی.» بعد یواشکی زمزمه میکرد: «نمیشه، چون وقتی تحریک چشمی بشی نمیتونی جلوی خودتو بگیری.»
بعد گفت: «این همون رژیمه!… مگه خوراکیها قدرت دارند؟» و وقتی من مقاومت میکردم، برمیگشت میگفت: «یعنی چاقی از تو قویتره؟!»
🙏 بارها به خدا گفتم: خدایا من تسلیمت شدم. خودت هدایتم کردی به این سایت، پس میدونم این مسیر درسته. فقط کمکم کن ادامه بدم.
وقتی میبینم صدها نفر در آلبوم شگفتیسازان تغییر کردن، لاغر شدن، خوشحالتر و آزادتر زندگی میکنن، مطمئن میشم من هم میتونم. چون خدا برای هیچکس فرق نمیذاره.
✍️ اما هنوز چالش دارم. گاهی خودمو سرزنش میکنم. گاهی زیادی راحت میگیرم و میگم «اشکال نداره، از فردا.» اما حالا میفهمم پذیرش واقعی یعنی دیدن حقیقت، یعنی ادامه دادن حتی بعد از لیز خوردن.
خدایا، هزاران بار شکر که باز اینجایم. شکر برای اینکه در مسیرم. شکر برای اینکه تابلوهای راهنمای تو هر روز جلوی چشمم سبز میشن. شکر برای آرامش حضورت که توی قلبم میریزی. خدایا، عاشقتم ❤️
دوستان هممسیرم، شما هم هر روز با قدرت الهی درونتون قدم بردارید.
از میان زندگی یا مرگ، با اطمینان و اشتیاق، زندگی رو انتخاب کنید. به نشونهها بیتفاوت نباشید. چون انتخاب امروز شما، آیندهتون رو میسازه.
✨ توجه به توضیحات فایل «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی» و تأمل درباره شرایط فعلی خودمون میتونه اشتیاقمون رو برای انتخاب زندگی افزایش بده و به لطف خدا قدرت ذهنمون رو برای ادامه مسیر لاغری فعال کنه.
✍️ تمرین آموزشی: انتخاب زندگی یا مرگ ⚖️
برای رهایی از افکار و نگرشهای اشتباه درباره کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست! 💡
انجام تمرینها مثل نوریه که مسیر تاریک ذهن رو روشن میکنه.
وقتی تمرینها رو با دقت انجام بدی، ذهن تو کمکم باورهای قدیمی رو رها میکنه و به جای تسلیم شدن در برابر چاقی،
قدرت انتخاب زندگی یا مرگ رو پیدا میکنی.
📌 پس قبل از پاسخ دادن به سوالات، محتوای نوشتاری رو بخون و ویدیوی آموزشی رو با تمرکز تماشا کن.
📖 سوالات تمرینی زندگی یا مرگ
- آیا مقایسه کردن چاقی با مرگ و لاغری با زندگی را درست میدانید؟ چرا؟ 🤔
- زمانهایی که بدون توجه به چاقی به زندگی ادامه دادهاید، روند تغییر وزنتان چگونه بوده است؟
- به نظر شما چرا برای داشتن تجربهای عالی از زندگی، باید لاغر شویم؟ 🌱
- چاقی چه چیزهایی را از زندگی شما گرفته است؟ شرح دهید. ⚰️
- لاغری چه ویژگیها و شرایط تازهای به زندگی شما میبخشد؟ 🌈
- اگر فردی که مرگ را انتخاب کرده بود، قدرت انتخاب زندگی را داشت، اکنون در چه شرایطی بود؟
- اگر «امیر» داستان ما به مسیر قبلی ادامه میداد، چه اتفاقی برای زندگیاش میافتاد؟
- تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر زندگی یا مرگ (لاغری یا چاقی) را شرح دهید.
💬 دعوت به مشارکت
حالا نوبت توئه! ✨
پاسخ به سوالات بالا رو در بخش نظرات همین صفحه بنویس. 📝
فراموش نکن، تمرین نوشتاری یکی از بهترین روشها برای فعالسازی قدرت ذهن و انتخاب آگاهانه بین زندگی یا مرگ هست.
منتظریم تجربههات رو بخونیم و با هم در مسیر لاغری با ذهن قویتر بشیم 💪🌸.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام
واقعا دیدن اینهمه تغییر به باورسازی ما هم کمک میکنه
قانون رنج ولذته
رنجی که اون روز دوستتون تو کوهنوردی کشید باعث شد جدی به متناسب شدن فکر کنه واقدام کنن
تبریک میگم به اینهمه پشتکار ,مبارکشون باشه این موفقیت بزرگ
امیدوارم بزودی عکس ما هم جز شگفتی سازان در سایت قرار بگیره
نشان های دریافت شده
روز ۸۶تکرار
سلام وقت بخیر
خدارو شکر که تو مسیر سلامتی وتناسب قرار گرفتم
احساس بسیار خوبی دارم با اینکه آخرای دوره هستم ولی دوره پاکسازی و دوره سوم هم هنوز مونده وخدا میدونه چقدر آگاهی های بیشتری بدست خواهم آورد و اون آگاهی ها چه ها کند 😃
۲روزه یه خانمی تو اینستاگرام بهم پیام میده البته فالورهای استاد هستن ومرتب از دوره میپرسه که دوره چطوره ؟ ایا شما نتیجه گرفتید ومیخواد مطمئن بشه ومنم تا اونجاییکه تونستم کمکش میکنم ،ایشون حتی نمیتونست وارد سایت بشه وفایلارو پیدا کنه وخدارو شکر الان تونسته وارد بشه وخیلی اضطراب داره ومرتب میگه من ارداه ندارم ،به هیچ روشی اعتماد ندارم ووووووو منم واسش چندتا ویس فرستادم وتوضیحاتیو بهش گفتم وایشون میگفتن من نمیتونم دوره هارو بخرم آیا کسی بوده که با فایلای رایگان لاغر شده باشه و یه عالمه سئوال واسش پیش اومده بود ،من بهش پیشنهاد دادم یه مدت طولانی روی تمام فایلا ومقالات ودوره های سایت کار کنن و در انتها هدایت میشه به دوره های پولی
دوست داشتم فریاد بزنم وبگم بخدا درست اومدی ،بمون ،تو خیلی خوشبختی که با این دوره آشنا شدی ،بخدا من هیچ مشوقی نداشتم برای هیچ کدوم از کارهاییکه انجام دادم ،واسه این دوره هم همینطور،الانم کسی نمیدونه دارم چکار میکنم ،هیچ کس بهم انگیزه نمیده ،کسی واسم این سایتو تعریف نکرد،من زمانی وارد سایت شدم که ایران نتش قطع شد؛بال بال زدم تا نت باز شد ؛وتونستم فایلارو گوش بدم ،سرتاپا شور وهیجان بودم،خودم بودم وخودم ،میترسیدم به اطرافیانم بگم مبادا مسخره م کنن ،اونا هر وقت من هندزفری تو گوشمه میگن فریده بازم داره یه کارایی میکنه
دوست دارم هر کسی نیاز داره وتو فرکانسش هست بیاد اینجا
اینجا نیاز به اراده نداره نیاز به عشق داره به تکرار وهمکاری داره
این خانم مرتب میگفت من اراده ندارم بهش گفتم اراده نمیخواد عشق به خودت و راهت میخواد بلند شو وشروع کن
خیلی از خودم راضی م
خیلی از خدای خودم راضی م
خیلی از استاد عطار روشن راضی م
خوشحالم که ۳سال پیش انتخاب کردم که یه شخص وآدم دیگه ای باشم ووارد دوره های کنترل ذهن شدم ،خوشحالم که الان اینجام؛خوشحالم که لایق شنیدن وخوندن ونوشتن در این سایت هستم ،خوشحالم که اینهمه آگاهی های ناب وارد گوش و ذهن وجانم میشه ،خوشحالم که من یه ادم دیگه ای شدم،خوشحالم که به کمک خدا و دستان قویش مسیر زندگیم تغییر کرد،خوشحالم که دارم لاغر ومتناسب میشم،خوشحالم که عزت نفس واعتماد بنفسم داره عالی میشه ،خوشحالم که انتخاب کردم زندگی متفاوتی برای خودم بسازم
خوشحالم که تو مسیر راحت وشاد وآسون ولذت بخشی هستم
نشان های دریافت شده
گام ۷۴ ،، سلام وقت بخیر ،،زندگی را انتخاب میکنید یا مرگ را ؟!هر کسی در زندگیش کارهاییو انجام داده که بنظر دیگران سخت بوده ، منم کارهایی کردم که بنظر دیگران خیلی نیاز به اراده و پشتکار داشته ، همه بهم گفتن تو چقدر مصمم هستی تو چقدر قوی عمل میکنی ولی در وجود خودم ،منفی بافم ،به من گوشزد کرده که کار خاصی نکردم ،چیز مهمی نبوده وووو پشتکار داشتن در ورزش و رژیم های متفاوت ،یکی از کارهایی بوده که من به مراتب انجام دادم و همه هم گفتن تو خیلی صبوری ولی در درونم از طرف حامی درونم ، تشویق نشدم ،، هر بار که منفی بافم منو ترسوند از لاغر نشدن ،من سرخورده شدم ،بی اعتمادبنفس شدم ، حالم بد شده ولی باز هم مجدد با روش دیگه ای شروع کردم ،هر چند منفی بافم زخمشو بمن زده ولی من محکمتر و مشتاقتر بودم برای تجربه کردن تناسب اندام ،بخاطر همون اشتیاقم از ۱۰ سالگیم تا الان ،هنوز هم محکم و قوی در راه هدفم موندم ،،، از ۸ سال پیش که ورزشو و رژیمو رها کردم و مطمئن بودم مجدد چاق خواهم شد و در این ۸ سال ریز ریز شاهد چاقتر شدن خودم بودم ،پر از ترس بودم ،پر از حس چاقتر شدن بودم ولی اون شرایطو انکار میکردم ،یجورایی زده بودم بر طبل بی عاری ، میدونستم دارم چاقتر میشم ولی اصلا دلم نمیخواست مجدد برم تو رژیم و ورزش ،بخاطر همین در عرض چند سال به وزن ۹۴ کیلو براحتی و آهسته رسیدم ،،اولین نشانه های چاقتر شدنم ،تنگ شدن شلوارهام ،مانتوهام که هر روز میپوشیدم بود ،توی آینه خودمو نگاه میکردم و حالم بد میشد ،خجالتی شده بودم ،حس سنگینی داشتم ،خودمو تو عکس گرفتن قایم میکردم وووو استاد تبریک میگم به دوست قدرتمندتون که با همتی که داشت ،تونست مرز چاقیو بشکونه و موفق بشه و طعم شیرین لاغریو بچشه ،، این اتفاقی که در کوهنرودی برای دوستتون افتاد و اون همه خستگی و کلافه بودن در راه و اون نگاه های آدم ها که خیلی اذیت کننده است و منم این تجربه رو نه برای خودم بلکه از دوستم شاهد بودم ، ۱ سال و نیم پیش که با یه گروه ۳۶ نفره سفر بودیم ،یکی از تفریحات اون شهری که رفته بودیم ،دیدن مزارع تنباکوی سیگار کوبایی بود ، که اون تور از صبح شروع میشد تا عصر ادامه داشت ،که همراه بود با پیاده روی طولانی و چندین ساعت هم باید با اسب میرفتیم تا به مقصد برسیم ،اولا پیاده روی توی مسافرت هامون که با تور برگذار میشد ،برای دوستم ناراحت کننده بود ،چونکه اضافه وزن زیادی دارن و همیشه از گروه هسفرها ،عقب میفتاد و خیلی ها با تمسخر غر غر میکردن که باید منتظر ایشون میموندن ،، اون روزی که رفتیم تور تنباکو ، تو سوار شدن اسب هم ایشون به مشکل خوردن و خودشون نمیتونستن سوار اسب بشن و اون لیدری هم که همراه ما بود که مسیرو بهمون کمک کنه و مراقب اسب ها باشه ،نمیتونست براحتی به ایشون کمک کنه و اون روز دوستم بسختی تونست سوار اسب بشه و کلی کمرش درد گرفته بود و خجالت کشیده بود، حتی لیدر تور گفت که براش یه اسب قویتر بیارن که تحمل وزن ایشونو داشته باشه و یک روز دیگه هم که باید تا آبشاری ، مجدد با اسب میرفتیم دوستم نپذیرفت و براش یک گاری با صندلی گرفتن و متوجه میشدم که چقدر حالش بد بود و بهش گفتم ،من مطمئنم تو به زودی وارد دوره مقدماتی خواهی شد ،چونکه اون زمانیکه ما مسافرت بودیم من تازه ۲ ماه بود که وارد دوره مقدماتی شده بودم و ایشون این دوره رو برای خودش باور نداشت که بتونه باهاش لاغر بشه و زمانیکه در انتهای همون سفر که ۳ هفته طول کشیده بود ،متوجه شد من لاغر شدم ، گفت برای تو این روش کار میکنه چونکه تو کلا ۲۵ کیلو اضافه داری ولی من بالای ۶۰ کیلو اضافه دارم ، نمیتونم و کاملا ناامید بود ولی بلخره لاغر شدن منو دید و صحبت هاییکه من تو این ۱۵ ماه باهاش داشتم ، وارد دوره مقدماتی شد ،هر چند مقاومت شدید داشت که نمیتونه لاغر بشه ولی من متوجه شدم داره سایز کم میکنه ،من مرتب بهش میگم که داری لاغر میشی ولی خودش خیلی ناامید بود و میگفت تو میخوایی بمن انگیزه بدی ،من لاغر نشدم ولی الان یواش یواش داره به خودش اعتماد میکنه ،دیروز بهم گفت فریده پاهام لاغر شده ،البته بعدش پشیمون شدو گفت ،نه انگار آینه منو لاغرتر نشون میده ،یعنی حتی الان هم که داره لاغر میشه منفی بافش مدام بهش میگه ،نه تو لاغر نشدی ،، بهش گفتم میدونم یه روزی عکس قبل و بعدتو برای استاد میفرستیم و جزء شگفتی سازان میشی ،،یکی از مشکلاتی که دوستم داشت این بود که صندلی هواپیما براش کوچیک بود ، حتی قسمت بیزینس هواپیما هم که مینشست ،مجبور بود برای بستن کمربندش از اگستند استفاده کنه ،یا میز نهار خوری هواپیما روی پاهاش باز نمیشد و خیلی خجالت میکشید ،چند ماه پیش که مجدد یه سفری با هواپیما داشتیم ،متوجه شد که نیازی به اگستند کمربند نداره و هم میزنهارخوری روی پاهاش باز شد و خیلی خوشحال شدیم ،احساس غرور میکرد ،با اینکه هنوزم خیلی اضافه وزن دارن ولی همین موفقیت ها میتونه سوخت ادامه راه باشه ،،، یا هر وقت پارک آبی میرفتیم ،نمیتونست با من از وسایل استفاده کنه یعنی بهش اجازه نمیدادن ،چونکه تویپ ها تا یه حدی تحمل وزن دارن و باز هم ایشون یه گوشه ای مینشست از ما فیلم میگرفت و خیلی خجالت میکشید ،،، خدارو شکر میکنم برای بودن در مسیر سلامتی و حال خوب که اینجا دیگه خبری از رژیم ،ورزش،دارو،عمل و هزاران کاری که قبلا انجام میدادم به امید لاغر شدن ،نیست ،امروز که تو رختکن کلاسم ،در حال تعویض لباسم بودم ،متوجه صحبت های خانم ها و دختر خانم هایی شدم که داشتند در مورد چاقی صحبت میکردن ، یکیشون تو آینه به خودش نگاه میکرد و به بقیه میگفت ،من چقدر چاق شدم آخه چند روز مسافرت بودم ، اون یکی میگفت ،منکه هیچ وقت ازدواج نمیکنم که هیکلم بهم نخوره یعنی همشون نگران چاقتر نشدنشون بودن و جالب بود همشون هم متناسب بودن ، بهم دیگه دلداری میدادن که ،تو که خیلی خوش هیکلی ، بعد طرف میگفت وای نه دارم چاق میشم🙂 این جملات قبلا برای من آشنا بود ولی مدتیه دیگه از این دیالوگ ها با خودم ندارم ،کلی تو دام قنج رفت ،خوشحال شدم از موقعیت عالی خودم ،تازه امروز منشی باشگاه وقتی منو دید که داشتم میرفتم تو اتاق رختکن ،بهم گفت فریده تو لاغرتر شدی ؟ گفتم آره ،این طبیعیه که من لاغر بشم ،همه همکلاسی هام و مربی م میدونه من کارهای ذهنی میکنم ،شخصیت مثبت و توانمند کلاس من هستم که همیشه برای همه تمرینات، حس توانمندی میدم و غر نمیزنم ،امروز مربی م ازم پرسید ،صورتم زیاد جوش میزنه ،آیا میتونم با ذهنم ترمیمش کنم ،گفتم این کوچکترین کاریه که ذهن براحتی برات انجام میده ،گفت ،اااا ،چه خوب ،چطوری؟ چکار کنم ؟ گفتم آموزش ببین ،انتظار داری یه پروسه چند ساله رو که باید روی ذهنت کار کنیو تو ۲ دقیقه بهت توضیح بدم ،،، واقعا با آموزش ذهن،کنترلش ،تغییر باورها ،تمرین و تکرار میتونیم به هر آنچه که باورش کنیم برسیم
نشان های دریافت شده
جلسه ۸۶ تکرار
زندگی را انتخاب میکنید یا مرگ ؟
سلام به استاد گرامی و دوستان همراهم ،خدارو شکر میکنم برای همه چیز که عالیه
ذهن قدرتمند ما میتونه کارهای بسیار بزرگ و قدرتمندیو انجام بده و این توانایی در ما کار گذاشته شده ولی چرا خیلی از ما حتی اطلاعی از داشتنش نداریم ؟
چونکه بهمون آموزش داده نشده ،مثل زمانیه که یه شخصی یک گوشی دوربین دار داشته باشه و بره تو جزیره ی پرتی زندگی کنه و ۲۰ سال یاد نگیره که این گوشی مجهز به دوربین و امکاناتیه که میتونه باعث بهبود کیفیت زندگیش بشه
ما هم خودمون و توانمندی های ذاتی درونمونو نشناختیم ،ما بدن خودمونو نمیشناسیم ،ناآگاهی باعث زندگی کردنی در ما شده که سالها آپشن های درونیمون بلا استفاده موندن
منم طبق تربیتی که از مادرم یاد گرفتم که همیشه میگفت این وسیله رو استفاده نکنیم بذاریم برای عید یا برای مهمون یا برای سال آینده ،اموزش دیدم که از هر آنچه دارم استفاده ای نکنم ،مثلا ساعت جدید میخرم ۱ ساعت دستم میکنم بعدش میذارمش توی کمد و خیلی وسایلم بدون استفاده میمونن
جدیدا از وسایلم استفاده میکنم و به خودم مدام تاکید میکنم که استفاده کن از امکاناتی که داری ،نشون بده به جهان هستی کهلایق داشتن این ساعت وووو هستی ،مثل مادرت رفتار نکن
و هر چقدر از توانایی های درونی هم استفاده کنیم قویتر میشن ،مثل ورزش کردن که بعد از مدتی عضله ها ورزیده و پربار تر میشن ،عضله های توانایی هامون هم نیاز به تمرین داره تا قوی بشه و مارو به مسیرهای بهتری هدایت کنه
یجورایی باید ماشین جنب و جوش صحیح درونو روشن کنیم اونوقت به قدرت هاش پی میبریم
اعتماد بنفس و اشتیاق دوتا گزینه ای هستن که بهم لینک هستن ،وقتی انرژی درونم بیشتر میشه و انرژی ها آزاد میشن در من شور و حالی تولید میکنن که اون شور و حال به من انگیزه حرکت میدن ،انگیزه و حرکت، اعتمادبنفس منو بالاتر میبره
تمام این مراحل ریز ریز شروع و انجام میشه و استمرارش مارو در مسیر نتایج بزرگتر قرار میده ،در لاغری با ذهن اشتیاق و اعتماد بنفس ،مارو هل میده به ادامه دادن ،خوشحال میشیم از تغییراتمون و این حس ها سوخت حرکت ما خواهند شد و ادامه دادن هم که رمز موفقیته ،در هر کاری بالای ۲ سال بمونی ،ماهر و پیشرفته خواهی شد ،خدارو شکر مطالب لاغری داره در مغزم دانلود میشه که هر چقدر بیشتر بشه اعتماد به خودم بیشتر خواهد شد
اگر بخواییم به حرف های منفی درون گوش کنیم که ایشون اجازه نمیدن تکون بخوریم ،دلش میخواد هر روز کارهای تکراری آشناییو انجام بدیم که اونم نخواد انرژی بیشتری بسازه ،پس مارو در دایره امن نگه میداره و اجازه نمیده ما از زیبایی های این بدن و جهان استفاده کنیم و به ما میفهمونه که دنیا همینه و شکل دیگری ندارد
و انقدر به این کار ادامه میده که آدم ها منفعل بشن و حال نداشته باشن بخوان بلند بشن و کاری کنن و روزمرگی ها شروع میشه ،حال بد ،غم و بی حال و انگیزگی
اگر الان اینجا هستم یعنی دلم نخواسته که مثل قبل زندگی کنم ،یعنی از دایره امن چاقی هام اومدم بیرون ،خواستم که شخصیت فریده سابقو روشن نکنم و از افکار مسمومش استفاده نکنم که اینها جواب میده
من میخوام لاغریو انتخاب کنم چاقی که همش سنگین بودن و بدریخت شدنه ،وقتی راهی هست خب میرم و اقدام میکنم تا لذت بیشتری ببرم ،خدارو شکر الان پر از اطلاعات جدید مغزی در مورد بدن و ذهنم هستم که در ادامه زندگی به درد خودم و اطرافیانم خواهد خورد ،خب چرا بخوام ناآگاه و منفعل زندگی کنم، این جهان ،جهان گسترش و اپ دیت شدنه
برنامه های گوشی من هر روز پیام اپ دیت کردن برام میفرسته و اگر اپلیکیشن های گوشیمو آپ دیت نکنم نمیتونم از گوشیم درست استفاده کنم ،پس خودمم نیاز به نو شدن دارم
جریان دوستان استاد که یکی از اونها خواست که تغییر کنه و هدایت شد به مسیر سلامنی و یکی انتخاب کرد شکست بخوره و شاید اقدام صحیحی نداشته ،افرادی که یه روزی این پیام خسته هستم را به جهان فرستادن هدایت شدن به لاغری با ذهن یا دوره ها و آموزش های مرتبط با ذهن و ادامه دادن در این مسیرها ،مقصدهای متفاوتی خلق خواهد کرد ،بستگی به انتخاب های ما دارد
و خدارو شکر میکنم که هر روز قدمی برمیدارم بسمت لاغری و قدمی از چاقیم فاصله میگیرم
نشان های دریافت شده
خوشحالم از خوب بودن حال دوستانم😍