🌿 تصور کن سالهاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت میرسه که میگه:
📍 این جلسه ادامه گام ۶۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمیشوی!»
شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه میشه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔
اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همینقدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاهمونه که باعث میشه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.
در این جلسه میآموزیم:
ترس از روبرو شدن با موفقیت
😅 شاید اولش خندهدار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن میترسیم!

🔍 اگه یه نگاهی عمیقتر به گذشتهمون بندازیم، میبینیم که خیلی جاها خواستهای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمیذاشت سمتش بریم…
یه صدای کوچیک که میگفت: اگه بری جلو، چی میشه؟ واقعاً میتونی؟!
🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث میشد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…
🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگتر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوتگر همسایهها، اونقدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگهداری.
🧠 اینها همه نمونههایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…
ترسایی که نمیذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش میترسی!
حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:
🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…
در ظاهر میخوای متناسب بشی، لباسهای قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:
- نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
- نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
- لباسهای قبلیم چی میشن؟
🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو میگیره…
نقش ترس در پیشرفت نکردن
🔒 بعضی وقتها آدم حس میکنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو میگیره… انگار هرچی تلاش میکنی، زور میزنی، برنامه میریزی، بازم یه چیزی نمیذاره بری جلو…
منم دقیقاً همین حس رو داشتم.
🚘 سالها بود دلم میخواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیکتر باشه، هم راحتتر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه میگفت:
– هزینههاش زیاده!
– همه نگاهت میکنن!
– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟
– با این ماشین بری بازار، همه فروشندهها گرونتر حساب میکنن!
😬 این فکرها اونقدر قوی شده بودن که عملاً نمیذاشتن به خواستهم برسم.
حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمیداد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!
🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!
وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچوقت نمیتونی آزادانه جلو بری.
مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!
از خاطرات رژیمهای سخت، شکستهای قبلی، تجربههایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترسهای عمیقتر مثل:
– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!
– اگه لاغر شم، همه لباسهام برام گشاد میشه!
🛑 همه این ترسها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو میگیرن.
اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، میتونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اونوقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز میشه ❤️

ترس از لاغری
توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچوقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.
🧩 بیشتر آدمهایی که اضافه وزن دارن، تجربههای زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.
اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم میشه، خیلی زود برمیگرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث میشه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣
یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!
و نتیجهش چی میشه؟
✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو میگیره!
چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت میگه:
❌ “من نمیخوام لاغر شم، چون میترسم دوباره اذیت بشم!”
🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن میمونه… نهتنها باعث میشه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که میخوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.
- باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
- بازم قراره بهم سخت بگذره؟
- اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
- نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟
🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشهش به تجربههای تلخ گذشتهت برمیگرده، اما الان داره آیندهت رو هم خراب میکنه.

🧠 تجربهای الهامبخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشتهها و تجربههای هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترسهایی دستوپنجه نرم میکنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…
📖 نوشتههای صادقانهی اونها کمک میکنه تا ترسهای پنهان ذهنیمون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفیترین و در عین حال قویترین مانعهای لاغر شدنه.
در ادامه، نوشتهی یکی از دوستان خوبمون در دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» رو میخونی که به زیبایی نشون میده چطور آگاهی، میتونه ترسها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:
“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمیشوید!”
این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه میشه منی که سالهاست دنبال لاغریام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.
حالا میدونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواستهها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️♀️
مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباسهای قبلیم برام بیاستفاده بشن 👗❌!
اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچکدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکسهای شگفتیسازها 📸 اینو ثابت میکنه که لاغری چهرهی آدم رو شادتر، زیباتر و جوونتر میکنه 🌟.
درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.
و درباره لباسها؟ 👚👖 خب، همیشه میتونم لباسهای جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدنشون لذت ببرم 😍.
الان با تمام وجودم حس میکنم دارم سبک میشم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترسها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه میدم.
دیگه از خوردن نمیترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذتبخشه 🎉. و مهمتر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانعهای ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.
🌟 نوشتهی این دوست عزیزمون بهخوبی نشون میده که آگاهی، شجاعت میآره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، میتونی در دورهی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.
🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترسهای پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۰ سراغ «ذهن چاق چیست؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه ولی ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشه؟ ?
سلام خدمت استاد عزیز و دوست گرامی
من خواستم استنباطم رو در مورد ترس از چاق شدن و لاغر شدنم بگم شاید بتونم کمکی به این دوست عزیز کرده باشم
من از لاغر شدن میترسم چرا ؟؟
چون باورهای در مورد لاغر شدن و آدمهای لاغر در ذهن دارم نظیر
اگه لاغر بشم پوستم خراب میشه ، لاغری باعث ضعف و ناتوانی میشه ،آدمهای لاغر ضعیف هستن زودتر مریض میشوند ، آدمهای لاغر بنیه و قدرت کار کردن ندارن ، همه این باورها باورهای منفی و بازدارنده ای برای لاغر شدن هستش که بقا انسان رو به خطر می اندازه یعنی این باور ها باورهایی نیست که ذهن انسان را مشتاق به لاغر شدن کند در تمام این باورها زوال و نابودی ، ضعف و ناتوانی و مریضی نشان داده شده و چون یکی از خصوصیات ذهن انسان حفظ بقای انسان است ، مسلمه وقتی همچین باورهایی را داری که بقا انسان را به خطر می اندازه چون ذهن ما از بقا انسان محافظت میکنه نمیزاره ما لاغر بشویم چون اگه لاغر بشیم طبق این باورها ضعیف و ناتوان میشیم زود مریض میشیم پیر و شکسته میشیم و ذهن این رو دوست نداره و چون میخواد از ما محافظت کنه نمیزاره ما لاغر بشیم پس ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود
حالا در مورد چاقی و خوردن
ما باورهای مثبتی در مورد چاقی و چاق شدن داریم مثلا آدمهای چاق سرحال تر هستن سالم تر هستن قدرت و بنیه بیشتری دارن دیر مریض میشن یا آدمهای تپل مهربانتر هستن خوش اخلاق تر هستن و یا اینکه وقتی خسته ای بخوری خستگی در میاد وقتی استرس داری بخوری حالت خوب میشه وقتی ناراحتی بخوری ناراحتی کم میشه و حالت بهتر میشه در همه این باورها لذت سلامتی قدرت ،توانایی ، خوب شدن حال و احوال نشان داده شده
و همه این باورها در جهت بقای انسان هستش و چون یکی از خصوصیات ذهن انسان حفظ بقای انسان هست پس ذهن طبق این باورها تمایل به چاقتر شدن انسان داره
چون ذهن طبق این باورها چاق شدن را در جهت حفظ بقا انسان می بینه و طبق اون باورهایی که گفتم لاغر شدن را در جهت زوال بقای انسان می بینه
و ترس از چاق شدن ما بخاطر چیه ! !چون ما دوست نداریم چاق بشیم از چاق شد بدمون میاد چرا بدمون میاد؟؟؟
چون فکر میکنیم چاق بشیم زشت میشیم ، چاق بشیم نمی تونیم لباسهای خوشگل بپوشیم ، چاق بشیم از خودمون خجالت میکشیدم، چاق بشیم اعتماد به نفسمون کم میشه آیا اینها باعث زوال بقای ما میشه باعث به خطر افتادن بقای ما میشه !!
نه اگه ما لباس خوشگل نتونستم بپوشیم و یا از خودمون خجالت بکشیم بقای ما رو به خطر نمی اندازه
پس ترس از چاق شدن مانع چاق شدن نمیشه چون دلایلی که ما به خاطر ترس از چاقی داریم بقای ما رو به خطر نمی اندازه ولی ترس از لاغر شدن دلایلی داره که برای ذهن ما اون دلایل بقای ما رو به خطر میاندازه پس ذهن ما مانع لاغر شدن میشه
و از طرفی هم ترس از خوردن و چاق شدن توجه ما رو به چاق شدن و خوردن بیشتر میکنه پس ما به طرف چاق شدن بیشتر سوق پیدا میکنیم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
من خانم شهربانو هستم دلایلی که برای تاثیر گذاری ترس از لاغری در لاغر نشدن و عدم تاثیر ترس از چاقترشدن در این امر آوردید با آگاهی های جدیدی که طی ۶ ماه عضو شدن در سایت تناسب فکری به دست آوردم کاملا رد شده هستن و قابل قبول نیستن .. البته حتما خودت هم تاحالا متوجه شدی که این دلایل از نظر ذهن خودآگاه پذیرفتنی نیست شما خواستید حالت و طرز فکر ذهن ناخودآگاه رو که کاملا غیر منطقیه ولی ممکنه جزء لایه های زیرین ذهنما باشه در لاغر نشدن یا چاقتر شدن بیان بفرمایید ……..من یک توضیحی هم می دم خدمت شما و دوستان جسارت بنده ارو ببخشید ولی نوشتن نظرات شخصی در پیشبرد اهداف موثرن …….طبق آگاهی های جدید چاقی ام الامراضه و مادر بیماری های مهلک مثل سرطان دیابت سیروز کبدی بیماری های عروق کرونر و سکته های مغزی پس اینکه ما می ترسیم از چاقتر شدن ولی تاثیری به حالمون نداره و اتفاقا چاقتر هممیشیم دلیلش این نیست که چاقی برای بقاء عمر انسان خطری نداره بلکه به دلیل اینه که ما با این ترس بیهوده تصویر چاقتر از اینی که هستیمرو در ذهن به ثبت می رسونیم و چون مغز تحت تاثیر تصاویر ذهنی فرمانهای جسمی رو صادر می کنه پس ما با این ترس قطعا چاقتر میشیم ………ولی به هر دلیل که از لاغر شدن بترسیم برای ذهن فرقی نمی کنه
که این دلیل برای حفظ بقای عمر انسان به نظر بیاد
یا محروم شدن از یکسری لذتها که با خوردن کسب می کنه یا زشت و تیره شدن و لاغر شدن اندامهایی مث صورت و بازوها …ترس از لاغر شدن به هردلیلی که باشه مانع لاغر شدنه ……با آگاهی های جدید و صحیح که به دست آوردیم لاغر شدن رسیدن به گنجینه سلامتی و حفظ بقای انسان و بالا بردن احساسات اعتماد بنفس و ارزشمندی وجوده انسانه و بر عکس چاقی سر چشمه امراض و بیماری های جسمی و روحی …..اینجا اهرم رنج و لذت به کار میفته ما با چاقی دچار رنج های بسیار خواهیم شد و با لاغری به لذت های فوق العاده عالی خواهیم رسید پس سیستم هوشمند بدن که به دنبال لذت و فرار از رنجه از لاغری حمایت و پشتیبانی خواهد کرد و خیلی زودتر از اونچه تصور می کنیم به گنجلاغری دست پیدا خواهیم کرد ….به امید آن روز و با تشکر از زحمات بی دریغ استاد عطار روشن در این راه ……۵ دی ماه ۱۳۹۹
نشان های دریافت شده
و اما در مورد این سوال:
ترس از لاغری برای فرد چاق که در اصل آرزوی لاغر شدن داره احساس منفی ایجاد میکنه و در نتیجه اون شخص رو از رسیدن به آرزوی اصلیش دور و در باقی ماندن در احساسات بدش یاری میکنه. چون اگر اون شخص واقعا مایل نباشه لاغر شه پس چرا اقدام به لاغری کرده؟ پس اینجا ترس از لاغری مثل باور نگهبانیه که با ایجاد ناراحتی مانع رسیدن شخص به ارزوی اصلیش میشه
نشان های دریافت شده
ترس از هر چیز که باشه نتیجهش توجه به اون چیز هست حالا اگه این توجه زمان زیادی از وقت ما رو به خودش اختصاص بده قطعا همراه با پیامدهایی خواهد بود ترس یک احساس منفیه و فرکانسی که ازش ساطع میشه اتفاقاتی رو که از نظر دارندهی اون ترس منفی هست به سمت فرستنده جذب میکنه
هر قدر ترس بزرگتر باشه توجه بیشتره و شخص قدرت جذب بالاتری داره پس ترس از لاغری میزان بیشتری لاغری یا اتفاقات همسو با اون رو به ارمغان داره
نکتهی جالب اینجاست که هیچ چیز به خودیخود بد یا خوب نیست مثلا لاغری برای یکی ارزو هست و برای دیگری وحشت.
پس همه چیز بر میگرده به احساس… احساس خوب اتفاقات خوب رو به صاحبش هدیه میده و احساس بد اتفاقات بد رو.
حالا سوال اینه چه اتفاقی برای من خوبه ؟ احساس خوبم اونو برام جذب میکنه و احساس بدم اونو دور میکنه. برایند احساسات من اگه خوب باشه من در جذب خواستم موفقم.
سلام استاد
اول که ممنونم به خاطر فایل خیلی خوبتون .من وقتی در افکار خودم دقت کردم دیدم با اینکه در دوره هستم ونتیجه هم تا حدودی گرفتم هنوز ترسهایی از لاغری دارم وقطعا اگر این ترس نبود من شاید الان به ایده ال خودم رسیده بودم وشاید همین ترس از لاغری هست که زمان من برای رسیدن به ایده ال رو بیشتر کرده .
اما نظر من در مورد سوال دوستمون اینه که :
وقتی ما چاق هستیم واز چاقی بیشتر وخوردن و.. میترسیم ،بعد از این ترس ،بعد از خوردن ها ،عذاب وجدانهای بعدش و همه اینها ما احساسمون در مورد چاقی بد میشه وذهن ما کاری نداره که اون رو دوست داریم یا نه؟بلکه اون احساس مارو در نظر میگیره ووظیفه اش که افزایش احساس در ما ورساندن جسم ما به اون احساس هست رو ایفا میکنه وما رو چاقتر میکنه .
اما وقتی ما از لاغری میترسیم اینجا احساس بد واحساس تنفر از لاغری نداریم فقط ایجاد یک محدودیت برای ماهست وما برای خودمون یه سختی ومحدودیت ویه جور خطر اون رو در نظر میگیریم واینجاست که ذهن ما وارد عمل میشه وطبق وظیفه اش که نجات جان ما هست اجازه نمیده ما به اون جایی که اون رو برای خودمون سختی ومحدودیت میدونیم قدم بگذاریم واز رسیدن به اون نقطه ممانعت میکنه .ودیگه اینکه ذهن ما به انجام فعالیتهایی که هر روز انها رو انجام دادیم وعادت ماشده حساس هست واز به هدر رفتن انرژی جلوگیری میکنه ودوست نداره انرژی بیشتری مصرف کنه برای تغییر اون عادتها پس باز هم به همین دلیل اجازه نمیده بخواهیم به راهی قدم بگذاریم که مجبور به تغییر اون عادتها وصرف انرژی بیشتر باشیم .وقتی ما ترس از لاغری رو مثلا به خاطر نخوردن تنقلات بدونیم وذهن ما هم که عادت کرده که ما تنقلات زیاد بخوریم پس سعی میکنه اون رو تغییر نده ولی این باعث نمیشه که بخواد مارو چاقتر بکنه .
نشان های دریافت شده
دوست عزیز خانم مومنی قسمت اول نظرتون و قبول ندارم شما می گید بعد از خوردن احساسمون بد هست و ذهنمون دوباره مارو به چاق تر شدن سوق میده ؟
وقتی احساسمون بد هستش چرا باید به چاق تر شدن بریم . اره اینجا ترس از چاقی عمل می کنه و اینکه چرا ترس از لاغری عمل نمی کنه و ما رو لاغر نمی کنه یعنی ترس از چاغی زورش به ترس از لاغری می چربه . برای افراد لاغر این وضعت برعکسه اونا ترس از لاغری شون به ترس از چاقی شون می چربه . فقط همین موضوع رو پیچیده نکنیم و ذهنمون و آروم کنیم . اصلا اول بیایم ترس و درمان کنیم ببینیم افراد متناسب چطورن و واقعا برآیند نیروهایشان از ترس این دو صفره .؟ پس به تعادل می رسند و جهان هستی مبنایش بر پایه تعادله. حالا فکر کنم تنها راهش حفظ تعادل و غلبه بر ترسهاست .
چندی پیش با خانمی هم صحبت شدم که می گفت مدام باید مواظب باشم بدنم تحلیل نره و لاغر نشم سرعت لاغر شدنش بالا بود مثل سرعت چاغتر شدن ما و از این موضوع می ترسید . یعتی زور لاغر شدن به چاغتر شدن چربیده بود . و با آرامش و استیبل شدن خودش بدن خودشو آپدیت می کرد و به تعادل می رسید . ولی بازم گاها ترس از لاغر شدنه شروع می شد . حالا یک فرد متناسب لامصب وسط الا کلنک ایستاده و داره تعادل و مدیریت می کنه . تعادل ترس و . عالیه به نقطه صفر رسیده . و برایند نیرو هاشو صفر کرده .
سلام خدمت استاد گرامی و دوستی که این سوال رو پرسیدن
ترس از چاقتر شدن، یه احساسه بده و بنا به قوانین جهان هستی که هر چیز چیزی جذب کرد_ گرم گرمی را کشید و سرد سرد . این احساس باعث جذب شرایطی میشه که خودشو تقویت کنه. یعنی اتفاقات و شرایطی رو تجربه میکنه که این احساس رو بیشتر کنه.
چون ذهن ما نمیدونه که ما چی میخوایم اون فقط دوست داره احساسمون رو گسترش بده.
خوب، برا گسترش بیشتر احساس ترس از چاقی، باید اتفاقاتی که باعث چاقی بیشتر رو میشه جذب کنه.
حالا در هر فردی فرق میکنه، یکی زیاد خوردن، یکی ترس از خوردن، یکی تنبلی کردن بیشتر و بی حوصله گی بیشتر و خلاصه هر کسی به طریقی. چون در اون شرایط است که احساس ترس از چاقی تداوم داره و بیشتر میشه.
حالا در مورد ترس از لاغری نیز به همین شیوه ست.
ترس در کل در مورد هر چیزی که باشه چون یه احساسه بده پس شرایطی رو برای ما جذب میکنه که حال ما رو بدتر کنه.
خوب حالا هر فردی بنا به هر دلیلی از لاغر شدن میترسه پس، این یه احساسه بده و نیز از وضعیت کنونی هم راضی نیست و حس خوبی نداره.
پس با این شرایط نا مساعد، اصطکاک احساسهای بد? قطعا اتفاقاتی برامون میفته که حال ما رو از اونی که هست بدتر و شرایط رو نابسامانتر میکنه.
پس تمام سعی و تلاش ما باید نگه داشتن احساسمون در حالت احساس خوب باید باشه و این در مورد لاغری اتفاق نمیفته، مگر با تکرار افکاری که در زمینه لاغری بهمون آرامش بده و ما رو از حالت ترس و نگرانی در بیاره.
در این شرایط جهان نیز به کمکمون میاد و اتفاقات و شرایطی رو جذب میکنیم که احساسمون رو بیشتر و بیشتر کنه و اینه که لاغری خودبخود اتفاق میفته.
هر چیزی در مورد لاغری که بتونه احساس خوبی به ما بده میتونه باعث متناسب شدن ما بشه.
پس توجه به لاغری و رفع ترسهامون با دیدن الگو و سند و تکرار مدوام، ذهن تسلیم میشه و ما رو خیلی حرفه ای و راحت و لذت بخش به هدفمون میرسونه.
نمیدونم از چه طریقی، چون خدا هزاران راه داره برای رسوندن ما به هدفمون که برای هر کسی متفاوته.
من خودم بعد یه مدت کار کردن روی خودم در مسیر لاغری با ذهن و کاهش ۷ کیلویی، دیگه متوقف شد.
بعد گفتم خدایا چرا این مدت گذشته و من احساس خوبی برا متناسب شدن نداشتم و وزنم نیز بعد از اون مدت هیچی پایین نیومده بود.
بعد از فکر کردن، دیدم که میترسم از این بیشتر که لاغر بشم صورتم لاغر و زشت بشه.
بعد رفتم یه عکس از زمانی که در وزن ایده آلم بودم رو پیدا کردم و دیدن خیلی خیلی صورت زیبا و جذابی داشتم اونم با اون وزن، خیلی خیلی از الان بهتر بود و اون باعث شد که ترسم خیلی کمتر بشه و اون عکس رو گذاشتم توی آشپزخونه و هر دفعه نگاش میکنم و به خودم یاد آور میشم که ببین تو اون وزن چه صورت زیبای داشتم. پس لاغری برابر است با زیبایی و جوانی و چون عکس خودم هست. دیگه ذهنم مقاومت نداره و این خیلی خوبه.
باید ذهنمون رو قانع کنیم حالا با هر روشی هست و برا هر کسی متفاوته.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم چقدر خوب بیان کردید و یه آگاهی به ذهنم اضافه شد . ترس در هر صورت احساس بده چه ترس از لاعری چه ترس از چاقی چه ترس از هرچیز دیگه ترس اصلش احساس بده و طبق قانون جذب وقتی بترسیم باعث جدب موقعیتهای بد بیشتری میشیم که عامل به وجود آمدنش ترسه . ازتون ممنونم دوست عزیز ذهنم واقعا قانع شد . متشکرم
سلام استاد عزيزم
اين سوال توسط دوستمون خيلي جالب بود و من از زاويه ديد خودم و اعمالم و اين مدت گوش دادن به فايل ها و با توجه به اينكه من هم به شدت ترس از لاغري دارم به خودم اجازه دادم كه اين رو با شما به اشتراك بگذارم
من ترس از لاغري دارم چون به شدت داشتن لاغري رو مرتبط با داشتن محدوديت و محروميت از هر شرايطي ميدونستم تمام اين سالها و همش دنبال فرصتي بودم كه در يك شرايط خاص و ايده آل و خارج از شرايط نرمال و متداول اين زندگي اين بازه ي زماني رو ايجاد كنم و لاغر بشم و بعد به زندگي عادي باز گردم در صورتيكه هيچ كدوم از اين آدمهاي متناسب اينجوري ايزوله نيستند و در ثاني اين شرايط فوق العاده ايده آل هيچگاه بوجود نمياد در نتيجه ترس از لاغري و فاصله گرفتن روز به روز در ما بيشتر ميشه چون به شكست هامون به علت باور هاي غلطمون اضافه ميشه
ولي ترس از چاقي : كه اون هم من به شدت تجربه كردم تا جاييكه روزي چند نوبت روي ترازو ميرفتم و همه جا شده بود براي من وحشت چون ميدونستم چاق تر ميشم اون هم متوجه شدم اين ترس چرا باعث چاق تر شدن ميشه چون اولا باور اينكه توي هر شرايط قرار بگيري براي من مصادف با خوردن بود چه شادي و چه غم و استرس يكجورايي عادي و راحت زندگي كردن براي من مصادف با چاقي بود در نتيجه زمانيكه ترس از چاقي داري يعني استرس و اين منجر به پرخوري و باور هاي غلط در كنار اون كه هر جا بري و … يعني چاقي كه منجر به عمل پرخوري ميشه و دوباره تاييد ميكني كه باور هاي غلط تو درست بوده چون در عمل چاق تر شدي و دوباره استرس ميگيري چون دست به هر كاري ميزني و زندگي عادي و بدون محدوديت تو بعني چاقي و تو پرخوري و چاقي رو عالي و تنها كاري هست كه بلدي و پناه بهش ميبري چون اون طرف راه هم برات به منظله ي محدوديت و محروميت هست كه با ذهن انسان مغايرت داره كه خودش با دست خودش اين رو براي خودش ايجاد كنه در نتيجه راه پناه بردن و دوري از ترس لاغري رو انتخاب ميكنيم كه نتيجه در نهايت چاقي بيشترهست
اميدوارم كه درست برداشت و نتيجه گيري كرده باشم ممنونم ازتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و بزرگوار
این فایل خیلی عالی بود برای من و واقعا استفاده بردم
من الان در هفته ششم دوره لاغری باذهن هستم و توی این مدت خیلی حال خوبی دارم با این که خودمو اصلا وزن نکردم ولی مطمئن هستم در مسیر درست قرار دارم مانتویی که دو سال قبل برام تنگ شده بود به راحتی می پوشمش توی این مدت هیچ محدودیت خوراکی نداشتم من به خوردن بستنی علاقه داشتم ولی همیشه با ترس واسترس می خوردم الان اصلا اون ترس را ندارم توی همین مدت چند بار خوردم و لذت بردم همیشه هم فکر می کردم وقتی لاغر بشم زیر چشمام گود میشه و صورتم زشت میشه الان که اصلا این اتفاق برام نیفتاده و خیلییییییی از شما ممنونم که در این مسیر زیبا راهنمای ما هستین
سلام استاد عزیزم
من هنرجو هفته سوم دوره لاغری با ذهن شما هستم
چقدر این فایل عالی بود دقیقا مشکلی که ذهن من رو از اول دوره درگیر کرده و چند بار خواستم ازتون بپرسم که چکار باید بکنم ولی هر بار به دلایلی نپرسیدم سوالم رو
من سوال مهمی از خدمتتون دارم که شدیدا ذهنم رو درگیر کرده اول یک توضیحی خدمتتون بدم که من ۱۰۸ کیلو بودم و تصمیم به عمل جراحی معده گرفتم از طرف منشی دکتر ما رو عضو گروهی در واتساپ کردن که تمام کسانی که عمل کردن یا در نوبت عمل هستن اونجا جمع شدن و هر کس سوالی داره مشکلی داره می پرسه و ادمین گروه که خودش از کادر پزشکی هستش و خودش هم عمل معده کرده پاسخگو هست
من از روز اولی که عضو این گروه شدم گله و شکایتهای بسیاری از اعضای گروه رو می دیدم که ناراحت بودن از افتادگی پوست بدنشون طوری که اکثرا مجبور به عمل جراحی پوست کشی شده بودن و همه به اتفاق می گفتن این یک امر طبیعیه دیگه، که شما بعد از عمل معده و کاهش ۳۰ الی ۴۰ کیلو دچار افتادگی پوستی بشی و حالا یا با این موضوع کنار میای یا اینکه اگه خیلی ناراحته میکنه باید عمل جراحی پوست کشی باید انجام بدی
البته این رو هم بگم که دختر عمه من هم یک سال قبل از من این عمل رو انجام داد و مدام از افتادگی پوستش ناله میکرد و الان هم تو نوبت عمل پوست کشی هستش و من وقتی از نزدیک با چشمان خودم این موضوع رو دیدم باور قویتری در ذهنم در این مورد ایجاد شد
با شنیدن و دیدن اینها یک ترس زیادی در من ایجاد شد که نکنه منم مثل همه اینها پوستم شل بشه
من هم پارسال همین موقع ها عمل کردم و چون از این موضوع می ترسیدم به خودم میگفتم نه من اینطور نمیشم اونا حتما ورزش نکردن به پوستشون نرسیدن من هم ورزش میکنم و هم هر روز با روغن زیتون و نارگیل پوست بدنم رو ماساژ میدم و جلو این روند رو میگیرم و هر روز وقتی میرفتم حمام مدام پوست بدنم رو چک میکردم ولی روند افتادگی پوست من هم شروع شد من از قانون ذهن اون موقع اطلاع چندانی نداشتم و گرنه سعی میکردم که توجهم را از روی این موضوع بردارم خلاصه نتیجه این شده که الان بعد از کاهش ۳۸ کیلو از وزنم و رسیدن به ۷۰ کیلو گرم پوست رانها بازوها شکمم و سایر قسمتها مقداری شل شده البته نه به وحشتناکی دوستانم چون من خیلی مواظبت کردم از پوستم ولی به هر حال جوری هست که لباس آستین حلقه یا پیراهن کوتاه روم نمیشه بپوشم اگه بپوشم یک کم معذب میشم
حالا این ترس در ذهن من هست که اگه پایین تر از ۷۰ بشه وزنم و برسم به وزن ایده آلم یعنی ۶۰ کیلو گرم پوست بدنم از این هم بدتر میشه و این یک مقاومت ذهنی در من ایجاد کرده
و الان که در مورد ترس صحبت کردین متوجه شدم که ممکنه همین باور باعث ایجاد مشکل در روند لاغری با ذهن در من ایجاد کنه
البته این رو بگم که من دیگه از این کانال خارج شدم و سعی میکنم توجهم رو بردارم از این موضوع ولی تا تو آینه خودم رو نگاه میکنم بازم توجهم روی اون قسمتها می ره
البته با آنجا میثاق نامه قبول کردم این موضوع رو و پذیرفتم که تقصیر خودم هستش و خودم رو همون طور که هستم دوست دارم و سعی کردم خودم رو دوست داشته باشم و اون قسمتهای بدنم رو میبوسم و قربون صدقه شون میرم و بهشون میگم که من خودم باعث این وضعیت شما شدم و خودم هم با ذهنم شما رو اصلاح و درست میکنم
ولی نمیدونم چطوری این کارو کنم و چه باوری را باید برای این موضوع در ذهنم پرورش بدم
حالا از شما کمک میخوام که من باید چکار کنم چطوری بر این ترسم غلبه کنم و سوال دومم اینه که چطوری این افتادگی پوستی را با ذهنم بهبود ببخشم
استاد خیلی خیلی ازتون ممنون میشم راهنماییم کنین
ممنون استاد
چشم دیگه این موضوع رو تکرار نمیکنم و تمام سعیم رو میکنم که فراموشش کنم
من از این لحظه عالیه ای با پوستی صاف و زیبا هستم و از دیدن خودم لذت میبرم و به قدرت ذهنم یقین و اطمینان کامل دارم این موضوع در همین مدت کم به طرق مختلف بهم ثابت شده
استاد خیلی خیلی ممنون از هدایت همیشگیتون
همیشه حرفاتون بهم آرامش میده و حرفهای شما مثل آیه نازل شده هست واسه من ،وقتی می گین این میشه پس صد در صد برای من میشه و اگه بگین نمیشه صد در صد واسه من نمیشه
حرفی رو که خودم بدونم آنچنان در ذهنم قدرت نداره ولی وقتی همون حرف رو از زبان شما می شنوم تبدیل به یک باور قدرتمند در ذهن من میشه
ممنون استاد
سلام استاد
ممنون که هستید سوالی دارم برداشتم ازین فایل اینه که اگه باورم رو درمورد لاغری بنویسم میتونم اونهایی رو که مانع من هستن رو کم رنگ کنم و یا با باور لاغری جایگزین کنم این مثالی که نوشتید رو مثلا ماشین یا خونه یا حتا مهاجرت خب اگه بیام و باورهای اونها رو هم بنویسم و سعی کنم اونا رو درست کنم پس میشه نتیجه گرفت به لاغری و ماشین و خونه مورد نظرمم میرسم. خب اینکه چه سوالاتی باید بپرسم برای هر کدومشون؟ از کجا باید باورهارو بکشیم بیرون یعنی بدونیم توی ضمیر ناخودآگاهمون چه باوری داریم؟؟
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستان متناسبم واقعا این فایل فوق العاده بود وکلی مطالب آموزنده داشت .من هم وقتی وارد این مجموعه شدم همیشه می ترسیدم که صورتم خیلی زود لاغر میشه وبقیه قسمتهای بدن من در آخرین مرحله اونم با تلاش بسیار زیاد وطولانی لاغر میشه من این باور را بارها وبارها از اطرافیانم شنیده بودم وبرایم تکرار شده ولی وقتی از فایلها استفاده کردم دیدم صورتم که لاغر نشد بلکه حتی چهره ام زیباتر وجوان تر از قبل هم شد وهمچنین باور اینکه لاغر بشی پوست بدنت شل وآویزون میشه ولی اصلا این اتفاق نیفتاد وبه راحتی از هر ماده غذایی به مقدار نیاز مصرف می کنم واصلا توجه نمی کنم که چی خوبه وچی بده .چند وقت پیش در بین صحبت های دوستان بارها وبارها به من می گفتن فلان بیماری تو شهر شایع شده وخیلی خطرناکه وهمه مریض شدن مواظب خودت باش که دچار این مریضی میشی ولی من با صراحت کامل گفتم دوست من اگر قرار هست اینطوری باشه وهمه مریض بشن پس ما دیگه در جامعه امروزی مون نباید پزشک وپرستاری داشتیم باید همه می مردند چون اونها بیشترین کسانی هستن با انواع بیماری ها وبیماران در ارتباط هستن .
واقعا ما درذهن خودمان چه باورهایی را پرورش میدیم واونها برای خودم اینقدر تکرار می کنیم تا مثل سیمان می چسپه به مغزمون وکندن اون به سختی انجام میشه .من در این دوره مچ خیلی از باورهای خودم را گرفتم بخصوص یک باوری که داشتم این بود که چربی های دور شکم وپهلو به سختی آب میشن ویا اصلا آب نمیشن وتا ابد هستن ولی بعد دیدم زنانی هستند چندین بچه بیشتر من دارند وبیشتر از من می خورند ولی کاملا متناسب هستن ونه چربی دور شکم دارن ونه دور پهلو .واقعا این حرفهای شما رو باید با طلا نوشت وآنها را در جای دید روزانه گذاشت تا آنقدر تکرار شود تا جایگزین باورهای قبلی ما بشن .ممنون از شما استاد عزیزم که اینقدر زیبا وبا اشتیاق این ما رو در مسیر تناسب قرار میدهید .سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی
این فایل خیلی عالیه ممنونم از اینکه همیشه و همواره در کنار ما و به فکر ما هستید و با گذاشتن فایلهای عالی مثل این اطلاعات ما را زیاد میکنید و در نتیجه راه رسیدن به هدف را برای ما باز هم ساده تر و زیباتر میکنید ???
من وقتیکه این دوره شگفت انگیز را شروع کردم با این دیدگاه به هیجان آمدم که هیچ رژیمی در کار نیست هیچ ورزش کردنی جزو برنامه نیست و هر چه که بخواهیم میتوانیم بخوریم فقط زمانی که به ذهنمان فرمولهای لاغری را یاد دادیم مغزمان دستورات صحیح صادر میکند که کی بخوریمو ??چقدر بخوریم و ما بدون هیچ سختی و زحمتی لاغر میشویم
من خودم وقتی مقداری از وزنم کم شد و این مشهود بود اطرافیان سوال میکردند که چکار میکنم و من برایشان این روش را توضیح میدادم باور نمی کردند می گفتند یعنی رژیم نمی گیری ورزش نمی کنی و فقط با تغییر افکار و باورهایت داری لاغر میشی میگفتم بله درسته دقیقا همینطوره ???
من احساس میکردم کسانیکه اضافه وزن داشتند پیش خودشان فکر میکردند که من نمی خواهم حقیقت را به آنها بگویم که آنها هم احتمالا رژیمی که من میگیرم را دنبال کنند تا لاغر شوند ?
من دوره لاغری با ذهن پیشرفته را به پایان رساندم و تمرین آخرین روز این دوره شگفت انگیز این است که به ۵ نفر از کسانیکه اضافه وزن دارند کمک کنم و این روش را معرفی کنم و آنها را تشویق کنم که برای تغییر کردن و خلاص کردن خودشان از چاقی و شروع تولد دوباره همت کنند و بدون هیچ ترسی قدم بردارند و این راه زیبا و هیجان انگیز را به پیمایند ?
در این لیست ۵ نفره من همان دوستانی هستند که فکر میکردند من دارم چیزی را از آنها پنهان میکنم و نمیخواهم انها هم مثل من متناسب شوند و روحیه شاد و ارامش خاطر داشته باشند ?????