میدونی چیه؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
در این جلسه میآموزیم:
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

💡 اگه میخوای این توانایی درونی رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم فعال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ چگونگی ایجاد این توانایی؛ در ادامه هم توی گام ۵ سراغ «خود را لایق لاغر شدن بدانید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.11 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

من نمیدونم چطوری و به چه صورت و اصلا هم برام مهم نیست که چطور اما میدونم و باور دارم که به تناسب اندام میرسم و بدنم در بهترین حالت خودش قرار میگیره و هرچیزی که میخورم منو به این هدفم نزدیک تر میکنه…
امید دارم و البته میدونم که قدرتشم دارم همونطور که چاق شدم همونطور هم لاغر بشم چون اگر قرار نبود که لاغر بشم توی این مسیر قرار نمیگرفتم و زمانی که از خدا خواستم، این راه رو جلوی روم نمیذاشت پس بهش اعتماد دارم و از اعماق وجودم میدونم که میتونم بهش برسم و ممنونم از استاد که چطور و چگونه رسیدن بهش رو بهمون نشون میدن.
نشان های دریافت شده
سلام
ذره ای امید نداشتم تو بگو ذره ای!!! حالا وزن کم کردم. خیلی جالبه…این همه سال فکر میکردم نمیشه و نشد، حالا فکر کردم میشه و شد. یه مثال واقعی و منطقی از تاثیر باور که تمام متن این فایل رو ثابت میکنه. خودم شاهدش هستم، شاهد تک تک لحظه هاش؛ هی اومدم سایت، عکس های شگفتی سازان رو نگاه کردم، متن این صفحه رو خوندم، توانایی های بدن در تغییر کردن رو خوندم، به گام دوم جلسه دوازده قدم سر زدم و حقیقت رو جایگزین خرافات کردم. یه مدت پیش لباسم رو که پوشیدم دیدم کلی گشاد شده. لباس تو خونه بود لباسی نبود که برای بیرون باشه و یه مدت طولانی نپوشیده باشم. اینم توانایی لاغری. برام طبیعی شده بدن بقیه شو هم حذف میکنه. اصلا دلم نمیخواد طرز فکرای قبلا رو مرور کنم. دوست دارم فقط گاهی اوقات بیاد بیارم تا برام تلنگر بشه هر بار ذهنم گفت نه، اشتباه میگه.
فک کنم قبلا نوشتم اما با افتخار دوباره مینویسم. یکی از دوستان تو کامنتای این فایل جمله ی جالبی نوشته بود؛ ابتدای هر مهارتی که بدست اوردم فکر میکردم نشدنیه. روز اولی که مینا کاری رو شروع کردم، استادم رو میدیدم خیلی راحت انجام میداد و من نمیتونستم. با خودم میگفتم خدایا کار به این راحتی رو چرا نمیتونم! استادم جمله جالبی گفت: فرق استاد با شاگرد همینه! تمام زمانایی که تمرین کردم رو باید بگذرونی.
با حرص برگشتم خونه اما ازونجا که کار هنری رو خیلییی دوست دارم گفتم باید بتونممم باید بتونم…اونقدر تمرین کردم که شدم استاد گالری. استادم کار رو دست میسپرد میگفت برای هنرجوها اموزش بدم حتی سفارش های حرفه ایش رو میگفت من انجام بدم. تواناییم بیشتر شد در حدی که استادم به اعتبار میناکاری های من سفارش میگرفت. مهارت پیدا کردن و رسیدن به خواسته هام خیلی ساده ست. پس کل داستان میشه: همیشه اول توانایی ندارم، از پسش برنمیام، فکر میکنم نمیتونم، ادامه میدم و به بالاترین درجه میرسم. به همین راحتی! برای رسیدن به همه چیز از درامد بالا گرفته تا کار هنری، ریاضی، فیزیک، کسب و کار باید همین قانون صدق میکنه. اینو دوس دارم همیشههههه به خودم یاداوری کنم.
مهارت بعدی ریاضی بود. اون دوران میگفتن هرکسی یک استعدادی داره، یکی ذهنش برای ریاضی خوبه یکی ریاضی رو نمیفهمه و در کار هنری خوبه. من بخاطر نمره مجبور شدم ببخاطر معدل تمام درسا رو یاد بگیرم. یادمه میگفتم باید یاد بگیرم بااااید…اونقدر تمرین میکنم تا یاد بگیرم. همه رو یاد گرفتم! چیزایی که نه تنها فکر میکردم سختمه بلکه واقعا سخت بود! انقدر ادامه دادم تا حرفه ای شدم و دقیقا عین آب خوردن شد. طوری که رفیق استادام شده بودم و باهم چالش میذاشتیم. تازه معلم خصوصی نداشتم. همون ساعات محدود کلاس درس عمومی بود و دیگه تو خونه با زمان محدود درس میخوندم. الحق که آدم هرچیو بخواد و با محدودیت هم میتونه بدست بیاره.
مهارت بعدیم درمورد درامده. با خودم گفتم درامد بالا میخوامممممم. همیشه میخواستم اما ایده ای به ذهنم میرسید لجباز بودم عمل نمیکردم و طبق همون باورهای اشتباهم عمل میکرد. به ذهنم رسید فعلا یه ببعی بخر. به ذهنم رسید رشد بدم بفروشم دوتا جاش بخرم…فک کن به همین راحتی! بعدش تو مسیر فهمیدم بخاطر افزایش قیمت ها و هزینه خوراک سرعت افزایش ببعی ها میاد پایین. اول تو ذوقم خورد با خودم گفتم میتونممم باید ادامه بدم یه راه دیگه پیدا میکنم سرعت تصاعدم بهم نخوره. یه ایده ی راحت به ذهنم رسید و انجامش دادم. اینقدر خوشحالم اینقدر خوب یاد گرفتم پول دربیارم. تازه منکه اولشم!!! اینقدر ایده های راحت به ذهنم رسید تا در کنارش درامدهای دیگه داشته باشم مثل خرید ببعی دوقلو زا و کلی ایده ی دیگه که برای طولانی نشدن حرفم نمیگم. نتیجه اینکه من اینقدر تو درامد ضعیف بودم اینقدر روزهای بدی داشتم اینقدر ذهنم برای فقر برنامه ریزی شده بود که کسی برای خودش خرید میکرد میگفتم خدایاااا پول از کجا پیدا کرده چقدر وضعش خوبهههه!!! خلاصه تا همین یک سال پیش بدجوری باورای اشتباه داشتم. درامدم بهتر شده بود رشد کرده بودم برای خودم چیزایی که میخواستم رو خریده بودم اما کلی باور اشتباه داشتم که متوقفم کرده بود. اول مسیر اصلا فکر نمیکردم بتونم باورام رو عوض کنم، اصلا فکر نمیکردم اوضاعم بخاطر باورا باشه، اگرم دوس داشتم درامد بیشتری داشتم ذهنم قفل بود خلاقیت صفر. همون ابتدای راه که میخواستم ببعی بخرم اینجوری بودم ها. ولی الان کلی ایده دارم؛ ایده هایی که بسرعت بهم پول میده و ایده های بلند مدت که بعد مدتی پول های کلان بهم میده همون برندسازی. بازم من دنبال ایده پردازی ام دنبال راه کوتاه تر و سریع تر. قانع نمیشممممم. منظورم عجله کردن نیست، منظورم اینه اگه از دوتا کار روزمره ام درامد دارم، از 10 تا کار روزانه ام پول بکشم بیرون! و راهش هست! پیدا کردم بازممم میخوام…. خیلی مسیرم طولانی و لذتبخشههه
مهارت اشپزی: مهارت اشپزی چیزیه که خیلی ها دارن اما این باعث نمیشه فراموش کنم روزایی که فکر میکردم واااای کسایی که بلدن نابغه ان، امکانات زیادی دارن و من هرچقدر تلاش کنم بازم نمیشه! الان اشپزیم خیلی خوب شده کلی غذای جدید و متنوع یاد گرفتم که با مواد تکراری درست میشه اما مزه و ظاهر متفاوت داره.
کلی کار دیگه هست که میخوام انجام بدم و ترس دارم نشه اما ترسم خیلی کم شده طوری که شبیه یک فکر گذراست. چون ترسم کمتر شده از ابتدای کار دارم کم کم نتایج کوچول کوچول میگیرم که خیلی امیدوارم کرده. قبلا با باور اشتباه و ذهن پراکنده همین ایده ها رو اجرا کرده بودم جواب نداد. تاثیر باور رو ببین!
درمورد تمام توانایی هام بخصوص تناسب فکر میکردم نمیتونم.
درمورد لثه ام ملتهب شده بود و خوب شدنم خیلی طول کشید طوری که فکر میکردم دیگه خوب نشه اما بدنم به دادم رسید و کم کم خوبش کرد. خیلی باورم شد بدنم واقعاااا توانمنده و توانایی داره خودبخود خوب بشه.
دو سال پیش یک مریضی سخت گرفتم هرچی دارو مصرف میکردم، پزشکمو عوض میکردم فایده نداشت که نداشت. هوووف بدنم ازون دوران گذر کرد و قوی بود.
پوست صورتم جوش میزد ملتهب بود هرکاری میکردم خوب نمیشد. بالاخره خوب شد اونم با یک کرم ساده…جالبه موقعی که متمرکز پیگیر شدم خوبش کنم، منی که این همه کرم گرون و باکیفیت مصرف کردم خوب نشد، حتی دکتر داخلی رفتم، درنهایت با یک کرم ساده رو به رو شدم که کاااامل التهاب، جوش و حتی لک رو خوب کرد.
جسمم مثل الان تمام چربی های اضافه رو به مرور حذف میکنه و پوست سالم و جدید میسازه. راهی غیر این نیست چون هم میتونه خودش رو تغییر بده هم ذاتش تناسب هست.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام به همه
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است
والا قبل از آشنایی با سایت خوب تناسب فکری من کلا توانایی هام رو فراموش کرده بودم
و توانایی لاغر شدن ک کلا یک امر محال و دور و دست نیافتنی بود
درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
من میتونم خیلی خوب آشپزی کنم و با سرعت بالا و همه تحسین میکنن
من میتونم خیلی خوب رانندگی کنم و شکر خدا تو این ۵ سال موفق بودم
من میتونم خیلی خوب نقاشی کنم و همه خوششون میاد
من میتونم هر جایی رو به بهترین شکل دیزاین کنم
من میتونم خیلی خوب خیاطی کنم
من میتونم خیلی عالی کیک و دسر و …درست کنم
من میتونم خیلی خوب به بقیه مشورت بدم
من تونستم خیلی خوب بچهام رو بار بیارم با ادب با مسئولیت و انسانیت و همیشه در قلب اونا بیدار نگهدارم
من میتونم خیلی خوب آواز بخونم
من میتونم لاغر بشم با سایت خوب تناسب فکری
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
هرگز فکر نمیکردم بتونم لباس بدوزم ولی دوختم
فکر نمیکردم نقاش ماهری بشم بدون آموزش دیدن ولی شدم
فکر نمیکردم آشپزیم خیلی خوب باشه ولی عالی شد
درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست
بدن من میتونه خیلی خوب از من در برابر تمام بیماری ها محافظت کنه میتونه در خودش یک انسان رو رشد بده میتونه کلی اطلاعات در خودش ذخیره کنه میتونه انواع حرکات روزانه رو برام انجام بده و نیازهای منو برطرف کنه بدن من میتونه خودش رو بدون اینکه من متوجه بشم ترمیم کنه شکر خدا
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
بدن من میتونه خودش تمام چربی های اضافی بدنم رو ب راحتی از بدنم خارج کنه و به شکل زیبای اصلیش برگرده و خودش خیلی عالی اینکارو انجام میده
من از بدنم تشکر میکنم ک همیشه در کنارم بود منو حمایت کرد و نیازهای زندگی. در کره زمین رو برام برطرف کرده و ازش معذرت میخام ک مدتی بخاطر چاقی ک خودم ب وجود آوردم ازش متنفر شده بودم و هر روز بهش عشق میدم و ازش تشکر میکنم بخاطر سلامتی
میخام از این ب بعد نعمات دور و برم رو بیشتر و بهتر ببینم و از خداوند هر لحظه شکر گزاری کنم و قلبم رو پراز عشق و محبت ب خودم و دیگران و پروردگارم کنم
از استاد عزیز هم متشکرم بخاطر مطالب عالی
با عرض سلام واردات خدمت استاد عطار روشن و همراهان مسیر لاغری با ذهن
۱- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما در باره توانایی لاغر شدنتان چگونه بود؟
قبل از آشنایی روش لاغری با ذهن با خودم فک میکردم بلاخره راهی برای لاغری پیدا میکنم اما نمیدانستم از چه راهی چون آدمی هستم وقتی تصمیم بگیرم کاری کنم از شکست خوردن نا امید نمیشوم ممکن است در وهله اول ناراح بشم از شکست خوردن اما در کارهام سماجت خاصی دارم
۲-درباره توانایی های خود در انجامکارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید توضیح دهید
فک کنم کمی عجله کردم در دادن پاسخ چون جواب ای سوال رو در پاسخ سوال اول دادم
۳-مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شده اید که تصور میکردید تواناییانجام آن را ندارید
همانطور که در بالا گفتم اینقدر در کار پایداری میکنم تا موفق به انجام آن کار شوم دیگران در باره من میگن اگه کاری به ذهنت بزنه که انجام بدی بلاخره انجامش میدی
۴-در باره توانایی جسم خودتان شرح دهید.چه زمانی احساس کردید بدن شما توانا ست؟
به نظر من آدم باید تلاش خودشو کنه باقیش رو هم بسپار بخدا ،خداوند هم وقتی تلاش طرف رو میبینه قطعا کمکش میکنه
۵-اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغری چیست؟امیدوارم که جسم م با ذهنم همکاری کنه تا لاغر شم همانطور که استاد در گفته هاش میگه لاغری در ذهن انجام میشه بعد در جسم مشاهده میشه
نشان های دریافت شده
Zary Ahmadi
با درود گام (۴) توانایی لاغر شدن در وجود توست
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما در باره توانایی لاغر شدنتان چکونه بوده آست
قبل از اینکه من با این روش آشنا بشم فکر می کردم همینم . هیچ فایده ای نداره . بدنم استاپ کرده و دیگه هیچ راهی جواب نمی ده چون سوخت و سازه بدنم تغییر کرده و دیگه توانایی بیشتر از اینه را نداره و کلاف و سردرگم بودم که چگونه می توانم به وزن ایده الم برسم همه راها را رفته بودم و به این باور رسیده بودم که دیگه این رژیم ها جوابگو نیست خسته و نا امید که به وزن ایده الم که قبلا بودم و سالها باهش زندگی کردم شاد و خوشحال بودم لباسها تو تنم زیبا بود همه به من می گفتم چقدر لاغری (حتی گاهی ذهنم می گفت غذاهایی که می خورم کجا می ره )خودم متعجب بودم که همیشه همه چی می خوردم و همچنان لاغر بودم و بعد از بارداری فرزند دوم تقریبا سه ساله بود که یهو متوجه مقدار اضافی در بدنم شدم و از آن موقع بود که رژیم ها و روشهای متفاوت را برای سالها ادامه دادم اما هیچوقت به اونه قبلی بر نگشتم و این باعث شد که این همه رنج و تلاش اخرش هیچی پس «بدنم توانایی برگشت به قبل را نداره »و غافل از اینکه بخاطر باورهای اشتباهی که در ذهنم نهادینه شده من را به اونون قبلی بر نمی گرداند چون قبلا همه می گفتند چقدر لاغری هیچ گوشت تو بدنت نیست سعی کن چاق بشی پس من مشکل ناتوانی نداشتم بلکه مشکل در باورهای اشتباه در ذهن من بوده
در باره توانایی خود در انجام کارها یا مهارتها یی که یاد گرفته اید توضیح دهید ؟
هر ادمی توانایی هایی داره فقط کافیه که بتوانیم اونون توانهایی ها را مهار کنیم مثلا رانندگی: تو ایران و تو امریکا همون دفعه اول گواهی نامه گرفتم و همیشه خوب رانندگی کردم
اشپزی :یادم هست تا قبل از ازدواجم من اصلا اشپزی نکردم اشپزی را خونه همسرم شروع کردم و بسیار مهارت خوبی دارم
خیاطی :هیچکس به من آموزش خیاطی نداده اما آنقدر مهارت دارم که شده کسب و کارم
یادگیری زبان انگلیسی .من برای یادگیری زبان کلاس نرفتم خودم یادم گرفتم
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شده اید که تصور می کردید توانایی انجام آن را ندارید؟ من کلا در مورد هر کاری که بخوام شروع کنم اولش فکر می کنم توانایی آن کار را ندارم اما وقتی شروع می کنم و با پشتکاری که دارم خیلی هم با توانم و با موفقییت انجام می دهم مثلا : فکر نمی کردم توانایی اشپزی را داشته باشم در حالی که خیلی مهارت دارم یا فکر نمی کردم توانایی رانندگی تو امریکا را داشته باشم اما به خوبی انجامش می دم
یادمه چند سال پیش قرار شد در مجلس عروسی پسرم که دویست نفر بودن و بیشتر آنها دکترهای معروف در آنجا حضور داشتند سخنرانی کنم اولش استرس داشتم و فکر می کردم توانایی آن را ندارم اما موقع انجامش با اعتماد به نفس و خیلی عالی که خودم هم باورم نمی شد انجامش دادم طوری که همه به من می گفتند عالی بود
در باره توانایی های جسم خودتان شرح دهید چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعا تواناست ؟همیشه به من ثابت شده که بدنم توانایی بسیار خوبی داره در مقابل مریضی ها به خوبی آن را ترمیم می کند در مقابل استرسهایی که در زندگی بوجود می اید به خوبی توانایی داره که آن را ترمیم کند برای همین با سن و سالی که دارم در سلامتی کامل و پر از انرژی و روحیه عالی هستم بدن ما واقعا هوشمند است فقط باید یاد داشته باشیم مثبت اندیش باشیم و تا جایی که بتوانیم از منفی ها دوری کنیم
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغرشدن چیست ؟ اول اینکه من باید راه و روش درست و در مسیر درست باشم که انتظار درستی از خود داشته باشم قبلا که نا آگاه بودم با وجود تمام فشارها بر جسمم کم می کردم اما موقت بود می خوام بگم جسم من مرا همراهی می کرد اما چون روش اشتباه بود موقت بود و اکنون انتظار من فرق کرده چون روش من رفتار من ذهن من فرق کرده در نتیجه انتظاری که دارم با اطلاعاتی که به وسیله این روش توسط استاد به ذهنم می دهم اینه که با زور فشار رژیم دارو جراحی مجبور نیست لاغر بشه انتظارم اینه که یواش یواش و بطور طبیعی بدون هیچ رنجی به سمت تناسب حرکت می کند و من فقط همراهش هستم حمایتش می کنم دوستش دارم استمرار دارم صبوری می کنم و اونون هم توانایی خودش را به من نشون می ده همانطور که اضافه وزن را به من نشون داد ازش انتظار دارم به من ثابت کند که می تواند من را به همون وزنی که سالها قبل بوده بر گرداند به من ثابت کند که لاغر شدن آسانترین کار دیناست لاغر شدن آسانترین کار ذهن است
استاد سپاس گزارم
نشان های دریافت شده
سلام هدایت همه مابه این سایت اتفاقی نیست خواست خدای مهربان بوده ومن خوشحالم بخاطربودن دراین فضا وتشکرازاستاد بخاطر این فایل های رایگان وچقدرکمک کرده بمن وافرادی مثل من ازچاقی رنج میبرن ما هیچ وقت متوجه نشدیم که یک ذهن داریم وچقدرقدرتمنده ومیتونه مارودرمسیرلاغری کمک کنه من قبلا بی اعتمادبنفس بودم وخودمویک زن بی استعدادمیدونستم وقتی میخواستم حرفه ایی رویادبگیرم همیشه توذهنم زمزمه میشدتونمیتونی ول کن توازاون استعدادنداری ولش کن ومانع میشد من رژیم هم گرفتم ولی موفقیتی نداشتم ورزش میرفتم ولی بازهمون بودم من باروش ذهنی اشناشدم نگفتم نه نمیتونم شروع کردم به گوش کردن فایل ها دیدم چقدرحالموخوب میکنه ومنوبه خواستم میرسونه من نبایدبترسم ازخوردن ها چون بدن من هوشمنده خودش میدونه بااون موادغذایی چیکارکنه ومن نباید استرس بگیرم وبه اون نگرش توجه نکنم ماباذهن لاغرمیشیم شکم بزرگ سالها اب نمیشد الان به راحتی میشه وقتی من تونستم توسن ۲۸سالگی قبول بشم دانشگاه وباموفقیت درسمو بخونم وگواهینامه رانندگی بگیرم ولی متاسفانه فکرمیکردم نمیتونم رانندگی کنم ولی درروش ذهنی یادگرفتم من میتونم باتمرین وتکرار نترسم وبی توجه باشیم به نجوا تمرکزروبزاریم روتناسب اندام واز انجام کارهای بیهوده دوری کنیم درانجام هرکاری میانه روباشیم من فکرشونمیکردم که راحت بیام توسایت ودیدگاهموبنویسم من امروزبعد سه سال دیدن یک دوستی رفتم تادیدگفت فلانی من قبلا دیده.بودم گفت چقدرخوب شدی تغییرکردی نسبت به چندسال پیش انگارجوان شدی همه اینابخاطر لاغری باذهنه دوران رژیم بمن میگفتن انگارصورتت داغون شده ولی الان میگن عالی شدی۱،من قبل اشنایی باسایت امیدبه لاغری نداشتم واونودست نیافتنی میدونستم میگفتم لاغری براافرادباارادست من تحمل گرسنگی ندارم وچقدرسختی بکشم۲،من تونستم تودرس موفق بشم ،یک زن خانه داروموفق هستم ویک مادرم وخداروشاکرم ۳،قبل رفتن به یادگیری رانندگی میگفتم یادنمیگیرم وقتی رفتم تونستم یادبگیرم حتی زبان۴،من وقتی باقدرت ذهن اشناشدم متوجه شدم چقدرراحت چربی هام اب میشه ومن راحت دارم زندگی میکنم بدون کوچکترین سختی۵،من میدونم بدنم راحت هرچی بخورم روچیکارکنه ترسی ندارم وهرروزدرمسیراموزشم
تمرینات
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
قبل از اینکه با روش لاغری با ذهن آشنا بشم، واقعاً فکر میکردم لاغر شدن یه کار خیلی سخت و شاید حتی غیرممکنه.
همیشه با خودم میگفتم بدن من استعداد چاقیه و هیچ وقت نمیتونه متناسب بشه. بارها رژیم گرفتم، باشگاه رفتم، برنامههای مختلف امتحان کردم، ولی چون نتیجهاش موقتی بود، باورم این شد که من توانایی لاغر شدن ندارم.
انگار بدنم با من لج میکنه یا یه نقصی توی من هست که مانع میشه. همین باعث شده بود دائم حس ناتوانی و ناامیدی داشته باشم.
وقتی کسی میگفت لاغر شدن راحته، سریع حرص میخوردم چون برام مثل یه شوخی تلخ بود. توی ذهنم لاغری یعنی سختی، محرومیت، فشار و زجر. هیچ وقت فکر نمیکردم بدن من به طور طبیعی توانایی لاغر شدن رو داشته باشه.
همیشه مقصر رو بیرون از خودم میدیدم؛ یا ژنتیک، یا شرایط، یا اشتهای زیاد. خلاصه من باور داشتم که «من نمیتونم».
الان که به عقب نگاه میکنم میبینم اون موقع چقدر این فکرها دست و پام رو بسته بودن. نه تنها باور نداشتم که میتونم لاغر بشم، بلکه حتی یه ذره هم به بدنم اعتماد نمیکردم. در واقع نگرشم این بود که من از درون ناقصم و هیچ وقت به تناسب واقعی نمیرسم.
درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
وقتی به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تواناییهای زیادی رو در مسیر یادگیری تجربه کردم. مثلاً اوایل فکر میکردم هیچ وقت نمیتونم رانندگی یاد بگیرم. استرس داشتم، اعتماد به نفسم پایین بود، ولی کمکم با تمرین و استمرار یاد گرفتم و الان رانندگی برام مثل نفس کشیدنه.
یا همین کار با کامپیوتر و اینترنت؛ یه زمانی بلد نبودم حتی یه فایل ساده رو باز کنم، ولی به مرور یاد گرفتم و امروز راحت کارهای زیادی رو آنلاین انجام میدم.
همین طور توی ارتباط با آدمها هم رشد کردم. اولش خیلی خجالتی بودم و نمیتونستم تو جمع حرف بزنم، ولی با تمرین و مواجه شدن با ترسهام، حالا میبینم خیلی راحتتر از قبل خودم رو بیان میکنم.
حتی همین نوشتن و تمرین کردن برای تغییر ذهن، یه جور تواناییه که یاد گرفتم.
یا درست کردن غذا و …
وقتی این تجربهها و البته موارد دیگه رو کنار هم میذارم، متوجه میشم که یاد گرفتن و توانایی پیدا کردن در هر زمینهای کاملاً شدنیه.
فقط لازمه اول باور کنی میتونی، بعد قدم کوچیک برداری و ادامه بدی. این یعنی همون چیزی که توی لاغری هم لازمه. همونطور که خیلی از کارها رو تونستم یاد بگیرم، میتونم دوباره به بدنم اعتماد کنم و اجازه بدم توانایی طبیعیاش برای لاغر شدن فعال بشه.
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
یکی از چیزهایی که همیشه برام غیرممکن به نظر میرسید، درس خوندن در بعضی مقاطع بود. بارها با خودم میگفتم «من نمیتونم از پسش بربیام»، ولی وقتی جدی شدم و پشتکار داشتم، دیدم اتفاقاً میتونم و حتی خیلی خوب هم نتیجه گرفتم.
یا مثلاً وقتی میخواستم یه سخنرانی کوتاه جلوی جمع داشته باشم، فکر میکردم از استرس غش میکنم. ولی وقتی رفتم جلو و حرف زدم، دیدم نه تنها میتونم، بلکه حتی بقیه از حرفهام استقبال کردن. این تجربه برای من مثل یه تلنگر بود که «همیشه تصور ما از ناتوانی واقعی نیست، بیشتر یه توهم ذهنیه.»
حتی در مسائل شخصی هم بوده؛ کارهایی مثل مدیریت مشکلات سخت یا کنار اومدن با شرایطی که فکر میکردم نمیتونم تحمل کنم.
وقتی ازشون گذشتم، دیدم توانایی من خیلی بیشتر از چیزی بوده که تصور میکردم. این تجربهها به من نشون دادن که بدن و ذهن من ظرفیتهای زیادی دارن و وقتی بهشون اعتماد کنم، میتونن منو شگفتزده کنن.
درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
خیلی وقتها بدنم به من ثابت کرده که تواناتر از چیزی هست که فکر میکردم. مثلاً روزهایی که خسته و بیانرژی بودم و فکر میکردم دیگه توان انجام هیچ کاری رو ندارم، اما وقتی مجبور شدم، بدنم ایستاد و ادامه داد.
یا وقتهایی که بیمار شدم و بدنم خودش رو ترمیم کرد. این نشون میده بدن من یک قدرت ذاتی برای شفا و بازسازی داره.
یه بار یادمه بدون هیچ تمرینی رفتم کوهنوردی و فکر میکردم نمیتونم حتی نصف مسیر رو برم، ولی بدنم منو تا آخر بالا برد. اون لحظه فهمیدم بدنم خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنم ظرفیت داره. همینطور وقتی یه زخم یا آسیبی در بدنم به وجود اومد بدنم به مرور اون رو ترمیم کرد، برام خیلی الهامبخش بود.
این تجربهها نشون دادن بدن من واقعاً هوشمنده و توانایی طبیعی داره برای برگشتن به تعادل و سلامتی.
حالا که به این موضوع فکر میکنم، متوجه میشم همین بدن که انقدر تواناست، قطعاً توانایی متناسب شدن رو هم داره. فقط باید بهش اعتماد کنم و جلوی عملکرد طبیعیش رو با فکرها و نگرانیها نگیرم.
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
الان انتظاری که از بدنم دارم خیلی فرق کرده. دیگه مثل قبل نمیخوام با زور و فشار و رژیم مجبورش کنم لاغر بشه. انتظارم اینه که بدنم کمکم و طبیعی، مثل وظیفهای که همیشه داشته، به سمت تناسب حرکت کنه. من فقط میخوام همراهش باشم، حمایتش کنم و بهش اجازه بدم توانایی خودش رو نشون بده.
میخوام بدنم سبکتر و سالمتر بشه، ولی با آرامش. انتظار دارم بدنم نشونم بده که میتونه خودش بهترین مسیر رو انتخاب کنه. همونطور که همیشه خودش نفس کشیده، زخمها رو ترمیم کرده و در سختترین شرایط منو سرپا نگه داشته، حالا هم انتظار دارم به تناسب طبیعی خودش برگرده.
ازش انتظار دارم به من ثابت کنه که لاغر شدن سخت و محال نیست؛ یه توانایی درونیه که همیشه بوده. فقط لازمه من اعتماد کنم، باور کنم و ذهنم رو باهاش هماهنگ کنم. اونوقت بدنم خودش به آرامی و با هوشمندی این مسیر رو طی میکنه.
گام ۴
برداشت من از «توانایی لاغر شدن در وجود توست»
وقتی برای اولین بار جملهی «توانایی لاغر شدن در وجود توست» رو شنیدم، حس کردم یه دریچه تازه جلوی چشمم باز شد. انگار یه صدای درونی اومد که میگفت: «همه چی همینجاست، توی خودت، فقط کافیه بهش اعتماد کنی.»
سالها دنبال لاغری دویدم، از این رژیم به اون رژیم، از این برنامه به اون برنامه. همیشه فکر میکردم یه چیزی بیرون از من هست که میتونه منو نجات بده. اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که شاید همهی اون چیزی که لازم دارم، همین حالا توی وجودمه.
من همیشه لاغری رو یه جور مبارزه میدیدم. یه جنگ دائمی بین خودم و بدنم. هر بار که میخواستم متناسب بشم، حس میکردم باید سختی بکشم، باید گرسنگی بکشم، باید با خودم بجنگم. و خب نتیجهاش هم همیشه یکی بود: خستگی، ناامیدی و برگشت به همون وزن قبلی. چون واقعیت اینه که هیچ جنگی با خودمون به نتیجه خوب نمیرسه.
این حرف که «توانایی لاغر شدن در وجود توست» باعث شد یه بار دیگه به بدنم نگاه کنم. بدن من از همون لحظهای که به دنیا اومدم، بلد بوده خودش رو تنظیم کنه. همونطور که بلد بوده نفس بکشه، راه بره، بخوابه، بیدار بشه، هضم کنه، رشد کنه… لاغری هم یکی از همین تواناییهاست. یعنی بدن من خودش قدرتش رو داره که متناسب بشه. مشکل اینجاست که من با باورها و فکرای منفی، با ترسها و تجربههای تلخ، جلوی این توانایی رو گرفتم.
اگه به بچهها نگاه کنیم، همهچی واضح میشه. بچهها وقتی گرسنهان میخورن، وقتی سیر میشن دیگه دست میکشن. هیچوقت نمیبینیم بچهای به خودش بگه: «نه، باید بیشتر بخورم چون دیگه غذا گیرم نمیاد» یا «اگه اینو بخورم چاق میشم». اونا فقط به بدنشون گوش میدن و بدن هم درستترین تصمیم رو میگیره. نتیجهاش هم تناسب طبیعیه. ما هم یه روزی همینطوری بودیم، اما کمکم با حرفا و باورای غلط یاد گرفتیم به بدنمون بیاعتماد باشیم.
من سالها به خودم میگفتم: «من ژن چاقی دارم»، «من هیچوقت لاغر نمیشم»، «برای لاغر شدن باید تا سر حد مرگ گرسنگی بکشم.» همین فکرها مثل یه خاک سنگین روی توانایی طبیعی بدنم ریخته بود. توانایی که هیچوقت از بین نرفته، فقط پنهون شده بود. الان میفهمم لاغری مثل یه چشمه زلاله. شاید سالها خاک و سنگ روش ریخته باشم، اما کافیه شروع کنم کمکم این خاکها رو بردارم، اون وقت آب دوباره جاری میشه.
برای من «فعال کردن توانایی لاغری» یعنی همین. یعنی به جای جنگیدن با بدن، دوباره بهش اعتماد کنم. یعنی باور کنم بدنم خودش بلده چهطور منو به تناسب برسونه. وقتی بهش گوش بدم، وقتی باورهای اشتباه رو کنار بذارم، وقتی به جای ترسیدن بهش ایمان بیارم، اون توانایی از درون شروع میکنه به بیدار شدن.
خیلی وقتا ما فکر میکنیم لاغر شدن یعنی تغییر بیرونی: رژیم، ورزش، قرص، محدودیت. ولی واقعیت اینه که ریشهاش درونیه. لاغری یعنی تغییر نگاه. وقتی باورم عوض بشه، رفتارم هم خودبهخود عوض میشه. وقتی باور کنم که بدنم توانایی متناسب شدن رو داره، دیگه پرخوری برام جذاب نیست، دیگه غذا رو دشمن نمیبینم، دیگه نگران نیستم. آرامش میاد، اعتماد میاد، و همین اعتماد باعث میشه انتخابهای درستتری کنم.
از وقتی اینو فهمیدم، سبک زندگیم کمکم تغییر کرده. نه اینکه یکشبه همهچی عوض بشه، اما یه آرامش عمیق توی وجودم شکل گرفته. وقتی غذا میخورم دیگه پر از استرس نیستم. به خودم نمیگم «اگه اینو بخورم چاق میشم». برعکس، میگم «بدنم خودش میدونه با این غذا چی کار کنه، من فقط باید بهش اعتماد کنم». این اعتماد همهچی رو راحتتر کرده.
برای من لاغری الان یعنی رهایی. یعنی دیگه با خودم نجنگم. یعنی بذارم بدنم کاری رو که از اول بلد بوده انجام بده. یعنی باور کنم همین الان همهی قدرت لازم برای لاغر شدن تو وجودم هست.
این حس که لاغری یه توانایی درونیه، بهم آرامش میده. دیگه دنبال چیزی از بیرون نیستم. نه قرص، نه رژیم سخت، نه برنامههای عجیب. فقط خودم، بدنم و اعتمادی که بینمون دوباره ساخته شده.
اینکه بفهمم لاغری یه توانایی ذاتیِ وجودمه، همهچی رو تغییر داده. حالا هر روز که میگذره، بیشتر مطمئن میشم. میبینم انتخابهام فرق کرده، سبکتر و شادترم.
همهی اینا به خاطر اینه که باور کردم نیازی نیست چیزی به خودم اضافه کنم، فقط باید اون چیزی که از اول بوده رو آزاد کنم.
پس برای من خلاصهی این برداشت اینه: لاغری یه توانایی طبیعی و درونیه. خدا اون رو از اول تو وجودم گذاشته. کار من فقط اینه که اجازه بدم، اعتماد کنم و مانعش نشم. همین.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🥰
هر آنچه دارم از آن اوست 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم 🙋♀️🌹🥰
من توانایی لاِغر شدن رو دارم 🤩
چون در درون من قدرتی نهفته هستش که اگه بیدار بشه وباور کنه لاغری رو می خواد دیگه براش سن ووزن ومانعی نمی تونه جلو خواسته لاغریشو بگیره
من آگاه شدم توانایی وقدرت لاغر شدن رو دارم
قبلا خودم رو ناتوان می دونستم
ولاغر شدنم در ذهنم سخت ناشدنی بود
ولی الان باامید واطمینان میگم لاغر شدن جزئ از وجودم هستش وبه راحتی من لاغر میشم پس ادامه میدم تا پیروز بشم
من تا الان توانایی های زیادی از خودم نشون دادم
هر کار رو برای خودم راحت میدونستم رو به خوبی انجام میدادم و کارهای که برام سخت بود ولی مجبور بودم یاد شون میگرفتم رو یاد گرفتم وپیشرفت کردم
پس خیلی مهم که خودم رو توانمند بدونم یا ناتوان
من باید به خودم و توانایی هام ایمان داشته باشم
خدا در من توانایی لاغر شدن و تغییر شخصیت و زندگیم رو دیده وبه این مسیر هدایت کرده پس باید خودم هم باور کنم من هم می تونم زندگی شاد تر و سالم تر و خوشبخت تر رو تجربه کنم
پس ادامه میدم تا پیروز بشم
من تا به امروز هم نتایج خوبی گرفتم پس توانایی بهتر شدن هم دارم
تنها باید با احساس خوب و نگرش خوب به خودم پیرامونم و شرایط زندگیم داشته باشم
من باید توانایی ایجاد ومرور افکار مثبت رو بیشتر کنم و سپاس گذار تر باشم پس من ادامه میدم تا بهتر از قبلم باشم
گله و شکایت ها همش نشونه باور نتونستن در وجودم بود پس دست از گله وشکایت بر داشتم وروز به روز بهتر میشم این باور تونستن رو باید انقدر در خودم قوی کنم که باعث اقدامات و عملکردهای درست در من بشه
من توانمندم چون از نیروی توانمندی خداوند نشات گرفتم
من توانمندم چون به مسیر خودش هدایت شدم
من شجاعم چون اقدام کردم ودر این مسیر با قدرت حرکت میکنم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با گوش کردن به فایل امروز باز هم قدرت و توانایی که خداوند در ما قرار داده رو به یاد آوردم ، هر زمان اراده کردم و در خودم توانایی انجام کاری رو دیدم نتیجه گرفتم ، یادمه بعد از ازدواجم ، خواهرشوهرام رو دیدم که خیاطی میکردند و من هم گاهی کمکشون در حد دوختن دکمه و اتو زدن کمک میکردم و کم کم به خیاطی علاقمند شدم و طولی نکشید که اسمم رو توی کلاس خیاطی نوشتم و با عشق و علاقه آموزشها رو یاد گرفتم و تبدیل به یک خیاط حرفه ای شدم ، من که روزی آرزوی دوختن لباس برای خودم داشتم ، حالا دیگه برای دیگران لباس میدوختم و کسب درآمد داشتم .
اون زمان دخترم کوچک بود و با وجود او رفتن به کلاس خیاطی و کار کردن و دوختن سخت بود ولی من مشکلات رو به جون خریدم ، چون در خودم این توانایی رو میدیدم ، من باور داشتم که میتونم وجود این باور بود که منو تشویق به تلاش بیشتر میکرد، به من امید و انگیزه میداد .
در مورد لاغری هم ، من همیشه در خودم توانایی لاغر شدن رو میدیدم ولی اینکه بتونم اون تناسب و لاغری رو نگه دادم نه ، همیشه ترس داشتم و گویی ایمان داشتم که باز چاق میشم و میشدم.
اما از روزی که وارد مسیر لاغری با ذهن شدم ، علاوه بر ایمان به توانایی لاغر شدن ، ایمان پیدا کردم که میتونم وزن از دست رفته رو حفظ کنم و میتونم همیشه در وزن و سایز دلخواهم بمونم ، چون فهمیدم که بدن من قدرت شگفت انگیز و توانایی خارق العاده ای داره که قادره خودش رو ترمیم و بازسازی کنه ، بدن من میدونه که از ابتدا در چه وضعیتی بوده و مشتاق رسیدن به اون تناسبه .
خداوند حتی در قرآن خلقت بدن انسان رو شگفت انگیزتر و هوشمندانه تر از خلقت آسمانها و زمین میدونه ، پس بدن من با این حد از قدرت و توانایی حتما قادر به بازسازی خودشه و به زودی به اون تناسبی که در ابتدا در اون قرار داشته میرسه ، به قول استاد کافیه که افکار و رفتار ما اصلاح بشه.
من با قدرت ذهنم چاقی رو مثل دیگر مهارتها یاد گرفتم مثل خیاطی مثل آشپزی ، مثل خواندن و نوشتن ، رانندگی ، پختن کیک و شیرینی ، و برای متناسب شدن باید لاغری رو یاد بگیرم البته لاغری با ذهن .
ذهن من بسیار قدرتمنده و باید با کنترل افکار ذهنی اون رو از مسیر چاقی به مسیر لاغری ببرم ، باید براش افکار و رفتارهای جدید و لاغر کننده رو تعریف کنم .
ذهن من بسیار قدرتمنده و دائم در حال تکرار افکار مختلفه و یکی از افکار پرتکرار ذهن من افکار چاقی گذشته بوده و من برای تمرین باید این افکار رو بشناسم و به اونها اهمیت ندم ، باید سمت مقابل افکار چاقی که افکار لاغری هستند رو کم کم به ذهنم وارد کنم و اجازه ندم افکار چاقی منو چاقتر کنند بلکه افکار لاغر کننده ، رفتارهای لاغر کننده رو برای من بسازند و منو به تناسب هدایت کنند.
بعد از جایگزین کردن افکار لاغر کننده در ذهنم من از جسمم انتظار دارم که با ذهنم هماهنگ بشه و لاغری از دست رفته رو دوباره به دست بیاره تا بتونم لذت انجام کارهایی رو که با وجود چاقی از اون محروم بودم تجربه کنم.