🎯 دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی اینکه بهجای تکیه به دیگران، یاد بگیری خودت بهترین رفیق خودت باشی.
خیلی وقتا فکر میکنیم برای سبک شدن، باید یکی باشه که حرفهامونو بفهمه و دلداریمون بده،
اما واقعیت اینه که قویترین همدلی رو میتونی از درون خودت دریافت کنی 💛
تو مجهز به یه دوست وفادار درونی هستی… فقط باید بهش گوش بدی 🤲🧠
از همین لحظه، رفاقتت رو با خودت شروع کن! 🌱

🚫 دشمنی با درون = دور شدن از آرامش و هدف
سالها عادت داشتم درباره سختیهای زندگی و حتی اضافهوزنم با اطرافیان حرف بزنم. همیشه دلم میخواست دیگران من رو تأیید کنن یا برام ابراز تأسف کنن 😢
هر چی بیشتر میشنیدم که «تو مظلومی»، حس میکردم دوستهای بیشتری دارم که پشتم هستن…
اما در واقع، هرچی این حرفا بیشتر میشد، گلههام هم بیشتر میشد 😩 و شرایط زندگیم سختتر!
🌀 هر بار که با کسی حرف میزدم، یه لیست بلند از مشکلات جدید برای تعریف داشتم…
و این چرخه در مورد چاقی من هم تکرار میشد. مرتب برای بقیه از تلاشهام برای لاغر شدن میگفتم.
و وقتی بهم میگفتن: «تو خیلی تلاش کردی»، یه احساس آرامش کاذب میاومد که انگار من مقصر نیستم! 😶🌫️
ولی پشت این دلسوزیها، واقعیت تلخی بود…
✨ هرچی بیشتر توجیه میآوردم، انگیزهام برای لاغر شدن کمتر میشد…
🌟 دوستی با درون برای کاهش وزن: نقطه عطف تغییر
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود:
❌ درباره چاقی و مشکلاتش با کسی صحبت نکن!
ده ساله که توی این مسیرم و حتی یک بار هم از چاق شدن یا لاغر نشدنم با کسی حرف نزدم 🎯
چون فهمیدم که کلید موفقیت، دوستی با درون برای کاهش وزنه 🔑❤️
من نیاز داشتم یک همراه واقعی، یه دوست صمیمی توی وجود خودم پیدا کنم؛
کسی که وقتی خستهم، وقتی کمانگیزهم، بهم دلگرمی بده ✨
و خیلی زود فهمیدم:
🌈 بهترین دوست من توی این مسیر… خودمم!
💚 از دشمنی به رفاقت: انتخابی که زندگیمو عوض کرد
سالها با خودم در جنگ بودم.
هر بار که به بدنم نگاه میکردم، یه منتقد درونم بیدار میشد و شروع میکرد به سرزنش 😞
و نتیجهاش؟ فقط چاقتر شدن… و خستگی بیشتر! 🧨
اما مسیر ذهنی کاهش وزن یعنی برعکسِ همه اون سالها رفتار کنم.
یعنی به جای دشمنی، دوستی با درون برای کاهش وزن رو انتخاب کنم به خودم عشق بدم 💌
یعنی هر روز به خودم بگم:
«تو داری تلاش میکنی و لیاقت حمایت و مهربونی رو داری» 🌱🫂
✅ حالا توی مسیر لاغری با ذهن، من پشتیبان خودمم
نه قاضی، نه دشمن… بلکه بهترین رفیق خودم! 🤗

✨ اهمیت دوستی با درون برای کاهش وزن
خیلی از ما فکر میکنیم لاغر شدن فقط به رژیم و ورزش بستگی داره،
اما واقعیت اینه که یکی از مهمترین عوامل کاهش وزن پایدار، داشتن رابطهای سالم و صمیمی با خودمونه ❤️
وقتی یاد میگیریم خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم،
وقتی بهجای سرزنش، از خودمون حمایت میکنیم،
یه تغییر عمیق درونی اتفاق میافته که مسیر کاهش وزن رو هموارتر میکنه 🧘♀️🌿
وقتی با خودت دوست باشی، دیگه لازم نیست برای تأیید شدن دنبال نگاه بقیه باشی 👀
با خودت صادقانه میگی:
«من کامل نیستم، اما در حال رشدم!» 🌱
این نوع پذیرش، پایهی دوستی با درون برای کاهش وزنه
و عزت نفس تو رو قویتر میکنه 💪
تا حالا شده فقط به خاطر یه پرخوری کوچیک، خودتو سرزنش کنی؟
این قضاوتها مثل یه زنجیر دور ذهنته ⛓️
اما وقتی با خودت دوست باشی، به جای دعوا، دنبال درک علتش میگردی 🔍
💡 نتیجه؟
استرس کمتر، آرامش بیشتر و کنترل بهتر روی رفتارهای غذایی 🍽️✨
در مطالعهای جدید از Drexel University آمده است که وقتی افراد پس از لغزش غذایی به جای سرزنش، با خودشان مهربانتر رفتار میکنند، حالت روحیشان بهتر شده و توانایی کنترل رفتار غذاییشان افزایش مییابد .
وقتی با خودت در صلحی، بهتر میتونی تصمیم بگیری.
نه از روی احساس گناه، نه برای خوشایند بقیه…
بلکه چون میدونی چی برات خوبه 💚
این وضوح ذهنی سبب دوستی با درون برای کاهش وزن و در لاغری نقش مهمی داره و باعث میشه کمتر به رفتارهای افراطی رو بیاری 🎯
وقتی مسیر کاهش وزن از درون شروع میشه، ماندگارتره 💫
دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی تمرکز روی رشد شخصی، نه فقط سایز لباس!
یعنی آرامآرام، عمیق و واقعی تغییر کردن… نه یه تغییر سطحی و موقتی.
وقتی با خودت خوب باشی، با دیگران هم راحتتری.
کمتر دنبال تایید میگردی، بیشتر خودِ واقعیت رو نشون میدی 🫶
و همین حس خوب، انرژی لاغر شدن رو بیشتر میکنه؛ چون دیگه از درون احساس قدرت و حمایت داری 💥
دوستی با درون
فایل صوتی دوستی با درون برای کاهش وزن را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

متناسب بودن بهترین حس دنیا رو داره
متناسب بودن حس رهایی داره احساس میکنی تو بر زندگیت مسلطی نه زندگی بر تو، در هر جمعی که قرار میگیرم دیگران در مورد لاغّری صحبت میکنند من سرافرازم من به هیچ روشی احتیاج ندارم برای لاغری چون لاغّری در وجود من است
۲
از تغییر در خوردنم واقعا شگفت زده شدم از ایکه تا این ححد تونستم لاغّر بشم به راحتی تنها با تغییر دیدگاهم نسبت به مساله چاقی
۳
اطرافیان وزده شده اند واقعا شگمرتب از من در مورد روش لاغریم سوال میکنند
۴اصلاحاتی که من انجام دادم شامل اینست که نیاز نیست هر چیزی رو بخورم من میتونم انتخاب کنم و این حق رو دارم که مسیول رفتارم باشم نه اینکه مثل انسانی بی اراده اجازه بدهم شرایط برایم تصمیم بگیرد
نشان های دریافت شده
سلام به شما
این حس که نوشتید
«متناسب بودن حس رهایی داره احساس میکنی تو بر زندگیت مسلطی نه زندگی بر تو»
دقیقا منم وقتی تجسم میکنم یاد این جمله شما می افتم
ممنونم از کامنتی که نوشتید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
روز ۴۰
۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حسی ست که دارم .متناسب بودن بهم آرامش واقعی میده متناسب بودن بهم حس اعتماد بنفس،عزت نفس ، خوشحالی ، لذت از زندگی،اراده ،ارزش ، جوانی،زیبایی،جذابیت ، قدرت ، تسلط ، رهایی ،آزادی و لیاقت میده .
از اینکه هر روز ،هر لحظه با یه جسم سبک ، سلامت و جذاب هستم بی نهایت لذت میبرم .از اینکه ۶۵ کیلوگرم شدم و اندامم کاملا ایده آل شده برام بسیار لذت میبرم .از اینکه هر لباسی بپوشم به تنم زیباست و در هر رنگی دلم بخواد میتونم لباس بپوشم بی نهایت لذت میبرم از اینکه جسمم بدون چربی اضافه شده واقعا لذت میبرم .از اینکه کارهام رو به راحتی در تایم کمتری انجام میدم خیلی لذت میبرم .از اینکه پیاده روی طولانی مدت می تونم انجام بدم خیلی لذت میبرم .از اینکه امروز با سرعت دویدم و دخترم رو دنبال کردم و خنده های واقعیش رو بخاطر دویدن خودم دیدم ،بی نهایت لذت بردم .
همسرم خیلی خوشحال شد از لاغر شدنم و گفت هرگز فکر نمی کردم بتونی تا این حد متناسب بشی ،واقعا لاغری بهت میاد ، می دونی خیلی جذاب تر شدی اینجوری ، مبارکت باشه .مادرم بسیار ذوق کرد و اشک شوق ریخت ، خدا رو شکر کرد که من به آرزوم رسیدم و گفت عزیزم خیلی زیباتر شدی .دوستم زینب خیلی تعجب کرد و گفت آفرین نشمیل ، چقدر تغییر کردی لامصب ، بخدا حداقل ۱۰سال جوونتر به نظر میرسی ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام وقتی وارد خونه ی مامانم شدم گفتند واااااای نشمیل رو ببین ،چیکار کردی با خودت ، عالی شدی ،آفرین ،لباسها چقدر به تنت زیبا شدن ، خیلی زیباتر شدی ، به ما هم بگو ،تا ما هم اینجوری خوش استیل بشیم ،منم در مورد سایت تناسب فکری گفتم بهشون .
من از نظر فکری بسیار تغییر کردم ، من نگرشم خیلی عوض شده نسبت به همه چیز ،من نجواهای ذهنی رو می شناسم ،افکار منفی رو رها می کنم ،مثبت اندیش شدم ، کنترل ذهن پیدا کردم ،توجهم به مواد غذایی خیلی کمتر شده ،همین امشب چند بار اومدم شام بخورم ،چه وقتی که به دخترم غذا دادم ،چه وقتی که همسرم شام خورد ، اما چون احساس گرسنگی واقعی نداشتم نخوردم و از این نخوردن بی نهایت لذت می برم ، همین الان که قار و قور شکمم یکم داره میاد ،خیلی خوشحالم از این صدا و هی قربون صدقه ش میرم :))آفرین به من .
من باید رویایم رو رها نکنم ،دنبالش کنم .هر شب تجسم رو انجام بدم .همیشه حس لاغری رو در خودم بیشتر کنم .همیشه انتظار لاغری رو داشته باشم .رفتارهای صحیحم رو بیشتر کنم .خدا رو هزاران بار شکر کنم چون تغییرات بی نظیری داشتم و داره بیشتر میشه ، خداوند داره معجزاتش رو بیشتر بهم نشون میده ، سپاسگذارم خداوند مهربانم .
« استاد بزرگوارم ممنونم »
نشان های دریافت شده
سلام به شما
اسم شما رو وقتی میبینم یا تعهد واقعی می افتم
یاد عملگرا یودن می افتم
سپاسگزارم بابت کامنت نوشتن شما
نشان های دریافت شده
سلام هم مسیر گرامی
خیلی ممنونم و خوشحالم برای توصیف جالبی که از من کردید و گفتید متعهد و عملگرا هستم ،
این توصیفات باعث انگیزه و ذوق و شوق من برای استمرار بیشتر در این مسیر باارزش خواهد شد .
امیدوارم بهترین نتایج رو از این سایت تناسب فکری بگیرید .
خدا نگهدار
سلام بر استاد عزیز من بعد از مدتی دور از نوشتن در سایت از امروز که این فایل جدید را شنیدم تصمیم جدی گرفتم که به هدف نهایی تناسب فکری برسم و دیگه با کسی جز خودم دردودل نکنم چرا که کائنات کوش داره و تمام را دوباره بر میگردانه من واقعا ممنون هستم امروز خیلی روز بدی برای من بود مدتی بود زانو درد داشتم وامروز دکتر گفت شروع ارتوروز هیت و برای سن من خیلی زود هست وباید وزنم را کم کنم و از امروز تصمیم یا لاغری یا مرگ در من شروع شد و خود جدیدم را می خواهم بسازم من خودم را فراموش کرده بودم فقط برای دیگران وقت داشتم به خودم نمیرسیدم و از انروز با خودم اشتی کردم و از این جسمم معذرت میخواهم واز خدای مهربان می خواهم من را دراین راه کمک و همراهی کند
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام استاد عزیز و دوستان همراه
وقتی هر فایلی را گوش میکنم میگم انگار درون من را استاد به صورت فایل گذاشته که چقدر این مطالب به درون من نزدیک هست
این فایل هم که دوستی با درون خودمون هست و استاد فرمودند که وقتی هر مشکلی داشتی با درون خودت گفتگو کن من شاید باور نکنید این گفتگوی درون را از نوجوانی در خودم دارم یادم وقتی سن ۱۵سال به بعد را داشتم و مشکلات را میفهمیدم همیشه با خودم خلوت میکردم و با خودم حرف میزدم چقدر احساس آرامش میکردم چقدر سبک میشدم چقدر راحت میشدم این وضع ادامه داشت و همیشه ساعتها تو حیاط خونه ساکت و خلوت هر مشکلی که برام پیش میآمد را با خودم زمزمه میکردم انقدر احساس قوی شدن میکردم احساس آرامش و خیلی بهتر میتونستم با اون مشکل که باعث رنجش من هست مقابله کنم و همیشه در نهایت نتیجه به نفع من تمام میشد خیلی کم با کسی حرف میزدم تا همین الان هم که یه موضوع اذیتم میکنه ولی گاهی این موضوع را با دوستم در میان میزارم با اینکه میدونم دارم اشتباه میکنم اما وقتی بهش میگم خیلی سبک میشم راحت میشم و فکر میکنم که با هم میتونیم راه حلی برای آن پیدا کنیم برا همین سبک میشم حس میکنم به تنهایی نمیتونم از پسش بر بیام میدونی چرا من به دوستم گفتم چون دیگه مثل گذشته جایی برای خلوت خودم ندارم همسرم باز نشست شده بجه هام خونه هستن و زندگی آپارتمانی باعث شدن دیگه نتونم با اون خدای درونم صحبت کنم و سبک بشم برا همین حس میکنم ضعیف شدم همیشه میگم ولقعا نیازه آدم با خودش گفتگوی درونی داشته باشه میدونی من حتما باید با خودم زمزمه کنم نمیتونم ذهنی حرف بزنم برا همین واقعا تحت فشارم که چرا نمیتونم با درونم حرف بزنم و به قول دوست بشم الان با گوش کردن این فایل خیلی برام آشنا بود گفتم من این گفتگو را خیلی وقت دارم انجام میدم و چقدر لذت بخش هست چقدر تاثیر گذار هست برای همه ی جنبه های زندگی و امیدوارم که من دوباره بتونم این فرصت را بدست بیارم که با خودم حرف میزنم .
سپاس استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خالق مهربان❤️
سلام و عشق نثار استاد لاغری و عاشقان لاغری
عاشقانه از زحمات و همراهی شما استاد مهربان و یکدانه ام تشکر و قدردانی میکنم که با صبر و آرامش قدم های ما را مدیریت میکنید به سمت تناسب و زیباییهای ذاتی مان و چقدر تمرینات این دوره با نظم و بسیار هوشمندانه طراحی شده در قدم اول یاد گرفتم که چطور توسط تجسم و احساس کردن لاغری ذهنم را مجبور کنم که تکثیر تصاویر چاقی را متوقف و تصاویر جدید لاغری را تکرار کند بعد یادگرفتم که با کمک تمرین پرسش و پاسخ چطوری احساس لاغری را در خودم فعال کنم و با تکرار تجسم شبانه و نوشتن روزانهٔ تمرینات و تبدیل آن به یک عادت، یک تصویر واضح با توضیحات کامل از تناسب ایده آلم را از طریق ذهنم در اختیار ناخودآگاهم قرار دهم و بدین وسیله انتظار لاغری را در خودم ایجاد کنم و در ادامه دارم یاد میگیرم که چطور این انتظار را بدون تکیه به دیگران و عوامل بیرونی و فقط توسط نیروی درونم در خودم فعال و مدیریت کنم. ممنونم استاد جان واقعاً هوش و توانمندی شما در خلق تمرینات متناسب کننده ستودنی است شکروجودتان که بینظیرترین استاد لاغری هستید🙏❤️
هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم انرژی جدیدی توسط خالق جانم در اختیار من گذاشته میشود و دیگر این من هستم که انتخاب میکنم این انرژی تازه و فوق العاده هوشیار و قدرتمند را توسط احساسم به چه چیزی تبدیل و خرج دریافت چه اطلاعاتی میکنم آیا آن را تبدیل میکنم به احساس خوب و سپاسگزاری و آرامش و تناسب و شادی و خلق زیباییها یا با تمرکز روی اخبار و حوادث ناخوشایند پیرامونم و ناخواسته ها و توجه به مسائلی که به من مربوط نیست آن را تبدیل میکنم به احساسات بد و ناامیدکننده و جذب چاقی و ناخواسته ها و من از وقتی تمام ورودی های مجازی را قطع کردم و فقط با سايت نجاتبخش تناسب فکری در ارتباط هستم، زیاد این نوسانات رفتاری را تجربه نمیکنم و از وقتی که تمرینات فوق العادهٔ دورهٔ اصلاح پُرخوری را مینویسم و به آن عمل میکنم، بخوبی میتوانم خطاهای رفتار غذاییم را شناسایی و مدیریت کنم و دیگه زیاد درگیر خوردن و نخوردن نیستم و تمام توجه و تمرکزم روی این است که تمریناتم را هر روز بطور پیوسته بنویسم و اصلاحات را انجام دهم و ورودیهایم را کنترل و احساس خوبم را با آرامش و صبوری مدیریت کنم وبدون توجه به اتفاقات گذشته و پیش بینی آینده پذیرای تمام خودم در لحظهٔ حال باشم من وظیفه دارم با قبول مسئولیت خودم از نیروی درونم بخوبی مواظبت و حمایت کنم تا توسط اطلاعات اشتباه و گمراه کننده و انرژیهای منفی و ناامید کننده آلوده و ویروسی نشود بنابراین من سمت خودم را درست کنم و کاری به سمت مقابلم که نیروی درونم است ندارم چون او بلد است چگونه سمت خودش را در جهت خواسته ها و توجهات من تنظیم و مدیریت کند. و حتی الان هم که تقریباً متناسب شدم و روند کاهش وزنم بخوبی پیش میرود، بازم با جدیت و اشتیاقِ روز اول دارم تمریناتم را انجام میدهم و آموزشها و آگاهیهای دریافتی از استاد عزیزم را هر روز با حوصله و حس خوب برای ذهنم دیکته میکنم و چون ذهن نامحدود من از تکرار خسته نمیشود پس لازم است که من هم برای خلق خواسته ام مثل خودش رفتار کنم و از تکرار خسته نشوم و درمورد خطای رفتاری اگه موردی پیش بیاید و یه مقدار بیشتر از نیاز بدنم از یک مادهٔ خوراکی بخورم اصلاً برچسب چاقی روی آن نمیزنم و احساسم را بد و خودم را سرزنش نمیکنم و فقط به چشم یک خطای رفتاری ناهماهنگ با نیاز بدنم بهش نگاه میکنم و دارم روی خودم کار میکنم که هیچوقت خودم را در تلهٔ توهمی گذشته وآینده گیر نیندازم و سعی میکنم آگاهانه و خیلی عادی باخطای رفتاریم برخورد کنم و احساسم را درگیرش نمیکنم و بپذیرم که مسئول تمام انتخابها و واکنشهای رفتاریم خودم هستم و اگر شرایطی را دوست ندارم تجربه کنم فقط با کمک قدرت درونم میتوانم تغییرش دهم و حالا میخوام یک داستانی براتون تعریف کنم که مرتبط با موضوع این جلسه است چند روز پیش برای خرید به مرکز شهر رفته بودم و همینطور که داشتم عرض پیاده رو را طی میکردم عطر خوش کلوچه به مشامم رسید کمی که رفتم جلوتر رسیدم به یک مغازهٔ کلوچه پزی و چشمم افتاد به کلوچه های خیلی خوش رنگ و خوش پختی که عطر لذتبخش آن حس خوبی را در من ایجاد میکرد و بلافاصه ذهنم شروع کرد به سخنرانی که بیا از این کلوچه های خوشمزه بخر و بخور گفتم من سیرم و نیازی به خوردنش ندارم گفت خب بخر و ببر خونه وقتی گرسنه شدی بخور گفتم من از استادم آموختم که مواد غذایی را از قبل ذخیره نکنم و برای عمل خوردنم نقشه نکشم اما ذهنم ول کن نبود و خواستم با ترفندی که بلد بودم ذهنم را خاموش کنم اما یه لحظه فکر کردم و بعد تصمیم گرفتم که هم یه محکی به ذهنم بزنم تا ببینم چقدر متناسب شده و هم بعنوان تمرین از طریق تجسم خلاق ذهنم را ساکت کنم بنابراین همینطورکه به راه رفتنم ادامه دادم تجسم کردم که برگشتم و یک بسته از آن کلوچه های خوشمزه را خریدم و خودم را در حال خوردن یکی از آن کلوچه ها تجسم کردم و هر تکه از کلوچه را که میخوردم بخوبی با بزاق دهانم درگیرش میکردم و از حس کردن طعم و عطر خوب آن لذت میبردم و تقریباً بعد از خوردن یک چهارم کلوچه حسم از طعم آن سیر شد و دیدیم شیرینی آن دارد دلم را میزند و دیگه عطر آن را بخوبی احساس نمیکنم برای همین از خوردنش دست کشیدم و به تجسمم خاتمه دادم و به وضوح احساس کردم ذهنم که از خوردن کلوچه مست و سیر شده و ساکت و خاموش یه گوشه لَم داده و دست از سرم برداشته و خوشحال بودم که با تجسم خلاق تونستم گفتگوی ذهنیم را کنترل کنم و از طرفی به این فکر میکردم که چرا بعد از یک سال و خورده ای که دارم مرتب تمریناتم را انجام میدهم و اطلاعات و ورودیهای متناسب کننده به ذهنم میدهم و کلی هم وزن و سایز کم کردم و دیگه توجه ام درگیر چاقی نیست، اما هنوز ذهنم دوست داره خوراک فکریشو از تصاویر و رفتارهای چاق تامین کنه؟! و بعد یادم اومد که من از بچگی به کلوچه بیشتر از سایر شیرینیها علاقه داشتم و چون مادرم مرتب برامون درست میکرد حتی برای زنگ تفریح هم با خودم کلوچه میبردم مدرسه و تازه متوجه شدم که خاطرات چاقی در ذهن من خیلی بیشتر از اون حدی است که خودم تصور میکنم و از طرفی خوشحال بودم که حجم زیادی از افکار و فرمولهای چاقی در ذهنم غیر فعال شده و اگه قبلاً بود ذهنم حتی با خوردن یک بستهٔ کامل کلوچه بازم دنبال بقیه اش میگشت ولی الان با خوردن یک کلوچه چشم و دلش سیر شد و این نشان میدهد که آموزشها و تمرینات تاثیر خودشو گذاشته و فقط لازمه تکرار کنم و ادامه دهم تا باورهای متناسب کننده ام جون بگیرند و قوی شوند و بطور کامل بازی رو از دست ذهنیت چاقم بگیرند و ذهنم به خوردن همین یه کلوچه هم در موقع بی نیازی واکنشی ندهد و با خیال راحت و آرامش فکری خریدم را انجام دادم و برگشتم خونه و دو روز بعد دادشم یک بسته کلوچه برایم آورد و من متوجه شدم که تجسم خلاق تاثیر خودشو روی نیروی درونم گذاشته و کلوچه هایی که من بصورت ذهنی خریده بودم در واقعیت بدستم رسیدند و صبر کردم وقتی احساس واقعی گرسنگی را دریافت کردم با لذت و حس خوب یکی از آنها را خوردم و از تجربهٔ قدرت خلقم از طریق تمرین تجسم بسیار لذت بردم و به خودم گفتم ببین سحر تو باید خواسته هاتو اینطوری تجسم و احساس کنی که ذهنت فکر کنه واقعاً به آن رسیدی و تجربه اش کردی و بعد رهاش کنی و دیگه بهش فکر نکنی آنوقت است که انتظار تجربه کردنش در ناخودآگاهت شکل میگیره و تو خیلی راحت و آسان در واقعیت زندگیت تجربه اش میکنی.
نشان های دریافت شده
سلام به شما
ممنون بابت توضیح خوبی که بابت کلوچه دادی خیلی خوب بود
بازی ذهن خیلی جالبه براحتی میشه خاموشش کنی تا راحت بتونی به زندگیت ادامه بدی
نشان های دریافت شده
سلام سحر خانم دوست عزیزم
ما با اشتباهاتمون وتکرار اون در ذهن به شکل و افکار ورفتار وعمل کرد دچار مشکل چاقی شدیم اینکاره اصلا عجله نداشتیم ولی برای دریافت لاغری عجله داریم این عجله به شکرخدا من تو این مسیر خیلی کاهش دادم بازم تو بخشهای اون دارم
نمونه امد برای شما امیتاز ۵ ستاره بزنم دستم خودر و زدم دیدن یی ستاره دادم چندباره تکرار کردم ولی سایت فبول نکرد برای شما همون یی امتیاز رو حساب کرد خواستم رها کنم ولی دیدم این دیدگاهی عالی حیف هست ازطرف من یی امتیاز ثبت بشه
با این نوشته خواستم اشنباهم رو جبران کنم
چون هدف من بهترین زندگی کردن هست باید بهترین افکار ورفنار و عمل کرد رو برای خودم داشته باشم وثبت کنم که ذهنم اجازه اشتباه دو باره برای من صادر نکنه
درپناه خدا باشید
دوست هم مسیر شما صالحه
نشان های دریافت شده
سلام به روی ماه صالحهٔ عزیزم
از توجه و نگاه زیبایت به دیدگاهم بسیار سپاسگزارم از بابت لایک هم خیلی تشکر میکنم دست گُلت پُر از عشق و برکت خدا باشد من هم چند بار این اشتباه را داشتم و به استاد عزیزم گفتم اگر امکانش هست برای ثبت امتیاز یه زمان کوتاهی قرار دهند تا در اینجور مواقع بتوانیم آن را اصلاح کنیم.
دوستت دارم و امیدوارم قلب مهربانت همواره پُر از حس خوب و شوق و شادی باشد😘🌹💖🌹
نشان های دریافت شده
سلام و احترام به استاد عزیز و گرانقدر و دستان عزیز و گرامی
سپاسگزار خداوندم که تو این جمع حضور دارم
و سپاسگزار استاد عزیز بابت اگاهی های ناب
و سپاسگزار دوستان بابت نوشتن و خوندن کامنت های فوق العاده
پذیرش فکر ؟
من این مدلی که میخوام بنویسم خیلی راحت میتونم فکر چاقی رو از خودم دور کنم
خواستم اینجا بنویسم هم بمونه و هم اینکه شاید بدرد کسی بخوره ولی در کل نحوه اروم کردن خود و بدست اوردن ارامش به عدد ادم ها زیاد هستش ولی گاهی وقتا کمک کننده میشه نحوه ارامش دیگری برای خود.
فکر چاقی رو چطور از خودم دور کنم ویا بپذیرمش؟
تمام چیزهایی که نمیپذیریم که الان فکر چاقی هستش تبدیل به فکر ما میشود و دائما ذهن ما رو مشغول نگه میداره و از اونجایی که ذهن ما سازنده تصاویر زندگی ما هستش انچیزی رو که نپذیرفتهایم تبدیل به زندگی ما میشه و خودش رو تکثیر میکنه ولی چیزهایی که میپذیریم دیگه بخشی از ذهن ما نمیشه و از دایره ذهن خارج میشه پس اگر چیزی رو دوست نداریم و میخواهیم که از زندگی محو بشه اول اون رو میپذیریم و به تدریج یواش یواش ذهنمون رو با پذیرش خلوت میکنیم و جا برای خلق تازه و متناسب شدن باز میشه.
این برای من راحترین روش ساکت کردن ذهن وراج چاقیه امیدوارم به کار دوستان بیاد.
نشان های دریافت شده
با سلام مجدد
ببخشید آقای شهبازی من در رابطه با این روش یه موضوعی را فراموش کردم بگم اینکه مرز بین پذیرش با تایید کردن خیلی باریکه وقتی چاقی را میپذیریم باید بدون اینکه احساسش کنیم یا بهش فکر کنیم، فقط ناظر بودنش باشیم و خلاء ذهنی که ایجاد میشود را با اطلاعات صحیح و متناسب کننده و انجام تمرینات قوی بخوبی پُر کنیم اما وقتی چاقی را تاییدش میکنیم خب طبیعی است که ذهن چاق مان سکوت کند پس لازم است مواظب نیرنگهای ذهنمان باشیم که از طریق تایید شدن چاقی را دوباره درما رشد و گسترش ندهد.
نشان های دریافت شده
سلام به شما
پذیرش که میگم در حد تایید اولیه نه اینکه احساسم درگیرش بشه
مثلا ذهنم نجوا میکنه چقدر خوردی شکمت داره میترکه باد کردی، حالا منم کم خوردم اصلانم فشار شکم ندارم ولی ذهن چونکه فهمیده مقاومت دارم فشار ذهنی زیادی میاره
بعدش بهش میگم اره زیاد خوردم تو راست میگی سری بعد یادم بنداز همونجا متوقف میشه دیگه ادامه نمیده و من میتونم افکار متناسب رو جایگزین کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم
این گفتگو مربوط به ذهن چاق نیست چون یک ذهنیت چاق هیچوقت ما را از خوردن منع نمیکند بلکه مرتب ما را ترغیب به خوردن بیشتر میکند و اینکه فشار شکمی علامت سیری نیست و بدن ما خیلی کم مصرف است من فکر میکنم چون در این مدت دارید بطور مستمر تمرینات را انجام میدهید تصاویر متناسب کننده در ذهن شما پُررنگتر شده و این ذهنیت متناسب است که دارد شما را از خوردن بیشتر منع میکند و این نشانهٔ خوبی است و کافی است با آن همراه شوید و با اشتیاق بیشتری تمرینات را تکرار کنید و ادامه دهید.
شاد و موفق باشید.
نشان های دریافت شده
سلام دوست متناسبم
این روش مربوط به قانون پذیرشه و اگر بتونیم درست اجراش کنیم برای مهار کردن ذهن چاق بسیار تاثیرگذاره خیلی ممنونم که با ما به اشتراک گذاشتید.
ونکته اخر این که هر وقت ما شروع می کنیم به موندن تو احساسات بد و سرزنش کردن خودمون و با دیگران در مورد آن موضوع که ما رو ناراحت و کلافه کرده صحبت می کنیم در واقع داریم در مورد خودمون حرف میزنیم و میگیم که من ضعیف هستم من قدرت مقابله با این احساسات رو ندارم من مسولیت زندگی خودم و نتایج اون رو گردن نمیگیرم و می خوام یه طوری از زیرش در برم و منتظرم یه نفر بیاد زندگیم رو برای من جمع و جور کنه و نسبت به من دلسوزی کنه و مرتب با من همدردی کنه که خود همین درد و دل کردن و با یه نفر صحبت کردن به نظر من احساس بد رو تو ادم بیشتر میکنه و با هر حرفی که میزنم انگار دارم به خودم بی احترامی می کنم پس بهتر تا می تونیم با دیگران در مورد مسایل زندگیم دردو دل نکنیم و اون مسایل رو بپذیریم و همون دعا معروف که خدایا به من ارامشی بده که بپذیرم هر انچه که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی که تغییر بدهم هر انچه که می توانم و بینشی که تفاوت این دو رو درک کنم امین
پس باید تمام تلاشم رو بکنم که هر وقت تو حال بد بودم فرار کنم برم تو حال خوب حالا چطوری باید از حال بد برم تو حال خوب با مهارتهای که تو این سایت دارم یاد میگیرم یکیش بی توجهی هست که تمرکزم رو بردارم بذارم روی یه موضوع دیگه چون ذهن نمی تونه هم زمان به دوتا گزینه تمرکز کنه دومیش تخیل کردن هست که برم تو یه خاطره خوب از گذشته یا یه تصویر زیبا بسازم تو اینده سومی هم با خودم صحبت کنم و خودم رو ارام کنم که بحث این فایل بود راههای دیگه ای هم هست که متناسب با شرایط میشه ازش استفاده کرد برم بدوم برم دوش بگیرم برم بخوابم برم فیلم خوب نگاه کنم موسیقی گوش بدم چای بخورم یا دمنوش برم به گلهام رسیدگی کنم برم به پختن شام یا غذام برسم برم لباسها رو تا کن خلاصه که از این احساس بد فرار کنم
فقط یه نکته هست که دوست دارم بگم استاد عزیز تو فایلهای قبلی ورود به ضمیر ناخوداگاه یه سری اموزشهای قشنگی دادن که یاداوری اونا باعث می شود که بهتر به اهمیت دوستی با خود و ذهن ناخوداگاه پی ببریم
اولین نکته که استاد عزیز تو دوره گفتن این بود که ذهن ناخوداگاه جایگاه حضور خداوند هست و خود متعالی انسان در ذهن ناخوداگاه است بعد زبان ارتباط ذهن ناخوداگاه احساسات است و ذهن ناخوداگاه یه کودک است که قدرت تشخیص تخیل و واقعیت رو ندارد و مهمترین کار ذهن ناخوداگاه تخیل و رویا سازی است و با استفاده از همین رویا سازی و تخیل به همراه احساسات خوب مثل توکل شکرگزاری شادی رضایت امیدواری می تواند ادمی رو به اهدافش برساند
ازطرفی داشتن تناسب اندام در وجود ادمی یه حق طبیعی هست و چاقی و اضافه وزن غیر طبیعی هست و باعث ناراحتی ادم می شود حالا اگه ادمی این مهارت رو پیداکنه که داشتن اضافه وزن خود و چاقی خود ناراحت نشه و بهش توجه نکنه و به جاش به لاغری و تناسب اندام توجه کنه و حال خودش رو خوب نگه داره یواش یواش تو دلش و ذهنش انتظار چاقی شکوفا میشه و احساس خوب احساس خوب بیشتری رو بنا به قانون وارد زندگی ادم میکنه و موندن تو حال خوب باعث تصمیمات درست میشه و باعث میشه که ادمی تمریناتش رو با قوت و قدرت بیشتر و بهتری انجام بده و در نهایت ادمی با استمرار و در مسیر موندن و ادامه دادن به تناسب اندام دلخواهش میرسه پس ریشه اصلی این رسیدن به تناسب اندام داشتن احساس خوب هست که یکی از اون احساس خیلی خوب دوستی با خود و محترم شمردن خود و دادن احساس لیاقت و شایستگی به خود است
من دارم تمام تلاش م رو می کنم که تو این مسیر بمانم و مرا هزار امید است و هر هزار تویی
خب برای این که تو میسر بمونم گاهی برام مشکلاتی پیش میاد ولی من با خودم میگم من یه جنگجو هستم و قرار نیست که با مشکلات و مسایل بکشم کنار اتفاقا وقتی مسله هست من ادامه بدم تبدیل میشم به جنگجوی قوی تری مثلا من دیروز جمعه بود با همسرجان رفتیم بیرون برای خرید لباس زمستانه خواهر شوهرم به همسرجان زنگ زدو فهمید که ما نزدیک خونه اونا اومدیم خرید ما رو دعوت کرد برای شام
ما هم وقتی خریدمون تموم شد رفتیم اونجا من تازگیها هر جا میرم منظور بیرون منزل هست دفترام رو می برم و تو زمانهای خالی که پیدا می کنم یا می نویسم یا می خونم دیروز اصلا فکر ش رو نمی کردم که از خرید جایی برم دفترهام رو نبردم وقتی رفتیم خونه خواهرشوهرم خیلی افسوس می خوردم چون نمی تونستم تمرین امروز م رو تو دفتر بنویسم بعد با خودم گفتم الان من تو جنگم یا دنبال راه حلم خب صادقانه داشتم جنگ می کردم گفتم جنگ بسه اتش بس پاشو برو تو تراس تمرینت رو انجام بده رفتم تراس اول تو ذهنم داشتم به سوالات ورود به ضمیر ناخوداگاه جواب میدادم بعد یه دفعه دیدم گوشی دستمه و دادم جواب و سوالها به صورت صوتی ذخیره می کنم خیلی خوب شد که فی البداهه این کار رو کردم چون تو مسیر برگشت به خونه بارها به فایل صوتی که ذخیره کرده بود گوش دادم واقعا اگه کنترل مون رو تو شرایطی که دوستش نداریم از دست ندیم راه حلها میان
نشان های دریافت شده
سلام
سلام
دور روزه بدجور داره بهم حمله میشه
دو روزه حسابی ازم انرژی گرفته
دو روز از چپ وراست داره میکوبه
دو روز بد جور ول کن نیست
ذهن چاقیمو میگم
تصاویر چاقی رو میگم
اب میخورم حمله میکنه غذا میخورم حمله میکنه، فشار تو شکمم ندارم ولی فشار ذهنی که به شکمم میاره تز فشار یه تن غذا خوردن بیشتره، هر کاری میکردم نمیزاشت تا اینکه باهاش حرف زدم و بهش گفتم، گفتگوی منو ذهن،
من زیاد نخوردم بد موقع نخوردم ، موقع خوردن اروم خوردم چرا این همه فشار بهم میاد فشار ذهنی میاد،
حالا ذهن میگه زیاد خوردی، دیگه لاغریت رفت هوا ، با این وعده ای که خوردی حتما چاق میشی، دوباره باید لباس گشاد بپوشی و هزاران حال خرابی دیگه،
همش مقاومت بود بین من و درونم و اون ذهن چاقه تا اینکه من اینمدلی شروع کردم
ذهن عزیزم تو فابریک لاغری ، چرا اینهمه دست و پا میزنی، باشه هر چی تو بگی قبول زیاد خوردم راست میگی، بد موقع خوردم راست میگی، فشار اومد راست میگی از این به بعد هر چی تو بگی ،
و با این طرفند دیگه خاموش میشه ساکت میشه به حرفش گوش میدی قربون صدقش میری ،
ولی چونکه باورم یه چیز دیگس و دارم برای متناسب شدن وقت میزارم اینمدلی من ساکتش میکنم و ساکت میشه و میره دوباره میاد ولی با این روش حسابی میتونم باهاش رفیق باشم و همیکنه ساکت شد یه خوراک از این سایت میفرستم و جایگزینش رو انجام میدم،
وقتی باهاش حرف میزنی به حرف گوش میده ولی باید تاییدش کنی اولش فقط باید حرفاشو بپذیری بعدش میتونی ضربه فنی کنی .