0

جلسه اول: انتخاب تصویر ذهنی، آغاز مسیر لاغری ذهنی

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز مقدمه ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اون رو بخونی تا با فضای این مسیر آشنا بشی.

🔙 اگه هنوز مقدمه‌ی ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول از اونجا شروع کنی.

خوش اومدی به شروع یکی از شیرین‌ترین و تأثیرگذارترین سفرهای زندگی‌ت:

✨ ورود به دنیای ذهن ناخودآگاه!

همون‌طور که برای رسیدن به یه مقصد خاص، انتخاب مسیر درست خیلی مهمه، توی مسیر تغییر اندام و سبک زندگی هم انتخاب تصویر ذهنی برای لاغری دقیقاً همون مسیره که ما رو به نتیجه‌ی دلخواهمون می‌رسونه. 🧭💪

📸 ذهن ما یه قدرت عجیب داره؛ وقتی تصویر درستی از خودمون توی ذهن‌مون بسازیم، کم‌کم اون تصویر می‌تونه تبدیل بشه به واقعیت زندگیمون.

پس اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری می‌شه اولین و مهم‌ترین قدم برای شروع یه تغییر واقعی… 🌱

🧠 ذهن تصویری و نقش آن در لاغری

اگه تا حالا با خودت فکر کردی که چرا وقتی به یه خاطره فکر می‌کنی، تصویرش واضح جلوی چشم‌ت میاد، باید بدونی که این همون خاصیت ذهن تصویری ما انسان‌هاست.

ذهن ما عاشق تصویره! 🤩 یعنی بیشتر اطلاعات رو نه با کلمه و عدد، بلکه با تصویر و نمادهای بصری نگه می‌داره. همینه که باعث می‌شه تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل بشه به یه ابزار قدرتمند برای تغییر بدن و رفتار ما.

تصویر ذهنی برای لاغری

🖼️ خاطرات، آینده و تصویر ذهنی

حتماً برات پیش اومده که یه خاطره قدیمی رو یهو به یاد بیاری… با تمام جزئیات تصویریش. این یعنی مغز ما حافظه تصویری خیلی قوی‌ای داره! و درست به همین شکل، می‌تونه آینده رو هم تصویرسازی کنه.

اما نکته مهم اینه که:

🔸 اگه در ذهنمون آینده رو با اضافه‌وزن بیشتر تجسم کنیم، احساس ترس و ناامیدی پیدا می‌کنیم.

🔸 اگه آینده‌ رو با اندام متناسب و حال خوب تصویر کنیم، احساس انگیزه، امید و انرژی پیدا می‌کنیم. ✨

اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل می‌شه به یه کلید طلایی برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه.

🌦️ ذهن مثل ایستگاه هواشناسی عمل می‌کنه

ذهن ما خیلی شبیه ایستگاه‌های هواشناسیه! همون‌طور که ایستگاه هواشناسی با اطلاعات فعلی آب‌وهوا، شرایط روزهای آینده رو پیش‌بینی می‌کنه، مغز ما هم با توجه به اطلاعات فعلی جسم و افکارمون، آینده رو در قالب تصویر ذهنی می‌سازه. 🛰️🧠

پس اگه دائم با ترس از چاق‌تر شدن زندگی کنیم، ذهن ناخودآگاه ما دقیقاً همون مسیر رو دنبال می‌کنه… چون اون فقط طبق تصاویر کار می‌کنه، نه منطق یا آرزوها!

🔍 مرور گذشته و ترس از آینده

وقتی کسی اضافه‌وزن داره، معمولاً ذهنش دو تصویر اصلی رو می‌سازه:

۱. تصویر گذشته: “اون زمانی که لاغرتر بودم… کاش برمی‌گشتم به اون روزا” 😢

۲. تصویر آینده: “نکنه بدتر بشم؟ چقدر ممکنه چاق‌تر بشم؟” 😟

هر دو این تصاویر، می‌تونن باعث حسرت یا اضطراب بشن؛ اما اگه ما آگاهانه تصمیم بگیریم که یک تصویر ذهنی مثبت برای لاغری بسازیم، ذهن ناخودآگاه به جای ترس و غم، وارد فاز همکاری و پشتیبانی می‌شه. 🧘‍♀️💖

📚 گزیده علمی مرتبط:

مقاله منتشر شده در مجله Frontiers in Psychology توضیح می‌دهد که تصویرسازی ذهنی منظم می‌تواند تاثیر مستقیمی بر انگیزه، عملکرد و رفتارهای مرتبط با تناسب اندام همیشگی داشته باشد.

🖌️ انتخاب الگو برای نقاشی ذهن

یه لحظه تصور کن مغزت مثل یه نقاش حرفه‌ایه! 🎨🧠

نقاشی که بر اساس اون تصویری که تو از خودت در ذهنت ساختی، شروع می‌کنه به ترسیم شرایط جسمی‌ات… چه متناسب، چه چاق.

تا حالا به خوبی دیدی که این نقاش (یعنی مغزت!) چطور تونسته شرایط چاق‌ترت رو به تصویر بکشه.

🔍 این یعنی مغزت فقط به اون چیزی پاسخ می‌ده که تو براش تصویر کردی… نه آرزوهات، نه حرفات، فقط تصویر ذهنی برای لاغری یا چاقی!

🤖 مغز ما، هوش مصنوعی درونی

شاید این روزها با عکس‌هایی روبه‌رو شده باشی که با هوش مصنوعی ساخته شدن و خیلی واقعی به نظر میان.

خب، مغز ما دقیقاً همین کار رو می‌کنه! 😮 فقط با یه تفاوت مهم:

🧠 اون نسخه‌ی پیشرفته‌تر و واقعی‌تری از هوش مصنوعی داره که نه‌تنها شرایط فعلی، بلکه تمام خاطرات و سابقه‌ زندگی‌ت رو در نظر می‌گیره و ازش تصویرسازی می‌کنه.

و حالا می‌فهمی چرا معمولاً نگران چاق‌تر شدن هستی… چون:

  • وضعیت الان رو داری می‌بینی 📍
  • خاطرات چاق‌تر شدن قبلی رو هم توی ذهنته 📂

مغزت همه اینارو ترکیب می‌کنه و می‌گه: “خب، پس تصویر آینده هم چاق‌تره!” 😱

🧭 وقتشه مسیر تصویر ذهنی برای لاغری رو عوض کنیم

حالا که می‌دونی مغزت قراره بر اساس تصاویری که بهش می‌دی، جسمت رو طراحی کنه، پس باید حواست باشه چه الگویی براش می‌فرستی!

❌ وقتی وضعیت فعلی بدنه‌مون چاقه یا نامناسبه، نمی‌شه از همین وضعیت برای ساختن تصویر ذهنی متناسب استفاده کرد.

✅ بهترین کار اینه که یه الگوی مناسب و قابل‌باور انتخاب کنیم تا مغز بتونه با استفاده از اون، تصویر جدیدی برای جسممون طراحی کنه. 🧩✨

پس از این به بعد، تصویر ذهنی برای لاغری رو با آگاهی و انتخاب آگاهانه بساز… چون این نقاش ذهنی تو منتظر یه الگوی جدید و الهام‌بخش از طرف توئه!

انتخاب تصویر ذهنی مناسب:

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.

👉 برای ادامه مسیر، وقتشه بری سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 258 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 171 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45018

258 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

258 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۳:۳۴
      مدت عضویت: 2539 روز
      امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      به نام خدای خوب و نازنینم من از بچگی بچه متوسطی بودم یعنی نه چاق بودم و نه لاغر و تقریباً از ۹ سالگی اولین علائم چاقی را در خودم دیدم یادمه که مادرم یک شلوار لی برایم خریده بود که یک بار پوشیدم و دفعه بعد که اومدم بپوشم دیگه توی پام نرفت الان قشنگ تصویر اون لحظه رو یادم هست چیز دیگه‌ای که یادم هست اینه که برادر بزرگم ی مادرم را دعوا می‌کرد و می‌گفت مامان نذار فاطمه اینقدر بخوره مثل عمه میشه و من از اون زمان به بعد ر وقت عمم رو می‌دیدم در ذهن خودم می‌گفتم که من قراره مثل این آدم بشم و الان هم که ۴۴ سالمه بیشترین شباهت را به عمم دارم حتی انقدر شبیه عمم هستم دخترها شبیهش نیستند حتی فر بودن موهام هم مثل عمم هست که هیچ کدوم از دختراش موهاشون فر نیست خلاصه من در ذهنم عمم تصویر آیندم هست و من باید برای خودم این موضوع را حل کنم مه‌ام الان تقریباً ۸۰ یا ۸۵ سالش هست و به زور با واکر توی خونه راه میره من دوست ندارم آیندم شبیه ایشون بشه پس باید برای خودم منطقی کنم که من یه آدم جدایی هستم و هیچ ربطی به عمم ندارم چاقی من ارثی نیست ون خیلی‌ها توی این گروه و سایت بودن که فامیل‌هاشون چاق بودن اون‌ها لاغر شدن و از همه مشهودتر استاد هستند که همین نگرش رو داشتن و تونستن لاغر بشن س من هم می‌تونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۳:۲۲
      مدت عضویت: 1922 روز
      امتیاز کاربر: 10075 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,051 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خدایا بی نهایت شکر که در این مسیر به اطلاعات جدید راه پیدا کردم 

      سلام استاد و دوستان عزیزم 

      من طاهره هدفم بهتر زندگی کردن است 

      ذهن ما تصویریه 

      هرچه خاطراتی که داریم تصویریه و من هر چی از بچگی خودم به یاد دارم تصویریه و تمام لحظاتی که درکنارخانواده بودم و بازی میکردم و اتفاقاتی که برام افتاد تصویرش در ذهنم هست و جالبه این که این تصاویر از نظر من جور دیگه ایست با تصاویری که از نظره مادرم هست من ازیک صحنه و اتفاق جوری دیگه ای تعریف میکنم و بر اساس اطلاعات ذهنم هست و مادرم بر اساس نگاهش به مسعله و تفاوت سنی و تفاوت اطلاعاتش با تعریف من متفاوته 

      پس من میتونم این تصاویر رو خودم تغییر بدم و این کار با تغییر باورها و تغییر تصاویر حک شده در ذهنم است 

      اگه من قبلا تصویری در ذهنم داشتم که چاق تر میشم و تصویر زنده اون مادروخواهرم بود و هر دفه با دیدن اینها تصویر برام پررنگ تر میشد در طول دوره ها یاد گرفتم تصویری در ذهنم ایجاد کنم که میخوام و تصاویری که دوست داشتم رو برای خودم در صفحه گوشی و خونه زدم که جز تمرینات دوره ها بود 

      ذهن ما مثل یک نقاشه و تصاویری که بهش میدیم رو برامون نقاشی میکنه و اینده مارو چه از نظر جسمی و چه کل زندگیمون وضعیت اقتصادی و مالی ترسیم میکنه و مارو به همون سمت سوق میده وقتی من تصویرم از خودم این بود که من چون ازدواج کردم مثل خواهرم چاق میشم و یا باردار بشم مثل اون چاق میشم پس تصویرش با بودن خواهرم پررنگ تر هم میشد و این تکرار باعث ترسیم نقاشی ذهنم از بدنم شد و این بدن رو برام ترسیم کرد و توسط بدنم اجرا شد

      مثلا یک چیز خنده دار وقتی خواهرم بچه دومش به دنیا اومد من اصلا شکم نداشتم ولی اون شکم داشت و وقتی میخواست بچشو راه ببره که بی قراری میکرد میزاشت رو شکمش و راحت راه میبرد ولی من چون اصلا شکم نداشتم کمرم درد میگرفت و میگفت تو هم اگه شکم داشتی راحت میتونستی این کاررو انجام بدی و این گذشت تا خودم مادر شدم و این فکر تو ذهنم اومد وتا به خودم اومدم دیدم که منم دقیقا ترکیب بدنی خواهرم رو دارم و همون کار رو دارم انجام میدم و این تصویر سازی بود که من سالیان قبل با دیدن خواهرم در عرض بزرگ شدن دخترش به ذهنم داده بودم و برام اتفاق افتاد 

      پس حالا باید تصویر یک فرد لاغر معمولی رو برای خودم بزارم رو تم گوشیم و لب تابم و اتاقم و جلوی ظرف شویی و دستشویی و هر جایی که پر تکرار برام هست تا این تصویر بشه نقاشی ذهنم و من این دفه دیگه لشکر یک نفره خودم هستم به جای دیدن خواهرو مادر باید خودم نقش همه اینها رو با گذاشتن این تصویر انجام بدم و به ذهنم الگو بدم 

      و یک نکته مهم تصاویر چاقی فقط از طریق تصاویر الگو نبوده از طریق گفتگو ها هم بوده و شرح حالی که ما همیشه میگفتیم این گفتگوها یکی در جمع بود که همه از دلالیل چاقی و توجه به چاقی گفته میشد و یکی از مهمترین گفتگو ها که همش در ذهنمون میچرخه گفتگو ذهنی با خودمونه که این گفتگو ها رو مرور میکردیم و باز مرور این افکار حالمون رو بد میکرد که این هم میتونست روی چاقیمون بیشتر اثر بزاره و به مرور ما از خودمون متنفر بشیمو خودمون رو ادم بی عرضه و بی اراده ای ببینیم و تسلیم بشیم و بگیم ولش کن این زمان که از عمرمون گذشت این مابقیش رو هم همینطوری یه جوری سر میکنیم ولش کن ما که نمیتونیم و این نمیتونیم مانعی بود برای لاغریمون 

      پس حالا اول تصویر متناسب رو انتخاب کردیم 

      دوم میخوایم این گفتگوی ذهنی رو در جهت لاغری استفاده کنیم و این دو باهم معرکه میکنه 

      یادمه دوران مدرسه وقتی مثلا درس جغرافیا رو از روی نقشه همراه با تشریح اون میخودندمو یاد میگرفتم موقع امتحان چشماممو که میبستم اون تصویر تو ذهنم میومد و الان هم چشماممو که میبندم هنوز اون تصویر تو ذهنم هست با شرح مشخصات کره زمین شامل کوه ها و رودها و کشورها و کلی مشخصات دیگه ولی درسهایی که فقط متن بود چشمامو موقع امتحان میبستم پارگراف یادم میومد و کدوم صفحه و کدوم طرف بود ولی متن یادم نمیومد 

      پس حالا میخوام شرحی برا تصویرم بنویسم که این تصویر خیلی راحت تر در ذهنم بمونه 

      سوال اول 

      چطور میتونم عادی کنم و اثبات کنم که لاغر شدن و رسیدن با این تصویر رو برای خودم 

      من روزی درهمین اندام بودم و عکسهامو دارم و یادمه مادرم بهم میگفت مقوا بیشتربخور تا گوشتی بگیری 

      من الان دارم از اموزش های این دوره استفاده میکنم پس خیلی طبیعی است که بتونم تصاویرم رو عوض کنم 

      من توانمندم و تا حالا خیلی کارهای سخت تر از این رو انجام دادم 

      همکاری دارم که هم سن منه و تو همین اندامی هست که من تصویرش رو دارم پس طبیعیه که منم همینطور باشم 

      سوال دوم 

      ترکیب احساس بودن در این تناسب با تصویر م

      احساس ازادی دارم برای خرید رفتن و خریدن مانتو و لباس در سایز یک 

      احساس ارامش موقع خوردن و راه رفتن و دیدن خودم دراینه دارم 

      احساس سلامتی موقع راه رفتن و بدون هیچ دردی میتونم با کفش پاشنه دار راه برم 

      احساس سبک بالی و شادابی و زیبایی چهره خودم همراه با جوانی دارم 

      سوال سوم 

      با این تناسب اندام بازخوردهام چی بود 

      همسرم میگه افرین چقد خوب شدی  انگار 10سال جوانترشدی 

      همکارم که خودش متناسبه میگه افرین دیدی اخر به ارزوت رسیدی و چه جالب از من هم شکمت تخت تره و من حالا از تو چاق تر به نظر میام 

      فامیلا میگن تو رو خدا بیا راز این تناسبت رو به ما بگو چطور اون شکم رو تونستی محو کنی به ما هم بگو 

      سوال چهارم 

      چه تغییراتی در خودم میبینم 

      از همه چیز میتونم بخورم و بدون هیچ فکری و استرسی و به اندازه نیازم میخورم 

      همه لباسهام برام گشاد شده و باید برم لباسهای جدید اندامی بخرم 

      به ارامش داعمی رسیدم 

      تونستم کنترل ذهنم رو تا حد زیادی به دست بگیرم و دیگه مثل قدیم مشکلات نمیتونه منو به هم بریزه و فقط فکرم رو متمرکز میکنم تا با توکل به خدا اونا رو حل کنم و خیلی راحت تر مشکلاتم حل میشه 

      خیلی جوان تر و خوش تیپ تر شدم 

      سالم تر شدم و کمردرد وپادرد ندارم 

      خدایامیدانم که به یاری و حمایت تو به اندام مورد نظرم و زندگی ایده الم میرسم 

      خدایا همچنان مرا حمایت و یاری کن 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۲:۴۷
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست.

      استاد عزیزم سه تا تصویر مناسب با قد و همچنین دلخواه خودم انتخاب کردم و زمینه ی گوشیم کردم و هروقت که گوشیمو باز میکنم لبخندی رو لبهام میشینه و از دیدنشون لذت میبرم و خودمو میبینم ک مطابق همین تصاویر لباس پوشیدم و بسیار متناسب و خوش اندام شدم.

      من چرا فکر میکنم ب این لندام میرسم؟؟چون من متناسب متولد شدم و حقم اینه ک خوش استایل و شیک پوش و خوش اندام باشم.من با به اندازه ی نیاز بدنم غذا خوردن به سایز و اندام ایده آل خودم میرسم چون من هر چیز به درد نخوری رو وارد بدنم نمیکنم‌چون من دارم درس میگیرم و متوجه شدم که متناسب بودن و معمولی بودن رو بخوام و قدم گذاشتم توی این مسیر.و دلم میخواد تا آخر عمرم دلم آروم باشه و خودمو توی آینه که میبینم لذت ببرم و مدام خودم رو توی آیینه تماشا کنم.دلم میخواد به موادغذایی و بدنم احترام بذارم.دلم میخواد با موادغذایی رفیق باشم و به چشم دشمن بهشون نگاه نکنم.دلم میخواد روزبه روز جوونتر و سرحال باشم.دلم میخواد بدنم سیر طبیعی خودشو ادامه بده.به این دلایل من خودمو لایق میدونم.

      من وقتی ایده آل و مناسب هستم همسرم با خوشحالی و حال خوب بهم میگه که چقدر بدنت سفت و خوشگلم شده،چقدر بدنت خوش استایل شده،هرچی بپوشی بهت میاد،تو شیک تر از قبل شدی.همسرم مدام تشویقم میکنه و دلش میخواد من همینجوری بمونم.همسرم مراقب منه و غذا و موادخوراکی مناسب برای خونه تهیه میکنه که خوش اندام بمونم.خدایا شکرت ک همسرم آنقدر به من احترام میذاره و مدام در حال خوب کردن حال دل منه.خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۱:۵۹
      مدت عضویت: 802 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی

      توی این جلسه ما قراره یک تصویرسازی متناسب از خودمون داشته باشیم بجای تصویرسازی چاقی که قبلا داشتیم.

      قرار شده با هر بار دیدن عکس فرد متناسب مورد نظرمون که دوست داریم این هیکل را ما هم داشته باشیم سه تا سوال از خودمون بپرسیم و بهشون جواب بدیم. این سوالات چه تاثیری قراره داشته باشه؟!

      ۱- چرا فکر میکنم میتونم به همچین تناسب اندامی برسم؟

      این سوال می‌خواد باورسازی کنه رسیدن به این شرایط برای من طبیعیه، کلی براش دلیل میارم، مثلا سابقه‌ای که داشتم و اون سابقه لاغری بهمون نشون میده می‌تونیم بازم لاغر بشیم. وقتی دلایل متعددی بیاورم لاغر شدن برای من عادی می‌شود . اگر ذهنم بگه روی چه حسابی میخواهی لاغر شوی؟ نه رژیم میگیری و نه ورزش سنگین می کنی؟ میگم به خاطر طبیعی بودن تناسب. متناسب بودن طبیعیه و چاقی غیر طبیعیه و یک چیز دست‌سازه. اصلاً تو بهم بگو روی چه حسابی باید چاق باشم ؟ روی چه حسابی چاق شدم؟ من طبیعتاً متناسبم و با کلی دستکاری و باورها و رفتارهای غلط خودم را چاق کردم. پس کافیه این باورهای غلط را با باورهای صحیح جاگذاری کنم خود به خود متناسب می‌شوم تناسب طبیعیه.

      ۲ـ احساس ما وقتی به این اندام رسیدیم چیه؟ 

      این سوال پرسیده میشه تا تصویرسازی ما رو با احساس همراه کنه. اصلاً تصویرسازی وقتی ایجاد میشه و تاثیر می‌گذاره که با احساس همراه باشه. خوب ما که الان هنوز متناسب نشده‌ایم که احساسش را داشته باشیم،  درسته، ولی می‌توانیم احساس زمانی که به آن تناسب رسیدیم را الان تصور کنیم. چرا؟ چون ذهن ناخودآگاه متوجه زمان نیست احساس آینده را اگر الان داشته باشیم فکر می‌کند بهش رسیده‌ایم.۳ـ بازخورد دیگران زمانی که ما به این تناسب رسیدیم چیه؟

      برای اینکه احساس لاغری را همین الان بسیار حس کنیم مفید است چون در زمان چاقی هم بازخوردها در احساس بد چاقی و آموزش چاقی موثر بوده‌اند. الان ما تصور می‌کنیم به تناسب رسیدیم و تشویق‌ها تحسین‌ها و تبریک‌ها را تصور می‌کنیم و احساسمان آسانسوری بهتر می‌شود پس تصویرسازی مان عالیتر می‌شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۱:۵۲
      مدت عضویت: 1729 روز
      امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      درکم از مطالب جلسه اول :

      ذهن ما تصویری ست

      با شنیدن هر چیزی ،تصاویر در ذهن ما شکل می گیره .

      با وزن کردن خودمون ، سایز کردن ، چک کردن در مقابل آینه و … این تصاویر تشدید میشه .

      پس با توجه به کاری که قبلا در پروسه ی چاق کردن خودمون کردیم ، برای لاغری هم باید یه تصویر تکراری در ذهنمون ایجاد کنیم .

      نکته ی طلایی و مهم :ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده :))

      پس تصویر یه شخص کاملا متناسب رو به عنوان تصویر خودم در ذهنم شکل میدم .به روند اصلاح تصاویر چاق قبلی یا تصویر متناسب جدید کمک می کنم .

      (کلی افکار چاق کننده و تصاویر در ذهنمون ایجاد میشد فقط با دیدن خودمون در آینه )

      {توضیح با تصویر باشه خیلی تاثیرش بیشتر است } 

      « سوال و جواب تکراری باشه »

      ۱ـ رسیدن به این تصویر ذهنی رو برای خودم عادی کنم .

      × متاسفانه سالها دلایل زیادی میاوردم برای خودم برای چاق تر شدنم و منطقیش میکردم و می گفتم طبیعیه که چاقتر بشم .×

      ۲ـ ترکیب کردن احساس بودن در این تناسب اندام با تصویر .دو سه جمله بنویسم که چه حسی دارم وقتی در این تناسب اندام هستم و درستش اینه که جوری بنویسم که الان یعنی در زمان حال من در اون شرایط ایده آل هستم 🙂

      ۳ـ در این تناسب اندام بازخورد دیگران رو بنویسم مخصوصا کسانی که قبلا در مورد چاقی ما نظر دادن یا باعث اذیت ما شدن .این کار باعث تشدید حس لاغری ما میشه .

      ✓جالبه که امشب در خواب به یه نفر میگفتم به این میگن سناریوی تصویری تشریحی ✓ :))

      در پناه خداوند شاد ، سلامت و متناسب بمانید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۰:۲۶
      مدت عضویت: 879 روز
      امتیاز کاربر: 25960 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام خدمت استاد بزرگوار و همه عزیزان.

      من میخوام دوباره هم تمرینو انجام بدم چون حال خوبی دارم با انجام دادنش.

      پاسخ۱,چرا فکر میکنم میرسم به این اندام؟؟همانطور که در کامنت قبلی گفتم من دارم از بهترین و پیشرفته ترین وسیله موجود روی دنیا که ساخته دست خداوند هست و بخاطر اون اشرف مخلوقات شده ام استفاده میکنم و اون چیزی نیست جز ذهنم. فرق انسان با دیگر حیوانات موجود جهان ذهنشون هست کار فیزیکی را هر موجودی میتواند انجام دهد ولی کار ذهنی مختص انسان هست و انسانی که با ذهنش لاغر بشود واقعا انسان قوی و قدرتمندی هست که از این توانایی بی نظیر درجهت رسیدن به خواسته اش اقدام کرده است.

      ۲,احساس من ازرسیدن به اندام دلخواهم:خب استادجان معلومه چه احساسی دارم. انقدر سبکم که دارم پرواز میکنم من زمانی که با رژیم لاغر شده بودم اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته بود پس اینبارهم اون اعتماد به نفس حتی بیشتر از اون را بدست می اورم وای از اینکه میتونم لباسهای پرنسسی و دامن پفی دار بپوشم اشک ذوق در چشمانم حلقه میزنه چه حس خوبیه به راحتی هر تیپ و استایلی را که میخوای بزنی یه روز لش یه روز مجلسی یه روز اسپرت. پوست سفیدم مثل برف میدرخشه و بخاطر اندام و پوست زیبایم یعنی زیبایی چهره ام چندین برابر میشه. استاد هیچ حسی قشنگتر از داشتن اعتماد به نفس بالا و خودارزشی نیست واقعا با لاغرشدن ادم این حسو بدست میاره.استاد میخوام بگم از اون لحظه ای که بدون نگرانی تیپ میزنی میری بیرون هر رنگی که دلت میخوادو میپوشی. از اون لحظه ای که تو کشور کره قدم میزنم بدون اینکه نگران باشم اندامم مسخره میشه منم مثل اونا خوش اندام و متناسب و شیک پوش هستم و همه دختر پسرا عاشقم میشن اوه مای گاد. حس شادی بیشتر لبخند بیشتر اعتماد به نفس ازادی بیشتر. نگران غذا خوردن نیستم و هرچی دلم خواست به راحتی و به اندازه ای که سیرشم میخورم. همیشه احساس سبکی و راحتی دارم همیشه احساس نفس کشیدن راحت و پرواز دارم احساس اینکه من تونستم خیلی قشنگه حس من از اون همه خوشگلی جوانتر به نظر رسیدن و کوچکتر زدن از سنم بچگونه بودن جوان و جذاب بودن واقعا عالیه

      ۳,بازخورد دیگران:اوه چه زهرا زیبا شده چه خوش اندام شده افرین بهش کل فامیل این حرفها را میزنن همسایه های قدیم میگند تو دختر فلانی هستی میگم اره میگن اوه چقدر لاغر شدی افریدی. من اونموقع که با رژیم لاغر شده بودم همکار خواهرم گفته بود تو که گفتی یدونه خواهر داری پس اینا که دوتان خواهرم گفته بود نه این همونه. گفت نه اون خیلی تپل بود این خیلی لاغره خخخ خواهرمم گفت بود همونه بابا لاغر کرده و همکارش از تعجب دهنش باز مونده بود و ایا شنیدن این حرف زیبا نیست حال خوبو تزریق میکنه به ادم. وقتی نقل مجالس میشی و همه درباره اندام تو و زیبایی تو حرف میزنند واقعا عالیه. هر کی میرسه میگه اوه چه زیبا شدی چه تناسب اندامی چه سکسی. هر کی میرسه به افراد چاق فامیل میگه فلانی از زهرا یاد بگیر چجور خودشو لاغر و خوش اندام کرد چقدر خوشگلتر شده اوه عالیه عالی

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۲:۰۷
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 81 کلمه

        سلام زهرای عزیز

        واقعا ممنونم از کامنت زیبا و پر از حس خوبت

        و خدا رو شکر که خواندمش

        گفتی میتونم به این تناسب برسمون دارم از بهترین روش استفاده میکنم، استفاده از چیزی که من را اشرف مخلوقات کرده، توانایی کار ذهنی. کار فیزیکی را که هر موجودی می‌تواند انجام دهد ولی کار ذهنی مختص انسان است، چون میخواهم از این توانایی بی نظیر استفاده کنم، پس میتوانم به خواسته ام برسم.

        ممنون، من به این جنبه قدرت ذهن هیچ وقت فکر نکرده بودم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زهرا آقچه لو
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۸:۴۰
          مدت عضویت: 879 روز
          امتیاز کاربر: 25960 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          سلام دوست عزیزم خوشحال شدم که به شما انرژی دادم.

          بله درسته ما داریم با ابزاری خودمون را لاغر میکنیم که ما را اشرف مخلوقات کرده پس باید لاغر بشیم چون از وسیله درست داریم استفاده میکنیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۰۵:۴۸
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 506 کلمه

                         ««   به نام خدا  »»

         جلسه اول از دوره ضمیر ناخودآگاه                 ««   دیدگاه شماره 4 »»

        ««    سوالات مربوط به تصویر انتخابی  »»

              ««««««««««««««««»»»»»»»»»»»

      سوال :   ۲- احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست؟

      تصویری که انتخاب کردم بسیار خوش احساسه و از دیدنش لذت می‌برم چشم‌هامو می‌بندم و خودم رو در قالب این تصویر  اما با کت و شلواری  که بتازگی از میدان هفت تیر  تهران  خریدم می‌بینم  ….

      می‌بینم که شلوار راسته تاروی پاهام سایز ۳۸  به رنگ کرم  رو پوشیدم شکمم کاملا صافه  و دکمه شلوار به راحتی روی نافم بسته شده و هیچ فشاری بهش نمیاد که   لوله بشه پایین بیاد  همینجور صاف و ثابت به شکمم چسبیده  پایین  تاپ آستین حلقه‌ای قالب تن به رنگ مشگی  که پوشیدم داخل شلواره و یک کت یقه انگلیسی زیبا تا یک وجب بالا زانو  روی اون پوشیدم این کت کاملاً آزاد  توو  تنم ایستاده و بسیار خوش مدله دکمه‌هاشو نبستم دوست دارم جلوش باز باشه   قشنگتره  شکم  صافم   بیشتر دیده بشه… حالتی که همیشه آرزوشو داشتم….

      یک کفش لژدار بندی به رنگ مشکی بدون جوراب  به پا دارم  که قسمتی از انگشتان پاهام از جلوی کفش با لاک قرمز تیره   پیداست..خیلی خوش نماست…

        موهام به رنگ زیتونی میزامپیلی شده  آرایش ملایم و جذاب با یک روسری چند رنگ که رنگ قالبش قهوه ای و زرشگی روشن  ..  آماده ام برم سالن جشن عروسی دختر خاله ام پریسا ..  راستی .یک کیف مجلسی مشگی مخملی  هم   با دسته زنجیری طلایی درشت اما کوتاه   دست گرفتم….   جلو اینه ایستادم هی خودمو  برانداز می کنم  چشمام از خوشحالی و رضایت برق می زنه   لبخند از روی لبام محو نمیشه  دیگه هیشکی بهم نمیگه چرا  لباس کرم  پوشیدی چاق‌تر شدی……  می دونم برم توو  سالن  دوستان و  اشنایان  از تعجب چشماشون  گرد میشه و با خوشحالی  می پرسن  تو  چیکار کردی اینقدر خوش اندام شدی ؟ منو تشویق می کنن برم اون وسط واسشون برقصم  …. توی سالن همون آهنگ و ترانه ای پخش میشه که  دوست دارم شاد و پر انرژی ترکی  …دریغ نمی کنم حتما براشون می رقصم و لذت می برم از نمایش این اندام زیبایی که دارم  …

      چند نفری فریاد می‌زنند کت رو در بیار ببینیم اندام زیباتو   و من همینکارو  می کنم  و به نمایش ادامه میدم   چقدر  شاباش می گیرم  …

      از اینکه غذا خوردنم کاملاً متعادل شده و از هر غذای خوشمزه‌ و خوش پختی که  در مهمانی‌ها و مجالس تهیه می‌شه با خیال راحت هر مقدار که میل دارم نوش جان می‌کنم بدون ترس و حسرت   بسیار خوشحالم بدون ادا درآوردن از اینکه وای من رژیم دارم نمی‌تونم از این غذا بخورم…..

      بعد از اینکه به روش آقای عطار روشن تونستم بدون زجر و زحمت لاغر و خوش اندام بشم فکرم آزاد شد انرژی  و  وقتم آزاد شد که روی ثروت و درآمد کار کنم  دیگه اینو فهمیدم که هر کس به جایی برسه یا نرسه زیر سر  باورهاشه.. اگر هنوز ثروتمند نشدم به دلیل وجود موانع ذهنی ثروت در ذهنمه روی برداشتن این موانع که کار کنم ثروت خودش میاد درست مثل لاغری و تناسب اندام که خودش اومد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آسیه رفیعی
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۷:۰۷
        مدت عضویت: 2598 روز
        امتیاز کاربر: 46329 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 138 کلمه

        سلام به استاد و دوستان عزیز خوش ذوقم و خدا قوت

        وای شهربانوی قشنگ و نازنینم چقدر عالی تصویر سازی کردی چه حس قشنگی گرفتم منم تو مهمونی همراهت بودم و رقص زیبات رو دیدم چه رقص ترکی قشنگی چقدر لباست به هیکلت خوش فرمه مبارکه عشقم ناقلا چه سلیقه ای داشتی و حیف بود این لباسهای قشنگ رو هنوز استفاده نکرده بودی 

        الهی که همه لباس قشنگات رو تو تنت ببینم با هم ست بزنیم

         فوق العاده بود نازنینم مبارکت باشه و گوارای وجود بی مثالت اشرف مخلوقات

         بشینیم کنار هم یه دل سیر تو تالار استاد مهمونی و جشن بگیریم و از هم صحبتی با دوست هم فرکانسیم لذت ببرم و عکسهای شگفتی سازیت رو برامون بفرستی و رویاهای خواستینیمون که محقق شده تعریف کنیم خیلی چسبید مرسی مهمونی خوش گذشت حسابی دمت گرم و قلمت همیشه پر شور  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۲۱:۴۲
          مدت عضویت: 2300 روز
          امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 82 کلمه

          آسیه جان عزیز دلم قشنگ شمایی فدات شم  مرسی که آمدی به مهمانی من و برام دست افشانی کردی قربون قدمت فدای قلمت دوست پر از مهر و محبتم دستان زیبا و پر از مهرت را می‌بوسم حتماً یادم می‌مونه که در مهمانی بعدی هم بگم بیایی چه کسی بهتر از شماها…

          وای که چقدر در کنار شما  و  استاد  عزیز   قرار گرفتن در پایان  این مسیر  شوق برانگیزه…..

          خدایا  این شادمانی و دست افشانی رو نصیب  همه امون  کن     آمین

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Zahra
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۴:۲۶
        مدت عضویت: 1176 روز
        امتیاز کاربر: 10635 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام

        عزیزم توصیف عالی و قشنگی بود خیلی لذت بردم

        امیدوارم همیشه در تناسب اندام خودتون شاد و پرانرژی باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۲۱:۵۶
          مدت عضویت: 2300 روز
          امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 96 کلمه

          عزیز دلم زهرا خانوم ممنون از پیام محبت آمیز شما خیلی لطف کردی انرژی خوبی بهم دادید متشکرم…

          به شخصه فکر می‌کنم یکی از بهترین راه‌های ثبت تصویر از اندام دلخواه نوشتن یک سناریو به عبارتی  ‌یک فیلمنامه از رفتن به یک مراسم خاص و شاد می تونه باشه  تا به این بهانه  به جزئیات  اندام مورد نظر در لباس مناسب بپردازیم  … به این ترتیب دقایق بیشتری رو با یک احساس خوب به تماشای ذهنی این فیلم می‌نشینیم در نتیجه ثبت ذهنی اون اندام به شکل واضح‌تر در ناخودآگاه انجام می‌شه…

          می‌بوسمت و برات آرزوی موفقیت دارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۲:۱۲
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام شهربانوی عزیز

        چقدر چقدر چقدر زیبا و با انرژی نوشتید

        واقعا ممنونم ازتون

        حال من خیلی خوب شد

        اصلا منم توی عروسی بودم

        الان که دارم می‌نویسم لبم از لبخند کاملا بازه

        چقدر عالی تصور کردید

        من که شما رو کامل در این حالت دیدم

        به زودی بقیه میهمان ها هم میبینن

        موفق باشی عزیزم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۲۱:۳۳
          مدت عضویت: 2300 روز
          امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 83 کلمه

          عزیزی شما لیلا خانوم…عرض سلام دارم خدمت شما و تشکر می‌کنم از این بازخورد پر از انرژی که به من دادید…

          خودم بعد از نوشتن این دیدگاه  چند بار با احساس عالی و لبخندی از رضایت خوندم و جمله به جمله این دیدگاه رو در ذهنم به تصویر کشیدم با خودم حرف زدم صداها رو از لابلای کلمات شنیدم و لذت بردم…. درست مثل یک فیلم کوتاه تلویزیونی….

          دوست عزیزم دستان شما را به گرمی می‌فشارم   و  روی ماهت رو می‌بوسم….. ممنون از شما

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۰۱:۴۹
      مدت عضویت: 1729 روز
      امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      به نام خداوند مهربان

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      جلسه اول دوره ی ورود به ذهن ناخوداگاه

      خیلی لذت بردم ،امروز دنبال تصویر اندام ایده آل م گشتم و کلی پیدا کردم که یکیشون رو میزارم داخل گروه .

      جواب سوال اول :من چون وارد سایت تناسب فکری شدم ، مطالب و آگاهی های جدیدی رو دارم یاد میگیرم ، کلی فرمول لاغرکننده وارد ذهنم کردم ، فرمولهای چاقی ذهنم بسیار کمرنگ شدن و دارن محو می شوند ، تغییرات بسیار زیاد درونی ،احساسی ،رفتاری در من ایجاد شده ،پس انتظارم از خودم لاغریست و مطمئنم به تصویری که انتخاب کردم میرسم و دقیقا این اندام زیبا و متناسب را خواهم داشت .

      جواب سوال دوم :من از وقتی به اندام ایده آلم رسیدم ، در بهترین شرایط زندگیم هستم ، هرگز این چنین لحظات زیبا و دلنشینی نداشتم ،واقعا از ته دل خدایم را سپاسگذارم برای این همه نعمتی که بهم داده ،برای حس و حال خوبی که به واسطه ی اندام متناسبم بدست آوردم .از وقتی لاغر شدم نمی دونم درد پا چیه ،جسمی سبک ،سلامت و چذاب پیدا کردم .راحت همه ی کارهام رو انجام میدم ، خسته نمیشم ، در تایم بسیار کمتری همه ی کارهام رو انجام میدم .اعتماد بنفسم بسیار بیشتر شده و همین باعث شده خیلی شادتر باشم .افکار و انرژی مثبتم خیلی بیشتر شده و شکر خدا افکار منفی ام بسیار کمتر شده .هر لحظه که خودم رو در آینه میبینم در اوج شادی قرار می گیرم و لذت میبرم از این توانمندی ، قدرت ،اراده ، جذابیت و زیبایی که خودم بدست آوردمش .احساس ارزشمند بودن می کنم .احساس میکنم خیلی با کلاسم که تونستم تا این حد پیشرفت منم ، بسیار خوشحالم که مواد غذایی بسیار کم اهمیت شدند از نظر من .من لیاقت بهترین زندگی رو داشتم و بهش رسیدم .

      سوال سوم :همسرم وقتی که من رو دید واقعا شوکه شد ، گفت چیکار کردی با خودت ، بسیار عالی شده اندامت ، فکر نمی کردم ممکن باشه ، خیلی تغییرات خوبی داشتی ،واقعا انگار یه فرد دیگه ای هستی ، مگه میشه با تغییر افکار به اینجا رسید ،مبارک باشه ، لاغری بسیار بهت میاد .

      مامانم وقتی من رو دید اشک شوق از چشمانش جاری شد ،گفت سالها بود منتظر همین لحظه بودم که تو رو در این اندام متناسب و جذاب ببینم .خدا رو شکر که به سلامتی رسیدی …

      « سپاسگذارم استاد گرامیم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۲:۲۵
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست خوبم

        چقدر خوب که جواب سوال دوم رو به زمان حال دادین، منم یاد گرفتم، حالا از امروز من هم جواب تمرین رو به زبان حال جواب میدم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۲۳:۲۶
          مدت عضویت: 1729 روز
          امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 47 کلمه

          سلام هم مسیر گرامیم

          لطف دارید 

          درسته ،

          استاد همیشه در دوره ها هم تاکید دارند که اون حس خوب داشتن اندام ایده آلمون رو در حال تجربه کنیم ، تجسم کنیم پس  انگیزه پیدا می کنیم برای ادامه ی مسیر.

          در پناه خداوند شاد ، سلامت و متناسب باشید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fatemeh
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۰۰:۱۳
      مدت عضویت: 1158 روز
      امتیاز کاربر: 12870 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      بنام خدای لاغری با ذهن 

      سلام به استاد عزیز ودوستان متناسب

      به وقت پرداخت بها…..‌

      من امروز با خوندن این متن زیبا وگوش دادن فایل اولین کاری که کردم این بود که ی عکس متناسب وزیبارو تصویر زمینه گوشیم کردم

      واااای که دیدن این عکس چه حس خوبیه

      سیر نمیشم بس که نگاهش کردم ولذت بردم وخودم رو تو اون شرایط تصور کردم خدایا شکرت

                          😍😍😍😍😍

      در پاسخ به سوال اول باید بگم که من چون به این دوره از ته قلبم اطمینان دارم میدونم که تنها روشی که منو به آرزوی چند ساله ام میرسونه همین روش لاغری با ذهنه اما همش تنبلی کردم واستمرار نداشتم ورها کردم……

      من لاغر شدن رو در وجودم میبینم  وحس میکنم من بارها تلاش کردم وبه نتایجی هم رسیدم اما خداشاهده هر بار که از همه چی برای لاغر شدن 

      ناامید شدم تنها چراغ سبزی که بهم علامت میده که نگران نباش هنوز روش لاغری با ذهن هست…..

      سوال دوم در این تناسب اندام بودن چه حسی داره؟؟

      باید بگم بودن در این حس ی حس بهشتیه که خارج از وصفه منه 

      حالم خوبه،دلم شاده،امیدم به زندگی هزار برابره

      دلم میخاد با تمام وجودم خدا رو بغل کنم وبگم ممنونتم به خاطر این حس زیبا وارزشمند بگم خدایا شکرت که این حس رو تجربه کردم  دلم نمیخواد از این حس خارج بشم می خوام با همین حس وحال روزای زندگیم رو سپری کنم با این حس بخوابم ،با این حس بیدار بشم،خرید برم،اشپزی کنم،مهمونی برم،بچه هامو ببرم مدرسه..‌‌‌‌‌‌‌

      چقدر شیرین ودلچسبه الهی که همه این حس رو تجربه کنند.

      در این تناسب اندام چه باز خوردی از اطرافیان میگیری ؟؟نگم از اطرافیان که همه با دیدن من شوکه شدن همه با تعجب نگاهم میکنن وفقط ازم میپرسن چکارکردی؟؟؟ چه رژیمی گرفتی😊

       میپرسن چکار کردی چقدر زیباتر وجوانتر شدی ✌

      همسرم چقدر بیشتر از قبل عاشقمه ودوستم  داره وبهم افتخار میکنه🤩

      بچه هام چقد خوشحالن،،،خواهرم بهم میگه دمت گرم چه اراده ای داری

      دارم اون لحظه رو تصور می کنم که همه دنبال پیدا کردن راز متناسب شدن من هستن دلم میخواد به همشون بگم من هبچ رژیمی نگرفتم ،من اصلا ورزش نکردم فقط ذهنم رو تغییر دادم که میدونم کسی هم باور نمیکنه وپیش خودشون میگن نمیخواد به ما بگه که رژیم کدوم دکتر رو گرفته 

      ولی مهم نیست چون خودم که میدونم….😉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 27 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۲:۰۸
      مدت عضویت: 1173 روز
      امتیاز کاربر: 8115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      سلام استاد عالی بود واما چالش سوالها و جواب هایی که به ذهنم رسید 

      شرح مواردی که من خیلی راحت وساده ومنطقی میتوانم به تصویرذهنی تناسبم برسم 

      اولا ومهمترین مورد اینکه من مدتها در این وزن رویایی ام زندگی کرده ام وچه کاری راحت ترازاین که من قراراست براحتی برگردم به ایستگاه قبلی ومبدا 

      دوم اینکه چه لذتی بالاتر ازاینکه بابالاترین انرژی وشادی وسرحال قبراق درحالیکه لباسهای رویایی را بهمراه اندام رویایی ام را پوشیده ام درکمال ثروت و شادی واحساس خوب و سلامتی درحال گذران زندگی ام هستم  سرشار از مهربانی وپرانرژی ام هستم 

      وقسمت لذت بخشش اینکه اطرافیان مدنظرم  همگی لب به اعتراف گشودند که وای آفرین حالا شد خیلی عالی شدی 

      مادرم که پیله کرده تو چیکار میکنی چته چرا انقد لاغرشدی 

      خدایا سپاسگزارم از این همه خوشبختی ونعمت وسلامتی 

      واحساس خوب و آرامش 

      منو این همه خوشبختی کاملا طبیعیه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم