0

جلسه اول: انتخاب تصویر ذهنی، آغاز مسیر لاغری ذهنی

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز مقدمه ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اون رو بخونی تا با فضای این مسیر آشنا بشی.

🔙 اگه هنوز مقدمه‌ی ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول از اونجا شروع کنی.

خوش اومدی به شروع یکی از شیرین‌ترین و تأثیرگذارترین سفرهای زندگی‌ت:

✨ ورود به دنیای ذهن ناخودآگاه!

همون‌طور که برای رسیدن به یه مقصد خاص، انتخاب مسیر درست خیلی مهمه، توی مسیر تغییر اندام و سبک زندگی هم انتخاب تصویر ذهنی برای لاغری دقیقاً همون مسیره که ما رو به نتیجه‌ی دلخواهمون می‌رسونه. 🧭💪

📸 ذهن ما یه قدرت عجیب داره؛ وقتی تصویر درستی از خودمون توی ذهن‌مون بسازیم، کم‌کم اون تصویر می‌تونه تبدیل بشه به واقعیت زندگیمون.

پس اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری می‌شه اولین و مهم‌ترین قدم برای شروع یه تغییر واقعی… 🌱

🧠 ذهن تصویری و نقش آن در لاغری

اگه تا حالا با خودت فکر کردی که چرا وقتی به یه خاطره فکر می‌کنی، تصویرش واضح جلوی چشم‌ت میاد، باید بدونی که این همون خاصیت ذهن تصویری ما انسان‌هاست.

ذهن ما عاشق تصویره! 🤩 یعنی بیشتر اطلاعات رو نه با کلمه و عدد، بلکه با تصویر و نمادهای بصری نگه می‌داره. همینه که باعث می‌شه تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل بشه به یه ابزار قدرتمند برای تغییر بدن و رفتار ما.

تصویر ذهنی برای لاغری

🖼️ خاطرات، آینده و تصویر ذهنی

حتماً برات پیش اومده که یه خاطره قدیمی رو یهو به یاد بیاری… با تمام جزئیات تصویریش. این یعنی مغز ما حافظه تصویری خیلی قوی‌ای داره! و درست به همین شکل، می‌تونه آینده رو هم تصویرسازی کنه.

اما نکته مهم اینه که:

🔸 اگه در ذهنمون آینده رو با اضافه‌وزن بیشتر تجسم کنیم، احساس ترس و ناامیدی پیدا می‌کنیم.

🔸 اگه آینده‌ رو با اندام متناسب و حال خوب تصویر کنیم، احساس انگیزه، امید و انرژی پیدا می‌کنیم. ✨

اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل می‌شه به یه کلید طلایی برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه.

🌦️ ذهن مثل ایستگاه هواشناسی عمل می‌کنه

ذهن ما خیلی شبیه ایستگاه‌های هواشناسیه! همون‌طور که ایستگاه هواشناسی با اطلاعات فعلی آب‌وهوا، شرایط روزهای آینده رو پیش‌بینی می‌کنه، مغز ما هم با توجه به اطلاعات فعلی جسم و افکارمون، آینده رو در قالب تصویر ذهنی می‌سازه. 🛰️🧠

پس اگه دائم با ترس از چاق‌تر شدن زندگی کنیم، ذهن ناخودآگاه ما دقیقاً همون مسیر رو دنبال می‌کنه… چون اون فقط طبق تصاویر کار می‌کنه، نه منطق یا آرزوها!

🔍 مرور گذشته و ترس از آینده

وقتی کسی اضافه‌وزن داره، معمولاً ذهنش دو تصویر اصلی رو می‌سازه:

۱. تصویر گذشته: “اون زمانی که لاغرتر بودم… کاش برمی‌گشتم به اون روزا” 😢

۲. تصویر آینده: “نکنه بدتر بشم؟ چقدر ممکنه چاق‌تر بشم؟” 😟

هر دو این تصاویر، می‌تونن باعث حسرت یا اضطراب بشن؛ اما اگه ما آگاهانه تصمیم بگیریم که یک تصویر ذهنی مثبت برای لاغری بسازیم، ذهن ناخودآگاه به جای ترس و غم، وارد فاز همکاری و پشتیبانی می‌شه. 🧘‍♀️💖

📚 گزیده علمی مرتبط:

مقاله منتشر شده در مجله Frontiers in Psychology توضیح می‌دهد که تصویرسازی ذهنی منظم می‌تواند تاثیر مستقیمی بر انگیزه، عملکرد و رفتارهای مرتبط با تناسب اندام همیشگی داشته باشد.

🖌️ انتخاب الگو برای نقاشی ذهن

یه لحظه تصور کن مغزت مثل یه نقاش حرفه‌ایه! 🎨🧠

نقاشی که بر اساس اون تصویری که تو از خودت در ذهنت ساختی، شروع می‌کنه به ترسیم شرایط جسمی‌ات… چه متناسب، چه چاق.

تا حالا به خوبی دیدی که این نقاش (یعنی مغزت!) چطور تونسته شرایط چاق‌ترت رو به تصویر بکشه.

🔍 این یعنی مغزت فقط به اون چیزی پاسخ می‌ده که تو براش تصویر کردی… نه آرزوهات، نه حرفات، فقط تصویر ذهنی برای لاغری یا چاقی!

🤖 مغز ما، هوش مصنوعی درونی

شاید این روزها با عکس‌هایی روبه‌رو شده باشی که با هوش مصنوعی ساخته شدن و خیلی واقعی به نظر میان.

خب، مغز ما دقیقاً همین کار رو می‌کنه! 😮 فقط با یه تفاوت مهم:

🧠 اون نسخه‌ی پیشرفته‌تر و واقعی‌تری از هوش مصنوعی داره که نه‌تنها شرایط فعلی، بلکه تمام خاطرات و سابقه‌ زندگی‌ت رو در نظر می‌گیره و ازش تصویرسازی می‌کنه.

و حالا می‌فهمی چرا معمولاً نگران چاق‌تر شدن هستی… چون:

  • وضعیت الان رو داری می‌بینی 📍
  • خاطرات چاق‌تر شدن قبلی رو هم توی ذهنته 📂

مغزت همه اینارو ترکیب می‌کنه و می‌گه: “خب، پس تصویر آینده هم چاق‌تره!” 😱

🧭 وقتشه مسیر تصویر ذهنی برای لاغری رو عوض کنیم

حالا که می‌دونی مغزت قراره بر اساس تصاویری که بهش می‌دی، جسمت رو طراحی کنه، پس باید حواست باشه چه الگویی براش می‌فرستی!

❌ وقتی وضعیت فعلی بدنه‌مون چاقه یا نامناسبه، نمی‌شه از همین وضعیت برای ساختن تصویر ذهنی متناسب استفاده کرد.

✅ بهترین کار اینه که یه الگوی مناسب و قابل‌باور انتخاب کنیم تا مغز بتونه با استفاده از اون، تصویر جدیدی برای جسممون طراحی کنه. 🧩✨

پس از این به بعد، تصویر ذهنی برای لاغری رو با آگاهی و انتخاب آگاهانه بساز… چون این نقاش ذهنی تو منتظر یه الگوی جدید و الهام‌بخش از طرف توئه!

انتخاب تصویر ذهنی مناسب:

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.

👉 برای ادامه مسیر، وقتشه بری سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 258 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 171 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45018

258 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

258 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۱:۴۹
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 465 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      درک وبرداشت من از فایل 

      من فهمیدم که مغز من تصویری هست و بیشتر تصاویر وعکسها را در خود ذخیره می‌کند. مغز مثل یک نقاش ماهر هر تصویر وتجسمی که از خود داریم رو به واقعیت جسمی ما تبدیل می‌کند. 

      مغز تصویر چاقی ما را می‌گیرد و در جسم نمایش می‌دهد. 

      ما افراد چاق همواره در حال ارسال عکس چاقی به مغز هستیم ما هرروز وقتی خودمان را در آینه می‌بینیم تصویر چاقی به مغز می‌دهیم.ماهر روز که غذا میخوریم تصویر چاقی به مغز ارسال می‌کنیم ما وقتی لباسمان کمی تنگ می‌شود تصویر چاقی به مغز می‌فرستیم ما وقتی به  نگاه افراد به چاقیمان توجه می‌کنیم تصویر چاقی رو به مغز می‌دهیم مغز این تصاویر را ثبت می‌کند و در زمان مقرر خودش این تصاویر را در جسم نمایان می‌کند. 

      خیلی برام جالب بود همزمان که استاد در مورد تصویری بودن مغز حرف میزد مغز من حرفهای استاد رو که در مورد رفتن به باشگاه توضیح می‌داد تصویری مجسم میکرد .

      مثلا استاد که گفتن رفتم مرغ فروشی و با صاحب مغازه حرف زده و او هم از قضا بدن ساز بوده  وبهش آدرس باشگاه خوب رو میده و استاد میره وشروع می‌کنه من همش این صحنه ها رو در ذهنم می‌دیدم چقدر برام جالب بود .

      ما خاطرات کودکیمان به شکل تصاویر در مغز ذخیره شده است من صحنه های مدرسه رفتن یا در کلاس بودن یا زنگ های ورزش و فوتبال بازی کردن رو به خوبی به شکل تصویری یادمه خیلی زیاد صوت ها یادم نمیاد حرفهای دوستان معلمان ولی قشنگ تصاویر مدرسه تصاویر راه مدرسه خوب یادمه یا خاطرات رفتن به شمال یا خاطرات پدرم به شکل تصویری یادم هست خیلی کم صداها یادم مونده پس نتیجه میگیریم که هم مغز تصویری هست وهم اینگه حس بینایی خیلی حس قویتر و عمیق تری هست حس بینایی مهمترین حس بدن هست برای همین مغزم تصویری هست نه صوتی .

      من خیلی وقتها شده تصویر آدمها یادم میاد ومیشناسمشون ولی نمیدونم کجا دیدمشون یا کجا با هم آشنا شدیم ک حرف زدیم. 

      پس ما درین قسمت باید تصویر یک فرد متناسب رو انتخاب کنیم و هر روز بهش نگاه کنیم تا تصویر چاقی مغزمان جایگزین تصویر لاغری بشه تا مغز بتونه تصویر چاقی رو فراموش کنه و ما رو به سمت لاغری هدایت کنه و تصویر لاغری ما رو در جسم نشون بده 

      من چند ساله تصویر یک مدل زیبا وقد بلند وجوان وموفق و ثروتمند رو انتخاب کردم استاد گفتن به ایده آلتون نزدیک باشه درسته این خانم خیلی متناسب هست ولی من این مدل رو دوست دارم حس خوبی ازش میگیرم انرژی مثبت داره دیگه عوضش نکردم. 

      واینکه استاد سوالی داشتم من قصد بارداری دارم من عکسهای این مدل رو زمانی که باردار بود رو هم دانلود کردم که فقط شکمش جلو اومده الان من کدوم تصویر رو انتخاب کنم عکس تناسب اندام در بارداری یا عکس متناسب خودشو 

      ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 39 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        سلام و درود
        عکس های معمولی انتخاب کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۱:۴۸
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 874 کلمه

               ««   به نام خدا  »»

         جلسه اول از دوره ضمیر ناخودآگاه 

                 ««   دیدگاه شماره 3   »»

        «   منطقی   کردن  تصویر متناسب در ذهن »

          ««««««««««««««««»»»»»»»

      هر وقت به  تصویری که انتخاب کردم نگاه می‌کنم ناخودآگاه با لبخند رضایت تاییدش می‌کنم میگم تو همونی هستی که می‌خوام باشم همونی که باید باشم این چاقی رو خودم در سال‌های  گذشته  دور به خودم دعوت کردم … این یک مهمان خودخوانده است ۳۰ سال است که ازش پذیرایی کردم و روز به روز قلدرتر و قلچماق‌ترش کردم خودم با قدرت ذهنم در وجودم خلقش کردم   حالا دیگه وقت اینه که تشریف ببره….  دیگه نباید در وجود من میدانداری کنه….

      من تا ۳۰ سالگی به جز دوران کودکی تا قبل مدرسه لاغر بودم آنقدر نحیف و لاغر که هرکی بهم می‌رسید می‌گفت بیمار شدی ؟چیزی شده؟ نکنه مواد می‌کشی….. این سوالات   و حرفها آزارم می‌داد به دنبال راه حل فیزیکی برای چاق شدن می‌گشتم راه دیگه‌ای هم بلد نبودم اما وقتی چاق شدم از سال سوم چهارم به بعد برام دردسر شد فکر می‌کردم که چون غذا زیاد خوردم سوخت و سازم پایین آمده استعداد چاقی پیدا کردم سال‌ها به دنبال راه حلی برای مهارش بودم که هرگز موفق نشدم اما حالا چند ساله که فهمیدم من با قدرت  ذهن با تصویرسازی با تکرار افکار چاق کننده و با انتظار و باور اینکه بعد از ۳۰ سالگی حتماً چاق می‌شم و آخر سر با پرخوری چاق شدم…. حالا هم می‌تونم دوباره با قدرت ذهنم به سال‌های تناسب اندام برگردم چند ساله سعی کردم افکارم رو تغییر بدم به قدرت ذهنم ایمان آوردم افکار لاغر کننده رو مرور کردم  و انتظار لاغری رو در خودم پرورش دادم بارها به خودم میگم وقتی به اون راحتی بدون هیچ کار خاصی تونستم چاق بشم پس حالا هم می‌تونم راحت لاغر بشم… با این تفاوت که چاق شدن یک کار غیر طبیعی برای بدن من بوده و طول کشیده اما لاغری فطرت خدایی و زیستی منه کافیه موانع ذهنی برطرف بشن و ناخودآگاه تصمیم به کاهش وزن من بگیره در این صورت در عرض چند ماه به وزن ایده آل خواهم رسید

      چاقی حق خدایی من نبود خدا دوست نداشت من به این وضع بیفتم واسه همین شاید حدود ۲۰ سال طول کشید تا به این آرزوی نابخردانه برسم اما بالاخره مغزم تسلیم ذهنم شد و کم کم  جسمم مثل توپی که بادش کنند ورم کرد و طی یک پروسه سی  ساله وزنم از ۵۰ به ۸۴ کیلو رسید…….  من با پافشاری بر افکار و رفتار غلط خودم رو لایق اضافه وزن کردم…

      حالا دارم به ذهنم آموزش میدم که اون فرمول‌های اشتباه رو کنار بذاره و اجازه بده مغزم به فرمول‌های پیش فرض برگرده فرمول‌هایی که مدت مدیدی است غیر فعال شدن اما کم کم دارن فعال میشن سختی کار فقط ادامه دادن به آموزش‌هاست که این هم در حقیقت اصلا سخت نیست مگه قرار به قله قاف برم و اونجا رو فتح کنم؟؟  

      فقط با پافشاری بر این خواسته به حق خدایی به تناسب اندام دلخواهم خواهم  رسید…..  

      من دوباره مثل همین تصویر لاغر و خوش اندام  می‌شم  چون خدای لاغری و فرشتگان پشتیبان من در این راهند ….

      من دوباره متناسب می‌شم چون خدا خودش منو انتخاب کرده و به اینجا به شاگردی انسان فرهیخته جناب عطار روشن درآورده گفته بشین لاغری رو یاد بگیر  چاقی رو از راه‌های من درآوردی و یه مشت باور غلط یاد گرفتی حالا لاغری رو اصولی صحیح با قوانین الهی به پشتیبانی از شناخت قدرت ذهنت بیاموز و اجرا کن تو بعد از کلی زمینه سازی ذهنی  و سپس با پرخوری تیر نهایی رو به خودت زدی و چاق شدی حالا می‌تونی با زمینه سازی‌های ذهنی در سایت تناسب فکری و با یک استاد راهنمای کارکشته و امتحان پس داده به اینجا برسی که پرخوری و کم خوری رو تعطیل کنی و به رفتار غذایی متناسب متوسل بشی و خود تو از این منجلاب نجات بدی…  

      من دوباره متناسب و خوش هیکل می‌شم چون رفتارهام تحت تاثیر افکار درستی که به ذهنم وارد شده تغییر کرده و تغییر رفتار به شکل مستمر منو به  اندام ایده‌آل خواهد رساند 

      من راحت متناسب می‌شم چون الگوی من لاغرهای متناسبی هستند که فقط از طریق افکار و رفتار درست زندگی می‌کنند بدون اینکه ورزش خاص یا رژیم خاصی رو رعایت کنند ..

      من راحت لاغر می‌شم چون دانشجوی دوره کنترل اشتها در مغز هستم با شناسایی خطاهای مغز چاق و مراقبت از خودم در انجام ندادن این خطاها  یا تکرار نکردن اون‌ها می‌تونم حتی با رعایت ۵۰ درصد از این آموزش به راحتی متناسب بشم ….

      من راحت لاغر می‌شم چون به شدت استعداد لاغری دارم این استعداد رو چند وقتیست که به کار گرفتم و دیر یا زود به بار خواهد نشست

       

      من راحت لاغر می‌شم چون بنا ندارم به هیکل چاق فعلی توجهی داشته باشم احساسم را خوب نگه می‌دارم تا زندگی در وضعیت لاغر که پر از احساسات خوب و ارتعاش ذهنی بالاست را تجربه کنم

      زمانی که تصویر دلخواهم رو به عکاسی جهت چاپ ببرم دلایل لاغریمو خلاصه می‌کنم و در پایین اون تصویر در چند جمله ساده خواهم نوشت تا هر روز به تکرار دیده و خوانده بشه تا ذهن ناخودآگاه من متوجه اهمیت موضوع بشه و دست به تنظیم فرمول‌ها جهت کاهش وزن بزنه و سپس خیلی زود آثار جسمی این تنظیمات به نمایش در بیاد و من زندگی در سرزمین لاغرها رو شروع کنم لذت ببرم و خدا رو شکر کنم….. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۱:۴۸
      مدت عضویت: 1953 روز
      امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 608 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و گرامی و دوستان همراهم. 

      وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم ،فهمیدم چکار کردم که چاق شدم .

      از کودکی شرایطی برام پیش اومده که توجه کنم به حرفها و اطلاعاتی درباره ی چاقی .

      یادمه همیشه خیلی نکته سنج بودم و با دقت به همه چی گوش می کردم .

      شاید توجه زیادی که داشتم موجب شده اون چیزهایی رو که هم نباید یاد گرفتم .

      هر چه دیدم و شنیدم و نشانه هاشو در دیگران دیدم به تصویر تبدیل کردم و به ذهن سپردم .

      همین الانم خاطراتی از کودکی دارم .

      و هم تصاویری از آینده .

      می تونم بشینم و آینده رو برای خودم مثل یک فیلم بازی کنم .

      همیشه از هرچی ترسیدم ،با خودم فکر کردم و تا آخرین حد بدی رو در نظرم گرفتم شاید بفهمم آخرش هیچی نمیشه و از ترسام کم بشه .

      پس به راحتی می تونم آینده رو تجسم کنم.

      اینم از قابلیت های ذهن هوشمند انسان است .

      تمام کسانی که چیزی اختراع کردن ،اول اونو توی ذهنشون تصور کردن و بعد براش گام های درست برداشتن و در آخر موفقیتشون رو جشن گرفتن .

      حالا نوبت منه .

      من دوست دارم متناسب بشم پس تصویر زیبای تناسب اندام رو تصویر سازی می کنم و حالا که مسیر درست رو پیدا کردم و بهش مطمئنم، با برداشتن گام های استوار به موفقیت می رسم .

      الان باید اول تناسب اندام رو درست تصویر سازی کنم پس یک عکس ایده آل که دوسش دارم با همون پوشش رو برای خودم انتخاب می کنم و اونو هر روز می بینم .

      ذهنم می تونه تصویر درستی رو یاد بگیره. 

      وقتی اطلاعات درست رو به مغزم میدم تصویر زیباش در جسمم نمایان میشه این مسیر درسته .

      وقتی اومدم خونه ی جدید و خالی از وسیله بود با توجه به مدل خونه توی ذهنم براش وسیله انتخاب کردم و بعد اونا رو تهیه کردم و چیدم و در انتها اون خونه ای که دوست داشتم نمایان شد .

      همین کار رو هم ذهنم با مغزم با هم انجام میدن و جسمم رو متناسب می کنن .

      گام اول انتخاب عکس بود .

      حالا نوبت اطلاعات درسته .

      ذهن من همیشه دنبال شادی و سرخوشیه. 

      هر جا شادی باشه پایه است .

      پس یک سری سوالاتی براش طرح می کنم هم حس لیاقت و هم حس شدنی بودن و حس شادی رو درش بوجود بیاره و با جواب دادن و رسوندن اطلاعات درست گام بعدی رو برمی دارم .

      آهان یادم رفت مسیرم باید آسون باشه اصلا خوشش نمیاد بهش فشار بیارم .

      اول براش عادی می کنم .

      ای بابا کاری نداره که تو بارها لاغر شدی .

      طبیعت بدنت لاغریه .

      اطلاعاتت درسته پس رفتار غذاییت درسته .

      دیگه چی میگی .

      حالا به ذهنم ثابت کنم حال می کنه اگه کارشو درست انجام بده .

      ببین وقتی متناسبی ،شادی ،سبکی ،جوان تری ،زیباتری ،دوست داشتنی تری ،کارهات آسونه ،حالت خوبه .

      حالا باید حال خوبم رو بیشتر کنم با احساس شعف و شادی و انرژی خوبی که از دیگران می گیرم . شادی و تحسین و آفرینی که در دیگران می شنوم .

      مثل دونده ها که شب خواب می بینن از طناب پایان خط رد شدن  منم اون شکلی میشم .

      جشن گرفتن موفقیت با دیگران واقعا عالیه .

      دومین گام رو با موفقیت انجام میدم .

      استمرار دارم و هر روز انجامش میدم .

      درسته اینهمه شادی کردم اما زمانی برای نتیجه در نظر ندارم فقط مطمئنم میرسه .

      هر چه از جهان هستی بخوام بموقع بهم میده .

      امروز دوباره تمام این سرخوشی ها  رو  انجام دادم و لذت بردم .

      وقتی گوشی رو برمیدارم و روشن می کنم خودم رو می بینم و به خودم لبخند می زنم.

      ( البته عکسی که گذاشتمه 😄)

      امیدوارم هر چه زودتر گام بعدی به سوی موفقیت رو برداریم .

      بسیار سپاسگزارم استاد از شما .🙏🌼

      در پناه خدا باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار دایان قناعتی
      دایان قناعتی
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۱:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      من به راحتی لاغر می شوم

      شکم من خیلی راحت کوچک می شود

      غذایی که می خورم به راحتی سوزانده می شود

      وزن من همیشه ایده آل است

      تکرار این جملات و این افکار مثبت به تدریج باورهایی در ذهن من می سازد که از طریق ضمیر ناخودآگاه من به سریعتر و راحت تر لاغر شدن خودم کمک می نماید بنابراین هر موقع که باورهای منفی به سمت ما آمدند سعی کنیم افکار منفی را از خود دور کنی و جملات مثبت را جایگزین آن کنید. این عادت خیلی زود روی ذهن ما تاثیر مثبتی می گذارد بدین ترتیب لاغری با قدرت ذهن عملی خواهد بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۹:۰۱
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه

                      ««   به نام خدا  »»

      جلسه اول از دوره ضمیر ناخودآگاه                 ««   دیدگاه شماره ۲ »»

            ««    منطقی کردن تصویر انتخابی  »»

             «««««««««««««««»»»»»»»»»»»»»» 

      تصاویر چاقی که در ذهن داریم فقط از دیدن خودمون شکل نگرفته  یادمون میاد وقتی جلوی آینه خودمونو می‌دیدیم خیلی فکرها در ذهنمون مرور می‌شد وای چه کار کنم چقدر چاق شدم شکمم چقدر زشت شده اصلاً چرا چاق شدم چرا لاغر نمی‌شم چقدر بدشانسم چه کار کنم که لاغر شم …. کلی از این حرف‌ها و افکار ناامید کننده……

      زمانی که دیگران در مورد ما صحبت می‌کردند نظر می‌دادند پیشنهاد می‌دادند دلسوزی می‌کردند و هشدار می‌دادند تمام این حرف‌ها یک شرحی بود از احوالات ما که به دنبالش تصاویر ذهنی چاقی که در ما شکل می‌گرفت کاملتر ‌ از تصاویر قبلی می‌شد و بیشتر درک می‌کردیم که چقدر اوضاعمون بد و قابل انتقاده و روز به روز هم داریم بدتر می‌شیم……

      حتماً یادمون هست زمانی که مدرسه می‌رفتیم درس‌های تصویری که یک توضیحی هم کنارش بود خیلی بهتر یاد می‌گرفتیم و در ذهنمون باقی می‌موند اما اگر تصویر بدون توضیح می‌دیدیم برامون  نامفهوم بود  نمی‌دونستیم هدف از این تصویر چیست بنابراین حالا که می‌خوایم تصویر لاغری در خودمون ایجاد کنیم باز باید از همین ترفند استفاده کنیم  چون همین ترفند باعث تقویت و ماندگاری تصاویر ذهنی چاقیمون بوده  حالا برای لاغریمون باید ازش استفاده کنیم و لاغری رو ایجاد و ماندگار کنیم…..

      خب حالا به چه شکلی باید عمل کنیم؟

      به این صورت که اول تصویر انتخابی رو جلوی رومون قرار می‌دیم و بعد به چند سوال در مورد این تصویر جواب میدیم….. این سوالات و  جواب‌هاش باید تکراری باشه به خاطر اینکه می‌خوایم یک الگوی نحوه فکر کردن و تصویر رو در ذهن خود ایجاد کنیم  ….   

      دلیل دوم برای تکراری بودن جواب به سوالات  اینه جواب به سوالات مربوط به چاقی نیز همیشه چند جمله تکراری بوده…..

      مهمترین و کلیدی‌ترین نکته اینه که باید بتونیم برای ذهنمون لاغر شدن  به همین شکلی که در تصویر می‌بینیم طبیعی و شدنی کنیم …. باید برای ناخودآگاه باورپذیر بشه که  من به همین شکل لاغر بشم  این اتفاق طبیعی و شدنیه…..

      قبلاً وقتی کسی از چاقیمون حرف می‌زد و نظر می‌داد و یا خودمون بهش فکر می‌کردیم برامون طبیعی بود که چاق باشیم هم تصویرمونو داشتیم هم افکارمونو هم بازخوردها را از افراد دیگه دریافت می‌کردیم   در واقع سابقه چاقیمون بهمون اثبات می‌کرد که تو طبیعیه که چاق‌تر بشی مثلاً  می گفتن  بری مسافرت و بیای چاق‌تر می‌شی ایام عید ایام ماه رمضان و  رفتن به مهمانی‌ها در همه حال تو چاق‌تر می‌شی همیشه این پیش بینی درست از آب در می‌آمد چرا؟

      چون قبول کرده بودیم که ما اینیم و برامون خیلی عادی بود که به هر مناسبتی چاق‌تر بشیم اما موقع لاغر شدن با روش ذهنی  به راحتی نمی‌تونیم قبول کنیم که ذهنی هم میشه لاغر شد.. همش دنبال دلیل خاصی برای لاغری هستیم اینکه کار خاصی انجام بدیم بارها گفتیم آخه روی چه حسابی من لاغر می‌شم آخه مگه ورزش می‌کنم مگه رژیم دارم مگه دارویی چیزی می‌خورم مگه میشه به این راحتی اینقدر لاغرو متناسب شد…..

      اینجاست که متوجه می‌شیم باور لاغر شدن با قدرت ذهن روی باورپذیر شدن تصویر انتخابی خیلی خیلی تاثیرگذاره…..

      سوال اول: 

      چطور می‌تونی به خودت  راحت لاغر شدن رو اثبات کنی ؟

      راحت لاغر شدن برمی‌گرده به اینکه این تصویر ذهنی رو برای خودت عادی کنی طبیعیش کنی باید به این سوال جواب بدی روی   چه حسابی می‌گی که من به این تصویر ذهنی می‌رسم ؟

      باید با شرح ساده در سه چهار جمله دلیل قانع کننده برای خودت بیاری که آره من به این دلیل به این دلیل می‌تونم خیلی راحت به این تصویر به این تناسب اندام برسم….

      این چند جمله می‌تونه اینا باشه: 

      چون دارم از آموزش‌های ذهنی استفاده می‌کنم و روی  احساس و رفتار من داره تاثیر می‌ذاره پس خیلی راحت می‌تونم مثل همین تصویر متناسب بشم 

      چون من قبلاً بارها به این تناسب اندام رسیدم اما چون بلد نبودم و مسیرهایی که می‌رفتم اشتباه بوده نتیجه نمی‌گرفتم و وزنم برمی‌گشت الان دارم لاغری رو یاد می‌گیرم و وقتی یاد گرفتم و انجام دادم پس حتماً راحت لاغر می‌شم…

      چون خیلی‌ها به سن من هستند و در همین تناسب اندام به سر می‌برند و من هم می‌تونم به همین تناسب برسم…..

      لازم نیست دلایلی که میاریم چیز پیچیده‌ای باشه یه چند جمله ساده کافیه…

      هر دلیلی در این زمینه برای خودت بیاری و بنویسی باید در ذهنت و با گفتارت  تکرار بشه پس درنتیجه  برای ذهنت باورپذیر می‌شه…..

       سوال اول این میشه :

      به چه دلیل رسیدن به این تناسب اندام برات منطقی و طبیعیه ؟  چرا می‌تونی راحت به این تناسب اندام برسی؟

      همین پرسش و پاسخ برای چاقیمون هم بوده هر وقت سوال می‌شد که چرا شما چاق شدی ؟   کلی دلیل براش داشتیم و چاقی رو با همین دلایل برای خودمون منطقی و طبیعی کرده بودیم حالا باید برای طبیعی شدن لاغر ی دلیل بیاریم و منطقیش کنیم…..

      در دیدگاه بعدی پاسخ به این سوال رو خواهم فرستاد……. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۸:۲۰
      مدت عضویت: 2332 روز
      امتیاز کاربر: 40113 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      به نام خداسلام استاد گرامی و دوستان هم مسیرم جسله اول:انتخاب تصویر ذهنی 1_چرا فکر میکنی می تونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی برسی چون باور دارم تصویر ذهنی که انتخاب کردم به آن میرسم وایمان دارم به خداوند که دراین مسیر موفق میشوم می‌دانیم با تغییر فرمول‌های ذهنی که درمن اختلال ایجاد کرده بود اصل خودم که تناسب هست برمیگردم وواقعا خوشحالم بابت این مسیر زیباپر از آرامش درونی است وبه مرور به آنچه که میخوام میرسم 2_احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که اتنخاب کردی برسی احساس من عالی وتو‌صف شدنی پراز آرامش درونی است که میتونم لباس های رنگی دلخواهم رو  بپوشم واحساس سبکی وزیبای دارم. احساس تندرستی وپر شور نشاط دارم والان احساس میکنم اون اندام رو دارم چون واقعا احساس لذت خوبی دارد. 3_باز خورد اطرافیان وقتی شما رو باتناسب اندام وتصویر انتخابی مشاهده می‌کنند بازخورد اطرافیان ازاین که من متناسب شدم وای چکار کردی که متناسب شدی من هم میگیم به اصل خودم برگشتم که تناسب هست ومرا تحسین می‌کنند ومن هم خیلی خوشحالم بابت این اندام زیبایم خدایا شکرت که به مسیر هدایت شدم ممنونم استاد گرامی بابت این دوره فوق العادتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Soheila
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۸:۲۰
      مدت عضویت: 814 روز
      امتیاز کاربر: 2550 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      سلام، برای رسیدن به هر خواسته ای، انتخاب مسیر صحیح، روشن و واضح اهمیت زیادی دارد.

      در تغییر شرایط جسمی هم با انتخاب تصویر ایده آل و مناسب، یکی از الویتهاست.

      ذهن ما انسانها تصویر رو خیلی راحت میپذیره، اون تصویر رو ثبت و در بازیابی اطلاعات بکار میگیره.

      افرادی که سالهاست اضافه وزن دارن، چاقی در ذهنشون ثبت و طبیعی شده، مثلا: بارها با دیدن افرادی که اضافه وزن زیادی دارن خودم رو در وضعیت اونها میدیدم، با مخالفت اطرافیانم روبرو میشدم که چرا فکر میکنی تا این حد چاق هستی، و در نتیجه ذهنم منو با چاق شدن بیشتر روبرو میکرد.

      پس مهم نیست توجه من به خواسته یا ناخواسته ام باشه، ذهنم مانند ذره بین آنچه را که در موردش فکر میکردم را به حقیقت تبدیل میکرده😔

      حالا با توجه به آموخته ها دراین دوره فکر میکنم میکنم میتونم به تناسب اندام تصویری که انتخاب کرده ام برسم، زیرا من متناسب خلق شدم، و سالهای کودکی ، نوجوانی و جوانی را با تناسب اندام سپری کردم، چون تصویری متناسب در ذهن داشتم.

      در یک برهه زمانی ترس چاقی درمن بوجود اومده، تبدیل به باورم شده که غذاها میتونن منو تبدیل به فردی با اضافه وزن کنن، تصویر ذهنی من شده یک فرد چاق و بسوی چاقتر شدن سوق پیدا کردم. 

      حالا که باور کردم خودم مقصر بودم که افکار نادرست رو به ذهنم دعوت کردم، بارها به اشتباه از راههای مختلف به سمت مقصد نادرست رفته، از مسیر درست خارج شدم.

       میتوانم نگرشم رو به غذاها تغییر بدم و با عملکرد و رفتار صحیح و دادن الگو و (تصویر زمانی که متناسب بودم)، به اندام ایده آلم برسم، و از همه مهمتر در وزن و اندام ایده آلم بمانم و از زندگی لذت ببرم🙏✨️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۶:۵۲
      مدت عضویت: 2063 روز
      امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 964 کلمه

      سلام تغییر جسم مهمترین اولویت رسیدن به تناسب اندام ایده آله .

      من مدتی تجسم میکنم که مانتوسایز ۴۲ام که فقط یکبار پوشیدمش رو میپوشم و توی تنم خیلی آزاده و با اون میزان لاغر شدن خودم رو بیشتر نشان میدم .

      اون مانتو رو وقتی خریدم که بعد یک رژیم سخت ۱۳ کیلو کم کرده بودم و وزنم شده بود ۶۹ کیلو .اینقدر خوشحال بودم که به دهه ۶۰ رسیدم ولی دیگه نه نا داشتم نه جون … مرتب مریض و بی حال بودم ریزش مو کمر درد شدید تنگی نفس پادرد مشکلات هورمونی ….

      از بس اطرافیان دعوام کردند خودمم که از رژیم دل خوشی نداشتم رهاش کردم نهایت توی ۹ ماه برگشتم به ۸۲ خودم .

      تازه داشت تند تند وزنم اضافه میشد که در بین نمازم از خدا خواستم یا مشکلمو حل کنه یا من رو بکشه راحت شم کلی گریه ام کردم خیلی ناامید شده بودم تولدمم بود شوهرمم اصلا به یادش نبود طبق معمول چاقیم رو مقصر میدونستم که شوهرم بهم توجه نمیکنه .

      خلاصه عصر توی سرچ گوشیم که دنبال لاغری بودم رسیدم به لاغری با ذهن .

      من اصلا به فضای مجازی اعتماد نمیکردم ولی به یک سرعتی ایمیل دادم و ثبت نام کردم .

      اینقدرگوش دادم لذت بردم اینقدر خوندم کیف کردم که دیگه به دردهام توجه نمیکردم .

      اونجا نفهمیدم خدا صدامو شنیده و همون موقع هدیه تولد بهم داد بعدها فهمیدم .

      از اون تاریخ من توی سایت استادم خیلی دوره خریدم و از خریدش کیف کردم .

      اکثر بیماریهای یا رفتن یا کمتر شدن .

      من دنبال علت خیلی از بیماری هام رفتم و ریشه همه برگشت به ذهنم .

      من ناراحتی هورمونی دارم که نمیتونم زیاد بازش کنم .وقتی استاد از اینکه بدن خودش رو ترمیم میکنه میگفت من با خودم گفتم پس چرا بدن من ۱۳ ساله داره این بیماری رو یدک میکشه اصلا چرا من قبلا این مشکل رو نداشتم الان دارم .

      خدا شاهده یک چیزهایی به من الهام شد که از فرط هیجان شروع کردم بی هدف به راه رفتن ..

      من یادم آمد مادرم میگفت تو چون این بیماری رو نداری مثل عمه ات چاق میشی  شکمت بزرگ میشه ولی خواهرت به من رفته چون این مشکل رو داره شکمش بزرگ نمیشه .

      وااای حیرت کردم .یعنی ذهنم از ترس چاقی و شکم عمه ام من رو بیچاره کرده بود چقدرر دکتر رفتم که درمون بشم ولی فایده نداشت همه میگفتن بیا رحم اتو برداررر .

      آخه چراا من باید حرف مادرم رو قبول میکردم اینکه علمی نبود.

      مادر ، افکارش ، باورهاش خیلی روی من تاثیر داشت فکر میکردم هرچی بگه درسته .ذهن من بابیمار شدن من میخواسته من رو لاعر کنه .

      جالبه من لاغر نمیشدم از وزن ۷۰ رفتم به ۸۲ رسیدم چرااا ؟ توی ذهنم تصویر زن همسایه امون بود زنی خیلی مهربون و آروم و دوست داستنی ولی با وزن خیلی زیاد خیلی 

      پشت منصوره خانم همیشه توی ذهنم بود پر از گوشت و گوشتالود بالاتنه خیلی بزرگ با شکم قلمبه و پاهای فربه .نمیتونست راه بره ….آخرم از بیماری مرد .

      یا عموم که عین همین زن همسایه بود …

      من اصلا تصویر متناسب توی ذهنم نداشتم درصورتی که تا ۳۰ سالگی کاملا متناسب بودم.

       خداروهزاران بار شکر هزاران بار شکر 

      من جهنم زندگیمو کنار زدم من الان اینقدر میخندم توجه ندارم به اینکه ادم باید کم بخنده عاسق فضای هستم که بگم و بخندم .کلی هدف دارم کلی آموزش میبینم در صورتی که همکاران من هی میگن بازنشست بشیم بیمار میشیم خیلی ها زود میمیرن .

      من برام این حرفهاا مهم نیست اولا ذهن سن نمیشناسه دوما خیلی افراد هستن توی ۴۰ یا ۵۰ سالگی کلی تغییر کردن و ثروتمند شدند منم که تازه ۴۴دارم .

      مشکل هورمونی من به کمک دکتر عزیزم که باقانون جذب آشنا بود درمان شد .گفت ببین سنو تو نشون میده رحم ات سالمه نمیخوادداروهای هورمونی رو قبول کنه.تن به عمل سنگین نده .

      جالبه درست بعد ۴ماه مشکل من از صد درصد رسید به ۵۰ درصد فقط با یک حرف که سالمه و داروی تقویتی .

      من مشکل میگرن هم داشتم که علت اونم پیدا کردم یادم باشه اونم میگم که بازم برمیگرده به مادرم .خخخ

      سوال اول آیا من میتونم با تناسب اندام تصویری که توی گوشیم هست متناسب بشم ؟ 

      صدددرصد چطور تونست تا حدود زیادی من رو به تناسب منصوره خانم نزدیک کنه چطور تونست من بیماری مادرم رو بگیرم پس الان هم میتونه من رو متناسب کنه .همین الان چند نفر بهم گفتن لاعر شدی .دختر عمه ام گفت گن بستی ؟ 

      ولی در کنار این تصویر از خود درونی ام دلجویی میکنم آخه این اکرم وجودم خیلی آسیب دیده خیلی اذیت شده و اذیت اش کردم من همیشه درون آینه قربون صدقه خودم میشم و ازش تشکر میکنم حتی از چاقی خودم تشکر میکنم نعمتی بود برام اگه نبود من برای رفع اش دنبال مباحث لاعری با ذهن نمیرفتم .الان طوری شدم که بیشتر زمانم رو دوست دارم آموزش و کتاب خوندن پر کنه نه کار غیرمفید ..

      خیلی خوشحالم نت قوی و فیلترشکن دارم ولی اون رو صرف مباحث بیهوده اینستا نمیکنم .

      سوال دوم خوب معلومه حس ام عالییه لباس زیبا قشنگ میپوشم .به راحتی فشار از روی پاها و کمر من کمتر میشه درنتیجه فرز و چابک تر هستم .

      ولی اینها نهایت یک ماه بعدش کمرنگ میشه مهم اون حس قدرتی که به من میده من اهداف زیادی دارم که براسون تلاش میکنم وقتی این متناسب بشم به بزرگترین اش رسیدم و ذهن میفهمه بقیه اهداف چیزی نیست و به راحتی میتونه بهشون برسه .

      واکنش افراد هم زیاد برام مهم نیست چون به مرور متناسب میشم افراد هم نهایت یک یا دو بار بهم بگن و هیجان زده بشن ولی دلم میخواد متناسب بشم تا پسر کوچیک ام راه درست رو پیدا کنه با این راه یعنی تناسب ذهنی  خیلی واکنش منفی نشون میده ولی اولین کسی هم که یکم لاعر میشم بهم میگه اونه .میخوام پسرمم که ۱۷ ساله اشه و تازه یک ساله یکم چاق شده متناسب بشه و طعم حقارت های ما رو نچشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۵:۰۰
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 89 کلمه

        سلام دوست متناسب موفق عزیزم

        چقدر کامنتتون عالی و الهام بخش و انرژی بخش بود

        ممنون که با ما به اشتراک گذاشتید

        من توی دفترم دو مورد را به صورت فرمولی از کامنت شما یادداشت کردم تحت عنوان قدرت ذهن (بیماری رحمی خانم موفق که ذهنی بود تا به شکم عمه شون محکوم نباشن) (منصوره خانم همسایه تپل ولی مهربونم) نوشتم که یادم بمونه این یه مثال از توانایی ذهنه، اینجا در جهت منفی بوده ولی می‌تونه در جهت مثبت باشه و ما داریم سعی میکنیم فرمول ها را عوض کنیم 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۵:۴۴
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 79476 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      به نام خدای مهربان🙏🙏🙏❤

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همسیرم🙋‍♀️❤🌹

      ورود به کشف ذهن ناخوداگاهم🤔

      برای رسیدن به مقصد انتخاب مسیر مناسب اهمیت بالایی داره 

      پس برای تغییر شرایط جسمی با استفاده از قدرت ذهن مساوی با انتخاب تصویر مناسب برای رسیدن به تناسب اندام ایده آل ماست 

      دادن تصویر مناسب برای ذهنم خیلی مهم و شگفت انگیز پس من با دادن تصویر ایده آلم ذهنم رو مجاب میکنم این تصویر رو برام خلق کنه 

      چرا فکر می کنی میتونی به تناسب اندام  تصویری  که انتخاب کردی میرسی؟

       من قبلا در این شرایط جسمی بودم کاملا متناسب بودم تجربه وزندگی کردم  و اون زمان برام بودن در اون شرایط عادی و طبیعی بود و الان هم میتونم اون شرایط دوباره خلق کنم چون آگاهانه در مسیر آموزش تناسب اندام هستم و مطمئن هستم به اصلم برمیگردم چون سیستم خداوند بر متناسب بودن من تنظیم هست فقط منتظر اجازه من برای همسو بودن با خودش که من با اون همسو شدم و ساخت بدنم به سازنده اش سپردم از سر راه خدا کنار رفتم مطمئن هستم من زیبا و لاغر میشم چون خداوند من رو دوست داره و خواسته من رو اجابت می کنه خودش بارها بارها در قرآن متذکر شده که اجابت کننده تمام خواسته های انسانهاست تناسب در وجودم هستش ومن اون ازش خواستم نمایان بشه 

      احساس شمااز بودن درتناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست ؟

      احساس آرامش وخیال آسوده دارم اعتمادبنفس عالی رو دارم تجربه وحس میکنم وبه شدت خوشحالم و لبخند در کسری از ثانیه با دیدن تصویر در چهرهام نمایان میشه احساس سبکی و سلامتی و جوانی میکنم حس می کنم دوباره متولد شدم ودو باره فرصت خلق کردن ولذت بردن از زندگی رو دارم وبه خودم عشق می ورزم وخودم رو لایق بهترین ها میدونم چقدر حال دلم خوبه با خودم به صلح رسیدم هرچی از احساسم بخوام بگم کم چون کلمه ای برای ابراز این حس ندارم چقدر فوقالعاده شدم و چقدر دوست داشتنی و زیبا شدم 

      وقتی متناسب شی چه بازخوردی از اطرافیان میگیری؟

      اولین باز خورد، خودم به خودم میدم که زهره چه قدر فوق العاده شدی چقدر زیبا ومتناسب شدی آفرین به باورهای که ساختی و ادامه دادی تا خود واقعیت رو خلق کردی وبرای خودم جشن درونی میگیرم واز خودم و خدای خود تشکر و تقدیر میکنم وبعد باز خورد فوق العاده ای از سمت همسرم دریافت می کنم که میگه وای چقدر زیبا شدی مثل ۲۰ سال پیشت بهم تبریک میگه و تحسین میکنه وبرای سلامتی من خوشحال و پسرم با دیدن من که متناسب شدم شگفت زده شد و خوشحال میشه واون هم وارد این مسیر میشه تاتناسب اندام ایده عالش رو خلق کنه ومن هم برای اون الگوی مناسبی شدم باز هم خوشحالم خواهرم و دوستانم متعجب میشن چطور متناسب شدم ومن لبخند میزنم من کار خاصی نکردم فقط باور کردم لاغر هستم و روی خواستم استمرار داشتم

      و گذشته چاقم و تمام حسرتها وترسم از آینده رو رها کردم فقط با تصویر لاغریم در لحظه لحظه زندگی،زندگی کردم تا خلقش کردم 

      خدایا شکرت برای قدرت ذهنم🙏🙏🙏❤🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۵:۰۷
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 154 کلمه

        سلام زهره عزیز

        چه کامنت عالی ای

        یک به شاز کامنت شما برای من خیلی جالب و الهام بخش بود. آن را توی دفترم یادداشت میکنم که یادم بمونه.

        این که خدا برای ما بهترین شرایط (تناسب، ثروت و …) را در نظر داره ولی منتظر اجازه و تایید خود ماست تا باهاش همسو بشیم و اونها رو وارد زندگی ما بکنه. این یک جنبه جالب بود که به فکر نکرده بودم.

        (مطمئن هستم به اصلم برمیگردم چون سیستم خداوند بر متناسب بودن من تنظیم هست فقط منتظر اجازه من برای همسو بودن با خودش که من با اون همسو شدم و ساخت بدنم به سازنده اش سپردم از سر راه خدا کنار رفتم مطمئن هستم من زیبا و لاغر میشم چون خداوند من رو دوست داره و خواسته من رو اجابت می کنه خودش بارها بارها در قرآن متذکر شده که اجابت کننده تمام خواسته های انسانهاست تناسب در وجودم هستش ومن اون ازش خواستم نمایان بشه)

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زهره
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۹:۵۹
          مدت عضویت: 1206 روز
          امتیاز کاربر: 79476 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 98 کلمه

          سلام به دوست عزیزم بسیار خوشحالم که نوشتم برای شما احساس خوبی خلق کرداین سخن از طرف خداوند بود که در شما حس خوب رو بوجود آورد وبه وسیله من در فضای مجازی نوشته شد بله مطمئن باشید ما متناسب هستیم و با ذهنمون تناسب خود رو نمایان می کنیم به لطف پروردگارمان اون پرورش دهنده تمام خیر خوبی در جهان هست پس جسممون رو به خودش مسپاریم وبا احساس عالی نظاره گر زیبای وجودمون میشیم تا تناسب در جسمون ظاهر بشه 

          برای شما آرزوی سعادت، خوشبختی ،ثروت و تناسب اندام را از پروردگارم خواستارم 

          سپاس فراوان از لیلا عزیز

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۴:۵۶
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      با سلام. 

      جلسه ی امروز خیلی خوب بود. حس عالی و انگیزه ای زیاد رو در من شعله ور کرد. 

      برای انتخاب عکس دو سه ساعت وقت گذاشتم و عکسی رو انتخاب کردم که هم دوستش دارم ، هم شبیه تیپ و استایل خودمه ، هم قد و رنگ موی مدل با من یکسانه و هم اینکه تا دیدمش حس کردم خیلی راحت میتونم بهش برسم.

      – چرا فکر میکنی می تونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی برسی؟!

      چون که یکبار رسیدن به همچین تناسب اندام رو تجربه کردم . دلیل بعدی من اینه که از مسیرم مطمئن هستم و راه درستی رو انتخاب کردم چون همسو با طبیعت جسم و ذهنم حرکت میکنم.

      ۲- احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست؟

      حس فوق العاده ای داره که میتونم تجربه کنم و سبک میشه جسمم . 

      اینکه میتونم هر لباسی که دوست دارم رو بپوشم و اعتماد به نفسم بیشتر میشه انگیزه ی من رو خیلی بیشتر میکنه.

      ۳- بازخورد اطرافیان وقتی شما رو با تناسب اندام تصویر انتخابی مشاهده‌ می کنند چیست؟

      همه ی اونایی که روزی میگفتن چه قدر چاق شدی یک‌کاری برای خودت بکن و … دارن از من می پرسن که چیکار کردی و خیلی تغییر کردی و از من حسابی تعریف میکنن ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حمیده پارسا صفت
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۵:۴۰
        مدت عضویت: 2322 روز
        امتیاز کاربر: 5070 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        واقعا عالی بود منم فراموش کرده بودم که یکبار قبلاً تجربه کردم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم