0

امنیت جسمی و چاقی: چرا بدنِ ما نیاز به مراقبت ذهنی دارد؟ (گام ۲۹)

امنیت جسمی و چاقی
اندازه متن

🌧 تصور کن بدنت مثل یه خونه‌ست؛ جایی که باید امن، گرم و آروم باشه.
اما حالا فرض کن یه نیروی مزاحم مدام در این خونه قدم می‌زنه و باعث ترک‌هایی توی دیوارها می‌شه… بله، اون نیروی مزاحم چاقیه.

📍 این جلسه ادامه گام ۲۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

🔐 امنیت جسمی و چاقی دو مفهوم متضاد هستن.
هر چقدر بدن سنگین‌تر و آسیب‌پذیرتر بشه، احساس امنیت درونی‌مون هم کم‌تر می‌شه. چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه تهدید پنهانه که پایه‌های آرامش جسم رو سست می‌کنه.

🔎 اهمیت امنیت؛ چیزی فراتر از یک واژه ساده

🛡 امنیت فقط برای مرزها و سیستم‌های اطلاعاتی نیست؛ توی هر بخشی از زندگی حضور داره:

  • ✈️ امنیت پرواز
  • 🧑‍🤝‍🧑 امنیت اجتماعی
  • 🖥 امنیت اطلاعات
  • 👤 و حتی امنیت فردی و جسمی

📍امنیت یعنی سد کردن راه ورود عوامل مخرب.

درست مثل اینه که دور یه قلعه دیوار بکشی تا دشمن نتونه نفوذ کنه. اما مشکل اینجاست… به همون اندازه که دیوارها بلندتر می‌شن، مهاجم‌ها هم زرنگ‌تر و خلاق‌تر می‌شن! 🎭

🦠 توی دنیای دیجیتال، ویروس‌ها و هکرها امنیت اطلاعات رو تهدید می‌کنن.

🕵️ توی دنیای سیاسی، جاسوس‌ها امنیت ملی رو به خطر می‌ندازن.

و حالا… 🧠 توی دنیای بدن ما چی؟

🤯 وقتی صحبت از امنیت جسمی و چاقی می‌شه، پای یه دشمن پنهان وسطه:

افکار، احساسات و رفتارهای ما.

بله! خودمون، وقتی بدون آگاهی با بدن‌مون رفتار می‌کنیم، عامل تخریب آرامش و امنیت جسم‌مون می‌شیم.

امنیت جسمی

💣 چاقی؛ دشمن پنهان امنیت جسمی

ووقتی به کسی می‌گیم «امنیت جسمی‌ات در خطره»، معمولاً ذهنش می‌ره سمت تصادف، بیماری یا اتفاقات ناگهانی…

اما یک تهدید پنهان و تدریجی هم وجود داره که خیلی‌ها ازش غافل می‌مونن: چاقی.

🔎 ارتباط امنیت جسمی و چاقی، چیزی فراتر از اضافه وزن ساده است.

فردی که دچار چاقی شده، معمولاً درگیر الگوهای فکری و رفتاری ناسالمیه که به مرور بدنش رو از تعادل خارج کرده.

⚠️ چاقی فقط یک مسئله جسمی نیست؛ بلکه روی اعصاب، خلق‌وخو، انرژی و حتی تصمیم‌گیری تأثیر می‌ذاره.

وقتی ذهن و بدن در هماهنگی نباشن، احساس نارضایتی از خودت بیشتر می‌شه و این یعنی کاهش امنیت جسمی و چاقی به شکل پنهان در حال آسیب‌زدنه.

💔 خیلی از افراد چاق فقط از وزنشون ناراحت نیستن، بلکه توی روابط، شغل، تحصیل و حتی در نگاه خودشون دچار چالش شدن.

🎯 اگر اضافه‌وزن داری و دنبال تغییر واقعی هستی، باید از ریشه کار رو شروع کنی؛ یعنی بازسازی رابطه‌ات با خودت و ایجاد آگاهی تازه نسبت به امنیت جسمی و چاقی.

📥 در فایل آموزشی امروز، دقیقاً درباره همین موضوع حرف زدیم:

اینکه چطور افکار ناامن، بدن ما رو به سمت اضافه‌وزن می‌برن، و چطور می‌تونیم با اصلاح درون، مسیر زندگی‌مون رو عوض کنیم.

ارتباط خوردن با چاقی

🧠💡 وقتی رفتار ما، امنیت جسممون رو می‌سازه

تا وقتی فقط آموزش ببینیم ولی دست به عمل نزنیم، اتفاق خاصی نمی‌افته. مثل اینه که کلی کتاب درباره شنا بخونی، ولی هیچ‌وقت پاتو توی آب نذاری 🏊‍♀️

📌 خیلی وقت‌ها، دلیل اینکه می‌خوایم رفتار متناسب‌کننده داشته باشیم،

❌ ترس از چاقیه،

😤 یا نفرت از بدن فعلیمون،

😔 یا حتی حسرت نسبت به آدمای متناسب.

اما واقعیت اینه که ترس و نفرت، پایه‌های سستی برای تغییرند.

چرا؟ چون وقتی کمی متناسب شدی و از اون احساسات گذشتی، 🔥 اشتیاقت فروکش می‌کنه، و ادامه‌ی مسیر سخت می‌شه…

انگیزه‌ی لاغری باید دلخواه و درونی باشه.

یه انتخاب عاشقانه برای زندگی بهتر، نه یه فرار از شرایط فعلی.

اون‌وقته که لاغری برات تبدیل می‌شه به یه سبک زندگی دائمی 🌱 و انگیزه لاغری در وجود شما افزایش پیدا می کنه.

🔐 امنیت جسمی، یعنی حس آرامش و اطمینان از اینکه:

  • بدنم در مسیر تعادله
  • من دارم آگاهانه باهاش رفتار می‌کنم
  • و هیچ ترسی از برگشت چاقی ندارم!

🛡 ما باید خودمون رو بیمه‌ی لاغری کنیم، برای همیشه. نه فقط برای تابستون امسال یا مراسم عروسی، بلکه برای اینکه وارد سرزمین لاغرها بشیم و تا آخر عمر اونجا بمونیم 🏞

آموزش لاغری با ذهن

رفتارها در مهمانی؛ نشانگر وضعیت امنیت جسمی و چاقی

🍬 در یک مهمانی، صحنه‌ای دیدم که به‌خوبی عمق ارتباط بین امنیت جسمی و چاقی را نشان می‌داد. جایی که رفتار آدم‌ها با غذا، بیشتر از هر چیز از درون ذهنشان خبر می‌داد.

✳ در بین افراد چاق، دو نوع رفتار کاملاً به چشم می‌آمد:

گروهی بودند که سعی می‌کردند جلوی خودشان را بگیرند، اما نگاه پرحسرتشان به شیرینی‌ها، فریاد می‌زد که درگیر یک کشمکش درونی‌اند 😣

و گروهی دیگر، با خنده و هیجان، یکی دوتا که نه، چند شیرینی برمی‌داشتند و حتی گاهی چندبار سراغ ظرف شیرینی می‌رفتند!

در این حالت، ذهن آن‌ها به‌دنبال تنوع طعم‌ها و لذت‌های لحظه‌ای بود، نه سیری و نه آرامش.

🍭 اما فردی لاغر در همان مهمانی، رفتار کاملاً متفاوتی داشت. وقتی به او تعارف کردم، فقط یکی برداشت و وقتی دوباره پیشنهاد دادم، خیلی ساده گفت:

🧘‍♀️ «نه ممنون، یکی بسه. همه‌شون یه مزه دارن.»

همین پاسخ ساده، نشانه‌ای روشن از ذهنی امن بود؛ ذهنی که امنیت جسمی و چاقی را خوب می‌شناسد و راهش را انتخاب کرده.

او نیازی به تایید دیگران، پرخوری یا تنوع‌طلبی نداشت. با خودش، بدنش و انتخاب‌هایش در صلح بود.

👀 اما جالب‌تر از همه، فردی بود که ظاهر لاغری داشت ولی ذهنش نشانی از امنیت نداشت.

🍬 او با ولع سراغ شیرینی‌ها می‌رفت و با خنده می‌گفت:

«من هرچی بخورم چاق نمی‌شم، فقط کبدم چرب می‌شه!»

او شاید از نظر ظاهری لاغر بود، اما ذهنش امنیت نداشت؛ چون باور داشت شیرینی‌ها آسیبی ندارند، غافل از اینکه خطر در جایی دیگر خودش را نشان داده: در کبد چرب.

این مثال‌ها نشان دادند که امنیت جسمی و چاقی فقط به عدد روی ترازو ربط ندارد، بلکه به نوع نگرش و باورهای ما درباره بدن و غذا وابسته است.

📌 این تجربه به من یاد داد:

لاغری با ذهن یعنی رسیدن به امنیت واقعی؛ هم در جسم و هم در روان. نه از سر اجبار، نه از ترس، نه برای تایید دیگران؛ بلکه از روی آگاهی، آرامش و عشق به خود.

🛡 وقتی ذهن امن باشد، بدن هم آرام و انتخاب‌هایش درست می‌شود. این همان جایی است که لاغری به یک سبک زندگی دل‌نشین تبدیل می‌شود، نه به یک جنگ فرسایشی 💖

⚠️ چاقی؛ تهدید نامرئی امنیت جسمی

💡 اگه می‌خوای این امنیت رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم به ذهنت برگردونی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ این تهدید نامرئی؛ در ادامه هم توی گام ۳۰ سراغ «لاغری با باور ذهنی» می‌ریم.

چاقی فقط افزایش وزن نیست. چاقی یعنی یک اختلال در افکار، احساسات و رفتارها که مستقیم روی بدن تأثیر می‌گذارد.

وقتی ذهن ما پر از ترس از غذا، وسواس، یا احساس گناه بعد از خوردن است، یعنی امنیت ذهنی و جسمی ما آسیب دیده و ارتباط ما با امنیت جسمی و چاقی دچار اختلال شده است.

کسی که دائماً با خودش درگیر است:

  • «بخورم یا نخورم؟»
  • «اگه این شیرینی رو بخورم چاق می‌شم؟»
  • «امروز رژیم رو شکستم…»

در واقع در حال تجربه‌ی بی‌ثباتی درونی و ناامنی است.نه جسمی است. این یعنی چاقی فقط یک مسئله ظاهری نیست، بلکه یک خطر برای آرامش درونی ماست.

🧠 امنیت جسمی از ذهن شروع می‌شود

تا زمانی که ذهن ما احساس امنیت نکند، بدن هم در حالت هشدار باقی می‌ماند.

در این شرایط، ممکن است:

  • اشتها از کنترل خارج شود
  • ولع برای شیرینی، غذاهای چرب یا خوردن بی‌برنامه افزایش یابد
  • اضافه وزن به‌تدریج تبدیل به یک سبک زندگی شود

🔑 تنها راه برقراری امنیت جسمی و چاقی این است که از درون ذهن‌مان شروع کنیم.

✅ امنیت جسمی و چاقی؛ راهکار چیست؟

اگر امنیت جسمی و چاقی بدن ما را تهدید کرده، وقتش رسیده:

📚 آموزش ببینیم

درک کنیم که چاقی فقط زیاد خوردن نیست، یاد بگیریم که افکار ما چطور بدن را هدایت می‌کنند و چطور ذهن می‌تواند مسیر امنیت جسمی و چاقی را تغییر دهد

✍ تمرین کنیم

افکار منفی درباره‌ی غذا را بنویسیم و بررسی کنیم، رفتارهای افراد لاغر را با دقت مشاهده کنیم و الگو بگیریم.

✨ نتیجه‌گیری

رابطه‌ی بین امنیت جسمی و چاقی، رابطه‌ای پنهان اما بسیار قدرتمنده.

چاقی، فقط نتیجه‌ی پرخوری یا کم‌تحرکی نیست؛ بلکه نتیجه‌ی افکار و باورهایی‌ست که امنیت درونی ما رو از بین بردن.

✅ لاغری واقعی وقتی اتفاق می‌افته که ذهن امن بشه، آرام بگیره و انتخاب‌های ما بر اساس آگاهی و عشق به خودمون باشه، نه از ترس و اجبار.

🛡 وقتی ذهن امن بشه، بدن هم در آرامش قرار می‌گیره و این همون نقطه‌ی شروعه برای ورود به مسیری فوق‌العاده…

🎯 برای همین، من توی دوره ورود به سرزمین لاغرها، دقیقا همین راه رو بهت آموزش می‌دم:

چطور امنیت جسمی رو دوباره بسازی، زبان لاغری ذهن رو یاد بگیری و با استمرار، برای همیشه در سرزمین لاغرها بمونی.

🌈 اگه واقعا می‌خوای ریشه‌ای با چاقی خداحافظی کنی و امنیت رو به جسم و ذهنت برگردونی، الان بهترین زمانه که این دوره رو تهیه کنی و قدم اولت رو محکم برداری.

👉 همین حالا وارد سرزمین لاغرها شو و امنیت جسمت رو برای همیشه بیمه کن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

همان‌طور که هر مهارتی از طریق دیدن، نوشتن و خواندن آموخته می‌شود، لاغری هم نیاز به تمرین مداوم دارد.

هر روز زمانی را برای تماشای محتوای آموزشی، مطالعه مطالب مرتبط و انجام تمرینات ذهنی اختصاص دهید تا افکار شما درباره بدن، غذا و لاغر شدن به‌تدریج تغییر کند.

در این مسیر، نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید، امنیت جسمی و چاقی است. اینکه چطور ذهن ناآرام می‌تواند بدن را وارد حالت دفاعی کند و چطور افکار آگاهانه و آرام، امنیت را به بدن بازمی‌گردانند.

بر اساس ویدیوی آموزشی امروز، لطفاً به این پرسش‌ها پاسخ دهید و تمرین خود را در بخش نظرات بنویسید:

  1. تحلیل شما از استفاده نمادین فرد چاق به عنوان یک هکر یا مخل امنیت چیست؟ آیا ارتباطی بین این تصویر و امنیت جسمی و چاقی می‌بینید؟

  2. دیدگاهتان درباره امنیت جسمی چیست؟ آیا در زندگی روزمره مراقب ذهن و بدن خود هستید؟

  3. به نظر شما چطور می‌توان با استفاده از آموزش، آگاهی و تمرین ذهنی، رابطه‌ی بهتری با امنیت جسمی و چاقی ایجاد کرد؟

📝 تمرین: یک جمله یا رفتار ناآگاهانه درباره غذا یا بدن خود را شناسایی و بازنویسی کنید. سپس بنویسید چطور این تغییر نگرش می‌تواند امنیت ذهن و جسم شما را بیشتر کند.

✍️🧠💪

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 77 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14211
161 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۲ ۲۱:۵۵
      مدت عضویت: 1297 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 685 کلمه

      به نام خدای هدایتگرم

      سلامی گرم خدمت استاد عطار روشن عزیز و بقیه اعضاء

      امنیت جسمی و ذهنی

      چند سال پیش یکی از اقوام یه بوتیک لباس زنانه داشت من گاهی میرفتم پیششون 

      وقتایی که شلوغ میشد مغازه ، میگفتن حواستون به این خانم چادریای چاق باشه ،اینا جنسارو زیر چادرشون قایم میکنن میبرن بیرون ،به خاطر ظاهرشون هم کسی بهشون شک نمیکنه.

      الان که این شخص رو در عکس نشون دادید یاد این موضوع افتادم و اینکه افراد متناسب واقعا از اینکه یه فرد چاق در کنارشون یا توی جمع باشه خوشحال نیستن

      من از این جهت مثال میزنم ،مثلا توی تابستون بعضی از افراد چاق بوی خوبی نمیدن و به محض اینکه وارد اتوبوس و مترو میشن محیط رو متشنج میکنن با بوشون…

      یا اگر یه صندلی دو نفره باشه ،قطعا اگر یه فرد خیلی چاق بشینه ،بقیه امتناع میکنن از اینکه کنارش بشینن یا به خاطر اینکه حدس میزنن نظافت رو رعایت نکرده یا به خاطر اینکه بخشی از فضای صندلی بقلی رو هم اشغال کرده…

      مسائل زیادی هست که ههمون باهاش برخورد داشتیم

      اتفاقا این روزها برنامه طنز جوکر خانمها در حال پخش هست ،یکی از شرکت کننده های این هفته خانم نعیمه نظامدوست هست …که وزنش هم بالاست…برنامه رو ببینید متوجه تیکه های سنگین آقای علیخانی میشید به ایشون که ارتباط داره به اضافه وزن ایشون.

      میخوام بگم ،این موضوع اضافه وزن و مسائل حاشیه ایش خیلی زیاده توی جامعه و شخصی که دوست داشته باشه متناسب بشه ،کافیه یکم دورو برش رو نگاه کنه …شاید ما بعضی وقتا آنقدر تیکه بهمون انداختن که کمی عادی شده این موضوع ولی وقتی در جامعه دنبال نمونه های عینیش میگردیم ،می‌بینیم که این موضوع چقدر هم آزار دهنده و زشته…

      درباره امنیت جسمی، من همین که آمدم توی این سایت و مطالب رو خوندمو و شنیدم متوجه اوج فاجعه شدم…وقتی کامنت مینویسم و از مشکلاتی که برام سرخورده گی داشته مینویسم،دردهام میاد روی سطح و میفهمم ،امنیت جسمم خیلی بیش از اینکه در ظاهرم تاثیر گذاشته باشه در باطن و روحم و ذهنم تاثیرات مخرب گذاشته…

      برای امنیت ذهنم یاد گرفته بودم گوش و چشمم رو به روی هر چیزی که احساسم رو بد میکنه ببندم…ولی غافل بودم که بیشترین مواردی که داره جسم و روح و روانم رو آزار میده مسئله اضافه وزنم هست…یعنی اول باید پایبست خونه رو درست میکردم بعد میرفتم سراغ مسائل دیگه

      البته الان فهمیدم ،وقتی تمام عمرم ذهنم درگیر خود زنی بوده و من رو با این اضافه وزن تخریب می‌کرد، حالا اگر الان بیام این اضافه وزن رو برطرف کنم ،ذهن من بصورت ریشه ای در بسیاری از زمینه های زندگی درست خواهد شد.

      یعنی این حس بد چاقی،مثل ابر توی آسمون زندگیم بود…هر چقدر که همه جا پر گل و ریحان و زیبا باشه ولی آفتاب که نباشه ،زیبایی بقیه چیزها به چشم نمیاد.

      چاقی هم همینطوره ،هزار بارم که من ثروتمند باشم،هزار بارم که فرد موفقی باشم،هزار بارم سفرهای لاکچری برم ،ولی درد چاقی همه جا و همه چیز رو برام زهر مار میکنه…حالا که به فکر امنیت ذهن و جسم افتادم ،میبینم که همه چیز یه جور دیگه برام قشنگه…انگار خورشید داره از پشت ابرا میاد بیرون و آسمون زندگیم رو روشن و گرم میکنه…

      گرما و امید به زندگیم اومده

      حالم خوبه

      همین که بی اختیار دل تنگ ورزش شدم این یعنی مسیری که دارم میرم درسته 

      مغز داره فرمان سلامتی بیشتر رو میده 

      همینه همسرم هر بار که میریم خرید مدل به مدل تنقلات میخره ولی من میل ندارم ،این یعنی کاری که دارم میکنم آخرش میشه کارستون.

      خداوند همراهه منه هر لحظه داره من رو هدایت میکنه به مسیر مستقیم 

      در این مسیری که شروع کردم و برای خودم پلن دو ساله گذاشتم ،تنها نیستم 

      دستان خداوند ،مثل استاد عطار روشن،مثل بعضی کامنت هایی که برای من نکته داره به کمک من میان و من روز به روز نزدیک میشم به سرزمین پر گل و ریحان لاغری

      اونم نه هر لاغری ای،

      لاغری با ذهن

      من آن شاهزاده ای هستم که خواب گدایی میدیدم….

      شکر ایزد به سایتی هدایت شدم که تاج پادشاهی رو بر سرم دیدم 

      .

      فکر میکردم گدا شدم ،بدبخت شدم و توانایی لاغر شدن ندارم 

      به رژیم و دکتر متوسل میشدم برای لاغری….نگو که خودم پادشاهم و الماسی درونم دارم که میتونم با صیقل دادنش به هر چیزی میخوام برسم …اونم ذهنمه

      استاد سپاس از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۸ ۰۱:۱۱
      مدت عضویت: 776 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 34 کلمه

      سلام افرادچاق روبهشون میگم بیهدسایت درمسیرلاغری بادهن قراربگیرمیگن نه صحت نداره خودمون رعایت میکنیم هنوز دنبال رژیم وورزش هستن یا دوستن دارن هنوزپرخوری کنن لاغری بادهن براشون انگارغریبست هیچ امیدی به لاغرشدنشون باذهن ندارن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۶ ۱۸:۱۶
      مدت عضویت: 2045 روز
      امتیاز کاربر: 61503 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 231 کلمه

      بنام خدا 

      گام ۲۹ از صد گام 

      امنیت جسم نیاز به مراقبت داره 

      مثال‌های استاد همیشه چقدر ساده و در عین سادگی یه مسله مهم را متوجه میشی که از تصویر یک آدم چاق برای یه هکر استفاده کردن هکرها آدم های خطرناکی هستن که میتونن برا فضای مجازی خطر آفرین باشن من منظور استاد را ایجوری فهمیدم که چاقی هم برای جسم ما خیلی میتونه خطرناک باشه اگر ما به موقع نتوانیم آنرا مهار کنیم بسیاری از بیماری‌ها در اثر چاقی میتونن باشن والان هم هستن و در بیشتر مواقع منجر به مرگ هم می‌شوند مثل یکی از دوستان استاد که در اثر بیماری ناشی از چاقی فوت شدن پس چرا ما برای جسم امنیت و اهمیت قائل نشیم ما سالها از راه اشتباه خواستیم لاغر شویم و نشدیم چون راه تشخیص و بلد نبودیم نتونستیم چطوری چاق شدیم سالها فکر کردیم که چاقی ما ارثیه چاقی ما از مواد غذایی هست از تیرویید هست و خیلی دلایل دیگر برا همین هر وقت خواستیم لاغر شویم فقط در حد چند کیلو و برگشت دوباره اما الان ما راه متناسب شدن دائمی را داریم یاد میگیریم که آموزش ذهن هستش ما از طریق ذهن چاق شدیم و از همین طریق هم لاغر خواهیم اگر که استمرار و تمرین روزانه داشته باشیم ما می‌توانیم از طریق لاغری با ذهن امنیت جیمی داشته باشیم تا زنده هستیم با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۹ ۱۳:۰۸
      مدت عضویت: 739 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 632 کلمه

      سلام استاد 

      در  مورد این  عکس خاص شاید حق با طراح باشه 

      یه .چیزی در مورد تعارف شیرینی تو مهمونی ها بگم ما اگه به هر دلیلی یکی مون تو رژیم بودیم و بزور جلوی خودمون رو می‌گرفتیم که مثلا امروز از کیک تولده تو مهمونی نخوریم همسر یا پسرم یواشکی میگفتند  نگو رژیمم نمی‌خورم بردار یواشکی بده به ما

      اما در مورد. خوراکی در مدرسه مثلا همون همکلاسی که خوراکی هاش رو از یه فرد چاق تو مدرسه پنهون می‌کنه احتمالا در منزلشون یه فرد چاقی بوده که به خوراکی های دستبرد زده و تجربه ی دلنشینی ازین موضوع نداره و واسه همین طبق تجربه ی قبلیش در منزل  احساس ناامنی می‌کنه و به این باور رسیده که یه فرد چاق چون زیاد میخوره هیچ وقت به حق خودش قانع نیست و به سهم خوراکی دیگران ممکنه دست درازی کنه و اون فرد داشته پیشگیری می‌کرده با وجودی که شاید شما هرگز به خوراکی اون فرد دست نزده باشید ولی اون تو ذهنش چنین تجسم و باوری داره و میخواد امنیت ذهنی برای خودش ایجاد کنه 

      در مورد امنیت جسمی باید بگم که ما با لاغری ذهنی داریم الان هم امنیت جسمی هم امنیت ذهنی برای خودمون ایجاد میکنیم 

      من الان یجورایی احساس امنیت تو مسافرت دارم در صورتی که قبلاً اسم مسافرت میومد یقیین داشتم من بعد برگشت ازین مسافرت با ده کیلو اضافه وزن برخواهم گشت واسه همین همیشه قبل یه سفری که میدونستم میخواهیم بریم من و همسرم سعی می‌کردیم مقداری وزنمون رو از قبل کم کنیم که به اصطلاح جا برای اون اضافه وزنه باز کنیم برای اون صبحانه سلف سرویس آفتاب درخشان قزوین بگیر تا الی آخر 

      چون خودمون رو می‌شناختیم که تو سفر چقدر لذت خوردن اولویت اول و آخرمون بود 

      پس من الان با متناسب شدنم احساس امنیت میکنم چون می‌دونم فرمانهای ذهنی من چه تو سفر چه تو خونه چه تو مهمونی یکیه و اون به اندازه ی نیاز و رفع گرسنگی میل کردنه نه بیشتر نه کمتر 

      دیگه صدایی پس ذهنم بهم نمیگه اینجا سلف سرویس ها پولشو دادی تا خرخره بخور اولا که دیگه مجبور نیستم که به چنین جاهایی که سلف سرویس هست برم که بخوام مشاهده عینی بکنم و کار رو برای خودم سخت بکنم 

      پس می‌بینید این روش برای من امنیت جسمی و ذهنی آورده من می‌دونم بعد هر سفر تو همین وزنی که هستم میمونم و دیگه نگران نیستم این یعنی امنیت هم جسمی هم ذهنی 

      یادمه خواهر چند روز پیش که از ترکیه اومد زنگ زد گفت پانزده کیلو تو سفرش اضافه کرده چون هتل پنج ستاره گرفته بوده و همه چیز سلف سرویس و نامحدود بوده و خواهرم هم به خودش رحم نکرده میگه نصف شب هم غذا سفارش میدادم حالا اومده و کلی عذاب وجدان گرفته

      آیا واقعا سفری که اینهمه رنج بدنبال خودش داره اسمش سفره یا شکنجه گاه ؟!آیا این لذت بردنه یا قدرت حفظ تناسب و نه گفتن 

      بجایش ما میتونیم با هیکل متناسب مون دنبال لباسهای گوگولی ورزشی خوشگل باشیم 

      بریم تو طبیعت ازونجا لذت ببریم از خوردن یه چای هیزمی کنار عشقمون بچه مون لذت ببریم 

      حتی از خوردن غذامون ولی به اندازه لذت ببریم 

      چرا باید کار رو برای خودمون سخت کنیم فقط برای خوردن چندین لقمه بیشتر ،آیا واقعا مزه ی چند لقمه بیشتر با قبلی ها فرق می‌کنه نه بخدا همونه فقط ما ذهنمون درست نشده که بیشتر می‌خوردم و ذهن گرسنه تربیت کرده بودیم 

      حتی الان که من به لطف استاد تقریبا متناسب شدم میبینم پسرم چقدر احساس امنیت بیشتری نسبت بمن پیدا کرده قبلا خوراکی هاش رو از ترس من تو یخچال اون پشت مشتا یا نه کابینت پنهوون میکرد الان راحت می‌زاره جلوی چشمم ،چون می‌دونه من دیگه نمی‌خورم

      \"😂\"/

      از نظر من ولی افراد چاق هنوز جزو مهربانترین و خنده روترین انسانهای زمین هستند من هر چی فرد چاق تو زندگیم دیدم همه شون مهربون و دوست داشتنی بودند ولی اینو نمیگم که مهر تاییدی رو عدم تناسبشون بزارم نه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۹ ۰۱:۰۲
      مدت عضویت: 2287 روز
      امتیاز کاربر: 40113 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      بنام خدا سلام گام29:امنیت جسم نیاز به مراقبت دارد چاقی مهمترین امنیت جسم افراد راتهدید می کند امنیت یکی از مهمترین موضوعاتی است که به همین دلیل پیشرفت های بشر در زمینه افزایش امنیت است این موضوع درجنبه های مختلف زندگی است عامل تهدید کننده امنیت اطلاعات وویروس ها وهکرها هستند عامل تهدید کننده جسم ما عوامل مختلف است که در مورد چاقی این عوامل رفتار افکار ماست فرد چاق به دلیل افکار ورفتاراشتباه در مورد جسم خود مبتلا به اضافه وزن می‌شود وباید افکار ورفتار اشتباه در شرایط متناسب به زندگی خودرا تغییر دهید چاقی عامل تهدید کننده انسان است وبر آسیب های جسمی تاثیر بسیار زیادی بر اعصاب وروان داردچاقی باعث به هم خوردن تعادل بین جسم ذهن می‌شود به همین دلیل افراد چاق نه تنها از نظر جسمی بلکه در بسیاری از جنبه های دیگر زندگی تحت تاثیر چاقی قرار می‌گیرند چاقی در روابط اجتماعی ودر پیشرفت شغلی و تحصیلی واعتمادبنفس شادی وبسیار از جنبه های زندگی چاقی تاثیر گذار است افرادی که اضافه وزن دارند دوست دارن شرایط خود را تغییر دهند باید امنیت خودمون را افزایش دهیم باافزایش امنیت افکار ورفتار در جهت بهبود متناسب شدن می‌شود ما عمل متناسب شدن ونباید به خاطر ترس وحسرت ها ونفرت از چاقی انتخاب کنیم زمانی که به حدی از تناسب اندام برسیم واز ترس حسرت ونفرت عبور کنیم اشتیاق انگیزه برای ادامه دادن تا رسیدن به تجربه جسم ایده آل را از دست می‌دهیم انگیزه لاغری ما نباید به خاطر ترس باشد بلکه باید لاغری کاملا دلخواه باشد وبه صورت دائم لاغر شویم وامنیت جسم خودمون که متناسب شدن است بالا ببریم درحدی که رهاشدن از ترس چاقی ماباید تا آخر عمر لاغر باشیم ولاغر شدن تااخرعمر زندگی کنیم زمانیکه بتوانیم در همین وضعیت که هستیم لاغری خودرا تصور کنیم لاغر می‌شویم همه‌ی ما سعی فراوان غذای مصرفی خود را تغییر داده ایم واین کار موقت بوده است زمانیکه گرسنه هستیم میخوریم وزمانی که سیرهستیم نمیخوریم این طبیعت بدن همه ی ماست انسان ها دودسته هستند انسان ها بافکر لاغر غذا خوردن رو عامل چاقی نمی دانند انسان ها با فکر چاق غذا خوردن رو عامل چاقی می دانند نظر من در باره این عکس این هست که برای گول زدن افراد چاق هست که می‌خواهند بدانند آنها بافعالیت کم وپشت میز نشستن چاق می‌شوند واین یک باور اشتباه هست چون حالت طبیعی بدن ما نیست همانطور که چاق شده ایم خیلی راحت واسان باتغییر فرمول‌های ذهنی لاغر می‌شویم وبه حالت طبیعی ما که متناسب شدن هست با زمیگردیم سپاس فراوان استاد گرامی. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۸:۲۱
      مدت عضویت: 1328 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست

      استاد منم عقیده دارم ی آدم چاق مثه ی آدم معتاد هست که داره ب خودش و جامعه ش آسیب میزنه ولی متاسفانه راهکارهایی که برای ی آدم معتاد همیشه از طرف دولت‌ها و روان‌شناس‌ها ارائه میشه برای آدمهای چاق درنظرگرفته نمیشه چون با چاقی دارن ی برخورد خیلی طبیعی میکنن،و مردم رو توی ناآگاهی نگه میدارن.خداروشکر که به واسطه ی پیشرفت تکنولوژی من  با شما و آموزه هاتون آشنا شدم.منم عقیده دارم باید برای راحت زندگی کردن بهترین و موثرترین روش‌ها رو درنظر بگیریم.کاش دنیا ی روز اینو کاملا بفهمه و همه گی۹ر بشه و با آگاهی مسائل مربوط به چاقی رو حل کنن.

      یادمه من وقتی حدود ۷ یا ۸ سالم بود و متناسب بودم از بچه‌های همسن خودم که از من چاق تر بودن میترسیدم که نکنه خوراکی از من طلب کنه و بخواد سهم منو بخوره و وقتی هم ازدواج کردم و کمی اضافه وزن داشتم،همسرم که متناسب هست گاهی ب شوخی میگفت که ی وقت سهم منو نخوری،واین خیلی آزارم میداد و از تپل بودن و اضافه وزن خودم حالم بد میشد.بله با اینکه زیاد اضافه وزن نداشتم ولی از طرزتفکر دیگران میترسیدم که چطور به من نگاه میکنن.خدایا شکرت برای آگاهی های جدید و فرمول‌های جدید که دارم جایگزین میکنم.

      یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۵ ۰۰:۲۱
      مدت عضویت: 790 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام برداشت من از عکس فردچاق وکچلی که قصد دست درازی به امنیت سایت را داشت این بود که افراد چاق دست دارازی به حیطه های افراد می کنند در همه زمینه ها مخصوصا خوراکی وافراد از آنها فاصله می گیرند  وفکر می کنند آنها به حریم شخصی‌شان ورود می کنند در صورتی که این طور نیست افراد چاق فرمولهای ذهنیشان باید عوض شود وآنها کاری به کسی ندارن آنها اینقدر درگیری چاقی خودشان هستند که از تمام دنیا خسته اند ودنبال راه چاره اند وکاش دنبال راه کمک به آنها بودیم به جای بر چسب زدن به انها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۴ ۱۶:۱۲
      مدت عضویت: 871 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام استاد روزتون بخیر 

      به نظر من هم همه نسبت به افراد چاق احساس نا امنی دارند دختر من شکلات تلخ خیلی دوست داره وقتی براش تهیه می کنیم با خنده میگه از دست مامان قایم کنم که همش رو نخوره این در صورتی هست که خودش هر وقت می خواد بخوره به من اصرار می‌کنه که بخورم ولی این حس بالاخره وجود دارد که بیان می‌شود حالا هر چند از روی شوخی باشد.

      البته این یک واقعیت است وقتی من مراقب امنیت جسمی و ذهنی خودم نیستم اجازه ورود افکار منفی و اشتباه را به ذهنم می دهم و باعث ایجاد فرمول های ذهنی اشتباهی در ذهنم می شوم و جسمم را به سمت چاقی می برم واضح است که دیگران احساس نا امنی کنند وقتی من به خودم رحم نکنم هر چند به دیگران کاری نداشته باشم ولی آنها حس خوب امنیت را از من دریافت نمی‌کنند.این تصویر هم کار یک فرد متناسب هست که احساس امنیت را از افراد چاق دریافت نکرده و آن را در مورد نا امنی برای سایت گویا دانسته توانسته مخاطبین خود را از نظر حسی و عقلی مجاب کند که مراقب امنیت خودتون باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یلدا
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 1055 روز
      امتیاز کاربر: 5800 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      باسلام 

      وقتتون بخیر

      موضوع و مطلب این فایل بییار قابل تامل جزئی و مهم و مخفی بود و از اون مطالبا که وقتی پیداش میکنی و میشنویش اولش میگی چ ربطی داره و هرچه بیشتر تپضیحاتو میشنوی و مطالب رو میخونی میفهمی ک خیلیم بی ربط نیست و با یکم تامل میفهمب توهم تو این شرایط بودی .

      داستان شیرینی رو ک گفتید من خودم را در مهمانی چند وقت پیش ب یاد اوردم و متوجه شدم هنوزم نسبت ب شیرینی اینشکلی هستم ک خیلی دپست دارم و میخورم و اول گفتم پس ذهن من در‌چاقیه ولی بیشتر ک فکر‌کردم من وقتی خیلی گرسنه بودم چندتا از اون شیرینی ها رو خوردم و وقتی دقت کردم وقتی سیر بودم نمیتونستم حتی شیرینی مورد علاقمو بخورم و اصلا نمیتپنستم تصور خوردنش هم داشته باشم و خب شاید بشه گف ترس غذایی من ریخته .و من اینو خیلی وقته حس کردم ک دیگ ترس غذایی نذارم و نمیتونمم هم بیشتر از نیاز مصرف کنم و سریع متوجه سیریم میشم و ابن یه معجزس 

      و دررابطه با این فایل هم شاید دلیل ابن عکس این بوده ک با افراد چاق برای اولین و شخصی ترین و مهمترین ارزش خودمون امنیت قائل نیستیم و ازش تخطی میکنیم 

      که یعنی چاقی 

      پس بعید نیست ازمون بترس و همچین دیدی داشته باشن.

      و البت باید بگم منم تجربه مدرسه رو داشتم و دوباره اون خاطذه با حرف شما یادم اومد و دوباره بهم برخورد ولی بعد حق دادم بهشون و نااگهی اون و خودم رو درک کردم و بخشیدمشون و ذهنم از رنجش پاک کزدم .

      باتشکر از اگاهی های زیباتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۵ ۱۲:۱۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..

      ما چاق ها اشتباه کردیم نه مراقب جسممون بودیم نه مراقب روحمون. امنیتمون رو به خطر انداختیم‌. چرا حرفهای بی سند رو پذیرفتیم. چرا برای حرفهای یه سری افراد ارزش قائل شدیم. چرا فکر نکردیم آدمها ممکنه هر چی به ذهنشون بیاد رو میگن و ما نباید قبول کنیم. من خودم آدم  خیلیییییی چاق میبینم خیلی می ترسم. با خودم میگم حتما خیلی میخوره و یخچال خالی کن هست. در صورتی که متناسبها با رفتار غذایی نهدرست، بیشتر میخورن. از اونا باید ترسید. ماها یه سری فرمول چاق کننده داریم که مانع میشن به تناسب اندام برسیم. خودمو میگم، عادت غذایی نادرست داریم. نصف شب بیدار میشم و غذا میخورم. در صورتی که معده و اندام داخلی باید یه ساعت های خودشون رو ترمیم کنن. اندام داخلی بدن که شبیه ماشین نیستن ۲۴ ساعته کار کنن. ما به بدنمون احترام نمیزاریم. ما بدنمون رو دوست نداریم. مدام هله هوله ته مونده غذای بقیه یا هر غذای مونده یخچال رو میخوریم. به فکر امنیت جسم و روحمون نیستیم. متناسب ها وقتی ما رو میبینن میترسن. در صورتی که مقسر ما نیستیم. مقصر آگاهی های اشتباهی هست که ثبت شده…..

      دیروز که در مورد احترام به بدنم نوشتم، خیلی خوب پیش رفت. به نظرم وقتی عادت اشتباه داری و میخوای رفعش کنی اگه بنویسی، حتما نتیجه میگیری. من زود شامم. رو خوردم. سفره نه شب پهن شد ولی من اشتها نداشتم. نصف شب ام گرسنم نشد. جالب اینجاست صبح هم گرسنه نبودم. دیدم گرسنه نمیشم ولی حالت تهوع دارم، یه مقداری صبحانه ساعت ده خوردم. میخوام بگم با شناسایی رفتارهای اشتباه، میشه اونا رو رفع کرد. باید باور کنیم باید بپذیریم تا ناخودآگاه عمل کنه. امروز هم هر ساعتی گرسنم شد میخورم ولی شامم رو زود میخورم. باز مثل قبل به خودم میگم گرسنت شد بخور اجباری نیست. ولی اگه تونستی چند ساعتی بزار معده ات و اعضای داخلی بدنت استراحت کنن. تو پایان عمر به اونا نیاز داری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14