0

افکار چاق کننده چیست؟ راه‌های اصلاح ذهن برای لاغری پایدار (گام ۵۸)

اصلاح افکار چاق کننده
اندازه متن

🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمی‌ذاره لاغر شی؟ نه اراده‌ست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهان‌تره: افکار چاق کننده!

📍 این جلسه ادامه گام ۵۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بی‌صدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.

مثل یه برنامه‌ی مخفی اجرا می‌شن و ما رو به سمت چاقی می‌کشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل می‌شیم.

✂️ اگه می‌خوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.

وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا می‌کنه… 🧘‍♀️🌱

🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!

تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمی‌خواستی بری؟ 😐

ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمی‌کنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیم‌های شکست‌خورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش می‌کنه!

و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓

ولی یه خبر خوب:

ما آدم‌ها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحت‌تر می‌تونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡

اضافه‌وزن هم یکی از چالش‌های مهم زندگیه، و روبه‌رو شدن باهاش، شجاعانه‌ترین کاریه که می‌تونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸‍♀️

🏃‍♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر می‌ده.

اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهن‌مون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.

🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودی‌های تکراری برنامه‌ریزی میشه. یعنی چی؟

یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش می‌کنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.

و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!

👀 وقتی خوب نگاه کنیم، می‌بینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع می‌شه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!

🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما می‌شن و کم‌کم اون‌قدر تکرار می‌شن که تبدیل می‌شن به افکار چاق کننده.

و این فکرها، مثل برنامه‌نویسی ناخودآگاه، شروع می‌کنن به ساختن بدن ما… 📡

👨‍👩‍👧‍👦 زندگی در کنار خانواده‌ای که چاق هستن:

از همون بچگی، شنیدن جمله‌هایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمه‌ات می‌شی” باعث می‌شه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.

🧑‍🤝‍🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:

تو جمع‌هایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت می‌شه، ناخودآگاه مغز ما پر می‌شه از پیام‌های تکراری که پایه‌ی افکار چاق کننده رو می‌سازن.

📺 رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و حتی توصیه‌های پزشک:

وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق می‌شی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق می‌شی” قرار بگیریم، کم‌کم ذهن ناخودآگاهمون باور می‌کنه که چاقی سرنوشت ماست.

📚 حتی اطلاعات علمی

دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمون‌ها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوت‌تره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.

و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!

🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل می‌شن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه می‌خواد به انتظاراتمون پاسخ بده…

چه بخوایم، چه نخوایم!

📌 مثلاً کسی که از چاق شدن می‌ترسه، مدام درباره‌ش فکر می‌کنه، و همین ترس تبدیل می‌شه به مرور افکار چاق کننده.

یا کسی که به خاطر لاغری‌اش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی به‌عنوان یه راه‌حل نگاه کنه.

🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع می‌کنه به تغییر رفتارها، انتخاب‌ها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

افکار چاق کننده

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن

خیلی از ما فکر می‌کنیم چاقی یهویی اومده! 😕

اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همه‌مون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!

📌 این مسیر به‌سادگی اینطوریه:

ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکل‌گیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶‍♂️ ← چاق شدن

اول همه‌چیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.

🗣 این افکار کم‌کم می‌شن گفتار روزمره‌مون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون می‌دن.

🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون می‌ره:

بیشتر روش‌های لاغری (از رژیم‌های سخت گرفته تا ورزش‌های طاقت‌فرسا) از آخر مسیر شروع می‌کنن! یعنی می‌خوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖

در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!

🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:

افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅

انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅

گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅

رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅

و در نهایت…

🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت می‌کنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.

🧘‍♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

چگونه چاق شدن

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاق‌کننده

یکی از بهترین و دلنشین‌ترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاق‌کننده، خواندن نوشته‌ها و تجربه‌های واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشته‌ها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل می‌کنند که به شما کمک می‌کنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨

«هر داستان موفقیت و هر تجربه واقعی، نه تنها یک حس خوب و انگیزه‌بخش است، بلکه به شکل علمی و کاربردی به شما کمک می‌کند درک عمیق‌تری از مسیر لاغری ذهنی داشته باشید. وقتی می‌بینید دیگران چطور با تغییر افکار چاق‌کننده، زندگی و جسم‌شان را متحول کردند، انگیزه‌تان چند برابر می‌شود و این خودش بزرگ‌ترین محرک برای تغییر است.»
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاق‌کننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم و هر بار که روی ترازو می‌رفتم، عدد بالاتری می‌دیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد می‌کرد.

فکر می‌کردم چرا نمی‌تونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاق‌کننده مثل یه سایه کنارم بودن.

هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان می‌اومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق می‌شم». حتی وقتی ته‌دیگ سفره رو می‌خوردم، همزمان فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم، ولی دلم نمی‌خواست ازش بگذرم!

صبح‌ها که دیر بیدار می‌شدم، فکر می‌کردم کم‌تحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا می‌خوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو می‌خوردم.

ما با دوست‌ها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف می‌زدیم: تیروئید، ژنتیک، بی‌تحرکی… و با اینکه همه این تحلیل‌ها رو داشتیم، نمی‌دونستیم داریم افکار چاق‌کننده‌مون رو بیشتر تقویت می‌کنیم!

بعد از کلی تلاش بی‌فایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.

حرف‌هاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایل‌های رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.

اوایل فقط فایل‌ها رو گوش می‌دادم و مثل همیشه زیاد می‌خوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم می‌گفت چطوری می‌خوای لاغر شی وقتی اینقدر می‌خوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.

بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هله‌هوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم می‌گفت «بس کن» و کم‌کم این پیام قوی‌تر شد.

شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرین‌ها رو انجام دادم و کم‌کم نشانه‌های تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفش‌هام بزرگ‌تر شدن، انگشترم راحت‌تر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.

بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.

الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.

وقتی افکار چاق‌کننده رو با فایل‌های استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
— مریم عزیز، هنرجوی دوره «لاغری با ذهن»

اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشته‌ها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨

✍️ در ادامه هم توی گام ۵۹ سراغ «چگونه بدون اراده لاغر شویم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 119 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 76 رای

https://tanasobefekri.net/?p=15253

119 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

119 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ۱۹:۳۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 670 کلمه

      به نام خالق بهترینها 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات اصلاح افکار چاق کننده 

      • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی خود چیست؟

      آنچه من امروز هستم نتیجه افکار من است که به رفتار من و سپس جسم من تبدیل شده و جسم ما نمایانگر ذهنیات و افکار ماست 

      مثل ضرب المثلی که می‌گفت 

      تا کسی دهان باز نکند علم و هنرش پنهان می‌ماند و شناخته نمی‌شود 

      • نظر شما درباره در معرض افکار چاقی قرار گرفتن و ورود اطلاعات درباره چاقی در ذهنتان چیست؟
      • اطلاعات چاقی هم از طریق جامعه و اطرافیان وارد ذهن ما شده و هم خودمان آنها را ایجاد کرده ایم و مدام خودمان را در تماس با این افکار قرار داده ایم 
      • و کلا در معرض هر چیزی قرار بگیری به آن مبتلا میشوی 
      • مثلا اگر کسی سرماخورده باشد و ما بدون رعایت نکات بهداشتی با  او تماس پیدا کنیم قطعا ما هم سرما میخوریم 
      • و گویا خود کرده را تدبیر نیست 
      • پس وقتی ما مدام خودمون و در معرض افکار چاقی قرار بدیم قطعا به چاقی دچار میشیم 
      • انتظار چاقی یا چاق تر شدن به چه شکل در شما ایجاد شده است؟ مراحل را شرح دهید.
      • انتظار چاقی و چاقتر شدن ار آنجایی در من قوت و قدرت گرفت که دیگر هیچ روشی از روش‌های لاغری روی جسم من تاثیر گذار نبود و من چون میگفتم من زیاد میخورم طبیعیه چاق باشم من کم تحرکم طبیعیه چاق باشم و با مرور افکار مختلف و تصور علت‌های مختلف چاق بودن و چاقتر شدن رو برای خودم طبیعی میدونستم و حتی زمانهایی هم که تحت فشار جسم قصد لاغری داشتم یقین داشتم این تلاش بی فایده و کوتاه مدت خواهد بود 
      • پروسه چاق شدن خودتان را به شکل داستان شرح دهید که چه پروسه ای را طی کرده اید.
      • منم مثل همه افراد چاق به مرور چاق شدم و تا قبل وارد شدنم به مسیر تناسب فکری اصلا نگرشی درباره پروسه چاق شدن خودم نداشتم اما اگر بخوام یه گذر داستانی روی پروسه چاقی خودم داشته باشم اینطور باید بگم که 
      • یکی بود یکی نبود یه دختر متناسب و زیبایی بود که وقتی ازدواج کرد بخاطر یه سری خجالتها و رودربایستی ها مجبور بود هر چی جلوش میزارن بخوره و صداش در نیاد و این کار اونو تبدیل کرد به یک همه چیز خوار 
      • از طرفی  مدام توی گوشش میخوندن که ما عروس چاق دوست داریم و این دختر بینوا افتاد توی یه مسیر خفن و ترسناک 
      • بعدشم که تو دلی هاش رو  بدنیا آوورد همش از اطرافیان میشنید که: مصی کاراش زیاده ،مصی باید بخوره تا  جون داشته باشه ،از پس سه تا فسقلی بر بیاد و اون باور کرده بود اگر نخوره از پس سختی های زندگیش بر نمیاد و هر روز اون خلاصه شد توی خوردن  و خوردن 
      • از طرفی چون مصی ،دست پختش بی نظیر بود و مهمون داریش بی بدیل، تبدیل شد به یک، کولفت و کوزت هتل دار که حالا به کارهای روتینش، فشار بی امانه مهمان های ناخوانده هم اضافه شده بودو خلاصه خونه مصی و سعید شده بود هتل و به بهانه دوست داشتن سه قلوها ما روز بدون مهمان تا مدتها به خودمون نمی‌دیدیم  و  مصی بیچاره فکر می‌کرد برای اینکه جون داشته باشه مدام باید بیشتر بخوره و این شد که زیاد خوردن براش تبدیل شد به عادت و این جسم چاق براش پدید اومد 
      • به نظر شما چرا استفاده از روش های مرسوم لاغری منجر به لاغر شدن همیشگی نمی شود؟
      • روش‌های مرسوم لاغری ،هرگز منجر به لاغری همیشگی نمی‌شود چون اصلا این روش‌ها لقمه را چپکی و برعکس میخوان به ما بخورانند و از آخرین مرحله چاق شدن وارد میشن و با فشار به جسم و به طبع آن فشار به ذهن قصد لاغر کردن ما رو دارند و چون ذهن سیستمش جوریه که هیچ فشاری و نمیتونه به صورت ابدی تحمل کنه ما روش‌های لاغری و رها می‌کنیم و به روال عادی زندگی برمیگردیم و چون روال زندگی ما بر پرخوری و فرمول‌های غلطه دوباره روز از نو و روزی از نو و ما دوباره چاق می‌شویم 
      •  
      • به دو سوال بعدی در کامنت قبلی ام پاسخ داده ام 
      • پروردگارا توفیق جبران زحمات استاد روشن را روزی ما کن 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ۱۷:۴۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,261 کلمه

      به نام خداوند خلق کننده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      اصلاح افکار چاق کننده 

      همه ی ما استاد چاقی هستیم ولی بخاطر آموزش‌ها و اطلاعات اشتباهی که در جامعه مرسومه هرگز نتونستیم از چاقی رها بشیم 

      حالا این آموزش‌ها و اطلاعات اشتباه موجود چطور روی ما تاثیر گذاشت ؟

      اطلاعاتی که ما درباره یادگیری چاقی و لاغری از طریق جامعه دریافت کردیم مجموعه افکار ما رو شکل دادند 

      حالا ما میخوایم ابتدا روند چاق شدن خودمون و بررسی کنیم تا دلیل منطقی بودن روش لاغری از طریق آموزش‌های ذهنی برامون روشن بشه 

      روند چاقی من 

      خوب منم یه روزی متناسب بودم همه ما یه روزی متناسب بودیم و این چاقی ذره ذره و گاماس گاماس در ما شکل گرفت حالا چطور ؟با طی کردن مراحل پایین 

      مرحله اول :ایجاد افکار چاقی 

      من با ترسیدن از چاقی و قدرت دادن به چاقی در حال فکر کردن به چاقی بودم ،وقتی کسی و میدیدم ناخودآگاه اول میبردمش روی باسکول ذهنم ببینم چاقه یا لاغره و بعد اگر چاقتر از من بود خوشحال میشدم که الهی شکر من اینقدر چاق نیستم و اگر لاغر تر بود تو دلم کلی خشم بهش پیدا میکردم که خدا شانس بده 

      این فقط یکی از فکر کردن‌های من به چاقی بود 

      من زمانهایی که بیرون میرفتم تمام حواسم به تابلوها و تبلیغات خوراکی ها و مغازه های خوراکی فروشی بود و اینجام باز داشتم افکار چاقی و در خودم رشد میدادم 

      قبل غذا خوردن با شنیدن بوی اون غذا ،بارها لذت خوردنش و برای خودم بیشتر کردم ،به‌به ببین بوش اینه مزه اش چیه 

      یا حتی با دیدن قیافه غذا هم فکر چاقی داشتم حالا ببین شکلش اینه طعمش چیه 

      و هزاران هزار فکر چاقی که در تمام مواقع زندگی خودم اونها رو بوجود می آوردم و در دامان خودم پرورششون میدادم 

      محال بود به خوردن فکر نکنم همیشه یه برنامه ای برای خوردن داشتم ،وقتی با افراد متناسب برخورد میکردم میدیدم اونها اصلا به چیزهایی که من فکر میکنم حتی کوچکترین توجهی ندارند فهمیدم این همه سال با این افکار غلط چه بلایی سر خودم آوردم 

      مرحله دوم :تصویر سازی ذهنی 

      ما در فیزیک یاد گرفتیم انرژی از بین نمیره بلکه از نوعی به نوع دیگه تبدیل میشه 

      افکار ما دارای انرژی هستن یعنی افکار ما دارای فرکانس و ارتعاش هستند و وقتی ما به چیزی فکر می‌کنیم ناخودآگاه وارد مرحله تبدیل این انرژی میشیم و افکار ما به تصویر ذهنی ما تبدیل میشن 

      مثلا همون موقع که داشتم به بوی خوش غذا فکر میکردم بعدش تصور کردم بوش اینه مزه اش چیه ؟

      یا حتی قبل رفتن به مهمانی و عروسی بارها تصویر سفره ای مجلل و خوراکی های خوشمزه رو برای خودم مرور کردم 

      یا حتی چون ما خانمها مسئول پخت غذا برای اعضای خانواده هستیم همیشه اول فکر میکردم چی بپزم بعد تصور می‌کردم چطور و با چه تکنیکی بپزمش که متنوع‌تر و خوشمزه تر بشه و بعد  تزئینش و سروش و تصور می‌کردم 

      و خلاصه اینکه همه ما تجربه این تصاویر ذهنی که بعد از مرحله فکر کردن بوجود میاد و داریم 

      مرحله سوم:تبدیل به گفتار 

      این مرحله هم که اصلا جز جدانشدنی زندگی افراد چاقه

      یا داشتم با دیگران راجع به تکنیک‌های پختن و خوش طعمتر شدن یا غذاهای جدید یاد گرفتن صحبت می‌کردم 

      یا صحبت درباره تجربیاتمون از فلان رستوران یا فلان کافه و هتل 

      یا صحبت درباره دست پخت فلان کس 

      یا صحبت کردن برای توجیه خودم و بقیه که چاقی من به این دلیله به اون دلیله ،من درش نقشی ندارم و شانسمه ،سرنوشتمه و…..

      یا صحبت درباره انواع روش‌های لاغری که زودتر نتیجه میده 

      و کلی صحبت درباره چاقی داشتم 

      مرحله چهارم:بوجود آمدن چاقی 

      اینقدر سه مرحله قبل و تکرار و تکرار میکردم تا در نهایت نتیجه ای جز چاقی برام بوجود نمی‌اومد 

      با پرورش افکار و تصاویر ذهنی و بعد گفتگو درباره چاقی من چاقی و به سمت خودم جذب میکردم و واقعا اگر چاق و چاقتر نمیشدم با این اشتباهات جای تعجب داشت 

      مرحله پنجم:ترسهای رهایی از چاقی 

      حالا وارد مرحله غول آخر میشدم ؛

      باید با چاقی مقابله میکردیم و حالا توی این مرحله دچار می‌شدیم به انواع اشتباهات که نه تنها ما رو لاغر نمی‌کرد بلکه کلی صدمات جبران ناپذیر جسمی و روحی برامون به همراه داشت و ما رو بصورت برعکس میخواستن به لاغری برسونن یعنی از مرحله آخر به اول 

      با تحت فشار قرار دادن جسم دقت نکردیم هیچ وقت که چاقی ما راحت و بی دردسر از فکر ما شروع شد 

      الان دیگه وارد مسیر هدایت درست شدیم و میخوایم یکبار برای همیشه لاغر بشیم و لاغر بمونیم البته بدون هیچ رنج و فشار جسمی و روحی چطور ؟طبق مراحل پایین 

      روند لاغری از طریق آموزش اصول ذهنی 

      لاغری با ذهن به ما میگه از همون راه راحتی که چاق شدی میتونی استفاده کنی و لاغر بشی و مهمتر از لاغر شدن لاغر موندنه چیزی که هیچکدوم از روش‌های غلط لاغری برای ما نداشت

      مرحله اول:پاک کردن افکار چاقی و جایگزین کردن افکار لاغری 

      توی این مرحله ما میاییم فکر می‌کنیم که چه افکار و نگرش‌های چاق کننده ای داشتیم یا اونها رو  به مرور زمان بطور کامل پاک می‌کنیم یا کمرنگ می‌کنیم 

      گفتم که قبلا من زیاد به چاقی و لاغری افراد فکر میکردم اما الان اصلا به چاقی و افراد چاق توجه نمیکنم به جای اون افراد لاغر و بسیار تحسین میکنم و مدام با خودم نجواهای درونی دارم که ذات جسم ما لاغریه و منم راحت دارم بهش میرسم 

      و هر فکری داشتم درباره چاقی الان اونو با افکار لاغری جایگزین کردم البته تا جایی که یاد گرفتم 

      مرحله دوم :تصویر سازی ذهنی 

      من مدام خودم و در اندام و لاغری تصور می‌کنم و این تصور حالم و عالی میکنه 

      من دیگه قبل پختن غذا نحوه پخت و چیدمانش و تصور نمیکنم 

      و بطور کل هر اشتباهی در تصویر سازی چاقی داشتم و یا حذف کردم یا تصاویر لاغری و جایگزینش کردم 

      مرحله سوم :تبدیل به گفتار 

      یعنی عاشق این مرحله ام ،من دیگه اصلا راجع به چاقی صحبت نمیکنم راجع به فلان غذا و فلان رستوران حرف نمیزنم با کسی به جای اونها میام توی سایت و با دوستانم درباره لاغری گفتگو میکنم کامنت میخونم فایل میبینم و کلا گفتگوهای من متمرکز روی لاغری شدن 

      مرحله چهارم :بوجود آمدن لاغری 

      بعد از عبور از تمام مراحل بالا حالا آرام آرام وقتی ذهن متناسب شد تغییرات جسمی ما نمود پیدا میکنه 

      یواش یواش روند لاغری شروع میشه و ما در یک شیب ملایم قرار می‌گیریم خودمون به خوبی متوجه میشیم تمایلاتمون تغییر کرده ،نحوه خورد و خوراکمون عوض شده،مهمتر از همه آرامش داریم و شادیم ،کم کم احساس سبکی لذت بخشی تمام وجود ما رو فرا میگیره و این یعنی زندگی 

      ما با روش اصول ذهنی لاغری و زندگی می‌کنیم و با لذت لاغر میشیم ،تمام جنبه های زندگیمون تغییر میکنه و ما به یک سبک جدیدی از زندگی دست پیدا می‌کنیم 

      بدون تحمل فشار و سختی و در کمال آرامش و شادی چیزهایی و تجربه می‌کنیم که دلمون میخواد خداوند بهمون قدرتی بده تا تمام افراد چاق و هدایت کنیم به این مسیر و این رنج همیشگی انسانها رو پایان بدیم 

      جسم ما نمایشگر ذهن ماست 

      این جمله خیلی زیباست میدونید چرا به افراد چاق به دید تحقیر نگاه میشه چرا به افراد چاق به دید احمق و تنبل و کودن  نگاه میشه 

      چون جسم ما نمایشگر تفکرات و نگرش‌ها و ذهنیات ماست 

      همه میگن اگر احمق نبود اگر کودن نبود اگر تنبل نبود با جسم زیبای خودش بخاطر یک سری لذت‌های زودگذر چنین نمی‌کرد و مدام ما چاقها در حال قضاوت شدن توسط جامعه هستیم 

      اما من میخوام جسمی بسازم که فکر باز و افکار مثبت و عقل و درایت منو نمایش بده 

      من میتونم و می‌سازمش

      چقدر زیبا توضیح دادید استاد که اگر از برنامه یک کانال تلویزیون خوشمون نیاد آیا کانال و عوض می‌کنیم یا تلویزیون رو ؟

      پس من فرکانس‌ و عوض میکنم تا چیزی نمایش داده بشه که واقعیت درونی منه 

      خدایا سپاسگزارم برای هدایتی دیگر 

      استاد سپاسگزارم برای آگاهی امروزم شاد و سلامت و متناسب و در مدار آرامش باشید 

      پس الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم