میدونی چیه؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
در این جلسه میآموزیم:
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

💡 اگه میخوای این توانایی درونی رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم فعال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ چگونگی ایجاد این توانایی؛ در ادامه هم توی گام ۵ سراغ «خود را لایق لاغر شدن بدانید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.11 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من شاد و پر انرژی در مسیر خلق رویاهام هستم
باید به این نکته توجه کنیم که رسیدن به آرزوهایی که صفر تا صدش دست خودم هست خیلی راحت تر از آرزوهایی هست که بقیه هم مشارکت دارن و لاغر شدن جز آرزوهایی هست که همه چیزش دست خودم هست یعنی همینکه افکار و رفتارم تغییر کنه روند لاعر شدن شروع میشه و دیگه لاغر شدن چیز سخت و دور از ذهنی نیست ..
من باید به توانایی خودم برای لاغر شدن اطمینان داشته باشم و با آرامش غدا بخورم و زندگی کنم و شاد باشم که همیشه با وجود غدا خوردن به انداره جسم من لاغر میشه و این مقدار غذا رو ضروری برای بدنم بدونم ولی متاسفانه چاقی این اطمینان رو از من گرفته و من رو دچار مشکلاتی در خیلی از جنبه ها کرده ولی فرا تر از همه ی این مشکلات این هست که قدرت و اطمینان لاغری رو در ما نایود کرده و متاسفانه ما فکر میکنیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم و من هر وقت فرد لاغری رو دیدم گفتم خوش به حالش که لاغره من نمیتونم لاغر باشم بدنم با اونها فرق داره و من ناخواسته و ناآگاهانه اطلاعتی پیدا کردم که حسابی از قدرت و توانایی خودم برای لاغری غافل شدم در حالی که این بدن من خیلی توانمند هست که چاق شده و قطعا همین بدنم توانایی لاغر شدن هم دارد .
من باید به خودم بگم یه روزهایی در گذشته لاغر بودم و حتی در خیلی از سنهای گذشته ام لاغر بودم پس هیچ کس مقصر چاقی من نیست مثل قرص و دارو و بیماری و فعالیت کم و غذاها و … من با همین چیزها یه روزی لاغر بودم پس دوباره هم لاغر خواهم شد
بزرگترین مانعی که جلوی لاغر شدن من رو میکیره عدم اطمینان به توانایی لاغر شدن هست
من حقیقتا هر بار که غذا میخورم یا بهتر بگم هر بار که یکم اضافه تر از نیازم میخورم یا غذاای چرب و و سنگین و یا شیرینی می خورم فکر نگهبانم میگه برای همین داری چاقتر میشی و من منتظر چاقی در جسم خودم هستم و همین مانع تناسب بیشتر من هست .
من در یک ماه گذشته کمی سایز و وزنم زیاد شده و خیلی از لباسهام برام چسبان و تنگ شده بودن ولی الان با خوردن قرص های تیروییدم حس میکنم روز به روز دارم بهتر میشم و بارها به خودم میگم لاغری دوباره و زیبا حق من هست و آزاد شدن دوباره ی لباسها م حق من هست .
من در گذشته که چاق بودم از رفتن در جمعها و لباس پوشیدن ها ی اندامی خجالت میکشیدم از بودن با بعضی افراد لاغرو زیبا ناراحت میشدم و از خرید کردن اذیت بودم و … برای همین من از چاقی متنفر بودم و فکر میکردم من نمیتونم لاغر بشم ولی باید به خودم بگم من تا همین چند ماه پیش در این وزن الانم نبودم و بسیار ظریف و متناسب بودم و الانم دوباره میتونم متناسب بشم و دارم کم کم ممتنسب هم میشم
مهم نیست من الان در چه سایز و وزنی هستم باید به خودم بگم من قبلا در این شرایط نبودم پس این واقعیت من نیست همون قبلا که ایده ال بودم اون واقعیت من هست و این اضافه وزن رو میشه نداشت و به زودی این اضافه وزن از جسم من بیرون میره
من الان در شرایطی هستم که اگر چند ماه قبل بهم میگفتن تو قراره چاق تر بشی من ناراحت میشدم ولی شدم و تجربه کردم پس الانم اگر بگن من دوباره میتونم وزن ۶۰ کیلوی گذشته رو به دست بیارم باید باور کنم که میشه و شدنی هست چون هر روز در مسیرم و دارم از محتوا استفاده میکنم و مینویسم و گوش میدم
من میتونم متناسب بسیار زببایی باشم چون خیلی عالی دارم رفتار میکنم و دیگه میل و هوسها رو ندارم و زیاده روی در خوردن ندارم و سالم خوری دارم و خوب و عالی هستم
باید آگاه باشم من هر وقت وارد سایت می شم چون نمیتونم به چاقی فکر کنم پس در مسیر لاغری هستم و یا من هر وقت کامنت دوستام رو خوندم دارم به لاغری توجه میکنم پس بودن در سایت همش سود و سود برای من و من رو در رسیدن به هدفم کمک می کنه
هیچ وقت من نباید حسرت لاغری کسی رو بخورم و بگم خوش به حال فلانی که لاغره اینطور دارم از لاغری فاصله میگیرم .فقط حق دارم لاغرهای اطرافم رو تحسین و تشویق کنم و بگم من هم به زودی مثل اونها خواهم شد
چرا. اطرافیان تعجب میکنن از لاغرشدن افراد چاق ؟؟چون در ذهن افراد این هست که چاقها نمیتونن لاغر بشن ولی بدونید این ذهن ما قدرت داره اگر بهش آموزش بدیم خود به خود لاغر میشیم .
پس من نباید از لاغر شدن بیشتر و دوباره ی خودم ناامید باشم همانطور که در گذشته اگر بهم میگفتن تو چاق تر میشی باورم نمیکردم حالا هم که استاد میگه میتونی لاغر بشی باید باور کنم .
من در گذشته با این قرصها و داروها و غداها ی معمولی که میخوردم به این راحتی باور نداشتم که میتونم لاغر بشم ولی من از این راه تونستم و لاغر شدم خیلی راحت لاغر شدم چون باور کردم ودر خودم انتظار لاغری رو به وجود آوردم .
جواب تمرینها :
۱_ من تا قبل از این دوره فکر میکردم من جسمم با متناسبها فرق داره من نمیتونم هیچ وقت لاغر و خوش اندام باشم مگر با زجر و سختی و محدودیت و فشار و اونم برای مقطعی که این اواخر از این کارهام ناامید شده بودم و فکر میکردم چون دوتا داروی هورمو نی و تیرویید رو میخورم دیگه هیچ وقت نمیتونم لاغر بشم و چاقی حق من هست .
۲_ من خیلی مهارتها رو تونستم با آموزش یاد بگیرم مثل رانندگی و گلسازی و آرایشگری مدرک کامپیوتر و ورزش ایروبیک و …
۳_من فکر نمیکردم مهارت بادگیری این مسایل با قدرت ذهن و لاغری رو داشته باشم ولی خیلی عالی من چند سال پیش جز شگفتی سازهای سایت بودم .
۴_جسم من بسیار توانا هست که با وجود همین داروها و قرص ها و با قدرت ذهن تونست کلی سایز و وزن کم کنه و جسم من بسیار توانا هست که بارها از راه رژیم و ورزش تونسته لاغر استخونی بشه ،جسم من خیلی توانا هست که بارها در مقابل ویروس ها و میکروب ها و بیماری ها مقاوم بوده و من بیمار نشدم .
۵_ من از بدنم انتطار دارم هر روز که میگذره چربی های اضافه رو در بدنم رها کنه و من رو متناسب تر کنه چون من از خیلی از اطرافیان لاغرم دارم بهتر رفتار میکنم و یا شبیه اونها رفتار میکنم ولی اونها لاغر هستند و من چاق و این نشون میده هنوز ذهنم درگیر چاقی هست و انتظار دارم هر کجا ایراد دارم همون رو برام شفاف کنه تا خوب و عالی در این مسیر باشم .
نشان های دریافت شده
سلام گذشته چاقی روبارها گفتیم که طبق گفته اطرافیان که چاقی ارثیه دیابت ارثیه بیماری قلبی ارثیه توپرخوری چرازیادمیخوری کم بخوربیشترورزش کن صبحانه یه کف دست نون بخورناهاریه کفگیربرنج بخور شام اسبک بخوراز۷شب به بعدهیچی نخور زیادابخور وسیب بوخیاروکاهوگوجه بخور چای سبزبخور واقعا خسته شده بودم اصلا اززندگی لدت نمیبردم میدیدم ادمهایی که خوش هیکلن وحسرت میخوردم میرفتم لباس بخرم نمیتونستم بایدلباس بزرگترمیخریدم یا دردوزانوچقدرادیتم میکردولی الان خوشحالم که باسایت اشناشدم وازفایل هایی استفاده میکنم که منوداره به ارزوم میرسونه من وقتی تواینستامیدیدم که کسایی لاغری بادهن تدریس میکنن میگفتم خدایا راهی پیدابشه منم بتونم شرکت کنم همسرم مخالف بودمیگفت ول کن ومن هزینورو نداشتم تا توسط یه فرشته نجات بااستاداشناشدم وازفایل هایی که روسایت هست استفاده میکنم وخیلی افکارنوتغییرداده ومن راضی هستم وتازه لذت زندگی کردن رودارم تجربه میکنم من لاغری باذهن روخیلی دوست دارم چون متناسب با روحیاتم هست وروزاول واردشدم گفتم همونی هست که میخواستم منوبه هدفم نزدیک کنه من چون بچه کوچیک دارم بایدبمونم بخوابه باخیال راحت وتوسکوت فایل هاروگوش میدم وتمرینات روانجام میدم وخیلی حالموخوب میکنه دوست دارم کسایی که مثل من حسرت تناسب اندام دارن بااین سایت اشنابشن وشروع کنن بدست اوردن خوشبختی رو
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده
گام چهارم
همه ما چاقهاتوانایی لاغرشدن راداریم چون بارهابرای لاغرشدن تلاش مردیم ولاغرهم شدیم چون همش از چاقی ترس داشتیم ودوباره بعداز لاغرشدن بعداز مدتی باز وزنمون برمبگشت ودوباره چاق میشدیم ما میتوتیم لاغر بشیم چون توانایی لاغری داریم من ایمان دارم که لاغرمیشوم ولاغر میمانم مانباید درلاغرشدن عجله کنیم چون ما یه شبه چاق نشدیم که یه شبه هم لاغربشم باید استمرار وتکرار کنیم تا ذهن راازافکار چاقی تبدیل به افکار لاغری کنیم ولاغری خود به خودبه وجوددبیادوبا توکل وایمان به خداوندمتعال به این راه ادامه بدیم تالاغری درجیم مانمایان بشه من عاشق لاغری هستم من توانایی لاغرشدن رادارم استاد ممنونم بابت نوشته ها وفایل های نابتون که حرف دل مارا میزنه من از خودم انتظارلاغری دارم من عاشق لاغری هستم من عاشق متناسب شدن هستم من باور دارم که لاغرمیشم
تاقبل از اشنایی باروش لاغری باذهن نگرش شما درباره توانایی لاغرشدنتان چگونه بوده است؟ قبل از اشنایی بااین روش من فکر میکردم میتونم لاغربشم اما باید برای لاغرماندن تا اخر عمر رژیم ورزش کنم اما از وقتی دراین سایت هستم فهمیدم که برای چاق شدن رژیم ورزش نکردم وکار خاصی انجام ندادم وبرای لاغرشدن هم این کارها لازم نیست
درباره توانایی خود درانجام کارهایا مهارتهایی که یاد گرفته ایدشرح دهید. من مهارت لاغری را یاد گرفتم مهارت اشپزی مهارت خونه داری مهارت کیک وشیرینی مهارت نون پختن مهارت فرش بافی مهارت تزینات واز همه مهمتر مهارت لاغرشدن را دارم
مواردی درزندگی خود پیدا کنیدکه موفق به انجام کاری شده ایدکه تصویر نمیکردید که توانایی انجام یا موفقیت دران زنینه راندارید من اصلا باورم نمیشد که فرش بافتن ررایاد بگیرم
درباره ی توانایی های جسم خودتان شرح دهید تجربه خودتان از توانابودن جسمتان رابنویسید جسم من خیلی توانا هست من سالهاورزشهای مختلف انجام میدادم من توانایی لاغرشدن رادارم چون بارها بارژیم گرفتن ورزش کردن تونستم لاغربشم پس بازهم مینونم از طریق ذهن لاغربشم
انتظار شما از جسمتان برای لاغرشدن چیست؟ من اطمینان دارم که جسم من توانایی لاغرشدن را دارد چون بارهاجیم من موفق شده لاغربشه اما راهم دریت نبود باز وزنم برگشته من این بار از راه دریت به ذهن خود افکار درست رایاد میدم تا متناسب بشم ومتناسب بمانم تا ابد من عاشق متناسب شدن هستم من عاشق لاغرشدن هستم من توانایی لاغر شدن را دارم خداوندا سپاسگزارم که به من این توانایی را دادی خدایاشکرت من اشرف مخلوقاتم ممن توانمند هستم من متناسب هستم لاغرشدن اسانترین کار دنیاهست متناسب شدن اسانترین کار دنیاهست خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت ممنونم خداجونم ممنون ااستاد از شما
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام و درود
الحمدلله که باز هم گامی برای رسیدن به سوی دختری زیبا و شاداب و متناسب برمیدارم 🌱
چقدر این گام لذت بخش بود الهی شکرت🥲🫐
🔷 تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش
شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
🔹 من توانایی لاغر شدن خودم رو به طور طبیعی نمیدیدم و اگر کاری میکردم این ادعا رو داشتم که میتونم لاغر بشم وگرنه به طور عادی نمیتونستم خودم رو لاغر ببینم.
شاید نسبت به بعضی از دوستان چاقم بیشتر خودم رو لاغر میدیدم و اعتقادم بیشتر بود که میتونم لاغر بشم اما هیچ وقت اینطور نبود که خودم را توانا ببینم به طوری که هیچ کاری نکنم و طبیعی لاغر باشم.
🔷درباره توانایی های خود در انجام کارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید شرح دهید.
🔹 من توی خیلی کارا توانایی دارم
🔹مثلاً توی کارهای خونه خیلی توانایی دارم
🔹توی کارای فرهنگی و اجتماعی توانایی دارم
🔹توی کارهای هنری توانایی دارم
🔹توی خلاقیت و تزیینات توانایی دارم
🔹مهمتر از همه توانایی این رو داشتم که از روش های اشتباه نتیجههای عالی بگیرم
🔷مواردی در زندگی خود پیدا کنید که موفق به انجام کاری شده اید که تصور می کردید توانایی انجام یا موفقیت در آن زمینه را ندارید.
🔹 من تونستم برای اولین بار به یک تناسب اندامی برسم که اصلاً تصور نمیکردم
یعنی حتی از اون چیزی که فکر میکردم رد کردم
مثلاً من میخواستم وزن ۴۰ کیلو برسم و تا ۳۹ کیلویی رفتم🥲
🔹 و این واقعا برام باورنکردنی بود چون من به سختی با رژیم وق فوقش به ۴۵ کیلو میرسیدم
اما حالا توی رویاهام بودم
🔺مهم نیست که وزنم دوباره برگشت،چون برای این برگشت که من توانایی لاغر شدنم رو به طور طبیعی نمیدیدم و فقط زمانی توانایی لاغر شدن رو میدیدم که کاری انجام میدادم و اقدام میکردم🔺
🔷درباره توانایی های جسم خودتان شرح دهید. تجربه خود از توانا بودن جسمتان را بنویسید.
🔹اینکه جسم من در برابر سختترین بیماریها مثل همون کرونا تونست از خودش مواظبت کنه و به اذن الله خودش رو ترمیم کنه یعنی از توانایی بالایی برخورداره
🔹همین که تونست از روش فوق العاده اشتباه یک نتیجه باورنکردنی برام رقم بزنه این یعنی توانا بودن جسم
🔹اینکه توی سختترین شرایط و با خستگی زیاد ادامه داد ؛ حالا چه توی بیماری و چه توی ورزش و چه توی خواندن و نخوابیدن. این یعنی توانایی جسم من
🔷انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🔹 انتظار من از جسمم اینه که به حالت اولیه خودش دیگه نمیخوام زجر بکشم
🔹البته اینم بگم که جسمم از من انتظار داره که من رفتارم رو درست کنم افکارم رو درست کنم تا اون به حالت اولیه خودش برگرده
🔷از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
🔹میانهروی از همه چی بهتره🍇
اصلاً کل حدیث هست که میتونه راهنمای راه ما باشه
🔹 از بهترین کارها میانترین آنها است
🔹 این میانه روی هم باید در افکار ما باشه و هم باید در رفتار ما باشه🌿
🔹 میانه روی درافکار یعنی اینکه از مرور افکار منفی و نجواهایی که میخوان به ما بگن تو نمیتونی تو زیاد میخوری و تو زیاده روز میکنی جدا خودداری کنیم
🔹 میانه روی در رفتار هم یعنی نه اونقدر کم بخوریم که عصبانی بشیم و نه اونقدر زیاد بخوریم که عذاب وجدان بگیریم
🔹 این موضوع فقط در خوردن نیست و ما در هر کاری مثل ورزش هم باید این میانهروی رو داشته باشیم که از اون کار زده نشیم
🔹 باید بارها با خودمون مرور کنیم که همونطور که اگر چند سال پیش به ما میگفتند که قراره در این وزنه الان باشی باورمون نمیشد همونطور هم که استاد میگه و ما هنوز باورمون نمیشه اما باید بپذیریم چون میتونیم و شدنیه
🔹 میانه روی و احساس توانایی کردن برای لاغر شدن و رها کردن افکار منفی رمز موفقیت در مسیر لاغریست
والسلام!!
الحمدلله رب العالمین
ممنونم استاد 🌱
یاعلی مدد
نشان های دریافت شده
سلام ماباافکارچاق شدیم ودنبال راهی بودیم تابتونیم لاغربشیم وروش های ماهیچ وقت ماروبه وزن دلخواه نرسوند وماهمیشه لاغرشدن رودوراز افکاروباورمیدونستیم واوکوتودهن بزرگش میکردیم ولی درروش ذهنی هم باید توذهن کوچیک کنیم لاغری روسخت نگیریم وباعث حال بدی خودمون نشیم مسیرذهنی یک مسیربدون رنج وسختی هست ومااصلا متوجه اب شدن چربیها نمیشویم فایل گوش میدیم وتمرینات روحل میکنیم تجسم روانجام میدیم ولی باز شک نکنیم که میشه لاغربشیم فقط به مسیرادامه بدیم به ذهن منفی باف توجه نکنیم
نشان های دریافت شده
با سلام و درود خدمت استاد عطار روشن
بابت آموزشهایی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار می دهید بسیار سپاسگزارم
روز ششم دوره صدگام از مسیر لاعری با ذهن من دوم اسفند
این آگاهی برای من عالی بود که همانطور که سالاا پیش به من میگفتن در سی سال بعد بیست کیلو اضافه وزن به وزنم اصافه میشه باور نمی کردم همانطور هم به من بگن که چند سال بعد لاغر میشم باور نمی کنم
و به همان اندازه که چاقی برام باور پذیر نبود ولی چاق شدم
همانطور هم لاغر شدن برام باورپذیر نیست و می توانم کم کم بدون افراط و تفریط در چند سال دیگر به تناسب و لاغری دست پیدا کنم
چون یک دفعه چاق نشدم بلکه کم کم طوریکه متوجه نشدم و به مرور زمان اصافه وزن پیدا کردم
مسیر لاعری هم کم کم به صبر و استمرار و تمرین و لمل بعش دست پیدا می کنم
که وقتی باور کنم که توانایی لاعر شدن دارم و انتطار لاغری ایجاد بشه به آن دست پیدا می کنم فقط رمزش صبر و استمرار با حال خوب
برای من رانندگی بود
یادمه وقتی می نشستم که رانندگی کنم
اضطراب شدیدی منو می گرفت و به قدری اسپاسم می شدم که یک ساعت رانندگی منو خسته و کوفته می کرد
و چند ساعت می خوابیدم
و تا چند روز نمی تونستم رانندگی کنم
و حتی
تصور نمی کردم بتونم از تهران تا شهرستان که دو سه ساعت فاصله بود بتونم این مسیر را رانندگی کنم
و یا مسیرهای پرترافیک و شلوغ در تهران هنگام شب انجام بدم
که توانستم سه بار غرب به شرق تهران هنگام شب و در شلوغی رانندگی کنم
نشان های دریافت شده
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
توانایی درکار نبود هرچه بود ناامیدی بود ونوعی جان کندن وتلاش طاقت فرسا برای لاغرشدن
درباره توانایی های خود در انجام کارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید شرح دهید.
خب من خداروشکر سرشار از توانایی و تجربه ام
مثلا پارچه فروشی وفروشندگی اش را مهارت دارم یا بواسطه تغییر شغلم درامورآبمیوه فروشی کلی تجربه دارم ودرزمینه فراگرفتن موسیقی سنتی ام هم کلی تجربه کسب کردم وراحت وخوب میتوانم بنویسم حتی در زمینه موسیقی ونقد سریال ومطالب ورزشی در چند مجله مطالبم به چاپ رسیده
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که موفق به انجام کاری شده اید که تصور می کردید توانایی انجام یا موفقیت در آن زمینه را ندارید.
خب چون درسی سالگی وکمی دیر شروع به یادگیری ساز کردم وخودم واطرافیانم فکر میکردیم بعیداست که چیزی یادبگیرم اما باپشتکار وممارست فرا گرفتم
درباره توانایی های جسم خودتان شرح دهید. تجربه خود از توانا بودن جسمتان را بنویسید.
در پنجاه سالگی بلطف خدا جسمی سرحال وآماده دارم که براحتی میتوانم ورزش کنم وبه کوه پیمایی برم شنا کنم وهیچ دارویی مصرف نکنم.
انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
قطع بیقین دراین دوره جسمم نسبت وهمسو با افکاروذهنم تغییر خواهد کرد وکاملا متناسب خواهد شد
هوالرزاق
توانایی لاغرشدن جسم رادرخودفعال کنید
تاقبل ازاینکه بااین دوره آشنابشم همش ميگفتم اگرلاغربشم برای یه مدت هست ودوباره برمیگردم یااگه ورزش برم لاغر میشم ولی بعدش چاق ترمیشم
ودقیقا نزدیک ۶ماه پیلاتس رفتم ودریغ ازیه گرم لاغری
بعدم که ولش کردم چندکیلواضافه کردم
من دررشته های هنری خیلی موفقم واگرارداه کنم انجامش میدم به بهترین شکل ممکن .مثلا همین امروز اتاق دخترم رورنگ زدم وبسیارزیباشد
وخیلی چیزهای دیگه…….
من وقتی رفتم حفظ ،فکرنمیکردم بتونم .چون ازدرس خوندن خوشم نمیمدفکرمیکردم اینم رهامیکنم امابه لطف خداواعجازقران ادامه دادم وموفق شدم درصوت ولحنم همینطور.وقتی قران خوندن روشروع کردم متوجه شدم چهقدر راحت مثل مثل قاری بخونم.
درخیاطی کردن همینطور.سیاه قلم. و….
من هربارکه اقدام به لاغری کردم پس یعنی توانایی دارم ومیتونم باهربارورزش رفتن پس من توانایی دارم
باهمین دوره که الان هستم همینطور
من میخواهم میتوانم میشود
من انتظار لاغری ازجسمم رودارم ومیدونم براحتی لاغر میشم همینطورکه آروم اروم چاق شدم همینطورم آروم آروم لاغر میشم
بدن من یه کارخانه اتوماتیک هست وباخواسته من به متناسب شدن میرسم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
گام 4 – توانایی لاغر شدن
من هم جزو افرادی بودم که همیشه تصور چاقی از خودم داشتم . چون اسم من دختر تپل مپل و چاق بود . فکر میکردم خوردن را دوست دارم و ویژگی ای دارم که مورد پسند نیست و نه تنها نیست ، باعث شرمه . این در نمایش خودم و ابراز بیان خودم از همان کودکی تاثیر بدی گذاشت و ذهن من به این مساله عادت کرده . ذهنی که برای حس بد خودش دنبال دلیله . چون چاقی دوستت ندارند . چون چاقی بهت توجه نمیکنن و صداهایی که میدانی درست نیست ولی در اعماق وجود ت این صداها با همان صدای بچگی و استدلال کودکی ثبت شده و دنیای الان ما رو متاثر میکنه. درسته ! من زمانی که بچه بودم نمیدونستم روزی 64 کیلو میشم . به نظر من عدد مقیاسی برای سنجیدن چاقی نیست . چون ذهن من همیشه چاق بود و از چاقی رنج میبرد . پدرومادرم از همان ابتدا چاق نبودند و من هم دلیل چاقی خودم را نمیدانستم و مثالی که مرا تشبیه به چاقی کسی کنند ، موردی مشابه پیدا نمیشد و مرا شبیهه یکی از دخترعمه هام کردند که چاق بود و از یک بابت حس خوب بود که من مسببش نبودم و از یک بابت بد بود که اون جسم دلخواه من نبود . ولی من شبیه او نشدم . وقتی پذیرفتم که قرار نیست چاق زندگی کنم .
خب من سالیان زیاده که باخودم و صدای ذهنم در جنگم ، چون چاقی را نپذیرفتم . اعماق وجودم چاق بود ولی الانم چاقی را نمیپذیرفت و این یک کشمکش ذهنی بدی در شبانه روز ایجاد میکرد. علت اصلی چاقی من چه بود؟ حس بد ؟ باورمن ؟ رفتارهای من ؟
بله رفتارهای من با فرد متناسب فرق دارد . فرق دارد چون برروی مواد غذایی لیبل گذاری نکرده ، نمیگوید این را بخورم چاق میشم یا نمیخورم چاق نمیشم . یا وقتی میشیند ، در ذهن تصور نمیکند که چون من نشستم ، چاق میشم یا لاغر نمیشم . این ها مجموعه اطلاعاتی است که پذیرفتیم و در موقعیت های گوناگون واکنش میدیم .
وقتی من تصویر چاقی از خودم در ذهنم دارم . مغزم فرمان را میگیرد . من خیلی زحمت میکشم که چاق بشم ، تقریبا هرروز ، چون از چاق شدن متنفرم ! اونقدر متنفرم که انگار طنابی برمن انداختند که و چاقی را به زور در من به وجود می اورد . من زمانی شروع به تغییر کردم که چاقی را بخشی از خود نپذیرفتم . ان را طبیعی نامگذاری نکردم . ان را شرایطی که تجربه های خوب من و حس خوب من در لحظه ی حال را تحت تاثیر قرار میداد ، نام گذاری کردم . من بارها موفق به لاغر شدن کردم ، اون هم در مدت زمان کم ! ولی بالا اومدن وزنم شاید ماه ها طول میکشید . پس طبیعت اینه که من لاغر باشم . ولی چه چیزی چاقی را نگه داشته ؟ احساس بد من ! نامگذاری هایی که به قدرت چاق کنندگی را به شرایط و مواد غذایی دادند . مواد چاق نیستند . ذهن من و تصور من چاقیه . درسته که چاقی را دوست ندارم ولی دوست داشتن یا نداشتن من ملاک نیست . حسی که الان دارم ملاکه ! مثلا وقتی غذا میخورم و باور دارم کنترلی روی میزان خوردنم ندارم و چون پذیرفتم و انجام میدم و همان لحظه حس بدی از من به دنیا مخابره میشه . پس من دارم با ارزوی خواستنم زندگی میکنم یا چیزی که نمیخوام .
یک تجربه ی جالبی بیان کنم . ما یک استاد سختگیری داشتیم که اخلاق خودش را داشت و در تدریس و نمره منصف نبود . در برداشتن پایان نامه تمام تلاشم را کردم که او استاد راهنمای من نشه ، چون خاطره ی بدی در ذهنم از او داشتم و همیشه از او فراری بودم . منتها داور دفاعم شد، ودقیقا از ان ویژگی او که فرار میکردم ، امد و تاثیرش رو روی زحمت یک و نیم ساله م گذاشت . در نمره دادن منطق نداره . فقط سیاست خودش و منافع خودشه که حرف اول رو میزنه ولی چیزی که جالبه از چیزی که بدم اومد و باهاش درگیر بودم و فرار میکردم ، اومد و تاثیرش رو گذاشت . میشد یک داور دیگه باشه یا دلش بخواد نمره کامل بده . امد و نمره ی ناکاملش هم داد . فهمیدم اگر سخت نمیگرفتم ، میپذیرفتم ، جنگ نمیکردم ، احتمالش زیاد بود که این اتفاق نیفتد .
وقتی کودک بودم تصوری از وزن الانم نداشتم . شاید تصور چاقتر بودم ولی چیزی که تغییرم داد ، نپذیرفتن چاقی و توانایی من در لاغر شدن بود . من این باور را دارم . ولی تکیه به اینکه من همانطور که میتونم چاق بشم ، به همین راحتی هم میتونم لاغر بشم ، باورش برام سخته . چون من همیشه اگاهانه لاغر میشدم و نااگاهانه چاق میشدم . چون اگاهانه لاغر شدن ، یعنی مراقب رفتارم بودن . و این ارزوی قلبیه منه که بدون فکر کردن لاغر باشم . اصلا لازم نیست کاری کنم . اون واکنش های مغزم در خوردن و چیزی غیر از پیش فرض را اگر واکنشی بهش نداشته باشم ، لاغر میشم . اصلا نیازی به انجام کار خاصی نیست . فقط باید نگرشم و فکرم را عوض کنم . سخته ! برای من سخته . کلا سخته ، چون سالهای زیادی مثل الانم فکر کردم . دقیقا در ویدیو هم درست گفت ما با باورهایی که داریم ، واقعیت الانمون رو میسازیم نه خواسته هامون رو . اگر باور و نگرش من همسو با خواسته م باشه ، اونوقته که صددرصد در خواسته م زندگیم میکنم .
حالا من چه زمان هایی پرخوری میکنم ؟ من به پرخوری کردنم دقت کردم ! زمانی که حس و حال بدی از وزن الان خودم دارم . زمانی که گله و شکایت از الان خودم میکنم . خودم را در اینه نمیبینم . تصور چاقتری نسبت به الانم دارم . در این حالت خوردن من بیشتر میشود . ولی وقتی اروم میشم ، ذهنم لاغر بودن را میپذیره ،پرخوری را در خودم حس نمیکنم .
مشکل اصلی من چیه ؟ باور ندارم که به راحتی میتونم لاغر بشم . چون سالها جنگیدم . دوست دارم باور کنم ولی باور من در اعماق وجودم ثبت شده . تنها راه من تصوراتم را زیر سوال میبرم . هرروز تصور میکنم ، لاغرم و دراون نقش فرو میرم . این نقش در بهبود احساساتم کمک کرده و اوایل ذهن باور نمیکنه ولی وقتی ادامه میدیم و اون حس خوب ممتد میشه ، ذهن فرمانهای جالب و متفاوتی میده . مثلا زمانی که در این نقش بودم ،بدون اینکه فکر کنم تعارف کسی را در خوردن رد کردم . این رفتار خلاف رفتار قبلیم بود . من باید تصور لاغری در خودم را همیشگی کنم . اون تصویر باید بخشی از ذهن من و زندگی من بشه . پس تمام موانع و افکار حاصل از چاقی را بایستی کمرنگ و بی واکنش کنم . در اینجا یک سیستم مغزی دیگه فعال میشه . ذهن خیلی جالبه و بعضی وقتها حس میکنم یک فرد دوزبانه هستم . منتها تسلط در گرفتن کنترل تلویزیو ن رو درحال کارکردن هستم . چون وقتی تصورم از خودم لاغری باشه ، حس خوب ، نگاهم به خودم ، بدنم و همه چیز تغییر میکنه و مدل خوردنم هم بدون اینکه حواسم باشه تغییر میکنه . گرچه این تغییرات خیلی اهسته ست ، مثل زمانی که مراقبیم چاق نشیم ولی چاق میشیم و میگیم نفهمیدم چی شد که دوباره چاق شدم !
ذهن مادر من در مورد داستانی که درمورد چاقی در من شکل گرفته را بیان میکنم : من دختر چاقی هستم و برای لاغر بودن باید زحمت بکشم ، کنترل خوردن در دستم نیست و بایستی حواسم باشه یا از بیرون کمک بگیرم و چون کنترلش دست خودم نیست ، به راحتی چاق میشم . پس من این رفتار را به عنوان یک ویژگی در خودم پذیرفتم و چون بخشی از واقعیت منه ، زندگیش میکنم . دقیقا این باور نمیذاره بدون فکر از لاغریم لذت ببرم . چون همین باوررا بدون فکر دارم زندگی میکنم که اگر حواسم به خوردنم نباشه ، به راحتی چاق میشم . ذهن فوق العاده ست . خیلی دوست دارم این رو بخشی از واقعیت زندگیم کنم که بدون فکر زندگی کنم : من لاغرم و هرزمان که گشنه م بشه میخورم و به محض سیری دیگه تمایلی به خوردن ندارم . حالا فرض کنیم که این جمله رو در اعماق وجودم پذیرفته بودم و این رفتار الان بخشی از واقعیت من بود . ما حرفهایی که راجع به خودمان میپذیریم را زندگی میکنم نه چیزهایی که میخوایم ! ولی افکاری که می خوایم زندگی کنیم رو میتونیم طوری برنامه ریزیش کنیم که همسو با خواسته ی ما بشه .
این درکی بود که از این مسیر داشتم . باید جسارت خداحاقظی کردن با نگار قبلی را داشته باشم . من عشق به لاغری را دارم ، منتها می خوام بخشی از من باشه ، نه نگاری که همیشه به دنبال لاغریه و اخرش لاغری هم به زور و زحمت و اخرش دوباره چاق میشه . این نشون میده یه جای کار ایراد داره ! توانایی من در لاغرشدن ؟ اتفاقا هرزمان که اراده کردم لاغر شدم ! لاغر شدن حتمی بوده . من توانایی لاغر شدن را دارم ، می خوام توانایی لاغر ماندن در وجودم رخنه کنه و ماهیت زندگی من بشه ، مثل هر انسان متناسب دیگه . یک ذهن اروم ، بدون کشمکش ، بدون محرومیت و بدون تلاش ، درلاغریش بمانه و زندگی کنه . این دلیلی بود که به گروه ملحق شدم و هرروز خواسته و خودم را دررسیدن به لاغری ارزیابی کنم .
این جمله ی قشنگی بود که برداشتم را مینویسم : من در اینده تصور خودم از الانم را به دست می اورم . وقتی تصورم چاقتر شدنه ، اینده ی من تصور الانمه . پس تصوراتمون رو تغییر بدیم . نگاهمون ، باورمون رو حرفهایی که میزنیم و الان بخشی از واقعیت ما شده . میتونن تغییر کنن . چون ما نویسنده ی این داستانیم . پس طوری بنویسیم که دوست داریم باشیم . مغز براساس اطلاعات دستور میده . پس تصویر درست بدیم تا نتیجه ی دلخواهمان را به ما تحویل بده . مثل رانندگیه. من ماشین را هدایت میکنم که کجا بره ، اگر ولش کنم که مستقیم از صحنه ی خیابان محو میشم . فقط باید یادبگیریم چطور از مغزمان در جهت اینده ای که میخوام بخشی از ما باشه ، چطور هدایتش کنیم . مثل اینکه من میدونم باید از سمت راست برم ، اول فکرش درذهنم میاد و تصویر خلق میشه و درصدم ثانیه ، دستم روفرمان میره و به راست میپیچم ولی در لاغری ما همیشه تصویر چاق در لحظه بهش میدیم و باهاش زندگی میکنیم ولی ازش میخوایم ما رو لاغر کنه . مثل اینکه در ذهنت تصویر سمت چپ پیچیدن داشته باشی و مغزت دستت رو به راست تکون بده و به راست بپیچی ! پس ما هدایت کننده ی مغزیم . مغز از ما فرمان میگیره . فرمان ما ذهن و تصورات ما در لحظه هست . چیزی که الان هست ، نه چیزی که دوست داریم باشه . پس اگر تصور من الان تصور چاقتر از الانمه ، در اینده من در جایی قرار میگیرم که قبلا فرمانش را دادم . باورهایی هم که الان پذیرفتیم و بخشی از واقعیت ما شده ،همون فرمان هایی هست که به مغز میدهیم . پس باور و نگرش ما هم همون تصویرهای لحظه ای هستند که بایستی شناسایی و رفع بشه .
در متن درمورد تعادل گفته شد. یک فرد متناسب وقتی غذا میخوره ، تصوری از چاق شدن یا لاغر شدن نداره . ولی وقتی ما میخوریم ، هی به مغز مخابره میکنیم ، مثلا من چون برنج خوردم وزن من کم نمیشه ! وقتی بپذیرم ، مغز فرمان میده . پس این اطلاعات چاقی نباید بخشی از واقعیت ما بشه . به این میگن واکنش نشون ندادن .
در فایل گفته شد : توانایی لاغر شدن در جسم خودت را فعال کن .
چطور فعال کنم ؟ با تصویری که هرلحظه میدم . مثلا وقتی باور دارم زیاد میخورم و خوردن = چاقی . من این فرمول را اجرا میکنم . این بخشی از باور منه .
ما افرادی هم داریم که باور دارند هرچی میخورند ، چاق نمیشوند . میخورنا ، عین ما ولی باوری به چاقتر شدن ندارند . من مقاله ی مرتبط با اون هم خوندم . اگر مقاله ش نبود ، فکر میکردم من دراوردیه ولی افرادی هستند که میخورند و چاق نمیشن و روشون تحقیقات انجام داده و به ژنتیکشون ربط دادند که میگفتند این ژن ها قابلیت چاقتر شدن ندارند و چه خوبه این ژن ها را استخراج کنیم و ….
همین کافی بود که باور کنم ، افرادی هستند که میخورند و چاق نمیشن . خیلی دوست دارم قدرت ذهن خودم را درک کنم ! وجالبتر، همه ش سعی میکنم ، مطالب را به چیزهایی که پذیرفتم و واقعیت مرا شکل داده ،ربط بدم ولی شاید من اطلاعاتی در مورد اون نداشته باشم و اتفاقا مانع ها همان واقعیت هاییست که من پذیرفتم .
من توانایی لاغر شدن دارم و چون باور دارم اقدام میکنم . باور دارم که اگر رژیم بگیرم و برنامه ی ورزشی داشته باشم ، اون شکل دلخواهم میشم . خب این اطلاعاته . ایا باور دارم که تصورات الانم از خودم میتونه اینده ی جسم من رو شکل بده ؟ . دقیقا تفاوت همینجاست و شاید هم علت نتیجه گرفتن بعضی ها و نگرفتن بعضی ها . قدرت درک و باورپذیری ماست . اطمینان به اینکه این مسیروجود داره و ما خدادادی لاغریم و لاغری بخش جدانشدنی از ماست . دقیقا عین توهمی که فکر میکنیم که خدا از ما جداست و از کسی دیگر میخوایم که از خدا برای ما چیزی بخواد . لاغری هم همینطوره ! لاغری در ماست و ما از بقیه میخوایم که ما را در لاغر شدن کمک کنه . چیزی که حس میکنم ، مانع لاغرشدن من، در تصوراتم از واقعیت ربط داره . اینکه من چه واقعیتی را پذیرفتم .طبیعیه ذهن باوری را بپذیره که میلیون ها بار از منبع های مختلف دریافت کرده باشه ، اون میشه بخشی از واقعیت ما در زندگی . مثلا : من وقتی لاغر میمانم که کم بخورم و زیاد ورزش کنم ! منتها ما لاغرهای زیادی میبینیم که همه چی میخورند و ورزش هم نمیکنند ولی حقیقت ما برای لاغر موندن به این باور وصل شده . پس لاغری میتونه اسانتر از چیزی که تصورش رو میکنیم باشه و اونقدر ساده باشه که تصور کردن به همین راحتی برای ما سخت باشه . چون لاغری فطرت ماست . یک نوزاد بدون اموزش میدونه که کی بخوره و کی بخوابه . ابتدایی ترین حالت یک انسانه که اموزش نداره .واسه همینه که میگم لاغری فطرت ماست و دقیقا همونطور که فکر میکنیم خدا از ما جداست ، فکر میکنیم لاغری هم از ما جداست و دنبال لاغری میگردیم .
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
من همیشه بر این باور بودم که من لاغر نیستم . چون بارها شنیدم که نگار دختر تپلیه ، حتی لاغر میشدم ، اون توپر بودنه حفظ میشد . چون باور داشتم . گرچه توپر بودن قشنگه . من تنها مشکلم اضافه وزنیه که نباید به وجود بیاد . من توانایی لاغر شدن را دارم و چون باور دارم ، اقدام میکنم . منتها باور ندارم که لاغر میمانم . من لاغر شدنم را به این شرط وصل کردم : من زمانی لاغر میمانم که ورزش کنم و کم بخورم . پس اگر بخورم و ورزش نکنم چاق میشم . این نگرش منه که در ان زندگی میکنم . نگرش افراد متناسب هم میشه پرسید ، تفاوت ها در نگاه ما به واقعیت هاییست که در مورد خودمون پذیرفتیم . البته قبل از این سایت ، من فقط تمرکزم روی رژیم و بیشتر کردن فعالیت بود . لاغر هم میشدم ، به سرعت زیاد . چون لاغر شدنم را با این شرط پذیرفته بودم و دقیقا همان را هم تجربه میکردم . اگاهی الان را نداشتم . نوشتن ، در درک این موضوع خیلی بهم کمک کرد که بفهمم نویسنده ی زندگی خود بودن یعنی چی !
درباره توانایی های خود در انجام کارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید شرح دهید.
من وقتی نگرشی نداشتم ، یاد گرفتم مثل فارسی حرف زدن ، مثل راه رفتن . حتی نگرشی از شکست هم نداشتم . هیچ نگرش و تصوری نداشتم . تا اینکه بزرگتر شدم و اطلاعاتی دریافت کردم که ان را در خودم پذیرفتم و اون اطلاعات شد واقعیت زندگی من . مثل : من چاقم . من درسخونم . من عاشق آشپزی ام و … و همین باور ها تمایل و علاقه ی من تاثیر میذاشت . حتی خوردن مواد غذایی خاص : مثلا چرا نان دوست ندارم ولی برنج دوست دارم . گرچه اگاهانه میخورم ، برام این حجم از لذتی که قبل از خوردن در ذهنم ایجاد میشود ، شگفت انگیز است . چون مادرم بارها گفته نگار برنج دوست داره و من پذیرفتم و چون پذیرفتم ، هروقت برنج میبینم ، لذت خوردن در من فعال میشه . پس من واقعیت تجربه های زندگیم را نوشتم .
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که موفق به انجام کاری شده اید که تصور می کردید توانایی انجام یا موفقیت در آن زمینه را ندارید.
وقتی 20 ساله م بود ، تصور نداشتم که روزی تغییر رشته بدم و داروساز بشم . بهش فکر میکردم ولی توانایی وارد شدن به این رشته را در خودم باور نداشتم . من ریاضی فیزیک بودم . زیست شناسی نخونده بودم و تجربی هم همیشه صحبت بر رقابت کنکور بود . منم جرات رفتن به اون سمت را نداشتم . چون توانایی قبول شدن در ان مسیر را در خود نمیدیدم . یادم نمیره ، وقتی به سمت دانشگاه خودمون میرفتم ، از مسیرم که رد میشدم از دانشکده ی داروسازی رد میشدم و تصور میکردم که اگر بودم چه کارهایی انجام میدادم . این فکر بارها و بارها تکرار شد و علاقه ی من بیشتر شد ، اونقدر بیشتر شد که دیگه در حد فکر نبود و حرکت کردم . اول نمیدونستم چطوری ، وقتی اقدام کردم ، شد ! شد چون به نتیجه فکر نکردم . تلاش کردم ، هزینه کردم ، زمان گذاشتم و نتیجه شد همون تصوری که یک زمانی در 20 سالگی رد میشدم و در حد فکر بود.
یا تایپ کردنم . هرگز تصوری از اینکه روزی من مثل با مداد نوشتن ، میتونم بنویسم ، نداشتم . در گروه جزوه نویسی شرکت کردم . یادمه خیلی کند بود کارم و لی اونقدر تکرار شد که روی کیبورد من الان هیچ حروف فارسی نیست و حتی نگاهی به کیبورد هم نمیکنم و تایپ میکنم . انگار مغزم فرمان میده که کجا کلیک کنه و باسرعت نوشته میشه . این مهارت به خاطر ممارست من در انجام این کار بوده که به مرور سرعت در تایپ هم بالا برد.
رانندگی کردن . یادمه اون اموزشکار گفت روی دنده ی خلاص بزن ماشین حرکت کنه و من اولین تجربه ی حرکت از ماشین را تجربه کردم و ترسیدم . اون زمان تصوری از اینکه ماشین را ببرم و در جاده برانم یا جاپارک پیدا کنم نداشتم . به مرور جزو افرادی شدم که از نعمت اسون کردن زندگیم در زندگی در تهران کمکم کرده و وقتی ماشین را میبرم ، ترسی ندارم و ….
مهارتهای زیاددیگه که اول با فکر شروع شد یا در مسیر انجام کاری بودم که مهارتی در ان خود به خود شکل میگیره که من تصوری نداشتم ولی الان بهره ش رو میبرم . دقیقا کارهایی که تصوری ازش نداریم ، بدون مقاومت اون مهارت را یاد میگیریم .
درباره توانایی های جسم خودتان شرح دهید. تجربه خود از توانا بودن جسمتان را بنویسید.
من همیشه باور داشتم که جسم من لاغر میشه . به شرطی که کم بخورم و ورزش کنم ! پدرومادر من لاغر بودند ، برادرم لاغر بود . من این وسط چاق بودم .از اینکه لاغر نمیشم ، تصوری نداشتم ولی اینکه چرا چاق به دنیا اومدم و چرا از چاقی رنج میبرم ، همیشه سوال منم بود .در 18 سالگی اراده کردم و در طی 6 ماه به وزن مطلوب رسیدم ! عجیب نیست ؟! 18 سال با رنج چاقی زندگی کنیم ولی فقط شش ماه زمان بخواد که جسم تبدیل به لاغر بشه . پس جسم توانایی ذاتی لاغر شدن را داره و در این سایت یاد گرفتم ، که مانع های ذهنی من در شکل گیری چاقیم تداوم ایجاد کرده . چون اگر اون کارها را نکنیم ، به سرعت طبیعی، بدن لاغر میشه . ولی برای چاق شدن ، باید یک چیزی را وارد کنیم ، یک حرکتی بیرونی بزنیم که الان بدون فکر انجام میدیم . ولی اگر هیچ کاری نکنیم ، بدن خود به خود لاغر میشه . من به لاغر بودن جسمم ایمان دارم .
انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
مشکل همینجاست . انتظار من از لاغر بودن ،دقیقا باورهایی است که پذیرفتم . همین انتظار باعث شده که از فطرت اصلی خودم دور بمونم . اگر اون مانع های ذهنی را رها کنم . بدن بدون زحمت به سرشت اصلیش برمیگرده .
من همیشه تصویر چاقی از خودم داشتم و علتش هم پذیرفتن حرفهایی بوده که دیگران گفتند . مثلا ازوقتی به دنیا اومدی سنگین وزن بودی . همیشه عاشق خوردن بودی و …. همه ی اینها شد بخشی از باور و باور رفتار رومیسازه و من هم براساس باورم زندگی کردم .
برادرم تصور لاغر داشت از خودش . چون همیشه با من مقایسه میشد و من هم با حسرت میگفتم خوش به حالت . ولی او براش مهم نبود چاق یا لاغره . ولی چون من فیذبک خوب نمیگیرفتم یا بهم رژیم میدادند ، من از چاق بودن خودم نفرت داشتم .
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
وقتی مینویسیم ، چشم انداز و واقعیت های خودمون رو مینویسیم . عینکی که به چشم داریم . خصوصیات خودمون رو مینویسیم . همین نوشتن ها که برای ما بدیهیه ، ممکنه برای دیگری ، واقعیت زندگیش نباشه ! همین پذیرفتن ها تفاوت ها ی ما از همدیگه رو میسازه .
به این فکر نکنم چرا چاقم ! چون میدونم چرا چاقم . هرروز بنویسم چرا فکر میکنم لاغرم ، هرروز تصور کنم که در جسم لاغرم و رفتارهام رو جای اینکه دنبال رفتار چاقیم باشم ، رفتارهای لاغریم رو پیدا کنم . بهش توجه کنم . همین توجه کردن و حس لاغر بودن ، ما را به سمت لاغر شدن میبره .
همانطور که هرروز به چاقی فکر میکنیم و هرروز حالمون بده ، دقیقا همین روش را در جایی که میخوایم باشیم انجام بدیم . فقط تغییر نگاهه ووقتی به جسمم نگاه کردم . به خودم بگم افرین ! تو دقیقا تصور خودت از گذشته رو الان ساختی ، و من الان دارم تصورم از اینده را میسازم و حس میکنم و زندگی میکنم که قراره در اینده ای نزدیک در ان باشم . ما برای چاقی دقیقا همین مسیر را رفتیم . پس جای تعجب ندارد . یاداروی میتونه کمک کننده باشه .
نشان های دریافت شده
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
تا قبل از آشنایی با لاغری با ذهن من لاغری را یک توانایی نمی دانستم بلکه یک شانس و آپشن خاص در زندگی کسانی میدانستم که خدا آنها را بیشتر دوست داشته. ولی چاقی برای من استعداد تعریف شده بود و لاغری آرزویی دور که برای رسیدن به آن از خیلی از دوست داشتنی ها باید صرف نظر می کردم. در ژنتیک من چیزی به اسم لاغری نبود چون پدر و مادرم بعد از ازدواج چتق شده بودند و حتی بعد از به دنیا آمدن من!!!! اگر پدر و مادر متناسب هم حساب نبود ارث به خاله ی مادر یا یکی از عموزاده می رسید!!! بالخره باید توجیهی میبود که این چربی ها از دل دی ان ای کسی به من داده شده حتی اگر هیچ نسبت نزدیکی هم نبود!!!!
لاغر شدن را همراه با سختی می دیدم و راستش هیچ وقت به این جمله که آیا من توانایی لاغر شدن دارم؟ فکر نکرده بودم فقط میخواستم متناسب بشوم همین، تنها خواسته ام لاغر شدن بود. به قول یکی از دوستان که در ویس گفتند من در خواب و رؤیا هایم همیشه متناسب بودم.درباره توانایی های خود در انجام کارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید شرح دهید.
خوب من دو تا زبان انگلیسی و فرانسه را یاد گرفته ام و مسلط هستم ، یادم هست روزی که زبان فرانسه را شروع کردم هیچی بلد نبودم و استاد وقتی حرف میزد متوجه نمیشدم ولی به خودم میگفتم تو هم یک روز مثل او صحبت میکنی و این اتفاق هم افتاد. زبان انگلیسی را مدتی تدریس کردم و شاگردانم از من راضی بودند.
رانندگی یاد گرفتم و گواهینامه دارم و در جاده هم میتوانم به راحتی رانندگی کنم. اوایل میترسیدم پشت فرمان بشینم ولی به مرور این ترس کم شد.
آشپزی را با نگاه کردن به مادرم آموختم و الان میتوانم خودم غذاهای خوشمزه ای درست کنم .آنقدر اعتماد به نفسم در آشپزی بالا رفته که میتوانم غذا های جدید را درست کنم . قبلا از امتحان کردن دستور های جدید ترس داشتم. مثلا چند روز پیش برای اولین بار ته چین مرغ و بادمجان درست کردم و خیلی هم خوشمزه شد.و همه تعریف کردند.
توانایی یادگیری من بالا است و هر مهارتی را شروع میکنم در مدت زمان کمی یاد میگیرم.
درباره توانایی های جسم خودتان شرح دهید.
هر بار که مریض شدم بدن من فرآیند سلامتی را شروع کرده و من بهبود یافتم.
هر زخمی که ایجاد شده بدن من آن را ترمیم کرده گویی اصلا هیچ وقت زخمی نبوده .
هر بلایی که سر بدنم آوردم ، مثل چاقی باز هم کنارم بوده که کارهایم را خودم انجام بدهم.
تجربه خود از توانا بودن جسمتان را بنویسید.
بدن من بسیار توانا و هوشمند است.
در این قسمت میخواهم به بارها دفعاتی که جسم من لاغر شده اشاره کنم.
من فکر میکنم به اندازه ی اضافه وزنی که میخواهم کم کنم یا حتی بیشتر تا الان وزن کم کردم و دوباره برگشته. فکر نمی کنم در واقع مطمئن هستم.
اولین تلاش هایی که شامل محدودیت های غذایی بود و خوراکی در مدرسه و هر نوع هله هوله را حذف کردم منی که عادت داشتم هرروز در مدرسه یک ساندویچ بخورم یک دفعه همه را حذف کردن ،دستگاه دراز نشست خریدم و هرروز استفاده می کردم اگر کمر درد هم داشتم مهم نبود چون در جهت هدف مهم تری به اسم لاغر شدن بود. روی هم ۴ بار به پزشک تغذیه مراجعه کردم و شاید در کل ۱۵ کیلوگرم کم کردم. رژیم هایی که از اینترنت پیدا میکردم را استفاده کردم مثال رژیم میوه به مدت یک هفته و ۵ کیلوگرم کاهش وزن و یک سایز هم کم کردم.
و روش های دیگری که استفاده کردم . جسم من به هر روشی پاسخ داد و مقداری کاهش وزن داشتم ولی همیشه خودم را ضعیف می دانستم ، نه روشهایی را که استفاده میکردم.
جسم توانمند من همیشه به من ثابت کرده که می تواند لاغر بشود ، فقط من باور نکردم.انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
انتظار من این است که وزن کم کند و به سلامتی ام اضافه کند ، متناسب شود و میزان انرژی درونی منافزایش یابد.کنار من باشد مثل همیشه و عملیات ترمیم جسم من را انجام بدهد تا به حالت متناسب خودم برسم.
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
تمرین من این است که زمان هایی که در وزن کم تری بودم را بخودم یادآوری کنم؛
من اول دبستان ۲۱ کیلوگرم بودم و برای قد و سن آن زمان دختری متناسب بودم.
تا سال چهارم دبستان متناسب بودم مثل همه ی بچه های معمولی دنیا.
سال پنجم ۵۰ کیلو بودم که فرایند چاقی من شروع شد و تا امروز که ۹۰ کیلوگرم هستم.
این ۵۰ کیلوگرم سال پنجم دبستان وزن ایده آل این روزهای من است.
در واقع من از ابتدا ۹۰ کیلوگرم نبودم . این عدد ها را یکی یکی زندگی کردم تا به اینجا رسیدم. راستش را بخواهید سخت نبود زندگی کردم لذت بردم خندیدم غذا خوردم با میل خودم هم غذا خوردم کسی به من زور نکرد فقط موقع خرید و مهمانی و عروسی رفتن خیلی حالم گرفته می شد و مواقعی که در آینه نگاه می کردم.
چاق شدن چون تبديل به عادت شد مثل داشتن درآمد غیر فعال که خواب هم باشی ولی درآمد داری در تمام لحظات زندگی حضور دارد ولی لاغری مثل این است که صبح تا شب کار کنی ولی درآمد ناچیز و اندکی داشته باشی .. البته لاغری از روش های نادرست..
ولی لاغری با ذهن یعنی فعال کردن این وضعیت که در خواب هم متناسب بشوی چون روش درست را پیدا کردی چون خودت را پیدا کردی موضوع این فایل این نبود که روش لاغری با ذهن چه قدر قدرتمند است بلکه موضوع توانایی خودمان بود ، و باور اینکه می توانیم تغییر کنیم . موضوع خودمان بودیم و نگاه و انتظارمان نسبت به لاغری.
پس با ادامه دادن باید این باور را بیشتر تقویت کنیم و خیلی راحت هم می شود تغییر کرد.