🎯 دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی اینکه بهجای تکیه به دیگران، یاد بگیری خودت بهترین رفیق خودت باشی.
خیلی وقتا فکر میکنیم برای سبک شدن، باید یکی باشه که حرفهامونو بفهمه و دلداریمون بده،
اما واقعیت اینه که قویترین همدلی رو میتونی از درون خودت دریافت کنی 💛
تو مجهز به یه دوست وفادار درونی هستی… فقط باید بهش گوش بدی 🤲🧠
از همین لحظه، رفاقتت رو با خودت شروع کن! 🌱

🚫 دشمنی با درون = دور شدن از آرامش و هدف
سالها عادت داشتم درباره سختیهای زندگی و حتی اضافهوزنم با اطرافیان حرف بزنم. همیشه دلم میخواست دیگران من رو تأیید کنن یا برام ابراز تأسف کنن 😢
هر چی بیشتر میشنیدم که «تو مظلومی»، حس میکردم دوستهای بیشتری دارم که پشتم هستن…
اما در واقع، هرچی این حرفا بیشتر میشد، گلههام هم بیشتر میشد 😩 و شرایط زندگیم سختتر!
🌀 هر بار که با کسی حرف میزدم، یه لیست بلند از مشکلات جدید برای تعریف داشتم…
و این چرخه در مورد چاقی من هم تکرار میشد. مرتب برای بقیه از تلاشهام برای لاغر شدن میگفتم.
و وقتی بهم میگفتن: «تو خیلی تلاش کردی»، یه احساس آرامش کاذب میاومد که انگار من مقصر نیستم! 😶🌫️
ولی پشت این دلسوزیها، واقعیت تلخی بود…
✨ هرچی بیشتر توجیه میآوردم، انگیزهام برای لاغر شدن کمتر میشد…
🌟 دوستی با درون برای کاهش وزن: نقطه عطف تغییر
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود:
❌ درباره چاقی و مشکلاتش با کسی صحبت نکن!
ده ساله که توی این مسیرم و حتی یک بار هم از چاق شدن یا لاغر نشدنم با کسی حرف نزدم 🎯
چون فهمیدم که کلید موفقیت، دوستی با درون برای کاهش وزنه 🔑❤️
من نیاز داشتم یک همراه واقعی، یه دوست صمیمی توی وجود خودم پیدا کنم؛
کسی که وقتی خستهم، وقتی کمانگیزهم، بهم دلگرمی بده ✨
و خیلی زود فهمیدم:
🌈 بهترین دوست من توی این مسیر… خودمم!
💚 از دشمنی به رفاقت: انتخابی که زندگیمو عوض کرد
سالها با خودم در جنگ بودم.
هر بار که به بدنم نگاه میکردم، یه منتقد درونم بیدار میشد و شروع میکرد به سرزنش 😞
و نتیجهاش؟ فقط چاقتر شدن… و خستگی بیشتر! 🧨
اما مسیر ذهنی کاهش وزن یعنی برعکسِ همه اون سالها رفتار کنم.
یعنی به جای دشمنی، دوستی با درون برای کاهش وزن رو انتخاب کنم به خودم عشق بدم 💌
یعنی هر روز به خودم بگم:
«تو داری تلاش میکنی و لیاقت حمایت و مهربونی رو داری» 🌱🫂
✅ حالا توی مسیر لاغری با ذهن، من پشتیبان خودمم
نه قاضی، نه دشمن… بلکه بهترین رفیق خودم! 🤗

✨ اهمیت دوستی با درون برای کاهش وزن
خیلی از ما فکر میکنیم لاغر شدن فقط به رژیم و ورزش بستگی داره،
اما واقعیت اینه که یکی از مهمترین عوامل کاهش وزن پایدار، داشتن رابطهای سالم و صمیمی با خودمونه ❤️
وقتی یاد میگیریم خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم،
وقتی بهجای سرزنش، از خودمون حمایت میکنیم،
یه تغییر عمیق درونی اتفاق میافته که مسیر کاهش وزن رو هموارتر میکنه 🧘♀️🌿
وقتی با خودت دوست باشی، دیگه لازم نیست برای تأیید شدن دنبال نگاه بقیه باشی 👀
با خودت صادقانه میگی:
«من کامل نیستم، اما در حال رشدم!» 🌱
این نوع پذیرش، پایهی دوستی با درون برای کاهش وزنه
و عزت نفس تو رو قویتر میکنه 💪
تا حالا شده فقط به خاطر یه پرخوری کوچیک، خودتو سرزنش کنی؟
این قضاوتها مثل یه زنجیر دور ذهنته ⛓️
اما وقتی با خودت دوست باشی، به جای دعوا، دنبال درک علتش میگردی 🔍
💡 نتیجه؟
استرس کمتر، آرامش بیشتر و کنترل بهتر روی رفتارهای غذایی 🍽️✨
در مطالعهای جدید از Drexel University آمده است که وقتی افراد پس از لغزش غذایی به جای سرزنش، با خودشان مهربانتر رفتار میکنند، حالت روحیشان بهتر شده و توانایی کنترل رفتار غذاییشان افزایش مییابد .
وقتی با خودت در صلحی، بهتر میتونی تصمیم بگیری.
نه از روی احساس گناه، نه برای خوشایند بقیه…
بلکه چون میدونی چی برات خوبه 💚
این وضوح ذهنی سبب دوستی با درون برای کاهش وزن و در لاغری نقش مهمی داره و باعث میشه کمتر به رفتارهای افراطی رو بیاری 🎯
وقتی مسیر کاهش وزن از درون شروع میشه، ماندگارتره 💫
دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی تمرکز روی رشد شخصی، نه فقط سایز لباس!
یعنی آرامآرام، عمیق و واقعی تغییر کردن… نه یه تغییر سطحی و موقتی.
وقتی با خودت خوب باشی، با دیگران هم راحتتری.
کمتر دنبال تایید میگردی، بیشتر خودِ واقعیت رو نشون میدی 🫶
و همین حس خوب، انرژی لاغر شدن رو بیشتر میکنه؛ چون دیگه از درون احساس قدرت و حمایت داری 💥
دوستی با درون
فایل صوتی دوستی با درون برای کاهش وزن را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان متناسبم.
چرا دوستی با درون این قدر اهمیت داره ؟
اول موضوع اینه که وقتی با خودت دوستی خودپذیری و عزت نفس داری چطوری ؟
یعنی من خودم رو قبول می کنم ، خودمو دوست دارم با تمام خوبی ها و بدی ها ،کمی ها و کاستی .
میدونم من به عنوان یک انسان که توسط خانواده ،معلم ها ،جامعه آموزش دیدم ممکنه اطلاعات اشتباهی رو باور کرده باشم و اونطوری که دوست دارم نباشم این مهم بهم میگه از دست خودت کلافه نباش ،اینقدر کمال گرا نباش .
نمیشه تو صد باشی .
چقدر از کمال گرایی و اینکه باید کامل باشم ضربه دیدم و اینکه نتونستم اونطوری باشم خودم رو سرزنش کردم و بی عرضه خطاب کردم .
خیلی از کارهای مورد علاقه ام رو بخاطر اینکه شاید نتونم بی نقص انجام بدم انجامش ندادم .
در حالیکه این طبیعت زندگیه و همه ی ما کامل نیستیم ،چقدر مهم و اساسیه پذیرفتن خود و دوست داشتن خود و در مسیر کمال حرکت کردن نه اینکه بگی من همینم که هستم نه .
دوم اینکه دوستی با درون اضطراب و استرس رو کم می کنه و این هم بسیار اهمیت داره یک جورایی با پذیرش خودت کامل میشه .
اینکه خودتو قضاوت نکن ،سرزنش نکن .
اشکالی نداره گاهی ممکنه تو هم با اطلاعات و باورهای اشتباه مسیر اشتباه بری اگه با خودت دوست باشی از راه اشتباه برمی گردی و بالاخره مسیر درست رو پیدا می کنی ولی اگه خودتو سرزنش کنی ،ناامید و خسته و کلافه میشی و نمی تونی بایستی و ادامه بدی و راه درست رو پیدا کنی .از زمین و زمان شاکی میشی .
سوم اینکه توانایی تصمیم گیری بهتر میشه دقیقا همین طوره ،موقع ناراحتی یا خستگی ،خشم و عصبانیت بیشتر تصمیمات اشتباه و احساسی هستند و بعدش می فهمی چقدر عجله کردی .
خیلی جاها وقتی با خودت دوست نباشی از دیگران کمک میری و اونا هم بر مبنای اطلاعات خودشون و زندگی خودشون و نظر خودشون تو رو راهنمایی می کنند در حالیکه هر کدوم از ما زندگی متفاوتی داریم و حتی آدم های زندگیمون با اطلاعات و دیدگاه های متفاوتی هستند و اشتباه محض اینه که تصمیم رو به دیگران بسپاری .
اگه با خودت دوست باشی به راحتی مسئله ات رو با خودت حل می کنی بدون دخالت دیگران.
چهارم اینه که رشد شخصی و فردی و معنوی ما ارتقا پیدا می کنه .
خیلی از سالهای زندگی رو بر اساس قضاوت دیگران زندگی کردم که مثلا دختر خوبی باشم ، همسر خوبی باشم ،مادر خوبی باشم،
اما دریغ از یکبار که خودم باشم .
الان فهمیدم توی زندگی هیچ وقت با خودم دوست نبودم و برای محبت به خودم کاری نکردم .
پنجم اینکه ارتباط با دیگران بهتر میشه
بدون قصد و غرض ،خیلی از آدم ها رو دیدم که جلوی یک نفر یک رفتاری دارن و پشت سرش یک حرف دیگه می زنن ،الان فهمیدم علتش اینه که با خودشون دوست نیستند و اگه جلوی کسی ارتباط بهتری دارن برای رسیدن به اهداف دیگه ای هست .
اگه با خودمون دوست باشیم نیازی نداریم برای تایید دیگران با کسانی که دوست نداریم رابطه برقرار کنیم ،می تونیم صادقانه و با صداقت با آدم هایی که مثل خودمونن دوست باشیم .
چقدر نکات کلیدی و آموزنده ای بود که توی تمام مراحل زندگی کاربرد دارن .
استاد عطار روشن بی نهایت سپاسگزارم
در پناه خدا باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم.
چقدر موضوع این جلسه ملموس و قابل درک بود .
فکر می کنم همه ی ما همیشه دنبال کسی گشتیم تا باهش درد و دل کنیم ،تا گله و شکایت کنیم تا مظلوم نمایی کنیم تا مورد محبت دیگران واقع بشیم تا خودمونو خوب جلوه بدیم .
برای منم همینطور بوده البته تا قبل از آشنایی با سایت .
درد و دل کردن اینم یک آموزش بوده که توی فرهنگ ما وجود داره .
از وقتی با سایت آشنا شدم و گله و شکایتی ندارم ، می بینم خیلی کم حرف شدم و حتی ارتباطم با دیگران خیلی کم شده ،الان با دوستان دورهمی میرم هیچی نمی گم چون نمی تونم باهاشون هم کلام بشم .
دیگه به کسی زنگ نمی زنم چون اونا همش شروع به گله و شکایت می کنند و من دوست ندارم بشنوم .
نمیدونم چرا این همه موضوع خوب و مفید برای حرف زدن هست و ما فقط یاد گرفتیم از همه چی گله کنیم .
الان موضوع برام روشن شد ،زمانیکه با دیگران درد دل می کنیم حس حمایت شدن و حس آرامش پیدا می کنیم .
احساس دوست داشته شدن.
یادمه درباره ی چاقی که خیلی حرف می زدم با همسرم که دردو دل می کردم چون اون متناسب بود اصلا منو درک نمی کرد ،می گفتم نمی تونم نخورم میگفت مگه میشه نتونی نخوری .دوستمم متناسب بود و درک نمی کرد با آدم هایی هم که اضافه وزن داشتن صحبت می کردم اونا درک می کردن ولی راه حلی برام نداشتن و نمی تونستن بهم کمک کنند .
بزرگترین ضربه ای که از درد و دل کردن از چاقی خوردم این بودم که پسرام با شنیدن حرف های من و توجه من به چاقی دچار اضافه وزن شدن و حالا من به جز خودم ،نگران اونا هم هستم .
درسته خودم یاد گرفتم مسولیت چاقی خودمو بپذیرم ولی در مورد پسرام ،می دونم من مسؤل هستم .
الان منم به خوبی یاد گرفتم که هیچ وقت درباره ی چاقی و لاغر نشدن حرف نزنم .
ولی توی خونه پسرام همش اینو میگن و منو ناراحت می کنن .
الان یاد گرفتم اون دوستی که باید باهش حرف می زدم خودم بودم و درون خودم بوده که الان واقعا هست .
چون با کسی درد و دل نمی کنم و سعی می کنم خودم فکر کنم و درستش کنم .
خداروشکر توی مسیر تناسب فکری خیلی روی ناراحتی و استرس مسلط شدم و خیلی زود می تونم شرایط رو عوض کنم .
یادمه اوایل که به این سایت هدایت شدم بارها نا امید شدم و رها کردم .
مثلا یک زمانی گیر داده بودم به دیدگاه ،خیلی برام سخت بود و گاهی ۴ تا ۵ ساعت از من زمان می گرفت و من به هیچ کار نمی رسیدم پس رها کردم ،گفتم از پسش بر نمیام بخدا گفتم من نمی تونم یک راه دیگه بگو ،باز دوباره منو می آورد همین جا .
یا نمی تونستم جلوی خوردنم رو بگیرم ناراحت می شدم که تو نمی تونی باز رها می کردم و خدا دوباره منو بر می گردوند اینجا .
گاهی بعضی از فایل ها برام با یک فایل دیگه دچار تناقض بود و نمی تونستم درک کنم و فکر می کردم اینا با هم متفاوتند و چند وقت درگیر می شدم و باز دوباره رها می کردم و خدا منو بر می گردوند همین جا .
خیلی رها شدم و رفتم و به خدا التماس کردم یک راه دیگه بده من از پسش بر نمیام ولی باز منو میآورد اینجا .
بار آخر که اومدم تصمیم گرفتم هر چی شد فقط بمونم .
یادمه از روزی که فایل علت پرخوری کردن رو دیدم تونستم هر وقت اشتباه می کنم خودمو ببخشم و ادامه بدم چون هر وقت خرابکاری می کردم خودمو می بخشیدم و می گفتم اشکالی نداره درست میشه .
ولی یک جایی فهمیدم جریانش داشت مثل این می شد که قبلا که چاق بودم هی تصمیم می گرفتم از امروز نخورم باز می خوردم و باز می گفتم اینبار رو خوردی عیبی نداره از دفعه بعد و این کار همیشه ادامه داشت .
روزی که فایل فشار شکم رو دیدم کمی بخودم اومدم که واقعا خیلی خودمو بخشیدم و انگار یک تله برای من شده بود .
نمیدونم این فایل ها چطوری با هم مچ میشن دیگه بهش فکر نمی کنم ولی مجموع این فایل ها همه چی رو درست کرده .
حس می کنم بزرگترین چیزی که کمکم می کنه الان خیلی خوب رفتار کنم همون حس و توجه به لاغریه شاید تا حالا باورش نداشتم الان که با تمام وجود حسش می کنم می تونم رفتارهامو درست انجام بدم .
رفتارم که درست است انتظار لاغری دارم .
من هنوزم اگه رفتارم اشتباه باشه خیلی سریع انتظار چاقی رو حس می کنم .
سعی دارم حالم و حسمو خیلی خوب نگه دارم .
الان یاد گرفتم با مهربانی با خودم ریشه ی رفتارم رو پیدا کنم و خودم رو سرزنش نکنم .
هر رفتاری ریشه ای داره و اگه بدونی چیه می تونی اونو درست کنی .
دوست دارم اگه با خودم دوست میشم و دوستی با دورن رو شروع کنم دوستی داشته باشم که فقط بهم آرامش نده ،دوست دارم آگاه باشه و منو راهنمایی کنه.
بعد از آرامش حالا بگو ببینم باید چطوری حلش کنیم .
الان فهمیدم ،اون حس و حال خوبی که استاد میگن برای اینه که استمرارم رو از دست ندم ،ناامید نشم و اون ریشه یابی که میگن برای اینکه راه رو پیدا کنم و درجا نزنم .وقتی ریشه ی اشکالی رو پیدا کنم می تونم درستش کنم و اشتباهم رو تکرار نکنم .
می دونید مثل این می مونه که فرزند شما کار بدی می کنه به نظرتون چند دفعه می تونید اونو ببخشید ،اگه بخشش انجام بشه ولی اون کار بد ادامه داشته باشه چون جوابگویی وجود نداره پس کار درستی هم وجود نداره .
همه ی ما انتظار داریم اگه یک بار یا دو بار بخشیدیم دیگه اون کار بد تکرار نشه .
دربارهی رفتارهای نامناسب هم همینه اگه مسیر درست و راه رسیدن به تناسب رو پیدا نکنیم بخشش فایده نداره
بخشش زمانی برای ما مفیده که باعث بشه بهم نریزیم و بتونیم با آرامش و آسایش اشکال کارمون رو پیدا کنیم .
استاد بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌼
در پناه خدا باشید .