0

ترس از لاغری؛ مانع پنهان کاهش وزن ذهنی (گام ۶۹)

ترس از لاغری
اندازه متن

🌿 تصور کن سال‌هاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت می‌رسه که می‌گه:

📍 این جلسه ادامه گام ۶۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوی!»

شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه می‌شه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔

اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همین‌قدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاه‌مونه که باعث می‌شه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.

ترس از روبرو شدن با موفقیت

😅 شاید اولش خنده‌دار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن می‌ترسیم!

ترس از موفقیت

🔍 اگه یه نگاهی عمیق‌تر به گذشته‌مون بندازیم، می‌بینیم که خیلی جاها خواسته‌ای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمی‌ذاشت سمتش بریم…

یه صدای کوچیک که می‌گفت: اگه بری جلو، چی می‌شه؟ واقعاً می‌تونی؟!

🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث می‌شد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…

🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگ‌تر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوت‌گر همسایه‌ها، اون‌قدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگه‌داری.

🧠 این‌ها همه نمونه‌هایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…

ترسایی که نمی‌ذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش می‌ترسی!

حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:

🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…

در ظاهر می‌خوای متناسب بشی، لباس‌های قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:

  • نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
  • لباس‌های قبلیم چی می‌شن؟

🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو می‌گیره…

نقش ترس در پیشرفت نکردن

🔒 بعضی وقت‌ها آدم حس می‌کنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو می‌گیره… انگار هرچی تلاش می‌کنی، زور می‌زنی، برنامه می‌ریزی، بازم یه چیزی نمی‌ذاره بری جلو…

منم دقیقاً همین حس رو داشتم.

🚘 سال‌ها بود دلم می‌خواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیک‌تر باشه، هم راحت‌تر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه می‌گفت:

– هزینه‌هاش زیاده!

– همه نگاهت می‌کنن!

– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟

– با این ماشین بری بازار، همه فروشنده‌ها گرون‌تر حساب می‌کنن!

😬 این فکرها اون‌قدر قوی شده بودن که عملاً نمی‌ذاشتن به خواسته‌م برسم.

حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمی‌داد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!

🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!

وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچ‌وقت نمی‌تونی آزادانه جلو بری.

مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!

از خاطرات رژیم‌های سخت، شکست‌های قبلی، تجربه‌هایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترس‌های عمیق‌تر مثل:

– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!

– اگه لاغر شم، همه لباس‌هام برام گشاد میشه!

🛑 همه این ترس‌ها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو می‌گیرن.

اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، می‌تونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اون‌وقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز می‌شه ❤️

ترس از لاغری

ترس از لاغری

توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچ‌وقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.

🧩 بیشتر آدم‌هایی که اضافه وزن دارن، تجربه‌های زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.

اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم می‌شه، خیلی زود برمی‌گرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث می‌شه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣

یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو می‌گیره!

چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت می‌گه:

❌ “من نمی‌خوام لاغر شم، چون می‌ترسم دوباره اذیت بشم!”

🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن می‌مونه… نه‌تنها باعث می‌شه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که می‌خوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.

  • باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
  • بازم قراره بهم سخت بگذره؟
  • اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟

🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشه‌ش به تجربه‌های تلخ گذشته‌ت برمی‌گرده، اما الان داره آینده‌ت رو هم خراب می‌کنه.

انگیزه لاغری

🧠 تجربه‌ای الهام‌بخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشته‌ها و تجربه‌های هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترس‌هایی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…

📖 نوشته‌های صادقانه‌ی اون‌ها کمک می‌کنه تا ترس‌های پنهان ذهنی‌مون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفی‌ترین و در عین حال قوی‌ترین مانع‌های لاغر شدنه.

در ادامه، نوشته‌ی یکی از دوستان خوبمون در دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» رو می‌خونی که به زیبایی نشون می‌ده چطور آگاهی، می‌تونه ترس‌ها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:

“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوید!”

این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه می‌شه منی که سال‌هاست دنبال لاغری‌ام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.

حالا می‌دونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواسته‌ها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️‍♀️

مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت می‌شه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباس‌های قبلیم برام بی‌استفاده بشن 👗❌!

اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچ‌کدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکس‌های شگفتی‌سازها 📸 اینو ثابت می‌کنه که لاغری چهره‌ی آدم رو شادتر، زیباتر و جوون‌تر می‌کنه 🌟.

درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.

و درباره لباس‌ها؟ 👚👖 خب، همیشه می‌تونم لباس‌های جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدن‌شون لذت ببرم 😍.

الان با تمام وجودم حس می‌کنم دارم سبک می‌شم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترس‌ها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘‍♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه می‌دم.

دیگه از خوردن نمی‌ترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذت‌بخشه 🎉. و مهم‌تر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانع‌های ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.

🌟 نوشته‌ی این دوست عزیزمون به‌خوبی نشون می‌ده که آگاهی، شجاعت می‌آره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، می‌تونی در دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.

🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترس‌های پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۰ سراغ «ذهن چاق چیست؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 137 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19369

137 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ghazalgolipur
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ ۰۴:۴۹
      مدت عضویت: 2340 روز
      امتیاز کاربر: 3596 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      من قبل از شروع دوره ترس هایی داشتم …‌
      چون وقتی میخواستم دوره رو تهیه کنم تازه رژیمم رو رها کرده بودم بعد از کلی دردسر و عوارص و زجر کشیدن….
      و خب توی تلگرام میخوندم که دوستان مینوشتن من میلم کم شده اشتهام کم شده ، مثلا رفتم مهمونی شیرینی نخوردم و پیش خودم فکر میکردم که نکنه باز هم دوره محدودیت داشته باشه که بعد از تهیه متوجه شدم که ن اینطور نیست هیچ محدودیت غذایی وجود نداره و فقط ذهن آموزش میبینه و باعث تغییر رفتار در ما میشه اونم با میل خودمون هیچ سختی در کار نیست ،
      یا حتی بعد از شروع دوره بازهم ترس هایی داشتم مثل اینکه لپام اب شه زشت میشم !
      اما برخلاف تصوراتم لپام اب شد وزیباتر هم شدم صورتم باز شد چشمام باز تر شد و یه جورایی قیافه اصلیم اصلا رو اومد و امکان نداره این دوره کسی رو زشت کنه !بلکه فکر میکنم یکی دیگه از تاثیراتش زیباتر شدن هم هست !
      یادم میاد از بچگیم تپل بودم و مادر همیشه وقتی بچه های لاغر میدید بهم میگفت ببین چه زشتن!مثل مارمولکن !تو خوبی لاغر چندشه !
      و زمانی که توی دوره به این تمرین باورهای نگهبان رسیدیم وقتی دنبال ترس هام میگشتم یادم افتاد که باور قدیمی دارم که لاغر بشم مارمولک و چندش میشم ، و خب برطرفش کردم با سرچ کردن تو اینترنت که اگه لاغری بد بود تمام مدل های معروف دنیا لاغر نبودند !
      و اینطوری قانع کردم خودم رو که هیچ زیبایی در چاقی نیست !
      و از مادرم هم پرسیدم که چرا همچین حرفی بهم میزدی و اون گفت من میخواستم تو حسرت نخوری که لاغر نیستی !
      و بیشتر به این پی بردم که نه واقعا لاغری خوبه و باور دیگه اینکه فکر میکردم اگه تپل باشم بدن قوی تری هم خواهم داشت ، چون از بچگی دیر به دیر مریض میشدم اما برادرم که لاغر بود زود مریض میشد و همه میگفتن من چون تپلم و قوی ام مریض نمیشم
      که با یک سرچ ساده بهم ثابت شد که اتفاقا افراد چاق بیشتر در معرض بیماری ها هستند
      و چند تا باور دیگه که همه رو نوشتم و قانع کروم خودم رو و تصمیم دارم برم و یکبار دیگه،بخونم، نوشته هامو تا بهتر ثبت شه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۸ ۲۱:۵۳
      مدت عضویت: 2378 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      بهترین روش موجود در دنیاس لاغری با ذهن اصلی ترین و کاربردی نرین هست.
      چون رفتار اشتباه درست میشه ن فقط لاغری تمام زندگی.
      روش صحیح لاغر شدن از طریق ذهنه.
      من بخاطر کارهای قبلی ک کردم و لاغر نشدم کمی ترس داشتم و لاغر شدن برام سخت بود چون برام کمی غیر قابل باور بود لاغر شدن ولی الان این باور تموم شد و رفت پی کارش من منتظر لاغری ام با اغوش باز من تو مسیر هستم و تا حدودی هم بهش رسیدم خیلی راحت نیاز ب هیچ اراده و انگیزه ای نیست.
      نباید سخت گرفت کمی زمان میبره ولی بستگی ب خودت داره امه خوب کار کنی رو ذهن سريع تررررررر میرسی.
      من ترسی از لاغری برام نمونده از قبل میترسیدم لاغر بشم چون اصلا باور نذاشتم بتونم. ولی غیر ممکن وجود نداره چون لاغری اونقدر م مهم نیست مهم الان پذیرش خودته از همین چیزی ک هستی لذت ببری.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۷ ۱۶:۳۹
      مدت عضویت: 2445 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      سلام و درود به همه عزیزان وقت همگی بخیر و شادی
      ترسهای من قبل از ورود به دوره ۱_اگه لاغر بشم ، صورتم زشت و افتاده میشه ، چون قبلا وقتی ۲ کیلو کم میکردم صورتم خیلی زرد و افتاده میشد انگار همون ۲ کیلو فقط از صورتم کم میشد ۲_ وزن کم شده بیشتر از قبل برمیگشت و دوباره چاقتر میشم ۳_من عاشق برنج وشیرینی بودم از فکر اینکه موقع رژیم اینا حذف میشدن حالم بد میشد از رژیم گرفتن بدم میومد حتی نسبت به اسم رژیم آلرژی داشتم حتی نمیخاستم اسمشو بشنونم چون زمانهای زیادی تو رژیم و محدودیت بودم ، به لطف خدای مهربان از وقتیکه وارد دوره لاغری با ذهن شدم با هیچ محدودیت غذایی روبرو نشدم معنی آزادی را درک کردم ، اینجا خبری از رژیم نبود ، حذف برنج و شیرینی و بستنی و تنقلات وجود نداشت ، با آزادی کامل هر چیزی را که دوست داشتم به اندازه نیازم میخوردم بدون ترس از خوردن و نگرانی از چاق شدن ، بدون سختی و فشار جسمی ورزشهای سنگین من چن کیلو وزن کم کردم ، دردهای جسمی من تا ۷۰ درصد برطرف شده ، صورتم نه تنها لاغر و زشت نشده بلکه خیلی هم جوانتر و زیباتر شده ، از دیدن خودم تو آینه لذت میبرم و بابتش خدا را شکر میکنم به ساده ترین راه ممکن من لاغر و سلامت شدم خدااایا شکرت که همیشه منو هدایت و حمایت میکنی ، از استاد عزیزم هم بسیار سپاسگذارم که بهترین الگوی لاغری و سلامتی تو دنیا هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۷ ۰۹:۱۲
      مدت عضویت: 2253 روز
      امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 510 کلمه

      سلام به استاد گرامی ودوستان جان….
      حالا فهمیدم منظور ترس از لاغری چیه.‌تو‌فایل قبل متوجه نشدم.‌شاید باید این قایل رو قبل فایل قبلی گوش میدادم.‌بله درسته.اینا که گفتین همه درسته.ترس از لاغر شدن در همه کسایی که نتونستن لاغر بشن وجود داشته.‌اصلا الانکه فکر میکنم من از کلمه لاغری واهمه دارم نه بخاطر اینکه از اصل وجودیش بدم بیاد نه! بخاطر سالها رنج وسختی که بابت لاغر شدن کشیدمو نتیجه نداد و همه دوستان آشنایان الان تو ذهنشون اسم من میاد من و چاق و گرد و تپل تصور میکنن.‌به خودم قول میدم این تصوررو بشکنم و از بین ببرم.میخوام‌ از این به بعد اسم لاغری رو هم نبرم که یکی از ترمزها وموانع من در راه متناسب شدنه. بله میخوام از اینبه بعد مثل شما بگم متناسب…دوره متناسب شدن با ذهن…چه حس خوبی داد بهم. من مثل خیلی از دوستان اصلا ترس چروک صورت و ریزش مو و خراب شدن صورت نداشتم.الحمدالله تو دوره های قبلی که همش رژیم بودم و چندین کیلو سایز و وزنم کم کردن خیلی صورتم بچگونه تر و سن پایین شد.‌عاشق یه عکس رو کارت شناسایی محل کارمم که ماله ۱۵ سال پیش بعد رژیم و متناسب شدنمه.موهامم نریخت پوستم شل نشد .من هرچی از وزن پایین بعد رژیمام یادم میاد قشنگی و خوشتیپی و آرامش وسبکیه. حق انتخاب لباس های زیبای تن مانکن.یادمه یه سری که در توج زیباییم بودم رفتم از سایز مانکنی همون رنگ رو‌خواستم ازتن مانکن در آورد دادش بهم.چه لذتی بالاتر از این برای من زجر کشیده ….همه فهمیدم ترس من از اسم لاغریه که‌ من رو یاد رژیم های سخت میندازه.‌خونه ما پر بود از انواع میوه و سبزی و نون لواش و حیاط ما در شده بودمیدان دو….عصرا هنرفری به‌گوش میدوییدم و راه میرفتم.‌سرگیجه میگرفتم.خیلی وقتا نتیجه ش خوب بود ولی راه خیلی سخت و ناهموار بود.حتی زرده تخم مرغ آبپز رو‌ نمیخوردم.‌یادم نمیاد تا قبل دوره‌کی عسل یا مربا یا کره خورده باشم. اصلا کره مزه شو فراموش کرده بودم.‌صبحانه من فقط پنیر گردو بود.سفیده تخم مرغ. شیر کم چرب. اگه محل کار آش یا کره مربا و‌عسل بود من اون روز گشنه بودم. کیف و کمد من انبار میوه بود. شب کاری شام من تقسیم پرسنل میشد و من فقط میوه میخوردم..وای چقد محرومیت.چقد سختی. تردمیل که نگو.چند ساله خریدم.آینه دق من بود.‌خسته از سر کار میومدم‌حوصله دوش و ناهار نداری باید بعدش چهل دقیقه میدوییدم.‌اگه هم نمیرفتم مورد سرزنش اطرافیان که استفاده نمیکنی بفروشش جا اشغال کرده….ولی الان فرق کرده.‌من به لطف خدا به مسیر متناسب شدن با قدرت ذهنم هدایت شدم و دارم با قدرت تو این مسیر میرم.روش بینظیر استاد روشن که آسونترین روشه.‌من گواهی میدم متناسب شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست.بشرطی که حرفای استاد رو بشنوی روی چشم بذاری و عمل کنی و استمرار داشته باشی و توکل کنی. رها کنی بعد مدتی میبینی خودبخود داری لاغر میشی. این مصداق کامل معنیه باوره.باور این راه. باید بره تو گوشت و پوست و استخونت که دنیا بگن این راه غلطه نمیشه وقتتو تلف میکنی پوزخندی بزنی و بگی حالا میبینین….
      من تواین حالتم….
      خدای بزرگ رو سپاسگزارم
      استاد زیبایی ها ممنون…بگین که منو باور دارین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۷/۲۹ ۰۸:۳۵
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      با سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی
      قبلا از دوره باورهایی داشتم که باعث میشد برای یه مدت لاغر بشم باز به سبک قبل برگرده بخاطر این نتیجه اش پایدار نبود و برای مدتی کم خوب بود بخاطر باورهای بود که داشتیم
      قبلا دوست داشتم لاغر بشم ولی همیشه مادر همسرم میگفت هر کی هر چی هست هس دیگه رزیم و ورزش اینا فایده نداره تو استخون بندیت اینجوره ادم های هم که متناسبن خودشون از بچگی همین جور بودن و استخون بندیشون ریزه هس
      منم باور کرده بودم که دیگه ما ارثیمون چاقیه ژنتیکی چاقیم یا هر باور دیگه ای خیلی باورها بودن که از اطرافیانم می شنیدم یا باورم این بود که شکم بعد از زایمان کوچیک نمیشه اما الان شکمم اولین جاییه که داره تغییر میکنه 🙏🏻
      اما از وقتی وارد دوره شدم تمام این باورها کمرنگ شدن
      و فرمول های صحیح رو جایگزین این باورها کردم
      و اینقدر به استاد اعتماد دارم و باورش دارم و هر حرفی بزنن من ۱۰۰%مي پذیرم چون خودشون موفق شدند در این دوره و همین که یک نفر موفق شدن مهر تاییدی هس برای همه
      پس ما هم میتونیم به نتیجه ی دلخواهمون برسیم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۷/۰۸ ۲۳:۲۷
      مدت عضویت: 2561 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      باید افکار و باورهای ما با هم همسو باشن در جهت رسیدن به خواسته ی ما که ما موفق بشیم مثال: در سطح فکر چیزی رو دوست داریمم ولی در باورهامون ترس داریم در رسیدن به شرایط جدید پس یا به اون چیز نمیرسیم یا اگه برسیم خیلی هم مشکل دارییم
      همه ی ما در سطح فکر دوست دارییم لاغر بشیم ولی در باورهای خودمون میترسیم از لاغر شدن که نکنه خیلی سخت باشه یا محدودیت داشته باشه و یا … پس با این تزسها نمیتونییم لاغر بشیم
      مثلا من لاغری رو داست داشتم ولی با یه عالمه ترس
      من صورتم زشت میشه پوستم خراب میشه پس من نمیخوام لاغر بشم
      من باید کلی چیز نخورم که زجرم میده پس نمیخوام لاغر بشم

      من باید چیپس و پفک و کرانچی نخورم پس من نمیخوام لاغر بشم
      من باید غذام با همه فرق داشته باشه و چیزهای بد مزه و آبپز بخورم پس من نمیخوام لاغر بشم

      من باید فعالیت های شدید داشته باشم که خیلی دوست ندارم پس نمیخوام لاغر بشم

      من با لاغری انگار چهرم بی حال میشه پس من لاغری رو نمیخوام
      من بالاغری باید شام خاص و سبک بخورم پس نمیخوام لاغر بشم
      من باید شب به هیچ رستوران و یا فست فودی نرم و پیتزا و ساندویچ نخورم پس من نمیخوام لاغر بشم

      من لباسهام به تنم زشت میشن و نمیاد پس نمیخواهم لاغر بشم
      من دماغم بزرگتر نشون داده میشه پس من نمیخوام لاغر بشم

      من باید هیچ کیک و شیرینی و بسکوویتی نخورم پس من نمیخوام لاغر بشم
      من موهام شروع به ریختن میکنه پس نمیخوام لاغر بشم

      من انگار مریض هستم پس نمیخوام لاغر بشم

      پس همه اینا ترمزهای من برای لاغری بودن ولی حالا دیگه این فکرها رو ندارم وهمه رو رد میکنم
      من محتویات ذهن رو تا جایی که تونستم ریختم بیرون و ترسهام رو شناسایی کردم و حالا میخواهم فرمولهای جایگزین اینها رو تقویت کنم تا دیگه این ترسها رو نداشته باشم و من میخواهم یه تناسب با آزادی کامل داشته باشم که اختیار دست خودم باشه چی بخورم به چه مقدار در چه زمانی بخورم اینجوری احساس قدرت و آزادی و شادی میکنم
      من میخواهم تزسهام رو کنار بزارم و محدودیت هم نداشته باشم در لاغری با ذهن و با اختیار واراده جلوبرم و هر جا اجبار و بایدی در کار بود بدونم راهم رو اشتباه رفتم .
      خیلی عالی بود ممنونم از این فایل

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۵/۰۹ ۰۳:۲۶
      مدت عضویت: 2588 روز
      امتیاز کاربر: 2676 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 76 کلمه

      من تنها ترسي كه قبل دوره داشتم سختي رژيم بود و بي معني بودن اين مسيرهايي كه در دنيا رواج دارد. اصلاً خجالت ميكشيدم بگم رژيمم از بش كه به نظرم بي معني ميومد كه چقدر ميتونه بي معني باشه كه تو همش رژيم باشي و اين اصلاً به نظرم عادي نميومد. روز اولي كه فايلهاي يوتيوب را گوش دادم انگار دنياي درونم متحول شد و مطمئن شدم كه دقيقاً اين راه درست هست. سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ ۰۸:۲۰
      مدت عضویت: 2407 روز
      امتیاز کاربر: 805 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
      وقتی دارم فکرش را میکنم میبینم دقیقا منم چنین ترسی از لاغر شدن داشتم اینم این بود که صورتم لاغر بشه چی؟؟؟اینکه همه میگفتند فائزه لاغر نشی خراب میشی!!!
      وهر وقت که میخواستم شروع کنم این ترسها مانع من میشد.واقعیت اینه که الان متوجه شدم که تو خیلی از اهدافم با وجودی که خیلی دوست داشتم به هدفم برسم ولی ترسهایی از موفقعیت داشتم که الان متوجه شدم اونا ترمزهای من بوده.
      من در روز ۷۷تکرار دوره هستم.واقعا اینقدر این مسیر لذت بخشه .اینقدر به آسونی ومثل آب خوردن دارم متناسب میشم.
      ترسهام اینقدر کمرنگ شده که دیگه برام مانعی به حساب نمیاد ومنم که با اراده به سمت هدفم دارم حرکت میکنم وهمین الانم عاشق خودم وجسمم هستم
      خوردم خیلی داره شباهت پیدا میکنه با متناسب ها
      اصلا در برخورد با مواد غذایی آروم شدم حرص نمیزنم
      ترس ندارم.فقط با روشهایی که یاد گرفتم به نجوای درونم گوش میدم واونه که منو راهنمایی وهدایت میکنه.
      استاد عزیز می خواستم بگم واقعا متشکرم از اینکه وسیله ای شدید از جانب خداوند که منو کمک کنید تا به بزرگترین خواسته وهدفم برسم….🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ ۱۰:۳۸
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 47957 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      قبل از اینکه تو دوره شرکت کنم بارها و بارها از طریق رژیم و ورزش های سنگین و قرص لاغری و پودر لاغری برای متناسب شدن تلاش کردم هردفعه چند سایز کم میکردم با زجر و بدبختی و گرسنگی کشیدن ولی خیلی راحت در طی چند هفته برمی گشت حالم از آب کرفس و قهوه ی تلخ وسرکه ی سیب بهم میخورد.مدام در حال آشپزی یا شستن لباس های باشگاه بودم .در عین حال از بچگی شنیده بودم که آدم های لاغر بی جون هستند و مامانم همیشه میگفت گوشت میگه نجات زشته خوشکلش کنم و شاید روزی هزار بار میگفت ولی وقتی با این دوره آشنا شدم دیدم خیلی از انسان های متناسب هم خوشکلتر و هم با انرژی تر از چاق ها هستند و برام ثابت شده که در چاقی هیچ چیزی زیبایی نیست.
      و الان دیگه شک ندارم که زندگی من به خاطر باورهای و فرمول های ذهن ناخودآگاه منه که بر اثر آموزش های خانواده جامعه و دوستان شکل گرفته.ومن الان خودم آگاهانه میخوام فرمول های صحیح رو جایگزین کنم تا به تناسب ذهنی و اندام برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم مومنی
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ ۱۳:۱۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام و عرض ادب
      منم مثل خیلی از دیگر دوستان قبل از دوره ترسهایی داشتم و ترسهای من یکی این بود که اگه بخوام لاغربشم باید سختی زیادی بکشم ،رژیم و کم خوریهای سخت داشته باشم و ورزشهای سنگین انجام بدهم در صورتیکه انجام هر کدوم از اینها برای من سخت بود و از انجام اونها میترسیدم ،حوصله سختی کشیدن نداشتم ،همت ورزش کردن و اون هم ورزش سنگین رو نداشتم و از رژیم و اینکه همیشه در حالت گرسنگی باشم ،شکم خودم رو با سالاد و سبزی پر کنم وقتی بقیه یه چیز خوشمزه میخورن من مثل خرگوشها بخوام هویج و کرفس بخورم ،و ….. اینها همه مانعهایی بود برای من برای لاغری و قبل از دوره هم به خاطر همین ترسها و دوست نداشتنها به رژیم ها و یا ورزشهام خیلی پایبند نبودم تا اینکه به لطف خدا به سمت این سایت هدایت شدم و تا دیدم سختیهایی رو که فکر میکنم نداره بدون درنگ ثبت نام‌کردم و خوب خیلی هم راضی هستم اما در طول دوره فهمیدم من از لاغر شدن میترسم ،به خاطر اینکه خیلیها رو دیده بودم که لاغر هستند و یا لاغر شدند و زشت شده اند و یا اینکه همیشه شنیدم لاغری زیاد بده و ادم بیریخت میشه و یه همچین چیزهایی و به خاطر همین پی بردم ذهنم به کلمه لاغری داره حساسیت نشون میده برای همین توی تمرینهام سعی کردم از این کلمه استفاده نکنم و از کلمه متناسب شدن استفاده کنم چون ذهنم حساسیتی به این کلمه نداره و حسم نسبت به تناسب اینه که یه کاهش وزن نرمال هست و نه لاغری به قول معروف استخوانی و همینطور دارم سعی میکنم وقتی ادمهای متناسب رو میبینم به خودم میگم نگاه کن این لاغره ولی اصلا زشت نیست و خیلی هیکل زیبایی داره .تا اینطوری بتونم این باور ذهنم رو اصلاح کنم .
      موفق باشید😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سمیرا
        ۱۳۹۹/۰۶/۱۲ ۱۷:۱۱
        مدت عضویت: 2619 روز
        امتیاز کاربر: 7844 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 207 کلمه

        با سلام من این فایل رو گوش دادم ولی خواستم چند روز فکر کنم ببینم چه باوری دارم .من چند وقت پیش مادرم گفت لاغر شدی و دماغت بزرگ شده و من مدام موقع عکس گرفتن دماغم رو بزرگتر میدیدم.ولی چند وقت دیگه توجهم رو از روش برداشتم و گفتم اتفاقا خیلی صورتم زیباو کشیده شده و من این فرم رو دوست دارم.یه باور دیگه که من از اول دوره بهش فکر میکردم این بود که نکنه من حالا رژیم بگیرم و بعضی وقتهاکه از غذا خوردن میترسیدم میگفتم این دوره هم میگه کم بخور و بعضی عادتها رو بزار کنار ولی الان که دیگه از غذا خوردن نمیترسم دیگه این باور رو ندارم و هرچی بخام میخورم.یه باور دیگه اینکه من تمرین نوار زمان و تمرین عکس چسبوندن وتصاویر رو روگوشی گزاشتن رو خیلی به دلایلی نتونستم درست انجام بدم و همین باعث شده فکر کنم چون من تمریناتم رو خوب انجام نمیدم دارم خیلی کمتر از بقیه جواب میگیرم.استاد یه باور دیگه دارن میترسم لاغر نشم با اینکه چند بار فایل اونیو که گفتید ما یه روزی تو وزن ۶۰ بودیم رو گوش دادم و چند بارم گوش دادم.الان از رفتار خودم خیلی راضی هستم اما فکر میکنم استپ کردم میشه منو راهنمایی کنید؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          سلام دوست عزیز
          از اینکه همراه ما هستید خوشحالم
          https://tanasobefekri.com/stop_laghari/

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم